امید هم ز آمدنت نا امید شد
درد فراق یوسف زهرا شدید شد |
یعقوب روزگار دو چشمش سپید شد *
امید انتظار دل نا امیدها |
امید هم ز آمدنت نا امید شد *
مناجات با امام زمان حضرت مهدی عج به زبان شعر
درد فراق یوسف زهرا شدید شد
یعقوب روزگار دو چشمش سپید شد
امید انتظار دل نا امیدها
امید هم ز آمدنت نا امید شد
از عشق ناله خیزد و از هجر درد و غم
غم ناله می کند که فراقت مدید شد
بزم وصال می طلبد جان ز عاشقان
خوشبخت آن که در ره جانان شهید شد
در پیشگاه یوسف زیبای فاطمه
صد ها هزار یوسف مصری عبید شد
از کثرت گناه و خطاهای بی شمار
راه وصال من به سرایت بعید شد
تا شد غلام حلقه به گوش تو (هاشمی)
دنیا و آخرت به حقیقت سعید شد
سید حسین هاشمی نژاد
ادامه مطلب
امید من به عطای بقیة الله است
امید من به عطای بقیة الله است |
هزار جان به فدای بقیة الله است *
بگو به حاتم طایی ، مناز بر کرمت |
هزار چون تو گدای بقیة الله است *
شعری از کلامی زنجانی درباره امام زمان حضرت مهدی عج
امید من به عطای بقیة الله است
هزار جان به فدای بقیة الله است
بگو به حاتم طایی ، مناز بر کرمت
هزار چون تو گدای بقیة الله است
حرام باد مرا بی محبتش نفسی
که زندگی به ولای بقیة الله است
دعایث منتظران مستجاب خواهد شد
چون متصل به دعای بقیة الله است
خدا ز یمن وجودش به ما دهد روزی
رضای دوست رضای بقیة الله است
گر او نبود نمی ماند از بشر اثری
بقای ما ز بقای بقیة الله است
خوش آن بقیه عمری که سر شود با او
حیات و مرگ برای بقیة است
استاد کلامی زنجانی
ادامه مطلب
اموال را به حسین روح بده!
ابوعبدالله جعفر بن مدائنی! معروف به ابن قزدا، میگوید:
من اموال مربوط به امام زمان (علیه السلام) را برخلاف همه به شیوه خاصی به محمد بن عثمان، نائب دوم امام (علیه السلام) تحویل میدادم، بدین ترتیب که ابتدا میپرسیدم: این مال که فلان مبلغ است، آیا متعلق به امام است؟
میگفت: آری، آن را کنار بگذار.
دوباره تکرار میکردم که آیا درست است که میگویی این مال، متعلق به مام است؟
او دوباره میگفت: آری متعلق به امام (علیه السلام) است.
آنگاه آن را از من میگرفت: (و این خاطر احتیاط بسیار من و جلوگیری از هر گونه اشتباه بود که مربوط به روحیه خاص خودم میشد) آخرین باری که ایشان را ملاقات کردم، چهارصد دینار به همراه داشتم، طبق عادت شروع به پرسش نمودم.
فرمود: آنرا به حسین بن روح تحویل بده!
من تعجب کردم و گفتم: خودتان آن را مثل همیشه از بنده تحویل بگیرید!
با تندی گفت: برخیز! خدا تو را سلامتی دهد، آن را به حسین بن روح تحویل بده!
وقتی خشم او را دیدم، فورا خارج شده و سوار مرکب شدم، اندکی راه رفتم، دوباره مردد شدم و برگشتم و در زدم. خادم در را باز کرد و گفت: کیستی؟
گفتم: من فلانی هستم، از محمد بن عثمان برای ورود من کسب اجازه کن!
اما غلام نیز نرفته با ناراحتی برگشت. من اصرار کرده گفتم: برو داخل و اجازه بگیر من باید دو مرتبه ایشان را ملاقات کنم.
بالاخره خادم رفت و خبر بازگشت مرا رساند.
محمد بن عثمان که دراندرونی بود، بیرون آمده و روی تختی نشست؛ در حالی که پاهایش را روی زمین گذاشته بود و کفشی در پا داشت که مثل پای صاحبش پیر و فرسوده بود. وقتی مرا دید، گفت: چه شد که جرأت کردی که بازگردی و از فرمان سرپیچی کنی؟
عرض کردم: مرا که میشناسید، بازگشتم برای جسارت و سرپیچی نیست.
آنگاه دوباره خشمگین شد و گفت: برخیز! خدا تو را سلامتی دهد، حسین بن روح را به جای خود نصب نمودهام.
عرض کردم: آیا به امر امام (علیه السلام) چنین نمودهای؟
گفت: برخیز! خدا تو را سلامتی دهد. چنین است که میگویم.
دیدم دیگر چارهای ندارم جز اینکه نزد حسین بن روح بروم. به ملاقات حسین بن روح رفتم، خانهای داشت بسیار کوچک، ماجرا را به اطلاع او رساندم. مسرور شده و شکر خدا را به جای آورد. اموال را نیز به او تحویل دادم. از آن هنگام تا کنون آنچه از اموال امام با خود میآورم، به او میسپارم.(104)
ادامه مطلب
اموال را از بدهکاران مطالبه کن
محمد بن صالح میگوید:
هنگامی که از دنیا رفت و ترتیب امور او به من محول شد، متوجه شدم که پدرم از مردم اسنادی دارد که مربوط به سهم امام (علیه السلام) است. نامهای به حضرت حجت (علیه السلام) نوشتم، و از ایشان کسب اطلاع نمودم.
امام (علیه السلام) فرمود: اموال را از بدهکاران مطالبه کن و در مطالبه آن کوشش نما.
همه افراد بدهی خود را پرداخت کردند به جز یک نفر، که سفتهای به مبلغ چهارصد دینار نزد من داشت. نزد او رفتم تا آن مبلغ را وصول کنم، اما او امروز و فردا میکرد، روزی برای وصول مبلغ مزبور رفتم پسرش به من توهین نمود به پدرش شکایت کردم.
پدر گفت: مگر چه شده؟
در آن هنگام عصبانی شدم، ریش او را گرفتم و با لگد او را به وسط خانه پرت نمودم.
مردم بسیاری اطراف من جمع شدند. من سوار مرکبم شدم و گفتم: آفرین بر شما مردم بغداد که از ظالم در مقابل این مظلوم غریب حمایت میکنید، و از روی تقیه گفتم: من مردی از همدان هستم و سنی مذهبم، و این مرد مرا به قمی و شیعه معرفی میکند که حقم را پایمال کند.
مردم به سوی او هجوم آوردند و خواستند وارد دکانش شوند اما من آنها شدم. صاحب سفته مرا خواست و سوگند خورد که مال مرا بپردازد، و فورا آن را پرداخت نمود.(35)
ادامه مطلب
امسال به حج مرو
حسین بن علی بن بابویه قمی (برادر شیخ صدوق) میگوید:
پدرم، نامهای به شیخ ابوالقاسم حسین بن روح (نوبختی) سومین نائب خاص امام زمان (علیه السلام) نوشت و از حضرت در خواست اجازه تشرف به حج نمود.
پاسخ حضرت این بود: امسال خارج مشو!
پدرم مجددا نامهای نوشت که حج من نذر واجب میباشد آیا جایز است که خودداری کنم؟
حضرت پاسخ داد: اگر ناچاری بروی با آخرین کاروان حرکت کن.
پدرم چنین نمود، و با آخرین کاروان حرکت کرد و سالم ماند؛ اما کاروانهای دیگر که پیشتر حرکت کرده بودند همگی (در فتنه قرامطه که در همان سال، یعنی 329 هجری علیه حجاج بیت الله، به وجود آمده بود) کشته شدند.(23)
ادامه مطلب
امتیاز عصر غیبت صغرا بر غیبت کبرا چیست
بنا به قولی شروع غیبت صغرا از زمان شهادت امام عسکری علیه السلام بوده است، که از همان زمان امام علیه السلام متولی امر امامت میشوند. حضرت خلافت خود را با نصب وکیل اولش هنگام مقابله با جماعت قمیین آغاز نمودند. عصر غیبت صغرا از امتیازات ویژهای برخوردار است که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1- در این عصر امام مهدی علیه السلام متصدی امامت و خلافت شد.
2- در این عصر امام علیه السلام استتار کامل نداشتند. بلکه به جهت مصالح کلی با برخی از خواص یارانش ملاقات برقرار میکردند.
3- در این عصر چهار سفیر وجود داشت که از طرف حضرت به طور خصوص مامور به رسیدگی امور مردم بوده و رابط بین آنان و حضرت به شمار میآمدند.
ادامه مطلب
امام هادی علیه السلام و نوید از حضرت مهدی
امام هادی علیه السلام نیای گرانقدر امام عصر علیه السلام است اگر چه تقدیر الهی این بود که فرزندزاده گرانمایه خویش را نبیند چرا که ولادت حضرت مهدی علیه السلام اندکی پس از شهادت نیای بزرگوارش رخ داد(171) اما آن جناب بخاطر آگاهی از نزدیک شدن وعده خدا در مورد ولادت مهدی نجات بخش، جو فکری و فرهنگی و اجتماعی جامعه خویش را برای میلاد نور آماده و مقدمات را فراهم میساخت.
به همین جهت است که میبینیم آن حضرت از حضورش در میان مردم به تدریج میکاهد و گویی بر این راه است که میخواهد مردم را رفته رفته برای دوران غیبت امام و زندگی در پس پرده غیبت آماده سازد تا آنان برای غیبت خورشید جهان افروز آمادگی پیدا کنند.
از این روست که در بغداد و مرکز کشور پهناور اسلامی برای خویش نمایندگانی بر میگزیند تا آنان نقطه پیوندی میان امام معصوم و جامعه دوستداران علاقمندان اهل بیت علیهمالسلام باشند. امور مالی و مسایل دینی و حقوقی خویش و مشکلاتشان را با آنان در میان گذارند و آنان پاسخگو باشند....
از خدای بزرگ خاضعانه و خالصانه خواهانم که به نگارنده توفیق دهد تا در مورد زندگی پرافتخار امام هادی علیه السلام و دیگر پیشوایان معصوم علیه السلام دست به نگارش کتاب بزنم و همه نکات و حقایق را ترسیم کنم، اما در اینجا تنها به یک روایت از آن حضرت در مورد مهدی علیه السلام بسنده میشود و بقیه روایات او را به دیگر بخشهای کتاب وا میگذارم.
ادامه مطلب
امامانسوجان
نبودبملک هستی بجزازتوپادشاهیgggggچه شوداگرزرحمت فکنی بمن نگاهی
توامام انس وجانی توامیدعارفانیgggggتومدّبرجهانی همه عالمت سپاهی
بخطااگردل ومن بدری دگرنهدروgggggبرودزکوره راهی نرودزشاهراهی
بچه کس امیدبندم که بجهل خونخدمgggggنبودجزآستانت بجهان دگرپناهی
بامیدآنکه شاید نظری کنی بحالمgggggبنهیم روبسویت من وشوق واشک آهی
شب تارزندگانی تودرآسمان هستیgggggپی روشنی دلهابصفای مهروماهی
تومرابلطف پنهان همه وقت دستگیریgggggبودازامیدپیدادل ومن براین گواهی
بمیان بحرحیرت چه غم ازخروش طوفانgggggکه بود بساحل حق چه توأم پناهگاهی
دل منکران دین رانه صفابودنه نوریgggggدلشان بودولیکن چه دلی سیاهی
مکن اشتباهای دل زخدای خویش مگسلgggggکه بزرگترازاین نیست بعالم اشتباهی
بولی عصریارب که بماترحم آورgggggکه بشرگناهکاراست وکندگناه گاهی
ادامه مطلب
امام مهدی(علیه السلام) در تأویل آیات و نصوص روایات در منابع اهل سنّت
این تحقیق با عنوان «امام مهدی(علیه السلام) در تأویل آیات و نصوص روایات در منابع اهل سنّت» در سه بخش و یک خاتمه تنظیم شده است: این پژوهش تلاش نموده است مفهوم درستی از انتظار و ظهور منجی عالم بشریت، قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه، ارائه کند. با درک مفهوم انتظار از سوء برداشت ها و سوء استفاده های دشمنان اسلام جلوگیریمی شود، وحدت و انسجام امت اسلامی فراهم می گردد، روح امید در اجتماع دمیده می شود و مردم به خود سازی می پردازند در بخش اول، مهدویّت و آثار فردی و اجتماعی آن، ضرورت شناخت امام زمان از نظر اهل سنّت و عقیده داشتن به مهدویّت، بررسی شده است. ذر بخش دوم پس از بیان بشارت های قرآن مجید در مورد ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) از دیدگاه کتب تفسیری و حدیثی اهل سنّت به موضوعات دیگری نیز پرداخته شده است: مهدی خلیفة خدا است، مهدی(علیه السلام) و غلبه قطعی صالحان از نظر قرآن، مهدی(علیه السلام) و ظهور دولت کریمه از دیدگاه قرآن و مهدی(علیه السلام) و نوید های دیگر از قرآن. در بخش سوم، بشارت های نبوی نسبت به ظهور مهدی(علیه السلام) از دیدگاه اهل سنّت، تصریح بزرگان اهل سنّت نسبت به تواتر اخبار مربوط به ظهور حضرت مهدی(علیه السلام)، سیمای مهدی(علیه السلام) از منظر بزرگان اهل سنّت، بررسی کتاب های روایی اهل سنّت در مورد امام مهدی(علیه السلام) و نسب مهدی(علیه السلام) از دیدگاه اهل سنّت، مورد بررسی قرار گرفته است. در پایان، به بیان نزول حضرت عیسی(علیه السلام) و اقتدای او به مهدی موعود(علیه السلام) از دیدگاه اهل سنّت پرداخته شده است کما اختلف المفسّرون فی تصویر الفرق بین التأویل والتفسیر، خلاصته أنهم فرّقوا بینهما علی أساس طبیعة المجال المفَسَّر والمؤوَّل، أو علی أساس طبیعة الحکم، أو علی أساس طبیعة الدلیل. لقد استعملت کلمة التأویل فی القرآن الکریم فی معان متعدّدة. وهی فی کل هذه الموارد متطابقة مع معناها اللغوی "المرجع والمصیر". و قد شکلت "الآیة 7: آل عمران" مرکز البحث حول تأویل القرآن؛ حیث اختلفت أنظار العلماء فی تحدید المحکم والمتشابه، وفی معنی تأویله وإمکان تأویله أو عدمه، فالقائلون بالوقف عند لفظ الجلالة فی قوله تعالی: "وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ" ذهبوا إلی أن تأویل المتشابه هو ممّا استأثره الله بعلمه، ولم یُطلع علیه أحد، والقائلون بالعطف یذهبون إلی أن الراسخین فی العلم أیضا هم ممّن یعلم تأویله. وفی الحدیث الشریف جاءت مفردة التأویل بعدّة معانی یمکن إرجاعها إلی معنیین رئسین هما: التأویل بمعنی بیان مراد الله تعالی الأعمّ من کونه موافق للظاهر و مضادّ له. والآخر: المعنی الثانوی للکلام المعبّر عنه ب"البطن". إن تطوّر الحیاة المدنیة، والتأثّر بالثقافات والأفکار الوافدة بسبب توسّع الدولة الاسلامیة، والانفتاح علی العلوم الجدیدة کان له الأثر البالغ علی ظاهرة التأویل، فقد اتّسعت مجالاته وتطبیقاته، وتحوّل فی دلالاته واصطلاحاته، وتعدّدت طرائقه ومناهجه، وفی ظل هذا التطوّر الزمنی لم تعد الحالة التوحیدیة قائمة بین التفسیر والتأویل، حینما تمسّک فریق من العلماء بالمنهجیة التفسیریّة الموروثة، وحاولوا ربط معانی القرآن بالإطار الزمنی الذی تکوّن به النصّ الدینی، علی أساس حجیّة فهم أهل ذلک الزمان لکونهم الأعلم بظروف تشکیله وأسبابها، فاعتبروا التفسیر أکثر موضوعیة من التأویل، فیما أدرک فریق آخر ضرورة فهمه علی ضوء أدوات و وسائل الزمان والمکان. ومع بدایة التنویر الفکری اهتمّ جماعة من اللغویین والمفسّرین بدراسة اللغة، وحاولوا الاستفادة منها فی توسعة دلالات النصّ القرآنی لمواجهة الحالة المستجدّة فی الحیاة الاسلامیة، والوقوف بوجه الشبه التی تثار ضد القرآن. ومع تطوّر علوم اللغة، وتنامی المعرفة العقلیة خضع النصّ الدینی للتأویل المجازی علی ید المعتزلة أولاً، ثم التأویل الرمزی علی ید المتصوّفة ثانیاً. وکان المعتزلة فی طلیعة المستفیدین من العقل وجعله أداة طیّعة فی خدمة النص. وأمَّا علاقة مفهوم التأویل بباطن القرآن، فالمراد من بطون القرآن هو انتزاع مفاهیم ثانویة یدّل علیها شاهد من اللغة أو البرهان، أو هو من باب الجری والتطبیق. وقد حاول جماعة من العلماء بیان منشأ بطون القرآن الکریم، حیث أرجعها بعضهم إلی طبیعة اللفظ، فیما أرجعها آخرون إلی طبیعة المعنی.
ادامه مطلب
امام مهدی(ع)؛ اتحاد ملی و انسجام اسلامی
رهبر معظم انقلاب اسلامی با روشن نگری و درک عمیق از شرایط سیاسی، اجتماعی داخل و خارج کشور، سال 1386 را سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» اعلام کردند و فرمودند:
به نظر من امسال، سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» است؛ یعنی در درون ملت ما اتحاد کلمة همة آحاد ملت و قومیت های گوناگون و اصناف گوناگون ملی؛ و در سطح بین المللی، انسجام میان همه مسلمانان و روابط برادرانه میان آحاد امت اسلامی از مذاهب گوناگون و وحدت کلمة آن ها.1
ایشان در نخستین سخنرانی خود در سال جدید نیز ضمن تأکید دوباره بر شعار امسال فرمودند:
ما اگر بخواهیم اتحاد ملی و انسجام اسلامی تحقق پیدا کند، باید بر اصولی که بین ما مشترک است، تکیه کنیم. نباید خودمان را سرگرم فروعی کنیم که مورد اختلاف است.2
بی تردید تحقق اتحاد ملی و انسجام اسلامی نیازمند شناسایی مبانی و پایه های وحدت و انسجام و تلاش در راه تقویت و تحکیم این مبانی و پایه هاست. اگرچه اصل اعتقاد به یگانگی خداوند و نبوت پیامبر خاتم حضرت محمدبن عبدالله(ص) می تواند زمینه ساز اتحاد ملت ایران با نژادها، رنگ ها و قومیت های مختلف آن و انسجام جهان اسلام با ملیت ها و مذاهب گوناگون آن گردد، اما به نظر می رسد افزون بر این عامل زمینه ساز موضوع دیگری نیز وجود دارد که می تواند بر وحدت و انسجام امت اسلامی و اتحاد آن ها در برابر دشمن واحد بیفزاید و آن چیزی نیست جز اعتقاد به ظهور امام مهدی(ع) به عنوان منجی موعود و آخرین بازمانده از اهل بیت پیامبر خاتم(ص).
در آموزه های دین اسلام افزون بر این که به صورت عام از امامت ائمه اهل بیت(ع) به عنوان راهی برای در امان ماندن مسلمانان از تفرقه و اختلاف یاد شده و از جمله در خطبه معروف حضرت زهرا(س)، آمده است:
ففرض الله... طاعتنا نظاماً و إمامتنا أمناً من الفرقة و حبّنا عزّاً للإسلام.3
سپس خداوند واجب فرمود... پیروی ما را مایة وفاق، و امامت ما را مانع افتراق، و دوستی ما را عزت مسلمانی.
به صورت خاص نیز از امام مهدی(ع) به عنوان کسی که به همه اختلاف ها پایان می دهد و همه را بر حول یک محور جمع می کند، یاد شده است، چنان که در یکی از زیارات آن حضرت می خوانیم:
السلام علی المهدی الذی وعد الله عزّوجلّ به الأمم أن یجمع به الکلم و یلمّ به الشعث.4
سلام بر مهدی، آن که خدای عزّ و جلّ وعدة او را به امت ها داده و مژده داده است که به وسیله او اتحاد و یگانگی را برقرار و پراکندگی ها را برطرف می سازد.
با توجه به آنچه گفته شد و با عنایت به این موضوع که همة مذاهب اسلامی بر اصل ظهور امام مهدی(ع) و حاکمیت قسط و عدل در سراسر جهان به وسیلة آن حضرت اتفاق نظر دارند،5 می توان آرمان تحقق جامعه عدل مهدوی و حاکمیت جهانی اسلام در آخرالزمان را به عنوان محوری برای اتحاد و اتفاق مسلمانان مطرح ساخت. البته این موضوع نیازمند فراهم شدن زمینه ها و مقدماتی است که در اینجا به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
1. کاربردی ساختن آموزه های آخرالزمانی اسلام
اگرچه آموزه های آخرالزمانی قرآن کریم و روایات معصومین(ع) از نظر ژرفا، دامنه و گستره در سطحی بسیار بالاتر از مفاهیم و تعالیم آخرالزمانی دیگر ادیان و مذاهب قرار دارد، اما متأسفانه باید گفت که این آموزه ها تاکنون چنان که باید و شاید از سطح مباحث صرفاً نظری بالاتر نرفته و تبدیل به مباحث راهبردی مورد نیاز جهان اسلام نشده است.
در سال های اخیر شاهد بوده ایم که جهان مسیحیت به مدد مطالعات آکادمیک و با پشتیبانی نهادهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود اندیشه موعود باوری و منجی گرایی کتاب مقدس را تبدیل به مباحث راهبردی ناظر به شرایط سیاسی ـ اجتماعی عصر حاضر ساخته و حتی حرکت های سیاسی، نظامی خود در جهان را به نوعی مستند به این اندیشه کرده است. در اثر همین اقدام بوده است که امروز تعالیم کتاب مقدس با وجود حاکمیت گفتمان سکولار در جوامع غربی، مورد اقبال بیشتری واقع شده و اندیشه های بنیادگرایانه مبتنی بر آموزه های آخرالزمانی مسیحت در برخی از کشورهای مسیحی به ویژه ایالات متحده امریکا تبدیل به عاملی قوی برای همراه ساختن خیل عوام مسیحی با اغراض و اهداف کلیسای پروتستان شده است.
ما نیز اگر در پی تبدیل اندیشه مهدویت به عاملی برای وحدت و همگرایی جهان هستیم، چاره ای جز تبدیل این اندیشه به مباحث راهبردی ناظر به حال و آینده جهان اسلام نداریم. البته در سال های اخیر برخی از اندیشه ورزان تلاش هایی را در این زمینه آغاز کرده اند که امیدواریم با بسط و توسعه این تلاش ها در آینده ای نزدیک شاهد تحولی در نگرش مسلمانان جهان به اندیشه گرانقدر و تحول آفرین منجی گرایی و موعودباوری اسلامی باشیم.
2. تکیه بر وجوه مشترک موعودباوری سنی و شیعی
امام مهدی(ع)، چنان که گفته شد، موعود منتظَر همه جهان اسلام است و تمامی فرق اسلامی با وجود اختلاف هایی که در زمینه برخی مباحث اعتقادی و فقهی دارند، در اصل این موضوع هم رأی و هم داستان اند. بنابراین باید تلاش کرد که با تکیه بر وجوه مشترک این موعودباوری و تقویت زمینه های اتحاد و اتفاق در این موضوع، بر این گمان اشتباه که انتظار ظهور امام مهدی(ع) تنها از مختصات شیعیان است خط بطلان کشیم.
3. طرح اندیشه مهدویت به عنوان باوری عزت بخش و قدرت آفرین
جهان اسلام برای رسیدن به وحدت، انسجام و یکپارچگی در برابر جهان کفر، بیش از هر چیز دیگر، نیازمند بازیافتن هویت خود و باور به عزت و قدرت خود در سایة آموزه های اسلام است. تا زمانی که مسلمانان خود را در برابر جهان استکبار خوار و ذلیل احساس می کنند، هیچ گاه در پی وحدت و انسجام اسلامی که آن ها را تبدیل به قطبی قدرتمند در برابر ابرقدرت های موجود می سازد، برنمی آیند و مستکبران عالم نیز از همین احساس خواری و زبونی بهترین استفاده را برای ایجاد اختلاف و دودستگی در جهان اسلام می کنند بنابراین برای ایجاد وحدت و انسجام مورد نظر باید در درجة اول مسلمانان را متوجه قدرت و عظمت خود در جهان ساخت و آن ها را برای رسیدن به جایگاهی که در خور آن هستند مهیا نمود، و این تنها با تکیه بر اندیشه مهدویت که در واقع بشارت دهندة عزت و شوکت مسلمانان در جهان است، امکان پذیر می باشد. چنان که در برخی از ادعیه و زیارات از امام مهدی(ع)
به عنوان عزت بخش مؤمنان یاد شده است:
أین معزّ الأولیاء و مذلّ الأعداء.
کجاست آن عزت بخش دوستان و خوارکنندة
دشمنان.6
از همین رو بود که امام خمینی(ره) با ژرف اندیشی تمام از احیای فرهنگ مهدویت و انتظار به عنوان یکی از ارکان مهم احیای هویت اسلامی و وسیله ای برای تحقق دوباره قدرت و شوکت گذشته مسلمانان در جهان، یاد می کرد و می فرمود:
انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور ان شاءالله تهیه بشود7؟
4. مقابله جدی با جریان های انحرافی و اندیشه های خرافی
در طول تاریخ اسلام همواره گروه ها و جریان های مختلفی تلاش کرده اند که با تکیه بر باور مسلمانان دربارة قیام عدالت گستر امام مهدی(ع) و مطرح ساختن خود به عنوان مهدی موعود یا نماینده و مأموری از سوی آن حضرت، مردم را با خود همراه سازند، تا بدین وسیله به اغراض و اهداف دنیوی خود دست یابند. این اختصاصی به شیعیان نداشته و در میان سنیان نیز همواره مدعیانی وجود داشته است. اندیشه های انحرافی و خرافی دربارة مهدی موعود(ع) نیز پیوسته در میان فرق اسلامی مطرح بوده است.
اگر جهان اسلام بخواهد باور مهدویت را تبدیل به عاملی برای وحدت و انسجام خود کند، باید در قدم اول با جریان های انحرافی و اندیشه های خرافی که همواره در پیرامون این باور ناب اسلامی وجود داشته مقابله کند، و موعودباوری را از هرگونه شائبه جعل و تحریف پیراسته سازد، تا دشمنان نتوانند هر از چند گاه با تحریک عده ای جاهل و فرصت طلب جوامع اسلامی را با چالش هایی در این زمینه روبرو سازند.
5. باور به هراس استکبار جهانی از موعودباوری اسلامی
امروزه همة قرائن و شواهد حاکی از این است که استکبار جهانی با محوریت امریکا، انگلیس و اسرائیل با شناخت کامل از موعودباوری اسلامی و تحلیلی جامع از ظرفیت ها و توانمندی های این اندیشه و هم چنان اطلاعی دقیق از چگونگی تحقق ظهور منجی موعود مسلمانان، همه توان سیاسی، فرهنگی و نظامی خود را برای مقابله با واقعه مبارک ظهور گرد آورده و منطقه حساس خاورمیانه را که منطقه ظهور آن منجی موعود است، آماج حملات نظامی خود قرار داده است تا به گمان باطل خود مانع تحقق وعده الهی شود.8
قطعاً اگر جهان اسلامی به این باور دست یابد که استکبار جهانی امام مهدی(ع) را خطری برای حیات و بقای خود می داند و تلاش دارد که به هر نحو ممکن با آن حضرت مقابله کند، بر وحدت و انسجام خود بر حول محور مهدویت خواهد افزود و تلاش خواهد کرد که با همراهی و همدلی بیشتر توطئه حساب شده غربیان برای مقابله با تفکر مهدوی را خنثی سازد.
با امید به آن که در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی چه در داخل کشور و چه در کل جهان اسلام شاهد وحدت و همدلی هرچه بیشتر مسلمانان با تکیه بر اندیشه ناب مهدویت و با هدف تحقق حکومت جهانی امام مهدی(ع) باشیم.
والسلام
پی نوشت ها:
1. بخشی از پیام مقام معظم رهبری به مناسبت آغاز سال 1386 شمسی، به نقل از: www.leader.ir.
2. بخشی از سخنرانی مقام معظم رهبری در حرم مطهر امام رضا(ع)، به نقل از: همان.
3. مروزی، ابوالفضل احمد بن ابی طاهر، بلاغات النساء، ص 23-24، به نقل از: شهیدی، سید جعفر، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ص 129.
4. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 99، ص 101؛ قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامر به نقل از سید بن طاووس.
5. ر.ک: العسکری، نجم الدین جعفر بن محمد، المهدی الموعود المنتظر عند علماء اهل السنّة و الإمامیه، ج 1 و 2؛ الفقیه الایمانی، مهدی، الإمام المهدی عند أهل السنّة.
6. قسمتی از دعای ندبه.
7. صحیفه نور، ج 20، ص 187.
8. ر.ک: شفیعی سروستانی، اسماعیل، مثلث مقدس (راز دشمنی غرب با اسلام و مسلمین).
ادامه مطلب
