آسيب اجتماعي يارانه نقدی
هدفمندسازي يارانهها مهمترين ركن طرح تحول اقتصادي است كه تقريبا آرزوي همه دولتهاي قبلي نيز بوده است. دولت نهم در طرح تحول اقتصادي، اصلاح پرداخت يارانه را هدفگذاري كرده است. ناكارآمدي در پرداخت يارانهها جداي از اينكه بار هزينهاي سنگين بر دوش دولتها گذاشته، عامل بيعدالتي در كشور نیز شده است. از اين رو، طبيعي است كه هر دولتي اصلاح چنين وضعيتي را جزو وظايف اصلي خود بگذارد. دولت نهم نيز بر همين مبنا تصميم دارد هدفمندسازي يارانهها را از طريق نقديسازي آن اجرا كند. خارج از آثار اقتصادي مثبت و منفي اجراي اين طرح، نيمنگاهي نيز بايستي به آثار اجتماعي نقديسازي يارانهها داشت. چرا كه به نظر ميرسد نگاه به پيامدهاي اجتماعي طرح، انتظارات دولت را واقع بينانهتر كند.1- هدفگذاري اساسي در پرداخت يارانه به كالاهاي اساسي، بالابردن سطح رفاه و حفظ سلامت جامعه است. استفاده از شير، نان، گوشت، ماست و حتي دارو براي بالابردن شاخصهاي سلامت جامعه يكي از اهداف مهم دولت در پرداخت يارانه جنسي است.انتظار ميرود دولت با نقديسازي يارانهها همچنان با راهكارهايي نسبت به هدف گذشته حساسيت داشته باشد. بايد توجه داشت كه گرچه دهكهاي مختلف درآمدي بهطور يكسان از يارانه كالاهاي اساسي استفاده نميكنند، اما نفس بهرهوري دهكهاي پاييندرآمدي از اين كالاها براي دولت با اهميت است. مطابق گزارش وزارت بازرگاني در حال حاضر در اغلب دهكهاي درآمدي، مصرف كالاهاي اساسي زير حد استاندارد است كه اين وضعيت در طبقات مستضعف جامعه بهمراتب حادتر است.با اين توضيح، سئوال اين است كه پرداخت نقدي يارانهها چه آثاري بر مصرف اين قبيل كالاها دارد.در شرايط يك اقتصاد مصرفزده، پرداخت نقدي يارانه صرف كالاهاي غيرضرور يا پركردن خلاهاي هزينهاي خانوار ميشود و بهطور قطع، مصرف كالاهاي اساسي كاهش مييابد و اين موضوع ميتواند از منظر به خطر انداختن سلامت جامعه قابل توجه باشد.
آيا فروشگاههاي زنجيرهاي تسکو و والمارت دوستان زمين هستند؟
در سالهاي اخير، فروشگاههاي بزرگ زنجيرهاي که روز به روز بر دانه سيطره جهاني بازار خويش ميافزايند، با ارائه شعارهايي پر سر و صدا و رنگارنگ نظير دوستي با زمين، اقتصاد سبز و يا توسعه پايدار، به دنبال از بين بردن آثار مربوط به اقدامات مخرب خويش نظير نابودکردن اقتصادهاي محلي، ورشکسته نمودن کشاورزان، استثمار کارگران وکارمندان شرکتهاي طرف قرارداد خود و جلوگيري از افشا نمودن شکايتهاي آنان ميباشند. اين شرکتها در دنياي بدون مرز، ميتوانند دست به هر اقدامي زده و جهاني همخوان با راهبردهاي خود، ايجاد کنند. نويسنده اين مقاله با بر شمردن اقدامات طبيعتستيزانه اين شرکتها در زمينه توليد انواع پسماندها، اتلاف انرژي و دامن زدن به مصرفگرايي، اين سؤال رامطرح مينمايد که اگراين شرکتهاي زنجيرهاي دوستان زمين هستند، آيا ما به دشمني ديگر نياز خواهيم داشت؟
جستاری در علل «مصرفگرایی» ایرانیان
هدر رفتن شدید منابع ملی، اوج گیری پدیده خشکسالی ناشی از تغییرات جهانی در زمینهی جغرافیایی (پدیدهای نظیر وارونگی دما)، نابسامانی در عرصهی اقتصاد جهانی و... ضرورت صرفه جویی را تا جایی مهم و حیاتی ساخته است که رهبر معظم انقلاب را بر آن داشت تا «اصلاح الگوی مصرف» را شعار محوری سال جاری قرار دهند.
امروزه با گسترش حجم جمعیت در سطح جهانی و محدودیت منابع در دسترس بشر از یک سو و عدم توزیع متوازن منابع محدود موجود که بخشی از آن بنابر عوامل طبیعی و جغرافیایی و تقسیمات کشورها در سطوح مختلف زمین بوده و بخشی دیگر منبعث از عدم توازن قدرت کشورها در تسلط و بهره برداری از این منابع می باشد از سوی دیگر، «صرفه جویی» و به عبارت دیگر«مدیریت مصرف منابع» مبتنی بر آینده نگری، به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است که کشور ما نیز علی رغم بهره مندی از منابع فراوان طبیعی از شمول این ضرورت جهانی مستثناء نیست.
علاوه بر این، تاکیدات فراوان دین اسلام بر امر "صرفه جویی" به عنوان عاملی در راستای اعتدال فردی و اجتماعی زندگی بشر و دوری از پیامدهای مادی و اخلاقی مصرف زدگی نیز پیش روی ما قرار دارد که صرفه جویی را همچنین به رفتاری دینی بدل ساخته است.
|