آزار امام زمان توسط شیعیان !!

بسیاری از بزرگان در توقیع و شرفیاب شدن خدمت امام زمان(عج) برخی نگرانی های آن حضرت را درمورد شیعیان درک کرده اند، که قسمت هایی از آنها را با هم مرور می کنیم..

 

اعمال ناپسند و بی توجهی به عرضه اعمال

در تشرّف مرحوم شیخ محمدطاهر نجفی، خادم مسجد کوفه، می فرمایند: «آیا ما شما را هر روز رعایت نمی کنیم؟ آیا اعمال شما بر ما عرضه نمی شود؟ چرا شیعیان برای فرج ما دعا نمی کنند؟»(1)

آقامیرزا محمدباقر اصفهانی می گوید که شبی در خواب گویا مولایم حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) را دیدم که به من فرمودند: «روی منبرها به مردم بگویید که توبه کنید و برای فرج حضرت حجت(عج) دعا نمائید و بدانید این دعا مثل نماز میت واجب کفایی نیست بلکه مانند نمازهای یومیه بر تمام مکلفین واجب است.»(2)

در تشرّف آقا شیخ حسیم سامرایی در سرداب مقدس فرمودند: «به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را قسم بدهند به حق عمه ام حضرت زینب (سلام الله علیها) که فرج را نزدیک گرداند.»(3)

در تشرّف مرحوم آیت الله حاج سید محمد- فرزند آیت الله سیدجمال الدین گلپایگانی(ره)- امام زمان(عج) فرمودند: "از علایم ظهور فقط علامات حتمی مانده است و چه بسا آنها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندد. شما برای فرج من دعا کنید."(4)

در تشرّف دیگری که یکی از علماء به محضر امام زمان(عج) پیدا کرده بود آن حضرت فرمودند: "به آنان بگو که برای فرج من دعا کنید تا خدا مرا از زندان غیبت نجات دهد."(5)

همکاری شیعیان با ظالمان و ستمگران

شیخ عبدالحسین حویزاوی می گوید مردی به نام میرزا احمد رئیس شهرداری نجف اشرف بود، او مرد متدین و خوبی بود که به اجبار او را شهردار کرده بودند. شبی در عالم رۆیا به محضر امام زمان(عج) مشرّف شدم و دیدم که رئیس شهرداری نجف نزد ایشان حاضر است. حضرت با تندی به او فرمودند: "چرا داخل شغل حکومتی شدی و اسم خود را در زمره آنها محسوب داشتی؟"

بعد مطلبی فرمودند که آن مرد متوجه نشد من خواستم گفته حضرت را به او بفهمانم. گفتم حضرت بقیه الله(عج) می فرمایند: وَ لا ترکَنُوا اِلی الّذین طَلَمُوا فَتَمّسکُمُ النّار؛ یعنی، به سوی ستمگران میل نکنید به آنان تکیه ننمایید که موجب می شود آتش شما را فرا گیرد." وقتی این جمله را گفتم، حضرت رو به من کرد و فرمود: "پس تو چرا مدح می کنی؟" عرض کردم: "تقیه می کنم." حضرت دست مبارک را به دهان گذاشتند و به عنوان انکار سخن من با تبسم فرمودند: "تقیه! تقیه! تقیه!- یعنی تو از روی خوف و تقیه مدح نمی کنی- هفت روز بیشتر از عمر تو باقی نیست فردا برو و مُهر حکومتی را رد کن."(6)

از توقیع شریفی که به وسیله ی نایب دوّم ابوجعفر محمد بن عثمان از امام عصر(عج) رسیده است، آن حضرت در مورد خمس که باید به فقیه جامع الشرایط پرداخت شود، می فرماید: "کسی که آنچه را از اموال ما در دست او است حلال می داند و بدون اجازه ما در آنها تصرف می کند، همانند تصرفی که در مال خود می کند، ملعون است و در روز قیامت از دشمنان ما محسوب می شود
تحصیل معارف از طریق غیر مشروع

امام زمان(عج) می فرماید: "طَلَبُ المَعارِف مِن غَیرِ طَریقَتِنا اَهلَ البَیتِ مُساوِقُ لِلاِنکارِنا؛ یعنی، بدست آوردن معارف جز از طریق ما خاندان پیغمبر(ص) مساوی با انکار ماست."(7)

 
گناه شیعیان

امام زمان(عج) می فرمایند: "نادان ها و کم خردان شیعه و کسانی که به اندازه پر و بال پشه دین ندارند- با رفتار و گفتار ناشایست خود- ما را آزار می دهند."(8) امام زمان(عج) می فرمایند: "به خدا پناه می برم از کوری بعد از بینایی و از گمراهی بعد از هدایت."(9)


پرهیز از تصرف اموال معصوم (علیه السلام)

از توقیع شریفی که به وسیله ی نایب دوّم ابوجعفر محمد بن عثمان از امام عصر(عج) رسیده است، آن حضرت در مورد خمس که باید به فقیه جامع الشرایط پرداخت شود، می فرماید: "کسی که آنچه را از اموال ما در دست او است حلال می داند و بدون اجازه ما در آنها تصرف می کند، همانند تصرفی که در مال خود می کند، ملعون است و در روز قیامت از دشمنان ما محسوب می شود."(10)

امام زمان(عج) در توقیع شریفی می فرمایند: "هرکس در اموال مربوط به ما تصرف کند و بخورد، بدرستی که آتش را در شکم خود وارد کرده است و به زودی در آتش افروخته وارد خواهد شد."(11)

ایشان می فرماید:"وقتی برای هیچ کس جایز نباشد که در مال دیگران بدون اجازه آنان تصرف کند چگونه این کار در مال ما جایز می شود؟"(12)

در توقیع دیگر می فرماید: "لعنت خداوند و ملائکه و تمامی مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را حلال بداند و در آن تصرف کند."(13)

---------------------

پی نوشت ها:

1-  برکات حضرت ولی عصر(عج)، ص 35.
2-  ملاقات با امام عصر(عج)، ص 87.
3-  ملاقات با حضرت مهدی(عج)، ج 1، ص 251.
4-  شیفتگان حضرت مهدی(عج)، ج 1، ص 184.
5-  کرامات الصالحین، ص 174.
6-  برکات حضرت ولی عصر(عج)، ص 361.
7- صحیفه المهدی، ص 334.
8- احتجاج، ج 2، ص 474.
9- الخرائج، ج 3، ص 1110.
10- کمال الدین، ص 520.
11- کمال الدین، ص 520.
12- کمال الدین، ص 521.
13- نجم الثاقب، ص 411.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:04 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

از یار آشنا سخن آشنا خوش است

چندی پیش روزنامه اطلاعات اقدام به درج متن مصاحبه روزنامه اطلاعات بین المللی با حجة الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری در خصوص زندگی شخصی، اشتغالات معمول ومسؤولیت های روزانه امام خامنه ای  "دام ظله" نمود .

دراین گفت وگو، از ساده زیستی، نظم و انضباط، پرکاری و حشر و نشر با مردم، گره گشایی، پرهیز از اسراف، انس با هنر و ادبیات، مطالعه مستمر، ورزش و کوهنوردی و بسیاری نکات دیگر با ذکر شواهدی چند، سخن به میان آمده است ...

به منظور آشنایی هرچه بیش تر مردم انقلابی و قدرشناس ایران اسلامی با شیوه زندگی رهبرمعظم انقلاب، گزیده هایی از این مصاحبه را به آشناد یداران عزیز تقدیم می داریم:



ایشان [مقام معظم رهبری] در کمال سلامتی هستند و جالب این است که بدانید ایشان در هفته بیش از یک بار به کوهنوردی می روند و این برنامه کوهنوردی هم ساعت ها طول می کشد و شاید بسیاری از جوانان ما هم نتوانند ایشان را همراهی کنند .

ایشان در مورد ورزش، حرف قشنگی دارند و بد نیست بدانید که یکی از بزرگ ترین مشوقین وزرش درکشور هستند . ایشان در مورد ورزش می گویند: «وزش بر جوانان لازم است و بر پیروان واجب » .

گاهی هم اتفاق می افتد که نماز صبح را بالا، روی کوه می خوانند . گاهی از اوقات تا توچال می روند .

طبیعتا در مسیر حرکت ایشان [هنگامی که به کوه می روند] چه هنگام رفتن و چه موقع برگشتن، افراد دیگری هم هستندکه وقتی ایشان را می بینند، نزدیک می شوند سلام و عرض ادب می کنند و «آقا» هم با محبت با آن ها برخورد می کنند .

ایشان از برنامه هایی که دارند وتقریبا می شود گفت که هیچ گاه ترک نمی شود این است که حداقل یک ساعت مانده به اذان صبح بیدار می شوند و تا اذان صبح، بته تهجد و شب زنده داری مشغولند . سپس نماز صبح را می خوانند و پس ازنماز صبح، اگر برنامه کوه داشته باشند، تشریف می برند و گرنه قدری استراحت می کنند و طبق معمول 8 صبح کارشان را شروع می کنند . کارهای شان هم چندنوع است: یک نوع، دیدارهای رسمی است با مقامات کشوری و لشگری که تقاضای ملاقات داده اند و ساعت خاصی برایشان مشخص شده است . آقایان می آیند، دیدار می کنند، گزارش کارشان را می دهند و ایشان هم رهنمودهای لازم را ارائه می کنند . این برنامه ها معمولا تا ظهر طول می کشد . و بعد نوبت ظهر می رسد . یکی از توفیقاتی که ایشان دارند، این است که نمازهایشان همه به جماعت خوانده می شود، حتی نماز صبح، نماز صبح در درون خانه به جماعت خوانده می شود . نماز ظهر هم با شرکت تعدادی از ملاقات کنندگان و نیز افرادی که دردفتر هستند برگزار می شود . گاهی وقت ها هم بعضی از افراد، از شخصیت ها و علمایی که از علاقه مندان ایشان هستند و دوست دارند نماز را با ایشان بخوانند ظهر یا شب برای حضور درجماعت به آنجا می آیند .

نماز ظهر که خوانده شد، برای نهار و استراحت تشریف می برند و باز ساعت 4 کارشان شروع می شود .(گاهی وقت ها هم ملاقات هایی دارند) . و این برنامه کارشان ادامه دارد تا مغرب . باز نماز مغرب را به جماعت می خوانند و شب را تا هنگام ستراحت به مطالعه یا دیدن اخبار یا در کنار خانواده طی می کنند .

ایشان هم کتب تخصصی فقهی را مطالعه می کنند و جلساتی با علمای بزرگ دارند . به صورت هر هفته یک روز، که شخصیت های بارز و مجتهدی در آنجا جمع می شوند و مباحثی را که مورد نظر هست، بحث و صحبت می کنند و جلسه بسیار مفیدی هم هست . وهم در سایر زمینه ها اهل مطالعه هستند .

در واقع شخصیت والای رهبری ایشان، سایر امتیازاتشان را پوشانده است . ایشان یک ادیب هستند ویک شاعر هم هستند . اشعارشان بسیار پرمحتوا و دقیق و عمیق است و در طول سال چندین بار اتفاق می افتد که جلساتی با شعرا دارند .(البته نه به طور منظم) و معمولا وقتی معروف ترین شاعر هم آن جاست و شعری را خدمت ایشان می خواند، وقتی ایشان نظرشان را می گویند، همه از جنبه هنری و تخصصی می پذیرند ودر واقع دقایق ونکات بسیار ظریفی از سوی ایشان مطرح می شود . و خودشان در این زمینه صاحب نظرند .(حتما شما سخنرانی ایشان را به مناسبت بزرگداشت حافظ شنیده اید . هیچ کس تا کنون این چنین عالمانه راجع به حافظ صحبت نکرده بود . .). ایشان قبل از این که یک سیاستمدار باشند، یک ادیب برجسته هستند و با ادبیات فارسی انس دارند و مانوس هستند . بنابراین طبعا به کشورشان هم که ادب خیر و ادب پرور است، علاقه مندند .

یکی از برنامه های ثابت ایشان، دیدار با خانواده شهداست . و این دیدارها به صورتی برنامه ریزی می شود که خانواده خاصی از قبل اطلاع ندارد چه کسی به منزل آن ها می آید . یعنی تا لحظه ای که وارد خانه شهید می شوند، خانواده محترم شهید نمی داند که چه کسی قرار است به دیدارشان بیاید . فقط قبل از رفتن ایشان تماس گرفته می شود که مطمئن شویم اهل خانه درمنزل بمانید . من گاهی وقت ها خدمتشان بوده ام . معمولا شبی هم که برای دیدار از خانواده های شهدا تشریف می برند، چهار یا پنج خانواده را سرکشی می کنند .

جالب این است که معمولا از افرادی که در پایین شهر اقامت دارند، انتخاب می شوند، آن هایی که در کوچه های باریک و نقاطدورافتاده شهر زندگی می کنند . کم تر دیده ام که به شمال شهر رفته باشند . به سراغ خانواده هایی می روند که بسیاری از آن ها، دو، سه یا چهار شهید داده اند . و این مجلس دیدار با خانواده های شهدا هم واقعا دیدنی است . حداقل نیم ساعت در هر منزلی می نشینند . اولا دستور می دهند عکس شهید را بیاورند، به عکس نگاه می کنند و از بازماندگان سؤالاتی در مورد مکان ونحوه شهادت او می پرسند . پدر شهید ومادر شهید هر یک جداگانه مورد مهر و محبت قرار می گیرند . اگر آن شهید، فرزند کوچکی دارد او را روی زانویشان می نشانند دست نوازش به سر و صورتش می کشند و تمام مدتی که آنجا هستند، جز محبت «شهید» سخن دیگری نیست . گاهی از اوقات، پدرها و مادرها با دیدن ایشان، زبانشان از شوق بند می آید و باورشان نمی شود که رهبر انقلاب به خانه آنها آمده باشد . بسیار شنیده ام که بعد از آمدن ایشان، پدر یا مادر شهید گفته اندکه دیشب خواب دیدیم یکی از اولیاء خدا به منزل ما آمده بودند . این برنامه گرم و صمیمی هم از برنامه هایی است که هرگز ترک نمی شود .

سطح زندگی خصوصی ایشان از سطح زندگی یک شهروند معمولی، پایین تر است . هم خودشان به این نکته عنایت دارند و هم دائما به مسؤولین سفارش می کنند که مواظب باشند درزندگیتان اسراف نکنید . تبذیر نکنید و . . . به عنوان مثال بگویم که یکی از برنامه هایی که ایشان در مناسبت های خاص دارند، خواندن خطبه عقد است . معمولا ده تا دوازده زوج جوان و عروس و داماد جمع می شوند (مثلا در روز عید مبعث) که نوعا از خانواده های شهید واز افراد متدین و مؤمن هستند . ایشان هنگام خواندن خطبه عقد، اولا مهریه را بیش از چهارده سکه طلا نمی پذیرند . نه اینکه جایز ندانند، اما معتقدند مردم را باید عملا به سادگی دعوت نمود واگر بخواهند بیش از آن مهریه تعیین کنند، توصیه می کنند عقدشان را جای دیگری ببندند .

جالب است بدانید که ایشان نه حقوق از جایی دریافت می کنند و نه از وجوهاتی که از اطراف و اکناف خدمت ایشان می آید، برای زندگی شخصی شان استفاده می کنند . زندگی ایشان از طریق «هدایایی » است که علاقه مندان و ارادتمندان ایشان تقدیم می کنند، وحتی نذورات; یعنی بعضی ها هستند که می آیند خدمت «آقا» و می گویند: «آقا ما فلان حاجت را داشتیم و نذر کردیم که اگر این حاجت روا شود، فلان مقدار پول یا هدیه ای به شما تقدیم کنیم ونذر ما روا شده است و حاجتمان را گرفته ایم » و این نذر یا هدیه را قبول می کنند .

[فرزندان ایشان] همه در رشته علوم طلبگی وحوزوی اشتغال دارند و درس علوم دینی می خوانند [. مسؤولیت سیاسی ندارند] از همان روزی که حکم رئیس جمهور تنفیذ شد و ایشان [آقای خاتمی] رسما کارشان را شروع کردند تااین زمان، آقای رئیس جمهور جلسات منظم و مرتب با مقام معظم رهبری دارند . و صمیمیت و صفایی که بین این دو هست و ادب و احترامی که جناب آقای خاتمی برای رهبر قایل هستند، مثال زدنی است و یکدلی و صمیمیت و اتحاد و یکپارچگی کامل وجود دارد . چه رهبر با رئیس جمهور و چه رهبری با سایر رؤسای قوا; یک تشکل منسجم در بالاترین مقامات وجوددارد .

حضور رهبری به عنوان فرماندهی کل قوا در نیروهای مسلح کاملا قوی است وایشان شخصا خودشان فرماندهی می کنند و شخصا خط می دهند، وقت می گذارند، بازدید می کنند، پرسنل پادگان ها و پایگاه ها به مناسبت های مختلف دیدار دارند و شخصا متکفل فرماندهی هستند و در این زمینه هیچ خلایی هم وجود ندارد .

اساسا ایشان همه ایرانیان را فرزندان خودشان می دانند . . . یکی از ابتکاراتی که نشان دهنده علاقه مقام معظم رهبری نسبت به ایرانیان مقیم خارج از کشور است، همین فرمان جدیدشان در رابطه با «مشمولین ایرانی خارج از کشور» است .

ایشان از همه مسایل و جریانات خبر می شوند و به اقتضای مسؤولیتشان شاید اولین شخصی باشند که از مسایل و جریاناتی که اتفاق می افتد مطلع می شوند . به روزنامه ها و مطبوعات هم علاقه دارند و آن ها را با دقت ملاحظه می کنند . گزیده جراید و مطبوعات برای ایشان آماده می شود و به صورت بولتن روزانه خدمت ایشان تقدیم می شود ولی ایشان خودشان به این اکتفا نمی کنند . تمام روزنامه های صبح و عصر، به موقع روی میزشان قرار می گیرد و ایشان با علاقه آن ها را می خوانند، به خصوص سرمقاله ها را می خوانند . و این موضوع اختصاص به روزنامه ها هم ندارد، مجلات را هم می بینند . ماهنامه ها و فصلنامه ها، همه این ها خدمت ایشان تقدیم می شود . خیلی پرکار هستند و گاهی وقت ها به من می گویند: «من در 24 ساعت وقت کم می آورم »



غزلی از حضرت آیة الله خامنه ای به نقل از روزنامه اطلاعات شماره 21524- 9/10/77

سر خوش ز سبوی غم پنهان خویشم

چون زلف تو سرگم پریشانی خویشم

در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش

چون آینه، خو کرده حیرانی خویشم

لب باز نکردم به خروشی و فغانی

من محرم راز دل طوفانی خویشم

از شوق شکر خند لبش جان نسپردم

شرمنده جانان، زگرانجانی خویشم

بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر

افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی

عمری است پشیمان ز پشیمانی خویشم

هرچند «ایمن » ! بسته دنیایی ام اما

دلبسته یاران خراسانی خویشم



برگرفته از سايت حوزه


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:03 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

از قنوت عارفان

اَللّهُم اِنّا نَشکُو اِلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا و غَیبَةَ اِمامِنا وَ قِلَّةَ عَدَدِنا وکَثرَةَ اَعدائِنا وَ تَظاهُرَ الاَعداءِ عَلَینا و وُقُوعَ الفِتَنِ بِنا، فَفَرِّج ذلِکَ اللّهُمَّ بِعَدلٍ تُظهِرُهُ وَ اِمامِ حَقٍّ نَعرِفُهُ، اِلهَ الحَقِّ. آمینَ رَبَّ العالَمینَ.1

خدای فریادرس من!

به شکایت نزد تو آمدم امّا

نمی دانم از کدامین درد بایدم نالیدن،

از فراق محبوب تو مصطفی(ص)

یا غیبت آشکارترین حجّتت بر گستره هستی،

از کمی دوستان یکرنگ و یکدل

یا بسیاری دشمنان هرزه،

از هجوم ناپاک مردمان

یا برآمدن طوفان های بلا،

نمی دانم کدامین رنج، دست نوازش تو را بر سرم می کشاند

لیک کویر تفتیده جانم

باران عدل تو را انتظار می کشد،

تا کام خشکیده اش سیراب گردد

و دل آزرده ام ظهور عزیزی را می طلبد

تا عمیق زخم هایش التیام یابد.

به لطف و رحمتت دل بسته ام
پی نوشتها :

1 .دعای قنوت امیرالمؤمنین(ع) مستدرک الوسایل، ج1، ص319.
 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:02 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

از کجا که مهدی موعود ظهور نکرده باشد

مطابق مباحثی که قبلا به آن اشاره شد ما به مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری علیه السلام با خصوصیات ظاهری و باطنی اعتقاد داریم و لذا هیچ گاه در تطبیق آن اشتباه نخواهیم کرد خصوصا آنکه معجزه نیز موید و مثبت وجود او است. و امامان از اهل بیت علیه السلام نیز هر کدام خصوصیات او را ذکر نموده‏اند.
البته ما منکر سوء استفاده از مفهوم عالی مهدویت نیستیم چنان که از مقام منیع ربوبیت و مقام نبوت نیز سوء استفاده‏هایی شده است. وظیفه ما است که امام زمان علیه السلام را با تمام اوصاف مشخص شده از طرف پیامبر و امامان علیهم السلام بشناسیم تا فریب مدعیان دروغین مهدویت را نخوریم.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:02 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

از دیدگاه اسلام، آینده درخشان چه مشخصاتی دارد

از نظر اسلام آینده درخشان ویژگی‏هایی دارد که به آنها اشاره می‏کنیم:
1- خوش‏بینی به آینده بشریت.
2- گسترش عدالت.
3- رابطه انسان با انسان.
4- برقراری مساوات کامل میان انسانها در زمینه قانون.
5- بهره برداری از مواهب طبیعی و تقسیم بیت المال و... .
6- بلوغ بشریت به خردمندی کامل.
7- عمران و آبادی در سطح عالم.
8- برطرف شدن جنگ و خونریزی در سایه حکومت جهانی.
9- آیین و روش جدید.
10- گسترش توحید در کل جامعه.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:01 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

از چه زمانی خطوط کلی برای روز موعود جهانی ترسیم شده است

ترسیم خطوط کلی برای روز موعود به شروع خلقت باز می‏گردد؛ زیرا این روز هدف و غرض اساسی برای خلقت است. برای توضیح این مطلب به نکاتی چند اشاره می‏کنیم:
1- برای برپایی حکومت عدل جهانی دو شرط اساسی وجود دارد: یکی شناخت کامل عدل به معنای وسیعش و دیگری آمادگی برای فداکاری در راه پیاده کردن عدالت در سطح جهان، بعد از علم و شناخت عدل. بشر این دو شرط اساسی را از ابتدای خلقت نداشته است، بلکه انبیا متکفل این دو امر مهم شده و در صدد تربیت بشر برای رسیدن به آن دو بوده‏اند. گر چه انبیا در شرط اول به موفقیت رسیده و عدل را به معنای وسیع و همه جانبه‏اش برای مردم تبیین نموده‏اند ولی در طول تاریخ خود نتوانستند شرط دوم را به طور کامل محقق سازند، و این نه به جهت قصور در انجام وظیفه آنان بوده، بلکه به خاطر قصور یا تقصیر از جانب مردم بوده است.
2- انبیا در طول تاریخ بعثت خود مردم را به هدف و غرض اساسی از خلقت بشر که همان رسیدن به حکومت عدل توحیدی است گوشزد می‏کرده‏اند. خداوند متعال می‏فرماید: و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الارض یرثها عبادی الصالحون(85)؛ در زبور بعد از ذکر [تورات ]نوشتیم بندگان شایسته‏ام وراث [حکومت‏] زمین خواهند شد.
و نیز می‏فرماید: و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین(86)؛ ما می‏خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.
و نیز می‏فرماید: هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون(87)؛ او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.
3- برای هیچ یک از انبیا شرایط اساسی و عمومی برای هدایت کل بشر و تشکیل حکومت عدل توحیدی در سطح جهان فراهم نشد، زیرا دو شرط اساسی برای تشکیل چنین حکومتی فراهم نگشت:
الف) انبیا گرچه مفهوم عدل کامل و به معنای وسیع آن را برای مردم تفهیم نموده‏اند ولی بشر به آن درجه از فهم و شعور نرسیده است تا به حقیقت آن در سطح گسترده‏اش پی برده باشد. لذا هدف انبیای سابق بر حضرت موسی علیه السلام، ترسیخ و تثبیت عقده مردم بوده، و تکالیف شرعی فرعی زیادی نداشته‏اند، تا اینکه از زمان حضرت موسی علیه السلام تا عصر بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله خصوصا در شریعت اسلام شرایع به صورت تفصیل تبیین شده است.
ب) تاکنون هیچ امتی به حدی نرسیده است که بتواند در راه پیاده شدن حکومت عدل توحیدی جهانی فداکاری تام و تمام داشته باشند. حضرت نوح علیه السلام 950 سال قوم خود را به حق و حقیقت دعوت کرد ولی به جز اندکی به او ایمان نیاوردند. قوم حضرت ابراهیم علیه السلام به جای پذیرش دعوتش او را در آتش انداختند. قوم حضرت موسی علیه السلام درخواست او را برای مقابله با حاکمان ظالم فلسطین رد کرده و گفتند: فاذهب أنت و ربک فقاتلا انا ههنا قاعدون(88)؛ تو و خدایت بروید و با آنان بجنگید ما اینجا نشسته‏ایم.
حواریون حضرت عیسی علیه السلام در قدرت خداوند شک نمودند و به عیسی خطاب کرده گفتند: یا عیسی ابن مریم هل یستطیع ربک ان ینزل علینا مائدة من السماء(89)؛ ای عیسی بن مریم! آیا پروردگارت قدرت دارد که برای ا سفره‏ای غذا از آسمان نازل کند.
نتیجه: گرچه خطوطی کلی و اساسی روز موعود از ابتدای خلقت ترسیم شده است ولی هنوز شرایط تحقق و پیاده شدن آن فراهم نگشته است.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:01 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

از آیه امام چگونه وجود امام زمان علیه السلام استفاده می‏شود

خداوند متعال در سوره اسراء می‏فرماید: یوم ندعوا کل اناس بأمامهم فمن اوتی کتابه بیمینه فاولئک یقرؤون کتابهم و لا یظلمون فتیلا(612)؛ روزی که هر گروهی را به توسط امامشان می‏خوانیم کسانی که نامه عملشان به دست راستشان داده شود آن را با شادی و سرور می‏خوانند و به قدر رشته شکاف هسته خرمایی به آنان ستم نمی‏شود.
مفاد آیه این است که از هر کس در روز قیامت، از امام به حق سؤال می‏شود، اگر معترف و معتقد به آن بوده رستگار خواهد شد و نامه عملش را به دست راست او می‏دهند. لذا باید در هر زمانی امامی واجب الاطاعة وجود داشته باشد. امامی که بدون معرفت و متابعت از او فلاح و رستگاری هرگز در قیامت برای انسان نخواهد بود و لذا در روایات می‏خوانیم که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: من مات لا یعرف امامه مات میتة جاهلیة(613)؛ هر کس بمیرد در حالی که امامش را نشناخته به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.
از آنجا که وظیفه هر شخصی متابعت از حق و حقیقت است پس باید در هر زمانی امام به حق و حقیقت موجود باشد تا مردم با اراده و اختیار او را به عنوان رهبر خود برگزینند و با پیروی از او از جمله اصحاب یمین گردند.
از آنجا که لوح محفوظ یکی است و اختصاص به طایفه‏ای دون طایفه‏ای دیگر ندارد لذا نمی‏توان لفظ امامهم در آیه را حمل بر لوح محفوظ نمود.
و نیز ممکن نیست که مقصود به کلمه امام در آیه، کتاب هر قوم باشد زیرا آیه شامل همه انسان‏ها از اول خلقت تا آخر خلقت است در حالی که اولین کتاب مشتمل بر شریعت، کتاب نوح است و قبل از او کتابی این چنین بر مردم نازل نشده است.
سیوطی به سندش از رسول خدا صلی الله علیه و آله در ذیل آیه فوق نقل کرده که فرمود: یدعی کل قوم بامام زمانهم و کتاب ربهم و سنة نبیهم(614)؛ هر قومی به امام زمانش و کتاب پروردگارش و سنت پیامبرش محشور خواهد شد.
و نیز از ابن عباس نقل کرده که مقصود به امام در آیه شریفه فوق امام هدایت و امام ضلالت است.(615)
کلینی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: لما نزلت هذه الآیة: یوم ندعو کل اناس بامامهم قال المسلمون یا رسول الله! ألست امام الناس کلهم اجمعین؟ قال: فقال رسول الله صلی الله علیه و آله: أنا رسول الله الی الناس اجمعین ولکن سیکون من بعدی ائمة علی الناس من الله من اهل بیتی یقومون فی الناس فیکذبون(616)؛ زمانی که آیه (یوم ندعو کل اناس بامامهم) نازل شد مسلمانان عرض کردند: ای رسول خدا آیا شما امام همه مردم نیستی. حضرت فرمود: من فرستاده خدا به سوی همه مردمم ولی زود است که بعد از من امامانی از اهل بیتم بیایند، آنان در بین مردم قیام خواهند نمود ولی تکذیب می‏شوند...
بشر بن غالب از امام صادق علیه السلام درباره آیه یوم ندعو... سؤال کرد، حضرت فرمود: امام دعا الی هدی فاجابوه، و امام دعا الی ضلالة فاجابوا الیها، هولاء فی الجنة و هولاء فی النار و هو قوله عزوجل: فریق فی الجنة و فریق فی السعیر (617)؛ امامی است که مردم را به هدایت دعوت کرده و مردم نیز او را اجابت نموده‏اند. و امامی است که مردم را به ضلالت دعوت کرده و او را اجابت نموده‏اند. آنان در بهشت و اینان در دوزخند. و این است قول خداوند عزوجل (فریق فی الجنة و فریق فی السعیر).


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 4:00 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

از آیات سوره قدر چگونه وجود امام زمان علیه السلام استفاده می‏شود

از سوره قدر به خوبی استفاده می‏شود که ملائکه شب قدر در هر سال به جهت هر کاری بر زمین فرود می‏آیند.
انا انزلناه فی لیلة القدر و ما ادریک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر سلام هی حتی مطلع الفجر(606)؛ ما آن [قرآن‏] را در شب قدر نازل کردیم. و تو چه میدانی شب قدر چیست؟! شب قدر بهتر از هزار ماه است. فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای [تقدیر] هر کاری نازل می‏شوند. شبی است سرشار از سلامت [و برکت و رحمت ]تا طلوع سپیده.
در سوره دخان نیز به این موضوع اشاره شده است. آنجا که می‏فرماید: حم و الکتاب المبین انا انزلناه فی لیلة مبارکة انا کنا منذرین فیها یفرق کل امر حکیم(607)؛ حم. سوگند به این کتاب روشنگر. که ما آن را در شبی پر برکت نازل کردیم. ما همواره انذار کننده بوده‏ایم. در آن شب هر امری بر اساس حکمت [الهی‏] تدبیر و جدا می‏گردد.
ماه رمضان تا روز قیامت تکرار می‏شود و در نتیجه لیلةالقدر نیز تا روز قیامت استمرار دارد پس نزول ملائکه و روح نیز در هر شب قدر تکرار می‏شود. سوال این است: ملائکه و روح که در هر سال شب قدر بر زمین فرود می‏آیند بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله بر چه کسی وارد می‏شوند؟ با تامل و دقت پی می‏بریم که در هر زمان باید امامی کامل و معصوم وجود داشته باشد تا محل نزول ملائکه و روح گردد. امام باقر علیه السلام فرمود: یا معشر الشیعة! خاصموا بسورة
((
نا
ان‏
زلناه تفلجوا، فوالله أنها لحجة الله تبارک و تعالی علی الخلق بعد رسول الله صلی الله علیه و آله و أنها لسیدةدینکم و أنها لغایة علمنا. یا معشر الشیعة! خاصموا بحم والکتاب المبین فأِنها لولاة الامر خاصة بعد الرسول الله صلی الله علیه و آله(608)؛ ای جماعت شیعه با خصم خود به سوره انا انزلناه محاجه کنید که پیروز خواهید شد، پس سوگند به خدا که این سوره از برای حجت خداوند تبارک و تعالی بعد از رسول است این سوره همانا مدرک دین شما و نهایت علم ما است. ای جماعت شیعه با آیه حم. و الکتاب المبین... بحث کنید؛ زیرا این آیات اختصاص به والیان امر بعد رسول خدا دارد....
و نیز فرمود: و ایم الله! ان من صدق بلیلة القدر، لیعلم أنها لنا خاصة...(609)؛ به خدا سوگند همانا هر کس تصدیق کند لیلة القدر را علم پیدا می‏کند که از برای ما است....
امام امیر المومنین علیه السلام به ابن عباس فرمود: ان لیلة القدر فی کل سنة و انه ینزل فی تلک الیلة امر السنة و ان لذلک الامر ولاة بعد رسول الله صلی الله علیه و آله فقلت: من هم؟ فقال: انا و أحد عشر من صلبی ائمة محدثون...(610)؛ همانا در هر سال لیلة القدر است، در آنشب امر یک سال نازل می‏شود. برای آن والیانی است بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله. ابن عباس می‏گوید عرض کردم: آنان چه کسانی هستند. حضرت فرمود: من و یازده نفر از صلب من که همگی امام و محدثند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود: آمنوا بلیلة القدر، أنها تکون لعلی بن ابی طالب و لولده الاحد عشر من بعده(611)؛ به لیلة القدر ایمان آوردید؛ زیرا برای علی بن ابی طالب و یازده فرزند بعد از اوست.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 3:59 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

از آنجا که کتاب مونس الحزین کتاب معروفی از صدوق نیست لذا چگونه می‏توان قضیه را ثابت نمود

ما نیز انتساب این کتاب را به شیخ صدوق رحمة الله علیه بعید می‏دانیم، ولی این دلیل نمی‏شود که کتاب مونس الحزین وجود خارجی نداشته باشد بلکه برای شخص دیگر است.
ابن شهر آشوب در المناقب این کتاب را به فتال نیشابوری نسبت می‏دهد و می‏گوید: فتال نیشابوری در کتاب مونس الحزین به سندش از عیسی بن حسن از صادق علیه السلام...، آن گاه با این سند معجزه‏ای از معجزات امام حسن مجتبی علیه السلام را نقل می‏کند.(982)
علامه مجلسی نیز این معجزه را از کتاب المناقب نقل کرده و در انتساب این کتاب به فتال نیشابوری اعتراضی نکرده است.(983)
قبل از مرحوم مجلسی، سید محمد بن ابی طالب حسینی در کتاب تسلیة المجالس از کتاب مونس الحزین فتال نیشابوری حدیث نقل کرده و در انتساب کتاب به او هیچ گونه تردیدی نکرده است.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 3:59 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آرزوی غلام به واقعیّت پیوست‏

روزی امام حسین علیه السّلام در جمع عدّه‏ای از اصحابش حضور یافت و آن‏ها را مورد خطاب قرار داد و فرمود:
از نظر من صحّت قول رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله ثابت است که فرمود: بهترین اعمال و کارها بعد از نماز صبح، دلی را شاد گرداندن است، به وسیله آنچه که سبب گناه نشود.
و سپس افزود: روزی غلامی را دیدم که با سگی هم غذا بود، وقتی سبب آن را از او پرسیدم، در پاسخ گفت: ای پسر رسول خدا! من غمناک و ناراحت هستم، می‏خواهم با خوشحال کردن این سگ، خودم را شادمان و مسرور گردانم.
سپس در ادامه اظهار داشت: من دارای اربابی یهودی هستم که آرزو دارم، شاید بتوانم از او جدا شده و آسوده گردم.
امام حسین علیه السّلام می‏فرماید: من با شنیدن سخنان غلام، نزد ارباب او آمدم و تصمیم گرفتم تا مبلغ دویست دینار به عنوان قیمت غلام تحویل أربابش دهم و او را خریداری نمایم.
پس چون یهودی از تصمیم من آگاه شد، اظهار داشت: ای پسر رسول خدا! آن غلام فدای قدمت باد، او را به تو بخشیدم و این باغ را هم به او بخشیدم؛ و سپس پول‏ها را هم نیز برگرداند.
امام حسین علیه السّلام فرماید: من پول‏ها را به او پس دادم؛ و اظهار داشتم: من هم این پول را به تو می‏بخشم.
یهودی گفت: پول‏ها را پذیرفتم و به غلام بخشیدم.
امام علیه السّلام افزود: من غلام را آزاد کردم و باغ را هم به او بخشیدم؛ و آن دویست دینار را هم دریافت کرد.
پس همسر یهودی که شاهد این جریان بود مسلمان شد و مهریه خود را به شوهرش بخشید.
و در پایان یهودی چون چنین برخوردی را دید، گفت: من نیز مسلمان شدم و این خانه مسکونی را به همسرم بخشیدم.**بحارالأنوار: ج 44، ص 189.***


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 3:58 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]