آیا چهل بار رفتن به جمکران برای قضای حاجت مدرکی دارد

در مورد سؤال فوق دلیل خاصی وجود ندارد بلکه از سه طریق می‏توان مشروعیت آن را به اثبات رسانید:
1- سیره متشرعه از علما و صلحا و اتقیا بر مداومت رفتن چهل بار به مسجد جمکران است همان گونه که این عمل در مسجد سهله نیز انجام می‏شود.
2- در روایات بسیاری به این مطلب اشاره شده که هر کس چهل روز خود را برای خدا خالص کند چشمه‏های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می‏گردد.(986)
3- از مجموعه روایت استفاده می‏شود که عدد چهل در شکوفایی قابلیت‏های مادی و معنوی تأثیر بسزایی دارد، از آن جمله:
- تأثیر عدد چهل در رشد فرزند در رحم.
- تأثیر شراب خوردن در عدم قبولی تا چهل روز.
- قبول توبه بهلول نباش بعد از چهل روز.
- کناره‏گیری پیامبر صلی الله علیه و آله از خدیجه به جهت انعقاد نطفه حضرت زهرا علیه السلام به مدت چهل روز.
- چهل روز دعای عهد را خواندن باعث می‏شود که انسان از یاران امام زمان علیه السلام باشد.
- امام زمان علیه السلام هم چهل روز تحت تربیت ملائکه بود.
- طینت حضرت آدم علیه السلام در چهل روز خمیر شد.
- حضرت موسی علیه السلام تا چهل روز با خداوند در کوه طور ملاقات داشت.
- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بعد از چهل سالگی به نبوت مبعوث شد.
- عقل انسان تا چهل سال قابل رشد است.
- شهادت چهل مومن بر میت موجب مغفرت او از جانب خداوند می‏شود.
- حفظ چهل حدیث انسان را در قیامت، فقیه محشور می‏کند.
- حد همسایه تا چهل خانه است.
- حریم مسجد تا چهل خانه است.
و سایر موارد .
از این احادیث و موارد دیگر استفاده می‏شود که عدد چهل در قابلیت بخشیدن و رساندن انسان به کمالات و شکوفا شدن او تأثیر بسزایی دارد، و لذا می‏توانیم از این موارد الغای خصوصیت کرده، عدد چهل و چله‏گیری را در تمام موارد کارهای خیر تعمیم دهیم.
سید بحر العلوم می‏گوید: ما بالعیان مشاهده کرده‏ایم و به بیان دانسته‏ایم که برای این رقم از عدد چهل خاصیت و تأثیر مخصوصی در ظهور استعدادها و تکمیل ملکات انسانی در طی منازل و پیمودن مراحل است.(987)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:31 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا جمله و عرجت بروحه مخالف با معراج جسمانی است

برخی می‏گویند: جمله و عرجت بروحه الی سمائک که در دعای ندبه آمده مخالف با اجماع و آیات و روایاتی است که دلالت بر معراج جسمانی دارد لذا از این جهت در صدد برآمده‏اند تا در انتساب این دعا به امام خدشه وارد کنند.
پاسخ :
صحیح در این جمله: عرجت به الی سمائک است نه بروحه و لذا دلالت بر معراج روحانی ندارد شاهد این مطلب چند قرینه است:
1- محدث نوری رحمة الله علیه در کتاب تحیة الزائر می‏گوید: در نسخه‏ای که من از مزار محمد بن مشهدی دارم: عرجت به الی سمائک ثبت شده است.(1031)
2- شیخ عباس قمی رحمة الله علیه نیز در کتاب هدیة الزائر عبارت استاد خود حاجی نوری را نقل کرده و آن را تأیید نموده است.
3- الان نیز نسخه‏ای خطی و نفیس از کتاب مزار محمد بن مشهدی موجود است که در آن و عرجت به ثبت شده است.
4- جمله‏های دیگر در دعا نیز مؤید معراج جسمانی است از قبیل: و أوطأته مشارقک و مغاربک و سخرت له البراق.
5- بر فرض صحت نسخه و عرجت بروحه این جمله دلالت بر معاد روحانی فقط ندارد، از باب استهدام لفظ موضوع برای جزء و اراده کل، مقصود معراج جسمانی و روحانی است. از قبیل اینکه گفته می‏شود: روحی لک الفدآء. مرحوم حاج میرزا ابوالفضل تهرانی می‏گوید: گاهی کلمه روح را در معنای جسم با روح به کار می‏برند به جهت ارتباط بین حال و محل یا علاقه ملابست که بین آن دو است....(1032)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:31 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا جمله کما ملئت ظلما و جورا با صالح بودن مردم منافات دارد

در مورد سوال فوق می‏گوییم:
اولا:
در بیشتر روایات جمله کما ملئت... به کار رفته نه بعد ما ملئت و این جمله در حقیقت تشبیه حکومت پر از عدل است به حکومتی پر از ظلم، یعنی چگونه حکومتی پر از ظلم می‏شود همانگونه که حکومت ضرت پر از عدل خواهد بود.
ثانیا:
گسترش ظلم و تعدی و تجاوز به نحو سببیت برای ظهور در این روایات ذکر نشده است بلکه به عنوان رط مقارن ظهور است.
ثالثا:
در این روایات خبر از واقعیتی خارجی هنگام ظهور می‏دهد نه اینکه مردم را تشویق به ظلم کند تا با گسترش آن حضرت ظهور کند، بلکه ما وظیفه داریم گسترش‏دهنده عدالت یعنی همان چیزی باشیم که حضرت به جهت آن ظهور می‏کند و در این امر بزرگ سهیم شویم.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:30 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا جعفر عموی امام مهدی علیه السلام منکر ولادت ایشان بوده است

جعفر اگر چه انکار چنین مطلبی را داشته است، ولی از جهاتی نمی‏توان به انکار او توجه نمود:
1- با ادله متقن ولادت حضرت مهدی علیه السلام به اثبات رسیده است.
2- اتفاق امت بر آن است که جعفر معصوم نبوده است، بلکه از جمله مردم عادی بوده که در او احتمال گمراهی و یا سهو و اشتباه رواست. همان گونه که برخی از فرزندان یعقوب به گمراهی کشیده شدند.
3- از برخی اخبار استفاده می‏شود که جعفر به سبب انحراف و گمراهی که داشت ادعای دروغین عدم ولادت فرزند برای امام عسکری علیه السلام نمود.
4- نهایت چیزی را که از روی احتیاط می‏توان گفت اینکه: از آنجا که او کشش و قابلیت و تحمل خبر ولادت حضرت مهدی علیه السلام را نداشته امام عسکری علیه السلام فرزندش را به او نشان نداده است. و لذا از آن بی‏اطلاع بوده است.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:29 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا جبرئیل بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله عهد کرده که بر زمین نازل نشود

اربلی در کشف الغمه از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: جبرئیل نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله به جهت عیادت آمد و عرض کرد: سلام بر تو ای محمد این آخرین روزی است که به سوی دنیا فرود می‏آیم.(1175)
و نیز از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: هنگامی که وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شد... در آن هنگام جبرئیل گفت: ای محمد این آخرین نزول من به دنیا بود....(1176)
پاسخ :
اولا: همه این روایات مقید به قیدی است و آن اینکه تا مادامی که مصلحتی در بین نباشد.
ثانیا:
مقصود جبرئیل آن بود که به جهت نزول وحی دیگر بعد از وفات پیامبر نازل نمی‏شود، زیرا شریعت با حلت ایشان کامل خواهد شد.
ثالثا:
بر فرض تعارض، روایات نزول حضرت جبرئیل و بیعت با امام زمان علیه السلام از حیث تعداد بیشتر بوده و از حیث سند صحیح‏تر است.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:29 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا توقیعات به خط خود حضرت مهدی علیه السلام بوده است

از مجموعه روایات استفاده می‏شود که برخی توقیعات به خط خود حضرت بوده، و برخی نیز به خط سفرا با دستور امام علیه السلام بوده است.
اسحاق بن یعقوب می‏گوید: توسط محمد بن عثمان عمری مسائل مشکلی را به ناحیه مقدسه فرستادم و جوابش را به دست خط مبارک امام زمان علیه السلام دریافت داشتم.(776)
محمد بن عثمان عمری می‏گوید: از ناحیه مقدسه توقیعی صادر شد که خطش را خوب می‏شناختم.(777)
شیخ صدوق رحمة الله علیه می‏فرماید: توقیعی که به خط امام زمان علیه السلام برای پدرم صادر شد اکنون نزد من موجود است.(778)
شیخ ابو عمرو عامری می‏گوید: ابن ابی غانم قزوینی با جماعتی از شیعیان در موضوعی اختلاف و مشاجره نمودند و برای رفع نزاع، نامه‏ای به ناحیه مقدسه نوشته و جریان را به عرض رساندند. پس جواب نامه آنان به خط مبارک امام علیه السلام صادر شد.(779)
از این روایات معلوم می‏شود که توقیعات، قرائن و شواهد صدق به همراه داشته و یا اصحاب حضرت، دست خط او را می‏شناختند، و لذا مورد قبول آنان قرار می‏گرفته است. لیکن در مقابل، روایاتی وجود دارد که برخی توقیعات به خط حضرت نبوده بلکه به خط سفیران و به امر حضرت نوشته شده است.
ابو نصر هبة الله می‏گوید: توقیعات صاحب الامر علیه السلام به همان خطی که در زمان امام حسن عسکری علیه السلام صادر می‏شد به وسیله عثمان بن سعید و محمد بن عثمان برای شیعیان صادر می‏گشت.(780)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:28 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا تمام احادیث رجعت از طرق شیعه وارد شده است

برخی از اهل سنت اشکال می‏کنند که احادیث تنها از طریق شیعه رسیده و لذا اعتباری ندارد.
پاسخ :
1- روایات شیعه در باب رجعت از طریق اهل بیت عصمت و طهارت است که به نص قرآن و حدیث کلامشان از عصمت برخوردار است و لذا اعتقاد به آن حتی بر اهل سنت نیز واجب است.
2- سر عدم طرح این مسئله در کتب اهل سنت شاید به این جهت باشد که رجعت تجلی امامت امامان شیعه است و در حقیقت اشاره به این نکته دارد که چون حق آنها غصب شده لذا خداوند دوباره آنها را به دنیا ارجاع داده و به ولایت کامل خواهد رسانید.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:27 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا تک‏قطبی کردن جهان می‏تواند نجات بخش بشر باشد

برخی می‏گویند: تنها راه نجات بشر از ظلم و بی‏عدالتی و رسیدن به سعادت، تک‏قطبی کردن جهان و به اصطلاح نظم نوین جهانی است. و برخی از نظریه‏پردازان به جهت اقتدار تمام عیار و همه جانبه‏ی آمریکا این کار را تنها ساخته آمریکایی‏ها می‏دانند.
پاسخ : نظریه تک‏قطبی کردن جهان از گذشته‏های بسیار دور بین فلاسفه و دانشمندان عالم مطرح بوده است.
فیلسوف یونانی زیو 350 سال قبل از میلاد می‏گوید: بر جمیع مردم عالم است که از یک نظام جهانی واحد پیروی کنند تا سعادت و نجات یابند. لذا اسکندر که معاصر زیو بود درصدد برآمد تا با اتکا بر قدرت خویش این نظریه را به اجرا گذارد. بلتاک نویسنده یونانی صد سال قبل از میلاد با طرح حکومت واحد جهانی می‏گوید: بر مردم است که سعی نموده تا مجتمع واحدی را تشکیل دهند و از قانون واحدی پیروی کنند.
ولیام لوید (1838) از فیلسوفان متأخر آمریکایی می‏گوید: هرگز بشر نمی‏تواند به دوستی و زندگی مسالمت‏آمیز برسد مگر آنکه حکومت واحد جهانی تأسیس نماید.(44)
دانتی، ادیب مشهور ایتالیایی می‏گوید: لازم است تا کل مردم زمین نسبت به یک حکومت و حاکم خاضع باشند تا آرامش و صلح به جهان سایه افکند.(45)
راسل می‏گوید: عالم در انتظار مصلحی است که تمام مردم را تحت یک پرچم و شعار درآورد.
جورج بوش پدر می‏گوید: نظم نوین عبارت است از صلح و دموکراسی برای همه جهان تحت رهبری ایالات متحده. او نیز در سخنرانی خود در کنگره می‏گوید: در میان ملتهای جهان تنها آمریکاست که هم از ارزش‏های اخلاقی و هم از ابزار لازم برای پشتیبانی از نظم جهانی برخوردار است.
اشکال:
1- در خود آمریکا نظریه‏پردازانی از قبیل کیسینجر و دیگران وجود دارند که اقتدار مطرح آمریکا را مردود می‏شمارند.
برژینسکی به گونه‏ای ناتوانی آمریکا را ترسیم کرده و می‏گوید: هر چند آمریکا در حال حاضر داعیه‏ی پرستیژ جهانی دارد و کمتر کشوری می‏تواند داعیه‏ی رقابت با او را داشته باشد... اما استمرار قدرت و موقعیت آمریکا در صحنه جهانی و داخلی از جنبه‏های زیادی آسیب‏پذیر است.
2- زمینه پذیرش تک‏قطبی کردن جهان بسیار کم است خصوصا آنکه وضعیت بسیار فاجعه‏آمیز اقتصادی آمریکا اجازه چنین بلندپروازی را به او نمی‏دهد.
3- این نظریه غافل از آن است که هرگز ملت‏ها زیر بار سلطه بیگانگان نخواهند رفت.
گر چه ما اصل نظریه را رد نمی‏کنیم و معتقدیم که تنها راه نجات ملت‏ها در سایه وحدت حکومت جهانی است ولی آن را با تأییدات الهی و رهبری معصوم که همان امام زمان علیه السلام است امکان‏پذیر می‏دانیم.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:27 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا تعیین وقت ظهور صحیح است

تعیین تاریخ ظهور امام زمان علیه السلام به چند نحو متصور است:
1- اینکه تاریخ و وقت ظهور حضرت را به طور دقیق و تفصیلی معین کنیم که در فلان سال و فلان ماه و فلان روز خواهد بود. این احتمال باطل است، زیرا در هیچ روایتی به این اشاره نشده است و مضافا به اینکه در برخی از احادیث تعیین‏کننده وقت ظهور مورد لعن قرار گرفته است.
2- اینکه موعد ظهور به نحو اجمال تعیین گردد، به اینکه بگوییم: هر گاه خداوند اراده کند آن حضرت ظهور خواهد کرد. این احتمال به طور حتم اشکالی نداشته و صحیح است.
3- اینکه از طریق قواعد حساب و جفر به طور اجمال یا تفصیل به زمان ظهور حضرت علم پیدا کرده و از آن خبر دهیم. این احتمال گر چه در برخی روایات به آن اشاره شده(1145) ولی از سند معتبری برخوردار نیست. خصوصا آنکه تاریخ ظهور ممکن است مورد بدا واقع شود.
4- اینکه مطابق برخی از روایات به طور کلی و اجمال به زمان ظهور آن حضرت اشاره گردد:
طبرسی از امام صادق علیه السلام نقل کرده که: لا یخرج القائم الا فی وتر من السنین، سنة احدی او ثلاث او خمس او سبع او تسع(1146)؛ قائم در سال وتر [فرد] ظهور خواهد کرد، سال یک یا سه یا پنج یا هفت یا نه.
و نیز به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: ینادی باسم القائم فی لیلة ثلاث و عشرین من شهر رمضان و یقوم فی عاشوراء، و هو الذی قتل فیه الحسین بن علی علیه السلام...(1147)؛ به اسم قائم در شب بیست و سوم ماه رمضان ندا داده خواهد شد و در روز عاشورا قیام خواهد کرد و آن روزی است که حسین بن علی در آن روز به شهادت رسید.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:26 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا تاریخ بی هدف است

اسوالد اشپنگلر متفکر آلمانی و صاحب اثر معروف (انحطاط تمدن غرب) تاریخ را همچون موجود زنده‏ای فرض میکند، و از تاریخ تفسیری ادواری دارد. از نظر وی هر دوره تاریخی حدود هزار سال است که با مرگ محتوم او دوره بعدی جایگزین آن می‏شود... .
مطابق نظر او سیر تاریخ روند تکاملی ندارد، بلکه تاریخ مجموعه‏ای از تمدن‏هاست که هر کدام پس از طلوع و طی مراحلی غروب خواهند کرد و آن گاه تمدنی دیگر طلوع و پس از طی زمان به غروب خواهد گرایید، و این دور باطل همواره ادامه دارد. در واقع از دیدگاه او تاریخ جهان تصویری از تکوین و پیشرفت پایان‏ناپذیر حیات و مرگ تمدن‏هاست.(35)
از اشپنگلر سؤال می‏کنیم: دوره جدید از تاریخ آیا مثل دوره قبل است در فرهنگ و تمدن، و یا از ماقبل منحطتر است و یا کامل‏تر.
اگر مثل دوره قبل است، دوره جدید ادامه همان دوره قبل است، و در حقیقت دوره جدیدی وجود ندارد. و اگر منحطتر است که این خلاف واقع است. و اگر کامل‏تر است سؤال می‏کنیم که این کمال از درون او برخاسته است و یا از بیرون و عوامل خارجی در آن دخیل بوده است. اگر از درون آن برخاسته که همان نظر صحیح در باب تکامل تاریخ است. و اگر از برون و خارج به تکامل رسیده است این همان نظریه مادیت تاریخ است.
از طرفی دیگر این نظریه بر خلاف واقعیت خارجی است؛ زیرا نوع بشر در تکامل معنوی و مادی است و در هر عصری از تجربیات عصر دیگر بهره گرفته و بر آن می‏افزاید و به جلو میرود.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:25 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]