کعبه مقصود

عمریست به هجران تو من حوصله کردم gggggاز طول فراق تو به یزدان گله کردم‏
در راه تو من منتظر و دیده براهم gggggطی عمر خدا داده در این مرحله کردم
در سلسله عشق تو دیدم همه احرارggggg یک رشته بگردن من از این سلسله کردم
هر کس بکس داده دکل و بته محبت‏ggggg من بر سر سودای تو دل یکدله کردم
از روز ازل دل بسر زلف تو بستم‏ggggg مهر دگران را ز دل خود یله کردم
ای کعبه مقصود پی دیدن رویت‏gggggدر سعی و صفای تو همی هروله کردم
اندر ره مقصود چو سرمایه ندیدم‏gggggمن مهر تو ر از ادره و راحله کردم
دل خواست چو دیدار تو ای مهدی زهرا(ع)gggggامرش بدعای فرج و نافله کردم
کن چاره دردم که زکف رفت تحمل‏gggggصبری بخدا بیشتر از حوصله کردم
من ذره سرگشته‏ام و طالب دیدارgggggاز شمع جمال تو امید صله کردم


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 3:58 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

کفن اهدایی امام

سیاری می‏گوید:
علی بن محمد سمیری - چهارمین نائب خاص حضرت امام زمان (علیه السلام) در زمان غیبت صغری - نامه‏ای برای حضرت (علیه السلام) نوشت تقاضای کفنی نمود.
حضرت (علیه السلام) در پاسخ مرقوم فرمودند:
انک تحتاج الیه سنه ثمانین
یعنی تو در سال 80 به آن احتیاج خواهی یافت.(42)
سیمری در همان سال وفات می‏کند، و دو ماه قبل از فوت سیمری حضرت (علیه السلام) کفنی را برایش می‏فرستد.(43)


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 3:58 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

کعبه عشق‏

ایکه عشقت زده آتش بدل و جان ماراgggggکرده هجر تو عجب بی سرو سامان مارا
مجمع اهل دل و حلقه ماتم زده‏ایم‏gggggدر فراق تو بود قلب پریشان مارا
نرویم از سرکوی تو که بهتر باشدgggggکعبه کوی تو از روضه رضوان مارا
ما که از خلق جهان غیر تو بیگانه شدیم‏gggggآشنائی نبود جز تو بدوران مارا
گشته‏ایم از دل و جان را هر و کعبه عشق‏gggggچه غم از سرزنش خارمغیلان مارا
پرده از چهره بر انداز و از این بیش مخواه‏gggggزغم دوری خود سر بگر بیان مارا
آنقدر هست بدل شکوه ز بیداد خسان‏gggggبخدانیست دگر فرصت افغان مارار
روز شب محشر نکنی گر تو مدد می‏ترسم‏gggggبشکند شانه ز سنگینی عصیان مارا
با همه جرم و خطا چشم شفاعت باشدgggggروز محشر بسوی عترت و قرآن مارا
نه همین از غم هجر تو بنالد خسروgggggکه براه تو بود دیده گریان مارا


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 3:58 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

کشتاری که در روایات مهدویت به آن اشاره شده به چه وقتی اشاره دارد

خباری که در آنها کشتار در حجم وسیعی را مطرح کرده‏اند بر دو قسم است:
الف: قسمتی از آنها مربوط به ملاحم و فتنه‏های قبل ظهور است و هیچ گونه ارتباطی به دوران ظهور ندارد و تنها ناظر به اوضاع نابسامان جهان پیش از ظهور است. بیشتر این روایات از روایات مرسه اهل سنت است.
ب: دسته‏ای دیگر از روایات مربوط به هنگامه ظهور و حکومت امام زمان علیه السلام است. این نوع روایات نیز بر دو گونه‏اند:
1- روایاتی که از طریق عامه و از نبویات است و بیشتر آنها مشکل سندی دارد، به طوری که بعضی از آنها مرسل و برخی دیگر به پیامبر صلی الله علیه و آله منتهی نمی‏شود، بلکه از افرادی مانند کعب الاحبار نقل شده که در زمان پیامبر مسلمان نبوده است.
عمده این روایات از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفی وارد کتاب‏های روایی شده‏اند. عالمی از اهل سنت مانند ابن کثیر هنگامی که به روایات امثال کعب الاحبار می‏رسد می‏گوید: خدا ما را از این همه اخبار دروغی که وارد تفسیرها و کتاب‏های روایی شده بی نیاز کند....(1182)
2- روایاتی که از طریق اهل بیت علیهم السلام نقل شده و یا در کتاب‏های شیعه ذکر شده است. در این کتاب‏ها اخبار منقولی از اهل بیت علیهم السلام و برخی دیگر که نقل شده به آن حضرت منتهی نمی‏شود.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 3:57 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

کشف اسرار با مَرکب آسمانی!

حضرت موسی بن جعفر به نقل از پدران بزگوارش علیهم السّلام، از جابر بن عبد اللّه انصاری حکایت نماید:
روزی پیامبر خدا صلّی اللّه علیه و آله ، به مسجد آمد و نزد ما نشست و فرمود: برنامه‏ای از طرف خداوند متعال نازل شده است، جهت اجراء آن علیّ بن ابی طالب علیه السلام را بیاورید.
پس سلمان فارسی به دنبال آن حضرت رفت، هنگامی که علیّ علیه السلام نزد رسول خدا صلوات اللّه علیه آمد، با یکدیگر خلوت کرده و مطالب سرّی را برای علّی علیه السلام بیان نمود و ما متوجّه آن سخنان نشدیم، فقط مشاهده کردیم که حضرت رسول سخت عرق کرده و قطرات عرق از پیشانی و صورت مبارکش، همچون دانه‏های درِّ شفّاف سرازیر است‏
و چون اسرار ایشان پایان یافت، به حضرت علّی علیه السلام فرمود: آن‏ها را حفظ و رعایت نما که بسیار مهمّ خواهد بود.
بعد از آن اظهار نمود: ای جابر! ابوبکر و عمر را بگو تا نزد ما آیند.
پس به سراغ آن‏ها رفتم و پیام حضرت رسول را رساندم؛ و هر دو حاضر شدند، سپس حضرت فرمود: به عبدالرحمان هم بگوئید بیاید؛ او هم آمد.
بعد از آن رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله ، به سلمان فارسی خطاب کرد و فرمود: برو نزد امّ سلمه و یک عدد فرش خیبری از او بگیر و بیاور.
وقتی سلمان فارسی آن فرش را آورد، حضرت دستور داد تا فرش را پهن کنند و هر نفر در گوشه‏ای، روی آن بنشیند؛ پس ابوبکر و عُمر و عبدالرحمان در سه گوشه آن نشستند.
و بعد از آن حضرت رسول با سلمان فارسی خلوت کرد و اسراری را برایش بیان نمود و در پایان فرمود: در چهارمین گوشه فرش بنشین؛ و به حضرت علّی علیه السلام نیز دستور داد: در میانه و وسط آن فرش بنشین؛ وآنچه برایت گفتم بگو، که در این صورت بر هر کاری و هر حرکتی قادر خواهی شد. در این لحظه، آن سه نفر گفتند: این از خصوصیّات علیّ است؟!
حضرت رسول صلوات اللّه علیه فرمود: بلی، قدر و منزلت او را بشناسید و احترام او را رعایت کنید.
جابر انصاری گوید: بعد از آن، فرش حرکت کرد و در آسمان‏ها به پرواز در آمد و چون پس از مدّتی به زمین باز گشت، از سلمان فارسی شنیدم که گفت:
پس از پرواز به آسمان‏ها، در گوشه‏ای از زمین کنار غاری فرود آمدیم و طبق دستور حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله ، به ابوبکر گفتم: به افرادی که داخل غار هستند، سلام کن و چون سلام کرد جوابی نشنید.
سپس به عمر گفتم که سلام کند، او هم پس از سلام جوابی نشنید، همچنین عبدالرحمان سلام کرد و نیز جوابی داده نشد، بعد از آن خودم سلام کردم و جواب سلام من نیز داده نشد.
در نهایت به حضرت علیّ علیه السلام عرضه داشتم: اکنون شما بر اهل غار سلام نمائید؛ و چون همانند دیگران سلام کرد ناگهان درب غار گشوده شد و صدائی از درون آن به گوش رسید و نوری نمایان گردید به طوری که آن سه نفر از وحشت پا به فرار گذاشتند.
من به ایشان گفتم: آرام باشید، فرار نکنید تا ببینیم چه خواهد شد و آن‏ها چه می‏گویند.
سپس حضرت علیّ علیه السلام به اهالی درون غار خطاب نمود و فرمود: سلام بر شماها که به خدای یکتا ایمان آورده‏اید.
در همین لحظه از درون غار گفته شد: سلام بر تو ای امام متّقین!
ما شهادت می‏دهیم که پسر عمویت پبامبر خدا است و تو امام و پیشوای مسلمین هستی؛ و ولایت و خلافت پس از رسول خدا تنها مخصوص تو است نه دیگران.
بعد از آن، هر سه نفر به حضرت علیّ علیه السلام گفتند: ما نیز به آنچه اهل غار اظهار داشتند، ایمان داریم؛ ولی هنگام باز گشت نزد رسول‏اللّه، برای ما شفاعت نما؛ شاید که از ما راضی شود.
پس از آن طبق دستور حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله ، روی همان فرش نشستیم و بعد از پرواز، مجدّداً جلوی مسجد فرود آمدیم و حضرت از منزل خارج شد و نزد ما آمد و فرمود: در این سفر چه گذشت؟
آن سه نفر عرضه داشتند: یا رسول اللّه! بر آنچه اهل غار شهادت دادند، ما نیز شاهد و مؤمن هستیم.
حضرت رسول صلوات اللّه علیه اظهار نمود: اگر ثابت قدم باشید، هدایت یافته و سعادتمند خواهید بود؛ و بدانید که آنچه وظیفه رسالتم بود به شما ابلاغ کرده‏ام.
و در پایان فرمود: آن کسی که ولایت و خلافت علیّ ( علیه السلام ) را بعد از من بپذیرد، پیروز و نجات یافته است.** کتاب اصول ستّة عشر، قسمت نوادر علیّ بن أسباط: ص 128، س 14، عمده ابن بطریق حلّی: ص‏534، ح 661.***


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 3:57 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

کرامت در مجازات‏

طبق آنچه تاریخ‏نویسان نگاشته‏اند:
یکی از پیش خدمتان امام حسین علیه السّلام خلافی مرتکب شد که مستحقّ عقوبت و تأدیب گشت.
به همین جهت، حضرت اباعبداللَّه الحسین علیه السّلام دستور داد تا نامبرده تأدیب و تنبیه شود.
ولیکن پیش از آن که غلام مجازات شود، خود را به مولایش امام حسین علیه السّلام رساند و عرضه داشت: ای سرورم! خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است: «وَالْکاظِمینَ الْغَیْظَ».
پس حضرت با مشاهده حالت او؛ و شنیدن این آیه مبارکه قرآن تبسّمی نمود و فرمود: او را رها سازید، من خشم خود را فرو نشاندم.
آن گاه پیش خدمت گفت: «وَالْعافینَ عَنِ النَّاسِ».
امام حسین علیه السّلام با شنیدن این قطعه از آیه شریفه، خطاب به غلام کرد و اظهار داشت: از تو گذشتم و تو را مورد عفو و بخشش خود قرار دادم.
در این هنگام، غلام کرامت و بخششی بیش از این تقاضا کرد و اظهار داشت: «وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ» یعنی؛ خداوند متعال نیکوکاران و کرامت کنندگان را دوست دارد.
حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السّلام با دیدن حالت غلام و تلاوت آخرین قسمت آیه مبارکه قرآن، فرمود: همانا من تو را به جهت خوشنودی و رضایت خداوند متعال آزاد کردم.
و پس از آن دستور داد تا همچنین هدیه‏ای مناسب، که رفع مشکل و نیاز غلام کند به وی عطاء گردد.**حیاة الإمام الحسین علیه السّلام : ج 1، ص 124، بحارالأنوار: ج 44، ص 195، حلیةالأبرار: ج 3، ص 183، ج 4.***


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 3:56 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

کریمه اهل بیت علیها السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عنایات ویژه ای به حضرت فاطمه معصومه علیها السلام و حرم با صفای او و اهل قم به ویژه علماء دارد.[1] تا جایی که که سبب رشد و شکوفایی معنوی این پایگاه جهت فرهنگ سازی معارف اسلامی خصوصاً مهدوی شده است. لذا در این مقاله به طور اختصار به پیوند آخرین معصوم علیها السلام با حضرت معصومه علیها السلام اشاره می نمائیم:
1. امام مهدی در زیارت نامه حضرت معصومه علیها السلام

یکی از افتخارات شیعه، داشتن زیارت نامه هایی است که از معصومین علیها السلام به یادگار مانده است. در زیارت نامه حضرت معصومه علیها السلام ضمن مرور عالی ترین معارف شیعه، هشت بار با مقام ولایت، رابطة مستقیم برقرار می شود که سه مورد آن پیوند با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
الف) عرض ادب و اهدای سلام

سلام های این زیارت توأم با اسرار است[2] یکی از آنها این است که تمام سلامهای عرضه شده به خدمت پیامبر و جانشینان او با صیغة مخاطب (السلام علیک) است ولی هنگام عرض ادب به پیشگاه دوازدهمین امام با صیغة غایب (السلام علی وصی من بعده) آمده است. این تغییر شیوه، برای توجه دادن زائر به امام غایب است. یکی دیگر از این اسرار لقب های امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است که عبارتند از نور، سراج، ولی ، وصی و حجت.
ب) دعا برای فرج

زائرین حرم و بارگاه حضرت معصومه علیها السلام ز خداوند متعال می خواهند: «اسئل الله ان یرینا فیکم السرور و الفرج؛ از خداوند می خواهم که سرور و

گشایش شما را ببینم». قطعاً سرور اهل بیت علیها السلام ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
ج) رجعت

زائر در این حرم مقدس عرضه می دارد: «و این یجمعنا و ایاکم فی زمرة جدکم محمد صل الله علیه و آله و سلم ، ما و شما را در زمرة جد بزرگوارتان حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم گردآورد».

این درخواست برای روز قیامت نیست ، زیرا بهشت و مزایای آن در بخش های بعدی مطرح شده است، بلکه ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. براساس عقیدة رجعت، معصومین علیها السلام در زمان ظهور به دنیا بر می گردند و همراه بودن با امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به منزله همراه بودن با سایر ائمه و قرار گرفتن در زمرة پیروان حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم است.
2. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و کریمة اهل بیت و قم

امام صادق علیها السلام بیش از 1200 سال پیش فرمود:

به زودی، کوفه از علم خالی شود و بساط علم از آن برچیده شود، آن چنانکه مار در لانه اش به خود می پیچد. آنگاه علم در شهری به نام قم ظاهر می شود و آنجا مرکز دانش وفضیلت می گردد تا جایی که در روی زمین حتی یک نفر مستضعف وناآگاه در دین باقی نمی ماند، حتی بانوان پرده نشین. و این در آستانة ظهور قائم ما خواهد بود که خداوند قم و اهل قم را قائم مقام حجت قرار می دهد وگرنه زمین خالی از حجت می شود وزمین ساکنان خود را در کام خود فرو می برد. در آن ایام، علم از قم به همة سرزمین های شرق وغرب جهان سرازیر می گردد و حجت خدا بر مردم کامل می شود و دیگر در روی زمین فردی نمی ماند که دین و دانش به او نرسیده باشد. سپس قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور می کند و موجب خشم و غضب خداوند بر مردم می شود زیرا خداوند از هیچ بنده ای انتقام نمی گیرد،جز هنگامی که حجت خداوند را انکار کند.[3]

نکته حایز اهمیت این جا است که در روزی که اسم قم در جزیرة العرب ناشناخته و گم بود. صادق آل محمد صل الله علیه و آله و سلم آینده آن را ترسیم فرمود اکنون حوزه علمیه قم، از حوزه علمیه هزارساله نجف، سبقت گرفته است و صدها مجتهد عالی مقام را در دامان خود به برکت حضرت معصومه علیها السلام پرورش داده است.

مقصود از قائم مقامی اهل قم، مراجع تقلیدند، زیرا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آنان را جانشین خود قرار داده است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیعی به محمد بن عثمان عمری می فرماید: «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله»[4]

[1] . ر.ک زندگانی کریمة اهل بیت علیها السلام که ده نمونه از عنایات امام مهدی علیها السلام در فصل یازدهم با عنوان «طلوع خورشید جهان افروز امامت از افق کریمة اهل بیت علیهم السلام ذکر شده است.

[2] . ر.ک زندگانی کریمة اهل بیت، ص128.

[3] . بحارالانوار، ج60، ص213.

[4] . احتجاج، ج2، ص281.
 


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 3:56 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

کدام بهترند، دشمنان یا دوستان؟

پس از جریان صلح امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه، آن حضرت مورد ضربت شمشیر قرار گرفت.
یکی از دوستان حضرت به نام زید بن وهبِ جَهنی حکایت کند: در شهر مداین به محضر امام علیه السلام شرفیاب شدم و ایشان را در حالی دیدم که از شدّت درد و زخم آن شمشیر بی تابی و ناله می‏کرد، گفتم: یا ابن رسول اللّه! مردم متحیّر و سرگردان شده‏اند؛ تکلیف ما چیست؟
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! در نظر من معاویه از این جمعیّت بی ایمان برای من بهتر است، این اشخاص ادّعای شیعه و دوستی مرا دارند، ولیکن چون کرکسان در انتظار مرگ من نشسته‏اند، اینان حیثیّت و آبروی مرا نابود کرده، اموال ما را به یغما بردند.
سوگند به خداوند! چنانچه از معاویه پیمان ایمنی بگیرم، دیگر گزندی از او به من و خانواده‏ام نخواهد رسید؛ و چه بسا همین کار سبب شود که مسلمانان و دیگر دوستانم از شرّ او در امان بمانند؛ و در غیر این صورت همین اشخاص مرا با دستِ بسته، تحویل معاویه خواهند داد.
اگر من خود تسلیم معاویه شوم، برای همگان و حتّی برای آیندگان سودمند می‏باشد؛ و این بهتر از آن است که کوفیان مرا اسیر کرده و با دستِ بسته تحویل او دهند؛ و آن وقت با منّت مرا آزاد نماید، که در این صورت، خاندان بنی‏هاشم برای همیشه تضعیف و خوار شده و مورد سرزنش و اهانت همگان قرار خواهند گرفت.
زید جهنی اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه! آیا در چنین حالت و موقعیّتی دوستان و شیعیان خود را همچون گله گوسفند بدون چوپان و حامی رها می‏نمائی؟!
امام علیه السلام فرمود: ای زید! من مسائلی را می‏دانم که شماها به آن آگاهی ندارید، همانا پدرم امیرالمؤمنین علیه السلام روزی مرا شادمان و خندان دید، پس اظهار داشت: فرزندم! زمانی فرا خوهد رسید که پدرت را کشته ببینی؛ و همگان از تو روی برگردانند.
و بنی امیّه حکومت را در دست گیرند و بیت‏المال را از مستحقّین قطع و بین دوستان خود تقسیم نمایند.
و در آن زمان مؤمنین ذلیل و خوار گردند؛ و فاسقان و فاجران قدرت و نیرو گیرند؛ حقّ پایمال شود و باطل رواج یابد؛ خوبان و نیکان مورد لعن و سرزنش قرار گرفته و شکنجه شوند.
پس روزگار این چنین سپری شود، تا شخصی از اهل‏بیت رسالت در آخر زمان ظاهر گردد و عدل و داد را گسترش دهد.
و خداوند در آن زمان برکات آسمانی خود را بر مؤمنین فرود فرستد؛ و گنج‏های زمین، هویدا و آشکار شود؛ و خوشا به حال کسانی که آن زمان را درک نمایند.** احتجاج: ج 2، ص 69، ص 158.***


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 3:56 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

کتابهای آسمانی و نوید از امام مهدی‏

در کتابهای آسمانی نویدهای بسیاری از وجود گرانمایه آن حضرت داده شده است. و نیز دوراندیشان و پیشگویان در مورد آینده جامعه‏ها، تمدنها و نقشه اصلاحی و نجات بخش و در واپسین حرکت تاریخ، اخبار و روایات بسیاری آورده‏اند که بخشی از آنها را، علامه مجلسی در بحارالانوار و کامل سلیمان در کتابیوم الخلاص و نویسنده کتابانیس الاعلام که خود از رهبران کلیسا بود و بعد به اسلام و تشیع گرایش یافت و پس از تلاش و کوشش بسیار در ردیف علمای بزرگ اسلامی قرار گرفت، آورده است. ما نیز در آغاز کتاب و در تفسیر سومین آیه در نوید از حضرت مهدی علیه السلام برخی را آوردیم و در اینجا به دلیل پرهیز از گستردگی بحث، از آوردن نمونه‏های دیگر خودداری می‏کنیم.
علاقمنان می‏توانند به کتابهای یاد شده مراجعه نمایند.(177)


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 3:55 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

کثرت اموال در عصر ظهور از چه راهی حاصل می‏شود

در مورد سوال فوق چند احتمال وجود دارد:
1- اینکه کثرت اموال در دست مردم از راه معجزه و به برکت وجود امام زمان علیه السلام در میان مردم اشد. این احتمال از جهاتی قابل مناقشه است:
اولا:
این نظریه خلاف قانون معجزات است، زیرا قرار نیست که همه کارها با معجزه صورت پذیرد. سعادت نسان که عصر ظهور زمینه‏ساز آن است در این است که از راه طبیعی به کمال خود برسد.
ثانیا:
سیاق روایات در این باب به تشکیل نظامی اقتصادی عادل اشاره دارد که بشر می‏تواند در پرتو آن درآمد کافی و وافر داشته باشد. و این معنا با اعجاز سازگاری ندارد.
2- اینکه وفور مال و نعمت‏ها به جهت گسترش زراعت و کشاورزی و تجارت است، گر چه الطاف خداوند متعال نیز در توفیر این گونه نعمت‏ها موثر است.
3- اینکه توفیر مال به جهت دسترسی و سیطره بر بانک‏های بزرگ در عالم باشد، به جهت آن که بیشتر اموالی که در آنها نهفته‏اند غصبی و حرام و نامشروع است، لذا حکومت عدل جهانی آنها را به طور مساوات بین مردم تقسیم می‏کند.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 3:55 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]