آیا اعتقاد به مهدویت مردم را از عمل خیر باز میدارد
قبل از هر چیز باید عقیده به مهدویت و انتظار مهدی موعود علیه السلام را معنا کرد.
اگر مقصود از عقیده مهدویت آن باشد که انسان به انتظار ظهور کسی بنشیند که به سبب فراگیر شدن ظلم با ظهورش به تنهایی همه امور را اصلاح میکند و ما هیچ نقشی در ظهور او نداریم بلکه میتوانیم با گسترش ظلم در ظهور او تعجیل کنیم، با این دیدگاه میتوان گفت که اعتقاد به مهدویت انسان را از عمل خیر باز میدارد.
ولی اگر برداشت ما از اعتقاد به مهدویت عقیده به ظهور کسی است که ما میتوانیم با زمینهسازی برای او در ظهورش تعجیل کنیم و اگر تأخیر در آن شده به جهت کوتاهی ما است، نه تنها این عقیده انسان را از عمل باز نمیدارد بلکه در عمل کردن به خیر نیز تشویق خواهد نمود. زیرا منتظران مصلح خود افرادی صالح هستند. لذا در روایات اسلامی انتظار فرج از مقوله عمل و از افضل اعمال امت اسلامی به حساب آمده است.
ادامه مطلب
آیا اعتقاد به مهدویت در جامعه اسلامی نتیجه فشارهای سیاسی بوده است
برخی از مستشرقین و به تبع آنها برخی از روشنفکران غرب زده اسلامی معتقدند که اعتقاد به مهدویت در نتیجه فشارهای سیاسی بوده که بر مستضعفین جامعه اسلامی وارد شده است.
فان فلوتن میگوید: جور و ستم دولت عباسیان از هنگام به حکومت رسیدن، کمتر از دولت امویان نبوده است. این جور و ستمها به حدی بود که مستضعفین و مظلومین را بر آن وا داشت که خود را امیدوار کنند لذا چاره ای جز این ندیدند که به عقیده به مهدی و انتظار ظهورش دل ببندند، تا بتوانند از شدت تالمات روحی خود بکاهند....(175)
دونالد سن میگوید: احتمال جدی است که اختناق و فشارهای سیاسی که در مملکت اسلامی از طرف حاکمان بنی امیه پدید آمده از اسباب ظهور نظریه مهدویت در آخرالزمان بوده است.(176)
احمد امین مصری میگوید: عامل اساسی در پیدایش عقیده مهدویت نزد شیعه و اصرار بر آن، فشارهای سیاسی و مصائبی بود که بعد از شهادت امام علی [علیه السلام ]و به حکومت رسیدن معاویه با آن روبه رو شدند. این مصائب با بیعت با حسن بن علی [علیه السلام] و پس از آن شهادت حسین به علی [علیه السلام] و از هم پاشیدن حرکتهای ضد اموی و قوت گرفتن حکومت امویان شدت گرفت. لذا درصدد برآمدند تا تاکتیک خود را تغییر داده از دعوت آشکار صرف نظر کرده به دعوت سری برای ریشه کن کردن ظلم روی آوردند....(177)
محمد عبدالکریم عتوم میگوید: واقع آن است که عقیده به مهدی قبل از وقوع غیبت امام پدید آمده و پرورش پیدا کرد و این به صورت دقیق بعد از واقعه کربلا و بعد از تفرق شیعه توسط دولت اموی بوده است. این وضعیت نابهنجار برای شیعه زمینه را برای پذیرش عقیده مهدویت فراهم ساخت تا آنان را از وضعیت موجود نجات دهد. در نتیجه مهدویت آرزویی شیعی بود که اثری منفی در زندگی شیعیان داشت اگر چه آنان را از وضعیت موجود نجات داد.(178)
پاسخ :
1- اگر چه در طول تاریخ مستضعفین و مظلومان اعم از مسلمان و غیر مسلمان، شیعه و غیر شیعه تحت فشارهای سیاسی بودهاند، ولی این به آن معنا نیست که این فشارها باعث شد تا مستضعفان اعتقاد به منجی و مهدی را از خود جعل کنند، بلکه خداوند متعال مطابق مصلحت و حکمتی که ملاحظه کرده موضوع منجی و ظهور حضرت مهدی علیه السلام را به جهت اقامه عدل و عدالت در سطح گسترده مطرح کرده است.
2- همان گونه که در جای خود بحث کردهایم موضوع مهدویت مقتضای خواست فطری بشر بوده و عقل، قرآن و روایات نیز به طور صریح بر آن اتفاق کردهاند و نیز اجماع مسلمین به جز برخی اندک از روشنفکران غربزده معتقد به مهدویت شدهاند.
3- مهدویت و انتظار ظهور مهدی موعود علیه السلام در صورتی که معنا و مفهوم صحیح آن در نظر گرفته شود نه تنها آثار منفی به بار نخواهد آورد بلکه آثار مثبتی داشته، در ایجاد روحیه امید در جامعه و فراهم کردن زمینه مناسب برای ظهور حضرت مهدی علیه السلام تأثیر بسزایی داشته و دارد.
ادامه مطلب
آیا اعتقاد به مهدویت انسان را از عمل باز میدارد
برخی میگویند: از آثار سوء اعتقاد به مهدویت و انتظار ظهور مهدی علیه السلام در جامعه اسلامی آن است که مردم را مایل به توکل به خدا نموده و از عمل و مبارزه باز میدارد....
پاسخ : معنای صحیح انتظار مهدی موعود علیه السلام این نیست که مسلمانان دست بر روی دست گذاشته و به انتظار مهدی علیه السلام به سر برند، بدون آنکه به وظایف دینی خود عمل کرده و زمینه ساز ظهور او باشند.
و لذا در روایات اسلامی انتظار فرج از بهترین اعمال بر شمرده شده است. معلوم میشود که انتظار جنبه عملی دارد و شخص منتظر خودش را از حیث عمل نیز آماده ظهور منجی میگرداند.
ادامه مطلب
آیا اصرار و الحاح به جهت ملاقات با حضرت مطلوب است
آنچه که مطلوب است و وظیفه ما در عصر غیبت به حساب میآید این است که بکوشیم تا موانع ظهور حضرت را بر طرف کرده زمینه ظهور حضرت را فراهم نماییم. و نیز وظیفه داریم که به دستورات و وظایف خود عمل کنیم تا به قرب معنوی نسبت به حضرت نائل آییم.
آری اگر درخواست ملاقات با حضرت در عصر غیبت به جهت بهرهمندی از وجود او و مورد عنایت خاص او قرار گرفتن است تا انسان به اطمینان قلبی رسیده و با تصرفی که از جانب ایشان میشود انسان به کمالات نزدیک شود، این ملاقات و اصرار بر آن مفید است، و گرنه این عصر غیبت است و قرار است که امام زمان علیه السلام از دیدگان مردم غایب باشد تا چه مصلحتی اقتضا کند که در موردی ظهور کرده و کسی به ملاقات حضرت نایل شود. لذا باید صبر کرد و در این موقع حساس که عصر امتحان است به وظایف خود خوب عمل کنیم تا از امتحان سرافراز بیرون آییم.
آری، اگر چه از ظاهر برخی از ادعیه تقاضای ملاقات حضرت به دست میآید ولی میتوان آن را حمل بر ملاقات در عصر ظهور کرد.
ادامه مطلب
آیا اعتقاد به رجعت برگرفته از یهود است
احمد امین مصری میگوید: یهود در قول و اعتقاد به رجعت در تشیع نیز تأثیر داشته است.(1349)
پاسخ :
1- این گونه نیست که اسلام با یهودیت در همه امور مخالف باشد، و لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در توصیف قرآن خطاب به آنان میفرماید: مصدقا لما معکم(1350)؛ این قرآن تصدیق کننده چیزی است که با شماست.
و نیز قرآن میفرماید: کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم...(1351)؛ روزه بر شما مکتوب شد آن گونه که بر امتهای پیشین نوشته و فرض شده است.
2- اعتقاد به رجعت به تبع روایاتی است که از طرق اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام رسیده است، روایاتی که فوق حد تواتر است.
ادامه مطلب
آیا اصحاب حضرت مهدی علیه السلام از منطقه خاصی هستند
مطابق برخی از روایات اصحاب حضرت از منطقه خاصی نیستند بلکه در سرتاسر دنیا به سر میبرند و خداوند متعال در وقتی بسیار اندک آنها را کنار بیت الله الحرام جمع خواهد کرد.
سید بن طاووس در حدیثی از امام علی علیه السلام درباره اصحاب امام زمان علیه السلام نقل میکند که فرمود: آنها 313 نفرند به عدد اصحاب بدر خداوند آنها را از شرق و غرب عالم در کنار بیت الله الحرام جمع خواهند کرد....(1225)
ادامه مطلب
آیا از منظر تاریخ امامت در کودک تجسم یافته است
با مراجعه به تاریخ پی میبریم که مسأله امامت و رهبری کودک واقع شده است و فلاسفه و حکما میگویند: قویترین دلیل بر امکان شیء وقوع آن است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در سال سوم هجرت بعد از نزول آیه شریفه و أنذر عشیرتک الاقربین علی بن ابی طالب را که نوجوانی بیش نبود به خلافت و وصایت منصوب کرد و به قوم خود دستور داد که سخنان او را گوش فرا داده و از او اطاعت کنند.(526)
شیخ مفید رحمة الله علیه مینویسد: عموم شیعه و اهل سنت بر این امر اتفاق دارند که رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت علی علیه السلام را دعوت به وزارت و خلافت و وصایت کرد، در حالی که سن او کم بود و از دیگر کودکان دعوت به عمل نیاورد....(527)
ادامه مطلب
آیا از وقت ظهور اطلاع دادن صحیح است
به جهاتی نباید خبر از وقت ظهور داد:
1- در هیچ روایتی به وقت دقیق و حتی غیر دقیق ظهور اشاره نشده است.
2- از آنجا که زمان ظهور ممکن است به جهت شرایطی تغییر پیدا کند و به تعبیری متعلق بداء واقع شود و ما از آن اطلاعی نداشته باشیم لذا نباید از زمان ظهور خبر دهیم گر چه انسان ممکن است از راههای غیر عادی به یک پرده از قضایا علم حاصل نمایید.
3- گاهی با برخی از خبرها نسبت به ظهور که در خارج هم تحقق نیافته است مردم به اصل ظهور بدبین میشوند و اصل واقعه از دید آنان بی اعتبار میگردد.
4- برخی از روایات، از توقیت و معین کردن وقت ظهور نهی نمودهاند.
ادامه مطلب
آیا از راه براهین فلسفی میتوان ضرورت حکومت عدل جهانی را به اثبات رساند
فلاسفه اسلامی قسر دائم و قسر اکثری را در عالم طبیعت محال و امری نشدنی میدانند.
مقصود از قسر دائم آن است که حقیقتی از حقایق هستی در دورهی روزگارش از خواسته طبیعی خود محروم باشد. مثلا آتش هیچ گاه حرارت نداشته باشد یا در جهان نیرویی باشد که از آغاز پیدایش آتش تا هنگامی که آتش در جهان وجود دارد از حرارت آتش جلوگیری کند. این امری محال است، که در فلسفه به اثبات رسیده است.
مقصود از قسر اکثری آن است که طبیعت در اکثر دوره عمرش از اقتضای ذاتی خود محروم باشد این را هم فلاسفه محال میدانند. این نظریه فلسفی که به شکل قانون در جهان هستی جاری است به ما میگوید که روزگار ظلم و جور در بشر سپری خواهد شد و به جای آن روزگار عدل و داد خواهد آمد.
این نظریه فلسفی میگوید: قسر انسانیَّت در عمر او محال است، چنان که در بیشتر عمر او نیز محال خواهد بود. پس روزگاری خواهد آمد که روزگار انسانیَّت باشد. و به یقین روزی خواهد آمد که بشر از اسارت و بردگی حیوان صفتان رهایی یابد و در سایه مهر انسانها زیست کند و زندگی داشته باشد.
ادامه مطلب
آیا ادله عقلی، وجود امام زمان معینی را اثبات میکند
در پاسخ باید گفت:
1- ادله عقلی، تنها دلالت بر ضرورت و لزوم جود امام کامل و قطب عالم امکان دارد، و بر امام زمان شخصی که همان مهدی موعود علیه السلام است دلالتی ندارد، ولی این ادله نظریه شیعه امامیه را در اعتقاد به وجود امام کامل و معصوم مورد تأیید قرار میدهد و لذا این ادله تنها بر نظر شیعه انطباق دارد.
2- استاد حسن زاده آملی میفرماید: در این مقام دو نوع بحث لازم است: یکی کلی و دیگری شخصی. مقصود از کلی اینکه براهین قطعی عقلی بر وجوب وجود حجتی قائم به طور دائم قائمند و به امتناع خلو عالم امکان از لزوم چنین واسطه فیض الهی حاکمند که الامام اصله قائم و نسله دائم. و مراد از بحث شخصی اینکه برهان معرف فرد نیست که جزئی نه کاسب است و نه مکتسب. لذا باید آن را از طریق دیگر شناخت چنان که احادیث متظافر بلکه متواتر اهل عصمت و وحی معرف شخص آن حضرتند.(597)
3- عرفای اسلامی یکی از شرایط حتمی سلوک را داشتن شیخ و استاد میدانند، و آن بر دو قسم است: استاد عام و استاد خاص.
استاد عام آن است که به طور خاص مامور به هدایت نباشد و رجوع به او از باب رجوع به اهل خبره بوده باشد.
و اما استاد خاص آن است که به طور خصوص منصوص به ارشاد و هدایت است و سالک را در هیچ حالی از احوال از مرافقت و همراهی استاد خاص گریزی نیست.(598)
این مطلب حتی نزد عرفای اهل سنت نیز ثابت است زیرا آنها نیز به دو استاد یکی عام که از آن به قطب و مرشد و دیگری خاص که همان واسطه فیض الهی و قطب عالم وجود امکانی است تعبیر میکنند. که اگر در عالم نباشد عالم دگرگون میشود زیرا ثبوت و وجود عالم وابسته به اوست. از این رو است که میبینیم عدهای از عرفای اهل سنت با آنکه معتقد به استاد عام و مرشد و پیر مرادند به وجود امام مهدی علیه السلام به عنوان قطب عالم امکان که انسان با گذشتن از حقیقت نوریه ولائیه او به مقام کمال مطلق میرسد اعتراف دارند از قبیل:
1- عبدالوهاب شعرانی.(599)
2- محیی الدین بن عربی.(600)
3- جامی حنفی.(601)
4- عطار نیشابوری.(602)
5- ملای رومی.(603)
و دیگران.
به تعبیر دیگر ادلهای که ذکر شد بیانگر ضرورت وجود امام معصومی است که نزد عرفا از او به قطب دایره امکان تعبیر میشود و قطب در عرفان در هر زمان یکی بیش نیست و اجتماع قطبین محال است. و چون جامع جمیع نشأت و مصداق اسم شریف یا من لا یشغله شأن عن شأن میباشد از خطا و سهو و نسیان مبراست چه رسد به گناه و عصیان. و چون حجاب اقرب است و متحقق به حقیقت محمدیه همه ماسوی از مشکات نور او اقتباس میکنند.(604)
لازم به ذکر است که این اصطلاحات از متون آیات و روایات استفاده شده است. واژه قطب میتواند یکی از این اصطلاحات باشد، امیر المومنین علیه السلام در خطبه شقشقیه برای خود تعبیر قطب را به کار برده است، آنجا که میفرماید: أما والله لقد تقمصها ابن ابی قحافة و انه لیعلم ان محلی منها محل القطب من الرحی(605)؛ هان! به خدا قسم - ابوبکر - پسر ابی قحافه ردای خلافت را پوشید در حالی که میدانست جایگاه من در خلافت چون محور سنگ آسیا به آسیاست.
ادامه مطلب
