آیا نابوکو خرس گازی را دور میزند؟
این روزها که کمتر خبری از خط لوله انتقال گاز ایران، پاکستان و هند موسوم به خط لوله صلح منتشر میشود، بازار اخبار نقل و انتقالات گازی در مرزهای شمالی کشور گرم است و اخبار مربوط به پروژه خط لوله گازی 12 میلیارد دلاری «نابوکو» در صدر خبرهای حوزه انرژی جهان قرار گرفته است. سفر اخیر غلامحسین نوذری وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران به آلمان و ابراز تمایل آمریکا و اتحادیه اروپا برای پیوستن ایران به این طرح، همگی نشان از قوت گرفتن احتمال پیوستن ایران به این پروژه عظیم گازی دارد. این موضوع ضرورت آشنایی با نابوکو و فرصتهای اقتصادی و سیاسی پیشروی ایران را دوچندان میکند.
نابوکو چیست؟
بحث انتقال گاز خاورمیانه و حوزه دریای خزر به اروپا از سالهای پایانی قرن بیستم همواره مطرح بوده است، اما پس از قدرت گرفتن مجدد روسیه و بهویژه در دو سال اخیر که اختلاف با اوکراین بهانهای برای بستن شیرهای گاز صادراتی روسیه به اروپا و نمایش برتری این کشور شد، اتحادیه اروپا - که در حال حاضر 40 درصد از گاز مورد نیاز خود را از روسیه خریداری میکند - با جدیت بیشتری بهدنبال منابع جایگزین و مطمئن برای تأمین انرژی قاره سبز افتاده است.
نابوکو در واقع نام يك شرکت چندملیتی در حوزه صادرات گاز از طريق خط لوله است (Nabucco Gas Pipeline International GmbH) كه پروژه احداث خط لولهای 3 هزار و 300 کیلومتری به همین نام را در دست اجرا دارد كه بر اساس اهداف اعلام شده قرار است گاز خاورمیانه و دریای خزر را به اروپا منتقل كند. بر اساس توافق صورت گرفته در كنسرسيوم نابوكو 30 درصد از هزينه عمومی طرح از سوي سهامداران پروژه تأمین خواهد شد و از 70 درصد ديگر نيز یکسوم آن از سوي سازمانهای صندوق هاي بینالمللی تأمین مالی و بخش باقی مانده آن نيز از طرف مراکز اعتباری صادراتی و بانکهای تجاری تأمین مالی خواهد شد. لازم به ذکر است که كنسرسيوم نابوکو با هدف انتقال انرژی اجرايي شده است و براساس توافقات صورت گرفته امنيت خط لوله برعهده کشورهای عضو اتحادیه اروپا و کشورهای تأمینکننده گاز طبیعی است.
فقر، توزيع درآمد و توسعه اقتصادي بخش سوم
در كشورهاي توسعه يافته كساني كه در طبقه پايين جامعه قرار دارند، يعني آنهايي كه از امكانات كمتري برخوردارند، خود را نسبت به طبقات بالا فقير احساس ميكنند، اما سخن از فقر به عنوان يك مساله مطرح شده در توسعه اقتصادي با اين مفهوم نسبي مورد نظر نيست، بلكه منظور از فقر، فقرمطلق است.
نكتهاي كه در اينجا مدنظراست، تفاوت بين فقر در كشورهاي توسعه يافته و در كشورهاي درحال توسعه است. در كشورهاي توسعه يافته معمولا فقير فردي است كه از نظر جسمي، ذهني و روحي كاملاً سالم باشد. طبق گزارشي كه در سال 1992 در مطبوعات خارجي و داخلي منعكس شده است، 25 درصد مردم نيويورك زير خط فقر قرار دارند، زيرا از درآمد سالانه كمتر از 6652 دلار برخوردارند و در نتيجه به عنوان فقير اعلام شدهاند يا به گزارش منابع خبري در آغازين روزهاي سال 2006 ميلادي، 35 ميليون نفر از جمعيت 286 ميليون نفري آمريكا زير خط فقر (نسبي) قرار دارند.
در اصطلاح اقتصادي، فقير مطلق كسي است كه درآمد لازم براي كسب حداقل غذا براي حفظ سلامت جسمي، مسكن، حداقل لوازم ضروري خانه، پوشاك، بهداشت، آموزش درحد كسب سواد، آب سالم، حداقل انرژي براي گرم شدن و حداقل تفريح براي حفظ سلامت روحي را نداشته باشد.
طبق آمار سال 2001 هزاره سوم سازمان ملل حدود 21 درصد از كل جمعيت كشورهاي جهان سوم با درآمد كمتر از يك دلار در روز در فقر مطلق به سر ميبرند. همچنين بيشترين درصد فقرا مربوط به كشورهاي جنوب صحراي آفريقا با حدود 4/46 درصد و كمترين درصد مربوط به كشورهايي نظير آرژانتين و تايوان با حدود 3 و4 درصد اعلام شده است.
طبق برآورد برنامه ملي توسعه ملل متحد (UNDP) در سال 2003 ميلادي، 54 كشور جهان نسبت به سال 1990 فقيرتر شدهاند، در 21 كشور تعداد گرسنگان بيشتر شده است، در 14 كشور كودكان بيشتري در سنين كمتر از 5 سالگي مي ميرند، در 12 كشور ثبت نام در مدارس ابتدايي رو به كاهش است و در 34 كشور اميد به زندگي در حال كاهش است.
تفاوت مصرف غني و فقير 32 برابر
عوامل مصرف کدامند؟
عدد 32 درریاضی یک رقم قابل توجه است. یعنی دو به توان پنج. برای اقتصاددانان این رقم معنی خاصی دارد، زیرا تفاوت سطح زندگی مردم در کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه را نشان میدهد. نرخ متوسط مصرف منابع مانند نفت و فلزات و زبالههایی نظیر پلاستیک و گازهای گلخانهای در امریکای شمالی، اروپای غربی، ژاپن و استرالیا 32 برابر کشورهای توسعه یافته است.
در حال حاضر بیش از 5/6 میلیارد نفر در دنیا زندگی میکنند و این تعداد ممکن است در نیم قرن آینده به 9 میلیارد نفر برسد. چندین دهه پیش مردم تصور ميکردند افزایش جمعیت اصلیترین چالش پیش روی جوامع بشري است اما اکنون بايد اهمیت این مسئله را به تولید و مصرف مردم مربوط دانست. اگر تمامي ساكنان زمين دریک سردخانه نگهداری ميشدند و چیزی را تولید و مصرف نميکردند هیچ مشکلی پيش نميآمد. در واقع آنچه که مهم است، مقدارمصرف جهانی است. نرخ سرانه مصرف بیش از یک میلیارد نفر از مردم دنیا که در کشورهای توسعه یافته زندگی ميکنند، 32 است. تعداد 5/5 میلیارد نفر دیگری که در کشورهای در حال توسعه زندگی ميکنند، نرخ رشد مصرف کمتر از 32 تا يك دارند.
جمعیت جهان خصوصاً در کشورهای توسعه یافته در حال افزایش است و بعضی این مسئله را بسیار مهم ميدانند. جمعیت کشورهایی نظیر کنیا نيز به سرعت در حال افزایش است. درست است که این یک مشکل اساسی برای خود این کشور محسوب ميشود اما برای کل جهان مشکلی ایجاد نميکند زیرا نرخ متوسط سرانه مصرف آنان يك است.
کسانی که مصرف اندکی دارند، تمایل دارند که روش زندگی پر مصرف را در پیش گیرند. چنانكه دولتمردان کشورهای در حال توسعه در تلاشند سطح زندگی مردم کشور خود را بالا ببرند و این جزو اصلیترین اهداف ملی آنها به شمار ميرود. دهها میلیون نفر از انسانهایی که در کشورهای توسعه نيافته زندگي ميکنند، در تلاش هستند که روش زندگی مردم کشورهای توسعه یافته را در پیش گیرند خصوصاً با مهاجرت به امریکا، اروپای غربي، ژاپن و استرالی
|