منجی و رهبر در حکومت عدل توحیدی جهانی کیست
در مورد سوال فوق سه احتمال وجود دارد:
1- منجی و رهبر جهانی همان عیسی بن مریم است و منظور از مهدی نیز اوست.
2- منجی و رهبر مهدی موعود اسلامی است که از او به مسیح نیز تعبیر شده است.
3- منجی و رهبر حضرت مهدی است که حضرت عیسی نیز از جانب خداوند به مساعدت او میشتابد.
ادله احتمال اول
1- لفظ مسیح که مقصود از آن نجاتبخش و منجی است لقب حضرت عیسی علیه السلام میباشد .
2- در برخی از اناجیل و روایات اسلامی به طول عمر حضرت مسیح در آخرالزمان اشاره شده است.(1203)
3- در برخی از روایات آمده: و لا مهدی الا عیسی بن مریم؛ و مهدی به جز عیسی بن مریم نیست.
پاسخ :
اولا:
نامگذاری حضرت عیسی علیه السلام به مسیح بر استقلال او در برپایی حکومت عدل جهانی دلالت ندارد، زیرا نام مسیح را برخی از کاتبان اناجیل بر حضرت مسیح اطلاق نمودند و قرآن نیز به جهت شهرت آن بر آن حضرت اطلاق کرده است. و دیگر اینکه کافی است در لقب دادن حضرت عیسی به سیح به جهت آنکه در تاسیس حکومت عدل جهانی مشارکت دارد.
ثانیا:
توافق اسلام و مسیحیت در بازگشت حضرت عیسی علیه السلام در آخرالزمان و طول عمر او دلالت بر ستقلال ایشان در تشکیل حکومت و رهبری ندارد.
ثالثا:
در مورد حدیث و لا مهدی الا عیسی بن مریم که ابن ماجه آن را در سنن خود نقل کرده اشکالاتی وجود دارد:
الف: این حدیث معارض با روایات متواتری است که مهدی را از ذریه رسول خدا صلی الله علیه و آله معرفی کرده است.
ب:
این روایت از منفردات محمد بن خالد جندی است و تنها اوست که آن را نقل کرده است در حالی که او کسی است که به تعبیر آبری، نزد اهل سنت معروف نیست.
و به تعبیر حاکم نیشابوری مجهول بوده و نقل حدیثش به جهت تعجب است.(1204) لذا قرطبی میگوید: احادیث نبوی که دلالت بر خروج مهدی علیه السلام از عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و از اولاد فاطمه علیه السلام دارد اصحّ از این حدیث است و حکم، مطابق آن احادیث است.(1205)
ابو نعیم اصفهانی نیز حدیث را غریب میداند.(1206)
دلیل احتمال دوم
مسیح در لغت گر چه به معنای مسح شده است ولی این کلمه لقب کسی قرار گرفته که از جانب خداوند مسح شده و قابلیت برای نجات عالم را دارد و مطابق روایات این قابلیت تنها برای حضرت مهدی علیه السلام است.
پاسخ :
اولا:
لقب دادن حضرت مهدی علیه السلام به مسیح به معنایی که ذکر شده گر چه امر معقولی است ولی در وایات به آن اشاره نشده است.
ثانیا:
از مجموعه احادیث استفاده میشود که حضرت مسیح با تشریک مساعی با حضرت مهدی علیه السلام امر حکومت جهانی را به پیش خواهند برد.
ادله احتمال سوم
از مجموعه قرائن و ادله به دست میآید که حکومت جهانی با رهبری حضرت مهدی علیه السلام و تشریک مساعی حضرت عیسی علیه السلام بر پا خواهد شد زیرا:
1- امام مهدی علیه السلام وارث طرح کامل حکومت عدل جهانی توحیدی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله است.
2- در روایات اسلامی آمده است که حضرت عیسی از امامت جماعت بر مسلمین امتناع کرده و امام مهدی علیه السلام را به عنوان امامت معرفی میکند.
3- حکمت اقتضا میکند که رهبر حکومت جهانی از امت اسلام باشد.
4- در عبارات اناجیل آمده است که حضرت عیسی به کمک شخصی به نام فرزند انسان از آسمان فرود آمده و با مساعدت او این حکومت بر پا خواهد شد .
ادامه مطلب
منزلگه احرار
مژده ایدل که ترادادرسی میآیدgggggبی کسان رابجهان گوکه کسی میآید
زاری وشکوه مکن ایدل غمگین وحزینgggggدل غمیده تراهم نفسی میآید
هاتفی دادنداقافله یاررسیدgggggگوش دل بازکه بانگ جرسی میآید
گرنهی پای بطور(ارنی) همچوکلیمgggggهمچنان بهرتونوروقبسی میآید
سرکوی توکه منزلگه احراربودgggggهرکس اینجازپی ملتمسی میآید
نیست جان برتن عشاق زهجران تویارgggggآنقدرهست که آه ونفسی میآید
بهربرچیدن گل باش شکیباایدلgggggنیش خاراست که بردست بسی میآید
مرغ دل آرزوی وصل ترادشت بجانgggggبسرکوی تواوازقفسی میآید
این ندادوش بگوش دلم آمدکه حقیرgggggدل آزرده ترادادرسی میآید
ادامه مطلب
منجی نزد یهود چه کسی است
با مراجع به کتابهای مقدس یهود پی میبریم که اشارات و تصریحات فراوانی به مسأله موعود جهانی شده است و از جمله کتابهایی که در آنها به این موضوع اشاره شده: کتاب دانیال نبی، حجی نبی، صفینای نبی، اشعیای نبی و زبور داوود است.
لذا در قرآن کریم میخوانیم: ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن ألارض یرثها عبادی الصالحون(101)؛ و به تحقیق در زبور بعد از ذکر نوشتیم که همانا زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.
در زبور داوود میخوانیم: بار خدایا حکومت خود را به مَلِک ببخش و عدالتت را به فرزند ملک عطا فرما تا به نیکی بین مردم حکم کرده و بر افتادگان انصاف دهد... تمام پادشاهان بر او خضوع کرده و همه ملتها خدمتگذار او گردند....(102)
ادامه مطلب
منجی جهانیان
ای خسروخسوران کجائی gggggای سرورسروان کجائی
توحجت ومظهرخدائیgggggای رهبرانس وجان کجائی
شاهان چه گدای درگه توgggggای پادشه شهان کجائی
تاریک جهان زهجررویتgggggای نورجهان وجان کجائی
تیره دل وجان زدوری توgggggای نوردل وروان کجائی
ازهجرهلاک کندجهانیgggggمنجی جهانیان کجائی
توگنجی خفی ودرنهانیgggggای جان جهان نهان کجائی
ادامه مطلب
منجی در آیین بودا کیست
مؤسس آیین بودا شخصی است به نام سدهارتا جوتوما معروف به بودا، او کسی بود که در نپال متولد شد و بوداییها او را فرزند خدا میدانند و معتقدند که در آخرالزمان ظهور کرده، بشریت را از وضع موجود و گرفتاریها نجات خواهد داد. آنان میگویند: بودا با کامل کردن وظیفه خود با جسدش به آسمان رفته و بار دیگر به زمین باز میگردد تا صلح و برکت را به مردم بازگرداند.
بوداییها دو مذهب بزرگ دارند: یکی مذهب شمالی که در حق بودا تا به حدی غلو کرده او را خدای خود میدانند. و دیگری مذهب جنوبی که غلوشان در حق بودا کمتر است و عمدتا در منطقه آسیای شرقی ساکنند.
ادامه مطلب
منجی در آیین هندو کیست
بشارت به ظهور منجی در کتابهای مقدس هندوها نیز به چشم میخورد. در کتاب ماللهند از کتابهای مقدس هندوها آمده است؛ در اواخر دوره چهارم اهل زمین به فساد کشیده شده و اکثر آنها کافر میشوند آنان معصیتهای بزرگ را انجام داده و حاکم آنها افراد پست خواهد بود. مردم در آن روز به گرگها شبیهاند که همدیگر را میدرند و غارت میکنند. کاهنان و مردان دین فاسد میشوند و حق با دزدان میشود و افراد با تقوا و زاهد را تحقیر میکنند... در آن زمان برهمن کلا یعنی مردی شجاع و دیندار ظهور میکند و زمین را با شمشیر برندهاش از مفسدین و پلیدیها پاک کرده و افراد پاک و طاهر را حفظ خواهد نمود.(90)
در کتاب شاکمونی آمده است: حکومت و دولت جهانی به دست مردم از ذریه سید خلایق عالمیان کشن بزرگ ختم خواهد شد، او کسی است که بر کوههای شرق و غرب عالم حکومت خواهد کرد... و تمام ادیان الهی، یک دین خواهد شد، او که اسمش قائم و عارف بالله است، دین خدا را احیا خواهد نمود.(91)
در کتاب وشن جوک از کتابهای هندوها آمده است: و در آخرالزمان زمین به دست مردی خواهد افتاد که خداوند متعال را دوست دارد و او از خواص بندگان خداست. نام او فرخنده و خجستهاست.(92)
و در کتاب باسک از کتابهای هندوها آمده است: دوره آخرالزمان به حکومت حاکم عادلی ختم خواهد شد که رهبر ملائکه و جن و انس است. حق با اوست. او بر دریا و خشکی و کوهها سیطره پیدا میکند و از آنچه در آسمانها و زمین است خبر میدهد و کسی بزرگتر از او متولد نشده است.(93)
در کتاب اوپانیشاد آمده است: این مظهر (ویشنو) در آخرالزمان ظهور میکند در حالی که بر اسبی سفید سوار و به دست او شمشیری برهنه است، و به ماننده ستاره دنبالهدار میدرخشد و همه افراد پست را به هلاکت میرساند و زندگی نوینی را بر پاکرده و طهارت و پاکی را بر میگرداند.(94)
ادامه مطلب
منتظران حقیقی
منتظران حقیقی کسانی اند که: انتظار را، خودسازی خویش در مقابل هواها و خواهشهای نفسانی میدانند.
منتظرانی که انتظار را، بسیج همگانی برای نهضت جهانی انقلابی بزرگ تاریخ بشریت تفسیر میکنند.
آنان که انتظار را، مهیا شدن جهت مبارزه با جباران و خونخواران در زیر پرچم بزرگ پرچمدار عدالت میدانند.
آنان که انتظار را جز تواضع در برابر حق و خروش در برابر باطل، نمیدانند.
منتظرانی که انتظار را جز تسلیم در مقابل عدل و خروش در مقابل بیداد، نمیدانند.
آنان که انتظار را جز فریاد جاودانه محمد(ص) بر علیه مشرکان چپاولگر و شمشیر همواره افراشته علی علیه السلام بر فرق منافقان غارتگر و خون همیشه جوشان حماسه آفرین حسین علیه السلام در بستر تاریخ، تفسیر نمیکنند.
ادامه مطلب
منتظران الهام گیر
در عصری که ابر سیاه ستم و بیداد، بر سر مظلومان و مستضعفان، سایه افکنده و حقوق بیچارگان بوسیله مدعیان دروغین حقوق بشر، مورد تجاوز قرار گرفته و انسانیت انسانها بنام خدمت به انسان، به استهزا گرفته شده و با نهضتهای رهایی بخش اسلامی که مانع بیدادگری آنان بوده، مبارزه نموده و رهروان آزاده مکتب انسان ساز اسلامی را به خاک و خون میکشند و... منتظران معتقدند که باید:
با الهام از ابراهیم بت شکن، بتهای ابرقدرت شرق و غرب را در هم کوبید و بتخانههای جاسوسی بین المللی آنان را ویران ساخت.
با الهام از مبارزه بی امان حضرت موسی، با ستم پیشگان و ستمگران به مبارزه برخاسته و با سردمداران بیدادگر شرق و غرب به ستیز پرداخت و آنان را به سزای اعمال ننگین خود رساند.
با الهام از کوشش بی دریغ حضرت نوح، مظلومان و مستضعفان را در کشتی نجات اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام فرا خوانده و آنان را از غرق شدن در گرداب طوفان سهمگین فساد و بیبندباری و طغیان و بیدادگری، نجات داده و نفرین همیشه جاوید خود را به هستی زور داران قلدر، و زر اندوزان بی قید و شرط، نثار نمود.
با الهام از نبی رحمت و ناجی امت حضرت رسول اکرم(ص) آغوش گرم و پرمهر خود را جهت نوازش معتقدان به حاکمیت الله گشوده و تمام توان و قدرت خود را برای در هم کوبیدن بساط ستم و جنایت مهیا ساخت.
با الهام از مکتب سرخین تشیع علوی، فریاد کوبنده خود را بر فرق یهودیان دوران و منافقان زمان وارد نموده و به هستی نکبتبار آنان خاتمه داد.
با الهام از بردباری و پایداری حسنی، پرده از روی جنایت پیشگان عصر برداشت و مدعیان دروغین صلح جهانی را رسوا نموده و خائنان به شرافت انسانیت را مفتضح ساخت.
با الهام از سرور آزادگان و آموزگار آزادگی و آفریننده بزرگ حماسه آزادی دانشگاه بزرگ آزادی و آزادگی تأسیس نموده و در هر زمان عاشورا آفرید و همه جا را به کربلا مبدل ساخت و حقیقت غلبه خون بر شمشیر را برای جهانیان اثبات نمود و سرکردگان استثمار و استعمار بین المللی و دشمنان آزادی و آزادگی را در سیلاب خونین غرق کرده و برای همیشه نام آنان را از قاموس هستی حذف نمود.
ادامه مطلب
منتظران بازنده،منتظران برنده !
آیا تا به حال اندیشیده ایم که اگر آن صدای اصلی به گوش برسد و منادی ندا دهد و ما همچنان غرق در زندگی دنیایی باشیم؛ چه عکس العملی خواهیم داشت؟ آیا ما در این بزنگاه اصلی زندگی هول نخواهیم کرد؟ آیا بهت زده و شگفت زده نخواهیم شد؟ ....
« بسم الله الرحمن الرحیم »
آیا تا به حال و در روزگارانی که زیسته ایم با صدایی، فغانی، شیونی، فریادی شگفت زده شده ایم و از جا پریده ایم؟
حتما برای همه ما این اتفاق ساده و کلیشه ای افتاده است؛ گاهی در ترافیک سنگین، آنگاه که فارغ از هر گونه مشغله و گرمایی و بدون توجه به انبوه اتومبیل ها اندر تفکرات خود غرق شده ایم با بوق ممتد اتومبیل پشت سر تکانی خورده ایم و تمام اندیشه هایمان دود شده است و شاید ابر تشکیل شده بالای سرمان محو.
گاه می توان از اتفاقات ساده و به شدت معمولی و عادی زندگی نتایج بزرگ و قابل تأملی گرفت، می توان درس ها آموخت و به خاطر سپرد و از آن استفاده کرد.
آیا تا به حال به همین حادثه که البته حادثه نمی توان گفت؛ به همین اتفاق عادی طور دیگر و متفاوت تری نگریسته ایم؟
آیا تا به حال اندیشیده ایم که اگر آن صدای اصلی به گوش برسد و منادی ندا دهد و ما همچنان غرق در زندگی دنیایی باشیم؛ چه عکس العملی خواهیم داشت؟ آیا ما در این بزنگاه اصلی زندگی هول نخواهیم کرد؟ آیا بهت زده و شگفت زده نخواهیم شد؟
بازندهی دوران
آری، قطعاً ما؛ آدمیانی که در زندگی و لذت های آن غرق شده و حواسمان پرت از اصل است و سخت مشغول فرع شده ایم با آن ندا از جا می پریم و حالی عجیب خواهیم داشت. زیرا هیچ گاه نمی اندیشیدیم که این اتفاق عظیم که تمام عمر شعار آن را داده ایم و خود را منتظر نامیده ایم حادث شود. در هیچ برهه ای از زمان آن را نزدیک احساس نمی کردیم. به همین علت حالی همچون بازنده ها داریم و بازنده همه اعصار و دوران ها هستیم. آن را دور می پنداشتیم که دنبال اصلاح خود نبودیم و مدام آن را به فردا و فرداهای دیگر موکول می کردیم.
اسم های بدون مسمی
اگر یادمان می ماند که «وَ اسْتَمِعْ یَوْمَ یُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ قَریب» و مدام این نجوا در گوشمان بود قطعاً منتظرانی می بودیم که آن امام منتظَر سزاوار آن است. و چقدر فراموشکاریم که «منتظران مصلح خود باید صالح باشند»؛ و ما هیچ تلاشی در این جهت نکردیم و اسم هایی بدون مسمی بودیم. به انسان های منتظر که سال ها انتظار برپایی عدالت و داد را کشیدهاند؛ دستور داده شده که همواره سلاح در دست داشته باشند و آن را بر زمین نگذارند و به خاطر داشته باشند که اگر به عدالت و قسط معتقدند نباید در مقابل ظلم و جور ساکت بنشینند.
برای زیباترین روز، خود را آراسته کنیم
اینجا باید گفت که ما آدمیان و به خصوص ما مسلمانان منتظر باید برای اعتقاد و ایمان خود هزینه بپردازیم و به راحتی آن را از دست ندهیم و از مرزهای عقیدتی حراست و نگهبانی کنیم و در این امر سستی نورزیم؛ با هر بادی که از هر سویی می وزد تکانی نخوریم و بسیار حواسمان به اعتقادات باطل باشد و ایمان جزوی از جانمان گردد. ما باید بسیار مقاومت کنیم؛ مقاومتی که در همه ابعاد باشد و این را یک تکلیف دینی و واجب الاهی بدانیم.
این مقاومت باید همواره زنده و پویا بماند تا مقدمات تحقق عدالت الاهی در سراسر گیتی فراهم شود. مردم باید هم از نظر ذهنیت و هم از نظر عینیت آمادگی کامل داشته باشند یعنی این مقاومت غیر از آنکه به عنوان یک اصل اعتقادی در جامعه با ایمان حضور دارد باید در بعد عمل نیز هویدا و ظاهر باشد. جامعه دین مدار هیچ گاه تحت سلطه حکومت های ظالم نمی رود و در برابر هیچ جبار و ستمگری سر خم نمی کند. پس در عصر غیبت انسان مومن نباید خود را کم ارزش تلقی کند و تن به هر حکومتی دهد.
ما در این زمان باید در مقابل هر گونه ظلم و جوری مقاومت کنیم و تسلیم نشویم و بهترین و قوی ترین نیروی خود را تا آن روز بزرگ مهیا سازیم و برای زیباترین روز خود را آراسته کنیم: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ». حتی اگر به دست هم نمی توانیم کاری و حرکتی انجام دهیم حداقل با زبان و قلبمان انزجار از ستم را داشته و در مقابل آن بی تفاوت نباشیم. کردار و رفتارمان این نباشد که چون ظلم و تعدی آسیبی به ما نرسانده و کیلومترها و فرسنگ ها از ما دور است، پس مهم نیست و ما که در آرامش زندگی می کنیم.
آیا فقط "آقا بیا" کافی است
این روزها که شاهد نسل کشی و جنایت های بی شماری از سوی جنایتکاران هستیم نباید بگوییم که چون ما متحمل لطمه ای نشده ایم و یا آن ها هم مسلک ما نیستند پس به ما ربطی ندارد و بی تفاوت باشیم. ما که خود را شیعه مولای متقیان علیه السلام می دانیم باید توجه داشته باشم که ایشان می فرمایند: مردم یا در دین با تو یکسانند یا در خلق.
حتی اگر کاری ازمان بر نمی آید حداقل به زبان و قلب غم زده و ناراحت باشیم و بدانیم که در عصر غیبت و برای ایجاد زمینه های ظهور اگر بنشینیم و خود را منتظر بنامیم و تنها و در زبانمان "آقا بیا" باشد و جمعه به جمعه دعای ندبه ای بخوانیم و انابه کنیم کافی نیست و باید حرکتی هر چند اندک برای رفع هر گونه ظلم و ستم و ستاندن چهره فقر انجام دهیم که این اندک و حداقل خودش حداکثری است و ارزشمند و پرفایده.
کدام معرفت
ذکر این نکته هم لازم است؛ ما را که منتظران آن امام همام می خوانند باید نشانه هایی از آن امام داشته باشیم. باید شعار انتظارمان به جانمان بزند و یارمان باشد.
باید طوری عمل کنیم که بتوانیم در آن روز بزرگ در مقابل آن امام جلیل القدر و والا منزلت سرمان را بالا بگیریم. باید معرفت به امام عصر علیه السلام پیدا کنیم و امام شناختیمان ارتقا پیدا کند؛ برای مایی که امام را نمی شناسیم و از جایگاه او مطلع نیستیم و خبر نداریم که این جهان طفیلی وجود امام است چه فرق می کند که ایشان با 313 نفر می آیند یا با یک تن. این ها که معرفت امام نیست. این ها که انسان را به بلوغ و رشد نمی رساند.
آیا بهتر نیست به جای بسیاری از کارها که تاکنون انجام داده ایم که بعد این همه سال فایده ای خاص و دستاوردی نداشته دنبال اموری باشیم که برتر از آن است و معرفتی خاص ایجاد می کند. اگر آدمی می خواهد دنیایش دنیای انسانی باشد و مراتب کمال را طی کند باید با حجت الله مرتبط باشد.
اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک.
اللّهم عرفنی نبیک فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک.
اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرّفنی حجتک ضللت عن دینی؛
پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، نمی توانم پیغمبرت را بشناسم.
پروردگارا! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانی، نمی توانم حجت تو را بشناسم.
پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانی، دین خود را از دست می دهم، و گمراه خواهم شد.
ادامه مطلب
منتظر
آن حضرت با این نام خوانده شده است، چرا که مردم همواره ظهور و قیام او را انتظار میبرند تا با قیام خویش این سیاره خاکی را از ظلم و بیداد پاک سازد.
از امام جواد علیه السلام پرسیدند:
یابن رسول الله! و لم سمی: القائم؟
قال: لانه یقوم بعد موت ذکره و ارتداد اکثر القائلین بامامته.
فقیل له: و لم سمی: المنتظر؟
قال: لان له غیبة تکثیر ایامها و یطول امدها، فینتظر خروجه المخلصون و ینکره المرتابون...(42)
یعنی: پرسیدند:چرا حضرت مهدی علیه السلام راقائم نامیدند؟
فرمود:چون پس از آنکه یاد و نام مقدسش در میان مردم فراموش شد و بیشتر معتقدان به امامت او به آفت ارتجاع و ارتداد گرفتار آمدند بپا میخیزد.
پرسیدند:چرامنتظر نامیده شده است
فرمود:بدان دلیل که او غیبت بسیار طولانی خواهد داشت. غیبتی که دوران آن سخت طولانی است و مخلصان، انتظار قیام و ظهورش را میکشند و تردید کنندگان و بدخواهان وجود گرانمایه و ظهور او را برای اصلاح جهان انکار مینمایند.
ادامه مطلب
