تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

اهمیت تولید ملی از منظر قرآن کریم

 


منطق قرآن کریم این است که هیچ گاه در برابر ظلم و ستم کوتاه نیایید و قدرت خود را برای مقابله هرچه تمام تر با آنها بسیج کنید: (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ : و هر چه در توان دارید از نیرو  بسیج كنید.) (الأنفال: 60)

 


 

با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن سال 57 و كوتاه شدن دست قدرت های استكباری نظیر آمریكا از منابع سرشار ایران و سرنگونی رژیم ستم شاهی در این كشور، فصل جدیدی در تاریخ ملت بزرگ ایران و همچنین دور جدیدی از دشمنی های مستکبران بر علیه انقلاب اسلامی آغاز شد كه در طول گذشت مدت قریب به سه دهه از عمر پرفراز و نشیب ایران اسلامی همواره شاهد انواع و اقسام این دشمنی ها بوده ایم. 

روزی به همه هم پیمانان خود در مجامع بین الملی اعلام کردند که هدف فقط سرنگونی این انقلاب است و همه با هم باید دست به دست هم دهیم تا به هدف خود برسیم و بار دیگر فریاد فرعون را فراعنه زمان اعلام کردند که:

(فَأَجْمِعُوا كَیْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَ قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلى: پس نیرنگ خود را گرد آورید و به صف پیش آیید. در حقیقت، امروز هر كه فایق آید خوشبخت مى‏شود.)( طه :  64)

روزی دیگر بودجه ها و هزینه های کلان را برای سرنگونی انقلاب اسلامی تصویب کردند تا نگذارند انقلاب اسلامی لحظه ای به پیشرفت و پیروزی نزدیک شود :

(إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ: بى‏گمان، كسانى كه كفر ورزیدند، اموال خود را خرج مى‏كنند تا [مردم را] از راه خدا بازدارند.) ( الأنفال :  36)

روزی نیرنگ و حیله و فریب را وسیله ای برای رسیدن به اهداف شوم خود انتخاب کردند اما خداوند به همه کسانی که در راه او و برای او قدم بر می دارند فرمود:

(وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ لا تَكُ فی‏ ضَیْقٍ مِمَّا یَمْكُرُون: و صبر كن و صبر تو جز به [توفیق‏] خدا نیست و بر آنان اندوه مخور و از آنچه نیرنگ مى‏كنند دل تنگ مدار.)( النحل :  127)

به طور قطع و یقین از جمله عوامل مهم ناكامی بیگانگان در مقابله با انقلاب اسلامی نگاه نافذ و بصیرت بالای رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران در شناسایی دشمنان و روش های دشمنی آنان با انقلاب اسلامی بوده است.

در این راستا رهبر معظم انقلاب در طی سال های رهبری خود سه گام مهم در خنثی کردن اهداف و نقشه های شوم دشمن برداشته اند که به تبیین هر کدام از آنها می پردازیم :

1) دشمن شناسی

ایشان در سخنرانی های مختلف خود به اهمیت دشمن شناسی پرداخته اند و در مواقع و شرائط مختلف اهداف و برنامه های نظام سلطه را برای همگان تبیین کرده اند و صراحتاً اعلام کردند که: (یك ملت باید دشمن را بشناسد، نقشه دشمن را بداند و خود را در مقابل آن تجهیز كند.)( روزنامه کیهان 7 فروردین 86)

یکی از آیاتی که می توان اهمیت تولید ملی را از آن استفاده کرد این آیه شریفه است که با صراحت تمام بیان می کند که جامعه اسلامی باید در صدد باشد که در زیر سلطه بیگانگان و دشمنان قرار نگیرد و روشن است که وابستگی اقتصادی همان طور که امام خمینی رحمه الله علیه فرمودند منشأ تمام وابستگی ها و در نتیجه قرار گرفتن در تحت سلطه بیگانگان خواهد بود

 

2) قطع رابطه با دشمنان

ایشان پیرامون رابطه با دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی بارها و بارها در سخنرانی های متعدد اظهار داشتند که: (قانون الهى این است كه شما بمانید، شما قوى شوید، شما پیروز شوید؛ ان‌شاءاللَّه پیروز هم خواهید شد و ما هیچ احتیاجى به رابطه با امریكایی ها نداریم؛ هیچ احتیاجى به مذاكره و  رابطه با اینها نداریم و على‌رغم میل دشمنان ملت ایران، ملت ما ان‌شاءاللَّه مدارج ترقّى و پیشرفت را روزبه‌روز بیشتر خواهد پیمود.)(خطبه های نماز جمعه تهران : 1376/10/26)

3) کسب اقتدار و آمادگی کامل در مقابل دشمن

رهبر معظم انقلاب در سال های اخیر با نام گذاری سال ها گامی بلند دیگری در مأیوس کردن دشمنان انقلاب اسلامی داشتند و ملت استوار ایران را در مقابله با هرگونه تحریم و تهدید بسیج کرده اند .

حال با شروع سال جدید و موج تحریم ها و تهدید های دشمنان, معظم له با نام گذاری این سال به نام تولید ملی و حمایت از تولید و سرمایه داخلی بار دیگر ثابت کردند که ایران اسلامی بر مواضع خود در دستیابی به فناوری های روز دنیا به هیچ وجه کوتاه نمی آید و با تمام قدرت در راه رسیدن به کامل ترین و بهترین فناوری های روز دنیا تلاش می کند .

روشن است که یکی از بزرگترین حربه های دشمنان در مقابل موج خروشان ملت ایران تحریم های متعددی است که به مرحله اجرا گذاشتند و برای مقابله با این تحریم ها, تولید ملی یکی از بهترین راه های موجود است که می تواند امید دشمنان را تبدیل به یأس و نا امیدی کند.

 
اهمیت تولید ملی از منظر قرآن کریم

اهمیت تولید ملی را می توان از آیات متعددی از قرآن کریم استفاده کرد که در این مجال کوتاه به بررسی بعضی از آیات می پردازیم:

1) جامعه اسلامی زیر سلطه بیگانگان قرار نگیرد :

(وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً : و خداوند هرگز بر [زیانِ‏] مؤمنان، براى كافران راه [تسلّطى‏] قرار نداده است.)(النساء: 141)

یکی از آیاتی که می توان اهمیت تولید ملی را از آن استفاده کرد این آیه شریفه است که با صراحت تمام بیان می کند که جامعه اسلامی باید در صدد باشد که در زیر سلطه بیگانگان و دشمنان قرار نگیرد و روشن است که وابستگی اقتصادی همان طور که امام خمینی رحمه الله علیه فرمودند منشأ تمام وابستگی ها و در نتیجه قرار گرفتن در تحت سلطه بیگانگان خواهد بود :

(اگر ما یک وابستگی اقتصادی داشته باشیم این موجب می‏شود که وابستگی سیاسی هم پیدا بکنیم، وابستگی نظامی هم پیدا بکنیم. مملکتمان باز برگردد به آن حالتی ‏که سابق بود.) (بیانات در جمع انجمن اسلامی کارکنان وزارت صنایع و معادن:سال 1358)

پس برای اینکه بیگانگان سلطه ای بر جامعه اسلامی نداشته باشند  باید به مرحله ای از تولید برسیم که کلیه کالاهای مورد نیاز جامعه در کشور تولید شود و نیازی به کشورهای بیگانه برای واردات بعضی از محصولات نداشته باشیم .

2) بسیج تمام نیروها در برابر دشمنان

منطق قرآن کریم این است که هیچ گاه در برابر ظلم و ستم کوتاه نیایید و قدرت خود را برای مقابله هرچه تمام تر با آنها بسیج کنید:(وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ : و هر چه در توان دارید از نیرو بسیج كنید.)(الأنفال: 60)

مقام معظم رهبری در راستای اجرایی شدن بسیج نیروها در برابر دشمنان این سال را سال تولید ملی نام گذاری کردند و صراحتاً فرمودند: (ممكن است آمریكا خطرهائى براى كشورهاى دیگر ایجاد كند؛ ممكن است دیوانگى كنند. البته من همین جا بگویم؛ ما سلاح اتمى نداریم، سلاح اتمى هم نخواهیم ساخت، اما در مقابل تهاجم دشمنان - چه آمریكا و چه رژیم صهیونیستى - براى دفاع از خودمان، در همان سطحى كه دشمن حمله كند، به آنها حمله خواهیم كرد.)( بیانات در حرم رضوی در آغاز سال 91)

خداوند متعال در آیات الهی به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) توصیه می کند تابه امکانات دیگران چشم نداشته باشد

 

و مسلم است که یکی از بزرگترین عوامل برای مقابله با تهدیدات دشمنان رسیدن به مرحله ای است که نیازهای جامعه اسلامی در درون کشور تولید شود و نیازی به کشورهای دیگر وجود نداشته باشد.

3) چشم داشتن به امکانات دیگران از عوامل انحطاط

خداوند متعال در آیات الهی به این حقیقت اشاره می کند که چشم داشتن به امکانات دیگران یکی از مهمترین عوامل سقوط یک جامعه است. جامعه ای که با وجود دارا بودن امکانات و استعداد های فروان به امکانات دیگران چشم داشته باشد این جامعه نمی تواند از عزت کافی برخوردار باشد و مدام برای بهره وری از امکانات دیگران باید در برابر آنها سر تعظیم فرود بیاورد و در برابر آنها خضوع و خشوع کند .

خداوند متعال در آیات الهی  به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) توصیه می کند تا به امکانات دیگران چشم نداشته باشد:

(وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فیهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَیْرٌ وَ أَبْقى: و زنهار به سوى آنچه اصنافى از ایشان را از آن برخوردار كردیم [و فقط] زیور زندگى دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم، دیدگان خود مدوز، و [بدان كه‏] روزىِ پروردگار تو بهتر و پایدارتر است.)(طه: 131)

همچنین بیان می کند که در برابر امکاناتی که به دیگران داده ایم شما بر توانایی ها و امکانات خود تکیه کنید نه اینکه خود را با کشورها و شخصیت های مختلف مقایسه کنید و از کمبود های خود غمگین و ناراحت بشوید چرا که این طرز تفکر نشانه عدم رشد كافى و احساس حقارت درونى و كمبود همت مى باشد.

ملتی که می خواهد در برابر مستکبران دنیا با عزت و سربلندی قد علم کند به جای اینکه مدام خود را با سرمایه ها و پیشرفت های آنها مقایسه کند ، نیروى فكرى و جسمانى خویش را در راه رشد و ترقى خویشتن به كار مى گیرد، و به خود مى گوید من چیزى از دیگران كمتر ندارم و دلیلى ندارد كه نتوانم از آنها پیشرفت بیشترى كنم ، من چرا چشم به امکانات و پیشرفت های آنها که آن هم فقط در جهت مادی است و در بحران معنویت دست و پا میزنند بدوزم من خودم بهتر و بیشتر تولید مى كنم .(برگفته از تفسیر نمونه)




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 3:37 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مدیریت منابع انسانی در آموزه های اسلامی

 مدیریت منابع انسانی در آموزه های دین اسلام

مقدمه:
فرهنگ اسلام سرشار از بهترین شیوه ها و روشهای پیشرفته مدیریت است. قدرت و تاثیر این مدیریت عالی بوده که در عصر پیامبر اکرم (ص) و دوران ائمه اطهار (ع) از جامعه ای فقیر و ناتوان که گرفتار جنگهای قومی و قبیله ای بر سر مسائل و مفاخر بی ارزش بودند، جامعه ای نوین و متعالی ساخت، به طوری که در مدت کوتاهی توانست بر بزرگترین امپراتوری های زمان خود پیروز گردیده، خود حکومت و تمدن عظیمی را پی ریزی نماید.
بهترین روش ها و دستورات اداره و هدایت انسان ها، در گفتار و کردار پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) گرد آمده است و هرکس بنا به بضاعت خویش از این خرمن گوهربار، خوشه ای چیده است. کتابهایی چون سیاست نامه خواجه نظام الملک، نصیحت الملوک غزالی، قابوسنامه امیر عنصرالمعالی، چهار مقاله نظامی عروضی، شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی و... هریک متاثر از ارشادات معصومین (ع) به روش های هدایت انسان ها و آیین اداره ملک و مملکت اشاراتی نموده اند.
عنصر المعالی در قابوسنامه می نویسد:
«شغل را به سزاوار شغل ده، و کسی که نه مستحق شغل باشد وی را مفرمای، چنانکه کسی شرابداری را شاید، فراشی مفرمای و آنکه خزینه داری را شاید، حاجبی مده و..» . (1)
و سعدی علیه الرحمه می فرماید:
ندهد هوشمند روشن رای
به فرومایه کارهای خطیر
بوریاباف اگرچه بافنده است
نبرندش به کارگاه حریر
و مولوی نیز در این زمینه می فرماید:
هرکسی را بهر کاری ساختنتد
میل آن را در دلش انداختند
دست و پا بی میل جنبان کی شود؟
خار و خس بی آب و بادی کی رود؟
گویا این بزرگان کارشناسان امور مدیریتی بوده اند که وظیفه اصلی آنها نگارش شرح شغل و طراحی و برنامه ریزی نیروی انسانی بوده است.اما این نمی تواند باشد جز نتیجه تلمذشان از محضر شریف معصومین (ع)
ما نیز برآنیم تا در باب «مدیریت منابع انسانی » از گلستان کلام امیر المؤمنین (ع) گلی برچینیم تا رایحه دل انگیز آن راهگشای مشتاقان تعالی انسان ها وجامعه اسلامیمان باشد. در ابتدای امر کام جان را به کلام بزرگ رهبر و مدیر تاریخ، امام علی (ع)، معطر می سازیم که فرمودند:
«التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة » (2) (ظرافت و دقت در برنامه ریزی بهتر از امکانات و وسیله است.)
در صفحات آتی کوشیده ایم از میان صدها حدیث و روایت جمع آوری شده، معدود بیانات گلچین شده ای که بیشتر به بحث ما مربوط می شود، تقدیم نماییم.


ادامه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 21 فروردین 1391  ] [ 4:55 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

منشور ارتباط با مراجعين‏

منشور ارتباط با مراجعين‏
محمود شریفی
       
شغل‏ها، وسيله‏اى براى خدمت به مردم و رفع نياز آنان است. از اين رو، يك مدير مكتبى و مسلمان، بايد هميشه هدف شغلى خود را در نظر داشته باشد و در انجام وظيفه، هيچ گاه از اين هدف، منحرف نگردد.
اگر مديرى چنين باشد، رفتار او با مسئول بالاتر و تمام زيردستان و مراجعين، رفتارى مكتبى، مدبرانه و خردمندانه خواهد بود.
در اين مختصر برآنيم تا رفتارهايى را كه شايسته يك مدير مكتبى است، با استفاده از سخنان گهربار حضرت امام على بن ابى طالب عليه‏السلام - كه خود الگوى يك مدير مكتبى و موفق بود- تبيين كنيم و به صورت خلاصه ارائه دهيم.
با نگاهى اجمالى سخنان امام اميرمؤمنان عليه‏السلام در مى‏يابيم كه يك مدير مكتبى، بايد نسبت مراجعين دستورات ذيل را مورد توجه و عمل قرار دهد:
1. وقتى به مسئوليت رسيد، رفتارش نسبت به مردم تغيير نكند؛ بلكه به مردم نزديك شود و مردمى باشد.
2. مسئوليت را نعمتى الهى بداند و از اين فرصت، در جهت خدمت به مردم، در حد توان، تلاش كند.
3. در برخورد با مراجعين و مردم، مهربان و خوش رفتار باشد و به همه احترام بگذارد.
4. عيوب آنان را بپوشاند.
5. چيزى براى ديگران بپسندد كه براى خود مى‏پسندد.
6. با همه افراد و مراجعان، منصفانه رفتار كند.
7. در انجام وظايف و رفع نيازهاى مردم، صبور و با استقامت باشد.
8. به دنبال سودجويى از مردم و مراجعين نباشد.
9. مردم و مراجعه كنندگان را وسيله آزمايش خود بداند.
10. اگر مردم خطا كردند، آنان را عفو كند.
11. از كيفر دادن افراد، خوشحال نشود.
12. در كارهاى مردم، عجولانه تصميم نگيرد.
13. عجب و خودپسندى به خود راه ندهد.
14. به دنبال جلب توده مردم باشد و نه افراد ويژه.
15. با افراد شايسته، باتجربه و كاردان، مشورت كند.
16. افراد نيكوكار و بدكار، در نظر او يكسان نباشند.
17. به مراجعه كنندگان نيازمند، مستمندان، تهيدستان و از كارافتادگان، توجه ويژه داشته باشد.
18. براى مراجعه مردم، وقت خاصى را مشخص كند و به كار آنان، شخصا رسيدگى كند.
19. در مقابل مراجعان، تواضع و فروتنى كند.
20. رفتارش به گونه‏اى باشد كه مراجعه كننده با صراحت و بدون ترس، سخن خود را بيان كند.
21. خشونت و تندى سخن آنان را تحمل كند.
22. به وعده‏هاى خود عمل كند.
23. حقوق همه را رعايت كند.
24. در انجام كار مراجعه كنندگان، امروز و فردا نكند.
25. حق مظلومان را از ظالمان بگيرد.
26. در انجام كارها، از انديشه ديگران استقبال كند.
27. سعه صدر را پيشه خود سازد.
28. زحمت مردم و مراجعه كنندگان را به دوش گيرد.
محمود شريفى‏

پى نوشت:
1. نهج البلاغه، خطبه 50.
2. همان، خطبه 53.
3. همان: خطبه 53.
4. همان، خطبه 51.
5. همان، خطبه 53.
6. غررالحكم و دررالحكم، ج 5، ص 410، ح 8966.
7. نهج البلاغه، حكمت 173.
8. نهج البلاغه، حكمت 176.
9. غرر الحكم و دررالحكم، ج 5، ص 413، ح 8982.

منبع :http://www.ayineh.com/defaulte.aspx?namayesh=430




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 4:07 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

درس های زندگی؛حکایتهایی در اهمیت کار و تلاش

درس های زندگی؛حکایتهایی در اهمیت کاروتلاش

کار کردن برای خدا
از کارهای مهم آیة الله بروجردی، احداث بناهای عمومی بود که در قم ، نجف ، سامرا ، اروپا و امریکا صورت گرفت . ایشان یک هفته قبل از رحلتشان نامه ای برای وکیل خود در نجف نوشته که یک هفته پس از رحلتشان به دست وکیل می رسد . در آن نامه آمده است : «شنیده ام در نجف ، حمّام درستی وجود ندارد . شما زحمتی بکشید ، فعالیتی بکنید تا یک حمّام مناسبی در آن جا تأسیس شود . هم چنین شنیده ام شیعه ها در بغداد ، مسجد مناسبی ندارند . در یک جای خوبِ بغداد ، یک مسجدی بنا کنید . وقتی کار برای خدا باشد ، خدا مابقی را فراهم می کند» .
هم چنین برای ساختن مسجد اعظم قم به ایشان عرض شد : 35 تُن، آهن کم داریم . ایشان با آن که در آن زمان دستشان تنگ بود ، به یکی از دوستان به نام حاج احمد فرمود : «این آهن را تهیه کنید» . حاج احمد برای خرید آهن به تهران رفت و بعد از کم و زیاد کردن قیمت و چانه زدن ، آهن را به مبلغ 110 هزار تومان خریداری کرد . وقتی نزد آقای بروجردی آمد ، ایشان فرمود : «الآن نقد ندارم . این ده هزار تومان را بگیر . بقیه را هم بعدا می دهم» . وقتی حاج احمد پول را برای تحویل برد ، آهن فروش گفت : «من این آهن ها را برای پول ندادم؛ بلکه برای خانه خدا دادم» .
حاج احمد که از این رفتار، متعجب شده بود ، گفت : شما ابتدا آن قدر سختگیری کردید و چانه زدید و حالا می گویید : پول نمی خواهم . آهن فروش گفت : «سختگیری کردم می خواستم چیزی که برای خدای متعال دادم در حسابم باشد؛ البته سهم امام یا وجوه شرعی دیگری هم بدهکار نیستم» . 1

**************
چند کار با هم
یکی از نزدیکان امام راحل می گوید : «در یکی از روزهای اوایل فروردین 68، حدود ساعت هفت بعد از ظهر ، حضرت امام ، حقیر را برای انجام دادن کاری احضار فرمودند . وقتی خدمتشان مشرّف شدم ، حدود یک ساعت از مغرب گذشته بود . حضرت امام در حالی که هنوز مشغول تعقیبات نمازهای مغرب و عشاء بودند ، اوّلاً تسبیح در دست ، ذکر می گفتند. ثانیا به پشت ، خوابیده بودند و با بالا و پایین بردن پاهایشان ، نرمش مخصوصی را که پزشک توصیه کرده بود ، انجام می دادند . ثالثا تصویر بدون صدای تلویزیون را می دیدند . رابعا به صدای رادیو گوش می دادند و خامسا علاوه بر همه این امور ، علی ، نوه عزیزشان در حالی که سعی می کرد از حرکت های امام تقلید کند در کنارشان دراز کشیده بود و امام ، همزمان ، او را مورد نوازش و توجّه قرار می دادند .
به طور مکرّر شاهد بودیم که حضرت امام ، هنگام قدم زدن عصرانه ، در دستی تسبیح داشتند و به ذکر مشغول بودند و در دست دیگر ، رادیویی کوچک داشتند که به آن گوش می کردند .2

***
واعظ انار فروش
خاوری کاشانی ، شاعر جسور و مبارز ، در عصر مشروطیت می زیست . در اشعار او علاوه بردغدغه های سیاسی ، نگرانی ها و اهداف اجتماعی نیز هست . از نگاه او بحران های اجتماعی نیز به اندازه بحران های سیاسی، ضربه زننده است . در همان روزها به خطر استفاده از مواد مخدّر، آگاه شده و رساله ای به نام «کتاب محمود» در مذمت این امر تدوین کرد . از سوی دیگر ، خاوری ، خودکفایی و کار کردن را نیک می شمرد و می کوشید به شکلی نمادین ، این شایستگی را به مردم زمانه خود بیاموزاند . از جمله ابتکارات جالب او که با همکاری خواهرزاده شجاع و متفکرش ، آقا سید محمد رضا بدیع المتکلّمین انجام گرفت ، ماجرای انار فروشی بدیع المتکلمین بود . او از جمله واعظان برجسته تهران بود که محلّ رجوع مردم و مورد علاقه آنان بود . یک روز ، مردم تهران دیدند آقای بدیع المتکلّمین ، یک گاله بزرگ مملو از انار ، روی الاغ سفید خود بار کرده و خود با همان عبا و ردا و لباس معمولی روحانیون ، ترازویی به دوش کشیده و دنبال بار انار ، با همان آهنگ و لحنی که بالای منبر، مرثیه خوانی می کرد ، این اشعار را که خاوری ساخته بود ، می خواند :
ای وجودت بر نهال فیضِ حق بار ، ای انار
ای ز بودت قدرت یزدان پدیدار ، ای انار
من به جدّ خود رسول حق نمودم اقتد
از خفا آوردمت اینک به بازار ، ای انار
گر که «اکلاسبْ حبیبُ اله» بود قول رسول
مفتخوار از کسبْ دارد پس چرا عار ، ای انار؟
روز دیگر نیز با همان وضع ، مقداری خیارسبز بار کرد و اشعاری را هم که خاوری در وصف خیار و شرافت کسب و کار گفته بود ، خواند... .
این جریان ، ادامه پیدا کرد و به نام این واعظ نامدار ثبت شد؛ شاید چون مردم نمی دانستند یا باور نمی کردند که مدیر روزنامه « ثریا » [ میرزا محمود ] خاوری کاشانی ، مبتکر این اقدام نمادین و سراینده این اشعار بوده است . خاوری در یکی از روزهای محرم سال 1333 ه ق ، از دنیا رفت .3

***
سقّای تشنه لب
سال 1360 در عملیات طریق القدس، از ناحیه پا مجروح شدم . با تعدادی دیگر از مجروحان با یک 130 ـ C به بیمارستان هفت تیر تهران منتقل شدیم . در بیمارستان، خانم پرستاری به اتاق ما آمد و گفت : در اتاق کناری، پسر پانزده ساله ای هست که به شدت مجروح شده ، هم اتاقی هایش هم پیر هستند و وضعیت خوبی ندارد . می آورمش این جا سرش را گرم کنید . با او صحبت کنید که کمتر درد را احساس کند . اسمش «غلامعلی بابازادگان» بود . چند تا سوند هم بهش وصل بود . جراحت غلامعلی هم از ناحیه شکم و روده بود و نباید آب می خورد . بچه اهواز بود . ازش پرسیدم : چه طور رفتی منطقه؟ گفت : «با اصرار زیاد خودم . یک تعداد کلمن به من سپردند تا به رزمنده ها آب برسانم . تا این که خمپاره خورد و مجروح شدم» .
این پسر ، ده روز توی آن اتاق، تشنگی کشید و مدام سرش را بلند می کرد و به من می گفت : «آقا جان! تشنه ام، یک قطره آب به من بده» . می گفتم : صبر کن . خوب که شدی، آب هم بهت می دهیم .
مادرش روزهای ملاقات می آمد و دور از چشم پرستارها پنبه خیس می کرد و به لب های غلامعلی می زد . این تشنگی، آن قدر اوج گرفت که اگر کسی تو اتاق بغل ، آب از پارچ به لیوان می ریخت ، غلامعلی صدای شُر شُر آب را می شنید .
روزهای آخر ، سرش را بالا می گرفت و با حالت خاصی می گفت : «آقا جان! تو را به حضرت ابوالفضل ، یک قطره آب به من بده» .
روز دهم ، ساعت دوازده شب ، چشمم به سوندهای زیر تخت او بود که دیدم پر از خون شدند . دکترها آمدند، پرستارها خیلی سریع پاراوان کشیدند و نفس مصنوعی می دادند . ما دعا می کردیم و بعد از چند لحظه، احساس کردم خلأی در آن اتاق ایجاد شد و آنها کار تنفس مصنوعی را ادامه ندادند .
غلامعلی ، دیگر تمام کرده بود . صبح که مادرش آمد و تخت پسر را خالی دید ، همان جا میان چارچوب در، روی زمین نشست و گفت : «آن دنیا به خدا خواهم گفت غلامعلی من سقا بود، ولی ده روز تشنگی کشید ...».
این قضیه ، دستمایه دومین فیلم کوتاه من با عنوان «سقّای تشنه لب» شد .4

***
کار و افتخار
آقای دکتر محمود مرعشی، رئیس کتاب خانه آیت الله مرعشی قم می گوید : «مرحوم پدر عزیزم در زمان جوانی از وضعیت مالی مناسبی برخوردار نبودند ، و از سویی برای آن که هجوم فرهنگی بی سابقه که سوداگران برای خروج نسخه های خطی از کشورهای اسلامی تلاش گسترده ای را آغاز نموده بودند، به ناچار برای مقابله با آن، یک وعده غذای روزانه خود را ترک کردند و شب ها پس از فراغت از درس و بحث و مطالعه، در یک کارگاه برنج کوبی تا نیمه های شب کار می کردند ، همچنین نماز و روزه استیجاری به جا می آوردند و این دستمزدها را صرف تهیه و خرید نسخه های خطّی می نمودند» .
ایشان در جای دیگر نقل می کند : «نسخه خطی منحصر به فرد یک کتاب رجالی (که نسخه ای نایاب و نفیس بود) در کتاب خانه [ خاله زاده ام ] آیت الله [سیّد مهدی] لاجوردی [ در قم ] وجود داشت . این جانب، سخت پیگیر خریداری آن برای مرحوم پدرم بودم . متأسفانه ایشان به این کتاب ، علاقه بسیار داشت . من نیز پنج سال تمام دنبال آن بودم . حتی یک بار، اشک ریختم و به آقای لاجوردی اظهار داشتم : بسیار دل شکسته شدم . واپسین بار که به منزل ایشان برای زیارت خاله ام (که مادر ایشان بود) رفته بودم ، خاله ام به ایشان فرمود : «چنانچه کتاب را به ایشان ندهی، از تو دلگیر خواهم شد» .
سرانجام در همان روز ، کتاب را به این جانب واگذار نمود . سپس با سرعت به سوی منزل پدرم شتافتم و به حضور معظم له رسیدم و مژده کتاب را دادم. پدر، سر را بلند کرد ، نظری به آسمان افکند و فرمود :«فرزندم! رضایت پدر ، بزرگ ترین سرمایه ای است که خداوند به تو عنایت فرموده است» .
خدا را سپاس که توانسته ام پدر را از خود ، راضی نگاه دارم .5

***
باید کارکرد، کار، کار
وقتی از علامه محمدتقی جعفری قدس‌سره درباره علت موفقیت شان سؤال کردند، آن فیلسوف و مفسر بزرگ جهان اسلام، در پاسخ گفتند: ... دو علت دارد: یکی اختیاری و دیگر غیراختیارى. عنصر غیراختیاری در واقع همان ذوق و عشقی است که خداوند نسبت به دانش در من قرار داد. البته، من پسر خاله خدا نیستم، بلکه این عنصر در افراد دیگری هم هست. در هر زمینه‌ای که من مطالعه می‌کردم می دیدم علاقه دارم. دلیل علمی مسئله هم این است که هر یک از علوم، بُعدی از حقیقت را نشان می‌دهند و انسان هم جویای کشف حقیقت است. عنصر دیگر اختیاری پشتکار است. استعداد و نبوغ اگر چه مهم است، ولی نباید به آنها اعتماد کرد. سال‌ها پیش که در نجف بودیم، فرق ما و طلبه‌های عرب این بود که پشتکار عجیبی داشتند و ما استعداد فراوان. خلاصه باید کاری کرد، کار، کار به استعداد نمی‌توان زیاد تکیه کرد.

پی نوشت ها :

1. شکوه فقاهت ، تهیه و نشر : مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، 1379 ، ص 508 (به قلم : عبدالله امینی) .
2. در سایه آفتاب ، محمد حسن رحیمیان ، قم : مؤسسه پاسدار اسلام ، 1373 ، ص 109 .
3. زندگی نامه خاوری کاشانی ، گردآورنده : حسن نراقی ، تهران : انتشارات گوتنبرگ ، 1336 ، ص 28 و 29 و 47 .
4. روزنامه جام جم ، شنبه ششم اسفند 1384 (شماره 1662) ، «گفتگو با رسول ملاّقلی پور ، کارگردان فیلم های دفاع مقدّس» .
5. فهرست نسخه های خطی کتابخانه آیت الله مرعشی ، ج 33 ، قم : کتاب خانه آیت الله مرعشی ، ص 124 و 374 .
6. فروغ اندیشه، گذری بر زندگان علامه محمدتقی جعفرى

منبع: دوماهنامه حدیث زندگی ، شماره 30



[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 12:41 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

نگاه تکلیف مدارانه به کار و تلاش در اسلام

نگاه تکلیف مدارانه به کار و تلاش در اسلام

کار ، وسیله تقرب به خداوند
اسلام به کار و کارگر ارزش بسیار والایی داده است، به گونه ای که کار کردن را از بزرگ ترین عبادت ها و وسیله ای برای تقرب به پروردگار شمرده است. در اسلام کارگر، شهید زنده و کارگری شغل انبیاست و از راه کسب و کار می توان به بهشت برین رسید. قرآن مجید کارکردن را با ارزش می داند و می فرماید: «نیست برای انسان، مگر بازتاب عمل و واکنش کارش. سپس، به پاداش کامل تری خواهید رسید». (نجم: 40 و 41)
از سوی دیگر بی کاری و تن آسایی صفاتی هستند که در ادبیات دینی، با نفرت و نکوهش از آنها یاد شده است. در اسلام کار به عنوان یک دستور دینی واجب است. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام9 آمده است: «تلاش در جهت کسب روزی حلال، بر هر زن و مرد مسلمان واجب است».
در حدیثی دیگر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کار را برترین عبادت دانسته است. ایشان کار را بهترین راه رسیدن به سعادت معرفی می کند و می فرماید: «نود درصد راه تقرب، به کار منتهی می شود».
از نظر اسلام همه مسلمانان باید به کار و حرفه ای بپردازند. انسانی که کار نمی کند و تنها به عبادت و پرستش خداوند بسنده می کند، دعایش از سوی خداوند پذیرفته نیست. از امام صادق علیه السلام روایت است که آن حضرت از علی ابن العزیز پرسید: عمرابن مسلم چه کار می کند؟ گفت: فدایت شوم! کسب و کار را رها کرده به عبادت روی آورده است. فرمود: وای، مگر نمی داند دعای بدون کار و کوشش پذیرفته نمی شود.
اگر در جامعه ای بر اساس آموزه های دینی عمل شود و کار ارزش یابد و به عنوان مایه رستگاری و وسیله تقرب به پروردگار به آن نگریسته شود، فرهنگ کار تقویت خواهد شد و البته برآیند چنین اندیشه ای؛ ابتکار، خلاقیت و رشد و توشعه به معنای عام خواهد بود.

پیام ها :
1. اهمیت کار و کارگری در اسلام؛
2. نکوهش بی کاری.

کار، سیره انبیا و اولیای الهی
کار و تلاش، سیره تمام پیامبران آسمانی است. پیامبران پیش از بعثت، به کارهای سختی، همچون: شبانی، کشاورزی و... می پرداختند. شخصیت و زندگی آنان با کار همراه بود و با تمام وجود زحمت ها و تلاش های طاقت فرسای مردم ضعیف جامعه را درک می کردند. پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام حتی پس از رسیدن به مقام نبوت و جانشینی، همواره با کار و تلاش مأنوس بوده اند. مقام کارگری، از دیدگاه معصومین شأن والایی دارد. از نظر پیامبر گرامی اسلام، منزلت کارگران در ردیف انبیاست. ایشان فرموده است:
هر کس از دست رنج خویش مخارج زندگی خود را تأمین کند، روز قیامت در صف پیامبران قرار خواهد گرفت و از عنایاتی که پیامبران بهره مندند، بی نصیب نخواهد ماند.
داشتن درآمد بیشتر، از درآمد کمتر مطلوب تر است، زیرا با مازاد درآمد می توان به انجام کارهای نیک و پسندیده اقدام کرد. آدمی باید با کمک به هم نوعان روح دیگر خواهی را در خود تقویت و دست تهی دستان و افتادگان را بگیرد. بدین منظور، امام علی علیه السلام در گرمای سوزان عربستان، تعداد زیادی چاه و قنات احداث کرد. نخلستانی با هزاران درخت خرما آباد کرد و زمین های بسیاری را زیر کشت برد. بعضی از قنات ها و زمین های آبادی را که خود احداث و زیر کشت برده بود، وقف نیازمندان کرد.
همچنین آن امام دل سوز، از حاصل دست رنج خود افراد بسیاری را از اسارت و بندگی نجات داد و آزادی را به آنان بازگرداند.
بنابراین، با توجه به روش و سیره ائمه معصومین علیهم السلام ، کار و تلاش از صفات پسندیده و مایه رستگاری انسان و پیشرفت جوامع انسانی است.

پیام ها :
1. اهتمام به کار، در سیره و رفتار پیامبران و معصومین علیهم السلام ؛
2. ارج نهادن به شأن و منزلت کارگر در اسلام.

کار در دیدگاه آیات و روایات
در آیات و روایات بسیاری از کار به عنوان عمل صالح یاد شده و از مقام کارگر ستایش شده است و کارگران نیز به بهشت جاویدان بشارت داده شده اند. بنابر رهنمودهای دینی، مسلمانان باید در انجام کار نیک از همدیگر پیشی گیرند: «انّما تُفاضَلُ القوُم بِالاَعْمال؛ گروه ها از طریق کار نسبت به هم برتری می یابند.» این نگرش و رویکرد مقدس به کار، موجب می شود که برای آن مرزی تعیین نشود.
اوُصیکَ اَنْ لایَکُونَنَّ لِعَمَلِ الْخَیْرَ عِنْدَکَ غایَةً فِی الْکَثْرِة.
سفارش می کنم تو را که برای عمل خیر، در نزد تو محدودیتی نباشد.
نگاه قدسی و عبادی به کار، انگیزه کار کردن را در انسان تقویت می کند و مرتبه معنوی و اجتماعی او را بالا می برد. در همین ارتباط، در قرآن مجید می خوانیم:
«درجات و مقامات عالی، ویژه مؤمنانی است که تلاش های عملی مثبت و سازنده دارند». (طه:75)
در سخنی زیبا از امام صادق علیه السلام هم آمده است:
سه چیز از اسباب سعادت است. یکی از آنها این است که انسان برای بهبود زندگی و کسب و معیشت خود، صبحگاهان از خانه بیرون رود و شبانگاهان برگردد.

پیام ها :
1. تلاش برای انجام کار با تمام توان؛
2. دست یابی به درجات عالی در پرتو کار و تلاش.

نکوهش بی کاری در اسلام
امام علی علیه السلام در هشداری، بی کاری و تن پروری را نکوهش کرده و فرموده است: «با اراده سست، ضعف پیشگی، و گرایش به بی کاری، بعید است که انسان به سعادت برسد».
بی توجهی به کار و روی آوردن به تنبلی و بی کاری، در حوزه اقتصاد، روان شناسی و جامعه شناسی، به عنوان یک معضل و پدیده زیان بار معرفی شده است که اختلالات روانی، نابهنجاری های اجتماعی و بزهکاری از پی آمدهای آن است. ادامه یافتن این مشکل برای مدت طولانی، آسیب های روانی جبران ناپذیری را در سطح کلان به وجود می آورد؛ آسیب هایی که عزت و اعتماد و اتکای به نفس را از افراد بی کار می گیرد.
بی کاری، تنها ریشه اقتصادی ندارد، یعنی حتی با جریان فعالیت های اقتصادی نسبتا مطلوب در جامعه و وجود مشاغل کافی و متنوع برای افراد، عده ای از کار کردن سرباز می زنند. این نوع بی کاری، ریشه فرهنگی دارد. در این گونه مواقع باید با ایجاد فرهنگ کار و ارزش گذاری به همه نوع مشاغل و هدایت به سمت نگاه عبادی به کار، انگیزه ها را افزایش و تعداد بی کاران را کاهش داد.
سفارش به استفاده بهینه از وقت، به منظور نهادینه سازی فرهنگ کار بسیار مهم است. اتلاف وقت از بزرگ ترین گناهان به شمار می آید و برای رسیدن به رستگاری می باید از وقت محدود و عمر کوتاه، بیشترین بهره را برد. هدر دادن وقت در قالب خواب زیاد، رفت و آمدهای غیرضروری، زیاده گویی و غیره، از نظر اخلاقی پسندیده نیست. امام علی علیه السلام در نکوهش وقت گذرانی می فرماید: «بی کاری دائمی فساد آور است.» اسلام با نگاه تکلیفی به کار و نیز جهاد خواندن آن، انگیزه کار را در مؤمنان افزایش می دهد و از طریق مبارزه با بی کاری، تنبلی و تن آسایی به احیای فرهنگ کار اقدام می کند. آموزه های دینی، بی کاری و تنبلی را عامل انحراف و ناهنجاری عنوان می کند و تن آسایی و مصرف گرایی را از عوامل فقر و نداری می داند. پیامبر گرامی اسلام با افراد بی کار به سردی برخورد می کرد و آشکارا نارضایتی خود را نشان می داد. ایشان روزی مرد نیرومندی را دید، با تعجب پرسید: آیا حرفه ای دارد؟ گفتند: بی کار است. فرمود: او که کار نمی کند، ارزشی ندارد.
بی شک انسان بی کار افزون بر رنج خود، خانواده و اطرافیانش را هم از این نظر در فشار و سختی نگه می دارد و به آنها آسیب می رساند. در سخنی امام صادق علیه السلام می فرماید: «انسان توانمند اگر کار نکند، در خوش گذرانی و بطالت می افتد و سرانجام به خود و خویشاوندانش آسیب های جدی می رساند».
امام علی علیه السلام در گفتاری، بر این مهم این گونه اشاره می کند: «سهل انگاری و تنبلی، به از بین رفتن حقوق دیگران می انجامد».
انسان تن آسا نزد خداوند هم ارج و قربی ندارد، چنان که امام صادق علیه السلام فرد بی کار را محبوب خدا نمی شمارد و می فرماید: «خداوند از خواب زیاد و بی کاری پیوسته نفرت دارد». بی کاری افزون بر زیان های اقتصادی، آثار سوء روحی، روانی دارد و در برخی از روایت ها به آثار زیان بار روانی بی کاری اشاره شده است. نفس کار، شادابی و نشاط آور است و در مقابل، بی کاری عامل افسردگی وپژمردگی روان است. از امام علی علیه السلام نقل است: «کار کردن، بر توان و نیروی انسان می افزاید.» و «عدم فعالیت بدنی، انسان را سست و ضعیف می سازد و شادابی و نشاط را از او می گیرد».

پیام ها :
1. ایجاد فرهنگ کار و پیش گیری از اتلاف وقت؛
2. نکوهش بی کاری در اسلام؛
3. بی کاری، عاملی در جهت تضییع حقوق خانواده.

رابطه کار و عزت نفس
در ادبیات اسلامی، بخشی از عزت نفس، در گرو کار و تلاش است. کار کردن، موجب می شود انسان به کمک دیگران امید نبندد و دست تکدی و نیاز به سوی این و آن دراز نکند. انسان باید بکوشد با کار و حرفه ای مخارج زندگی خود و خانواده اش را تأمین کند و اسیر محبت و منت دیگران نشود. شایدبه همین سبب است که امام علی علیه السلام در وصیتی به فرزندش امام حسن علیه السلام فرموده است:
اگر می خواهی آزاد باشی و حریت داشته باشی، مانند بندگان و غلامان زحمت بکش و کار کن. امید و آرزوی خود را از مال جمیع انسان ها قطع کن، هرگز چشم طمع به مال و ثروت و اندوخته دیگران نداشته باش. اگر کار و کسبی به تو پیشنهاد شد، نگو این کار کسرشأن من است و درجه و مقام مرا در جامعه پایین می آورد. زیرا هیچ چیز به اندازه اینکه انسان از دیگران توقع و تقاضا داشته باشد و استمداد کند، او را پست، حقیر و خوار نمی کند. تو تا وقتی از دیگران بی نیاز باشی و چشم طمع به مال کسی ندوزی و از فردی هدیه نخواهی، از همه بلندقدرتر نیزخواهی بود.
بی نیازی از دیگران و عزت نفس، در ذات کار و کوشش است. امام صادق علیه السلام در به هم پیوستگی این دو اصل می فرماید:
ای بنده خدا، عزت خود را با کار کردن حفظ کن. [شخصی] پرسید: فدایت شوم، عزت من در چیست؟ حضرت فرمود: صبح گاهان برای کسب رفتن و اعتماد به خود داشتن، عزت توست.
بنابراین، انسان باید با کد یمین و عرق جبین، خود را از ذلت و زبونی رهایی بخشد و متکی به کار و فعالیت خود باشد و دست نیاز به سوی این و آن دراز نکند. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در توصیه ای می فرماید:
هر که برای حفظ آبروی خود از ذلت سئوال و تکدی و همچنین برای اداره خانواده و کمک به همسایه در پی کسب حلال برود و کار کند، روز رستاخیز با چهره ای تابناک مانند ماه شب چهارده به پیشگاه خداوند حضور می یابد.

پیام ها :
1. عزت نفس، در گرو کار و تلاش؛
2. اتکا به کار و فعالیت و پرهیز از تکدی گری.

منبع: ماهنامه طوبی ، ش 3
منبع واسطه : http://rasekhoon.net/Article/Show-51846.aspx



[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 12:38 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

 

كار از ديدگاه حضرت على (علیه السلام)


كار از ديدگاه حضرت على (علیه السلام)

نويسنده:اصغر محمدى

چكيده
حضرت على عليه السلام ضمن دفاع از اصول و موازين دين مبين اسلام از كار و تلاش در مسير احيا و آبادانى جامعه دريغ نكرد و مزارع و باغ‏هاى متعددى را احيا و آباد كرد . در مدت خلافت‏خويش نيز از كار غافل نگشت . در طول حيات خود اثرى گران‏بها به نام «نهج‏البلاغه‏» را به يادگار گذاشت . در اين اثر جاويدان بسيارى از آموزه‏هاى الهى، سياسى، مذهبى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و . . . آمده است .
در اين مقاله سعى شده است‏با بهره‏گيرى از نهج‏البلاغه و كتب مرتبط با آن و استفاده از انديشه‏هاى برخى از متفكران، كار بررسى شود و با ديدگاه جامعه‏شناختى مقارنه و مقايسه گردد .
واژه‏هاى كليدى: كار، تقسيم كار، كار آزادانه و اجبارى، بيكارى، كارهاى شايسته، كارهاى ناشايست

1 . مقدمه
هر جامعه‏ اى براى تداوم حيات و بقا به كار و فعاليت مردم و مسؤولان احتياج دارد . نياز به كار از قرون باستان وجود داشته است و هرچه مى‏گذرد، بر اهميت آن افزوده مى‏گردد . كار قسمت اعظم از زندگى انسان را در بر مى‏گيرد .
به عقيده‏ى بسيارى از متفكران اجتماعى و انديشمندان اسلامى انسان موجودى اجتماعى است . انسان‏ها قسمت اعظم نيازها و احتياجات خود را از طريق كار گروهى و اجتماعى تامين مى‏كنند . حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام، انديشمند و پيشواى برجسته شيعيان و امت اسلامى كار و تلاش را با درايتى واقع‏بينانه بيان نموده است .
كار از مفاهيم مهم علم جامعه‏شناسى است . كار سرمايه و ذخيره‏ى ملى است و مى‏تواند به رشد تمدن كمك كند . اگر افراد جامعه‏اى به طور نسبى بتوانند كار و شغل مناسب به دست آورند و شغل آنان متناسب با استعدادها، توانايى‏ها و علائق آنها باشد، زمينه براى نوآورى، ابتكار، رشد و پيشرفت در ابعاد اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جامعه به وجود مى‏آيد . برعكس اگر زمينه‏هاى اشتغال و كار در جامعه محدود و تقاضا براى كار بسيار باشد، به تدريج‏بيكارى افزايش مى‏يابد . گسترش بيكارى منجر به آسيب‏ها و پيامدهاى ناگوار در جامعه مى‏شود .

2 . تعريف كار
از نظر لغوى كار به معناى فعل و عمل و كردار انسان است و در اصطلاح، كار فعاليتى است نسبتا دائمى كه به توليد كالا يا خدمات مى‏انجامد و به آن دستمزدى تعلق مى‏گيرد .
به عقيده‏ى بعضى از صاحب‏نظران در تعريف كار به نوع خاصى از كار توجه نشده است; بلكه كار را در مفهوم عام سرچشمه‏ى انباشت ثروت و سرمايه و نهايتا رشد و شكوفايى جوامع تلقى كرده‏اند . پولكس فن (1) مى‏گويد:
مردم سرچشمه ثروت‏هاى منقول بوده و افزايش ثروت از كار و زحمت آنها ناشى مى‏شود . (2)
از نظر برخى از اقتصاددانان ليبرال از جمله كلسن كار عبارت است از:
استفاده‏اى كه انسان از نيروهاى مادى و معنوى خود در راه توليد ثروت يا ايجاد خدمات مى‏كند . (3)
بر اساس اين تعريف فعاليت و كار به طور عمده از طريق هدف‏ها و ارزش محصولى كه توليد شده معين مى‏گردد; به عبارت ديگر كار زمينه را براى توليد و افزايش خدمات ايجاد مى‏كند .
به طور كلى كار عبارت است از:
مجموعه عملياتى كه انسان با استفاده از مغز، دست‏ها، ابزار و ماشين‏ها براى استفاده‏ى عملى از ماده روى آن انجام مى‏دهد و اين اعمال نيز متقابلا بر انسان اثر مى‏گذارد و او را تغيير مى‏دهد . (4)
بر اساس تعريف مذكور كار داراى سه خصوصيت است:
نخست، كار مبتنى بر فعاليت فكرى و بدنى است;
دوم، از طريق كار، كالايى توليد مى‏شود يا خدمتى عرضه مى‏گردد;
سوم، در قبال انجام كار، دستمزدى پرداخت مى‏گردد .
در انديشه‏ى حضرت على عليه السلام مى‏توان به صورت استنباطى كار را چنين بيان نمود: كار عبارت است از تلاش و كوشش انسان‏ها براى آماده كردن زاد و توشه‏ى آخرت در دوران زندگى در دنياى مادى .
حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: فعليكم بالجد و الاجتهاد، و التاهب، و الاستعداد، و التزود فى منزل الزاد; (5) بر شما باد به تلاش و كوشش، آمادگى و آماده شدن و جمع آورى زاد و توشه‏ى آخرت در دوران زندگى .
از ديدگاه على عليه السلام در جامعه يكى از حقوق اوليه‏ى مردم اين است كه همه حق دارند، شاغل باشند . كار كوچكى و بزرگى ندارد; مگر با توجه به كارى كه انجام مى‏دهند و هركس اعم از مرد و زن پاداش كار خود را خواهد ديد .

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ جمعه 18 فروردین 1391  ] [ 12:37 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کار آفرینی در کلام بزرگان


 کار آفرینی در کلام بزرگان

1-  قدر الرجل قدر همته  :  ارزش هر فرد به اندازه همت اوست.   (امام علی علیه السلام)

2- الظفر بالحزم و الحزم باءاجاله الراي والراي به تحقيق الاسرار  :

 پيروزي به دورانديشي است و دورانديشي به جولان انديشه  و انديشه به نگاه داشتن اسرار.   (امام علی علیه السلام)

3- أعقل الناس، انظرهم في العواقب  : عاقل ترين مردم كسي است كه به آينده كارها بينديشد.   (امام علی علیه السلام)

4- اوصيكما وجميع ولدي ومن بلغة كتابي بتقوي الله و نظم امركم :

 شما را و همه فرزندان و خانواده ام وآنكه نوشته من به دستش برسد به داشتن تقواي الهي و نظم در امور سفارش مي كنم.   (امام علی علیه السلام)

5- الكاسب حبيب الله : كاسب دوست خداست.   (پیامبر اکرم صل الله علیه و آله)

6- الفرصة تمّرمرّالسحاب : فرصتها را مغتنم بشماريد كه همچو ابرها در گذرند.   (امام علی علیه السلام)

7- من طلب التجارة استغني عن الناس : كسي كه وارد كسب و كار شود،از مردم بي نياز مي شود.   (امام حسین علیه السلام)

8- التجارة تزيد في العقل : كسب و كار عقل را زياد مي كند.   (امام صادق علیه السلام)

9- التاجر الجبان محروم است،والتاجرالجسورمزروق : كاسب ترسو محروم است،وكاسب شجاع روزي خود را مي گيرد.   (امام علی علیه السلام)

10- تسعه اعشار الرزّق في التجارة : نه جزء رزق و روزي بندگان خدا در كسب و كار است.   (پیامبر اکرم صل الله علیه و آله)

11- بهترين مردم كسي است كه مردم از او منتفع شوند.   (امام صادق علیه السلام)

12- من تورط في الامور بغير نظر في العواقب فقد تعّرض للنوائب :

كسي كه بدون توجه به آينده وارد كارها شود، در آينده با پشيماني و حسرت روبه رو خواهد شد.   (امام علی علیه السلام)

13- هر كسي به رويش در خيري گشوده شد، بايد آن را غنيمت بشمارد و از هر فرصت استفاده كند، زيرا نمي داند كه چه وقت آن در به رويش بسته مي شود.   (پیامبر اکرم صل الله علیه و آله)

14- تباه ساختن فرصت باعث اندوه و ندامت است.   (امام علی علیه السلام)

15- من ابطأ به عمله لم يسرع به حسبه : هر كه دركارها درنگ كند، شرف نسب،سبب سرعت در كاهش نشود.   (امام معصوم علیه السلام)

16- جواني فرصتي است كه فقط يك بار به دست مي آيد.  (امام علی علیه السلام)

17- افضل العمال احمزها : برترين اعمال مشكل ترين آنهاست.   (پیامبر اکرم صل الله علیه و آله)

18- يسّر و لا تعسّر : سهل گير و سخت نگير.   (پیامبر اکرم صل الله علیه و آله)

19- انّ الله لايغيّر ما بقوم حتّي يغيّروا ما بانفسهم : خداوند هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر به وسيله خود آنان.   (قرآن کریم)

20- اطلب العلم و لو بالصّين : براي طلب دانش حتي شده به چين سفر كنيد.   (پیامبر اکرم صل الله علیه و آله)

21- الحكمة ضالة المومن فخذ الحكمة و لو من اهل النفاق : دانش، گمشده مؤمن است پس حكمت را فرا گيريد حتي از منافقان.   (امام علی علیه السلام)

22- آن كس كه به بازار، چيزي وارد مي كند، مانند آن است كه در راه خدا جهاد مي كند، و آن كه در بازار احتكار مي كند، مانند كسي است كه در كتاب خدا كافر به شمار رفته است.   (پیامبر اکرم صل الله علیه و آله)

23- من اومأ الي متفاوت خذلته الحيل : كسي كه به كارهاي گوناگون مي پردازد، چاره سازي هايش براي او كارساز نخواهد بود.   (امام علی علیه السلام)

24- دعوا الناس برزق الله بعضهم ببعض : مگذاريد خداوند بعضي از مردم را به دست ديگري روزي دهد.   (پیامبر اکرم صل الله علیه و آله)

25- ان الله تعالي كتب عليكم السعي فاسعوا : خداوند تلاش را بر شما مقرر داشت، پس بكوشيد.   (پیامبر اکرم صل الله علیه و آله)

26- البلاء و للولاء : بلايا و سختي ها براي بندگان خاص خداست.   (پیامبر اکرم صل الله علیه و آله)

27- من اصبح ولم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم : هر كسي كه شب را صبح كند در حالي كه نسبت به مشكلات برادران ديني خود اهتمام نورزد و در انديشه رفع مسائل آنان نباشد، مسلمان نيست.   (پیامبر اکرم صل الله علیه و آله)

28- لا تجعلوا عملكم جهلا، ويقينكم شكا، اذا عملتم فاعملوا، واذا يتقنم فاقدموا :

 علم خود را به جهل و يقين خود را شك مپنداريد چون دانستيد عمل كنيد و چون يقين كرديد،پاي پيش نهيد.   (امام معصوم علیه السلام)

29- بزرگ فکر کن، کوچک عمل کن، همین حالا شروع کن.   (امام علی علیه‌السلام)

30- آنچه را که از عمرت مانده دریاب و امروز و فردا نکن. بسیار کسان پیش از تو سرگرم امروز و فردا شدند و گرفتار اجل گشتند و غفلت زده مردند.   (امام علی علیه‌السلام)

31- آرام باش، توکل کن، تفکر کن، سپس آستین‌ها را بالا بزن، آنگاه دستان خدا را خواهی دید که زودتر دست به کار شده است.   (امام علی علیه‌السلام)

32- شما خودتان را درست كنيد، كشورتان ساخته مي شود.   (امام خمینی رضوان الله تعالی علیه)

33- ساده ترین راه نابودی یک نام تجاری، عرضه انواع و اقسام کالاها و خدمات با آن نام تجاری است.   (آل رایز)

34- آدمی ساخته افکار خویش است، فردا همانی می شود که امروز می‌اندیشیده است.    (فرانسیس بیکن)

35- من دریافته ام که ایده های بزرگ هنگامی به ذهن راه می یابند که مصمم به داشتن چنین ایده هایی باشیم.   (چارلز چاپلین)

36- در هر کاری که انجام می‌دهید قانون طلایی شماره یک مدیریت را بکار بندید: دیگران را به روشی مدیریت کنید که دوست دارید شما را به آن روش مدیریت کنند.   (برایان تریسی)

37- وقتی موانع بروز می‌کنند، شما مسیر حرکت خود را برای رسیدن به هدف تغییر می‌دهید؛ شما تصمیمتان را برای رسیدن به هدف تغییر نمی‌دهید.   (زیگ زیگر)

38- وارد عمل شدن بدون برنامه ریزی علت همه شکست‌هاست.   (آلکس مکنزی)

39- آینده به روی افراد و سازمان هایی بسته خواهد بود که یارای گریز از جاذبه گذشته را ندارند.   (مایکل پورتر)

40- مدیریت ممکن است در برج های مؤسسات مدیریت تدریس شود اما روی کف‌های خاکی مغازه‌ها و کارخانجات آموخته می‌شود.   (ر.س شوکلا)

41- فرد مستعد بازي را مي‌برد اما تيم به قهرماني مي‌رسد.   (مايکل جردن)

42- فکر کردن درباره موفقيت ذهن را به سوي نقشه‌هاي موفقيت‌آميز رهنمون مي‌کند.    (دکتر شوارتز)

43-  وقتي ايمان بياوريد که کاري غير ممکن است فکرتان پي دلايلي مي‌گردد که اين مطلب را اثبات کند ولي وقتي ايمان داريد که کاري شدني است، فکرتان راه آن را مي‌يابد.    (اسکاول شين)

44- به جاي محدود کردن هزينه‌ها به افزايش درآمدها فکر کنيد.    (دکتر رابينز)  

45- انسان تنها مي‌تواند به جايي برسد که خود را در آن‌جا مي‌بيند.    (جک ولش)

46- مهم‌ترين گام براي رسيدن به خواسته‌ها، "درست طلبيدن" است.    (بيل گيتس)

47- اگر در يک طبقه نمي‌توانيد اول باشيد طبقه ديگري درست کنيد و در آن اول باشيد.    (گوستاو لوبون)

48- سعي نکنيد بهتر باشيد، بکوشيد متفاوت باشيد.    (فرانسيس بيکن)

49- فقر براي کساني است که فاقد رويايي پويا هستند.    (مالتز)

50- شما مي‌توانيد با دست روي دست گذاشتن نوآوري کنيد اگر آگاهانه اين کار را بکنيد.    (هرب کلهر)


منبع : http://bornayan.ir/home/page25.aspx?lang=Fa




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:37 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 1

اندیشه های اقتصادی امام رضا(ع)/بخش دوم

 


سخنان اهل بیت (ع) در بردارنده خیر دنیا و آخرت است آن بزرگواران با رهنمودهای گران بهایشان، هم شیوه های خوشبختی در دنیا را فرا راه پیروانشان قرار داده اند و هم شیوه های خوشبختی در آخرت را. آموزه های به جا مانده از هشتمین امام ما نیز، هم در بردارنده رهنمودهای سامان بخشی به دنیای انسان هاست و هم به خوشبختی آخرت توجه دارد. بر این اساس و به منظور آبادانی دنیای آدمیان، به اندیشه های اقتصادی امام رضا(ع) اشاره می شود.  در این نوشتار به برخی ازاین اندیشه های ناب اشاره می كنیم.

 


4. امام رضا(ع) و هشدار درباره فقر

اندیشه های اقتصادی امام رضا(ع) / 2

هیچ یك از اهل بیت(ع) پیروانشان را به فقر و تهی دستی فرا نخواندند؛ چرا كه فقر، به طور طبیعی می تواند سرچشمه بسیاری از غصه ها، لغزش ها و تبه كاری ها باشد.

«بررسی مشكلات اجتماعی و سبب جویی نابسامانی ها روشن می سازد كه فقر اساس بسیاری از مشكلات اجتماعی و نابسامانی های زندگی فردی خانوادگی و اجتماعی است. تردید نیست كه انسان دراین زندگی، دركالبدی جای دارد از مواد طبیعی تشكیل یافته است و با اشیایی سر و كار دارد و در فضایی زندگی می كند به وسایل و كالاهای مادی نیازمند است. غذا، لباس، مسكن، نظافت و بهداشت، همه در طبیعت این زندگی و لازم تداوم حیات انسانی است و نبود یا كمبود هر یك از این امور، ناتوانی، بیماری و فرسایش و پیری زودرس را در پی خواهد داشت».(1)

برهمین اساس است كه امام رضا(ع) فرمود:

«المسكنة مفتاح البوس؛ بینوایی و فقر، كلید بدبختی و بیچارگی است.» (2)

 آن حضرت در سخنی دیگر به نقش معیشت كافی در آرامش روحی و روانی انسان این گونه اشاره می فرماید:

«ان الانسان اذا ادخر طعام سنته حف ظهره و استراح؛ چون آدمی خوراك سال خویش را ذخیره كند، بارش سبك می شود و آرامش می یابد.» (3)

و باز از آن حضرت روایت شده است:

«اعمل لدنیاك كانك تعیش آبداً ؛ برای دنیایت چنان عمل كن كه گویا برای همیشه زنده ای.»(4)

شهید مطهری نیز در این باره می گوید: «پیغمبر اسلام؛ با هر نوع گدا صفتی و كلاشی سخت مبارزه كرده است.»

پیغمبر اكرم(ص) فرمود: «در كار دنیای خودتان مصلح باشید!»؛ مصلح باشید، غیر از این است كه پول پرست باشید؛ یعنی كار صحیح و درست بكنید و دنیای خودتان را به سامان بیاورید و البته نسبت به آخرتتان نیز آنی غفلت نكنید».(5)

«به هر حال، مسئله اقتصاد، مسئله ای ساده و بی اهمیت یا كم اهمیت نیست. دین داری و معنویت، بقا و عزت، سربلندی، حماسه و اقدام، عفت و اخلاق، هنر و فرهنگ، امید و تكاپو و شورآوری و سازندگی هر جامعه ای بستگی دارد به چگونگی نظام اقتصادی آن جامعه، حتی باید اعتراف كرد كه بروز شایسته نبوغ و استعداد نسل ها، در شعبه های گوناگون علم و صنعت و اختراع و هنر و فكر و تعقل، متوقف است بر جوّ اقتصادی سالم. در جو سالم اقتصادی است كه یك متفكر می تواند درست بیندیشد و یك جراح، عمل دقیق خود را به خوبی انجام دهد و یك هنرمند، بیافریند و یك اخلاقی، تربیت كند... .»(6)

امام رضا(ع) در حدیثی دیگر می فرماید:

«اذا اقبلت الدنیا علی انسان اعطته محاسن غیره و اذا ادبرت عنه سلبته محاسن نفسه؛ هرگاه دنیا[ودارایی]به انسانی روی آورد، نیکی های دیگران را [نیز] به او می دهد و هرگاه به كسی پشت كند [و او فقیر شود]، نیكی های خودش را [ هم] از او می گیرد».(7)

«در توضیح این حدیث باید گفت: زندگی انسان به شخصیت او بستگی دارد و پایگاه و محور اصلی اثر گذاری و نقش آفرینی هركس، كیان، منش و شخصیت اوست. از این رو، نفی شخصیت، بسیار زیان بارتر از نفی شخص است. در این سخن، فقر، عامل نفی شخصیت شمرده شده است كه انسان فقیر دچار آن می شود و بر اثر آن ویژگی های مثبت خویش را از دست می دهد.»(8) درحالی كه از آن سو، دارایی و تمكن مالی می تواند در شخصیت سازی انسان چنان اثرگذار باشد كه او را از نیكی های اخلاقی دیگران نیز بهره مندكند.

5. تخصص مداری در سخنان امام رضا(ع)

در آموزه های دینی، به موضوع تخصص در كار و حرفه بسیار توجه شده است.

در قرآن كریم آمده است: آنگاه كه یوسف(ع) به عزیز مصر می گوید: «اجعلنی علی حزائن الارض؛ مرا بر خزائن این سرزمین بگمار!» از تخصص و آگاهی خویش در این باره می گوید و می فرماید: «انی حفیظ علیم همانا من نگاهبانی [امین] و [ كاردانی] آگاه [به این كار] هستم.» (یوسف: 55)

تخصص نداشتن در كار سبب می شود كه كار، خوب صورت نگیرد و در نتیجه زیان های فراوانی به بیت المال اقتصاد مسلمانان و اقتصاد خود شخص وارد شود. پیشرفت و شكوفایی اقتصادی در گرو تخصص و مهارت است و شخص در صورت ناآگاهی و تخصص نداشتن در كار و حرفه خویش، نه تنها پیشرفت نخواهد كرد، بلكه دچار ركود و عقب گرد خواهد شد.

امام رضا(ع) افراد را از سپردن كارها به دست افراد بی تشخیص و ناوارد بازداشته و این مسئله را جزئی از اسلام خالص دانسته و فرموده است:«... البرائة ممن نفی الاخیار... و آوی الطرداء اللعناء... استعمل السفهاء ؛ [جزو اسلام خالص است]، بیزار بودن از كسانی كه نیكان را تبعید كردند و كسانی را كه باید رانده می شدند، در مركز اسلامی پناه دادند و كم خردان [آگاهان و غیر متخصصان] را به كار گماردند».(9)

«امام رضا(ع)، نابسامانی، بی عدالتی، تبعیض، فقر، محرومیت و مشكلات جامعه اسلامی را به عللی نسبت می دهد كه از آن جمله: به كار گماردن جاهلان و اشخاص سفیه و ناآگاهان است. بنابراین، به كار گماردن كسانی كه از نظر فكر و فن اداره جامعه و تدبیرامور مالی و مدیریت اقتصادی و دیگر مسائل اجتماعی، تخصص های لازم را ندارند، باعث عقب ماندگی، نابسامانی، فقر و محرومیت خواهد بود».(10)

«بی گمان، مهارت، توانایی و معلومات تخصصی هر فرد در واقع، به مثابه دارایی و ثروتی است كه در اختیار اوست و همان طور كه دارایی را با توجه به بازده آن در فعالیت های اقتصادی به كار می اندازند، باید از مهارت و استعداد و معلومات تخصصی نیز به گونه ای در فعالیت های اقتصادی استفاده كرد. اگر فردی هزارواحد از پولی را كه در اختیار دارد، با نرخ بهره 12 در صد در سال قرض دهد، در پایان سال مالی دارای 1120 واحد پول خواهد شد؛ یعنی سود وام دهی او 12 درصد است. حال اگر او به جای قرض دادن، این مبلغ را مثلاً برای آموزش حرفه ای خاصی صرف كند و در نتیجه آن تخصص، صاحب درآمد بیشتری شود و درپی آن، به 14 درصد بازده برسد، گفته می شود كه تخصص، بازده بیشتری برای او داشته است تا مثلاً قرض دادنی كه البته سود حاصل از آن، اشكال شرعی نیز دارد».(11)


پی نوشت ها :

1. محمد حكیمی، فرازهایی از سخنان امام رضا(ع)، ج 1، ص 68.

2. بحارالانوار، ج75، ص 260.

3. الحیاة، 6، ص 180.

4. شیخ حرعاملی، وسایل الشیعه، ج 17، ص 76.

5. شهید مطهری، پانزده گفتار، صص 25 و 26.

6. محمدرضا حكیمی، كلام جاودانه، صص 243و 244.

7. عیون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 130.

8. فرازهایی از سخنان امام رضا(ع)، ج 2، ص 69.

9. عیون اخبار الرضا(ع)، 2، ص 126.

10. معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی(ع)، صص 137 و 139.

11. دكتر حسن سبحانی، اقتصاد كار و نیروی انسانی، صص 92 و 93.

بخش حریم رضوی




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:58 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

اندیشه های اقتصادی امام رضا(ع) / بخش اول

 


سخنان اهل بیت (ع) در بردارنده خیر دنیا و آخرت است آن بزرگواران با رهنمودهای گران بهایشان، هم شیوه های خوشبختی در دنیا را فرا راه پیروانشان قرار داده اند و هم شیوه های خوشبختی در آخرت را. آموزه های به جا مانده از هشتمین امام ما نیز، هم در بردارنده رهنمودهای سامان بخشی به دنیای انسان هاست و هم به خوشبختی آخرت توجه دارد. بر این اساس و به منظور آبادانی دنیای آدمیان، به اندیشه های اقتصادی امام رضا(ع) اشاره می شود.  در این نوشتار به برخی ازاین اندیشه های ناب اشاره می كنیم.

1. كار و تلاش

اندیشه های اقتصادی امام رضا(ع)/بخش اول

كار وكوشش، قانون عام آفرینش برای شكوفایی اقتصادی و دست یابی به اهداف و آرزوهای بلند است. خداوند در این باره هیچ بخلی نورزیده است. هركه این قانون را به درستی به كار گیرد، دنیای او رونق می گیرد و شكوفا می شود؛ اگرچه بر آیینی جز آیین اسلام باشد. در مقابل، هركه از این قانون مهم، غفلت كند و آن را نادیده انگارد و وانهد، دچار تنگنا، عقب ماندگی و تهی دستی خواهد شد؛ اگرچه مسلمانی شیعی و دارای مكتب «اثنی عشری» باشد و گرچه شب و روز خویش را به دعا و توكل و عبادت سپری كند.

امام رضا(ع) به خوبی از این قانون آگاه بود، چنان كه سامان بخشیدن به دنیای انسان ها را در گرو پای بندی به این قانون می دانست. در نتیجه، آنها را به كار و كوشش فرا می خواند.

احمد بن ابی نصر بَزّنطی می گوید: «به امام رضا(ع) گفتم: كوفه به من نمی سازد و زندگی در آن همراه با مضیقه است. زندگی ما در بغداد بود و درآنجا در روزی برمردم گشاده است. حضرت فرمود: «اگر می خواهی بیرون بروی برو؛ چرا كه امسال، سال آشفته ای است و مردمان را چاره ای جز طلب روزی و كوشش برای به دست آوردن معیشت خوب نیست. پس طلب و كوشش را برای به دست آوردن امكانات زندگی از دست مده».(1)

از دیدگاه امام رضا(ع)، ارزش معنوی كار چنان است كه مقام كارگر را فراتر از مقام مجاهدین فی سیبل الله (جهادگران در راه خدا) می داند و می فرماید: «ان الذی یطلب من فضل یكف به عیاله اعظم اجراً من المجاهد فی سبیل الله؛ آن كه با كار و كوشش، در جست و جوی مواهب زندگی برای تأمین خانواده خویش است، پاداشی بزرگ تر از مجاهدان راه خدا دارد».(2)

«تنها تن آدمی نیست كه به كار نیاز دارد، بلكه رشد روح او و قوای معنوی و فكر و فرهنگ و تربیت او نیز بستگی به كار دارد و بی كاری، بر معنویت آدمی نیز آثاری زیان بار می گذارد. اگر آدمی، هر چه را كه نیاز دارد،دراختیار داشت و طبیعت، آماده و ساخته پرداخته به او می داد و در نتیجه، اوقات خود را پیوسته به بی كاری و فراغت می گذراند، به فساد و تباهی كشیده می شد و ناگزیر نیرو و انرژی خود را در راه هایی صرف می كرد كه به نابودی خود هم نوعانش می انجامید».(3)

2. پرهیز از اسراف

اسراف، سرگرانی با خداوند و نعمت های اوست. آن كه در به دست آوردن حتی لقمه ای نان، «ابر و باد و مه خورشید و فلك» و ده ها عامل پیدا و پنهان دیگر را مؤثر می داند، هرگز اسراف نمی كند. در حقیقت، اسراف، پشت پا زدن بی توجهی و بی حرمتی به همه عوامل یاد شده است.

هرگز شكوفایی و رونق اقتصادی، با اسراف و هدر دادن بیهوده اموال امكان پذیر نیست، و هرگز شخص و ملت اسرافكار، به رشد اقتصادی نخواهد رسید. از این رو، اسراف، آفت كار نیز به شمار می آید، زیرا آن كه هم كار می كند و هم اسراف، مانند آن است كه در صندوقی كه ته ندارد، پول می ریزد و بدیهی است ثروتی برای اندوخته نخواهد شد و پیشرفتی نخواهد كرد. اسراف، عامل اصلی فقر و تهی دستی نیز به شمار می رود. از دیدگاه عرفانی، نعمت های پروردگار ادراك و شعور دارند و آنگاه كه بی توجهی فرد را به خود حس كنند، رخت بر می بندند و فرد را از نعمت ها محروم می كنند. در مقابل، اگر از انسان توجه، احترام و ارزش ببینند، نه تنها مهمان سفره زندگی او خواهند شد، بلكه نعمت های دیگر را نیز به سوی خویش فرامی خوانند. در نتیجه، نعمتی برنعمت شخص افزوده می شود.

با توجه به آنچه گفته شد، امام رضا(ع) تباه سازی اموال را پدیده ای ناپسند می داند، دوستنان و پیروان خویش را از این پدیده نامبارك باز می دارد و می فرماید: «ان الله یبغض... اضاغة المال؛ خداوند، تباه سازی اموال را دشمن می دارد.» (4)

«گفتنی است تباه كردن اموال و تضییع آنها كه در این روایت آمده، مفهوم گسترده ای دارد و هر نوع تباهی و نابودی و فساد در اموال را شامل می گردد. تباهی و تضییع، ممكن است براثر علت هایی چند پدید آید كه از جمله آنها عبارتند از: اسراف كاری و مصرف بیش از اندازه، بی اطلاعی و نبود تخصص و مهارت در مدیریت های مالی، كوتاهی و سهل انگاری در به كارگیری اموال و مانند آنها كه موجب می شوند تا سرمایه زندگی تباه شود و موجب فقر و تهی دستی گردد و حتی سیر و حركت معنوی انسان نیز دست خوش تزلزل شود. با توجه به كلیت سخن امام رضا(ع) اگر در امور اقتصادی و مسائل مالی، برنامه ریزی درست و حساب شده ای انجام نگیرد، تضییع مال خواهد بود و اگر در داد و ستدها نیز دقت لازم به كار نرود و غبن صورت گیرد، اموال، تباه خواهد شد.»(5) از این رو، امام رضا(ع) هدر دادن و تباه ساختن اموال را، مصداقی از فساد دانسته و فرموده است: « من الفساد قطع الدرهم و الدینار و طرح النوی؛ تكه تكه كردن درهم و دینار (یا هر پولی دیگر) و دورافكندن هسته خرما(كه ممكن است بذر نخلی در آینده شود)، از جمله كارهای فاسد ونادرست است».(6)

3. میانه روی در مصرف

از فضیلت های مهم اخلاقی، میانه روی در همه كارها به ویژه میانه روی در مصرف است. خداوند در قرآن كریم می فرماید: «واقصد فی مشیك؛ در رفتارت میانه رو باش!» (اسراء : 29) همچنین در آیه ای دیگر می فرماید: «والذین إذا انفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا وكان بین ذلك قوامًا و آنان كه چون انفاق می كنند، اسراف نمی ورزند و خست نمی كنند، بلكه میان این دو، راه اعتدال و میانه را برمی گزینند». (فرقان:67)

در اهمیت میانه روی و ناروا بودن افراط و تفریط همین بس كه افراط و تفریط، از نشانه های نادانی شمرده شده و حضرت علی(ع) فرموده است: «لاتری الجاهل اماّ مفرطاً او مفرطاً؛ نادان را نبینی جز آنكه یا افراط می كند یا تفریط.»(7)

از دیدگاه امام هشتم(ع) هم كسی كه در مصرف، به خود و خانواده خود سخت می گیرد و در مصرف، خست می ورزد، از جاده مستقیم بیرون است و هم آن که اسراف كرده و زیاده روی می كند. امام رضا(ع)، هر دو شیوه را ناپسند می شمارد. یكی از یاران امام هشتم(ع) می گوید: از امام رضا(ع) درباره چگونگی تأمین مخارج خانواده جویا شدم. فرمود: «مخارج خانواده، حد وسط است میان دو روش ناپسند.» گفتم: «فدایت شوم، به خدا سوگند! نمی دانم این دو روش چیست؟ فرمود: «دو روش ناپسند، اسراف و خست است. آیا نمی دانی كه خداوند بزرگ، اسراف(زیاده روی) و اقتار (خست گیری) را ناخوشایند می دارد و در قرآن می فرماید:«آنان كه هرگاه چیزی ببخشند، نه زیاده روی می كنند و نه خست می ورزند و میانگین این دو را در حد قوام برمی گزینند».(8)

«از دیدگاه امام رضا(ع)، تصرفات شخص در اموال خویش، محدود است؛ یعنی این گونه نیست كه حال كه اموال انسان ملك اوست و به وی تعلق دارد، بتواند در آنها هرگونه كه خواست، تصرف كند، بلكه تصرف اوباید در حد میانه و متعادل و به دور از اسراف و خست باشد. او هم اجازه ندارد كه خست ورزد و در مصرف بر خود سخت گیرد و هم مجاز نیست كه اموال خویش را ریخت و پاش نماید. امام رضا(ع) در پایان سخن خویش به كلام خداوند استدلال فرمود كه در آن واژه «قوام» آمده است. مقصود از قوام؛ یعنی آن استواری و اقتصادی كه موجب سامان یافتن زندگی همه افراد می شود كه در آن، نه كسی محروم ماند و نه كسی بی حساب برخوردار گردد.

روشن است كه هر چیز آنگاه می تواند عامل «قوام» باشد و زمینه استواری چیز دیگری را فراهم آورد كه در موضع مناسب خود قرار گیرد و موضع مناسب، همان حد میانه و دور بودن از اسراف و خست است. اسراف و اقتار (خست) كه دو سوی حد میانه است، ضد قوامیت مال است؛ یعنی مایه قوام و سامان یابی فرد و جامعه نیست، بلكه همین مال كه عامل بقا و قوام است، در حال افراط و تفریط، عامل تباهی و هلاكت فرد و جامعه خواهد بود. بقاء و دوام و قوامیت، در حد میانه و اعتدال است».(9)


پی نوشت ها :

1. محمدرضا محمود و محمد حكیمی، الحیاة، ج 6، ص 468.

2. حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص 808.

3. محمد حكیمی، معیارهای اقتصادی تعالیم رضوی، صص 224 و 225.

4. تحف العقول، ص 804.

5. معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی(ع)، صص 143 و 144.

6. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 167.

7.نهج البلاغه، حكمت 70

8. شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 2، ص 622.

9. معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی(ع)، صص 83. 88 و91.

بخش حریم رضوی




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:57 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کاری بهتر از نماز و روزه

اخلاق در اداره

کتاب «اخلاق در اداره» نوشته آیت‌الله حسین مظاهری، وظایف کارمندان را در برخورد با ارباب رجوع تعیین و چگونگی پاسداشت کرامت آنان را گوش‌زد می‌کند. این کتاب که به کوشش محمدجواد خالقی تهیه شده است،  سعی دارد تا مخاطب را با اخلاق در خانه، محل کار و... آشنا سازد.

بر اساس مطالب کتاب، فطرت آدمی کمال‌خواه و خداجوست و از همین‌رو انسان می‌کوشد تا خود را به سوی تکامل ببرد و استعدادهایش را به رشد برساند. در این فرآیند، مجموعه عوامل تشویق کننده و نیز بازدارنده در وجود او در حال فعالیت‌ هستند و هریک او را به سویی می‌برند.

هرگاه که عوامل بازدارنده بر انسان غلبه کند، فلسفه وجودی‌اش از یاد می‌رود. در این غفلت خانمان‌سوز، همه استعداد‌ها به هدر می‌رود و سطح توقع انسان تا حد حیوانیت تنزل می‌کند.

انسانی که باید رو به خدا می‌داشت و به او نظر می‌کرد و هدفی جز رضایت و رضوان حضرت حق نداشت اکنون فقط به خور و خواب و شهوت می‌اندیشد و از آسمان و آن سوی طبیعت بریده است.

این‌جاست که نقش بزرگ انبیای الهی و امامان معصوم(ع) مشخص می‌شود. آنان با تذکرهای به موقع و انذارها و بشارت‌های خود، رابطه انسان را با خدا، مردم، پدر و مادر، معلم و استاد، همسایه و دوست، فامیل و حتی ارتباط او را با همه هستی مشخص می‌کنند و هدف‌های عالی را به یاد می‌آورند.

فطرت آدمی کمال‌خواه و خداجوست و از همین‌رو انسان می‌کوشد تا خود را به سوی تکامل ببرد و استعدادهایش را به رشد برساند

این تذکرها و اندرزها و تبشیرها، همان است که آن را «اخلاق» می‌نامیم. همه پیامبران برای این مبعوث شدند تا رفتارها و کردارهای مردم را تصحیح کنند و آنان را به اخلاق نیکو برانگیزانند و پیامبر ما(ص) آخرین آنها بود که برای تکامل چنین اخلاقی مبعوث شد چنانکه خود ایشان می‌فرماید: «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ من برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق را تکامل بخشم.»

ادامه رسالت پیامبران و امامان معصوم(ع) را عالمان دینی برعهده دارند تا اخلاق را به‌طور همه‌جانبه در خانه، مدرسه، کارخانه و اداره تعلیم دهند و همگان را به وظایف خویش آشنا سازند. این مهم در روزگار ما خود را به صورت یک‌نیاز مبرم و ضروری نشان داده و در اداره‌ها و سازمان‌های گوناگون کارآیی دارد. از همین‌رو سلسله مباحث اخلاقی برای کارکنان ادارات برگزار شد.

محمدجواد خالقی در بخشی از مقدمه این اثر می‌نویسد: «کتاب حاضر، متشکل از مجموعه بحث‌های اخلاقی است که فقیه متتبع و معلم اخلاق، حضرت آیة‌الله مظاهری در جمع کارکنان اداره‌ها مطرح کرده‌اند که پس از پیاده شدن از نوار، استخراج منابع، مستندسازی و ویرایش به صورتی که اکنون ملاحظه می‌کنید درآمده است.

درباره ارزش کار اداریان باید گفت که اقتصاد هر مملکتی مبتنی بر کار است؛ کار تولیدی، کار توزیعی و کار خدماتی. از نظر اسلام، قرآن و روایات اهل‌بیت(علیهم‌السلام) کارهای خدماتی -نظیر اداره‌ها- اهمیت بیشتری دارد؛ یعنی اسلام که مردم را برکار تولیدی و کار توزیعی مثل تجارت سفارش کرده، به کار خدماتی بیشتر اهمیت داده و تاکید کرده است؛ تا جایی که می‌توان گفت: عبادتی بالاتر از خدمت به جامعه نیست.

سعی و کوشش پیغمبر اکرم(ص) همیشه این بود که گره‌ای از کار مسلمانی باز کند. یا اگر امیرالمومنین(ع) گره‌ای از کار یک مسلمانی می‌گشود، برایش از نماز شب خوشحال‌کننده‌تر بود

براساس مطالب کتاب، ثواب کار خدماتی، از نماز شب، روزه مستحبی، حج و حتی از جهاد بالاتر است. در روایتی آمده است: «قضاء حاجةالمومن یعدل سبعین حجة مبرورة؛ برآوردن حاجت مردم، مساوی با هفتاد حج مقبول است». در این باره اگر همین یک روایت بود قبولش مشکل بود و به نوعی توجیه می‌شد، اما آن چه آن را یقین‌آور می‌کند این است که این روایت به طور پی در پی و متواتر، نقل شده است.

در سیره پیامبر(ص) آمده است که سعی و کوشش پیغمبر اکرم(ص) همیشه این بود که گره‌ای از کار مسلمانی باز کند. یا اگر امیرالمومنین(ع) گره‌ای از کار یک مسلمانی می‌گشود، برایش از نماز شب خوشحال‌کننده‌تر بود. از تاریخ و سیره پیامبر و ائمه(ع) به خوبی استفاده می‌شود که بی‌تفاوت بودن در کار مسلمانان، توهین کردن به آنان، به اندازه‌ای برای آن بزرگواران ناراحت کننده و غم‌انگیز بوده که حتی اگر فرزندشان از دنیا می‌رفت، آن اندازه ناراحت نمی‌شدند.

ارزش کار اداریان، خدمت خالصانه، نتایج اخلاص، پرهیز از منت‌گذاری، پرهیز از عجب،‌ ویژگی‌های مدیران موفق، نتایج سعه صدر، مدیران و امتحان الهی، اهمیت خردورزی، احتیاط در مدیریت، اهمیت دادن به شخصیت انسان‌ها و برخوردها، نقش تهذیب در سامان‌دهی کارها، خدمت‌گزاری و آرامش، حسابرسی از منصب‌داران در قیامت و جبران کوتاهی و گناه(توبه)، از مهمترین عناوین کتاب حاضرند.

چاپ نهم کتاب «اخلاق در اداره» در شمارگان 2500 نسخه، 156 صفحه و بهای 20000 ریال راهی بازار نشر شد.

 

بخش کتاب وکتاب خوانی تبیان


منبع:کتاب نیوز




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:51 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کسب روزی حلال نوعی جهاد

بدون شک مهم ترین اصل در دست یابی به اهداف، شناخت درست آن هاست. برای دست یابی به اهداف سال جهاد اقتصادی باید مصادیق آن را به درستی تعریف کنیم. در این نوشتار به معرفی یکی از جنبه های مهم اقتصادی اسلام می پردازیم


اقتصاد اسلامی

آیات و روایات قابل ‎توجهی درباره مسأله معاش و بهبود اوضاع اقتصادی این جهانی وجود دارد که در برخی از آن ‎ها کار و تلاش در ردیف جهاد در راه خدا قرار گرفته است. تلاش برای بهبود اوضاع فردی در ابعاد مختلف و به ‎ویژه اقتصادی، مسئولیتی دینی و اجتماعی است. سال جدید نیز که از سوی مقام معظم رهبری به ‎نام "جهاد اقتصادی" نامگذاری شده، در تأیید همین موضوع است. جهاد در جهت بهبود اوضاع مالی و اقتصادی موضوعی است که ریشه در تاریخ اسلام دارد. بررسی تاریخ اسلام نشانگر این است که تداوم حیات قدرتمند دینی با اقتصاد قوی امکان ‎پذیر است. جهاد در نفس و ذات خود، تلاش فراتر از حد معمول را به نمایش می ‎گذارد، تلاشی که در واقع به خلق نیروی جدید فردی و اجتماعی بینجامد، نیرویی که در جامعه تضایف ایجاد کند. اما قیدی بسیار مهم، راه ما را در دستیابی به هدف محدود می‎ کند و آن قواعد فقهی اقتصاد اسلامی است، قواعدی که در صورت اجرا، علاوه بر تسریع در روند کار، ثبات اجتماعی را در پی خواهد داشت که ذیلا به آن پرداخته می ‎شود:

1- نزدیک به دو دهه است که مکتب سوسیالیسم با رویکرد تاریخی‎ اش به مسأله اقتصاد، خود ناکام از برآورده شدن مانیفست کمونیست، مبنی بر ایجاد جامعه بی‎ طبقه، به تاریخ سپرده شده و لیبرالیسم اقتصادی نیز طی دهه‎ ‎های گذشته دائما در معرض خطا و آسیب بوده است. مکتب اخیر، با توسل به‎ دست نامریی آدام اسمیت در پی رشد و توسعه اقتصادی در کنار برقراری عدالت اجتماعی است، اما زهی خیال باطل که نتیجه این مکتب نیز تنها له شدن طبقات اجتماعی فرو دست به‎ نفع فرادستان است.

اما در کنار مکاتبِ به نوعی مادی( لیبرالیسم و کمونیسم) آن ‎چه که در حال قد کشیدن و سایه انداختن می ‎نماید، مکتب اقتصاد اسلام است. تفاوت اساسی مورد پایانی با بقیه، به ‎صورت عمده در یک چیز است: حلال و حرام.

 در اقتصاد مبتنی بر مکتب اسلام باید به آن اشاره کرد، تناسب درآمد ناشی از کار با خود کار است. براساس آموزه‎‎های اسلامی، منفعت و سود باید با میزان کار و ارزش افزوده ارتباط معقول و منطقی داشته باشد

اسلام منشأ ثروت‎آفرینی و درآمد را حلال می ‎خواهد، به دیگر سخن هر در آمدی باید منشأ درست و حلالی داشته باشد و اگر منشأ درآمد حرام باشد، به همان میزان، جامعه از کوک خارج شده و ناهم ‎سازی حاکم خواهد شد.

2- احکام اقتصادی اسلام، علاوه ‎بر تأکید ویژه بر حیات اجتماعی، به ‎صورت فردگرایانه نیز در پی تقویت اخلاق در عامل و فعال اقتصادی است. به دیگر سخن در اقتصاد اسلامی نظارت دوگانه می ‎شود، به عبارتی خودِ عامل اقتصادی با تکیه بر آیات و روایات و برای خشنودی پروردگار در پی کار و درآمد حلال است و غیر از این را نمی ‎خواهد، زیرا به او آموخته ‎اند که اکل مال به باطل، حرام و گناه آن غیرقابل گذشت است. بنابراین نظارت درونی تقویت می ‎شود و این امر بر رواج صداقت و درستی در جامعه انجامیده و ‎هزینه‎‎ های اجتماعی را نیز کاهش می ‎دهد.

البته ذکر یک نکته در این باب لازم است و آن این ‎که باید رساله‎ ‎های عملی در ابواب مختلف اقتصادی که پاسخگوی نیاز‎های زمان باشد، به نگارش در آیند تا به‎ عنوان یک راهنمای عملی الگوی اقتصاد اسلامی را بر رفتار فرد حاکم کنند و از طرف دیگر نظارت بیرونی و حاکمیتی، فرصت را از فرصت‎ طلبان بگیرد.

3- نکته مهم دیگری که در اقتصاد مبتنی بر مکتب اسلام باید به آن اشاره کرد، تناسب درآمد ناشی از کار با خود کار است. براساس آموزه‎‎های اسلامی، منفعت و سود باید با میزان کار و ارزش افزوده ارتباط معقول و منطقی داشته باشد، به دیگر روی در اقتصاد اسلامی، تغییر اوضاع و احوال به معنی فرصت جدید در کسب و کار تلقی نمی ‎شود و نباید بازار اسلامی به پیروی از نوسانات روزمره، قیمت ‎‎های خود را تغییر دهد. به‎ عنوان مثال شایسته نیست که پس از گران شدن فلان محصول خاص، محصولات قدیمی نیز با قیمت جدید به فروش بروند و این عین حرام است. بلکه همان ‎طور که گفته شد، قیمت، سود و عایدی، باید تابعی قابل ‎توجیه از میزان کارآمدی باشد. در این اصل پویایی، درستکاری و سلامت در بازار خود را نمایان خواهد ساخت.

جهاد در جهت بهبود اوضاع مالی و اقتصادی موضوعی است که ریشه در تاریخ اسلام دارد. بررسی تاریخ اسلام نشانگر این است که تداوم حیات قدرتمند دینی با اقتصاد قوی امکان ‎پذیر است.

4- همان ‎گونه که از سطر‎‎های بالا مستفاد می ‎شود، آن‎چه در مکتب اسلام مهم است، رفتار فردی در حوزه اجتماعی است. متأسفانه ناآشنایی بخش قابل‎ توجهی از مردم با احکام اقتصادی اسلام، باعث شده تا سرعت رسیدن به مطلوب کند شود، در سال جهاد اقتصادی انتظار از رسانه‎ ها، اهالی فرهنگ و اندیشمندان این است تا با ترویج فرهنگ قرآنی اقتصاد، علاوه بر تقویت جایگاه مادی مردم، آن‎ ها را در مسیر درست نگاه اسلامی به کسب و کار قرار دهند تا جهاد که واژه‎ ای مقدس و حاصل ازخود گذشتگی است در عرصه اقتصاد حاکم شده و شأن اقتصادی ایران عزیز متناسب با امکاناتش شود.

5- و اما نکته پایانی این نوشتار، تأکید دوباره بر ساختن انسان ‎‎های جهاد‎گر است. جهاد در درون و بیرون خود القا‎ کننده روحیه مبارزه است. جهاد با کرختی و سستی همخوان و همراه نیست و تجربه هشت سال دفاع مقدس، نقشه راه را پیش روی‎ مان گشوده است. ما با جوانانی که روحیه ایثار و شهادت داشتند، از مرز ناممکن‎ ها عبور کردیم. ساختن انسان‎‎ هایی با همان روحیه در این رزم اقتصادی، رسالت نخستین ماست، در ادامه باز هم به ‎هم ریختن قواعد موجود، برای گذر دوباره از مرز ناممکن ‎ها امکان ‎پذیر است

بخش اقتصاد تبیان


منبع:هفته نامه پنجره/دکتر مهدی رضوی




[ شنبه 12 فروردین 1391  ] [ 11:48 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

کار و عمل از نظر اسلام بسیار محترم و مورد تکریم است زیرا احترام و قابل تکریم بودن یک چیزی تابع نتیجه آن چیز است. وقتی که به نتیجه کار و زحمت توجه می کنیم می بینیم که نتیجه کار تنها خلاصی از فقر و گرسنگی نیست، بلکه چندین چیز دیگر هم به دنبال دارد، از آن جمله اینکه کار بر عزت و شخصیت انسان می افزاید و او را در نظرش محترم می نماید، یعنی حس احترام به ذات و اعتماد به شخصیت در او ایجاد می کند و بدیهی است که هر چیزی که باعث و سبب محترم شدن شخصیت انسان در نظر خودش و در نظر دیگران باشد، او خودش محترم و شایسته تکریم و تعظیم است و به همین دلیل است که در اسلام کار مورد احترام و شایسته تکریم است.

در مقابل کار، بیکاری است که کوچکترین اثرش این است که احترام و شخصیت انسان را پیش دیگران و پیش خودش از بین می برد و همین در هم شکستن شخصیت انسان سبب می شود که تن به هر پستی و بیچارگی بدهد و انواع ابتلائات ناشی از گناه برایش پیدا شود. گذشته از همه اینها کار و فعالیت موجب سرگرمی فکری است، یعنی فکر انسان متوجه اصلاح کار خویش است و این به نوبه خود دو نتیجه دارد: یکی اینکه دیگر مجالی برای فعالیت قوه خیال و هوسهای شیطانی باقی نمی ماند، دیگر اینکه فکر انسان عادت می کند که همواره منظم کار کند، از بی انتظامی و پریدن از یک شاخه هوس به شاخه دیگر خلاص گردد.

بدیهی است که یکی از اصول شخصیت انسان همان استواری و استحکام و انتظام فکر اوست. علاوه بر اینها کار و فعالیت و به مصرف رسیدن درست انرژیهای ذخیره بدن، به روح صفا و به دل نرمی و خشوع می دهد، بر عکس بیکاری، که موجب کدورت و تاریک شدن روح و موجب قساوت و سختی دل است. از رابطه کار با تهذیب اخلاق و رابطه بیکاری با فساد اخلاق و هرزگی روح و فکر و احساسات نباید غافل بود. آدم بیکار اگر غیبت نکند و به تعبیر قرآن کریم اگر گوشت مردار نخورد پس چه بکند؟ روح آدمی نیز مانند معده اش غذا می خواهد، اگر غذای کافی نرسید به هر چه رسید سد جوع می کند ولو با چیزی که مستقذر و مورد تنفر باشد.

در سالهای قحطی و گرسنگی عمومی دیده شده که افراد گوشت یکدیگر را خورده اند. اگر به روح آدمی نوبت به نوبت به طوری که این نوبتها قطع نشود غذای کافی نرسد یعنی چیزی که روح را سیر و راضی و قانع نگه دارد، چیزی که توجه روح را به خود جلب کند و اندیشه ها و احساسات را متمرکز سازد، در این صورت روح گرسنه می ماند و ناچار به گوشت برادر مؤمن در حالی که مرده باشد تغذی می نماید یعنی غیبت می کند. زنانی که معمولا در خانه ها می نشینند و هیچ کاری ندارند، بیش از هر طبق و طایفه دیگر به غیبت کردن مشغول می شوند چون بیش از هر طبقه دیگر از لحاظ روحی گرسنگی و بی غذایی می کشند. به هر حال آدم بیکار به انواع مفاسد اخلاقی و بیماریهای روانی و عصبی مبتلا می شود و زندگانی اش سیاه و تباه می گردد. از نظر اسلام كار معیشت را نمی توان ساده گرفت، یك ركن از اركان اساسی حیات است ، اگر مختل باشد در سایر شؤون حیات اثر می گذارد.

از جمله مختصات اسلام، این است كه نقش مؤثر امر معاش را به دقت مورد توجه قرار داده است تا آنجا كه برخی پنداشته اند اسلام نظریه زیر بنا بودن اقتصاد را گردن نهاده است. مكتب واقع بین و واقعگرای اسلام، اقتصاد را زیر بنا نمی داند، اما نقش اساسی آن را نیز نادیده نمی گیرد. اسلام اصلاح امر معاش را در همه سازمانهای بزرگ و كوچك اجتماعی شرط لازم می شمارد نه شرط كافی. اینست كه می گوئیم: كار معیشت را نمی توان ساده گرفت، یك ركن از اركان اساسی حیات است. اگر مختل باشد در سایر شؤون حیاتی اثر می گذارد.خداوند در قرآن می فرماید: «وَ جَعَلْنَا لَكمْ فِیهَا مَعَیِش وَ مَن لَّستُمْ لَهُ بِرَزِقِینَ* وَ إِن مِّن شىْء إِلا عِندَنَا خَزَائنُهُ وَ مَا نُنزِّلُهُ إِلا بِقَدَر مَّعْلُوم؛ و در آن برای شما و برای آنکه روزی رسان وی نیستید اسباب زندگانی پدید آوردیم* و هر چه هست، خزینه های آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه ای معین نازل نمی کنیم» (حجر/20 و 21).

معایش جمع معیشة و آن وسیله و نیازمندیهاى زندگى انسان است كه گاهى خود به دنبال آن مى رود و گاهى آن به سراغ او مى آید. گرچه بعضى از مفسران كلمه معایش را تنها تفسیر به زراعت و گیاهان و یا خوردنیها و نوشیدنیها كرده اند، ولى پیدا است كه مفهوم لغت كاملا وسیع است و تمام وسائل حیات را شامل مى شود. مفسران در جمله «من لستم له برازقین» دو تفسیر گفته اند: نخست اینكه خداوند مى خواهد مواهب خویش را هم درباره انسانها و هم درباره حیوانات و موجودات زنده اى كه انسان توانائى تغذیه آنها ندارد بیان كند. دیگر اینكه خداوند مى خواهد به انسانها گوشزد نماید كه ما هم وسیله زندگى براى شما در این زمین قرار دادیم و هم موجودات زنده اى در اختیارتان گذاردیم ( مانند چهار پایان ) كه شما توانائى بر روزى دادن آنها ندارید، خداوند آنها را روزى مى دهد هر چند این كار بدست شما انجام پذیرد. ولى به نظر ما تفسیر اول صحیحتر به نظر مى رسد و دلیل ادبى آن را نیز در ذیل صفحه آوریم.

در حدیثى كه از تفسیر على بن ابراهیم نقل شده نیز تاییدى براى این تفسیر مى یابیم آنجا كه در معنى جمله «من لستم له برازقین» مى گوید: «لكل ضرب من الحیوان قدرنا شیئا مقدرا»: براى هر یك از حیوانات چیزى مقدر داشتیم. و در آخرین آیه مورد بحث، در حقیقت به پاسخ سؤالى مى پردازد كه براى بسیارى از مردم پیدا مى شود و آن اینكه چرا خداوند آنقدر از ارزاق و مواهب در اختیار انسانها نمى گذارد كه بى نیاز از هر گونه تلاش و كوشش باشند. مى فرماید: خزائن و گنجینه هاى همه چیز نزد ما است، ولى ما جز به اندازه معین آنرا نازل نمى كنیم. بنابر این چنان نیست كه قدرت ما محدود باشد و از تمام شدن ارزاق وحشتى داشته باشیم، بلكه منبع و مخزن و سرچشمه همه چیز نزد ما است، و ما توانائى بر ایجاد هر مقدار در هر زمان داریم، ولى همه چیز این عالم حساب دارد و ارزاق و روزیها نیز به مقدار حساب شده اى از طرف خدا نازل مى گردد. لذا در جاى دیگر از قرآن مى خوانیم: «و لو بسط الله الرزق لعباده لبغوا فى الارض و لكن ینزل بقدر ما یشاء؛ اگر خداوند روزى را بى حساب براى بندگانش بگستراند از جاده حق منحرف مى شوند و لكن به اندازه اى كه مى خواهد نازل مى گرداند» ( شورى - 27 ).

كاملا روشن است كه تلاش و كوشش براى زندگى علاوه بر اینكه تنبلى و سستى و دل مردگى را از انسانها دور مى سازد و حركت و نشاط مى آفریند، وسیله بسیار خوبى براى اشتغال سالم فكرى و جسمى آنها است، و اگر چنین نبود و همه چیز بى حساب در اختیار انسان قرار داشت معلوم نبود دنیا چه منظره اى پیدا مى كرد؟ یك مشت انسانهاى بیكار، با شكمهاى سیر، و بدون هیچ گونه كنترل، غوغائى به پا مى كردند، چرا كه مى دانیم مردم این جهان هم چون انسانهاى بهشتى نیستند كه هر گونه شهوت و خودخواهى و غرور و انحراف از دل و جانشان شسته شده باشد، بلكه انسان هائى هستند با همه صفات نیك و بد كه باید در كوره این جهان قرار گیرند و آبدیده شوند، و چه چیز بهتر از تلاش و حركت و اشتغال سالم مى تواند آنان را آبدیده كند. بنابراین همان گونه كه فقر و نیاز، انسان را به انحراف و بدبختى مى كشاند بى نیازى بیش از حد نیز منشا فساد و تباهى است.




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:09 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 به مناسبت روز جهاني كار و كارگر

از هنگامي كه آدمي بر كره زمين پديد آمد، براي رفع نيازهاي خود نيازمند كوشش بود. زندگي انسان بر محور كار مي‌گردد و كار، تلاش انسان جهت حصول به هدف معين است. كليد گشايش هر استعدادي در درون  انسان كار است. كار بزرگ‌ترين و شايد زيربنايي‌ترين بخش زندگي انساني است. چرا كه از كار مي‌توان به جوهره دروني افراد  پي برد و وقتي اين جوهره‌هاي  دروني‌ آشكار شوند  و استعدادهاي بالقوه به منصه ظهور  برسند مي‌توان به وجود جامعه‌اي پويا اميدوار بود.

مكاتب كوناگون بشري ديدگاه‌هاي مختلفي درباره كار داشته‌اند. در انديشه يونان  باستان از آنجا كه كار به بردگان اختصاص داشت فعاليتي تحقيرآميز و پست شمرده مي‌شد و اين ديدگاه در آثار فلاسفه يونان نيز وجود دارد. بتدريج در قرون وسطا وحاكميت كليسا بر اروپا تشويق به انجام كار براي كسب درآمد به وجود آمد. با گذشت زمان در دوران رنسانس و شكل‌گيري عقايد جديد درباره‌ انسان و دين و دنيا‌، كار جايگاه و اصالت ‌خاصي يافت. در جهان‌بيني اسلامي‌، كار مفهوم ويژه‌اي ‌دارد و آثار آن تمام‌ صحنه هستي را مي‌گيرد  و دنيا و آخرت‌ را به هم گره مي‌زند‌.

 در فرهنگ غني اسلامي ما، سلوك الهي داراي دو بخش است: بخش مادي و بخش معنوي، بخش ماديش كار است و بخش معنويش نماز، و از اينجا مي‌توان به اهميت كار در جامعه اسلامي پي برد.

 كارگر  از نظر قانون كار، كسي است كه به هر عنوان در مقابل  دريافت حق‌السعي،  اعم از  مزد، حقوق، سهم سود و ساير  مزايا به درخواست كارفرما  كار مي‌كند. طبقه كارگر يك طبقه اجتماعي است و از افرادي تشكيل مي‌شود كه در مشاغلي  كار مي‌كنند كه نياز به قدرت بدني و كار  دستي دارد. كارگر از ديدگاه اسلام  بسيار محترم  و ارزشمند است. كارگران  شريف‌ترين انسان هاي اجتماع هستند،  بطوري كه رسول  گرامي اسلام(ص) و اميرالمؤمنين ‌علي(ع)  و ساير امامان معصوم(ع) از كار كردن‌ به عنوان  عملي دنيوي  و اخروي كه داراي  اجر و ثواب بسيار است ياد نموده و نسبت به آن توصيه‌هاي بسيار  شده كرده‌اند. در اين آموزه‌ها، به كارگري كه براي اداره زندگي خانواده‌اش  سعي و تلاش مي‌كند عنوان  «جهاد كننده  در راه خدا اطلاق شده است.»  امامان و پيشوايان دين(ع) در سخن و در عمل به مسئله كار و اشتغال تأكيد داشته و از بيكاري به شدت  دوري كرده‌اند. در روايات آمده است كسي كه به كار و تلاش مشغول است، از كسي كه كار را رها كرده و به عبادت خدا مشغول است اجر و پاداشي فزون‌تر دارد. و نيز در روايات است كه دعاي بيكار  هر چند عابد  باشد مستجاب نمي‌شود. همچنين  در خبر آمده است كه پيامبر اكرم(ص) كارهاي خانه را انجام مي‌داد و در احاديث ذكر شده است كه امام صادق(ع) فرمود:  هر آنكس كه جامه خود را بدوزد و نعلينش را وصله زند وكالاي مورد نياز خانه را خود حمل كند از تكبر ايمن باشد. در مكتب اسلام دستورهاي متعددي وارد شده كه از مجموع آنها مي‌توان به ديدگاه ارزشي اسلام درباره كار پي برد:

1- محبوب بودن و قداست شغل

انجام كار، مطلوب خداوند است و همچون عبادت و جهاد در راه خدا مقدس است. پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: عبادت هفتاد پاره است و برترين آن، طلب روزي حلال است. مقام معظم رهبري در خصوص قداست شغل مي‌فرمايد: تقدس كار و تكريم كارگر بايد در راس برنامه‌ها باشدو در منطق اسلام، كار، عمل صالح و عبادت است كه اين، جايگاه و ارزش كارگر را در نظام اسلامي نشان مي دهد.

2- منفور بودن بيكاري

در مكتب اسلام ‌بيكاري و نيازمند ديگران بودن امري ناپسند‌ شمرده شده است. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: خداوند  متعال بيكاري را دشمن انسان مي‌داند.

3- وجوب كسب معيشت

از واجبات مسلم بر هر فرد مؤمن لزوم انجام كار براي تأمين زندگي خود و خانواده  است. پيامبر  اكرم(ص) مي فرمايد: استفاده از صدقه و زكات  براي شخص بي نياز ، نيرومند ، سالم، صاحب مهارت و توانايي جايز نيست.

4- وظيفه اجتماعي انسان  و خدمت رساني  به جامعه: مسئوليت  اجتماعي  شخص  مؤمن، رفع نيازهاي جامعه  در حد توان است. بر آوردن  نيازهاي جامعه واجب كفايي است و شخص بايد در برآوردن آن بكوشد.

5- رشد عقلاني

كار، وسيله كسب تجربه انسان است و بر رشد عقلاني  و اجتماعي او مي‌افزايد. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «‌التجارت تزيد في العقل‌، تجارت  عقل را رشد مي‌دهد.

6- كسب آرامش  روحي

 انسان با كسب درآمد از نظر  روحي آرامش مي‌يابد. زيرا فرد نيازمند از نظر روحي در اضطراب و نگراني است پيامبر(ص) مي فرمايد: انسان هر گاه نيازهاي خود را تأمين كند آرام مي‌گيرد. 

7-سلامت جسم

با كار، اعضاي  انسان توان  خود را بروز  مي‌دهد. اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد: من يعمل يزدد  قوه. هر كس كار كند بر توان  او افزوده مي‌شود.

8 -رفع فقر و تأمين اجتماعي نيازمندان

 با كار و تلاش ‌فقر دفع مي‌شود. كسب در آمد  باعث مي‌شود فرد بتواند ‌به ديگران كمك كند. فرد بايد در بعد اجتماعي  مفيد  و مؤثر باشد. امام باقر(ع) مي‌فرمايد:‌ هر كس براي بي‌نيازي از مردم  و تلاش براي رفاه  خانواده  و مهرباني و خيرخواهي به همسايه در طلب مال و امكانات  زندگي بر آيد روز قيامت در حالي كه صورتش همچون بدر درخشان است خداوند را ملاقات مي كند.

در بررسي  رابطه  مسائل  اخلاقي و اعتقادي با كار، ديدگاه كلي اسلام  درباره كار مشخص گرديد و معلوم شد كه امور اعتقادي  و اخلاقي اسلام مانعي در ايجاد جامعه توسعه يافته نيست.  كار اقتصادي  ذاتاً مطلوبيت دارد و مؤمن حتي اگر درآمد  كافي داشته باشد، نبايد از كار دست بكشد.

مقام معظم رهبري در خصوص كار و كارگر  فرموده است:  من به كارگران سفارش مي‌كنم در هر بخشي و در هر جايي كه مشغول هستند كار را عبادت بدانند. اين كاري  كه شما براي توسعه و پيشرفت  كشور مي‌كنيد  يك عبادت قطعي است. به مسئولان  هم سفارش مي‌كنم  كه ارزش طبقات  كارگر و محروم و مستضعف  و اين  مردم مؤمن را بدانند. كارگران قدر خود را بشناسند و بفهمند كه وجود آنها  چقدر در سرنوشت  يك ملت مؤثر است.

منابع و مآخذ:

آناتومي  جامعه يا سنت‌الله: فرامرز  رفيع پور




[ چهارشنبه 9 فروردین 1391  ] [ 12:08 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

تشويق به كار

از جنبه فكري، اسلام انسان را به كار و توليد تشويق نموده، و براي آن ارزش بسيار قائل شده، تا حدي كه كرامت بشري، و مقام انسان را نزد خدا و حتي در پيشگاه عقل، به آن مرتبط دانسته است. اسلام، آفرينش منابع و سرمايه‌هاي طبيعي را براي تأمين نيازهاي توليدي و افزايش ثروت مي‌داند، و يك سلسه ارزشها و ملاكهاي اخلاقي درباره كار و بدگويي از بيكاري به دست داده كه قبلاً ‌سابقه نداشته است. در اثر آموزشهاي نوين اسلامي، كار در رديف عبادتها در آمده، و شخصي كه براي كسب روزي تلاش مي‌كند، ‌نزد خدا از عابد بيكار با فضيلت‌تر شناخته شده و تنبلي و بيكاري مظهر نقص، پوچي و ابتذال ،‌تلقي گرديده است.



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:22 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ستايش كار

اسلام،‌ مالكيت خصوصي و فردي را كه ريشه و زيربناي اصلي آن كار است تا حدودي محترم شمرده و اساس مالكيت در اسلام همان احترام به حقوق فرد و حفظ انگيزه وي بر تلاش و كوشش آزادانه است، ‌اسلام خواسته شوق به كار و فعاليت همواره در انسان زنده بماند، ‌و هر كس به استفاده از بازده از كار خود نيز اميدوار باشد. ولي در عين حال اين را هم خواسته است كه بهره‌مند شدن يك فرد از بازده كار خود،‌ زمينه استثمار و تسلط او را بر ديگران و سبب محروم كردن آنان از بازده كارشان نگردد.

 و مالكيت خصوصي كه بر اساس كار پي ريزي شده نشان مي‌دهد كه انسان به طور طبيعي تمايل دارد مالك حاصل كار خويش بوده و بر آن تسلط داشته باشد، و به همين علت تملك بر اساس كار از احساسات و عواطف غريزي انسان سرچشمه گرفته و حق طبيعي وي مي‌باشد، و اين يك قانون مسلم و پذيرفته شده نزد تمام عقلا است. و از دو آيه شريفه ذيل نيز همين معني استفاده مي‌شود:

 «و ان ليس للانسان الّا ماسعي»(1).

 «و اينك نيست براي انسان، مگر آنچه را كه كوشش كرده».

 «للرّجال نصيب ممّا اكتسبوا و للنّساء نصيب ممّا اكتسبن»(2).

 «براي مردان از آنچه بدست آوردند بهره‌اي، ‌و براي زنان نيز آنچه به دست آوردند بهره‌اي است».

 قال الصادق (ع): «انّ اميرالمؤمنين اعتق الف مملوك من كدّ يده». (3)

 امام صادق (ع) فرمود: «اميرالمؤمنين علي (ع) هزار برده را از كار كرد و دسترنج خويش (خريداري و)آزاد نمود».

عن ابي عبد الله (ع) قال: «انّ الله عزّ و جلّ خلق الخلق و خلق معهم ارزاقهم حلالاً ،‌فمن تناول شيئاً منها حراماً قصّ به من ذلك الحلال».(4)

 امام صادق (ع) فرمود: «خداوند وسايل زندگي و معاش حلال را همراه آفرينش مردم، خلق كرد. پس اگر كسي حرام خواري كند،‌ خداوند او را در برابر روزي حلال، مجازات خواهد كرد».

 عن ابي عبد الله (ع) قال: انّ الله عزّ و جلّ يبغض كثرة النّوم و كثرة الفراغ». (5)

 امام صادق (ع) فرمود: «خداوند عزّ و جلّ از زياد خوابيدن و كم كار كردن كراهت دارد».

 بشير الدّهان قال: سمعت أبا الحسن موسي (ع) يقول: «انّ الله عزّ و جلّ يبغض العبد النّوام الفارغ». (6)

 بشير روغن فروش گفت: از امام موسي بن جعفر(ع) شنيدم كه فرمود: «خداوند از بنده پر خواب و بيكار نفرت دارد».



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:22 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433832 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب