خود شناسی ۱

من و تن

🔺 انسان يك «تن» دارد و يك «من». كه حقيقت او همان «من يا نفس» اوست و همه ادراكات، مخصوص و مربوط به "من" است.
يعني انسان بدون هيچ برهان و استدلال، خود را حس مي كند و دست و پايش را عين خود نمي داند، بخصوص اين مسأله در خواب روشن تر و محسوس تر است. چرا كه ما در خواب در هنگامي كه بدنمان در رختخواب است، خود را در همان جايي كه خواب مي بينيم مي يابيم و نه در رختخواب. مثلاً خواب مي بينيم كه در باغي هستيم و واقعاً هم خودمان هستيم كه در باغيم و حس نمي كنيم خودمان همان گوشت و استخوان ها هستيم كه در رختخواب است. يا وقتي كه خواب مي بينيم در خيابان هستيم و ماشيني مي خواهد ما را زير بگيرد، خود را در وسط خيابان حس مي كنيم. 

💡به جهت اين كه حقيقت انسان همان نفس اوست، وقتي عضوي از بدن او كم شد، احساس نمي كند «مَنِ» او كم شده است، چرا كه تن انسان در حقيقت او دخالت ندارد، و با كم و زياد شدن تن انسان، حقيقت انسان تغيير نمي كند، بلكه «تن» ابزار نفس است.

◀️ و اين كه گفته مي شود همة ادراكات، مخصوص نفس است؛ يعني نفس انسان شنواست، منتها در عالم ماده به وسيله گوش مي شنود و نفس انسان بيناست، منتها در عالم ماده به وسيله چشم مي بيند. ملاحظه كرده ايد كه در هنگام خواب ديدن، چشم داريد و حتي چيزهايي را مي بينيد كه بعداً در عالم بيداري خواهيد ديد.





[ دوشنبه 13 آذر 1396  ] [ 7:07 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات (0) ]