امام زمان (عج) از نگاه امام خمینی

مرتضی نائینی‏
با سلام و درود به پیش‏گاه مقدس مولود نیمه‏ی شعبان و آخرین ذخیره‏ی امامت، حضرت بقیّة اللَّه - ارواحنا فداه - و یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچم‏دار رهایی انسان از قیود ظلم و ستم استکبار. سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی او. سلام بر غیبت و ظهور او و سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می‏کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز می‏شوند.(4)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:49 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

امام رضا علیه السلام و نوید از امام عصر

عصر هشتمین امام نور حضرت رضا علیه السلام دارای ویژگیهای گوناگونی بود و سخن از آن روزگار، نیاز به بحث گسترده و کتاب دیگری دارد.
من بر این اندیشه نیستم که آن روزگار، روزگار آزادی کامل برای بیان حقایق و حرکت بر اساس عدالت و فضیلت بود آن گرامی می‏توانست هر سخن حقی را به زبان آورد یا هر کار شایسته‏ای را در جهت خدمت حق و مردم ستمدیده انجام دهد و نیز بر این اندیشه هم نیستم که آن حضرت به گونه‏ای در فشار استبداد بود که نمی‏توانست سخنی را از حق و عدالت به زبان آورد، نه! نه آنگونه بود و نه اینگونه، بلکه جو حاکم بر عصر و جامعه زمان او، میان آزادی و استبداد مطلق در نوسان بود.
هنگامی که هارون، آن عنصر تجاوزکار، مرد و پسرش مأمون بجای او قدرت را بدست گفت، به ظاهر، سیاست محبت و دوستی با علویها و در صدر آنان حضرت رضا علیه السلام را در پیش گرفت و شرایط سیاسی او را ناگزیر ساخت که امام رضا را به ولایت عهدی خویش برگزیند و در کشور پهناور اسلامی بنام آن حضرت سکه بزند و به سخنوران و شاعرانی که او را می‏ستودند، بذل و بخشش نماید.
و این فرصت گرانبهایی بود که حضرت رضا علیه السلام از آن به منظور سخن گفتن از امام مهدی علیه السلام و نوید دادن از آن وجود گرانمایه و ظهورش، به شایستگی بهره گرفت.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:48 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

امام خمینی در کلام آیت الله بهجت

آیت الله بهجت فرمودند: قبل از پیروزی انقلاب خواب دیدم که شاه به سید جوانی خیلی احترام می کرد . در عالم رویا فهمیدم که پس از شاه ، او خواهد بود. پس از پیروزی انقلاب ، دیدم که همانطور شد ؛ ولی قیافه آقای خمینی با آن جوان تطبیق نمی کرد ؛ اما وقتی عکس جوانی ایشان را آورند دیدم عینا همان است ...

 


" بسم الله الرحمن الرحیم "

کتاب «زمزم عرفان» با موضوع و محوریت زندگی حضرت آیت الله محمد تقی بهجت(ره) به همت آیت الله محمدی ری شهری یادنامه ای است که درباره مرجع و عارف بزرگوار، آیت الله بهجت(ره) تالیف و تدوین شده است.

به گفته وی در دیدارهایی با آن عالم برجسته، ایشان مطالب متنوّعى را درباره قرآن، حدیث، فقه، اصول، اخلاق، عرفان، کشف و کرامات علماى سلف، حج و سرپرستى حجّاج، امام خمینى(ره) و انقلاب اسلامى و برخى امور سیاسى بیان مى‏فرمود.

 

در ادامه به چند مورد از نکات ناب ایشان درباره امام خمینی(ره) ؛به نقل از آیت الله ری شهری اشاره می‏کنیم:

 

خواب آیت الله بهجت درباره انقلاب

فرمودند: چندماه قبل، آقای خمینی را خواب دیدم كه جلوی من نشسته؛ ولی ضعیف و رنجور. ناگهان سکته کرد و از دنیا رفت. این، بدین معناست که نهضت ایشان تاکنون بوده، ولی دچار مشکل می شود.

برای پیشگیری از آسیب دیدن نهضت، به آقای خامنه ای پیغام دادم که: من اقداماتی انجام داده ام؛ لیکن خود ایشان هم باید کارهایی را انجام دهد. نمی دانم انجام داده یا نه. بعد ایشان آقای حجازی را فرستاد و توضیح خواست.

در ادامه ایشان از اینجانب (ری شهری) خواستند که: شما هم کاری بکنید.

گفتم: غیر از دعا و ذکر، چه می توان کرد؟

فرمودند: قربانی و صدقه، مۆثر است...

 

ارتباطات سری آیت الله بهجت با امام خمینی

آیت الله بهجت به این جانب فرمودند :

اسراری از آقای خمینی می دانم که تاکنون به کسی نگفته ام و پس از این هم نخواهم گفت!

پیش از فوت حضرت امام چندین بار اقدام کردم که ملاقاتی میان آقا و امام صورت گیرد . یکبار خیلی اصرار کردم و گفتم : ایشان دوستتان بوده! خوب است همدیگر را ببینید.

ایشان فرمود :

 " تو چه می دانی که همین دیشب با هم چه گفتگوئی داشتیم !"

گفتم این را ایشان هم می دانند ؟ فرمود :

" بله ایشان هم می دانند! "

 

رویائی حاکی از پیروزی انقلاب به رهبری امام خمینی

آیت الله بهجت ، در یکی از دیدارهایم با ایشان ، به رویائی ازخود درباره پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی اشاره کردند.

ایشان فرمودند: "قبل از پیروزی انقلاب خواب دیدم که شاه به سید جوانی خیلی احترام می کرد . در عالم رویا فهمیدم که پس از شاه ، او خواهد بود. پس از پیروزی انقلاب ، دیدم که همانطور شد ؛ ولی قیافه آقای خمینی با آن جوان تطبیق نمی کرد ؛ اما وقتی عکس جوانی ایشان را آورند دیدم عینا همان است .

در عالم رویا آن جوان چیزی گفت که از آنچه می گویم ، معلوم میشود . پس از انقلاب آقای خمینی گفت : «هر کس در برابر انقلاب بایستد ،هلاک میشود » ؛ و بدین سان ، آنچه در خواب دیده بودم ، تعبیر شد "


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:47 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

امام خامنه‌ای از دیدگاه دوست و دشمن

24تیرماه ۱۳۱۸ خورشیدی مصادف شده بود با ۲۸ جمادی الاول ۱۳۵۸ قمری، در منزل «حاج سید جواد خامنه اى» که مانند بیشتر روحانیون و مدرسّان علوم دینى بسیار ساده بود، فرزندی پا به عرصه خاکی گذاشت که پدرش نام او را « سیدعلی» انتخاب کرد."


رهبر بزرگوار از وضع و حال زندگى خانواده‌شان چنین مى‌گویند: پدرم روحانى معروفى بود ، امّا خیلى پارسا و گوشه‌گیر… زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت. من یادم هست شب‌هایى اتفاق مى‌افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى‌کرد و… آن شام هم نان و کشمش بود. امّا خانه‌اى را که خانواده سیّدجواد در آن زندگى مى‌کردند، رهبر انقلاب چنین توصیف مى‌کنند: منزل پدرى من که در آن متولد شده‌ام، تا چهار ـ پنج سالگى من، یک خانه ۶۰ – ۷۰ مترى در محّله فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفه‌اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى‌آمد (و معمولاً پدر بنابراین که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیرزمین مى‌رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه‌اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم. رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده‌اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صمیمی، این‌گونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید‌محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه‌تأسیس اسلامى «دارالتعّلیم دیانتى» ثبت‌نام کردند و این دو دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند. تحصیل در حوزه علمیه «نجف اشرف» و حضور در حوزه عملیه شهر قم در سال ۱۳۴۱ باعث همراهی ایشان با قیام مردمی «حضرت امام خمینی(ره)» شد. بازداشت‌های مکرر ایشان توسط ساواک که تعداد آن به عدد شش رسیده بود منجر شد تا رژیم سفاک پهلوی، ایشان را به شهر ایرانشهر تبعید کند. همراهی با جریانات انقلاب اسلامی تا پیروزی این حرکت مردمی در بهمن ماه ۱۳۵۷ ادامه داشت، پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همچنان پرشور و پرتلاش به فعالیّت‌هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزدیک تر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى‌نظیر و بسیار مهّم بودند. آنچه که پیش رو دارید نظرات چهره‌های برجسته سیاسی، دینی و اجتماعی و برخی از سیاستمداران است که رویکرد و عملکرد آنها نسبت به انقلاب اسلامی معاندگونه است؛ پیرامون شخصیت مقام معظم رهبری است: ******** امام خمینی(ره) خطاب به مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری ایشان: هر موقعی‌که شما به سفر می‌روید، من مضطرب هستم تا برگردید. خیلی سفر نروید! پیام امام خمینی (ره) به مناسبت سوءقصد به جان مقام معظم رهبری در ۶ تیر ۶۰ بسم‌الله الرحمن الرحیم جناب حجت‌الإسلام آقاى حاج سیدعلى خامنه‏اى دامت افاضاته خداوند متعال را شکر که دشمنان اسلام را از گروه‌ها و اشخاص احمق قرار داده است، و خداوند را شکر که از ابتداى انقلاب شکوهمند اسلامى هر نقشه که کشیدند و هر توطئه که چیدند و هر سخنرانى که کردند ملت فداکار را منسجم‏تر و پیوندها را مستحکم‏تر نمود و مصداق “لازال یُؤیّدُ هذا الدّین بالرجل الفاجر “[۱] تحقق پیدا کرد. اینان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر کردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بیدارتر نمودند و هرچه شخصیتها را ترور کردند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اکنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما که از سلاله رسول اکرم و خاندان حسین‌بن‌على هستید و جرمى جز خدمت به اسلام و کشور اسلامى ندارید و سربازى فداکار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب و خطیبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمایى دلسوز در صحنه انقلاب مى‏باشید، میزان تفکر سیاسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اینان با سوء‌قصد به شما عواطف میلیون‌ها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحه‏دار نمودند. اینان آن‌قدر از بینش سیاسى بى‏نصیبند که بى‏درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایات دست زدند، و به کسى سوء قصد کردند که آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین انداز است. اینان در این عمل غیرانسانى به جاى برانگیختن و رعب، عزم میلیون‌ها مسلمان را مصمم‏تر و صفوف آنان را فشرده‏تر نمودند. آیا با این اعمال وحشیانه و جرایم ناشیانه وقت آن نرسیده است که جوانان عزیز فریب‌خورده از دام خیانت اینان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزیز خود را فداى امیال جنایتکاران نکنند و آنان را از شرکت در جنایات آنان برحذر دارند؟ آیا نمى‏دانند که دست زدن به این جنایات، جوانان آنان را به تباهى کشیده و جان آنان به دنبال خودخواهى مشتى تبهکار از دست مى‏رود؟


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:47 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

امام خامنه ای در نگاه اولیای خدا

اَلحَمدُ لله در رأس کشور ما شخصی قرار دارد که به راحتی پشت سرش نماز می خوانیم، فردی از فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیه)که در سالهای متمادی مورد امتحان قرار گرفته و از همه ی آزمایش ها سر بلند بیرون آمده است...


 

خورشید چند دقیقه ای در اینجا تابید و رفت!

حجت السلام حیدری کاشانی،از شاگردان حضرت آیت الله بهائدینی(رحمته الله علیه)،در کتاب شریف(سیری در آفاق)آورده اند که:وقتی که رهبر معظم به قم آمده بودند و به دیدار حضرت آیت الله بهائدینی(رحمته الله علیه)نیز مشرف شده بودند، بنده حضور نداشتم.روز بعد که خدمت آیت الله بهائدینی(رحمته الله علیه)این ولیّ بزرگ الهی، رسیدم از ایشان پریسدم:

آیا دیروز رهبر معظم به دیدار شما نیز آمدند؟ فرمودند:
((آری،خورشید چند دقیقه ای اینجا تابید و رفت!))

اُسوه ی زمان

حضرت علامه حسن زاده آملی(حفظه الله)که از اوتاد اولیاء الهی بوده و وصف مقاماتشان از هیچ قلمی برنیاید،مطالب ذیل را در شأن مقام معظم رهبری یبان می فرمایند.بدیهی است که اولیاء خدا هیچ گاه به اضافه گویی و اغراق از کسی نمی گویند:

«رهبر عظیم الشأن کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران،آیت الله معظّم،جناب خامنه ای کبیر-مَتَع الله الاسلام وَ المُسلمین بِطولِ بَقائهُ الشَّریف-قائد، ولیّ ، وفیّ و رائد، سائس،حفی، مصداق بارز((نَرفَعُ دَرَجات مَن نَشاء))می باشد.

عزّت و شکوت روز افزون آن قائد اُسوه ی زمان را همواره از حقیقة الحقائق مسئلت دارم و امیدوارم دادار عالم و آدم همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.»

تقدیم اثر به مقام رهبری

و نیز ایشان در جایی دیگر،پس از تألیف یکی از کتب ارزشمند خود به نام:
(فصّ حِکمِة عِصمَتیّهَ فی کَلِمَتِهِ فاطمیَّه)آنرا هدیه ای به مقام رهبری دانسته و مطالب ذیل را در این مورد می نویسند:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«این صحیفه نور موسوم به(فصّ حِکمِة عِصمَتیّهَ فی کَلِمَتِهِ فاطمیَّه) به مناسبت تأسیس نخستسن کنگره و تجلیل و تکریم از عصمة الله الکبری و ثمره شَجَرةِ التَقین و اَحسنَ منازِلَ القّرآن و بَقّیَّتِه النُبُوَة و مِشکوةِ الوِلایهِ وَ الُاِمامَته، حضرت فاطمة بنت خاتم الانبیاء محّمد مصطفی- صَلَّی الله عَلَیه وَ آلهِ وسَلَم-که به فرمان همایون و خجسته رهبر عظیم الشأن کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران، جناب آیت الله معظم،خامنه ای کبیر-مَتَّعَ الله السلام و المسلمین بِطولِ بقائُه الشَّریف-درساری مازندران برگزار می شود.با سلام و تحیّت خالصانه و ارادات بی پیرایه و درود ونوید جاوید به حضور آن قائد ولی وفی، و رائد سائس حفی، مصداق بارز((نَرفَع دَرَجات مَن نَشاء)) تقدیم می گردد و عوض می شود:
((یا اَیَها العَزیز ،جِئنا بِبِضاعةٍ مُزجاة۱))
دادار عالم و آدم همواره سالار و سرورم را مسرور دارد.


۱۴/۶/ ۱۳۷۶
۱:برگرفته از آیه۸۸سوره یوسف(ع) المّتمِسَک بذیل الولایة:حسن حسن زاده آملی»


گوشهایتان به دهان رهبرتان باشد

اخیراً نیز در یک سخنرانی عمومی که مستند می باشد، در تاریخ 88/7/22 ،حضرت علامه حسن زاده آملی(حفظه الله)مطالب قابل تأمل زیر را بیان فرمودند:

«گوشِتان فقط به دهان رهبرتان باشد،چرا که گوش ایشان به دهان حضرت صاحب الزمان(عج الله تعالی فرجه)است!!!»

آنکه دنیا نتوانست شکارش کند!
در جایی دیگر حضرت علامه حسن زاده آملی ایشان را اینگونه وصف می کنند:

((رهبر عظیم الشأن، آن که دنیا نتوانست شکارش کند!))


بسیار مراقب باشید!

حضرت آیت الله فاطمی نیا(حفظه الله)که خود یکی از شاگردان بارز اخلاقی و عرفانی اولیاء بزرگ الهی همچون:حضرت آیت الله بهاء دینی، حضرت علامه طباطبایی، حضرت آیت الله مصطفوی تبریزی و نیز حضرت آیت الله بهجت (علیهم الرحمة)می باشند،در یکی از جلسات سخنرانی خویش می فرمایند:

((در این منبر سید الشهداء، اگر یقین نداشتم نمی گفتم،عزیزان، بدانید و آگاه باشید!امروز این کشور پرچم دار اسلام در جهان است ،ضربه زدن به این کشور هم ضربه زدن به اسلام است و گناهیست عظیم.رهبر این کشور، این مرد بزرگ الهی نیز پرچم دار این کشور است، پس هر گونه قدمی در جهت تضعیف و یا ضربه زدن به ایشان ضربه ی به اسلام است.بسیار باید مواظب بود، نپرسید چطوری؟، ولی همین قدر بدانید که با یقین عرض می کنم:امروز هر کس قدمی علیه ایشان بر دارد، عاقبت به خیر شدنش بعید است!))

شخص اول ما

حضرت آیت الله مشکینی(رحمته الله علیه)که خود از علمای ربّانی و اولیاء الهی بودند در وصف مقام رهبری چنین فرموده اند:

((اَلحَمدُ لله در رأس کشور ما شخصی قرار دارد که به راحتی پشت سرش نماز می خوانیم، فردی از فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیه)که در سالهای متمادی مورد امتحان قرار گرفته و از همه ی آزمایش ها سر بلند بیرون آمده است.))


اگر می دانستند!

یکی از وابستگان و مرتبطان با حضرت آیت الله بهجت نقل می کند:
بار اول که مقام معظم رهبری به قم تشریف آورده بودند حضرت آیت الله بهجت نیز همچون سایر مردم در خیابانها به جمعیت استقبال کننده پیوسته بودند.ما به ایشان عرض کردیم:
آقا کاش شما با این شرایط سنی و جسمی به خیابان تشریف نمی آوردید.فرمودند:

((اگر مردم می دانستند که استقبال از این سیّد چه ارزش و ثوابی دارد هیچ کس در خانه اش نمی ماند!))

ختومات جهت سلامتی!

اواخر، روزی حضرت آیت الله بهجت از مسئولین دفترشان می خواهند تا فوراً با بیت حضرت آقای خامنه ای ارتباط ایجاد کرده و یکی از افراد نزدیک آقا را به ملاقات فوری می طلبند. در پی این موضوع یکی از پسران حضرت آقا به قم و نزد ایشان می آیند.حضرت آقای بهجت در این دیدار می فرمایند:

((سلام مرا به پدرتان برسانید و بگویید خطری جان ایشان را تهدید می کند، بنده ختومات و اوراد و ذکر و هر چه نیاز بود انجام داده ام، ایشان خودشان نیز هر چه می توانند انجام دهند و مراقب باشند!))

مرا آرام نمود!

حضرت آیت الله مصباح یزدی فرمودند:

بنده از سالها قبل از ارتباط مکاتبه ای و حضوری آقای خامنه ای و استاد بزرگوارم آیت الله بهجت با خبر بودم و دستورات و نامه  های سلوکی استادم را بنده به آقای خامنه ای می رساندم. تا به رهبری رسیدن ایشان که استادم در نامه ای به ایشان فرمودند:« فعلاً نامه را قطع کنید تا خودم مکتوبی به شما بفرستم.» بعداً استادم نامه ای به ایشان دادند که آقای خامنه ای پس از مطالعه آن شاد شدند و گفتند:«این نامه مرا آرام کرد، در آن نوشته بودند که: شما وظیفه تان را در حد توانتان انجام دهید، بنده به لطف خدا رهبریتان را ضمانت می کنم!»

فرمایش حاج اسماعیل دولابی

عارف کامل حاج اسماعیل دولابی فرموده اند:

((امام خمینی "رحمت الله" مظهر مهابت بود و رهبری (( آیت الله خامنه ای ))مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت ها را یکجا داد و امام هم این نعمت ها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامی مصرف کردند. ولی نعمت ها به حضرت آقا را خدا تدریجی به ایشان می دهد و در هر مرحله ای متناسب با شرایط، خدا نعمت هایی را به ایشان می دهد یعنی شرایط آن نعمت ها را خود آقا فراهم می کنند.))
 

(از قول اقای علی اکبر پرورش وزیر آموزش و پرورش سالهای اول بعد از انقلاب)


فقط خط ولایت!

حضرت آیت الله کمیلی، شاگرد عظیم توحیدی سید هاشم حداد فرمودند:

«ما کاری با کسی یا کسانی که در خط ولایت ایشان نیستند نداریم!»

من بد خواه آیت الله خامنه ای را لعنت می کنم!

حضرت آیت الله امجد (با وجود برخی شایعات و غیر شایعات در موردشان) در مورد آقا فرمودند:

« من بد خواه آیت الله خامنه ای را لعنت می کنم!»


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:46 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

امام حسن و نوید از حضرت مهدی‏

امام حسن علیه السلام فرزند گرانمایه امیرمؤمنان علیه السلام ، سالار جوانان بهشت، نواده بزرگ پیامبر و یکی از پیشوایان معصوم و گرانقدری است که از وجود گرانمایه امام مهدی علیه السلام و ظهور حیات‏بخش و دگرگونساز او نوید می‏دهد.
و اگر روایات رسیده از آن گرامی، بویژه در مورد حضرت مهدی علیه السلام از نظر شما اندک است(133) جای شگفتی ندارد، نباید فراموش کرد که دوران خلافت آن بزرگوار که از شهادت امیرمؤمنان علیه السلام آغاز گردید و تا شهادت جانسوز حضرتش ادامه داشت بیش از ده سال نبود و آن هم در جوی مالامال از رنج و اندوه و نگردانی و فشار، سپری شد و فرصتی برای حرکت فکری و فرهنگی مورد نظر پیش نیامد.
معاویه فرزند آن زن جگر خواره، بر کرسی قدرت تکیه زد و شرایط و اوضاع جاری او را در جنگ پایان‏ناپذیر و خشونت بار و کور و بی‏هدفش بر ضد خاندان پیامبر، یاری کرد. او در بیت المال مسلمانان را، غاصبانه گشود و بوسیله آن وجدانها را خرید و مزدوران را به خدمت استبداد گرفت، تا از سویی با روایات دروغین و ساختگی، نام نیک و بلند آوازه خاندان وحی و رسالت را لکه‏دار و وجاهت و معنویت آنان را در هم شکسته و طهارت و قداستشان را، آلوده سازند، و از دگر سو با سرهم کردن احادیث ساختگی برایشجره ملعونه فضیلت بتراشند تا بدینوسیله جامه پاکی و شرافت بر اندام پلید امویان بپوشانند و خاندان وحی و رسالت را از صحنه زندگی جامعه‏ها و هدایت عصرها و نسلها، برای همیشه کنار زنند.
و براستی که در همه ادوار تاریخ،زر و سیم در زشت جلوه دادن واقعیتها، تحریف حقایق و نشر و پخش نارواها، نقش فوق العاده‏ای داشته است، بویژه که با قدرت ظالمانه و خشونت بار نیز همدوش و همراه باشد.
بدینسان مکتب اهل بیت و پیروان آنان در سخت‏ترین فشار و سرکوب و ناامنی و نگردانی، روزگار می‏گذراندند و گردبادهای سیاست، افکار و آرزوها را درهم می‏نوردیدند.
حضرت مجتبی علیه السلام در شرایط عجیب و مشکلات سهمگین و رنج و مصائب بسیاری می‏زیست با این وصف چگونه زمان مناسبی برای نشر حقایق و بیان واقعیات می‏یافت؟
و کجا امکانات بدو فرصت می‏داد تا از امور عظیمی که تنها دلهای آرام آنها را می‏پذیرد و تنها افکار و اندیشه‏های سالم با آنها انسجام می‏یابد، سخن گوید؟
اما با وجودی که در آن مقطع از تاریخ در مردم گرایش به شنیدن حدیث و ضبط آن نبود و هیچ اهتمامی به فراگرفتن دانش از سرچشمه پاک و گوارای آن به چشم نمی‏خورد، با این وصف امام مجتبی علیه السلام نوید و ستایش از دوازدهمین امام نور، حضرت مهدی علیه السلام را وانگذاشت و هنگامی که از سختی شرایط سخن می‏گفت با بهره‏وری شایسته از فرصت فرمود:
...اما علمتم انه ما منا احد الا ویقع فی عنقه بیعة لطاغیة زمانه الا القائم الذی یصلی روح الله عیسی بن مریم خلفه، فان الله عزوجل یخفی ولادته و یغیب شخصه لثلا یکون لاحدی عنقه بیعة اذا خرج ذاک التعسع من ولد اخی الحسین، ابن سیدة الاماء، یطیل الله عمره فی غیبة ثم یظهره بقدرته فی صورة شاب ابن دون اربعین سنة، ذلک لیعلم ان الله علی کل شی قدیر.(134)
یعنی: مردم! آیا نمی‏دانستید که هر کدام از ما خاندان وحی و رسالت تحت سیطره و حاکمیت طاغوت زمانش زندگی می‏کند و بناچار فشار ستم بر او تحمیل می‏گردد جزقائم ما، همو که روح خدا، عیسی بن مریم، به امامت او نماز می‏گذارد، چرا که خداوند ولادت او را مخفی و شخصیت او را نهان می‏دارد تا هنگامی که به دستور او ظهور کند، بیعت قدرتمداری را به گردن نداشته و تحت حاکمیت ظالمی زندگی نکند.
او نهمین امام معصوم، از نسل برادرم حسین است و فرزند بهترین زنان. خداوند در پشت پرده غیبت عمر او را به بلندای آفتاب طولانی می‏سازد و آنگاه به قدرت خویش او را در چهره جوانی، کمتر از چهل سال ظاهر می‏سازد تا همگان بدانند که خداوند بر هر کاری تواناست.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:45 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

امام حسین و نوید از حضرت مهدی‏

سرور آزادگان حضرت امام حسین علیه السلام نیز در همان شرایط سخت و دردناکی زیست که برادر گرانمایه‏اش حضرت مجتبی علیه السلام قرار داشت، بلکه می‏توان به اطمینان گفت که فشار استبداد و ارتجاع روزگار، در دوران امامت آن حضرت به حق و عدالت و طرفداران آن شکننده‏تر بود.(135)
آن حضرت پس از برادرش حدود ده سال زندگی کرد و در آن مدت کوتاه، رنجها شدت یافت و بلاها بیشتر شد و فشار به طول انجامید و با همه اینها امام حسین علیه السلام فرصت را از دست نداد، بلکه با بهره‏وری از فرصت به ستایش و تمجید از مصلح بزرگ جهانی حضرت مهدی علیه السلام پرداخت و از وجود گرانمایه و ظهور و نقش شکوهبارش به مردم، بشارتها و نویدها داد.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:45 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

امام حسن عسکری علیه السلام و نوید از حضرت مهدی‏

یازدهمین امام معصوم، حضرت عسکری علیه السلام پدر گرانقدر امام عصر علیه السلام است و طبیعی است که بیشتر نویدها در مورد طلوع آن خورشید جهان افروز، باید از آن حضرت و به دست و زبان او به مردم داده شود، چرا که آن گرامی از همه امامان به ولادت فرزندش نزدیکتر بود و زیبنده می‏نمود که مژده به طلوع خورشید جمال دل آرای او را در گسترده‏ترین شکل ممکن به همگان بدهد، اما آیا این کار با آن همه موانع، مشکلات، سختگیریها و فشارهایی که بر جامع و بویژه پیروان خاندان وحی و رسالت وارد می‏شود، ممکن بود؟
می‏دانیم که اعتقاد به اصل ظهور مهدی نجات بخش و اصلاحگر عصرها و نسلها که پیامبر گرامی و امامان معصوم علیهم‏السلام همگی بشارت آمدن او را داده بودند در میان همه قشرهای مسلمانان از همان روزگاران، یک اصل قطعی و معروف بود و در بخشهای آینده این کتاب خواهیم دید که مدعیان دروغین، مهدویت نیز، از همین باور عمومی و همین اصل اعتماد و انتظار برخاسته از نویدها در مورد مهدی اهل بیت، سوء استفاده کرده و به دروغ و فریب، روایات و بشارتها را به خود تطبیق و تفسیر می‏کردند.
با این بیان، اعتقاد به ظهور مهدی علیه السلام از امور تردید ناپذیر در آن روزگار بود که روایات هم بر این نکته حساس پافشاری می‏کنند که آن گرامی با ظهور خویش ستمکاران و خودکامگان را از میان برداشته و جهان را از عدالت و دادگری لبریز خواهد نمود.
و نیز این نکته هم روشن است که رژیم سیاهکار و حق ستیز بنی عباس در صدر دشمنان این اصلاحگر بزرگی باشد که روایات، بشارت آمدن او را می‏داد، چرا که عباسیان خوب می‏دانستند که حکومت ظالمانه آنان در صورت ظهور مهدی نجات بخش بدست او نابود گشته و خون پلیدشان نیز به کفر آن همه جنایت و استبدادگری، طعمه شمشیر عدالت او خواهد شد.
با توجه به این دو نکته آیا حضرت عسکری علیه السلام باز هم می‏توانست ولادت آن اصلاحگر بزرگ تاریخ را بطور گسترده اعلان کند و نوید طلوع خورشید جمال او را به شیفتگان و دوستداران بدهد؟
آیا چنین کاری از نظر عادی به خطر افکندن جان گرامی حضرت مهدی علیه السلام نبود؟ و در صورت اعلان ولادت، آیا دشمن پلید به خانه او یورش نمی‏برد و همه خاندانش را از دم شمشیر نمی‏گذراند و قتل عام نمی‏کرد؟
از نظر عادی چه چیزی می‏توانست مانع این شقاوت و جنایت رژیم حاکم گردد؟
با این شرایط مرگبار، باید دید حضرت عسکری علیه السلام چه تدبیری اندیشید؟
آیا در مورد ولادت حضرت مهدی علیه السلام بطور کلی سیاست سکوت در پیش گرفت و میلاد نور را از همگان حتی از دوستان و مؤمنان به امت او، مخفی داشت؟
اگر چنین بود شیعیان چگونه از ولادت نور آگاه شدند؟ بویژه که حضرت عسکری علیه السلام زندگی خویش را نیز در خطر جدی می‏دید و با علم و امامت می‏دانست که بزودی با سم خیانت در سن 28 سالگی به شهادت می‏رسد و فرمان خدا او را متعهد ساخته است که امام راستین پس از خویش را بخاطر نجات امت از تباهی معرفی نماید، چرا که تمامی مسلمانان بر این اصل پایبند هستند که پیامبر گرامی(ص) فرمودند:
من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة(173)
یعنی: هر کس از دنیا برود و امام راستین زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.
راستی شرایط بسیار پیچیده و مشکل، سخت غیر قابل حل می‏نمود، جز اندیشه والا و درایت امام، اندیشه‏ای، توان حل آن را نداشت.
تنها اندیشه بلندی می‏توانست آن معمای پیچیده سیاسی و اجتماعی و عقیدتی را، حل کند که بینش و حکمت به زیباترین چهره در آن تجلی داشته و آگاهی و تجربه به بهترین شکل در آن آشکار گشته و واقعیت علم امام و تدبیر شگفت‏انگیز آن حضرت جلوه‏گر شده، تحقق هدف‏های بلند با رعایت همه جوانب و ابعاد را تضمین نماید.
راه حلی که امام عسکری علیه السلام برای آن معما برگزید این بود که با تدبیر بسیار ظریف و دقیقی، نه ولادت آن خورشید جهان افروز را آشکار ساخت تا خطر خیز باشد و نه آن گونه سیاست پوشیده داشتن بکار گرفت که از دوستداران و شایستگان نیز نهان کند و دستاویزی برای بهانه‏جویی در آینده باشد.
این تدبیر ظریف و حکیمانه در بخش آینده کتاب خواهد آمد، در اینجا تنها به ترسیم دو روایت از آن گرامی بسنده می‏کنیم:


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:44 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

امام جواد علیه السلام و نوید از حضرت مهدی علیه السلام‏

به دلیل نزدیکی دوران زندگی حضرت جوادالائمه علیه السلام با ولادت امام مهدی علیه السلام حکمت خداوند اقتضا می‏کرد که نویدها و بشارتهای آن بزرگوار از امام مهدی علیه السلام فراوان باشد، چرا که عصر آن گرامی با میلاد محبوب دلها چیزی حدود 50 سال بیشتر فاصله نداشت. و نیز انتظار می‏رفت که نویدها در مورد نزدیک شدن میلاد پیشوایی که قرآن و پیامبر و امامان نور علیهم‏السلام از آن بشارت داده بودند، بمنظور آگاهی غفلت زدگان، قوت قلب و آرامش خاطر مؤمنان، در گسترده‏ترین شکل ممکن صورت گیرد اما دست فریب و خیانت رژیم عباسی حضرت جواد علیه السلام را در بهاران جوانی و طراوت و شکوفایی زندگی در حالی که هنوز 25 سال از عمر گرانمایه‏اش نگذشته بود، بوسیله سم خیانت به شهادت رساند و مانع از این بشارتها و نویدها در مورد حضرت مهدی علیه السلام شد.
امام جواد علیه السلام با سه تن از طاغوتهایبنی عباس معاصر بود که هر کدام از آنها نسبت به وجود گرانمایه آن حضرت قلبی مملو از کینه و خشم داشتند و هر لحظه او را در فشار و تنگنای بیشتری قرار می‏دادند و برای بدنام ساختن نام نیکو و بلند آوازه‏اش و به منظور خاموش ساختن نور وجودش، توطئه‏ها می‏چیدند و نقشه‏ها می‏کشیدند، اما با وجود آن موانع و مشکلات که بر سر راه امام جواد علیه السلام بود باز هم کتابهای حدیثی و مجموعه‏های روایی ما، از روایات و نویدهای رسیده از آن حضرت در مورد وجود گرانمایه امام عصر علیه السلام تهی نیست.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:43 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

امام حسن عسکری در زندان‏

عیسی بن صبیح می‏گوید:
ما در زندان بودیم که امام حسن عسکری (علیه السلام) را نیز به زندان آوردند.
من حضرت (علیه السلام) را می‏شناختم. آنگاه که ایشان مرا دید، فرمود: تو شصت و پنج سال و یک ماه و دو روز سن داری.
من با خود کتاب دعایی داشتم که تاریخ ولادتم را در آن نوشته شده بود، وقتی به آن نگاه کردم و حساب نمودم، دیدم همان طور است که امام (علیه السلام) می‏فرماید.
حضرت دوباره فرمود: آیا فرزندی داری؟
عرض کردم: نه.
سپس فرمود: خداوندا! به او پسری عطا کن که پشتیبان او باشد، همانا فرزندی برای آدمی بهترین پشتیبان است.
آنگاه این بیت را خواند:
کسی که پشتیبان دارد با دشمنانش رو به رو می‏شود،
و آن که پشتیبانی ندارد خوار و ذلیل است.
عرض کردم: آیا شما فرزندی دارید؟
فرمود: آری! قسم به خدا! به زودی صاحب فرزندی خواهم شد که زمین را پر از عدل و داد می‏کند؛ اما حالا ندارم.
شاید روزی مرا بینی که؛
فرزندانم مانند شیرانی با یالهای انبوه گرد من باشند
چنان که تمیم پیش از آن که چون ریگ بیابان زاد و ولد کند،
مدتی طولانی در میان مردم تنها بود.(20)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:43 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]