حتماً میدانید که سال ۱۳۸۸ به عنوان سال «اصلاح الگوی مصرف» نامگذاری شده است. احتمالاً خیلیها معنای این عبارت را واضح فرض میکنند و جای بحثی در آن نمیبینند. اما اگر بیشتر دقت کنیم میبینیم که میتوان برداشتهای مختلفی از این عبارت داشت و حتی این نگرانی وجود دارد که با سوءاستفاده از معنای این عبارت، مشکلاتی بر سر راه آزادی انتخاب مردم در مورد نیازهای مصرفیشان به وجود آورده شود.
سؤال این است که آیا اساساً معیاری جامع برای الگوی مصرف وجود دارد که بتوان بر اساس آن یک الگوی مصرف را صحیح و الگوی مصرف دیگر را ناصحیح دانست؟ و با توجه به آن در مورد «اصلاح» الگوی مصرف حرف زد؟ بحثی که میخواهم در این جا مطرح کنم این است که هر فرد برای مصرف خودش معیاری دارد که منحصر به خود او است. افراد دارای ذائقهها و سلایق گوناگون هستند و هر فرد خودش بهتر از هر کس دیگری میداند که چه سبدی را باید برای مصرف خودش انتخاب کند که بیشترین فایده را برای او داشته باشد. هر فرد رشد یافته و عاقل، قاعدتاً در تشخیص این که درآمدش را چگونه خرج کند و چه سبدی از کالاها و خدمات را تهیه کند، مشکلی نخواهد داشت و حتماً سعی خواهد کرد تا درآمدش را به بهترین و اقتصادیترین نحو ممکن به کار ببندد؛ چرا که هر چه باشد خود او از هر کس دیگری نسبت به نحوی خرج شدن درآمدش نگرانتر و حساستر است و ملاحظه بیشتری خواهد داشت.