احادیث دوازده خلیفه، با حدیث الخلافة بعدی ثلاثون عاما چگونه قابل جمع است

احمد بن حنبل در مسند خود از سفینه روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خلافت سی سال خواهد بود آن گاه بعد از سلطنت و پادشاهی است.(682)
برخی از علمای اهل سنت این حدیث را مغایر با احادیث حادیث دوازده خلیفه دانسته‏اند، زیرا خلافت دوازده خلیفه در مدت سی سال نبوده است.
پاسخ :
1- بین این دو روایت فرق است؛ زیرا اوصافی که برای دوازده خلیفه ذکر شده امثال: دوازده امام به حق، قیام دین به وجود آنها و دیگر تعبیرها، دلالت بر آمدن دوازده امام معصوم دارد، ولی در حدیث سفینه، اشاره به آمدن تعدادی خلیفه تا سی سال بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله دارد، گر چه در بین آنها شخص معصوم وجود نداشته باشد. و لذا مقصود به خلافت، معنای مجازی آن است، گر چه امیر المومنین و امام حسن علیه السلام امام معصوم و به حق از آن دوازده نفرند.
2- حدیث سفینه غیر معتبر و غیر مشهور است، همان گونه که ابن تیمیه آن را در منهاج السنة تضعیف کرده است.(683) راوی حدیث از سفینه، سعید بن جمهان است که در علم رجال تضعیف شده است.(684)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 3:45 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

احادیث دوازده خلیفه در چه مکانی ایراد شده است

در رابطه با مکان ایراد این احادیث، روایات اختلاف دارند: برخی نقل آن را در حجة الوداع روز عرفه در عرفات می‏دانند.(675) و برخی دیگر ایراد آن را در سرزمین منی معرفی کرده‏اند.(676) در برخی روایات نیز اشاره شده که در مسجد بوده است. و تعدادی از روایات نیز از ذکر مکان آن ساکتند. آیا پیامبر صلی الله علیه و آله در یک مکان این حدیث را بیان کرده است و یا در چند مکان؟
احتمال قوی آن است که پیامبر صلی الله علیه و آله در مکان‏های مختلف به این حدیث اشاره کرده است. ولی آنچه مسلم است اینکه این احادیث در حجة الوادع یا بعد از پایان گرفتن آن ایراد شده است. حجة الوداعی که در آن پیامبر خبر از نزدیک شدن وفات خود داده است. نتیجه اینکه پیامبر وصیت به اوصیای معصوم بعد از خود نموده است.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 3:44 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

احادیث دوازده خلیفه چیست

از جمله احادیث متواتر و صحیح نزد شیعه و اهل سنت احادیث دوازده خلیفه است. روایاتی که پیامبر صلی الله علیه و آله امامان و جانشینان بعد از خود را دوازده نفر تعیین کرده است.
جابر بن سمره از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: لا یزال الاسلام عزیزا الی اثنی عشر خلیفة ثم قال کلمة لم افهمها. فقلت لابی ما قال؟ فقال: کلهم من قریش(673)؛ دائما اسلام عزیز است تا اینکه دوازده خلیفه بر آنها حاکم گردد آن گاه کلمه‏ای گفت که من آن را نفهمیدم. به پدرم گفتم پیامبر صلی الله علیه و آله چه فرمود: گفت: همه آنها از قریشند.
این حدیث را با مضامین مختلف 36 نفر از صحابه نقل کرده‏اند ولی عمده روایات از جابر بن سمره سوائی نقل شده است و نیز تعداد بسیاری از علمای اهل سنت آنها را در کتب خود آورده‏اند.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 3:43 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آثار و برکات ظهور حضرت چیست

امتیازات ظهور حضرت مهدی علیه السلام بر چند نوع است:
1- یک نوع امتیاز مانند امتیاز وجود پیامبر و بودن انسان در عصر ایشان و دیگر امامان است. اگر ما در عصر آن حضرات بودیم چه آثار و برکاتی بر ما مترتب می‏شد که الان نیست، آن آثار و برکات بر انسان در عصر ظهور نیز مترتب می‏گردد.
2- یک سری امتیازات دیگری است که مخصوص عصر ظهور حضرت مهدی علیه السلام است. عصر ظهور حضرت عصری است که بهشت واقعی برای مردم در روی زمین تحقق یافته و عصر طلایی به حساب می‏آید، عصری که حتی برای پیامبر صلی الله علیه و آله نیز فراهم نشد، از همه جهت شرایط برای یک زندگی ایده‏آل فراهم است، عصری که در هیچ یک از نقاط عالم ظلم و تعدی نخواهد بود... و این امتیاز و اثر بسیار عالی است که انسان می‏تواند کسب کند.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 3:43 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آتشی عشق‏

ای که در حسن کسی همسر و همتای تو نیست gggggجلوه ماه فلک چون رخ زیبای تو نیست
سرو افرخته چون قامت رعنای تو نیست‏gggggکیست آنکو بجهان واله و شیدای تو نیست
گر چه پنهان زن‏ظر روی نکوی تو بودgggggچشم ارباب بصیرت همه سوی تو بود
آتش عشق تو در سینه نهفتن تا کی‏gggggهمه شب از غم هجر تو نخفتن تا کی
طعنه ز اغیار تو ای یار شنفتن تا کی‏gggggروی نادیده و اوصاف تو گفتن تا کی
چهره بگشای که رخسار تو دیدن داردgggggسخن از لعل تو ای دوست شنیدن دارد
اگر ای مه زره مهر بیائی چه شودgggggنظری جانب عشاق نمائی چه شود
غنچه لب بتکلم بگشائی چه شودgggggهمچو بلبل به چمن نغمه سرائی چه شود


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 3:42 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آتش فراق

بیابیا که سوخت جان ز سوز آتش فراق gggggبیا که تیره شد روان ز سوز آتش فراق‏
زسوز هجر روی تو بجان فکنده آتشم gggggگرفته آتشی بجان زسوز آتش فراق
مدام چشم عاشقت بود بسوی کوی تو gggggچه دیده خیره ماند عیان زسوز آتش فراق
سیه جهان بدیده‏ام زهجر روی ماه تو gggggجان شده زار و ناتوان زسوز آتش فراق
بگو حقیر مبتلا بیا رود لبرنکو gggggتوان نمانده درجهان زسوز آتش فراق
بیابیا که سوخت جان زسوز آتش فراق gggggبیا که تیره شد روان زسوز آتش فراق


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 3:41 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

آتش دل

منم آن بی نوای خانه بر دوش مهدی جان‏gggggکه از خاطری گشتم فراموش مهدی جان
اگر چه مستمند بی نوایم‏gggggنمی‏باشم کسی را حلقه در گوش مهدی جان
زدی بر خرمن جانم چو آتش‏gggggنمی‏گردد، دلم زین آتش خاموش مهدی جان
چنان از آتش دل در عذابم‏gggggکه نایم نیاید صوت دل کن گوش مهدی جان
دگر از آتش عشقت مسوزان gggggکه این بینوات نیاید هوش مهدی جان
نظر بر حال زار میرخلف کن‏gggggکه هست غلامت حلقه در گوش مهدی جان
شاعرمحترم وگرانقدر: علی میرخلف زاده‏gggggشعرهفتادوپنجم 75: مهدی جان
بیا که عمر گذشت در فراق مهدی جان‏gggggدو دیده گشته سپید ز اشتیاق مهدی جان
بیا که بی تو بود روز من چون شب تارgggggچو گشته صبر بجانم که شاق مهدی جان
بیا که بی تو ندارد وفا و عشق و صفاgggggنه گلستان و نه باغ و رواق مهدی جان
فضای سینه پر از غم بود ز هجرانت‏gggggبماتمم، همه عمران از فراق مهدی جان
خمیده قامت سرو و چمن ز دوری توgggggنموده لاله ز غم سینه داق مهدی جان
توئی توئی که بگیتی ز حسن یکتائی‏gggggبعالمی ز نکوئی تو طاق مهدی جان
نماشا ز وفا و کرم حقیرت راgggggبیک اشاره تو پاک از انفاق مهدی جان


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 3:41 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

اتحاد ملی، انسجام اسلامی و مهدویت

بدون شک برای اینکه اتحاد معنا داشته باشد، باید مولفه های اتحاد بدرستی شناسایی وتبیین شوند.

برای آنکه میان افراد و گروه های مختلف اتحادی صورت گیرد، باید میان آنها اشتراکاتی وجود داشته باشد، وسپس وجه اشتراک ها شناسایی و پر رنگ تر شوند. گسست ناپذیر ترین اتحاد، اتحاد در باورها می باشد و با اشتراک در باور و اعتقاد دینی، انسجام به اوج خود می رسد، با بررسی باورهای مشترک فرقه های مختلف جهان اسلام، مایه های اشتراک از اختلاف بسیار فراوان تر می باشد .

یکی از این اعتقادات مشترک، ظهور منجی است .این باور به قدری مسلم است که در تمام فرقه ها جزء عقائد تردید ناپذیر شمرده می شود. در زیر برخی ازمشترکات شیعه واهل سنت در این مورد آورده می شود.
1. واجب بودن اعتقاد به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

درروایات شیعه وسنی برواجب بودن اعتقاد به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تاکید شده و منکر این اعتقاد کافر شمرده می شود درحدیثی جابربن عبدالله از پیامبر نقل می کند: «من انکر خروج المهدی فقد کفر بما انزل الله»[1] «کسی که منکر خروج مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است به آن چه خداوند نازل کرده کافر شده است».

علمای اهل تسنن نیزبراین امر تاکید می کنند.به عنوان نمونه احمد بن محمد بن صدیق می گوید:

«الایمان بخروجه واجب واعتقاد ظهوره تصدیقا لخبر الرسول محتم»[2] ایمان به خروج مهدی واجب است واعتقاد به او جهت تصدیق خبر پیامبر حتمی و ثابت است.

همچنین شیخ ناصرالدین البانی که یکی از علمای معاصر اهل تسنن است می گوید: «همانا عقیده به خروج مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عقیده ثابت ومتواتر از پیامبر است که ایمان به آن واجب است....».[3]
2. از اهل بیت بودن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

اهل تسنن نیز مانند شیعه اعتقاد دارند که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اهل بیت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و از فرزندان حضرت فاطمه علیها السلام است «المهدی من عترتی من ولد فاطمه».[4]
3. هم نام بودن با پیامبر صل الله علیه و آله و سلم

دو گروه بر هم نام بودن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با پیامبر اتفاق نظر دارند در سنن ابی داود که یکی از منابع معتبر سنی می باشد می نویسد.عبدالله از پیامبرنقل می کند: «لاتنقضی الدنیا حتی یملک العرب رجل من اهل بیتی یواطی اسمه اسمی»[5] دنیا به پایان نمی رسد تا اینکه مردی از اهل بیتم که هم نام من است برعرب حاکم شود.

درمنابع شیعه، هشام از امام صادق علیه السلام از پدرانش از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم نقل می کند:« القائم من ولدی اسمه اسمی وشمایله شمایلی وسنته سنتی »[6].قائم از فرزندان من است اسم او اسم من وکنیه او کنیه من است. وشمایل وخصوصیات اوشمایل من وسنت وروش او همانند من است.
4. اشتراک در علایم ظهور

دو گروه نیز بر برخی نشانه های و علایم ظهور ایشان اتفاق نظر دارند.
الف) خسف بیداء

به عنوان نمونه در صحیح بخاری عایشه از پیامبر نقل می کند: «یغزو جیش الکعبه فاذا کانو ببیدا من الارض یخسف بأولهم وآخرهم»[7] «لشکری به کعبه حمله می کند پس هنگامی که به سرزمین بیدا رسیدند زمین آنها را در خود فرو می برد».

در احادیث شیعه نیزجابر از امام محمد باقر علیه السلام نقل می کند: «فینزل امیرجیش السفیانی فی بیدا فینادی من السماء یا بیدا ابیدی القوم فیخسف بهم».[8]
ب) طلوع خورشید از مغرب

در مورد طلوع خورشید از مغرب که یکی دیگر از نشانه های ظهور است هر دو گروه اتفاق نظر دارند.

درصحیح بخاری ابو هریره از پیامبر نقل می کند: «قیامت برپا نمی شود تا اینکه خورشید ازمغرب طلوع کند».[9]

اینها مواردی از اشتراکات میان شیعه واهل تسنن درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد.

موارد تفصیلی را باید درکتابهای مربوطه جستجو کرد .نکته قابل ذکر این است که درمنابع روایی، دو گروه در مساله مهدویّت و اصول کلی آن با هم اتفاق نظردارند هرچند که در پاره ای از جزئیات اختلاف نظرهای وجود دارد.

سئوالی که اینجا مطرح می شود این است، آیا وقت آن نرسیده، با توجه به اشتراکات دوگروه درباره این مسأله گام های عملی درارتباط وانسجام برداشته شود وباتاکید براشتراکات جهت قدرت واعتلای اسلام بکوشیم.

به امید آن که روزی فرا رسد که شاهد هیچ گونه اختلافی درمیان مسلمانان نباشیم واین آرزو به وسیله آن موعود که منتظر او هستیم قابل تحقق است پس بیایم با وحدت و انسجام، مقدمات ظهورش را فراهم کنیم.

انشاءا...
پینوشت

[1]. الحاوی اافتاوی،ج2،ص83.

[2]. ابزار الوهم المکنون،ص433

[3]. امام مهدی در احادیث شیعه وسنی ،ص69

[4]. غیبت طوسی،ص185وسنن ابی داود،ج4،ص107.

[5]. سنن ابی داود،ج4،ص106،حدیث4282

[6]. کمال الدین،ج2،ص411،حدیث6

[7]. صحیح بخاری،ج2،ص746،حدیث2012

[8]. غیبت نعمانی،ص279،حدیث67

[9]. صحیح بخاری،ج5،ص2386،حدیث


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 3:40 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

ابواب حدیثی که دلالت بر وجود امام مهدی علیه السلام دارد کدام است

در مصادر حدیثی شیعه ابوابی به چشم می‏خورد با روایات فراوان که هر کدام دلالت صریح یا ضمنی یا التزامی بر ولادت و وجود امام مهدی علیه السلام دارد و تعداد زیادی از آنها صحیح‏السند است. اینک تنها به این ابواب به صورت فهرست‏وار اشاره می‏کنیم:
1- حجت بر خلق تنها توسط امام قائم است. در ذیل این باب ده‏ها روایات وجود دارد که برخی از سندها صحیح است.(653)
2- ائمه ارکان زمین هستند.(654)
3- برای هر زمانی هدایت‏گری است.(655)
4- ائمه والیان امر خدایند.(656)
5- امام مایه حیات مردم است.(657)
6- احادیث غیبت: ده‏ها روایت در مصادر حدیثی وجود دارد که دلالت بر اصل غیبت دارد و تعداد بسیاری از آنها صحیح‏السند است. روایاتی که کلینی و دیگران در کتاب‏های حدیثی خود نقل کرده‏اند.(658)
ابن فارس می‏گوید: ماده (غیب) اصل صحیحی است که دلالت بر مستور بودن شی‏ء از چشم‏ها دارد.(659)
فیومی می‏گوید: ماده غیبت به معنای دور شدن شی‏ء است....(660)
7- احادیثی که دلالت بر وجود دو غیبت برای حضرت مهدی علیه السلام دارد (ده حدیث).
8- احادیثی که دلالت دارد بر اینکه غیبت او طولانی است (نود و یک حدیث).
9- روایاتی که دلالت بر علت غیبت دارد (هفت حدیث).
10- روایتی که دلالت بر فواید وجود او انتفاع مردم در عصر غیبت از حضرت دارد (هفت حدیث).
11- روایاتی که دلالت بر طول عمر او دارد (سیصد و هیجده حدیث).
12- روایاتی که دلالت دارد بر اینکه او دائما در سن جوانی است (هشت حدیث).
13- روایاتی که بر فضیلت ایمان به آن حضرت در عصر غیبت دلالت دارد. (بیست و سه حدیث).


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 3:39 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

ابوحمزه ثمالی آورده است که

در یکی از روزها در محضر درس امام باقر علیه السلام بودم، هنگامی که حاضران رفتند امام باقر علیه السلام فرمود:
یا ابا حمزة! من المحتوم الذی حتمه الله قیام قائمنا، فمن شک فیما اقول لقی الله و هو به کافر.
ثم قال: بأبی و امی المسمی باسمی و المکنی بکنیتی السابع من بعدی، بابی من یملا الارض عدلا و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً.
یا ابا حمزه! من ادرکه فیسلم له وسلم لمحمد و علی فقد وجبت له الجنة و من لم یسلم فقد حرم الله علیه الجنة و ماواه الناس و بئس مثوی الظالمین.(153)
یعنی: ابا حمزه! از رخدادهایی که خداوند وقوع آن را قطعی ساخته است قیامقائم است.
هر کس در آنچه می‏گویم تردید کند با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد.
آنگاه افزود: پدرم و مادرم فدای وجود گرانمایه او باد که همنام و هم کنیه من است و هفتمین امام پس از من.
پدرم فدای کسی باد که زمین را لبریز از عدل و داد می‏کند همانگونه که به هنگام ظهورش از ستم و بیداد لبریز است.
ابا حمزه! هر کس سعادت دیدار او را داشت و همانگونه که به پیامبر و علی علیه السلام سلام و درود می‏گوید به آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او گردید، بهشت بر او واجب می‏گردد و هر کس به آن وجود گرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جای خواهد داد و چه بدجایی است جایگاه ستمکاران.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 3:39 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]