اقتصاد بدون مصرف چگونه درمان میشود؟
پیش از اینکه از بهبودی اوضاع اقتصادی در ایالات متحده آمریکا بسیار سرمست شویم، باید به یاد داشته باشیم که رکود و فروپاشی اقتصاد پدیده ای جهانی بود. بهبودی هیچ شرایط اقتصادی نمی تواند موفقیت آمیز محسوب شود مگر اینکه شرایط اقتصادی کل جهان بهبود یافته باشد. حال این سوال مطرح است که آیا این موضوع رخ داده است؟
دنیا دیگر نمی تواند برای رشد اقتصادی به هزینه های مصرفکنندگان آمریکایی حساب باز کند؛ آمریکاییهایی که زیر بار سنگین بدهی چند تریلیون دلاری قرار دارند. بدون جایگزینی برای خریدهای شهروندان ایالات متحده، هر نوع احیای بهبودی جهانی شرایط اقتصاد ضعیف خواهد بود. چون ایالات متحده به رشد اقتصادی به وسیله صادرات نیاز دارد و دیگر کشورها باید به نحوی فروش از دست داده خود را به ایالات متحده جبران کنند.
به نظر می رسد کشورهای در حال توسعه جایگزین خوبی برای هزینه های آمریکاییها که پیشتر از آن به عنوان موتور اقتصادی جهان یاد می کردند، هستند.
این کشورها پیشتر تقریبا نیمی از محصولات و تولیدات اقتصادی جهان را به خود اختصاص می دادند به طوریکه صندوق بین المللی پول طی برآوردی اعلام کرد که چین 11.4 درصد،هند 4.8 درصد و برزیل 2.9 درصد، تقریبا یک پنجم آن را تشکیل می دهند.
تمامی این جوامع نیاز گسترده برای خانه سازی، مصرف کالاها و امور بهداشت عمومی دارند. این کشورها باید برای بازارهای داخلی خود بیشتر تولید و کمتر صادرات کنند.
هزینه های داخلی قوی تر نیز باعث افزایش درخواستها برای واردات در این کشورها خواهد شد. در نتیجه ایالت متحده بیشتر صادرات و کمتر کالا وارد خواهد کرد. در نهایت آنچه که اقتصاددانان عدم توازن در اقتصاد جهانی می خوانند، کاهش می یابد، رشد اقتصادی جهان احیا خواهد شد و مشکلات حل و فصل می شود.
شيوه هاي بازاريابي پيچيده اي که عادت مصرف زدگي را مي فروشند، خواب هاي ما را پريشان کرده اند. اين خواب ها ما را گيج و منگ مي کنند و رؤياهاي واقعي و فطري ما را درباره پيوند داشتن با ديگران، احساس رضايت، اجتماع و معنويت، از ما پنهان مي دارند.مصرف زدگي به عمل مصرف کردن گفته مي شود. مصرف يعني از بين بردن يا صرف کردن از طريق به کار بردن و هزينه کردن بيهوده. مصرف کننده کسي يا چيزي است که عمل مصرف کردن را انجام مي دهد. مصرف زدگي يک الگوي رفتاري است که به نابودي محيط زيست فيزيکي، سلامت مالي شخصي ما، خير مشترک انسان ها و روابط و نهادهاي انساني دامن مي زند. مصرف زدگي داراي هزينه هاي زيست محيطي، اقتصادي و اجتماعي است. «بر روي زمين به اندازه نياز همگان منابع وجود دارد، ولي نه به اندازه آز و طمع همگان.» / مهاتما گاندي
زماني که ما در روند مصرف زدگي درگير مي شويم، در خريد هميشگي کالاها و خدمات جديد درگير شده ايم، در حالي که هيچ توجهي نداريم ـ يا توجه اندکي داريم ـ که آيا به اين کالاها و خدمات نياز داريم يا نه و قابليت دوام آنها، مبدأ توليد يا پيامدهاي زيست محيطي توليد و مصرف آنها چيست. مصرف زدگي سوخت لازم را براي نابودي اقتصاد مولد فراهم مي آورد و اين کار را از طريق حمايت و تشويق فروش کالاها يا خدمات، بي آنکه کيفيت، مبدأ، آسيب هاي زيست محيطي يا سنت هاي توليدي آنها از طرف خريدار مورد بررسي قرار گيرد، انجام مي دهد.
بشر محصور در مواد شيميايي
با وجود آنکه آثار زيانبار بسياري از مواد شيميايي بر جامعه علمي هويدا شده است، اما بيتوجهي بدان و يا حتي کتمان آنها سبب شده تا روز به روز جمعيت بشري که مصرف کنندگان اين مواد هستند، با آسيبهاي ناشي از مصرف اين مواد مبتلا شوند. در اين مقاله، تنها به آثار مادهاي بسيار پر مصرف در زندگي بشر امروز پرداخته شده است؛ مادهاي که همه روز، همه ما با آن مواجهيم.
ما در ديگ بزرگي از مواد شيميايي غوطهوريم. غذاهاي ما مملو از مواد شيميايي است. لباس، مواد شوينده، لوازم منزل و... که استفاده از آنها اجتناب ناپذير شده، همگي آلوده به مواد شيميايياند. به عبارتي ديگر، همه ما در مواد شيميايي محصور شدهايم. هم اکنون بالغ بر هشتاد هزار ماده و محصول شيميايي وجود دارد که همه ساله نيز هزار تا دو هزار ماده جديد به بازار عرضه ميشود. با اين وجود، تنها دو درصد از آنها از لحاظ ايمني از سوي نهادهاي نظارتي آزمايش ميشوند.
مادهاي که اخيراً توجه زيادي را به خود معطوف کرده، بيسفونل است، يعني ماده تشکيل دهنده پلاستيک که در ظروف تجديد پذير خوراکي و نوشيدني استفاده ميشود. اين ماده در پوشش داخلي قوطيها و ظروف نوشيدني نيز به کار گرفته ميشود. افراد عمدتاً از طريق مصرف غذا و نيز از طريق استنشاق و لمس به آن الوده ميشوند. کودکان و نوزادان نيز به طور معمول با اين ماده در ارتباطند که آثار آن را ميتوان در خون و شير مشاهده کرد. طبق بررسي مرکز پيش گيري و کنترل بيماري آمريکا، در بين دو هزار و پانصد آمريکايي که تحت آزمايش قرار گرفتند، ادرار نود و دو و شش دهم درصد آنها به اين ماده آلوده است که ميزان آن در کودکان و نوجوانان بيش از ديگران است.
اگرچه اين ماده مانع تداخل ماده غذايي با ظرف ميشود، اما آثار متعددي بر بدن دارد. واکنشهاي بيولوژيکي بر هورمون استروژن در زنان، اولين پيامد اين ماده است که به ويژه فرد را در دوران شکلگيري و رشد اندام به ويژه دوران نوزادي و بلوغ با آثاري زيانبار و در رأس آن سرطانهاي سينه و پروستات، ناباروري، اختلال در رشد مغزي و اختلالات اندام جنسي مواجه ميسازد.
|