خود شناسی 2
✅ شايد برايتان پيش آمده باشد که سر كلاس نشسته ايد و داريد به سخنان استاد گوش مي دهيد و در حال ديدن او هستيد، يك مرتبه مي رويد در عالم «رؤيا و خيال» و در تصوراتي که قبلاً برايتان واقع شده فرو مي رويد، اگر در اين حال استاد سخني بگويد که همه بخندند، شما با شنيدن صداي خنده ي سايرين به خود مي آييد و مي پرسيد چه گفت؟
❇️ معلوم است که شما حرف استاد را نشنيده ايد در حالي که از نظر فيزيولوژي شنيدن، مكانيسم شنيدن که عبارت است از انتقال امواج صوت به گوش و ارتعاشات گوش مياني و انتقال تحريکات عصبي به گوش داخلي، انجام شد ولي عمل شنيدن که يکي از ادراکات و مربوط به نفس انسان است انجام نگرفت. چون وقتي به عالم رؤيا رفتيد نفس انسان که بايد به کمک گوش، کلمات استاد را مي شنيد در صحنه نبود.
نشنيدن سخن استاد به جهت اين نبود كه مكانيسم شنيدن انجام نشده بلکه به جهت آن بود که آن كسي كه از اين ابزار استفاده مي كرد در صحنه حاضر نبود. يا وقتي در كلاسِ درس، چشمِ شما به معلم است ولي نفسِ ناطقه ي شما به جايي غير از كلاس و معلم توجه و نظر دارد - در عين اين كه عمل بيناييِ چشم با تطابق عدسي و انعكاس تصويرِ معلم بر روي لكه زرد شبكيه انجام مي گيرد- اگر معلم حرکتي انجام دهد که همه ي حاضران بخندند، تازه شما به خود مي آييد و از بقيه مي پرسيد: «معلم چه كرد؟!» چون نفس شما به آن صحنه نظر نداشت و به عبارت دقيق تر در جاي ديگري حاضر بود، اين چشم با اين كه به سوي معلم بود، ولي نديد. يعني در واقع «منِ» انسان است كه با چشم مي بيند، نه اين كه «چشم» به خوديِ خود بيننده باشد. به علت آن که بينايي مربوط به نفس ناطقه ی انسان است.
🔹هرچند منظر اصلی این نکته در مطالب قبل بیان شد، اما مطالب زیر را با دقت بخوانید:
⭕️ از خودتان بپرسيد؛
آن كسي كه خواب ديد در خيابان است و بعد پريد داخل پياده رو و سپس بيدار شد و خود را در رختخواب يافت، چه کسي بود؟ وقتی از خواب بيدار مي شويد، چه احساسي داريد؟ آيا احساس تان جز اين است كه: خواب ديديد خودتان در خيابان بوديد و براي همين هم ترسيديد؟ در حال حاضر چه احساسي نسبت به خود داريد؟ آيا همين احساسي که در حال حاضر از خودتان داريد همين احساس را نسبت به خودتان در خيابان موقعي که خواب مي ديديد، نداشتيد؟
📌توجه داشته باشيد با ذهنياتي که به خودتان تحميل کرده ايد موضوع را در حجاب نبريد.
⭕️ درست به خودتان توجه کنيد که در حال حاضر چه احساسي نسبت به خود داريد؟ احساس تان جز اين است كه در حال حاضر در مکاني که قرار گرفته ايد، هستيد و هيچ دليلي نداريد که اين احساس را نميکنيد؟
🔹 مثلاً وقتي سر کلاس هستيد کاملاً احساس مي کنيد خودتان سر کلاس هستيد و وقتي که از کلاس بيرون رفتيد به رفيق تان مي گوييد: خودم سر كلاس بودم، خودم به سخنان معلم گوش دادم و سپس خودم بيرون آمدم، هنگام خواب ديدن هم همين طور است. فردا صبح كه براي رفيق تان از خوابِ ديشب تعريف مي كنيد، چه مي گوييد و فعلاً چه احساسي نسبت به هنگامي که خواب مي ديديد در خيابان هستيد، از خودتان داريد؟ مي گوييد: خواب ديدم كه خودم در خيابان بودم. آيا جز اين است كه مي گوييد: خواب ديدم كه نزديک بود ماشين به من بزند؟ و درست همان احساسي را که وقتي در سر کلاس بوديد، نسبت به خودتان داشتيد، همان احساس را وقتي که در خواب در خيابان بوديد، نسبت به خودتان داريد و اين مي رساند که واقعاً خودتان همان هستيد که در خواب در خيابان بود، بدون آن که بدن گوشتي تان همراهتان باشد.
🔹 ادامه دارد...
برگرفته از کتاب خویشتن پنهان، اثر استاد اصغر طاهرزاده، با تغییر
