تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

جامعه مصرفی

 

 

مصرف واژه جديدي نيست اما "جامعه مصرفي" واژه کليدي است که فهم آن حوزه هاي جديدي را در علوم اجتماعي بر روي ما مي گشايد. در اين گفتار سعي خواهيم کرد تا بيشتر آن را بکاويم . نخست از مناقشه و تفاوت رويکردي بين رشته هاي علوم اجتماعي در باب مصرف خواهيم گفت و سپس با توجه به نظريات جامعه شناسان نسبت به جامعه مصرفي و مصرف ويژگي ها و پيامدهاي ظهور جامعه مصرفي را در بررسي خواهيم کرد و در پايان به بررسي نسبت جامعه خود با جامعه مصرفي مي پردازيم.

امروزه ما تحت محاصره خارق العادهِ مصرف تظاهري و فراواني خدمات، اشياء و کالاها مادي قرار گرفته ايم. همين ها جهش اساسي در اکولوژي نوع انساني پديد آورده است. به قول جين بودليلارد ديگر احاطه بشر بوسيله بشر پايان گرفته و اينک شاهد محاصره بشر بوسيله اشياء (objects) هستيم. مبادله روزانه ديگر بين افراد نيست بلکه با کسب و دستکاري کالاها و پيام ها صورت مي گيرد. يکي از پيامدهاي روشن اين وضه اين است که  مفهوم " محيط زيست"  بي شک تنها از زماني مورد نظر قرار گرفته که ما به دليل  واسطه گري اشياء کمتر با ساير انسانها نزديک هستيم. 

مصرف مفهومي کليدي است به اين معني که مي توان با ان قفل فهم جامعه مدرن را دريافت. مصرف مفهومي آغشته از ارزش است. در جهان کنوني بينش بازار باز به عنوان يک جامعه خوب مطرح شده است که ادعا مي شود که ثروت، کالاها و خدمات را به مصرف کنندکان عقلاني و آزادي که آنها را طلب مي کنند  تحويل مي دهد. در مقابل هم مي توان بخش منفي و تاريک مصرف را در واژه هاي تحقير آميز مصرف گرايي (consumerism) ، مادي گرايي، فرصت طلبي، خودپرستي، لذت گرايي و ... ديد.

مصرف همچنين در مقابل مفاهيم ديگري قرار مي گيرد: مصرف در مقابل توليد،مصرف در مقابل سرمايه گذاري، مصرف در مقابل شهروندي، مصرف در مقابل حفظ محيط زيست و ... از جمله مهم ترين تقابل هاي مي باشند.

مصرف همچنين ابعاد مختلفي به خود مي گيرد. مصرف کننده ئر نقش هاي مختلفي در جامعه مصرفي ظاهر مي شود. هنگامي مصرف کننده به مثابه انتخاب گري است که به قصد حداکثر کردن فايده مندي  خود عمل مي کند. در عين حاليکه نيروي محرکه جامعه مصرفي است. اين مصرف کننده کنشگر عقلاني محسوب مي شود که بهترين قاضي انتخاب بين علائق خود است.  مصرف کننده به عنوان ارتباط  برقرارکننده ( از طريق نمادهاي مصرف) از طريق راه هاي مختلف چون مصرف تظاهري يا اوقات فراغت تظاهري و ... مصرف کننده  به مثابه اکتشاف کننده، مصرف کننده به مثابه جوياي هويت ( و موقعيت) ، مصرف کننده به مثابه لذت گرا ( هنرمند)، مصرف کننده به مثابه مجروح جامعه مصرفي، مصرف کننده به مثابه مبازره گر و فعال ، مصرف کننده به مثابه شهروند،

اما هدف اصلي در اين گفتار فهم جامعه مدرن از طريق بررسي ويژگيهاي جامعه مصرفي است. در اينراه سوالات مختلفي مطرح خواهد شد. رابطه جامعه مصرفي با مدرنيته اوليه و مدرنيته متاخرچيست؟ آيا جامعه مصرفي در مدرنيته متاخر متمايز از نوع مدرنيته اوليه است. آنطور که برخي ادعا کرده اند ما مدرنيته متاخر را جامعه پساکميابي  يا جامعه پسا صنعتي مي نايم. البته براي شناخت اين نوع مدرنيته مفاهيم ديگري نيز بکار برده است چون جامعه باز انديشي که هم جرج ساروس مدعي جعل آن است  وهم آنتوني گيدنز. اريک بک نيز اين جامعه را "جامعه در معرض خطر" ( هاي جديدي و توليد شده و نه خطرهاي خارجي) (risk society) مي نامد.

سوال ديگري که مطرح است اين است که آيا ما در جهان در حال توسعه وارد جامعه مصرفي شده ايم؟ يا اينکه خير اين جامعه در غرب و برخي ديگر کشورهاي توسعه يافته ظاهر شده است؟ به ديگر سخن نسبت اين جامعه با ما چيست؟ آيا کالاها و اشياء در جهان جديد همانطور که تحل در سبک زندگي آنان ايجاد مي کند سبک زندگي و ماهيت زندگي ما را نيز ميسازند؟
آيا سيستم اشياء ما را احاطه کرده اند؟ آيا انسان بازتابي اين نظام اشياء را باز توليد مي کند؟ جايگاه فرد بازتابي در جامعه مصرفي کجاست؟ ما فرد بازتابي را فردي مي دانيم که کنش هايش شرايط زندگي اش را مي سازد. آيا ما در ميان اشياء يا بر اشياء احاطه داريم ؟ برخي معتقدند که ما در دوره اشياء هستيم و با ريتم اشياء زندگي مي کنيم. ما بر طبق سيکل ها و چرخش هاي لاينقطع آنها زندگي مي کنيم. امروزه ما هستيم که ناظر تولد و بر اورده شدن و ارضاء و سپس و مرگ آنها هستيم. اما ديرو ز اين اشياء بودند که ناظر تولد و رشد و مرگ ما بودند : مانند مجسمه ها و عتيقه ها و ... فرد در چنين وضعي چطور مي تواند شرايط زندگي خود را تغيير دهد؟


در آغاز بگوييم که بر سر مصرف و مصرف کننده مناقشه هاي بسياري در رشته هاي مختلف علوم اجتماعي رقته است. اما ما رهيافت جامعه شناختي را براي بررسي جامعه مصرفي برگزيده ايم.
کنشگر در علم اقتصاد و وبيژه در نظريه نئوکلاسيک ها فردي است که به قصد حداکثر کردن سود و فايده مندي اش عمل مي کند. در حاليکه در جامعه شناسي کنشگر در تعامل با ساير افراد بررسي مي شود. فرض نئوکلاسيک ها اين است که با کنشگر عقلاني روبرو هستند که بهترين انتخاب را انجام مي دهد. لذا مصرف مطالعه رفتار عقلاني مصرف کننده است.  بطور مثال مارشال نيازها را در ارتباط متقابل و عقلاني مي داند. اما در ديدگاه جامعه شناسي عقلانيت مصرف کننده تنها يک متغير است. اقتصاددان جامعه مصرفي را امر بيروني تلقي مي کند و تنها به تحليل فرد مصرف کننده مي پردازد و در اين راه از روش هاي تجربي و رياضي سود مي گيرد.

انسان اقتصادي به دنبال حداکثر کردن رضايت مندي از کالاها و اشيا ست. انسان مصرف مي کند چون نياز دارد. اين ها  رويکرد اقتصادي است. جامعه شناسان اين را براي تببين مصرف کافي نمي دانند. بودريلارد مي گوييد اين توتولوژيک است که بگوييم افراد مصرف مي کنند چون نياز دارند. يا اينکه مصرف براي افزايش استاندارد زندگي صورت مي گيرد. اما بهرحال اقتصاددان مصرف کننده را فردي مي داند که به قصد فايده مندي از  كالا و خدمات دست به مصرف مي زند. در حاليکه براي روانشناس انگيزه و تحريك مهم است نه اشياء.  در مقابل جامعه شناس به پويايي هاي اجتماعي نيازها يعني همان مدل همنوايي،  انطباق و رقابت توجه دارد. لذا در جامعه مصرفي پويايي هاي اجتماعي مصرف مطرح مي شوند و کمتر انگيزه هاي عميق پرداخته مي شود. وي کسي است به دنبال فعال کردن مدل هاي همنوايي، انطباق و رقابت مصرف کننده اي است که تحت تاثير گروه همالان قرار دارد. مردم شناسان اجتماعي نيز به مساله مصرف مي پردازند و جامعه شناسان را به خاطر تعميم هاي حمايت نشده بوسيله مردم نگاري مورد سرزنش قرار مي دهند. در مقابل جامعه شناسان مطالعات فرهنگي را به خاطر غفلت از بررسي طبقه اجتماعي و جنسيت مورد نقد قرار مي دهند.



ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:22 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

چگونه و چه زمانی بنزین بزنیم؟

 

راهکارهایی مفید برای کاهش هزینه های مصرف سوخت اتومبیل

از دانسته های یک کارمند شرکت نفت در امریکا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اطّلاعاتی که در ذیل ذکر می‌شود بسیار جالب و سبب صرفه‌جویی، یا بهتر بگویم، استفاده بیشتر و بهتر از بنزینی است که هر بار برای خودروتان خریداری می‌نمایید. مطلبی که در این ایمیل از نظر خواهید گذراند از طرف یکی از دوستان که در یکی از ایالت های امریکا اقامت دارند به زبان انگلیسی ارسال شده که به نظر رسید اگر به فارسی برگردانده شود برای تعداد بیشتری از شما دوستان می‌تواند مفید فایده باشد. امید که چنین باشد.

من نمی‌دانم بنزین در مملکت شما لیتری چند است، امّا اینجا در کالیفرنیا ما برای هر لیتر یک دلار می‌پردازیم. در اینجا در خطّ لوله ی کایندر مورگان که من در سان خوزه کالیفرنیا کار می‌کنم، در 24 ساعت از طریق خطّ لوله چهار میلیون گالن تحویل می‌دهیم. یک روز گازوئیل، روز بعد بنزین هواپیما و انواع بنزین معمولی. ما 34 مخزن در اینجا داریم که گنجایش آنها روی هم رفته 16.800.000 گالن است. ناگفته نماند رشته ی کاری من مدّت 31 سال در زمینه ی نفت و بنزین است، بنابراین ترفندهایی وجود دارد که بتوانیم از هر لیتر بنزینی که می‌خریم حدّاکثر استفاده را بکنیم که با توجه به موارد زیر حتما این صرفه جویی برای شما محسوس خواهد بود.

:: سعی کنید صبح زود بنزین بزنید

فقط صبح زود که حرارت زیر زمین هنوز در پایین‌ترین حدّ قرار دارد بنزین بزنید. به خاطر داشته باشید که در تمام پمپ‌بنزین‌ها مخزن سوخت در زیر زمین قرار دارد. هرچه زمین سردتر باشد، بنزین غلیظ‌تر و متراکم‌تر است. وقتی هوا گرم می‌شود، بنزین منبسط تر می‌گردد. بنابراین، خرید بنزین در بعدازظهر و حتّی شب که هنوز هوا کاملاً سرد نشده و بر بنزین اثر نگذاشته، سبب می‌شود که یک لیتر شما واقعاً یک لیتر نباشد. در صنعت نفت، گرانش معیّن و حرارت بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما، اتانول و سایر محصولات نفتی نقشی مهم ایفا می‌کند و هر درجه حرارت که افزایش یابد منفعت زیادی نصیب این صنعت می‌کند با توجه به اینکه جایگاه‎های سوخت دارای دستگاه جبران حرارت در پمپ‌هایشان نیستند.

:: هیچوقت دستگیره نازل را تا انتها فشار ندهید

وقتی مشغول بنزین زدن هستید، دستگیره نازل را تا آخر فشار ندهید. اگر نگاه کنید می‎بینید نازل ها دارای سه درجه هستند: کُند، متوسّط و تند. در حالت کُند میزان تبخیر را که در اثر پمپ شدن بنزین حاصل می‌شود به حدّاقلّ می‌رسانید. همه ی شیلنگ‌ها دارای محلّ بازگشت بخار هستند. اگر سریع بنزین بزنید، مایع دیگری که وارد مخزن بنزین شما شده بخار می‌شود. این بخار مکیده شده وارد مخزن زیرزمینی می‌شود به طوری که وقتی شما بنزین می‌زنید، در واقع به آن میزان که دستگاه نشان می‌‎دهد بنزین نزده‌اید.

:: قبل از خالی شدن محتویات باک، سعی کنید بنزین بزنید

یکی از مهم‌ترین نکات برای بنزین زدن این است که وقتی باک اتومبیل نصفه است بنزین بزنید. دلیل آن این است که، هرچه بنزین بیشتری داخل باک باشد، هوای کمتری فضای خالی آن را اشغال می‎کند. بنزین به مراتب سریع‌تر از آنچه که تصوّر می‎کنید تبخیر می‌شود. مخازن ذخیره ی بنزین دارای سقف داخلی شناور هستند. این سقف به عنوان نقطه ی صفر بین بنزین و جوّ عمل می‌کند تا تبخیر را به حدّاقل برساند. برخلاف جایگاه‌های بنزین، اینجا که من کار می‎کنم، هر تانکری که ما بارگیری می‎کنیم دارای دستگاه جبران حرارت است تا هر گالن عملاً به میزان یک گالن باشد.

:: زمانی که تانکر بنزین در جایگاه در حال تخلیه است، اقدام به سوختگیری نکنید

نکته ی دیگری که باید یادآوری کنم این است که اگر تانکر بنزین در حال تخلیه به مخزن بنزین در محل پمپ بنزین باشد و شما هم در جایگاه سوخت باشید، در آن هنگام اقدام به سوختگیری اتومبیلتان نکنید. به احتمال زیاد بنزینی که تخلیه می‌شود سبب می‌گردد که بنزین داخل مخزن به هم بخورد و آنچه از آشغال و آلودگی که معمولاً ته‌نشین می‌شود، بالا بیاید و قسمتی از آن نصیب اتومبیل شما شود.

امیدوارم این نکات برای حفظ ارزش پول شما و صرفه جویی اقتصادی خانواده تان مفید بوده باشد.




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:12 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

آيا فكر مى كنيد بهترين «خريدار» ممكن هستيد و وقتى به مغازه يا مكانى از اين دست مى رويد، بهترين چيز را انتخاب مى كنيد؟
اگر هم اين گونه هستيد، اين موارد را بخوانيد تا به خريدار بهترى بدل شويد.

۱- به جاى رفتن به فروشگاههاى بزرگ و «سوپرها» و جاهايى كه انواع متاع ها را دارند، فقط به مغازه هاى تخصصى و آن جا كه يك نوع كالاى خاص و بهترين جنس آن را مى فروشند، سر بزنيد. هرچه باشد، شما براى كسانى كه دوست داريد خريد مى كنيد و بايد بهترين كالا را برايشان برگزيدند.

۲- سعى كنيد در ۵ روز اول هفته به خريد برويد. هم مغازه خلوت تر است و هم خيابانها. در غير اين صورت طى دو روز پايانى هفته كه مصادف با تعطيلات است، در شلوغى خيابانها دچار تأخير و در همهمه داخل مغازه ها فرسوده مى شويد.

۳- در ساعات نخست صبح و در بخش هاى اوليه روز به مغازه ها برويد و اين توصيه هم به خاطر نخوردن به شلوغى ها است.

۴- يك فهرست مشخص براى خودتان انتخاب و طبق آن عمل كنيد.

۵- بودجه مشخصى را براى خود در اختيار گيريد و درست براساس آن خريد كنيد، تا از اين طريق بدانيد كه بنيه مالى تان چقدر است.

۶- سعى نكنيد حتماً اجناس حراجى را بخريد، زيرا ممكن است با انتخاب هاى اصلى شما همخوانى نداشته باشد و چيزى را بخريد كه واقعاً ايده آل نباشد.

۷- با مسؤول فروشگاه در تماس باشيد تا دقيقاً بدانيد كه اجناس مورد نظرتان چه روزى به فروشگاه وارد مى شود و اگر چيزى كه مى خواهيد يك خوراكى است، تازه ترين آن را دريافت كنيد.

۸- استراتژى خريد و روش كارتان را در اين زمينه به دقت و از قبل مشخص سازيد. خيلى ها را مى بينيد كه ۱۰ بار از مقابل يك قسمت از فروشگاه رژه مى روند و كالاها را بررسى مى كنند واين بدان خاطر است كه دقيقاً نمى دانند كه چه مى خواهند.


۹- وسايل و آن چه را كه خريده ايد در گوشه اى از مغازه بگذاريد تا آنها را طبقه به طبقه و از اينجا به آن جا منتقل نكنيد. وقتى بارتان سنگين است، اين مسأله شما را بشدت خسته مى كند.

۱۰- قبل از رفتن به خريد حتماً در باره حسن شهرت و اعتبار و پيشينه مغازه اى كه به آن رجوع مى كنيد، به طور كمال تحقيق كنيد. رفتن به فروشگاههاى بى نظم بر «خريد» شما نيز اثر نامطلوب مى گذارد.

۱۱- اگر خودتان آشپز توانايى هستيد در موقع خريد دقت كنيد جنسى را بخريد كه به بهترين شكل به شيوه پخت وسليقه غذايى مورد نظرتان بخورد.

۱۲- اگر مى خواهيد كالايى را به عنوان كادو و يا رايگان (به طور موقتى) از فروشگاه بگيريد، ابتدا از سياست و عملكرد فروشگاه مورد رجوع تان اطمينان حاصل كنيد و در اين زمينه اطلاعات لازم را بگيريد.

۱۳- سعى كنيد به تنهايى به خريد نرويد، همراه بودن يك دوست باعث مى شود مشورت بيشتر و بهترى را با رفيق خود صورت دهيد و به تبع آن خريد هاى مناسب ترى داشته باشيد.

۱۴- مواظب سارقان و جيب برها باشيد كه در فروشگاهها نيز فراوان اند. آنها در داخل مغازه پا به پاى شما مى آيند و سعى دارند كه در يك فرصت از غفلت شما استفاده كنند. قسمتى از پول تان را به جاى حمل در ساك و كيف، در جيب خودتان بگذاريد. از اين طريق فرد سارق نمى تواند به وسعت و با آزادى به پول شما دسترس بيابد.

۱۵- وقت تان را تنظيم كنيد. همان طور كه بايد حساب كار و نحوه خريدتان را داشته باشيد و كالاى درست انتخاب كنيد، لازم است كه وقت تان را نيز به شكلى مصروف اين كار كنيد كه ائتلاف زمان چشمگيرى نداشته باشيد.

۱۶- اگر به دفعات به خريد مى رويد، سعى كنيد كه براى ارسال محموله ها به خانه تا پايان روز هاى خريد تان صبر كنيد تا به جاى دادن چند بار پول به پيك ها و حمل كنندگان بار، فقط يك مرتبه پول بپردازيد.

۱۷- حساب پولى را كه از فروشنده پس مى گيريد، به دقت داشته باشيد.
خيلى ها در زمان خريد چند جنس بر روى هم، در مورد رقم كلى اشتباه مى كنند
.
۱۸- هيچ وقت در روزهاى قبل از تعطيلى هاى بزرگ و سنتى به خريد نرويد زيرا بشدت شلوغ اند و نمى توانيد خريد مطلوبى داشته باشيد.

۱۹- فقط به خاطر ارزان بودن يك جنس اقدام به خريد آن نكنيد. چه بسا اجناس ارزان كه مى خريد ولى در نهايت به كارتان نمى آيد.

۲۰- دائماً بر در و ديوار مى زنند كه «حراج، حراج». ابتدا تحقيق كنيد كه واقعاً حراجى در كار هست و يا قيمت ها در عمل فرقى با گذشته ندارند.

۲۲- اخبار حوادثى را هميشه بخوانيد تا اگر اشياى گرانقيمتى مثل اتومبيل و نظاير آن را مى خريد، يك جنس سرقتى را به شما نيندازند.




[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:07 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

 

مدیریت ارتباط با مشتری در ایران

 

به تعبیر پرفسور کاتلرمشتری بخشی از دارایی ناملموس سازمان است که درترازنامه های مالی سازمان قرار ندارد و همین امر منجر به بی توجهی مدیران و مجریان سازمان به آنان شده است.

 

در ایران از آنجا که همیشه عرضه کمتر از تقاضا و نیازبازار بوده آنچه در فراگرد بازار نقش اصلی را بازی می کرد، تولید کننده و فروشنده بوده اند و تولید کننده درجهت سود آوری، کالایی را با کیفیتی نامرغوب و نامناسب تولید میکرد و فروشنده آن را برای عرضه در ویترین ها قرار می داد و آن چه مورد توجه نبود خریدار، انتظارات و سلایق وی بود. خریدار نیز برای رفع نیاز و انتظارات ناچار تن به تهیه کالای و خدمات مناسب میداد. اما امروزه با پیشرفت های صنعتی در رقابتی شدن صنایع هرچند محدوده رابطه تولید کننده خریدار و مشتری خریدار در حال تغییر به سوی مشتری مداری ورابطه مشتری تولید است.

 

در راهبرد مشتری مداری، بازاریابی به عنوان راهبر بازار مورد توجه قرار میگیرد. بازاریابی در فضای مشتری مداری در جهت نیاز وسلیقه مشتری درصدد برنامه ریزی و خلق بازار جدید، بازار سنجی و بازارداری میکند. بازاریابی به عنوان پل واسطه بین سازمان و مشتریان نیازهای مشتریان را به سازمان و دیدگاه سازمان و تولیدات کالا و خدمات آن را به مشتریان ارائه میدهد در این فرآیند، تعاملی درجهت افزایش بهره وری و کارایی از نوآوری ها و ابداعات خودی در جهت بهبود وضعیت کالاو خدمات تولید شده ایجاد کالا و خدمات جدید منطبق بر انتظارات مخاطب و مشتری ایجاد میشود.

 

از این رو است که بازاریابی به عنوان ستون فقرات صنعت و خدمات در فرآیند بازار واقتصاد مورد توجه اقتصاددانان، بازاریابان، سرمایه گذاران و صاحبان صنایع قرار می گیرد و آنان خود را محتاج به این علم و فن می دانند. اما از آنجا که پدیده بازاریابی در ایران دارای قدمتی نه چندان طولانی و ریشه دار است برای جلوگیری از خطاها و آنتروپی نیاز به استفاده از تجربه کشورهایی داریم که در این زمینه قدمتی طولانی تر دارند.

 

 

تهیه و تنظیم : سیده فاطمه موسوی




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:20 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

لطف مشتري


لطف مشتري
مشتري مهم‌ترين بازديدكننده در محدوده ماست.
او به كار ما وابسته نيست.
ما به كار او وابسته هستيم.
او مزاحم كار ما نيست.
او هدف كار ماست.
او بيگانه در كار ما نيست بلكه بخشي از كار ماست.
با انجام كار او، لطفي در حق او نمي‌ كنيم.
اوست كه با فراهم آوردن اين فرصت به ما لطف مي‌كند.
مهاتما گاندي

 

هميشه حق با مشتري است
مشتري مداري 2 اصل دارد:
اصل اول: هميشه حق با مشتري است.
اصل دوم: زماني كه شك داريد كه آيا حق با مشتري است يا نه، به اصل اول مراجعه نمائيد.
برايان تريسي

 

كيفيت و مشتري
كيفيت يعني هر چيزي كه ارزش محصول را از نظر مشتري بالا ببرد.
وينس لومباردي




[ پنج شنبه 17 فروردین 1391  ] [ 4:46 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

من و مشتريانم ؛ نگرش و فنون برخورد با مشتري


من و مشتريانم ؛ نگرش و فنون برخورد با مشتري

نويسنده : دوين هاستينگز، سي.
مترجم : مملكت‌دوست، دنيا

مقدمه
كسب و كارهاي كوچك معمولاً با مشكلات زيادي روبه رو مي‌شوند. براي مثال، شخصي كه كار دو، سه يا چهار نفر را به تنهايي انجام مي‌دهد، مسلم است كه در كارش با مشكلات زيادي روبه رو مي‌شود چرا كه همزمان بايد مشتريان را ملاقات كند، محصولاتش را بفروشد و در سمينارهاي مختلف شركت كند. جرالد كين درباره انجام دادن تجارت يك نفره به شوخي مي‌گويد: «آقا بالاسر خود بودن خوب است، چرا كه هم مي‌توانيد فقط نصف روز كار كنيد و يا در روز دوازده ساعت سر كار باشيد».

نكته‌اي كه بايد تمام كاسبان و تاجران به آن توجه كنند اين است كه بايد در زمان بسيار محدودي كارها و وظايف بسياري انجام دهند و البته بايد از حداقل كار بهترين نتيجه لازم را بگيرند يعني كارشان بايد بيشترين بهره داشته باشد. اما براي اينكه از كمترين زمان بهترين استفاده را برد چه بايد كرد؟
اگر شما دوست داريد كه برنامه‌ها و كارهايتان را به سريع‌ترين و بهترين نحو انجام دهيد بهتر است كه به نكاتي كه در اين مقاله به آن اشاره مي‌شود خوب توجه كنيد و آنها را در رأس كارهايتان قرار دهيد. البته براي اينكه خواندن اين مقاله خسته كننده نباشد اين نكات به صورت پرسش و پاسخ آمده است و فايده ديگر آن اين است كه به خاطر سپردن نكات آسان‌تر مي‌شود.

پرسش اول
چگونه مي‌توانم مشتريان بيشتري بگيرم؟
پاسخ: گاهي اوقات براي جلب مشتريان بيشتر لازم است كه كارهايي را كه تاكنون براي اين كار انجام داده‌ايم، متوقف كنيم. گاهي اوقات بايد از روشهاي مؤثري براي اين كار استفاده كرد. البته روشهاي استانداردي براي جلب مشتريان وجود دارد و نيز روشهاي غيراستاندارد ديگر. اما اين نكته را به خاطر داشته باشيد: يك روش را بارها و بارها امتحان كنيد. اگر انتظار داشته باشيد كه نتايج منفي به همراه داشته باشد پول و انرژي خود را از دست داده‌ايد. بنابراين آنچه كه بايد انجام دهيد فقط كار كردن نيست. ذهنتان را متوجه اهداف و كارهاي ديگر كنيد. همان طور كه پيشتر اشاره شد گاهي اوقات راه حل مشكل اين نيست كه چه كار ديگر بايد انجام داد بلكه اين است كه براي گرفتن مشتريان بيشتر انجام چه كارهايي را بايد متوقف كرد.
نكته مهمي كه بايد به ذهن بسپاريد اين است كه قوانين و مقررات نامرئي در جهان وجود دارند. حتي اگر شخصي با ذهنيت متافيزيكي نباشيد، مي‌توانيد ببينيد كه نيروهاي نامرئي بسياري در زندگي‌هاي ما وجود دارد. الكتريسيته، نور، گرما و غيره. يك بذر را در نظر بگيريد: به محض آنكه در دل خاك كاشته مي‌شود، نيروهاي نامرئي دست به كار مي‌شوند و آن را به يك گياه، درخت يا بوته تبديل مي‌كنند. تمام اين نيازها چيزهاي بسيار اساسي هستند كه به بذر كمك مي‌كند كه قسمت‌هاي ديگري به آن اضافه شود و باصطلاح رشد و نمو كند. اما بيشتر مردم فكر مي‌كنند كه چنين نيروهايي به چيزهاي مرئي و مشهودي كه مي‌توانيم در زندگي روزانه خود ببينيم، تعلق ندارد.
آيا شما احساس كرده‌ايد كه در طول يك روز همه چيز بر وفق مرادتان پيش مي‌رود و باصطلاح كارهايتان روي غلتك افتاده است؟ در اين مواقع چه فكر كرده‌ايد؟ آيا دوست داشته ايد كه تلاش اضافي كه به نتايج عادي بزرگتر مي‌انجامد، انجام دهيد؟ چه چيزي آن روز را متفاوت‌تر از روزهاي ديگر كرده است؟ نيروهاي نامرئي كه به نفع خود تحت كنترل درآورده‌ايد. آيا تاكنون با كسي ملاقات كرده‌ايد كه شما را سخت تحت تأثير خود قرار داده باشد، به اصطلاح شما را جادو كرده باشد؟ آيا به نظرتان او يك آدم جذاب بود؟ البته منظورم زيبايي و جذابيت فيزيكي نيست بلكه انرژي اوست. راز اين دسته افراد اين است كه اين افراد موفق ياد گرفته‌اند كه چگونه چهار قدرت نامرئي خود را كنترل و هدايت كنند.

چهار قدرت نامرئي عبارتند از:
    *
      رفتار
    *
      تمركز
    *
      گفت وگوي دروني با خود
    *
      باورها.
ادامه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

[ پنج شنبه 17 فروردین 1391  ] [ 4:42 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

راهبرد مدل مازلو در پیش‌بینی رفتار خریداران


راهبرد مدل مازلو در پیش‌بینی رفتار خریداران

پیش‌بینی رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان یک نیاز اساسی برای بازاریابان و فروشندگان است چرا که با تعیین آن کامیاب خواهند شد و در صورت پیش‌بینی نادرست ناکام. اما چگونه می‌توان به این پیش‌بینی، یعنی تعیین نوع رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان دست یافت؟
دانش روانشناسی تا حدودی قادر است نوع رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان را تعیین کند. برپایه ی این دانش و با کسب آگاهی از نیازها و محرک‌های درونی مصرف‌کنندگان، می‌توان کالایی متناسب با نیازهای آن‌ها تولید و به آن‌ها عرضه کرد. افزون بر آن کارگزاران تبلیغات با شناسایی و درک سبک و نحوهء زندگی بیش‌تر مشتریان در بازار هدف و آگاهی از علایق و انگیزه‌های آن‌ها در مراحل مختلف زندگی، قادر خواهند بود با طراحی و ایجاد تبلیغات متناسب با نیازها و خواسته‌های مصرف‌کنندگان به موفقیت بیش‌تری برای هدف‌های از پیش تعیین شده و پیشبرد فروش دست یابند. در ادامه، متکی بر «نظریهء سلسله مراتبی نیازهای مازلو» سعی شده چارچوبی فراهم آید تا بازاریابان در پرتو آن بتوانند رفتار خرید یا نیازهای مشتری را پیش‌بینی کنند. به عبارت دیگر با این نگرش، بازاریابان می‌دانند مشتری در جست‌وجوی چه نوع کالا یا کالاهایی است، چه کالاهایی برای او اهمیت بیش‌تری دارد و چه کالاهایی کم‌اهمیت‌ترند.
● پیش‌بینی رفتارهای خرید مصرف‌کنندگان براساس مدل مازلو
احساس محدودیت همان نیاز است و انسان دارای نیازهای پیچیده‌ای است. آبراهام مازلو، روانشناسی بود که دربارهء افراد موفق تحقیق و بررسی کرد. وی سلسله مراتب نیازهای انسان را شناسایی و آن را به پنج طبقهء اصلی تقسیم کرد. به عقیدهء مازلو، به محض این که نیازهای مرحلهء اول انسان برآورده شود، او وارد مرحلهء دوم و سپس مرحلهء سوم و همین طور مراحل بعدی می‌شود. در ادامه به طور خلاصه این مراحل و ارتباط آن‌ها با کالاهای مختلف مورد نیاز مصرف‌کنندگان تشریح می‌شود.
▪ مرحلهء اول: نیازهای جسمانی_ )physiological needs(
این گونه نیازها، جزو اصلی زندگی انسان هستند نظیر غذا، آب، سرپناه، هوا و خواب. افرادی که در این مرحله هستند، احتمالا پول زیادی ندارند و تامین غذا و سرپناه و اسباب و لوازم اولیهء زندگی باید از اولویت‌های اصلی آن‌ها باشد، بنابراین آن‌ها محصولات ارزان‌تری را خریداری خواهند کرد حتی اگر از کیفیت خیلی خوبی برخوردار نباشند، چرا که آن‌ها قادر به خرید محصولاتی با کیفیت بهتر نیستند. این افراد به هر آنچه که منجر به صرفه‌جویی در هزینه و پس‌انداز پول آن‌ها شود گرایش می‌یابند.
▪ مرحلهء دوم: نیاز به امنیت_ )Safty needs(
نظیر احساس امنیت و آرامش خاطری که شما در خانهء خود احساس می‌کنید، احساس امنیت مالی یا داشتن روابط مطمئن با دوستان و اعضای خانواده.
مصرف‌کنندگان در مرحلهء دوم نیاز دارند احساس کنند که در زمان حال و آینده در امنیت و آرامش خاطر خواهند بود. آن‌ها تمایل به خرید محصولاتی خواهند داشت که به کمک آن‌ها احساس آرامش و اطمینان بیش‌تری کنند مثل صندوق‌های پس‌انداز و بازنشستگی، بیمه، نصب دزدگیر برای اتومبیل و منزل، کلاس‌های‌آموزش دفاع شخصی، اسلحه و…
▪ مرحلهء سوم: نیاز به محبت و تعلق _ )love and Belonging needs(
نظیر روش‌هایی که فرد برای پذیرش در گروه مورد نظرش برمی‌گزیند، روابطی که فرد با دوستان و خانواده‌اش دارد و همچنین علاقه‌ای که دیگران نسبت به او دارند.
مورد قبول واقع شدن در این مرحله بسیار حائز اهمیت است. هر کسی دوست دارد با سایر افراد تناسب داشته باشد و هیچ‌کس نمی‌خواهد که برچسب بیگانه، غیرعادی یا عجیب و غریب بخورد. افراد در این مرحله از زندگی سعی می‌کنند تا جایی که ممکن است از هنجارها و نرم‌های جاری در اجتماع پیروی می‌کنند، بنابراین بیش‌تر مورد قبول همنوعان و هم‌ردیفان خود قرار می‌گیرند. مرحلهء‌سوم همچنین مرحله‌ای است که در آن افراد دوست دارند با سایرین باشند. بسیاری از افراد دوست ندارند برای همیشه تنها بمانند و به همین دلیل به سمت چیزهایی جلب می‌شود که آن‌ها را نزد دیگران و خصوصا جنس مخالف جذاب‌تر جلوه دهد.
افراد در مرحلهء‌سوم کالاهای ویژه‌ای نظیر محصولاتی با نام تجاری معتبر، لباس‌های متناسبی که به آن‌ها کمک می‌کند تا بیش‌تر با سایرین منطبق شوند و مورد پذیرش آن‌ها قرار بگیرند، عطریات، لوازم آرایشی و وسایل و کالاهای لوکس و زینتی خریداری می‌کنند.
▪ مرحلهء چهارم: نیاز به احترام_)Esteem needs(
این مرحله شامل نیاز به عزت نفس، احترام گذاشتن و مورد احترام واقع شدن، داشتن اقتدار و همچنین نیاز به حس ارزشمند بودن است. همین که به مرحلهء چهارم برسیم، این آمادگی را خواهیم داشت که بهتر مراقب خودمان باشیم. فردیت برای افرادی که در این مرحله هستند بسیار حایز اهمیت است. به دلیل آن‌که آن‌ها با خودشان احساس خشنودی می‌کنند و یک حس احترام به خود و عزت نفس خوبی دارند و تمایل ندارند که شبیه هیچ‌کس دیگری باشند. این افراد لباس‌های مرتب و منظمی می‌پوشند تا تحسین خود و سایرین را برانگیزند. با تحسین دیگران شاد می‌شوند، اما با انتقاد دیگران کم‌تر می‌رنجند. مصرف‌کنندگانی که در این مرحله قرار دارند، خواستار آنند که دیگران به آن‌ها احترام بگذارند، به آن‌ها نگاه کنند و برایشان ارزش قایل شوند. افرادی که در مرحلهء چهارم قرار دارند، برخی از کالاها و خدمات زیر را به دلایلی که به آن اشاره شد خریداری خواهند کرد:
‌۱)‌ فعالیت‌ها، وسایل، تجهیزات و مواد غذایی سالم برای این‌که سالم‌تر باشند.
۲‌)‌ کتاب‌هایی که به آن‌ها کمک می‌کنند تا رییس خودشان باشند چرا که خواهان داشتن قدرت و کنترل شرایط هستند.
۳‌)‌ انجام سرمایه‌گذاری‌ها و داشتن حساب‌های بانکی.
۴‌)‌ لباس، ماشین و به طور کلی هر چیز گران‌قیمتی که به آن‌ها این قدرت را بدهد که نسبت به دیگران احساس برتری کنند.
▪ مرحلهء پنجم: نیاز به خودیابی و کمال _)Self Actualization needs(
در این مرحله فرد احساس می‌کند به هر آنچه ممکن بود بتواند دست یابد، رسیده است. اگر کسی به این مرحله برسد، به شدت طرفدار و خواستار صلح، دانش و کمال خواهد بود.
این آخرین مرحله است و متاسفانه بسیاری از مردم ممکن است هرگز در طول زندگی خود به این مرحله از زندگی نرسند. با وجود این افرادی که به مرحلهء پنجم می‌رسند، با خودشان و نوع زندگی‌ای که داشته‌اند احساس خشنودی می‌کنند. آن‌ها چیزهایی خریداری می‌کنند که به آن‌ها احساس لذت و شادمانی می‌دهد و همچنین چیزهایی می‌خرند که به دیگران نیز احساس لذت و شادمانی بدهد.
● در برخورد با افراد مختلف چه باید کرد؟
به پرسش اصلی بازگردیم. پرسش اصلی این بود که چطور از این پارادایم – شناخت نیازها و درک سلسله مراتبی بودن آن – برای آگاهی از آنچه در سر مشتریان می‌گذرد استفاده کنیم؟ برای درک این موضوع، بهتر است خود را جای مشتری بگذارید و به این بیندیشید که اگر شما به عنوان مشتری خواهان کالا یا خدمت مورد نظر بودید، چطور فکر کرده و چگونه عمل می‌کردید. به طور مثال اگر خود را در جای مشتری بالقوهء یک باشگاه بدنسازی قرار دهید چه چیزهایی انگیزهء لازم را برای مراجعه و عضویت در این باشگاه به شما می‌دهد؟
هنگام بررسی برای عضویت در این باشگاه، توجه به هر یک از نکات زیر ممکن است انگیزهء لازم را به شما بدهد.
۱‌)انجام تمرین‌های بدنسازی تا چه حدودی روی تغذیه و سلامت جسمی و روانی شما تاثیر می‌گذارد؟
۲‌)داشتن آمادگی جسمانی تا چه حد توانایی شما را برای تامین امنیت خود در جامعه و دفاع شخصی افزایش می‌دهد؟
۳‌) تناسب اندام تا چه حد بر جایگاه شما در جامعه و پذیرش در گروه‌های مختلف تاثیر می‌گذارد؟
‌۴) چقدر تناسب اندام و آمادگی جسمانی بر نوع تفکر و طرز تلقی شما از خودتان تاثیر می‌گذارد؟
۵‌) تا چه میزان داشتن تناسب اندام روی خودباوری شما اثر می‌گذارد؟
بیش‌تر مشتریان در ضمیر ناخودآگاه خود این پرسش‌ها را از خود می‌پرسند، بدون آن‌که آگاهانه در موردشان فکر کنند. بنابراین اگر آگاهانه به این پرسش‌ها پاسخ دهید، می‌توانید به بینش و آگاهی لازم از فرآیند‌ی دست یابید که مشتریان هنگام خرید کالا یا خدمت در ذهن خود پردازش می‌کنند و در نهایت به آن‌ها انگیزهء لازم را برای خرید محصول می‌دهد. شناخت این فرآیند به شما کمک می‌کند تا روش‌هایی را به طور مشخص تعریف کنید که به وسیلهء آن‌ها می‌شود توجه مشتریان را به محصول یا خدمت خود معطوف کرده و آن‌ها را ترغیب به خرید کرد.
در صورتی که هنگام برنامه‌ریزی برای انجام فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغاتی برای محصول خود به پرسش‌هایی نظیر آنچه پیش از این مطرح شد توجه کرده و پاسخ دهید، آن‌گاه شما یک مزیت بازاریابی قابل لمس خواهید داشت، چرا که توانسته‌اید به پرسش‌هایی که در ضمیر ناخودآگاه مشتریان مطرح می‌شود پاسخ مناسب بدهید.

روزنامه سرمایه




[ پنج شنبه 17 فروردین 1391  ] [ 4:38 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مديريت نيازها وشيوه هاي برخورد باآن


مديريت نيازها وشيوه هاي برخورد باآن



چگونه مي توان مردم را افسون كرد؟


 مديريت نيازها با نحوه تصميم گيري و انتخاب بهترين راه برخورد ورفتار باديگران هماهنگي دارد.مثلاً وقتي شما ملاحظه مي كنيد كه تعدادي كسي را تحت فشار قرار مي دهند ، چه عكس العملي ازخود نشان مي دهيد و چگونه با مسئله برخورد مي نماييد؟دراينجا تصميم مي گيريد كه كدام شيوه رفتاري را برگزينيد؟


1- ازكسي كه تنها است جانبداري مي كنيد، واكثريت را خراب كرده وتحقير وازخوبي مي رانيد؟


2- ازهردوحمايت مي كنيد وسعي مي نماييد ميانشان را صلح دهيد؟


3- ازگروه حمايت كرده وحق را بجانب آنها مي دهيد؟


4- حق را ملاك قضاوت خودقرارمي دهيد؟


5- گروه را حمايت كرده وفردرا رهامي كنيد؟


6- مشكل را بررسي كرده راه حل عمومي و به نقاط مشترك دست مي گذاريد؟


7- درامتداد خواسته ها وقالب هاي ذهني رفتارمي كنيد تا خواسته هاي خود را به كرسي نشانيد؟


8- انگشت روي خواسته آنان گذاشته وخود را باآنها هماهنگ مي كنيد ويا خواسته خود را تحميل مي نماييد؟



     درماجراي دكترهاشم آغاجري ، كه وي را  به اتهام سب النبي  محكوم به اعدام كرده بودند درمقابل اعتراض هاي جامعه دانشگاهي واصحاب مطبوعات وطرفداران آزاديهاي بيان وانديشه، مقام رهبري اعلام كردند ازسخنان ايشان سب النبي استنباط نمي شود به قضيه فيصله دادند وتنش را زدودند.قضيه حادثرشده بود وتوجه، حقوق بشر ، جامعه بين الملل ، افكارعمومي ، …را بخود جلب كرده بود ورسانه هاي گروهي را تغذيه مي كرد،بايستي رفتار منطقي وكارآمدتري را انتخاب مي كردند.


     هركدام از موارد بالا نقاظ ضعفي دارد، وموضع شما را دراين ميان معيين مي كند، ولي آنچه بهترين است را بايد برگزينيد ، زيرا  درباب برقراركننده مؤثر مي خواهيد هيچكس را ناراضي نكنيد، وبا نفوذكردن برآنها شقي را كه كارآمدترباشد انتخاب مي كنيد،


     افراد بسوي رفتاري كه احساس كنند پاداش ومنافعي درپي دارد بدان سمت جذب وبرانگيخته مي شوند ، هركس نتواند افراد را به گونه اي تشويق به عمل وكاري نمايد، درروابط ومديريت موفق نمي شود ، پاداش زماني كارآيي خواهد داشت كه فرد قانع بوده وبجا بوده باشد،وهمچنين بلافاصله بعدازعمل داده شود، وياحداقل هنگام دادن پاداش به فرد گفته شود كه بچه دليل وبخاطرچيست؟


     چنانكه فرد مأموريت محوله را غيرممكن بداند،احتمالا براي قبول وانجام آن انگيزه اي پيدا نكند.اگرشانس زيادي براي انجام دادن آن احتمال ندهد نمي پذيرد.بنابرين انتظاربراي موفقيت انگيزه را محقق مي سازد ، فرد زماني مأموريت را مي پذيردكه ارزش نتيجه آن را  بسياربالا احساس كند.


     چگونه نيازهاي دروني وبيروني افراد را مديريت كنيم؟ مردم چه انتظاراتي دارند؟ وچگونه به انتظارات وخواسته هايشان  پاسخ مناسب بدهيم؟ارتباط بيشتروتنگاتنگ بااقشار مختلف مردم درشرايط زماني ومكاني مختلف ،مهارت ارتباطي  وبهبود وفن وفنون آن را بمامي آموزد، مطالعات علم روانشناسي وتكنيكهاي آن درافسون كردن ديگران كمك بزرگي مي تواند بكند،كشف نيازهاي مردم، شناخت طبيعتي وشخصيت آنان، يافتن خواسته ها وانتظارات مردم، وبرخورد درهمين راستا باآنها، همچون سواد آموزي، علم وفن آموزي اكتسابي ، ويادگرفتني است،آقاي ماتسوشيتا دركتاب “ نه براي لقمه اي نان”  مي نويسد : “ بيآموزيد كه مردم چه مي خواهند وبرآن پايه رفتاركنيد.” [1]


     هرنيازي هم اشباع مي شود و هم سركوب.نسين نيازهاي سركوب وارضاء نشده را دربزرگسالي كه درروان وي عقده ها كرده بود گشود،تاخويشتن خويش را نجات دهد.نيازي كه اشباع شد ديگر نيازي غالب ومسلط بروجودشما نيست،عطش آن فروكش مي كند، رهبران ومديران سازمان وپدران ومادران واساتيد ومعلمان وظيفه سنگيني دراين خصوص خواهندداشت.


     با مطالعه اين مجموعه  درخواهيد يافت كه رهبري كردن بيش ازمديريت كردن حائزاهميت است، وبرخورد با نيازها بيشتربارهبري كردن توأم ومناسب است.


     مخاطب اين نوشتار تمام اقشارمختلف وآحاد مردم است نه تنها سازمانها وخانواده ها ، بنابرين اصول كلي را درنظرگرفته ايم نه اختصاصي .جاهايي كه لازم بود ،  براي تبيين وتفهيم مسئله با مثالهايي به روشني بيان كرده ايم.


     تعاون وحس همكاري وهماهنگي وهمسوئي قديم به سبب شرايط آن زمان بوده است،( بگيروببند، پايبندي به ريش سفيدي …)،حاكميت ارزشهاي واصول اخلاقي ورعايت آن،صداقت درعمل وگفتار، تعهد ووفا به پيمانها، عدالت دررفتار وكردار،ازجمله عوامل استحكام پيوند مجموعه يك آبادي بوده است.



مديريت نيازها يعني هدايت ،كشف وبرنامه ريزي روي نيازهاي كاركنان


نياز را ميل ،حس وانگيزه وسائقه و…نيزمعني كرده اند ، لكن براي متناسب سازي نوشتار، چون درپاره اي ازنيازها ميل درادبيات مصطلح شده وگوياترازنياز خودرا بيان مي كند ، بجاي واژه هاي مترادل ازميل استفاده شده ودرجاهايي كه نيازمصطلح بوده ازكلمه نيازودرجايي كه حس شايسته بود آنرا بكاربرده ايم.براي اينكه براي همه قابل هضم وهمه فهم باشد بطوركلي هركدام كه درادبيات مديريت وجامعه شناسي و…جاافتاده بود آنرا بكاربرده ايم.


 ميل ( نياز) : « نيازبيان كننده حالت محروميت احساس شده درفرداست.» [2]محروميت ازنيازآرامش آدمي را بهم زده ودرفرد شوق ارضاء وحركت وفعاليت را بوجودمي آورد وهمچنين جهت فعاليت اوراتعيين ميكند. بسياري ازنيازهاخارج ازوجودآدمي است. ما به عقايد ،افراد ، مكانهاوسازمانها،نيازداريم،زيرا آنهاخواسته هاي مارا برطرف كرده وبه ماخدمات ارائه مي دهند.


حضرت علي (ع) فرمايد : “ فان الوالي اذا اختلف هواه منعه…” يعني هنگامي كه ميل والي متفاوت شود بسياري ازاوقات باعث بازداشتن اوازعدل مي شود،پس بايد كارمردم ازنظرحقوق درنزدتومساوي باشد.”[3]



[1] ماتسوشيتا، نه براي لقمه اي نان، ص2


[2] مديريت بازاريابي ص7،انتشارات سمت


[3] نهج البلاغه نامه59




ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 17 فروردین 1391  ] [ 4:28 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ده مشکل مهم در زمینه‌ خدمات به مشتریان


ده مشکل مهم در زمینه‌ خدمات به مشتریان

مترجم: فرهاد امیری
منبع: آل‌بیزینس دات کام

در این مقاله ده راه ساده اما موثر را برای ده مشکل مهم در زمینه‌ خدمات
به مشتریان معرفی خواهیم کرد که با استفاده از آنها می‌توانید مشتریان
خشمگین، بی‌حوصله و ناراضی خود را به مشتریان خوشحال بدل کنید؛ یعنی به
مشتریانی که برای مصرف بیشتر محصولات‌تان نزد شما باز خواهند گشت.

1. کارکنان خود را به حد کافی آموزش نداده‌اید
مهم نیست که دو کارمند دارید یا دویست‌تا. در هر حال، باید همه‌ آنها را
در زمینه‌ خدمات به مشتریان آموزش دهید.
مشتریان و ارباب‌رجوع‌ها بی‌ادبی، اطلاعات نادرست یا بی‌علاقگی از سوی
کارمندان شما را تحمل نخواهند کرد. اگر برای آموزش کارکنان خود ـ از
پایین‌ترین رده تا بالاترین رده‌ ـ وقت صرف نکنید، اشتباه بزرگی مرتکب
شده‌اید.
2. تلاش می‌کنید تا در بحث، یکی از مشتریان‌تان را مغلوب کنید
در نظر داشته باشید که پیدا کردن یک مشتری جدید نسبت به حفظ یک مشتری
قدیمی حدودا پنج‌بار بیشتر زمان و هزینه می‌برد.
وقتی صاحب یک کسب و کار کوچک هستید، باید بدانید که جمله «همیشه حق با
مشتری است» کاملا درست است. اگر بخواهید مشتری خود را در بحثی مغلوب کنید
و بگویید که حق با او نیست و در این صورت او را برای همیشه از دست بدهید،
آن وقت به ضرر خودتان کار کرده‌اید و درآمدی را از دست داده‌اید و
احتمالا روی وب‌سایت‌های مختلف بدگویی‌هایی از شما خواهد شد.
3. مشتریان‌تان به شما دسترسی ندارند
اگر می‌خواهید کسب‌و‌کارتان رونق‌اش را حفظ کند، باید مشتریان‌تان به شما
دسترسی داشته باشند. اگر آدم‌ها به سختی بتوانند با مرکز خدمات مشتریان
تماس بگیرند یا با یکی از مدیران شما سخن بگویند، آن وقت شاید پس از آن
دیگر مشتری‌تان باقی نمانند.
کسب و کارهای بسیاری ـ به‌خصوص کسب و کارهای آنلاین ـ می‌خواهند تا از
مشتریان خود فاصله داشته باشند؛ اما این کسب‌و‌کارها هم برای ارتباط
مستقیم با مشتریان خود افراد مخصوصی را در جاهای دیگری به جز دفتر مرکزی
می‌گمارند.
4. به سیاست خود، تحت هر شرایطی، وفادار می‌مانید
هر تعاملی با مشتریان خود را فرصتی ببینید برای ساختن یک رابطه‌ شخصی ـ
کسب‌وکارهای کوچک از این طریق می‌توانند بسیار تاثیرگذار باشند، در حالی
که کسب‌وکارهای عظیم و بدون چهره‌ مشخص، چنین توانایی ندارند.
در حالی که حسابدار جایی از ترس از دست ‌دادن کارش می‌تواند به مشتریان
بگوید «متاسفم، سیاست‌گذاری ما چنین حکم می‌کند»، اما نمایندگان و مدیران
خدمات مشتریان باید بتوانند راه‌هایی برای انعطاف سیاست‌ها بیابند و این
سیاست‌ها را برای ساختن روابط مثبت با مشتریان تغییر دهند. جمله‌ «اگر
این کار را برای تو بکنم، باید برای بقیه هم انجام بدهم» به سرعت مشتری
شما را خواهد پراند.
5. به وعده‌های خود وفادار نمی‌مانید
اگر به یکی از مشتریانتان اطمینان دهید که تا سه‌شنبه کاری را برایش
انجام خواهید داد یا محصولی را تحویل می‌دهید، باید بدون هیچ برو برگردی
همان سه شنبه این کار را بکنید.
اگر نتوانستید به تعهدات خود در قبال یک مشتری ــ به دلایلی خارج از
کنترل شما ــ عمل کنید، آن وقت توجیه نکنید؛ تنها بگویید «متاسفیم» و پس
از آن تلاش‌تان را جهت خرسندساختن مشتری به کار برید.
6. آرشیو مناسبی از مشتریان خود ندارید
اگر پی‌درپی «خانم جانسون از خیابان جکسون» را در مراوده‌های خویش «خانم
جکسون از خیابان جانسون» بنویسید، مطمئن باشید که وی بعد از مدتی دیگر به
کسب‌وکار با شما ادامه نخواهد داد.
در حالی که همه‌ انواع کسب و کار جایزالخطا هستند، اما تلفظ نادرست و
املای غلط در مورد نام مشتریان آنها را دلزده خواهد کرد.
7. مشتریان خود را سرگردان می‌کنید و هنگام پاسخگویی، کارکنان‌تان آنها
را به یکدیگر «پاس می‌دهند»
باید اطمینان حاصل کنید که کسب و کار کوچک شما سیستمی کارآمد برای
پاسخگویی به مشتریان دارد. وقتی کسی جهت یاری‌گرفتن به شرکت شما زنگ
می‌زند، انتظار دارد تا نماینده‌ خدمات مشتریان اولین یا دومین نفری باشد
که با وی پای تلفن سخن می‌گوید. آدم‌ها دوست ندارند پشت خط منتظر بمانند
و پی‌درپی با آدم‌های مختلف سخن بگویند، یا از یک دپارتمان به دپارتمان
دیگری پاس داده شوند. آن وقت مطمئن باشید که مشتریان خودشان را به بیرون
از شرکت‌تان شوت می‌کنند!
8. نامه‌های از پیش‌نوشته ‌شده می‌فرستید
از آنجا که ایمیل شرکت شخصی نیست، برای همین برخی از شرکت‌ها ای‌میل‌های
از پیش‌نوشته‌شده‌ای آماده می‌کنند و آنها را برای هر کس که ایمیل
می‌زند، می‌فرستند ـ فارغ از اینکه موارد توضیح‌داده‌شده در ایمیل ربطی
به درخواست مشتری دارد یا نه. باید در نظر بگیرید که پاسخ‌دادن به یک
مشتری از سرحوصله و با صرف زمان کافی بسیار مهم است.
9. به مشتریان‌تان گوش نمی‌دهید
نمایندگان خدمات مشتریان اغلب به دقت به مشتریان خود گوش نمی‌سپارند؛
به‌خصوص وقتی مشتری از چیزی ناراحت باشد. بنابراین، آنها پاسخی معمول و
رایج به مشتری می‌دهند که عموما ربطی به معضل رخ‌داده ندارد.
باید نماینده‌های ارتباطات با مشتریان را آموزش داد؛ آن هم به خصوص در
هنر گوش‌سپردن و حتی یادداشت برداشتن.
10. مبانی اساسی را فراموش می‌کنید
گاه، کوچک‌ترین چیزها می‌توانند تجربه‌ مشتری از کسب‌وکار شما را به
تجربه‌ای مثبت بدل سازند. برای مثال، جمله‌هایی مثل «لطفا»، «خواهش
می‌کنم»، «متشکرم»، «بابت این اتفاق بسیار متاسف هستیم» و ... ساده‌اند و
هیچ هزینه‌ای ندارند، اما می‌توانند تاثیرات بسیار نیرومندی ایجاد کنند.

برگرفته از دنياي اقتصاد




[ چهارشنبه 16 فروردین 1391  ] [ 10:12 AM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مقدمه

مصرف و مصرف‌گرايی، مقوله‌ای چند بعدی است كه می‌توان از ابعاد گوناگون به آن نگاه كرد. مصرف‌گرايی افزون بر عوامل و اثرات اقتصادی، اثرات روانی و اجتماعی نيز دارد كه لازم است اين موارد بررسی شود و در برنامه‌ريزی‌های مورد توجه قرار گيرد. مصرف و شكل و شرايطی كه امروزه به خود گرفته است را می‌توان به صورت روندی اجتماعی و فرهنگی كه شامل نشانه‌ها و نمادهای فرهنگی است در نظر گرفت نه صرفاً روندی اقتصادی منفعت‌گرانه؛ بنابراين بايد جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی مورد توجه قرار گيرد. هر چند در اين ره‌يافت اهميت عوامل اقتصادی به جای خود باقی است؛ برای مثال، در تعيين گروه‌های مصرف كه الگوهای مصرف ويژه خود را دارند، وضعيت اقتصادی آنان تعيين‌كننده است تا عوامل اجتماعی و فرهنگی(باكاك، 1381:3). با توجه به اينكه برای مصرف به غير از هزينه‌های اقتصادی وقت، انرژی و ... صرف می‌شود و تبعات روانی و جامعه‌شناختی فراوانی در پی دارد، لازم است پيامدهای مصرف‌گرايی كه نوعی آسيب اجتماعی است با توجه به داده‌های به دست آمده از تحقيقات، تحليل و برای اصلاح آن برنامه‌ريزی شود. همان‌طور كه در طول تاريخ الگوهای مصرف با توجه به تغيير نگرش‌ها و عوامل اجتماعی و فرهنگی تغيير يافته‌اند و اين عوامل در كنار عوامل مادی و اقتصادی در تغيير الگوی مصرف اثرگذار بوده‌اند.

جامعه‌شناختی به مطالعه پديده‌های اجتماعی كه حاصل رفتار و اعمال انسان است می‌پردازد و رفتار انسان از اهداف‌انگيزه‌ها و ارزش‌های حاكم بر شخص تبعيت می‌كند و برای تحليل رفتار شخص، بايد اين شاخص‌ها در نظر گرفته شود و به دقت مورد مطالعه قرار گيرد. زمانی كه از ارزش‌ها و هدف‌دار بودن رفتار سخن می‌گوييم، در حقيقت پای معنادار بودن مطرح می‌شود، رفتار انسان معنادار است و معنادار بودن رفتار مرتبط با اعتباری بودن آن است. برای درك معنادار و اعتباری بودن يك رفتار، بايد اهداف و ارزش‌های پشت آن را درك كرد و فهميد و فهميدن اهداف، انگيزه‌ها، اغراض، هنجارها و ارزش‌ها، مقدمه‌ای بر شناخت كامل رفتار و تحليل آن به ويژه در رفتار جمعی است. اين شاخص‌ها از كشوری به كشور ديگر و حتی از فرهنگی به فرهنگ ديگر متغير است و خصوص شباهت ظاهری نمادهای اجتماعی، نمی‌تواند نشانگر رفتار مشترك و روابط درونی و بيرونی باشد؛ زيرا چنانكه گفته شد همه اينها در سايه اهداف، انگيزه‌ها و ارزش‌ها هستند و با تغيير آن، رفتارها و كاركرد نمادها متفاوت خواهد بود.

 

چارچوب نظری

رويكرد مقاله حاضر، رويكردی جامعه‌شناختی به مسأله مصرف‌گرايی خواهد بود. بنابراين ابتدا مصرف‌گرايی از ديد جامعه‌شناختی تحليل سپس اين مسأله از ديد اسلام بررسی می‌شود. روش تحقيق، روش اسنادی و تحليل محتوا و توصيفی است. در تحقيق حاضر در پی اثبات اين هستيم كه مصرف به خودی خود امری پسنديده است كه مورد تأييد اسلام قرار گرفته است و برای اقتصاد و جامعه در جايگاه موتور محركه قرار دارد، رواج مصرف تا حد بهينه و با رعايت موازين شرعی امری نكو است اما زمانی كه مصرف هدف زندگی قرار گرفت و فرد به اسراف و تبذير دچار شد امری مذموم و ناپسند است. برای بررسی پديده مصرف‌گرايی لازم است پاره‌ای از مفاهيم كليدی بررسی شود.

 

مصرف

مصرف(Consunption) در لغت به معنای خرج كردن(كلانتری، 1388: 23) و در اصطلاح اقتصادی تعريف‌های گوناگونی برای آن ارايه شده است. «مصرف عبارت است از ارزش‌های پولی كالاها و خدماتی كه به وسيله افراد خريداری و تهيه می‌شود»(اخوی، 1380:151). «درآمد خالص به دو منظور استفاده می‌شود. بخشی از آن، به انباشتن ثروت و پس‌انداز اختصاص می‌يابد و بخش ديگر، صرف تحصيل لذت می‌شود. آن قسمت از درآمد كه صرف به دست آمدن لذت می‌شود، مصرف ناميده می‌شود»(قديری اصل، 1379:274). «مصرف اتلاف ثروتی به منظور ارضای يك احتياج است»(ژاننی، 1351:295).



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:34 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مصرف‌گرايی

مصرف‌گرايی عبارت است از: اصالت دادن به مصرف و هدف قرار دادن رفاه و دارايی‌های مادی. برخی مصرف‌گرايی را به معنای برابر دانستن خوشبختی شخصی با خريد دارايی‌های مادی و مصرف گرفته‌اند(,2008 Wikipedia contributors) در پروسه مصرف‌گرايی، دنيای غرب از اخلاق توليدی يا اخلاق پروتستاتی به اخلاق مصرف روی آورد. در نتيجه غرب از جامعه توليدی به جامعه مصرفی تبديل، و اصل در جامعه، حداكثرسازی مصرف و لذت‌گرايی شد. بعد از غرب، كشورهای توسعه نيافته نيز بر اثر تبليغات و عوامل ديگر به جامعه مصرفی تبديل شدند. برای تسريع در تبديل جامعه به جامعه مصرفی، از سياست‌های برگزاری نمايشگاه‌ها، تأسيس فروشگا‌ه‌های بزرگ و زنجيره‌ای، ورود و ظهور كالاهای مصرفی ارزان قيمت در حجم فراوان استفاده شد. تفاوتی كه جامعه مصرفی با پيش از خود داشت اين بود كه قبلاً مصرف كالاهای فراوان ويژه طبقه ثروتمندان و مرفه بود اما در جامعه مصرفی، مصرف اين كالاها برای مردم عادی نيز رواج يافت. البته در مصرف كالاها، كالاهای گران‌قيمت و با كيفيت بالا ويژه ثروتمندان و كالاهای ارزان‌قيمت و با كيفيت پايين‌تر ويژه مردمان عادی بود. از ديدگاه فوكو اعمال افراد به طور كلی در هر عصری بر گرفته و برآمده از نظرگاه رايج آن عصر است. به عبارت ديگر ساخت عمل، تابع ساخت انديشه است. برای ساخت انديشه، نياز به باور و ارتباط بين ذهن و عين است. برای ايجاد اين باور و پل ارتباطی، زبان بيشترين نقش را دارد. زبان مملو از مفاهيم ارزشی است و نقش به سزايی را در تبليغات و مشروعيت بخشيدن ايفا می‌كند و وسايل ارتباط جمعی در كنار زبان از نمادها و نشانه‌ها برای ساختن عمل و در بحث ما مصرف‌گرايی استفاده می‌كنند.(باكاك، 1381: 3).

مصرف‌گرايی با تغيير انديشه مردم درباره مصرف پديد می‌آيد. در زمان‌های گذشته مردم به تهيه كالاها و خدمات ضرور و درجه اول و بعد كالاهای غير ضرور با اولويت و توان خريد خود می‌پرداختند و در تهيه و توليد مايحتاج خود نقش داشتند و اين انديشه رايج مردم بود اما برای اشاعه مصرف‌گرايی لازم بود اين نوع نگرش تغيير يابد؛ بنابراين به وسيله تبليغات از طريق وسايل ارتباط جمعی در نوع نگرش مردم تغيير داده شد و مردم در پی هر چه بيشتر مصرف كردن بودند و هستند. در اين تغيير اصل اساسی اين بود كه مصرف تبديل به يك ارزش و هنجار شد و مصرف‌گرايی ديگر نكوهيده نبود. نظام سرمايه‌داری از رسانه‌ها به عنوان ابزاری برای آماده‌سازی بسترهای فرهنگی و فكری مصرف‌گرايی بهره می‌گيرد و قشرهای انديشه‌ور و متوسط را هدف خود قرار می‌دهد. مصرف‌گرايی در ادبيات دينی معادل دقيق و مشخصی ندارد اما با مفاهيمی مانند: اسراف، تبذير و اتلاف مرتبط است. برای مشخص شدن ديدگاه اسلام در اين‌باره اين مفاهيم را در بخش‌های بعدی بررسی خواهيم كرد.



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:33 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مصرف‌گرايی نوين

مصرف‌گرايی نوين از اواخر قرن نوزدهم با شعار «بگذار مرزها آزاد باشند» شروع شد و در نيمه اول قرن بيستم به اوج خود رسيد. مردم در اين پارادايم به مصرف به صورت امری كه بر مبنای خواست آنها است نگاه می‌كنند و فقط بر مبنای رفع نياز نيست. آنان چيز‌هايی را می‌خواهند بخرند كه بر اثر تبليغات از طريق فيلم‌ها، مطبوعات، صدا و سيما و شيوه‌های تبليغاتی ديگر در ذهن نقش می‌بندد. در اين خواست و تمنا، استطاعت و توان شخص در نظر گرفته نمی‌شود زيرا ملاك برای وی خواست است نه رفع نياز. سرمايه‌داری برای پديد ساختن اين نوع مصرف‌گرايی در فروش محصولات از نشانه‌ها و نمادها استفاده كرد. اهميت نشانه‌ها و نمايه‌ها اثر ساختارگرايی بود كه به وسيله انسان‌شناس فرانسوی كلود لوی استروس نشان داده شد و به اين نتيجه رسيده شد كه نشانه‌ها و نمادها كه در آگهی‌های تبليغاتی استفاده می‌شود اثرگذار بوده و در كنار زبان نوشتاری نقش‌آفرين است.(همان). مصرف‌گرايی مسأله‌ای بين‌المللی است كه از ديدگاه خرد و كلان قابل بررسی است. امروزه مصرف‌گرايی بی‌رويه گريبان‌گير اكثر كشورها شده است. شركت‌های چند مليتی و جهانی، مناطق آزاد، فضای مجازی اينترنت و تبليغات ماهواره‌ای مرزها را در هم شكسته و مخاطبان خود را پيدا می‌كند. اين وسايل، سليقه‌ها و فرهنگ مصرف را تغيير می‌دهند. افراد جامعه هر روز دنبال مدهايی هستند كه شب از ماهواره ديده‌اند. خريد اينترنتی نيز خيلی از محدوديت‌ها را برداشته است. گاهی در اين فضاها كالاهايی خريد و فروش می‌شود كه بدون آن امكانش نيست يا به سختی صورت می‌گيرد و در برخی موارد، ناهنجاری‌های اجتماعی شمرده می‌شود مانند خريد و فروش اعضای بدن.

مصرف‌گرايی نوين در پی زياد كردن مصرف با هدف حداكثر كردن سود است. رويكرد اقتصاددانان نيز تغيير كرده و در پی رسيدن به مصرف انبوه هستند زيرا مصرف انبوه، توليد انبوه و سود بيشتر را به دنبال دارد. برای مصرف انبوه بايد افراد بيشتری مصرف‌ كننده و نمی‌توان به مصرف طبقه مرفه و ثروتمند بسنده كرد. برای همين با ياری جستن از وسايل تبليغات جهانی، تمام مردم جهان، در اقصی نقاط آن به مصرف‌گرايی كشيده شدند. برای اينكه مصرف انبوه محدود نشود، توليد از كالاهای ضرور به كالاهای غير ضروری و لوكس كشيده شد و برای دوام مصرف انبوه، نيازهای كاذب تبليغ شد. سياست ديگر، توليد كالاهای يكبار مصرف، بی‌دوام و غيرقابل تعمير بود تا مصرف‌كننده به جای تعمير و استفاده دوباره، خود كالا را مجدداً خريداری كند. ابزارهای مهم مصرف‌گرايی نوين هستند:

1. تأسيس فروشگاه‌های بزرگ؛

 2. تأسيس شركت‌های چند مليتی و جهانی؛

 3. تبديل خريد و مصرف به هنجار و ارزش؛

4. ظهور مدگرايی و اشاعه نيازهای كاذب؛

5. تبليغات گسترده به وسيله وسايل ارتباط جمعی؛

6. حراج‌های پی در پی؛

7. استفاده از كارت‌های اعتباری.

 در مصرف‌گرايی نوين، ‌اشخاص بدون داشتن نياز واقعی به دلايلی مانند رفتار متظاهرانه به خريد می‌پردازند و در پاره‌ای از اوقات قادر به كنترل خريد خود نيستند تا جايی كه روان‌شناسان اين نوع مصرف‌گرايی را بيماری می‌دانند و به معالجه آنها می‌پردازند و در پی يافتن راهكارهايی برای آن هستند. يكی از اين راهكارها، ناميدن يك روز از سال به عنوان روز «چيزی نخريدن» است كه سپتامبر 1992 به وسيله تدديو هنرمند اهل ونكوو كانادا به هدف مصرف كمتر نام‌گذاری شد(روزنامه تفاهم:‌ 7/8/1386). اكنون در بيشتر كشورها يك روز برای اين كار اختصاص يافته است(همان). اختصاص اين روز برای خريد نكردن، كوشش برای معقولانه مصرف كردن است.



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:33 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

نظريه‌های اقتصادی درباره مصرف

در باور آدام اسميت و اقتصاددانان ديگر، مصرف غيرتوليدی و شخصی با توسعه مغاير است. و پس‌انداز و سرمايه‌گذاری عامل اصلی توسعه می‌باشد(باربر، 1370: 47 ـ 42). نظريه‌ها و رويكردهای متفاوتی در دوره‌های گوناگون درباره مصرف وجود دارد كه در هر دوره، رويكرد ويژه آن حاكم بوده است. در دوره مركانتيليست‌ها، مصرف مولد رايج بود يعنی مصرف كالاها و خدماتی كه خود توليد‌كننده آن است. بعد از آن رويكرد اقتصاددانان به مصرف تغيير يافت و به مصرف فردی در دوره مارژناليست‌ها تبديل شد. بعد از اين دوره كه بيشتر با انديشه‌های كينز همراه است، به مصرف هر چه بيشتر تأكيد می‌شود و مصرف اساس رونق اقتصادی است. در دوره كنونی نيز به مصرف كاركردی توجه می‌شود. در اين رويكرد به عوامل غيراقتصادی و اثر آنها به مصرف توجه می‌شود.



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:33 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مصرف از ديد جامعه‌شناسان اقتصادی

در اقتصاد درباره مصرف، مسأله كميابی مفروض در نظر گرفته می‌شود و عنوان می‌شود كه مطلوبيت كالا و مصرف آن، وابسته به كميابی آن بوده و رابطه معكوس بين آنها حاكم است يعنی بالا رفتن مطلوبيت كالايی، تقاضا برای مصرف آن افزايش می‌يابد و اكثر اقتصاددانان به ويژه در دوره‌های پيشين به عوامل ديگر توجه چندانی نداشتند. جامعه‌شناسان اقتصادی نيز به مسأله كميابی منابع توجه كرده و آن را به عنوان يك مؤلفه اثرگذار در مطلوبيت و مصرف در نظر دارند اما به مؤلفه‌های ديگر مانند فرهنگ نيز توجه دارند. از ديد آنان تقاضا و مصرف محصول نيروهای اجتماعی در جامعه است برای همين، ساخت اجتماعی و فرهنگ از مؤلفه‌های مورد نظر جامعه‌شناسان اقتصادی در بحث پيش گفته است. از ديد جامعه‌شناسان نيروهای اجتماعی، شكل‌دهنده و مؤثر در تعيين مقدار، حجم، محتوا و الگوهای مصرف هستند كه بايد به آنها توجه شود و در الگوسازی يا اصلاح الگوها بايد به اين مؤلفه‌ها توجه شود و با تغيير آنها، الگوها نيز تغيير می‌يابند. يعنی با تغيير فرهنگ، الگوهای جديد مصرف شكل می‌گيرند يا الگوهای پيشين اصلاح می‌شوند.

اقتصاددانان در بحث تقاضا و عرضه و هم‌چنين مصرف به توابع عرضه و تقاضا و چگونگی افزايش تقاضا و بالا بردن سود و درآمد توجه دارند و مصرف را از آن جهت می‌سنجد. آنان درآمد نهايی، عرضه نهايی و تقاضای نهايی و سود حاصله را مورد بررسی قرار می‌دهند اما جامعه‌شناسان برخلاف اقتصاددانان ضمن توجه به مقدار پول‌های خرج شده، به بررسی محصول‌هايی كه مصرف شده است، می‌پردازند و از اين جهت كه عوامل اجتماعی مصرف، علت مصرف يك كالا، گروه‌ها و صنف‌های مصرف‌كننده و ... تا چه حد در مصرف كالای مورد بررسی دخيل بوده، بررسی می‌كنند. به طور مثال، در مصرف و خريد كتاب به بررسی رابطه عرضه و تقاضا و به دست آوردن ارزش‌ قيمتی آن نمی‌پردازند بلكه اين مسايل را مطرح می‌كنند كه چرا مردم كتاب می‌خوانند؟ چه گروه‌هايی كتاب می‌خرند؟ چه نوع كتاب‌هايی خريده می‌شوند؟ چه موضوعاتی مورد توجه مردم است؟ آيا اطلاع‌رسانی و تبليغات در فروش كتاب مؤثر است؟ عوامل مؤثر در مصرف كتاب چيست؟ چنانكه ملاحظه می‌شود جامعه‌شناسان در كنار توجه به مسايل اقتصادی دخيل در مصرف، عوامل اجتماعی، روانی و فرهنگی را نيز در نظر می‌گيرند(ر.ك: اسمل‌سر، 1376). جامعه‌شناسی اقتصادی گذشته در پی مطالعه توليد و عرضه بود اما جامعه‌شناسی اقتصادی امروز در پی مطالعه مصرف و عرضه است. مطالعه توليد و عرضه كالاها و چگونگی ساز و كار آن از مسايل اساسی جامعه‌شناختی اقتصادی در زمان‌های گذشته بود اما امروزه، چگونگی مصرف و عرضه كالاها به علت فزونی توليد، مسأله اصلی جامعه‌شناسی مصرف شده است. اين تغيير نگرش و مبنا به تغيير فرض اساسی جامعه‌شناسی و اقتصاد برمی‌گردد. در گذشته جامعه‌شناسی و اقتصاد، كميابی در سطوح بالای تقاضا برای كالا و خدمات را فرض اساسی خود در نظر می‌گرفتند و اين مسأله توليد و عرضه كالا و خدمات را حائز اهميت می‌كرد(همان).



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:32 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

بايسته‌های مصرف در اسلام

اسلام دين اعتدال و ميانه‌روی است؛ از طرفی امر به اصلاح مال و صرف آن در مصارف شخصی در حد كفاف و شئون افراد كرده و از طرف ديگر رفتارهای نابهنجار اسراف، تبذير، اتراف، كنز و ثروت‌اندوزی بر حذر داشته است.(ر.ك: محمدی‌ری شهری، 1388). مصرف افراد در اسلام به صورت كلی به پنج دسته تقسيم می‌شود:

الف) مصارف واجب كه به منظور تأمين نيازهای ضرور خود و افراد تحت تكفل و انجام واجبات عبادی استفاده می‌شود مانند خوراك و پوشاك و حج تمتع؛

 ب) مصارف مستحب كه به منظور جلب رضای الهی، اهداف خداپسندانه و خيرخواهانه و كسب ثواب صورت می‌گيرد؛

 ج) مصارف حرام كه در راه‌های نامشروع و حرام و در مواردی كه از حد شرعی و نياز خارج است استفاده می‌شود مانند اسراف و تبذير و مصرف‌گرايی بی‌رويه؛

د) مصارف مكروه كه شامل مصرف بيش از حد متعارف و هم‌چنين سخت‌گيری در مصرف روزمره است؛

ه) مصارف مباح كه شامل مواردی غير از موارد پيش گفته است و نكوهش و ثوابی در آن نيست(ر.ك: موسايی، 1374).

مصرف‌گرايی كه موضوع مقاله حاضر است در بندهای سوم و چهارم اين دسته‌بندی قرارداد و با مفاهيم اتراف، تبذير، اسراف و اتلاف ارتباط دارد كه در بحث‌های بعدی به آن پرداخته خواهد شد.



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:32 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433858 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب