صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157101
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

◄ یتيمان سياسى ـ اقتصادى جهان

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

امسال ستارگان موسيقى، اقتصاددانان و سياستمداران، در كشورهاى ثروتمند، درخواستى مبنى بر بخشودگى بدهى هاى تعدادى از فقيرترين كشورهاى جهان ارائه دادند كه به نوبه خود درخواست شايسته اى به نظر مى رسد. اما دستيابى به رؤياهاى آرمانى براى كاهش فقر در تقابل با واقعيت ها دشوار به نظر مى رسند. دولتمردان كشورهاى ثروتمند با چنين رؤياپردازيهايى، تنها موجب تداوم كابوس فقر مى شوند.

گذشت زمان، تمام مواد و كالاهاى لازم براى تغذيه، پوشش، آموزش و پرورش، كار و تفريح بشر را براى دستيابى به يك كاميابى هميشگى، بدون نياز به هيچ گونه جنگ و درگيرى و رقابت بين ملتها يا رقابت هاى فردى، فراهم كرده است.

اين آواها آشناتر از آنست كه توسط يك رهبر اميدوار عضو گروه هشت يا به وسيله «بونو» در يك كنسرت موسيقى راك عنوان شده باشد.

اين نظريه در ۱۸۷۵ توسط «رابرت اون» بهسازگر انگليسى عنوان شد. هر چند او پس از بيان اين نظريات به عنوان يك آرمانگرا مورد تمسخر قرار گرفت، اما كشورهاى ثروتمند را به عنوان قدرتهايى كه مى توانند به سادگى ديگر كشورها و مردم جهان را به صورت عملى وادار به برداشتن گامهايى در راستاى آسايش عمومى آيندگان كنند، مورد خطاب قرار مى داد.

جورج بوش رئيس جمهور آمريكا نيروهاى خود را با هدف گسترش دموكراسى به خاور ميانه گسيل داشته است، رهبران G-8 جهت از بين بردن فقر و بيمارى كوشش مى كنند، بانك جهانى قول مى دهد كه توسعه را به عنوان راهى در جهت رسيدن به صلح به كار گيرد و صندوق بين المللى پول درحال تلاش براى امن تر كردن جهان است. حال در چنين شرايطى كه بسيارى از قدرتمندترين و سرشناس ترين افراد باور دارند كه آرمانشهر بازگشته است، آرامش خيال «اون» در صورت زندگى در سال ۲۰۰۵ تا چه پايه بود؟ در دنيايى كه ميلياردها انسان هنوز در رنج به سر مى برند، اين وعده ها قطعاً رؤياهايى خوشايند به نظر مى رسند. آيا موج جديد علاقه نسبت به آرمانشهر بى خطر و تنها يك الهام كلامى است؟ آيا بلند پروازى آرمان شهرى بهترين راه بهروزى خيل بسيار فقراى جهان است؟ متأسفانه خير. در حقيقت چنين خيال هايى به آهنگ كمك هايى كه در راستاى بهسازى وضعيت فقراى جهان صورت مى گيرد، ضربه مى زند. آرمانگرايى در واقع نظريه اى است كه بيش از اندازه خوش بينانه است و نيز جوابى سريع و بى دردسر براى مسائل پيچيده هميشگى است. آرمان گرايى هميشه نخستين تلاش براى حل تمام مسائل، توسط سيستم هاى اجرايى است كه توسط«رهبران جهان» اداره مى شوند. چنين نظريه اى بيش از اندازه به همكارى هاى بشر دوستانه اعتماد مى كند و رفتارهاى خودخواهانه را دست كم مى گيرد. در نتيجه هدف آن رسيدن به دستاورد هاى بزرگى است كه در رأس برنامه ريزى ها قرار دارند و در پى آن، به مسائل بزرگتر كه در مراحل پايين تر قرار مى گيرند، بى توجهى مى شود.

 

سال زندگى آرمانى

سازمان ملل متحد بالاخره در سپيده دم هزاره جديد، منظور «اون» را از در كنار هم قرار دادن رهبران جهان در قالب يك سازمان جهانى با نام همگذارى هزاره اى متوجه شد. اين دولتمردان اهداف توسعه هزاره را تا سال ۲۰۱۵ مشخص كردند كه در بين آنها اهدافى ازجمله كاهش چشمگير فقر، تلفات كودكان، بيسوادى، تخريب هاى زيست محيطى، ايدز، سل، مالاريا، آلودگى آب و تبعيض عليه زنان به چشم مى خورد.

 

◄ چگونه ثروت به رشد فقر در دنيا کمک مي‌کند؟

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

يکي از مسايل مهم به وجود آمده در نيم قرن اخير اين است که چرا سرمايه‌گذاري‌هاي ابر شرکت‌ها و کمک‌هاي خارجي و وام‌هاي بين‌المللي ارائه شده به کشورهاي فقير، به رشد فقر و بي عدالتي در اين مناطق انجاميده است؟ امروزه همه مي‌دانند که کشورهاي پيشرفته با حمايت از سرمايه‌داران، راه حضور آنان در کشورهاي فقير را هموار مي‌نمايند تا بتوانند از منابع طبيعي و انساني اين کشورها، قوانين ساده انگارانه زيست‌محيطي و هزينه‌هاي پايين ايمني و دستمزدهای آنان نهايت استفاده را ببرند. اين ابر شرکت‌ها با تغيير الگوهاي کار و تغذيه و اشتغال در کشورهاي فقير، زندگي مردم را در حوزه‌هاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي به چالش کشيده و در نهايت سياست آنها به رشد وابستگي و گرسنگي و بدهکاری بيشتر منجر شده است. از سوي ديگر، سازمان‌هاي بين‌المللي اقتصادي دنيا نظير بانک جهاني و صندوق بين‌المللي پول نيز به ابزار اجراي اين سياست‌هاي استعماري تبديل شده‌اند. نويسنده اين مقاله معتقد است که اين کمک‌ها تنها در راستاي افزايش ثروت سرمايه‌گذاران و نه مبارزه با فقر اختصاص مي‌يابد و هدف نهايي آنها نيز تأمين منافع سرمايه‌گذاران جهاني،‌تصرف زمين‌ها و اقتصادهاي محلي جهان سوم، سلطه بر بازارهايشان، کاهش دستمزدها، استعمار کارگران، خصوصي‌سازي اقتصاد بخش عمومي و در نهايت، جلوگيري از شکل‌گيري رقبايي جديد در عرصه اقتصاد جهاني مي‌باشد.
 
   ● نويسنده: ميشل - پرنتي

● منبع: ماهنامه - سياحت غرب - 1386 - شماره 51، مهر - تاريخ شمسی نشر 00/07/1386 - به نقل از www.Commondreams.org

 
 
در دنياي امروز، رازي وجود دارد که ما بايد آن را توضيح دهيم: چرا سرمايه‌گذاري‌هاي ابر شرکت‌ها و ارائه کمک‌هاي خارجي و وام‌هاي بين‌المللي به کشورهاي فقير در نيم قرن اخير، به رشد فقر کمک نموده است؟ و چرا تعداد انسان‌هاي فقير، رشدي بيش از رشد جمعيت دنيا دارد؟ و سرانجام اينکه، ما در برابر اين وضعيت، چه کاري مي‌توانيم انجام دهيم؟
در نيم قرن گذشته، صنايع و بانک‌هاي ايالات متحده (و ساير ابر شرکت‌هاي غربي) سرمايه‌گذاري سنگيني را در مناطق فقير آسيا و آفريقا و آمريکاي لاتين (و يا جهان سوم) انجام داده‌اند. اين مؤسسات چندمليتي، با بهره‌گيري از منابع غني طبيعي، بازگشت بالاي سرمايه به دليل ارزان بودن نيروي کار، قوانين ساده‌گيرانه در حوزه محيط زيست و همچنين هزينه‌هاي پايين مربوط به ايمني کارگران و هزينه‌هاي اندک حقوق و دستمزد آنان، توانسته‌اند منافع مالي هنگفتي را از اين طريق به دست آورند.

 

◄ بررسى فقهى مبادله رشد اقتصادى و عدالت

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

رفاه عمومى مهمترين هدف برنامه‏هاى اقتصادى جوامع بوده كه دستيابى به اين هدف با سياستهاى رشد اقتصادى و توزيعى امكان‏پذير است. اما آيا ميان رشد اقتصادى و كاهش فقر در كوتاه مدت ناسازگارى وجود دارد؟ اين بحث از مباحث دامنه‏دار در ادبيات توسعه است. بررسيهاى انجام شده نشان مى‏دهد كه رابطه معنادارى ميان رشد اقتصادى و افزايش نابرابرى و فقر در جامعه وجود ندارد. با اين وجود اين سؤال از ديدگاه فقهى قابل بررسى است كه آيا مى‏توان در سياستهاى اقتصادى به گونه‏اى عمل كرد كه گرچه رشد اقتصادى را به همراه آورد اما بر شمار فقيران افزوده و يا بر شدت فقر آنان بيفزايد؟

بسيارى از كسانى كه در زمينه اقتصاد اسلامى سخن گفته‏اند، عدالت را اصل اساسى در تفكر دينى دانسته، رشد اقتصادى را تنها در چارچوب موازين عدالت - كاهش فقر - خواهانند.

در اين نوشتار كوشش شده است تا با استناد به منابع دينى و با پيروى از روش رايج فقهى به بررسى حكم سياستهايى كه به گستره فقيران يا بر شدت فقرشان مى‏افزايد، پرداخته شود.
 
   ● نويسنده: محمد رضا - يوسفى

● منبع: فصل نامه - نامه مفید - شماره 23 - تاريخ شمسی نشر 17/12/1386

 
 
زمينه بحث

رفاه عمومى مهمترين هدف برنامه‏هاى اقتصادى جوامع مى‏باشد. اين هدف با تكيه بر سياستهاى رشد اقتصادى امكان‏پذير است. در اين ميان، ويژگيهاى رشد اقتصادى داراى اهميت مى‏باشند زيرا همراه با رشد اقتصادى، تغييراتى در ابعاد و ساختارهاى اجتماعى، اقتصادى جوامع رخ مى‏دهد. يكى از اين تغييرات، دگرگونى وضعيت توزيعى جامعه و نوسانات در سطح نابرابرى و گستره فقر در جامعه مى‏باشد. همخوانى و يا ناسازگارى رشد اقتصادى و كاهش ميزان فقر در جامعه از مباحث دامنه دار ادبيات توسعه و اقتصاد امروز ما مى‏باشد. برخى بر اين اعتقادند كه در روند توسعه كشور، براى دستيابى به نرخهاى بالاتر رشد اقتصادى در كوتاه مدت، ناگزير از تحمل نابرابرى بيشتر و فقر گسترده‏تر مى‏باشيم. در برابر انديشه ياد شده به نظر مى‏رسد رابطه معنا دارى ميان رشد اقتصادى و سطوح بالاتر نابرابرى و فقر وجود ندارد، آنچه كه در اين ميان از اهميت ويژه برخوردار است، ويژگيهاى رشد اقتصادى است. (3)

با اعتقاد به فقدان رابطه معنادار ميان رشد و نابرابرى و نيز اهميت ويژگيهاى رشد اقتصادى در تغييرات و نوسانات فقر و نابرابرى، از ديدگاه و منظر دينى، دو پرسش قابل طرح مى‏باشند. نخست اين كه آيا در مقام سياست گذارى اقتصادى مى‏توان پديده فقر را ناديده گرفت؟ بدين معنا كه كاهش فقر به عنوان يك هدف مطرح نبوده و صرفا سياستهاى رشد اقتصادى دنبال شوند و يا اين كه سياستهاى توسعه الزاما بايد همراه با جهت‏گيرى كاهش فقر باشند، لذا رشد اقتصادى و كاهش فقر به عنوان دو هدف در كنار يكديگر ديده شوند. در صورت پاسخ منفى به پرسش نخست، دومين پرسش به طرح اين موضوع مى‏پردازد كه آيا سياستهاى اقتصادى مى‏توانند به گونه‏اى طراحى شوند كه گرچه رشد اقتصادى را به همراه آورند اما بر شمار فقيران و يا بر شدت فقر آنان بيفزايد؟ و يا يكى از قيود رشد اقتصادى، حفظ سطوح نابرابرى و فقر گذشته بوده، سياستهاى اقتصادى نبايد بر دامنه فقيران بيفزايند.

اين نوشتار در سه بخش تنظيم شده است; در بخش نخست، نظريات متفكران مسلمان در اين زمينه، ادبيات رشد و توزيع در اقتصاد اسلامى ارائه شده است. در دومين بخش به بررسى دلايلى پرداخته مى‏شود كه به جايز نبودن سياستهاى رشد مدارى كه بر تعداد فقيران و يا بر شدت فقر آنان مى‏افزايند، نظر داده‏اند; در پايان به جمع بندى يافته‏هاى مقاله و نتيجه‏گيرى نهايى از مباحث پرداخته مى‏شود.

 

بخش اول: مرورى بر ادبيات اقتصاد اسلامى در زمينه اولويت رشد و كاهش فقر

تمامى مسلمانان بر عدالت‏خواهى و رفع فقر به عنوان هدف مهم دينى تاكيد نموده‏اند.

اين تفكر مستند به انبوه آيات و روايات مى‏باشد.

در تعاليم دينى، هدف ارسال انبياء، قيام به قسط بر شمرده شده است. قرآن كريم مى‏فرمايد:

«لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط‏» (4)