تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

لزوم حفظ مال

در اسلام حفظ مال و تباه نكردن آن امری واجب و مورد تأكيد است. اين امر اهميت فراوانی دارد و برای همين اسلام حفظ مال و قدر دانستن آن را باعث بقای اسلام و مسلمانان می‌داند. امام صادق(ع) می‌فرمايد: «از علل بقای مسلمانان و اسلام اين است كه اموال در دست افرادی قرار گيرد كه قدر آن را می‌دانند و آن را به صورت پسنديده مصرف می‌كنند. از اموری كه به نابودی اسلام و مسلمانان می‌انجامد اين است كه اموال در دست افرادی قرار گيرد كه قدر آن را نمی‌شناسند و به صورت پسنديده مصرف نمی‌كنند»(حر عاملی، 1409: 12، 40، ح 21986). پيامبر اكرم(ص) نيز در اين‌باره می‌فرمايد:«من المره استصلاح المال»(مجلسی، 1403: 76، 313، ح 7). «از نشانه‌های مردانگی، نگهداری درست از مال است». واضح است كه مصرف بی‌رويه و به جا خرج نكردن يكی از مصاديق استفاده نادرست و هدر دادن اموال است كه از ديد آموزه‌های اسلامی صحيح نيست.



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:31 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

لزوم برآورده كردن نيازهای زندگی

اسلام بر مسلمانان تأكيد می‌كند كه از نعمت‌های الهی بهره‌مند شده و نيازهای خود را برآورده سازند (ملك(67)، 15؛ يس(36)، 34، 35؛ سبأ(34)، 15؛ نحل(16)، 114؛ طه(20)،‌ 81؛ بقره(2)، 172 مائده(5)، 87 و 88). بهره‌مندی و مصرف بهينه و دور از اسراف و تبذير و مورد تأكيد اسلام است و از رهبانيت و سخت گرفتن بر خود و خانواده نهی شده است. پيامبر اكرم(ص) و امامان اطهار(ع) نيز بر لزوم برآورده كردن نيازهای شخصی خود و خانواده در طول سال تأكيد دارند(كلينی، 1401: 4، 11، ح 2؛ حر عاملی، 1409: 15، 250، ح 27811؛ مجلسی، 1403: 78، 321، ح 18 و حرانی، 1404: 410). در روايتی از پيامبر اكرم(ص) درباره تأمين و سايل زندگی به قدر نياز آمده است: «ان النفس اذا احرزت قوتها استقرت»:كلينی، 1401: 4، 11، ح 2). «انسان، هر گاه وسايل زندگی‌اش به قدر نياز فراهم باشد روانش آسايش می‌يابد». سيره امامان معصوم(ع) نيز به اين شكل بوده است. با وجود اينكه آن بزرگواران اسوه وجود و بخشش برای جهانيان هستند اما به فكر تأمين نيازهای معيشتی خود و اهل و عيال بودند. در روايتی از امام رضا(ع) درباره سيره امام باقر(ع) و امام صادق(ع) آمده است: «هرگاه انسان، به اندازه خوراك سالش را فراهم آورد، سبك‌بار و آسوده خاطر می‌شود. امامان باقر(ع) و صادق(ع) تا زمانی كه به قدر خوراك سالشان را آماده نمی‌كردند، ملكی نمی‌خريدند»(همان: 5، 89، ح 1 و حر عاملی، 1409: 12، 320، ح 22925).



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:31 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

رعايت اعتدال و ميانه‌روی

اعتدال و ميانه‌روی از بنيادی‌ترين اصول اسلام است، اسلام مسلمانان را از هر گونه افراط و تفريط بر حذر می‌دارد. اين اصل در بحث مصرف نيز پا برجا است و اسلام انسان‌ها را به اعتدال در مصرف دعوت كرده است.(پيامبر اكرم(ص) در اين‌باره می‌فرمايد: «لا منع و لا اسراف و لا بخل و لا اتلاف»(مجلسی 1403: 77، 166، ح 2). «نه تنگ گرفتن و نه زياده‌روی، نه تنگ چشمی و نه تباه كردن(اموال پسنديده است)». حضرت امير مؤمنان(ع) می‌فرمايد: «روش ما اعتدال و سنت ما رشد است. بر تو باد رعايت اعتدال در فقر و غنا. اتخاذ روش اعتدال، نشانه مروت است. انسان زرنگ كسی است كه در تأمين حوائجش اعتدال ورزد و در راه تأمين درخواست‌هايش اجمال ورزد. اعتدال در امور بايد مركب انسان و هدف وی رسيدن به كمال باشد. وقتی خداوند اراده كند كه خيری را به عبدش برساند اعتدال را به وی الهام می‌كند»(آمدی، 1366: 353، ح 8061 ـ 8051).



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:31 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

نبايسته‌های مصرف در اسلام

اسراف

اسراف در لغت ضد قصد و اعتدال و اسراف در هزينه است(جوهری، 1384: 4). طريحی در مجمع‌البحرين خوردن چيز حرام، تجاور از حد اعتدال در خوردن چيزهای حلال، انفاق در غير طاعت خداوند، خوردن، خريدن و پوشيدن چيزی كه مناسب حالش نيست را از معنای اسراف شمرده است(طريحی، 1367: 5، 69). مرحوم نراقی پس از نقل معانی پيش گفته همه آنها را به دو معنا برمی‌گردانند: يكی تجاوز از حد و ديگری انفاق در معصيت. سپس می‌گويند انفاق در معصيت نيز نوعی تجاوز ار حد است بنابراين همه معنای به يك معنا يعنی تجاوز از حد برمی‌گردد(نراقی، 1417: 620 ـ 617). قرآن كريم درباره اسراف می‌فرمايد: «بخوريد و بياشاميد و زياده‌روی نكنيد كه او اسراف‌كاران را دوست نمی‌دارد»(اعراف (7)، 31). در جای ديگر می‌فرمايد: «و اوست خدايی كه باغ‌هايی با داربست و بدون داربست، و نيز خرما و انواع زراعت را كه طعم‌های گوناگون دارند و هم‌چنين زيتون و انار را كه با يكديگر شبيه و غيرشبيه هستند را آفريد. از ميوه آنها هرگاه به ثمر نشست بخوريد و حق آن را در وقت برداشت بپردازيد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد»(انعام (6)، 141). آيه‌هايی كه به طور مستقيم به مسأله اسراف و مذموم شمردن آن می‌پردازد، به دفعات در قرآن مشاهده می‌شوند(مانند: فرقان(25)، 67؛ نساء(4)، 6؛ شعراء(26)، 152؛ مائده(5)، 32؛ طه(20)، 121؛ اعراف(7)، 81؛ غافر(40)، 28؛ يونس(10)، 83؛ اسراء(17)، 33) و در حكم حرمت آن شكی نيست. روايت‌های فراوانی نيز درباره اسراف، مصاديق، حدود، انواع و مشتقات آن وارد شده است كه برای اختصار به يك نمونه اشاره می‌شود. امام صادق(ع) در ذيل آيه 31 سوره اعراف می‌فرمايد: «مال، مال خداوند است، آن را نزد انسان‌ها به امانت گذاشته و به آنان اجازه داده، به حد ميانه بخورند و به حد اعتدال بنوشند و به حد اعتدال بپوشند و به حد اعتدال نكاح كنند و مركب سواری در حد متوسط داشته باشند و افزون بر آن به فقيران مسلمانان برگردانند و با آن نابسامانی‌های زندگی اجتماعی خويش را برطرف سازند، فقط در اين صورت است كه آنچه را در راه خوردن، نوشيدن، سواری و ازدواج مصرف می‌كنند حلال است و در غير اين صورت حرام، پس فرمود، اسراف نكنيد كه خداوند اسراف‌كاران را دوست ندارد»(حر عاملی، 1409: 8، 366). اسراف شامل هر چيزی است كه از حد خود تجاوز كرده است و اين شامل مصرف با تمام ابعاد آن نيز می‌شود. پيش از اين بيان شد كه مصرف‌گرايی به معنای مصرف بی‌رويه و بيش از حد و هدف قراردادن آن است از اين جهت حكم اسراف، تبذير و اتراف كه نوعی از اسراف هستند شامل مصرف‌گرايی نيز می‌شود. بنابراين مصرف‌گرايی به معنايی كه گفته شد، در اسلام امری مذموم و ناپسند است.



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:30 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

تبذير

تبذير در اصل از ماده «بذر» به معنای تفريق و پخش كردن است و اصل آن بذر پاشيدن است(راغب اصفهانی، 1412: 113 ـ 114). مجمع‌البحرين درباره معنای تبذير می‌نويسد: «مبذرين كسانی هستند كه در خرج كردن تبذير و زياده‌روی می‌كنند و مال را در غير آنچه خدا حلال و جايزه دانسته مصرف می‌كنند»(طريحی، 1367: 3، 217). خداوند متعال در قرآن كريم تبذير و رفتار مبذرانه را نكوهيده و آنان را برادران شيطان می‌داند: «و حق نزديكان را بپرداز و(هم‌چنين حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مكن چرا كه تبذيركنندگان، برادران شياطين هستند و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود!»(اسراء (17)، 26 ـ 27). حضرت علی(ع) تبذير را از مصاديق اسراف می‌داند و می‌فرمايد: «ان عطاء المال فی غير حقه تبذير و اسراف»(نهج‌البلاغه: خ 126 و مجلسی، 1403: 32، 48، ح 32). «خرج كردن نا به جا، به يقين، حيف و ميل و اسراف است».



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:30 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

اتراف

يكی از شكل‌های زياده‌روی در مصرف، مصرف مترفانه است. اتراف در لغت، طغيان از حدود و رهايی در بی‌بند و باری و شهوات دنيا است(طريحی، 1367). از سوی ديگر اتراف از ريشه ترفه به معنای زندگی خوش گرفته شده است(ابن‌منظور، 1363). برخی نويسندگان مترف را به صورت ذيل تعريف می‌كند: «مترف كسی است كه در فراخی نعمت به سر می‌برد و از لذت‌های دنيوی و امكانات مصرفی زياد بهره‌مند است»(حسينی، 1379). «مترفين، آنهايی هستند كه در اثر نعمت‌های فراوان و برخوردهای از مواهب سرشار زندگی، خوی درندگی يا هوس‌بازی و شهوت‌رانی پيدا كرده و فاسد شده‌اند(گرامی، 1385). از مطالب پيشين فهميده می‌شود كه مصرف پيش از حد و مصرف‌گرايی كه در آن تجاوز از حد و ريخت و پاش است مشمول احكام اين صفات رذيله می‌شود. فرد مسلمان بايد از ثروت‌اندوزی، كنز پرهيز كرده و مال خود را سرمايه‌گذاری كند. وی بايد وسايل و نيازهای خود و افراد تحت تكفل خود را تأمين كرده و بيش از كفاف خود مصرف نكند. اسلام از طرف ديگر مسلمانان را به كمك و هم‌دردی با فقيران فرا خوانده و از آنان می‌خواهد كه در راه خدا انفاق كنند.



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:30 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

اقتار

اقتار در لغت به معنای كمبود و تنگ‌گرفتن در رزق و روزی است(دهخدا، 1377). واژه «قتر» درباره مورد مصرف مال به معنای خرج كردن مال به گونه‌ای كه فقط انسان را از مرگ نجات داده و فقط رمقی برای وی باقی بماند(فراهيدی، 1421: 5، 124) در لسان‌العرب آمده است كه «قتر علی عياله» يعنی در نفقه بر اهل خود تنگ گرفت(ابن منظور، 1408: 5). در قرآن كريم درباره اقتار آمده است: «قل لو انتم تملكون خزائن رحمته ربی اذا لامسكتم خشيه الانفاق و كان الانسان قتورا»(اسراء (17)، 100). «بگو اگر شما مالك خزائن پروردگار من بوديد، در آن صورت(به علت تنگ‌نظری)، امساك می‌كرديد كه مبادا انفاق مايه تنگ‌دستی شما شود و انسان تنگ‌نظر است». بنابراين همان‌گونه كه اسراف و تبذير از ديدگاه اسلام مذموم و ناپسند است، سخت‌گيری و تنگ‌نظری در هزينه بر افراد تحت تكفل نيز مذموم و ناپسند است.



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:29 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مصرف بهينه و مطلوب در اسلام

از مطالب پيش گفته، ديدگاه اسلام درباره مصرف چنين برداشت می‌شود كه اسلام مسلمانان و انسان‌ها را موظف كرده است كه از جان و مال خود محافظت كنند و از كنز و راكد نگه‌داشتن سرمايه بر حذر باشند و از طرفی مسلمانان را به كار و كوشش و فعاليت‌های اقتصادی فرا خوانده است. اسلام مسلمانان را برای تأمين رفاه خود و خانواده خود ترغيب كرده است و اين‌گونه نيست كه آنان را از مصرف كردن باز دارد اما در برای مصرف ضوابطی را مشخص كرده و مصرف را در آن محدوده آزاد گذاشته است.



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:29 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

پيامدهای مصرف‌گرايی

ترويج مصرف‌گرايی بدون توجه به زيرساخت‌های توليد و ظرفيت توليد و تهيه امكانات، پيامدهای منفی بر جامعه و اقتصاد وارد می‌سازد. به طور معمول رواج مصرف‌گرايی در زمان اوج رشد و رونق اقتصادی صورت می‌گيرد تا كالاها و خدمات توليد شده به مصرف برسد و چرخه توليد و مصرف به خوبی در جامعه به جريان درآيد كه رشد بيشتر اقتصادی از اهداف اين سياست است. در اين زمان به‌طور معمول قدرت خريد مردم بالا است. برای اتخاذ چنين سياستی عوامل ديگری به غير از شرايط اقتصادی بايد در نظر گرفته شود. عوامل و شرايط اجتماعی و فرهنگی جامعه از جمله اين عوامل هستند و در تعيين حدود و چگونگی رخ دادن آن موثر هستند و اين بر اهميت بررسی ابعاد جامعه‌شناختی مصرف‌گرايی تأكيد دارد(ر.ك: باباك، 1381).



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:28 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

1. تبديل ثروت و مصرف به ارزش برتر

ميزان ثروت در بين افراد جامعه متغير است و به تبع آن قدرت خريد و مصرف نيز متفاوت است. پديد آمدن جامعه مصرفی و رواج مصرف‌گرايی باعث می‌شود حرص افراد جامعه برای خريد و مصرف افزايش يابد و اين باعث تبديل ثروت و مصرف به ارزش می‌شود. تبديل ثروت به ارزش در صورت تداوم و در درازمدت سبب غالب شدن ارزش‌های مادی بر ارزش‌های ديگر می‌گردد. با ارزشمند شدن مصرف و مصرف‌گرايی، ارزش‌هايی مانند: قناعت، اعتدال، زهد و ... كم‌رنگ‌تر شده و ناارزش‌هايی مانند: مصرف‌ بی‌رويه، اسراف، تبذير، مدگرايی و ... ارزشمند می‌شوند و در برابر ارزش‌های غير مادی قرار می‌گيرند. اين رويه باعث شكاف طبقاتی و نابرابری اجتماعی می‌شود؛ كسانی كه در جامعه ثروتمند هستند و به دلخواه مصرف‌ می‌كنند، از افرادی كه فقير هستند و توان خريد ندارند جدا می‌شوند. اين موضوع زمانی تشديد می‌يابد كه با تبليغات، آرزوهای بلند پروازانه و توقع داشتن كالاهای لوكس و برخورداری از امكانات ويژه در اقشار جامعه به تصوير كشيده شده و پديد آورده می‌شود. اين توقع و انتظار با توجه به عدم امكان برآورده شدن آنها، نابرابری و نارضايتی و تضادی را در جامعه پديد می‌آورد تا فقر و نداشتن غيرقابل تحمل شود. خود فقر، به ويژه در جوامع اسلامی كه مردم آن باور مدار و ارزشی هستند، ممكن است قابل تحمل باش اما تضاد پيش گفته، اثرهای خاص خود را در جامعه بر جا می‌گذارد(رفيع‌پور، 1377: 197). كونيگ انديشه‌ور غربی در اين‌باره با تأكيد بر انديشه‌های دوركهايم و مرتون می‌نويسد: «يك شكل سنتی و پذيرفته شده از فقر وجود دارد كه انسان به آن عادت كرده است اما شرايط وقتی تغيير می‌كند كه از طريق گسترش وسايل ارتباط جمعی، تصوير يك نوع زندگی ديگر و مرفه‌تر تا اقصی نقاط جوامع تكامل نيافته رخنه می‌كند. در پی تضاد اين دو عامل، نيازهايی بی‌حد و حصر رشد می‌كنند و پس از آن حركت‌های ناگهانی ركود يا رشد اقتصادی، بسیاری از مواقع يك وضعيت آنومی به شكل يك گم‌گشتگی فرهنگی جهشی را در پی دارد كه نه فقط يك نارضايتی عميق، بلكه افزون بر آن ناآرامی‌های سياسی گسترده‌ای را پديد می‌آورد»(1976:31 Koenig).



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:28 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

2. نمايش ثروت

نمايش ثروت، به تعبير دوزنبری «تاثير نمايش»(Demonstration effect) حالتی است كه ثروتمندان در آن شرايط، ثروت خود را به نمايش می‌گذارند(, 1966:139 Duesenberry). در اين شرايط، ثروت تبديل به ارزش می‌شود كه در دست ثروتمندان و فرزندان آنها است. ثروت با سوار شدن خودروهای چند صد ميليونی، كفش‌ها و لباس‌های آنچنانی، به گردن آويختن گردنبند طلا و به دست كردن انگشترهای قيمتی و ... به نمايش گذاشته می‌شود. اين نمايش به منظور خودنمايی و برتری جويی است و در پی خود اثرهای منفی فراوانی دارد. در برخی مواقع شرايط جامعه نيز به اين‌گونه رفتارها كمك می‌كند. برای مثال در ايران بعد از جنگ تحميلی و اتخاذ سياست توسعه اقتصادی سرمايه ارزش‌ فراوانی يافت و به تبع آن صاحبان سرمايه و ثروتمندان ارزشمند شدند و ثروت خود را به نمايش گذاشتند و سياست‌هايی مانند آزادسازی واردات خودروهای لوكس و ... به آن كمك كرد. پرسشی كه اينجا مطرح می‌شود اين است كه چرا اثر اين نمايش در كشورهای جهان سوم و در حال توسعه از كشورهای توسعه يافته بيشتر است؟ در پاسخ بايد گفت كه آن كشورها خود توليدكننده و صادركننده هستند و در هنگام افزايش درآمد درست عمل می‌كنند. شايد بتوان گفت كه آنها در اين گونه موارد عقلانی‌تر رفتار می‌كنند و فرهنگ و شرايط جامعه در كشورهای جهان سوم برخلاف آن است و تصميم‌گيری‌ها بيشتر براساس احساس است و طبقه متوسط به پايين می‌خواهند همانند ثروتمندان رفتار كنند و برخی مواقع برای اين كار از هيچ كاری دريغ نمی‌كنند(2000:458-465 Story, 2000: (277-301; Dimaggio, .



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:27 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

3. نيازآفرينی

يكی ديگر از پيامدهای مصرف‌گرايی، نيازآفرينی است كه بيشتر به وسيله دولت، شركت‌های توليدی و تبليغاتی با راهكارهای ويژه خود پديد می‌آيد. نمايش ثروت به وسيله ثروتمندان خود نقش مؤثری در نيازآفرينی دارد اما نقش دولت با سازوكارهايی مانند: تبليغات، واردات كالاهای گوناگون، نمايشگاه‌ها و ... حايز اهميت است. در اين ميان واردات بی‌رويه كالاهای گوناگون مانند: خودرو، وسايل برقی، لوازم آريشی و ... نقش به‌سزايی دارد. افزون بر اينكه مردم با ديدن ثروت و امكانات ثروتمندان احساس كمبود می‌كنند، سازوكارهای تشديد كننده‌ای كه به وسيله دولت، شركت‌های توليدی، تاجران و ... اعمال می‌شود، بر اين احساس می‌افزايد و آنها را به مصرف‌گرايی ترغيب می‌كند(همان و رفيع‌پور، 1377: 199).



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:27 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

4. شكاف طبقاتی

مصرف‌گرايی با توجه به اينكه توان خريد و درآمد افراد جامعه متفاوت است، باعث شكاف طبقاتی خواهد شد. در رويه مصرف‌گرايی، طبقه مرفه جامعه و به تبع آنها طبقه متوسط جامعه كه خواهان رسيدن به طبقه مرفه است، كالاهای مصرفی و لوكس را تهيه خواهند كرد اما طبقه ضعيف و زير متوسط توان خريد نخواهند داشت كه شكاف طبقاتی را در پيش‌رو خواهد داشت. اين وضعيت جامعه باعث تمايز اجتماعی می‌شود. زمانی كه شكاف طبقاتی تشديد نيافته باشد و ثروتمندان به نمايش ثروت نپرداخته باشند، تمايز اجتماعی به صورت كم و غيرقابل توجه است. به طور مثال در اوايل انقلاب تا سال 1368 در ايران فرهنگ عامه مردم با تأكيدهای امام راحل(ره) به گونه‌ای بود كه ثروتمندان جامعه از مردم عادی متمايز نبودند و فرصت نمايش ثروت را نداشتند اما با شروع توسعه اقتصادی و رواج مصرف‌گرايی، نمايش ثروت و شكاف طبقاتی در ايران شروع شد(اسكندری، 1387) و به تمايز اجتماعی رسيد، هر چند فعلاً به اوج خود نرسيده است. البته وجود فرهنگ و ارزش‌های اسلامی در ميان مردم رشد اين روند را كاهش داده است. نكته ديگر اينكه شكاف طبقاتی و به تبع آن افزايش تمايز اجتماعی باعث رواج فرهنگ بيگانه از راه‌های گوناگون به جامعه است. كالاها و خدمات، با خود فرهنگ خاص خود را می‌آورند. به نظر جامعه‌شناسان، مصرف مقوله‌ای ارزشی است و بار ارزشی دارد. ورود كالاهای غربی با مارك‌های خاص، ارزش و فرهنگ ضميمه كالاها، تبليغات، رسانه‌ها و ... همه دست در دست هم می‌دهند كه به رواج فرهنگ غرب ياری رسانند.



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:27 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

5. احساس محروميت

تأثير نمايش ثروت و تبليغات باعث احساس نياز شديد به كالاهای مصرفی می‌شود و همه در پی بدست آوردن كالاهای گوناگون و غير ضرور هستند. در كشورهای توسعه نيافته كه كشور با تورم دست به گريبان است، قدرت خريد مردم كاهش می‌يابد اما نياز به كالاهای مصرفی در سايه تبليغات و عوامل ديگر تشديد می‌يابد و اين نوعی به انحطاط سياسی، اجتماعی و فرهنگی می‌انجامد. برای پيشگيری از چنين وضعيتی، كشورهای سرمايه‌داری تبليغات را كنترل كرده و آن را به اندازه قدرت خريد مردم رواج می‌دهند. در وضعيت مصرف‌گرايی كه همه به آن گرفتار می‌شوند مردم به دنبال كسی خدمات و كالاها هستند كه به ارزش تبديل شدند و در اين مسير خود را با هم‌رديفان و طبقه مرفه مقايسه می‌كنند و در صورتی كه كمتر از آنها داشته باشند، احساس محروميت و ناعدالتی می‌كنند,2000:458-465) Story,2000:277-301; Dimaggio و رفيع‌پور، 1377: 201).



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:26 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

6. فشار هنجاری

يكی از تبعات مصرف‌گرايی اين است كه وقتی پديده‌ای به هنجارها تبديل می‌شود و مورد پذيرش عموم مردم قرار می‌گيرد يك فشار هنجاری در جامعه و خانواده‌ها گسترش می‌يابد. در اين حالت مردم خود را با همديگر مقايسه می‌كنند و می‌كوشند در نيازها و رفع آنها با ديگران همسان باشند و رفتار يكديگر را زير نظر دارند و رفتار غيرجمعی را ناهنجار می‌پندارند. مردم اكثر جوامع وحدت قومی دارند و جامعه آنان سنتی بوده و دارای سابقه تاريخی است. در اين جوامع خصلت‌ها و هنجارهای سنتی حفظ می‌شود و هنجارها در اين جوامع عام، همه‌گير و پايدار است. در جوامعی كه هنجارها همه‌گير است و از طرفی مصرف‌گرايی و دارا بودن تبديل به ارزش و هنجار شده است تمام مردم در پی كسب آن هستند و اگر كسی نتواند آن را برآورده سازد زير فشار هنجاری خواهد بود. در اين صورت ثروت و دارا بودن با ارزش و افتخار، و فقر و نداشتن ما به آبروريزی و شرمندگی است. سه عامل نياز به احترام، احساس مردم و هم‌شكلی يا فشار هنجاری در اين ميان دخيل هستند. نياز به احترام و حفظ آبرو باعث رعايت و ملاحظات نسبت به ديگران می‌شود. يعنی اگر در مقايسه با ديگران چيزی را نداشته باشد، احساس شرمندگی و خجالت می‌كند. به اين عامل، احساس محروميت، عقب‌افتادگی و بی‌عدالتی كمك می‌كند. مردم در پی هم‌شكلی هر چه بيشتر با ديگران هستند و برای اين منظور خود را با ديگران مقايسه می‌كنند و در حقيقت متأثر از فشار هنجاری هستند(همان). برخی از افراد طبقه متوسط و پايين در اثر عواملی كه پيش از اين ذكر شد، رفتارهای متظاهرانه دارند، چون توان خريد در آن‌ها نيست به اجناس بدلی يا قرض روی می‌آورند و از اين طريق كسب احترام می‌كنند، برخی نيز تظاهر به داشتن چيزی می‌كند كه ندارند(همان: 214). انسانی كه دارای شخصيت هدايت‌شونده از برون است در برابر محيط اثرپذير است و خود را به سرعت با تغييرات محيط تطبيق می‌دهد. اين ويژگی مورد توجه نظريه‌پردازان و برنامه‌ريزان نظام سرمايه‌داری است و از اين ويژگی در ترويج مصرف‌گرايی استفاده می‌كنند. اين ويژگی كه با سازگاری و قدرت انطباق‌پذيری با محيط همراه است، فرد را به طور كامل آماده پذيرش فشارهای گروه‌های هم‌تراز يا همتايان می‌كند. استفاده از اين فشارها در بازاريابی و تبليغات، به طور كامل از روش‌های جديد اقناع و ترغيب شمرده شده و ميزان مصرف كالا را به صورت فزاينده افزايش می‌دهد. شايان ذكر است كه موارد پيش‌گفته رابطه دوسويه با مصرف‌گرايی دارند يعنی اين موراد از اثرات مصرف‌گرايی هستند و خود نيز به مصرف‌گرايی دامن می‌زنند و روند پيشرفت مصرف‌گرايی را تسريع می‌بخشند.



[ دوشنبه 7 فروردین 1391  ] [ 7:26 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433862 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب