تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

7. جبران كسری درآمد از راه‌های نابهنجار

درآمد هر شخصی به فعاليت و موقعيت شغلی وی وابسته است و در برابر ميزان كار يا خدمت مشخص، درآمد معينی را كسب می‌كند. در پروسه مصرف‌گرايی، وقتی كه نيازآفرينی در پی نمايش ثروت در افراد پديد آمد و احساس محروميت بر آنان حاكن شد، فشارهای هنجاری و اجتماعی نيز مزيد بر علت می‌شود تا فرد مصرف‌گرايی را ارزش و ضرورت زندگی خود بداند. در اين فرايند شخص نمی‌خواهد يا نمی‌تواند مصرف خود را كاهش دهد و متناسب با درآمد خود مصرف كند به ويژه كه به باورهای ارزشی و دينی كه قناعت و مصرف بهينه را سفارش می‌كنند، پايبند نباشد. برای همين شخص در پی افزايش درآمد خود با راه‌های گوناگون است. وی برای رسيدن به اين هدف از راه‌های مشروع اما دارای تبعات اجتماعی مانند: اشتغال دوم و گاه در شهرهای بزرگ شغل سوم، اضافه‌كاری، كار كردن اهالی خانواده اعم از زن و بچه، وام گرفتن، كمك گرفتن از اقوام و فورش وسايل استفاده می‌كند. اين راه‌ها اثرات بسيار منفی بر نهاد خانواده و كاركردهای آن از جمله تربيت كودكان كه سرمايه‌های انسانی كشور هستند، می‌گذارد. گاهی نيز افراد كه در مشاغل غير دولتی هستند برای بالا بردن درآمد، مزد يا قيمت كالاها و خدمات خود را متناسب و گاه با سوء استفاده از موقعيت فراتر از تورم و افزايش قيمت‌ها بالا می‌برند. اين راهكار مشكلاتی را برای كسانی مانند كارمندان و كارگران كه درآمد كافی ندارند و درآمدشان در برابر تورم تغيير چندانی نمی‌كند، اثر می‌گذارد. حال اگر افرادی كه نتوانند از راه‌های پيش گفته درآمد خود را افزايش دهند و پايبند به اصول اخلاقی نباشند، به اصطلاح با كاهش كنترل درونی و بيرونی به دنبال كسب درآمد به هر شكل ممكن می‌روند و راه‌های نامشروع را برای بالا بردن درآمد و تأمين نيازهای خود انتخاب می‌كنند مانند: استفاده از اموال دولتی، قاچاق، اختلاس، رشوه‌گيری، تن‌فروشی، احتكار، گران‌فروشی و دزدی. البته كسانی كه به اخلاق و موازين دينی و اسلامی پايبند بوده و كنترل درونی و بيرونی خود را از دست نداده‌اند به راه‌های غيرمشروع و نابهنجار رو نمی‌آورند. در اصل می‌توان ريشه‌های مصرف بی‌رويه و مصرف‌گرايی مفرط را در رذايل اخلاقی و نداشتن ايمان و تقوا جست‌وجو كرد.



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:25 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

8. مدگرايی

يكی ديگر از بحث‌های موجود در مصرف‌گرايی اين است كه با تغيير مد رايج يا با تغيير طبقه مصرفی هر شخص، نياز به اجناس مكمل(Complementary) تشديد می‌يابد، به طور مثال، وقتی شخصی خانه خود را تغيير داده و در محله مرفه‌تری سكنی گزيند، بايد وسايل متناسب با آن و خودروی متناسب آن را نيز تهيه كند تا به اصطلاح با افراد و كلاس آن محله هماهنگ باشد يا با تغيير خودروی سواری و ارتقای آن بايد پوشش متناسب با آن را اختيار كند. اين روند، مصرف‌گرايی را تشديد می‌كند و شخص مجبور است برای رعايت مد مصرف خود را افزايش دهد. مدگرايی حالت نوسازی دارد و در كالاهايی ظهور می‌يابد كه ويژگی‌های ذيل را داشته باشند.

الف) در حاشيه تغيير ناپذير هستند؛

ب) نشان‌دهنده قابليت ديد و رؤيت اجتماعی هستند؛

ج) بيانگر كالاهای غيرضروری از نظر اجتماعی هستند؛

د) از لحاظ معيارهای زيبايی‌شناسی قابل ساخت دادن و شكل‌گيری هستند.

مد و مدگرايی برای رسيدن به دو هدف ذيل صورت می‌گيرد:

الف) تطبيق يعنی هماهنگی با گروه‌های معين اجتماعی؛

ب) تفكيك، يعنی جداسازی خود از گروه‌های خاص.

سرعت گسترش و انتشار(Diffusion) يك پديده رفتاری و مقايس ارزشی و تبديل آن به هنجار، مقوله‌ای است كه در پی نياز به احترام، احساس محروميت و فشار هنجاری پديد می‌آيد. در اين روند مردم در پی آن هستند كه ببيننده كدام پديده تبديل به هنجار شده است و آيا عموم مردم اين هنجار را پذيرفته‌اند يا نه تا آنان نيز به آن دست يابند و خود را با ديگران تطبيق دهند. مردم در پی تبديل پديده‌ای به هنجار اجتماعی، در اثر فشار هنجاری و اينكه از بقيه عقب نمانند، به سرعت مقياس‌های ارزشی هنجار شده را به نمايش می‌گذارند تا به وسيله آن نياز به احترام را برآورده و احساس محروميت و ناعدالتی را از خود دور سازند. سرعت گسترش و انتشار به مدگرايی دامن می‌زند. از طرفی اين ويژگی می‌تواند در بعد مثبت هدايت شود. يعنی می‌توان ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی مورد تاييد آموزه‌های اسلامی را با تبديل كردن به هنجار، گسترش داد. البته سرعت گسترش و انتشار در جوامع گوناگون متفاوت است و به فرهنگ آنان باز می‌شود(1998 Ruling؛ زيمل، بی تا).



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:25 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

9. نياز به احترام و تأييد اجتماعی

انسان موجودی اجتماعی است و رفتارهای خود را با ديگران هماهنگ و همانند می‌سازد و رفتارهای خود را نسبت به ديگران سنجيده و تنظيم می‌كند. اين فرايند به منظور دستيابی به تاييد ديگران و احترام آنان است. در اين جوامع به حفظ آبرو و موقعيت اجتماعی در بين افراد جامعه اهميت فراوانی می‌گذارند. مردم با كسب احترام و تأييد ديگران موقعيت اجتماعی خود را استحكام می‌بخشند. به اين فرايند، نوع فرهنگ جامعه نيز كمك می‌كند؛ به اين معنا كه در جوامعی مانند ايران و انگليس كه همگونی بيشتری در جامعه دارند اين نياز نيز شديدتر خواهد بود. اما در جوامعی كه همگونی در حد پايين است و تركيب قوميتی گوناگون است اين نياز كمتر خود را نشان می‌دهد مانند كشور آميركا كه اكثراً دو رگه‌های آفريقايی، آسيايی، اروپايی و اسپانيايی هستند تركيب‌های گوناگون را شكل می‌دهند. در جوامع همگون يا جوامعی كه پيشينه فئودالی و استبدادی دارند، مردم به احترام گذاشتن و رعايت كردن ديگران عادت می‌كنند و خود نيز در پی كسب احترام هستند. در اين جوامع حفظ آبرو از همه چيز مهمتر است و برای حفظ آبرو خيلی چيزها را فدا می‌كنند تا با حفظ آبرو احتران مردم را به دست آورده و موقعيت خود را استحكام بخشند. مردم برای حفظ آبرو و كسب احترام به مصرف‌گرايی رو می‌آورند و در پی رفع نيازهايی هستند كه از طرف ديگران تحت فشار هستند. به طور مثال، در جشن‌های ازدواج با وجود اينكه گرفتن تالار پذيرايی امری لازم نيست و گاهی مواقع غيرضروری و اسراف است، شخص به علت كسب احترام و حفظ آبرو با مشكلات فراوان به گرفتن تالار می‌پردازد و مدت‌ها با تبعات آن دست به گريبان است(رفيع‌پور، 1377: 204).



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:25 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

جمع‌بندی و نتيجه‌گيری

1. مصرف و مصرف‌گرايی مسأله‌ای چند بعدی است كه از جهات گوناگون قابل بررسی است. يكی از اين جهات بررسی مصرف‌گرايی از بعد جامعه‌شناسی و اقتصاد است كه اين وظيفه را جامعه‌شناسی اقتصادی به عهده می‌گيرد؛

2. مصرف‌گرايی در بستر جامعه و فرهنگ عمومی شكل می‌گيرد و عوامل غيراقتصادی نيز در شكل‌گيری آن دخيل هستند كه لازم است به آنها نيز توجه شود؛

3. در اقتصاد سه دوره نظريه‌های رايج را می‌توان برای مصرف‌ تصور كرد: در دوره مركانتيليست‌ها بر مصرف مولد كه در آن جامعه توليد‌كننده و مصرف‌كننده است تأكيد می‌شود و در دروه مارژناليست‌ها، نظريه‌پردازانی مانند كنيز و فريدمن به مصرف به عنوان موتور محركه كه بازار نگاه كرده و بر مصرف هر چه بيشتر تأكيد دارند. در دوره اخير افزون بر عوامل اقتصادی به ويژگی‌های كالا و عوامل غيراقتصادی موثر در مصرف نيز توجه دارند؛

4. مصرف‌گرايی، اصالت دادن به مصرف و هدف قرار دادن رفاه و دارايی‌های مادی است. برخی خوشبختی را با مصرف‌گرايی و خريد دارايی‌های مادی يكسان گرفته‌اند؛

5. مفهوم مصرف‌گرايی در ادبيات دينی با مفاهيم اسراف، تبذير و اتراف مطابقت دارد و اين مفاهيم، افعال ناپسند و حرام هستند؛ بنابراين مصرف بی‌رويه و هدف قراردادن مصرف، جايز نيست؛

6. اسلام مسلمانان و انسان‌ها را به حفظ جان و مال خود سفارش كرده و از كنز و راكد گذاشتن سرمايه بر حذر داشته است و از طرفی مسلمانان را به كار و كوشش و فعاليت‌های اقتصادی فراخوانده است؛

7. اسلام با مصرف كردن مخالف نيست و مسلمانان را به ميانه‌روی و اعتدال در مصرف و كوشش برای تأمين وسايل زندگی در طول سال ترغيب می‌كند؛ بنابراين مصرف به خودی خود و در حد كفاف و بدون اسراف و تبذير ممدوح بوده و مورد تأييد اسلام است؛

8. مصرف‌گرايی و رواج آن آثار ذيل را در جامعه بر جا می‌گذارد: تبديل ثروت و مصرف به ارزش؛ نمايش ثروت؛ نياز آفرينی؛ شكاف طبقاتی؛ احساس محروميت؛ فشار هنجاری؛ جبران كسری درآمد از راه‌های نابهنجار؛ مدگرايی؛ نياز به احترام و تأييد اجتماعی.




[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:24 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

پيشنهادها و راهكارها:

مصرف هر جامعه‌ای وابسته به فرهنگ و هنجارهای حاكم بر آن است و تغيير رويه مصرف و رواج مصرف‌گرايی از ديدگاه انديش‌وران غرب و از تغيير نگراش و انديشه آغاز می‌شود. آنان با تغيير انديشه غالب و به وسيله تبليغات و تهاجم فرهنگی جوامع را به مصرف‌گرايی كه ضامن بقای نظام سرمايه‌داری است و می‌كشانند. اين تغيير نگرش با توجه به فرهنگ و بافت هر جامعه‌ای از شدت و ضعف برخوردار است. در سال‌های اخير در كشور ما نيز شاهد تغيير نگرش بوده‌ايم كه در مقاله به برخی از آنها اشاره كرديم. گرچه اكثر عوامل و اثرات مصرف‌گرايی در جوامع بشری يكسان است اما برای جلوگيری از مصرف بی‌رويه و اسراف و اصلاح الگوی مصرف كشورمان نياز داريم كه اين موضوع در خصوص جامعه خودمان بررسی شود و برای اصلاح آن برنامه‌ريزی شود. گام نخست در اصلاح الگوی مصرف اصلاح نوع نگرش و انديشه جاری در جامعه و به ويژه دولت‌مردان است زيرا اصلاح الگوی مصرف و برنامه‌ريزی برای آن با رواج مصرف‌گرايی و مصرف كالاها و خدمات گوناگون سازگار نيست. متأسفانه در شرايط كنونی كشور، مردم به مصرف ترغيب می‌شوند كه اين نگرش از سال 1368 با سياست توسعه اشاعه يافته و هر روز بيشتر می‌شود؛ بنابراين لازم است در گام نخست اين نگرش اصلاح شود. از طرفی مصرف موتور محركه اقتصاد است اما مصرف كالای خارجی و لوكس كه در داخل جايگزين دارد، به نفع كشور نيست. بلكه بايد با بالا بردن كيفيت كالای داخلی، مردم به مصرف معقول آنها با رعايت و ملاحظه آموزه‌های اسلامی تشويق شوند. برای كسب رسيدن به اين هدف لازم است نظارت و كنترل دقيق، كافی و علمی به مقوله تبليغات داشته باشيم. تبليغات با خود بار ارزشی را به همراه داشته و تبعات خاصی دارد. بنابراين اين موضوع به حساسيت و اهميت كنترل اين بخش می‌افزايد. گام بعدی توجه به ارزش‌های دينی مانند: قناعت و پرهيز از كنز و فرهنگ‌سازی و الگوسازی براساس آموزه‌های اسلامی در جامعه و جلوگيری از اشاعه ارزش‌های غيردينی و اخلاقی مانند: اسراف و تبذير و برنامه‌ريزی برای اجرای صحيح قوانين اسلام است.




[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:24 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433865 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب