سینمای ما در حوزه فرهنگ مهدوی فقیر است
اشاره: چهره محمد نوری زاد نویسنده و کارگردان برای جامعه ما کاملاً شناخته شده است. مردم با سبک و سیاق آثار قلمی و تصویری او آشنا هستند. جدید ترین اثر تصویری او سریال «چهل سرباز» است؛ به همین بهانه گفت وگویی با وی ترتیب داده ایم که توجه خوانندگان عزیز را به مطالعه آن جلب می کنیم.
جناب نوری زاد به عنوان اولین سؤال بفرمایید هدف از ساخت سریال تاریخی «چهل سرباز» چیست؟
«چهل سرباز» فراخوان هویت گمشده ماست. من همواره از اینکه جوانان وبزرگان از گذشته خودشان بهره کافی نمی برند رنج می بردم؛ زیرا این امر باعث منفک شدن ما از گذشته می گردد و هرگز آینده را با بی اعتنایی به گذشته نمی توان ساخت. اگر می خواهیم به آخر الزمان فکر کنیم نباید از صدر اسلام غافل بود. پیوند صدر اسلام با آینده لازم و ملزوم هستند. من معتقدم در پروندة ایران زمین و در پیشگاه خداوند یک نگرشی و عنایتی است که این قوم را برای آینده و آخرالزمان برگزیده است. نمی خواهم از منظر قوم گرایی به ایران نگاه کنم، ولی وقتی می بینم پدران و مادران ایرانی در گذشته هیچ گاه بت پرست نبوده اند، یک شعف ذاتی به من دست می دهد. در کل اقوام و ملل در طول تاریخ تنها کشوری که مردمانش هیچ گاه بت پرست نبوده اند، ایرانیان هستند و این برای ما خیلی با حلاوت است. و ما را سر شوق می آورد، لذا فکر کردم چگونه می توانم این پیشینه پاک و شریف را با آینده پیوند داد. آمدم بخشی از درخشندگی های اساطیر را انتخاب کردم، و به بخش دیگری از باورهای خودمان در صدر اسلام پیوند زدم و از آنجا به آینده سفر کردم. چهل سرباز، پیوند این چنینی و دیرینه باور ما به آینده است. امیدوارم که توانسته باشم در این گزینش سخت و طوفانی این امانت را به جایگاه واقعی خود رسانده باشم.
«چهل سرباز» چه تفاوتی با فیلم قبلی شما یعنی «انتظار» دارد؟
بسیار متفاوت است در عین حال از یک منظر هیچ تفاوتی ندارد؛ از نظر ظاهری متفاوت است، زیرا فیلم انتظار در امروز می گذشت، شهر و روستای امروز بود، ولی چهل سرباز، از عصر رستم و اسفندیار آغاز می شود و به مالک اشتر و امام علی(ع)، پیامبر(ص)، خندق، خیبر و ... می رسد اما از جهاتی مشترکات فراوانی دارند. آنجا شهری بود و رجعت به روستا که مظهر پاکی است، اینجا هم ما رجعت به یک بخشی از تاریخ گذشتة خود داریم.
در چهل سرباز، گویی بشریت و ایرانیان در یک انتظار بزرگ به سر می برند، من باور ندارم که پهلوانان و بزرگان ایران زمین هفتاد سال عمر کردند تا صرفاً پاکی بیفشانند! بلکه آنها به شکل فطری و ذاتی به آینده درخشان می اندیشند پس هر انسان پاکی متوقف در حال نیست لذا به آینده ای خوب و پاک تر چشم دارد.
حال که صحبت به فیلم «انتظار» کشید اجازه بدهید سؤال کنم نوع برخورد مخاطبان با این فیلم چگونه بود؟
به دلیل اینکه فیلم انتظار در سطح عموم اکران نشد، لذا مخاطبان آنچنانی نداشت. انتظار را من برای جایی ساخته ام که میلی برای اکران آن وجود نداشت و متأسفانه در بایگانی ماند؛ بنابراین فرصت برای ظهور و حضور در میان مخاطبان پیدا نکرد. انتظار مخاطب ما با اینگونه مقوله ها می توانند ارتباط برقرار کنند. متأسفانه بینندگان تلویزیون به گونه ای تربیت شده اند که ذائقة آنان اینگونه فیلم ها را نمی پذیرد. فیلم سینمایی انتظار دارای چنین شرایطی نبود؛ شاید اگر امروز من می خواستم فیلم انتظار را بسازم تلاش می کردم از باریکه راه هایی که باعث علاقمندی مخاطب می شود، عبور کنم و این مفاهیم را در آن راستا به کار بگیریم.
اگر اجازه بدهید برگردیم به سؤالات دربارة سریال چهل سرباز. سؤال دیگر من این است که در روند ساخت چهل سرباز با چه مشکلاتی روبرو بودید؟
من از خدای خوب و مهربانم سپاسگزارم که این توفیق را به من داد ولی در پاسخ به سؤال شما باید بگویم از لحظه ای که کلید سریال چهل سرباز زده شد بسیاری از دوستان از اینکه چنین اثری قرار است توسط بنده ساخته شود برآشفته شدند و لذا موانعی در تداوم کار ایجاد می شد و سختی های فراوانی، به لحاظ روحی، بر من تحمیل شد ولی لطف خدا را در این کار فراوان دیدم؛ من روزهایی را در این کار گذراندم که دیگران تصمیم گرفته بودند به شدت و با سرعت تولید آن متوقف گردد؛ ولی من احساس می کنم اراده الهی تعلق گرفت این امر محقق شود.
از آنجا که شما یکی از صاحب نظران در عرصة سینمای مهدویت و معناگرا هستید نقاط ضعف سینمای ایران را در زمینه ساخت فیلم مهدویت در چه می بینید؟
سینمای مهدویت را می توان به دو نوع تعبیر کرد: یکی اینکه فیلم هایی هستند که از واژه هایی مانند: «امام زمان»، «مهدی»، «انتظار»، «عدالت» و... سرشار باشد و در آنها حرف از صاحب الزمان(ع) به میان آید؛ به نظر من اینها اگر چه ظاهری از فیلم مهدوی می تواند داشته باشند، اما باور من این است که هر اثری، چه در سینما و چه در سایر عرصه های هنر را که اصرار به گسترش عدالت، پاکی و درستی و آینده نگری با بهره گیری از گذشته و امروز داشته باشد، در قالب فیلم های مهدوی می توان قلمداد کرد و می توان برای آنها ارج و جایگاه قائل شد. تصور من بر این است که یک فیلم ساز هالیوودی هم می تواند با ساخت فیلم مناسب در این جایگاه قرار گیرد؛ این گونه نیست که در کشور ما که تعلقات این چنینی دارند فقط و فقط فیلم مهدوی ساخته و پرداخته می شود. من معتقدم فیلم ساز اروپایی که بر ناگواری های سرزمین خودش و اجتماعی پیرامون خود بر می شورد و عدالت و پاکی را آرزو می کند، اشاره به یک جایگاه پاک و آیندة امیدوار دارد، او هم در این راستا قرار می گیرد؛ پس حوزة مهدویت فقط و فقط در میان ما شیعیان مطرح نیست بلکه این یک امر فطری است، که انسان ها عدالت جو هستند و امید به آیندة خوب دارند.
با تشکر از توضیحاتی که ارائه کردید، سؤال دیگر را این گونه مطرح می کنم، با توجه به تجربیات جدیدی که در روند ساخت این سریال کسب کرده اید فکر می کنید چه مشکلاتی بر سر راه ساخت این چنین فیلم هایی قرار دارد؟
کشور ما برای سینما و تلویزیون سرمایه گذاری نمی کند. از طرفی انقلاب ما فرهنگی است و انصاف حکم می کند که فرهنگ محوری در بین تمامی حوزه ها صورت پذیرد؛ به عبارتی فرهنگ انقلاب را بگذاریم وسط و سایر حوزه ها از آن تغذیه کنند، ولی ظاهراً این گونه است که سرمایه های کشور در سایر حوزه ها هزینه می شود و آنچه در انتها می ماند به فرهنگ اختصاص می یابد. از این تتمة سرمایه، بخشی به سینما و تلویزیون اختصاص می یابد. شاید به همین دلیل باشد که این گونه آثار کم ساخته می شوند. دوستان هنرمند در این حوزه ها کمتر وارد شدند و به همین دلیل سینمای ما در این حوزه فقیر است، هم به لحاظ تکنیک و هم به لحاظ اینکه مخاطب خود را بر این باور بنشانیم که بتواند تماشاگر این گونه آثار باشد. باید یک ممارست همه جانبه در شوق برانگیزی داشته باشیم که هم سازندگان این گونه آثار و هم بینندگان اینگونه آثار بر سر سفره بنشانیم و بگوید می توان از این دست آثار تولید کرد و لذت برد و از زیبایی و غنای آن بهره مند شد. امید داریم که در آینده این اتفاق رخ دهد، اگر چه در گذشته کم بوده یا نبوده. ما یک سفره بسیار گسترده ای به نام شاهنامه داریم به همان نسبتی که بر سر سفره انتظار و مهدویت ننشسته ایم، در حوزة سینما و تلویزیون هم بر سر سفرة فردوسی و شاهنامه ننشستیم؛ این بی توجهی ما را از دو بال محروم کرده یکی درخشندگی نیاکان و دیگری از افق روشن آینده، که در چنین شرایطی، انتظار پرواز نباید داشت.
تا کنون فیلم های اندکی در حوزه مهدویت ساخته شده، به نظر شما کدام فیلم برترین است و به هدف نزدیک تر است؟
با آن تعریفی که بنده قبلاً از فیلم مهدویت ارائه کردم، خیلی از آثار را می توان در این جایگاه اسم برد فیلم «آژانس شیشه ای» یک فیلم مهدوی است، هر اثری که اصرار بر عدالت خواهی و عدالت جویی داشته باشد و آینده پاکی را آرزو کند، به نظر من فیلم مهدوی است، ولی اینکه حالا اسم هایی یا الفاظ و واژه هایی در صورت ظاهر یک فیلم می تواند در این جایگاه قرار گیرد، باید بگویم خیر این گونه نبوده است.
ما باید روح مهدویت را در متن جامعه و غوغای زندگی و تمدن جستجو کنیم. سینمای ایران در مجموع به غیر از خط زدن بعضی فیلم ها که مختص گیشه ساخته می شود، سینمای پاکی است و در عین حال پوک؛ یعنی پاکی پوک، یک پاکی جهت دار و منبعث از یک معرفت بزرگ نیست.
من آرزو می کنم این ضعف ها که عمدتاً ضعف نگرش و اندیشه است برطرف گردد و سینماگران قوی پا به عرصه ساخت آثار متفکرانه بگذارند. ما به لحاظ تکنولوژی سینمایی فقیر هستیم، علت آن نیز مشخص است ما چه بخواهیم و چه نخواهیم با مردم مواجه هستیم و در میان آنان به سر می بریم؛ اگر اثری نتواند با مردم ارتباط برقرار کند خاک خواهد خورد.
به عنوان آخرین سؤال، لطفاً آخرین وضعیت اثر اخیرتان را توضیح دهید و بفرمایید که خوانندگان چه زمانی شاهد پخش آن خواهند بود؟
سریال مراحل تدوین، دوبله و موسیقی را طی می کند ولی پیش از آن اصرار داریم که دو بخش سینمایی از این سریال تهیه کنیم، یکی بخش اساطیر رستم و اسفندیار و دیگری مقطعی که در این اثر به زندگی حضرت امیر(ع) در صدر اسلام پرداخته ام. و بنا داریم این دو اثر را به جشنواره فیلم فجر ارائه کنم. از طرفی تمام سعی ما این است که در نیمه اول سال 85 آمادة پخش شود، لذا با سختی و سرعت تمام در حال تدوین آن هستیم. امیدوارم مردم در داخل و خارج کشور بتوانند با این اثر ارتباط خوبی برقرار کنند و خاطرة خوبی در ذهن مردم باقی بگذارد.
از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، متشکریم.
ادامه مطلب
سیمای حضرت مهدی(ع) از نگاه روح الله
بصیرت و آگاهی وقتی از رهگذر دانش وسیع و معرفت گسترده انسانی وارسته و پاک در اختیار افراد گذارده شود، بی شک ارزشی صدچندان خواهد داشت; معارف ناب الهی و گوهر شفاف حقایق دینی بسان ارمغانی جاودان، امروز و فردایی سعادتمند فراهم می سازد وتمامی بیراهه های انحرافی مسدود خواهد شد. امام راحل(ره) که درقرن گذشته، سرآمد فقیهان شریعت مدار و عالمان ولایت پیشه بوده است، با نگاه مسیحایی خود نخست امام زمان خود را شناخت، سپس لوح اطاعت بی چون و چرایی از آن حضرت برابر خویش نهاد، ازاینرو نمونه ای کامل از معرفت و اطاعت امام زمان(ع) محسوب می شود. باهم جلوه هایی از شناخت او را در باره حضرت مهدی(ع) ازنظر می گذرانیم:
تفسیر والعصر
«(والعصر، ان الانسان لفی خسر) «عصر» هم محتمل است که دراین زمان حضرت مهدی سلام الله علیه باشد یا انسان کامل باشد که مصداق بزرگش رسول اکرم و ائمه هدی و در عصر ما حضرت مهدی سلام الله علیه است.
قسم به عصاره موجودات عصر، فشرده موجودات، این که فشرده همه عوالم است، یک نسخه ای است نسخه تمام عالم. همه عالم در این موجود، در این انسان کامل عصاره است و خدا به این عصاره قسم می خورد و می فرماید که:
(ان الانسان لفی خسر) انسان در خسارت است. انسان شقی است(الاالذین آمنوا) یعنی الا آن اشخاصی که تحت تربیت واقع شده اند.
نه اسلموا; آمنوا... اگر بعثت هیچ ثمره ای نداشت الا وجود علی بن ابی طالب و وجود امام زمان سلام الله علیه این هم توفیق بسیار بزرگی بود.» در سخن دیگر فلسفه وجودی حضرت مهدی(ع) وعلت غیبت آن امام همراه با بعثت انبیاء این گونه تحلیل شده است:
میلاد حضرت مهدی(ع) ، عید بزرگ انسانها
«قضیه غیبت حضرت صاحب، قضیه مهمی است که به ما مسائلی می فهماند. من جمله این که برای یک همچو کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود، در تمام بشر نبوده، کسی الا مهدی موعود سلام الله علیه که خدای تبارک و تعالی او راذخیره کرده است برای بشر. هریک از انبیاء که آمدند برای اجرای عدالت آمدند و مقصدشان هم این بود که اجرای عدالت را در همه عالم بکنند لکن موفق نشدند. حتی رسول ختمی(ص) که برای اصلاح بشر آمده بود و برای اجرای عدالت آمده بود و برای تربیت بشرآمده بود... در زمان ظهور مهدی موعود سلام الله علیه خداوند ذخیره کرده است او را از باب اینکه هیچ کس در اولین وآخرین این قدرت برایش نبوده است و فقط برای حضرت مهدی موعودبوده است که تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد...
لهذا عید مولود حضرت صاحب ارواحناله الفداء بزرگترین عیدبرای مسلمین است و بزرگترین عید برای بشر است نه برای مسلمین.» در پیام امام(ره) به مناسبت سالگرد قیام 15 خردادکه در سال 1362 انتشار یافت، افق نگاه آن رهبر فرزانه را نسبت به شخصیت حضرت ولی عصر(ع) در صفاتی این گونه می بینیم:
«(حضرت) ولی عصر و ناموس دهر جان های ما فدای گام های اوباد. - ... که خداوند آفاق را به جلوه الهی ولی الله الاعظم صاحب العصر ارواحناله الفداء روشن فرماید و پرچم توحید وعدالت الهی را در عالم بر فراز کاخ های سپید و سرخ مراکز ظلم والحاد و شرک به اهتزاز در آورد. «و ماذلک علی الله بعزیز»پیامهای درس آموز آن رهبر فقید در مناسبت های مختلف بویژه نیمه شعبان، صحیفه دیگری از تابناکی اندیشه و گستره معرفت او درباره حضرت صاحب(عج) است. آنجا که در پیام خود به مناسبت سال نو، چون به نام امام زمان(عج) می رسد، می فرماید: «که او تاازل احیا می کند دین خدای تبارک و تعالی را» و یا به مناسبت نیمه شعبان این چنین می نویسند:
«باسلام و درود به پیشگاه مقدس مولود نیمه شعبان و آخرین ذخیره امامت حضرت بقیه الله ارواحنافداه و یگانه دادگسترابدی و بزرگ پرچمدار 0رهایی انسان از قیود ظلم و ستم استکبار.
سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی او. سلام بر غیبت و ظهور اوو سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز می شوند. سلام بر ملت بزرگ ایران که بافداکاری و ایثار و شهادت راه ظهورش را هموار می کنند.»
وظیفه ما در دوران غیبت
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟ گفتا تو خود حجابی، رو نه رخم عیان است گفتم که از که پرسم، جانا نشان کویت؟ گفتانشان چه پرسی؟ آن کوی بی نشان است گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم گفت آن که سوخت او را، کی ناله یا فغان است گفتم فراق تاکی؟ گفتا که تا توهستی گفتم نفس همین است؟ گفتا سخن همان است
دیر زمانی است که دوران غیبت حضرت مهدی(عج)، روزنه ای برای سوءاستفاده طاغوتیان و مستکبران هر عصری قرار می گرفته و باتاسف فراوان برخی ساده لوحان دور ازبینش و بصیرت نیز همنوابا قدرت های ستمگر، ظاهری زیبا و فریبنده از گفتار آنان راگرفته، نه تنها خود، بلکه بسیاری دیگر را نیز دچار غفلت وگمراهی می کنند.
آنچه در دستور کار استعمارگران در کشورهای اسلامی برای رواج تفکر واژگونه ای در باره «قضا و قدر» و توجیه شیوه حکومتهای غاصب با عبارت «اینها همه از طرف خداست و چاره اندیشی در این مورد بی فایده است.» و یا ارایه سخنانی در باره «تزیین بهشت و دوزخ در مقابل دیدگان مسلمانان و این نکته که شما مکلف به امور زندگی دنیا نیستید و در پی آن توسعه دادن حلقه های تصوف وتشویق افراد به روحیه زهد و کناره گیری از دنیا»...، هدفی جزدمیدن روحیه خمودی، سستی و بی حالی در برابر ظلم و ستم نبوده است.
در دهه های اخیر شیوه های جدیدی در دوران غیبت ارائه می شود که پی آمدهای آن به دوری از سوولیت سنگین هریک از ما در برابرخداوند، اولیای الهی و جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، خواهدبود. این راهکارهای انحرافی که به طور عمده از افکارتئوریسینهای استعماری و جاسوسهای کهنه کار و آشنا به افکار وعقاید مسلمانان تراوش می کند، به دنبال گشوده نگه داشتن راه چپاول و غارت ذخایر فکری، فرهنگی و اقتصادی جامعه های مختلف بویژه مذهب پویا، زنده و بالنده شیعی بوده و با لعاب ظواهرمذهبی سعی در رخنه همیشگی و ماندگار در افکار، آداب و رسوم ملی مذهبی مسلمانان دارد.
انتظار راستین
نقش بسیار مهم و ارزشمند ولایت و رهبری در آگاهی و هشیاری مردم نسبت به توطئه های دشمنان و نقش برآب کردن نقشه های آنان،نکته ای بسیار ارزشمند است که خود رادر زمان های حساس بهتر نشان می دهد. حضرت امام خمینی(ره) با نگاه همه سونگرانه خود به خوبی از شگردهای دشمنان در قرون اخیر آگاهی کامل داشت. در باره انحراف شیفتگان امام زمان(ع) در انتظار فرج توسط دشمنان می فرمود: «برداشت هایی که از انتظار فرج برداشته شده است،بعضی اش را من عرض می کنم: بعضی ها انتظار فرج را به این می دانندکه در مسجد، در حسینیه و در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان سلام الله علیه را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحی هستند... اینها به تکالیف شرعی خودشان هم عمل می کردند ونهی از منکر می کردند و امر به معروف هم می کردند لکن همین،دیگر غیر از این، کاری ازشان نمی آمدو فکر این مهم که یک کاری بکنند، نبودند. دسته دیگری بودند که انتظار فرج را می گفتنداین است که ما کار نداشته باشیم به این که در جهان چه می گذردو بر ملتها چه می گذرد، بر ملت ما چه می گذرد؟ به این چیزها ماکار نداشته باشیم... تکلیف مان همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آنچه در دنیا می گذرد یا در مملکت خودمان می گذرد، نداشته باشیم.
یک دسته ای می گفتند: خوب! باید عالم پر از معصیت بشود تا حضرت بیاید. ما باید نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکینم تامردم هر کاری می خواهند بکنند. گناه ها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود.
یک دسته ای از این بالاتر بودند، می گفتند: باید دامن زد به گناه ها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت سلام الله علیه تشریف بیاورند. این هم یک دسته ای بودند که البته در بین این دسته منحرف هایی هم بودند،اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرف هایی هم بودند که برای مقاصدی به این (سخن) دامن می زدند.
یک دسته دیگری بودند که می گفتند: که هرحکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است و بر خلاف اسلام است. آنهامغرور بودند... به بعضی روایاتی که وارد شده است بر این امرکه هر علمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد، در صورتی که آن روایات که هرکس علم بلند کند علم مهدی، به عنوان مهدویت بلندکند. حالا ما فرض کنیم که یک همچو روایاتی باشد آیا معنایش این نیست که ما تکلیفمان دیگر ساقط است; یعنی خلاف ضرورت اسلام... به حسب رای این جمعیت که بعضی شان بازیگرند و بعضی شان نادان، این است که ما باید بنشینیم دعا کنیم به صدام!... بایددعا گوی آمریکا باشیم و.. . این که هست این است که حضرت عالم را پر می کند از عدالت، نه شما ست بردارید از این تکلیفتان نه این که شما دیگر تکلیف ندارید... این که می گوید حکومت لازم نیست، معنایش این است که هرج و مرج باشد. اگر یک سال حکومت دریک مملکتی نباشد، نظام در یک مملکتی نباشد، آن طور فساد پرمی کند مملکت را که آن طرفش پیدا نیست. اما مساله این است که دست سیاست در کار بوده. همان طوری که تزریق کرده بودند به ملتها، به مسلمین، به دیگر اقشار جمعیت های دنیا که سیاست کارشماها نیست، بروید سراغ کارتان.
... اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک کنیم... که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت سلام الله علیه ... ما درستش می کنیم تا حضرت بیاید.»
وظیفه منتظران
چهار وظیفه مهم و بنیادین از نظر حضرت امام(ره) در عصر غیبت بر دوش شیعیان و منتظران واقعی وجود دارد:
1- قیام برای خدا
«همه باید قیام بکنیم قیام واحد که بالاترین قیام همان قیام آن شخص واحد است و همه قیامها باید دنبال آن قیام باشد و قیام لله باشد... البته آن حضرت قیام لله می فرمایند و آن للهی که وآن خلوصی که برای ایشان هست، برای دیگران نیست لکن شیعه های بزرگوار آن حضرت هم باید پیروی از او بکنند در اینکه قیام کنند لله، برای خدا. اگر قیام برای خدا باشد، اگر عمل برای خدا باشد، اگر نهضت برای خدا باشد، شکست ندارد... به حسب واقع شکست نخورده است.»
2- انتظار فرج
«از خداوند تعالی مسئلت می کنم که ظهور ولی عصر سلام الله علیه را نزدیک فرماید و چشم های ما را به جمال مقدسش روشن.
ما همه انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم.
انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تاقدرت اسلام در عالم تحقق پیدا بکند و مقدمات ظهور انشاءالله تهیه بشود.»
3- تقوا و پارسایی
«اولیاء خدا و خداوند تبارک و تعالی مراقب ما هستند. ما رقیب داریم. خدای تبارک و تعالی رقیب ماهست. ملائکه الله رقیب ماهستند. یعنی پاسداری از ما می کنند. مبادا یک وقتی نامه عمل شما برود پیش امام زمان سلام الله علیه و آنجا گفته بشودبه امام زمان که این پاسدارهای شما و ایشان سرشکسته بشوند...
اگر یک وقت نامه عمل یک روحانی را بردند و به امام زمان سلام الله علیه دادند و آن ملائکه اللهی که بردند دادند، گفتند: که این هم روحانی شماست. اینها پاسداران اسلام شما، و امام زمان خجالت بکشد، نعوذبالله. او علاقه دارد به شما... ما همه خادم هستیم از ما توقع هست، از شما توقع هست.»
4- دعا، یاد، توجه و حضور
آنان که با شیوه ارزشمند خود هماره یاد و نام امام زمان خودرا بر لب و اندیشه خود دارند، بی شک لحظه ای خود را از حضور درمحضر پرفیض آن حضرت غافل ندیده و در هنگامه های پر خطر گناه،بانگ بیدارباش و هشدار بخشی در اعماق روح خود می شنوند.
تاکید رهبر فقید انقلاب بر این نکته که مبادا «امام زمان(عج)
خجالت بکشد.» اشاره به این نکته اساسی در زندگی ما دارد. اماآنچه این ویژگی را در زندگی ما همیشه پرفروغ می گرداند، توجه قلبی، زمزمه های لفظی، اظهار شیفتگی درونی و توجه به آفرینش ورسالت هریک از ما در هستی است. باهم برخی از فرازهای سخنان آسمانی امام راحل(ره) را در باره دعا، یاد و توجه به حضرت بقیه الله(ع) می خوانیم: «من امیدوارم که ان شاءالله حضرت بقیه الله زودتر تشریف بیاورند و این طبیب واقعی بشر با آن دم مسیحیایی خود اصلاح کند اینها را.» «خداوند تمام ما را ازفداکاران اسلام قرار بدهد و از فداکاران به امام زمان سلام الله علیه که آثار رحمت خدا و آثار حمایت این بزرگوار درجبهه ها برای اشخاص ظاهر شده است و می شود. ان شاءالله.» «من امیدوارم که ان شاءالله برسد روزی که آن وعده مسلم خداوند تحقق پیدا بکند و مستضعفان مالک ارض بشوند.
این مطلب وعده خداست و تخلف ندارد، منتها آیا مادرک بکنیم یانکنیم. آن به دست خداست. ممکن است در یک برهه، کمی وسایل فراهم بشود و چشم ما روشن بشود به جمال ایشان. این چیزی که مادر این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است، همه انتظارداریم وجود مبارک ایشان را. لکن با انتظار تنها نمی شود... ماباید ملاحظه وظیفه فعلی شرعی الهی خودمان را بکنیم و باکی ازهیچ امری از امور نداشته باشیم.»
ویژگی عصر ظهور
ای سرو حدیقه معانی جانی و لطیفه جهانی پیش تو به اتفاق مردن خوشتر که پس از تو زندگانی چشمان تو سحر اولین اند تو فتنه آخرالزمانی گر ز آمدنت خبر بیارند من جان بدهم به مژدگانی دفع غم دل نمی توان کرد الا به امید شادمانی
آگاهی غبارآلود و نیمه تمام ما، گاه باورهای واژگون و یک سویه به ما می بخشد و در گرایشها و تصمیم های مختلف ما را دچارانحراف می نماید. در زمان های مختلف پاره ای از افراد که خود رافارغ از هرگونه مسوولیت در زمینه سازی شرایط ظهور دانسته وهماره به دنبال تن آسایی و فرار از مشکلات اجتماعی و مردمی هستند، زمان ظهور امام زمان(ع) را بهترین موقعیت برای رفاه،راحتی و دست یابی به تمامی نعمتهای باد آورده تلقی می کنند. ازاینرو در آروزی چنان موقعیت درخشانی لحظه شماری می کنند ودیگران را به آه و حسرت و دوری از وظایف روزمره فردی اجتماعی دعوت می کنند. غافل از آن که:
به هوس کار نیاید به تمنا نشود کاندر این راه بسی خون جگر باید خورد
بنگریم به گفته ها و نوشته های حضرت امام(ره) در این باره:
«آن روزی که ان شاء الله تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود و یک روزه عالم اصلاح شود.
بلکه با کوشش ها و فداکاریها، ستمکاران سرکوب و منزوی می شوند واگر نظر شماها مثل نظر بعضی عامی های منحرف آن است که برای ظهور آن بزرگوار باید کوشش در تحقق کفر و ظلم کرد تا عالم راظلم فرا گیرد ومقدمات ظهور فراهم شود. (فانالله و اناالیه راجعون ») «انبیاء هم آن طوری که می خواستند موفق نشدند و تاآخر هم نتوانستند آن طوری که دلخواه آنهاست، تحقق پیدا بکند.
و در حکومت عدل بقیة الله هم عدالت جاری می شود، لکن حبهای نفسانی در بسیاری از قشرها باقی است و همان حبهای نفسانی است که بعضی روایات هست که حضرت مهدی سلام الله علیه را تکفیرمی کنند.» «در زمان حضرت صاحب سلام الله علیه حکومت واحدمی شود. عدالت یک عدالت اجتماعی در همه عالم می آید. اما نه این که انسان ها بشوند یک انسان دیگر. انسانها همانها هستند که یک دسته شان خوبند و یک دسته شان بد. منتها آنهایی که بدهستند،دیگر نمی توانند که کارهای خلاف بکنند.» اکنون که نوشتار رو به پایان است، زینت بخش آن را فرازی از پیام آن عزیز جاودان(ره)
به مناسبت پانزدهم شعبان سال 1360 شمسی قرار می دهیم تا ازنسیم معرفت و شیدایی رهبر کبیر انقلاب ارمغان های بیشتری به دست آوریم:
«... امید است که خداوند متعال آن روز فرخنده (سرکوبی سرکشان و ستمگران جهان) را به ظهور این مولود فرخنده هرچه زودتر فرارساند و خورشید هدایت و امامت را طالع فرماید و اکنون، مامنتظران مقدم مبارکش مکلف هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم تاقانون عدل الهی را در این کشور ولی عصر(عج) حاکم کنیم و ازتفرقه و نفاق و دغلبازی بپرهیزیم و رضای خداوند متعال را درنظر بگیریم و همگان در مقابل قانون خاضع باشیم و با صلح و صفاو برادری و برابری به پیشبرد انقلاب اسلامی کوشا باشیم و حق متعال را در همه احوال حاضر و ناظر بدانیم و تخلف از دستورات اسلام ننماییم و به وسوسه فتنه گران اعتنا نکنیم.»
ادامه مطلب
سیمای یاران مهدی در قرآن
خداوند در قرآن کریم می فرماید:
«وَ لقد کَتبنا فِی الزّبور مِن بَعدَ الذکر أنّ الارضَ یَرثها عِبادِی الصّالِحون »
همانا در زبور پس از ذکر نوشتیم که زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.
امام صادق و امام باقر علیهما السلام می فرمایند: مراد از عبادی الصالحون، قائم و اصحاب وی هستند . یاران امام زمان علیه السلام طبق این آیه دو ویژگی دارند. دو ویژگی مهم که اگر انسان دارای آن باشد مصداق یاران امام زمان علیه السلام خواهد بود…
الف) بنده خدا
عبد یعنی کسی که صددرصد مطیع خدا و مولای خویش باشد. تمام حرکات و سکنات و گفتار و کردارش، حتی نگاه و سکوتش موافق رضای مولای خود باشد.
خداوند در قرآن ویژگی های عبادش را چنین ترسیم می نماید:
۱- به گزین اند
«وَ بَشّر عِبادیَ الذینَ یَستمِعونَ القولَ وَ یَتبَعونَ أحسَنَه »
به بندگان من بشارت بده، کسانیکه به سخنان گوش می دهند ولی از بهترین آن پیروی می کنند. به گزین در انتخاب اند. به گزین در تبعیت اند. و اینگونه انسانها قطعاً به بهترینها می رسند.
۲- متواضع و فروتن اند – عقل گرا هستند
«عِبادَ الرّحمن الذینَ یَمشونَ عَلی الارضَ هوناً »
بندگان خدا آن کسانی هستند که با تواضع راه می روند. تواضع غیر غرور است و چون غرور آفت عقل است آیه اشاره به این دارد که بندگان خدا دارای عقل سلیم و بینش صحیح هستند. حتی راه رفتن آنها هم بر مبنای عقل و رضای الهی است.
۳- بهترین برخورد با جاهلان
«وَ إذا خاطَبَهُم الجاهِلونَ قالوا سَلاماً »
هنگامیکه افراد نادان با آنان سخن می گویند، آنان پاسخ دور از لغو و گناه به آنان گویند. یعنی کسانی هستند که با مردم خصوصاً طبقه جاهل و نادان مدارا می کنند و سعی در پرورش استعدادهای آنان دارند تا به انزوای اجتماعی کشیده نشده، اصلاح شوند و گروه فسادی برای جامعه نشوند.
منبع :گروه علمی فرهنگی منتظران المهدی(عج)
ادامه مطلب
سیمای حضرت مهدی در اندیشه امام خمینی
مقدمه ـ مسئله مهدویت و ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و آله، جزء بنیادی ترین و زنده ترین مسائل دینی، اعتقادی و اسلامی بخصوص از منظر مکتب اهل بیت(ع) است، به همین دلیل دین پژوهان هر کدام به نوبة خود و طبق نیاز و اقتضائات زمان خود به نحوی درباره آن سخن گفته اند. از کسانی که جریان ظهور مصلح کل و عدل گستر جهانی در آثار و اندیشه او پرفروغ تجلی کرده مصلح بزرگ قرن بیستم امام خمینی است. امام درباره مهدویت از جنبه های مختلف به طور زنده، آموزنده و کارآمد سخن گفته است که در این مقاله نموداری از سخنان ایشان طرح و تحلیل می شود. بی تردید مسئله مهدویت از جهات متعدد قابل طرح است، اما برخی جنبه های آن ویژگی و برجستگی خاص دارد.
1ـ نقش حضرت مهدی در نظام عالم
یکی از مباحث مهم مهدویت نقش آن حضرت در نظام آفرینش است. لذا در داده های دینی بر این نکته اصرار شده که زمین در پرتو وجود حجت خداوند پایدار است، و اگر جهت الهی لحظه ای در روی زمین نباشد زمین از هم متلاشی می شود، از جمله امام صادق علیه السلام، فرمود: «لوبقیت الارض بغیر امامٍ لسافت»1 یعنی اگر زمینی بدون امام باشد، فرو می ریزد و از هستی ساقط می گردد.
و در روایت دیگر امام باقر علیه السلام فرمود: «لو انّ الامام رُفع من الارض ساعةً لَماجت باهلها کما یموج البحر باهله» 2 یعنی اگر امام و حجت خدا لحظه ای از زمین گرفته شود، زمین با اهل آن همانند دریا دچار اضطراب می شود. از این گونه روایات برمی آید که وجود حضرت مهدی(عج) به عنوان آخرین امام و حجت خداوند در زمین از ضروری ترین نیازهای عالم آفرینش است، زیرا آن حضرت واسطه فیض خداوند در عالم است، و این حقیقت در اندیشه امام خمینی به گونه ای زیبا تجلی کرده از جمله ایشان می گوید: «ولی الله اعظم و بقیة الله فی ارضه ارواحنا لمقدمه الفداء که واسطة فیض و عنایات حق تعالی است و دعای خیرش بدرقة امت جد بزرگوارش صلی الله علیه و آله، می باشد...» 3
و هم چنین در اشعار نغز عرفانی خود نیز در چند مورد بر این نکته که در روایات آمده اشاره کرده از جمله گفته است:
حضرت صاحب زمان مشکوة انوار الهی
مظهر قدرت، ولی عصر، سلطان دو عالم
با بقاء ذات مسعودش همه موجود باقی
خوشه چین فرمن فیضش همه عرشی و فرشی
از طفیل هستی اش هستی موجودات عالم
مالک کون و مکان مرآت ذات لامکانی
قائم آل محمد مهدی آخر زمانی
بی لحاظ اقدسش یکدم همه مخلوق فانی
ریزه خوار خوان احسانش همه انسی و جانی
جوهریّ و عقل و نامیّ و حیوانیّ و کانی4
2ـ حضرت مهدی عصاره موجودات
یکی از حقایق دیگر که درباره حضرت مهدی مطرح است و نوعاً در ره آورد عرفانی بزرگان اهل معرفت بیشتر مطرح شده آن است که قائم آل محمد(ص) عصارة پدیده های عالم خلقت است، زیرا آنها انسان کامل را قلب و خلاصه عالم می دانند لذا در کلمات برخی از آنان چنین آمده است: «آدمیان زبده و خلاصة کاینات و میوة درخت موجوداتند و انسان کامل زُبده و خلاصه آدمیان است. موجودات جمله به یک بار در تحت نظر انسان کامل اند.» 5
امام خمینی که در عرفان همانند بسیاری از معاریف دیگر الهی دیدگاه بلندی دارد، با این روی کرد عرفانی درباره حضرت مهدی به عنوان یکی از مصداقهای انسان کامل، کاملاً موافق بوده و خود نیز در این زمینه نکته های آموزندة بیان کرده از جمله گفته است: «والعصر ان الانسان لفی خسر، ـ عصر ـ هم محتمل است که در این زمان حضرت سلام الله علیه باشد یا انسان کامل که مصداق بزرگش رسول اکرم و ائمه هدی، و در عصر ما حضرت مهدی سلام الله علیه است. قسم به عصارة موجودات عصر، فشردة موجودات، این که فشردة همه عالم است، یک نسخه ای است، نسخه تمام عالم، همه عالم در این موجود، در این انسان کامل عصاره است و خلأ به این عصاره قسم می خورد.» 6
و در جای دیگر نیز با اشاره به آیه مبارکه سوره والعصر، از حضرت مهدی به عنوان مصداق انسان کامل که عصاره همه موجودات است یاد نموده است7 و هم چنین در جای دیگر می گوید: «وارث نبوت، امام امت و عصاره خلقت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است.» 8
3ـ حضرت مهدی خاتم ولایت
خاتم ولایت از مباحث مهم و مسایل بنیادین عرفانی است که در آثار بزرگان اهل عرفان به تفصیل درباره آن بحث شده، و مسئله خاتم ولایت بودن حضرت مهدی به عنوان بهترین ره آورد اندیشه بسیاری از بزرگان اهل معرفت مطرح است که در کلمات برخی از آنان در این باره چنین تصریح شده است «خاتم اولیاء تابع حکم شرع است چنان که مهدی که در آخر زمان می آید در احکام تابع شریعت حضرت محمد(ص) است، اما در معارف و علوم حقیقی همه انبیاء و اولیا تابع اوست، زیرا باطن او باطن حضرت محمد(ص) است. به این دلیل گفته شده که او حسنه ای از حسنات سید مرسلین است.» 9
£ وجود حضرت مهدی(علیه السلام) به عنوان آخرین امام و حجت خداوند در زمین از ضروری ترین نیازهای عالم آفرینش است
این مسئله در اندیشه عرفانی امام خمینی نیز تجلی کرده است وی در این باره می گوید: «همان طور که رسول اکرم به حسب واقع حاکم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی همان طور حاکم بر جمیع موجودات است، آن خاتم رسل است، و این خاتم ولایت، آن خاتم ولایت کلی بالاصاله است و این خاتم ولایت کلی به تبعیت است.» 10
نکته اساسی که در کلام عرفا و سخن امام وجود دارد و نباید پوشیده بماند آن است که چون ولایت مهدی جلوه ای از ولایت مقام ختم مرتبت است به همین دلیل ولایت او ولایت کامله است و همه تابع ولایت او هستند.
4ـ حضرت مهدی(عج) سرّ امتداد لیلة القدر
در روایتی از امام محمدتقی علیه السلام درباره لیلة القدر رسیده که فرمود: «یا معشر الشیعه خاصِموا بسورة انّا انزلناه فی لیلة القدر تفلحوا»11 یعنی ای شیعیان در مقام بحث باید با سورة مبارکه قدر استدلال نمایید تا پیروز شوید.
مراد حضرت آن است که در سورة قدر از نزول فرشتگان خبر داده و فرمود: «تنزل الملائکة والروح فیها باذن ربّهم»12 در این آیه جریان نزول فرشتگان با فعل مضارع بیان شده است که دلالت بر استمرار می کند بنابراین به نص قرآن کریم تا پایان دنیا فرشتگان با روح القدس در شب قدر به زمین فرود می آیند، پس باید بعد از پیامبر اکرم کسی که غیر از نبوت به همه صفات معنوی آن حضرت متصف است وجود داشته باشد و با فرشتگان و روح القدس سنخیت وجودی داشته باشد تا آنها در شب قدر در زمین به حضور او بیایند بی تردید هیچ کسی غیر از امام معصوم چنین شایستگی ندارد و مهدی موعود به عنوان آخرین پرچمدار امامت و ولایت تنها کسی است که سبب امتداد جریان نزول فرشتگان در شب قدر شده است. 13
بنابراین حضرت مهدی در واقع سرّ امتداد لیلة القدر است و وجود مبارک او سبب فرو آمدن فرشتگان در شب قدر می شود، این حقیقت در اندیشه امام خمینی نیز به خوبی تبلور یافته از جمله می گوید: «امتداد لیلة القدر: اگر سرّ لیلةالقدر و سرّ نزول ملائکه در شبهای قدر که الآن هم برای ولیّ اعظم حضرت صاحب سلام الله علیه این معنا امتداد دارد، سرّ این ها را ما بدانیم، همه مشکلات ما آسان می شود.» 14 و در جای دیگر با اشاره به مفهوم لیلة القدر با تفصیل بیشتری در این باره سخن گفته و چنین اظهار داشته است: «چون لیلة القدر، لیلة توجه تام ولیّ کامل و ظهور سلطنت ملکوتیه اوست، به توسط نفس شریف ولی کامل و امام عصر هر عصر و قطب هر زمان که امروز حضرت بقیة الله فی الارضین، سیدنا و مولانا و امامنا حجة بن الحسن العسکری ارواحنا فداه، است، تغییرات و تبدیلات در عالم واقع شود، پس هر یک از جزئیات طبیعت را خواهد بطئی حرکت کند و هریک را خواهد سریع حرکت کند و هر رزقی را خواهد توسعه دهد، و هر یک را خواهد تضییق کند، و این اراده، اراده حق است و ظل و شعاع اراده ازلیّه و تابع فرامین الهیّه است.» 15
5ـ نظارت حضرت مهدی به عملکرد ما
یکی از آموزنده ترین نکته ها در بحث مهدویت که اثر تربیتی عمیقی به همراه دارد، آن است که حضرت مهدی(ع) به طور مستقیم و غیرمستقیم ناظر بر عملکرد ماست. چون در روایات متعدد این مسئله مطرح شده که اعمال مردم در هفته به انسان کامل و حجت الهی عرضه می شود، چه این که او به عنوان خلیفه خداوند در زمین به طور مستقیم ناظر بر عملکرد انسان هاست و در قیامت به عنوان شاهد و گواه نسبت به اعمال انسان گواهی می دهد. از جمله در روایتی چنین آمده: «تعرض الاعمال یوم الخمس علی رسول الله و علی الائمة»16 یعنی اعمال مردم روز پنج شنبه بر رسول خدا و ائمه (علیهم السلام) عرضه می شود.
و در ذیل این آیه که فرمود: «فکیف اذا جئنا من کل امة بشهید و جئنابک علی هولاء شهیدا»17 یعنی پس چگونه است حالشان آنگاه که از هر امتی گواهی آوریم، و تو را به آنان گواه آوریم. در روایتی از امام صادق(ع) چنین نقل شده که فرمود: این آیه درخصوص امت محمد(ص) نازل شده که در هر عصری امامی از ما اهل بیت شاهد آنها و حضرت محمد(ص) شاهد ماست. 18
این حقیقت به عنوان یکی از زنده ترین آموزه های مسئله مهدویت در اندیشه امام خمینی به صورت زیبا مطرح شده و ایشان با اشاره به این نکته که انسان از جهات مختلف تحت مراقبت های گوناگون الهی قرار دارد و مأموران الهی به طور دقیق عملکردهای انسان را کنترل و ثبت می کنند، درخصوص حضرت مهدی به عنوان یکی از کسانی که مراقب اعمال ماست و عملکرد بد ما سبب ناخشنودی آن حضرت می شود چنین اظهار داشته است: «ببینید که تحت مراقبت هستید، نامه اعمال ما می رود پیش امام زمان (سلام الله علیه) هفته ای دو دفعه ـ به حسب روایت ـ که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان سلام الله علیه یک وقت چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان (سلام الله علیه) باشد.» 19 و در جای دیگر می گوید: «خلاف ما برای امام زمان سرشکستگی دارد، دفاتر را وقتی بردند خدمت ایشان، و ایشان دید شیعه های او دارد این کار را می کند این ملائکةالله که بردند پیش او دید، سرشکسته می شود امام زمان»20
و هم چنین در وصیت نامه الهی و سیاسی خود به عنوان زنده ترین سند که بیانگر نکته های بسیار آموزنده و عمیق است درباره نظارت حضرات ائمه معصومین(ع) بخصوص حضرت مهدی موعود(ع) می گوید: «ما مفتخریم که ائمه معصومین از علی بن ابی طالب گرفته تا منجی بشر حضرت مهدی صاحب زمان علیهم الآف التحیّات والسلام که به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است، ائمه ما هستند.» 21 بی تردید طرح این مسئله برای همگان بخصوص عاشقان و شیعیان حضرت مهدی بهترین و مؤثرترین نکته تربیتی را به همراه دارد، زیرا هنگامی که انسان مؤمن و معتقد در کنار سایر اعتقادات دینی این باور مذهبی را نیز مورد توجه قرار دهد که نه تنها خداوند از طریق ناظران و مراقبان چون فرشتگان خود بر ما و اعمال ما نظارت نامحسوس دارد، بلکه انسان کامل و امام هر عصر به عنوان خلیفه او نیز به طور نسبتاً محسوس ناظر اعمال انسان است و در این عصر همه رفتارهای ما تحت نظارت مستقیم و غیرمستقیم امام زمان(عج) قرار دارد و حضرت گذشته از آن که شاهد اعمال ماست در هفته نامه اعمال ما به محضر و حضور او عرضه می شود، به طور یقین مواظبت و مراقبت بیشتر خواهد نمود که عمل خلافی از او سر نزند، و از این رهگذر دل امام زمانش از او نرنجد و تلاش خواهد کرد که در حضور و محضر او ادب انسانی و اخلاق الهی را مراعات کند و به انجام وظایف بندگی خود پای بندی بیشتری داشته باشد. پس این اندیشه و کلام امام خمینی برای همگان بخصوص نسل نواندیش همه جوامع اسلامی پیام زنده و پُرباری به همراه دارد. امید است در عصری که اخلاق انسانی و دستورات اسلامی از سوی فرهنگ مهاجم استکبار جهانی شدیداً مورد تهدید قرار گرفته طرح این گونه حقایق الهی آنهم در قالب اندیشه و کلام مصلح بزرگ معاصر حضرت امام خمینی مفید و نجات بخش واقع شود.
6ـ مهدی پرچمدار توحید و رهایی
همچنان که عنایت و لطف الهی اقتضاء می کند اشخاصی در میان بشر پدید آیند وظایف انسان را درباره توحید و یگانه پرستی و سایر تکالیف الهی از طریق وحی دریافت کنند و به مردم تعلیم دهند، همچنین ایجاب می کند که حقایق و معارف وحی همواره در میان مردم محفوظ بماند و افرادی پیوسته وجود داشته باشند که دین خدا نزد آنها محفوظ باشد و در وقت مصلحت به طور کامل احکام خدا در زمین اجرا شود. 22 در میان آورندگان وحی، ابراهیم خلیل از کعبه ندای توحید سر داد و مقام ختمی مرتبت به عنوان آخرین فرستاده خداوند منادی توحید از کعبه بود و در میان حافظان دین پیامبر خاتم، مهدی موعود به عنوان آخرین سلسله اوصیاء معصوم پیامبر، روزی از کعبه ندای توحید سر خواهد داد و پرچم رهایی انسان را از زیر ظلم و ستم سالاران، برافراشته و آدم و عالم را از بیداد ستمکاران نجات خواهد داد.
£ «وارث نبوت، امام امت و عصاره خلقت، ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است.»
£ «همان طور که رسول اکرم به حسب واقع، حاکم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی همان طور حاکم بر جمیع موجودات است»
این مسئله نیز همانند سایر مسائل در اندیشه امام خمینی به صورت بسیار دل انگیز مطرح شده و درباره آن گفته است: «ابراهیم خلیل در اول زمان و حبیب خدا و فرزند عزیزش مهدی موعود روحی فداه در آخر زمان از کعبه ندای توحید سر دادند و می دهند... مهدی منتظر در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر می دهند و بشریت را به توحید می خواند.» 23
در جای دیگر به عنصر دادگری و نجات بخش بودن حضرت تکیه نموده و می گوید: «آخرین ذخیرة امامت حضرت بقیة الله ارواحنا فداه و یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم و ستم استکبار سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی او، و سلام بر غیبت و ظهور او، و سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز می شوند.» 24
امام در این کلام گذشته از جنبه سیاسی به جنبه معنوی و الهی وجود مقدس حضرت مهدی اشاره کرده و بر شئون مختلف وجودی آن حضرت درود فرستاده است و این به جهت آن است که غیبت آن حضرت همانند ظهورش پربرکت، نجات بخش است و مؤثر است، زیرا وظیفه امام تنها بیان صوری معارف و راهنمایی ظاهری مردم نیست و امام چنان که وظیفه راهنمایی صوری مردم را به عهده دارد هم چنان ولایت و رهبری باطنی اعمال را عهده دار است و اوست که حیات معنوی مردم را تنظیم می کند و حقایق اعمال را به سوی خدا سوق می دهد. بدیهی است که حضور و غیبت جسمانی امام در این باره تفاوت ندارد، و امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف دارد اگرچه از چشم جسمانی آنها مستور است به همین دلیل وجودش پیوسته لازم است گرچه زمان ظهور آن حضرت تاکنون فرا نرسیده است. 25 و به جهت آن که همه حالات و شئون وجودی حضرت بقیة الله به نحوی برای عالم و آدم برکت آفرین است در زیارت آن حضرت گفته می شود: «السلام علیک حین تقوم، السلام علیک حین تقعد، السلام علیک حین تَقَرءُ و تبیّن، السلام علیک حین تصلّی و تقنت، السلام علیک حین ترکع و تسجد، السلام علیک حین تُصبح و تُمسی.»26
یعنی «سلام بر تو وقتی که قیام و ظهور می نمایی، و وقتی که در پردة غیب می نشینی، سلام بر تو هنگامی که کتاب خدا را می خوانی و حقایق آن را بیان می داری، سلام بر تو هنگامی که نماز می گذاری و قنوت می خوانی، سلام بر تو به وقتی که رکوع و سجده بجا می آوری، سلام بر تو به هنگامی که صبح و عصر داری.»
امام خمینی در جای دیگر از حضرت مهدی به عنوان تنها کسی یاد نموده که آرمان توحید تمام انبیاء و سفیران الهی بدست او تحقق خواهد یافت و مایه نجات آدم و عالم که هدف اساسی بعثت انبیاء بوده است خواهد شد. لذا می گوید: «تحقق بخش غایت بعثت انبیاء حضرت خاتم الاوصیاء و مفخر الاولیاء حجة بن حسن العسکری، بزرگ شخصیتی که برپاکنندة عدالتی است که بعثت انبیاء علیهم السلام، برای آن بود... ابرمردی که جهان را از شر ستمگران و دغلبازان تطهیر می نماید و زمین را پس از آن که ظلم وجود آن را فراگرفته، پر از عدل و داد می نماید و مستکبران جهان را سرکوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض می نماید.» 27
7ـ حضرت مهدی ذ خیره خداوند در زمین
بی تردید بشر از روزی که در بستر زمین قرار گرفته است همواره آرزوی یک زندگی اجتماعی همراه با سعادت و آسایش را داشته و دارند، و به امید رسیدن چنین روزی لحظه شماری می کند و بر اساس تحلیل فلسفی اگر این خواسته انسان تحقق عینی و خارجی نمی داشت و در حد یک آرمان دست نیافتنی بود هرگز چنین آرزو و امید همگانی در نهاد بشر نقش نمی بست چنان که
اگر غذایی نمی بود گرسنگی هم نبود و اگر آبی وجود نمی داشت تشنگی تحقق نمی گرفت، پس معلوم می شود به حکم ضرورت و جبر تکوینی آینده جهان روزی را به خود خواهد دید که در آن روز جامعه بشری به آرزوی خود برسد و در کنار هم در صلح و صفا با هم زیستی مسالمت آمیز همراه با معنویت و غرق در فضیلت و کمال زندگی نماید. این حقیقت بدست توانای انسانی که از او در معارف دینی به مهدی و قائم آل محمد(ص) یاد شده عینیت می یابد28 و به این دلیل امام خمینی از حضرت مهدی به ذخیره خداوند برای بشر یاد نمود و گفته است: «خودمان را مهیا کنیم از برای آمدن آن حضرت، من نمی دانم، اسم رهبر روی ایشان بگذاریم، بزرگتر از این است، نمی توانیم بگوییم که شخص اول است، برای این که دومی در کار نیست، ایشان را نمی توانیم ما با هیچ تعبیری تعبیر کنیم. الّا همین که مهدی موعود است، آنی است که خدا ذخیره کرده است برای بشر.» 29
در جای دیگر با تفصیل بیشتر بحث کرده و می گوید: «... مهدی موعود سلام الله علیه که خداوند ذخیره کرده است او را... حضرت عدالت را در تمام عالم گسترش می دهد و آن چیزی که انبیاء موفق نشدند، خدای تعالی ایشان را ذخیره کرده است اجرا بکند و همه اولیاء آرزو داشتند لکن موانع اسباب این شد که نتوانستند اجرا کنند، بدست آن بزرگوار اجرا بشود، این که او را طول عمر داده برای همچو معنایی بعد از انبیاء و اولیای بزرگ مهدی موعود یک موجودی است که ذخیره شده است برای یک همچو مطلبی»30 بنابراین مهدی موعود تنها فردی است که برای تحقق آرمان و آرزوی دیرین بشر ذخیره شده و روزی در سایه حکومت و دولت کریمه آن حضرت عالم و آدم در صلح و صفا و آسایش به سر خواهند برد.
8ـ مهدی مجری عدالت در تمام شئون انسانی
اجرای عدالت جزء اساسی ترین اهداف و انگیزه های الهی انبیاء و اولیاء و مصلحان الهی در طول تاریخ بوده است و هم چنین اجرای عدالت در حکومت عدل گستر جهانی نیز به عنوان اصل بنیادین مطرح است و در روایات متعدد بر آن تأکید شده و بزرگان اهل عرفان نیز با استناد به روایات و معارف شهودی خود اظهار داشته اند که خداوند خلیفه ای دارد که روزی ظهور می کند و زمین را که از ظلم و بیداد پُر شده است، از عدل و قسط پُر می نماید و اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی بماند، خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا این خلیفه الهی که از عترت رسول خدا و از فرزندان فاطمه و هم نام پیامبر است ظهور نماید. 31 بنابراین جریان عدالت گستری جزء اهداف اساسی دولت کریمه و حکومت جهانی حضرت مهدی است، اما پرسش مهم در این باره آن است که قلمرو این عدالت تا کجاست؟ آیا در سایه دولت کریمه مهدی تنها در بُعد اقتصادی و اجتماعی و مانند آن عدالت اجرا می شود یا تمام شئون عالم و آدم به برکت آن عدل کل تعدیل و اصلاح خواهد شد؟
ظاهراً در میان صاحب نظران که درباره عدالت گستری حضرت مهدی سخن گفته اند، امام خمینی نخستین فردی است که قلمرو عدالت گستری دولت کریمه حضرت مهدی را فراتر از ابعاد
£ «ما مفتخریم که ائمه معصومین از علی بن ابی طالب گرفته تا منجی بشریت، مهدی صاحب زمان علیهم الآف التحیّات والسلام که به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است، ائمه ما هستند.»
اقتصادی و اجتماعی و مانند آن که نوعاً مورد توجه عمومی است، مطرح کرده و اصلاح تمام شئون عالم و آدم را جزء قلمرو عدالت گستری آن حضرت خوانده و از این رهگذر روزنة جدیدی برای افراد محقق در مسئله مهدویت گشوده است تا جریان عدالت گستری مهدی را با استفاده از متون دینی با این رویکرد نیز مورد تحقیق و تحلیل قرار دهند. امام خود در این باره می گوید: «قضیة غیبت حضرت صاحب، قضیة مهمی است که به ما مسائل می فهماند، منجمله این که برای یک همچو کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود، در تمام بشر نبوده کسی الّا مهدی موعود... هر یک از انبیاء که آمدند برای اجرای عدالت آمدند لکن موفق نشدند حتی رسول ختمی(ص) که برای اصلاح بشر آمده بود و برای اجرای عدالت آمده بود و برای تربیت بشر آمده بود باز در زمان خودشان موفق نشدند و آن کسی که به این معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد کرد نه آن هم این عدالتی که مردم عادی می فهمند که فقط قضیه عدالت در زمین برای رفاه مردم باشد، بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیت، انسان اگر انحرافی پیدا کند، انحراف عملی، انحراف روحی، انحراف عقل، برگرداندن این انحرافات را به معنای خودش. این ایجاد عدالت است در انسان، اگر اخلاق منحرف باشد از این انحراف وقتی به اعتدال برگردد این عدالت در او تحقق پیدا کرده است، اگر در عقاید انحرافاتی باشد برگرداندن آن عقاید کج به عقیده صحیح و صراط مستقیم، این ایجاد عدالت است در عقل انسان.» 32
آن گونه که اشاره شد این نحو تفسیر از عدالت گستری حضرت مهدی گرچه در متون و روایات به گونه ای اشاره شده اما در میان اهل تحقیق و اندیشه به نظر می رسد که حضرت امام خمینی در طرح و یا احیای این حقیقت همانند بسیاری از معارف دیگر مبتکر و پیش آهنگ است و شایسته است این اندیشه بلند او سبب شود که بزرگان اهل تحقیق این مسئله را در مباحث مهدویت بسط و گسترش دهند.
9ـ مفهوم انتظار
یکی از مهمترین مسائل مهدویت که در اندیشه امام خمینی به صورت زنده و کارآمد تجلی کرده مسئله انتظار ظهور حضرت مهدی(ع) است. این مسئله که با تفسیرها و برداشت های گوناگون در میان منتظران حضرت مهدی(ع) مطرح است، در اندیشه امام خمینی با تفسیر کاملاً متفاوت ارائه شده است و به دلیل اهمیت آن مورد توجه خاص ایشان بوده است لذا با تفصیل بیشتر و در موارد متعدد درباره آن سخن گفته و با نقد بسیاری از برداشت هایی که نوعاً ناکارآمد و کم اثر و یا بعضاً نادرست است، دیدگاه حیات بخشی در این باره مطرح نموده است که به چند نمونه از سخنان ایشان اشاره می شود: «بعضی ها انتظار فرج را به این می دانند که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان (سلام الله علیه) را از خدا بخواهند، ... و یک دسته دیگر انتظار فرج را می گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به این که در جهان چه می گذرد، بر ملت ها چه می گذرد، ما تکلیف های خودمان را عمل می کنیم، برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند انشاءالله درست می کنند، دیگر ما تکلیفی نداریم، تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آنچه در دنیا می گذرد نداشته باشیم.» 33
در جای دیگر با رد این گونه برداشت ها می گوید: «این منطق اشخاصی است که می خواهند از زیر بار در بروند، اسلام اینها را نمی پذیرد، اسلام این را به هیچ چیز نمی شمرد، اینها می خواهند از زیر بار در بروند، یک چیز درست می کنند دو تا روایت از این طرف و آن طرف می گردند پیدا می کنند... این خلاف قرآن است... اگر صد تا همچو روایت هایی بیاید ضربه به جدار می شود.» 34
£ آرمان توحید تمام انبیاء به دست حضرت مهدی (عج) تحقق خواهد یافت
£ موضوع «انتظار» مورد توجه ویژه امام خمینی بود و ایشان تلاش کرد تا با نقد برداشت های ناصحیح از این موضوع، مفهوم درست آن را که پاسخگوی انسان معاصر باشد، ارائه دهد
بدین ترتیب حضرت امام خمینی با هرگونه برداشت که موجب تخدیر مردم از انتظار ظهور شود به شدّت مبارزه کرد و با نقد و نکوهش کسانی که اندیشه ها و برداشت های ناصواب از انتظار حضرت مهدی(عج) ارائه می دهند و از خود سلب مسئولیت می کنند و همه مسئولیت ها را متوجه امام زمان و محول به آن حضرت می نمایند، می گوید: «یک عدة دیگری بودند که می گفتند که هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود این حکومت باطل است و برخلاف اسلام است، آنها مغرور بودند، آنهایی که بازیگر نبودند، مغرور بودند به بعضی روایاتی که وارد شده است بر این امر که هر عَلَمی بلند شود قبل از ظهور حضرت، آن عَلَم عَلَم باطل است، آنها خیال کرده بودند که نه هر حکومتی باشد. در صورتی که آن روایات [اشاره دارد] که هرکس عَلَم مهدی به عنوان مهدویت بلند کند، حالا ما فرض می کنیم که یک همچو روایاتی باشد آیا معنایش اینست که از ما دیگر تکلیف ساقط است؟ این خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن است ... شاید الآن هم بسیاری باور کنند که نه حکومت نباید باشد و زمان حضرت صاحب بیاید، و هر حکومتی در غیر زمان حضرت باطل است، این یعنی هرج و مرج، ما، درستش می کنیم تا حضرت بیاید.» 35
در مجموع از سخنان حضرت امام بدست می آید که انتظار مورد توجه ویژه ایشان بوده و تلاش کرده با نقد برداشت های ناصحیح از مسئلة انتظار، مفهوم درست و تفسیر زنده و کارآمد که بتواند پاسخ گوی انسان معاصر باشد ارائه دهد. امام ضمن بیانی مبسوط می گوید: «در بعضی روایات هست که یکی از چیزهای مستحب این است که مؤمنین در حال انتظار اسلحه هم داشته باشند، اسلحه مهیا، نه این که اسلحه را بگذارند کنار و بنشینند منتظر، اسلحه داشته باشند برای این که با ظلم مقابله کنند با جور مقابله کنند، تکلیف است، نهی از منکر است بر همه ما تکلیف است. باید مقابله کنیم با این دستگاههای ظالم خصوصاً دستگاههایی که با اساس مخالفند.» 36 بازن چی می فرماید: «ما باید فراهم کنیم کار را فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت.» 37
بی تردید این تفسیر از انتظار ظهور حضرت مهدی(عج) که در اندیشه و کلمات امام خمینی مطرح شده آن گونه که خود اشاره کرده است با روح و حقیقت اسلام سازگارتر است، زیرا انتظار ظهور به عنوان یک آموزة دینی و مذهبی باید بگونه ای طرح و تفسیر شود که روحیّه تحرک، پویایی در جهت تکامل معنوی، احیای معارف و دستورات آسمانی و نشر حقایق دینی و زمینة عمل به آموزه های مذهبی را در میان افراد جامعه بیشتر ایجاد کند و مردم را به سوی زندگی همراه با معنویت سوق دهد و حیات دینی و معنوی را در کالبد فرد و جامعه تزریق نماید، چون اسلام دین زندگی و حیات در ابعاد مختلف آن است لذا فرمود: «یا ایها الذین امنوا استجیبوا لله و لرسوله اذا دعاکم لما یحیکم»38 یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید، چون خدا و پیامبر، شما را به چیزی فراخواندند که به شما حیات می بخشد، آنان را اجابت کنید و مسئله انتظار نیز در قاموس اسلام بخصوص مذهب شیعه جزء زنده ترین آموزه های الهی است که در انسان امید به آیندة برتر و حیات متعالی تری را نوید می دهد و این حقیقت را از تفسیر امام خمینی از جریان انتظار بخوبی می توان دریافت کرد. پس به جرأت می توان گفت در اندیشه امام خمینی موضوع مهدویت همانند بسیاری از حقایق دیگر اسلام، زنده، حیات بخش و نویددهنده مطرح شده است. روحش شاد، اندیشه اش پاینده و انقلابش پایدار باد.
منابع و مأخذ:
1. اصول کافی، کتاب الحجة باب ان الارض لاتخلو من حجة، ج 1، ص 252، حدیث 10، نشر مؤسسه تحقیقات و انتشارات نور، بی تا، بی جا.
2. همان، حدیث 12، ص 253.
3. امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه آثار امام خمینی)، ص 316، ج 17، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، سال 1378 ش.
4. دیوان امام، (با شرح و تفسیر قادر فاضلی)، ص 49، نشر فضیلت علم، بی جا، چاپ اول، 1371 ش.
5. عزیزالدین نسفی، انسان کامل، ص 74، نشر کتابخانه طهوری، تهران 1377 ش.
6. امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه آثار امام)، ج 12، ص 423.
7. همان، ج 8، ص 328.
8. همان، ج 9، ص 24.
9. قاسانی، عبدالرزاق، شرح فصوص الحکم، فص شیشیه، ص 43، نشر بیدار، قم 1370 ش.
10. امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه آثار امام)، ج 20، ص 249.
11. اصول کافی، ج 1، کتاب حجة باب شأن سوره قدر، حدیث 6، ص 364.
12. سوره قدر، آیه 3.
13. حسن زاده آمل، انسان در قرآن، ص 244، نشر الزهرا، تهران 1369 ش.
14. امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه آثار امام) ج 19، ص 285.
15. امام خمینی، آداب الصلوة، ص 327، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، چاپ 6، خرداد ماه 1378 ش.
16. مجلسی محمدباقر، بحارالانوار، ج 23، باب 20، حدیث 38، ص 345، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت 1403 ق.
17. سوره نساء، آیه 41.
18. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 23، باب 20، حدیث 1، ص 336.
19. امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه آثار امام)، ج 8، ص 391.
20. همان، ج 8، ص 423.
21. همان، ج 21، ص 396.
22. علّامه طباطبائی، شیعه در اسلام، دفتر انتشارات اسلامی، قم 1373 ش.
23. امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه آثار امام)، ج 18، ص 87.
24. همان، ج 21، ص 325.
25. علامه طباطبائی، شیعه در اسلام، ص 152.
26. مفاتیح الجنان، زیارت صاحب الامر 4، ص 924، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد 1377 ش.
27. امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه آثار امام)، ج 14، ص 472.
28. علامه طباطبائی، شیعه در اسلام.
29. امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه آثار امام)، ج 21، ص 325.
30. همان، ج 12، ص 482.
31. محیی الدین عربی، فتوحات مکیه، ج 3، باب 366، ص 327، نشر صادر، بیروت، بی تا.
32. امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه آثار امام)، ج 12، ص 482.
33. همان، ج 21، ص 13.
34. همان، ج 3، ص 340.
35. همان، ج 21، ص 17.
36. امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه آثار امام)، ج 21، ص 14.
37. همان، ج 21، ص 17 ـ 14.
38. سوره انفال، آیه 23.
ادامه مطلب
سیره عملی و روش شخصی حضرت مهدی علیه السلام بعد از ظهور چگونه است
امام مهدی علیه السلام مانند همه پیامبران و رهبران راستین و شایسته الهی بسیار ساده زیست است لباسهای درشت و کمبها میپوشد خوراک خشک و ناگوار میخورد، و...؛ زیرا رهبری جامعه انسانی چنین سیره و روشی را نیز لازم دارد و در فکر آسایش خلق بودن و لحظهای برای آنان نیاسودن، شرط اصلی آن است.
امام صادق علیه السلام فرمود: ما تستعجلون بخروج القائم فوالله ما لباسه الا الغلیظ و لا طعامه الا الجشب(1269)؛ به چه جهت درباره خروج قائم عجله دارید؟ به خدا سوگند! او جامهای درشت میپوشد و خوراک خشک و ناگوار میخورد....
ادامه مطلب
سیره و روش تشکیل حکومت جهانی
پنجمین اختر ولایت حضرت باقرالعلوم علیه السلام ضمن یک سخن طولانی چنین اظهار فرمود:
مهدی موعود علیه السلام همچون حضرت موسی علیه السلام با حالتی بین خوف و رجاء ظهور و خروج مینماید و چون وارد مکّه معظّمه گردد، لشکر سفیانی در بیابانی به نام بیداء در زمین فرو میرود و اثری از آنها باقی نمیماند.
امام زمان بین رکن و مقام، نماز به جا میآورد و قیام خود را با این کلمات شروع مینماید:
ای مردمان! ما بر علیه کسانی که بر ما ظلم و تجاوز کردند و حقّ ما را غصب و چپاول کردند، طلب کمک میکنیم و یاری میجوئیم، من نسبت به آدم، نوح، ابراهیم و همه پیامبران اولویّت دارم، من از تمامی افراد نسبت به کتاب خدا آشناتر هستم.
امروز همه افراد را شاهد و گواه میگیرم که ما - اهلبیت رسالت - مظلوم و مطرود شدهایم، حقّ ما و شیعیان ما را غارت کردهاند و ماها را از دیار خود راندهاند؛ پس، از همه مسلمانها یاری و کمک میخواهیم تا بر حقّ خود نائل آئیم.
سپس امام باقر علیه السلام افزود: سیصد و چند نفر مرد و پنجاه نفر زن از نقاط مختلف، در مکّه معظّمه تجمّع میکنند که هر کدام نسبت به دیگری تابع و متواضع خواهد بود.
عهدنامه و سلاح و پرچم جدّش رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه امام زمان سلام اللّه علیه است و منادی بین زمین و آسمان با نام آن حضرت، فریاد میزند و تمامی اهل زمین خواهند شنید، که حجّت خدا و قائم آل محمّد ظهور و قیام کرده است.
پس از آن به سوی مدینه و از آن جا به سمت کوفه حرکت مینماید و در کوفه مدّتی طولانی را سپری خواهد نمود.
و چون حکومتش در کوفه مستقرّ گردد، تمامی انسانها طبق احکام اسلام آزاد خواهند بود، و مشکلات اقتصادی تمام تهیدستان و درماندگان را حلّ خواهد نمود، و هرکس که به هر نوعی حقّش غصب شده باشد، جبران میگردد.
هرکس محکوم به اعدام گردد، خونبهای او را به خانوادهاش میپردازند؛ و عدالت از هر جهت در جامعه حکمفرما خواهد شد.
حضرت با خانوادهاش در محلّی به نام رحبه - که محلّ سکونت حضرت نوح علیه السلام بوده است - سکونت و منزل میگزیند.** تفسیر عیّاشی: ج 1، ص 64 - 66، ح 17.***
ادامه مطلب
سيره حكومتي امام زمان عج
سيره حكومتي امام زمان (عج)
دوران پس از ظهور حضرت مهدى (عج) بدون شك، والاترين و شكوفاترين و ارج مندترين، فصل تاريخ انسانيت است. آن دوران، دورانى است كه وعده هاى خداوند درباره ى خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان و وارثت صالحان، عملى مى گردد و جهان با قدرت الهى آخرين پرچمدار عدالت و توحيد، صحنه ى شكوه مندترين جلوه هاى عبادت پروردگار مى شود. در احاديث مختلف، گوشه هايى از عظمت آن دوران به تصوير كشيده شده است. ما، با استفاده از اين احاديث، برخى از كارهايى را كه امام زمان (عج) براى ايجاد جامعه اى متكامل و ايده ال، انجام مى دهند، اشاره مى كنيم:
1 - حاكميت اسلام در سراسر هستى
بعد از ظهور امام زمان(عليه السلام) عدّه اى عليه آن حضرت وارد جنگ مى شوند و سعى خواهند كرد تا از تشكيل حكومت عدل الهى بر روى زمين ـ كه وعده ى آن، از سوى انبيا و امامان(عليهم السلام) داده شده است ـ جلوگيرى كنند. امام(عليه السلام) ابتدا، آنان را به راه حق دعوت خواهد كرد و اگر قبول نكردند، با آنان وارد كارزار مى شود و هرگونه فساد و كژى را نابود خواهد كرد.
امام باقر(عليه السلام) در تفسير آيه ى (وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّهِ);(1) مى فرمايد: تأويل اين آيه، هنوز نيامده است... پس زمانى كه تأويل آن فرا رسد، مشركان كشته مى شوند، مگر موحّد شوند و شركى باقى نماند.(2) و در حديث ديگرى مى فرمايد: با مشركان جنگ مى كنند تا اين كه موحّد شوند و شريكى براى خدا قرار ندهند. چنان (امنيتى حاصل) مى شود كه پير زن كهنسال، از مشرق به مغرب مى رود، بدون آن كه كسى جلوى او را بگيرد.(3)
امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: إذا قام القائم لايبقى أرض إلّا نودى فيها شهاده أنْ لا إله إلّا الله و أنّ محمّداً رسول الله;(4) زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام كند، هيچ سرزمينى نمى ماند، مگر اين كه نداى شهادتين (لا إله إلّا الله و محمّد رسول الله) در آن طنين اندازد.
2 - احياى قرآن و معارف قرآنى
اميرالمؤمنين(عليه السلام) با اشاره به قيام حضرت مهدى (عج) مى فرمايد: كأنّي أنظر الى شيعتنا بمسجد الكوفه و قد ضربوا الفساطيط يعلّمون الناس القرآن كما اُنزل;(5) گويا شيعيان ما اهل بيت(عليه السلام) را مى بينم كه در مسجد كوفه گرد آمده اند و خيمه هايى برافراشته اند و در آن ها قرآن را آن چنان كه نازل شده است، به مردم ياد مى دهند. بنابراين، محور حركت نهضت جهانى امام مهدى، قرآن است و آن حضرت با تعليم قرآن، آن را سرمشق زندگى انسان ها قرار خواهند داد. حضرت على(عليه السلام) در بيان احوال زمان ظهور امام مهدى (عج) مى فرمايد: (امام مهدى) هواى نفس را به هدايت و رستگارى برمى گرداند، زمانى كه مردم هدايت را به هواى نفس تبديل كرده باشند، و رأى را به قرآن برمى گرداند، زمانى كه مردم قرآن را به رأى و انديشه مبدل كرده باشند.(6)
3 - گسترش عدالت و رفع ستم
مهم ترين شاخص قيام امام مهدى (عج) كه تقريباً در اكثر روايات مربوط به آن حضرت ذكر شده است، ريشه كن ساختن ظلم و ستم و فراگير كردن عدل و قسط در سراسر گيتى است، به گونه اى كه مى توان ادعا كرد كه جمله ى «يملأ الأرضَ قسطاً وعدلا كما ملئت ظلماً و جوراً» كه در اكثر احاديث ذكر شده، هم تواتر لفظى دارد و هم تواتر معنوى. پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلّم) مى فرمايد: قيامت بر پا نمى شود، مگر اين كه مردى از اهل بيت من كه اسمش شبيه اسم من است، حاكم شود و زمين را پر از عدل و قسط كند، همان گونه كه پر از ظلم و جور شده بود.(7)
4 - گرايش دوباره به اسلام حقيقى
بعد از وفات پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله و سلّم) و واقعه ى سقيفه بنى ساعده، خلفا سعى كردند با منع نقل و تدوين احاديث پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلّم) از روشن شدن جايگاه اهل بيت(عليه السلام) ـ كه به عنوان مفسران دين اسلام و ثقل اصغر نقش هدايت جامعه را داشتند ـ جلوگيرى كنند و همين امر موجب شد تا انحرافات و گمراهى هايى كه دامن گير ساير اديان شده بود، در ميان مسلمانان نيز شيوع يابد و برخى عناصر يهودى و مسيحى، با كمك دستگاه خلافت، اسلام را مطابق سليقه ى خود و مناسب با منافع حاكمان توجيه و تفسير كنند و موجب جدايى هر چه بيش تر مردم از اهل بيت(عليهم السلام) شوند. افرادى مانند تميم دارى، وهب بن منبه، كعب الاحبار، ابوهريره، عروة بين زبير، عبدالله بن عمر، ... با تفسيرهايى كه بيش تر با هواهاى نفسانى و خواسته هاى حاكمان مطابقت داشت از همان آغاز، موجب بروز برخى انحرافات و بعدها ايجاد فرقه هاى كلامى در زمان هاى بعد و... شدند و مردم را از چشمه ى علم اهل بيت(عليه السلام) محروم ساختند. به همين دليل، آن گاه كه امام زمان(عليه السلام) قيام مى كند، به پيراستن دين اسلام از انحرافات و پيرايه هايى خواهد پرداخت كه از سوى منحرفان بر دين اسلام تحميل شده است و مردم را به اسلامى كه پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلّم) آن را ابلاغ كرده بود، دعوت خواهد كرد. امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: زمانى كه حضرت قائم(عليه السلام) قيام مى كند، مردم را مجدداً به اسلام فرا مى خواند و به امرى هدايت مى كند كه فراموش شد و جمهور از آن منحرف شده اند...(8)
5 - فراوان شدن نعمت هاى دنيوى
يكى از مطالب مهم كه در احاديث مربوط به امام زمان (عج) بر آن تأكيد شده است، وفور نعمت هاى مادّى در زمان حكومت امام مهدى(عليه السلام) است. پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله و سلّم)مى فرمايد: ... يظهر الله له كنوز الأرض و معادنها; خداوند، گنج هاى زمين و معادن آن را براى امام مهدى (عج) ظاهر خواهد كرد.(9) از اميرالمؤمنين(عليه السلام) نقل شده كه فرمود: ...هنگامى كه قائم ما قيام كند، آسمان، باران خود را فرو خواهد ريخت و زمين، گياهان خود را خواهد رويانيد... به گونه اى كه زن، ميان عراق و شام راه خواهد رفت و همه جا بر روى گياه پا خواهد گذاشت... .(10)
6 - عمران و آبادى
امام زمان(عليه السلام) علاوه بر هدايت دينى، اجتماعى، سياسى، به امور دنيوى نيز رسيدگى مى كند و به عمران و آبادى شهرها و روستاها خواهد پرداخت. امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد: فلا يبقى في الأرض خراب الّا عُمَّر;(11) بر روى زمين، هيچ خرابى نخواهد بود، مگر اين كه آباد خواهد شد. مفضّل از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: هنگامى كه قائم آل محمد(عليهم السلام) قيام كند، در پشت كوفه، مسجدى بنا خواهد كرد كه هزار در دارد و خانه هاى كوفه به نهر كربلا متصل خواهد شد.(12) در حديث ديگرى نقل شده كه امام مهدى(عليه السلام)راه ها را وسيع مى كند، آب هاى ناودان ها و فاضلاب ها را كه به راه هاى عمومى مى ريزد، قطع مى كند و چيزهايى را موجب راه بندان مى شوند، رفع مى كند. خلاصه، امور شهرى را سامان خواهد داد.(13)
7 - تكامل علمى و عقلى مردم
امام مهدى (عج) با نهضت خود، درهاى رحمت را باز مى كند و موجب تكامل علوم و صنايع خواهد شد و علوم، چنان رشد و گسترش خواهد يافت كه همه شگفت زده خواهند شد. امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: علم، بيست و هفت حرف است. تمام آن چه انبيا آورده اند، دو حرف است و مردم، تا امروز، بيش از آن دو حرف نمى شناسند. هنگامى كه قائم ما(عليه السلام)قيام كند، بيست و پنج حرف را مى آورد و بين مردم توسعه خواهد داد و به دو حرف قبلى اضافه خواهد كرد تا بيست و هفت حرف كامل شود.(14)
اين حديث، نشانه ى سرعت و شتاب زدگى و گسترش و توسعه ى علوم در ميان مردم است كه به دست امام مهدى (عج) صورت خواهد گرفت، به گونه اى كه در مدّت حكومت آن حضرت، مردم، بيش از دَه برابر آن چه را از زمان خلقت تا زمان قيام آن حضرت از علم به دست آورده بودند، به دست خواهند آورد.
در روايت ديگرى امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد: هنگامى كه قائم ما قيام كند، دست خود را بر روى سر بندگان خواهد گذاشت و بدين وسيله، عقل هاى آنان جمع مى شود و اخلاقشان كامل مى شود.(15) از مجموع احاديث، استنباط مى شود كه براى انسان، در دوره ى حكومت امام مهدى (عج) تمام ايده آل ها و آرزوهاى حقّى كه دارد و ممكن است كه بر آن ها دست بيازد، تحقّق خواهد يافت و از نظر علمى، اخلاقى، اقتصادى، امنيتى، ... به كمال مطلوب خود، خواهد رسيد.
پي نوشتها :
1 . انفال: 39.
2 . بحارالأنوار، ج 52، ص 378.
3 . همان، ج 52، ص 343.
4 . همان، ج 52، ص 340.
5 . همان، ج 52، ص 366.
6 . نهج البلاغه، ترجمه و شرح علينقى فيض الاسلام، خ 138، ج 3، ص 424، مركز نشر آثار فيض الاسلام.
7 . بحارالأنوار، ج 51، ص 81.
8 . بحارالأنوار، ج 51، ص 30.
9 . بحارالأنوار، ج 52، ص 323.
10 . بحارالأنوار، ج 52، ص 322.
11 . همان، ج 52، ص 191.
12 . همان، ج 52، ص 337.
13 . همان، ج 52، ص 339.
14 . بحارالأنوار، ج 52، ص 336.
15 . همان.
ادامه مطلب
سید کاظم رشتی کیست
سید کاظم رشتی فرزند سید قاسم رشتی گیلانی حائری، ایرانی الاصل بود و در سال 1212 ه متولد شد.
بعضی گفتهاند نسبش از سادات حسینی بوده، ولی بعضی گفتهاند که اصلاً سید نبوده، بلکه این یک اسم مستعاری است؛ زیرا در یزد با نام احمد احسائی به فعالیت میپرداخت.
وی در 21 سالگی به کربلا رفت و تا آخر عمر در آنجا ماند و عقیدهی شیخ را ترویج میکرد. بعد از وفات شیخ، از بین مشایخ شیخیه، وی چون جرأت زیادی در اظهار عقاید سلف خود داشت یا به خاطر اسباب خارجی و سیاستمداران خارجی، به عنوان رییس انتخاب شد. او بر عقاید سلف خود، اوهامی جدید افزود و ادعاهای شبیه به کشف داشت. شاید به همین خاطر، به آنها کشفیه میگویند.
سید کاظم 20 سال رییس فرقه بود و بین پیروانش در ایران و عراق، رکن رابع بود. او میگفت: فقط ما شیعهی کامل هستیم.
ادامه مطلب
سید کاظم رشتی و مهدویّت
سید کاظم رشتی، مهدویّت را به صورتی موهوم مطرح میکرد. برای مثال میگفت: الآن مهدی در بین شماست. او حتی مبلغینش را به اطراف میفرستاد که: آماده باشید، آقا میآید و گاهی میگفت: آقا بین خود شماست. به خاطر همین افکار خرافاتی و موهوم، یکی از شاگردان بارزش به نام علی محمد باب ادعا کرد که من باب امام زمان هستم. بعد ادعا کرد که خود مهدی هستم. مردم هم دور او را گرفتند و زیربنای بابیت شکل گرفت.
سید کاظم رشتی، شاگردانی را تربیت کرد که متأسفانه بعضی از آنها از اهل علم بودند. آنان عقاید و افکار او را در مناطقی از ایران از جمله؛ کرمان، آذربایجان و تبریز ترویج دادند.
احسائی و رشتی، نایبی را معرفی نکردند، ولی بعضیها در بعضی مناطق ادعا کردند که نایب سید هستند.
سید کاظم، قریب به 150 تألیف داشت که برخی از آنها شرح بعضی از ادعیه است. با تأویلاتی غریب شبیه به داستان.
سید کاظم در سال 1259 هجری درگذشت و فرزندش سید احمد، رییس فرقه شد.
منابع:
1. حیاة شیخ احمد احسائی؛ مؤلف: فرزند شیخ احمد احسائی.
2. ارشاد و العلوم، کریم خان کرمانی.
3. تاریخ نبیل، زرندی.
جهت مطالعه و تحقیق بیشتر به کتابهای زیر مراجعه شود:
1. ردّ شیخیه، محمد مهدی بن سید صالح قزوینی موسوی (انتشار سال 1337).
2. اسرار پیدایش شیخیه، بابیه و بهائیه، محمد کاظم خالصی.
3. خرافات شیخیه و کفریات ارشاد العلوم، محمد کاظم خالصی.
4. کشف المراد (بررسی عقاید شیخیه و ردّ اتهامات)، مؤلف و ناشر. الف حکیم هاشمی (تهران 1352ش).
ادامه مطلب
سه نوع دستور غذا خوردن
حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها هنگام میل نمودن غذا بهترین روشهای اخلاقی، بهداشتی، اجتماعی و... را مراعات مینمود.
و برای راهنمائی علاقهمندان دستورالعملی را بیان فرموده است، که به شرح ذیل میباشد:
حضرت فرمود: افراد بر سر سفره هنگام خوردن غذا باید دوازده دستورالعمل مهمّ را بدانند و رعایت کنند، که بر سه دسته تقسیم میشود و هر قسمت دارای چهار دستور العمل خواهد بود.
قسمت اوّل آن واجب و ضروری است و قسمت دوّم مستحبّ میباشد؛ و رعایت آخرین قسمت نشانه أدب و شخصیّت انسان خواهد بود.
و امّا آن چهار دستور العملی که ضروری است:
1 شناخت این که این نعمتها چگونه و از طرف چه کسی برای ما فراهم گشته است.
2 راضی و خوشنود بودن به آنچه که از طرف خداوند، برای ما فراهم و مقدّر شده است.
3 نام خداوند مهربان را بر زبان جاری کردن هنگام خوردن «بسماللّه الرّحمن الرّحیم» گفتن .
4 در آغاز و پایان آن شکر و سپاس خداوند متعال ولیّ نعمت را به جا آوردن.
و امّا قسمت دوّم، یعنی مستحبّات غذا خوردن:
1 شستن دست و دهان پیش از غذا.
2 نشستن بر جانب چپ بدن هنگام خوردن غذا.
3 در حال نشسته تناول کردن.
4 با سه انگشت لقمه را برداشتن و خوردن.
و امّا آخرین قسمت:
1 سعی شود از آنچه جلوی شخص قرار گرفته است میل نماید ودست جلوی دیگران دراز نکند.
2 لقمه را کوچک و مناسب بردارد.
3 غذا را خوب بجود و در بلعیدن آن عجله و شتاب ننماید.
4 هنگام خوردن غذا، به صورت و دست و دهان دیگران نگاه نیندازد.**کتاب العوالم: ج 11، ص 629.***
ادامه مطلب
