صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157300
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

مردم كوچك، تجارت بزرگ بخش دوم مقاله

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

«پل كورنيت» رئيس شركت تبليغات «كيدشاپ» كه تخصص اصلي‌اش در حوزه بازاريابي كالاهاي مصرفي خاص كودكان است، نقشه‌هايي براي جلب بيشتر كودكان به چنين محصولات و كالاهايي در سر مي‌پروراند. وي در اين باره مي‌گويد: «تجارت كودكان به تجارتي بزرگ تبديل شده است». وي حتي براي بزرگ نمايي به تبليغ آن چه كه وي «بازاريابي مسحور كردني» مي‌خواند، مي‌پردازد؛ بازاريابي‌اي كه با تبليغاتي فراگير و سراسري در تمام اوقات در پي آن است تا كودكان را هر چه بيشتر مجذوب و گرفتار خود سازد.
«كارل هرمن» معاون ارشد رئيس شركت تبليغاتي «گري» در اين باره مي‌گويد:
«ما بايد در سراسر ساعات  روز و در هر نقطه‌اي يعني در مدارس، بازار و در فيلم‌ها، كودكان را به خود جلب نماييم و در واقع، بايستي به تار و پود زندگي‌ آن‌ها مبدّل شويم.»
در حقيقت، اين دليل اصلي مخالفت والدين با مبلغّان شركت‌هايي است كه در پي آن هستند تا خود را با زندگي  كودكان در هم آميزند؛ مبلّغاني كه در اكثر موارد به اين موفقيت نايل آمده‌اند. هر هفته، به طور متوسط يك  كودك آمريكايي 38 ساعت يا به عبارت ديگر يك هفته كامل كاري، در معرض تبليغات تجاري رسانه‌هاي گروهي قرار مي‌گيرد و اين جداي از تبليغاتي است كه در اينترنت، تابلوهاي تبليغاتي و در سطح خيابان‌ها و حتي در مدارس، توجه كودكان را به خود جلب مي‌كند.
چنين بيماري‌اي به سرعت در حال گسترش است. توليد كنندگان هله‌هوله‌ها،  كودكان را در هر گوشه‌اي از اين كره خاكي، هدف هجوم خود قرار مي‌دهند. به عنوان نمونه، شركت كوكاكولا حقوق انحصاري عرضه يكي از فيلم‌هاي «هري‌پاتر» را به قيمت 150 ميليون دلار خريداري نموده است. شركت مك دونالد نيز با هدف فروش بيشتر محصولات غذايي‌اش،‌به فيلم‌هايي خاص روي آورده است. واقعيت آن است كه با چنين شيوه بازاريابي وعرضه محصولات، ديگر جاي تعجب نيست كه آمار چاقي در كودكان در حال افزايش بوده و خانواده‌ها را بر آن داشته تا به مقابله با آن چه كه كودكانشان مي‌خورند، روي آورند.

 

داشتن يا بودن، مسئله اين است

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

«داشتن يا بودن» ماهيت ويرانگر ماده گروى اخلاقى و بارزترين پيامد آن، يعنى مصرف گرايى، را آفتابى مى كند. البته وى از عنوان ماده گروى اخلاقى استفاده نمى كند، بلكه اصطلاح «داشتن» ـ در مقابل «بودن»ـ را براى اين بحران به كار مى برد.
فروم در كتاب «داشتن يا بودن» خاطرنشان مى كند كه اساساً توليد نامحدود، مصرف نامحدود و «داشتن» هرچه بيشتر خصوصيت جامعه مدرن است كه در آن منفعت جويى و حرص مال اندوزى و ثروت و قدرت هدف اصلى زندگى شده است. در واقع جامعه اى كه اصول آن اكتساب، بهره جويى و مالكيت است نوعى منش اجتماعى به وجود مى آورد كه به سمت «داشتن» متوجه است. وى هدف اين جامعه را مطلقاً كسب ثروت و سودجويى مى داند كه در آن شكل و جهت گير ى بودن به ندرت به چشم مى خورد. بيشتر مردم در اين جامعه «داشتن» را طبيعى ترين شكل هستى تلقى مى كنند و حتى آن را تنها راه قابل قبول زندگى مى دانند. اين برداشت سبب شده كه درك و فهم ماهيت بودن براى مردم دشوار شود و حتى متوجه نشوند كه «داشتن» فقط يكى از جهت گيرى هاى ممكن است. اما مقصود فروم از «داشتن» و بديل آن، يعنى «بودن»، چيست از نظر فروم، «داشتن» و «بودن» دو شرط اساسى تجربى هستند كه نيروهاى آنها تفاوت ميان منش هاى افراد و انواع مختلف را تعيين مى كند. به ديگر سخن، وى با اين دو اصطلاح به دو شرط اساسى هستى، دو جهت گيرى مختلف نسبت به خود و جهان و منش هاى مختلف كه مشخص كننده ميزان جامعيت تفكر، احساس و عمل شخص است اشاره مى كند. «داشتن» به اشيا اشاره مى كند كه ثابت و توصيف كردنى هستند. ماهيت جهت گيرى «داشتن» ناشى از ماهيت دارايى شخص است؛ در اين شكل هستى آنچه مهم و مورد نظر است به دست آوردن ثروت و حق نامحدود نگهداشتن آن است و لاغير. در اين جهت گيرى آدمى پايبند و تخته بند چيزهايى است كه درگذشته اندوخته و به دست آورده است: پول، زمين، موقعيت اجتماعى و. ‎/.؛ به طورى كه شخص ايمنى و هويت خود را با چنگ زدن و در آويختن به آنچه دارد، با پايبند شدن به نفس و مايملك خود به دست مى آورد؛ به تعبير ديگر در نگرش «داشتن» آدمى با آنچه دارد تعريف مى شود نه با آنچه هست؛ جهت گيرى «داشتن» و رويه متمركز بر دارايى وسود الزاماً ايجاد هوس مى كند، در واقع، نياز به قدرت ‎/‎/‎/ آرزو و هوس داشتن و دارايى شخصى موجد تمايل به اعمال زور جهت ربودن ـ آشكار يا نهانى ـ اموال ديگران است. اما برخلاف جهت گيرى «داشتن»، جهت گيرى «بودن» به تجربه اشاره مى كند و تجربه انسان در اصل قابل توصيف نيست. «بودن» آن نوع موجوديتى است كه در آن حالت كسى نه چيزى «دارد» و نه «حرص و آز» داشتن بر او مسلط است، بلكه شادمان است، استعدادهاى خود را به طور بهره ور به كار مى گيرد، با جهان يكى است؛

 

آسيب اجتماعي يارانه‏ نقدی

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

هدفمندسازي يارانه‎‎ها مهمترين ركن طرح تحول اقتصادي است كه تقريبا آرزوي همه دولت‎هاي قبلي نيز بوده است. دولت نهم در طرح تحول اقتصادي، اصلاح پرداخت يارانه را هدف‎گذاري كرده است. ناكارآمدي در پرداخت يارانه‎‎ها جداي از اين‎كه بار هزينه‎اي سنگين بر دوش دولت‎‎ها گذاشته، عامل بي‎عدالتي در كشور نیز شده است. از اين ‎رو، طبيعي است كه هر دولتي اصلاح چنين وضعيتي را جزو وظايف اصلي خود بگذارد. دولت نهم نيز بر همين مبنا تصميم دارد هدفمندسازي يارانه‎‎ها را از طريق نقدي‎سازي آن اجرا كند.
خارج از آثار اقتصادي مثبت و منفي اجراي اين طرح، نيم‎نگاهي نيز بايستي به آثار اجتماعي نقدي‎سازي يارانه‎‎ها داشت. چرا كه به نظر مي‎رسد نگاه به پيامد‎هاي اجتماعي طرح، انتظارات دولت را واقع بينانه‎تر كند.1- هدف‎گذاري اساسي در پرداخت يارانه به كالا‎هاي اساسي، بالابردن سطح رفاه و حفظ سلامت جامعه است. استفاده از شير، نان، گوشت، ماست و حتي دارو براي بالابردن شاخص‎‎هاي سلامت جامعه يكي از اهداف مهم دولت در پرداخت يارانه جنسي است.انتظار مي‎رود دولت با نقدي‎سازي يارانه‎‎ها همچنان با راهكارهايي نسبت به هدف گذشته حساسيت داشته باشد. بايد توجه داشت كه گرچه دهك‎‎هاي مختلف درآمدي به‎طور يكسان از يارانه كالا‎هاي اساسي استفاده نمي‎كنند، اما نفس بهره‎وري دهك‎‎هاي پايين‎درآمدي از اين كالا‎ها براي دولت با اهميت است. مطابق گزارش وزارت بازرگاني در حال حاضر در اغلب دهك‎‎هاي درآمدي، مصرف كالا‎هاي اساسي زير حد استاندارد است كه اين وضعيت در طبقات مستضعف جامعه به‎مراتب حادتر است.با اين توضيح، سئوال اين است كه پرداخت نقدي يارانه‎‎ها چه آثاري بر مصرف اين قبيل كالا‎ها دارد.در شرايط يك اقتصاد مصرف‎زده، پرداخت نقدي يارانه صرف كالا‎هاي غيرضرور يا پركردن خلا‎هاي هزينه‎اي خانوار مي‎شود و به‎طور قطع، مصرف كالا‎هاي اساسي كاهش مي‎يابد و اين موضوع مي‎تواند از منظر به خطر انداختن سلامت جامعه قابل توجه باشد.