گفت وگو با بلاگر شمیم گل نرگس

موعودِ مهربان به همه جا سر می زند، حتی اینترنت

معصومه شمیم، نویسنده وب لاگ «شمیم گل نرگس» است. با او درباره وب لاگ نویسی و مهدویت گفت وگویی کوتاه داشتیم. نشانی وب لاگ شمیم را به خاطر بسپارید: www.golearges95.blogfa.com

فکر می کنید در دنیای اینترنت هم می شود، منتظر امام بود؟

بله. به هر کجا که بنگری، چهره دوست را می شود دید، حتی در اینترنت. کافی است چشمِ دل را باز کنی. کسی چه می داند، شاید مولا دل نوشته های تو را هم در وب لاگت بخواند.
یک منتظر که با دنیای اینترنت سر و کار دارد، چه کارهای مهدوی ای می تواند انجام دهد؟

می تواند زمینه ظهور را در فضای اینترنت آماده کند. نوجوانان و جوانان می توانند در وب لاگ های شان از ظهور و انتظار بنویسند و دوستان شان را با این مفاهیم آشنا کنند.
وب لاگ های فراوانی درباره انتظار و مهدویت وجود دارد. نویسندگان این وب لاگ ها دنبال چه هستند؟

به دنبال عشق و حقیقت. به دنبال موعود مهربان اند. همه یک هدف دارند. همه گم گشته دیار محبت اند و چشم انتظار ظهورش، نه حضورش؛ چرا که ایشان حضور دارند، ولی دیده نمی شوند. تنها با چشم بصیرت می توانیم ایشان را ببینیم. ای کاش برسد آن سپیده زیبای ظهور.
چگونه می شود در فضای اینترنت، امام زمان (عج) را به کسانی که او را نمی شناسند، معرفی کرد؟

از طریق برنامه های الکترونیکی، مثل وب لاگ های مذهبی و قرآنی و نشریات الکترونیکی، می توان مردم را با امام آشنا کرد.

امیدواریم روزی برسد که هر کس پرسشی درباره امام زمان (عج) دارد، با زدن چند کلید پاسخش را بیابد.

حتماً چنین روزی از راه می رسد.
 


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:07 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

گفت و گو با جمال شورجه کارگردان فیلم «وعده دیدار»

اشاره:

رسانه سینما ابزاری است که می تواند در انتقال ارزشها و فرهنگ انتظار و مهدویت نقش بسیار مهمی را ایفا نماید و امروز اکثر حکومت ها به اهمیت این موضوع پی برده اند و لذا سعی می کنند، این ابزار را به منظور ترویج اهداف خود بکار گیرند. از طرفی هنرمندانی که اعتقاد و ایمان به ظهور حضرت بقیه الله(عج) دارند نیز بی کار نبوده و در خلق آثار ماندگار عزم خود را جزم نموده اند، ازجمله این افراد هنرمند متعهد آقای جمال شورجه است که دوربین او تصاویری را پیرامون دفاع مقدس و آرمانهای ملت مسلمانان ایران و مقوله مهدویت است که جدیدترین فیلم وی «وعده دیدار» نامدارد.به همین منظور گفت وگویی با ایشان انجام داده ایم.
• جناب آقای شورجه لطفاً بفرمایید چه انگیزه ای باعث شد سراغ «وعده دیدار» بروید و طرح کلی قصه چیست؟طرح کلی قصة فیلم «وعده دیدار» پرده و تابلوی دینی و مذهبی است با عرض وطول30 متر که موضوع آن اشتراک ادیان با محوریت منجی و موعود است. ادیان مختلف در موضوع آخرالزمان و ظهور منجی مشترکند. کسی که خواهد آمد و جهان را پر از عدل و عدالت، صلحو دوستی و محبت می کند و عرصه را بر ظالمان و جباران و جانیان، تنگ می کند و عطر رفاه و امنیت جسمی و عاطفی را می پراکند و حکومت حقه الهی را می گستراند، طرح کلی فیلمنامه اینحقیقت است که راه نهایی تکامل حکومت دینی، توسط مهدی (ع) صورت می گیرد و ایشان حکومتی را که انبیاء و اولیا و ائمه(ع) به دنبال تحقق آن بودند را محقق می کند که شاکلة این حکومتعدالتاست.فیلمنامه اولیه که آقای حمید خاکبازان نوشته بودند بود پر از این معارف ناب الهی بود که حقیر هم مجذوب آن شدم.• فکر می کنید آنچه ساخته شده چند درصد طرح اولیه و نظر شما راتأمین کرده است؟

فیلمنامه اولیه که حاوی نکات معارفی بسیار زیبا و نابی بود، توسط معاونت سیما و در شورای این معاونت به دلایل مختلف رد شد. مدیر گروه معارف شبکه فیلمنامه را به بنده و آقای سید احمد میرعلایی (تهیه کننده) داد و گفت با حفظ این مضمون و جان مایه، فیلمنامه را تغییر بدهید و در طول مسیر تغییر فیلمنامه و باب میل در آوردن آن قاعدتاً بخشهایی از معارف ناب آخرالزمانی آن کم و زیاد شد تا جائیکه سرانجام فیلمنامه تازه نوشته شده به تصویب رسید و ما هم نهایت سعی خود را داشتیم تا جان مایه در مغز قصه بماند. از این بابت بنده راضی هستم. فیلم سینمایی «وعده دیدار» چکیده سریالی است به نام پرده عشق که در سیزده قسمت نکات کم گفته ای از فرهنگ انتظار را بازگو می کند که قاعدتاً خلاصه کردن سریال حدوداً 600 دقیقه ای در ظرف سینمایی حدود 90 دقیقه نمی تواند حق مطلب را ادا کند.نهایتاً از فیلم «وعدة دیدار» به دلیل ویژ گیهایی که دارد راضی هستم ولی به طور قطع سریال آن رضایت بخش تر بود.
• آقای شورجه مانع موفقیت صد درصد شما چه بوده است؟

گمان نمی کنم، و شاید نادر باشند کارگردانانی که مدعی باشند، به تمام اهداف خود رسیده اند و صد درصد از فیلم خود راضی هستند. خصوصاً در سینمای ما، فیلم سازی تابع شرایط و فاکتورهای زیادی است و خیلی عوامل در به نتیجه رسیدن یا نرسیدن صد درصد آن تأثیر دارند. در فیلم سازی، ما همیشه تابع شرایطیم. شرایط سیاسی، شرایط اجتماعی و فرهنگی و اخیراً هم تابع بی قید وشرطسینمادارها که بدون هیچ دغدغه و زحمتی بیش از پنجاه درصد درآمد فیلم را از همان ابتدای فروش فیلم برمی دارند و این وظیفه دولت است که بودجه لازم را برای کارگردان به میزانی تأمینکند تا بدون دغدغه فروش و گیشه، نگاهش صرفاً معطوف فیلمهای مبتذل پرفروش نباشد. که البته از این دست فیلمها در سینمای کنونی کم نداریم و دیگر صدای نادر فیلمهای دینی و معنوی درمیان غوغای ابتذال به گوش کسی نمی رسد.با این اوصاف از نحوة اکران فیلم راضی نیستم و یکی از موانع اصلی، نرسیدن نوای آرامبخش جان مایة دینی و معارفی این فیلم در مدت زمان پخش فیلم عرضه آن بوده است.متأسفانه سالهاست، دستهایی در کار است تا فیلمهایی که سازنده هایی امثال بنده ، که هنوز ظاهر اسلامی خود را حفظ کرده ایم می سازند، زمین بخورند و سازنده و تهیه کننده آن طوری زمین بخورند که قادر به بلند شدن نباشند. در عوض فیلمهایی که به مقدسات و اعتقادات مردم توهین می کنند و فرهنگ اباحه گری و ابتذال را در جامعه و خصوصاً در میان قشر جوان ترویجمی دهند، مورد حمایت مادی و عاطفی قرار گیرند کارگردان و نویسنده، هنوز فیلمی را تمام نکرده برای چندین فیلم دیگر قرارداد ببندد.بنابراین جنگی که در حال حاضر ما داریم، در میانخاکریزهای خودی است و بیشتر مبارزه را حقیر و هم کیشانم در طول این سالها با مدیران فرهنگی داشته ایم که نتوانسته اند و یا نخواسته اند، تکلیفشان را با دینشان روشن بکنند. در حالی که بایدپرسید اگر شما به امام زمان(ع) معتقدید چرا رنگ و بوی امام زمان(عج) و انتظار و ظهور در سینما و هنر و فرهنگتان تا این حد کم رنگ است. چرا امام حاضر(ع)، در زندگی فرهنگی ما وشما و ادبیات و هنر ما غایب است؟ چه سیاستگذاری طی 25 سال پس از حکومت اسلامی پایه ریزی شده که امام غایب(ع) را جوان ما درک نکرده و در جستجوی آن حضرت نیست؟• به عنوانیکهنرمند و فیلم ساز مسلمان چه نگرشی درباره مهدویت و ارایه اثر هنری مثل فیلم در این باره دارید؟در فرهنگ غنی شیعه، ما معتقدیم امام عصر(عج) حاضر و ناظر است و زمین و زمان بهرکت وجود شریف ایشان برقرار و استوار است و به توسط وجود ایشان است که سرانجام حکومت حقة عدل در جهان مستقر خواهد شد؛ اگر به اعتقاد و باور خود پایبند باشیم و امام حاضر راناظر بدانیم، قاعدتاً در جهت ظهور و فرج آن حضرت(ع) گام برخواهیم داشت. باید اعتراف کنم که در حال حاضر هالیوود و سینمای آمریکا بیش از ما به فکر آخرالزمان و منجی است. امروزهبه دلیل موج فزایندة معنویت گرایی که در غرب، در شرف تکامل است. سردمداران کفر جهانی و شیطان بزرگ با سفارش مسیحیان صهیونیست می خواهند با طرح موضوعات آخرالزمانیخودرا در صف اول مشتاقان حضور منجی و بازگشت و رجعت مسیح قلمداد بکنند.سفارش ساخت برنامه های تلویزیونی و سینمایی و راه اندازی شبکه های ماهوار ه ای و سایت های اینترنتیدر این خصوص از سوی دولت غاصب اسراییل و آمریکا در همین راستا است.موج جدید نهضت رسانه ای منجی محور و آخرالزمان گرایانه مسلمانان را در صف اول دشمنان خود ترسیم وتجسم می کنند و تحت پوشش و تلاش معنوی و دینی بزرگترین جنایات را در عراق و فلسطین و دیگر نقاط دنیا انجام می دهند. به نظر می رسد یکی از وظایف هنرمندان، فرهنگیان و فرهیختگانعصرما که داعیه مسلمانی دارند، افشای توطئه های این جنایتکاران و مبارزه با این شیطنت هاست.متأسفانه به دلیل عقب ماندگی اعتقادی پاره ای از مسئولین فرهنگی ما هیچ وقت نتوانسته ایمدر حوزة فرهنگ و هنر و سینما مهاجم باشیم.
• آقای شورجه، چه کارکردی را برای فرهنگ مهدوی قایل هستید و چرا فکر می کنید، باید در عرصه فرهنگ مهدوی و انتظار وارد شد؟

کارکرد اصلی فرهنگ مهدوی و انتظار، امید است. امیدواریبه انسان پویایی و تحرک می دهد و خمودی و جمود را از انسان می گیرد و انسان را همواره سرپا، آماده و زنده نگه می دارد. انسانی که انتظار آمدن عزیزی را می کشد، همیشه بیدار است و در تدارک پذیرایی و گاه از خانه هم بیرون می آید تا به استقبال میهمان برود. بنابراین کارکرد اصلی انتظار و امید است و مهم ترین نیاز عاطفی وروحی انسان در جهت تکامل امیدواری است. از دیگر ویژگیهای حکومت حضرت مهدی(ع) حکومت عدل و عدالت است. امنیت در پرتو عدل شکل می گیرد و حاکم عادل و کارگزاران عادل هستندکه این حکومت را رهبری می کنند و آرزوی هر انسانی زندگی در چنین شرایطی است. برای تحقق چنین شرایطی همواره انسان مؤمن دست به دعا است و رویکرد و جهت فرهنگی و هنرانتظار و فرهنگ مهدویت، ترویج مقدمات ظهور است و مبارزه با هرآنچه که مانع بسترسازی آن است.امر به معروف و نهی از منکر از مقدمات و لوازم ظهور است که کارکرد این فریضه درساحت هنر و سینما بسیار فراگیر و گسترده است. امر به معروف و نهی از منکر در حوزه سیاسی، حوزه عدالت اجتماعی و حوزه اقتصادی ما را به سوی بیشمار سوژه ها و مضامین وموضوعات می برد که همگی مقدمات آخرالزمانی است.
• به عنوان آخرین سؤال بفرمایید نمود بقیه کارکردها را در کجا باید جستجو کرد؟

میان نویسندگان، مدیران فرهنگی و یا ...اگر می بینیم که سینما در بسیاری از کارکردهای خود ضعیف و ناتواناست و نتوانسته گوشه هایی از فرهنگ مهدوی را به نمایش درآورد، از دو حال خارج نیست. یا از بی برنامگی و کم مایگی سیاستگذاران سینما و فرهنگ ما است که نتوانسته اند در طول این سالهابرنامه ای مدون و دراز مدت و آینده نگر و کاربردی برای نسل کنونی و آینده ما تبیین و تعریف کنند. که یا سینما را نشناخته اند و از کارکردهای آن بی خبرند که این احتمال ضعیفی است و یاقدرت برنامه ریزی بر آن را ندارند و یا اصلا به چنین وظیفه و کارکردی برای سینما اعتقاد ندارند.از سوی دیگر اصحاب هنر نیز در این خصوص اهتمام لازم را نداشته اند. آنهایی که معتقدکارکرد بودند دستشان از امکانات کار و تولید تهی بوده و بضاعت سخت افزاری را نداشته اند و یا در اختیارشان گذاشته نشده، قشر دیگری از قبیله سینما و هنر هم که اساساً نگاهشان به سینماسرگرمی تفریح و کسب درآمد است. یکی آن را در گیشه جستجو می کند، دیگری در سالن های مدرن جشنواره های ینگه دنیا و عکس گرفتن و پیاده شدن از آسانسور و یا پلکانی که فلان بازیگر هالیوودی از آن پایین آمده و یا بالا رفتن و سوار بر بالهای فیلم و نگاتیورهایشان از این جشنواره به آن جشنواره فرصت فکر کردن به فرج و ظهور و انتظار را به آنها نداده است.• با تشکر از شماکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید، امیدواریم که از این پس شاهد اکران حجم قابل توجهی از این دست برنامه ها و فیلمها از شما و دیگر فیلمسازان متعهد کشورمان باشیم. ان شاء الله.
 


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:06 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

گفت و گوی اسلامی - مسیحی‏

در بسیاری از اندیشه‏های دینی، مسیحیان و مسلمانان مشترکند، چه درباره‏ی خدای متعال یا نبوت یا پایان سعادتمندانه‏ی زمین و نقش مسیح در این باره. نشر اندیشه‏های مشترک که بسیاری از مردم مسیحی و اسلامی از آن ناآگاهند، گسست بزرگی را که میان مسیحیان و مسلمانان هست، پر می‏کند. نیز احساسات منفی و سیاست‏های اشتباهی را که به سبب وضع استثنایی، دولت‏های دو طرف در طول تاریخ انجام داده‏اند، کم می‏کند. اگر شکاف میان پیروان ادیان پر شده و اندیشه‏ی دشمنی از بین رَوَد و تقدیر و احترام متقابل به جای آن بنشیند، می‏توان در مسایل اختلافی با روح محبت و احترام بحث کرد.
این مسأله سخت و محال نیست؛ زیرا میان مسلمانان و مسیحیان، مطلبی وجود ندارد که سبب اختلاف شود. برعکس آن چه در طول تاریخ بر روابط مسیحی - یهودی حاکم بوده است؛ زیرا یهودیان نمی‏پذیرند عیسی پسر مریم است، بلکه به وی و مادرش، صفات زشتی نسبت می‏دهند و اعتراف می‏کنند عیسی را کشته‏اند! مسیحیان نیز این مطلب را قبول دارند. اما به رغم این وضع، تلاش‏های یهودیانِ صهیونیست، نتیجه‏ی مثبت داده و مسیحیان، هم پیمانِ قدرتمند اسراییل شده‏اند و میلیون‏ها مسیحی، اسراییل را بیش از خود یهود، تأیید و حمایت می‏کنند!


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:06 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

گستره‏ی جغرافیایی نظارت و عملکرد سازمان نیابت‏

از مطالعه‏ی شواهد موجود برای شناسایی گستره‏ی جغرافیایی نظارت ساختار رهبری کننده‏ی شیعه در دوران غیبت صغری‏ درمی‏یابیم که گوشه و کنار سرزمین‏های شیعه‏نشین آن روز به وسیله‏ی این شبکه‏ی پنهانی با مرکز رهبری کننده‏ی آن در بغداد و سامراء ارتباط داشته‏اند. بنا بر شواهد موجود، فهرستی از سرزمین‏های زیر پوشش این سازمان، از این قرار است:
1) جزیرة العرب شامل: مدینه، مکّه، یمن و بحرین.
2) عراق شامل: کوفه، بغداد، سامراء، مدائن، قُراء سواد، واسط، بصره، نصیبین و موصل.
3) شمال آفریقا شامل: مصر و مغرب.
4) ایران شامل: قم، آوه (آبه)، ری، قزوین، همدان، دینور، قرمیسین، آذربایجان، اهواز.
5) خراسان و ماوراء النهر شامل: بیهق، نیشابور، مرو، بلخ، کابل، سمرقند، کش، بخارا و...
آن سان که گذشت، نایبان چهارگانه با همکاری و همراهی شماری دستیار و وکیل، جریان هدایت و رهبری شیعه در دوران حیرت یا غیبت را به پیش می‏بردند. نخستین سفیر ناحیه‏ی مقدسه با هم‏یاری سه وکیل برجسته در بغداد، کار خود را در دوران حسّاس و سرنوشت ساز آغاز غیبت صغری‏، انجام داده است. نام سه تن دستیار او عبارت است از: احمد بن اسحاق اشعری قمی، حاجز بن یزید وشّاء و محمد بن احمد بن جعفر قطّان قمی.(282) البته فرزند وی؛ یعنی محمد بن عثمان عمری نیز در کنار پدر به فعالیت مشغول بوده است. با مرگ سفیر اوّل و جانشینی پسرش، همان دستیاران پیشین در کنار دومین سفیر، به فعالیت خود، ادامه دادند. گویا این دستیاران در دوران بلند مدت نیابت سفیر دوّم بدرود حیات گفته‏اند. سفیر دوّم نیز برای پیشبرد امور، دستیاران دیگری برای خود برگزید و با کمک آنان، کار نظارت بر سازمان و ارتباط با وکیلان سرزمین‏های دیگر را اداره می‏کرد. بنا بر تصریح شیخ طوسی، در بغداد ده نفر وکیل زیر نظر سفیر دوّم و برای انجام دستورهای او مشغول به کار بودند.(283)
حسین بن روح نوبختی که پس از درگذشت سفیر دوّم، به فرمان ناحیه‏ی مقدّسه، عهده‏دار مقام نیابت شد، خود یکی از کارگزاران سفیر دوّم بوده است. در روزهای پایانی زندگی سفیر دوّم، برای این که شیعیان با حسین بن روح بیشتر آشنا شوند، امور نیابت به ویژه دریافت وجوه شرعی، بیشتر به وی سپرده شده بود.(284)
با آغاز نیابت ابن روح، دستیاران سفیر دوّم هم چنان در کنار سفیر سوّم به فعالیت ادامه دادند. یکی از دستیاران برجسته‏ی ابن روح، که حتی در دوران زندانی بودن وی، به عنوان اداره کننده‏ی امور، ایفای نقش می‏کرد، ابو جعفر محمد بن ابی العزاقر معروف به شلمغانی بود. وی بعدها به دلیل سوء استفاده از منصب و جایگاه خویش و بیان برخی عقیده‏های ناصواب مانند عقیده‏ی حلول، از سمت خود عزل شد و به لعن ناحیه‏ی مقدسه، دچار گشت.(285)
نام دستیاران سفیر چهارم، به دست ما نرسیده است، ولی می‏توان حدس زد که برخی از دستیاران سومین سفیر، پس از درگذشت وی، هم چنان در پست خود به کار مشغول بوده‏اند.
افزون بر کارگزاران و معاونان برجسته‏ی سفیران که معمولاً در بغداد یا شهرهای پیرامون آن زندگی می‏کردند. وکیلان ساکن در دیگر سرزمین‏های شیعه‏نشین نیز در خدمت نایبان چهارگانه و زیر نظر آنان مشغول فعالیت بوده‏اند. ره‏آورد بررسی مفصّل در منابع رجالی و روایی، یافتن نام چهل تن از این وکیلان بوده است. برخی از آنان عبارتند از: حسن بن نضر قمی، أبو صدام، ابو علی محمد بن احمد بن حمّاد مروزی محمودی، جعفر بن عبدالغفار، ابوالحسین محمد بن جعفر اسدی رازی، محمد بن شاذان بن نعیم نیشابوری، قاسم بن علاء آذربایجانی، حسن بن قاسم بن علاء آذربایجانی، علی بن حسین بن علی طبری سمرقندی، ابومحمّد جعفر بن معروف کشی، بسّامی، عاصمی، ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی، ابوالقاسم حسن بن احمد، ابوجعفر محمد بن احمد زجوزجی، ابوجعفر محمد بن علی اسود، محمّد بن عباس قمی، احمد بن متّیل قمی، ابوعبداللَّه بزوفری، ابو علی محمد بن ابی‏بکر همام بن سهیل کاتب اسکافی، ابو محمّد حسن بن علی جناء نصیبی و....
بدین ترتیب، نایبان چهار گانه با هدایت فعالیت‏های سازمان پر سابقه‏ی وکالت، در دوران غیبت صغری‏، توانستند راه ارتباطی مطمئن و کارگشایی بین ناحیه‏ی مقدسه و شیعیان سرزمین‏های گوناگون باشند و از آن به بهترین روش برای حفظ سازمان رهبری جهان تشیع در این دوره‏ی حسّاس و سرنوشت ساز، بهره جویند.
بنابراین، شناخت دقیق فعالیت‏های نایبان چهارگانه، گستره‏ی کار آنان و چگونگی رهبری جامعه‏ی شیعه در دوران هفتاد ساله‏ی غیبت صغری‏، بدون توجه به پیشینه‏ی پیدایش و فعالیت‏های شبکه‏ی ارتباطی وکالت در دوره‏های پیشین، ممکن نخواهد بود. سازمان نیابت، 6ادامه‏ی فعالیت شمار بسیاری وکیل و سر وکیل بود که پس از زمان امام صادق علیه السّلام، با دقت و نظم فراوان، گردش امور را در سرزمین‏های شیعه نشین به دست گرفته و خط ارتباطی بین شیعیان و مراکز استقرار ائمه علیهم السّلام را در مدینه، بغداد، مرو و سامراء حفظ کرده بودند.
با درگذشت سفیر چهارم و صدور توقیعی از سوی ناحیه‏ی مقدسه خطاب به وی - چند روز پیش از وفاتش - او موظّف شد که دیگر برای به دست‏گیری جریان سفارت و نیابت، جانشینی برنگزیند و در همان توقیع، پایان دوران غیبت صغری‏ و آغاز دوران غیبت کبرا (غیبت تامّه) اعلام گردید.
با پایان یافتن دوران غیبت صغری‏ و با درگذشت آخرین رهبر شبکه‏ی وکالت و نیابت (سفیر چهارم)، دوران فعالیت سازمان وکالت پس از دو قرن تلاش به پایان رسید و سازمان فقاهت در طول دوران غیبت کبرا، ادامه دهنده‏ی راه سازمان وکالت تا عصر حاضر گشت.


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:06 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

گزیده‏ای از متن لوح مقدّس‏

به نام خداوندی که رحمن و رحیم است، این نوشتار از سوی خداوند عزیز و حکیم برای پیغمبرش، محمّد صلّلی اللّه علیه و آله به وسیله روح‏الأمین ارسال گردید.
ای محمّد! نام‏های مرا تعظیم بدار و نعمت‏های مرا شکرگزار باش.
من خدای بی همتا هستم؛ و در هم کوبنده دستگاه و قدرت ستمگران، و نابود کننده تجاوزگران می‏باشم، و در روز قیامت حاکم خواهم بود ... .
به درستی که تو را بر تمامی پیغمبران خود، همچنین جانشین و خلیفه‏ات را بر دیگر اوصیاء از هر جهت برتری و فضیلت دادم.
و فرزندانت، حسن را معدن علوم و حسین را نگه دارنده و حافظ دین و شریعت قرار دادم و او را به وسیله شهادت بر تمامی افراد گرامی خواهم داشت، و نیز اولیاء و حجّت‏های خود را بر بندگانم از نسل او قرار داده‏ام.**اصول کافی: ج 1، ص 527، ح 3، عیون اخبارالرّضا علیه السلام : ج 1، ص 41، ح 2، مناقب ابن شهرآشوب: ج 1، ص 296، الجواهر السنیّة: ص 163 و... .
لوح حضرت فاطمه زهراء علیها السلام بسیار مفصّل است، به قطعاتی کوتاه اشاره شد، در خواندن و نگهداری این لوح مقدّس فضائل و خواصّی وجود دارد.
علاقه مندان به کتابهای مربوطه مراجعه فرمایند. و اخیراً توسّط انتشارات مرقد مطهّر مرحوم علاّمه مجلسی رحمة اللّه علیه با طرحی زیبا چاپ و منتشر گردیده است.***


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:05 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

گزیده سخنان مقام معظم رهبری به مناسبت نیمه شعبان

اشاره: جشن بزرگ منتظران ظهور با شرکت بیش از 30 هزار نفر بسیجی در حضور رهبر معظم انقلاب در مصلای امام خمینی، قدس سره، برگزار شد. در این مراسم باشکوه معنوی که همراه با مداحی و مولودی خوانی به مناسبت بزرگ میلاد حضرت صاحب الزمان، عجل الله تعالی فرجه، بود; حضرت آیة الله خامنه ای به تبیین منزلت ظهور منجی بشریت و ارتباط عمیق بسیج و بسیجی با امام زمان، ارواحنافداه، پرداختند.

فرازهایی از بیانات مقام معظم رهبری به این شرح است:

... روز ولادت مهدی موعود حقیقتا روز عید همه انسانهای پاک و آزاده عالم است. فقط کسانی در این روز ممکن است احساس شادی و خرسندی نکنند که یا جزو پایه های ظلم یا جزو پیروان طواغیت و ستمگران عالم باشند و الا کدام انسان آزاده ای است که از گسترش عدالت، از برافراشته شدن پرچم دادگری و رفع ظلم در سراسر جهان، خرسند نشود و آن را آرزو نکند. آنچه مسلم است همه اولیا برای این آمدند که پرچم توحید را در عالم گسترش بدهند. پرچم توحید را به اهتزاز درآورند و روح توحید را در زندگی انسانها زنده کنند، بدون عدالت، بدون استقرار عدل و انصاف، توحید معنایی ندارد. یکی از نشانه ها یا ارکان توحید، نبودن ظلم و نبودن بی عدالتی است. لذا شما می بینید که پیام استقرار عدالت، پیام پیغمبران است. تلاش برای عدالت کار بزرگ پیغمبران است، انسانهای والا در طول تاریخ در این راه تلاش کرده اند و بشریت را روز به روز به سمت فهمیدن این حقیقت که عدالت سرآمد همه خواسته های انسانی است نزدیک کرده اند.

سلسله انبیا پاکترین و مقدسترین و نورانی ترین انسانهای تمام تاریخ بوده اند. در میان انسانهای پاک و انسانهای والا که دارای روح عرشی و خدایی هستند وجود مقدس خاتم الانبیا محمد مصطفی، صلی الله علیه وآله، سرآمد همه و خاندان پاک اهل بیت مطهر او که قرآن، ناطق به این طهارت و پاکیزگی و آراستگی است، در شمار برترین و بالاترین انسانهای پاک و مطهر و نورانی در همه تاریخ است. زنی مثل فاطمه زهرا، علیهاالسلام، در همه تاریخ کیست!؟ انسانی مثل علی مرتضی در سرتاسر تاریخ بشریت کجا نشان داده می شود!؟ سلسله اهل بیت نبی اکرم، صلی الله علیه وآله، در طول تاریخ خورشیدهای فروزانی بوده اند که در معنا توانسته اند بشریت روی زمین را، عالم غیب و با عرش الهی، متصل کنند «السبب المتصل بین الارض و السماء»خاندان پیغمبر معدن علم، معدن اخلاق نیکو، معدن ایثار و فداکاری، معدن صدق و صفا و راستی، منبع همه نیکیها و زیباییها و درخشندگیهای وجود آدمی در هر عصر و عهدی بوده اند. هر یک خورشید فروزانی بوده اند.

جوانان عزیز! بسیجیان! یکی از آن خورشیدهای فروزان به فضل و کمک پروردگار به اراده الهی امروز در زمان ما به عنوان بقیة الله فی ارضه به عنوان حجت الله علی عباده، به عنوان صاحب زمان و ولی مطلق الهی در روی زمین وجود دارد. برکات وجود او، انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر می رسد. امروز هم انسانیت با همه ضعفها، گمراهیها و گرفتاریهایش از انوار تابناک این خورشید معنوی و الهی - که بازمانده اهل بیت است - استفاده می کند.

امروزه وجود مقدس حضرت حجت، ارواحنافداه، در میان انسانهای روی زمین منبع برکت علم، منبع درخشندگی، زیبایی و همه خیرات است.

چشمهای ناقابل و تیره ما آن چهره ملکوتی را از نزدیک نمی بیند. اما او مثل خورشیدی درخشان است، با دلها مرتبط و با روحها و باطنها متصل است و برای انسانی که دارای معرفت باشد موهبتی از این برتر نیست که احساس کند ولی خدا، امام برحق، عبد صالح، بنده برگزیده در میان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهی در زمین با او و در کنار اوست. او را می بیند و با او مرتبط است.

آرزوی همه بشر وجود چنین عنصر والایی است. عقده های فروخورده انسانها در طول تاریخ، چشم به انتهای این افق دوخته است تا انسان والا و برگزیده ای از برگزیدگان خدا بیاید، تار و پود ظلم و ستم را - که انسانهای شریر در همه تاریخ تنیده اند - از هم بدرد.

امروز هم بشریت بیش از بسیاری از دورانهای تاریخ، دچار ظلم و جور است و هم پیشرفتی که امروز بشریت کرده است، معرفت پیشرفته تر است. ما به زمان ظهور امام زمان، ارواحنافداه، این محبوب حقیقی انسانها نزدیک شده ایم، زیرا معرفتها پیشرفت کرده است.

امروز ذهنیت بشر آماده آن است که بفهمد، بداند و یقین کند که انسان والایی خواهد آمد و بشریت را از زیر بارهای ظلم و ستم نجات خواهد داد. همان چیزی که همه پیغمبران برای آن تلاش کرده اند همان چیزی که پیغمبر اسلام در آیه قرآن وعده آن را به مردم داده است; «و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم ».

دست قدرت الهی به وسیله یک انسان عرشی، یک انسان خدایی، یک انسان متصل به عالمهای غیبی، معنوی و عوالمی که برای انسانهای کوته نگری مثل ما قابل درک و تشخیص نیست، می تواند این آرزو را برای بشریت برآورده کند. لذا، دلها، شوقها و عشقها به سمت آن نقطه متوجه و روز به روز متوجه تر است.

ملت ایران امروز این امتیاز بزرگ را دارد که فضای کشور فضای امام زمان است نه فقط شیعه در همه عالم بلکه همه مسلمانها در انتظار مهدی موعودند. امتیاز شیعه این است که این موعود الهی و قطعی همه طوایف مسلمین بلکه همه ادیان الهی را با اسم و رسم و خصوصیات و تاریخ ولادت می شناسد.

خیلی از بزرگان ما در همین دوران غیبت، آن عزیز و محبوب دلهای عاشقان و مشتاقان را از نزدیک زیارت کرده اند. بسیاری از نزدیک با ایشان بیعت کرده اند. بسیاری از او سخن دلگرم کننده شنیده اند، بسیاری از او نوازش دیده اند و بسیار دیگری بدون اینکه او را بشناسند از او لطف و نوازش و محبت دیده و او را نشناخته اند.

در همین جبهه جنگ تحمیلی، جوانهایی که در لحظه های حساس، احساس نورانیت و معنویت کردند، لطفی از غیب به سوی دلهای خودشان حس و لمس کردند و نشناختند و نفهمیدند بسیارند. امروز هم همان جور است...


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:05 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

گزارشی از حوادث گیتی‏

مرحوم شیخ طوسی رحمة اللّه علیه به نقل از امام موسی کاظم صلوات اللّه علیه، حکایت نماید:
در اواخر عمر پر برکت یامبر گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله ، خداوند متعال بر آن حضرت وحی فرستاد: مدّت عمر و حیات تو در حال سپری شدن است، پس برای ملاقات با پروردگارت آماده باش.
پیامبر خدا دست‏های خود را به سوی آسمان بلند نمود و اظهار داشت: خداوندا! وعده‏ای را که داده بودی انجام نگرفته، با این که هیچ گاه در وعده‏های تو خلافی نبوده است.
خداوند وحی فرستاد: یا محمّد! به همراه کسی که مورد اعتماد و اطمینان خودت باشد، به سمت کوه اُحد بیا.
حضرت دو مرتبه دست‏های خود را به سمت آسمان بلند نمود و همان سخنان را تکرار کرد.
در این هنگام وحی آمد: به همراه پسر عمویت علیّ بن ابی طالب صلوات اللّه و سلامه علیه به سمت کوه اُحد بیائید و از آن بالا بروید و پشت به قبله کنید و خودت حیوانات وحشی را صدا کن تا پاسخ گویند؛ سپس یکی از آن‏ها را بگیر و آن را تحویل پسر عمویت ده تا سر آن را بریده و از گردن، پوست آن را کنده و وارونه نمائید؛ که دباغی شده خواهد بود.
بعد از آن مَلَک روح و جبرئیل به همراه قلم و دوات وارد می‏گردند وتمامی حوادث گذشته و آینده را برایت گزارش می‏دهند و آن‏ها را برای پسر عمویت بازگو نما تا بنویسد و هرگز این پوست و مرکّب و نوشته‏هایش فاسد و نابود نخواهد شد؛ بلکه همیشه تازه و قابل استفاده می‏باشد.
پس از آن، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله طبق آنچه مأمور شده بود، به همراه امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام حرکت کرد تا به بالای کوه اُحد رسید ومأموریّت خود را انجام داده و هنگامی که خواستند پوست حیوان را بِکَنند، جبرئیل به همراه مَلک روح و تعداد بسیاری از ملائکه واردشدند.
همین که پوست حیوان سلّاخی شد، علیّ علیه السلام آن را جلوی خود نهاد، در همین لحظه قلم و دواتی که درون آن مرکّب سبز رنگ و منوّر بود کنار آن حضرت حاضر شد و گزارشاتی به عنوان وحی نازل گردید و پیامبر اکرم آن‏ها را به عنوان إملا برای پسر عمویش بازگو می‏نمود و ایشان می‏نوشت.
امام کاظم علیه السلام افزود: بیان اوصاف و حالات تمامی زمان‏ها و لحظات گوناگون جهان، همچنین کلیّه حوادث و جریاناتی که تا برپائی قیامت رخ می‏دهد، و تفسیر و تشریح جمیع موجودات عالم هستی از جهت منافع و مضرّات، در آن گزارشات وجود داشت و هیچکس غیر از مقرّبین و اولیاء خداوند از آن‏ها آگاهی ندارند.
و در ضمن آن گزارشات، چگونگی حالات بندگان صالح وذراری رسول اللّه و نیز دشمنان و مخالفان به طور مشروح نسبت به هر زمان ومکان وارد شده است.
پس از آن نسبت به مصائب و فتنه‏های بعد از رسول خدا سخنانی به میان آمد و چون حضرت، در مورد وظایف خود کسب تکلیف نمود؛ در جواب گفته شد: باید صبر و بردباری پیشه کنید.
همچنین تمامی اوصیاء واولیاء و شیعیان و دوستانشان توصیه به صبر واستقامت شدند تا آن هنگامی که فرج اهل بیت یعنی؛ امام زمان عجّل اللّه فرجه الشّریف فرا رسد و ظهور نماید.
و در پایان پیرامون علائم ظهور حضرت مهدی علیه السلام و چگونگی حکومت بنی‏هاشم به طور کامل مطالبی بیان گردید.** بحارالأنوار: ج 26، ص 26، ح 27 به نقل از اختصاص و بصائر الدّرجات.***


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:04 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

گزیده ای بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت نیمه شعبان

جشن میلاد حضرت حجت، عج الله فرجه و ارواحنا فداه، برای عموم شیعیان، بلکه همه عدالت خواهان عالم، یک عید بزرگ است; لذا مردم ما در این جشن با همه وجود، با دل و جان، محبت و ارادت خود را به آستان حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، ابراز می کنند ...

× × ×

انتظار منتظران مهدی موعود، در درجه اول، انتظار استقرار عدالت است ...

× × ×

درد بزرگ بشریت، امروز همین مساله فقدان عدالت است . همیشه دستگاه های ظلم و جور در سطح دنیا به شکل های مختلف بر مردم جفا کرده اند; بشریت را زیر فشار قرار داده اند و انسان ها را از حقوق طبیعی خود محروم کرده اند; اما امروز این معنا از همیشه تاریخ بیشتر است و رفع این را انسان از ظهور مهدی موعود می طلبد و انتظار می برد . مساله، مساله طلب عدالت است ...

× × ×

اعتقاد به مهدی موعود، دل ها را سرشار از نور امید می کند . برای ما که معتقد به آینده حتمی ظهور مهدی موعود (ع) هستیم، این یاسی که گریبانگیر بسیاری از نخبگان دنیاست، بی معناست ...

× × ×

جوانان و روشنفکران و عموم ملت ما با اعتقاد به ظهور مهدی، علیه الصلاة والسلام، این اعتقاد راسخ را در دل خود پرورش می دهند که نظم ظالمانه جهانی، قابل زوال است و ابدی نیست; می شود با آن مبارزه و در مقابل آن ایستادگی کرد ...

× × ×

درس دیگر اعتقاد به مهدویت و جشن های نیمه شعبان برای من و شما این است که هر چند اعتقاد به حضرت مهدی، ارواحنا فداه، یک آرمان والاست و در آن هیچ شکی نیست; اما نباید مساله را فقط به جنبه آرمانی آن ختم کرد - یعنی به عنوان یک آرزو در دل، یا حداکثر در زبان، یا به صورت جشن - نه، این آرمانی است که باید به دنبال آن عمل بیاید . انتظاری که گفته اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست; انتظار به معنای این است که ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم . سربازی امام زمان، کار آسانی نیست . سربازی منجی بزرگی که می خواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین المللی مبارزه کند، احتیاج به خودسازی و آگاهی و روشن بینی دارد× ...

پی نوشت:

× متن کامل بیانات مقام معظم رهبری در مجله موعود شماره 35 چاپ شده است .
 


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:04 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

گریه بر فراق پدر یا بر ظلم دشمن؟

همان طوری که قبلاً گفته شد، حضرت فاطمه مرضیّه علیها السلام یکی از چهار نفر گریه‏کنندگان عالم به شمار آمده است.
آن مظلومه پس از رحلت پدرش رسول گرامی اسلام صلّلی اللّه علیه و آله به قدری مورد انواع ظلم‏ها و مصائب جسمی و روحی قرار گرفت که چاره‏ای جز، گریستن نداشت و آن قدر گریست؛که روزی بزرگان مدینه، محضر امام علیّ علیه السلام شرف حضور یافتند و عرضه داشتند:
فاطمه زهراء علیها السلام شب و روز گریان می‏باشد، و آسایش را از ما و از خانواده‏هایمان سلب نموده است؛ لذا تقاضامندیم که از او بخواهی که یا در شب و یا در روز گریه کند.
و امام علیّ علیه السلام پس از شنیدن این سخنان دلخراش، وارد منزل شد و کنار حضرت زهراء علیها السلام نشست و مشغول توصیه و دلداری آن بانوی مظلومه گردید.
و پس از گذشت لحظاتی با دلداری‏های مناسب، حضرت زهراء اندکی سکوت نمود.
در این هنگام، امام علیّ علیه السلام اظهار داشت: ای فاطمه! بزرگان مدینه از من خواسته‏اند تا به شما بگویم که یا شب را برای گریه انتخاب نمائی و یا روز را؟
حضرت زهراء علیها السلام پاسخ داد: یا علیّ! جور و جفای زمانه چنان بر من هجوم آورده است که تاب و توان را از من ربوده و بی اختیار می‏گِریَم، لیکن به مردم شهر مدینه بگو که از عمر من چند صباحی بیش باقی نمانده است و در همین روزها از میان ایشان رحلت می‏کنم.
به همین جهت امام علیّ علیه السلام کنار قبرستان بقیع، سایه‏بانی به عنوان بیت الأحزان خانه غم و اندوه و ناله برای همسر مظلومه‏اش بر پا نمود.
و حضرت زهرای مظلومه علیها السلام هر روز صبح به همراه دو فرزندش حسن و حسین علیهما السلام از خانه‏اش با حالت گریه رهسپار قبرستان بقیع می‏شد، تا بتواند با خدای خود با حالتی آسوده راز و نیاز نماید.
و چون، شب فرا می‏رسید، امام علیّ علیه السلام به قبرستان می‏آمد و همسر دل شکسته و ستمدیده‏اش را به همراه دو نور دیده‏اش به خانه باز می‏گرداند.**تلخیص از بحارالأنوار: ج 43، ص 175 177.***


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:03 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

گریه پدر و شادی قلب‏

امام جعفر صادق به نقل از پدران بزرگوارش علیهم السلام حکایت فرماید:
روزی رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله ، در محلّی نشسته بود و من به همراه عدّه‏ای، اطراف آن حضرت حضور داشتیم، که ناگهان شخصی از طرف یکی از دختران حضرت رسول آمد و گفت: دخترتان گوید: فرزندم سخت بیمار و در حال مرگ قرار گفته است؛ چنانچه ممکن باشد تشریف آورید و مرا کمک نمائید.
حضرت رسول صلوات اللّه علیه فرمود: برو، به دخترم بگو: آنچه را خداوند داده و آنچه را بگیرد همه از برای اوست و هر انسانی که در این دنیا آمده، باید روزی از این دنیا برود.
آن شخص پیام حضرت را برای دخترش برد و پس از لحظاتی باز گشت و گفت: یا رسول اللّه! پیام شما را رساندم؛ لیکن دخترتان اظهارداشت: این فرزند از جان خودم عزیزتر است، اگر امکان دارد تشریف بیاورید.
پس از آن، رسول گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله حرکت نمود و ما نیز به همراه ایشان رفتیم تا به منزل دختر حضرت رسیده و سپس وارد منزل شدیم.
همین که رسول خدا صلوات اللّه علیه چشمش به طفل افتاد که درحال جان دادن بود غمگین و گریان شد.
گفتم: یا رسول اللّه! ما را از گریه در مرگ افراد نهی می‏نمائید وآن‏گاه خودتان گریه می‏کنید؟!
حضرت فرمود: من شما را از گریه در مرگ عزیزانتان نهی نکرده‏ام، بلکه از شیون و داد و فریاد نهی شده‏اید.
و سپس افزود: بدان که این نوع گریه، عقده دل را می‏گشاید و موجب سلامتی و شادابی قلب و روان می‏گردد.** مستدرک الوسائل: ج 2، ص 459، ح 1.***


ادامه مطلب


[ شنبه 2 آبان 1394  ] [ 4:03 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]