هيچ چيز به اندازه ولخرجي آزاردهنده نيست. اين ويژگي كه متأسفانه در افراد زيادي به چشم ميخورد باعث ميشود
پولي را كه به زحمت به دست آوردهاند بهآساني و در يك چشمبرهمزدن از دست بدهند و هميشه محتاج و نيازمند كمك ديگران باشند در حالي كه عده ديگري از افراد ممكن است با ميزان درآمد بسيار كمتر همه نيازهاي منطقيشان برآورده شود و حتي اندوخته قابل توجهي هم داشته باشند؛
به همين دليل از گذشتههاي بسيار دور، در فرهنگ ما صرفهجويي، كار پسنديده و ولخرجي، كاري نكوهيده تلقي شده است. صرفهجويي كار زياد مشكلي نيست و با كمي توجه و دقت به عملكرد افراد صرفهجو و سرمشقگرفتن از آنها ميتوان جلوي بسياري از هزينههاي غيرضروري را گرفت.
با نگاهي به زندگي خوب و راحت برخي افراد فكر ميكنيم كه حتماً آنان از درآمد خيلي خوبي برخوردار هستند اما اگر كمي در مورد شيوه زندگي افراد همطبقه دقت كنيم، متوجه ميشويم كه اين افراد شايد در ميزان درآمد با ما يكي باشند اما در خرجكردن و پسانداز خود دقت زيادي به خرج ميدهند.
با عنايت به فرمايش مقام معظم رهبري «مدظله العالي» و تدبير حكيمانه معظم له در نامگذاري سال 1388 به عنوان سال حركت مردم و مسئولين در جهت اصلاح الگوي مصرف در ايران اسلامي و دستور العمل ناميدن اين شعار مهم و حياتي جهت استفاده بهتر از منابع كشور عزيزمان، نكاتي حائز اهميت به نظر ميرسد؛
رهبر فرزانه انقلاب، اين سال را سال حركت در جهت اصلاح الگوي مصرف معرفي فرمودند. با تامل بر بيانات معظم له كاملا آشكار ميشود كه امسال سال همت مردم و مسئولين جهت آغاز راهي نو و پوينده است كه در سند چشم انداز جمهوري اسلامي نقش تعيين كنندهاي را در ارتقاء و پيشرفت همه جانبه در عرصههاي اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي دارد.
حركت در اين مسير يعني اهتمام، اراده عمومي و عزم همه جانبه در جهت مقابله با اسراف و زياده رويها. اين امر علاوه بر عزم جدي جهت حركت آگاهانه نيازمند يك برنامهريزي كلان جهت فرهنگسازي و تبيين اين امر حياتي در زندگي فردي و اجتماعي مردم مومن و متعهد ايران اسلامي ميباشد. در اين راستا نكاتي قابل تامل به نظر ميرسد كه بدان اشاره ميكنيم؛
نكته اول اينكه مسئولين امر بايد از حركتهاي عجولانه و يا غير كارشناسانه كه اصل مطلوب را خدشهدار ميكند جدا اجتناب نمايند و خداي ناكرده با بد سليقگي در تصميمگيريها كام شيرين مردم را از اين حركت ضروري تلخ نكنند و به بهانه صرفهجويي به زندگي مردم بالاخص اقشار ضعيف و كم درآمد فشار وارد ننمايند.
رهبر عزيز انقلاب در سفر تاريخي خود به استان كردستان و در جمع مردم غيرتمند و دلاور سنندج با اشاره به نامگذاري سال جديد، موكدانه فرمودند: اينكه ما گفتيم امسال، سال حركت به سوي الگوي مصرف است، يعني امسال سالي است كه ملت ايران تصميم بگيرد با اسراف مبارزه كند. نميگوييم كه كلي و يكباره در طول يك سال اسراف تمام بشود، نه ما واقع بينتر از اين هستيم، ميدانيم اين كار مال ساليان پي در پي است و بايد كار بشود تا به اين فرهنگ برسيم، بايد اين كار را شروع كنيم.
مصرف گرایی بنیادگرایانه و جامعه دیوانه
در یک فروشگاه بزرگ «آیکیا» در عربستان سعودی در سال 2004، سه نفر در اثر هجوم خریدارانی که برای به دست آوردن یکی از چند اعتبار 150 دلاری تلاش میکردند، کشته شدند. در نوامبر 2008 هم در «والمارت» نیویورک خریدارانی که میخواستند، یکی از چند «اچدیتیوی پلاسما» 50 اینچی را خریداری کنند، تا حد مرگ لگدکوب شدند.
«جدینیاتایی دامور»، کارگر موقت تعمیر و نگهداری در «جمعه سیاه» کشته شد. در تاریکی پیش از سپیده دم، تقریباً 2000 خریدار بیصبرانه بیرون والمارت انتظار میکشیدند و زیر لب میگفتند «درها را باز کنید.» بگفته همکار دامور، «جیمی اوربای» 200 نفر با عجله از روی او گذشتند، آنها درها را از جا درآوردند. او جلوی چشم من زیر پا افتاد و کشته شد. شاهدان گفتهاند که دامور 34 ساله برای هوا نفس نفس میزد و خریداران به عبور از روی او ادامه میدادند. پس از مرگ دامور، هنگامی که پلیس به خریداران دستور داد که فروشگاه را ترک کنند، بسیاری از آنها امتناع کردند و برخی از آنها غرغر میکردند که «از دیروز صبح در صف بودهام».
نشریات عمدهای که مرگ دامور را پوشش دادند، توجه خود را بر انبوه خریداران شوریده و تا حد کمتری مدیران بیمسئولیت والمارت که در تأمین امنیت قصور کرده بودند، متمرکز ساختند. اما در این نشریات مطلبی در مورد فرهنگ مصرفی و جامعه دیوانهای که در آن بازاریابان، تبلیغگران و رسانهها پرستش کالای ارزان را تبلیغ میکنند، سخنی در میان نبود.
در کنار روزنامهنگاران، همکاران من هم که در بهداشت روانی تخصص دارند، جنون اجتماعی را نادیده گرفتهاند. در این میان، روانکاو سوسیال دموکرات، «اریک فروم» (1900-1980) یک استثنا است. فروم در «جامعه عاقل» (1955) نوشته است: «با این همه بسیاری از روانپزشکان و روانشناسان از پذیرش این نکته که جامعه به مثابه یک کل، ممکن است فاقد عقل باشد، سر باز میزنند. آنها معتقدند که مسئله بهداشت روانی در جامعه فقط مشکل تعدادی از افراد «نامعتدل» است و نه مسئله عدم اعتدال احتمالی خود فرهنگ.»
|