آيا فروشگاههاي زنجيرهاي تسکو و والمارت دوستان زمين هستند؟
در سالهاي اخير، فروشگاههاي بزرگ زنجيرهاي که روز به روز بر دانه سيطره جهاني بازار خويش ميافزايند، با ارائه شعارهايي پر سر و صدا و رنگارنگ نظير دوستي با زمين، اقتصاد سبز و يا توسعه پايدار، به دنبال از بين بردن آثار مربوط به اقدامات مخرب خويش نظير نابودکردن اقتصادهاي محلي، ورشکسته نمودن کشاورزان، استثمار کارگران وکارمندان شرکتهاي طرف قرارداد خود و جلوگيري از افشا نمودن شکايتهاي آنان ميباشند. اين شرکتها در دنياي بدون مرز، ميتوانند دست به هر اقدامي زده و جهاني همخوان با راهبردهاي خود، ايجاد کنند. نويسنده اين مقاله با بر شمردن اقدامات طبيعتستيزانه اين شرکتها در زمينه توليد انواع پسماندها، اتلاف انرژي و دامن زدن به مصرفگرايي، اين سؤال رامطرح مينمايد که اگراين شرکتهاي زنجيرهاي دوستان زمين هستند، آيا ما به دشمني ديگر نياز خواهيم داشت؟
جستاری در علل «مصرفگرایی» ایرانیان
هدر رفتن شدید منابع ملی، اوج گیری پدیده خشکسالی ناشی از تغییرات جهانی در زمینهی جغرافیایی (پدیدهای نظیر وارونگی دما)، نابسامانی در عرصهی اقتصاد جهانی و... ضرورت صرفه جویی را تا جایی مهم و حیاتی ساخته است که رهبر معظم انقلاب را بر آن داشت تا «اصلاح الگوی مصرف» را شعار محوری سال جاری قرار دهند.
امروزه با گسترش حجم جمعیت در سطح جهانی و محدودیت منابع در دسترس بشر از یک سو و عدم توزیع متوازن منابع محدود موجود که بخشی از آن بنابر عوامل طبیعی و جغرافیایی و تقسیمات کشورها در سطوح مختلف زمین بوده و بخشی دیگر منبعث از عدم توازن قدرت کشورها در تسلط و بهره برداری از این منابع می باشد از سوی دیگر، «صرفه جویی» و به عبارت دیگر«مدیریت مصرف منابع» مبتنی بر آینده نگری، به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است که کشور ما نیز علی رغم بهره مندی از منابع فراوان طبیعی از شمول این ضرورت جهانی مستثناء نیست.
علاوه بر این، تاکیدات فراوان دین اسلام بر امر "صرفه جویی" به عنوان عاملی در راستای اعتدال فردی و اجتماعی زندگی بشر و دوری از پیامدهای مادی و اخلاقی مصرف زدگی نیز پیش روی ما قرار دارد که صرفه جویی را همچنین به رفتاری دینی بدل ساخته است.
مصرف گرايي از كالا تا انديشه
گفت وگو با دكتر ابراهيم فياض، جامعه شناس و استاد دانشگاه امام صادق(ع) كه به تازگي كتاب «ايران آينده به سوي الگوي مردم شناختي براي ابرقدرتي ايران» از وي منتشر شده است به عنوان يكي از نظريه پردازان خلاق اجتماعي همواره جالب و شنيدني است. گفت وگوي زير حاصل يك نشست طولاني پيرامون علل مصرف گرايي در ايران است. گرچه ابتداي بحث ما از علل رشد مصرف گرايي در دو دهه اخير آغاز مي شود اما براي بررسي آن تا ورود مدرنيته به ايران و برپايي رنسانس در اروپا پيش مي رويم: * به نظر شما در پيشينه تاريخي نظام اجتماعي ايران ما با اين شكل و شيوه از مصرف گرايي مواجه بوده ايم؟
براي بررسي هر پديده اجتماعي درك الگوي باستاني اش اجتناب ناپذير است. مصرف گرايي هم به عنوان يك كنش رفتاري و شاخص، مسبوق به معرفتي است كه ريشه در باستان شناسي ما دارد. مصرف گرايي از يك عقلانيتي برخوردار است كه به آن مشروعيت مي بخشد. يعني كسي كه مصرف مي كند نمي گويد كه من بي شعورم يا بي عقلم. اما يك نوع عقلانيتي در پس رفتار وي وجود دارد كه باعث اين رفتار مي شود. شناخت اين عقلانيت جز بررسي ريشه هاي تاريخي آن راه ديگري ندارد. بنابراين مي بايست آن عقلانيت كه آن را به وجود آورده مطالعه كنيم. به همين دليل من سه سال قبل در يادداشتي كه مجله پگاه حوزه آن را منتشر كرد، به عقلانيت مصرفي اشاره كردم. در آن يادداشت گفته بودم كه ما يك عقلانيت داريم كه به ما مي گويد مصرف كن و آن را توجيه كرده و براي آن چارچوب هاي عقلاني درست مي كند.
|