سفیر اول امام مهدی علیه السلام چه کسی بوده و چه موقعیتی داشته است

سفیر اول امام مهدی علیه السلام ابو عمرو عثمان بن سعید عمری است. او به جهت شناخته نشدن به شغل روغن فروشی روی آورد. در مصادر تاریخی سخن از سال ولادت و و وفات او به میان نیامده است، و تنها اسم او برای اولین بار به عنوان وکیل خاص امام هادی علیه السلام برده شده است.
او بعد از شهادت امام هادی علیه السلام وکیل خاص از طرف امام عسکری علیه السلام شد. آن حضرت نیز او را در مناسبت‏های مختلف مورد مدح و ستایش خود قرار می‏داد. از جمله آن که در حق او فرمود: هذا ابو عمرو الثقة الامین، ثقة الماضی و ثقتی فی المحیی و الممات، فما قاله لکم فعنی یقوله، و ما ادی الیکم فعنی یودیه (721)؛ این ابو عمرو ثقه و امین است، مورد اطمینان گذشتگان و مورد اطمینان من در حیات و بعد از حیات من است، هر آن چه برای شما می‏گوید از من است و آنچه به شما می‏رساند از جانب من می‏باشد.
در مجلسی که او با چهل نفر از شیعیان امام عسکری علیه السلام بودند، حضرت فرزند خود مهدی را به او نشان داد و بر امامت و غیبت او تصریح نمود، و درباره وکالت او فرمود: هر آن‏چه عثمان (بن سعید) می‏گوید قبول کنید....(722)
هنگام شهادت امام عسکری علیه السلام در سال 260 هجری، در تغسیل حضرت حاضر بود و تمام امور ایشان را به عهده داشت.(723)
ممکن است که این عمل را این گونه توجیه نماییم که او در ظاهر، عمل تغسیل را انجام داده تا امر بر حاکمان ظلم مشتبه گردد و گر نه مطابق برخی روایات امر تغسیل و تکفین امام بر عهده امام است. عثمان بن سعید بعد از شهادت امام عسکری علیه السلام به تصریح آن حضرت و نص امام مهدی علیه السلام هنگام ورود قمی‏ها به سامرا، سفیر اول آن حضرت شد، و از آن موقع به انجام وظایف خود پرداخت، تا آنکه وقت وفاتش رسید. فرزندش ابو جعفر محمد بن عثمان متولی تجهیز او شد و در جانب غربی بغداد به خاک سپرده شد. (724)
بعد از وفات عثمان بن سعید از ناحیه مقدسه نامه‏ای صادر شد و حضرت در آن نامه با تسلیت به فرزندش محمد او را به سفارت خود منصوب گردانید.(725)


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 3:09 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

سفارشی مهمّ در آخرین لحظات‏

روزی امام محمّد باقر علیه السلام ضمن فرمایشاتی، در جمع اصحاب حکایت فرمود:
حضرت فاطمه زهراء علیها السلام پس از رحلت پدرش، رسول گرامی اسلام صلّلی اللّه علیه و آله بیش از مدّت شصت روز زندگی نکرد.**در مدّت بقاء حضرت زهراء علیها السلام پس از رحلت پدرش اختلاف نظر است و در این زمینه روایات مختلفی وارد شده است.***
و چون مریضی آن مخدّره مظلومه که به جهت صدمات وارده به وجود آمده بود شدّت یافت، دست به سوی آستان مقدّس الهی بلند کرده و با خداوند متعال مناجات و راز و نیاز می‏نمود.
و از جمله مناجات‏ها و استغاثه‏های آن حضرت چنین بود:
«یا حَیُّ یا قَیُّوم، بِرَحْمَتِک أسْتَغیثُ، فَأغِثْنی، اللَّهمّ زَحْزِحْنی‏ عَنِ النَّارِ، وأدْخِلْنی الْجَنَّةَ، وألْحِقْنی بِمُحمَّد (صلّی اللّه علیه وآله وسلّم)».
و هرگاه امیرالمؤمنین، علیّ علیه السلام کنار بستر همسرش، فاطمه زهراء علیها السلام می‏آمد، برای او این چنین دعا می‏نمود:
ای فاطمه! خداوند، تو را عافیت و سلامتی عنایت فرماید، و تو را زنده و سالم نگه دارد.
ولیکن حضرت زهراء مرضیّه علیها السلام در مقابل دعای شوهرش، چنین اظهار می‏داشت: چه قدر خوب است که هر چه زودتر به خدای خویش ملحق شوم و با او ملاقات کنم.
و سپس در آخرین لحظات عمر شریفش، وصیّت خود را پیرامون مهریّه‏اش و همچنین اثاث و اسباب منزل که متعلق به خودش بود مطرح کرد و در پایان به همسرش امام علیّ علیه السلام خطاب کرد و اظهار داشت:
یا علیّ! پس از من با أمامه دختر ابوالعاص ازدواج نما، چون که او همانند خودم نسبت به فرزندانم دلسوز و مهربان می‏باشد.**مستدرک الوسائل: ج 2، ص 134، ح 7، و ص 360، ح 4.***


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 3:08 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

سفیانی کیست

در روایات اهل بیت علیه السلام سخن از خروج سفیانی به عنوان یکی از علایم حتمی ظهور حضرت مهدی علیه السلام به میان آمده است:
شیخ طوسی رحمة الله علیه به سندش از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: خروج سفیانی از علایم حتمی ظهور است.(1081)
از مجموعه روایات شیعه و اهل سنت به دست می‏آید که سفیانی، شخصی از معاندین است که به قصد مقابله با امام زمان علیه السلام بر می‏خیزد و در سرزمینی به نام بیدا به امر خداوند با لشکریانش به زمین فرو خواهند رفت.
مسلم به سند خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: شخصی به خانه خدا پناه می‏برد، آن گاه لشکری به سوی او فرستاده می‏شود، هنگامی که به بیدا رسیدند به زمین فرو خواهند رفت.(1082)
نعمانی نیز به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: برای قائم پنج علامت است، از آن جمله خسف بیدا را بر می‏شمارد.(1083)
نعمانی در جایی دیگر از جمله علایم ظهور را خروج سفیانی و خسف بیدا می‏داند.(1084)


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 3:08 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

سفارش امام زمان درباره نماز صبح و مغرب

از رحمت خدا بدور است كسى كه نماز صبح را چندان به تأخیر بیندازد تا ستاره ها دیده نشوند و نماز مغرب را بقدرى به تأخیر بیندازد تا ستاره ها نمایان شوند ..

 

مرحوم كلینى و شیخ طوسى و طبرسى از «زهرى» نقل كرده اند كه گفت: مدّتهاى مدید در طلب حضرت مهدى علیه السّلام بودم و در این راه اموال فراوانى (در راه خدا) خرج كردم اما به هدف نرسیدم تا اینكه به خدمت محمّد بن عثمان رسیدم و مدتى در خدمت او بودم تا روزى از او به التماس خواستم كه مرا به خدمت امام زمان علیه السّلام ببرد. محمّد بن عثمان پاسخ منفى داد، ولى در مقابل تضرع بسیار من، سرانجام لطف كرد و فرمود: «فردا اول وقت بیا.»

فرداى آن روز، اول وقت به خدمت محمّد بن عثمان رفتم، دیدم جوانى خوش سیما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره كرد كه این است آن كس كه در طلبش هستى. به خدمت امام زمان علیه السّلام رفتم و آنچه سؤال داشتم، مطرح كردم. ایشان جواب مرا فرمود تا به خانه اى رسیدیم و داخل خانه شد و دیگر حضرتش را ندیدم. در این ملاقات، ایشان دوبار به من فرمود:
«از رحمت خدا بدور است كسى كه نماز صبح را چندان به تأخیر بیندازد تا ستاره ها دیده نشوند و نماز مغرب را بقدرى به تأخیر بیندازد تا ستاره ها نمایان شوند.»
 


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 3:08 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

سرود زیبای آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد/شاید دعای مادرت زهرا بگیرد..
آقا بیا تا با ظهور چشم‌هایت/این چشم‌های ما کمی تقوا بگیرد...

 

 

 

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشم‌هایت
این چشم‌های ما کمی تقوا بگیرد

آقا بیا تا این شکسته کشتی ما
آرام راه ساحل دریا بگیرد

آقا بیا تا کی دو چشم انتظارم
شب‌های جمعه تا سحر احیا بگیرد

پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد

آقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام دست زهرا را بگیرد


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 3:07 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

سروده رهبر انقلاب برای امام زمان عج

شعر زیبایی در مدح امام زمان (عج) از زبان امام خامنه ای حفظه الله

 

دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو
سپند وار زکف داده ام عنان بی تو
ز تلخ کامی دوران نشد دلم فارغ
زجام عشق لبی تر نکرد جان بی تو
چون آسمان مه آلوده ام زتنگ دلی
پراست سینه ام از اندوه گران بی تو
نسیم صبح نمی آورد ترانه شوق
ســــر بهـــار ندارند بلبـــلان بی تو
لب از حکایت شبهای تار می بندم
اگر امان دهدم چشم خونفشان بی تو
چو شمع کشته ندارم شراره ای به زبان
نمی زندسخنم آتشی به جان بی تو
ز بی دلی و خموشی چو نقش تصویرم
نمی گشایدم از بی خودی زبان بی تو
عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم
چو یادم آید از آن شکرین دهان بی تو
گزاره غم دل را مگر کنم چو امین
جدا ز خلق به محراب جمکران بی تو


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 3:07 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

سرمه متبرک!

محمد بن عیسی بن احمد زرجی می‏گوید:
در مسجد زبیده شهر سامرا با جوانی ملاقات کردم، او می‏گفت: من از فرزندان موسی بن عیسی (عباسی) هستم، فردای آن روز مرا به خانه خود برد و کنیز خود را که غزال نام داشت و زنی مسن بود، صدا زد و به او گفت: جریان آن میل سرمه و آن طفل را بگو.
غزال گفت: کودکی داشتیم که مریض شد. خانمم به من گفت: به خانه حسن بن علی عسکری (علیه السلام) برو و به عمه او، حکیمه خاتون بگو: چیزی به عنوان تبرک عنایت بفرماید، تا خداوند به وسیله آن کودک ما را شفا دهد.
همان گونه که خانمم گفته بود، نزد حکیمه خاتون رفتم و پیغام او را رساندم.
حکیمه خاتون به یکی از اهل خانه فرمود: آن میل سرمه‏ای را که به چشم نور رسیده، فرزند امام حسن عسکری (علیه السلام)، حضرت صاحب (علیه السلام) کشیدیم، بیاورید.
وقتی آن را برای حکمیه خاتون آوردند به من عنایت فرمودند. من نیز آن را بری خانمم آوردم، او با آن چشم طفل خویش را سرمه کشید و کودک شفا یافت. ما مدتها از آن برای شفا استفاده می‏کردیم تا این که روزی یک مرتبه ناپدید شد.(102)


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 3:07 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

سرمایه حیات

دل شد اسیر عشق تو و آشنای توgggggاز در گهت کجا رود ی شه گدای تو
بیگانه گشته‏ام بهمه، با تو آشناgggggبر سرنبا شدم بخدا جز هوای تو
من کلب آستان توام کی روا بودgggggمحروم و نا امید شوم از عطای تو
مهرت ز دل نمیرود ای مایه حیات‏gggggگشته عجبین به آب و گل و من ولا تو
چون هستیم ز هستی تو هست تا ابدgggggخواهم زحق همیشه دوام و بقای تو
عمرم گذشت بی تو و طی شد گه شتاب‏gggggمویم سپید شد بامید بقای تو
مردم به انتظار تو جانم به لب رسیدgggggبازا که تا نثار کنم جان بپای تو
کن چاره‏ای که از تب هجران گداختم‏gggggاین درد را شفا نبود جز بپای تو
هر روز جمعه ندبه کنان خواهم از خداgggggبرگوش عالمی برساند ندای تو
یابن الحسن براه تو عالم در انتظارgggggچون وعده بر ظهور تو داده خدای تو
کی می‏شود که دولت حق گردد آشکارgggggگیرد جان قرار بتخت لوای تو
برگرد شمع روی تو پروانه می‏شودgggggگیرم گر آشیانه بظل همای تو
آتش زسینه خیزد و خو نابه از جگرgggggهر لحظه یاد می کنم از گریه‏های تو
جا دارد از دو چشت اگر جوی خون رودgggggاز داغ مرگ ما دربی اقر بای تو
زد با غلاف تیغ چو نقفذ به بازویش‏gggggاز هوش زفت مادر غم مبتلای تو
این عقده را کسی نگشا ید ز دل مگرgggggلطف خدا و پنجه مگل گشای تو
ای دست حق بیا تو برون زآستین عدل‏gggggچون داد خواه فاطمه نبود سوای تو
یک ذره ازغمش بدلم او فتاد و سوخت‏gggggآگه شدم زمحنت بی انتهای تو


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 3:06 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

سرمقاله مهدویت پژوهی ضرورت ها و بایسته ها

پژوهش ها و مطالعات دینی، یکی از حوزه های مطالعاتی عمده و اصلی در طول حیات آدمی بوده است. نقش و جایگاه دین در زندگی انسان ها، سبب شده است بشر در طول تاریخ به تأمل جدی در آن بپردازد. میان مطالعات دینی، مطالعات معطوف به آینده جهان و بشر، ویژگی خاصی داشته و همواره شور و اشتیاق بیشتری را برانگیخته است. امید به آینده، همواره برای بشر مطرح

بوده و انسان ها غالباً در انتظار آینده ای نیک بوده اند. آینده درخشان و طلایی، خود از آموزه های ادیان الهی بوده است.

به رغم چنین دغدغه ها و گرایش هایی به آینده و پیرو آن مطالعات صورت گرفته درباره آن، آینده شناسی و گونه های مختلف آن ـ از جمله مهدویت پژوهی ـ به صورت کامل و مبسوط گسترش نیافته است. هنوز ظرفیت ها و عرصه های بسیار زیادی برای مهدویت پژوهی و آینده شناسی وجود دارد که ضرورت دارد اندیشوران و محققان حوزه و دانشگاه در باب آن ها به تأمل بپردازند.

علاوه بر سطح علمی و حوزوی- دانشگاهی، مباحث مهدویت، میان توده های مردم نیز جایگاه مهمی یافته است. هر گونه تلاش برای ساماندهی مطالعات و تحقیقات مهدویت ناگزیر ارتباط وثیقی با ساماندهی مباحث مهدویت میان توده های مردم خواهد یافت. تبیین صحیح فرهنگ و اندیشه های مهدوی، نیازمند شناسایی روش ها و الگوهای مناسب در جامعه می باشد.

اما مهدویت پژوهی اینک در حوزه های علمیه به تدریج جایگاه جدی تری می یابد. در طول تاریخ اسلام، علما و اندیشمندان بزرگ به تحقیق و مطالعه در باب مهدویت و مسائل مرتبط با آن پرداخته اند؛ اما در گذشته ـ همانند بسیاری از حوزه های مطالعاتی دیگر که امروزه هر کدام به یک شاخه و رشته علمی تبدیل شده اند ـ منسجم و هماهنگ و گسترده نبوده است. در طول چند دهه اخیر، مطالعات مهدویت پژوهی در حوزه های علمیه به سوی سامان یافتن جدی تر حرکت کرده است.

تأسیس رشته تخصصی «امامت و مهدویت» در حوزه علمیه قم، یکی از حرکت های بنیادی در این زمینه است. با این حال، هر چند اینک بیش از شش سال است که از تأسیس این رشته گذشته است و فارغ التحصیلان بسیاری از مرکز تخصصی مهدویّت به جامعه علمی- دینی کشور عرضه شده اند، هنوز لازم است در زیرساخت های این رشته مطالعاتی فعالیت های علمی جدی صورت

پذیرد. این رشته، هنوز در مراحل اولیه شکل گیری خود بوده و لازم است در ساماندهی جدی تر آن، ماهیت علمی مهدویت پژوهی، گرایش ها و رشته های فرعی آن، روش شناسی و فلسفه آن، تأملات جدی تری صورت پذیرد. چنین تأملاتی البته همیشه لازم و ضروری است و حتی در رشته های علمی که قدمت زیادی دارند، برای شناسایی راهکار های ایجاد تحول و تکامل در آن ها، این امر پیوسته صورت گرفته و باید صورت پذیرد.

بحث و گفت وگو در باره مطالعات مهدویت - یا آنچه امروزه به مهدویت پژوهی رایج شده است – را می توان به دو گونه اصلی مطالعات درجه اول و مطالعات درجه دوم تقسیم کرد. مطالعات درجه اول مطالعاتی هستند که مستقیماً به بررسی خود موضوع مطالعه مربوط می شوند. موضوع مهدویت پژوهی، باور به مهدی(عج) است. هر گونه مطالعه ای که به این موضوع مربوط شود، مهدویت پژوهی قلمداد می شود. خصلت مطالعات درجه نخست، این است که در صدد کشف، تبیین و یا دفاع از باور به مهدی(عج) هستند. این مطالعات، خود در قالب گرایش های

مختلفی طبقه بندی می شود. مطالعات کلامی- فلسفی، مطالعات تاریخی، مطالعات اجتماعی، مطالعات تطبیقی و غیره از این قبیل هستند.

برخلاف مطالعات درجه اول، مطالعات درجه دوم در باب مهدویت، مستقیماً به باور به مهدی(عج) مربوط نمی شوند. این مطالعات، خود مهدویت پژوهی را موضوع مطالعه خویش قرار می دهد

و در نتیجه، موضوع آن، خود رشته مهدویت پژوهی است. این جا محقق از منظری کلان و ناقدانه به مطالعه در باره این رشته علمی می پردازد. چنین نگاهی از مسائل خاص مهدویت پژوهی فراتر رفته و بیشتر به بررسی روش های مطالعه، موضوع مهدویت پژوهی، اعتبار شیوه های استدلالی، تاریخچه و تحول دانش، اهداف و غایات و در نهایت مبادی آن مربوط می شود.

در مقایسه مطالعات درجه اول و درجه دوم مهدویت پژوهی، باید اذعان کرد غالب مطالعات صورت گرفته در زمینه مهدویت پژوهی در گرایش ها و حوزه های مختلف آن از دسته نخست بوده است.

امروزه، کمتر تحقیق و مطالعه جدی را می توان در عرصه مطالعات درجه دوم مهدویت پژوهی یافت. هر چند این مطالعات کم صورت گرفته است، ضرورت و خلأ آن کاملا ملموس است و لازم است در امتداد گسترش کمی و کیفی این رشته در عرصه مطالعات در جه دوم مهدویت نیز اقدامی جدی صورت پذیرد.

اکنون سعی می کنیم برخی مسائل جدی مطرح در عرصه مطالعات درجه دوم را به صورت تیتر ارائه کنیم. دو سه مسأله نخست از این مسائل را در میزگرد مهدویت پژوهی با حضور اساتید ومحققان این عرصه در این شماره به بحث و گفت وگو گذاشته ایم. بدون تردید، این مباحث هنوز مقدماتی بوده و جا برای بحث و بررسی بیشتر وجود دارد. همه محققان و صاحب نظران مطالعات مهدویت پژوهی را به تأمل و توجه در این عرصه فرا می خوانیم. مسائل عمده درجه دوم در مهدویت پژوهی عبارتند از:

- مهدویت پژوهی چیست؟ چگونه می توان آن را تعریف کرد؟

- آیا مهدویت پژوهی رشته علمی مستقل است یا یک حوزه مطالعاتی میان رشته ای؟

- وجوه تمایز دو نگاه و آثار و فواید چنین تفکیکی در مهدویت پژوهی چیست؟

- موضوع مهدویت پژوهی چیست؟

- ضرورت های مهدویت پژوهی چیست؟

- اهداف و غایات مهدویت پژوهی کدام است؟

- پیشینه مطالعات مهدویت پژوهی چیست؟ وجوه تحول در آن، چه بوده است؟

- مکاتب و رویکرد های علمای مختلف به مهدویت پژوهی در ادوار مختلف چه بوده است؟

- گرایش ها و عرصه های مطالعاتی مهدویت پژوهی چیست؟

- روش شناسی مطالعات مهدویت چگونه است؟ آیا مهدویت پژوهی مطالعه ای تک روشی است یا روش های مختلف در آن کاربرد دارد؟

- جایگاه و اهمیت مهدویت پژوهی در مطالعات اسلامی چیست؟

- آیا مهدویت پژوهی، مطالعه ای صرفا اسلامی است یا برای آن، گونة غیر اسلامی نیز در ادیان و مکاتب دیگر می توان یافت؟

- وضعیت کنونی مهدویت پژوهی در حوزه ها و دانشگاه ها چگونه است؟

- وضعیت رشته تخصصی مهدویت در حوزه علمیه قم چگونه بوده و دستاوردها، خلأها و آسیب های آن کدام است؟

- نقش و وظایف نظام اسلامی در ترویج و گسترش مهدویت پژوهی در جامعه اسلامی چیست؟

و .......

هر کدام از این مباحث ظرفیت کتابها و تحقیقات مستقلی را دارد. حتی طلاب و دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی می توانند عناوین رساله های علمی خویش را در این زمینه انتخاب کرده و به

پویایی و بالندگی مطالعات مهدویت پژوهی یاری رسانند.

بدون تردید، این شماره فصلنامه، صرفاً دریچه و فتح بابی در مباحث مهدویت بوده است. امیدواریم در شماره های آینده بتوانیم فضای بحث و نقد و نظر را در این زمینه بیشتر فراهم سازیم.


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 3:06 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

سرزنش در برگرداندان هدایا

مرحوم شیخ صدوق، کلینی، طبرسی و برخی دیگر از بزرگان، به نقل از حسن بن فضل حکایت کنند:
روزی وارد عراق شدم و بر این تصمیم بودم که خار نشوم و حرکت نکنم، مگر آن که شواهد و نشانه‏های کافی از حضرت ولیّ عصر، امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف دریابم و در ضمن با خود گفتم: آن قدر اینجا می‏مانم تا به خواسته خود برسم، گرچه فقیر شوم و با گدائی امرار معاش کنم.
پس از گذشت چند روزی، نزد یکی از سفیران و نمایندگان حضرت به نام محمّد بن احمد آمدم و از او در رسیدن به مقصود خود تقاضای کمک کردم.
او در جواب اظهار داشت: داخل فلان مسجد برو، آن جا شخصی را ملاقات می‏کنی که تو را راهنمائی می‏نماید.
به همین جهت حرکت کردم و هنگامی که وارد آن مسجد شدم، شخصی نزد من آمد و چون نگاهش بر من افتاد خندید و گفت: غمگین و ناراحت مباش، در همین سال به سفر حجّ خواهی رفت و سپس سالم به سوی خانواده و فرزندانت برمی‏گردی.
با شنیدن این پیش‏بینی‏ها، دلم آرام گرفت و مطمئن شدم، ولی با خود گفتم: باید حتماً نشانه و دلیل آن را ببینم، إنشاءاللَّه.
موقعی که به منزل بازگشتم، شخصی کیسه‏ای را که در آن چندین دینار و تعدادی لباس بود، درب منزل آورد و تحویل من داد؛ و پس از خا حافظی رفت.
در آن حال بسیار افسرده خاطر شدم و با خود گفتم: نصیب و سهم من همین بوده است؛ و از روی نادانی آن‏ها را به ضمیمه نامه‏ای گلایه‏آمیز پس دادم.
پس از گذشت مدّتی از این کار جاهلانه خود پشیمان شده و گفتم: نسبت به مولایم حضرت صاحب‏الأمر علیه السلام کافر و بی‏اعتبار شده‏ام، لذا نامه‏ای دیگر نوشتم و از کردار ناشایست خود، عذرخواهی کرده و اظهار پشیمانی و توبه نمودم.
و چون نامه را فرستادم، حرکت کردم تا برای انجام و اقامه نماز آماده شوم.
در این بین فکرهای گوناگونی مرا احاطه کرده بود؛ و در افکار خویش غوطه‏ور بودم که ناگهان همان شخصی که کیسه پول ولباس‏ها را آورده بود، دو مرتبه وارد شد و مرا مخاطب قرار داد و اظهار نمود: ای حسن بن فضل! رفتار بدی را انجام دادی، چون که هنوز امام و مولایت را نشناخته‏ای.
سپس در ادامه سخن خویش افزود: ما در بعضی موارد جهت تبرّک مقدار اندکی پول و غیره برای دوستانمان می‏فرستیم، بدون آن که از ما سؤال و تقاضائی کرده باشند؛ و سپس آن شخص نامه‏ای را به دستم داد و رفت.
هنگامی که نامه را گشودم، در آن چنین مرقوم شده بود:
ای حسن بن فضل! در رابطه با این که هدیه ما را برگرداندی اشتباه کرده‏ای، پس اگر چنانچه به درگاه خداوند متعال توبه نمائی، خداوند توبه‏ات را پذیرا می‏باشد.
امّا نسبت به مقدار دیناری که برایت فرستاده بودیم و آن‏ها را برگرداندی، در موردی دیگر مصرف کردیم؛ ولیکن لباس را قبول بکن که برای انجام مراسم و مناسک حجّ، در این لباس احرام ببندی.** اصول کافی: ج 1، ص 520، ح 13، إکمال‏الدّین: ص 490، ح 13، إعلام الوری‏ طبرسی: ج 2، ص 263.***


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 3:05 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]