در اسلام معیار،رضایت خداست


ادامه مطلب


[ یک شنبه 7 شهریور 1395  ] [ 10:32 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ () ]

خدا چه شکلیه؟؟؟


خدا چه شكليه؟!

سوألى كه براى اكثر مردم ، مسلمان و غير مسلمان ، كوچك و بزرگ حتما پيش آمده، اینه كه خدا از كجا آمده ، حالا كجاست ؟

از چى درست شده و قبل از خدا چى بوده؟!!

اگر شما هم دوست داريد جواب اين سؤالها را بگيريد بايد بدانيد عقل و درك و فهم ما قادر نيست به آن مرحله برسه ولى امام على (ع) در مقابل سؤال كفار راجع به خداوند به زيبايي جواب دادند وهم ضعف و عدم درك ما از وجود خداوند را شرح دادند .

___________________________________________


سؤال كفار از امام على(ع)

در چه سال و تاريخى خدايت به وجود امد ؟

امام فرمود ؛ خداوند وجود داشته قبل از بوجود آمدن زمان و تاريخ و هرچيزى كه وجود داشته .

كفار گفتند:
چه طور ميشود؟ !
هرچيزى كه به وجود آمده يا قبلش چيزى بوده كه از او به وجود آمده ويا تبديل شده!!

امام على (ع) فرمود :
قبل از عدد ٣ چه عددى است ؟
گفتند؛ ٢
امام پرسيد قبل از عدد ٢ چه عدديست ؟
گفتند؛ ١
امام پرسيد و قبل از عدد ١ ؟
گفتند؛ هيچ

امام فرمود چطورميشود عدد يك كه بعدش اعداد بسیاری هست قبل نداشته باشد ولی قبل ازخداوند كه خود احد و واحد حقيقى است نميشود چيزى نباشد ؟؟

كفار گفتند خدايت كجاست وكدام جهت قرار گرفته؟!!

امام فرمود همه جا حضور دارد
وبر همه چيز مشرف است .

گفتند چطور ممكن است كه همه جا باشى و همه جهت اشراف داشته باشى؟!

امام فرمود :
اگر شما در مكانى تاريك خوابيده باشيد صبح كه بيدار شويد روشنايي را از كدام طرف و كجا مي بینيد ؟

كفار گفتند همه جا و از همه طرف
امام فرمود پس چگونه خدايى كه خود نور سماوات و ارض است نميشود همه جا باشد؟؟

كفار گفتند : پس جنس خدا از نور است اما نور از خورشيد است خدايت از چيست !؟

چطور ميشود از چيزى نباشى همه جا هم باشى قدرت هم داشته باشى !؟

امام فرمود خداوند خودش خالق خورشيد و نور است ايا شما قدرت طوفان و باد را نديده أيد؟ باد از چيست كه نه ديده ميشود نه از چيزى است،در حالى كه قدرتمند است؟
خداوند خود خالق باد است.

گفتند :خدايت را برايمان توصيف كن.از چه درست شده ؟
آيا مثل آهن سخت است ؟
يا مثل آب روان ؟
ويا از گاز است و مثل دود و بخار است !؟

امام فرمود :
آيا تا به حال كنار مريضى در حال مرگ بوده ايد و با او حرف زده ايد ؟
گفتند : آرى بوده ايم وحرف زده ايم .

امام فرمود : آيا بعداز مردنش هم با او حرف زديد ؟
گفتند نه چطور حرف بزنيم در حالى كه او مرده ؟!

امام فرمود : فرق بين مردن و زنده بودن چه بود كه قادر به تكلم وحركت نبود؟؟

گفتند :روح، روح از بدنش خارج شد.

امام فرمود شما آنجا بوديد و ميگوييد كه روح از بدنش خارج شد و مُرد.

حال آن روح را كه جلو چشم شما خارج شده برايم توصيف كنيد از چه جنس و چگونه بود !؟

همه سكوت كردند .
امام على (ع) فرمود: شما قدرت توصيف روحى كه جلو چشمتان از بدن مخلوق خدا بيرون آمده را نداريد؛ چطور قادر به درك ذات أقدس احديت و خداى خالق روح هستيد؟

منبع :کتاب «توحید نظری» نوشته حجت الاسلام شایان


ادامه مطلب


[ دوشنبه 11 مرداد 1395  ] [ 6:58 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (7) ]

بهشت غیر مسلمانان

پرسش:آيا ديگر اديان به بهشت نمي‌روند؟ تكليف اين افراد در قيامت چيست بهشت يا جهنم؟

BehestSayereAdyan.jpgپاسخ اجمالي:
قرآن و روايات به طور صريح اعلام مى ‏دارد كه تنها اسلام و تشيع كه همان حقيقت اسلام ناب است از افراد پذيرفته مى‏ شود و اين به معناى آن نيست كه همه مسلمانان و شيعيان اسمى وارد بهشت مى ‏شوند؛ شرط رفتن به بهشت از نظر قرآن كريم ايمان و عمل صالح است.
اما در مورد افراد ديگر اديان و مذاهب بايد گفت: آنان به سه دسته تقسيم مى‏ شوند كه هر يك حكمى جداگانه دارند:
يك. با اسلام و تشيع آشنا شده؛ ولى به دليل تعصّب يا عناد و لجاجت از پذيرفتن آن سرباز مى ‏زنند. چنين افرادى به فرموده قرآن كريم اهل جهنم ‏اند.

دو. با اسلام و تشيع آشنا نيستند؛ ولى در جهالت خود مقصراند؛ يعنى، از وجود دينى به نام اسلام يا مذهبى به نام تشيع مطلع ‏اند؛ ولى با وجود همه امكانات و شرايط لازم براى جست‏ و جوى حقيقت اقدامى نمى‏ كنند. چنين افرادى در حد تقصير خويش روز قيامت مجازات مى ‏شوند.

سه. با اسلام آشنا نيستند و در جهالت خود نيز تقصيرى ندارند؛ بلكه يا اصلاً به گوش‏شان نخورده يا آنكه امكان تحقيق و پژوهش براى آنان وجود نداشته است و تنها هر آنچه را به آنها رسيده (مثل مسيحيت و)...قبول كرده و به آن عمل نموده ‏اند. چنين افرادى اهل جهنم نيستند و خداوند آنان را مشمول عفو و رحمت خود قرار مى ‏دهد و اعمال آنها را با ميزان حقيقت ‏خواهى آنان و آنچه فكر مى‏ نمودند حق است، مى ‏سنجد.

پاسخ تفصيلي:

لطفاً به ادامه مطلب مراجعه کنید... 


ادامه مطلب


[ سه شنبه 29 تیر 1395  ] [ 12:56 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

شهوترانی به نام دین


گاهی برخی جوانان مسلمان تمایل به دین مسیح و زرتشت پیدا میکنند.
ممکن است خیال کنید این دست افراد بعد از تحقیق به این نتیجه رسیده اند و یا اینکه درباره اسلام شبهه داشته اند؛ ولی در حقیقت این طور نیست
در بسیاری موارد این افراد به خاطر اینکه از عذاب وجدان راحت شوند این کار را میکنند.
توضیح اینکه این دست افراد از طرفی میخواهند دیندار باشند و از طرفی میخواهند در اموری مثل خوردن شراب و دوستی با  غیر همجنس آزاد باشند یا چیزهایی مثل اینها
آنها با رو آوردن به دین زرتشت و مسیحیت هم احساس دینداری میکنند و هم اینکه دیگر عذاب وجدان نمیکنندچون این کارها در آن دینهای محرف مجاز است.
در واقع اینطور افراد شهوت عملی دارند نه شبهه علمی
و حضرت علی در حکمت 211 نهج البلاغه در جمله ای دقیق و عمیق میفرماید:  وَ كَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِيرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِيرٍ 
و چه بسا عقل كه اسير فرمانروايى هوس است

حال فرض میکنیم و فقط فرض میکنیم یک مرجع تقلید بیاید و فتوا بدهد که در اسلام خوردن شراب و داشتن دوست پسر و دوست دختر جایز است قطعا بخشی از این افراد به دین اسلام بازخواهند گشت و آن مرجع طرفداران زیادی پیدا خواهد کرد ولی نه این موضوع دلیل بر  حق بودن آن مرجع است و نه اسلام آوردن این افراد به درد میخورد و ارزش دارد.
اسلام تسلیم شدن است در برابر خدا نه شهوترانی به اسم خدا .

منبع: وبلاگ پاتوق بچه شیعه ها


ادامه مطلب


[ شنبه 12 تیر 1395  ] [ 2:32 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

اگر ما خلیفه الله روی زمین هستیم چرا توسل کنیم؟

با توجه به اينكه انسان خليفة اللَّه بر روي زمين است، پس چرا براي خواسته هاي خود به پيامبر و امام متوسل شود؟

يكم. همه انسان ها خليفه بالفعل خداوند بر روى زمين نيستند. خليفه خدا بودن؛ يعنى، مظهر و نشانگر صفات و اسماى الهى بودن. همه انسان ها خليفه بالقوه هستند. هر اندازه كه در صراط مستقيم حركت كنند و كمالات انسانى را در خود ظاهر سازند و مظهر صفات و اسماى الهى شوند، به همان ميزان آن قوه را به فعليت رسانده و خليفه الهى و مظهر صفات و اسماى او خواهند بود.
بر اين اساس، خلافت الهى داراى مراتب و درجات است. انسان هاى كامل در اوج قله خليفه اللهى، مظهر تام صفات و اسماى الهى اند. از اين رو توسّل به امامان معصوم، در واقع استمداد خليفه بالقوه و يا خليفه فروتر، از خليفه بالفعل و فراتر است.
دوّم. انسان در عالمى كه بر نظام اسباب و مسببات استوار است - حتى در عين بهره مندى از اوج مقام خليفةاللهى - براى رسيدن به مقاصد خويش، نيازمند تمسّك به اسباب مادى و معنوى است. و چون خداوند دعا و توسّل را در همين نظام، از اسباب معنوى در جهت برآمدن حاجت ها قرار داده است، بهره مندى از مقام خليفةاللهى، هيچ منافاتى با توسّل ندارد.
به همين جهت پيامبر اكرم(ص)، علاوه بر توصيه ديگران به توسّل سنن ابن ماجه، ج 1، ص 261؛ مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 138 و مستدرك صحيحين، ج 1، ص 313.، خود نيز براى استجابت دعا به پيامبران قبل از خويش، متوسّل مى شد:
«انس بن مالك مى گويد: روزى كه فاطمه بنت اسد فوت كرد، پيامبر اكرم دستور دادند قبر او را حفر كنند، آن گاه خود وارد قبر شد و در آن خوابيد و چنين دعا كرد: «اللهم اغفر لامّى فاطمة بنت اسد، و وسّع عليها مدخلها، بحق نبيّك و الانبياء الذين من قبلى»؛ «خدايا! به حق پيامبرت و پيامبران قبل از من، مادرم فاطمه بنت اسد را بيامرز و جايگاه او را وسعت بخش». وفاء الوفاء، ج 3، ص 898.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 6 خرداد 1395  ] [ 7:26 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (1) ]

آیا حرامزاده گناهکار است؟

 

چند وقت پیش که مقاله " دشمنی با امام زمان چگونه بوجود می‌آید ق2" رو تو وب گذاشتم یکی از برادران گرانقدر سوالی پرسیدن با این مضمون:

 

"سلام آیا این به دور از عدل پروردگارنیست که کسی وجودش از ابتدا شر ورذل معرفی شود بدون اینکه اختیاری در تغییر آن داشته باشد؟؟ پس باید چ کند؟ توبه؟ بخاطر عملی که موجب آن نبوده؟ لطفا ج بدین یاحق"

 

این گونه سوال محض اطلاع بیشترشان توسط سروش (فردی که مرتد شده)  ایجاد شده که جواب بیشترشان نیازمند مطالعه فلسفه اسلامی و تو بیشترشان بحث حسن و قبح ذاتی مطرح میشود که افرادی که کم مطالعه کردن از جواب دادن به این سوالات عاجز میمونن متاسفانه؛ به همین دلیل تصمیم گرفتم تا تو یه پست جدا گانه جواب این سوال رو بدم تا اگه فرد دیگه ای هم این سوال تو ذهنشه یا جوابش رو نمیدونه، یکم آگاهی پیدا کنه.

به هر حال در پاسخ به این سوال موارد زیر بیان میگردد:

چرا باید توبه کنه؟؟؟ اونکه گناهی نکرده فقط حاصل عمل ناشايست دو فرد دیگه ست. 

در مطلب زیر بصورت خیلی خلاصه پاسخ این سوال داده شده اما اگه بازهم مشکلی وجود داشت بگین تا مفصل تر و چه بسا مفید تر تو همین وب این مسئله رو ادامه بدیم.

 

1- حرامزاده بودن یک نفر معلول سوء اختیار دو فرد مختار در عالم آفرینش است که تحت قانون علی و معلولی حاکم بر جهان رخ می دهد به به قول شاعر" گندم از گندم بروید جو زجو" و " از کوزه همان برون طراود که در اوست"

2- خدا کسی را حرامزاده یا حلال زاده نمی کند بلکه به هر موجودی با هر ظرفیت وجودی وجود عنیت می فرماید این موجود در شرایطی که به وجود آمده ویژگی هایی خواهد داشت که مختص خودش خواهد بود.
وقتی فردی از راه زنا متولد می شود قوانین حاکم بر عالم اقتضا می کند که این فرد ویژگی هایی داشته باشد مثلا از فرد حلال زاده گرایش به گناه بیشتر باشد یا از نظر وجودی ضعیف تر باشد و نتواند آنچنان که باید و شاید در راه خدا قرار گیرد و حتی ظرفیت او برای ورود به بهشت مومنین کافی نیست این چیزی نیست که خدا او را محروم کرده باشد بلکه درجه و ویژگی وجودی او در عالم این است و این قوانین حاکمه قرار دادی نیست که بگوییم خدا آن را برای این گروه بردارد بلکه شالوده عالم با این قوانین سرشته شده است و مثلا اگر بگوییم خدا به این دسته موجود زنا زاده حیات نمی داد لازمه اش این است که باید هیچ کدام از موجودات مادون انسان موجود نشوند.

3-در قضیه ثواب و عقاب اخروی تمامی مناسب و روابط این دنیا گسسته شده و هر کس با حقیقت خود ظهور می کند 
عنوايني چون پدر ، مادر ، فرزند ، احكام خاصّ همين دنيا مي باشند و عناويني چون حرامزاده و حلال زاده ، نه تنها احكام اين دنيا بلكه احكام خاصّ انسان مكلّف هستند و در خارج از نظام تشريع معنا ندارند. لذا در آخرت نيز ، كه دار تشريع و تكليف نيست ، اين عناوين برداشته مي شوند و بر اساس اين عناوين كسي مورد مؤاخذه قرار نمي گيرد. « فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ ـ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ـ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازينُهُ فَأُولئِكَ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ في‏ جَهَنَّمَ خالِدُونَ. ــــــ پس آن‏گاه كه در صور دميده شود، ديگر آن روز ميانشان نسبت خويشاوندى وجود ندارد و از حال يكديگر نمى‏پرسند. پس هر كه ميزان اعمالش سنگين باشد، آنها حقّاً رستگاران‏اند و هر كه ميزان اعمالش سبك باشد، آنان كسانى‏اند كه به خويشتن زيان زده‏اند و هميشه در جهنم مى‏مانند.» ( مومنون : 101 ـ 103) 
بنا بر اين حرامزاده يا حلال زاده بودن و امثال آن براي خدا و قضاوت او معني ندارند ؛ خدا در قضاوت اخروي خود ، تنها چيزي را كه ملاك قرار مي دهد حاصل دست خود افراد است نسبت به توان و رتبه ي وجودي آنها.

4-طبق براهين قاطع عقلي شكي در اين نيست كه خداوند متعال عادل است و ظلم كه امر عدمي و صفت نقص است به ساحت كمال مطلق او راه ندارد ؛ پس محال است كسي را به خاطر كاري كه نكرده است مجازات كند ؛ لذا عذاب فقط در مقابل گناه اختياري است و بس ؛ و در اين حسابرسي خدا ذرّه اي در حقّ كسي اجحاف نمي كند. حساب خداوند عليم و خبير در روز قيامت چنان دقيق است كه تمام عوامل را در انجام عمل خوب و بد يك فرد در نظر مي گيرد و هيچ عاملي را فروگذار نمي كند ؛ و تأثير كارهاي گذشتگان را تا هزاران نسل نيز محاسبه مي كند ؛ و زمينه هاي بروز يك رفتار را از خود شخص تا حضرت آدم (ع) لحاظ مي نمايد و آنگاه قضاوت عادلانه مي كند.

5-بنا بر اين ، اوّلاً خدا كسي را به خاطر زنازاده بودن مجازات نمي كند و ثانياً اگر زنازاده بودن شخص ، در ارتكاب معاصي حقيقتاً نقش داشته باشد يقيناً خداوند عادل اين تأثير را در مجازات خود لحاظ مي نمايد ، « وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلاً ــــ و به قدر رشته ي شكاف هسته ي خرمايى به آنان ستم نمى‏شود.» (الإسراء:71)


ادامه مطلب


[ یک شنبه 26 اردیبهشت 1395  ] [ 10:30 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (5) ]