مقصود از خسوف و کسوف که از علایم ظهور است چیست

در روایات علایم ظهور آمده که یکی از نشانه‏های ظهور کسوف در اواسط ماه و خسوف در اول ماه بر خلاف عادت است.(1092)
دار قطنی به سندش از امام محمد باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: همانا برای مهدی ما دو نشانه است که از زمان خلقت آسمان‏ها و زمین این گونه نبوده است یکی خسوف ماه در اول شب رمضان و دیگری کسوف خورشید در نیمه ماه رمضان.(1093)
در کیفیت حدوث این دو واقعه غیر عادی چند احتمال است:
1- حدوث این دو به توسط جرمی باشد که در فضا به طور ناگهانی پیدا می‏شود، اجرامی که امروزه از آنها به اجرام سرگردان در هوا یاد می‏شود که گاه بین ماه و خورشید فاصله می‏شود و با آنها خسوف و کسوف ایجاد می‏گردد.
2- تحقق خسوف و کسوف به توسط جرمی باشد که از زمین جدا می‏شود زیرا ممکن است که بشر با پیشرفت علمی و تکنیکی که دارد بتواند تکه‏هایی عظیم از کره زمین را جدا ساخته و آن را در هوا معلق گرداند و در نتیجه باعث خسوف و کسوف گردد.
3- تحقق این دو به نحو اعجاز و خرق قانون طبیعت باشد.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:52 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مقصود از دوازده خلیفه چه کسانی‏اند

این احادیث در حجة الوداع از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ایراد شده است. همان حجی که در آن حدیث ثقلین و حدیث غدیر از ناحیه پیامبر ذکر شده است.
روایات نیز همانند آیات قرآن یکدیگر را تفسیر می‏کنند، لذا با جمع بین این سه دسته روایات پی می‏بریم که دوازده امام از عترت و اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله بوده و اول آنها علی بن ابی طالب است. زیرا پیامبر مطابق حدیث ثقلین فرمود: من دو شی‏ء گرانبها در میان شما می‏گذارم که با تمسک به آن دو هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم. و در روز غدیر خم نیز علی بن ابی طالب را به مقام خلافت و امامت بعد از خود مبعوث کرد.
و نیز در روایات دوازده خلیفه تعبیرات و صفاتی درباره آنها به کار رفته که بر غیر امامان معصوم منطبق نخواهد بود، از قبیل اینکه:
1- اسلام به وجود آنها عزیز است.
2- دین به جود آنها قائم است.
3- کسانی که در صدد خوار کردن آنها برآیند هیچ گونه ضرری به آنها وارد نخواهند کرد.
و نیز مطابق برخی از روایات که حموینی و قندوزی حنفی نقل کرده‏اند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اسامی هر یک از دوازده امام از ذریه خود را ذکر کرده است.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:52 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مقصود از بدن هورقلیایی چیست

در پاورقی کتاب برهان قاطع آمده است: هورقلیا ظاهرا از کلمه عبری هبل به معنای هوای گرم، تنفس و بخار و قرنئیم به معنای درخشش و شعاع است. و کلمه مرکب به معنای تشعشع بخار است.(866)
شیخ احمد احسائی معتقد است که هورقلیایی لغتی سریانی و از زبان صابئین گرفته شده است.(867)
قطب الدین شیرازی می‏گوید: جابلقا و جابرسا نام دو شهر از شهرهای عالم عناصر مثل و هورقلیا از جنس افلاک مثل است. پس هورقلیا بالاتر است.(868)
با توجه به آنچه گذشت روشن می‏شود که مراد از عالم هورقلیایی همان عالم مثال است و چون عالم مثال بر دو قسم است: اول و آخر، گفته‏اند: این عالم دارای دو شهر است: جابلقا و جابرسا. عالم مثال، یا خیال منفصل، یا عالم برزخ بین عالم عقول و عالم ماده، چیزی است که عارفان و فیلسوفان اشراق به آن معتقدند ولی فلاسفه مشاء آن را نپذیرفته‏اند.
اشراقیان عالم مثال را دو مرحله می‏دانند:
1- مثال در قوس نزول، که بین غیب مطلق و شهادت مطلق قرار دارد. این عالم را برزخ قبل از دنیا می‏دانند که به وسیله قاعده امکان اشرف اثبات می‏کنند. این مثال را جابلقا می‏نامند.
2- مثال در قوس صعود، که بین دنیا و آخرت قرار دارد و پس از افول و غروب نفس ناطقه از این بدن ظلمانی وارد عالم برزخ شده و از آنجا به قیامت کبرا می‏رود. این مثال را جابرسا می‏نامند.
ولی شیخ احمد احسائی در جواب ملا محمد حسین اناری که از لفظ هورقلیا سؤال کرده بود این چنین می‏گوید: هورقلیا به معنای ملک دیگر است که حد وسط بین عالم دنیا و ملکوت بوده و در اقلیم هشتم قرار دارد. و دارای افلاک و کواکبی مخصوص به خود است که به آنها جابرسا و جابلقا می‏گویند.(869)


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:51 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مقصود از خروج دجال که از علایم ظهور به حساب آمده چیست

روایات بسیاری در مصادر حدیثی اهل سنت درباره خروج دجال در آخرالزمان و قبل از برپایی حکومت امام مهدی علیه السلام وارد شده است.
بخاری به سندش از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: دجال خروج خواهد کرد تا اینکه در ناحیه‏ای از مدینه فرود می‏آید، و سه بار اعلان آماده‏باش جنگ می‏دهد، آن گاه به سوی او هر کافر و منافقی حرکت می‏کند.(1100)
در مصادر اهل سنت برای دجال صفاتی ذکر شده است از قبیل:
1- ادعای ربوبیت می‏کند.(1101)
2- عمر طولانی دارد.(1102)
3- همراه او آب و آتش است.(1103)
4- کور را بینا کرده و برص را شفا می‏دهد.(1104)
5- مرده را زنده می‏کند.(1105)
6- کسی را می‏کشد آن گاه او را زنده می‏کند.(1106)
7- با او بهشت و آتش است.(1107)
8- با او نهری از آب سفید و نهری از آتش است.(1108)
9- خواسته او برآورده می‏شود.(1109)
درباره دجال با این اوصاف احتمالاتی وجود دارد:
الف: دجال شخصی حقیقی است که کارهای خارق‏العاده‏ای را در قالب سحر و جادو انجام می‏دهد.
ب:
مقصود به دجال همان ابلیس (شیطان) است.
ج:
احتمال می‏رود که دجال همان سفیانی است که در روایات شیعه به خروج او در آخرالزمان تاکید فراوان ده است.
د: مقصود از دجال همان اسرائیل است.
در ابتدا این احتمال به نظر می‏رسد که احادیث دجال از جمله اسرائیلیاتی باشد که در احادیث اهل سنت وارد شده است زیرا:
اولا:
اثری از این احادیث در روایات اهل بیت علیه السلام به چشم نمی‏خورد.
ثانیا:
غالب احادیث دجال از کعب الاحبار یهودی‏الاصل رسیده است. کسی که تمام افعال و اقوالش مشکوک ه نظر می‏رسد.
ثالثا:
این اعتقاد که مسیح منتظر خروج می‏کند و دجال را به قتل می‏رساند در عقاید یهود مشاهده می‏شود.
در هر حال بر فرض صحت این روایات احتمال تأویل این روایات و رمزی بودن و جنبه سمبلیک داشتن آنها زیاد است.
سید محمد صدر رحمة الله علیه می‏فرماید: دجال رمزی است از اوج تمدن و تکنیک غرب که با اسلام و مبانی آن ستیز دارد. تمدنی که در صدد به سلطه کشیدن هر انسانی است ما به طور وضوح مشاهده می‏کنیم که چگونه تمدن و تکنیک غرب مادی‏گرا در این عصر بر تمام جوامع حتی مسلمانان تسلط پیدا کرده است...(1110)
از بیانات استاد محمد طیّ(1111) و نویسنده مصری شیخ محمد فهیم ابو عبیه در تعلیقه خود بر کتاب نهایة البدایة و النهایة(1112) نیز همین احتمال به دست می‏آید.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:51 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مقصود از انتظار مسیحا چیست

یهودیان در سراسر تاریخ محنت‏بار خود هر گونه خواری و شکنجه را به این امید بر خود هموار کرده‏اند که روزی مسیحا بیاید و آنان را از گرداب ذلت و درد رنج رهانده فرمانروای جهان گرداند. هم اکنون صهیونیست‏های اشغالگر فلسطین، علاوه بر دعاهای مسیحایی مرسوم در پایان مراسم سالگرد بنیان‏گذاری رژیم اسرائیل غاصب (پنجم ماه ایّار عبری) پس از دمیدن در شیپور عبادت، این گونه دعا می‏کنند: اراده خداوند، خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیده دم آزادی باشیم و نفخ صور مسیحا گوش ما را نوازش دهد .(62)
بسیار طبیعی است که قوم بنی اسرائیل با گذشته تیره و تار خود در انتظار آینده بهتری باشد. به همین علت که حضرت موسی علیه السلام به عنوان یک منجی میان ایشان برخاست آنان در پذیرفتن او درنگ نکردند. این آرمان در دوران ابتلا پا گرفت و هرگز از ایشان جدا نشد و تنها با انتخاب داوود به پادشاهی بود که آرزوی قوم برای قیام یک منجی کاملا برآورده شد. داوود نمونه یک پادشاه یهودی و الگوی جاودانی شخص مسیحا گردید. و در واقع برخی از انبیا و حکیمان هم او را مسیحا می‏دانستند.(63)
عصر داوود و سلیمان را می‏توان دوران شکوفا شدن آرمان مسیحایی در اذهان قوم یهود دانست. امید مسیحایی با دو نیم شدن حکومت بنی اسرائیل پس از حضرت سلیمان جدی‏تر شد.
انبیا نه تنها آتش شوق را در دل‏ها روشن نگه می‏داشتند بلکه به توسعه دادن مفهوم مسیحا و دوران مسیحایی می‏پرداختند. آنان معتقد بودند که شخص مسیحا که خدا به وسیله او جهان را مبارک خواهد ساخت، در اذهان بیشتر انبیا حاضر بود.
اندیشه مسیحایی در پیشگویی‏های إشَعیا به طور وضوح آمده است. مسیحای آرامش آفرین و تسلی بخش قوم یهود در یکی از پیشگویی‏های او تصویر شده است او حکومت آرمانی عادلانه‏ای را پی می‏افکند که در آن زمان جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد مثل آب‏هایی که دریا را می‏پوشاند و آن، پس از گسترش دین بنی اسرائیل در سراسر گیتی است که همچون پرچم قوم‏ها بر پا خواهد شد و امت‏ها آن را خواهند طلبید.(64)
و نیز می‏خوانیم: و در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانه خداوند بر قله کوه‏ها ثابت خواهد شد و فوق تل‏ها برافراشته خواهد گردید و جمیع امت‏ها به سوی آن روان خواهند شد....(65)
برخی از پیشگویی‏های صفنیا حتی از پیشگویی‏های اشعیا جهان شمول‏ترند از دید او عصر مسیحایی زمان اصلاح کلی جهان است؛ زیرا که در آن زمان، زبان پاک به امت‏ها خواهد داد تا جمیع ایشان اسم یَهوَه را بخوانند و به یک دل او را عبادت کنند. تصور تَلمود پیرامون شخص مسیحا به قرار زیر است: یک انسان که نهالی از خاندان سلطنتی داوود است و قداست او تنها به سبب موهبت‏های طبیعی وی خواهد بود. امت‏های مشرک به دست او نابود خواهند گشت و بنی اسرائیل قوت خواهد گرفت.(66)


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:51 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مقصود از اصلاح امر حضرت مهدی علیه السلام در یک شب چیست

مطابق روایات شیعه و سنی خداوند متعال امر حضرت مهدی علیه السلام را در یک شب اصلاح خواهد کرد.
ابو بصیر از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: خداوند عزوجل امر او را در یک شب اصلاح خواهد نمود.
و نیز از امام حسین علیه السلام نقل است که فرمود: قائم ما اهل بیت [کسی است که‏] خداوند متعال امر او را در یک شب اصلاح و آماده خواهد نمود.
ابن ماجه از امام علی علیه السلام نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مهدی از ما اهل بیت است که خداوند امر او را در یک شب اصلاح و آماده خواهد نمود.(1177)
مقصود به اصلاح امر حضرت در یک شب آن است که مقدمات نصر و پیروزی را در اسرع وقت و در یک شب فراهم کرده و او را مامور به ظهور خواهد نمود و اولین اقدامی که برای او خواهد نمود اجتماع اصحاب خاص آن حضرت است.
ولی چیزی که باقی می‏ماند اینکه چگونه امر حضرت در یک شب اصلاح و آماده می‏شود در حالی که طابق روایات گروهی همانند جیش سفیانی و دجال و دیگران به مبارزه با او خواهد پرداخت.
پاسخ :
اولا:
ممکن است مقصود از یک شب که در روایات آمده کنایه از سرعت اصلاح امر امام زمان علیه السلام اشد.
ثانیا:
ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت علیه السلام پیروزی در یک شب باشد.
ثالثا:
ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت تنها مقدمه سازی برای اعلان ظهور باشد گر چه پیروزی هایی به طول انجامد.
رابعا:
از آنجا که معارضه با مخالفان به سرعت و با اعجاز انجام می‏گیرد، لذا تعبیر به یک شب شده است.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:50 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مقر حکومت امام مهدی علیه السلام بعد از ظهور کجاست

از برخی روایات استفاده می‏شود که مقر حکومت و به تعبیر دیگر پایتخت حکومت حضرت مهدی علیه السلام کوفه خواهد بود.
ابو بصیر می‏گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: ای ابا محمد! گویا می‏بینم که قائم آل محمد با خانواده‏اش در مسجد سهله فرود آمده است. گفتم: آیا خانه او مسجد سهله است؟ فرمود: آری....(1311)
امام صادق علیه السلام از مسجد سهله یاد کرد و فرمود: آن خانه صاحب ما (حضرت مهدی علیه السلام) است زمانی که با خاندانش در آنجا سکونت گزیند.(1312)
امام باقر علیه السلام می‏فرماید: مهدی علیه السلام قیام می‏کند و به سوی کوفه می‏رود و منزلش را آنجا قرار می‏دهد.(1313) و نیز آن حضرت می‏فرماید: هنگامی که قائم ما قیام کند و به کوفه برود هیچ مومنی نیست مگر آنکه در آن شهر در کنار مهدی علیه السلام سکونت می‏گزیند یا به آن شهر می‏آید.(1314)
حضرت علی علیه السلام در این باره می‏فرماید: روزگاری فرا رسد که این جا (مسجد کوفه) نمازگاه و مصلای مهدی علیه السلام گردد.(1315)


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:50 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مقام منتظران حقیقی مهدوی

منتظران راستین، برترین مردم همه روزگاران ، بسان حاضران در خیمه آن حضرت هنگام ظهور خواهند بود. ثواب ایشان مانند پاداش نمازگزار و روزه‌دار است و ایشان گرامى‌ترین امت و رفیق پیامبر صلّى اللّه علیه و اله هستند. آن‌ها بسان مجاهدان در راه خدا و در ركاب حضرت رسول صلّى اللّه علیه و اله هستند و پاداش هریك از آن‌ها برابر با هزار شهید از شهیدان صدر اسلام است...

 

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

در سخنان معصومین علیهم السّلام آن چنان مقام و منزلتى براى منتظران راستین حضرت مهدى عجل اللّه تعالى فرجه الشریف برشمرده شده كه به راستى جاى شگفتى و تعجب دارد. و این پرسش را ایجاد مى‌كند كه چگونه ممكن است چنین حالتى از چنین ارزشى والا برخوردار باشد. البته توجه به جایگاه ارجمند انتظار و نیز وظایف منتظران تا حدودى مى‌تواند پاسخى به این پرسش باشد.

در اینجا به برخى فضایل و برترى‌هاى منتظران با استفاده از روایات نورانى معصومین علیهم السّلام اشاره مى‌شود.

منتظران راستین، برترین مردم همه روزگاران (1)، بسان حاضران در خیمه آن حضرت هنگام ظهور خواهند بود. (2) ثواب ایشان مانند پاداش نمازگزار و روزه‌دار است.(3) و ایشان گرامى‌ترین امت و رفیق پیامبر صلّى اللّه علیه و اله هستند.(4) آن‌ها بسان مجاهدان در راه خدا و در ركاب حضرت رسول صلّى اللّه علیه و اله هستند (5) و پاداش هریك از آن‌ها برابر با هزار شهید از شهیدان صدر اسلام است. (6)

اما در پاسخ به این پرسش كه چرا این ‌همه فضیلت و پاداش؟ چند نكته اساسى را باید مورد توجه قرار داد.

1-انتظار حلقه اتصال شیعه با امام معصوم:

چنانكه مى‌دانید «ولایت» و «امامت» ركن اساسى مكتب تشیّع است و اعتقاد به ضرورت وجود حجّت خدا و امام معصوم در هر عصر و زمان از مهمترین نقاط تمایز این مكتب از دیگر مكتب‌ها است. از دیدگاه شیعه پذیرش ولایت معصومین علیهم السّلام و به طور كلى تسلیم در برابر امام و حجت عصر، سرآمد همه فضیلت‌ها و شرط اساسى قبولى همه اعمال عبادى است. با توجّه به این نكات درمى‌یابیم كه «انتظار» در زمان غیبت و عدم حضور ظاهرى امام در جامعه به نوعى اعلام پذیرش ولایت و امامت واپسین امام از سلسله امامان شیعه است و همین انتظار موجب مى‌شود كه ارتباط قلبى و معنوى، حفظ شود و آن‌ها در همه اعصار از فیض وجود امامشان برخوردار باشند.

2-انتظار، معیار ارزش انسان‌ها:

آرزوها و آمال انسان‌ها معیار خوبى براى سنجش میزان رشد، كمال و تعالى آن‌ها است؛ تا آنجا كه برخى مى‌گویند:

«بگو چه آرزویى دارى تا بگویم كیستى.» آرزوهاى بلند، متعالى و ارزشمند حكایت از كمال روح و رشد شخصیّت انسان‌ها و بلنداى همّت آن‌ها مى‌كند.

به عكس آرزوهاى خرد، حقیر و بى‌ارزش نشان از بى‌همّتى و رشد نیافتگى افراد دارد.

بنابراین چون انسان منتظر برترین و ارزشمندترین آمال و آرزوهاى ممكن را داراست، به طور طبیعى از بهترین و والاترین ارزش‌ها نیز برخوردار است.

3- انتظار عامل پویایى و سازندگى فرد و جامعه:

چنانكه از مطالب بعدى «وظایف منتظران» روشن خواهد شد، انتظار نقش مهمى در سازندگى، پویایى و اصلاح فرد و جامعه در زمان غیبت دارد، و اگر انسان منتظر به وظایفى كه براى او شمرده شده عمل كند به الگوى مطلوب انسان دیندار دست مى‌یابد و از جایگاه و مرتبه ی والایى برخوردار مى‌شود. به عبارت دیگر انسان منتظر با رعایت همه شرایط انتظار به همان شأن و منزلتى كه مورد انتظار دین اسلام است، رسیده و به بالاترین نقطه كمال مى‌رسد.(7) با توجه به نكات یادشده در مى‌یابیم آن‌همه فضیلت براى چیست.
-------------------
پی نوشت:
1) «... إنّ أهل زمان غیبته و القائلین بإمامته و المنتظرین لظهوره عجل اللّه تعالى فرجه الشریف أفضل من أهل كل زمان... »؛ شیخ صدوق,كمال الدین و تمام النعمة، ج 1 ، ص 319 ، ح 2.
2) امام صادق علیه السّلام فرمود: «من مات منكم على هذا الامر منتظرا كان كمن هو فى الفسطاطا الّذى للقائم» ر. ك: كافى، ج 5 ، ص 22 ، ح 2 . شیخ صدوق,كمال الدین و تمام النعمة، ج 2 ، ص 357 ؛ الغیبة، ص 200 ، ح 15 .
3) امام باقر علیه السّلام مى‌فرماید: «و اعلموا انّ المنتظر لهذا الامر له مثل اجر الصّائم القائم. . .» ؛ شیخ كلینى,كافى، ج 2 ، ص 222 ، ح 4 .
4) خود آن حضرت علیه السّلام فرمود: «. . . اولئك رفقائى و اكرم امّتى علىّ» ؛ شیخ صدوق,كمال الدین و تمام النعمة، ج 1 ، ص 286 ، ح 3 .
5) شیخ صدوق,عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج 1 ، ص 68 ، 36 ؛ شیخ صدوق,كمال الدین و تمام النعمة، ج 1 ، ص 317 ، ح 3 ؛ ر. ك: شیخ كلینى,كافى، ج 1 ، ص 371 ، ح 2 .
6) امام سجاد علیه السّلام فرمود: «من ثبت على موالاتنا فى غیبة قائمنا اعطاه اللّه عزّ و جلّ اجر الف شهید من شهداء بدر و احد» ؛ شیخ صدوق,كمال الدین و تمام النعمة، ج 1 ، ص 323 ، ح 6 .
7) ابراهیم شفیعى سروستانى,انتظار,بایدها و نبایدها , 24-21 ”(با تصرّف) .


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:49 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مقتضای قاعده عمومی در رابطه با مدت حکومت عدل توحیدی امام زمان علیه السلام چیست

مطابق قواعد عمومی، حد زمان لازم برای حکومت عدل جهانی توحیدی امام زمان علیه السلام باید وقت وسیعی باشد که بتواند اهداف عالی خلقت بشر در این دنیا در آن مدت زمان تحقق یابد. این مطلب را با مقدماتی کوتاه تقریر می‏کنیم:
الف: هدف از خلقت ایجاد عبودتی خالص در سطح کل جامعه است، عبودیت در سطح وسیعش به نحو استغراقی نه بدلی. خداوند متعال می‏فرماید: و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون(1319)؛ من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند.
ب: حضرت مهدی علیه السلام با برپایی حکومت جهانی‏اش در پیاده نمودن این هدف سهم عظیمی دارد.
ج: پیاده‏کردن این هدف عظیم احتیاج به زمان کافی دارد، زیرا اصل بر عدم معجزه است.
نتیجه:
بقای امام و حکومت او در مدت کافی برای تطبیق هدف عالی خلقت انسان ضروری است، زیرا هدف خلقت بشر در دو نوع است:
1- هدف کلی: برای مجموعه بشر که در نهایت باید به نحو عام استغراقی، تمام بشر به کمال برسند.
2- هدف مقطعی: که براغی بشر در هر برهه از زمانی متصور است و آن به نحو عام بدلی برای برخی از افراد بشر تحقق یافته است.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:49 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مقام پدرت را به تو عطا کردیم!

محمد بن ابراهیم بن مهزیار می‏گوید:
پس از شهادت اما حسن عسکری (علیه السلام) در مورد امام پس از ایشان دچار شک و تردید شدم. پدرم از وکلای امام حسن عسکری (علیه السلام) بود اموال زیادی را از شیعیان به عنوان سهم امام جمع آوری نموده بود. به همین خاطر تصمیم گرفت که خود به عراق رفته و وجوهات متعلق به امام (علیه السلام) را به دست جانشین امام حسن عسکری (علیه السلام) برساند.
او آماده حرکت شد و سوار کشتی شد، من هم به دنبال او برای بدرقه رفتم، اما همین که سوار شد حالش دگرگون شده و تب شدیدی گرفت و به من گفت: مرا باز گردان! این علامت مرگ من است. پسرم! در مورد این مال که با من است تقوای الهی را پیشه کن.
وی پس از این که وصیت خود را بازگو کرد از دنیا رفت.
من با خودم گفتم: پدرم هیچ گاه سفارش بی‏جایی نمی‏کرد: این مال را به عراق می‏برم، و خانه‏ای کنار شط کرایه می‏کنم و به کسی هم چیزی نمی‏گویم، اگر همانطور که در زمان امام حسن عسکری (علیه السلام) حجت بر من آشکار بود، امام زمان (علیه السلام) را شناختم، اموال را به او تحویل می‏دهم وگرنه به نیابت آنها را بین فقرا تقسیم می‏کنم.
وقتی به عراق رفتم همین کار را کردم، بعد از چند روز نامه‏ای از حضرت (علیه السلام) به این مضمون به دستم رسید ای محمد! فلان و فلان چیز در فلان و فلان بسته نزد توست
و از چیزهای بسیاری که با خود داشتم و از آن اطلاعی نداشتم خبر داده بود، من هم اموال را به پیک حضرت تحویل دادم.
چند روز ماندم که دیگر خبری نشد، بسیار غمگین شدم تا این که دوباره نامه‏ای از حضرت دریافت کردم که: مقام پدر را به تو عطا کردیم پس خدا را سپاس گو!(55)


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:48 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]