انتظار، چه تأثیری در بعد اجتماعی دارد
انتظار در ابعاد گوناگون حیات انسانی آثار ژرف میگذارد، و بیشترین اثر گذاری آن در بعد تعهدها و مسئولیتهای اجتماعی و احساس دیگر خواهی و احسان دوستی عینیت مییابد؛ زیرا که در مفهوم انتظار، انسانگرایی نهفته است. انسان منتظر پیوندی ناگسستنی با هدفها و آرمانهای امام منتظر و موعود خود دارد و در آن راستا گام بر میدارد و همسان و همسوی آن اهداف و آرمانها حرکت میکند و همه جهتگیریها و گرایشها و گزینشهایش در آن چارچوب قرار میگیرد. امام موعود، غمگسار راستین غمزدگان و یار و یاور واقعی مظلومان و حامی حقیقی مستضعفان است.
پس جامعه منتظر انسانهای دارای خصلت انتظار باید در زمینه خواستها و هدفهای امامشان عمل کنند و به یاری انسانهای مظلوم و محروم بشتابند و دلآزردگان را مرهم نهند و دشواریها و مشکلات مردم را تا حد توان طبق خواسته و رضای امامشان برطرف سازند. و اگر چنین شد در قلمرو جامعه منتظر، محروم و تهیدست و بیمار بیدرمان و دلتنگ و افسرده و اندوهگین و گرفتار باقی نخواهد ماند .
شاید یکی از معانی برخی از احادیث درباره انتظار فرج که گفتهاند: انتظار فرج خود فرج است همین معنا باشد که جامعه منتظر اگر انتظاری راستین و صادقانه داشته باشد دست کم در حوزه خود، مشکلات و نابسامانیهای مردم را برطرف میکند و خواستهها و آرمانهای امام موعود را در محیط خویش تحقق میبخشد لذا امام رضا فرمود: ...انتظار الفرج من الفرج(54)؛ ...انتظار فرج جزء فرج است.
ادامه مطلب
انتظار ویرانگـــر!
برداشت قشری از مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود این است که صرفا ماهیت انفجاری دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها و تبعیض ها و اختناق ها و حق کشی ها و تباهی ها ناشی می شود؛ نوعی سازمان یافتن است که معلول پریشان شدن است..
برداشت قشری از مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود این است که صرفا ماهیت انفجاری دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها و تبعیض ها و اختناق ها و حق کشی ها و تباهی ها ناشی می شود؛ نوعی سازمان یافتن است که معلول پریشان شدن است.
آنگاه که صلاح به نقطه ی صفر برسد ، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یکه تاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیرویی حکومت نکند ، فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت – نه اهل حقیقت، زیرا حقیقت طرفداری ندارد – از آستین بیرون می آید. علیهذا هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاح یک نقطه ی روشن است؛ تا در صحنه ی اجتماع نقطه ی روشنی هست دست غیب ظاهر نمی شود. برعکس، هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر تبعیض و هر حق کشی ، هر پلیی ای به حکم این که مقدمه ی صلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع می کند رواست، زیرا « اَلغایاتُ تُبَرِّرُ المَبادی» ( هدف ها وسیله های نا مشروع را مشروع می کنند). پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار ، ترویج و اشاعه ی فساد است.
این جاست که گناه ، هم فال است و هم تماشا، هم لذت و کامجویی است و هم کمک به انقلاب مقدس نهایی. اینجاست که این شعر مصداق واقعی خود را می یابد:
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد
این گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهیان از منکر با نوعی بغض و عداوت می نگرند ، زیرا آنان را از تأخیر اندازان ظهور و قیام مهدی موعود ( عجل الله تعالی فرجه) می شمارند ، برعکس ، اگر خود هم اهل گناه نباشند ، در عمق ضمیر و اندیشه با نوعی رضایت به گناه کاران و عاملان فساد می نگرند، زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم می نمایند.
----------------------------------------
منبع: قیام و انقلاب مهدی (ع) از دیدگاه فلسفه و تاریخ - استاد مرتضی مطهری
ادامه مطلب
انتظار چه ویژگیهای خاصی دارد
انتظار در درجه نخست ویژه حیات و زندگی است. ماهیت زندگی انسان با انتظار و امید به آینده عجین شده است به گونهای که بدون انتظار، زندگی مفهومی ندارد و شور و نشاط لازم برای تداوم آن در کار نیست. حیات حاضر و کنونی ظرف پویایی، تلاش و حرکت به سوی فردا و فرداهاست، و این چنین پویایی و حرکتی بدون عنصر انتظار ممکن نیست؛ زیرا احتمال معقول بقا و پایداری و امید به تداوم حیات است که به زندگی کنونی معنا و مفهوم میبخشد، و پویایی و نیروی لازم برای ادامه آن را تأمین میکند. از این رو است که ماهیت زندگی با انتظار پیوستگی ناگسستنی دارد.
هر انسان زندهای که در انتظارهای خویش، به تداوم حیات میاندیشد و بقای خویش را انتظار دارد، تمام حرکت و سکون خود را در راستای این انتظار و در جهت متناسب با تداوم حیات قرار میدهد.
و لذا در روایات اسلامی میبینیم که انتظار فرج از افضل اعمال امت پیامبر شمرده شده است. یعنی ویژگی انتظار در عمل در راه رسیدن به حیات است. شاید یکی از علل این گونه آموزشها این بوده است که پیروان امام مهدی علیه السلام بکوشند تا خود را به امامشان نزدیک کنند و مانند او بیندیشند و امت با امام در انتظار به سر برند، زیرا امام نیز در انتظار ظهور خود به سر میبرد.
در حالت انتظار، بهترین شیوه پیوند و همسویی و همدلی با امام نهفته است، و غفلت از انتظار و معنای صحیح آن باعث بی خبری و بی احساسی نسبت به سوزها و شورهای امام موعود است. شاید در دوران غیبت، انتظار راستین برای فرج یعنی حضور امام در جامعه انسانی، نخستین راه بیعت و همپیمانی با امام موعود باشد؛ زیرا انتظار حضور در متن جریانها و حوادث پیش از ظهور است و مایه یادآوری هدفها و آرمانهای امام موعود و زمینه آگاهی و هوشیاری همیشگی است و در حال انتظار نبودن به معنای غفلت و بی خبری و بی احساسی و بی تفاوتی نسبت به حوادث پیش از ظهور و اصل ظهور است.
جامعه منتظر، هر حادثهای هر چند عظیم و ویرانگر، و هر عاملی هر چند بازدارنده و یاسآفرین، او را از تحقق هدفهای مورد انتظار مایوس نمیکند و در راه آن هدفها از پویایی و تلاش باز نمیایستد، و همواره به امام خود اقتدا میکند.
امامی که در برابر مشکلات شکننده و حوادث کوبنده قرنها و عصرها استوار و نستوه ایستاده است و ذرهای در اصالت راه و کار خود تردید نکرده است.
حضرت مهدی علیه السلام فرمود ...لان الله معنا و لا فاقة بنا الی غیره، و الحق معنا فلن یوحشنا من قعد عنا(50)؛ ...چون خدا با ما است نیازی به دیگری نیست، حقانیَّت با ما میباشد و کنارهگیری عدهای از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد.
آری! امام مهدی علیه السلام در چنین انتظاری به سر میبرد و با چنین ایمانی در این شب یلدای زندگی، استوار و تزلزلناپذیر ایستاده است و جامعه منتظر و امت چشم به راه نیز باید این ویژگیها را در امام موعود و منتظر خویش، نیک بشناسد، و تا حد امکان مانند خود او در انتظار باشد.
ادامه مطلب
انتظار در آیینه روایات
در آیینه روایات و احادیث، کمتر موضوعی همانندانتظار مورد عنایت امامان نور علیهمالسلام قرار گرفته است.
گاهی از آن بعنوان بهترین عبادت و نیایش حق تعبیر گردیده:
رسول اکرم(ص) فرمودند:
افضل العبادة، انتظار الفرج.(16)
و گاهی انتظار همسنگ حضور در خیمه حضرت ولی عصر علیه السلام و مصاحبت با رسول اکرم(ص) قلمداد میشود:
امام صادق علیه السلام فرمودند:
من مات منکم و هو منتظر الهذا الامر کمن هو مع القائم فی فسطاطه، ثم سکت هنیئة ثم قال: هو کمن کان مع رسول الله(ص).(17)
و گاهی انتظار به منزله غلطیدن در خون خویش در راه خدا معرفی شده:
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
...المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فی سبیل الله.(18)
و گاهی آن هموزن شهادت در رکاب رسول اکرم(ص) قرار گرفته:
امام صادق علیه السلام فرمودند:
من مات منکم منتظر لهذا الامر... کمن استشهد مع رسول الله(ص)(19)
ادامه مطلب
انتظار از نگاه خورشید مطهر
«در دلِ دوست، به هر حیله، رهی باید کرد»
جهان مادی ما تنها یک خورشید دارد؛ خورشیدی درخشان که هر صبح از مشرق، طلوع میکند و هر شب از مغرب، غروب.
خورشید مادی ما بسیار پر فروغ است. حیات دنیای مادی ما هم به وجود او وابسته است، ولی همین خورشید با این همه نور و روشنایی و حرارت و انرژی، اگر روزی به پایان عمر خود برسد، دیگر همه چیز تمام است؛ یعنی خورشید تا زمانی که هست، میتواند اینگونه باشد. فقط همین.
البته در دنیای معنوی، حکایت فرق میکند. در دنیای معنوی ما، هزاران هزار خورشید وجود دارند که هنوز هستند و با بودنشان، همه جا را روشن کردهاند یا خورشیدهای دیگری که غروب کردهاند، ولی نه تنها ذرهای از روشنایی آنها کم نشده است، بلکه همیشه از نور و گرمای آنها استفاده میکنیم.
شهید مرتضی مطهری، یکی از آن هزاران خورشید است. ایشان در کتاب «قیام و انقلاب مهدی»، حرفهای زیبایی در مورد انتظار میزند. او انتظار را به دو دسته «ویرانگر» و «سازنده» تقسیم میکند. در تعریفِ انتظار ویرانگر، به برداشتِ غلط قشری از مردم اشاره میکند که گمان میکنند، باید دست روی دست گذاشت تا دنیا پر از ستم و تیرگی شود و مقدمه ظهور حضرت مهدی (عج)، فراهم. از نظر این آدمها نباید جلو کار افراد فاسد و ستمگر را گرفت؛ چون با این کار «یک نقطه روشن» به دنیا اضافه میشود و این باعث عقب افتادنِ ظهور حضرت مهدی (عج) است.
استاد در طعنه زیبایی به این افراد میگوید: «اینجاست که گناه، هم فال است و هم تماشا. هم لذت و کامجویی است و هم کمک به انقلاب مقدس نهایی. اینجاست که این شعر، مصداقِ واقعی خود را مییابد: در دل دوست، به هر حیله، رهی باید کرد/ طاعت از دست نیاید، گنهی باید کرد
این معلم خوبیها در تعریفِ «انتظار سازنده» میگوید: «ظهور مهدی موعود، حلقهای است از حلقههای مبارزه اهل حق و اهل باطل که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی میشود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت، موقوف [مشروط] به این است که آن فرد عملاً در گروه اهل حق باشد.» روایتی هم از امام صادق (ع) نقل میکند که: «این امر [ظهور] تحقق نمیپذیرد، مگر اینکه هر یک از شقی [پیروان باطل] و سعید [پیروان حق] به نهایت کار خود برسد.» آن وقت نتیجه میگیرد که پیروان حق در آخر زمان باقی خواهند ماند همچنان که 313 نفر از بهترینهایشان در رکاب مهدی (عج) خواهند بود. «این گروه ابتدا به ساکن خلق نمیشوند و به قول معروف از پای بوته هیزم سبز نمیشوند. معلوم میشود در عین رواج ظلم و فساد، زمینههایی عالی وجود دارد که چنین گروه زبدهای را پرورش میدهد.»
امام خمینی (ره) درباره اهمیت فعالیتهای این آموزگار پرکار گفته است: «... خدمتی که به نسل جوان و دیگران، مرحوم مطهری کرده است، کم کسی کرده است... بی استثنا همه آثارش خوب است.»
به راستی، ایا ما کاری کردهایم که جزو آن گروه زبده منتظر ظهور امام زمان (عج) باشیم؟
ادامه مطلب
امیردرمخانه
امروزامیردرمیخانه توئی توgggggفریاد رس ناله مستانه توئی تو
مرغ دل ماراکه بکس رام نگرددgggggآرام توئی دام توئی دانه توئی تو
مهردرخشان که بهرصبح دهدتاب gggggازروزن این خانه بکاشانه توئی تو
ویرانه بودهردوجهان نزد خردمندgggggگنجی که بویرانه نهان است توئی تو
درکعبه وبتخانه بگشتیم بسی مgggggادیدیمکه درکعبه وبتخانه توئی تو
آن را زنهانیکه بصددفتردانش gggggبسیارازاوگفته شدافسانه توئی تو
آن غسل که ززنجیرسرزلف نهادندgggggبرپای دل عاقل ودیوانه توئی تو
بسیاربگوئیم وچه بسیاربگفتم gggggکس نیست بغیر ازتودراین خانه توئی تو
ادامه مطلب
امیرمؤمنان و نوید از حضرت مهدی
امام امیر مؤمنان علیه السلام دروازه علم و دانش پیامبر و پدر گرانمایه امامان راستین و سالار خاندان پیامبر است.
بیان آن حضرت میان همه مسلمانان شهرت یافته است که میفرمود:
علمنی رسول الله(ص) الف باب من العلم، یفتح لی من کل باب الف باب(116)
یعنی: پیامبر خدا یک هزار باب از علم و دانش را به من آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده میشود.
آن حضرت از رخدادهای فراوان و قضایای بسیاری پیش از رخ دادن آنها، بطور شگفتانگیزی خبر داد: از استیلاء سردسته پلید اموی معاویه بر کشورهای اسلامی(117) از شهادت امام حسین علیه السلام در کربلا بیست سال پیش از فاجعه غمبار عاشورا(118) از سردمداران خودکامه رژیم تبهکار عباسی، از بنای بغداد و از انقراض سلسله عباسی بدست مغول و... خبر داد.
ادامه مطلب
امیرالامراء
امروز امیر الامرا جز تو کسی نیست gggggبر ناله دل تو فریاد رسی نیست
در کعبه و بتخانه ودر دیر و کلیساgggggجز نغمه ناقوس تو بانگ جرسی نیست
دل گرمی ما زمره افسرده دلان راgggggجز آتش عشق تو شهاب قسبی نیست
غیر از هوس دیدن رخسار چو ماهت gggggاند ر دل پر حسرت یاران هوسی نیست
ای مهدی دین پرده زرخسار برافکنgggggما گمشدگانیم و ره پیش و پسی نیست
تو یوسف گمگشته اسلام چو یعغوب gggggبهر پدر پیر تو دیگر نفسی نیست
بهر پدرت پیرهنی یا که پیامی gggggبفرست که جز این ز تو اش ملتمسی نیست
قربان تو و در دلت که از غم اسلام gggggجز اشک دمادم دگرت دادرسی نیست
ادامه مطلب
امیدخلایق
تابکی از سینه احباب آه آید برونgggggاشک غم تاکی زچشم بی گناه آید برون
چشم امید خلایق شد برین درگه سفیدgggggکی شود روزی کزین دربار شاه آید برون
کاروان انتظار ما بچاه غم رسیدgggggیوسف آل محمد(ص) کی زچاه آید برون
روزگار ما زا برفتنه شب گردیده استgggggکی زپشت ابر یارب قرص ماه آید برون
کی برای انتقام خون حق از بیت حقgggggآن خدای رزم و خلاق سپاه آید برون
چون ندای حق برآید از حرم بهر گواهgggggصوت جاء الحق زهر سنگ و گیاه آید برون
اشتباهی نیست مارا که انتظارت میکشدgggggرخ نا تا مدعی از اشتباه آید برون
خار هجرانی که برقلب محبان رفته استgggggروز وصلش از بنای یک نگاه آید برون
ای کلام الله زهجران تو و بیداد خصم تابکیgggggاز سینه احباب آه آید برون
ادامه مطلب
امید و نا امیدی
چون خورشید یوسف در پس ابرهای غیبت فرو رفت، یعقوب هرگز امید خود را از دست نداد و از رحمت الهی و بازگشت یوسف ناامید نشد. و از خداوند درخواست میکرد که به زودی یوسف را ببیند.
عسی اللَّه ان یأتینی بهم جمیعاً.(197)
امیدوارم خداوند، همهی آنان را به من باز گرداند.
ولی در مقابل، برادران با این که او را نکشتند و در چاه انداختند به امید این که قافلهای، او را بیابد و با خود ببرد.
قال قائل منهم لاتقتلوا یوسف و القوه فی غیابت الجب یلتقطه بعض السیارة ان کنتم فاعلین.(198)
یکی از آنان گفت: یوسف را نکشید. اگر میخواهید کاری انجام دهید، او را در نهانگاه چاه بیافکنید تا قافلههایی، او را برگیرند (و با خود به مکان دوری ببرند).
با این حال، برادران، یوسف را فراموش کرده بودند. چون یعقوب، از یوسف یاد میکرد، وی را سرزنش میکردند.
قالوا تاللَّه تفتؤا تذکر یوسف حتی تکون حرضاً او تکون من الهالکین.(199)
گفتند: به خدا سوگند! تو آن قدر از یوسف یاد میکنی که ممکن است بیمار شوی یا هلاک گردی.
و لما فصلت العیر قال ابو هم انی لاجد ریح یوسف لولا ان تفندون قالوا تاللَّه انک لفی ضلالک القدیم.(200)
هنگامی که کاروان (از سرزمین مصر) بیرون آمد، پدرشان (یعقوب) گفت: اگر مرا به نادانی و کم خردی، متهم نکنید، (باید بگویم که) بوی یوسف را احساس میکنم. گفتند: به خدا سوگند! تو در همان گمراهی پیشینات هستی.
در مسألهی غیبت یوسف زهرا علیه السّلام نیز برخی که از هدایت الهی برخوردارند، پیوسته با امید به فضل خداوندی، ظهور او را انتظار میکشند و هرگز از رحمت الهی ناامید نمیشوند. در دعای عصر غیبت که از ناحیهی مقدسه رسیده است، چنین میخوانیم:
...و لا تنسناد ذکره و انتظاره والایمان به وقوة الیقین فی ظهوره والدعاء له و الصلاة علیه.(201)
(خدایا!) یاد او، انتظارش، ایمان به او، باور شدید به ظهور او، دعا برای او و توجه به او را در ما به فراموشی مسپار.
در مقابل، گروهی دیگر که خداوند بر دلهایشان قفل زده است و از درک حقایق ناتواناند، امیدی به آمدنش ندارند. حتی گاهی وجودش را انکار میکنند.
امام صادق علیه السّلام به زراره فرمود:
یا زرارة و هو المنتظر و هو الذی یشک الناس فی ولادته منهم من یقول مات ابوه فلا خلف له... و منهم من یقول ما ولد...(202)
ای زراره! او - حضرت مهدی (عج) - کسی است که آمدنش را انتظار میکشند. اوست که مردم در تولدش شک میکنند. برخی میگویند: پدرش از دنیا رفت و فرزندی نداشت... و برخی میگویند: هنوز به دنیا نیامده است....
ادامه مطلب
