● نويسنده: ويكتور - فانگ
● منبع: هفته نامه - پنجره - 1388 - شماره 3 - تاريخ شمسی نشر 00/03/1388
يكي از انديشمندان آمريكايي زماني ميگفت: «مردم غرب صبح تا شب در جايي كار ميكنند كه اصلا علاقهاي به آن ندارند، از درآمد آن كار چيزهايي ميخرند كه نيازي به آن ندارند و با خريدن اين چيزها، كساني را تحت تأثير قرار ميدهند كه اصلا دوستشان ندارند.» به اعتبار اين گفته، غربیها اساسا مردمي هستند كه مدام به خريد ميروند، يعني مجبورند كه خرج كنند و چرخه اقتصادي اين كشور نيز شرايط را به نحوي فراهم كرده است كه اگر اين عادت خريد نباشد، بخشهاي مهمي از آن فلج ميشود. نظير آن چيزي كه امروز اتفاق افتاده و مشكلات مالي موجود نيز تا حدود زيادي محصول بيميلي مردم غرب براي هزينه كردن پولهاي خود مانند سابق است. در سالهاي پيش، مكانيزم اجبار در خريد و بيانضباطي مالي حاصل از آن، خيلي خود را نشان نميداد، اما حال با افزايش تبعات ناشي از بحران مالي، مسئله مصرفگرايي و عادت به خريد، بيشتر در كانون توجه قرار ميگيرد.
مصرفگرايي يكي از دلايل اصلي بحران مالي فعلي است و تبعات فراواني نيز براي سالهاي آتي خواهد داشت. جريان مصرفگرايي را ميتوان در نسل جوان مصرفكننده غربی با ابعاد گستردهاي مشاهده كرد.
تا به حال، تعاريف مختلفي براي مفهوم مصرفگرايي ارایه شده، اما شايد يكي از بهترين تعاريف، تعريف زير باشد: «مصرفگرايي ارضاء اميال شخصي از طريق خريد اقلام مختلف و مصرف مداوم آنهاست.» مصرفگراها غالبا مايل هستند كالاها و خدماتي را بخرند كه «بيشتر از آنكه نياز آنها باشد، يك ميل و هوس است.» مانند خريد آخرين مدل يك تلويزيون، در شرايطي كه فرد يك دستگاه تلويزيون با شرايط عالي در منزل دارد و يا كالايي كه قيمتش بالاتر از هنجار قيمتي در ذهن خريدار است و اين قيمت به صورت غيرمستقيم كيفيت بالاي كالا را القاء ميكند.
البته خريد كالايي كه به رضايت مشتري و مصرفكننده بينجامد، فينفسه هيچ ايرادي ندارد و از اهداف عالي اقتصاد سرمایهداری محسوب ميشود. اما وقتي اين كالا خارج از توانايي مالي فرد باشد و وي براي جبران كسري ناشي از آن، مجبور شود ساعات بيشتري كار كند، شرايط به نحو ديگري خواهد بود. وقتي اين جريان در سطح گسترده در ميان حقوقبگیران جامعه رايج ميشود، آن جامعه در اصطلاح علم اقتصاد، «مصرفگرا» شده است؛ دقيقا مانند شرايطي كه آمريكا پيش از بحران اقتصادي آن را تجربه كرد.
در اوضاع اقتصادي آمريكا، چهار عامل در پيدايش مصرفگرايي نقش داشت. دسترسي آسان به كارتهاي اعتباري، تبليغات بسيار گسترده و اغوا كننده، فقدان آموزش مالي شهروندان و تغيير هنجاري ارزش در ميان مردم. هر چهار عامل نيز به نوبه خود محصول شرايط اقتصاد سرمايهداري هستند.