مشتاق دیدار

بسر دارم هوای کوی دلبر gggggکه تا ببینم جمالش بار دیگر
بیا ای مرغک پر بسته دل gggggبسوی کوی دلبر پر درآور
شبی رفتم درون کوی دلدار gggggنمودم من طواف خانه یار
که نا گه این ندا آمد بگوشم gggggبرو یکدم مرا آسوده بگذار
رخ خود بر مگردان از من یار gggggکه من هستم ز جان مشتاق دیدار
فروغ جانفزای روی مهدی gggggدلم را کرده با مهرش منور
ولیکن رو اگر از من بتابد gggggدل نورانیم گردد مکدر
مرانی مرا از درت ای یار gggggکه میرخلف ندارد جز تو غمخوار


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:36 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مسرور طباخ‏

مسرور طباخ می‏گوید:
با تنگدستی عجیبی رو به رو شدم به همین جهت، نامه‏ای به حسن بن راشد نوشتم و جریان حال خود را بازگو نمودم، آنگاه به خانه او رفتم، تا نامه را به او برسانم، ولی وی در خانه نبود. نا امید بازگشتم و به طرف شهر برای ملاقات با ابی جعفر، عثمان بن سعید - اولین نایب خاص امام زمان (علیه السلام) - رفتم.
وقتی به دروازه شهر رسیدم، مردی در کنار من قرار گرفت به گونه‏ای که چهره او را نمی‏دیدم. دست مرا گرفت و کیسه سفیدی را با احتیاط به من داد.
وقتی به کیسه نگاه کردم دیدم روی آن نوشته: دوازده دینار مسرور طباخ!(28)


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:35 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مسیح دجال کیست

لقب مسیح همان گونه که بر پیامبر خدا حضرت عیسی علیه السلام اطلاق می‏شود بر دجال نیز اطلاق می‏گردد، ولی وقتی به صورت مطلق و بدون قید آورده شود همان حضرت عیسی علیه السلام مراد است. در ظاهر، مسیح دجال همان دجال معروف است. ولی در وجه تسمیه دجال به مسیح احتمالاتی داده شده است:
1- چون با پرچم مسیحیت ظهور خواهد کرد.
2- قیام او همه زمین را فرا می‏گیرد و گویا آن را مسح می‏کند.
3- از آنجا که حضرت مسیح با او به مقابله می‏پردازد به او نیز مسیح اطلاق شده است.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:35 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مسجد جمکران از چه اهمیت ویژه‏ای برخوردار است

این مسجد از اهمیت خاص برخوردار است:
1- مسجد، در مکانی بنا شده که مطابق روایت حسن بن مثله جمکرانی از امام زمان علیه السلام، از مکان‏هایی است که خداوند متعال از قبل مورد توجه قرار داده است.
2- مسجد به امر و دستور حضرت حجت علیه السلام بنا شده است، و همین جهت در شرافت و قداست آن کافی است.
3- ثواب خاصی که برای نماز در آن مسجد ذکر شده است، زیرا حضرت فرمود: هر کس آن دو نماز را در این مکان بخواند به مانند آن است که در بیت العتیق نماز به جای آورده است.
4- مسجد مقدس جمکران محل اجتماع عشاق و موالیان اهل بیت علیه السلام خصوصا امام زمان علیه السلام است ولذا از جاذبه خاصی برخوردار می‏باشد. چه بسا کسانی که هر هفته از راه‏های دور به عشق حضرت مهدی علیه السلام به این مکان آمده و از فیوضات حضرت بهره‏مند می‏شوند. طبق آماری که داده شده برخی از شب‏ها تا حدود یک میلیون نیز در این مکان مقدس از عشاق امام زمان جمع شده‏اند.
5- این مکان از اماکن مقدس است که بسیاری از گرفتاران و بیماران صعب‏العلاج بلکه کسانی که محال بوده از راه طبیعی علاج شوند در این مکان مقدس شفا یافته‏اند.
6- این مکان مقدس از جمله مکان‏هایی است که بسیاری از عشاق و موالیان حضرت به لقای ایشان شرفیاب شده‏اند.
7- این مکان از چنان قداست و احترامی برخوردار است که بزرگان علما در طول تاریخ آن با پای پیاده یا سواره برای توسل به حضرت و نماز گزاردن در آن از راه‏های دور و نزدیک مشرف شده‏اند.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:34 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مسجد سهله چه ارتباطی با حضرت مهدی علیه السلام دارد

مطابق برخی از روایات این مسجد اقامتگاه شخص حضرت بقیة الله - ارواحنا فداه - در دوران ظهور خواهد بود.
1- روزی نزد امام صادق علیه السلام سخن از مسجد سهله به میان آمد، حضرت فرمود: اما انه منزل صاحبنا اذا قام بأهله(989)؛ آگاه باشید! همانا آن مکان اقامتگاه صاحب ما است هنگامی که با اهلش قیام کند.
2- و نیز از حضرت علیه السلام نقل شده که خطاب که ابو بصیر فرمود: یا ابا محمد! کأنی اری نزول القائم علیه السلام فی مسجد السهلة باهله و عیاله(990)؛ ای ابا محمد! گویا فرود آمدن قائم علیه السلام را با اهل و عیالش در مسجد سهله با چشم خود می‏بینیم.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:34 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مستند ساختمان مسجد جمکران چیست

مستند مسجد جمکران قضیه‏ای است که مرحوم حاجی نوری در کتاب نجم الثقاقب و جنة المأوی و الکلمة الطیبة و نیز میرزای محمد تقی ارباب قمی در کتاب تاریخ دارالایمان و دیگران از کتاب تاریخ قم تألیف حسن بن محمد بن حسن قمی، به نقل از کتاب مونس الحزین محمد بن بابویه معروف به شیخ صدوق نقل کرده‏اند.
این نقل مشتمل بر قضیه‏ای از حسن بن مثله جمکرانی رحمة الله علیه است که در آن اشاره به ملاقاتی شده که او در سال 293 هجری در بیداری با امام زمان علیه السلام داشته است. در این دیدار حضرت به او دستور می‏دهند که با علم جلیل القدر سید ابی الحسن الرضا از علمای قم ارتباط پیدا کرده و با کمک او مسجدی را در این مکان موجود بنا نماید...(981) .
قابل توجه اینکه کتاب انوار المشعشعین از کتاب تاریخ قم و او نیز از کتاب مونس الحزین از امیر المومنین علیه السلام، قضیه به اهتزاز در آمدن پرچم امام زمان علیه السلام از مسجد جمکران را نقل کرده است.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:34 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مسابقه و کُشتی با چوپان

حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله مدّتی پس از آن که به رسالت و نبوّت مبعوث شد، روزی از شهر مکّه به سوی ابطح خارج گشت، در بین راه چوپانی بیابان نشین را دید که مشغول چرانیدن گوسفندان خود می‏باشد.
و این چوپان در بین افراد آن منطقه از جهت زور و نیروی جسمی مشهور بود، همین که آن حضرت نزدیک او رسید، چوپان عرضه داشت: آیا حاضری با من کشتی بگیری و زور آزمائی کنیم؟
حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله اظهار نمود: تو قدرت وتوان مسابقه با مرا نداری، چوپان اظهار داشت: قول می‏دهم اگر من برنده نشدم یک گوسفند برای تو باشد.
حضرت پذیرفت و چون با یکدیگر کشتی گرفتند پیامبر خدا صلوات اللّه علیه، چوپان را بر زمین زد و در مسابقه کشتی برنده گردید، چوپان از جای خود برخاست و گفت: آیا حاضر هستی یک بار دیگر با هم کشتی بگیریم؟
حضرت فرمود: مطمئن باش که تو برنده نمی‏شوی.
چوپان با غرور تمام گفت: اگر تو برنده شدی، یک گوسفند دیگر از گوسفندان من برای تو باشد.
پس یک بار دیگر آن دو نفر مشغول کشتی گرفتن شدند؛ و چوپان تمام نیرو و توان خود را به کار گرفت ولی در مقابل آن حضرت نتوانست هیچ کاری انجام دهد ورسول خدا صلّی اللّه علیه و آله دوباره او را بر زمین انداخت.
هنگامی که از جای خود برخاستند، چوپان عرضه داشت: یا رسول اللّه! تا کنون کسی نتوانسته بود در مقابل قدرت من دوام بیاورد مگر تو، پس حقّ با تو است، اکنون اسلام خویش را بر من اعلان نما.
و چوپان، قهرمانِ شکست خورده، مسلمان شد حضرت دو گوسفند خود را به او بخشید و رفت.** مستدرک الوسائل ج 14، ص 82، ح 2.***


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:33 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مسافر صبح جمعه

می دونم یه روز میای، یه روز از همین روزا. تو یکی از همین جمعه ها. انگار هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته. شایدم خوابیم، اما یهو یه صدا همه مون رو بیدار می کنه. یه نوای لطیف آسمونی که می گه: « ایا کسی هست که یاری ام کند؟»

فکر می کنین چند تامون جزو یاران آقا هستیم، همونایی که بعد از جبرییل باهاش بیعت می کنن؟ چند نفرمون جواب هل من ناصرش رو می دیم و می گیم ما هستیم؟ همه ما ادعا می کنیم منتظریم. خدا وکیلی چند تامون فقط به عشق جمعه وصال زنده ایم؟ چند تامون شبای جمعه، از شوق این که نکنه فردا، جمعه موعود باشه، خواب مون نمی بره؟ چند تامون صبحای جمعه، عاشقانه ناله می کنیم؟

کدومامون غروب جمعه هر کاری که داره، کنار می ذاره و با دل گرفته می شینه غروب خورشید آدینه رو تماشا می کنه؟ چند تامون غروبای جمعه با گریه فریاد می زنیم این جمعه هم گذشت و تو نیامدی؟

این کار رو هیچ کدوم مون نمی کنیم، ولی چرا اون 313 نفر می کنن؟ بیاین تلاش کنیم جزو یاران امام باشیم و به آقامون ثابت کنیم که جزو منتظران واقعی هستیم. اگه می خوایم بیاد، باید منتظرش بمونیم و منتظران مصلح هم باید صالح باشن.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:33 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مزرعه ی عاشقان

مزرعه ی عاشقان به بار می آید/ گریه ی ما یک زمان به کار می آید

این دل پاییزیم علامت خوبی است/ بعد خزان نوبت بهار می آید

شعر زیبایی از علی اکبر لطیفیان درباره امام زمان حضرت مهدی عج
 

 

مزرعه ی عاشقان به بار می آید

گریه ی ما یک زمان به کار می آید

این دل پاییزیم علامت خوبی است

بعد خزان نوبت بهار می آید

پای برهنه کنار جاده نشسته ام

منتظرم یعنی آن سوار می آید؟

اهل کرم بر فقیر سخت نگیرند

مطمئنم با دلم کنار می آید

حرف بزرگان ما دوتا شدنی نیست

او که بگوید سر قرار می آید

بافتن شعر ما به خاطر یار است

خب چه بگوییم به جای( یار می آید)


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:32 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مسائل حضرت خضر و جواب امام علیهماالسلام‏

حضرت جوادالأئمّه صلوات اللّه علیهم حکایت فرماید:
روزی امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام به همراه فرزندش، ابو محمّد حسن مجتبی؛ و نیز سلمان فارسی وارد مسجد شدند و چون در گوشه‏ای نشستند مردم نزد ایشان اجتماع کرده؛ و مردی خوش چهره بالباس‏های آراسته، نیز در میان آنان حضور داشت.
پس او خطاب به امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام کرد و اظهار داشت: یا امیرالمؤمنین! می‏خواهم سه مسئله از شما سؤال نمایم؟
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: آنچه می‏خواهی سؤال کن.
آن مرد گفت: اوّل این که انسان می‏خوابد روحش کجا می‏رود؟
دوّم آن که انسان چرا و چگونه فراموش می‏کند؛ و یا متذکّر می‏گردد؟
و سوّمین سؤال این است که به چه دلیل و علّتی فرزند شبیه به عمو، یا شبیه به دائی خود می‏شود؟
امام علیّ علیه السلام به فرزند خود - حضرت مجتبی سلام‏اللّه علیه - اشاره کرد و فرمود: ای ابو محمّد! جواب مسائل این شخص را بیان نما.
حضرت مجتبی سلام اللّه علیه اظهار نمود: جواب اوّلین سؤالت، این است که چون خواب انسان را فرا گیرد، روح او در هوا بین زمین و آسمان در حال حرکت، یا سکون می‏باشد تا هنگامی که صاحبش حرکتی کند و بیدار شود؛ پس چنانچه خدای متعال اجازه فرماید روح به کالبد او باز می‏گردد؛ وگرنه تا مدّت زمانی معیّن بین روح و جسد فاصله خواهد افتاد.
و امّا در رابطه با یادآوری و فراموشی، که چگونه بر انسان عارض می‏شود، بدان که قلب انسان همچون ظرفی سرپوشیده است، پس اگر انسان بر فرستادن صلوات بر محمّد و آل محمّد مداومت نماید، دریچه قلب او باز و روشن می‏شود و آنچه بخواهد در سینه‏اش آشکار و هویدا می‏گردد، ولی چنانچه صلوات نفرستد و خودداری کند، قلبش تاریک می‏گردد و فکرش خاموش خواهد ماند.
و امّا جواب سوّمین سؤال که گفتی فرزند چگونه شبیه به عمو و یا شبیه به دائی خود می‏شود، این است که اگر مرد هنگام زناشوئی و مجامعت، با آرامش خاطر و بدون اضطراب عمل نماید و نطفه در رحم زن قرار گیرد، فرزند شبیه پدر یا مادر خود خواهد شد.
ولی چنانچه با اضطراب و تشویش زناشوئی و مجامعت انجام پذیرد، فرزند شبیه به عمو یا دائی می‏گردد.
پس آن شخص اظهار نمود: من شهادت به یگانگی خداوند داده و می‏دهم، و شهادت بر بعثت و رسالت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله داده و می‏دهم و همچنین شهادت می‏دهم که تو خلیفه و جانشین بر حقّ پیغمبر خدا خواهی بود.
و سپس نام مبارک یکایک ائمّه اطهار صلوات اللّه علهیم را بر زبان خود جاری ساخت؛ و شهادت بر امامت و ولایت آن‏ها داد و بعد از آن خداحافظی کرد و از مسجد خارج شد.
آن گاه امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام به فرزند خود حضرت مجتبی سلام اللّه علیه فرمود: ای ابو محمّد! به دنبال آن مرد حرکت کن؛ و برو ببین چه خواهد شد.
حضرت امام حسن مجتبی سلام اللّه علیه از پدر خود اطاعت کرد و به دنبال آن شخص رفت؛ و پس از بازگشت چنین اظهار داشت: پدرجان! مرد چون از مسجد خارج شد، ناگهان ناپدید گشت و او را ندیدم.
امام علیّ علیه السلام فرمود: آیا او را شناختی؟
حضرت مجتبی سلام اللّه علیه اظهار درشت: شما بفرمائید، که چه کسی بود؟
آن گاه امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام فرمود: همانا او حضرت خضر پیغمبر صلی الله علیه و آله بود.** مدینة المعاجز: ج 3، ص 85، که نویسنده محترم، این حدیث را از منابع مختلف ومتعدّدی نقل نموده است.***


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:32 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]