نويسنده مقاله(1)، جهاني شدن را فرآيندي ميداند كه در پي آن آزادي تجارت و سرمايهگذاري بينالمللي افزايش يافته و در اين امر موجبات ادغام اقتصادهاي ملي را فراهم ميآورد كه از جمله دستاوردهاي آن را ميتوان رشد سريعتر اقتصادي،كاهش فقر و ايجاد محيط مناسبتر جهت رشد دموكراسي دانست. از اين منظر بحثي كه جهاني شدن مطرح ميكند آن است كه آيا مسير رسيدن به رفاه و سعادت از ميان بازارهاي آزاد ميگذرد يا اينكه برنامهريزي متمركز حكومتي و يا راه سومي بين اين دو متصور است. در هر صورت عقيده به هر يك از اين مسيرها تمايل به آنها يا رد ديگري را ميسر ميسازد.
● منبع: فصل نامه - راهبرد - 1385 - شماره 39، بهار - تاريخ شمسی نشر 24/04/1385 ● نويسنده: دانـيل . ب . - گريسولد
● مترجم: عليرضا - رضايي
درآمد
شواهد حاكي از جهاني شدن را در هر جايي ميتوان مشاهده كرد: در خانه،محل كار، در فروشگاهها، در روزنامهها و مجلات تجاري، در آمارهاي ماهيانه كشورها و حتي در متون دانشگاهي.
در نوامبر سال 1999 در سياتل (2) آمريكا شاهد واكنشي شديد به پديد جهاني شدن بوديم كه طي آن هزاران معترض در مخالفت با اجلاس وزراي سازمان تجارت جهاني (3) به خيابانها ريختند.
در تعريفي كوتاه از جهاني شدن ميتوان بيان داشت كه «جهاني شدن عبارتست از افزايش آزادي تجارت و سرمايهگذاري بينالمللي و ادغا اقتصادهاي ملي در اين فرآيند». ديويد هندرسون (4) اقتصاددان دانشكده اقتصاد ملبورن اين تعريف را به پنج موضوع مرتبط اما مجزا بسط ميدهد كه عبارتنداز :
1- تمايل رو به رشد شركتها در انديشه، برنامهريزي، فعاليت و سرمايهگذاري براي آينده با توجه به بازارها و فرصتها در سراسر جهان؛
2- سهولت و ارزاني در ارتباطات كه اينترنت جنبه پيشرو در اين مورد ميباشد.
3- تمايل به روند همگرايي اقتصادي بينالمللي كه به افول اهميت مرزهاي سياسي منجر خواهد شد. اين روند امروزه به وسيله دو روند قبلي و به دليل سياستهاي رسمي در آزادسازي تجارت و سرمايهگذاري تقويت شده است.
4- افزايش اهميت مسائل و مشكلات وراي مرزهاي ملي و انگيزه ناشي از آن جهت حل اين مشكلات از طريق فعاليتهاي هماهنگ و جهاني .
5-