از جمله پديدههايي كه پس از بروز فقر در طولاني مدت در جامعه ظاهر ميشود نوعي خاص از زندگي است كه بصورت الگو در جامعه پديدار ميشود. فقر در طولانيمدت قدرت خلق فرهنگي را دارد كه مدتها پس از فقر باقي ماند و در جامعه حيات پيدا ميكند و خلاصي از آن بسيار مشكل است.
در اين بررسي ناچاريم ابتدا تعريفي از فرهنگ ارائه دهيم آنگاه محتواي وجودي فقر را در جامعه با نتايج حاصل از فقر در جامعه سنجيده و به فرهنگ نه چندان پنهاني برسيم كه فقر در جامعه دارد و حاكم كرده است.
فرهنگ فقر نوع و منش زندگي را متناسب با وضعيت خانوادههاي فقير و فقرا تغيير ميدهد. در حقيقت وقتي خانوادهاي خود را با فقر درگير مييابد ناچار است نوع زندگي خود را تا حد زيادي با شرايط فقر هماهنگ كند اين هماهنگي بمرور زمان بصورت عرف وعادت درآمده و براي حذف يا كاهش آن در جامعه تلاش بسياري لازم است و به شدت زمان را ميكشد.
فقر يك پاره فرهنگ است
«ادواردتيلور» كتاب فرهنگ ابتدايي Primitive culture كه سال 1871 انتشار يافت مينويسد «در فرهنگ يا تمدن مجموعه پيچيدهاي است كه دربرگيرنده، دانستنيها، اعتقادات، هنرها، اخلاقيات، قوانين، عادات و هر گونه مولفه ديگري كه به وسيله انسان به عنوان عضو جامعه كسب شده است، وضع فرهنگ ميان جوامع گوناگون بشري تا جايي كه قوانين كلي قابل تحقيق باشد موضوعي است مناسب براي بررسي قوانين انديشه و كنش انساني.»
«مالينوسكي» ميگويد «فرهنگ به سادگي عبارت است از كليت يكپارچهاي مركب از كالاهاي مصرفي و وسايل، خصوصيات اساسي، گروههاي اجتماعي گوناگون، تصورات، پيشهها و باورها و رسوم بشري».
«هرسكوتيس» ميگويد «فرهنگ راه و روش زندگي قوم است».
تغييرات اقليمي؛ معضل امروز، بحران فردا
به طور قطع يكى از امورى كه زمينهساز سعادت و كمال انسان در دنيا و آخرت است، داشتن محيطى سالم و امن است، كه انسان بتواند در پناه آن، به تربيت جسم و جان خويش بپردازد و اصولاً يكى از وظائف مهم بشر كه حفظ جان است، جز با زيستن در محيط سالم و زيبا امكانپذير نيست. بدين سبب شرط اوليه داشتن روحى سالم، جسم سالم است و جسم سالم نيز فقط زمانى حاصل مىشود كه انسان از محيط زيست طبيعى سالم و دلگشا بهرهمند باشد.
محيط زيست از اركان توسعه پايدار در هر كشوري است. بدون توجه به مسئله محيط زيست منابع طبيعي و انساني دچار نقصان شده و پيامدهاي ناگواري را بر كره خاكي و حتي جوامع انساني خواهد گذاشت.
دربرنامه جهانی مراقبت از زمین، که درسال ۱۹۹۱ توسط IUCN ارائه گردیده، این موضوع به این شکل مطرح شده است:ما نیازمند توسعهای هستیم که هم مردم مدار یعنی معطوف به بهبود شرایط انسانی و هم مبتنی برحفاظت از محیط یست یعنی حفظ تنوع و قدرت تولید طبیعت باشد.ماناگزیریم که به برخی دیدگاهها در مورد محیط زیست و توسعه پایان دهیم.دیدگاههایی که گویی این دورا در مقابل یکدیگر قرار میدهد.در واقع ما باید بپذیریم که این دو اصل (محیط زیست و توسعه)، دو بخش ضروری یک فرایند اجتناب ناپذیر هستند.
یکی ازبزرگترین چالشهای عصرحاضرتغییرات جوی وآب وهوایی است. تغییرات آب وهوایی می تواند تاثیرات منفی بربعضی ازتعیین کننده های اساسی سلامت یعنی غذا،هوا وآب داشته باشد. برای مقابله بااین چالش به حمایت کنندگانی درکل جهان نیازداریم تاجهت قراردادن سلامت بشربه عنوان محور مقابله با تغییرات آب وهوایی فعالیت کنند.
فعاليت هاي انساني تاثير شديدي بر آب و هواي محلي دارند. شبكه هاي گسترده آبياري و سدها سبب فرسايش خاك و كاهش منابع آبهاي زيرزميني مي شوند كه اين مسئله هم مي تواند باعث تغيير كل رژيم آبي منطقه شود و هم دماي محلي و متعاقب آن بر توان بالقوه تبخير موثر باشد. فعاليت هاي اكتشاف نفت و گاز در یک منطقه، نه تنها باعث آلودگي آب و هوا مي شود بلكه به انتشار گازهاي گلخانه اي از جمله دي اكسيد كربن (CO2) و متان (CH4) كه موثر در افزايش دماي كره زمين هستند را نيز سبب مي شود.
موانع مسير پژوهش و تحقيق را برطرف کنيم(1)
پژوهش، مطلع و فرآیند شکوفایی دانش ورزی و نمود دلبستگی و خودباوری در عرصه خودکفایی، پیشرفت و توسعه همه ابعاد نیازهای بومی جامعه و کشور است.
پژوهش هدفمند، نمادی از اراده و حضور توانمندانه پژوهشگران متکی به آموزش، دانش و تجارب است. دستیابی به شیوه های بدیع علمی و عمل و تولید فناوری در بخش های مختلف هرآنچه که نیاز جامعه و کشور است، در نهایت سبب ساز خودباوری و خودکفایی و رفاه ملی و ایمنی کشور می شود.
انسان ایرانی از دوران کهن و به ویژه در عصر حاضر در انجام ابداعات، پژوهش ها و کارهای بدیع و نوین در زمینه های متعدد و متنوع، بسیار شیفته بوده و است.
آوازه های این توانایی های علمی ایرانی همچنان در آن سوی آب ها طنین انداز است و در کشورمان نیز طی دهه های اخیر، شاهد پژوهش ها و دستاوردهای بسیار حایز اهمیت بوده و هستیم.
اما پژوهش در استمرار راه سخت که در ذات تحقیق است، نیاز به اعتبارات مکفی، مدیریت کارآشنا و علاقمند دارد. از سوی دیگر، پژوهش و پژوهشگری به نیاز عمومی جامعه وابسته است اگر چه پژوهنده کار خود را پی می گیرد و اگر چه گفته می شود کار در میان پژوهشگران کم شده است که این، عمدتاً برمی گردد به همان نیاز... دانش، آموزش، تجربه و تحقیقات هدفمند و کارآمد بشر را از قهقرای نادانی به مرزهای دانایی نوین و شگفت آور پیشرفت های علمی و سیر تکاملی در تمامی زمینه های زندگی رسانیده اند.
آموزش و پژوهش در مقطع زمانی کنونی عرصه جهانی همچون اکسیژن هوا و مجاری تنفسی، نیاز علمی انسان است.
دانش، تفحص و پویندگی مانند بزرگراه حیاتی برای عبور از کاستی ها و غفلت ها در زمینه های گوناگون زندگانی انسان ها، ملت ها و کشورها و دستیافت به نیازهای بومی و استقلال و خودکفایی است. لازمه گذر از این مسیر حضور جدی در امر پژوهندگی در ابعاد مختلف است.
|