5. تشویق به کار و نهی از تنبلی
تشویق به کار و تلاش و نهی از تنبلی و کسالت نیز در اسلام فراوان است. علاوه بر قرآن کریم که خداوند در آیات متعددی انسان ها را به کار و عمل صالح سفارش و تشویق نموده و به صالحان اجر و پاداش بزرگ اخروی وعده داده (نحل/97، قصص/67، طه/75 و ... ) از حضرت معصومین نیز روایات زیادی در این زمینه نقل شده است که به برخی از آنها اشاره می کنم:
امام علی (ع) العمل شعار المومن
کار شعار مومن است. (تمیمی آمدی، 1366، ص151)
امام علی (ع9) : العمل اکمل خلف
کار کاملترین خلف انسان است. (همان، ص151)
امام علی (ع) : الشرف عند الله سبحانه بحسن الاعمال لابحسن الاقوال
شرافت و بزرگی نزد خدای سبحان به نیکویی کارهاست نه به میکویی گفتارها (همان ،ص153)
امام علی (ع) : بالعمل یحصل الثواب لا بالکسل
با کار است که پاداش به دست می آید نه با تنبلی (محمدی ری شهری، 1367، ج9، ص4050 ، ش 14262)
امام باقر(ع): الکسل یضر بالدین و الدنیا
تنبلی به دین و دنیا زیان می زند. (مجلسی، 1403، ج57، ص180)
امام باقر (ع) : ایاک و الکسل و الضجر فإنّهما مفتاح کل شرم کسل لم یود حقا و من ضجرلم یصبر علی حق
از تنبلی و بی حوصلگی، بپرهیز ؛ زیرا این دو، کلید هر بدی می باشند و کسی که تنبل باشد، حقّی را نگذارد و کسی که بی حوصله باشد، بر حق شکیبایی نورزد . (همان، ج75، ص187)
مولانا نیز حدیثی از پیامبر را در تشویق به کار، این گونه به شعر درآورده است.
گفت پیغمبر که بر رزق ای فتی در فرو بسته است و بر در قفل ها
جنبش و آمد شد ما و اکتساب هست مفتاحی بر آن قفل و حجاب
بی کلید این در گشادن راه نیست بی طلب نان سنت الله نیست
(مثنوی، دفتر پنجم، ابیات 2385- 2387)
لزوم پرداختن به کار را حتی در سخت ترین شرایط برای نیفتادن در دام احتیاج به خلق و گدایی از آنها در حدیث زیر می بینیم عن زراره من الصادق (ع) : انّ رجلا اتاه فعّال انّنی لا احسن ان اعمل بیدی و لا أحسن ان اتجر و انا محارف محاج فقال اعمل و احمل علی راسک و استغن عن النّاس
زواره می گوید مردی به حضور امام صادق (ع) آمد و عرض کرد: دست سالمی ندارم که با آن کار کنم، سرمایه ندارم تا با آن تجارت نمایم، مرد محروم و مستمندی هستم ، چه کنم ؟ امام (ع) فرمود: با سرت باربری کن و خود را از مردم مستغنی و بی نیاز بدار.
(فرید، 1367، ج3، ص22)
البته ناگفته پیداست که تشویق و ترغیب اولیای دین به کار و کوشش، فقط به خاطر شغل های مشروع و کارهای مفید است که خیر و صلاح جامعه در آنهاست نه کارهای ناروا و حرام که نتیجه ی آن کسب لقمه ی حرام است و شدیداً از خوردن آن نهی شده است.
پیامبر (ص) : «من اکل لقمه من حرام لم تقبل له صلاه اربعین لیله»
هر کس یک لقمه ی حرام بخورد، نماز چهل شبش پذیرفته نشود. (محمدی ری شهری، 1367، ج3، ص1124، ش3660)
پیامبر (ص) «انّ الله عزوّجل حرم الجنه جسدا غدی بحرام».
خدای عزوجل بهشت را بر بدین که از مال حرام تغذیه شود حرام کرده است.(همان ، ش3661)
البته اثرات لقمه ی حرام (جهل ، غفلت، خیانت، تاریکی ، حسد و ...) در همین دنیا نیز آشکار می شود.
6. حد و اندازه ی پرداختن به کار
در اسلام نه رهبانیّت و معنویت گرایی افراطی مسیحیّت مطرح است و نه دنیا گرایی افراطی یهودیّت. اسلام دینی معتدل است که سهم جسم و روح و دنیا و آخرت هر دو در آن حفظ و رعایت شده است. از این رو هم تشویق به کار و تلاش و پرهیز از تنبلی و کسالت در آن وجود دارد و هم مسئله ی مقدّر بودن روزی و ضمانت آن از جانب خدا (هود/6، ذاریات/58 و ...) و پرهیز از حرص و آز که به تعبیری می توان آن را «رعایت اعتدال در کار» نامید . امام صادق (ع) می فرماید: «لیکن طلبک المعیشه فوق کسب المضیع و دون طلب الحریص الراضی بدنیاه المطمئن الیها»
تلاش تو در راه کسب معاش باید برتر از عمل فرد مسامحه گری باشد که بر اثر سستی، حق کار را ضایع کرده است و فروتر از کار حریضی باشد که به افراطی و زیاده روی گرائیده است، حرص و فرومایه ای که به جای تمام فضائل انسانس و تعالی معنوی، فقط به دنیای خویش دلگرم و مسرور است و با وجود آن خود را مطمئن و آرام احساس می کند. (فرید، 1367، ج3، ص7)
امام حسن عسگری (ع) انسان ها را از این که به بهانه ی ضمانت رزق و روزی از جانب خداوند ، دست از کار و تلاش بردارند، نهی فرموده است:
«لایشغلک رزق مضمون عن عمل مفروض»
مبادا روزی ضمانت شده ، تو را از کار واجبی باز دارد.
(حرانی، 1404، ص 489، نیز: محمدی ری شهری، 1367، ج5 ، ص2044، ش7161)
امام کاظم (ع) : در آن بکوشید که زمانتان را به چهار بخش تقسیم کنید: ساعتی برای مناجات با خدا، و ساعتی برای امر زندگی؛ و ساعتی برای همنشینی با برادران و معتمدانی که عیب های شما را به شما بشناسانند و در باطن به شما اخلاص داشته باشند؛ و ساعتی برای پرداختن به لذت هایی که حرام نباشد. (حرانی، 1404، ص302)
برخی نیز در گذشته به اندیشه ی توکل و بهانه کردن آیاتی همچون : «و یرزقه من حیث لایحتسب و من یتوکّل علی الله فهو حسبه» (طلاق/3) دست از کار و تلاش می کشیدند ، که در نکوهش این عقیده و عمل نیز روایات متعدّدی از معصومین (ع) نقل شده و در آنها تأکید شده است که هم زمان با کار و تلاش باید به خداوند توکل داشت نه با ترک کار.
امام صادق (ع) : «لاتدع طلب الرزق من حله فانّه عون علی دینک و اعقل راحلتک و توکّل».
از طلب روزی حلال دست مکش، زیرا طلب روزی حلال تو را در دینت یاری مِ رساند. پای اشترت را ببند و به خدا توکل کن.(مجلسی، 1403، ج68، 138)
علاوه بر این، به امید آرزوها و بخت و شانس از کسب و کار دست کشیدن نیز مردود و مذموم است.
امام علی (ع) : «و ایّاک و الاتکال علی المنی فانّها بصائع النّوکی ... بادر الفرصت قبل ان تکون غصّه» (فیض الاسلام، ص931)
امام سجاد(ع): «اللهم صل علی محمد و آل محمد، و اکفنا طول الامل، و قصّره غنّا بصدق العمل»
خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را از آرزوهای دور و دراز بازدار و با عمل صادقانه از آرزومندی نجاتمان بخش (صحیفه ی سجادیه، دعای چهلم)
از طرفی دیگر پیامبر اکرم (ص) انسان ها را از اینکه با افراط در کار از انجام فرایض و اعمال عبادی واجب باز مانند ، سخت برحذر داشته است:
«لاتشاغل عمّا فرض علیک بما قد ضمن لک فانّه لیس بفائتک ما قد قسم لک و لست بالحق ما قد زوی عنک»
مبادا با پرداختن به کسب و روزی تضمین شده از آنچه بر تو واجب شده است باز مانی؛ زیرا قسمت تو از روزی می رسد و آنچه قسمت تو نباشد به آن دست نمی یابی. (محمدی ری شهری، 1367، ج5، ص2044، ش7130)
نکته ای که در این مبحث باید بدان توجه داشت این است که اگرچه در قرآن کریم، بارها دنیا و زندگی دنیایی نکوهش شده و از آن به لهو و لعب و زینت و تفاخر و متاع غرور تعبیر و بر توجه به حیات اخروی تأکید شده است (انعام/6، عنکبوت/64، محمد /36، حدید / 20 و ...) ولی به معنای نفی مطلق دنیا و دست کشیدن از کار و تلاش نیست؛ بلکه مقایسه ی ارزش متاع دنیوی با پاداش اخروی است. در اسلام کسب و کار و تلاش در حد معقول هرگز به معنای دنیاگرایی و غفلت از خدا و آخرت که در این صورت انسان برای رسیدن به دنیا و مادیان دست به هر جنایتی می زند.
از طرف دیگر، انگیزه های افراد از کارها نیز یک ملاک عمده در مثبت یا منفی بودن کارهاست که در دو روایت زیر به آن اشاره شده است:
پیامبر اسلام (ص): «افضل العمل ما ارید به وجه الله»
برترین کارها، کاری است که برای خدا باشد. (محمدی ری شهری، 1367، ج9، ص4064،ش14314)
«کان صلی الله علیه و آلیه جالسا مع اصحابه ذات یوم فنظر الی شاب ذی جلد و قوّه و قد بکر یسعی فقالوا و یح هذا لو کان شبابه و جلده فی سبیل الله فقال الله علیه و اله : لا تقولوا هذا فانّه ان کان یسعی علی نفسه لیکفّها عن المسئله و یغنیها عن النّاس فهو فی سبیل الله و ان کان یسعی ابوبن ضعیفین او ذریّه ضعفا لیغنییهم و یکفهم فهو فی سبیل الله و ان کان یسعی تفاخرا و تکاثرا فهو فی سبیل الشیطان».
روزی رسول اکرم با اصحاب خود نشسته بود، جوان توانا و نیرومندی را دید که اول صبح به کار و کوشش مشغول شده است. کسانی که در محضر آن حضرت بودند گفتند این جوان شایسته ی مدح و تمجید بود اگر جوانی و نیرومندی خود را در راه خدا گام برمی دارد، همچنین اگر کار می کند به نفع والدین ضعیف یا کودکان ناتوان که زندگی آنان را تأمین کند و از مردم بی نیازشان سازد، باز هم به راه خدا می رود ، ولی اگر کار می کند تا با درآمد خود به تهیدستان مباهات نماید و بر ثروت و دارایی خود بیفزاید او به راه شیطان رفته و از صراط حق منحرف شده است. (فرید، 1367، ج3، ص214- غزالی، 1375، ج1، ص325)