صفحه نخست         پست الكترونيك    |       نشاني rss وبلاگ
ان الله لایهدی من هو مسرف کذاب ... خدا مردم مسرف دروغگو را هرگز هدایت نخواهد کرد

در اين زمينه به خبرهايي تكان دهنده از زبان آمار مي پردازيم:.
طبق برآورد كارشناسان بانك جهاني در چند سال پيش، 500 ميليون كودك و سالمند، گرفتار كم غذايي مزمنند و بيش از 800 ميليون انسان در شرايط فقر مطلق به سر مي برند....
در سال 1984 دبير كل (يونيسف) اظهار داشت: شمار كودكان كه به دليل كم غذايي و گرفتار شدن به بيماريهاي عمدتاً پيشگيري پذير، قبل از پنجمين بهار زندگي خود جان مي سپارند، به اين شرح است: 15 ميليون در هر سال و 41000 نفر در هر روز و 28 نفر در هر دقيقه.فائو ، پيش بيني كرده است كه 24 كشور افريقايي عمدتاً به دليل خشكسالي در معرض كمبود شديد غذايي قرار دارند.
به گزارش ديگري در اين زمينه از (گاردين هفتگى) توجه كنيد:.
تيره روزي مردم موريتاني به وصف نمي آيد يك كودك از هر پنج كودك قبل از رسيدن به پنجمين بهار زندگي جان مي سپارد. از هر سه كودك، يكي گرفتار كم غذايي مزمن است و از هر چهار كودك، سه كودك هرگز به مدرسه نمي روند. خانواده ها گرفتار پريشاني و فروپاشي اند.در قحط سال 1973 در اتيوپى، خشكسالي و گرسنگي به بهاي جان 200000 نفر تمام شد. در نيمه نخستين سال 1984 از بيشتر از 300000 قرباني سخن در ميان بود و درباره افريقا مي توان گفت: 150 تا 450 ميليون نفر دستخوش كم غذايي اند و 30 تا 35 ميليون تن در معرض خطر قحطي قرار دارند.


ادامه مطلب

اينها ارقامي هستند كه سازمان هاي جهاني و بين المللي آن را به ثبت رسانده اند و چه بسيارند انسان هاي گرسنه و بي غذايي كه در سرتاسر گيتي به سر مي برند و به قلم آمار در نيامده اند!.
دنياي استكبار.
اكنون كه تا حدّي گوشه اي از وضعيّت دردآور و زندگي جانكاه گرسنگان از نظرتان گذشت، نگاهي نيز به اردوگاه استكبار مي افكنيم؛ گرچه هيچ گاه نمي توان تنها با اين ارقام جزيي و محدود، به واقعيّت آنچه در آن جا مي گذرد پي برد. كافي است بدانيد، هم اكنون سالانه در سطح جهان در حدود 1000 ميليارد دلار، صرف هزينه هاي تسليحاتي مي شود.
ويلي برانت مي گويد:.
جهان در هر هشت يا نه ساعت، حدود يك ميليارد دلار صرف تسليحات مي كند. پولي كه مي شود كم وبيش در هر روز (سه برنامه افريقا) را با آن به سامان رساند و اين پولي است كه در هر روز از هر سال تلف مي شود.

و نيز همو مي گويد:.
اگر حتّي بخش كوچكي از منابع پرارزشي كه اكنون در راه تداركات بيهوده نظامي به هدر مي رود، صرف توسعه اجتماعي و اقتصادى، به ويژه مبارزه با تنگدستي دوسوم ازمردم جهان گردد، در شرايط زندگي و امنيّت دنياي ما بي گمان بهبود چشمگيري پديد خواهد آمد.
و باز مي نويسد:.
هزينه هاي نظامي يك نيم روز جهان، براي تأمين اعتبار مورد نياز برنامه مبارزه با مالارياي (سازمان بهداشت جهانى) كفايت مي كند و با پولي كه صرف توليد يك تانك مدرن مي شود، مي توان كيفيّت ذخيره سازىِ 100000تن برنج را بهبود بخشيد و از اين راه از ضايع شدن بيش از 4000 تن برنج درسال، يا غذاي روزانه 8 ميليون نفر،پيشگيري كرد. با همين مبلغ مي توان براي 30000 كودك حدود 1000 كلاس بنا كرد. با هزينه يك هواپيماي جنگي مي توان حدود 40000 داروخانه روستايي برپا كرد و همكاران من اين نمونه را نيز اضافه كرده اند: هزينه توليد يك زيردريايي هسته اي مساوي است با مجموع بودجه هاي آموزشي 23 كشور روبه رشد با 160ميليون كودك كه در سنين مدرسه رفتن هستند.
مجلّه تايم مورخ 8 سپتامبر 1986 مي نويسد:.
درحال حاضر، دوازده عضو بازار مشترك اروپا، ساعتي 63000 دلار خرج مي كنند تا، 4/1 ميليون تن كره مازاد خود را در سردخانه ها نگه دارند. در تابستان امسال ذخيره مازاد پودر شير اين بازار به 988000 تن رسيد. مقامات بازار مشترك مي كوشند تا با دادن كره اضافه به گوساله ها و پودرهاي شير اضافي به گاوها از ذخاير انبوه خود بكاهند. اما بنابر برآورد كارشناسان امر، حدود نيمي از اين كره ها و ديگر موادّي كه در سردخانه ها نگهداري مي شود، فاسد شده و ديگر براي خوراك انسانها و حتي حيوانات مناسب نيست.
و باز مي نويسد:.
در بازار مشترك در طول پنج سال گذشته مواد كشاورزي فروش نرفته چهار برابر شده و اكنون ارزشي معادل 2/10 ميليارد دلار دارد.
علاوه بر كوه كره و غلّه زيادى، شراب هاي مازاد اين بازار اكنون، 1500 استخر بزرگ به ابعاد استخر مسابقات المپيك را لبريز مي كند.
در اين مورد توضيحي لازم نمي بينم و شما را لحظه اي با اين ارقام - كه به عنوان مشتي از خروار است - تنها مي گذارم.
راه چاره.
گاهي مي پرسند: آيا راه نجاتي هم وجود دارد و يا اين كه تقدير اين است كه همواره عدّه بسياري در گرسنگي و گروه هاي زيادي هم در ناز و نعمت و اسراف و تبذير - با مراتب بسياري كه دارد - به سر ببرند.
به طور مسلّم چنين اعتقادي دور از حقيقت است، و اين گونه تقدير غيرقابل تغييري وجود ندارد و بايد در پي يافتن عامل اين تيره روزيها بود تا راه چاره را پيدا نمود.
(رابرت مالتوس) انگليسي - (1766 - 1834) يكي از علماي مكتب اقتصادي كلاسيك - بر طبق محاسبات مفصل و بحث هاي متعددي معتقد شد كه افزايش جمعيت بشر به طور تصاعد هندسى‏ بوده؛ يعني در هر 25 سال دو برابر، و در هر پنجاه سال چهار برابر، و در هر 75 سال هشت برابر، و در هر صد سال شانزده برابر خواهد بود. درصورتي كه افزايش مواد غذايي لازم براي بشر به طور تصاعد عددي است؛ يعني مثلاً درمدت 25 سال يك برابر، مقدار خواربار بشر اضافه مي شود و بنابراين در سال بيست و پنجم محصولات غذايي دو برابر شده و در سال پنجاهم سه برابر و در سال هفتاد و پنجم چهار برابر و در هر صد سال فقط پنج برابر شده است و چون زمين هاي قابل زراعت محدود است بنابراين افزايش موادغذايي هم به زودي متوقف خواهد گرديد.
اين نظريه به روشني اساس مشكلات اقتصادي موجود در جهان را روند سريع افزايش جمعيت مي داند و راه مقابله با آن را كنترل شديد تناسل و استقبال ازمرگ و ميرهاي عمومي و جنگ هاي وسيع خانمان برانداز پيشنهاد مي نمايد.
نظريه مالتوس كه به استعمارگران توسعه طلب، كمك شاياني نمود و دستاويزي براي قتل عام هاي آنان به شمار آمد در نظر اكثر دانشمندان اقتصاد پس ازاو مردود شد؛ ولي در عين حال هنوز نيزعده اي از كارشناسان مسائل اقتصاد جهاني با اصرار زياد رشد جمعيت را عامل مهمّ نابساماني هاي اقتصادي و گرسنگي مي دانند. ويلي برانت مي گويد:.
معمولاً به اين نكته كه رشد جمعيّت عامل اصلي گرسنگي و پريشاني درجهان سوم است چندان توجهي نمي شود. مردم ترجيح مي دهند كه اين عامل را در صنعتي بودن شمال و استعمارگري درجنوب جستجو كنند و به سادگي از ياد مي برند كه در شرايط كنوني اقتصاد جهان، مردمان تنگدست ناتوان تر از آنند كه از استثمار شدن خود جلوگيري كنند.
گرچه در شرايط كنوني كه منابع و ذخاير زمين به دست استعمارگران به نابودي كشيده مي شود، افزايش جمعيت مشكل آفرين و در تشديد وضعيت نابه هنجار محرومين سهم مؤثّري دارد؛ ولي نمي توان از آن به عنوان يك عامل واقعي و اصلي ياد كرد؛ زيرا به گفته خود او و ساير كارشناسان مسائل اقتصادي مي توان با همين امكانات و توليدات كنوني حتّي بيشتر از ساكنان فعلي روي زمين آذوقه داد. همو مي گويد:.
پنج سال پيش برآورد مي شد كه حتي پنج درصد از مخارج نظامي جهان كفايت مي كند تا كشورهاي فقير بتوانند ماشين آلات و وسايل كشاورزي مورد نياز خود را تهيه كنند و ظرف يك دهه از لحاظ غذا به خودبسندگي برسند.

و اما در زمينه امكانات طبيعي و بالقوه زمين، به اين نمونه توجه كنيد:.
اگر يك قطره آب حوض يا دريا را زير ميكروسكپ بگذاريد، در آن ميلياردها موجودات زنده ذرّه بيني خواهيد ديد كه بيشتر از نوع نباتات مي باشند. اين موجودات يك سلّولي خلق السّاعه مي باشند؛ يعني يك جفت اينها پس از چند روز از ميليارد تجاوز مي نمايند. اين موجودات، مانند ساير نباتات از آب و هوا تغذيه مي كنند و املاح مورد نياز خود را، از نمك دريا مي گيرند. اين گياه هاي يك سلولى، داراي مواد سفيده اي كمي قند و كمي چربي و ويتامين هاي بسيارند و چون در آب دريا زندگي مي نمايند و اين آب داراي 91 عنصر مفيد است؛ يعني تمام املاح زمين، به مرور حل و به دريا ريخته شده است. لذا در تركيب بدنشان همه فلزّات و شبه فلزات مفيد وجود دارد. درهر ليتر آب دريا، حدود پنج تا شش ميلي گرم از اين موجودات وجود دارد و مي توان از هر متر مكعب آب دريا تقريباً پنج گرم آن را به دست آورد. اين آرد غذاي ايد آل بشر است، زيرا صددرصد خاصيّت غذايي دارد و آنچه براي زندگاني لازم و ضروري است در آن جمع است. از طرف ديگر چنانكه قبلاً گفتيم اين موجودات خلق السّاعه مي باشند و آب دريا چشمه لايزال آنهاست و هر چه بگيريم تمام شدني نبوده و به زودي با توالد و تناسل جاي آن پر مي شود. از طرف ديگر مقدار آب دريا بسيار زياد است و مي توانيم هر روز ميلياردها تن از اين آرد را از يك گوشه دريا بگيريم و تمام ساكنين روي زمين را چه انسان و چه حيوان با اين آرد، غذا دهيم و حتي به جاي كود به نباتات بدهيم. خلاصه بشر را از گرسنگي نجات دهيم از نظر تنوع غذايي هم اين آرد قابل تحسين است؛ زيرا موجودات ذره بيني دريا يك نوع و دو نوع نيستند و با خوردن يك قاشق از اين آرد، مابيش از 21 نوع غذا به دست مي آوريم.
بنابراين اگر فرض كنيم، جهان به حدي از رشد و تربيت برسد كه تمامي هزينه هاي نظامي را متوقف و يك جا آن را در راه رفاه و امكانات زندگي بشر به مصرف برساند و از اسراف و تبذيرهاي بي حدّ و حساب در موارد ديگر كه نمونه هايي از آن بيان شد نيز دوري جويد و تمامي زمينهاي قابل كشت و امكانات طبيعي ديگر مورد بهره برداري قرار گيرد، آيا باز هم رشد جمعيّت براي جهان مشكلي به وجود خواهد آورد.
البته همان گونه كه اشاره شد، مدار گفتگو در اين جا شرايط ايدآل است؛ گرچه در اوضاع كنوني نقش رشد بي رويه جمعيّت در تشديد بحران قابل انكار نيست و نيز در بحث كنوني بُعد اقتصادي آن مطرح است در صورتي كه در بررسي اين موضوع بايد ابعاد ديگري از قبيل تعليم و تربيت، بهداشت و درمان، خدمات و غير آن نيز مورد توجه قرار گيرد، كه اينك جاي بحث آن نيست.
گاهي هم از بروز عوامل طبيعي از قبيل خشكسالي هاي پي درپي و امثال آن به عنوان عاملي براي اين ضايعات ناگوار ياد مي شود و براي نمونه خشكسالي هاي مناطقي از افريقا و تلفات ناشي از آن ذكر مي شود.
در صورتي كه به نظر ما گرچه اين گونه خشكسالي ها در ايجاد زمينه مساعد براي گرسنگي و فقر، قابل ترديد نيست؛ ولي از آن به عنوان يك عامل اصلي ياد كردن خطاست، زيرا قحط و خشكسالي معلول عوامل متعدّد طبيعي است و ممكن است به اراده خداوند، روي جهات و مصالحي براي امتحان ديگر انسان ها در ادعاهايي كه مبني بر تعهد و بشردوستي دارند، در تمام نقاط عالم؛ به ويژه در مناطقي كه زمينه مساعدتري براي اين گونه عوامل وجود دارد و ياكساني كه بايد به كمك و دستگيري امتحان شوند در غير اين مناطق هستند، پيش آيد. بايد دانست كه خداوند با بروز خشكسالي و امثال آن روزي هيچ يك از بندگانش را قطع نكرده؛ بلكه وظيفه اي را بر دوش ديگران مي گذارد. روي اين جهت فقر و پريشاني جمعيت هاي قحط زده، از ناحيه عوامل طبيعي نيست؛ بلكه بايد آن را در نظام هاي ستمگر حاكم برجهان و ثروتمندان بي درد جستجو كرد.
برخي هم ريشه همه مشكلات را در مالكيت فردي دانسته و آن را (ام الفساد) همه نارسايي ها و اساس تمامي تبعيضات و فاصله هاي طبقاتي به حساب آورده اند؛ ولي تجربه كشورهاي كمونيستي و فروپاشي نظام هاي مبتني بر آن حاكي از سرخوردگي و ناكامي اين مكتب در حلّ معضلات اقتصادي است و پيروي از آن در طىّ ساليان دراز، حاصلي جز صفهاي طويل و كميابي و نيازمندي به محصولات وارداتي - كه نتيجه فروكش كردن انگيزه هاي شخصي در توليد است - به ارمغان نياورده است.
نظري به روايات.
در بسياري از روايات، اهل بيت عصمت و طهارت ه توانگران بي توجه و مانعين حقوق فقرا را مسؤول اصلي وضعيّت نابسامان تهيدستان معرفي نموده اند. در روايت معتبري محمد بن مسلم وزراةبن اعين از حضرت صادق(علیه السّلام)نقل مي كنند كه فرمود:.
خداوند در اموال اغنيا براي نيازمندان به مقداري كه به تمامي نيازهاي آنان برسد، واجب كرده است و اگر اين اندازه كافي نبود زياده از آن را قرار مي داد. پريشان حالي تنگدستان به جهت عدم كفايت آن مقدار واجب نيست؛ بلكه از ناحيه كساني است كه حقوق فقرا را در اموال خود نگه داشته، به آنها ردّ نمي كنند و چنانچه مردم حقوق يكديگر را رعايت كنند و حق را به صاحب آن برسانند زندگي فردي و اجتماعي آنان سالم و از خير و بركت آكنده خواهد بود.
گرچه مقصود از حق فقرا در اموال اهل ثروت، در ابتداي اين حديث شريف همان زكات واجب بوده و خمس را هم شامل است؛ زيرا گذشته از اين كه اين گونه روايات درباره زكات و در آن باب آمده، تنها همين زكات و خمس است كه اندازه معيني داشته و بيش از آن واجب نيست؛ درحالي كه انفاقات ديگر حد مشخص و معلومي ندارد، ولي به طور مسلّم حقوق در آخر حديث و احاديث مشابه آن، عموميّت داشته و تنها منحصر به زكات نيست و شاهد بر اين، روايات بسياري است و از جمله آنها روايت معتبر سماعة بن مهران از امام صادق(علیه السّلام)است كه آن حضرت فرمود:حق معلوم، از زكات نيست و آن چيزي است كه هر جمعه و يا هر ماه از مال خويش خارج مي كني و هركس به مقدار وسعت و فضل خودش انفاق مي كند و اين كه خداوند مي فرمايد:.
اگر اموالي كه انفاق مي كنيد مخفيانه به نيازمندان بدهيد براي شما بهتر است غير از زكات است. و (ماعون) هم از زكات نيست؛ بلكه خدمتي كه به ديگران مي كني و مالي كه به قرض مي دهي و وسيله زندگيي كه در اختيار نيازمندان مي گذارى، (ماعون) است. آنچه در راه (صله رحم) نيز مي پردازي از زكات نيست و خداوند مي فرمايد: و كساني كه در اموالشان حق معلومي است‏ و آن چيزي است كه شخص بر خودش لازم مي كند تا به اندازه طاقت خود از مال و جان به ديگران كمك نمايد.
اما اين كه حضرت در آغاز حديث فرمود: اين مقدار واجب براي رفع نياز مستمندان كفايت است، مقصود هنگامي است كه تمامي مردم به انجام اين تكليف قيام كنند و در اين صورت، گرفتاري تهيدستان بر طرف شده و رفاه فراگير مي شود وگرنه اقدام گروهي بر اداي زكات هميشه بوده و در عين حال پريشان حالي و فقر نيز در قشرهايي از جامعه همواره وجود داشته است.
غرض اين كه درماندگي و فقر تهيدستان نتيجه منع ثروتمندان و متمولين جامعه از اداي حقوق آنهاست و تنها با اداي زكات و يا خمس نمي توان در قبال گرسنگي تنگدستان جامعه از خود سلب تكليف و مسؤوليت كرد و همان گونه كه در حديث قبل حضرت امام صادق(علیه السّلام)فرمودند: (حقوق فقرا منحصر به زكات نيست) بايد براي رسيدن به جامعه اي سالم و انسانى، همراه با تلاش پيگير در راه ايجاد نظام هاي عادلانه در سطح جهان، براي پايان دادن به هوسرانيهاي مترفين دنيا و رساندن حقوق محرومين عالم به آنان، همگان با در پيش گرفتن ميانه روي و اعتدال و پرهيز از اسراف و تبذير، در خود اين امكان را به وجود بياورند، تا اضافه بر مخارج لازم زندگي خود را در راه رفاه قشرهاي كم درآمد و نيازمند جامعه به مصرف برسانند. در قسمتي از حديث (ابان بن تغلب) از حضرت امام صادق(علیه السّلام)آمده است:.
آيا خيال مي كني خداوند كساني را كه نعمت مي دهد گرامي داشته و به كسي كه نعمت و ثروت نمي دهد، توهين روا داشته است نه، اين گونه نيست؛ بلكه ثروت از آن خداوند است كه به عنوان امانت نزد شخصي قرار مي دهد و به آن كساني كه داراي اين نعمت هستند، اجازه داده تا با رعايت ميانه روي و اعتدال بخورند، بياشامند، بپوشند، ازدواج كنند و مركب سواري بگيرند و زيادي آن را به نيازمندان اهل ايمان برگردانند و بدين وسيله اوضاع پريشان و پراكنده آنان را اصلاح نمايند. اگر كسي اين گونه عمل كرد خوردن، نوشيدن و مركب سواري بر او حلال است و اگر غير از اين باشد، تمامي اين موارد بر او حرام خواهد بود.
نوح بن شعيب از نادر خادم نقل مي كند:.
روزي غلامان حضرت رضا(علیه السّلام)ميوه اي را مي خوردند؛ ولي پيش از آن كه آن را كاملاً مصرف كنند، دور انداختند. حضرت فرمود: سبحان اللّه! اگر شما از آن بي نيازيد، عدّه اي از مردم از آن بي نياز نيستند، آن را به كسي كه محتاج است بخورانيد.


منبع :http://www.rasekhoon.net


چهارشنبه 5 اسفند 1388     ساعت   4:30 PM    نظرات 0


آخرين مطالب ارسالي




POWERED BY RASEKHOON.NET