بحث در روایاتی رسیده از پیامبر اکرم در مورد نسب امامان‏

بنظر می‏رسد بهترین شیوه ورود به بحث در مورد امام مهدی علیه السلام ترسیم روایاتی است که از نیای گرانقدرش پیامبر، گاه به صورت سربسته و گاه مشروح! پیرامون شخصیت والا و پرشکوه او! وارد شده است، همانگونه که دیگر نویسندگان نیز بدینصورت وارد بحث شده‏اند.
در آغاز این بحث لازم به یاد آوری است که در این رابطه انبوه روایاتی که در منابع و کتابهای شیعه است ترسیم نمی‏گردد، چرا که، ایمان به امامت از نظر آنان از پایه‏های دین و مذهب شناخته شده و فردی که اصل امامت را معتقد بود، ناگزیر به امامت حضرت مهدی علیه السلام ایمان دارد و انبوه روایاتی که از اصل امامت و شمار امامان نور سخن دارد، تصریح می‏کند که دوازدهمین آنان حضرت مهدی علیه السلام است از این رو، ایمان به آن گرامی، از ایمان به اصل امامت، گسست‏ناپذیر از کل! و دوازدهمین آنان می‏باشد.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:08 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

بچّه آهو و بی‏طاقتی ملائکه‏

روزی امام حسن مجتبی علیه السّلام در کنار حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله ایستاده بود، که یک شکارچی در حالی که بچّه آهوئی را به همراه داشت وارد شد؛ و اظهار داشت: یا رسول اللَّه! من این بچّه آهو را شکار کرده‏ام و آن را برای فرزندانت حسن و حسین علیهماالسّلام هدیه آورده‏ام.
حضرت آن بچّه آهو را قبول نمود و به امام حسن مجتبی علیه السّلام داد و برای شکارچی دعای خیر نمود.
و پس از ساعتی حسین علیه السّلام آمد؛ و چون دید برادرش با بچّه آهوئی سرگرم بازی است گفت: آن را از کجا آورده‏ای؟
جواب داد: جدّم رسول اللَّه آن را به من داد.
امام حسین علیه السّلام سریع به سوی جدّش رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله روانه شد و اظهار داشت: چرا به برادرم بچّه آهو داده‏ای و به من نمی‏دهی؟!
و مرتّب این سخن را تکرار می‏نمود و حضرت رسول نیز او را با ملاطفت و مهربانی دلداری می‏داد، تا آن که حسین علیه السّلام مشغول گریه شد.
ناگاه جلوی مسجد سر و صدائی به پا شد، هنگامی که مشاهده کردند، دیدند که گرگی آهوئی را به همراه بچّه‏اش آورده است.
همین که نزد حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله رسیدند، آهو با زبان فصیح، به عربی لب به سخن گشود و گفت: یا رسول اللَّه! من دارای دو بچّه شیرخواره بودم، یکی از آن‏ها را شکارچی گرفت و برای شما آورد؛ و این بچّه برایم باقی ماند و خوشحال بودم.
و هنگامی که مشغول شیردادنش بودم صدائی شنیدم که می‏گفت:
زود باش! با سرعت بچّه‏ات را نزد پیامبر خدا بِبَر، چون حسین علیه السّلام با حالت گریه درخواست آن را دارد؛ و تا قبل از آن که اشک بر گونه‏هایش جاری گردد، خودت را با بچّه‏ات باید آن جا رسانی؛ وگرنه این گرگ تو و بچّه‏ات را نابود می‏کند.
و سپس گفت: یا رسول اللَّه! من مسافت زیادی را با سرعت آمده‏ام و خدا را شکر می‏گویم که پیش از جاری شدن اشک بر صورت مبارک فرزندت حسین خود را به اینجا رسانده‏ام.
در این هنگام صدای تکبیر از جمعیّت بلند شد؛ و حضرت برای آهو دعا نمود و بچّه‏اش را تحویل حسین علیه السّلام داد؛ و آن را نزد مادرش حضرت زهراء علیها السّلام آورد و همگی شادمان گردیدند.**منتخب طریحی: ص 123، بحارالأنوار: ج 43، ص 312.***


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:07 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

ببخش امـام خـوبـے ها

گاه کہ دلتنگ تر از همیشہ مےشوم گوشہ اے مےنشینم،سر بہ روے پاهایم مےگذارم.مےشمارم حسرت ها را و محاکمہ مےکنم وجدان و نَفس خویش را ...

 

 

 

✿ بسـ♥ـم ربــ♥ـ الـعـ♥ـشق ✿

 

گاه کہ دلتنگ تر از همیشہ مےشوم

 

گوشہ اے مےنشینم

 

سر بہ روے پاهایم مےگذارم

 

مےشمارم حسرت ها را

 

و

 

محاکمہ مےکنم وجدان و نَفس خویش را ...

 

♋ کہ کدام کار خوبـ م را بهانہ اے براے رفتن بہ جمکران قرار دهم

 

اما

 

چیزے نیافتم ...

 

✘ قدم از قدم نتوانستم بردارم براے آمدن

 

ببخش 「「 امـام خـوبـے ها 」」


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:07 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

باور مهدوی در کلام رضوی

امام رضا(ع) در مواضع متعددی با تأکید بر اینکه زمین هیچگاه از حجت الهی و امام به حق خالی نمی‏ماند به طور غیر مستقیم موضوع امامت را تثبیت می‏کردند.

از جمله آن حضرت در پاسخ «سلیمان الجعفری» یا «سلیمان بن جعفر الحمیری» که می‏پرسد: تخلو الأرض من حجة‏اللّه‏؟ آیا زمین از حجت خدا خالی می‏ماند؟ می‏فرماید: لوخلت الأرض طرفة عین من حجة لساخت بأهلها. اگر زمین [به اندازه] یک چشم برهم زدن از حجت خالی بماند، ساکنانش را در خود می‏برد.
 

مژده به ظهور امام مهدی(ع) از همان سالهای آغازین ظهور اسلام آغاز شد و پیامبر گرامی اسلام(ص) در هر فرصت و مناسبتی که پیش می‏آمد مردم را به ظهور عدالت‏گستر موعود در آخرالزمان بشارت می‏دادند و آنها را از نسل و تبار، تولد وغیبت، ویژگیهای ظاهری، نشانه‏های ظهور، شاخصه‏های قیام رهایی‏بخش و مؤلفه‏های حکومت جهانی آن حضرت آگاه می‏ساختند. تا آنجا که امروز ما با صدها روایت که از طریق شیعه و اهل سنت از آن حضرت نقل شده مواجهه‏ایم.1
این سیره پس از رحلت نبی مکرم اسلام(ص) در میان اهل بیت طاهرین او(ع) استمرار یافت و هر یک از ایشان نیز در عصر خود تلاش کردند که باور مهدوی و فرهنگ انتظار را در میان امت اسلامی زنده و پویا نگهدارند و بدین طریق پیروان خود را در برابر هجوم مصائب، رنجها، دردها و بلاهای گوناگونی که از سوی حاکمان جور بر آنها روا داشته می‏شد، صبر و پایداری بخشند.
حرکت رو به گسترش معارف مهدوی در زمان امام باقر و امام صادق(ع) به اوج خود رسید و آن دو امام بزرگوار ضمن تبیین، تشریح، پالایش و پیرایش آموزه‏های اسلامی در زمینه‏های مختلف اعتقادی، اخلاقی و فقهی و تحکیم پایه‏های ایمانی پیروان خود، تلاش فراوانی برای توسعه و تعمیق اندیشه مهدوی و فرهنگ انتظار در میان شیعیان نمودند و با به جا گذاردن صدها روایت در این زمینه، این اندیشه و فرهنگ را تازگی و طراوت بیشتری بخشیدند.2
پس از این دو امام و پیش از امام حسن عسکری(ع) امامی که بیش از همه بر مواریث شیعی در زمینه باور مهدوی و فرهنگ انتظار افزود و گنجینه‏های گرانبهایی برای امت اسلام به یادگار گذاشت امام رضا(ع) است.
براساس پژوهش مؤلف محترم مسند الإمام رضا(ع)3 و تتبع پژوهشگران ارجمند مجموعه ارزشمند معجم أحادیث الإمام المهدی(ع)4 افزون بر 30 روایت از امام رضا(ع) در زمینه باور مهدوی و فرهنگ انتظار نقل شده که هر یک از آنها ما را با بعدی از ابعاد بیکران شخصیت امام مهدی(ع) و قیام رهایی‏بخش و عدالت‏گستر آن حضرت آگاه می‏سازد.

1. خالی نبودن زمین از حجتهای الهی

امام رضا(ع) در مواضع متعددی با تأکید بر اینکه زمین هیچگاه از حجت الهی و امام به حق خالی نمی‏ماند به طور غیر مستقیم موضوع امامت را تثبیت می‏کردند.
از جمله آن حضرت در پاسخ «سلیمان الجعفری» یا «سلیمان بن جعفر الحمیری» که می‏پرسد:
تخلو الأرض من حجة‏اللّه‏؟
آیا زمین از حجت خدا خالی می‏ماند؟
می‏فرماید:
لوخلت الأرض طرفة عین من حجة لساخت بأهلها.5
اگر زمین [به اندازه] یک چشم برهم زدن از حجت خالی بماند، ساکنانش را در خود می‏برد.
مضمون این روایت از سوی تعدادی دیگر از راویان با تغییرات جزیی در عبارت، نقل شده است.6
براساس این روایت تا آستانه قیامت زمین از امامی که حجت خداست خالی نخواهد ماند، هر چند که در مقاطعی از تاریخ این حجت الهی بنابر ضرورتهایی در غیبت به سر برد.

2. نام و نسب امام مهدی(ع)

با توجه به لزوم شناخت امام دوازدهم و لزوم جلوگیری از حیرت و سرگردانی شیعه در شناسایی منجی موعود، امام رضا(ع) در احادیث متعددی، گاه به نقل از پدران و اجداد طاهرینش تا رسول گرامی اسلام(ص) و گاه بدون نقل از ایشان به معرفی سلسله نسب آن امام می‏پرداختند.
از جمله در یکی از روایتهایی که امام رضا(ع) به واسطه پدران بزرگوار خود از رسول گرام اسلام(ص) نقل می‏کنند، چنین آمده است:
أنا سیّد من خلق اللّه‏، عزّوجلّ، وأنا خیر من جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حملة العرش و جمیع ملائکة اللّه‏ المقربین و أنبیاءاللّه‏ المرسلین، و أنا صاحب الشفاعة والحوض الشریف و أنا و علیّ أبوا هذه الأمّة من عرفنا فقد عرف اللّه‏ عزّوجلّ و من أنکرنا فقد أنکر اللّه‏، عزّوجلّ، و من علیّ سبطا أمّتی و سیداشباب أهل الجنّة، الحسن والحسین و من ولد الحسین تسعة أئمّة، طاعتهم طاعتی و معصیتهم معصیتی، تاسعهم قائمهم و مهدیّهم.7
من سرور آفریده‏های خدای عزّوجلّ هستم؛ من از جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، حاملان عرش، همه فرشتگان مقرب خدا، و پیامبران مرسل خدا برترم؛ من صاحب شفاعت و حوض شریف [ کوثر [هستم. من و علی دو پدر این امتیم؛ هر کس که ما را شناخت خدای عزّوجلّ را شناخته است و هر که ما را انکار کند، خدای عزّوجلّ را منکر شده است. دو سبط این امت و دو سید جوانان اهل بهشت، حسن و حسین، از [ فرزندان ] علی‏اند و از نسل حسین نه امامند که پیروی از آنان پیروی از من و نافرمانی از آنها نافرمانی از من است. نهمین نفر از این امامان، قائم (برپا دارنده) و مهدی آنان است.
آن حضرت در روایت دیگری می‏فرماید:
الخلف الصالح من ولد أبی محمد الحسن بن علی و هو صاحب الزمان و هوالمهدی.8
آن جانشین صالح از فرزان ابومحمد حسن بن علی است و او صاحب الزمان و مهدی است.
در روایت دیگری امام رضا(ع) پس از آنکه «دعبل» در پیشگاه آن حضرت قصیده معروف خود را در وصف اهل بیت می‏خواند و در آن از قیام آخرین امام یاد می‏کند، می‏فرماید:
یا دعبل الإمام بعدی محمد ابنی و بعد محمد ابنه علیّ و بعد علی ابنه الحسن و بعدالحسن ابنه الحجة القائم المنتظر فی غیبته، المطاع فی ظهوره لولم یبق من الدنیا إلاّ یوم واحد لطوّل اللّه‏ عزّوجلّ ذلک الیوم حتّی یخرج فیملاء الأرض عدلاً کما ملئت جورا.9
ای دعبل! امام پس از من فرزندم محمد و پس از محمد فرزندش علی و پس از علی فرزندش حسن و پس از حسن فرزندش حجت قائم است. همو که در غیبتش انتظار کشیده می‏شود و در ظهورش اطاعت می‏گردد. اگر از [ عمر [دنیا یک روز بیشتر باقی نمانده باشد خداوند عزّوجلّ آن روز را آن قدر طولانی می‏کند تا او قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند همچنانکه از جور و ستم پر شده بود.
در این زمینه احادیث دیگری نیز از آن حضرت نقل شده که در این مجال فرصت پرداختن به همه آنها نیست.10

3. صفات و ویژگیهای امام مهدی(ع)

امام هشتم شیعیان(ع) در موارد متعددی به توصیف ویژگیهای ظاهری و جسمی امام مهدی(ع) پرداخته‏اند تا باب هرگونه شبهه و اشتباه را بر مردم ببندند.
از جمله آن حضرت در پاسخ «ریان بن صلت» که می‏پرسد:
أنت صاحب هذا الأمر؟
آیا صاحب این امر [ حکومت اهل بیت(ع) [ شمایید؟
می‏فرماید:
أنا صاحب هذا الأمر ولکنّی لست بالذی أملؤها عدلاً کما ملئت جورا، و کیف أکون ذلک علی ماتری من ضعف بدنی و إنّ القائم هوالذی إذا خرج کان من سنّ الشیوخ و منظر الشبّان، قویّا فی بدنه حتّی لومدّ یده إلی أعظم شجرة علی وجه الأرض لقلعها ولو صاح بین الجبال لتدکدکت صخورها یکون معه عصا موسی و خاتم سلیمان علیهماالسلام، ذاک الرابع من ولدی یغیّبه اللّه‏ فی ستره ما شاء، ثم یظهره فیملوء [به] الأرض قسطا و عدلاً. کما ملئت جورا و ظلما.11
من صاحب این امر هستم، اما آنکه زمین را پر از عدل می‏کند همچنانکه پر از جور شده بود، من نیستم. و چگونه من با این ناتوانی جسمی که می‏بینی می‏توانم او باشم. به درستی که قائم کسی است که به هنگام قیامش در سن پیرمردان و با چهره جوانان ظاهر می‏شود. او از چنان قوت بدنی برخوردار است که اگر دستش را به سمت بزرگ‏ترین درختی که بر روی وجود دارد دراز کند آن را از ریشه برمی‏کند و اگر در بین کوهها فریاد کشد، صخره‏ها متلاشی می‏شوند. عصای موسی و خاتم سلیمان، که بر آنها درود باد، با اوست و او چهارمین فرزند من است. خداوند او را تا زمانی که بخواهد در پوشش خود غایب می‏سازد، سپس او را آشکار می‏سازد تا زمین را به وسیله او از قسط و عدل آکنده سازد آنچنانکه ]پیش از آن ] از جور و ستم پر شده بود.
همچنین آن حضرت در پاسخ «ابی صلت هروی» که می‏پرسد:
ما علامات القائم منکم إذا خرج؟
نشانه‏های قائم شما به هنگام ظهور چیست؟
می‏فرماید:
علامته أن یکون شیخ السنّ، شاب المنظر، حتّی أنّ الناظر إلیه لیحسبه ابن أربعین سنة أو دونها و إنّ من علاماته أن لایهرم بمرور الأیّام واللیالی، حتّی یأیته أجله.12
نشانه او این است که سن پیران و چهره جوانان دارد، تا آنجا که وقتی کسی او را مشاهده می‏کند گمان می‏برد که چهل سال یا کمتر سن دارد. به درستی که از نشانه‏های او این است که گذر شب و روز او را پیر و سالخورده نمی‏سازد تا زمانی که اجل او فرا رسد.
آن حضرت در روایت دیگری به توصیف جمال نورانی امام دوازدهم پرداخته، می‏فرماید:
بأبی و أمّی سمیّ جدّی، صلی‏اللّه‏ علیه و آله، و شبیهی و شبیه موسی بن عمران، علیه‏السلام، علیه جیوب النور یتوقّد من شعاع ضیاء القدس.13
پدر و مادرم به فدای او که همنام جدّم، شبیه من و شبیه موسی بن عمران است. بر او نوارهای نورانی است که از پرتو نور قدس روشنایی می‏گیرد.

4. غیبت و نهان زیستی امام مهدی(ع)

امام رضا(ع) نیز چون دیگر اجداد طاهرینش موضوع غیبت آخرین حجت حق را پیش‏بینی و شیعیان را برای برخورد با این پدیده آماده نموده است. در یکی از روایاتی که «حسن بن علی بن فضال» از آن حضرت نقل کرده، در این زمینه چنین می‏خوانیم:
کأنّی بالشیعة عند فقدهم الثالث من ولدی کالنعم یطلبون المرعی فلا یجدونه. قلت له: ولم ذاک یا ابن رسول‏اللّه‏؟ قال: لأنّ إمامهم یغیب عنهم، فقلت: ولم؟ قال: لئلاّ یکون لأحد فی عنقه بیعة إذا قام بالسیف.14
گویا شیعیان را می‏بینم که به هنگام فقدان سومین فرزند من،15 مانند گوسفندانی که به دنبال چوپان خود می‏گردند سرگردانند و او را نمی‏یابند. گفتم: چرا این‏گونه است، ای پسر رسول خدا؟ فرمود: زیرا امامشان از آنها غایب شده است. پرسیدم: چرا؟ فرمود: برای اینکه به هنگام قیامش با شمشیر، بیعت هیچکس بر گردنش نباشد.
آن حضرت در روایت دیگری به نقل از رسول گرامی اسلام(ص) می‏فرمایند:
بأبی ابن خیرة الإماء ابن النوبیّة الطیّبة الفم، المنتجبة الرحم... و هوالطرید الشرید الموتور بأبیه و جدّه، صاحب الغیبة یقال مات أوهلک، أیّ واد سلک؟16
پدرم به فدای فرزند بهترین کنیزان، فرزند آن ]کنیز [ اهل نوبه17 که دهانی خوشبو و رحمی نیک‏نژاد دارد. او رانده شده (دور افتاده)، بی‏خانمان و کسی است که انتقام خون پدر و جدش گرفته نشده و صاحب غیبت است. گفته می‏شود: او مرده یا هلاک شده است، در چه سرزمینی سیر می‏کند؟
همچنین امام هشتم شیعیان(ع) در زمینه غیبت آخرین امام، به نقل از پدران بزرگوار خود از رسول اکرم(ص) چنین روایت می‏کند:
والذی بعثنی بالحقّ بشیرا لیغیبنّ القائم من ولدی بعهد معهود إلیه منّی حتّی یقول أکثر الناس: ما للّه‏ فی آل محمد حاجة، و یشکّ آخرون فی ولادته. فمن أدرک زمانه فلیتمسّک بدینه ولا یجعل للشیطان إلیه سبیلاً بشکّه فیزیله عن ملّتی و یخرجه عن دینی، فقد أخرج أبویکم من الجنّة من قبل، و إنّ اللّه‏ عزّوجلّ جعل الشیاطین أولیاء الذین لایؤمنون.18
سوگند به آنکه مرا به حق به عنوان بشارت دهنده برگزید، [ امام ] قائم از فرزندان من، براساس پیمانی که ازجانب من برعهده اوست، از دیده‏ها پنهان می‏شود تا آنجا که بیش‏تر مردم می‏گویند: خدا نیازی به خاندان محمد ندارد. و گروهی دیگر در ولادت او شک می‏کنند. پس هر کس زمان او را دریابد بایستی به دین او درآویزد و به واسطه شک خود برای شیطان راهی به سوی خود باز نسازد، تا شیطان او را از آئین من زائل و از دین من بیرون نکند. همچنانکه پیش از این پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد. به درستی که خداوند عزّوجلّ شیطان را سرپرست (ولیّ) کسانی که ایمان ندارند، قرار داده است.

5. فضیلت انتظار و چشم به راه بودن امام مهدی(ع)

موضوع دیگری که در زمینه باور مهدوی در کلام امام رضا(ع) یافت می‏شود، موضوع «انتظار فرج» یا چشم به راه گشایش بودن است. آن حضرت در روایات متعددی به موضوع فضیلت انتظار فرج اشاره کرده‏اند. از جمله در روایتی خطاب به «حسن بن جهم» که از ایشان در مورد «فرج» می‏پرسد، می‏فرماید:
أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ قلت: لا أدری إلاّ أن تعلّمنی. فقال: نعم إنتظار الفرج من الفرج.19
آیا می‏دانی که انتظار فرج [ جزیی ] از فرج است؟ گفتم: نمی‏دانم مگر اینکه شما به من بیاموزید. فرمود: آری انتظار فرج، جزیی از فرج است.
در روایت دیگری نیز می‏فرماید:
ما أحسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول العبد الصالح: «و ارتقبوا إنّی معکم رقیب»20 «وانتظروا إنّی معکم من المنتظرین»21 فعلیکم بالصبر إنّما یجی‏ء الفرج علی الیأس و قدکان الذین من قبلکم أصبر منکم...22.
چه نیکوست صبر و انتظار فرج، آیا سخن بنده صالح خدا [ شعیب ] را نشنیدی که فرمود: «و انتظار برید که من [ هم ] با شما منتظرم» و «پس منتظر باشید که من [هم] با شما از منتظرانم»، بر شما باد به صبر و بردباری؛ چرا گشایش بعد از ناامیدی فرا می‏رسد و به تحقیق کسانی که پیش از شما بودند از شما بردبارتر بودند.
و بالاخره در روایت بسیار زیبایی فضیلت انتظار را این‏گونه بیان می‏کنند:
... أما یرضی أحدکم أن یکون فی بیته ینفق علی عیاله ینتظر أمرنا فإن أدرکه کان کمن شهد مع رسول اللّه‏، صلی‏اللّه‏ علیه و آله، بدرا، و إن لم یدرکه کان کمن کان مع قائمنا فی فسطاطه...23.
... آیا هیچیک از شما خوش ندارد که در خانه خود بماند، نفقه خانواده‏اش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنین حالی از دنیا برود مانند کسی است که به همراه رسول خدا(ص) در [نبرد] بدر به شهادت رسیده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نیاید مانند کسی است که به همراه قائم ما و در خیمه او باشد.

6. ظهور امام مهدی(ع)

موضوع دیگری که در روایات رضوی به آن پرداخته شده، موضوع ظهور امام مهدی و آثار و پیامدهای آن است. از جمله در روایتی که «حسین بن خالد» آن را نقل می‏کند آن حضرت در پاسخ این پرسش که:
یا ابن رسول اللّه‏ و من القائم منکم أهل البیت؟
ای فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بیت کیست؟
می‏فرماید:
قال الرابع من ولدی ابن سیّدة الإماء، یطهّر اللّه‏ به الأرض من کلّ جور و یقدّسها من کلّ ظلم، [و هو] الذی یشکّ الناس فی ولادته و هو صاحب الغیبة قبل خروجه. فإذا خرج أشرقت الأرض بنوره [بنور ربّها] و وضع میزان العدل بین الناس فلایظلم أحد أحدا، و هوالذی تطوی له الأرض ولایکون له ظلّ و هوالذی ینادی مناد من السماء یسمعه جمیع أهل الأرض بالدّعاء إلیه یقول: ألا إنّ حجة‏اللّه‏ قد ظهر عند بیت‏اللّه‏ فاتّبعوا فإنّ الحقّ معه و فیه و هو قول اللّه‏ عزّوجلّ: «إن نشأ ننزّل علیهم من السماء آیة فظلّت أعناقهم لها خاضعین»24.25
چهارمین از فرزندان من، فرزند سرور کنیزان، کسی است که خداوند به واسطه وی زمین را از هر ستمی پاک و از هر ظلمی پیراسته می‏سازد و او کسی است که مردم در ولادتش شک می‏کنند و او کسی است که پیش از خروجش غیبت می‏کند و آنگاه که خروج کند زمین به نورش [نور پروردگارش] روشن گردد و در میان مردم میزان عدالت را برقرار کند و هیچکس به دیگری ستم نکند واو کسی است که زمین برای او درهم پیچیده می‏شود و سایه‏ای برای او نباشد و او کسی است که از آسمان ندا کننده‏ای او را به نام ندا کند و به وی دعوت نماید به گونه‏ای که همه اهل زمین آن ندا را بشنوند، می‏گوید: «آگاه باشید که حجت خدا در کنار خانه خدا ظهور کرده است پس او را پیروی کنید که حق با او و در اوست» و این همان سخن خدای تعالی است که فرمود: «اگر بخواهیم از آسمان برایشان آیتی نازل می‏کنیم که در برابر آن به خضوع سر فرود آورند».

7. دعا به امام مهدی(ع)

میان امام رضا(ع) و امام مهدی(ع) آنچنان پیوند قلبی وجود داشته که آن حضرت از سالها پیش از تولد نسل چهارم خود با بیانهای متعدد و متفاوت او را دعا کرده و نصرت و یاریش را از خداوند طلب کرده است. در یکی از این دعاها چنین می‏خوانیم:
أللّهمّ أصلح عبدک و خلیفتک بما أصلحت به أنبیائک و رسلک و حفّه بملائکتک و أیّده بروح القدس من عندک و اسلکه من بین یدیه و من خلفه رصدا یحفظونه من کلّ سوء و أبدله من بعد خوفه أمنا یعبدک لایشرک بک شیئا ولاتجعل لأحد من خلقک علی ولیّک سلطانا وائذن له فی جهاد عدوّک و عدوّه واجعلنی من أنصاره إنّک علی کلّ شی‏ء قدیر.26
خداوندا! [امور] بنده و جانشین‏ات را اصلاح کن، آنچنانکه [امور] پیامبران و رسولات را اصلاح کردی؛ او را با فرشتگانت دربر گیر و با روح‏القدس از جانب خودت یاری کن؛ در پشت سر و پیش روی نگهبانانی قرار ده که او را از بدی درامان دارند؛ بیم و نگرانی او را تبدیل به امنیت و آرامش کن تا تنها تو را بپرستد و کسی را برای تو شریک نگیرد؛ هیچیک از آفریدگانت را بر ولیّ‏ات مسلط مساز؛ اجازه جهاد با دشمان تو و دشمنان خودش را به او عطا کن و مرا از یاران او قرار ده؛ چرا که تو بر همه چیز توانایی.

پی نوشتها:

1 .ر.ک: مؤسسة المعارف الإسلامیة، معجم أحادیث الإمام المهدی علیه‏السلام، ج1 و 2. در این کتاب 560 حدیث که از طریق شیعه و اهل سنت از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده جمع‏آوری شده است که البته این رقم بدون احتساب احادیث مشابه است.
2 .ر.ک: همان، ج 3و4. مجموعه روایاتی که در این کتاب از امام باقر و امام صادق(ع) نقل شده، بدون در نظر گرفتن احادیث مشابه، افزون بر 450 روایت است.
3 .ر.ک: عزیزاللّه‏ العطاردی الخبوشانی، مسند الإمام الرضا(ع)، ج1، ص228-216.
4 .ر.ک: معجم أحادیث الإمام المهدی، علیه‏السلام، ج4، ص179-153.
5 .ابو جعفر محمد بن الحسن بن فروّخ الصفّار القمی، بصائر الدرجات، ص489، ح8.
6 .ر.ک: همان، ص 489-488، ح4، 6 و 7؛ محمدبن یعقوب الکلینی، الکافی، ج1، ص179، ح11؛ محمدبن علی بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا، ج1، ص272، ح1.
7 .محمد بن علی بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص261؛ عزیز اللّه‏ العطاردی، همان، ص221، ح385.
8 .محمدباقر المجلسی، بحارالانوار، ج51 ص43، ح31.
9 .ر.ک: عزیزاللّه‏ العطاردی، همان، ص220، ح384، ص221، ح386.
10.محمد بن علی بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، همان، ج2، ص372.
11.همان، ص376، ح7.
12.همان، ص652، ح12.
13.همان، ص370.
14.همان، ص480، ح4.
15.ظاهرا در اینجا از سوی راوی یا کسانی که از او نقل کرده‏اند اشتباهی رخ داده است؛ چرا که امام مهدی(ع) چهارمین فرزند امام رضا(ع) محسوب می‏شود نه سومین فرزند.
16.محمد بن یعقوب الکلینی، همان، ج1، ص323-322، ح14؛ محمدباقر المجلسی، همان، ج50، 21، ح7.
17.«نوبه» ولایتی از بلاد سودان از اقلیم اول، به جنوبی مصر بر کنار رود نیل... هم اکنون نیمی از سرزمین نوبه جزو مملکت مصر و نیم دیگر جزو سودان است (علی اکبر دهخدا، لغتنامه، ج14، ص20158-20157). مراد از کنیز اهل نوبه (نوبیّه) مادر امام جواد(ع) است.
18.محمدبن علی بن الحسین (شیخ صدوق)، همان، ج1، ص51.
19.ابو جعفر محمدبن الحسن (شیخ طوسی)، کتاب الغیبة، ص276؛ محمدباقر المجلسی، همان، ج52، ص130، ح29.
20.سوره هود(11)، آیه 93.
21.سوره اعراف(7)، آیه 71.
22.عبداللّه‏ بن جعفر الحمیری، قرب‏الاسناد، ص224، به نقل از: عزیزاللّه‏ العطاردی، همان، ص217، ح373.
23.محمدبن یعقوب الکلینی، همان، ج4، ص260، ح34.
24.سوره شعرا(26)، آیه 4.
25.محمدبن علی بن الحسین (شیخ صدوق)، همان، ج2، ص372، ح5.
26.ابوجعفر محمدبن الحسن (شیخ طوسی)، مصباح المتهجّد، ص326. به نقل از: معجم أحادیث الإمام المهدی(ع)، ح4، ص171


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:06 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

بازی دروغ (ماتریکس)

بعد از ساخت فیلمهای سهگانه ماتریکس که با هزینه و تبلیغات فراوان توانست مورد استقبال مردم دنیا قرار گیرد، حالا بازی رایانهای آن هم وارد بازار شده. ماتریکس داستان گروهی از انسانهاست که از دست ماتریکس فرار کرده و در شهر زایان زندگی میکنند و از طریق تلفن وارد دنیای مجازی ماتریکس شده و با آن میجنگند.

ماتریکس، ماشینی مجازی و وحشتناک است که انسانها را اسیر کرده و ذهن آنها را در اختیار گرفته و آنان را تبدیل به ماشین کرده است.

«نئو» منجی منتظرانِ زایان ظهور میکند و با ماتریکس میجنگد و آن را از بین میبرد. در داستان فضای آخرالزمان حاکم است و نمادهای بازی، مثل فیلم آن برگرفته از عناصر صهیونیستی است.

زایان همان اسرائیل است که در آن انسانهای آزادهای زندگی میکنند که علیه شیطانهای ماتریکس میجنگند. بازی با تغییرهایی در سیر داستانی فیلم توانسته دنیای ماتریکس را بهتر به تصویر بکشد. در این بازی اکشن، کاربر قادر به تیراندازی و نبرد تن به تن با دشمن است.

بازی ماتریکس را شرکت صهیونیستی برادران وارنر طراحی کردهاند و در ماه نخست، بیش از 250 هزار نسخه بازی فروخته شده است.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:05 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

بانوی دانش پژوهی که به ام هانی شهرت داشت آورده است

یا سیدی! آیة فی کتاب الله عزوجل عرضت بقلبی فاقلقتنی و اسهرتنی.
قال: فاسالی یا ام هانی‏ء!
قالت: قلت: قول الله عزوجل: فال اقسم بالخنس الجوار الکنس.(154)
قال: نعم المسالة سالتینی یا ام هانی‏ء! هذا مولود فی آخرالزمان، هو المهدی منهذه العترة، تکون له حیرة و غیبة یضل فیها اقوام و یهتدی فیها اقوام، فیاطوبی لک ان ادرکتیه، و یا طوبی لمن ادرکه.(155)
یعنی:سرورم! آیه‏ای از قرآن شریف ذهن و فکرم را بخود مشغول داشته و خوابم را ربوده است.
فرمود:کدام آیه ام هانی؟ بپرس!
گفتمسرورم! این آیه شریفه که می‏فرماید: فلا اقسم بالخنس الجوار الکنس.(156)
فرمود:به! به! چه مسأله خوبی پرسیدی. این مولود گرانمایه‏ای است در آخرالزمان. اومهدی این عترت پاک است. مهدی خاندان وحی و رسالت، برای او حیرتی است که گروهی در آن گمراه می‏گردند و گروههایی راه حق و هدایت را می‏یابند.
خوشا بحالت اگر او و زمان او را درک کنی... و خوشا بحال آنکه او را درک خواهند نمود.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:05 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

بازگشت اوّلین شخصیّت در رجعت‏

حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم صلوات اللَّه و سلامه علیه حکایت فرماید بر این که جدّ بزرگوارش، امام حسین علیه السّلام پس از آن که به صحرای کربلا وارد شد، در جمع اصحاب و یاران خود چنین اظهار داشت: روزی در حضور جدّم، رسول اللَّه صلّی اللّه علیه و آله بودم که فرمود: ای فرزندم! بعد از من، تو را به سوی عراق سوق می‏دهند، به سرزمینی که پیامبران الهی و جانشینان آن‏ها ( علیهم السّلام ) وارد آن سرزمین شده‏اند.
در آن سرزمین، تو و اصحاب و یاران تو را شهید می‏نمایند؛ ولی سوزش و درد زخم‏های شمشیر را درک نخواهید کرد و همان طوری که آتش برای حضرت ابراهیم علیه السّلام سرد و دلنشین گردید، نیز زخم‏های شمشیر و جراحات آن نیز بر بدن شما بی‏تأثیر است و آن را حسّ نمی‏کنید.
امام حسین علیه السّلام افزود: پس ای یاران باوفا! شما را بشارت باد که اگر کشته شدیم، بر جدّم رسول اللَّه وارد می‏شویم.
و من به مقدار زمانی که خداوند بخواهد - در عالم برزخ - می‏مانم؛ و چون امام زمان، قائم آل محمّد صلوات اللَّه علیه ظهور و قیام نماید، اوّلین شخصیّتی که قبرش شکافته شود و از درون آن بیرون آید، من هستم و همزمان نیز امیرالمؤمنین علیّ علیه السّلام از قبر خارج خواهد شد.
پس از آن لشکری انبوه از آسمان بر من نازل می‏شوند که تاکنون هرگز قدم بر زمین ننهاده باشند.
همچنین جبرئیل، میکائیل و إسرافیل علیهم السّلام هر یک به همراه لشکری نزد من وارد می‏شوند.
سپس من به همراه جدّم حضرت محمّد، رسول خدا و علیّ بن ابی‏طالب خلیفه‏اش و برادرم حسن مجتبی صلوات اللَّه علیهم در مکانی گرد هم جمع می‏شویم.
و آن گاه جدّم، حضرت محمّد صلّی اللّه علیه و آله پرچم خود را به اهتزاز در خواهد آورد؛ و سپس آن را به همراه شمشیر خود تحویل حضرت قائم، امام زمان صلوات اللَّه علیه می‏دهد و با همین وضعیّت مدّت زمانی را خواهیم ماند.
بعد از آن، خداوند متعال در میان مسجد کوفه چشمه‏ای از روغن و چشمه‏ای از شیر و چشمه‏ای از آب ظاهر می‏گرداند.
و در آن هنگام امیرالمؤمنین علیّ علیه السّلام سلاح رسول اللَّه صلّی اللّه علیه و آله را به دست من می‏دهد و مرا به شرق و غرب عالم می‏فرستد تا در هر کجا دشمنی از دشمنان خدا باشد، او را به هلاکت رسانم.
و هر کجای جهان، بُتی باشد سرنگون سازم تا آن که وارد هندوستان می‏شوم و آن را فتح می‏کنم.
و نیز حضرت دانیال و حضرت یوشع علیهماالسّلام به همراه امیرالمؤمنین صلوات اللّه علیه، خارج شوند و گویند: همانا خدا و رسولش راست گفته‏اند؛ و هنگام وعده الهی فرا رسیده است.
پس خداوند متعال هفتاد مرد جنگی به همراه آن دو پیغمبر بسیج می‏نماید تا تمام قاتلین و دشمنان خود را نابود و هلاک نمایند تا آن که سرزمین روم را فتح کنند و در قلمرو حکومت اسلامی در آید.
سپس امام حسین علیه السّلام در ادمه فرمایشاتش افزود: بعد از آن، به من مأمورّیت داده می‏شود که تمام حیوانات نجس و پلید را نابود کرده و زمین را از تمام پلیدی‏ها پاک سازم تا تنها چیزهای خوب و مفید باقی بماند.
سپس دین مبین اسلام را بر تمام یهود و نصاری و دیگر ملل و ادیان و مذاهب عرضه می‏کنم؛ و چنانچه پذیرای آن باشند آزاد خواهند بود وگرنه خون آن‏ها ریخته خواهد شد.
و تمام افراد مریض، نابینا و فلج به برکت ما اهل‏بیت عصمت و طهارت، شفا می‏یابند.
و برکت و رحمت الهی، همه جا را فرا خواهد گرفت.
و تمام درختان، حدّاکثر ثمر و میوه خود را به بار می‏آورند و حتّی در زمستان میوه تابستان و در تابستان میوه زمستان به دست می‏آید.
و این وعده الهی است که فرمود:
«وَلَوْأَنَّ أَهْلَ الْقُری‏ آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتِ مِنَ السَّماءِ وَالْاَرْضِ وَلکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ».
یعنی؛ چنانچه تمام شهرها و دیار ایمان آورند و تقوای الهی پیشه نمایند، ما نیز برکات زمین و آسمان را بر آن‏ها ظاهر می‏سازیم.
ولیکن دروغ گفتند و آنان به کیفر و نتیجه اعمالشان، مجازاتشان را خواهند دید.
سپس خداوند به وسیله ما اهل‏بیت، کرامت و عظمت خود را برای شیعیان ما ظاهر می‏سازد؛ و دیگر چیزی بر آن‏ها مخفی و پوشیده نمی‏باشد.**مختصربصائرالدّرجات: ص 37 - 38 و ص 50 - 51.***


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:04 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

باز هم سرد گذشتند شب یلداها بدون امام زمان

سیزده قرن گذشته همه اش فردا بود/ پس چه شد آمدن آن نفر فرداها.

سیزده قرن، نفس های زمین پر شده از/ پسر فاطمه ها، ای پسر زهراها.

سیزده قرن، تو آنجایی و ما اینجاییم/ چه کنم راه به آنجا برند اینجاها.

 

باز هم- صحبت فرداست قرار ما ها
باز هم خیر ندیدیم از این فرداها

چقدر پای همین وعده تو پیر شدند
جگر "مادرها"، موی سر "باباها"

سیزده قرن گذشته همه اش فردا بود
پس چه شد آمدن آن نفر فرداها

سیزده قرن، نفس های زمین پر شده از
پسر فاطمه ها، ای پسر زهراها

سیزده قرن، تو آنجایی و ما اینجاییم
چه کنم راه به آنجا برند اینجاها

خوب بگویید بمیرید اگر قسمت نیست
دیدن یک نفر از ... یک نفر از آقاها

باز کرسی زمستانی ما گرم نشد
باز هم سرد گذشتند شب یلداها


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:04 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

باز آی دلا هر آنچه هستی باز آی‏

ابو جعفر مروزی می‏گوید:
محمد بن جعفر با گروهی که امام حسن عسکری (علیه السلام) را در زمان زندگی آن حضرت ملاقات نموده بودند، و در میان آنها علی بن احمد بن طنین نیز حضور داشت، جهت زیارت مرقد مطهر اما حسن عسکری (علیه السلام) به محله عسکر شرفیاب شدند. محمد بن جعفر برای اذن دخول، اسامی زائرین را در نامه‏ای نوشت.
علی بن احمد گفت: نام مرا ننویس من اجازه نمی‏گیرم.
او هم نام او را ننوشت.
امام زمان (علیه السلام) در پاسخ نوشته بودند: تو و آن که اجازه نخواست هر دو داخل شوید.(24)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:03 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

بابی انت وامی‏

همه عبدیم وتومولا، بابی انت وامی‏gggggبتوداریم تولا، بابی انت وامی
تابکی وصف توراگفتن وروی توندیدن‏gggggپرده بردازسیمابابی انت وامی
قائم آل نبی، مهدی موعودتوئی توgggggای جگرگوشه زهرابابی انت وامی
بروجودتوجهان باقی وافسوس که باشدgggggجای تودامن صحرابابی انت وامی
ازغم اینکه بمیریم ،ونبینم جمالت‏gggggهمه نالیم بشبها، بابی انت وامی
ای اثربخش‏دعا، خودتودعاکن که سرآیدgggggدگراین غیبت کبری‏بابی انت وامی
طعنه خصم زیکسو، غم روی توزیکسوgggggکرده خونین دل مابابی انت وامی
دیدن روی توودرک حضورت‏gggggهمه راهست تمنابابی انت وامی
ازکتاب امام زمان


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:02 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]