آرزوی زیارت مهدی
سید رضی الدین علی بن طاووس (علیه السلام) میگوید: کسی که نخواست نام او فاش شود، میگفت:
من از خدا میخواستم که به زیارت مهدی (علیه السلام) نائل شوم. شبی در خواب دیدم که در فلان وقت او را مشاهده خواهم کرد.
وقتی از خواب بیدار شدم به مرقد موسی بن جعفر (علیه السلام) مشرف شدم و در همان زمانی که در خواب دیده بودم منتظر لقای مولا شدم.
ناگاه صدایی شنیدم که به گوشم آشنا بود. صاحب صدا را دیدم که در حال زیارت امام جواد (علیه السلام) میباشد، من رعایت ادب را کرده و چیزی نگفتم. او وارد ضریح شد.
من پایین پای امام موسی بن جعفر (علیه السلام) ایستادم. چند لحظه بعد خارج شد در حالی که کسی همراه او بود، من دانستم که او مهدی (علیه السلام) است، و جمال عالم آرای او را سیر میکردم، اما ادب کرده و ایشان را صدانزدم.(141)
ادامه مطلب
ارزش مرض برای مؤمن
حضرت صادق آل محمّد علیهم السلام حکایت فرماید:
روزی رسول گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله ، در جمع اصحاب خود، سر به سمت آسمان بلند نمود و تبسّمی کرد.
یکی از افرادی که در آن جمع حضور داشت، از آن حضرت سؤال کرد: یا رسول اللّه! امروز شما را دیدم که سر خود را به سوی آسمان بلند کردی و تبسّم نمودی؟!
حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله فرمود: بله، درست است چون که متعجّب شدم از دو فرشته و مأمور الهی که از آسمان بر زمین وارد شدند تا اعمال یکی از بندگان خدا را - که هر روز نماز خود را به موقع انجام میداد - در نامه عملش بنویسند.
لیکن چون آن شخص را در محلّ عبادت خود نیافتند، هر دو فرشته به آسمان بازگشتند و به محضر ربوبی پروردگار عرضه داشتند: پروردگارا! بنده مؤمن تو را در محلّ عبادتش نیافتیم؛ بلکه او در بستر بیماری افتاده بود.
در این هنگام خداوند متعال فرمود: بنویسید، اعمال و عبادات بندهام را تا زمانی که او در پناه من، مریض و ناتوان از عبادت و دیگر کارها است، همانطوری که در حال سلامتی، او عبادت مرا انجام میداد و شما اعمال و حسنات او را مینوشتید.
سپس در پایان فرمایش خود افزود: همانا بر من لازم است، پاداش بندهام را در حال مریضی نیز بپردازم؛ همچنان که در حالِ سلامتی او چنین میکردهام.** بحارالأنوار: ج 22، ص 83، ح 32.***
ادامه مطلب
ارتباط نواب اربعه با شیعیان چگونه بوده است
شیعیان با نواب اربعه دو نوع ارتباط داشتند:
1- ارتباط با واسطه و غیر مستقیم
ارتباط با واسطه یک اصل در سازمان سفارت بود چرا که این سازمان به جهت ظلم عباسیان نمیتوانست آشکارا و آزادانه فعالیت کند. بنابراین باید در ارتباط با مردم از راههای استتاری بهره میگرفت.
2- ارتباط مستقیم و بی واسطه
این ارتباط در آغاز فعالیت نواب اربعه در دوره غیبت صغرا وجود نداشت، زیرا بنا بود که مسأله نیابت خاصه مخفی بماند تا حاکمان جور بازتاب و واکنشی از خود نشان ندهند ولی کم کم شیعیان به صورت پنهانی نام و نشانی سفیر را از وکلا و خواص گرفتند و توانستند با آنان مستقیما تماس بگیرند. این کار عمدتا از زمان سفارت دومین سفیر شروع شد و ادامه یافت. شیخ طوسی درباره این نوع ارتباط مینویسد: عدهای از افراد مورد اعتماد نزد سفرای امام مهدی علیه السلام میرفتند و با دادن نامه و یا بیان داشتن خواستههای خود پاسخ آن را از ناحیه مقدسه و توسط سفرا دریافت میکردند.(752)
ادامه مطلب
آرام جان
یارب آن قبله مراد کجاست؟gggggکز فراغش جهان پر از غوغاست
کی شود از حجاب غیب برون؟gggggآنکه کانون مهر و صلاح و صفاست
کی پدید آید آن بلند مقام؟gggggکاین جهان از وجود او بر پاست
آنکه آرام جان فاطمه استgggggو انکه نور دل رسول خداست
حجت ذات حق که بعد نبی (ص)gggggچون علی بر همه جهان مولاست
آنکه از ماسوی بود برترgggggوانکه بر جان ما زما اولاست
ادامه مطلب
ارتباط مهدی (عج) با پایان سیر تاریخ
بیشتر فلاسفهی پوزیتیویسم به ویژه مارکسیستها در سدهی نوزدهم و بیستم، دربارهی سنتها و مرحلههای تاریخ به بحث پرداختهاند.
بهترین دست آوردی که مارکسیسم، به اندیشهی بشری تقدیم کرد، اصل جبر تاریخی(286) و کوشش برای کشف سنتها و مراحل تاریخ، نیز اهمیت شناخت قوانین آن برای پیشبینی مسیر حرکت تاریخ و پیآمدهای آن بود. مارکسیسم دربارهی شناخت سنتهای تاریخ و نقش آن در ارتقای بینش و آگاهی انسان و تأثیر فعالیتهای مثبت در رویکرد مرحلهی تاریخی که انتظار آن میرود، نیز کاوش میکند.
اما مارکسیسم با انکار وجود خدای متعال و تحریف دین الهی در برخورد و تعامل با پیامبران، گرفتار لغزش شد، که پیآمد آن، عدم موفقیت در کشف مراحل کلی حرکت تاریخ و شناخت سنتهایی است که مقطع کنونی و گذار را به مرحلهی آینده انتقال میدهد و در پایان محتومی نگه میدارد.
اندیشهی بشری از راه افکار مارکسیستی، در سدهی 19 میلادی، جبر تاریخی را درک کرد و به کشف مراحل و مقاطع جبری تاریخ و قوانین کلی آن پرداخت، اما در کشف خود به راه اشتباهی رفت.(287) در مقابل، اندیشهی نبوی، از آغاز پیدایش در بیش از هزار سال پیش، تصور خود از حرکت جامعهی بشری را براساس جبر تاریخی نهاد و اندیشهای روشن از سنتها و مراحل تاریخ را تقدیم کرد.
میراث دینی یهودیان و مسیحیان و مسلمانان، نصوص مشترکی را دربارهی سنتهای تاریخی به گزارش پیامبران، در بر دارد و پژوهشگران میتوانند بگویند باور دینی به سنتهای تاریخی، از مهمترین اعتقادات اساسیِ مشترک میان ادیان سه گانهی اسلام، یهودیت و مسیحیت است.
مایلم تأکید کنم متون دینی که میراث ادیان سه گانهی مذکور است، اطلاعات یکسانی توسط شخصیتهای تاریخی ارایه میدهد که حرکت و نهایت تاریخ بر اساس آن پایهریزی میشود.
بنابراین، در برابر ما فقط اندیشهی مشترکی دربارهی نهایت سیر تاریخ نیست، بلکه اندیشههای همخوان شخصیتهای تاریخی است که از متون دینی به دست میآید. به سبب وجود متونی که از شخصیتهای تاریخی سخن میگوید، قرائتها و تفسیرهای گوناگونی یافته میشود که ما را در برابر مصداقهای مختلفی از یک اندیشه قرار میدهد. البته راه گفت و گوی آرام علمی برای ادیان سه گانه و گرایشها و مذاهب، برای راهیابی و وصول به قرائتی یکسان از متون، باز است.
پس از این مقدمه میتوان گفت:
به اعتقاد شیعه، وجود مهدی موعود، حجت بن الحسن العسکری، فرزند حسین مظلوم و شهید، با مراحل و سنتهای سیر تاریخ مرتبط است، چنان که این سخن را تمامی پیامبران توسط متون اساسی مانند قرآن و تورات و انجیل گفتهاند.
سیر اعتقادات شیعی، به گواه میراث معتبرش، مدعی است که مهدی موعود (عج)، قهرمان پایان تاریخ است. متون شیعی، مهدی موعود (عج) را محمد بن الحسن العسکری، فرزند حسین مظلوم شهید میداند. متون دینیِ مسیحی و یهودی نیز وی را مشخص کردهاند.
گواه اندیشهی ما، تأکید قرآن است که پایان درخشان تاریخ، به خواست خدا حتمی است و خداوند در قرآن و کتابهایی که بر پیامبران پیشین فرستاده، آن را بیان کرده است. قرآن تأکید دارد که خبر بعثت پیامبر مکی، در تورات و انجیل هست. اهل بیت علیهم السّلام در سخنان خود تأکید دارند که کتابهای پیشین [تورات و انجیل ]به محمد و اهل بیتش بشارت داده است. علی و حسین و مهدی علیهم السّلام در این کتابها نام برده شدهاند، چنان که از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله نام برده شده است.
ادامه مطلب
اذان و تجلّی خاطرات پدر
پس از گذشت مدّتی از رحلت و شهادت جانگداز پیغمبر اسلام صلّلی اللّه علیه و آله ، دخترش فاطمه زهراء سلام اللّه علیها چنین اظهار داشت: دلم تنگ شده است و آرزو دارم، که آوای اذان بلال اذانگوی پدرم را بشنوم.
و چون بلال متوجّه آرزوی حضرت زهراء سلام اللّه علیها شد، مشغول گفتن اذان گردید؛ و چون گفت: «اللّه اکبر، اللّه اکبر».
حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها به یاد خاطرات دوران پدرش افتاد؛ و نتوانست خود را کنترل نماید و با صدای بلند شروع به گریستن نمود.
تا آن که اذان بلال رسید به: «أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه»، که در این هنگام حضرت زهراء صیهه و فریادی کشید و با حالت بیهوشی بر صورت، روی زمین افتاد.
مردم گفتند: ای بلال! ساکت شو، چیزی نمانده است که دختر رسول اللّه صلّلی اللّه علیه و آله دار فانی را وداع گوید.
پس بلال ساکت شد و باقیمانده اذان را ادامه نداد.
و چون حضرت به هوش آمد در خواست ادامه اذان را داشت.
بلال قبول نکرد و گفت: ای سرور زنان! بر تو میترسم که مشکلی برای شما پیش آید،
به همین جهت حضرت از او گذشت کرد و ساکت ماند.
همچنین در روایتی دیگر، از امام علیّ علیه السلام آمده است که فرمود:
هر گاه فاطمه زهراء سلام اللّه علیها چشمش به لباس و پیراهن پدرش، رسول خدا صلّلی اللّه علیه و آله میافتاد و یا آن را میدید و میبوئید، گریان میشد و حالت بیهوشی به آن بانوی مجلّله دست میداد.**اعیان الشّیعة: ج 1، ص 320.***
ادامه مطلب
ادعای حلاج و رسوایی او!
ابو نصر، هبه الله بن محمد کاتب، نوه دختری محمد بن عثمان میگوید:
روزی حلاج در نامهای خطاب به ابوسهل نوبختی که از روسای شیعه بود، نوشت: من وکیل صاحب الزمان (علیه السلام) هستم و مأمورم که این نامه را برای تو نوشته و آنچه که از یاری و نصرت خواسته باشی برایت آشکار سازم، تا دلت قوت گیرد و در نیابت من تردید نکنی!
ابوسهل پاسخ داد: من با توجه به دلایل و معجزاتی که به دست تو آشکار شده است، کار کوچکی دارم که برای کسی مثل تو، بسیار آسان است، و آن این است که من پیر شدهام و موهایم سپید گشته است و برای این که همسرانم از من به جهت پیری دوری نکنند، مجبورم هر روز جمعه آنها را خطاب کنم. از تو میخواهم که کاری کنی که ریش سفیدم سیاه شود تا از زحمت این همه رنگ خلاص شوم و بتوانم از نزدیکی با آنها لذت ببرم. اگر این کار را انجام دهی مطیع تو شده و به سویت خواهم آمد و سخنانت را تأیید نموده،و مبلغ خواهم شد. البته با این کار، سنبت به تو بصیرت مییابم و از کمک به تو دریغ نخواهد داشت.
وقتی حلاج ای مطلب را شنید، دانست که اشتباه کرده و پاسخی نداد.
ابوسهل هم جریان را به طنز و شوخی نزد همه نقل میکرد. به طوری که کوچک و بزرگ از آن مطلع شدند. و همین باعث رسوایی او و نفرت مردم از او شد.(109)
ادامه مطلب
ادعای وکالت!
ابوحسن محمد بن یحی معاذی میگوید:
بعد از شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)، شخصی به نام محمد بن علی بن بلال ادعای وکالت حجه الحسن عسکری (علیه السلام) را نمود وبا این دعا اموالی را ضبط کرده و از تحویل آن به محمد بن عثمان خودداری نمود.
یکی از یاران ما به او پیوست اما بعد از مدتی بازگشت. وقتی علت را از او جویا شدیم، گفت:
روزی در مجلس ابوطاهر نشسته بودم. برادرش ابوطیب و ابن خزر و گروهی از یارانش نیز حضور داشتند. در آن حال، غلام ابوطاهر آمد و گفت: محمد بن عثمان آمده است.
آنها از شنیدن این خبر نگران و ناراحت شدند، با این حال ابوطاهر گفت: بگو بیاید.
وقتی محمد بن عثمان وارد شد، همه به پاخاستند و او را بر صدر مجلس نشاندند و ابوطاهر نیز در مقابلش نشست. صبر کرد تا همه ساکت شدند.
محمد بن عثمان گفت: ای ابوطاهر! تو را به خدا سوگند میدهم، بگو ببینم؛ آیا امام زمان (علیه السلام) به تو امر نکرد که اموالی که نزد توست به من تحویل دهی؟
ابوطاهر گفت: به خدا قسم! آری.
آنگاه محمد بن عثمان برخاست و رفت. چیزی نمانده بود که اطرافیان سکته کنند.
برادرش ابوطیب گفت: کی صاحب الزمان (علیه السلام) را دیدی؟
ابوطاهر گفت: روزی محمد بن عثمان نزد من آمد و مرا به یکی از خانههایش برد. من حضرت (علیه السلام) را دیدم که در محلی مرتفع در خانه نشستهاند، و مرا امر نمودند که اموال را به محمد بن عثمان بدهم.
ابوطیب گفت: از کجا فهمیدی که صاحب الزمان (علیه السلام) است؟
ابو طاهر گفت: مهابتی عظیم داشت و چنان ترسی مرا گرفت که یقین کردم امام است. به همین خاطر بود که من دیگر از محمد بن عثمان بریدم؟(108)
ادامه مطلب
ادعاهای دروغین نیابت
با آغاز دوران غیبت صغری، برخی به دروغ و با انگیزههای خیانت کارانه، مدّعی نیابت و بابیّت حضرت حجّت (عج) شدند. از این رو، شیعیانی که در سرزمینهای دور از بغداد (مرکز استقرار سفیر ناحیهی مقدسه) میزیستند، برای شناسایی سفیر راستین از سفیران دروغین، به امداد ناحیهی مقدسه نیازمند بودند.
از جمله کسانی که در دوران غیبت صغری، دعوی دروغین سفارت و بابیّت را سر دادند به این افراد میتوان اشاره کرد: اسحاق احمر،(251) باقطانی،(252) ابو محمّد شریعتی،(253) محمد بن نصیر نمیری،(254) احمد بن هلال کرخی عبرتائی،(255) محمد بن علی بن بلال،(256) ابوبکر بغدادی،(257) ابودلف مجنون،(258) حسین بن منصور حلاّج(259) و ابو جعفر شلمغانی.(260)
البته امام و سفیران راستین او نیز برای مقابله با این مدعیان دروغین، شیوههای مناسبی را در پیش میگرفتند. گاه مقایسهی وضعیت ظاهری مدعیان دروغین با سفیر راستین حضرت، سبب میشد مردم به ادعای دروغین آنان پی ببرند. برای نمونه، احمد دینوری هنگامی که وارد بغداد شد، با ادعای نیابت از سوی سه تن روبهرو گشت. یکی از آنان ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری و دو تن دیگر، اسحاق احمر و باقطانی بودند. او به منزل هر سه تن رفت. ابو جعفر عمری، فردی فروتن بود که منزلی کوچک و سلوکی همانند سلوک ائمه علیهم السّلام داشت؛ اما، دو تن دیگر دارای خدمت کاران فراوان و خانههای گران قیمت بودند. دینوری با دیدن و مقایسهی وضعیت این دو تن با وضعیت سفیر حضرت، در راستین بودن ادعای آن دو، دچار تردید شد و سرانجام با ارشادهای ناحیهی مقدسه، به راستین بودن سخن ابو جعفر عمری، یقین پیدا کرد.(261)
در مواردی نیز، سفیر ناحیهی مقدسه در محفل مدعی سفارت حاضر میشد و به شیوهای، از وی نسبت به دروغ بودن ادعایش اقرار میگرفت. برای نمونه، ابو طاهر محمد بن علی بن بلال یکی از کسانی بود که به دروغ، ادعای بابیّت کرد. روزی ابو جعفر عمری به محفلی که او و شماری از پیروانش در آن حاضر بودند، رفت و خطاب به او گفت: آیا صاحب الزمان به تو امر نکرد که اموال را به من تحویل دهی؟ و او در حالی که رنگ باخته بود، چارهای جز اقرار ندید! و همین مسأله، سبب بازگشتن برخی از پیروانش از پیروی او گردید.(262)
یکی دیگر از راه کارهای مقابلهی ناحیهی مقدّسه با ادعاهای دروغین نیابت و بابیّت در دوران غیبت صغری، اعلام لعن مدّعی دروغین به وسیلهی توقیعهایی بود که به واسطهی سفیران و نایبان راستین حضرت به دست شیعیان میرسید. گاه حضرت به دلیل جایگاه ویژهی فرد مدّعی، ناگزیر میشد دو یا سه بار اعلام لعن و افشای ماهیت مدّعی دروغین را تکرار کند؛ دراین باره، به احمد بن هلال کرخی عبرتائی میتوان اشاره کرد؛ زیرا وی سابقهی وکالت برای امام هادی علیه السّلام و امام عسکری علیه السّلام را داشت و فردی صوفی مسلک و به ظاهر دیندار بود، و 54 سفر حجّ انجام داده بود که بیست بار آن را با پای پیاده بوده است!(263)
ادامه مطلب
آخرالزمان و منجی گرایی در اینترنت
امروزه، با رواج شبکه جهانی اینترنت دسترسی سریع به موضوعات مختلف علمی، فرهنگی، خبری و... ممکن شده است، امّا شاید برخی از افراد در مورد اینکه آیا مسائل دینی، اعتقادی و معنوی نیز در اینترنت و در بین سیاست های مختلف آن جایگاهی دارند یا نه در شک و تردید باشند؛ با جست وجویی سریع در اینترنت می توان تردید و شک در این مسأله را از خود دور ساخت و به آماری شگفت انگیز دست یافت و آن اینکه اگر شما با موضوعاتی نظیر «پایان جهان» یا «آخرالزمان» و یا «بازگشت عیسی مسیح» و «منجی گرایی» در هر یک از موتورهای جستجو و یا دایرکتوری های اینترنت به جست وجو بپردازید حتی فرصت ورق زدن صفحات موجود که هر یک دارای ده ها مدخل (Entery) هستند نیز، نخواهید داشت چه برسد به ورود به هر مدخل و خواندن و مطالعه جزییات آن.
اطلاعاتی که در زیر سعی شده تا به صورت بسیار موجز و مختصر ذکر گردد، تنها بخشی از این اطلاعات گسترده است که با جست وجو در موتور جستجوی (google) به دست آمده است. نظر خوانندگان گرامی را به آن جلب می نماییم:
الف) آخرالزمان (پاین جهان) با /000/430/3 مدخل در google با عناوینی نظیر:
1-پایان جهان آنطور که می شناسیم:
(www.geocities.com/Athen
s/oracle/9941/)
2- جهان چگونه به آخر خواهد رسید.
3- آیا بعد از این پایان، جهان باز هم ادامه خواهد یافت؟
(www.jesus warrior.de/)
4- پایان جهان نزدیک است:
(www.aaaa.demon.nl/worldend 2.html)
5- خود را برای پایان جهان آماده سازید و...:
(www.post-gazette.com)
ب) بازگشت عیسی مسیح با 000/507 مدخل با عناوینی نظیر:
1- زمان بازگشت عیسی مسیح:
(members.aol.com/jcsaves 7/)
2- بازگشت عیسی مسیح و روز خدا
3- جلال و بزرگی عیسی مسیح و موضوعات عصر ایمان
4- بازگشت عیسی مسیح نزدیک است:
(www.serve.com/exjw/usersges/Peace.html)
5-منابع مذهبی و اطلاعاتی در خصوص ظهور عیسی مسیح
6- بازگشت جسمانی عیسی مسیح را تصور کنید
www.theshop.nent/gjess/mbpgretum.htm)
7- علائم ظهور عیسی مسیح
(users.panola.com)
8- بازگست عیسی مسیح، واقعیت ها، اهمیّت و نحوه آن:
www.jokomos.org/vings 302.html)
9-بازگشت مجدد آقا و نجات دهنده ما عیسی مسیح:
ejt/)آwww.ncinter.net/
10- عیسی مسیح عشق را از آسمان با خود می آورد:
(www.believers.org/)
حال در اینجا بد نیست تا پاره ای از مطالب عنوان شده در این سایت ها و منابع را مورد اشاره قرار دهیم تا با مطالب عنوان شده نیز آگاهی بیشتری حاصل گردد:
در مقاله ای که تحت عنوان «بازگشت عیسی مسیح نزدیک است؛ 2روز=2000 سال» چنین آمده است:
ما نمی توانیم زمان دقیق بازگشت عیسی مسیح را تعیین نماییم، اما پیشگویی های انجیل نشان می دهد که بازگشت او بسیار نزدیک است و پیشگویی هایی که در رابطه با انتظار و برای ظهور مسیح است خاطرنشان می سازند که وی بعد از 2000 سال بازخواهد گشت. انجیل می گوید: عیسی دوهزار سال پس از عروجش به آسمان دوباره باز خواهد گشت و هزار سال بر روی زمین پادشاهی خواهد کرد که در بخش مکاشفات انجیل به آن اشاره شده است. عیسی مسیح را با قلب های خود فراخوانید تا او آقا و سرور شما گردد و نجات دهنده شما و مطمئن باشد که این عمل پیش از آنکه خواست شما باشد خواست الهی است.
در مقاله دیگری تحت عنوان «زمان بازگشت عیسی مسیح» بحث مفصل و مستدلی در مورد زمان بازگشت وی مطرح شده است و چنین نتیجه گیری شده است که خود حضرت مسیح زمان بازگشت و ظهور خود را نمی داند و در انجیل آمده است که: عیسی به حواریون خود گفت من تنها آنچه را که خدا به من مأموریت داده است برای شما آشکار می سازم (انجیل یوحنا 8:17) و تنها آنچه را که از خدا شنیده ام برای شما آشکار سازم (یوحنا 15:15). من بسیاری چیزها را برای شما می گویم، اما آن کس که مرا به سوی شما فرستاده است حقیقت محض است و من به جهانیان سخنان او را می گویم (یوحنا 26:8).
من از خود هیچ ندارم، بلکه تنها آن چیز را که او به من امر بکند انجام می دهم؛ زیرا من به خواسته خود عمل نمی کنم بلکه به خواسته کسی که مرا به سوی شما فرستاده عمل می کنم.(یوحنا 5030).
عیسی می گوید: شما نمی توانید زمان موقع آمدن مرا بدانید؛ زیرا این فقط در ید قدرت خداوند است.
هیچ بشری از آن لحظه (زمان ظهور) آگاهی ندارد، حتی فرشتگان و تنها خداوند آگاه است. (انجیل متی 36:24).
مسیح می گوید: همیشه آماده باشید؛ زیرا که من زمانی می آیم که شما فکرش را نمی کنید. (لوقا 40:12).
در مقاله دیگری شیوه ظهور حضرت عیسی به این شکل شرح داده شده است که: عنقریب بعد از آن آزمایش سخت روزگاران خورشید تیره و تار می گردد و ماه نور خود را از دست خواهد داد و ستارگان افول خواهند کرد و قدرت های آسمانی نیز به لرزه در خواهند آمد و سپس آثار و علائم ظهور آن مرد آسمانی آشکار خواهد شد و سپس تمامی قبائل زمین نگران و غمگین می گردند و آنگاه عیسی از ابرهای آسمان با جلال و شکوه و قدرت فرو خواهد آمد. (متی 30-29:24).
در جای دیگری چنین آمده است که از آن آزمایش سخت، خورشید تیره خواهد شد، ماه نور افشان نخواهد کرد و سپس عیسی با شکوه و جلال و قدرت خواهد آمد و فرشتگاه تحت امر خود را به اطراف و اکناف عالم روانه خواهد کرد و منتخبان خود را از چهار گوشه جهان از بالاترین نقطه آسمان تا پایین ترین نقطه زمین جمع خواهد کرد. (مرقس 27-24:13).
در مقاله ای دیگر نشانه های آخرآلزمان به نقل از انجیل چنین معرفی گردیده است:
در آخرین روزها (منظور روزهای نزدیک به ظهور است) بشر خودخواه و خودپرست خواهد شد، نسبت به والدین خود ناسپاس و غیر مطیع می گردد، تقدس از بین خواهد رفت، افراد آشتی طلب و صلح جو نخواهند بود، وحشی و خونخوار می گردند و از خوبی ها متنفر می گردند، پیش از آنکه به خدا عشق بورزند، عاشق لذائذ دنیوی می گردند، مغرور، متکبر، فحاش و بددهن می شوند.
در مقاله ای دیگر هدف بازگشت حضرت عیسی چنین عنوان شده است:
در ادعیه ای که حضرت عیسی به طرفداران خود تعلیم داده آمده است که: برای ایجاد یک پادشاه الهی در زمین دعا کنید:
پادشاهی و حکومت الهی تحقق خواهد یافت و همانطور که در آسمان ها ایجاد شده در زمین نیز تحقق می یابد. (انجیل متَی 10:6).
و در این زمان گفته های داوود تحقق خواهد یافت، صالحان وارث زمین خواهند شد و برای همیشه در زمین سکنی خواهند گزید. (زبور داود 29:37). مسیح به زمین بازخواهد گشت و با برانداختن نظام های بشری، پادشاهی الهی را بر روی زمین حکمفرما خواهد ساخت. او جهان را از تبه کاری و شرارت خواهد زدود و با جلال و شکوه الهی، به عنوان راه حلی مقدس برای مشکلات فعلی پر خواهد کرد.
الهی، صالحانه و میانه رو زندگی کنید، در جهان کنونی به دنبال آن امید مقدس، ظهور شکوهمند حکومت الهی و
ادامه مطلب
