آیا تشرف به لقای امام زمان علیه السلام در عصر غیبت کبرا ممکن است

ری زیرا مقتضی موجود و مانع در این زمینه مفقود است:
الف: اما وجود مقتضی رویت این است که در عصر غیبت کبرا مصلحت بر آن است که هر از چند مدتی حضرت خودش را به برخی از مردم و بزرگانی که سخنشان مورد قبول است نشان دهد تا مردم به وجود او اطمینان پیدا کرده و طولانی شدن غیبت سبب انکار وجود حضرت نگردد. زیرا تنها دلیل و برهان - خصوصا برای عوام مردم - موجب اطمینان و یقین به وجود امام زمان علیه السلام نیست و لذا بزرگان دستور می‏دهند که قصه تشرف‏های بزرگان به خدمت امام زمان علیه السلام را برای مردم بازگو کنید که این به نوبه خود مردم را دلگرم کرده و به آنها روحیه و امید می‏دهد، و بر اعتقادشان نسبت به وجود حضرت می‏افزاید، زیرا قوی‏ترین دلیل بر امکان شی‏ء وقوع آن است.
ب: و نسبت به موانع، هیچ مانع و محذور شرعی و عقلی در تشرف به ملاقات حضرت نیست. در مباحث بعد به برخی موانع می‏پردازیم.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:25 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا تأخیر در فرج موجب قساوت قلب می‏شود

آنچه که بر هر مومنی بلکه بر هر انسانی لازم است، اینکه هیچ گاه از تأخیر فرج و ظهور منجی ناامید نباشد، بلکه باید به ریسمان صبر چنگ زده تا به سر منزل مقصود رهنمون شود و این تنها از راه ایمان قلبی به خداوند متعال و اینکه او خلف وعده نمی‏کند میسر است و نیز با سیر و بررسی سرگذشت امت‏های پیشین که چگونه بعد از هر عسر و گرفتاری شدید، خداوند آخرالامر برای آنها یسر و فرجی حاصل نمود، به دست می‏آید. و همچنین با مراجعه به فطرت و میل درونی خود که چگونه به ظهور منجی بشریت متمایل است می‏تواند خود را از یأس و ناامیدی رهانیده و به ظهور منجی امیدوار باشد.
در ذیل آیه شریفه و لایکونوا کالذین اوتوا الکتاب من قبل فطال علیهم الامد فقست قلوبهم(76)؛ از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: تأویل هذه الایة جاء فی اهل زمان الغیبة و ایامها دون غیرهم من اهل الازمنه و ان الله تعالی نهی الشیعة عن الشک فی حجة الله تعالی او ان یظنوا ان الله تعالی یخلی ارضه منها طرفة عین(77)؛ تاویل این آیه برای مردم عصر غیبت است و روزهای زمان غیبت غیر از روزهای اهل زمان‏های دیگر است. خداوند متعال شیعیان را از شک در حجت خود نهی کرده است و نیز نهی کرده از اینکه گمان کنند که خداوند زمین را یک چشم بر هم زدن از حجت خالی می‏گردند.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:24 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا پیروزی حضرت مهدی علیه السلام بر مخالفان و گسترش حکومتش همراه با اعجاز است

در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:
1- اینکه نصرت حضرت و پیاده کردن حکومت جهانی تماما با اعجاز و قدرت خارق‏العاده الهی باشد. لی این احتمال از جهاتی قابل مناقشه است:
الف: اگر اعجاز راه صحیحی برای دعوت الهی بود حضرت می‏توانست در خلال غیبت صغرا از آن برای سیطره بر عالم استفاده کند.
ب: با اعجاز احتیاج به تعداد زیادی از اصحاب نیست.
ج: مطابق برخی روایات بین حضرت و مخالفینش جنگ و خونریزی شدیدی در خواهد گرفت و در صورت اعجاز تام، احتیاج به این کارها نیست.
2- اینکه خداوند متعال اراده کرده که حضرت مهدی علیه السلام به صورت عادی بر دشمنان خود غالب شده و حکومت عدل جهانی را گسترش دهد بدون آنکه کوچک‏ترین کمکی از راه اعجاز در پیشبرد اهداف او بشود.
این احتمال نیز خالی از اشکال نیست زیرا مطابق روایات حضرت مهدی علیه السلام مورد عنایت و تأیید خاص الهی در جهت ظهورش خواهد بود.
3- با رد دو احتمال پیشین به این نتیجه می‏رسیم که نصرت حضرت به طور طبیعی و عادی خواهد بود گر چه این نصرت همراه با تأییدات جزئی و خاصی از جانب خداوند است، زیرا همان گونه که می‏دانیم بشر در عصر ظهور مورد ظلم و ستم فراوان است و از طرفی از حیث فرهنگی و رشد عقلانی عموم بشر به بالاترین سطح خود رسیده است و لذا به دنبال چنین رهبری الهی می‏گردد که با لبیک به دعوتش از او پیروی نماید. هرگز ابرقدرتها با همه امکاناتی که دارند نمی‏توانند در مقابل اراده ملت‏ها بایستند. اگر مردم همگی یکپارچه و یک صدا فریاد برآورند دشمنانشان به زانو در خواهند آمد. مگر نبود که در صدر اسلام چگونه مردم فوج فوج داخل اسلام شده و دعوت پیامبر را پذیرفتند؟ در عصر ظهور نیز هنگامی که مردم دنیا از وسایل ارتباط جمعی خبر قیام مصلحی جهانی را بشنوند به او گرویده و از او حمایت خواهند کرد، و کسی نمی‏تواند در صورت اقبال مردم با اراده آنها مقابله کند گر چه هر کجا که مانعی خاص پیدا شده خداوند متعال به کمک او آمده واز حضرت حمایت خواهد نمود.
و لذا در روایات آمده است که امام زمان علیه السلام با نصرت و ترسی که در دل دشمنان می‏افتد حمایت خواهد شد. این ممکن است که به صورت عادی باشد؛ زیرا با نصرت مرم که به عنایت خداوند و اقبال مردم است چنان رعبی در دل دشمنان خواهد افتاد که همه امکانات خود را گذارده فرار خواهند نمود.
امیر مومنان علی علیه السلام می‏فرماید: هنگامی که حضرت مهدی علیه السلام ظهور می‏کند نام مبارکش بر سر زبانها خواهد بود و وجود مردم سرشار از عشق به مهدی است به گونه‏ای که جز نام او هیچ نامی در یاد و زبان آنان نیست و با دوستی او روح خود را سیراب می‏کنند.(1179)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:24 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا پدید آمدن مدعیان مهدویت بر حتمی بودن ظهور مهدی علیه السلام دلالت دارد

عقیده مهدویت به حدی در جامعه اسلامی رسوخ کرده بود که حتی برخی افراد از این عقیده مسلم سوء استفاده کرده و ادعای مهدویت نمودند ولی خوشبختانه با گذشت زمان مفتضح شدند.
احمد امین مصری در کتاب المهدیة فی الاسلام در صدد برآمده که مدعیان مهدویت را از عوامل و اسباب طعن بر عقیده مهدویت و اصالت آن به حساب آورد، ولی صحیح عکس آن است؛ زیرا ادعای مهدویت در طول تاریخ از افراد، دلیل بر حقانیَّت اصل این عقیده و رسوخ آن در میان جامعه است.
اگر این نظریه صحیح باشد که ادعا سبب بطلان یک حقیقت است باید نبوت انبیا را نیز انکار کنیم زیرا در طول تاریخ انبیا افرادی پیدا شدند که به دروغ ادعای نبوت کردند.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:23 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا پدید آمدن مدعیان مهدویت از آثار سوء اعتقاد به مهدویت است

احمد امین می‏گوید: از آثار سوء اعتقاد به مهدویت، انقلاب‏های پیاپی در طول تاریخ مسلمانان است. در هر عصری شخص یا اشخاصی پیدا شده و با یدک کشیدن نام مهدی منتظر، مردم را به سوی خود دعوت نموده و گروهی نیز دعوت آنها را پذیرفته‏اند، و از این جهت باعث مشکلات در جامعه اسلامی شده‏اند....(174)
پاسخ :
اولا: شکی نیست که مشکلاتی از ناحیه مدعیان دروغین مهدویت در جامعه اسلامی پدید آمده است، ولی گناه آن به عهده علما بوده که درست حضرت را تعریف نکرده و علائم و شرایط ظهور را معین نکرده‏اند. و نیز گناه از مردم است که بدون تفحص از اصل قضیه، فریب این گونه افراد را خورده‏اند، وگرنه اصل قضیه مهدویت از برکات شایانی برخوردار است.
ثانیا: راه مقابله با این گونه انحراف‏ها، انکار عقیده‏ای مسلم نیست، وگرنه به جهت مقابله با مدعیان نبوت نیز باید با اصل نبوت انبیا مقابله کرد.
ثالثا: گر چه مدعیان مهدویت چند روزی جولان داده و مردم را فریب داده‏اند، ولی به لطف خداوند و عنایات حضرت مهدی علیه السلام و کوشش فراوان علما مکر و حیله، آنها برملا شده و از جامعه طرد شده‏اند.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:22 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا بیشتر قتل‏ها که توسط حضرت انجام می‏گیرد از مسلمانان است

برخی می‏گویند: مستفاد از روایات آن است که بیشتر قتل‏ها در محدوده بلاد اسلامی و بین مسلمانان اتفاق خواهد افتاد، سؤال این است چگونه چنین خواهد شد با آنکه می‏دانیم مشرک و کافر از حق دورترند تا مسلمان و لذا آنها به کشته شدن سزاوارترند تا مسلمان.
پاسخ :
اولا:
روایات دلالت ندارد بر اینکه کشتارها و قتل‏ها فقط در محدوده مسلمانان است و حضرت کسی از کفار را به قتل نمی‏رساند، بلکه ظاهر برخی از روایات عموم است که شامل هر معاندی که در صدد ایجاد مانع ز برپایی حکومت حضرت است، می‏شود.
ثانیا:
گر چه اسامی برخی از جماعاتی که توسط حضرت و اصحابشان به قتل می‏رسند در روایات ذکر شده است ولی این دلالت ندارد که قتل و کشتار در دسته‏ها و جماعات دیگر اتفاق نمی‏افتد و حضرت از کفار مشرکان کسی را به قتل نمی‏رساند.
ثالثا:
بر فرض که روایت ظهور در اختصاص کثرت قتل‏ها در مسلمین داشته باشد، این امری غیر منتظره نیست بلکه مطابق با قواعد کلی است؛ زیرا مطابق برخی از روایات بسیاری از بلاد کفر تسلیم حضرت خواهند شد و کثرت قتل در بین مسلمین به جهت پاک‏سازی آنان از عناصر نامطلوب است. در میان امت اسلامی حجت در تمام جوانب برای مردم تمام شده است لذا از هیچ کس عذری پذیرفته نمی‏شود.
توضیح این مطلب اینکه یکی از مشکلاتی که امام مهدی علیه السلام با آن روبه رو می‏شود مشکل انحراف‏ها و برداشت‏ها و تفسیرهای نادرستی است که در راه و روش‏های دین خدا و اصول و فروع احکام الهی پدید آمده و قرن‏ها در ذهن جامعه اسلامی نفوذ و رسوخ کرده است. این موضوع مانعی عظیم بر سر راه امام مهدی علیه السلام است. مانع کفر و بی دینی و بی اعتقادی در برابر این مانع امری ساده است. کفر به سلاحی مجهز نیست و انسان بی اعتقاد حقی را به نام اسلام واژگون نیاموخته است و برای او اصل یا اصولی را نادرست تفسیر نکرده است و چیزی را به شکل انحرافی و نادرست به نام دین خدا در ذهن جای نداده است، و آیه یا حدیثی را به دلخواه خویش معنی نکرده است ولی با مسلمان و مدعی خداشناسی که تعالیم دین یا بخش‏هایی از آن را به گونه‏ای انحرافی آموخته و معنای بسیاری از احادیث و آیات قرانی را واژگون فهمیده است و به اصول و مبانی و راه و روش‏هایی پای بند و معتقد است که در حقیقت ضد دین خدا و راه و روش پیامبران است چگونه می‏توان روبه‏رو شد؟ بخشی از برنامه‏های کشتار گسترده و فراگیر امام مهدی علیه السلام در جامعه‏های اسلامی شاید به این علت باشد که مسلمانان با حربه اسلام انحرافی که در حقیقت ضد اسلام است به جنگ با امام بر می‏خیزند و امام ناگزیر با قاطعیت با آنان روبه‏رو می‏شود و کار آنان را یکسره می‏کند، البته در صورتی که از افکار و اندیشه‏های نادرست خویش دست برندارند.
امام صادق علیه السلام فرمود: ...و ان القائم یخرجون علیه فیتأولون علیه کتاب الله و یقاتلونه علیه(1194)؛ لیکن قائم [در هنگام رستاخیز خویش‏] با مردمی رو به رو می‏شود که رو در روی او می‏ایستند و آیه‏های کتاب خدا را در برابر او به نظر خود تاویل می‏کنند و در همین راستا با او به نبرد بر می‏خیزند.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:22 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا بعد از وفات امام عسکری علیه السلام عصر حیرت بوده است

احمد کاتب می‏گوید: بعد از وفات امام عسکری علیه السلام حیرت و شک و تردید در جامعه شیعه در امر امامت بعد از آن حضرت و ولادت فرزند او پدید آمد. او در صدد آن است که از این موضوع هره برداری کرده و اثبات کند که موضوع ولادت حضرت اجماعی نبوده است.
پاسخ :
اولا:
مسأله حیرت و تردید در بین عوام مردم همان گونه که تشریح شد امری طبیعی به نظر می‏رسد، زیرا جو خاص سیاسی و احتمال قتل حضرت اقتضا داشت که امر ولادت حضرت مستور باشد و تنها عده‏ای اص از اصحاب امام عسکری علیه السلام از آن مطلع گردند و توسط آنها این موضوع منتشر شود.
ثانیا:
وجود حیرت و غموض در امر ولادت حضرت دلیل بر وجود اوست نه عدم آن. یعنی ولادتی بوده ولی ز آنجا که مخفی واقع شد عده‏ای را در حیرت فرو برد.
ثالثا:
همان گونه که مکرر اشاره شد گر چه در ابتدای غیبت برخی از عوام مردم در حیرت به سر می‏بردند ولی بعد از مدتی نه چندان دور به واسطه کوشش فراوانی که بزرگان امامیه در روشن ساختن عموم مردم در امر ولادت و امامت حضرت مهدی علیه السلام داشتند تمام جامعه شیعی از حیرت خارج شده و همگی به امامت آن حضرت معتقد شدند.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:21 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا بشر می‏تواند از راه تکنیک جدید به سعادت برسد

برخی معتقدند که تمدن مادی بشر تنها راه رسیدن جامعه به سعادت و رفاه است و لذا در آینده‏ای نه چندان دور با تجربیاتی که در این زمینه کسب کرده به مدینه فاضله و سعادت خود خواهد رسید.
پاسخ : در پیشرفت صنعتی و تکنیک بشر شکی نیست ولی این بدان معنا نیست که علم به تنهایی می‏تواند ضامن سعادت بشر و ایجاد عدل و داد گردد. علم و تکنیک تنها جنبه مادیت و مدنیَّت انسان را تامین میکند. لذا اگر در اختیار یک نظام عادل و قانون سالم قرار گیرد سعادت آفرین است.
منشا انحرافات بشر نادانی در زمینه مادی نیست تا با تمدن و تکنیک برطرف شود بلکه عوامل دیگر دارد از قبیل:
1- غرایز و تمایلات مهار نشده.
2- شهوت و غضب.
3- افزون‏طلبی.
4- جاه‏طلبی.
5- برتری‏طلبی.
6- لذت‏طلبی.
7- و بالاخره نفس‏پرستی و نفع‏پرستی که همه‏ی بشر امروز به آن مبتلایند: حب الدنیا رأس کل خطیئه. لذا علم، امروزه به صورت بزرگ‏ترین دشمن بشر درآمده است. علم چراغ روشنی است که استفاده از آن بستگی به موارد استعمال دارد. علم مانند چراغی است که روغن آن عقل است. علم ابزاری است برای هدف، نه تشخیص دهنده هدف.
ویل دورانت در مقدمه کتاب لذات فلسفه درباره انسان عصر ماشین می‏گوید: ما از نظر ماشین توانگر شده‏ایم و از نظر مقاصد فقیر.
لذا علم اگر در اختیار حکومت ظالم قرار گیرد آثار وخیمی دارد از آن جمله:
1- در راستای نابودی بشر گام برمی‏دارد.
2- تنها درصدد ایجاد رفاه طبقه مرفه است.
3- عمل بدون عدالت ضامن زوال ظلم و تعدی از بشر نیست.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:20 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا بشر احتیاج به امداد غیبی دارد

برخی معتقدند که بشر با پیشرفت علمی و تکنیک و تمدنی که در ظاهر پیدا کرده احتیاج به امدادهای غیبی ندارد.
ولی جواب این است که: منشأ انحرافات بشر تنها نادانی نیست تا با پیشرفت علم و تکنیک، انحرافات بر طرف شود، بلکه عوامل دیگری نیز منشأ انحرافات بشر است که نه تنها در بشر امروزی باقی مانده بلکه بیشتر نیز شده است. این عوامل عبارتند از: غرایز و تمایلات مهار نشده، شهوت و غضب، افزون‏طلبی، جاه‏طلبی، لذت‏طلبی و بالاخره نفس‏پرستی و نفع‏پرستی که همه اینها در بشر امروز موجود است. علم در امروز به صورت بزرگ‏ترین دشمن بشر در آمده است. علم گر چه چراغ روشنایی است ولی استفاده از آن بستگی به موارد استعمال آن دارد علم ابزاری برای هدف است نه تشخیص دهنده‏ی هدف.
ویل دورانت می‏گوید: ما از نظر ماشین توانگر شده‏ایم و از نظر مقاصد فقیر.(15) انسان عصر علم با انسان ماقبل این عصر در اینکه اسیر و بنده خشم و شهوت خویش است هیچ فرقی نکرده است. علم نتوانسته است آزادی از هوای نفس را به او بدهد. علم نتوانسته است ماهیت هیتلرها را تغییر دهد، بلکه علم دست آنها را درازتر کرده و شمشیر را تبدیل به بمب اتم کرده است.
راسل می‏گوید: زمان حاضر زمانی است که در آن حس حیرت توأم با ضعف و ناتوانی همه را فراگرفته است. می‏بینیم به طرف جنگی پیش می‏رویم که تقریبا هیچ کس خواهان آن نیست. جنگی که همه می‏دانیم قسمت اعظم نوع بشر را به دیار نیستی خواهد فرستاد....(16)
اگر انسان بر اساس علل مادی و ظاهری قضاوت کند پی می‏برد که این بدبینی‏ها بجاست، فقط یک ایمان معنوی و ایمان به امدادهای غیبی لازم است که این بدبینی‏ها را زایل و تبدیل به خوش‏بینی کند و معتقد باشد که سعادت بشریت، رفاه و کمال او، زندگی انسانی و مقرون به عدل و آزادی و امن و خوشی بشر در آینده است و انتظار بشر را می‏کشد.
آری شخص تربیت شده در مکتب الهی می‏گوید: ممکن نیست که جهان به دست چند نفر دیوانه ویران شود. او می‏گوید: درست است که جهان بر سر پیچ خطر قرار گرفته است ولی خداوند همان طور که در گذشته - البته در شعاع کمتری - این معجزه را نشان داده و بر سر پیچ خطر، بشر را یاری کرده و از آستین غیب، مصلح و منجی رسانده است، در این شرایط نیز چنان خواهد کرد که عقل‏ها در حیرت فرو رود... .
شهید مطهری رحمة الله علیه می‏فرماید: ...این اندیشه، بیش از هر چیز، مشتمل بر عنصر خوش بینی نسبت به جریان کلی نظام طبیعت و سیر تکاملی تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینی نسبت به پایان کار بشریت است....(17)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:20 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آیا بزرگان طایفه امامیه بعد از وفات امام عسکری علیه السلام بر ولادت حضرت اتفاق داشتند

آری، اصحاب و عموم طایفه شیعه امامیه بعد از وفات امام حسن عسکری علیه السلام در طول قرن‏ها بر ولادت امام زمان علیه السلام اتفاق داشته‏اند، اگر چه در ابتدا حیرت و شکی در ولادت و امامت آن حضرت در بین گروهی از شیعیان پدید آمد ولی بعد از گذشت زمان نه چندان طولانی و به عنایت و تبلیغ بزرگان امامیه همگی به راه مستقیم هدایت شده و به امامت امام عصر علیه السلام اعتقاد پیدا نمودند، همان گونه که شیخ مفید در کتاب الفصول المختاره به آن اشاره کرده است.
او می‏گوید: از این فرقه‏هایی که ذکر شد هیچ فرقه‏ای در زمان ما که سال 373 هجری است باقی نمانده است جز شیعه دوازده امامی که قائل به امامت فرزند امام حسن همنام رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده و همگی بر زنده بودن ایشان قطع داشته و معتقد به بقای آن حضرت تا زمانی که قیام به شمشیر کند، هستند....(455)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 6:19 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]