مدح و منقبت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله

مژده یاران که نوبهار آمد - گل و سرو و سمن به بار آمد
ابر رحمت در این خجسته بهار - گوهر افشان به کوهسار آمد

وه چه عیدی که در طلیعه او - عید قرآن و دین نمایان است‏
عید میلاد جعفر صادق‏ - آن که چون آفتاب تابان است‏
خاتم الانبیاء که خاک درش‏ - سرمه چشم اهل عرفان است‏
این دو میلاد مقترن با هم‏ - مورد بحث نکته سنجان است‏
دین و مذهب از این دو یافت رواج‏ - در دو قالب نهفته یک جان است‏
زین دو عید بزرگ ایمانی‏ - تاج فخری به فرق قرآن است‏**از شاعر محترم: آقای علیّ مردانی.***
ای خواجه عالم همه عالم به فدایت‏ - چون کرده خدا، خلقت عالم ز برایت‏
ذات تو بود علّت و عالم همه معلول‏ - در حقّ تو لولاک از آن گفته خدایت‏
شد ختم رسالت به تو این جامه زیبا - خیّاط ازل دوخته بر قدّ رسایت‏
در روز جزا جمله رسولان مکرّم - از آدم و عیسی همه در تحت لوایت‏
هنگام سخا چون به عطا دست گشائی‏ - صد حاتم طائی شده درویش و گدایت‏
مردم همه مشتاق به فردوس برینند - فردوس برین تا شده مشتاق لقایت‏
راضی به رضا گشتی و صابر به مصائب‏ - تا صبر و رضا مات شد از صبر و رضایت‏**از شاعر محترم: آقای ذاکر.***


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:27 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مدرس عشق‏

من که از آتش هجران دلسخوته‏ام gggggآتش بکانون دل افروخته‏ام
بی تمنا وصال تو من ای مهر مثال gggggروز و شب دیده امید بره دوخته‏ام
بیکی جلوه رویت همه دادم از دست gggggسود و سرمایه یک عمر که اندوخته‏ام
خسروا نیست متاعی دیگرم جزتن و جان gggggکه بسود ای لقایت همه بفروخته‏ام
دفتر و شجه و سجاده بدادم از دست gggggتا که در مدرس عشقت ادب آموخته‏ام
جامه طاعت و تقوی همه را چا کزدم gggggتا که پیراهن عشق توبتن دوخته‏ام
سر به زانوی غم آورده به کنجی حیران gggggتا مگر مرحم نمائی بدل سوخته‏ام


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:27 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مدح و منقبت پنجمین اختر امامت‏

آن که جانان طلبد، بهر چه خواهد جان را - ترک جان گوی، اگر می‏طلبی جانان را
قرب جانان، هوس هر دل و جان نیست، ولی‏ - دل کسی داد به جانان، که نخواهد جان را
دعوی عشق و محبّت نه به حرف است، حکیم‏ - باید از خون گلو زد رقم این عنوان را
بندگان را همه بر لقمه نظر باشد و بس‏ - چشم هر بنده ندارد نظر لقمان را
تا نمیری ز خودی، زنده نگردی به خدای‏ - نفی کفر است، که اثبات کند ایمان را
عالِم آن است، که آزادی عالَم طلبد - کامل آن است، که از خلق برد نُقصان را
کیست آن بنده زیبنده به جز نفس حسین‏ - که به لطفی اثر از قهر برد یزدان را
بحر موّاج کرم اوست که با تشنه لبی‏ - نخورد آب و دهد آب لب عطشان را
خالق عزّ و جلّ کرد ز ایجاد حسین‏ - ختم بر امّت خاتم کرد و احسان را
دید پیش از گِل ما بار گُنه بر دل ما - که آفرید از پی این درد، خدا درمان را
غرق طوفان گناهیم و به یک قطره اشک‏ - فضل آن بحر کرم بین، که خَرد طوفان را
مظهر اسم عَفوُّ است، چو این منبع جود - مغفرت جوی و بدین اسم بجو غفران را
حتم شد نار جهنّم چو ز سلطان قِدَم‏ - بر بنی آدم اگر زد قَدَم عصیان را
آفتاب از افق جود بر آمد که منم‏ - آن که از پرتو خود، نور کند نیران را
شاه اقلیم فتوّت، عَلَم افراشت که من‏ - دست‏گیری کنم این امّت سرگردان را
نوع خود را بدهم جان و ز جانان بخرم‏ - تا ببینند ملایک شرف انسان را
گوی سبقت به کَرَم در برم از عالَمیان‏ - تا نگیرند پس از من به کرم چوگان را
مقصد ممکن و واجب همه تشریف من است‏ - نقطه قطب منم، دایره امکان را
این چنین شد ز ازل شرط عبودیّت من‏ - که به خون غلطم و تقدیس کنم سبحان را
تا به دامان زندم دست گنه کار محّب‏ - زده‏ام بهر شفاعت به کمر دامان را
بینش اهل حقیقت، چون حقیقت بین است‏ - در تو بینند حقیقت، که حقیقت این است‏
من اگر جاهل گمراهم، اگر شیخ طریق‏ - قبله‏ام روی حسین است و همینم دین است‏
سجده بر نور خدا، در گلِ آدم نکند - چشم شیطان لعین، چون نظرش بر طین است‏
ماسوا عاشق رنگند سوای تو حسین‏ - که جبین و کَفَت از خون سرت رنگین است‏
خَردَلی بار غمت را دل عالم نکشد - آه از این بار امانت، که عجب سنگین است‏
پیکرت مظهر آیات شد از ناوک تیر - بدنت مصحف و سیمات مگر یاسین است‏
باغ عشق است، مگر معرکه کربُبَلا - که ز خونین کفنان غرق گُل و نسرین است‏
بوسه زد خسرو دین بر دهن اصغر و گفت‏ - دهنت باز ببوسم، که لبت شیرین است‏
شیر دل آب کند، بیند اگر کودک شیر - جای شیرش به گلو آب دم زوبین است‏
از قفا دشمن و اطفال تو هر سو به فرار - چون کبوتر که به قهر از پی او شاهین است‏
در خَم طُرّه اکبر، دل لیلا می‏گفت‏ - سفرم جانب شام و وطنم در چین است‏
دختری را به که گویم که سر نعش پدر - تسلیت سیلی شمر و سر نِیْ تسکین است‏**اشعار از شاعر محترم آقای فؤاد کرمانی.***


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:27 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مداحی دلنشین یا اباصالح پس کی میایی؟

نگام میکردی .
وقت دورغ و غیبتا نگام میکردی.
وقت گناه،تو خلوتا،نگام میکردی.
نگام میکردی.
اما بازم تو هئیتا صدام میکردی،دعام میکردی...
مداحی تکان دهنده "یا اباصالح پس کی میایی" با صدای حاج مجتبی رمضانی

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

یار قدیمی تو رمز اهدنا صراط المستقیمی
خوش به حال اونی که بودی صمیمی
بی تو نشسته بر سرم گرد یتیمی
آره نامردم!
من که برای فرجت کاری نکردم
یه سیلی واسه دین نخوردم ،چون بی دردم
آره نامردم!
ای خاک بر سرم
دارم روزی از سفرت میبرم
عوضش با بدا میپرم
حق با توئه نبریم حرم ..
----
بشم ریز و ریز
نشم مایه ننگت ای عزیز
منو بزن یا بگو یه چیز
انقد آقا تو خودتو نریز
----
نکنه این گدا رو پاک یادت بره !
یا بن الحسن روحی فداک یادت بره
میخوام ببینمت آقا تا زنده ام
متی ترانا و نراک یادت بره
-----
نگام میکردی
وقت دورغ و غیبتا نگام میکردی
وقت گناه،تو خلوتا،نگام میکردی
نگام میکردی
اما بازم تو هئیتا صدام میکردی،دعام میکردی
دل و سوزوندی اگه خودت رو توی این هیئت رسوندی
نکنه خون گریه کنی،چیزی نموندی
بسه همون نامه ی اعمالو خوندی
غربت کشیدی
 ز نوکرت خیری ندیدی
این چه غلامی بود خریدی
شبیه مادرت خمیدی
شنیدم ارباب با گریه به شیعه کردی خطاب
که تشنه م نیستن قدر جرعه آّب ..


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:26 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

مدتی‏تحمل‏کن‏

من که روزوشب ازشوق می‏کنم غزلخوانی‏gggggنعمت لقای شه خواهدشد ارزنی‏
وعده وصالم دادیارگلعذارمن‏gggggچونکه کردم ازاخلاص بردرش ثناخوانی
دوش کلبه ماراازکرم منورکردgggggازدرآمدم ناگه باجمال نورانی
پرده برفکندازرخ مات حسن خویشم کردgggggزبرآتشم آبی ازشراب روحانی
گفتمش شهاتاکی دیده بررهت دوزم‏gggggتاکه پرده برگیری وآرهی زپنهانی
گفت گفتمت ازپیش مدتی تحمل کن‏gggggتابدست خودبگیرم خاتم سلیمانی
گفتمش مگرتاچندصبربایدم کردن‏gggggتاکه آفتاب ازغیب سرزندباسانی
گفت چون زحل راشدحال راجعتی حاصل‏gggggدرکه وبال اویاب فیض رحمانی
رمزدیگری فرمودبازبامن حیران gggggگفت روبرون کن زودحرفهاظالما


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:26 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

محنت

دیدار با یوسف رخ نداد، مگر پس از رنج‏ها و محنت‏های فراوانی که برادران‏اش به جان کشیدند و خون دل‏هایی که یعقوب در فراق یوسف خورد و اشک‏هایی که بر هجران او فرو ریخت.
خورشید یوسف زهرا علیه السّلام نیز طلوع نخواهد کرد، مگر پس از محنت‏های فراوان و سیل‏های مصیبتی که بر دل شیعیان فرو خواهد ریخت.
امام علی علیه السّلام می‏فرماید:
ما یجیی‏ءُ نصر اللَّه حتی تکونوا اهون علی الناس من المیتة و هو قول ربی عزّوجل فی کتابه فی سورة یوسف (حتی اذا استیئس الرسل و ظنّوا انّهم قد کذبوا جائهم نصرنا) و ذلک عند قیام قائمنا علیه‏السّلام.(215)
یاری خداوند به سوی شما نخواهد آمد، مگر هنگامی که در چشم مردم از مرده، پست‏تر شوید و این، همان سخن خداوند در سوره‏ی یوسف است که فرمود: (تا آن‏گاه که رسولان ناامید شدند و (مردم) گمان کردند که به آنان دروغ گفته شده است. در این هنگام، یاری ما به سراغ آنان آمد). آن‏گاه، هنگام قیام قائم ما، مهدی (عج) است.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:25 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

محورهای پژوهش در مورد امام زمان(عج)

از نکات مفید برای هر پژوهش، تعیین «محور» و «موضوع» است. هر چه محورهای تحقیق بیشتری در اختیار باشد، هم امکان عملی پژوهش فراهم تر است، هم ابعاد بیشتری از یک موضوع مورد کاوش قرار می گیرد.

در موضوع «مهدویت» پژوهش های زیادی به صورت مقاله و کتاب انجام گرفته و این موضوع و اعتقاد به منجی جهانی، که در فرهنگ اسلامی جایگاه مهمی داشته است، همواره نظر اندیشمندان و محققان حتی غیر مسلمانان را هم به خود معطوف داشته است. دشمنان اسلام و تشیع و مهدویت هم به نوع دیگر به این مسئله پرداخته اند.

آنچه در پی می آید، محورهایی پیرامون مهدویت و شخصیت حضرت مهدی(ع) و موضوعات مرتبط به آن امام غایب است، باشد که محققان اهل مطالعه را به کار آید و برای کار بیشتر انگیزه آفرین گردد (البته ترتیب دقیق و منطقی خاصی میان این سرفصل های پژوهشی نیست):

1. صفات معنوی و مقام امام زمان(ع) نزد خدای متعال و جایگاه او به عنوان حجت الهی و خلیفة الله.

2. شکل و شمایل ظاهری و نیروی بدنی حضرت مهدی(ع) و ویژگی های چهره و قامت و اندام او.

3. بشارت های پیامبران گذشته و پیامبر اسلام و امامان(ع) درباره آمدن او و حتمیّت ظهور و اصل غیبت و «موعود» بودن آن حضرت، و همگرایی ادیان و مذاهب در اعتقاد به موعود.

4. نام، کنیه ها، القاب و صفات شریف آن امام غایب.

5. نسب شریف امام عصر(ع) که این عناوین را دارد: انتساب او به پیامبر، از عترت بودن وی و اینکه فرزند فاطمه(س) و علی(ع) و امام حسین(ع) است.

6. خانواده او، پدر و مادرش، کیفیت ولادت و مخفی بودن آن و اعجاز الهی در این مسئله و موضوع طول عمر.

7. غیبت امام زمان(ع) ( غیبت صغرا و کبرا) و حالات او در زمان غیبت و رمز و راز غیبت و پیشینه غیبت در تاریخ انبیای گذشته و فلسفه و آثار آن، کیفیت زندگی امام در عصر غیبت، داشتن همسر و فرزند یا نداشتن؟

8. علائم ظهور، فتنه های جهانی و وضعیت عمومی عالم در آستانه ظهور منجی.

9. علامت ها و نشانه های نزدیک شدن ظهور در شرق و غرب جهان و روز ظهور.

10. ویژگی های «آخرالزمان» و مردم آن دوره، و وضع جهان از نظر افکار و عقاید و رفتار.

11. دولت های اسلامیِ در آستانه ظهور حضرت مهدی و وضعیت قرآن و سنت رسول خدا و بروز بدعت ها و تحریف ها و فرقه های باطل.

12. وضعیت عمومی مسلمین در عصر سلطه جباران از نظر دینی، معیشتی، سستی ارزش های اخلاقی و رواج گناهان و مفاسد.

13. نقش علما در عصر غیبت در هدایت افکار و مقابله با بدعت ها، علمای صالح و علمای سوء، نقش مثبت عالمان ربّانی در حرکت بدعت ستیزانه و زمینه سازانه.

14. شیعه در عصر انتظار، فضایل منتظران ظهور، اهمیّت «انتظار فرج» و انتظار سازنده و مخرّب.

15. وضعیت اقوام عرب و فتنه های دامن گیر جهان عرب، وضع حجاز و نیروهای منطقه ای.

16. سرزمین یمن و نقش آن در «حرکت تمهیدی مهدوی» و خروج یمانی و علائمی که در این سرزمین به ویژه رخ خواهد داد.

17. فلسطین و بیت المقدس و ورود امام زمان به آن سرزمین و پایان سلطه اسرائیل.

18. وضعیت و قضایای مربوط به سرزمین مصر، مغرب، عراق، شام، اردن و بحران های منطقه ای، آشوب ها و زلزله ها در این مناطق، قبل از ظهور حضرت مهدی(ع).

19. پدیده «سفیانی» و ماهیت او، خروج او قبل از قیام امام، تفکرات و گرایش و رفتار او و فتنه گری هایش در منطقه عراق، حجاز و بیت المقدس.

20. نقش خراسانی ها (ایرانی ها) و پرچم های سیاه و حرکت اقوام شرق و یاری امام زمان و سید خراسانی و میزان تطبیق این پیشگویی ها بر حرکت اسلامی در ایران و منطقه.

21. تحرکات روم، ترک، جنگ های منطقه ارمنستان و آذربایجان که در روایات آمده است و پیوند آن با موج بیداری اسلامی در اروپا و غرب.

22. قوم یهود و نصارا در عصر ظهور و احتجاج امام زمان با یهود و مسیحیان و نقش عیسای مسیح در این میان و رابطه نزول حضرت عیسی با ظهور حضرت مهدی(ع).

23. نحوه شروع قیام امام زمان، آغاز ظهور، حوادث مرحله به مرحله آن نهضت جهانی تا استقرار کامل و نهایی.

24. یاران امام زمان (یاران خاص و یاران عام)، سپاه او، ویژگی های اصحابش و تعداد و صفات آنان، جنسیت و قومیّت اصحاب او و نقش هایی که بر عهده خواهند گرفت و کیفیت ابلاغ حکم به آنان.

25. دشمنان حضرت مهدی(ع) و خروج کنندگان بر ضد او و مخالفان حکومتش (چه عناصر به ظاهر مسلمان و چه از دیگران).

26. کیفیت خروج و جهان گشایی، حرکت فرهنگی یا نظامی؟ ساختار سلاح ها و نحوه غلبه بر سلاح های مدرن.

27. علت درگیری و مخالفت گروه هایی با آن حضرت، فتوحات وی، قلمرو کشور مهدوی، نحوه اداره جهان در عصر امام زمان.

28. حکومت جهانی حضرت مهدی(ع)، نظم نوین جهانی، کیفیت اداره جهان با یک حکومت و دولت، ویژگی های حکومت مهدوی و جایگاه قسط و عدل در آن نظام، رشد اقتصادی و فرهنگی و فکری بشر در دوره ظهور و حضور، وفور نعمت ها و افزایش برکت ها و شرایط رفاهی و معیشتی مردم.

29. خروج دجّال، ماهیت دجّال و صفات او و پیروانش، واکنش مردم و پیروان امام به حرکت های دجالانه، و سرانجام دجّال و دار و دسته اغواگر او.

30. مدّت حکومت امام زمان و سرانجام وی و پایان دوره امامت آن حضرت، وفات و کیفیت شهادت آن حضرت.

31. موضوع «رجعت» و بازگشت صالحان و امامان حق به دنیا در تداوم حکومت مهدوی، اثبات و امکان رجعت و نمونه های آن در عصر پیامبران پیشین، رجعت چهره های شاخص حق و باطل.

32. خروج یأجوج و مأجوج و فتنه گری هایشان و بالاخره شکست و نابودی نهایی آنان.

33. علامات قیامت و نزدیک شدن رستاخیز پس از دولت و حکومت حضرت مهدی(ع) و امامان دیگر، خروج «دابّة الارض» و مسخ و گرفتاری مجرمان.

34. عقیده شیعه و اهل سنت درباره امام زمان و خصایص آن حضرت در روایات فریقین.

35. پیشگامان عرصه مهدویت پژوهی در تاریخ اسلام و تشیع و آثار تألیف شده در این موضوع و کتاب شناسی خاص مهدویت و امام زمان.

36. سوء استفاده های شیّادان از احساسات و عواطف دینی و مذهبی مردم نسبت به امام عصر، و بروز فرقه ها و مذهب های باطل و دکان داری هواپرستان با سوء استفاده از اعتماد مؤمنان.

37. مدعیان دروغین مهدویت در طول اعصار و قرون، و مذاهب ساختگی بر پایه این عقیده دینی و نقش استعمار و بیگانگان در پیدایش این فرقه ها، مثل بابی گری، بهائیت، قادیانیّه و ....

38. انگیزه استعمار از دامن زدن به فرقه های باطل و حمایت مالی و سیاسی و تبلیغاتی از آنان.

39. قالب ها و روش های نو در تبیین موضوع مهدویت برای جامعه امروز و بشریت معاصر.

40. تصور غربیان (اروپا و آمریکا) از موضوع امام زمان و شیوه های مقابله آنان با این تفکّر شیعی و اسلامی و لوث کردن آن و آمیختن به خرافات.

41. آسیب شناسی آداب و سنن و شعائر مرتبط به امام زمان و خرافه زدایی از سیمای حقیقت مهدویت و انتظار.

42. بازتاب مسئله مهدویّت در رسانه های غربی.

43. تولیدات سینمایی هالیوود و موضوع امام زمان و منجی در آثار هنری غرب.

44. سایت های خاص مهدویت و روش بهره گیری از این امکان برای نشر تفکّر مهدی باوری.

45. نقش انتظار در عصر حاضر و وظیفه منتظران و زمینه سازان در عصر غیبت.

46. کیفیت پیوند میان انقلاب اسلامی و انقلاب جهانی حضرت مهدی(ع).

47. شباهت های موسی و مهدی8 در حرکت نجات بخشی و ابعاد فوق عادی در دو حرکت.

48. ابعاد غیر مادی و فوق بشری در موضوع امام زمان و تکیه آن به قدرت غیبی خدا (از ولادت، تا غیبت، ظهور و تشکیل حکومت).

49. شبهه شناسی در باب موضوع مهدویت و پاسخ آن شبهات و سؤالات.

50. انعکاس مهدویت و انتظار در اشعار شاعران و آثار ادبی.

51. شباهت های ظهور امام زمان و قیامت کبرا.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:25 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

محمد بن مشهدی راوی با واسطه دعای ندبه کیست

از کلمات آیت الله خوئی رحمة الله علیه به نقل از شیخ حر عاملی به دست می‏آید که مراد از محمد بن مشهدی، محمد بن علی بن جعفر است.(1021)
ولی مرحوم حاجی نوری در خاتمه مستدرک در این باره می‏گوید: مراد از محمد بن مشهدی، محمد بن جعفر بن علی بن جعفر مشهدی است که از وی به عنوان حائری نیز یاد شده است. ایشان یکی از راویان ابی الفضل شاذان بن جبرئیل قمی است. او همچنین با دو واسطه از شیخ مفید روایت نقل می‏کند.(1022)
به هر حال او هر که باشد شخصی قابل اعتماد و مورد وثوق و جلیل القدر است که توصیف و مدح وی در کتب رجال آمده است.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:25 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

محمد بن علی بن ابی قره راوی دیگر دعای ندبه کیست

او از جمله راویان صاحب کتاب و مورد اعتماد است. نجاشی درباره وی می‏گوید: ...او ثقه بوده و روایات فراوانی شنیده و کتابهای بسیاری تألیف کرده است. وی کسی بود که کتاب‏ها را ورق به ورق برای اصحاب امامیه می‏خواند و همواره در مجالس با ما بود.(1023)
از آنجا که نجاشی اجازه نقل کتاب‏های ابن ابی قره را از وی داشته است لذا می‏توان او را از مشایخ اجازه مرحوم نجاشی دانست.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:24 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

محل اقامت امام زمان حضرت مهدی عج

موضوع محل اقامت و سکونت امام مهدی (ع) در زمان غیبت از جمله موضوع هایی است که ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول داشته است و معمولاً در مجالس و محافل مهدوی مورد پرسش قرار می گیرد...


موضوع محل اقامت و سکونت امام مهدی (ع) در زمان غیبت از جمله موضوع هایی است که ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول داشته است و معمولاً در مجالس و محافل مهدوی مورد پرسش قرار می گیرد.

پیش از پاسخ گویی به این پرسش یادآوری این نکته ضروری است که برای غیبت امام مهدی (ع) دو معنا قابل تصور است:

نخست ناپیدا بودن امام؛ یعنی اینکه آن حضرت در دوران غیبت از نظر جسمی از دیدگان مردم به دور است و و اگر چه آن حضرت مردم را می بیند و از حال آنها باخبر می شود، ولی کسی توان دیدن ایشان را ندارد.

دوم، ناشناس بودن امام: در این فرض آن حضرت در طول زمان غیبت در میان مسلمانان حضور می یابد و با آنها مواجه می شود، ولی کسی او را نمی شناسد و به هویت واقعی اش پی نمی برد.1

بحث از محل اقامت و سکونت امام مهدی (ع) در زمان غیبت اگر چه در هر دو فرض مطرح می شود، ولی به نظر می رسد در فرض دوم این موضوع کمتر جای بحث دارد و آن حضرت با مخفی داشتن هویت خود در هر کجا که بخواهد می تواند زندگی کند.


در زمینه محل اقامت امام مهدی (ع)، روایت های گوناگونی وجود دارد که با توجه به آنها محل های احتمالی اقامت آن حضرت را می توان به سه دسته تقسیم کرد:


1. محل های دور دست و ناآشنا

برخی از روایات، محل خاصی را برای اقامت امام مهدی (ع) تعیین نمی کنند و جایگاه ایشان را در بیابان ها و کوه ها، مکان های دوردست و محل هایی می دانند که هیچ کس از آن آگاهی ندارد. از جمله در روایتی که از خود آن حضرت نقل شده است، ایشان خطاب به علی بن مهزیار می فرماید:

«ای پسر مهزیار! پدرم ابو محمد از من پیمان گرفت که هرگز با قومی که خداوند بر آنها خشم گرفته، آنها را لعنت کرده، برای آنها در دنیا و آخرت، بیچارگی رقم خورده و عذابی دردناک در انتظار آنان است، هم نشین نباشم و به من دستور داد که برای اقامت، کوه های سخت و سرزمین های خشک و دور دست را برگزینم».2

همچنین آن حضرت در توقیع شریفی که خطاب به شیخ مفید صادر شده است، در این زمینه می فرماید:

«ما براساس آنچه خدای تعالی برای ما و شیعیان مؤمن مان مصلحت دیده، تا زمانی که دولت دنیا از آن فاسقان است، در سرزمین های دوردستی که از جایگاه ستمگران دور است، سکنا گزیده ایم، ولی از آنچه بر شما می گذرد، آگاهیم و هیچ یک از اخبار شما بر ما پوشیده نمی ماند».3

در روایتی که از امام صادق (ع) نقل شده است، آن حضرت، جایگاه امام مهدی (ع) را جایی ناشناس معرفی می کند که جز معدود افرادی از آن آگاهی ندارند:

«و هیچ کس از دوست و بیگانه از جایگاهش آگاهی نمی یابد مگر همان خدمت گزاری که به کارهای او می رسد».4

این گونه روایات گویای آن است که امام مهدی (ع) بر اساس امر الهی، در مکان هایی ناشناخته، دور از دست رس، به دور از شهرها و آبادی ها زندگی می کند و از محل اقامت آن حضرت آگاه نیست.

2. محل های خاص و شناخته شده

در برخی روایات، از مکان هایی خاص به عنوان اقامت گاه امام مهدی (ع) در دوران غیبت یاد شده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 
الف) مدینه

در برخی روایات، از مدینه منوره به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) یاد شده است. در روایتی که از امام محمد باقر(ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می خوانیم:

صاحب این امر ناگزیر از کناره گیری است و او در [زمان] کناره گیری خود ناگزیر از [داشتن] نیرو و توانی است. او با وجود آن سی نفر هیچ هراسی ندارد. چه خوب جایگاهی است [مدینه] طیبه.5

در کتاب شریف «بحارالأنوار» ذیل این روایت چنین آمده است:

«طیبه» یکی از نام های مدینه طیبه است. این روایت دلالت می کند که آن حضرت (ع) غالباً در این شهر و در حوالی آن است. همچنین دلالت می کند که همواره با ایشان سی نفر از یاران خاصشان هستند و اگر یکی از آنها بمیرد، کس دیگری جای گزین او می شود.5

در روایت دیگری که از امام حسن عسکری (ع) نقل شده است، آن حضرت در پاسخ این پرسش راوی که می پرسد: «اگر حادثه ای برای شما روی دهد سراغ فرزندتان را از کجا بگیریم؟» می فرماید: «در مدینه».6
 
ب) کوه رضوی

برخی روایات، «کوه رضوی» در نزدیکی مدینه را پناه گاه و اقامت گاه امام عصر(ع) معرفی کرده اند که روایت زیر از آن جمله است:

عبدالاعلی مولی آل سام می گوید: به همراه ابی عبدالله [امام صادق](ع) [از مدینه] خارج شدیم، زمانی که به روحاء [در اطراف مدینه] رسیدیم، آن حضرت دقایقی نگاهش را به کوهی که در آن منطقه بود، دوخت و آنگاه فرمود:

«این کوه را می بینی؟ این کوه «رضوی» نام دارد و از کوه های فارس است. چون ما را دوست داشت، خداوند آن را به سوی ما منتقل کرد. در آن، همه درخت های میوه دار وجود دارد و در دو مرحله پناه گاهی خوب برای خائف [امام زمان] است. آگاه باش که برای صاحب این امر دو غیبت است که یکی از آنها کوتاه و دیگری بلند است».7
در دعای ندبه نیز از این مکان نام برده شده است.8

یاقوت حموی در مورد منطقه «رضوی» می نویسد:
«رضوی، کوهی است میان مکه و مدینه در نزدیکی ینبع و دارای آب فراوان و درختان زیادی است. کیسانیه9 می پندارند که محمد بن حنفیه در آنجا زنده و مقیم است».10
گفتنی است در احادیث فراوانی، از «رضوی» یاد شده و از آن بسیار ستایش شده است.11

ج) ذی طوی

مکان دیگری که در روایات از آن به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) یاد شده، «ذی طوی» است. «ذی طوی»، نام کوهی در اطراف مکه است. در روایتی که از محمد باقر(ع) نقل شده، چنین آمده است:
«صاحب این امر را در یکی از این دره ها غیبتی است. [در این حال، آن حضرت...] با دست خود به ناحیه ذی طوی اشاره کرد».12
گفتنی است در دعای ندبه نیز به نام این مکان اشاره شده و در برخی روایات، از همین منطقه به عنوان محل تجمع یاران امام مهدی (ع) یاد شده است.13
 
3. در میان مردم

دسته سوم از روایات مانند دسته اول، از جایگاه و مکان خاصی نام نمی برند و از آنها استفاده می شود که امام مهدی (ع) به صورت ناشناس در میان مردم زندگی می کند. در روایتی که از امام صادق (ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می خوانیم:

«چگونه این مردم، این موضوع را انکار می کنند که خداوند با حجتش همان گونه رفتار می کند که با یوسف رفتار کرد؟ همچنین چگونه انکار می کنند که صاحب مظلوم شما ت همان که از حقش محروم شده و صاحب این امر [حکومت] است ت در میان ایشان رفت و آمد می کند، در بازارهایشان راه می رود و بر فرش های آنها قدم می نهد، ولی او را نمی شناسند، تا زمانی که خداوند به او اجازه دهد که خودش را معرفی کند، چنان که به یوسف اجازه داد، آن زمان که برادرانش از او پرسیدند: «آیا تو یوسف هستی؟» پاسخ دهد که «آری، من یوسف هستم».14

حال این پرسش مطرح می شود که کدام یک از این سه دسته روایت قابل پذیرش هستند و آیا راهی برای جمع کردن میان آنها وجود دارد یا خیر؟

به نظر می رسد میان این سه دسته روایت منافاتی وجود دارد و آن حضرت بسته به شرایط و موقعیت های مختلفی که پیش می آید، زندگی به صورت ناشناس در میان مردم و اقامت در مکان هایی چون مدینه منوره یا دوری گزیدن از مردم و اقامت در مناطق دور از دست رس را انتخاب می کند.

به بیان دیگر، براساس دومین معنایی که برای غیبت قابل تصور است؛ یعنی ناشناس بودن امام مهدی (ع)، آن حضرت، الزامی برای اقامت در محلی خاص یا دور از دست رس ندارد و می تواند به صورت طبیعی در میان مردم زندگی کند. البته ممکن است رعایت مصالحی دیگر، آن حضرت را وادار کند که براساس سفارش پدر بزرگوارشان، کوه ها و بیابان ها را اقامت گاه خود برگزیند.

بدیهی است اگر قرار باشد آن حضرت به صورت ناشناس در میان مردم زندگی کند، مکان هایی چون مدینه منوره در کنار قبر جد بزرگوارش، بهترین مکان خواهد بود.

-------------------------
پی نوشت ها:

1. برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: همین کتاب، ص .
2. کتاب الغیبت (شیخ طوسی)، ص 161.
3. الاحتجاج، ج 2، ص 599؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 176.
4. کتاب الغیبت (نعمانی)، ص 172، ح 5.
5. الکافی، ج 1، ص 340؛ کتاب الغیبت (شیخ طوسی)، ص 102؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 6.
6. بحارالأنوار، ج 52، ص 153.
7. الکافی، ج 1، ص 328، ح 2؛ کتاب الغیبت (شیخ طوسی)، ص 139؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 161، ح 11.
8. کتاب الغیبت (شیخ طوسی)، ص 103؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 7.
9. ر.ک: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.
10. کیسانیه پیروان مختار بن ابوعبیده ثفقی بودند. او نخست برای پیشرفت کار خود دعوت به علی بن الحسین علیه السلام سپس دعوت به محمد حنفیه می کرد. البته کار او مبتنی بر اعتقاد وی به اهل بیت نبود، بلکه می خواست از آن بهره برداری سیاسی کرده باشد و چون کارش بالا گرفت خود دعوی دریافت وحی از خداوند کرد و عباراتی مسجع و مقّفی به تقلید قرآن به زبان می راند. (فرهنگ فرق اسلامی، ص 373)
11. یاقوت حموی، مراصد الإطلاع علی أسماء الأمکنته و البقاع، ج 2، ص 620.
12. ر.ک: بحارالأنوار، ج 52، ص 306؛ ج 53، ص 97.
13. کتاب الغیبت (نعمانی)، ص 182.
14. ر.ک: کتاب الغیبت (نعمانی)، ص 315؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 306، ح 80؛ ص 307، ح 81.
15. ر.ک: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.
16. کتاب الغیبت (نعمانی)، ص 164؛ الکافی، ج 1، صص 336 و 337، ح 4.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:24 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]