آیا قبول امکان ملاقات در عصر غیبت سبب رواج مدعیان دروغین و عوام‏فریبی نمی‏شود

اگر بر امکان موضوعی در خارج ادله قطعی وجود دارد، نمی‏تواند به جهت مشکلاتی که در برخی موارد پدید می‏آید آن را انکار کرد بلکه این وظیفه علما است که مردم را ارشاد کرده از افراد شیاد و حیله‏گر و عوام‏فریب بر حذر دارند. آیا می‏توان به مجرد اینکه عده‏ای ادعای دروغین نبوت کرده‏اند اصل نبوت را انکار نمود؟


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:16 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا فضایل و کرامات امامان، ناشی از نبوغ فکری آنها بوده است

دانشمندان مادی که جهان‏بینی مادی دارند و هستی را در چهار چوب ماده منحصر می‏دانند، هرگاه معجزات و امور خارق‏العاده‏ای از کسی مشاهده می‏کنند، بر اثر ضعف ایمان و غرور علمی و غلبه مادیگری بر افکار آنها، در صدد توجیه مادی آن بر می‏آیند و این امور را به نابغه اشخاص مرتبط می‏سازند و هرگز به ارتباط غیبی این عالم ارزش و بهایی نمی‏دهند در حالی که این افراطگری از جهاتی قابل مناقشه است:
1- افراد در این نشریه منکر اعتقاد به غیب می‏شوند و تنها به مادی گرایی صرف می‏اندیشند.
2- بخشی از کرامات و معجزات امامان در سنین کودکی خبرهای غیبی بوده است که مطابق با واقع در آمده، در حالی که دیده نشده کسی با ادعای امامت در سنین کودکی با اتکای به نبوغ فکری خود خبر از غیب دهد. افراد نابغه هر مقدار که به مرتبه‏ای از نبوغ فکری برسند نمی‏توانند به طور قطع و یقین خبر از حوادث آینده دهند، تا چه رسد به اینکه کودک باشند.
3- اگر این ادعا صحیح است چرا یکی از انبیا یا امامان، کرامات و معجزات علمی و غیبی و... را به نبوغ فکری خود نسبت نداده است؟ بلکه بر عکس تنها ادعایشان آن بود که ما تابع وحی و الهام الهی هستیم.
4- اگر منشا کرامات و فضایل امامان در سنین کودکی نبوغ و زیرکی آنها بوده چرا دیگران از مقابله با آنها عاجز ماندند و به عجز و ناتوانی خود اعتراف نمودند.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:15 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا قانون عکس‏العمل، نوید جامعه‏ای بهتر و متکامل را به ما می‏دهد

تنها در مباحث فیزیکی نیست که ما با قانونی به نام قانون عکس العمل رو به رو هستیم که اگر مثلا جسمی با فشار معینی به دیوار برخورد کند با همان نیرو و فشار به عقب رانده می‏شود، بلکه در مسائل اجتماعی این قانون را محسوس‏تر می‏یابیم. آزمونهای تاریخی به ما نشان می‏دهد که همواره تحول‏ها و انقلاب‏های وسیع عکس العمل مستقیم فشارهای قبلی بوده است، و شاید هیچ انقلاب گسترده‏ای در جهان رخ نداده مگر آنکه پیش از آن فشار شدیدی در جهت مخالف وجود داشته است.
این قانون به ما می‏گوید: وضع کنونی جهان، آبستن انقلاب است. فشار جنگ‏ها و بیدادگریها، تبعیض‏ها و بی عدالتی‏ها، توأم با ناکامی و سرخوردگی انسان‏ها از قوانین فعلی، سرانجام واکنش شدید خود را برای از بین بردن یا کاستن این فشارها آشکار خواهد ساخت.
سرانجام، این خواست‏های واپس زده انسانی در پرتو آگاهی روز افزون ملت‏ها چنان عقده اجتماعی تشکیل می‏دهد که از نهان‏گاه ضمیر باطن جامعه با یک جهش برق‏آسا خود را ظاهر خواهند ساخت، و سازمان نظام کنونی جوامع انسانی را بر هم می‏ریزند و طرح نوینی را ایجاد می‏کنند. طرحی که در آن از مسابقه کمرشکن تسلیحاتی خبری باشد و نه از این همه کشمکش‏های خسته‏کننده و پیکارهای خونین و استعمار و استبداد و ظلم و فساد و خفقان. و این بارقه دیگری است از آینده روشنی که جامعه جهانی در پیش رو دارد.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:15 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا علمای انساب به ولادت فرزند امام عسکری علیه السلام اعتراف نموده‏اند

آری، گروهی از آنان معترفند که برای امام حسن عسکری علیه السلام فرزندی به نام محمد و با القاب: حجت و مهدی و... متولد شده است. اینک به اسامی برخی از آنها اشاره می‏کنیم:
1- نسابه سهل بن عبدالله بن داوود بن سلیمان بخاری، که معاصر عصر غیبت صغرا می‏زیسته است.(493)
2- سید عمری، نسابه مشهور در قرن پنجم هجری.(494)
3- فخر رازی شافعی، نسابه قرن پنجم.(495)
4- نسابه قرن ششم مروزی ازورقانی.(496)
5- نسابه جمال الدین احمد معروف به ابن عنبه.(497)
6- نسابه ابوالحسن محمد حسین یمانی صنعانی زیدی، نسابه قرن یازدهم.(498)
7- محمد امین سویدی.(499)
8- محمد ویس حیدری سوری.(500)
9- علامه نسابه سید محمد بن حسین بن عبدالله حسینی سمرقندی مدنی.(501)
10- شریف انس کتبی حسنی در تعلیقه بر کتاب تحفة المطالب.(502)
11- علامه نسابه سید محمد بن احمد بن حمید الدین نجفی(503)
12- علامه نسابه شریف انس کتبی حسنی.(504)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:14 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا علایم قریب برای ظهور، با اینکه حضرت به طور ناگهانی ظهور می‏کند منافات دارد

مطابق برخی از روایات، ظهور و قیام حضرت مهدی علیه السلام به طور ناگهانی خواهد بود و این از عنایات خداوند در حق آن حضرت است تا دشمنان را غافلگیر کرده و جلو تدابیر آنها را گرفته و هر گونه اقدامی را بر ضد حضرت از آنها سلب کند.
طبرسی توقیعی را از ناحیه مقدسه به شیخ مفید رحمة الله علیه نقل کرده که در آخر آن چنین آمده است: هرکس باید کاری کند که محبت ما را به خود جذب کرده و از کاری که کراهت و سخط ما را بر می‏انگیزد دوری کند. پس همانا امر ما یک دفعه و به طور ناگهانی اتفاق خواهد افتاد.(1162)
در توجیه اشکال فوق می‏گوییم:
علایم قریب برای ظهور حضرت مهدی علیه السلام همانند ندای آسمانی و فرو رفتن زمین بیدا با اهلش و دیگر علایم، برای آگاهی مخلصین و مومنان است تا از قرب ظهور آگاهی داشته باشند، و لذا ظهور برای آنها ناگهانی نخواهد بود. آری عنصر اتفاق و ظهور ناگهانی برای دشمنان حضرت مهدی علیه السلام است تا از این غفلتی که خداوند در آنها قرار می‏دهد حضرت بتواند به مقاصد عالی خود که همان سلطه بر ظالمان و گسترش عدل و داد است برسد.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:14 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا علایم ظهور متعلق بدا واقع می‏شود

از برخی روایات استفاده می‏شود که علایم ظهور بر دو قسم هستند: برخی حتمی‏اند که مورد بدا و تجدید نظر واقع نمی‏شوند، و برخی دیگر متعلق بدا واقع می‏گردند، ولی اصل ظهور امری حتمی است که خداوند متعال در آن جواب فطرت و خواسته درونی بشر را داده و وعده به تحقق آن داده است و خداوند هرگز خلف وعده نمی‏کند.
داوود بن ابی القاسم می‏گوید: ما نزد ابی جعفر محمد بن علی الرضا علیه السلام بودیم که سخن از خروج سفیانی به میان آمد و اینکه در روایت آمده که امر او حتمی است. به ابو جعفر علیه السلام عرض کردم: آیا بدا در امر، حتمی خواهد شد؟ حضرت فرمود: آری. عرض کردم: ما می‏ترسیم که در امر قائم نیز بدا حاصل شود. فرمود: امر قائم از اموری است که وعده داده شده و خداوند در وعده خود تخلف نخواهد کرد.(1075)
علایم حتمی که مورد بدا واقع نمی‏شود نشانه‏هایی دارد که به برخی از آنها اشاره می‏کنیم:
1- تصریح به حتمی بودن آن در روایات.
2- تاکید به قسم.
3- تاکید به لابد.
4- تاکید به لام.
5- تاکید به ان.
6- تاکید به تکرار.
7- تاکید به سین و سوف.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:13 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا علایم ظهور با احادیث نفی توقیت منافات دارد

ممکن است که به ذهن کسی چنین خطور کند که نشر شرایط و علامات، در جامعه با احادیث نهی از توقیت و معین کردن وقت ظهور منافات داشته، پس چرا از آنها سخن به میان می‏آید؟
پاسخ : توقیت و تعیین وقت ظهور که در روایات از آن نهی شده شامل نقل علایم و شرایط ظهور نیست؛ زیرا مقصود از توقیت آن است که به طور دقیق وقت خاصی را برای ظهور معین کنیم که روایات از آن نهی کرده است.
وقت معین کردن برای ظهور غیر از آنکه مشتمل بر نهی است دارای اشکالات دیگری نیز می‏باشد:
1- ادعایی بدون دلیل است.
2- اگر تاریخ ظهور معلوم باشد دشمنان در صدد مقابله و جلوگیری از آن برخواهند آمد و لذا در روایات می‏خوانیم که ظهور حضرت علیه السلام به طور ناگهانی خواهد بود.
3- با وقت معین نکردن روحیه امید و حیات در جامعه دمیده خواهد شد زیرا در هر لحظه احتمال داده می‏شود که ظهور حضرت فرا رسد.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:12 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا عقیده مهدویت مورد اجماع مسلمین است

عقیده به مهدویت از عقایدی است که مسلمانان با اختلافات مذهبی که دارند بر آن اتفاق دارند و هرگز به مذهب خاصی اختصاص ندارد. زیرا جمیع شیعه امامیه، زیدیه، ملاکی‏ها، حنفی‏ها، شافعی‏ها، حنبلی‏ها و وهابیان بر این مسأله اتفاق نظر دارند که شخصی از عترت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قیام کرده و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، آن گونه که پر از ظلم و جور شده باشد.
جماعتی از علمای اهل سنت تصریح کرده‏اند که این عقیده مورد اتفاق مسلمین است و حتی برخی از فقهای اهل سنت به وجوب قتل منکر آن فتوا داده‏اند.
احمد امین مصری با آنکه منکر اصل مهدویت است، ولی این عقیده را از عقاید مسلم اهل سنت می‏شمارد که به آن ایمان دارند.(187)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:12 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا عقیده به مهدویت ناشی از پیاده نشدن حکومت جهانی اسلام بوده است

دکتر سلمان بدور - رئیس بخش فلسفه در دانشگاه اردن - درباره منشا رواج پیدا کردن عقیده مهدویت در تاریخ مسلمین می‏گوید: حکومت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله صورت مجسم مدینه فاضله‏ای بود که اسلام و ادیان و مکاتب نوید آن را داده بودند. آرزوی بسیاری از مسلمانان این بود که در همان عصر، این مدینه فاضله در سرتاسر عالم گسترش پیدا کند ولی این آرزو تحقق نیافت، اما هرگز از ذهن متفکرین اسلامی خصوصا جامعه شیعه امامی بیرون نرفت.(185)
پاسخ : گرچه اسلام در عصر رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر تمام عالم گسترش پیدا نکرد ولی
اولا:
خبر اسلام و دعوت آن به گوش غالب بلاد اسلامی رسید و شخص رسول اکرم صلی الله علیه و آله مردم الم را به اسلام دعوت نمود.
ثانیا:
خود قرآن و شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خبر از تحقق اسلام در سطح گسترده و در تمام روی زمین داده است، نه اینکه مسلمانان بعد از یأس از فراگیری اسلام به این عقیده روی آورده باشند.
دکتر عبدالجبار شراره می‏گوید: آنچه جای تعجب است اینکه برخی از مدعیان علم و معرفت از قدیم‏الایام و در این زمان در صدد ایجاد تشکیک در جامعه اسلامی برآمده و موجبات تشویش افکار جامعه را فراهم کرده‏اند، و این تنها به جهت قصور فهم آنان از درک اسرار این عقیده (مهدویت) و مقاصد عالی آن است، و یا اینکه اسباب و اغراض دیگری دارند که ما از آن آگاهی نداریم. از جمله این افراد، مستشرقین و شاگردان آنانند از قبیل: جولد زیهر، فلهاوزن، فان فلوتن، مک دونالد، برنارد لویس: مونتگری، وات و ماسینیون و دیگران از کسانی که از افکار مستشرقین پیروی کرده‏اند، با وجود آنکه ادعای مسلمان بودن دارند و خوشبختانه هیچ گونه دلیل بر مدعای خود ندارند، بلکه دلیل بر خلاف مدعای آنان دلالت دارد. و نیز برهان آشکار و قطعی بر صحت عقیده مهدویت قائم است زیرا به طور متواتر ثابت شده که در آخرالزمان مهدی علیه السلام ظهور خواهد کرد، همان گونه که جماعتی از اهل سنت از قبیل برزنجی و شوکانی و دیگران بر تواتر آن تاکید دارند....(186)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:11 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا عقیده به مهدویت از جوامع دیگر و از اصول غیر اسلامی وارد شده است

برخی عقیده مهدویت را عقیده‏ای غیر اسلامی می‏دانند که وارد جامعه اسلامی شده است.
جولد زیهر می‏گوید: بازگشت عقیده به مهدی: از اصول و مبانی غیر اسلامی است و در حقیقت این عقیده اسطوره و از امور غیر واقعی است.(182)
سائح علی حسین نویسنده لیبیایی می‏گوید: عقیده و نظریه غیبت و بازگشت، عقیده است است مشترک بین یهود و نصارا و تاثرپذیری فکر شیعی از این دو مصدر بعید نیست....(183)
دکتر عبدالرحمن بدوی می‏گوید: کعب الاحبار کسی بود که عقیده به مهدی را در بین مسلمین منتشر ساخت.(184)
پاسخ :
1- مطابق آنچه در قرآن و روایات متواتر اسلامی وارد شده، عقیده به ظهور مهدی موعود عقیده‏ای اصیل و اسلامی است که در ادیان دیگر نیز به آن اشاره شده است و لذا هرگز نمی‏توان آن را اسطوره و از عقاید ساختگی قرار داد.
2- این عقیده اختصاص به شیعه ندارد بلکه صحابه به تبع آیات قرآن و روایات نبوی معتقد به این عقیده بوده و در طول تاریخ اسلام عموم علمای اسلامی اعم از شیعی و سنی به آن عقیده معتقد بوده‏اند.
3- اشتراک این عقیده بین یهود و نصارا و مسلمین دلیل بر آن نیست که مسلمانان از ادیان دیگر گرفته‏اند، بلکه دلالت بر آن دارد که موضوع انتظار منجی حقیقی مقتضای فطرت بشر بوده و لذا در هر دین و آیینی به آن اشاره شده است.
4- این کعب الاحبار نبوده که عقیده به مهدویت را در بین جامعه اسلامی منتشر ساخته است بلکه خدا و رسولان او خصوصا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و اهل بیت معصومش این عقیده را در جامعه منتشر ساخته‏اند.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:10 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]