آیا اختلاف در امر ولادت حضرت سبب وهن در آن میشود
احمد کاتب در صدد آن است که از اختلافی که در مسأله ولادت حضرت مهدی علیه السلام پدید آمد هره برداری کرده و از آن برای سست جلوه دادن مسأله ولادت حضرت استفاده نماید.
پاسخ :
اولا: اختلاف در موضوع و قضیهای هرگز مستلزم نبود آن موضوع نیست، بلکه بر وجود آن دلالت دارد و گرنه هیچ قضیهای را نمیتوان به اثبات رسانید. زیرا در هر قضیه و موضوعی از جهات مختلف اختلاف شده است.
آیا امت اسلامی بعد از پیامبر مطابق احادیث به 73 فرقه تقسیم نشدند؟ آیا این افتراق و تفرق باعث میشود که اصل اسلام زیر سؤال رفته و در گزارههای دینی شک نماییم؟
ثانیا:
همان گونه که از وضعیت سیاسی آن زمان و مخفی بودن امر ولادت به جهت آن وضعیت استفاده یشود اختلاف امری طبیعی به نظر میرسد.
ثالثا:
مطابق نقل شیخ مفید رحمة الله علیه جامعه شیعی بعد از مدتی نه چندان دور به وحدت نظر در امر ولادت حضرت مهدی علیه السلام رسیدند. او میگوید: از این فرقهها که ذکر شد در این زمان که سال 373 است به جز فرقه دوازده امامی که قائل به امامت فرزند امام حسن علیه السلام است، وجود ندارد....(428)
جالب توجه اینکه، انکار برخی بر ولادت امام مهدی علیه السلام از دید اهل بیت علیهم السلام مخفی نمانده و لذا در روایاتی به آن اشاره کردهاند. شیخ صدوق رحمة الله علیه به سند صحیح از امام موسی بن جعفر علیه السلام نقل کرده که فرمود: صاحب هذا الامر من یقول الناس لم یوجد بعد(429)؛ صاحب این امر کسی است که [بعضی از ]مردم میگویند هنوز متولد نشده است.
ادامه مطلب
آیا اخبار مهدی علیه السلام غامض و پیچیده است
روایاتی که از اهل بیت علیهم السلام در مورد حضرت مهدی علیه السلام و ولادت او رسیده همگی حکایت از شخصی معین و محدود دارد که متولد خواهد شد و پس از مدتی طولانی که در غیبت به سر میبرد ظهور خواهد کرد. لذا مشاهده میکنیم که هر یک از امامان به این نکته اشاره کردهاند که او چندمین از فرزندانشان است. آنان به موضوع غیبت و انواع آن و مخفی بودن ولادت و حیرت مردم در آن نیز اشاره نمودهاند. گر چه بخشی از ابهامات که جزئی است مقتضای طبیعی وضع اختناق سیاسی آن عصر بوده است. آیا با این وضع میتوان ادعا کرد که موضوع امام مهدی علیه السلام غامض بوده است؟
ادامه مطلب
آیا احادیث مهدویت متعارض است
سید رشید رضا و استاد سائح مغربی به جهت تشکیک و تضعیف احادیث مهدویت ادعای تعارض آن احادیث را نمودهاند.
سید رشید رضا میگوید: تعارض در احادیث مهدی اقوی و اظهر و جمع بین آنها دشوارتر است آنگاه از باب مثال به اختلاف در اسم او و اینکه حسنی است یا حسینی، عباسی است یا علوی و دیگر جهات شاره میکند.(171)
پاسخ :
اولا: اختلاف، مقتضای طبیعت تفصیل قضایای ثابت است، لذا استدلال به اختلاف تفاصیل یک قضیه بر عدم ثبوت آن، مغالطهای بیش نیست، و در غیر این صورت نمیتوان هیچ مساله اعتقادی را اثبات نمود، زیرا تمام مسائل، مورد اختلاف واقع شدهاند.
ثانیا: در هر یک از مسائل مورد اختلاف، قول حق به اثبات رسیده است، و لذا در هیچ مسألهای تردید وجود ندارد.
ادامه مطلب
آیا احادیث مهدویت تنها از طرق شیعه بوده و در سند همه آنها شیعه وجود دارد
برخی از اهل سنت گمان کردهاند که احادیث مهدویت تماما از جعل شیعه بوده یا لااقل در سندهای آن، کسانی وجود دارند که متهم به تشیعند، و لذا مورد قبول آنها واقع نشده است.
دکتر بستوی بعد از نقل این اشکال در پاسخ به آن میگوید: معیار در قبول روایت راوی عدالت و ضابط بودن اوست با قطع نظر از اینکه عقیده او چیست، مگر آنکه از اسلام خارج شده باشد. این روش بسیاری از علمای قدیم و جدید است. آن گاه از علی بن مدینی نقل میکند که اگر روایات اهل کوفه به جهت تشیع ترک شود کتابها ضایع شده و مذهب از هم خواهد پاشید.(172)
او همچنین میگوید: در عین حال مدار در روایات مهدی بر کسانی که منسوب به تشیعند نیست. یعنی چه بسیار از کسانی که هیچ نسبت به تشیع ندارند ولی در عین حال این احادیث را نقل کردهاند. او در آخر بحث خود میگوید: تا به اینجا به دست آمد که بیشتر روایات ثابت در امر مهدی در سندهایش فرد شیعی وجود ندارد، و روایاتی که این چنین است غالبا شواهدی از طرق دیگر دارد، لذا شبهه از این جهت زایل میگردد.(173)
ادامه مطلب
آیا احادیث دوازده خلیفه نزد شیعه ضعیفالسند و غیر معتبر است
احمد کاتب میگوید: روایاتی که اصحاب نظریه دوازده امامی نقل میکنند همگی از اخبار آحاد است و هیچ حجت و دلیلی آنها را تأیید نمیکند و ادعای علم به صحت آنها نیز ممکن نیست. و در عین حال راویان آنها نیز مورد طعن واقع شدهاند.(679)
پاسخ :
1- روایاتی که دلالت بر دوازده امام بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله دارد از حد تواتر فراتر رفته است. و میدانیم که حدیث متواتر فی حد نفسه مفید یقین است و احتیاجی به بررسی سندی ندارد.
2- اصحاب و رجال شیعه همگی این احادیث را مورد قبول قرار داده و بر عمل به آنها اتفاق کردهاند و این خود دلیل بر صحت این روایات و اعتماد اصحاب بر صدور آنها از امام است.
شهید صدر رحمة الله علیه میفرماید: این روایات با کثرت احتیاط از جانب امامان در نقل آنها به جهت حفظ امام، به درجه بالایی از کثرت و انتشار رسیده است. و کثرت عددی در این روایات تنها اساس برای قبول آنها نیست بلکه اضافه بر آن مزایا و قرائنی در اینها وجود دارد که دلیل بر صحت احادیث خواهد بود... مشاهده میکنیم بخاری که معاصر امام جواد و هادی و عسکری علیهم السلام است این حدیث را نقل کرده است، و این نکته مهمی است. این خود دلیل بر آن است که این حدیث از پیامبر ثابت شده است قبل از آنکه مضمون آن تحقق یافته و فکر دوازده امام به کمال برسد.(680)
3- با ملاحظه مجموعه روایات، به تعداد بیشماری از احادیث صحیحالسند بر میخوریم که اگر به حد تواتر نباشد لااقل در حد استفاضه است.(681) خصوصا آنکه کلینی در قبول روایات منهج روش خاصی را دنبال میکرده است. او به روایاتی اخذ میکرده که قطع یا اطمینان به صدور آنها از معصومین داشت است. خبر صحیح نزد کلینی و دیگران از قدما خبری بوده که قرائن داخلی و خارجی آن را تأیید میکرده است و اعتماد آنها بر وثاقت اشخاص نبوده است، بلکه وثاقت تنها راهی برای صحت صدور روایت نزد او بوده است. از جمله قرائن نزد او بر قبول خبر، وجود حدیث در بسیاری از اصول چهارصد گانه حدیثی بوده که در عصر امامان تألیف شده است، و یا آنکه حدیث در کتاب معروفی بوده که مورد تأیید بزرگان از اصحاب قرار گرفته است.
و از جمله قرائن خارجی وجود حدیث در کتابهایی بوده که بر امامان عرضه شده و آن حضرات مولفین آنها را تمجید نمودهاند، همانند کتاب سلیم که مورد تمجید امام صادق علیه السلام قرار گرفته است.
ونیز از جمله قرائن آن است که حدیث از کتابهایی اخذ شده که نزد متقدمین مورد وثوق و اعتماد بوده است، شیخ کلینی این گونه روایات را هم مورد توجه قرار داده و قبول کرده است، و تنها به روایاتی که راویانش ثقهاند توجه نداشته است بلکه این قسم از روایات بخشی از احادیث او را تشکیل داده است.
4- کاتب در تضعیف برخی روایات به تضعیفات ابن الغضائری استناد کرده با آنکه اصل کتابش به اثبات نرسیده و نیز تضعیفاتش مورد قبول علما قرار نگرفته است. و نیز برخی را همچون علی بن ابراهیم و سهل بن زیاد تضعیف کرده که در جای خود توثیق شدهاند.
ادامه مطلب
آیا احادیث دوازده خلیفه دلالت بر حکومت ظاهری امامان معصوم دارد، در صورتی که در واقع چنین نبوده است
برخی میگویند: احادیث دوازده خلیفه دلالت بر خلافت و حکومت ظاهری دوازده خلیفه بعد از پیامبر دارد در حالی که امامان شیعه به جز امام علی و امام حسن علیه السلام حکومت ظاهری نداشتهاند.
پاسخ : این احادیث در حقیقت دلالت بر انشا و امر و نصب الهی دارد نه اخبار و اعلام، یعنی این دوازده نفر از آنجا که از شاخصهای معنوی والایی برخوردارند لذا از جانب خداوند به ولایت و خلافت منصوبند و مردم وظیفه دارند تا با آنها بیعت نمایند.
سید محمد تقی حکیم میگوید: مقصود به بقای امر در بین آنها بقای امامت و خلافت و به استحقاق است. یعنی آنها مستحق امامت و خلافت هستند نه اینکه هر کدام به سلطنت ظاهری خواهند رسید، زیرا خلیفه شرعی، مشروعیت سلطنت خود را از خداوند میگیرد و این سلطنت در حدود سلطنت تشریعی است نه تکوینی، زیرا این نوع از سلطنت که مقتضای وظیفه امام به عنوان مشرع است، و این معنا با غصب سلطنت ظاهری از آنها و تسلط دیگران منافاتی ندارد....(674)
ادامه مطلب
آی مردم! یک زمان صاحب زمانی داشتیم!
سالهای پیش بال آسمانی داشتیم / بال پرواز کران تا بی کرانی داشتیم
میوه بودیم و سر سال استفاده می شدیم / چون که بالای سر خود باغبانی داشتیم
سالهای پیش بال آسمانی داشتیم
بال پرواز کران تا بی کرانی داشتیم
میوه بودیم و سر سال استفاده می شدیم
چون که بالای سر خود باغبانی داشتیم
چهار فصل موی ما برف زمستانی نداشت
پیر هم بودیم اگر رنگ جوانی داشتیم
روزها گردی اگر بر روی دلها می نشست
شب که می شد سنت خانه تکانی داشتیم
مثل شیر مادران ما حلال و پاک بود
در میان سفره ها گر لقمه نانی داشتیم
نذری روز ظهور مهدی موعودمان
صبحها چله به چله عهد خوانی داشتیم
صبح جمعه پیشواز تکسوار فاطمه
روی پشت بامها صوت اذانی داشتیم
گاه گاهی جمعه ها اهل زیارت می شدیم
گاه گاهی میل سجده جمکرانی داشتیم
ثانیه ثانیههامان پای آقا می گذشت
آی مردم! یک زمان صاحب زمانی داشتیم
پر نداریم و دل بپُر نداریم و...فقط
یادمان باشد که اینها را زمانی داشتیم
ادامه مطلب
ای بهار آزادی
ای کشتی نجات! اینک گرفتاران امواج پرتلاطم دریای فساد و ظلم و طغیان در انتظار ظهورت لحظه شماری میکنند.
ای روزنه امید! اینک اسیران زنجیر استعمار و گرفتاران استبداد، با انتظار روز رهایی از قید اسارت ظلم، دل خوش کرده و شبهای ظلمانی و تاریک بیداد را به امید نور عدالت تو، سپری میکنند.
ای چشمه سار جوشان فضیلت! اینک تشنه کامان علم و دانش در انتظار جرعهای از اقیانوس بیکران علم تو صف کشیدهاند.
ای بهار آزادی! اینک مظلومان و بیچارگان و ستمدیدگان چشمان خسته خود را به قطرات بارش ابر عدالت تو دوختهاند.
ای مایه امید، ای آرزوی دل اولیا، ای آنکه شبهای تار انبیا به امید ظهورت رقم خورده.
ای آنکه خشم پرخروش ملکوتیان به یاد انتقامت، فروکش!
و ای آنکه قلب پر خون علی علیه السلام را تو مایه تسکین!
ای آنکه پهلوان شکسته زهرای اطهر علیهاالسلام را تو مرحم!
ای آنکه قلب شکسته حسن علیه السلام را تو درمان!
ای آنکه خون پاک شهیدان را تو منتقم!
ای آنکه بازوان به زنجیر کشیده اسیران را تو نوازش!
بیا! تا شکوفههای بهاری به روی زیبای تو لبخند زند.
بیا! تا لالههای پرشور گلستان به یاد تو تبسم کند.
بیا! که سبزهزاران به خاطر جمال زیبای تو با طراوت شود.
بیا! که غنچهها به یاد تو شکوفا گردد.
بیا! که بلبلان برای تو نغمه سر دهند.
بیا! که کاخ بیدادگران به دست تو ویران شود.
بیا! که ستم پیشگان، به شمشیر انتقام تو کیفر شوند.
بیا! که پرچم پرافتخار توحید به دست توانای تو در سراسر گیتی به اهتزاز در آید.
بیا! که عدالت در لوای حکومت تو، بر روی ساکنان این کره خاکی، سایه افکند.
ای آنکه از موسی برتر!
بیا که ید بیضای قدرت الهی را از آستین ملکوتیت برون آر و چشم خیره سران عالم را خیره ساز.
بیا! که با نمایان کردن اژدهای قهر خداوندی تمام جادوی جادوگران قرن را باطل ساز و مدعیان دروغین حقوق بشر را رسوا کن.
بیا! که با فرو ریختن آتش خشم الهی بر سر ابر جنایتکاران، همه ستم پیشگان را در شعلههای غضب خداوندی را بسوزان و خاکستر آنان را بر باد ده تا مظلومان و بیچارگان و ستمدیدگان، نفس راحتی کشند.
بیا! که با غرق کردن قافلههای بیدادگری و استبدادگران در دریای طوفانی سطوت و انتقام پروردگاری حزب حق و لشگر عدل، مسرور و خندان گردد.
بیا! که شیفتگانت پروانهوار به طرف شمع وجودت چرخش کنند.
بیا! که با آمدنت قلب رسول الله(ص) خوشحال و دل علی علیه السلام شاد و چشمان زهرا علیهاالسلام روشن شود.
این مقدمه را با زمزمه دعای فرج به پایان میبریم:
اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبة امامنا و کثرة عدونا و قلة عددنا و شدة الفتن بنا
خدایا!
از فقدان و از دست دادن پیغمبران،
از غیبت و پنهانی امامان،
از کثرت و بسیاری دشمنان،
از کمی و اندکی تعداد نفراتمان
از رو آوردن فتنهها بسویمان،
شکوه و شکایت نزد تو میآوریم.
ای زاده پیغمبر! ای میوه دل حیدر! ای امید قلب زهرای اطهر!
ما غفلت کردیم متوجه نشدیم، غافلانه و جاهلانه، تو، آن یوسف عزیز را بدون اینکه حتی ثمن بخسی نصیبمان شود، از دست دادیم و اینک در هجران تو، کنعان زندگی ما در خشکسالی سوزان فرو رفته و زندگی بر ما سخت شده، با شرمندگی، دست تمنا بسوی تو گشوده و عرضه میداریم:
یاایهاالعزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا بیضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین.
ای فاتح بزرگ جهان! ای قلب عالم امکان! ای مظهر رحمت بیکران!
اینک با قلبی پر از سوز و سینهای مملو از گداز و چشمانی سرازیر از اشک، فریاد مینهیم:
ای عزیزتر از هر عزیزی! ای گرامیتر از یوسف یعقوب! اگر دلباختگان یوسف با دیدن روی دل آرای او، انگشت بریدند، شیفتگان تو بدون دیدن جمال زیبایت از جان و تن گذشتند و در آتش فراقت پروانهوار سوختند، شاید که بر قلبهای سوخته آنان آب وصال ریزی و با صبح ظهورت شام ظلمانی هجران آنان را به روز روشن مبدل سازی.
و در پایان از برادر بسیار گرامی و فاضل فرزانه، جناب آقایاحمد مسجد جامعی قائم مقام محترم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت فرهنگی و پژوهشی که در راستای ترجمه، تحقیق و نشر این کتاب، مساعدت خالصانه خود را مبذول داشتند، کمال تشکر را مینمایم، باشد که این عنایت و سایر خدمات گرانقدر و تلاش بیوقفه او در نشر آثار و فرهنگ قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام دارند مورد پذیرش حضرت بقیة الله الاعظم - عجل الله تعالی فرجه الشریف - قرار گیرد انشاء الله.
و همچنین از همکاریهای بیدریغ برادر ارجمند جناب آقای حمیدی مشاور اجرایی معاونت فرهنگی و پژوهشی کمال سپاسگزاری بعمل میآید.
موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام
سید محمد حسینی
ادامه مطلب
ای ماه پاره
زمن گشتی جدا، ای ماه پارهgggggدلم خواهدترابینم دوباره
بدردعشقت ای صاحب زمانمgggggندارم جزبکویت راه چاره
اگرآهی کشم ازقلب پارهgggggبسوزدازشراردل ستاره
دلی دارم پرازسوزوگدازgggggبغیرازدیدنت راهی نداره
چه سازم باغم هجران ببارانgggggکه دوران شب هجران درازه
نمیدانم که یارازمن چه دیدهgggggکه یکباره دل ازمهرم بریده
بریدهازمن وپیوسته باغیرgggggکه جانم ازغمش برلب رسیده
بیامهدی (ع) دلم راکن نظارهgggggکه گردیده ازغم هجرتوپاره
اگردیدی دلم غیرازتوراخواستgggggبکن ترک من مسکین دوباره
دوپایم دگرطاقت رفتن ندارهgggggدوچشمانم زبهرتودیگرخفتن نداره
بیامهدی (ع) پی درمان دل باشgggggکه من درد دلم گفتن نداره
کرم کن پیشه واهل وفاباشgggggزین شیفته خود میرخلف نگیرکناره
ادامه مطلب
ای آقای اهل بیت!
اسماعیل بن علی میگوید:
هنگامی که امام حسن عسکری (علیه السلام) در بستر شهادت بود، به عیادت آن بزرگوار مشرف شدم. در محضر آن حضرت بودم که به خادم خود عقید(125) فرمود: ای عقیده کمی برایم جوشانده مصطکی تهیه کن!
او نیز مشغول تهیه جوشانده شد. در این حال، نرجس خاتون - همسر امام حسن عسکری (علیه السلام) و مادر امام زمان (علیه السلام) - نیز تشریف آورد.
وقتی عقید ظرف جوشانده را به حضرت (علیه السلام) تقدیم کرد، ایشان سعی کرد که آن را بنوشد ولی دستان مبارکش چنان میلرزید که ظرف به دندانهای نازنینش میخورد، امام (علیه السلام) ناچار ظرف را کنار نهاده، به عقید فرمود: وارد آن اتاق شو! طفلی را میبینی که در سجده است، او را به نزد من بیاور.
عقید میگوید: وقتی وارد آن اتاق شدم، طفلی را دیدم که در سجده است و انگشت اشاره خود را به سوی آسمان گرفته است.
من سلام کردم و او نماز خود را کوتاه نمود.
عرض کردم: مولایم، شما را میطلبد.
در این حال نرجس خاتون علیها السلام نیز وارد شد، و دست او را گرفته و به اتفاق به نزد حضرت (علیه السلام) برگشتیم.
وقتی آن طفل را به خدمت امام (علیه السلام) آوردند، در زیبایی او دقت کردم. چهرهای چون مروارید سفید داشت، موهایش کوتاه و مجعد و میان دندانهایش باز بود.
وقتی چشم امام حسن عسکری (علیه السلام) به او افتاد، گریست و گفت: ای آقای اهل بیت! کمک کن تا این آب را بنوشم که به زودی به جوار رحمت پروردگار خواهم پیوست.
آنت طفل، ظرف جوشانده مصطکی را برداشت و به لبهای امام حسن عسکری (علیه السلام) نزدیک نموده و ایشان نوشیدند.
وقتی حضرت (علیه السلام) جوشانده را میل نمود، فرمود: مرا برای نماز آماده کنید.
آن طفل دستمالی در دامن امام (علیه السلام) پهن کرد و کمک نمود تا حضرت (علیه السلام) وضو گرفته و مسح نمود. آن گاه امام حسن عسکری (علیه السلام) رو به آن طفل نموده و فرمود:
فرزندم! تو را بشارت میدهم که همانا تو صاحب و امام زمانی، و آن که او را مهدی مینامند تو هستی، و حجت خدایی در روی زمین و فرزند و جانشین من هستی، و از من متولد شدهای، و نامت م ح م د ابن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب است. و از فرزندان خاتم الانبیاء محمد (صلی الله و علیه و آله و سلم) هستی، و تو خاتم امامان طاهرین هستی.
رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) ظهور تو را بشارت داده، و او تو را نام گذاری نموده، و کنیه عطا فرموده است، و پدرم نیز به همین ترتیب از من پیمان گرفته است همان طور که خود از پدران طاهرین گذشتهات آن را به ارث برده است که درود خداوند، پروردگار حمید و مجید بر اهل بیت باد.
امام حسن عسکری (علیه السلام) بعد از بیان این سخنان، وفات کرد.(126)
ادامه مطلب
