غیبت، ظهور و رجعت (گفت وگو با علامه سیدمحمدحسین طباطبایی)
متن حاضر حاصل پرسش و پاسخ هایی است که در زمینة مباحث مختلف مرتبط با موضوع مهدویت، با علامة سید محمدحسین طباطبایی(ره) صورت گرفته و در کتاب در محضر علامه طباطبایی گرد آمده است.
اثر اعتقاد به امام غائب
اعتقاد به امام غائب چه اثری در تفکر فلسفی و اخلاقی و بالاخره، تمام زندگانی معنوی انسان دارد؟
پاسخ: شیعه در اثبات امام غائب «مهدی» علیه السلام و اعتقاد بوجودش تنها نیست، بلکه از طریق اهل سنت نیز روایات بیشماری در این باب، موجود است، بطوری که به آسانی می توان دعوی تواتر آنها را نمود.
حدیث «المهدی من ولدی» از کلمات جامع نبی اکرم، و یکی از روایات «قطعیه الصدور» می باشد، که همة فرق و طبقات مسلمین، روایت کرده و پذیرفته اند، و در روایات زیادی از طریق فریقین (خاصه و عامه) تصریح به اسم و اسم پدر او نیز شده، و به روشنی بیان گردیده که او پسر امام یازدهم شیعه اثنی عشری می باشد.
منظور از این سخن این نیست که به اثبات عقیده ای از عقاید شیعه اثنی عشری پرداخته، و مخالفین شیعه را به این اعتقاد مذهبی ملزم سازیم، بلکه منظور این است که اثری که شیعه از تصور امام غائب و اعتقاد بوجود وی دریافت می کند، و استفادة معنوی که از این راه عایدش می شود، پس از گذشتن دو قرن و نیم از هجرت پیغمبر اسلام(ص) شروع نمی شود. بلکه پیغمبر اسلام با بیان صریح و اخبار قطعی خود، به «مهدی» موعود، پیش از موسم ولادتش آن حالت معنوی را که با اعتقاد به «مهدی» در باطن یک نفر مسلمان واقع بین جلوه گر می شود، در نفوس عموم اهل اسلام به وجود آورده، و در مسیر معنوی، مورد استفاده شان قرار داده است.
و به عبارت دیگر، روشی که اسلام به منظور تأمین سعادت واقعی بشر، برای پیروان خود تعیین کرده (یعنی روش ممزوج از اعتقاد و عمل) بنحوی است که بدون اعتقاد به ظهور مهدی اثر واقعی کامل خود را نمی تواند ببخشد.
تصور ظهور مهدی، در ردیف تصور وقوع قیامت می باشد، و چنانکه اعتقاد به پاداش عمل، یک نگهبان داخلی است که بهرکار نیکو امر و از هر کار بد نهی می کند، همچنین اعتقاد به ظهور مهدی، نگهبان دیگری است که برای حفاظت حیات درونی پیروان واقع بین اسلام گماشته شده است.
توضیح اینکه: ما با یک نظر کلی که به جهان آفرینش افکنیم، می بینیم، که هر نوعی از انواع مختلف آفرینش، از نخستین روز پیدایش متوجه آخرین مقصد کمالی و هدف نوعی خود بوده، و با نیروی مناسب وی که مجهز است، برای رسیدن به این هدف، بی آنکه کمترین سستی و خستگی از خود بروز دهد، مشغول تلاش و تکاپو می باشد.
دانة گندمی که شکافته شده، و نوک سبزی بیرون می دهد، از همان وقت متوجه بوتة گندم کاملی است که پر از سنبلهای افشان می باشد.
و هستة درختی که شروع بروئیدن می کند، به سوی درخت کاملی، پراز میوه، عازم است.
نطفة حیوانی که می خواهد جنین شود، هدفی جز اینکه از نوع مناسب خود، یک حیوان کاملی شود، ندارد، و به همین قیاس است موارد دیگر...
برخورد اسباب و علل مخالف و موافق، اگرچه بسیاری از این موجودات را، که چون قافلهای پیوسته بسوی مقصد خود در حرکتند، از وصول به مقصد کمالی، مانع می شود، و در نتیجه، بسیاری از آنها پیش از رسیدن به آرزوی تکوینی خود، از میان می روند.
ولی با این همه، هرگز نظام آفرینش، از رویة عمومی و دائمی خود دست برنداشته، و پیوسته سرگرم سوق پدیده های نو، بسوی کمالاتشان می باشد و در نتیجه، پیوسته از هر نوع، دسته ای به کمال و هدف تکوینی خود می رسند، و البته نوع انسانی از این حکم عمومی و نظم همگانی مستثنی نیست.
بی تردید، انسان، نوعی از انواعع موجودات است که نمی تواند بتنهایی زندگی نماید، و برای رسیدن به آرمان تکوینی خود، ناچار است در حال اجتماع و دسته جمعی بسر برده، هدف وجود خود را به دست آورد.
مشاهدة حال جامعه های بشری، نیز این معنی را تاکید می کند، زیرا هرجامعه، از جامعه های بزرگ و کوچک انسانی، آرزویی جز این ندارد که در حال آرامش و صفا و ارتفاع موانع، زندگی کرده و بهرة انسانی را از زندگی خود بردارند.
و نیز روشن است که جامعه بشری، تاکنون نتوانسته به این آرزوی خود جامة عمل بپوشاند. و از طرف دیگر نیز، دستگاه آفرینش، از رویة خود دست بردار نبوده و هم از دست ساخته های خود، عاجز و زبون نخواهد شد.
این نظر عقلی بما نوید قطعی می دهد که عالم بشریت یک روز ایده آلی، در پیش دارد، که سرتا پا سعادت و خوشبختی و کامیابی بوده و در وی همة خواسته های فطری انسانی که در نهاد این نوع رسم شده برآورده خواهد شد.
و نیز می دانیم که انسانیت هرگز به یک چنین محیط پاک و نورانی نایل نخواهد شد، جز در سایة واقع بینی و حق پرستی که در اثر آن، حس خودخواهی و سودپرستی، و رذایل دیگری که موجب به هم خوردن آرامش جامعه، و اختلال زندگی فرد می باشد، از درون مردم رخت بربسته، و جلوه های نهاد پاک یک انسان فطری و طبیعی دست نخورده، جایگزین آنها شوند.
نتیجه، بیان گذشته، این است که در سیر همین زندگی اجتماعی انسانی خودمان، روزی فراخواهد رسید که سعادت کامل اجتماعی انسان را صدردصد تضمین کرده، و در آن روز، عموم افراد، در سایة واقع بینی و حق پرستی، خوشبختی واقعی خود را به دست آورده، و در مهد امن و امان مطلق و بی مزاحمت هرگونه ناملایمات فکری، بسر خواهند برد.
قرآن مجید، نیز همین نظر عقلی را تایید نموده، در جندین جا مژدة چنین روزی را به اهل حق و حقیقت می دهد، می گوید: چنانکه به انبیای سلف خبر دادیم، سرانجام دنیا بکام اهل تقوی خواهد بود، روزی خواهد رسید که معبود دیگری جز خدای یگانه در محیط بشریت خودنمایی نکند و جز دین و آیین حق در عالم انسانی حکومت ننماید و نشانی از رذایل اجتماعی نماند.
سنت قطعیه، یعنی اخبار نبی اکرم و اهل بیت او نیز، همین معنی را مشروحاً بیان کرده، و این دورة انسانی آغشته به سعادت را، روز ظهور و پس از ظهور «مهدی» معرفی می نماید.
خلاصه اینکه، دعوت اسلامی، از همان روزهای نخستین پیدایش خود، گوش پیروان خود را از راه کتاب و سنت (عقل هم که موافق بود) به این مطلب پر کرده و ذهنشان را با این معنی آشنا می ساخت که:
روش اسلام (یعنی اجبات ندای وجدان و نهاد خدادادی که به متابعت حق، در اعتقاد و عمل ترغیب می کند) متابعت یک حقیقت زنده، و یک نیروی شکست ناپذیر غیبی است، که پیوسته جامعه بشری را به سوی سعادت رهبری می نماید، و حتماً روزی خواسته خود را فعلیت داده و جامة عمل خواهد پوشانید.
هر فرد مسلمان باید این حقیقت را نصب العین خود قرار داده، و مانند روز روشن، در آن تردید نکند که جامعة اسلامی که او در آن زندگی می کند، چنانکه در باطن جز نورانیت و طهارت صفتی ندارد، روزی خواهد رسید که در ظاهر نیز چنین شده و تبدیل به یک جامعة بهشتی گردد و هر عیب و نقیصه ای که فعلا دارد، هر پلیدی و تیرگی که در گوشه و کنارش یافت می شود، تدریجاً یا دفعتا، از بین رفته و روزی تبدیل به نورانیت و طهارت خالص و سعادت و روحانیت محض خواهد شد.
با وجود ایمان به یک چنین حقیقتی، دیگر تصور مغلوبیت و خسارت سعی، برای یک فرد مسلمان محال است، زیرا وی می داند که اگر چنین روزی را درک نماید، غرق در سعادت گردیده، کام دنیوی و اخروی خود را خواهد گرفت، و اگر درک نکند جامعه اش، که باز از نقطة نظر واقع بینی و فکر اجتماعی، همان «خودش» می باشد، با درک آن روز سربلند است و او (بشخصه) جزء روندگان این راه و فدائیان این مقصد بوده، و پاداش عمل وی پیش خدای دانا و بینا هدر نخواهد رفت.
این ایمان، یک نیروی معنوی به انسان می بخشد، که با وجود وی پیوسته خود را خوشبخت و کامروا می بیند و هرگز با تراکم ناملایمات و فشار روزگا و شکنجة گرفتاری های مرگبار امید نجات و رستگاری را از دست نداده، و روحیة اسلامی خود را نخواهد باخت.1
در توقیع شریف حضرت ولی عصر(عج) آمده است: «من کان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً لهواه، مطیعاً لأمر مولاه؛ فللعوام أن یقلّدوه؛2 هر کدام از فقها که نفس خویشتن را نگاه دارد، و حافظ دینش باشد، و با هوا و هوس خود مخالفت کند، و از فرمان مولایش اطاعت کند، بر عموم مردم واجب است که از او تقلید کنند.» منظور از «صائناً لنفسه، حافظاً لدینه» در این حدیث و فرق آن دو چیست؟
«صائناً لنفسه» یعنی از لحاظ عمل و فروع، و «حافظاً لدینه» یعنی از جهت عقیده و اصول، و «مخالفاً لهواه، مطیعاً لأمر مولاه» یعنی مخالف هوا و هوس خود، و مطیع فرمان مولایش باشد، «لا لأمر غیره» (نه فرمان غیر خدا)، زیرا به حسب اصطلاح قرآن به هر مفطاعی، معبود گفته می شود.3
صدقه دادن از طرف امام زمان(ع) چگونه است؟
عمومات ادلّه اهدا، و نیابت در عبادات مستحبه از قبیل نماز، صدقات، تلاوت قرآن و غیر ذلک، اهدای به امام(ع) بلکه پیغمبر اکرم(ص) و نیابت از آنان را نیز ممکن است شامل گردد.
راه رسیدن به امام زمان(ع) چیست؟
امام زمان(ع) خود فرموده است: «شما خوب باشید، ما خودمان شما را پیدا می کنیم.»
درباره ظهور حضرت ولی عصر(ع) در روایت آمده است: «لایظهر إلاّ و یظهر الفساد؛ ظهور نمی کند مگر اینکه فساد آشکار گردد.» همچنین در احادیث متعدد آمده است: «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً،4 بعد از اینکه زمین از ظلم پر می گردد، آن را با قسط و داد پر می کند». آیا از این گونه روایات استفاده نمی شود که نباید با فساد و ظلم و جور مبارزه نمود، تا زمینه ظهور حضرتش فراهم گردد؟
لازمه این سخن، حلال شمردن حرام و جواز ترک واجبات است و مسلماً حضرت نمی خواهد که فساد کنیم تا بیاید و ما را گردن بزند.
آیا روایتی که می گوید: «همه در زمان حضرت مهدی(ع) مسلمان می شوند»5 درست است؟
خداوند متعال می فرماید: «إذ قال اللَّه: یا عیسی، إنّی متوفّیک و رافعک إلیّ و مطهّرک من الّذین کفروا، و جاعل الّذین اتّبعوک فوق الّذین کفروا إلی یوم القیامة، ثمّ إلیّ مرجعکم فأحکم بینکم فیما کنتم فیه تختلفون؛ [یاد کن]هنگامی راکه خدا گفت: ای عیسی، من تو را برگرفته و به سوی خویش بالا می برم، و تو را از [آلایش]کسانی که کفر ورزیده اند پاک می گردانم، و تا روز رستاخیز کسانی را که از تو پیروی کرده اند فوق کسانی که کافر شده اند قرار خواهم داد. آنگاه فرجام شما به سوی من است، پس در آنچه بر سر آن اختلاف می کردید میان شما داوری خواهم نمود.» ظاهراً روایت فوق مخالف، با این قسمت از آیه است که می فرماید: «و جاعل الّذین اتّبعوک فوق الّذین کفروا إلی یوم القیامة»، زیرا این جمله می رساند که کفّار تا روز قیامت وجود دارند. در روایتی نیز آمده است که: «حضرت از آنها جزیه می گیرد»6
آیا در قرآن کریم آیه ای در رابطه با «رجعت» وجود دارد؟
چندین آیه در این رابطه وجود دارد. یکی از آیاتی که بر رجعت دلالت دارد، آیه زیر است که خداوند متعال می فرماید: «و یوم نحشر من کلّ أمّة فوجاً ممّن یکذّب بآیاتنا فهم یوزعون؛7 و روزی که در آن از هر امتی، گروهی از کسانی را که آیات ما را تکذیب می کردند، محشور می گردانیم، و نگاه داشته می شوند تا همه به هم بپیوندند.»مقصود از این آیه شریفه، قیامت نیست، چون با کلمه «من» تبعیضیه می فرماید: «من کلّ أمّة فوجاً» یعنی از هر امتی، دسته ای را محشور می گردانیم. در حالی که قرآن کریم در رابطه با حشر روز قیامت می فرماید: «و حشرناهم فلم نغادر منهم أحداً»؛8 و همه را گرد می آوریم و هیچ یک را فروگذار نمی کنیم.»
مقصود از دو تعبیر «ایاب» و «رجعت» که در زیارت جامعه می فرماید: «مؤمنّ بایابکم، مصدّقّ برجعتکم؛9 به بازگشت شما ایمان دارم، و رجعت شما را تصدیق می نمایم.» چیست؟
منظور از این دو باب (ایاب و رجعت) یک چیز است، و مقصود همان رجعتی است که اول امام حسین(ع) بعد حضرت امیرالمؤمنین(ع) و بعد حضرت رسول (ص)، بعد باقی ائمه(ع) رجوع می نمایند، می باشد.
بعد از مرگ و انتقال به عالم برزخ، بازگشت به دنیا و ماده چگونه ممکن است؟ و اخبار رجعت را چگونه می شود تصدیق کرد؟10
نقل شده که مرحوم سید نعمت الله جزایری در کتاب الأنوار النعمانیّة فرموده است: «ششصد نص دینی اعم از آیه، روایت، دعا و زیارت در رابطه با رجعت وجود دارد». البته روایات با هم تنافی دارند، ولی روی هم رفته قطعاً رجعت به معنای بازگشت به زندگانی دنیا بعد از مرگ را اثبات می کنند. چنان که قرآن کریم نیز در موارد متعدد بر بازگشتن به دنیا بعد از مرگ تصریح کرده و بر مسئله رجعت صحه می گذارد. از آن جمله زنده شدن مردگان توسط حضرت عیسی(ع) است. همچنین در قضیه بقره بنی اسراییل می فرماید: «و إذ قتلتم نفساً فاّدارأتم فیها، والله مخرج ما کنتم تکتمون. فقلنا اضربوه ببعضها، کذلک یحیی الله الموتی، و یریکم آیاته، لعلّکم تعقلون؛11و چون شخصی را کشتید، و درباره او با یکدیگر به ستیزه برخاستید، و حال آنکه خدا، آنچه را کتمان می کردید آشکار گردانید. پس گفتیم: با قسمتی از آن [گاو سر بریده را]به آن [مقتول]بزنید [تا زنده شود ]. این گونه خدا مردگان را زنده می کند، و آیات خود را به شما می نمایاند، باشد که بیندیشید.»
مقصود از «قلنا اضربوه ببعضها» دم گاو است. و نیز در جریان دیگر می فرماید:«ألم تر إلی الّذین خرجوا من دیارهم و هم ألوف حذر الموت، فقال لهم الله: موتوا، ثمّ أحیاهم؛12آیا از حال کسانی که از بیم مرگ از خانه های خود خارج شدند، و هزاران تن بودند، خبر نیافتی؟ که خداوند به آنان گفت: تن به مرگ بسپارید، آنگاه آنان را زنده ساخت...»
همچنین در قضیه حضرت عزیر(ع) می فرماید: «فأماته الله مأة عام ثمّ بعثه...؛13پس خداوند او را به مدت صد سال میراند، آن گاه او را برانگیخت...».
در بعضی از اخبار رجعت نیز آمده است: «عمر عالم صد هزار سال است، هشتاد هزار سال از آن حکومت آل محمد(ص)، و بیست هزار سال حکومت دیگران است. تا اینکه در آخر می فرماید: «چهل روز مانده به انقراض عالم، زمین از حجت خالی می گردد، و هرج و مرج عالم را فرا می گیرد، و بعد از چهل روز در صور دمیده شده و قیامت برپا می گردد».14
پی نوشت ها:
1. از سالنامه مکتب تشیع مجموعه مباحثات استاد علامه طباطبایی، پرفسور هانری کربن، چاپ اول «قم». چاپ حدید این کتاب بزودی از طرف مرکز مطبوعاتی دارالتبلیغ منتشر خواهد شد.
1 . ر.ک: بحارالانوار، ج2، ص88، روایت 12.
2 . از جمله ر.ک: سوره یس (36)، آیه 60.
3 . ر.ک: بحارالانوار، ج36، ص358، ح 228، و ج24، ص241، ح 4، و ج27، ص119، ح 99، و ج28، ص53، ح 21، و ج33، ص157، ح 421، و ج36، ص226، ح 2، و ص257، ح 75، و ص 271، ح 92، و ص276، ح 96 و...
4. ر.ک: همان، ج44، ص20، ح4، و ج51، ص23، ح34، و ص60، ح59، و ج52، ص291، ح34، و ص340، ح90 و ص390، ح 212.
5 . سورة آل عمران(3)، آیه 55.
6 . ر.ک: بحارالانوار، ج52، ص375، ح 175 و ص376، ح 185 و ص376، ح 177 و ص381، ح 191.
7 . سورة نمل(27)، آیه 83.
8. کهف(18)، آیه 47.
9. بحارالانوار، ج102، ص131، روایت4.
10. مخفی نماند که قول به رجعت از مختصات مذهب شیعه است و عامه بدان معتقد نیستند.
11. بقره(2)، آیات 72و73.
12. بقره(2)، آیه 243.
13. بقره(2)، آیه 259.
14. بحارالانوار، ج53، ص145، ح4 و ج 51، ص348، ح 1 و ج6، ص18، ح 1 و ج23، ص41، ح 78.
ادامه مطلب
غیبت به معنای وا نهادن عمل به احکام اسلامی نیست
غیبت به معنی توقّف عمل به احکام اسلام نیست. چگونه میتواند چنین باشد، در حالی که وجود اوصیای پیامبر، برای حفظ اسلام است تا راهی صحیح برای کسانی باشد که میخواهند به دین عمل کنند. امامان این وظیفه را به بهترین صورت انجام دادهاند، بدین سان که گروهی امین را برای فراگیر علوم تربیت کردهاند.
پذیرش حکومت بر جامعهی اسلامی توسط امامان، جزئی از فعالیتهای اینان بود، اما شرط اساسی برای پذیرش حکومت، که وجود یاورانی شایسته و پیرو امامان است، فراهم نشد. چنان که امیر مؤمنان فرمود:
اما والذی فلق الحبّة و برأالنسمة، لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر لألقیتُ حبَلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکأس اوّلها.
سوگند به آن که دانه را شکافت و بشر را آفرید! اگر بیعت کنندگان نبودند و یاران، حجت بر من تمام نمینمودند، رشتهی کار را از دست میگذاشتم و پایانش را چون آغازش میانگاشتم.
غیبت امام، راه چارهای الهی در برابر مکر عباسیها بود که خواستند امام را بکُشند، اما خدای متعال میخواست او را حفظ و برای روز موعود ذخیره کند. بارزترین حکمت غیبت و سرّ آشکارش در مورد امت ویژه (شیعهی اهل بیت) دادن فرصتی به میراث داران ائمه بود که مسؤولیت فکری و علمی و سیاسی خود را بر اساس فهم بشرِ غیر معصوم، از قرآن اجرا کنند و میراث فکری را که تجربهی معصومانهی پیامبر و امامان برجا گذاشته بود، انجام دهند. اندیشهی بازگشت معصوم غایب در آخر زمان و ظهور دوبارهی وی در صحنهی اجتماعی و سیاسی، برای ارزیابی تجارب گذشتهی غیرمعصومانهی بشر است. نیز کشف میزان تأثیر و صدق تعبیر و درستی تجربههای بشر و تحقق وعدهی الهی [در برقراری عدالت کامل و حکومت صالحان] است.(292)
مفهوم انتظار فرج، مربوط به مهدی محمد بن حسن عسکری است که رانده شده و مخفیانه زیست و هنوز وجود شریفش در این حال است. خدایا! در فرج ولیّات؛ حجت بن الحسن، تعجیل فرما! و ارتباط فرج به امت از آن روست که مهدی موعود (عج)، رهبر معصوم آنان است که برای انجام وظیفهی خاص الهی آماده شده است. تقدیر خداست که پایان سرنوشت زمین، چنین باشد و حضرت عیسی علیه السّلام او را کمک کند. بنابراین، حکمت وجود این اعتقاد در شیعه روشن میشود، گر چه سنّیان به مهدی موعود (عج) و غایب که رانده شده و نگران [وضع امت ]است، ایمان ندارند.
ادامه مطلب
غیبت حضرت مهدی علیه السلام به چه کیفیتی است
در رابطه با کیفیت غیبت حضرت دو نظریه است:
1- نظریه خفای شخص: یعنی اینکه وجود حضرت از دید مردم مخفی است. دلیل این نظریه روایاتی است که از طرق اهل بیت علیه السلام رسیده است.
امام رضا علیه السلام فرمود: لا یری جسمه...(829)؛ جسم او دیده نمیشود....
امام صادق علیه السلام فرمود: ... الخامس من ولد السابع یغیب عنکم شخصه...(830)؛ ... پنجمین از اولاد هفتمین، شخصش از شما غایب خواهد شد....
2- نظریه خفای عنوان: به این معنا که مردم او را میبینند ولی هرگز به عنوان مهدی موعود به او آشنایی پیدا نمیکنند. دلیل بر این نظریه نیز روایت محمد بن عثمان عمری است که فرمود: والله ان صاحب هذا الامر لیحضر الموسم کل سنة فیری الناس و یعرفهم و یرونه و لا یعرفونه(831)؛ به خدا سوگند! همانا صاحب این امر در موسم حج هر سال حاضر میشود مردم را میبیند و آنها را نیز میشناسد و نیز مردم او را میبینند ولی نمی شناسند.
ادامه مطلب
غم عیال و نجات از آتش
روزی امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام از منزل خارج شد؛ و در بین راه به سلمان فارسی برخورد نمود، به او خطاب نمود و اظهار داشت: ای سلمان! در چه وضعیّتی به سر میبری؟
سلمان فارسی در جواب چنین پاسخ داد: در غم چهار موضوع به سر میبرم؛ حضرت فرمود: آن چهار موضوع اندوهناک چیست؟
سلمان گفت: اوّل: همسر و عائلهام، که از من طعام و دیگر مایحتاج زندگی رامیخواهد.
دوّم: پروردگار متعال، که باید مطیع و فرمانبر او باشم.
سوّم: شیطان رجیم (رانده شده)، که هر لحظه سعی دارد مرا از مسیر حقّ، منحرف و دچار معصیت کند.
چهارم: عزرائیل و ملک الموت، که در انتظار گرفتن جان من است.
امام علیّ علیه السلام فرمود: ای سلمان! تو را بشارت دهم به مقامات عالی و فضائل والائی که در بهشت خواهی داشت؛ چه این که من نیز روزی به ملاقات حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله رفتم، آن حضرت به من فرمود: یا علیّ! در چه وضعیّتی هستی؟
گفتم: در وضعیّت سختی به سر میبرم؛ و برای همسر و دو فرزندم حسن و حسین علیهم السلام ناراحت هستم؛ چرا که غیر از آب آشامیدنی چیز دیگری در منزل نداریم.
حضرت رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود: یا علیّ! غم و ناراحتی مرد در جهت رفع مشکلات خانواده، سبب نجات او از آتش دوزخ میباشد.
و مطیع و فرمانبر خدا بودن، نیز وسیله رهائی انسان از آتش قهر و غضب الهی است.
همچنین صبر بر مشکلات زندگی، چون جهاد در راه خدا و بلکه افضل از شصت سال عبادت مستحبّی است.
و نیز هر لحظه به یاد مرگ بودن، کفّاره گناهان خواهد بود.
و در ادامه فرمود: یا علیّ! رزق و روزی و نیاز بندگان، را خداوند متعال برآورده مینماید، و غم و اندوه در این جهت سود و زیانی ندارد مگر ثواب و پاداش در پیشگاه خداوند مهربان.
و در پایان حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله افزود: بدان که مهمترین غمها، غَمْ داشتن، برای عائله و خانواده است.**جامع الاخبار: ص 91.***
ادامه مطلب
غیبت
برجستهترین همانندی میان یوسف زهرا علیه السّلام و یوسف یعقوب علیه السّلام، همانندی در غیبت است. امام باقر علیه السّلام به محمدبن مسلم میفرماید:
یا محمّد بن مسلم ان فی القائم من اهل بیت محمّد علیهم السّلام شبه من خمسة من الرسل یونس بن متی و یوسف بن یعقوب و موسی و عیسی و محمّد صلوات اللَّه علیهم... و امّا شبهه من یوسف بنیعقوب علیه السّلام فالغیبة من خاصته و عامته و اختفائه من اخوته....(177)
ای محمّد بن مسلم! قائم آل محمّد (عج) با پنج تن از پیامبران شباهت دارد: یونس بن متی و یوسف بن یعقوب و موسی و عیسی و محمّد صلوات اللَّه علیهم... و امّا شباهت او به یوسف در غیبت اوست از اقوام دور و نزدیک و از برادران خود....
نخستین سؤال دربارهی این شباهت، آن است که میان غیبت امام عصر (عج) و غیبت یوسف علیه السّلام تفاوت فراوانی وجود دارد؛ زیرا غیبت یوسف علیه السّلام، غیبتی است نسبی؛ یعنی هر چند او از کنعان، برادران و پدر و مادر خود غایب بود، ولی از دیدگان مصریان غایب نبود. او با مصریان، گفت و گو و رفت و آمد داشت، در حالی که غیبت حضرت مهدی (عج) غیبتی است مطلق و آن حضرت از دیدگان همگان غایباند. از این رو، قیاس آن دو با یکدیگر قیاس مع الفارق است. پاسخ به این نکته، در شباهت دوم خواهد آمد.
ادامه مطلب
غم دوری
از آن روزی که گرد یدی بیابان گرد مهدی جانgggggدل ما را غم دوری بدرد آورد مهدی جان
نه از دوری تو طعن دشمن میکشد ما راgggggخدا را، دوستی کن زین سفر برگرد مهدی جان
بیا ز لاله روی تو اشک گرم میبارمgggggکشم از هجر تو از سینه آه سرد مهدی جان
الا ای حجت حق از حجاب غیت بیروی آیgggggبشوی از چهره آینیه دین گرد مهدی جان
بیا و پیش دشمن روسفیدم کن gggggبود تاکی عذار ما زمحنت زرد مهدی جان
بیا و انتقام مادر آزاردهات بستانgggggبیاور از برای او دوای درد مهدی جان
بدل امید آن دارم که روزی بادم تیغت gggggبگیر داد زهرا را از آن نامرد مهدی جان
ادامه مطلب
غلام را بفروش!
علی بن محمد رازی میگوید:
ابو عبدالله بن جنید در شهر واسط زندگی میکرد، روزی حضرت حجت (علیه السلام) غلامی را نزد او میفرستد تا او را بفروشد.
ابوعبدالله غلام را میفروشد. سکهها را وزن میکند تا خدمت امام (علیه السلام) بفرستد، میبیند هیجده قیراط و یک نخود طلای سکهها کمتر است، از مال خودش همان مقدار بر آن فزوده و برای حضرت (علیه السلام) میفرستد.
حضرت یک دینار از آن به او بر میگرداند که آن دینار دقیقا هیجده قیراط و یک نخود وزن داشت.(79)
ادامه مطلب
غلبه بر جهان با یاران اندک چگونه ممکن است
اگر چه در روایات به یاران محدود حضرت یعنی 313 نفر اشاره شده است ولی پیروزی آنان بر مستکبران به رهبری حضرت مهدی علیه السلام از جهاتی دور از انتظار نیست زیرا:
1- در روایات به یاران دیگری در حدود ده هزار نفر نیز اشاره شده که بدون تحقق آنها حضرت مهدی علیه السلام ظهور نخواهد کرد.
2- غلبه حضرت بر جهان ممکن است از طریق اعجاز باشد زیرا خداوند متعال ضمانت کرده تا گروه اندک را در صورت استقامت بر گروه زیاد پیروز گرداند.(1178)
3- از طریق علل و اسباب عادی و ظاهری نیز حصول چنین فتح و پیروزی امری دور از انتظار نخواهد بود، زیرا حضرت در موقعی ظهور خواهند کرد که اوضاع و احوال اجتماعی، اخلاقی و سیاسی کاملا مساعد باشد. در آن موقع همه ملل به جهت سرخوردگی از نظامهای مختلف و قتل و غارتها به تنگ آمدهاند و لذا در انتظار چنین حکومتی به سر میبرند. و مردم به مجرد شنیدن خبر ظهور به آن حضرت و حکومتش روی خوش نشان میدهند و ایشان تنها با گروه خاصی درگیر خواهند شد.
4- از آنجا که جهان به مانند دهکدهای کوچک درآمده و هر چه از عمر آن بگذرد این ارتباط تنگتر خواهد شد، لذا با به دست گرفتن نقطههای کلیدی و با استعانت از خداوند متعال حکومت جهانی حضرت تحقق خواهد یافت.
ادامه مطلب
غزلامید رستن امام خامنه ای
اي عشق! شعله بر دل پر آرزو بزن / چندي رهايي از هوس خام ده مرا.
جانم بگير و جام مي از دست من مگير / اي مدعي هر آنچه دهي، جام ده مرا...
"بسم الله الرحمن الرحیم"
سروده زير غزلي از حضرت آيت الله العظمي امام خامنهاي (مدظله العالي) ميباشد كه در زير ميخوانيد:
حرفي بگوي و از لب خود كام ده مرا
ساقي! ز پا فتاده شدم، جام ده مرا
فرسوده دل ز مشغلهي جسم و جان، بيا
بستان ز خود، فراغت ايام ده مرا
رزف مرا، حواله به نامحرمان مكن
از دست خويش، بادهي گلفام ده مرا
بوي گلي، مشام مرا تازه ميكند
اي گلعذار! بوسه به پيغام ده مرا
عمرم برفت و حسرت مستي ز دل نرفت
عمري دگر ز معجزهي جام ده مرا
اي عشق! شعله بر دل پر آرزو بزن
چندي رهايي از هوس خام ده مرا
جانم بگير و جام مي از دست من مگير
اي مدعي هر آنچه دهي، جام ده مرا
مرغ دلم به ياد رفيقان به خون تپيد
يا رب! اميد رستن از اين دام ده مرا
بشكفت غنچه دلم اي باد نو بهار
خندان دلي بسان "امين" وام ده مرا
ادامه مطلب
غزلی در وصف امام عصر حضرت مهدی
خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود / ز دام خال سیاهش کسی رها نشود ..
خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار / به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود ..
خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود
ز دام خال سیاهش کسی رها نشود
خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار
به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود
جواب ناله ی ما را نمی دهد "دلبر"
خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود
شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده
خدا کند که به اخراج ما رضا نشود
مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست
خدا کند که مریضی من دوا نشود
ز روزگار غریبم گشته است معلوم
شفای ما به قیامت بجز رضا نشود
کبوتر دل من جَلدِ بام خانه ی توست
خدا کند که دلی خانه ی جفا نشود
ادامه مطلب
