تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

بهره گيري از آموزه هاي دراكر

 

اندیشه های پيتر دراكر بهانه اي شده است تا آنها كه با «علم مديريت» و «مديريت كسب و كار» سر و كار دارند به مرور آثارش بپردازند و انديشه هايش را بررسي و احيانا نقد كنند، هر چند كه كمتر كسي به خود جرأت مي دهد كه آموزه‌هاي كسي را به چالش بكشد كه عنوان " پدر مديريت نوين" را از آن خود كرده است. اين نوشته شايد از حيث بهانه مشابهتي با سايرين داشته باشد اما بر سر تبيين انديشه هاي دراكر نيست بلكه به دنبال ترسيم شرايطي است كه دراكر و امثال او فرصت توسعه و ظهور مي يابند.

مهم ترين خدمت دراكر«شناساندن مديريت به عنوان يك حرفه قابل احترام و اعتنا» بود. او به مديران و دانشجويان علم مديريت مي آموخت كه سازمانها چگونه مــوفق مي شوند و چگونه شكست مي خورند. انديشه هاي او حاصل تعامل با رهبران كسب و كار و مديران شركتهاي بزرگ در سراسر دنيا و حتي بخش غير انتفاعي بود. او زماني كه از چالشهاي قرن آتي سخن مي گفت پيشگويي نمي كرد بلكه با مدل سازي و مفهوم سازي از آنچه در واقعيت شركتهاي تجـــاري و در عرصه اقتصاد و اجتماع مي گذشت به ترسيم وضعيت سازمانها مي پرداخت.

دراكر مديريت را يك تمرين (
practice) مي دانست از آن جهت كه نتايج آن تئوري نيست بلكه واقعياتي است كه رخ مي دهد. از ديدگاه او علم مديريت به مديران كمك مي كند تا با ابزار هاي مناسب به نتايج مطلوب دست يابند اما به‌كارگيري اين ابزارها علم نيست بلكه تمرين است. اين ديدگاه است كه از او نه يك تئوريسين بلكه يك كارگزار (practitioner) مي سازد. او در عرصه رسانه ها به عنوان روزنامه نگار و نويسنده كتاب و مقاله، در عرصه دانشگاه به عنوان معلم و پژوهشگر ، و در عرصه صنعت و بنگاههاي تجاري به عنوان مشاور فعاليت مي كرد . همه نوشته هاي او در حيطه مديريت عملي و كاربردي است. به عبارت بهتر او در واقعيتي ريشه دارد كه در بنگاههاي تجاري زمان خودش جاري بوده است . او اين فرصت را يافته است كه در شركتهايي كه در شرايط رقابتي سخت و دشوار ، شكست يا پيروزي راتجربه مي كرده اند حضور داشته و تجارب دست اول را پشتوانه نظرات و ايده هاي خود كند.

در شرايط رقابت بنگاههاي تجاري پيشرو به تجارب نو و ابتكاراتي در مديريت و اداره سازمانهاي خود دست مي‌زنند تا رقباي خود را از ميدان به در كنند و تمام مفاهيم رايج در جامعه مديريتي دنيا نظير «انواع ساختارهاي سازماني»، «سازمان ناب» ،« برون سپاري» و «توليد به هنگام» و نظاير آن حاصل ابتكارات مديران در عرصه رقابت است كه توسط پــژوهشگران مشاوران و استاداني نظير دراكر غني تر شده و به صورت مدل هاي كاربردي ارائه شده اند. پس مي توان گفت كه افرادي نظير دراكر ضمن اينكه تاثير بسزايي در توسعه بنگاهها و جامعه كسب و كار داشته اند محصول آن نيز تلقي مي شوند.

در ايران نيز بنگاههاي تجاري با تاخيري قابل توجه در حال تجربه كردن رقابت هستند و شايد بتوان گفت كه همه آنچه را كه كشورهاي پيشرفته در زماني نسبتا طولاني تجربه كرده اند به يكباره تجربه مي كنند. آنها در اين عرصه با مشكلات فراوان مواجه هستند. مشكلات مربوط به كيفيت ، هزينه ، نيروي انساني، و در يك كلام رقابت آنهم با رقباي قوي جهاني .مشكلاتي كه با پيوستن به سازمان تجارت جهاني افزايش خواهند يافت. روي آوردن شركتهاي ايراني به ابزارهاي مديريتي نظير مدل هاي تعالي سازماني مانند
MQFE مهندسي مجدد فرآيندها ، برنامه هاي كاهش هزينه، برون سپاري و ... همه نشانگر آن است كه اين بنگاهها به ضرورت افزايش توان رقابت پذيري آگاهي پيدا كرده اند. آنها از مشاوران و پژوهشگران و بعضا استادان دانشگاهي انتظار دارند كه با به كارگيري اين ابزار ها مشكلات رقابت را حل كنند و زماني كه نتيجه دلخواه خــود را به دست نمي آورند يا حكم به بي كفايتي طرف مقابل مي دهند و يا بي اثري و "علمي نبودن" و "كاربردي نبودن" مدل ها و ابزارهاي مورد استفاده را به نقــــد مي كشند. در يك دور تسلسلي ميزان روي آوردن بنگاهها به مشاوران و پژوهشگران كاهش مي يابد و آنها فرصت حضور در بنگاهها ، كمك به آنها و افزايش توان خود را پيدا نمي كنند.آمار حجم فعاليتهاي مشاوره اي در كشور (كمتر از 100 ميليون دلاردر سال)گواه اين مسئله است. اگر به تجربه دراكر و صاحبنظراني نظير او نگاه كنيم آيا مسيـــري بر عكس را نمي پيماييم؟ دعوت از مشاوران براي به كارگيري ابزار ها و استفاده از تجربه ديگران بسيار مفيد است و لازم ولي كافي نيست. بايد توجه كرد كه تمام رقبا اين ابزار ها را به كار گرفته اند و براي جلو زدن از آنها اين ابزار ها كفايت نمي كنند . لازمه موثرتر كردن رقابت، به كارگيري ابتكارات نوين مديريتي در سطح بنگاههاست . بايستي به پژوهشگران و مشاوران فرصت داد تا ضمن حضور در بنگاهها به تسهيل طرح و اجراي اين ابتكارات كمك كرده و در پايان مدلي كاربردي از آنها بسازند و توسعه دهند . اين پژوهشگران و مشاوران مي توانند از طريق اين حضور و به كارگيري آنچه كه در دانشگاه يا ساير بنگاهها تجربه كرده اند ضمن كمك به پيدا كردن راههاي نوين رقابت ، دانش و تجربه خود را نيز افزايش و مفاهيم جديد را توسعه دهند و اين بار در دور ديگري قوي تر به كمك بنگاههاي صنعتي و تجاري بيايند. به ياد داشته باشيم كه در عرصه كسب و كار آمريكا، فقط دراكر فعاليت نمي كرده است - از ميان هزاران نفر پژوهشگر و نويسنده يك نفر نامي در حد دراكر پيدا كرده است.

نظام كسب و كار كشور اگر به دنبال كار آمدي و تعالي است بايد به عنصر موثر و عامل تغيير «پژوهش و مشاوره» توجه كند، براي توسعه آن سرمايه گذاري كند و به جاي طلب كردن بازده و دستاورد هاي كوتاه مدت به دنبال نظامي باشد كه در بلند مدت موجب ارتقاي توان توليد دانش و مدل سازي و در نهايت توان رقابت پذيري بنگاهها شود. از اين رهگذر هم كسب و كار و هم «پژوهش و مشاوره» تقويت خواهند شد و هم شايد اين فرايند محصولي نظير دراكر به وجود آورد ولي دراكري از نوع ايراني آن



[ جمعه 8 اردیبهشت 1391  ] [ 10:04 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

حمایت از تولید و ورود به عرصه رقابت

 


گاهی برای مسائل بزرگ راه حل هایی بدیهی در دسترس است. در این نوشتار به ذکر چند نکته ساده و اثرگذار در حمایت از تولید داخلی اشاره شده است
تولید ملی

سال 90 با فراز و فرود های شدید اقتصادی در اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، رشد و شکوفایی بورس کشور، تحریم های سخت اقتصادی، تورم های ماهیانه، نبود ثبات در قیمت ارز و سکه و... گذشت و مردم با اخبار اقتصادی فراوانی در این سال روبرو شدند. اما سوال از موفقیت بر انجام دستور رهبری یعنی جهاد اقتصادی باقی است.

آنچه که از فرمان بر جهاد اقتصادی برمی آید، تلاش حداکثری بر شکوفایی اقتصادی است که شاخص های رشد سرانه تولید ناخالص، رشد شاخص بورس، گردش مالی در سراسر نقاط کشور، فعال شدن بخش های خصوصی و تعاونی، اشتغال حداکثری نیروی انسانی و افزایش رفاه عمومی است که می تواند نمرات همه مردم و بخصوص مسئولین در موفقیت باشد.

سال جدید بعد از تاکید های متعدد رهبری در دیدار تولیدگران، کارگران و فعالان اقتصادی بر استفاده مردم از تولید داخل در کالاهای مشابه، سال کارآفرینی و حمایت از تولید داخلی نام گرفت تا هم اکنون نقش مردم در جهاد اقتصادی بیش از پیش روشن شود.

اولین نکته ای که از طرف مردم در استفاده از تولید داخل مطرح می شود، کیفیت کالاهای داخلی است که معمولا کمتر از مشابه خارجی است. هر چند تاکید همه مسئولین بر ارتقای کیفیت است اما متاسفانه هنوز در برخی کالاهای خصوصا عمده و فراگیر همچون خودرو و وسائل خانه کیفیت پایین آن سبب دلخوری مصرف کننده می شود. این درحالی است که مصرف تولید داخل سبب گردش مالی فراوان داخلی، اشتغال زایی، ارتقای شاخص‌های بورس و در نتیجه شکوفایی اقتصادی می شود.

سال جدید بعد از تاکید های متعدد رهبری در دیدار تولیدگران، کارگران و فعالان اقتصادی بر استفاده مردم از تولید داخل در کالاهای مشابه، سال کارآفرینی و حمایت از تولید داخلی نام گرفت تا هم اکنون نقش مردم در جهاد اقتصادی بیش از پیش روشن شود

بنابراین در سال حاضر تولید کنندگان به حمایت مسئولین و مردم به‌صورت دو جانبه احتیاج بیشتری دارند، خصوصا با توجه به اجرای قانن هدفمندی یارانه ها و اصلاح قیمت های انرژی، اگر مردم از تولید داخل استفاده نکنند، درآمدها با هزینه ها تناسب نیافته و به طور حتم تولید با شکست مواجه می شود. البته یکی از دلایلی که معمولا برای عدم کیفیت مناسب تولید داخل اشاره می شود، رقابتی نبودن عرصه تولید در بازار های جهانی است.

باید توجه داشت که وقتی می توان به عرصه رقابت وارد شد که شرایط برابری وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، از دشواری های اولیه فرآیند تولید گذر شده باشد، درآمدها با هزینه ها تناسب داشته باشد، نیروی انسانی مناسب در اختیار باشد و دیگر موارد که سبب وجود یک رقابت برابر با تولید کننده های جهانی خواهد شد. هرچند می توان بین تولید کنندگان داخلی به عرصه رقابت دامن زد.

تولید ملی

 

با این وصف می توان به سیاست های زیر جهت رشد فرآیند تولید داخل توجه کرد:

1. وضعیت سنجی شرایط اقتصادی در زمان های کوتاه و بلند (سه ماهه، یکساله، پنج ساله و...):

قوت های داخلی (مانند استعدادهای سرشار نیروی انسانی، نیروی انسانی جوان، وجود منابع طبیعی)، ضعف های داخلی (کشمکش های سیاست اقتصادی، اختلاف های بین قوه ها، عدم هماهنگی بین دستگاه های اجرایی)، تهدیدهای خارجی (تحریم های اقتصادی و تهدیدهای جنگی)، فرصت های خارجی (کشورهای همسایه که آماده مصرف تولیدات و خدمات داخلی)

2. کنترل مبادی واردات کالاهای مشابه کالای تولید داخل در صورت پاسخ گویی به نیاز داخلی با افزایش گمرکات، و حتی قطع واردات موارد خاص

3. تسهیل ورود سرمایه داران خصوصا واردکنندگان به تولید داخل با وضع قوانین جدید و ارائه مجوزهای خارج از نوبت

4. تشویق تولید کنندگان به استفاده از نیروی بومی با حمایت دولت در صورت وجود هزینه های احتمالی همچون آموزش و بهره وری بیشتر

5. تسهیل و تشویق بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در خدمات زود بازده همچون صنعت گردشگری با ارائه وام های با نرخ سود پایین

6. جهت گیری تبلیغات عمومی در تشویق مردم به سرمایه گذاری در تولید برای آینده ای بهتر




[ جمعه 8 اردیبهشت 1391  ] [ 9:36 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

تولید چگونه به توسعه می انجامد؟

 


واضح است که عرصه دنیای کنونی عرصه فناوریهای نو و پیشرفتهای دانش محور است. بر این اساس برای عقب نماندن از این سیر پیشرفت باید به فناوری های بومی پرداخت


دانش

نامگذاری سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی از سوی مقام معظم رهبری زمینه را برای حمایت‌های همه‌جانبه و فرابخشی از تولید داخلی فراهم کرده است که به این ترتیب، اظهارنظرهای فراوانی در این زمینه از سوی کارشناسان و صاحب‌نظران به عنوان ارایه راهکارهای حمایت از تولید داخلی ارایه شده است.

بر این اساس مهدی فتح‌‎اله، رئیس موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی وزارت صنعت، معدن و تجارت نیز در یادداشتی به بیان راهکارهای حمایت از تولید داخلی پرداخته است:

 امروزه کشورهای مختلف با مفهوم دیگری از تولید و تجارت روبرو هستند. پیشرفت‌های به دست آمده در جهانی سازی تولید و تجارت که به نظر میرسد در انتهای قرن بیستم توسعه پیدا کرده است، امروزه و در قرن بیست و یکم نیز ادامه یافته است.

ترکیبی از عوامل مختلف، شامل کاهش و از بین رفتن موانع تجارت، توسعه پیشرفتهای دانش و فناوری و نوآوری، کاهش و تنزل مستمر هزینه‌ها و تلاش برای توسعه اشتغال و سرمایه‌گذاری‌ها، موجب ایجاد یکپارچگی در تولید و تجارت جهانی شده است.

این فرایند پیچیده، برگشت‌ناپذیر بوده و اثرات گسترده‌ای بر توسعه صنعت و تجارت در گستره جهانی داشته و دارد. امروزه پیشرفت دانش و فناوری ضرورت به مراتب بیشتری بر توسعه تولید، کار و سرمایه داشته و اثرات محکمی بر رفتار صنایع جهت مدیریت فرآیندهای تولیدی، توسعه بازار و محصول جدید و توسعه مزیت‌های رقابتی ایشان ایجاد می‌کند.

مفهوم تولید ملی، تنها زمانی که مبتنی بر پیشرفت‌های دانش و فناوری بومی باشد می‌تواند با ایجاد فرصتهای مناسب زمینه توسعه اقتصادی، صنعتی و تجاری کشور را به صورت پایدار فراهم سازد

مفهوم تولید ملی، تنها زمانی که مبتنی بر پیشرفت‌های دانش و فناوری بومی باشد می‌تواند با ایجاد فرصتهای مناسب زمینه توسعه اقتصادی، صنعتی و تجاری کشور را به صورت پایدار فراهم سازد. تمرکز بر این اصل بنیادین در سال جدید و پیش‌بینی سیاست‌های هدایتی و حمایتی مناسب می‌تواند زمینه توسعه کاربرد دانش و فناوری‌های جدید، توسعه مهارت‌ها و توانمند سازی منابع انسانی، کمک به تسهیل امر سرمایه‌گذاری، ایجاد و خلق بازارهای جدید را فراهم ساخته منجر به توانمندی بخش تولید، افزایش اشتغال مولد و سرمایه گذاری موثر شود.

در نقطه مقابل؛ کمبود منابع از جمله مهارتها و فناوری و بازارهای کوچک سبب کاهش رشد تولید به عنوان پایه و بستر توسعه صنایع خواهد شد. تحت این شرایط است که می‌توان گفت اقتصادهای مبتنی بر دانش از اهمیت بسیار بالائی برخوردار شده و به موضوع استفاده از دانش به عنوان ابزار مهم پیشرفت نه فقط برای تولیدات با فناوری‌های بالا، بلکه برای ارایه تمامی سرویس‌ها و خدمات در سطوح مختلف تمرکز دارند.

هرچند پیشرفتهای دانش و فناوری همیشه قابل توجه و مهم بوده است؛ اما در سال جدید به چند عامل کلیدی که سبب افزایش روزافزون مزیت‌های رقابتی در کشورها شده است، باید توجه بیشتری نموده و سیاست‌های هدایتی و حمایتی تولید ملی، کار و سرمایه را بر مبنای این تحولات ساماندهی نمود.

دانش

 

اهم این موارد عبارتند از:

* رخداد تغییرات اساسی و سریع در دانش و فناوری های تولید که سبب ایجاد تغییرات گسترده در سطوح مختلف صنعتی و تجاری شده‌اند و تاثیرات فراوانی بر مدیریت تولید، مدیریت زنجیره تامین و ارتباطات و نیز دسترسی به بازارهای جهانی ایجاد می کنند.

* گسترش دانش و فناوری های جدید توام با توسعه خلاقیت و نوآوری مستمر، زمینه توسعه انواع محصولات و خدمات جدید را برای  بازار های داخلی و خارجی فراهم می سازد. ضمن اینکه توسعه خلاقیت و نوآوری مستمر در امر تولید ضامن دوام و بقای کسب و کار ها خواهد بود.

* توسعه و پیشرفت زنجیره‌های ارزش یکپارچه جهانی، ‌با توسعه کسب و کار های شبکه ای و گسترش زنجیره های تامین، ‌تولید و توزیع در سراسر جهان ضرورت حمایت از تولید ملی را با عنایت به این تحول جهانی دوچندان می سازد.

*از انجا که توسعه رقابت جهانی با از بین بردن محدودیتهای تجارت و کسب و کار، کاهش مستمر هزینه‌ها و قیمت تمام شده محصولات و خدمات و ایجاد ارزش بیشتر برای محصولات و خدمات،‌توسعه بهره وری و ... با هدف افزایش رقابت پذیری آنها مد نظر می باشد، لذا زمینه سازی توسعه و تقویت مزیت های رقابتی پایدار برای محصولات و خدمات باید در سیاست های حمایتی و هدایتی از تولید و کار و سرمایه مد نظر قرار گیرد.

* توجه به  قوانین تولیدی و تجاری جدید که برگرفته از قواعد بین المللی بوده و بیانگر این موضوع است که سازمانها باید فناوری های بالاتر، استاندارد بالاتر برای محیط و تولید در بازارهای صادراتی، رضایت و رفاه مصرف کننده  توام پایداری محیط زیست داشته باشند موضوع مهمی است که حاکی از نگاهی اینده نگر به مقوله تولید و سیاست های هدایتی و حمایتی ان است و لذا باید از اتخاذ سیاست های کوتاه مدت و مقطعی که ناقض موارد فوق باشند اجتناب نمود.

عوامل مختلف، شامل کاهش و از بین رفتن موانع تجارت، توسعه پیشرفتهای دانش و فناوری و نوآوری، کاهش و تنزل مستمر هزینه‌ها و تلاش برای توسعه اشتغال و سرمایه‌گذاری‌ها، موجب ایجاد یکپارچگی در تولید و تجارت جهانی شده است

* برنامه ریزی برای فرهنگ سازی اطلاع رسانی و مدیریت الگو های مصرفی و تولیدی و نیز جهت دهی درست به نیازمندهای مشتریان از جمله الزاماتی است که باید در برنامه های حمایتی از تولید ملی و اشتغال زایی و سرمایه گذاری بدان پرداخته شود.

بر این اساس می توان با توجه به اهداف، شرایط اقتصادی و امکانات و ظرفیت های موجود، به نحوی پایدار اقدام به حمایت از تولید ملی در ساختار اقتصادی کشور کرد.

بدیهی است حمایت از تولید، کار و سرمایه چنانچه هوشمندانه و با آینده‌نگری صورت گیرد می‌تواند تاثیرات گوناگونی بر سایر ابعاد و شاخص‌های توسعه یافتگی مانند افزایش رفاه در سطح کشور و بهبود استانداردهای زندگی، کاهش نرخ تورم، توسعه صادرات افزایش رقابت پذیری برای کشورمان فراهم سازد.




[ جمعه 8 اردیبهشت 1391  ] [ 9:32 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

برای سال تولید ملی چه کردیم؟

 


یک ماه از سال تولید ملی گذشته است. آیا به جز انتشار پوستر و دادن پیام های تبریک و تبلیغات کار دیگری انجام شده است؟

 


تولید ملی

در نخستین لحظات حلول سال 1391 هجری خورشیدی که اولین سال آخرین دهه قرن 14 شمسی است، رهبر حکیم انقلاب اسلامی مانند روال سال‌های گذشته، این سال را نیز مزین و متبرک به نامی کردند: «1391؛ سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی».

با توجه به اهمیت اقتصاد در هر جامعه‌ای و همین‌ طور شرایط ویژه کشور ما که همواره با تحریم‌های شدید و بسیار عظیم رو به‌ رو بوده است، در چند سال اخیر مبحث اقتصاد در نامگذاری سال‌ها مورد توجه و عنایت خاص حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای قرار گرفته است؛ به نحوی که نامگذاری تمام 5 سال اخیر مربوط به اقتصاد بوده است و البته از سوی دیگر به نوعی سال‌هایی که از دهه چهارم انقلاب یا «دهه پیشرفت و عدالت» گذشته نیز، نام‌های اقتصادی داشته‌اند:87: سال نوآوری و شكوفایی، 88؛ اصلاح الگوی مصرف، 89؛ کار مضاعف، همت مضاعف، 90؛ جهاد اقتصادی و 91: تولید ملی.

از همان روز‌های نخست كه شعار سال جدید مشخص و معلوم شد، افراد مختلف با مسؤولیت‌های متفاوت، در جهت هرچه موثرتر بودن برنامه‌های این سال، تئوری‌ها، نظر‌ها و پیشنهادات خود را درباره مطرح کردند و هر کس و هر دستگاهی نیز تعریف و راهکار خویش را ارائه داد. یک ماه از سال تولید ملی مثل برق و باد گذشت و فروردین‌ماه 91 دیگر هرگز برنمی‌گردد. 

در آغازین روز‌های اردیبهشت‌ماه باید به پشت ‌سر خود و 31 روزی که ماه فروردین در خود داشت بنگریم و ببینیم هر یک از ما برای تحقق این شعار که نتیجه آن سربلندی ایران و موفقیت ایرانی است، در ماهی که سپری شد چه کرده‌ایم.

باید خریدار هم با انصاف به مقایسه محصول خارجی و ایرانی پرداخته و کالای ایرانی‌ای را که مزیت‌های بیشتر و بهتری دارد بخرد

دستگاه‌های مسئول دولتی باید درباره همین یک ماه یا حداقل روز‌های پس از تعطیلات آمار بدهند که جز حرف زدن و وعده دادن برای بهینه کردن تولید ملی و بومی، چه کار دیگری انجام داده‌اند؟! تولید‌کننده باید بگوید چه برنامه‌ریزی‌ای کرده تا کیفیت محصولش را به استاندارد‌های جهانی نزدیک کند تا خریدار ایرانی اصلا دستش به سوی خرید جنس خارجی نرود. اگر تولید‌کننده روزبه‌روز بر مرغوبیت و ارزش کالایی که روانه بازار می‌کند بیفزاید، یقینا موجب می‌شود فرصت بازار از دست رقبای خارجی خارج و به دست او بیفتد. مشتری ایرانی فقط یک خواسته دارد و آن این است که به او جنس خوب تولید کشور خودش را بدهند. تولید‌کننده ایرانی هم باید جواب این درخواست معقول و عادلانه خریدار ایرانی را با بهینه کردن دستگاه‌ها، از رده خارج نمودن دستگاه‌ها و ماشین‌آلات فاقد کیفیت یا کم‌کیفیت و هرچه بالاتر بردن مرغوبیت كالا، بسته بندی زیبا و شیك و به روز و مناسب کردن قیمت بدهد.

دستگاه‌های مسؤول دولتی باید درباره همین یک ماه یا حداقل روز‌های پس از تعطیلات آمار بدهند که جز حرف زدن و وعده دادن برای بهینه کردن تولید ملی و بومی، چه کار دیگری انجام داده‌اند؟!

از سوی دیگر دولت و بانک مرکزی نیز باید با کنترل دقیق بازار ارز و جلوگیری از نوسانات گاه و بی‌گاه این بازار، خیال تولید‌کننده را از هزینه دقیق و مشخصی که باید بکند، راحت کنند. دولت همچنین باید هرچه زودتر یارانه‌های مربوط به بخش تولید را برای راه افتادن کار تولید‌کنندگان به آنها پرداخت کند تا با انگیزه بیشتری در 11 ماه باقی مانده از سال تولید ملی، در پی ارتقای تولید و کیفیت آن باشند و دغدغه‌شان تنها برنامه‌ریزی باشد.

شرکت‌های خصوصی نیز در بالا بردن کیفیت محصولات داخلی می‌توانند نقشی مثبت و ویژه داشته باشند؛ آنجا که با ارتقای هرچه بیشتر اجناسشان، تولید‌کننده دولتی را به تکاپو برای رقابت سالم وادار کنند.

از طرف دیگر کارگران نیز باید هم به فکر خود، هم به فکر مشتری ایرانی و حتی خارجی که محصول كار او به آنها می‌رسد و هم در اندیشه ایران عزیز و مطرح شدن نام محصولات این کشور در دنیا باشند. هرچه با دلسوزی و انگیزه و وجدان کاری بیشتری کارگران عزیز فعالیت کنند به اهداف این سال در روز‌ها و ماه‌های باقیمانده بهتر می‌توان دست یازید.

تولید ملی

از سویی نیز باید ببینیم خریدار ایرانی در این یک ماه چگونه نقش خویش را در تحقق شعار سال ایفا نموده است. با توجه به رونق خرید در ابتدای سال، بازار همواره در این موقع شلوغ است و هرچند مانند روز‌های پایانی سال که طبیعتا جمعیت بسیاری به بازار هجوم می‌ آورند نیست؛ اما به نوبه خود جزو نشانه‌های رونق یا عدم رونق بازار، ابتدای هر سال است. آیا خریداران در این مدت به جنس‌های ایرانی روی خوش بیشتری نسبت به گذشته نشان داده‌اند؟ آیا بین یک محصول خارجی متوسط و کالای ایرانی خوب، کدام را انتخاب کرده‌اند؟ به فکر هم‌وطنان خود؛ کارگر، تولید‌کننده و کارگاه و کارخانه ایرانی و سود‌دهی آن و سر پا ماندنش بوده‌اند؟‌ باید خریدار هم با انصاف به مقایسه محصول خارجی و ایرانی پرداخته و کالای ایرانی‌ای را که مزیت‌های بیشتر و بهتری دارد بخرد.

در پایان باید به رسانه‌ها و بویژه تلویزیون اشاره کرد: آیا در این یک ماه در تبلیغاتشان کالاهای ایرانی را حمایت کرده‌اند؟  چه کاری برای تشویق مردم به خرید محصول ایرانی کرده‌اند. برای 11 ماه آتی و تلاش جهت تحقق فرمایشات رهبر بزرگوار انقلاب چه ایده‌هایی دارند؟

 باید همه برای ارتقا و پیشرفت اقتصادی تنها حکومت به حق و اسلامی دنیا بسیج شویم و «یاعلی» بگوییم؛ فردا دیر است!‌




[ جمعه 8 اردیبهشت 1391  ] [ 9:31 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

افزایش رفاه در گرو رونق تولید

 


اگر درک صحیح و مفهومی از اختلال‌ها و عوامل بازدانده و موانع سر راه تولید و نیز راه حل‌ها وجود نداشته باشد، به طور حتم می‌توانند نامگذاری‌ها و هدف گذاری‌ها را در عمل با شکاف معناداری مواجه کنند.
رفاه-تولید

یک استاد اقتصاد دانشگاه تهران عدم درک صحیح از تولید ملی، واردات بی‌رویه در کنار ظرفیت‌های موجود در کشور، وجود کالاهای بی‌کیفیت و گران در کشور را مهم‌ترین چالش‌ها و موانع پیش روی تولید ملی در کشور عنوان کرد و می گوید که باید درک صحیحی از عوامل بازدانده (چه در حوزه نرم افزاری مانند سیاست‌ها و قوانین و چه در حوزه سخت افزاری مانند ساختار‌ها و امکانات) برای پیشبرد اهداف وجود داشته باشد. در غیر این صورت نامگذاری‌ها و هدف گذاری‌ها کماکان با شکاف معناداری در عمل مواجه خواهند بود.

محمد خوش چهره نماینده مجلس هفتم شورای اسلامی با اشاره به نامگذاری سال جاری با عنوان تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانى گفت: نامگذاری‌های مشابه در سال‌های قبل دچار یک نوع انحراف در عمل شد که قطعا باید نگران نامگذاری سال جدید در رابطه با انحرافات قبل باشیم.

وی گفت: اگرچه تلاش‌های ضمنی برای نزدیک شدن به شعار در برخی سطوح نهادهای حاکمیتی صورت گرفته ولی قطعا نتایج به دست آمده با منظور و هدف از طرح عنوان سال، فاصله معناداری دارد.

ظرفیت‌های خالی در اقتصاد ایران در بخش کشاورزی باعث شده بخش قابل توجهی از مرکبات را علی رغم داشتن ظرفیت وارد کنیم، بخش قابل توجهی از پروتئین و گوشت، 90 درصد روغن نباتی، 95 درصد چای و... وارداتی است

معنای واژه‌ها را نمی‌دانند، تصمیم می‌گیرند

این استاد دانشگاه نخستین و مهم‌ترین چالش فراروی چنین نامگذاری‌هایی را عدم درک صحیح و مفهومی از واژه‌های به کار برده شده عنوان و بیان داشت: در بسیاری از واژه‌ها بدون درک محتوایی و مفهمومی مبادرت به اتخاذ راه حل‌ها و شیوه‌های عملی برای تحقق آن شده که در این صورت بزرگ‌ترین ضربه به واژه‌ها را همین عدم درک صحیح آن ایجاد کرده است. مثلا در باب واژه عدالت که واژه قابل درک و عمومی دارد، چه بسا اقداماتی انجام شده و تصمیماتی به اسم عدالت اتخاذ شده که در عمل به ضد عدالت تبدیل شده است.

وی درک مفهومی صحیح از واژه تولید ملی و سرمایه را اولین ضرورت و پیش شرط داخل شدن در چنین موضوعی دانست و ادامه داد: با نگاهی سطحی و گذرا در تولید ناخالص ملی می‌توانیم شاهد وجود ظرفیت‌های خالی در اقتصاد ملی باشیم. در حوزه‌های صنعت، کشاورزی و خدمات که 3 بخش اصلی اقتصاد هستند از این ظرفیت‌ها استفاده نشده و در عمل واردات جای آن‌ها را پر کرده یا به تعبیری واردات باعث خالی ماندن آن‌ها شده است.

اگرچه تلاش‌های ضمنی برای نزدیک شدن به شعار در برخی سطوح نهادهای حاکمیتی صورت گرفته ولی قطعا نتایج به دست آمده با منظور و هدف از طرح عنوان سال، فاصله معناداری دارد

انبوه واردات در کنار ظرفیت‌های خالی

این نماینده پیشین مجلس ادامه داد: در برخی بخش‌های اقتصاد شاهد ظرفیت‌های خالی بالای 50 درصد هستیم. مثلا در بخش صنعت، در مقطعی صنعت نساجی دومین صنعت اشتغالزای مهم کشور بود که آمارهای رسمی جاری مبین تولید زیر 30 درصد است. این ظرفیت‌های خالی در اقتصاد ایران در بخش کشاورزی باعث شده بخش قابل توجهی از مرکبات را علی رغم داشتن ظرفیت وارد کنیم، بخش قابل توجهی از پروتئین و گوشت، 90 درصد روغن نباتی، 95 درصد چای و... وارداتی است.

خوش چهره بخشی از موانع بر سر راه تولید ملی را عوامل بیرونی و یا نتیجه بخشی از تصمیمات داخلی دانست که در دراز مدت نتیجه خود را در عوامل بیرونی مانند واردات نشان می‌دهد. عدم استفاده از ظرفیت‌های بالقوه یکی از‌‌ همان موانع داخلی است.

رفاه-تولید
کالاهای بی‌کیفیت و گران در کشور

وی ادامه داد: بخش قابل توجهی از چالش‌ها و موانع تولید ملی عدم رقابت پذیری، عدم کیفیت یا قیمت‌های بالا است که قطعا ریشه در نوع مدیریت واحدهای تولید دارد. بخش گسترده‌ای از این ایراد به نوع سیاست‌های حاکم بر اقتصاد بر می‌گردد. مثلا در سیاست‌های پولی و مالیاتی نامناسب؛ در این بین فشار اصلی مالیاتی عمدتا بر حقوق بگیران و بخش‌های تولید و مولد است و بخش‌های سوداگری و دلالی و اقتصادهای زیر زمینی در حاشیه امن مالیاتی قرار می‌گیرند. یا به طور مثال می‌توانیم به نرخ‌های بالای سود‌ها اشاره کنیم، نرخ‌های بالای سودهایی که به جای تسهیل کننده تولید، بازدارنده و اختلال زا هستند،‌‌ همان موانعی که تحت عنوان دادن تسهیلات به بخش‌های تولید وجود دارد. یا سیاست‌های بازرگانی نامناسب که خود را در قالب تعرفه‌ها و نرخ‌های غیر واقعی نشان می‌دهد و بر تولید فشار می‌آورد.

استفاده از کالای غیرکیفی توجه به تولید نیست

خوش چهره با تاکید بر اینکه توجه به تولید به مفهموم استفاده از هر کالای غیرکیفی نیست، افزود: به این معنی است که موانع منجر به ضعف کیفیت و هزینه‌های بالا احصاء شود. با تشخیص صحیح آن باید به کمک واحدهای تولید رفت. هدف استراتژیک هر نظامی افزایش بهبود سطح زندگی و افزایش رفاه است اما این مهم تحقق پیدا نمی‌کند مگر از طریق افزایش درآمدهای ملی. افزایش درآمدهای ملی هم در گرو افزایش تولید مستمر و پایدار است.

وی بار دیگر تاکید کرد که تمام متغیرهای کلان مانند از بین بردن بیکاری، کاهش فقر، شکاف طبقاتی، افزایش درآمد و رفاه و امثالهم که تحت عنوان اهداف و آرمان مطرح می‌شود، باید در گرو رونق تولید پایدار باشد. گرچه اصل توجه به تولید یک اصل شناخته شده است اما اگر درک صحیح و مفهومی از اختلال‌ها و عوامل بازدانده و موانع سر راه تولید (چه در حوزه نرم افزاری مانند سیاست‌ها و قوانین و چه در حوزه سخت افزاری مانند ساختار‌ها و امکانات) و نیز راه حل‌ها وجود نداشته باشد، به طور حتم می‌توانند کماکان نامگذاری‌ها و هدف گذاری‌ها را در عمل با شکاف معناداری مواجه کنند.




[ جمعه 8 اردیبهشت 1391  ] [ 9:24 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0


سخن نخست


اقتصاد اسلامی که دانشی نوپا است، ریشه‌ای عمیق در دوران مبارک حضرت پیامبر اکرم  دارد و بنیان‌های فکری آن، در زمان حضرت پی‌ریزی شده؛ به همین جهت، مطالعه اقتصاد آن زمان به‌رغم تفاوت‌های فراوانی که با زمان حاضر دارد، در تبیین چارچوب کلّی اقتصاد اسلامی مؤثر است. بدیهی است که در این مطالعه لازم است اقدام‌هایی که حضرت در جایگاه رئیس نظام برای زمان خاص خود انجام داده، از قوانینی که به‌صورت تشریع کلّی برای همه زمان‌ها وضع کرده ‌است، تفکیک شود.
همان‌گونه که شناخت قوانین ثابت برای طراحی چارچوب‌های نظام لازم است آشنایی با اقدام‌های مقطعی پیامبر  نیز برای کشف اصول سیاستگذاری و برخورد با پدیده‌های متغیر مفید است؛ برای نمونه یکی از مباحث مهمی که به‌رغم تفاوت‌ شرایط آن با اقتصاد فعلی، دانستن موضع پیامبر اکرم  در جایگاه پیامبر و رئیس نظام درباره آن دارای اهمیت است، مسأله سطح قیمت‌ها در عصر تشریع و برخورد پیامبر  با آن مسأله است.
درباره تغییر قیمت‌ها در عصر تشریع، دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد. برخی معتقدند که اصولاً‌ مسأله تورم پدیده‌ای نوظهور بوده و سطح عمومی قیمت‌ها در دوران پیامبر  تغییر محسوسی نکرده است و فقط برخی از قیمت‌های نسبی تغییر کرده‌اند. در مقابل گروه دیگری اعتقاد دارند که قیمت‌ها در این دوره دارای نوسان بوده است.
افزون بر نتایج علمی مستقیم این تحقیق چون آشنایی با اقتصاد صدر اسلام و رفتار پیامبر  در قبال پدیده‌های اقتصادی، یکی از آثار مهم آن، مسأله جبران کاهش ارزش پول است. در صورتی که ثابت شود تغییر سطح قیمت‌ها  (افزایش) در عصر تشریع وجود داشته و در چنین شرایطی گرفتن زیادی در قرض به‌طور مطلق ممنوع شده باشد، معلوم می‌شود که الزام‌کردن قرض‌گیرنده به جبران کاهش ارزش پول وام‌دهنده مشروع نیست؛ اما هرگاه چنین چیزی اثبات نشود، مسأله تورم و به تبع آن جبران کاهش ارزش پول مسأله‌ای مستحدثه بوده که حکم آن را باید براساس مبانی و اصول استخراج کرد. حال در حدّ اختصار به ادلّه دو طرف می‌پردازیم.
ادله عدم تغییر قیمت‌ها
کسانی که معتقد به ثبات سطح عمومی قیمت‌ها در عصر پیامبر  هستند به ادلّه زیر استناد می‌کنند.
 1. با کشش‌بودن عرضه پول و هماهنگی با تقاضای آن
از آن‌جا که در زمان پیامبر اکرم  پول از کشورهای روم و ایران و در برابر صادرات به کشور وارد می‌شد، و محدودیتی نیز برای صادرات و واردات وجود نداشت و از طرفی نیز امکان ذوب آن و استفادة غیرپولی چون جواهرات نیز از سکه‌ها وجود داشت، در مقایسه با درآمد ملّی عرضه پول متناسب بود و دلیلی برای افزایش قیمت وجود نداشت.  
 2. افزایش تولید در قبال افزایش تقاضا
به‌طور معمول‌ سیاست مالی انبساطی باعث افزایش تقاضای کلّ در اقتصاد می‌شود و آن نیز افزایش قیمت‌ها را به‌دنبال دارد؛ مگر این‌که این سیاست، همراه افزایش تقاضای کلّ‌‌، زمینه اشتغال و تولید را نیز فراهم کند که در آن‌صورت ارزش پول ثابت می‌ماند. مطالعات تاریخی نشان می‌دهد که سیاست مالی انبساطی غیرقابل جبرانی در عصر پیامبر  رخ نداده است.
3. برخورداربودن پول‌های فلزی از پشتوانه (ارزش ذاتی)
یکی از علل تورم، ماهیت اعتباری پول و ارتباط آن با پشتوانه است. در صورت کاهش پشتوانه، ارزش پول کم شده و قیمت‌ها افزایش می‌یابد. از آن‌جا که پول رایج در صدر اسلام (درهم و دینار) دارای ارزش ذاتی بودند، این پدیده رخ نمی‌داد؛ زیرا ارزش آن‌ها همواره با خودشان همراه بود.
ادلّه تغییر قیمت‌ها
گروه دوم، بر تغییر قیمت‌ها، به نقل‌های روایی، وجود احتکار، قحطی و خشکسالی در آن زمان استناد کرده‌اند.
1. نقل‌های روایی بر افزایش قیمت‌ها
1. انس بن مالک نقل می‌کند: قیمت‌ها در زمان رسول‌الله افزایش یافت. مردم گفتند: ای‌ رسول خدا! قیمت کالاها بالا است آن را برای ما قیمت‌گذاری کن حضرت فرمود:
ان الله هو المسعر القابض الرازق و انی لارجو ان القی الله و لیس احد منکم یطالبنی بمظلمة فی دم و لامال (سنن ابی‌داوود: ج 2، ص 135).
خداوند قیمت‌گذار، کاهش و افزایش‌دهنده است و من دوست دارم در حالی خداوند را ملاقات کنم که کسی از شما در خون یا مال از من طلبی نداشته باشد.
2. در حدیث دیگری آمده است که به پیامبر خدا  گفته شد:
لو اسعرت لنا سعراً‌ فان الاسعار تزید و تنقص، فقال : ماکنت لالقی الله عزوجل ببدعه لم یحدث لی فیها شیئاً فدعوا عباد الله یأکل بعضهم من بعض (حرّ عاملی، وسائل الشیعه: ج 17، ‌باب 30 تجارت،‌ ح 2).
قیمت‌ها افزایش و کاهش می‌یابد، ای کاش برای کالاها قیمت تعیین می‌کردی. رسول‌خدا فرمود: حاضر نیستم خدا را با بدعتی ملاقات کنم که کسی در آن از من پیشی نگرفته است. بندگان خدا را آزاد بگذارید تا بعضی از بعض دیگر استفاده کنند.
2. پدیده احتکار
یکی از زمینه‌های ایجاد تورم، احتکار کالاهای مورد نیاز مردم است. شواهد تاریخی و روایی حاکی از این است که در صدر اسلام احتکار وجود داشته؛ به همین جهت، روایاتی در مذمت این کار از جانب حضرت صادر شده. همچنین حضرت محتکران را واداشت تا کالای خود را به بازار عرضه کنند؛ ولی از تعیین قیمت برای آنان خودداری می‌کرد (همان: ح 1).
3. قحطی و خشکسالی
یکی دیگر از زمینه‌های بروز تورم، بروز قحطی است که سبب کم‌شدن عرضه کالاها و افزایش قیمت‌ها می‌شود. نقل‌های متعددی وجود دارد که در زمان حضرت، مسلمانان به قحطی دچار شده بودند و از گرانی به پیامبر  شکایت می‌کردند. در روایتی آمده است: مردم با قحطی مواجه شده و به پیامبر اکرم  عرض کردند: برای کالاها قیمت تعیین کنید. حضرت فرمود:
لایسألنی‌الله عن سنة احدثتها فیکم لم‌یأمرنی بها و لکن سلوا الله عزوجل من فضله (طبری، تاریخ: ج 11، ص 590).
خداوند از من نخواست چنین سنتی را بین شما ایجاد کنم؛ ولی از فضل خدا بخواهید تا مشکل شما را حلّ کند.
در موارد دیگری نیز آمده است که رسول‌خدا  پس از شکایت مردم، از خداوند برای آنان طلب باران کرد (مجلسی، بحارالانوار: ج 35، ص 167).
4. افزایش حجم پول
با گسترش نفوذ اسلام در جزیرةالعرب و محوریت مدینه به‌ویژه بعد از فتوحات مسلمانان، پول‌های فراوانی به شهر مدینه وارد می‌شد و متناسب با آن اجناس رشد نمی‌کرد؛ در نتیجه رشد حجم پول از رشد کالاها پیشی می‌گرفت و این باعث فزونی قیمت‌ها می‌شد.
آنچه از این شواهد استفاده می‌شود این است:
1. در عصر تشریع، افزایش سطح قیمت‌ها وجود داشته؛ گرچه به‌نظر می‌رسد درباره مواد غذایی حادتر بوده است؛
2. افزایش قیمت‌ها منشأ طبیعی مانند افزایش جمعیت، خشکسالی و ... داشته و ناشی از سیاست‌های مالی اعمال‌شده از جانب حضرت نبوده است؛
3. موضع حضرت، درباره مواردی که تورم به‌صورت طبیعی ایجاد شده مقابله با آن و از جمله قیمت‌گذاری نبوده است و در مواردی که به‌علل مصنوعی چون احتکار تورم ایجاد می‌شد حضرت می‌کوشید تا بازار را به وضعیت طبیعی خود درآورد؛ به همین جهت احتکارگر را مجبور به عرضه کالای خود می‌کرد تا از طریق نیروهای بازار قیمت تعادلی تعیین شود؛
4. با توجه به‌وجود پدیده تورم در آن زمان، مسأله جبران کاهش ارزش پول را نمی‌توان پدیده نوظهور و مستحدثه تلقی کرد.
افزون بر بحث قیمت‌ها که آثار و نتایج علمی بسیاری دارد، محورهای فراوانی از اقتصاد عصر رسول‌الله  شایسته تحقیق است تا افزون بر ثابتات اقتصاد اسلامی، اصول حاکم بر سیاست‌های اقتصادی را نیز به‌دست ‌آوریم و محورهایی چون:
1. تبیین اهداف نظام اقتصادی؛
2. تعیین مبانی و چارچوب‌های نظام اقتصادی؛
3. تشریع قوانین و حقوق اقتصادی؛
4. سیاستگذاری‌های اقتصادی و اصول حاکم بر‌ آن‌ها.
شایسته است در سالی که به نام پیامبر اعظم  اختصاص یافته استادان و محققان اقتصاد اسلامی، با نگارش مقالاتی به این مباحث بپردازند. فصلنامه تخصّصی اقتصاد اسلامی نیز آمادگی خود را برای نشر این مقالات اعلام می‌دارد.




[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  ] [ 12:43 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

تأملی در کتاب "اقتصادنا" اثر شهید محمد باقر صدر


زمانی که دکتر محمد شوقی الفنجری، استاد اقتصاد دانشگاه قاهره، به دیدار سید محمد باقر صدر، در منزلش در نجف اشرف رفت، پیش از هرچیز، از او پرسید: دانش آموخته کدام یک از دانشگاه‌های جهان است؟ سید محمد باقر صدر پاسخ داد که در هیچ دانشگاهی نه در عراق و نه درخارج عراق، تحصیل نکرده و تنها در مساجد نجف که محل برگزاری دروس حوزه علمیه نجف است، تحصیل کرده است. دکتر شوقی الفنجری به وی گفت: حقا که مساجد نجف بهتر از دانشگاه‌های اروپااست.

 

اقتصادنا از سه بخش تشکیل شده است: بخش اول و دوم به نقد نظام سرمایه‌داری و سوسیالیسم می‌پردازد و بخش سوم که مهمترین بخش این کتاب است، به اقتصاد اسلامی می‌پردازد. شاهکار شهید صدر، در همین بخش از کتاب تجلی یافته است. در این بخش که مورد نظر ما دراین گزارش است، مباحث مختلفی گنجانده شده است: در مقدمه این بخش که با عنوان "نشانه‌های کلان و اساسی اقتصاد اسلامی" نام گرفته، تأملاتی روش‌شناختی آمده است و پس از آن، بخش عمده‌ای به نظریه توزیع پیش از تولید و نظریه توزیع پس از تولید، اختصاص داده شده و پس از آن به نظریه تولید و سپس به مسئولیت دولت در نظام اقتصادی اسلامی پرادخته شده است.

مبادی (اصول ) اقتصاد اسلامی
شهید صدر، سه اصل اساسی را برای نظام اقتصادی اسلام بر می‌شمرد: مالکیت دوگانه، آزادی اقتصادی محدود و عدالت اجتماعی.

شهید صدر معتقد است که اختلاف اساسی میان اسلام و نظام سرمایه‌داری و سوسیالیسم، در ماهیت مالکیت مورد پذیرش هر یک ازاین نظام ها نهفته است، زیرا جامعه و نظام سرمایه‌داری به شکل خاص فردی از مالکیت باور دارد و مالکیت عمومی را جز در موارد ضرورت اجتماعی به رسمیت نمی‌شناسد و جامعه‌ی سوسیالیستی درست به عکس این است؛ اما جامعه اسلامی با هر دو نظام تفاوت دارد، زیرا (اشکال مختلف مالکیت را در آن واحد به رسمیت می‌شناسد و به جای اصل تک شکلی مالکیت که سرمایه‌داری و سوسیالیسم پذیرفته‌اند، اصل مالکیت دو گانه یا مالکیت دارای اشکال متنوع را پذیرفته است. اشکال مختلف مالکیت بر سه گونه است: مالکیت خصوصی، عمومی و دولتی.

در باب آزادی محدود اقتصادی، شهید محمد باقر صدر معتقد است که دو قید، مانع مطلقیت مالکیت خصوصی در اسلام می‌شود. قید نخست شخصی و درونی است و بر گرفته از ارزش‌های اخلاقی مشارکت در ثروت، آنگونه که اسلام آموخته است. این ارزش‌ها که از حیطه‌ی حکم و جبر حکومت خارج‌اند، قابل سنجش نیستند و صرفاً ابزاری هستند که دین به فرد بخشیده است؛ اما قید دوم که قیدی عینی و واقعی است و در قانون به دقت مشخص شده است، در دو سطح کاربرد دارد: در سطح اعلا (منابع کلی شریعت اسلام، مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی، مانند ربا و احتکار و مانند آن باز داشته است) و در سطح دیگر (اصل اشراف ولی أمر را بر فعالیت‌های عمومی و اصل دخالت دولت رابرای حفظ منافع عمومی و آزادی‌های عمومی مقرر داشته است). درباب عدالت اجتماعی، شهید صدر به خطر کلی گویی‌ها و تعمیم‌های بی‌فائده در باب رابطه‌ی اسلام با عدالت اجتماعی توجه می‌دهد و به اجمال متذکر می‌شود که مفهوم عدالت اجتماعی به دو اصل فرعی "تکافل عمومی" و "توازن اجتماعی" منقسم می‌شود.

 

ادامه درادامه مطلب

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  ] [ 12:40 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

دکتر حسین عیوضلو* 

واژه یا ترکیب «اقتصاد اسلامی» یک مشترك لفظی است كه دارای ابعاد مختلفی است . هر یك از صاحبنظران و متفكران مرتبط با این حوزه دینی و فكری بر اساس بینش و گرایشهایی كه داشته‌اند به نحوی بر دامنه ابعاد آن افزوده‌اند. عمده‌ترین ابهام در تعریف و تبیین وظایف و ابعاد ان ارتباط آن با حوزه دین اسلام به عنوان مجموعه معارف مرتبط با وحی كه از راه كتاب و سنت به ما رسیده است و حوزه علم اقتصاد كه در پی شناسایی و كشف روابط ثابت رفتاری در میان متغیرهای اقتصادی است، می‌باشد. از سوی دیگر گستردگی دامنه بحث و اختلاف در ابعاد آن بیش از همه بیانگر میزان انتظاراتی است كه درباره آن وجود دارد. بسیاری از مسلمانان در جوامع اسلامی بر اساس شناختی كه از اقتصاد صدر اسلام و موازین شرعی دارند انتظارشان این است كه رهبران جامعه و كارگزاران نظام اجتماعی با مبنا قرار دادن این الگوها مشكلات اجتماعی و اقتصادی امروزین را مرتفع سازند. این مهم به ویژه در طی 50 سال اخیر كه جوامع اسلامی با ناكارآمدی الگوهای سرمایه داری و سوسیالیستی مواجه بوده اند بروز بیشتری یافته است.

اگر چه انتظارات توده‌های مسلمان از همگونی و سازگاری خواسته‌ها حكایت دارد اما صاحبنظران این حوزه فكری بر اساس بینشها و گرایش‌های خود بر ابهام این واژه افزوده‌اند، به ویژه اینكه عمدتاً از آنجا كه علم اقتصاد متعارف در بستر تفكر و فلسفه دوران نوزایی (Renaissance) متولد گردیده و نظام انگیزشی و اخلاقی كه توصیه نموده لزوماﹰ با مبانی اخلاقی و موازین شرعی اسلام همخوانی نداشته است، پذیرش  دستاوردهای آن با تردید همراه بوده است.

بسیاری از متفكران و اقتصاددانان اسلامی بیش از همه به دنبال درك و معرفی سیستم ایده آل اقتصاد اسلامی بوده‌اند و از این رو اغلب نوشته‌های مدون در این رشته به بیان مكتب و سیستم اقتصادی اسلام اختصاص داشته است.

اگر چه بیان مكتب و سیستم اقتصادی اسلام دارای اهمیت والایی است و حتی با وجود تحقیقات گسترده در این زمینه هنوز از ضعف‌های بنیادین رنج می‌برد، اما این مهم نباید ما را از مطالعه و بررسی ابعاد دیگر اقتصاد اسلامی به ویژه در عرصه تطبیق و اجرا باز بدارد. یكی از مهم‌ترین هدفهای اقتصاد اسلامی به تعبیر مرحوم شهید آیت الله صدر تغییر واقع فاسد در جهت نیل به واقع سالم و مطلوب اسلامی است ولیكن این مهم روشها و سازوکارهای خود را نیاز دارد. اقتصاد اسلامی چگونه می‌تواند بدون توجه به واقعیت‌های اقتصادی و شناخت دقیق آن نسخه عملی برای تغییر ارائه دهد.

کسانی که گستره اقتصاد اسلامی را به دایره تعریف مکتب اقتصادی و تبیین وضعیت ایده آل محدود ساخته اند، شناخت واقعیت‌ها و تفسیر آن را بر عهده علم اقتصاد نهاده‌اند اما آیا علمای اقتصاد تاكنون كمكی در جهت شناسایی واقعیت اقتصادی جوامع اسلامی داشته‌اند

حقیقت این است كه بسیاری از كسانی كه در حوزه اقتصاد اسلامی قلم زده‌اند اگر چه عموماً اسلام شناس بوده‌اند اما با حقیقت علم اقتصاد آشنایی نداشته‌اند. اگر دقت شود این افراد در حیطه قلمرو تخصصی خود كه شناخت دین و استنباط احكام شرعی بوده موضع گیری كرده‌اند و لذا نظر آنان در همین حد حجیت دارد و شامل قلمروهای دیگر اقتصاد اسلامی نمی‌شود.

كشف مكتب اقتصادی اسلام در حوزه بایدها و نبایدهای اقتصادی بر اساس «روش اجتهادی» میسر است، اما در عین حال باید توجه داشت كه زیر بنای احكام اسلامی در حوزه اقتصاد، مجموعه‌ای از روابط اثباتی (Positive) قابل استخراج از قرآن و روایات است كه بر اساس آن قوانین علمی و سنن تكوینی اقتصادی بر اساس شریعت اسلام و روایات اسلامی قابل كشف و استخراج است. به نظر ما بدون درك این سیستم امكان تعمیم احكام اسلامی به شرایط امروز ممكن نیست و نمی‌توان سازگاری سیستم اقتصاد اسلامی را نشان داد. علاوه بر این امكان پذیری اقتصاد اسلامی در جوامع امروز مستلزم آن است كه اقتصاددانان اسلامی بر اساس شناختی كه از واقعیت روابط اقتصادی در جوامع اسلامی كسب می‌كنند و بر پایه مبانی و اصول ثابت شریعت اسلام به تولید نظریه‌های راهبردی برای تغییر واقع فعلی همت گمارند. این نظریه‌ها در چارچوب عقل جمعی یك جامعه اسلامی و بر پایه مبانی نهادی و ایدئولوژیك واقعی در آن جامعه پایه گذاری می‌شوند و به شرایط زمان و مكان نیز توجه دارند. مجموعه این نظریه‌ها راه را برای رهبران اسلامی جوامع اسلامی باز می‌كند تا نظریه و راهكاری را كه با مبانی اسلامی سازگارتر است انتخاب كنند و زمینه‌های لازم را برای تغییر شرایط بر اساس الزامات این نظریه‌ها فراهم سازند.

به نظر ما تولید نظریه در حوزه‌های راهبردی مستلزم بررسی واقعیت خارجی و محاسبه عوامل تأثیر گذار و پیش بینی نتایج است. این همه جز از طریق «روش علمی» و با تبعیت از دستاوردهای مثبت علم اقتصاد میسر نیست. فقط با شناخت روابط میان متغیرهای اقتصادی و میزان و نحوه تأثیر گذاری عوامل اصلی است كه امكان تغییر شرایط و سیاست گذاری واقع بینانه پدید می‌آید.

سخن اصلی در این میان این است كه استفاده از دستاوردهای مثبت علم اقتصاد به معنای نفی هویت علمی اقتصاد اسلامی نیست و این دو می‌توانند رابطه تعاضدی و مكمل داشته باشند تنها در این شرایط است كه نظریه‌های اقتصاد اسلامی از «اثر بخشی» لازم برخوردار خواهند بود

به تعبیر مرحوم شهید مطهری رضوان الله علیه:

«قوانین اقتصاد اسلامی نمی‌تواند و نباید بر خلاف اصول اولیه اقتصاد نظری باشد، چه در غیر این صورت شكست یار كود و سرانجام مرگ اقتصادی این جامعه بیمار حتمی است.»

بنابر این اقتصاد اسلامی هم دارای مکتب و نظام اقتصادی است و هم از ماهیت علمی برخوردار است و بر اساس این ویژگیها جوامع اسلامی قادرند با تکیه بر معارف غنی اسلام به حل مشکلات امروزی اقتصادی همت گمارند. البته این امکان به معنی نفی کج فهمیهای برخی مدعیان نیست. ما بر اساس وصیت پیامبر گرامی اسلام منظورمان از اسلام و شریعت اسلام قرآن و عترت است.اقتصاد اسلامی برای دوری از تفاسیر سلیقه ای لازم است به تعاریف روشن و واضح از معیارها و فرایندهای تصمیم گیری دست یابد. همه این موارد با مراجعه به متخصصان امر میسر است اما مشکل در این است که برخی با علم اجمالی از اسلام یا اقتصاد مدعی اقتصاد اسلامی شده اند و حتی برخی از مدعیان سیاسی به راحتی به خود اجازه می دهند که ناشیانه به نفی اقتصاد اسلامی بپردازند.

بر اساس نظرات اجماعی در اقتصاد اسلامی دو تفاوت ماهوی میان اقتصاد اسلامی و اقتصاد آزاد و نظامهای اقتصادی مبتنی بر این معارف وجود دارد. 1- تفاوت در کسب درآمد حلال 2- نظارت درونزا

از جهت اول اقتصاد اسلامی از میان گزینه های ممکن فقط به موارد حلال آن توجه دارد. از جهت دوم اقتصاد اسلامی فراتر از قوانین مدنی جامعه و قبل از آنها به ایمان و اعتقاد و ارزیابی درونی مسلمان و مؤمن توجه دارد. یک انسان مسلمان قبل از همه باید عالم را محضر خدا بداند و بر این مبنا فقط درآمدی برایش حلال خواهد بود و مجاز به تصرف خواهد بود که قابلیت انتساب به او دلاشته و حق باشد.موارد باطل اصولا پوچ و بی مبنا می باشند. بنابر این حتی در نظام اسلامی امروز چنانچه مالی حقا به کسی انتساب نداشته باشد صرف داشتن مجوز قانونی دلیل بر حق بودن آن نیست و اصل بر بطلان آن است. برای مثال تعلق بودجه دولتی به یک فرد یا نهاد یا سازمان زمانی حلال آست که کار و ارزش افزوده حقیقی لازم به وجود آمده باشد.

از جمله مهمترین معیارهای اقتصاد اسلامی دوری از اسراف و احسان است. دوری از اسراف مشابه معیار کارایی فنی در اقتصاد است که بیانگر ضرورت استفاده از حداقل منابع برای تولید محصول است. معیار دوم یعنی احسان به معنی اقتصاد اسلامی ملازم با معنی شکر است و به معنی "کار نیکو" است.کار نیکو به معنی کار اثر بخش و با بالاترین کیفیت است. این بیان نیز مشابه معیار کارایی تخصیصی در اقتصاداست.

البته بیان این معانی دقیق در این مجال میسر نیست و بنده مواردی را به عنوان تکلیف شرعی بیان کردم.

* عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق (ع) و عضو هیأت مدیره بانک توسعه صادرات ایران




[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  ] [ 12:32 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
 
فقه اسلام از یک دیدگاه به باب معاملات و عبادات تقسیم می‏شود. مشهور میان فقیهان معاصر آن است که احکام عبادات تأسیسی و احکام معاملات امضایی هستند. یعنی تمام عبادات، حدود، شروط و قیود آن‌ها را شارع مقدس جعل و نوع احکام آن‌ها را نیز بیان کرده است. اما معاملات این‌گونه نیستند.

احمدعلی یوسفی

روش‌های کشف آموزه‌های اقتصاد اسلامی (قسمت اول)

مقدمه

روش استنباط و دستیابی آموزه‌ها و قلمروهای اقتصادی هر شریعتی امری مهم است، و تفاوت در روش استنباط، تمایزهای فراوانی را درباره آموزه‌های اقتصادی مستَنْبَط در پی خواهد داشت. شریعت مقدس اسلامی نیز از این امر مستثنا نیست. تفاوت در روش دستیابی آموزه‌های اقتصادی اسلام، فرق‏های فراوانی را در محصول نهایی درپی خواهد داشت. در این نوشتار، ضمن پرداختن به برخی روش‏های مهمی که محققان اقتصاد اسلامی از آن بهره برده‌اند، کوشش خواهد شد تا روش استنباط آموزه‌های اقتصادی اسلام که همسو با مبانی معرفت‌شناسی فقهی اسلام باشد، ارائه شود. ابتدا آموزه‌های اقتصاد اسلامی را از دیدگاه نویسنده تبیین، سپس قلمروهای اقتصاد اسلامی از دیدگاه‌های گوناگون و روش‏هایی را که عنصر اجتهاد متناسب با مبانی فقه شیعه باید در آن‌ها جریان یابد تا اقتصاد اسلامی کشف شود، بررسی خواهیم کرد.

 

آموزه‌های اقتصاد اسلامی

محققان و اندیشه‌وران اسلامی وقتی از قلمرو و آموزه‌های اقتصاد اسلامی بحث می‌کنند، از واژه‌هایی بهره می‌برند که هم در دامنه استفاده از میزان واژه‌های اساسی و نیز در مفاهیم این واژه‌ها اختلاف‌های فراوانی وجود دارد. این اختلاف‌ها دست‌کم در ظاهر باعث تفاوت برداشت‌هایی در قلمرو و آموزه‌های اقتصاد اسلامی شده است. برخی، احکام اقتصادی ثابت و غیرثابت را قلمرو اقتصاد اسلامی معرفی می‌کنند. بعضی افزون بر آن‌ها از واژه مبانی و مکتب اقتصادی سود می‌برند. تعدادی از اندیشه‌وران معتقدند که افزون بر آن‌ها علم اقتصاد اسلامی نیز داریم. صاحب‌نظرانی نیز بر این باورند که قلمرو اقتصاد اسلامی شامل فلسفه، مکتب، نظام، نهاد و حقوق است. همچنین آرای دیگر.

برخی صاحب‌نظران نیز در کشف این آموزه‌ها روش‌هایی را ارائه داده‌اند. اختلاف در ارائه روش دستیابی این آموزه‌ها هم به نوع روش‌ها و هم در مفاهیم واژه‌ها، و همچنین در جایگاه و نحوه استفاده از این روش‌ها فراوان است. بررسی هر یک از محورهای پیشین، تحقیقات عمیق و گسترده‌ای را می‌طلبد. ما بدون ورود به نقد و بررسی اختلاف‌ها در قلمرو و آموزه‌های اقتصاد اسلامی، گمان می‌کنیم آموزه‏های اقتصاد اسلامی (همانند آموزه‌های اقتصادی سایر مکاتب اقتصادی) به مراحل مترتب بر هم ذیل قابل تقسیم هستند:

۱. مبانی اعتقادی: آموزه‏هایی هستند که بیانگر جهان‏بینی حاکم بر رفتارهای اقتصادی و زیربنا و تکیه‌گاه فکری و نظری مکتب اسلام درباره آموزه‏های اقتصاد اسلامی است. موضوع این آموزه‏ها، خدای متعالی و صفات او، جهان هستی، انسان و جامعه است. آن دسته از آموزه‏هایی که در رفتارهای اقتصادی تاثیر داشته باشد، در اقتصاد مورد توجه قرار می‏گیرد؛ از باب مثال، خداوند متعالی خالق جهان هستی و انسان‏ها است. او مالک و رب است. هدایت تکوینی خداوند دائم و مستمر، و جهان تحت احاطه و قیومیت او است.

درباره جهان هستی گزاره‏هایی از قبیل همه جهان هستی رو به سوی خدا دارند. همه هستی برای انسان خلق شده است. جهان شامل دنیا و آخرت است. دنیا محل کشت و آزمایش و آخرت محل درو و پاداش است.

درباره انسان گزاره‏هایی از این دست در شمار این‌دسته معارف قرار دارند: انسان دارای دو بعد روح و جسم است. هدف از خلقت انسان تکامل روح و جسم او است. جسم انسان در مسیر تکامل ابزاری در خدمت تکامل روح است. انسان خلیفه خدا روی زمین و مسؤول در برابر خدای متعالی است. انسان برای تکامل خود، افزون به عقل، به وحی نیز نیاز دارد.

همچنین درباره جامعه گزاره‏های مطرح عبارتند از هم جامعه و هم فرد اصالت دارند. بر جوامع انسانی سنت‏های الاهی حاکم است که توجه به آن‌ها تاثیر فراوانی در جهت‏گیری‏های اقتصادی دارد.

۲. مجموعه‏ای از اصول و قواعد اساسی: این مجموعه دستورهای کلّی مبتنی بر مبانی اعتقادی و ارزشی است که جهت دستیابی به اهداف اقتصادی و حلّ مشکلات و معضلات اقتصادی هستند. همانند مالکیت مختلط (خصوصی و عمومی)، آزادی اقتصادی محدود، لزوم دخالت دولت برای تحقق اهداف اقتصادی، لزوم توزیع عادلانه ثروت‏های اولیه و توزیع مجدد درآمدها، لزوم رعایت حق فرد و جامعه در تزاحم مصالح فرد و جامعه.

شایسته توجه است که اولاً این اصول و قواعد اساسی، محدود به آنچه ذکر شد، نیست. ممکن است برخی از اصول دیگر در ردیف آن‌ها قرار گیرد. ثانیاً همه این‏ها لزوماً در عرض هم نیستند و چه بسا نوعی ترتب بین این‏ها وجود دارد؛ برای مثال، لزوم دخالت دولت زمانی پذیرفتنی است که آزادی اقتصادی محدود، امری مسلم فرض شود یا توزیع مجدد درآمدها بر فرض لزوم دخالت دولت ممکن ‌باشد. ثالثاً این اصول نباید با هم ناسازگار باشند؛ به‌طور مثال نمی‏توان آزادی اقتصادی مطلق با لزوم دخالت دولت در اقتصاد را پذیرفت.

۳. احکام اقتصادی: احکام و قوانین در حوزه فعالیت‏های اقتصادی افراد، سازمان‏ها و دولت است. تعدادی از این احکام عبارتند از حرمت ربا، اسراف، احتکار، کنز، انحصار، اتلاف، اضرار به غیر، اتراف. همچنین احکام مربوط به بورس‌بازی، قیمت‌گذاری کالاها و خدمات به‌وسیله دولت، اخذ مالیات، سیاست‏های تورم‌زا، جبران کاهش ارزش پول، بیمه و حکم انواع معاملات شناخته شده در فقه معاملات مثل بیع، اجاره، مضاربه، مساقات و ... . این احکام و قوانین از یک سو در مقایسه با آموزه‏های دسته دوم روبنا شمرده می‏شوند و از سوی دیگر بستر حقوقی استخراج الگوهای رفتاری هستند. این‌دسته از احکام یا خود حکم تکلیفی الزامی است، مانند حرمت ربا، اسراف و ... یا احکام وضعی‌ هستند که احکام تکلیفی الزامی را در پی دارند؛ برای مثال، وقتی گفته می‏شود بیع صحیح است، لازمه‏اش نقل و انتقال ثمن و مثمن است و بعد از انتقال، حرمت تصرف برای بایع در مثمن و برای مشتری در ثمن است. احکام و قوانین اقتصادی جهت‏گیری فعالیت‏های اقتصادی افراد را به‌سمت اهداف اقتصادی تنظیم می‏کند و چارچوب‏های تمام سیاست‏های اقتصادی است.

برخی از احکام اقتصادی در زمره احکام الزامی نیست؛ بلکه مستحبی شمرد، و به آن‌ها ارزش‏های اخلاقی در حوزه فعالیت‏های اقتصادی گفته می‏شود. همانند زهد در مصرف، ایثار، صدقه، انفاق در راه خدا، قرض‌الحسنه. این‌دسته از احکام افزون بر نقش جهت‌دهی فعالیت‏های اقتصادی به‌سمت اهداف اقتصادی باعث تهذیب نفس انسان و تکامل آن به‌سمت خدای متعالی هستند.

۴. الگوهای رفتاری در سه حوزه تولید، توزیع و مصرف: این الگوها فعالان اقتصادی (دولت و مردم) را به هم و به منابع ارتباط می‏دهند و فعالیت‏های اقتصادی را به سوی اهداف اقتصادی رهنمون می‏شوند. این الگوها در بستر اصول و قواعد اساسی، و احکام اقتصادی شناخته شده، استنباط و استخراج می‏شوند. این الگوها عبارتند از الگوی مصرف، الگوی پس‏انداز و سرمایه‏گذاری، الگوی عرضه و تقاضای بازار کالا و خدمات، الگوی عرضه و تقاضای بازار عوامل و ... .

این چهار دسته آموزه‏ها در عرصه اقتصاد اسلامی دارای ویژگی‏های ذیل هستند:

أ. دسته اول زیربنا و بستری برای دسته دوم هستند و همین‌طور دسته دوم برای دسته سوم و دسته سوم برای دسته چهارم؛

ب. هر دسته از این آموزه‏ها با سایر آموزه‏ها همسویی و همخوانی دارند و هیچ‏گاه نباید بین دسته‏ای از آموزه‏ها با سایر دسته‏ها ناسازگاری و تنافی وجود داشته باشد؛

ج. میان آموزه‏های هر دسته نیز باید هماهنگی وجود داشته باشد؛

د. تمام یا بخش اعظم این آموزه‏ها از عقل و وحی (قرآن) و سنت معصومان استنباط و استخراج می‏شوند.

چهار دسته آموزه‏های پیش‌گفته با توجه به ویژگی‏های بیان شده در جهت تحقق یک سری اهداف اقتصادی در جامعه، شناسایی و ساماندهی می‏شوند؛ در نتیجه دسته پنجم آموزه‌ها نیز مورد توجه است.

۵. اهداف اقتصادی: اهداف اقتصادی، نقطه‏های مطلوب و خواسته‏هایی هستند که هر فعال اقتصادی، فعالیت‏های اقتصادی خود و کلّ نظام اقتصادی، راهبردها و سیاست‏های اقتصادی نظام را برای دستیابی به آن سامان می‏دهد. این اهداف در سطح کلان از قبیل رفاه عمومی، عدالت اقتصادی و امنیت اقتصادی است و در سطح خرد به‌صورت هدف سرمایه‏گذار و تولید‌کننده و نیز هدف مصرف‌کننده مطرح است؛ برای مثال گفته می‏شود: هدف تولید‌کننده حداکثرکردن سود و هدف مصرف‌کننده بیشینه‌کردن مطلوبیت است.

در تایید برداشت ما از آموزه‌های اقتصادی اسلام می‏توان به بسیاری نوشته‏های محققان اقتصاد مراجعه کرد. محققان هنگامی که به بررسی آموزه‌های نظام‌های اقتصادی می‏پردازند، هیچ‏گاه در یک بررسی جامع به یک دسته از پنج نوع آموزه پیشین بسنده نمی‏کنند؛ بلکه از لابه‌لای تحقیقات آن‌ها هر پنج دسته آموزه پیش‌گفته آشکار می‏شود. منابعی که به بحث از تاریخ عقاید اقتصادی پرداخته‌اند، گواه روشنی براین مطلب هستند؛ البته ـ همان‌گونه که آقای منذر قحف اشاره کرد ـ هنگام اطلاق نظام اقتصادی، نمود و تبلور آن در دسته دوم از آموزه‏های پیش‌گفته، بیشتر آشکار می‏شود. این امر بدان سبب است که دسته دوم از آموزه‏ها جنبه راهبردی برای تمام سیاست‏ها و برنامه‏های اقتصادی هر نظامی دارد و هرگاه واژه نظام اقتصادی با پسوند سرمایه‏داری یا سوسیالیسم یا اسلام به‌کار برده شود، بیشتر، راهبردهای آن به ذهن خطور می‏کند (عسان محمود ابراهیم و منذر قحف، ۱۳۸۱: ص ۹۴).

در ادامه، ابتدا آرای برخی اندیشه‌وران و فقیهانی را که قلمرو اقتصاد اسلامی و روش کشف آن را براساس مبانی فقه شیعه ارائه داده‌اند، بیان و بررسی می‌کنیم؛ آن‌گاه روش‌هایی برای کشف آموزه‌های پنجگانه پیشین که مطابق با مبانی فقه شیعه باشد، تبیین می‌‌شود. در این بررسی ابتدا دیدگاه حداقلی درباره قلمرو اقتصاد اسلامی مطرح و بررسی می‌شود؛ آن‌گاه دیدگاه شهید صدر  تبیین و بررسی خواهد شد؛ سپس دیدگاه حداکثری بیان، و بعد در تبیین کشف آموزه‌های اقتصاد اسلامی ـ پیش‌تر اشاره شد ـ از روش ترکیب استفاده می‌شود.

 

۱. اقتصاد اسلامی به‌معنای مبانی ثابت

برخی اندیشه‌وران اسلامی بر این باورند که اسلام در مسائل اقتصادی فقط به ارائه مبانی و کلیاتی بسنده کرده است و سیستم اقتصادی براساس اوضاع زمانی و مکانی و مصالح متفاوت، تفاوت خواهد داشت؛ چنان‌که سیستم نظامی و سیاسی امروز ما با سیستم نظامی و سیاسی زمان پیامبر  فرق دارد؛ بنابراین، اسلام فقط در مبانی اقتصادی تأسیس دارد؛ یعنی فقط مبانی را ارائه داده است، اما در سیستم هیچ‌گونه تأسیسی ندارد. باید سیستم‏های گوناگون اقتصادی دنیا مطالعه شود و بهترین سیستم یا ترکیبی از سیستم‏های دنیا را که با اوضاع زمانی و مکانی ما سازگاری داشته باشد، و نیز با مبانی تأسیسی ما مخالف نباشد، انتخاب و در جامعه اجرا کنیم. یکی از اندیشه‌وران اسلامی در این باره می‌گوید:

اسلام در هر بعدی از ابعاد زندگی، اعم از اقتصادی و غیراقتصادی، مبانی ارائه داده است ... ؛ مبانی، اصول کلّی‏ای است که تابع شرایط زمان و مکان نیست؛ مثل این‌که مصرف نباید به حد اسراف و تبذیر برسد؛ اما سیستم، طرح و برنامه براساس شرایط زمان است که نباید در تعارض و مخالف با مبانی اسلامی باشد. بعد از این‌که مبانی شناخته شد، متخصصان اقتصاد می‏توانند براساس آن، سیستم‌های گوناگونی را در شرایط مختلف زمانی و مکانی طراحی کنند ... اسلام ... سیستم اقتصادی خاصی را مطرح نکرده است. تأسیس در مبنا درست است؛ اما در سیستم خیر.  ... حکومت اسلامی، نظام‏های دنیا را مطالعه می‏کند؛ سیستم‏های گوناگون اقتصادی را مورد بررسی قرار می‏دهد و سیستمی را که با شرایط ما سازگاری دارد یا ترکیبی از سیستم‏های اقتصادی دنیا را که با شرایط زمانی و مکانی ما سازگاری داشته باشد، همچنین مخالف با مبانی شرعی نباشد، انتخاب می‏کند و در جامعه اسلامی پیاده می‏کند. (معرفت، ۱۳۷۹: ص ۲۸۵ ـ ۲۹۳) .

چون بحث اصلی ما در این نوشتار بررسی روش‌های کشف آموزه‌های اقتصاد اسلامی هماهنگ با مبانی فقه شیعه است و در این گفتار به دو روش مهم امضا و تأسیس اشاره شده، ابتدا هر یک از این‌دو روش بررسی می‌شود و جایگاه هر یک در استفاده از آموزه‌های اقتصاد اسلامی مشخص شده؛ آن‌گاه آرای این اندیشه‌ور و سایر اندیشه‌وران مورد ملاحظه قرار می‌گیرد.

 

روش امضا

فقه اسلام از یک دیدگاه به باب معاملات و عبادات تقسیم می‏شود. مشهور میان فقیهان معاصر آن است که احکام عبادات تأسیسی و احکام معاملات امضایی هستند؛ یعنی تمام عبادات، حدود، شروط و قیود آن‌ها را شارع مقدس جعل و اعتبار، و نوع احکام آن‌ها را نیز بیان کرده است؛ بنابراین، برای آن‌که عبادات را همراه با حدود، شروط، قیود و احکام آن‌ها شناسایی کنیم، ناگزیر باید در ادله شرعی جست‌و‌جو کرد؛ اما معاملات این‌گونه نیستند. تمام معاملات همراه با حدود، شروط، قیود و احکام آن‌ها را عرف و عُقلا به لحاظ الزام‌های زندگی اجتماعی خود اعتبار می‏کنند و بنا می‏گذارند که رفتار خاصی را درباره پدیده نو ظهوری (همانند بیمه) داشته باشند؛ بنابراین، برای شناسایی انواع معاملات و احکام آن‌ها باید از عرف و عقلا و قراردادهای آن‌ها بهره جست.

اسلام‌خواهان سعادت دنیایی و آخرتی بشر است و بشر ممکن است در زندگی خود انواعی از معاملات را به‌کار گیرد یا از برخی معاملات به‌گونه‌ای استفاده کند که به مصلحت او نباشد؛ در نتیجه او را از مسیر سعادت دور کند. شارع اسلام این نوع معاملات را غیرمجاز و حرام می‏شمارد و به‌نحوی در آن‌ها تصرف می‌کند. این تصرف ممکن است به‌نحوی باشد که اصل آن نوع معاملات را منتفی، و به مسلمانان اعلام کند که حق ندارند آن‌ها را در متن زندگی خود به‌کار گیرند یا با افزودن یا کاستن برخی قیود و شروط، آن را مباح و مجاز می‏شمارد؛ بنابراین با مراجعه به مخصّصات و مقیدات در ادله شرعی نظر شارع مقدس کشف می‏شود. برای اثبات این روش، فقیهان و محققان فقه اسلامی به ادله‏ای تمسک جستند که مهم‌ترین دلیل، آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» (مائده (۵)، ۱) است. مقتضای این آیه حلیت هر نوع رابطه‏ای بین عرف و عقلا است که بدان «عقد» گفته می‏شود.

بر دلالت این آیه بر مطلب پیشین، اشکالات فراوانی شده است؛ اما فقیهان معاصر با رد تمام اشکالات، دلالت این آیه را پذیرفته، بر آن اصرار می‏ورزند؛ البته اگر عقدی ربوی، غرری، ضرری و  ... باشد، عموم آیه را تخصیص می‏زند؛ چرا که ادله خاص دیگری از طرف شارع وارد شده است که عبارتند از «نهی النبی  عن بیع الغرر اوعن الغرر (حرّ عاملی، ۱۴۱۳ق: ج ۱۷، کتاب التجاره، باب ۴۰، ص ۴۴۸، ح ۳) » و «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام (همان: ج ۲۶، کتاب الفرائض و المواریث، باب۱، ص ۱۴، ح ۱۰) و «احل الله البیع و حرّم الربا (بقره (۲)، ۲۷۵)» و ... ؛ بنابراین، وقتی عموم آیه «اوفوا بالعقود» کنار ادله خاص دیگر قرار می‏گیرد، مقصود جدی شارع در باب معاملات چنین به‌دست می‏آید: تمام معاملاتی که عرف و عقلا در زندگی خود انجام می‏دهند، مورد تایید و امضای شارع است، مگر آن‌که عقد و معامله‌ای ربوی، غرری، ضرری و ... باشد (ر.ک: موسوی خمینی، ۱۴۱۵ق: ص ۶۵ ـ ۷۷ و ص ۴۸ ـ ۵۳؛ موسوی خویی، ۱۳۷۷: ص ۱۵۹؛ اصفهانی، ۱۴۱۸ق: ص ۲۶۰ ـ ۲۷۰).

ادله دیگری برای اثبات این روش ذکر کرده‏اند (سلیمان‌پور، ۱۳۸۲: ص ۹۲ ـ ۹۴) که عبارتند از «المؤمنون عند شروطهم»، «الناس مسلطون علی اموالهم» و «ضرورت جلوگیری از اختلال نظام و عسر و حرج»؛ اما این‌دسته ادله از طرف فقیهان و اندیشه‌وران اسلامی با تردیدهای جدی مواجه شده است.

با پذیرش مطلب پیشین، هر عقدی که در محیط عرف جریان یابد، شرع آن را امضا کرده است، مگر آن‌که با ادله نهی منافات داشته باشد که در این صورت با تخصیص ادله عام به‌وسیله مخصصات، مقصود جدی شارع کشف می‌شود؛ بنابراین، وقتی عقدی در محیط عرف و عقلا جریان یافت، کافی است ما دنبال ردع شارع باشیم. اگر ردعی نیافتیم، دلیل بر امضای شارع است. به همین سبب گفته می‌شود صحت عقود جدید نیازمند امضای شارع است؛ هر چند امضا به‌نحو عدم ردع باشد.

از مطالبی که درباره روش امضا نوشتیم، مشخص است که می‌توان از روش امضا در کشف دسته سوم آموزه‌های اقتصاد اسلامی (احکام اقتصادی) بهره جست؛ چنان‌که در گفتار صاحب قول پیشین نیز آمده است: «اسلام در باب معاملات، در حد تعدیل (کم یا زیادکردن برخی شروط معامله) نظر دارد. اسلام معامله‌ای را اعتبار و ایجاد نکرد؛ بلکه تمام معاملات را خود عرف اعتبار و ایجاد کرد. اگر معامله‌ای با مبانی اسلام مخالف باشد، اسلام آن را نهی می‌کند»؛ بنابراین، تردیدی نیست در کشف این‌که کدام معامله عرفی و رفتار اقتصادی را با چه شرایط و قیودی شارع مورد تأیید قرار داده است، باید از روش امضا بهره جست. براساس این روش احکام رفتارهای اقتصادی عرف و عقلای دنیا در عرصه عقود و معاملات بررسی می‌شود و هر رفتاری که با احکام ثابت شده در شریعت مخالف نباشد، بر پایه روش امضا، مورد تأیید شارع است؛ ولی اگر اصل آن رفتار یا برخی از اقسام آن با احکام ثابت‌شده شریعت در حوزه اقتصاد مخالف باشد، از ناحیه شریعت اصل آن رفتار مورد تأیید و امضا قرار نمی‌گیرد یا قسمی که با شریعت مخالف است قید می‌خورد. از باب مثال وقتی در شریعت اسلام ثابت شد که «احل‌الله البیع و حرّم‌الربا» آن‌گاه که معاملات عرف و عقلای دنیا را به شریعت عرضه می‌کنیم، در می‌یابیم که تمام معاملات ربوی عرف و عقلای دنیا مخالف با حکم ثابت‌شده پیشین بوده و مردود شمرده شده است، مگر موارد استثنای ربا.

با توجه به آنچه گذشت، آنچه صاحب این قول درباره معاملات و روش امضا گفته، در واقع تبیین روش شریعت در باب معاملات است و از آیات و روایاتی نیز همین روش را استفاده کردیم. در خصوص مبانی گفته است که مبانی تأسیسی هستند. این مطلب نیز صحیح است و اشکالی بر گفتار ایشان وارد نیست؛ اما این‌که مقصود از روش تأسیس چیست، در ادامه توضیح مختصری داده می‌شود.

 

روش تأسیس

مقصود از تأسیس چیست؟ این‌که گفته شده مبانی اقتصاد اسلامی تأسیسی هستند، به چه معنا است؟ آیا این مبانی همانند عبادات وجود نداشته‌اند و شارع آن‌ها را تشریع کرده است؟ اگر شارع مبانی را تأسیس و تشریع کند می‌توان با استفاده از ابزار عقل روبناها را بر پایه آن مبانی بنا نهاد؟

ممکن است تصور شود که تأسیس به‌معنای استفاده از ابزار عقل برای رسیدن به مبانی اعتقادی، اصول و قواعد کلّی، احکام اقتصادی و... است؛ یعنی وحی و سنت کنار گذاشته شود و فقط از ابزار عقل به این معارف دست یابیم.

این مطلب، هرگز پذیرفتنی نیست؛ چون این قول بی‌نیازی بشر از وحی و سنت را بیان می‌کند.

اگر بپذیریم که با استفاده از ابزار عقل، کتاب و سنت به مبانی اعتقادی درباره خدای متعال و صفات او، عالم هستی و ویژگی‌های آن، انسان و خصوصیات وی، و نیز جامعه و ابعاد آن، و به معارفی از این قبیل می‌توانیم دست یابیم و با استفاده از این معارف به قواعد کلّی و اصولی برسیم که راهنمای عمل ما در عرصه‌های گوناگون زندگی باشد، در این‌صورت آیا این روش مجاز خواهد بود؟

اجمالاً پاسخ مثبت است؛ اما این‌که در چه صورتی و با چه شرایطی صحیح و مجاز است، در آینده هنگام توضیح «روش ترکیب» به بیان آن خواهیم پرداخت. در این تحقیق این روش تأسیس نامیده شده است.

ادامه دارد...

 

منبع: فصلنامه اقتصاد اسلامی، شماره ۲۲

 





[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  ] [ 12:28 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 434048 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب