مقام پدرت را به تو عطا کردیم!

محمد بن ابراهیم بن مهزیار می‏گوید:
پس از شهادت اما حسن عسکری (علیه السلام) در مورد امام پس از ایشان دچار شک و تردید شدم. پدرم از وکلای امام حسن عسکری (علیه السلام) بود اموال زیادی را از شیعیان به عنوان سهم امام جمع آوری نموده بود. به همین خاطر تصمیم گرفت که خود به عراق رفته و وجوهات متعلق به امام (علیه السلام) را به دست جانشین امام حسن عسکری (علیه السلام) برساند.
او آماده حرکت شد و سوار کشتی شد، من هم به دنبال او برای بدرقه رفتم، اما همین که سوار شد حالش دگرگون شده و تب شدیدی گرفت و به من گفت: مرا باز گردان! این علامت مرگ من است. پسرم! در مورد این مال که با من است تقوای الهی را پیشه کن.
وی پس از این که وصیت خود را بازگو کرد از دنیا رفت.
من با خودم گفتم: پدرم هیچ گاه سفارش بی‏جایی نمی‏کرد: این مال را به عراق می‏برم، و خانه‏ای کنار شط کرایه می‏کنم و به کسی هم چیزی نمی‏گویم، اگر همانطور که در زمان امام حسن عسکری (علیه السلام) حجت بر من آشکار بود، امام زمان (علیه السلام) را شناختم، اموال را به او تحویل می‏دهم وگرنه به نیابت آنها را بین فقرا تقسیم می‏کنم.
وقتی به عراق رفتم همین کار را کردم، بعد از چند روز نامه‏ای از حضرت (علیه السلام) به این مضمون به دستم رسید ای محمد! فلان و فلان چیز در فلان و فلان بسته نزد توست
و از چیزهای بسیاری که با خود داشتم و از آن اطلاعی نداشتم خبر داده بود، من هم اموال را به پیک حضرت تحویل دادم.
چند روز ماندم که دیگر خبری نشد، بسیار غمگین شدم تا این که دوباره نامه‏ای از حضرت دریافت کردم که: مقام پدر را به تو عطا کردیم پس خدا را سپاس گو!(55)


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:48 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مقام حضرت مهدی(عج) در وادی السلام

مقام حضرت مهدی (عج) در وادی السلام نجف اشرف، یکی از قدیمی ترین مقام های منتسب به امام زمان (عج) است. مشتاقان بسیاری به این مکان مقدس می ایند تا با موعود خود، راز دل بگویند و کام دل بجویند.

امام صادق (ع) بسیار به این مکان شریف آمده و نماز گزارده اند. ایشان این مکان را محل منبر حضرت قائم (عج) معرفی کرده اند. در روایات آمده است که ایشان پس از ظهور، از این جا به سمت پایتخت خود که شهر کوفه است، رهسپار می شوند.
وادی السلام و پیشینه آن

بزرگ ترین گورستان در جهان اسلام، قبرستان وادی السلام در نجف اشرف است. این گورستان وسیع، کهن ترین گورستان جهان است. وجود بارگاه حضرت هود و صالح از قدمت این مکان حکایت دارد. دفن حضرت آدم (ع) و حضرت نوح (ع) در نجف اشرف، دلیل روشنی است که وادی السلام قدیمی ترین گورستان جهان است.
مقام صاحب الزمان (عج)

اگر از درِ اصلی وادی السلام وارد شوید و از مقابل مقام هود و صالح بگذرید، سمت چپ مقام حضرت مهدی (عج) است. پس از این که مسیر کوتاهی را پیمودید، با گنبد سبزی روبه رو می شوید که قرن هاست به مقام حضرت مهدی (عج) شهرت دارد. بسیاری در این مکان مقدس با حضرت دیدار داشته و کرامت ها و معجزه های بی شماری را دیده اند.

در سال 1310 هـ . ق به فرمان سید محمدخان، پادشاه سند، بارگاه با کاشی تزیین شد. سنگی در محراب مقام حضرت مهدی (عج) است که زیارت نامه حضرت بقیه اللّه (عج) روی آن حک شده است. تاریخ کنده کاری سنگ، نهم شعبان 1200 هـ . ق است.

در سمت راست مقام، چاهی است که عاشقان موعود از آبِ آن تبرک می جویند و می گویند بارها دیده شده که حضرت مهدی (عج) بر سر چاه ایستاده و وضو گرفته اند.

در سمت چپ مقام، اتاق و محرابی است که به مقام امام صادق (ع) مشهور است. همیشه مقام حضرت مهدی (عج) خدمت کاری داشته که مسوول مقام بوده است. از موقوفات نیز برای روشنایی آن استفاده می کردند.

در گذشته، اطراف مقام خانه هایی بود که خادمان مقام آن جا زندگی می کردند. پس از هجوم وهابیان و ناامن شدن آن جا، خادمان خانه های خود را ترک کردند و به درون شهر رفتند. اینک وادی السلام و مقام امام زمان (عج) پر از مشتاقان مهدی موعود است که برای آمدن او دعا می کنند.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:48 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مقام امام مهدی (عج) در نُعمانیه

نُعمانیه نام سرزمینی در عراق است. این شهر بین کوت و بغداد است. نعمان نام جماعتی از بزرگان و هم چنین نام گلی نیز هست.
موقعیت جغرافیایی مقام

این مقام در منطقه ام عکیط است. هرگاه از شهر نعمانیه، پانزده کیلومتر به سمت کوت بروید، سمت راست شما مقام قرار دارد و اگر از کوت به سمت نعمانیه بیایید، در 22 کیلومتری، در حدود هزار متر فاصله با جاده دارد و پشت این مقام نهر دجله با فاصله 150 متر قرار دارد.

قبل از داخل شدن در صحن این مقام، سمت راست قبرستانی وجود دارد که محل دفن بچه هاست و تازگی نمی گذارند کسی آن جا دفن شود. در سمت چپ محلی برای وضوخانه درست شده است.

مساحت کلی این مقام دو هزار متر مربع است که با آجر فرش شده است این مقام سه در دارد. پیش از رسیدن به این مقام، چند درخت سدر و نخل خرما می بینید. چهار سمت این مقام مغازه هایی، برای تهیه آزوقه زائران وجود دارد. در جنوب شرقی مقام هم حسینیه ای دارند می سازند.

پیش از وارد شدن به مقام، ایوان بزرگ با ستون های بزرگی وجود دارد. برای ورود از در آهنی سبز رنگی با طول دو متر و عرض سه متر عبور می کنید که بالای سر آن دعای «اللهم کن لولیک...» نوشته شده است.

بعد از وارد شدن در رواق، به روضه مقام می رسید. سمت راست رواق محرابی با کاشی های رنگارنگ جهت قبله را نشان می دهد و در کنار آن، تابلوهایی را می بینید که روی آن زیارت امام مهدی (عج) و روایت مخصوص و داستان «ابن ابی جواد نعمانی» نوشته شده است. سمت چپ هم دو قفسه چوبی می بینید که قرآن ها و کتاب های دیگری در آن چیده شده است. در رواق غربی، منبری برای سخن رانی وجود دارد و این دو رواق 22 پنجره دارد که نور و روشنایی را تأمین می کند.

سپس وارد روضه می شوید که مکان اصلی است. این روضه چهار در دارد. بالای این روضه هم گنبدی سبز رنگ با مساحت هشت متر مربع و دو مناره به ارتفاع سی متر وجود دارد. گنبد هشت پنجره دارد. عرض این روضه، 417 متر و ارتفاع سقف 27 متر است که وسط آن ضریحی منسوب به محمد بن قاسم بن علی بن عمرالاشرف بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب (از نوادگان امام علی«ع») مشهور به صوفی است.

عرض ضریح سه متر و ارتفاع آن 5/2 متر و جنس آن از آلومینیوم است که بالای آن هم با شیشه تزیین شده است. روی این ضریح هم تعدادی تابلو و لوح نصب شده که روایت ابن ابی جواد نعمانی و زیارت صاحب قبر و نبش بیان شده است. در وسط ضریح قبری است که از سطح زمین نیم متر ارتفاع دارد و آن را با پارچه ای سبز رنگ پوشیده و روی قبر گلدانی گذاشته اند.
حکایت مقام

یکی از نیک بختانی که توفیق زیارت امام مهدی (ع) را در عصر غیبت کبرا داشته، جناب آقای شیخ ابی جواد نعمانی است که به امام مهدی (عج) عرض می کند: «مولای من شما مقامی در حله و مقامی در نعمانیه دارید. چه موقع آن جا تشریف می آورید؟» حضرت می فرماید: «روز و شب سه شنبه در نُعمانیه و روز و شب جمعه در حلّه هستم. هر کس در مقام من ادب را به جا آورد، و بر امامان و من سلام فرستد و دوازده مرتبه صلوات بگوید، سپس دو رکعت نماز بخواند و با خداوند مناجات کند. خداوند حاجات او را عطا می فرماید.» نعمانی می گوید: «مولای من این مناجات را به من یاد بده.»

حضرت فرمود: »اللهم قد اخذ التادیب منّی حتی منی الضر... رحمتک و عذابک. این دعا را سه بار تکرار کرد تا من آن را حفظ کردم.»

از این که نعمانی به امام مهدی (عج) می گوید: «شما چه وقت در مقام نعمانیه هستید؟ پیداست که پیش از قرن هشتم، این مقام در میان مردم مشهور بوده است.
وقت زیارت مقام

مردم عراق، در هر شب سه شنبه و روز آن، شب نیمه شعبان و بیستم صفر و دهم محرم، به این مقام می ایند و هر شب جمعه، مجلسی در این مکان برگزار و نماز جمعه نیز خوانده می شود. زائرانی هم که پیاده از بصره و کوت به کربلا می ایند در این مقام استراحت می کنند.
ساختمان جدید مقام

بنای جدید در سال 1998 میلادی، ساخته شده است. علامه سید حبیب ابن سید سلمان، سخن ران و دانش مند نعمانی و مرجع دینی و اجتماعی، نقش به سزایی در رونق این مقام داشته است. آرام گاه این دانش مند بزرگ، در این مقام است.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:48 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مفهوم آخرالزمان در دین اسلام

در فرهنگ مسلمانان، افزون بر اصطلاح «علایم آخرالزمان» اصطلاح مشابه دیگری وجود دارد و آن «اشراط الساعة» یعنی علایم برپا شدن رستاخیز است. این اصطلاح، ویژه علایم وقوع قیامت است؛ ولی با بررسی روایاتی كه ذیل این عنوان نقل شده است، می‌فهمیم كه مضمون این روایات، مطالب مشترك بسیاری با روایات آخرالزمان دارد..

 

از آیات قرآن مطالب گوناگونی درباره ی آخرالزمان برداشت می‌شود. قرآن به طور كلی جهانیان را به دو‌بخش پیشینیان و پسینیان تقسیم كرده است.

علاوه بر آن، آیاتی، به ارث بردن زمین به وسیله صالحان و مستضعفان، پیروزی نهایی حق بر باطل و گسترش اسلام در سرتاسر جهان را بیان می‌كند كه پس از وقوع بلاها و فتنه‌های بسیار محقق می‌شود.  احادیث آخرالزمان را بسیاری از محدثان از جمله بخاری،  ابوداوود،  ابن ماجه،  احمد بن حنبل  و مرحوم مجلسی آورده‌اند.  این اصطلاح، در كتاب‌های حدیث و تفسیر در دو معنا به كار رفته است:

1. همه آن قسمت از زمان كه بنا بر عقیده مسلمانان، دوران نبوت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم)  است و از آغاز نبوت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)  تا وقوع قیامت را شامل می‌شود.


2. فقط آخرین‌بخش از دوران یاد شده كه در آن، مهدی موعود ظهور می‌كند و تحولات عظیمی در عالم واقع می‌شود.
بنابراین آخرالزمان در اسلام، به معنای دوره پایانی این عالم مادی است كه بعد از آن، قیامت برپا می‌شود؛ اما این دوره، گاهی بر معنای وسیع‌تر یعنی از آغاز ظهور اسلام تا آخر عمر عالم اطلاق شده و گاهی تنها بر دوره‌ای كه منجی و مصلح موعود ظهور خواهد كرد و جامعه متحول خواهد شد.


اتصاف پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم)  به پیامبر آخرالزمان با این دو مطلب ارتباط دارد: نخست این‌كه این پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) ، خاتم پیامبران است و شریعت وی به دلیل كامل بودن تا پایان این عالم اعتبار دارد و او پیامبر آخرین قسمت از زمان است كه به قیامت می‌پیوندد. دیگر این‌كه در نخستین سده‌های اسلام، دست‌كم تصور عده‌ای از مسلمانان چنین بود كه قیامت نزدیك است و ظهور پیامبر اسلام در عصری واقع شده كه به قیامت متصل است. البته در حقیقت، مطلب دوم نتیجه مطلب نخست است؛ یعنی چون پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) ، آخرین پیامبر و خاتم آن‌ها است. چنین تصوری میان مسلمانان پدید آمد كه بنابراین قیامت نزدیك است؛ لذا نمی‌توان دلیل دوم را مستقل و در عرض دلیل اول بیان كرد. این عقیده به روایاتی مستند بود كه از پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)  نقل شده كه مطابق مضمون آن‌ها فرموده است : «میان عصر وی و برپا شدن رستاخیز، فاصله چندانی نیست».
در یكی از روایات آمده است كه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)  یكی از روزها هنگام غروب آفتاب به اصحاب خود فرمود: «آنچه از عمر دنیا باقی مانده است در مقایسه با گذشته آن، به همان نسبت باقی‌مانده وقت امروز در مقایسه با گذشته آن است».
در روایات دیگر پیامبر می‌فرماید: «میان من و قیامت فاصله نیست؛ همان سان كه میان انگشت سبابه و وسطی فاصله نیست».
البته هنوز در اسناد این روایات تحقیق لازم به عمل نیامده و صحت آن‌ها به پیامبر اسلام محرز نیست؛ ولی مسلماً این روایات بین مسلمانان، این تصور را پیش آورده كه میان بعثت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم)  و برپا شدن رستاخیز، فاصله بسیار كمی است. در واقع، مراد پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)  این بوده كه میان من و قیامت، پیامبر و دین دیگری نیست و دین من، آخرین دین آسمانی و متصل به قیامت است؛ یعنی آنچه به طور قطع می‌توان فهمید، اتصال پیامبر آخرالزمان(صلی الله علیه وآله وسلم)  به قیامت و تمام شدن این عالم است؛ اما نمی‌توان گفت كه حتماً فاصله كمی بین بعثت پیامبر و پایان عالم وجود دارد؛ زیرا چه بسا این دین، به علت كامل بودن، در تمام دنیا فراگیر شود و هزاران سال هم ادامه داشته باشد؛ چنان كه تا امروز هم حدود پانزده قرن از ظهور آن گذشته و معلوم نیست تا كی ادامه خواهد داشت. تشبیه به انگشتان هم مؤید این مطلب است. به عبارت دیگر، پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم)  خواسته است به امت خود بفهماند كه او آخرین پیامبر، و دین او آخرین دین آسمانی و تنها راه نجات است و از این پس دیگر منتظر دین و آیین دیگری نباشند و مثال‌ها، تعبیرات و بیانات مختلف، تأكید بر این مطلب است.


مسلمانان، از تصور عمومی پیشینیان درباره محدودیت زمان این عالم و تعیین سنّ آن، متأثر بودند. تصور پیشینیان این بود كه از عمر این جهان، چند هزار سال بیش نمی‌گذرد و جهان مادی، عمر كوتاهی دارد و آغاز و انجام آن، به هم نزدیك است.
طبری ضمن نقل عقاید گذشتگان درباره مقدار زمان این جهان می‌نویسد:
عده‌ای آغاز تا انجام زمان را شش هزار سال می‌دانند و گروهی هفت هزارسال؛ ولی من این مدت را چهارده هزار سال می‌دانم؛ هفت هزار سال پس از آغاز خلقت تا پایان آفرینش ابوالبشر و هفت هزار سال پس از آن تا قیامت.
ابن اثیر نیز مانند همین مطلب را نقل كرده است؛  اما گروهی از دانشمندان مسلمان، تاریخ گذاری عالم و تعیین باقی مانده عمر عالم را آن گونه كه از طبری و ابن اثیر نقل شده است، از اسرائیلیات می‌شمارند و رد می‌كنند. آنان بر این عقیده‌اند كه به موجب آیه "وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ"  و آیات مشابه آن، كسی غیر از خداوند از عمر عالم آگاه نیست و پیش‌بینی باقی مانده آن، امكان ندارد.
قرآن هم از تعیین وقت مشخص برای پایان عالم پرهیز كرده است.  با این حال، با استفاده از روایات،  می‌توان بعثت پیامبر خاتم(صلی الله علیه وآله وسلم)  را سرآغاز دوره آخرالزمان دانست؛  زیرا ختم نبوت و نزول واپسین شریعت كه با ظهور پیامبر اسلام تحقق یافت، نخستین نشانه پایان تاریخ به شمار می‌رود؛  لذا مفسران، مقصود از نشانه‌های قیامت در سوره محمد(صلی الله علیه وآله وسلم)   را بعثت پیامبر دانسته‌اند كه در مقایسه عمر جهان، فاصله بسیار كمی تا قیامت دارد.
در فرهنگ عامه مسلمانان به ویژه شیعه، اصطلاح آخرالزمان، حكایت از عصری می‌كند كه مهدی موعود در آن ظهور می‌كند و تحولات ویژه‌ای در جهان رخ می‌دهد. در روایات مسلمانان، برای این عصر، مشخصات ویژه‌ای به نام «علایم آخرالزمان» نقل شده است. از مجموعه روایاتی كه در كتاب‌های حدیث، تفسیر و تاریخ درباره عصر ظهور مهدی موعود(علیه السلام)  نقل شده دو مطلب درباره مشخصات آخرالزمان (به نام عصر مهدی موعود) به صورت تواتر معنوی به دست می‌آید:
نخست این‌كه در این عصر، پیش از ظهور مهدی موعود، فساد اخلاقی، بیداد كرده و ستم همه جوامع بشری را فرا می‌گیرد و به صورت عام‌ترین پدیده در روابط انسان‌ها در می‌آید. از بُعد كیهانی هم عالم، به اتفاقات و پدیده‌های پیش‌بینی نشده دچار می‌شود. دیگر این‌كه پس از ظهور مهدی(علیه السلام) ، تحول عظیمی در جامعه واقع می‌شود؛ فساد و ظلم از میان می‌رود و توحید، عدل، رشد كامل عقلی و عملی در سراسر زندگی انسان‌ها گسترش می‌یابد. معروف‌ترین حدیث كه با عبارات گوناگون نقل شده است، علامت اصلی دوران حكومت مهدی(علیه السلام)  در آخرالزمان را گستردگی عدالت در سراسر جهان بر می‌شمرد:
خداوند، جهان را كه از بیداد و تباهی آكنده شده است، به وسیله او از قسط و عدل پر می‌سازد.
در فرهنگ مسلمانان، افزون بر اصطلاح «علایم آخرالزمان» اصطلاح مشابه دیگری وجود دارد و آن «اشراط الساعة» یعنی علایم برپا شدن رستاخیز است. این اصطلاح، ویژه علایم وقوع قیامت است؛ ولی با بررسی روایاتی كه ذیل این عنوان نقل شده است، می‌فهمیم كه مضمون این روایات، مطالب مشترك بسیاری با روایات آخرالزمان دارد.
با وجود اشتراك در مضمون روایات این مطلب بین تمام مسلمانان در ادوار مختلف مسلم است كه بین مسأله آخرالزمان و مسأله قیامت به صورت آشكار تفاوت است؛ زیرا به عقیده مسلمانان، قیامت؛ پس از فنای این عالم مادی است و پس از آن زندگی جاودانه است؛ اما دوره آخرالزمان، بخش پایانی همین دنیا است كه در آن، جامعه و افراد، دچار تحولات عظیم می‌شوند.
تعبیر «الیوم الآخر» كه در قرآن فراوان به كار رفته، مترادف جهان آخرت و ناظر به این واقعیت است كه زندگی آن جهان، به دنبال حیات دنیایی و سرانجام آن است؛ لذا این اصطلاح نیز با بحث آخرالزمان مورد نظر، متفاوت است.
در نظر عده‌ای از مفسران متأخر، علاوه بر روایات، آیاتی نیز هست كه آینده جوامع انسانی را بیان می‌كند و دربارة حكومت توحید و عدل است. این عده از مفسران، معتقدند كه آیات مربوط به استخلاف انسان و فرمانروا شدن نیكوكاران در زمین، وراثت صالحان و پیروزی حق بر باطل، آیاتی هستند كه سرنوشت آینده بشریت را پیشگویی می‌كنند و مستقیماً به مسأله آخرالزمان مربوطند.  چنین افرادی آیات و روایات مربوط به تحولات آخرالزمان را بیانگر نوعی فلسفه تاریخ می‌دانند. این مفسران، به فلسفه تاریخ انسان قایل بوده و درصدد كشف آن از دیدگاه اسلامند. در نظر ایشان، تحولات آخرالزمان كه در روایات بیان شده، چیزی جز آینده طبیعی جامعه انسانی نیست. عصر آخرالزمان، عبارت از دوران شكوفایی تكامل اجتماعی و طبیعی نوع انسان است. چنین آینده‌ای، امری است محتوم و مسلمانان باید منتظر آن باشند.
به نظر بعضی این انتظار هرگز نباید منفعلانه باشد؛ بلكه باید حالتی سراسر فعالیت و امیدواری باشد؛ زیرا انسانی كه به امید آینده‌ای درخشان و تحقق تمام آرمان‌های پیامبران است؛ باید دارای شور و آگاهی و سرشار از آمادگی باشد و با سعی و تلاش، خود و جامعه خود را برای چنین روزی مهیا كند. در چارچوب چنین برداشت فلسفی‌ای، آخرالزمان قطعه معینی از تاریخ نوعی انسان است كه نه ممكن است پیش افتد و نه به عقب افكنده شود. نوع انسان، باید حركت تكاملی تدریجی خود را كه بر مبنای پیروزی تدریجی حق بر باطل صورت می‌گیرد، همواره دنبال كند تا به دوره آخرالزمان برسد.
در نقطه مقابل این تصور كه طرحی برای فلسفه تاریخ است، در آثار بیشتر مسلمانان قدیم ـ اعم از شیعه و سنی ـ مسأله آخرالزمان ظاهراً به فلسفه تاریخ ربط داده نشده است. علمای قدیم نه در تفسیر آیات، سخن از تحول طبیعی جامعه انسانی به سوی حكومت توحید و عدل به میان آورده‌اند و نه روایات آخرالزمان را به چنین فلسفه‌ای برای تاریخ مربوط كرده‌اند. در نظر آنان، تحولات آخرالزمان، امری است غیرعادی كه در آخرین‌بخش زندگی نوع انسان واقع می‌شود و به تحولات قبلی جامعه انسانی مربوط نمی‌گردد؛ چون به نظر این افراد تاریخ، عبارت از مجموعه حوادث پراكنده و جدا از هم می‌باشد كه هر دوره، اتفاقات ویژه خود را دارد و پس از مدتی آن دوره سپری می‌شود و بر این اساس هم، پیروزی حق بر باطل، ویژة دوره آخرالزمان است و نه فلسفه‌ای كه تاریخ براساس آن حركت می‌كند. طبق این نظر، برخلاف آنچه در برداشت فلسفی از آخرالزمان دیده می‌شد، ممكن است هر قطعه از تاریخ نوع انسان، آخرالزمان باشد.
اما میان علمای قدیم نیز بین علمای شیعه و سنی اختلاف است؛ مفسران اهل سنت، آیات مربوط به پیروزی حق بر باطل و وعده‌های الهی را بر پیروزی‌های صدر اسلام حمل می‌كنند؛  ولی علمای شیعه، آن آیات را به عصر مهدی موعود(علیه السلام)  ربط داده‌اند.
به طور كلی می‌توان گفت اعتقاد به آخرالزمان، میان همة فرقه‌های بزرگ اسلامی مورد پذیرش است؛ اما در این‌كه تحولات آخرالزمان با ظهور مهدی موعود آغاز خواهد شد یا مصداق مهدی موعود، چه كسی است، اختلاف است. البته تفاوتی كه بین شیعه و اهل تسنن وجود دارد این است كه غیر شیعه، تحولات آخرالزمان را به قیام قیامت و مقدمه آن مربوط می‌دانند و به اشراط الساعة تعبیر می‌كنند؛  ولی شیعه، آخرالزمان را مقوله‌ای جدا از قیامت می‌داند و قایل است كه آخرالزمان، قطعه آخر این عالم است و تحولاتی در این قطعه رخ می‌دهد كه برخی مقدمه آخرالزمان است و برخی در متن آخرالزمان واقع می‌شود.
بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت كه مفهوم آخرالزمان، عبارت از قطعه و دوره آخر عمر این نسل از بشر است كه مقدمه‌ای برای پایان این دورة عالم و سپس برپایی قیامت است؛ اما خود این دوره مدتی از عمر بشر را در بر می‌گیرد كه با ظهور منجی و مصلح، بشر به تكامل و ترقی لایق خود نایل می‌شود و در نهایت، جهان رو به صلاح و رستگاری می‌رود؛ اگرچه قبل از این دوره و مقدم بر آن، جهان و زندگی بشری مدتی دستخوش تحولات و دگرگونی‌هایی می‌شود كه از آن‌ها با عنوان علایم آخرالزمان تعبیر می‌شود و بیشتر، بعد منفی دارند؛ فطرت سالم بشری از وجود آن‌ها رنج می‌برد و جوامع، دچار اضطراب می‌شوند.

------------------------------------------------------------------------------------------
1. واقعه (56): 13ـ14 و 39ـ40 و 49؛ حجر (15): 24.
2 . اعراف (7): 128ـ129؛ نور (24): 55؛ قصص (28): 5؛ فتح (48): 28.
3 . صحیح بخاری، ج 9، ص 49.
4. سنن ابوداوود، ج 4، ص 113.
5. سنن ابن ماجه، ج 1، ص 49.
6 . سنن احمد حنبل، ج 3، ص 5.
7 . بحارالانوار، ج 52، ص 185ـ278.
8. صحیح مسلم، ج 2، ص 581؛ اشراط الساعة، ص 81؛ بحارالانوار، ج52، ص181 به بعد.
9 . تاریخ طبری، ج 1، ص 55.
10 . الكامل فی التاریخ، ج 1، ص 14.
11. لقمان (31): 34؛ زخرف (43): 85.
12 . لقمان (31): 34؛ احزاب (33): 63؛ زخرف (43): 85.
13 . بحارالانوار، ج 2، ص 87، ج 9 و ص 319 و ج 12، ص 282 و ج 14، ص 83 و ج 15، ص 203 و ج 16، ص 18 ـ 21 و ج 20، ص 222 و ج 21، ص 317 و 351 و ج 40، ص 177.
14 . التحریر و التنویر، ج 26، ص 104.
15. تفسیر فرقان، ج 26 و 27، ص 109.
16. آیه 18.
17. مجمع البیان، ج 9، ص 154؛ تقسیر قرطبی، ج 8، جزء 16، ص 172.
18 . بحارالانوار، ج 52، ص 266؛ سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1336.
19 . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1341 ـ 1343؛ اشراط السّاعة، ص29 ـ 40.
20 . التحقیق، ج 1، ص 46؛ هزاره گرایی، ص 21.
21. المنار، ج 9، ص 80؛ تفسیر المیزان، ج14، ص 330؛ فی ظلال القرآن، ذیل اعراف(7): 128؛ انبیاء (21): 105؛ صافات (37): 171ـ175.
22. مانند آیه 55 سوره نور كه می‌فرماید: «خداوند به افرادی از شما كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، وعده داد كه آن‌ها را در روی زمین، خلیفه قرار دهد؛ آن‌چنان كه گذشتگان را خلیفه قرار داد. و دین آن‌ها را مستقر كند و ترسشان را به ایمنی مبدّل سازد».
23. التبیان فی تفسیر القرآن، ج7، ص283 ـ 284 و ج8، ص129.
24. شرح مقاصد، ج 5، ص 315 ـ 320.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:47 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مفهوم واقعی عدالت

حالا البته این پر کردن دنیا را از عدالت، این را ما نمی‏توانیم بکنیم. اگر می‏توانستیم می‏کردیم. اما چون نمی‏توانیم بکنیم، ایشان باید بیایند. الآن عالم پر از ظلم است. شما یک نقطه هستید در عالم. عالم پر از ظلم است، ما اگر بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم. تکلیف مان است. ضرورت اسلام و قرآن، تکلیف ما کرده است که باید برویم همه‏ی کار را بکنیم. اما نمی‏توانیم بکنیم. چون نمی‏توانیم بکنیم، باید او بیاید تا بکند، اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را هم‏چو بکنیم که مهیّا بشود عالم برای آمدن حضرت علیه السّلام.(62)
قضیه‏ی غیبت حضرت صاحب علیه السّلام، قضیه‏ی مهمی است که به ما مسایلی می‏فهماند. مِنْ‏جمله این که؛ برای یک هم‏چو کار بزرگی که در تمام دنیا، عدالت به معنای واقعی اجرا بشود، در تمام بشر نبوده کسی الاّ مهدی موعود علیه السّلام که خدای تبارک و تعالی او را ذخیره کرده است برای بشر. هر یک از انبیا که آمدند، برای اجرای عدالت آمدند و مقصدشان هم این بود که اجرای عدالت را در همه‏ی عالم بکنند، لکن موفق نشدند. حتی رسول ختمی مرتبت صلّی اللّه علیه و آله که برای اصلاح بشر آمده بود و برای اجرای عدالت آمده بود و برای تربیت بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به این معنا. و آن کسی که به این معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد کرد نه آن هم این عدالتی که مردم عادی می‏فهمند - که فقط قضیه‏ی عدالت در زمین برای رفاه مردم باشد - بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیّت. انسان اگر هر انحرافی پیدا کند؛ انحراف عملی، انحراف روحی، انحراف عقلی، برگرداندن این انحرافات را به معنای خودش، این ایجاد عدالت است در انسان. اگر اخلاقش، اخلاق منحرفی باشد، از این انحراف وقتی به اعتدال برگردد، این عدالت در او تحقق پیدا کرده است. اگر در عقاید، یک انحرافاتی و کجی‏هایی باشد، برگرداندن آن عقاید کج به یک عقیده‏ی صحیح و صراط مستقیم، این ایجاد عدالت است در عقل انسان. در زمان ظهور مهدی موعود علیه السّلام که خداوند ذخیره کرده است او را، از باب این که هیچ کس در اولین و آخرین، این قدرت برایش نبوده است و فقط برای حضرت مهدی موعود علیه السّلام بوده است که تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد و آن چیزی که انبیا موفق نشدند به آن، با این که برای آن خدمت آمده بودند، خدای تبارک و تعالی ایشان را ذخیره کرده است که همان معنایی که همه‏ی انبیا آرزو داشتند، لکن موانع، اسباب این شد که نتوانستند اجرا بکنند و همه‏ی اولیا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند، به دست این بزرگوار اجرا بشود. این که این بزرگوار را طول عمر داده، خدای تبارک و تعالی، برای یک هم‏چو معنایی، ما از آن می‏فهمیم که در بشر کسی نبوده است دیگر، قابل یک هم‏چو معنایی نبوده است. و بعد از انبیا که آن‏ها هم بودند، لکن موفق نشدند، کسی بعد از انبیا و اولیای بزرگ، پدران حضرت موعود علیه السّلام، کسی نبوده است که بعد از این، اگر مهدی موعود علیه السّلام هم مثل سایر اولیا به جوار رحمت حق می‏رفتند، دیگر در بشر، کسی نبوده است که این اجرای عدالت را بکند. نمی‏توانسته و این، یک موجودی است که ذخیره شده است برای یک هم‏چو مطلبی. و لهذا به این معنا، عید مولود حضرت صاحب - ارواحنا له الفداء - بزرگ‏ترین عید برای مسلمین است و بزرگ‏ترین عید برای بشر است نه برای مسلمین.
اگر عید ولادت حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله بزرگ‏ترین عید است برای مسلمین. از باب این که موفق به توسعه‏ی آن چیزهایی که می‏خواست توسعه بدهد، نشد؛ چون حضرت صاحب علیه السّلام این معنا را اجرا خواهد کرد و در تمام عالم زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. به همه‏ی مراتب عدالت، به همه‏ی مراتب دادخواهی، باید ما بگوییم که عید شعبان - عید تولد حضرت مهدی علیه السّلام - بزرگ‏ترین عید است برای تمام بشر - وقتی که ایشان ظهور کنند ان شاءاللَّه (خداوند تعجیل کند در ظهور او). تمام بشر را از انحطاط بیرون می‏آورد. تمام کجی‏ها را راست می‏کند: یملأ الأرض عدلاً بعد ما مُلِئت جوراً هم‏چو نیست که این عدالت همان که ماها از آن می‏فهمیم، که نه یک حکومت عادلی باشد که دیگر جور نکند. آن، این هست اما خیر، بالاتر از این معناست. معنی یملأ الأرض عدلاً بعد ما ملئت جوراً، الآن زمین و بعد از این، از این هم بدتر شاید بشود. پر از جور است. تمام نفوسی که هستند انحرافات در آن‏ها هست. حتی نفوس اشخاص کامل هم در آن، انحرافاتی هست ولو خودش نداند. در اخلاق‏ها، انحراف هست. در عقاید، انحراف هست. در اعمال، انحراف هست و در کارهایی هم که بشر می‏کند، انحرافش معلوم است و ایشان مأمورند برای این که تمام این کجی‏ها را مستقیم کنند و تمام این انحرافات را برگردانند به اعتدال که واقعاً صدق بکند: یملأ الأرض عدلاً بعد ما ملئت جوراً. از این جهت، این عید، عید تمام بشر است. تمام بشر را ایشان هدایت خواهند کرد ان شاء اللَّه و ظلم و جور را از تمام روی زمین برمی‏دارند به همان معنای مطلقش. از این جهت این عید، عید بسیار بزرگی است که به یک معنا از عید ولادت حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله که بزرگ‏ترین اعیاد است، این عید به یک معنا بزرگ‏تر است.(63)
چه مبارک است میلاد بزرگ شخصیتی که برپا کننده‏ی عدالتی است که بعثت انبیا علیهم السّلام برای آن بود و چه مبارک است زادروز اَبَرمردی که جهان را از شرّ ستم‏گران و دغل‏بازان تطهیر می‏نماید و زمین را پس از آن که ظلم و جور، آن را فراگرفته، پر از عدل و داد می‏نماید و مستکبران جهان را سرکوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض می‏نماید. و چه مسعود و مبارک است روزی که جهان از دغل‏بازی‏ها و فتنه انگیزی‏ها پاک شود و حکومت عدل الهی بر سراسر گیتی گسترش یابد و منافقان و حیله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق تعالی بر بسیط زمین، افراشته گردد و تنها قانون عدل اسلامی بر بشریت حاکم شود و کاخ‏های ستم و کنگره‏های بیداد فروریزد و آن چه غایت بعثت انبیا علیهم صلوات اللَّه و حامیان اولیا علیهم السّلام بوده، تحقق یابد و برکات حق تعالی بر زمین نازل شود و قلم‏های ننگین و زبان‏های نفاق افکن، شکسته و بریده شود و سلطان حق تعالی بر عالم پرتو افکن گردد و شیاطین و شیطان صفتان به انزوا گرایند و سازمان‏های دروغین حقوق بشر از دنیا برچیده شوند. و امید است که خداوند متعال آن روز فرخنده را به ظهور این مولود فرخنده هر چه زودتر فرارساند و خورشید هدایت و امامت را طالع فرماید.(64)


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:47 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

معنای ولایت تکوینی امام چیست

مقصود از ولایت تکوینی آن است که فردی بر اثر پیمودن راه بندگی آن چنان قرب و کمال معنوی پیدا کند که به فرمان و اذن الهی بتواند در جهان تصرف نماید.
ولایت تکوینی یک کمال روحی و معنوی است که در سایه عمل به تکالیف الهی و قوانین شرع در درون انسان پدید می‏آید و سرچشمه مجموعه‏ای از کارهای خارق‏العاده می‏گردد. این نوع ولایت بر خلاف ولایت تشریعی کمال و واقعیتی است اکتسابی، و راه کسب برخی از مراتب آن به روی همه باز است، و امام می‏تواند به بالاترین مراتب آن برسد.
ولی مقاماتی که در ولایت تشریعی بیان گردیده، همه موهبت خداوندی است که پس از تحصیل یک سلسله زمینه‏ها، چیزی جز خواست خداوند در آن دخالت ندارد.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:46 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مفاد روایات در مورد مدت حکومت حضرت مهدی علیه السلام چیست

وایات در این زمینه بر دو دسته‏اند:
الف: روایاتی که دلالت دارند بر اینکه مدت بقای حکومت حضرت ده سال یا کمتر است. این قول مشهور بین علما بوده، غالب روایاتش در مصادر اهل سنت یافت می‏شود.
ب: برخی روایات دیگر دلالت دارد بر اینکه مدت حکومت حضرت بیش از ده سال است.
روایاتی از نوع اول‏
1- ابو داوود به سندش از ابو سعید خدری از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: مهدی از من است... و هفت سال حکومت خواهد کرد.(1320)
2- ترمذی به سند خود از ابو سعید خدری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: همانا در میان امتم مهدی است که خروج خواهد کرد و در مدت پنج یا هقت سال یا نه سال حکومت خواهد نمود.(1321)
روایاتی از نوع دوم‏
1- قندوزی حنفی از حذیفة بن یمان نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مهدی مردی از اولاد من است... بیست سال حکومت خواهد نمود.(1322)
2- سیوطی به سندش از امام علی علیه السلام نقل کرده که فرمود: مهدی در مدت سی یا چهل سال، متولی امر مردم خواهد شد.(1323)
3- شیخ طوسی به سندش از جابر از امام باقر علیه السلام در حدیثی نقل می‏کند که به حضرت عرض کردم: چه مدت قیام حضرت در جهان طول خواهد کشید؟ حضرت فرمود: نوزده سال.(1324)
4- و نیز به سندش از ابن ابی یعفور نقل کرده که امام صادق علیه السلام فرمود: حکومت قائم از ما نوزده سال و چند ماه خواهد بود.(1325)
5- و نیز از عبد الکریم خثعمی نقل می‏کند که به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مدت حکومت قائم علیه السلام چه مقدار است؟ حضرت فرمود: هفت سال، خداوند روزها و شب‏ها را طولانی خواهد کرد به حدی که یک سال از سال‏های او به مقدار ده سال از سال‏های شما است. لذا مدت حکومت آن حضرت هفتاد سال از سال‏های شما خواهد بود.(1326)
و نیز به سندش از ابی الجارود از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: همان قائم سیصد و نه سال حکومت خواهد نمود همان گونه که اهل کهف در غارشان درنگ کردند، زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد آن گونه که پر از ظلم و جور شده باشد.(1327)


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:46 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

معنای ظهور امام زمان علیه السلام چیست

در اینکه معنا ظهور امام زمان علیه السلام چیست سه احتمال داده شده که قابل جمع است:
1- اینکه مقصود از ظهور بروز و انکشاف بعد از محجوب بودن و استتار باشد. این معنا مختص فهم شیعی است که معتقد به غیبت برای امام زمان علیه السلام است.
2- اینکه مقصود اعلان انقلاب و قیام به جهت پیاده کردن اسلام ناب و در سایه حکومت عدل باشد، این مفهوم با دیدگاه امامی و دیگران نیز سازگاری دارد.
3- مقصود از ظهور پیروزی و سیطره بر عالم است. این معنا بعد از آن حاصل می‏شود که حضرت از پرده غیبت به در آمده و امور او مرتب گردد.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:46 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

معرکه هرمجدون چیست

برخی از دانشمندان، یکی از علایم ظهور حضرت مهدی علیه السلام را وقوع معرکه جنگی در منطقه‏ای به نام هرمجدون و به تعبیر روایات قرقیسیا می‏دانند. این قضیه حتی در کتب اهل کتاب نیز به آن اشاره شده است.(1085)
اهل کتاب از یهود و نصارا این معرکه جنگی را بس عظیم و خطرناک می‏دانند که در پایان تاریخ بشر اتفاق خواهد افتاد.
هرمجدون کلمه‏ای است مشتق از هر به معنای کوه، و مجدو که اسم وادی یا کوه کوچکی در شمال فلسطین است. اهل کتاب را گمان بر این است که مساحت معرکه این جنگ از منطقه مجدو در شمال فلسطین تا ایدوم در جنوب امتداد دارد که حدود دویست میل است.(1086)
آنان معتقدند که در این جنگ لشکری با حدود 400 ملیون نفر شرکت خواهند داشت.(1087) لشکری که از عراق، ایران، لیبی، سودان و قفقاز در جنوب روسیه تشکیل شده است.(1088)
دکتر عبدالکریم زبیدی می‏گوید: ... این حادثه همان حادثه بزرگی است که قبل از ظهور امام مهدی علیه السلام تحقق خواهد یافت، و در روایات از آن به معرکه قرقیسیا یاد شده است. در آن واقعه میلیون‏ها لشکر از آمریکا، اروپا، روسیه، ترکیه، مصر و دولت‏های مغرب عربی، و لشکریانی از شهرهای شام یعنی سوریه، اردن، لبنان، فلسطین و اسرائیل شرکت خواهند داشت. همگی در منطقه‏ای به نام قرقیسیا از بلاد شام با هم مواجه خواهند داشت و سفیانی در این هنگام خروج خواهد کرد....(1089)
کلینی به سند خود از امام باقر علیه السلام نقل کرده که به میسر فرمود: ای میسر! چه مقدار بین شما و قرقیسیا فاصله است؟ عرض کرد: نزدیک شاطی‏ءالفرات است. حضرت فرمود: أما أنه سیکون بها وقعة لم یکن مثلها منذ خلق الله تبارک و تعالی السموات و الارض و لا یکون مثلها ما دامت السموات و الارض. مأدبة للطیر تشبع منها سباع الارض و طیور الاسماء...(1090)؛ آگاه باش که در آن مکان واقعه‏ای اتفاق خواهد افتاد که نظیر آن از زمان خلقت آسمان‏ها و زمین از جانب خداوند تبارک و تعالی اتفاق نیفتاده است و نخواهد افتاد. آنجا محل پذیرایی پرندگان خواهد بود. درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر خواهند شد.
از مجموعه روایات در این باب به خوبی استفاده می‏شود که در این جنگ فرمانده عملیاتی این جنگ از جانب دشمنان اسلام، شخصی به نام سفیانی است. او کسی است که به کمک مراکز جاسوسی یهود و آمریکا در میان مردم تفرقه انداخته و مردم را بر ضد شیعیان اهل بیت تحریک خواهد کرد، و نیز بعد از پناه بردن امام زمان علیه السلام به کعبه با عده‏ای از یاران خود در صدد مقابله با حضرت برآمده که خود او با لشکریانش در منطقه‏ای به نام بیدا به زمین فرو خواهند رفت.
در همین جنگ است که بنیه یهود از هم پاشیده شده و بسیاری از آنها نابود خواهند شد.
بخاری به سندش از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: قیامت بر پا نمی‏شود تا آنکه شما با یهود بجنگید در آن هنگام به حدی از آنان کشته خواهد شد که حتی سنگی که یک یهودی در آن پناه گرفته می‏گوید: ای مسلمان! این یهودی است که در کنار من پناه گرفته او را به قتل برسان.(1091)


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:45 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

معنای انّه الدعاء لصاحب الزمان علیه السّلام‏

بعد از روشن شدن وثاقت موجود در سلسله‏ی سند این دعای شریف، لازم است به عبارتی که ابن بزوفری قبل از این دعا آورده است، بپردازیم.
وی قبل از آوردن متن دعای ندبه چنین می‏گوید:
انّه الدعاء لصاحب الزمان صلوات اللَّه علیه و یستحب أن یدعی به فی الاعیاد الاربعة....(370)
مرحوم بزوفری چنین گفته که دعای ندبه، دعایی است برای حضرت صاحب الزمان علیه السّلام و مستحب است آن را در عیدهای فطر، قربان، غدیر و روز جمعه بخوانند.
بر اهل دقت پوشیده نیست که در عبارت: انّه الدعاء لصاحب الزمان صلوات اللَّه علیه، دو احتمال وجود دارد که عبارتند از:
1) این دعای شریف، دعایی است که از جانب امام زمان علیه السّلام انشاء شده است.
2) این دعا، دعایی است که برای وجود مقدس امام زمان علیه السّلام انشاء شده است، نه این که انشاء این دعا از طرف آن حضرت صورت گرفته باشد.
امّا از آن‏جا که مرحوم ابن بزوفری در ادامه می‏فرماید:
و یستحب أن یدعی به فی الاعیاد الاربعة.
مستحب است که این دعا در عیدهای چهارگانه خوانده شود
معلوم می‏گردد که در نگاه مرحوم ابن بزوفری، انشاء این دعای شریف از جانب کسی غیر از امام معصوم علیه السّلام نبوده است؛ زیرا بزرگان اصحاب امامیه هیچ‏گاه در رابطه با دعایی که از جانب شخصی غیر از معصوم علیه السّلام صادر شده باشد، نمی‏گویند مستحب است آن را فلان وقت معیّن بخوانید.
بنابراین، به دو قرینه، احتمال این که دعای ندبه از سوی شخص دیگری غیر از امام معصوم علیه السّلام صادر شده باشد، مردود است:
1) این که می‏فرماید: یستحب؛ (مستحب است خواندن این دعا). و ظاهر این کلمه می‏رساند که این دعا از جانب معصوم صادر شده است؛ زیرا محکوم کردن هر کدام از افعال و أذکار به هر یک از احکام خمسه (وجوب و حرمت، استحباب، کراهت، اباحه) از امور توقیفیه می‏باشد که فقط باید از جانب اولیای خدا صورت گیرد.
2) این که برای قرائت این دعا، زمان خاص (اعیاد اربعه) بیان شده و دعایی که از جانب غیر معصوم انشاء شده باشد، نمی‏تواند از چنین ویژگی برخوردار باشد.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:45 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]