پيمانه*اصلاح الگوي مصرف*
 
  به وبلاگ پيمانه*اصلاح الگوي مصرف* خوش آمديد!    
 
درباره وبلاگ


محمد رضا زينلي
به وبلاگ تخصصي پيمانه خوش آمديد اميدورام كه اين وبلاگ بتواند بينش شما را نسبت به اصلاح الگوي مصرف كامل كند .


منوي اصلي
لينکهاي سريع

لوگو ها


 


















نظرسنجي

بررسی نحوه سیاستگذاری و مدیریت تکنولوژی در بخش انرژی ژاپن و الگوپذیری از آن

کشور ژاپن در زمینه کارائی انرژی و دارا بودن شدت پایین مصرف انرژی در زمره موفق ترین کشورهای دنیا به حساب می آید. شدت مصرف انرژی در سال 2005 برای این کشور حدود 6539 بی‌تی‌یو در ازای هر دلار تولید ناخالص داخلی ( به قیمت‌های ثابت سال 2000 ) بوده است که در مقایسه با متوسط جهانی حدود 19 درصد پایین تر می باشد. از این رو، شناسایی دلایل این امر؛ می تواند الگویی مناسب برای کشور در سیاستگذاری بخش انرژی فراهم آورد.
با توجه به رشد سریع تکنولوژی و صرفه جویی های بیشتر در بخش های مختلف اقتصادی، افزایش کارائی به ویژه در تولید برق و همچنین محدودیت‌های بیشتر برای مصرف کمتر و بهینه انرژی در کشور ژاپن، پیش بینی می شود که شدت مصرف انرژی در این کشور در آینده کاهش یابد.
باید اشاره کرد، مهمترین نکته در ارتقاء کارایی انرژی کشور ژاپن، وجود زیرساخت‌های لازم سیاست‌گذاری نظارت و برنامه ریزی منسجم در بکارگیری فناوری‌های جدید در جهت کاهش مصرف انرژی می باشد. همانطور که در گزارش ارائه شد؛ کلیه سیاست‌های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت بخش انرژی کشور ژاپن توسط وزارت تجارت و صنعت (METI) این کشور وضع می شود. علاوه بر این موضوع، این وزارتخانه بر کلیه فعالیتهای تولید؛ واردات؛ انتقال، توزیع و مصرف انرژی نظارت و راهبری دارد. در اختیار داشتن چنین ساختار منسجم، اجازه اجرای سیاستهای یکپارچه برای افزایش کارانی انرژی توسط این کشور را فراهم می نماید. متاسفانه این نکته مهم در کشور ما هنوز خلاء بزرگی برای ارتقاء کارائی انرژی به شمار می رود.
بطور مثال در حوزه نفت کشور؛ فعالیتهای وزارت نفت کشور عملاًٌ در فعالیتهای شرکت ملی نفت ایران خلاصه می شود. شرکت ملی گاز ایران؛ شرکت مستقلی از شرکت ملی نقت ایران با مکانیزم سیاست گذاری متفاوت به توسعه بخش های پایین دستی مشغول می باشد و شرکت ملی نفت ایران عملاًً نظارتی بر فعالیتهای بخش گاز و یا برنامه ریزی در آن را ندارد. وزارت نفت نیز به دلیل دارا نبودن ساختار منسجم و مشخص عملاً از حوزه سیاست گذاری جدا شده و نظارت چندانی بر روابط شرکتهای مختلف صنعت نفت و یا اجرایی نمودن سیاستهای بلند مدت انرژی ندارد. در چنین شرایطی سیاستگذاری و یا اجرای الگوهای ارتقاء کارائی انرژی و یا مدیریت فناوری در جهت بهینه سازی مصرف انرژی با موفقیت روبرو نخواهد شد. بخصوص هنگامی که یکی از بزرگترین و مهمترین صنایع انرژی (بخش برق) بطور کامل مستقل از صنعت نفت عمل می نماید. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای دنیا عملاً شرکتهای فعال صنایع انرژی به صورت یکپارچه در هر سه بخش نفت، گاز و برق به فعالیت می پردازند و یا وزارتخانه های انرژی کشورها در هر تمامی بخشهای انرژی به سیاستگذاری و یا نظارت می پردازند.
از طرف دیگر، استفاده از تکنولوژیهای نوین و انرژی‌های تجدیدپذیر و گسترش آن در کشور تنها در فعالیت های سازمانی به نام سازمان انرژیهای نو خلاصه می شود. بطور مثال، این سازمان عملاً نقشی در راستای سیاستگذاری استفاده از فناوریهای لازم در بکارگیری انرژیهای تجدیدشونده برای کشور ندارد. حال چگونه با چنین ساختاری سیاستگذاری و یا نظارت بر انجام سیاستهای فناوری در صنعت انرژی امکان پذیر می باشد؟ در پاسخ به این مهم، ضرورت تشکیل وزراتخانه ای منسجم تحت عنوان وزارت انرژی و منابع را در کشور بیان می نماید. به نظر می رسد، خروج وزارتخانه های نفت و نیرو از حوزه فعالیتهای اجرایی و ادغام در یکدیگر و تقویت نقش آنها در سیاستگذاری برای بخش انرژی و همچنین واگذاری سایر سازمانهای مرتبط به آنها از جمله سازمان انرژی های نو و یا سازمان بهینه سازی انرژی، عملاً الگوی بهتری برای اتخاذ سیاستهای یکپارچه انرژی در کشور فراهم نماید.
مثالهایی از تجربه موفق ژاپن در کارائی انرژی
1- استفاده فناوری‌های نوین از بکارگیری انرژیهای نو (تجدید شونده) و سعی در گسترش این انرژی ها در سال‌های آتی:
سیاست کلی انرژی کشور ژاپن توجه خاصی به انرژی های نو می نماید. باید اشاره نمود، کشور ژاپن پنجمین کشور دارنده نیروگاههای برق زمین گرمایی (Geothermal ) می باشد. در این کشور حدود 18 نیروگاه زمین گرمایی به ظرفیت 526 مگاوات وجود دارد. بکارگیری فناوریهای نوین در استفاده از انرژی های تجدید شونده از مباحث مهم سیاستگذاری انرژی ژاپن به شمار می رود. باید اشاره نمود، سهم انرژی های تجدید شونده در تامین نیازهای انرژی کشور ژاپن از 4/8 درصد در سال 2004 به حدود 5/8 درصد در سال 2020 خواهد رسید.
در کشور ایران به دلیل تنوع شرایط آب و هوایی پتانسیل بزرگی در بکاریگری انرژیهای تجدیدپذیر از جمله انرژی خورشیدی؛ انرژی زمین گرمایی و یا انرژی باد وجود دارد که توجه چندانی به آن‌ها نشده است و استفاده از فناوری‌های لازم در بکارگیری این انرژی های تنها محدود به فعالیتهای تحقیقاتی و یا اجرای طرحهای بسیار کوچک بوده است.
2- توجه خاص به فناوری هسته ای در تامین نیازهای انرژی کشور :
انرژی هسته ای مهمترین منبع تامین برق در ژاپن به شمار می رود. ظرفیت تولید برق نیروگاههای برق هسته ای کشور ژاپن در سال 2005 حدود 49 گیگاوات بوده است که در نوع خود بیشترین میزان ظرفیت برق هسته ای در آسیا به شمار می رود. به دلیل کاهش وابستگی به انرژیهای تجدید ناپذیر (نفت و گاز ) و همچنین وجود قوانین محدود کننده به منظور کاهش گازهای گلخانه ای و از طرف دیگر سیاستهای امنیت انرژی در کشور ژاپن باعث گردیده است که این کشور بطور فزاینده ای استفاده از برق هسته ای را گسترش دهد. گرچه در سالیان گذشته، بروز تردیدهایی در زمینه آلودگیهای ناشی از بکارگیری از این انرژی مطرح بوده است. اما با توجه به افزایش قیمتهای نفت و گاز در بازارهای جهانی، بکارگیری فناوری هسته ای در تولید برق سر لوحه سیاستگذاری بخش انرژی برخی از کشورهای صنعتی از جمله ژاپن شده است. همچنین باید اشاره نمود، ظرفیت سازی تولید برق هسته ای کشور ژاپن به گونه ای است که امکان تامین بخش اعظم نیاز برق کشور توسط برق هسته ای بدون نیاز به سایر حاملهای انرژی از جمله گاز و نفت در شرایط بحرانی و کوتاه مدت وجود دارد. این موضوع حاکی از توجه خاص به موضوع امنیت عرضه انرژی نیز می باشد.
متاسفانه موضوع امنیت عرضه انرژی در کشور ایران از نکات مورد غفلت است. بطور مثال در مواقع خاص از جمله فصول سرد و یا قطع واردات گاز از ترکمنستان؛ عملاً شرایط بسیار بحرانی در عرضه انرژی کشور فراهم می شود. این امر، تاکیدی بر گسترش فناوری جایگزین در تولید انرژی مورد نیاز از جمله فناوری هسته ای در تامین برق کشور می باشد.
ناتمام ماندن و تاخیرات بسیار طولانی در احداث یک نیروگاه نسبتاً کوچک هسته ای در مقایسه با سایر نیروگاههای برق کشور (1100 مگاوات) و محدود نمودن کشور تنها به یک نیروگاه هسته ای از ضعف های سیاستگذاری صحیح در استفاده از این فناوری برای کشور بوده است.
3- استفاده از فناوریهای با بازده بالا در تولید انرژی به ویژه برق:
در سال 2007؛ بازدهی تولید برق در نیروگاههای حرارتی ژاپن به حدود 50 درصد رسید که نسبت به سال 2004 حدود 10 درصد افزایش نشان می دهد. افزایش بازدهی تولید برق به نحو چشمگیری باعث کاهش سوخت (نفت و گاز) در بخش نیروگاهی شده است. همچنین باید اشاره نمود، میزان دی اکسید تولید شده در بخش نیروگاهی ژاپن به حدود 425 گرم برای تولید هر کیلووات ساعت برق رسیده است که نسبت به دهه 1970 حدود 30 درصد کاهش نشان می دهد.
خاطر نشان می سازد که در حال حاضر بازدهی تولید برق در کشور ایران بطور متوسط حدود 30 درصد است که در مقایسه با کشورهای صنعتی مانند ژاپن به مراتب پایین تر می باشد.
2- استفاده از تکنولوژی بهتر برای کاهش مصرف انرژی در بخش حمل و نقل:
شاید بتوان خودروهای ساخت کشور ژاپن را در رده کم مصرف ترین وسائی نقلیه در حال حرکت جاده های جهان به شمار برد. استفاده از سیستم های بهتر سوخت رسانی در طراحی موتورهای وسائط نقلیه و نظارت حوزه های سیاستگذاری در استفاده از این فناوریها در کارخانجات ساخت وسائط نقلیه باعث شده است که مصرف سرانه سوخت بنزین و گازوئیل در بخش حمل و نقل ژاپن در مقایسه با سایر کشورهای جهان به مراتب کمتر باشد.
امروزه بسیاری از شرکتهای خودروسازی ژاپنی در ساخت اتومبیلهای با مصرف سوخت کمتر به شدت با یکدیگر در حال رقابت می باشند. بطور مثال، موتور این وسائط نقلیه نه تنها قابلیت‌های جدیدتر و بهتری نسبت به سایر محصولات گذشته دارد، بلکه بسیار سبک است و مصرف بسیار اندکی دارد. همچنین از لحاظ آلایندگی کمترین مقدار را نسبت به نسل‌های پیشین دارد. در بسیاری از خودروهای جدید، موتورهای جدید شامل یک کنترل‌کنندة کامپیوتری مرحله‌ای می‌باشند که قسمتی از گاز خروجی اگزوز را مجدداً به محفظه احتراق برگشت می‌دهد. این سیستم تا حدود زیادی به کاهش در میزان آلاینده‌های نظیر NOx کمک می‌نماید. از طرف دیگر، از مواردی که این شرکت‌ها توانستند با تغییر و بهبود در ساخت آن، به مقدار قابل توجهی از مصرف سوخت صرفه‌جویی نمایند، طراحی قطعات موتور در خودروهای جدید از جمله میل‌لنگ می‌باشد. ساخت قطعات داخلی موتور از جمله میل‌لنگ با آلیاژهای سبکتر و وزن کمتر، می‌تواند منجر به کاهش مناسبی در مصرف سوخت موتورها شود. سیستم کنترل سوخت در موتورهای جدیدتر برای خودروها، توسط کنترلگرهای کامپیوتری هدایت میشوند.
برخی کارشناسان معتقدند تولیدکنندگان داخلی خودرو با توجه به رشد مصرف بنزین در کشور و معضلات ناشی از مصرف انبوه آن، باید به سمت تولید خودروهایی بروند که مصرف سوخت کمتر و آلایندگی اندکی دارند. استفاده از تکنولوژی‌های قدیمی دهه‌های 70 و 80 و روی آوردن به تولید خودروهایی که از نظر زیست‌محیطی و مصرف سوخت در حد استانداردهای قابل قبول کنونی و جهانی نمی‌باشند، نباید صورت پذیرد. توجه به مسالة بهبود تکنولوژی ساخت وسائط نقلیه کم مصرف کمتر مورد توجه قرار گرفته و آنچه بیشتر در حال حاضر مطرح است، گازسوزنمودن خودروها است. گازسوزنمودن خودروها باید در کنار پیشرفت تکنولوژی در زمینة ساخت وسائط نقلیه با راندمان بالاتر، همزمان دنبال شود و توجه به یکی نباید باعث غفلت از دیگری شود. برنامه‌ریزی تولید برای خودرویی که 10 تا 20 سال از تکنولوژی جهانی و روز عقب است و تاکید بر تولید آن، آن‌هم مثلاً برای 10 سال آینده و رسیدن به خودکفایی در ساخت آن چندان مطلوب به نظر نمی‌رسد. متاسفانه در حال حاضر برای ساخت خودرو از تکنولوژی قدیمی‌تر که منتج به مصرف بالاتر سوخت می‌شود، استفاده می گردد. سپس برای توجیه‌کردن در خصوص کاهش آلاینده‌ها و کاهش مصرف سوخت، آن را گازسوز می‌نماییم. چنین سیاستی منتهی به افزایش کارائی در بخش حمل ونقل نخواهد گردید.
3- استفاده از فناوریهای نوین در تبدیل انرژی
کشور ژاپن از پالایشگران مهم نفت خام در منطقه آسیا به شمار می رود. پالایشگاههای این کشور به گونه ای طراحی شده اند که عموماً فراورده های با ارزش افزوده بالاتر و سبک تر را تولید می نمایند. این موضوع برای کشور ایران که در حال حاضر قسمت اعظم نفت خام پالایش شده خود را تبدیل به نفت کوره می شود بسیار مهم می باشد.
4- نبود هر گونه تلفات انرژی بویژه در خطوط انتقال نفت و گاز
در کشور ژاپن تلفات انتقال انرژی بجز در بخش برق که تقریباً غیر قابل کنترل است؛ حدود صفر می باشد. بطور مثال سیستمهای گازرسانی شهری و یا انتقال گاز شهری هیچ گونه تلفاتی ندارند. در کشور ایران با توحه به برخی آمارهای موجود (CEDIGAZ) تلفات انتقال گاز طبیعی در قسمت پایین دستی حدود 3 تا 5 میلیارد متر مکعب در سال تخمین زده می شود. بسیاری از قسمتهای شبکه گازرسانی کشور بویژه در شهرهای بزرگ از جمله شهر شیراز، خطوط فرسوده و قدیمی و دارای نشت گاز می باشند. با اتخاذ سیاستهای مدیریت انرژی در این بخش حداقل معادل نصف گاز تولیدی یک فاز پارس جنوبی می توان صرفه جویی به عمل آورد.
5- بکارگیری الکوهای منایب شهرسازی برای حداقل رساندن انرژی مصرفی
یکی از مهمترین مباحث مدیریت انرژی مربوط به بخش ساختمان می باشد. امروزه در بسیاری از کشورهای پیشرفته از جمله ژاپن کمتر ساختمانی یافت میشود که تلفات انرژی در آنها مشابه ساختمانهای موجود در کشور باشد. استفاده از الگوهای مهندسی مناسب و ساخت اصولی بناهای کشور و سعی در اجباری نمودن ساخت و سازها به رعایت الگوهای مناسب و استاندارد شهری می تواند تا حد زیادی تلفات انرژی در این بخش را کاهش دهد. با توجه به برخی آمارهای موجود، با بکارگیری الگوهای بهینه ساخت، امکان صرفه جویی حدود 30 تا 40 درصد براحتی امکان پذیر است.
جمع بندی:
خاطر نشان می سازد، اتخاذ سیاست‌های کاهش مصرف انرژی در دو بخش قابل اجرا می باشد:
1- بخش عرضه انرژی.
2- بخش تقاضای انرژی.
متاسفانه نتیجه و اثر بخشی سیاست‌های کاهش مصرف انرژی در بخش تقاضا عموماً مستلزم سپری شدن زمان بلندتری نسبت به مدیریت انرژی در بحث عرضه می باشد. آموزش؛ آگاهی دادن عموم به استفاده از راهکارهای کاهش مصرف انرژی و یا گسترش فناوریهای بکاررفته در جهت کاهش انرژی در بخش تقاضا نیازمند برنامه ریزی های بلندمدتی می باشد. اجرای سیاستهای کاهش مصرف انرژی در بخش عرضه به دلیل آنکه دولت تقریباً تمام این زنجیره را در اختیار دارد؛ شاید بتواند در زمان کوتاهتری به نتیجه برسد.
متاسفانه در کشور به مدیریت انرژی در بخش عرضه توجه کمتری می شود. حال آنکه با مدیریت بهینه در زمان کوتاه بدون استفاده از فناوری خاص و یا سرمایه گذاری سنگین در مصرف مقادیر قابل توجهی سوخت می توان صرفه جویی نمود.
بطور مثال در حال حاضر؛ حدود 14 میلیارد متر مکعب گازهای همراه تولید شده نفت بدون هیچگونه استفاده ای سوزانده می شود. این میزان معادل 40 تا 45 درصد کل مصرف گاز در کشورهای مصرف کننده بزرگ اروپایی از جمله اسپانیا، فرانسه، ایتالیا و نروژ می باشد. مقدار مذکور، بطور متوسط نزدیک به 13 درصد مصرف کل گاز کشور می باشد. امروزه حتی گازهای سوزانده شده در کشورهای تولیدکننده بزرگ نفت خام از جمله عربستان سعودی بسیار ناچیز و حدود صفر می باشد. سهل انگاری در کاهش سوزاندن گازهای همراه از موارد مهم در مدیریت ناکارای انرژی در بخش عرضه کشور می باشد. اگرچه طرحهای محدودی از جمله طرح جمع آوری گازهای همراه (آماک) ویا طرح NGL خارگ در شرکت ملی نفت در این خصوص تعریف شده است. اما استحصال گاز در طرحهای مذکور در مقایسه با حجم بالای گازهای سوزانده شده در کشور بسیار اندک می باشد.
نکته قابل توجه مدیریت بهینه در بخش انرژی، سیاست های قیمت گذاری حاملهای انرژی می باشد. همانطور که در تحقیق انجام شده بررسی گردید. سیاست قیمت گذاری بویژه در کشورهای ژاپن و یا نروژ بگونه ایی می باشد که باعث هدر دهی انرژی نمی شود. در این راستا، اگر قرار است یارانه خاصی برای حمایت به بخشهای مختلف صنعتی ارائه شود. این یارانه به صورت هدفمند به افزایش سوددهی بخش صنعت و یا ارتقاء کارائی انرژی می گردد. اما بطور مثال در کشور سالانه مبالغ هنگفتی به عنوان یارانه انرژی به بخشهای مختلف اقتصادی پرداخت می شود ولیکن نه تنها باعث افزایش کارائی نمی گردد بلکه به طور فزاینده ای سبب افزایش مصرف انرژی نیز می گردد. در این زمینه اتخاذ سیاستهای منسجم و مشخص برای قیمت گذاری انرژی و یا سعی در هدفمند نمودن یارانه انرژی بسیار مهم تلقی خواهد گردید.
 

چهارشنبه 14 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

الگوي مصرف و هويت فرهنگي

قرن 18 در اروپا كه با عنوان عصر «روشنگري » از ديگر قرون متمايز مي‌شود ويژگي عمده ديگري كه داشت ، عصر رويكرد به تجارت نيز بود. شعارlesse faire ( بگذار مرزها آزاد باشند ) در همين زمان باب شد. دليل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاي داخلي، براي دستيابي به مواد اوليه و به تبع آن زارهاي خارجي ، براي فروش كالاهاي ساخته شده به سوي كشورهاي خارجي رو آوردند و درخواست تاجران از دولت كاهش ماليات براي صدور كالاها بود. اين كالاها در كشورهايي، كه امروزه به عنوان جهان سوم ناميده مي‌شوند، بايستي ارزيابي مي‌شدند. استعمار و حمله نظامي مستقيم به چنين شورهايي كشورهاي اين مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشكل را بعد از شكست تجربه اين كشورها در مورد استعمار، نئوكليناليسم ( استعمار نوين از طريق فرهنگ )، به وجود آورد، بافت سنتي و عرفي اين جوامع بود كه همانند پوسته‌اي وخيم در مقابل فرآورده‌هاي نوين مقاومت نشان مي‌داد . اولين اين بود كه راه نفوذ به درون اين پوسته شناخته شود . شناختن سنت‌ها و رسوم براي رخنه در آنها اولين گام به شمار رفت و تبليغات نيز به كمك اين روش توانست سد نفوذ اين كشورها را از هم بپاشد. افراد اين جوامع ابتدا بايستي باور مي‌كردند كه آنچه خود دارند در مقابل كالاهاي وارداتي از ارزش خوبي برخوردار است و اين كار با ظرافت تمام در تبليغاتي كه از شناسي شخصيت كمك مي‌گرفت، انجام مي‌شد. در اينجا كه يكي از مسائلي كه باعث «بحران هويت » مي‌شد به ميان آمد و فرد اين جامعه ابتدا هويت خود را، كه ريشه‌ها، عرف‌ها، تربيت و اعتقادهاي او داشت، زير سؤال مي‌برد و در مقابل به دنبال كسب هويت تازه، خود را به شكل ‌كالاهاي مصرفي در مي‌آورد كه با تبليغات به وي القاء شده بود. كاربه همين جا ختم نمي‌شد. كار هنگاهي مصيبت‌بارتر مي‌شد كه دقت كنيم در اين راستا فرهنگ چنين جوامعي به عوامل ديگر ، دستخوش تغيير و تحول و در نهايت بحران كه نمود خود را در تمامي اركان جامعه از خانواده گرفته مادبومي نشان مي‌دهد .
الگوهاي مصرف را نمي‌توان از نظامهاي ارزشي و هنجاري ـ خواه اجتماعي يا فردي و يا توأماً ـ كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تأثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت مي‌شود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست . بدون ناديده انگاشتن بعد سودگرايي ( ارضاي نيازهاي رواني ) فرآيندهاي مصرف اجتماعي ، بايد به ابعاد نمادي، يعني معناي اجتماعي آنها نيز توجه داشت. كالاها و خدمات ، سواي كيفيات طبيعي‌شان، داراي علايم رمزي نيز هستند و شاخصها و عاملان يك قشربندي اجتماعي محسوب مي شوند ؛ به همين دليل بررسي دقيق پديده تشكيل الگوهاي مصرف توسط شركتهاي فرامليتي اهميت دارد.
در واقع مصرف كالاها و خدمات مصرفي، علايمي است كه كدهاي اصلي جامعه‌اي كه فرد در آن زندگي مي‌كند ـ صرفنظر از درجه توسعه اقتصادي و اجتماعيش ـ به آنها معنا مي‌بخشد . لذا حوزه مصرف، حوزه‌اي مهم در تشكيل ذهنيتها و ارزشهاي منبعث از فعاليتهاي شركتهاي فرامليتي است، زيرا نماد مصرف يا كد اشياي مصرف شده ترجمان وضع فرهنگي يا هويت فرهنگي‌اند. افراد با دسترسي يافتن به كالاهاي خاص برطبق موازين و مقياسهاي جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلكه از جايگاه ديگران نيز آگاهي مي‌يابند اشيا با ايفاي يك كاركرد اجتماعي تمايزي و تبعيضي ، در واقع معرف افراد،‌يا به معناي صحيح‌تر تمايز بين افراد مي‌شود. در حقيقت تمايز قايل شدن بر حسب اشيا مبين يا موجد تفكيك و تفاوت اجتماعي است، كه افراد را طبقه‌بندي كرده و سلسله مراتب اجتماعي را به دنبال دارد. اين بعد نمادي در كليه سطوح جامعه بر طبق كدهاي متفاوت ، مشاهده، و به يك طبقه اجتماعي خاص نيز محدود نمي‌شود. علاوه براين بايد به مصرف بعد تخيلي نيز افزود، زيرا اشياء وسيله فرار و طلسمي است كه فرد با توسل به آن ميتواند جهاني سحرآميز را تصور كند . آرزها به سوي نيازها هدايت شده و در وجود كالا، برآورده مي‌شوند. علت اينكه تبليغ كنندگان همواره در تلاش يافتن تصويري هستند كه مصرف‌كنندگان از خود ، و از من آرماني همواره صرفاً همان الگوي رفتاري است كه در يك متن اجتماعي تحقق مي‌يابد و به عبارت ديگر در ارتباط با ساير افرادي كه از اتحاد آنها با يكديگر هستي اجتماعي ـ فرهنگي خاص، و اكثراً يك ملت، تشكيل مي‌شود. جدل ميان خود و تصوير شخصي يعني بين انگيزه‌ها و ارزشها در مصرف در كشورهاي در حال توسعه، غالباً در ناكامي از مصرف بسنده تجلي مي‌يابد، چه در واقع آنچه فرد مي‌كوشد در مصرف بيابد راهي براي غلبه بر احساس نابسندگي و ميل ورود به اجتماع و نيل به ارتقاي اجتماعي است .
انسان در آرزوي اثبات موجوديت خود و تعريف «من» و تعيين جايگاه و نقشش در رابطه با ديگران، در طلب فرآورده‌ها ، ماركها و تصويرهايي است كه با تصورش از اينكه كيست، كه بايد باشد ، وبنا به معجزه يا جادويي، كه خواهد شد ، سازگار و متناسب باشد .
پس اشكال، به خصوص اشكال نمادي الگويي كه افراد بر مبناي آنها هويت خويش را تعيين مي‌كنند بيان يك روش خاص جامعه‌پذيري است . اين شيوه جامعه‌پذيري نه تنها از پيامها و اطلاعاتي كه فرد از جامعه به طور كل دريافت مي‌كند، بلكه از منزلت اجتماعي او كه براي مثال به شغل و پايگاه اجتماعيش نيز مربوط است، سرچشمه مي‌گيرد . الگوهاي مصرف در همه موارد بايد با هويت فرهنگي جامعه كاملاً پيوستگي داشته باشد ، البته بايد به الگوهاي مصرف متفاوتي كه به دليل عدم تجانس نظام اجتماعي ـ فرهنگي و دامنه قشربندي اجتماعي ـ اقتصادي كمابيش با يكديگر تفاوت دارند توجه داشت . در كشورهاي جهان سوم ،منطبق تفكيك اجتماعي بر مبناي مصرف تنها در ايجاد يك سلسله مراتب اجتماعي ـ فرهنگي و پويايي و تحرك اجتماعي بازتاب نمي يابد بلكه به شكل يك برخورد متقاطع فرهنگي و ستيز بين «سنت و تجدد»نيز پديدار مي‌گردد . معرفي و گسترش تجدد از طريق فرآيند قالب شكني ، آمال و نيازها و قالب ‌ريزي مجدد آنها پويايي اجتماعي مصرف را در پي‌دارد. در اين چهارچوب ، الگوي ارتباطات با الگوي مصرف رابطه مستقيم دارد، از يك سو الگوي مصرف حاصل مجموعه پيامها و علايمي است كه نگرش مردم را شكل مي‌دهد ، و در رفتار هاي مصرفي آنها تبلور مي‌يابد . واز سوي ديگر مصرف خود يك الگوي ارتباطي بين انسان و جامعه و بين انسان و خود اوست. اما همانگونه كه ج. آتالي به نحو شايسته‌اي مطلب را ادا مي‌كند، «انسان منفعل و ساكت مانده و مي‌گذارد اشياء وسيله‌ساز ايجاد فرهنگ او ، كد گذار نظام سلسله مراتب و جايگزين گفت و شنود شوند .»
در نتيجه الگوهاي مصرف بازتابي خواهند بود از ديگاهها و الگوهاي آمال سنتي يا جديد، موروثي يا وارداتي. اگر شركتهاي فرامليتي وسايل ايجاد الگوهاي مصرفي در كشورهاي در حال توسعه را داشته باشند، بنابراين در ژرفاي فكر انسان و در آمال و آروزهايش نفوذ مي‌كنند. در اين مفهوم ايجاد الگوهاي مصرف بخشي از يك فرآيند فرهنگ‌پذيري است كه الگوهاي مصرف خود ملهم از آنند.
ايجاد الگوهاي مصرف و فرهنگ‌پذيري
تأثير شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرف در دو سطح صورت مي‌گيرد. در وهله اول اين شركتها به توسعه الگوهاي مصرفي رايج در كشورهاي جهان سوم كمك مي‌كنند. در وهله دوم شركتها مي‌كوشند كالاها و فرآوردهاي جديد راكه كم و بيش پيچيده‌تر از فرآورده‌هاي قبلي است جايگزين فرآورده‌هاي سنتي كنند. بنابراين موفقيت تجارتي اين شركتها در تمامي ساختار مصرف كشورهاي در حال توسعه تأثير مي‌گذارد .
قبلاً بيان شد كه شركتهاي فرامليتي انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظامهاي بازنمايي و هنجاري و نظامهاي بياني ( نيازها و الگوهاي رفتاري ) اند . تفكري كه اساس اين نظامها را تشكيل مي‌دهد آن است كه براي مثال پاداش تلاش فرد در كارش دسترسي يافتن به كالاهاي مصرفي است، و افزايش مصرف شاخص عمده توسعه اقتصادي محسوب مي‌شود. بنابراين، ترويج چنين منطقي و تلاش براي مصرف بيشتر درنيروي محركه تغيير اجتماعي نقش مهمي دارد. به اين معنا كه شركتهاي فرامليتي به دليل ماهيت عقلانيت خود ،‌در پيوستگي و يگانگي روزافزون كشورهاي جهان سوم با نظام اقتصاد تجارتي دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد در اين نظام اقتصادي تا حد زيادي به كالاها و خدماتي كه در دسترس دارد و همچنين به پايگاه اجتماعي وابسته به اين خدمات منوط است. اين عقلانيت به طرق گوناگون مطرح مي‌گردد، در زمينه ارتباطات، پيامهاي پخش شده توسط رسانه‌ها ( تلويزيون ، سينماو تبليغات ) با نمايش امتيازات جامعه مصرفي و ايجاد اشكال بازنمايي و نظامهاي هنجاري ، نقش مهمي بازي مي‌كنند. افق احتمالات بسط يافته و طيف وسيعي از كالاهايي را در بر مي‌گيرد كه قبلاً ناشناخته و مطلوبيتشان نامعلوم و تصور ناشدني بود. به موازات اين جريان ، گرايش روزافزوني به تقليد از سبك زندگي غربي و توليدات غربي به وجود مي‌آيد، انگيزه‌هاي افراد به نحو فزاينده‌اي به سمت دسترسي به مصارف تجارتي سوق داده مي‌شود. ارزشهاي سنتي تا حد زيادي بي‌اعتبار مي‌گردد، و تصور ذهني فرد از جامعه و نقشي كه در آن دارد، تغيير مي‌كند . اين فرآيند تخريب بذر ساختارها وكدهاي اجتماعي جديد را در خود دارد كه توجه فرد را به دنياي خارج از جامعه‌اش معطوف مي‌كند و به گفته هشيللر او را به يك انسان مصرف كننده مبدل مي‌سازد . وابستگي در مورد ارتباطات و توسعه يك نظام اقتصادي و اجتماعي بر مبناي پويايي نيازهاي مادي دو پديده كاملاً مرتبط به يكديگر به نظر مي‌رسند، زيرا اسلوب زندگي كه رسانه‌ها و به خصوص تليغات به آنها اعتبار مي‌بخشند درتحليل‌نهايي چيزي جز تزيين ويترين براي نظام موجود اشياء نيستند. ميزان فرهنگ‌پذيري آنچنان بالاست كه در اثر موارد در پيامهايي كه توسط رسانه‌ها انتقال مي‌يابد «سنت » معادل «عقب افتادگي » و «تجدد »، معادل «رشد » آورده مي‌شود.
كاركنان شركتهاي فرامليتي نيز، صرفنظر از مقامي كه در شركت دارند، با اشاعه اخلاق شركتها در اين فرآيند تخريب نقش مهمي دارند . همان طوري كه قبلاً اشاره شد، اشتغال به كار در اين نوع شركتها مستلزم پذيرش مقررات و هنجارهاي مربوط به آنهاست . مصرف كالاهاي ساخت شركتهاي فرامليتي و اثرات نمايشي منبعث از آنها در ايجاد اخلاق مصرف مادي مؤثر است .
نكته آخر اينكه اين شركتها گرايش دارند عادات مصرفي را به گونه‌اي كه به سود آنها باشد شكل دهند و بنابراين درصددند تا فرآورده‌هاي خود را جايگزين كالاهاي سنتي كنند، و براي برخي كالاها و خدمات خود تقاضاي تجارتي منظمي كه قبلاً وجود نداشته به وجودآورند . همچنين برخي نيازها و خواستها را به سوي ماركهاي خارجي سوق دهند . از يك ديدگاه كلي شواهد آشكاري دال بر وجود يك فرآيند برون‌گرايي مشاهده مي‌شود كه برطبق آن سليقه‌ها به جهان خارج از جامعه فرد هدايت مي‌گردد . اين فرآيند با منافع تجارتي شركتهاي فرامليتي ارتباط مستقيم داردو ما را به اين باور مي‌كشاند كه اين شركتها را عاملان فعال انتقال حقيقي رجحانها تلقي كنيم .
مكانيزمها و نمونه‌هايي از برون گرايي
سياست‌هاي تبليغاتي و تشويق فروش كالا بدون شك يكي از مؤثرترين طرق نفوذ شركتهاي فرامليتي است، و در تغيير نيازهاي اساسي افراد و هدايت آنها به سوي ماركها و فرآورده‌هاي خاص دخالت دارد. قطعاً اين انتقال سليقه‌ها برآيند سياستهاي گسترده بازاريابي و تأثير آنها برمعرفها و هنجارهاست . م. گلدفري و س. لانگدون (1979)، يادآوري مي‌كنند كه در سال 1973، 80% آگهي‌هاي تبليغاتي راديو سواحلي دركنيا به شركتهاي فرامليتي تعلق داشت . از جمله اين شركتها مي‌توان براوك باند، نستله، لگليت ـ پالموليو، كوكاكولا، يونيليور، گلاسكو و استرلينگ وينتراپ را نام برد.
هدف اصلي اين تبليغات ايجاد نيازها و بنابراين فرآورده‌هايي است كه مي‌توانند اين نيازها را برآورده سازند. فرآورده‌هايي كه عملاً تنها شركتهاي فرامليتي قادر به توليد آنها هستند. براي مثال شركت يونيليور براي فروش خود برنامه‌هاي تبليغاتي جهاني بسيار مهمي اجرا مي‌كند. اين برنامه‌ها غالباً باعث مي‌شود تا مردم تمامي علاقه خود را به فرآورده‌هاي داخلي از دست بدهند. مثلاً همين شركت تلاش مي‌كند تا در هند مارگارين واناپستي را جايگزين كره محلي كند و به نظر مي‌رسد كه اين محصول داخلي كلاً از بين برود. اين شركت در ايجاد نياز به پودرهاي پاك كننده شيميايي و مواد ضدعفوني كننده و نتيجتاً در نتيجه ايجاد بازاري براي اين محصولات خود در اندونزي موفق بوده است .
علاوه براين توانسته است فروش بستني ، سوسيس و اغذيه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزي سيرالئون و ليبريا گسترش دهد ، يعني در مناطقي كه كمتر مي‌توان از آنها به عنوان مناطق داراي « درآمدهاي احتياطي » سخن گفت و آذوقه‌رساني به آنها معمولاُ توسط هواپيما صورت مي‌گيرد.
در آمريكاي لاتين قدرت تبليغات به حدي است كه حتي روستاييان بسيار فقير نيز عملاً خودرا ملزم به نوشيدن نوشابه‌هايي چون كوكاكولا و پيسي مي‌دانند، ولو آنكه به قيمت فروش محصولات طبيعي‌شان تمام شود .
ر. لدوگار با مطالعه دو كشور برزيل و مكزيك ، موفقيت شركتهاي فرامليتي را در ايجاد نياز به نوشابه‌هاي غير الكلي نشان مي‌دهد. براي مثال ؛ مصرف سالانه اين نوع نوشابه‌ها در مكزيك رقم قابل ملاحظه 14 ميليارد بطري يعني براي هر نفر 5 بطري طي يك هفته بوده است ( در مكزيك 40% نوشابه‌هاي مصرفي پپسي كولاست ). شستشوي مغزي تجارتي آنچنان قوي است كه ساكنين برخي روستاهاي مكزيك به رغم درآمد اندك خود متقاعد شده‌اند كه بدون اين نوشابه‌ها نمي‌توانند زندگي كنند و بايد هر روز آنها را مصرف كنند . در سال 1979 يك كشيش مكزيكي با اشاره به اين مطلب مي‌نويسد:
« شنيده‌ام بعضي از روستاييان مي‌گويند بدون مصرف روزانه نوشابه‌هاي غير الكلي نمي‌توانند زندگي كنند . برخي ديگر به خاطر نمايش پايگاه اجتماعي خود هر روز با غذايشان بايد نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعي كه ميهمان دارند. اكثراً فكر مي‌كنند كه بايد روزانه اين نوشابه‌ها را مصرف كنند. اين اساساً ناشي از تبليغات گسترده به خصوص در راديو است كه در اين مناطق كوهستاني شنوندگان فراوان دارد. به موازات اين امر، در اين روستاها فرآورده‌هاي طبيعي مثل ميوه كمتر مصرف مي‌شود، برخي خانواده‌ها فقط هفته‌اي يك بار ميوه مي خورند . »
اساس اين سياستهاي تبليغاتي متقاعد ساختن مردم است به اينكه روشهاي سنتي تغذيه ( ارزن، برنج ، لوبيا،‌ذرت، آب) در قياس با محصولات غربي غالباً پيچيده‌تر ( بسته‌بنديهاي لوكس، تفاوت‌گذاريهاي تصنعي با استفاده از ماركهاي گوناگون ) اهميت كمتري دارد . موضوع مهم در اينجا نمادگذاري اجتماعي كالاهاست . از آنجا كه مردم به خاطر كم‌سوادي خود آسيب‌پذيرترند، تاًثير تبليغات بسيار زيادتر مي‌شود. براي مثال، به كشور كنيا كه قبلاً نيز مورد بحث بوده اشاره مي‌شود. هزينه تبليغات بازاريابي براي صابونهاي توليدي شركتهاي وابسته به شركتهاي فرامليتي در اين كشور 6% و براي صابونهاي توليد داخلي 1% قيمت آنها بوده است . اين خود نشاندهنده سياست هدايت تقاضاهاي داخلي به سوي فرآورده‌هاي پيچيده‌تر (صنعتي )، ( صابون توالت، موادضد عفوني كننده ...) است كه بيشتر بر شكل ظاهري صابون‌ها و جذابيت بسته‌بندي آن تأكيد دارد.
براي ارائه طرحي كلي‌تراز موضوع به هزينه‌هاي تبليغاتي شركتهاي تابع شركتهاي فرامليتي در كنيا اشاره مي‌شود . اين هزينه‌ها در حدود 12 ميليون شلينگ كنياست، در حالي كه بودجه تخصيص يافته در آخرين برنامه پنج ساله كنيا براي ساختن مركز بهداشت روستايي كه دولت از آنها به عنوان عوامل كليدي در بهداشت مناطق روستايي ( حدود 90% جمعيت كشور در اين مناطق سكونت دارند ) ياد مي‌كند، 5/7 ميليون شلينگ است .
يكي از مشهورترين نمونه‌هاي نفوذ خارجي در الگوهاي مصرف، فعاليت شركت نستله و سياست توسعه فروش شير خشك براي اطفال است . اين شركت براي ترويج فرآوردهاي غذايي خود و جايگزين كردن آنها به جاي شير مادر سياست فعالي را به مرحله اجرا درآورد. براي اين منظور روشهاي متفاوتي به كار گرفته شده است :
1ـ توزيع مجاني و غالباً خانه به خانه بطريهاي شير و محصولات لبني ( لاكتوژن )
2ـ اجراي برنامه‌هاي تبليغاتي در بيمارستانها و زايشگاهها . اين برنامه‌ها توسط مأموران خاصي موسوم به «پرستاران شير» صورت مي‌گرفت ، اين پرستاران اونيفورم سفيد مي‌پوشيدند و نتيجتاً به راحتي مي‌شد آنها را با كاركنان بيمارستان اشتباه گرفت .
3ـ توزيع مجاني كارتهاي مربوط به وزن نوزادان با تبليغ لاكتوژن . جمله‌اي هم در اين كارتها نوشته شده بود با اين مضمون كه مادران تاحد امكان بايد كودكان را با شير خود تغذيه كنند . اما عملاً چند درصد مادران قادر به خواندن اين نوشته بودند؟
4ـ تبليغات تلفيقي در بيمارستانها و راديو . در اينجا گفته مي‌شد كه مصرف اين فرآورده‌ها، نيرو و قدرت به كودكان مي‌بخشد( براي مثال اين دو موضوع درنيجريه اهميت زيادي دارند ). در جامائيكا تبليغ به اين شكل بود: «لاكتوژن باعث نيرومندي و سلامتي است » يا «انرژي و قدرت مي بخشد».
مصرف شير خشك همراه با برخي نمادها ، يعني «نو»، «بهتر» و نظاير آن بود. دكتر تي. ان ملت نليما در باب آگهي تبليغاتي كه در سال 1974 به مدت دو سال در راديوي كشور سيرالئون پخش مي‌شد، مي‌نويسد : «آگهي ، مادر از كودكش مي‌پرسيد كه آيا لاكتوژن را دوست دارد؟ كودك با خنده شديدي پاسخ مي‌داد: اوم،‌اوم... مادراني كه اين آگهي را مي‌شنيدند معتقد مي‌شدند كه لاكتوژن براي كودكان بهتر از شير مادر است . اينان نمي دانستند كه در اين آگهي در واقع يك مونتاژ صداست .
يعني در آغاز سوال مادر از كودك ضبط شده و سپس صداي قهقهه و خنده كودك، كه علت آن قطعاً چيز ديگري و احتمالاً همان شير مادر بود ، به آن افزوده شده است» در حال حاضر شير خشك در بسياري از كشورهاي جهان سوم مصرف بسيار وسيعي دارد.
بنابراين فعاليت شركتهاي فرامليتي مي‌تواند به انتقال حقيقي الگوهاي مصرف منجر شود. اين روند انتقال الگوها، نيازها برحسب ماركها تغيير پيدا مي كنند و فرآورده‌هاي پيچيده‌تر و گرانتر جانشين محصولت ساده و ارزان مي‌گردد. به موازات اين فرآيند، تبليغات شركتهاي فرامليتي با ايجاد تمايزات تصنعي بين فرآورده‌ها، موجب از رونق افتادن سريع و جايگزين نمودن آنها با محصولات جديدتر است . نمونه‌هاي برون‌گرايي بسيار فراوان بوده و عواقب تأسف باري دارد. اين تنها چيزي است كه مي‌توان گفت .
روستاييان مكزيك بيش از پيش به مصرف نان سفيد به جاي نان سنتي خودشان كه هم ارزانتر است و هم پروتئين بيشتري دارد، روي آورده‌اند. در جامائيكا مردم عادت داشتند به عنوان صبحانه ماهي و موز كه هر دو ارزان و بسيار مقوي هستند ، مصرف كنند. اما در نتيجه تبليغت اين عادت از بين رفته و اين فكر در مغز مردم رسوخ كرده كه براي صبحانه بهتر است سه رال مصرف كنند. اكنون مردم از محصولات كلوگ استفاده مي‌كنند ، در حالي كه موز در بازار به خاطر نبودن خريدار و مشتري فاسد شده و از بين مي‌رود. ورود شركتهاي دانون‌سا و شامبورسي، شركتهاي تابعه گروه شركتهاي ب.اس.ان ژروهدانون و گروه نستله، در سال 1973 به مكزيك و برنامه‌هاي تبليغاتي مهم آنها تقاضاي كلي براي ماست را تا ميزان 350% افزايش داده است .
فرآيند جانشين‌سازي كالاهاي شركتهاي فرامليتي به جاي محصولات داخلي در مصرف سيگار بسيار مشخص و آشكار است . در اين بخش كاملاً متمركز 8 شركت فرامليتي بر بازار جهاني تسلط دارند : مثل شركت بت ، انگليسي الاصل كه بزرگترين سازنده سيگار دنياست و از هر پنچ سيگاري كه در جهان سرمايه‌داري به فروش مي‌رسد يكي از آن اين شركت است.شركتهاي ديگر عبارتند از گروه امپريال (انگليسي)، امريكن براندز ( ايالات متحده )، مؤسسه فيليپ موريس (انگليسي)، و گروه آفريقاي جنوبي (روتمن، رامبراند ـ روپرت ) . اين شركتهاي فرامليتي در گرايش مردم به مصرف سيگارهاي خارجي (روندبرون‌گرايي)، جايگزين نمودن سيگار داخلي ساخت توليد‌كنندگان كوچك با سيگارهاي صنعتي دخالت مؤثر دارند . اين تغيير ذائقه مصرف‌كنندگان سيگار باعث نابودي تنباكو سياه در بسياري از كشورها نظير هند، پاكستان، جمهوري كره، فيليپين، ارژانتين و يا برزيل شده است. سيگار كرتك در اندونزي، دلتي در سري‌لانكا و بيديز در هند به سود سيگارهاي ملايم نوع ويرجينيايي كنار گذارده مي‌شوند . برنامه‌هاي وسيع تبليغاتي عامل مؤثري در چنين فرآيندي است . علاوه براين ، برنامه‌هاي وسيع تبليغاتي شركتهاي فرامليتي توتون، معرف آهنگ عمومي جريان بازاريابي شركتهاست. تأكيد اصلي در اين برنامه‌ها بركليشه‌هاي آمريكايي است و «تجمل‌گرايي، پايگاه اجتماعي، سطح زندگي عالي و تصوير كابوي عاشق آزادي » مضاميني هستند كه لاينقطع تكرار مي‌شوند .
گاهي ايجاد بازارهاي جديد به خاطر يافتن مفرهايي است براي فروش فرآورده‌هاي واسطه‌اي برخي شركتهاي فرامليتي ف. لاپ و جي. كالينز ، به مورد شركت رالستون‌ـ پورينا اشاره مي‌كنند. اين شركت عامل گسترش صنعت پرورش مرغ در كلمبياست، نه از آن رو كه مرغ و جوجه را به ماده كليدي رژيم غذايي مردم اين كشور مبدل سازد، بل به خاطر آنكه براي محصول اصلي كارخانه،‌يعني كنسانتره‌هاي غذايي براي حيوانات، بازار ايجاد كند. به پيروي از همين سياست تسهيلات و امكانات خاصي در اختيار مرغداران گذارده شد. در نتيجه بين‌سالهاي 1971 ـ 1967 توليد مرغ در كلمبيا دو برابر گرديد، يعني از 11 ميليون به 22 ميليون رسيد .
كودكان به دليل آنكه به عنوان خريداران بالقوه به راحتي تأثير پذيرند، هدف مطلوبي براي شركتهاي فرامليتي محسوب مي‌شوند. براي مثال، برخي مؤسسات توليدكننده نوشابه‌هاي غير الكلي درآمريكاي لاتين و مركزي درمقابل فروش مستقيم محصولات خود در مدارس به هنگام برگزاري جشنها، نوشابه‌و يخچال را به طور رايگان دراختيار اين مدارس قرار مي‌دهند . شركتهاي ديگر نظير جنرال فودز در مكزيك با گذاردن مجسمه‌هايي كوچك نظير شخصيتهاي كارتوني والت ديسني در بسته‌بنديها، در واقع براي محصولات خود بازاريابي مي‌كنند.
بسياري از كالاها ( كوكاياپپسي ) نماد تعلق به دنياي مدرن تلقي مي‌شوند ، و اين همان چيزي است كه تبليغ كنندگان برآن بسيار تأكيد مي‌ورزند. ه.والتر در مقاله نشريه بسيار معتبر تجارت جهاني كلمبيا كه به بررسي سياستهاي بازاريابي در كشورهاي در حال توسعه اختصاص يافته بود، اين پرسش را مطرح مي‌كند كه آيا «مردم به اندكي تجمل نظير نوشيدن نوشابه‌هاي غير الكلي يا كشيدن سيگارهاي معطر نياز ندارند؟»
بحثها و توضيحات مسئول بودجه‌هاي تبليغاتي پپسي كولا و كوكاكولا در برزيل به خوبي بيانگر تأثير اجتماعي شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرفي است. او مي‌گويد: «در اين كشور هيچ راهي براي هدايت و كاناليزه كردن طغيان جوانان وجود ندارد، نسل كنوني از هيچ آموزش سياسي يا اجتماعي بهره‌مند نيست. ما يك مكانيزم اعتراضي به وجود آورده‌ايم كه در مصرف كاناليزه مي‌شود. پپسي، تصويري جديد و جوان است، آنها نيز خوشحالند چون جوان هستند و چون جوان هستند، پپسي مي‌نوشند.»
بنابراين ورود شركتهاي فرامليتي دقيقاً با واژگوني الگوهاي مصرف كه برخي از آنها طي چندين قرن بدون تغيير باقي مانده‌اند همزمان است . اما ايجاد الگوهاي مصرف جديد مي‌تواند نتيجه مكانيزمهاي كمتر تعمدي ديگر نيز باشد . فرآورده‌هاي شركتهاي فرامليتي هم به خاطر كيفيات طبيعي (لوكس ونوبودن ) و هم به خاطر نمادهاي اجتماعي وابسته به آنها به سهولت از سوي برگزيدگان داخلي كه شديداً مجذوب اسلوب زندگي غربي و محصولات غربي هستند پذيرفته مي‌شود . پيامد اثرات نمايشي قوي اين جريان ، گسترش نيازها و اشيا در كل جامعه است . در اينجا بايد از تأثيرتقليدي سخن گفت . شركتهاي فرامليتي كالاهايي راعرضه مي‌كنند كه برگزيدگان داخلي سريعاً آنها را مي‌پذيرند و سپس درمدت زمان كوتاهي پس از عرضه اين كالاها، سايرين نيز به تقليد از برگزيدگان مصرف كنندگان اين كالاها خواهند شد، فرآيندي كه ر. نوركس در موردش چني مي‌گويد : «اگر چه مصرف در كشورهاي در حال توسعه به سطح درآمد بستگي دارد اما به تفاوت بين درآمدهاي پايين با بالاترين درآمدها نيز مربوط مي‌شود . طبقات كم درآمد در نتيجه فرآيند كشش و جاذبه اجتماعي به تقليد از طبقات داراي بالاترين درآمدها و به خصوص اعضاي شركتهاي فرامليتي تمايل پيدا مي‌كنند. »
طرح كلي در اين جريان چنين است : شركتهاي فرامليتي محصولات جديد را در كشورهاي درحال توسعه عرضه كرده و نيازهاي مصرفي آنان را به جانب اين كالاها هدايت مي‌كنند.
روشهاي نفوذ متنوع وگوناگون است ( عمدي با استفاده از تبليغات، نسبتاً غير عمدي از طريق نمايش )، اما همگي در جهت هدايت الگوهاي مصرف به سوي كالاها و خدمات توليدي شركتهاي فرامليتي مشاركت دارند. ايجاد عرضه خود موجد تقاضاست. درست است كه اين محصولات بدون در نظر گرفتن نيازهاي اساسي مردم به بازار عرضه مي‌شوند و اين چيزي نيست كه شركتهاي فرامليتي نسبت به آن بي‌اطلاع باشند، بلكه بالعكس «اين روش عادي و متداول انجام دادن امور از سوي آنهاست » اين سياست و عواقب ناشي از آن، نمايش جديدي از تضاد و برخورد دو نوع منطق است، زيرا براي يك شركت فرامليتي انتخاب يك برنامه تبليغاتي قبلاً آزموده شده به زباني ديگر به مراتب راحت‌تر است تا عرضه و يا توليد فرآورده‌هايي نو متناسب با نيازهاي خاص محلي.
بنابراين مي‌توان چنين نتيجه‌گيري كرد كه شركتهاي فرامليتي با معرفي عادات مصرفي غربي در كشورهاي درحال توسعه در ايجاد فرآيند جهاني برون‌گرايي فرهنگي دخالت مؤثر دارند. زيرا آداب تغذيه بازتاب روشي است كه ملتها طرز فكر و رفتار خود رابه وجود مي‌آورند ، آنها را هدايت مي‌كنند، سنتهايشان را تلفيق واحياء مي‌سازند و رسوم خود را با رسوم انتقال بافته از سوي ديگر فرهنگها در هم مي‌آميزند.
از اين ديدگاه بسط و ازدياد موفقيت جهاني غداهاي آماده‌اي نظير مك‌دونالد را نه به واسطه فروش (زياد) اين محصولات، بلكه بيشتر به خاطر شيوه زندگي و نمادهاي وابسته به آن بايد توجيه كرد.
نكته ديگر اين است كه سواي اهميت اجتماعي ـ فرهنگي تأثير شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرف، نفوذ آنها باعث بروز انحرافاتي در ساير حوزه‌ها نيز مي‌گردد. تغيير گرايش مصرف كشورهاي جهان سوم به جانب كشت برخي محصولات كشاورزي كه عمدتاً ناشي از استفاده از سموم دفع آفات است ( كه شركتهاي فرامليتي در توليد آنها نقش عمده دارند) وابستگي اقتصادي و تكنولوژيكي اين كشورها را افزونتر مي‌كند. اما عمده‌ترين فرآيند اين جريان تخصيص نادرست منابع كمياب است . با تغييرمحصولات كشاورزي، بهاي آنها همگام با كاهش ارزش غذايي در نتيجه افزودن چربيها و مواد شيميايي، افزايش مي‌يابد. از سوي ديگر تأكيد برتوليد و مصرف فرآورده‌هاي حيواني، موجب اتلاف عمده منابع گياهي است. براي مثال دركلمبيا با گرايش به كشت علوفه به جاي كشت حبوبات و سبزيجات نه تنها منبع پروتئيني‌گراني جايگزين يك منبع پروتئيني ارزان شده، بلكه عملاً كاهش ذخاير پروتئيني را به دنبال داشته است، چون پروتئين منابع حيواني به مراتب كمتر از صنايع گياهي است. در اينجا به مثالي كه قبلاً آورده شده است، بر مي‌گرديم. طبق بررسيهاي انجام شده، حاصل كشت علوفه در يك جريب زمين اختصاص يافته به پرورش مرغ و ماكيان در منطقه واله ،‌برابر است با پروتئيني كه از كشت ذرت يا لوبيا درهمين زمين به دست مي‌آيد.حال اگر در اين زمين سويا كشت شود، ميزان پروتئين حاصله 16 برابر بيشتر از كشت علوفه مرغداري خواهد بود. قبلاً گفته شد كه توليد جوجه در وهله اول به خاطر منافع شركتهاي فرامليتي در توليد خوراك و علوفه حيواني بود. مثال ديگر كه جمع اضداد است ، كشور مكزيك يعني مهم‌ترين صادر كننده پرتقال است. تا سال 1979 در نوشابه فانتا يا اورانج كراش از آب پرتقال استفاده نمي‌شد . از اين تاريخ به بعد دولت تصويب كرد كه حداقل، 1% آب پرتقال بايد به اين نوشابه‌ها افزوده شود. آخرين مثال در اين مورد كاپرال شعبه شركت نستله در ساحل عاج است . اين شركت عامل توسعه و رواج مصرف قرص‌هاي مگي در كشور فوق است. در حال حاضرخانواده‌هاي ساحل عاجي به طور متوسط سالانه 700 قرص مگي ـ روزانه 2 قرص براي هر خانواده ـ مصرف مي‌كنند. اين قرص جزء مهمي از رژيمهاي غذايي مردم ساحل عاج و به خصوص فقيرترين اقشار جمعيت شده است. قرص مگي كه در كشورهاي غني حكم چاشني و مكمل غذا را دارد به عنوان يك غذاي اصلي براي تغذيه كافي نيست. اين محصول از پروتئين گياهي درست شده و مصرفش دريك رژيم غذايي كه خود دچار كمبود پروتئين حيواني است، باعث تشديد كمبود غذايي ـ به خصوص از نظر كمبود اسيد آمينه ـ مي‌گردد، امري كه در كشور فوق مشهود است .
بنابراين ترديدي نيست كه شركتهاي فرامليتي قدرت هدايت خواستها و نيازهاي مردم را به سوي محصولات و يا خدمات خود دارند. اگر الگوهاي مصرف بازتاب ذهنيتها و تا حد بسيارزيادي آمال مردم باشند، ايجاد الگوهاي مصرف شكلي خاص از برون‌گرايي اجتماعي‌ـ فرهنگي ملل جهان سوم و جدا ساختن آنها از ريشه‌ها يا حافظه‌هايشان است. از اين ديد شركتهاي فرامليتي را مي‌توان به عنوان عاملان فعال دگرگوني اجتماعي تلقي كرد. كه فرهنگ‌زدايي افراد را به دنبال دارد و كمترين اعتنا و توجهي به ضرورتهاي دگرگوني مستقل و ملي كشورهاي فقير ندارد.
1_fast _ food 2_ valle 3_ orange vrush
كتاب شركت‌هاي فرامليتي و توسعه درونزا
ترجمه عبدالحميد زرين قلم
فاطمه فراهاني
 

چهارشنبه 14 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

روشهایی برای استفاده بهینه از زمان

اگر چه زمان سرمایه ی ارزشمندی است اماتمام شدنی است، تنها کسانی که از لحظه لحظه‌ی این سرمایه در راه سعادت و کمال و بهروزی خویش بهره گیرند، در آینده و در بخشهای پایانی عمر گرفتار حسرت برگذشته نخواهند شد .  موفقیت و شکستها مرهون استفاده از زمان است.

اگر می خواهید درمدیریت زمان موفق باشید به توصیه های زیر توجه کنید:

 

  هدفهایتان رامشخص کنید :

تصمیم بگیرید که دقیقاً چه می‌خواهید. با روشن کردن این موضوع، اولین قدم را برداشته‌اید. پیش از آغاز کار، هدف‌ها و تصمیم‌هایتان را بنویسید.

 

  برای هر روز از قبل برنامه‌ریزی کنید :

برای انجام هر کاری باید برنامه‌ریزی کنید. برنامه خود را روی یک ورق کاغذ بنویسید. خواهید دید هر دقیقه‌ای را که برنامه‌ریزی صرف می‌کنید، در واقع پنج تا شش دقیقه در زمان انجام کار خود صرفه‌جویی می‌کنید.

 

 

از قانون ۲۰/۸۰ در کارهایتان استفاده کنید :

۸۰ درصد از موفقیت‌های شما، نتیجه ۲۰ درصد فعالیت است. پس تلاش خود را بر همین ۲۰ درصد متمرکزکنید.

    پیامد کارها را در نظر داشته باشید :

مهم‌ترین کارهای شما، آن‌هایی هستند که بیشترین تأثیر را بر کار و زندگی شما می‌گذراند. به جای توجه به کارهای دیگر، همه تمرکز خود را بر کارهای مهم قرار دهید.

    همیشه از روش الف، ب، پ، ت، ث استفاده کنید :

ابتدا فهرستی ازکارهایی که باید انجام دهید، تهیه کنید. سپس آن‌ها را اولویت‌بندی کنید و مطمئن شوید که مهم‌ترین کار در ابتدای فهرست شما قرار دارد.

    روی هدف اصلی تمرکز کنید :

نتایج مورد نظر کار خود را مشخص کنید و سپس با پشتکار برای رسیدن به آن‌ها اقدام کنید.

  به ضرورت انجام کارها توجه کنید :

هیچ وقت برای انجام همه کارها وقت کافی ندارید، ولی همیشه برای انجام مهم‌ترین کارها وقت کافی خواهید داشت.

 

 

پیش از شروع کار، مقدمات آن را فراهم کنید :

باید با آمادگی کامل کار را انجام دهید تا عملکرد ضعیفی نداشته باشید.

 

 

همیشه شاگرد باقی بمانید :

هر چه دانش و مهارتتان در ارتباط با کاری که انجام می دهید بالاتر باشد، کار را سریع‌تر و بهتر انجام خواهید داد.

 

  استعدادهای منحصر به فرد خود را تقویت کنید :

دقیقاً مشخص کنید که چه کاری را امروز و چه کاری را در آینده می‌توانید به خوبی انجام دهید و سپس دست به کار شوید.

   

محدودیت‌های خود را بشناسید :

عوامل باز دارنده درونی و بیرونی را مشخص کنید. عواملی را که باعث تسریع کارتان می‌شوند تعیین کنید و سپس سعی کنید عوامل باز دارنده را از میان بردارید.

 

  قدم به قدم پیش بروید :

اگر کارهای خود را مرحله به مرحله انجام دهید، می‌توانید بزرگ‌ترین و سخت‌ترین کارها را انجام دهید.

 

  خودتان را تحت فشار قرار دهید :

تصور کنید یک ماه دیگر باید شهرستان را ترک کنید. به گونه‌ای عمل کنید که گویا مجبور هستید پیش از رفتن همه کارهای اصلی خود را انجام دهید.

    توانایی‌های خود را افزایش دهید :

اوقاتی را که کارآیی ذهنی و جسمی شما به حداکثر می‌رسد مشخص کنید و مهم‌ترین کارهایتان را در همان زمان‌ها انجام دهید. به اندازه کافی استراحت کنید تا بیشترین بازدهی را داشته باشید.

    خود را به فعالیت بیشتر عادت دهید :

مشوّق خود باشید و در هر شرایطی در پی کسب نتایج عالی باشید. به جای فکر کردن به مشکلات، راه‌حل آن‌ها را جستجو کنید. همواره خوش‌بین باشید.

    از تنبلی سازنده بهره بگیرید :

هیچ‌کس نمی‌تواند همه کارها را انجام دهد، پس گاهی اوقات باید از انجام کارهایی که اهمیت کمتری دارند خودداری کنید. با این کار برای کارهای مهم‌تر وقت کافی خواهید داشت.

 

ابتدا سخت‌ترین کار را انجام دهید :

روز خود را با سخت‌ترین کار آغاز کنید، کاری که بیشترین تأثیر را بر زندگی شما خواهد داشت و تا وقتی آن را به طور کامل انجام نداده‌اید، کار دیگری در دست نگیرید.

کار را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید :

کارهای بزرگ و پیچیده را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید. سپس هر دفعه، یک بخش از کار را انجام دهید.

 

برای خود ایجاد وقت کنید :

برنامه روزانه خود را به گونه‌ای تنظیم کنید که هر روز وقت کافی برای تمرکز کامل بر کارهای مهم و ضروری داشته باشید.

 

کارها را سریع‌تر انجام دهید :

عادت کنید کارهای اصلی خود را سریع انجام دهید تا به عنوان شخصی که کارها را سریع و دقیق انجام می‌دهد، شناخته شوید.

    کارها را به ترتیب اهمیت انجام دهید :

کارهای ضروری و مهم خود را مشخص کنید به سرعت کار را آغاز کنید و بدون وقه تا تکمیل نهایی آن، دست ازکار نکشید. رمز افزایش کارآیی و بهره‌وری فردی، همین است.

 

اراده کنید که هر روز این روش‌ها را تمرین کنید تا جزء عادات روزانه شما شوند. اگر به این ترتیب عمل کنید، مدیریت زمان بخشی از شخصیت شما می‌شود و آینده‌تان را تضمین می‌کند.

چهارشنبه 14 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اصلاح الگوي مصرف دربند برداشت‌هاي نادرست

با ناميدن سال 88 به سال «اصلاح الگوي مصرف»، اين روزها هر سازمان، وزارتخانه و موسسه‌اي از آمادگي براي اصلاح الگوي مصرف در حوزه عملكرد خود خبر مي‌دهد. در حالي كه مرور اخبار جاري نشان مي‌دهد اصلاح اين الگو در برخي موارد با برداشت‌هاي نادرست و گاهي ناقص همراه است.

اين برداشت‌ها در نخستين روزهاي شروع سال كاري، حتي رهبر انقلاب را به واكنش واداشت. حضرت آيت‌الله سيدعلي خامنه‌اي بصراحت سال 88 را مبدايي براي حركت به سمت اصلاح الگوي مصرف ناميدند نه سال اصلاح الگوي مصرف. ايشان ضمن انتقاد از برداشت‌هاي نادرست از اين نام فرمودند: اين اصلاح كاري نيست كه به يكباره و يكساله انجام شود و سال‌ها طول مي‌كشد.
اين سخنان در حالي مطرح مي‌شود كه برخي كارشناسان، مديران و مسوولان از مفهوم اصلاح الگوي مصرف دچار كج‌فهمي شده‌اند، حتي در بسياري موارد اين برداشت‌هاي نادرست به حركت‌هاي عوامفريبانه و برنامه‌هاي ضربتي و بدون كارشناسي منجر شده است. وجود زمزمه‌هايي مبني بر حذف اضافه كار و برخي مزايا در جمعي از موسسات دولتي و غيردولتي از جمله چنين برنامه‌هايي است. به گفته يكي از كارمندان دولت، به بهانه نامگذاري امسال، پنير از صبحانه كاركنان سازمان حذف و نان خالي جايگزين شده است. اين كارمند دليل را در سطحي‌نگري مديران و نداشتن درك درست از مساله مي‌داند.

اصلاح الگوي مصرف فقط براي دولت

يكي از برداشت‌هاي نادرست كه بويژه در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري تشديد شده، افزايش انتقادات ناشي از اهمال‌كاري و سوءمصرف در دستگاه‌هاي دولتي است. برخي كارشناسان نقطه آغاز اصلاح الگو را دولت مي‌دانند و حتي بار اجراي هرگونه اصلاحي را بر دوش دولت مي‌گذارند؛ در حالي كه اصلاح هر الگويي در مفهوم عام ابعاد اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و نيز سياسي دارند و سياست از بالا به پايين براي تحول در الگوي مصرف يك جامعه در بسياري موارد با بن‌بست روبه‌رو بوده است.دراين‌باره البته جواد آرين‌منش، نايب رئيس كميسيون فرهنگي مجلس مي‌گويد: به هر حال بايد بپذيريم كه دولت بزرگ‌ترين مصرف‌كننده منابع و نقش مهمي در تحقق اصلاح الگوي مصرف دارد، به همين دليل بايد پيشگام باشد.

وي البته تاكيد مي‌كند كه اين اصلاح نيازمند عزم ملي با مشاركت دولت و مجلس است. وي مهم‌ترين قدم در راه اصلاح الگوي مصرف را اصلاح قوانين، ساختارها و حتي رفتارها و نگرش‌ها مي‌داند.

مفهومي محدود به خانواده

مفهوم اصلاح الگوي مصرف به ظاهر مفهوم دقيق و روشني است؛ در حالي كه هر كس در حوزه كاري خود، آن را معادل صرفه‌جويي و سياست‌هاي انقباضي در نظر گرفته است، اين مفهوم به صرفه‌جويي محدود نيست و طبق شرايط اجتماعي و جغرافيايي، اين مفهوم تعريف ويژه‌اي دارد، همان‌طور كه يحيي آل‌اسحاق، رئيس اتاق بازرگاني تهران به عنوان يك مسوول اقتصادي در جلسه‌اي گفته است: اگر اصلاح الگوي مصرف و اسراف را تنها مربوط به خانواده بدانيم، در تعريف اين واژه ساده‌انگاري كرده‌ايم.

وي اضافه كرد: 92 درصد از آب شرب كشور در بخش كشاورزي، 2 درصد در بخش صنعت و 6 درصد در بخش خانواده‌ها مصرف مي‌شود؛ اما هنگامي كه بحث اصلاح الگوي مصرف پيش مي‌آيد، تمامي فشارها به خانواده‌ها منتقل مي‌شود و اين در حالي است كه بيشترين اسراف به دليل نامناسب بودن نظام آبياري در بخش كشاورزي صورت مي‌گيرد.

متاسفانه هنوز بسياري از مسوولان، اصلاح الگوي مصرف را به خانواده و البته زنان محدود مي‌دانند و اولين قدم در اصلاح را از اين نقطه مي‌دانند.فريدون كسمايي، كارشناس ارشد جامعه‌شناسي دراين‌باره مي‌گويد: هرچند خانواده مركز ثقل اصلاح الگوي مصرف نيست، اما نمي‌توانيم از نقش تعيين‌كننده آن بگذريم؛ چراكه نهادهاي جامعه‌پذيري مانند خانواده، مدرسه و رسانه‌ها در فرهنگ‌سازي و آموزش الگوي صحيح مصرف نقش تعيين‌كننده‌اي دارند.

به گفته وي، اصلاح الگوي مصرف نيازمند تعريف دقيق و تعريف برنامه‌هاي عملياتي در هر سازمان و موسسه‌اي است. اين اصلاح سطوح خرد و كلان را به طور توامان دربرمي‌گيرد.

كسمايي مي‌گويد: كارشناسان هر سازمان كه معمولا در اتاق‌هاي فكر و مراكز پژوهشي آن سازمان استقرار دارند، بايد متناسب با مسووليت و برنامه‌هاي هر سازمان، نظام اصلاح الگوي مصرف را طراحي كنند. به نظر من، استراتژيست‌هاي هر سازمان از ميزان اسراف‌ها و اهمال‌كاري نسبت به منابع سازمان خبر دارند و آنان هستند كه بايد خط‌مشي هر اصلاحي را به مديران تذكر دهند، در حالي كه مديران اين روزها به تنهايي و براساس مقاصد فردي يا سازماني به اظهارنظر مي‌پردازند.

در اين ميان، گاه اصناف و اتحاديه‌ها نيز اصلاح الگوي مصرف را بهانه‌اي براي بيان خواست‌هاي گروهي و تشكيلاتي عنوان مي‌كنند. از جمله اين خواست‌ها، افزايش تعرفه واردات يا تغيير نرخ سود بانكي و واقعي شدن نرخ ارز و تقاضاي وام بيشتر و... است.

آموزش نقطه كانوني اصلاح الگوي مصرف

كوتاه شدن دوره‌هاي كارشناسي ارشد به بهانه اصلاح الگوي مصرف، كاهش ساعت كاري مدارس ابتدايي به بهانه اصلاح الگوي مصرف، طولاني شدن روند ارتقاي شغلي كاركنان به بهانه اصلاح الگوي مصرف، كاهش تبليغات مصرفي در رسانه‌ها، توجه به كاهش برگزاري سمينارها و همايش‌هاي متعدد و... از جمله راه‌هايي است كه طي دو هفته اخير براي عملياتي شدن اين اصلاحات، نسخه واحدي پيچيده شده است، در حالي كه به نظر مي‌رسد با تمركز بر روي آموزش بويژه نسل نو خاسته كودك ونو جوان و تشكيل كار گاههاي عملي در مراكز مختلف بتوان به عمق اين فر هنگ در جان و دل مردم دل بست .رهبر انقلاب هم بر اين نكته تاكيد دارند كه در بحث اصلاح الگوي مصرف نبايد شعاري رفتار شود، چرا كه در بعضي زمينه‌ها تا 10 سال به زمان نياز است....
 

سه شنبه 13 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

صرفه‌جويي، گنجي تمام نشدني

انسان‌ها براي زيستن نيازمند به مصرف‌اند. از مصرف هوا، آب و غذا گرفته تا پوشاك، انرژي و زمان. به اين منظور، بشر از آغاز خلقت به فكر توليد محصولات گوناگون براي مصرف خود و همنوعانش بوده است و كوشيده است با بهره‌گيري از مواهب بيكران و نعمت‌هاي بي‌شمار الهي، مايحتاج خويش را توليد كند.

در طول اعصار و قرون، جوامعي كه از امكانات طبيعي و منابع مادي كمتر برخوردار بوده‌اند، سعي كرده‌اند با سختكوشي بيشتر و مديريت منابع بهتر از حداقل امكانات حداكثر بهره‌برداري را داشته باشند و با تكيه بر دانش و مهارت خويش با كار و تلاش بيشتر و با روي آوردن به صنعت و فناوري كمبود منابع را جبران كنند. بعكس جوامعي كه از امكانات و منابع طبيعي و خداداد بيشتر برخوردار بوده‌اند، با تكيه بر آن منابع و استفاده نامتعارف از آنها، كوشش و تلاش كمتري براي رفع نياز‌هاي خويش از طريق صنعت و‌ فناوري به كار بسته‌اند و سعي كرده‌اند با فروش مواد خام ( نفت ذغال سنگ گاز و سنگ‌هاي معدني) ثروت ملي خويش را به ثمن بخس بفروشند و در مقابل، محصولات صنعتي كشورهاي پيشرفته را با قيمت‌هاي گزاف خريداري و نيازهاي مصرفي خود را برطرف كنند.
از سوي ديگر، مردمان جوامع سرمايه‌دار (برخوردار از مواهب طبيعي ) با تكيه بر ثروت‌هاي ملي و خدادادي خويش، به مصرف‌گرايي و ولخرجي در مصرف خو گرفته‌اند و مصرف نامتعارف، جزو عادات ثانويه آنها شده است. متأسفانه نمونه اين وضعيت را در كشورمان بخوبي مي‌توان مشاهده كرد. نگاهي گذرا به آمار و ارقام مصرف انرژي و مواد غذايي اصلي در كشور و مقايسه آن با چند كشور صنعتي بيانگر اين حقيقت تلخ است.

براساس گزارش موسسه ماركت اوراكل، ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف ‌شده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است. هر 10سال يكبار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر مي‌شود؛ اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يكبار 2برابر مي‌شود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5برابر بيشتر سوخت مصرف مي‌كند. هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و از سوي تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شود و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مي‌يابد، در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران مي‌تواند يكي از صادركنندگان بنزين باشد.

سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه (56 كيلوگرم) و آلمان (70‌‌كيلوگرم) بيش از 2 تا 3 برابر است. به اذعان رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه نان طي سال‌هاي اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و امسال اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند در 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.

براساس گزارش صندوق بين‌المللي پول، ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار مي‌باشد. مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225‌‌ميليون نفر جمعيت، 2برابر چين با يك ميليارد و 300‌ميليون نفر جمعيت و 4 برا بر كشور هند با يك ميليارد و 122‌ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژي در ايران با بسياري از كشورهاي جهان، شاهد وضعيت ناهنجار بهره‌برداري از انرژي هستيم. در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشر شده، متوسط مصرف انرژي به ازاي هرمترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي‌رسد.

الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي‌شود!

از نظر مصرف برق هم ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست و دولت سالانه يارانه‌ 4000‌‌ميليارد توماني براي برق در نظر مي‌گيرد. دكتر داوودي، معاون اول رئيس‌جمهور در همايش ملي نگاه قدسي به آب گفته است كه سرانه مصرف آب ايراني‌ها 5‌‌برابر سرانه مصرف جهان است.

مديرعامل سابق شركت ملي پالايش و پخش فرآورده‌هاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ايران پس از كشورهاي آمريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش‌بيني مي‌شود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد و با ادامه اين روند در سال‌هاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.

اين در حالي است كه دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشتركان بخش خانگي تعلق داده است. سرانه مصرف شكر در ايران 29كيلوگرم است و ميانگين مصرف شكر در جهان 22كيلوگرم است.

تحقيقات كارشناسان نشان مي‌دهد ايراني‌ها 30‌درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف مي‌كنند و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.

همان‌طور كه مشاهده مي‌كنيم، مقايسه ميزان مصرف در بخش‌هاي مختلف با ديگر كشورها، نشان‌دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه‌ها است و جالب‌تر اينجاست كه ساليانه نزديك به 2/12 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت مي‌كنيم كه در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است. براستي چرا در كشوري كه مردم آن مسلمانند و با آموزه‌هاي ديني و اسلامي در زمينه چگونگي مصرف آشنا هستند، بايد شاهد چنين آماري باشيم؟

بنابر گزارش معاون امورگمركي گمرك، ايران با واردات نزديك به 5 ميليون تن گندم در11 ماهه اول سال87 به يكي از بزرگترين كشور‌هاي وارد كننده اين محصول در جهان تبديل شده است ؛ به اين ترتيب امسال با واردات 6 ميليون تن گندم به ارزش تخميني 2 ميليارد و 400 ميليون دلار، ايران پس از 10 سال به بزرگ‌ترين وارد كننده گندم تبديل مي‌شود. بنا بر گزارش معاون امور گمركي گمرك ايران،در سال 1387 ارزش كل واردات كشور حدود 5/51ميليارد دلار بوده، در حالي كه كل صادرات ايران در اين سال 21ميليارد دلار ارزش داشته است (واردات نزديك به 5/2برابرصادرات بوده است).

هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و از سوي تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شوداز سوي ديگر، از آنجا كه اقتصاد ما يك اقتصاد دولتي است، هزينه‌هاي يارانه‌اي دولت براي كالاهاي مصرفي و انرژي بسيار بالاست (حدود 90‌هزار ميليارد تومان در سال) و اين امر لطمات شديدي را به اقتصاد ما وارد مي‌كند؛ زيرا در آمدهاي نفتي و صادراتي را كه بايد صرف امور زير بنايي و عمراني شود، به خود اختصاص مي‌دهد و حذف آن نيز علاوه بر افزايش فاصله‌هاي طبقاتي، فشار شديدي را بر اقشار محروم جامعه وارد مي‌كند؛ لذا بايد با مديريت صحيح و مدبرانه مصرف ، در سطوح فردي، سازماني و ملّي از هزينه‌هاي مازاد و بي رويه كاست و آنها را صرف امور توليد و بسترسازي براي توسعه كشور در زمينه‌هاي مختلف نمود تا بتدريج فاصله ميان توليد و مصرف (صادرات و واردات) به ميزان معقولي برسد. به اين منظور، در راستاي مديريت صحيح مدبّرانه مصرف در هر يك از سطوح فوق، راهكارهايي ارائه مي‌شود:

الف) سطح فردي:

- تغيير باورهاي افراد از مصرف متعارف و مورد نياز و چگونگي درست مصرف كردن

- آشنايي با روش‌هاي صرفه جويي در مصرف (بويژه در مورد مصرف انرژي .)

- پرهيز از تجمل گرايي و رفاه‌زدگي.

- پرهيز از چشم و همچشمي در خريد اموال و اقلام مصرفي و تزئيني ( اسباب و اثاثيه منزل .)

- آشنايي با توصيه‌ها و دستورات دين اسلام در مورد قناعت، صرفه جويي و اسراف.

- آشنايي با آسيب‌ها و زيان‌هاي ناشي از مصرف بي‌رويه بر اقتصاد كشور و منابع ملي.

- تعهد و خويشتنداري ( تقوا ) شخصي و مقابله با وسوسه‌هاي نفساني و هوس‌پروري (بويژه در تجمل‌گرايي.)

- خريد مايحتاج منزل به ميزان لازم و متعارف و در حد استفاده معقو ل و متعادل.

- درك اين حقيقت كه مصرف بي‌رويه و نابجاي ثروت‌هاي خدادادي، باعث تباهي نعمت‌هاي الهي و خيانت به آيندگان است.

ب ) سطح ملّي:

- جلو‌گيري از هدر رفتن آب، برق، گاز و ديگر سرمايه‌هاي ملي به علت فرسودگي شبكه انتقال و توزيع و يا عدم ذخيره‌‌‌سازي مناسب آنها.

- ساماندهي توزيع يارانه‌ها به كالاهاي اساسي و انرژي مصرفي براساس استاندارد ميزان مصرف سرانه و پرداخت هزينه مازاد مصرف از سوي خود افراد.

- فرهنگ‌سازي براي مصرف متعادل و منطقي و ايجاد الگوي صحيح مصرف در جامعه از طريق آموزش و پرورش، رسانه‌ها و... بويژه از طريق سينما و تلويزيون در فيلم‌ها و سريال‌ها.

- وضع قوانين و مقررّات لازم براي اجراي الگوي صحيح مصرف در جامعه و پرهيز از مصرف بي‌رويه.

- برخورد قانوني با متخلّفان و تضييع كنندگان منابع و منافع ملي.

- تسريع در پروژه‌هاي زيربنايي كه مي‌توانند به ذخيره‌سازي انرژي و منابع طبيعي كمك كنند مثل سد سازي، راه‌اندازي پالايشگاه‌ها و مجتمع‌هاي پتروشيمي، شبكه‌هاي انتقال و توزيع آب، گاز و برق، نيروگاه‌هاي هسته‌اي و....

- توليد و توزيع كالاهايي كه مي‌توانند در مصرف جامعه صرفه‌جويي ايجادكنند مثل لامپ‌هاي كم‌مصرف.

- اجراي آيين نامه‌ها و مقررات مهندسي كه به بهينه سازي ساختمان‌ها در مصرف انرژي كمك مي‌كند.

- نظارت دقيق بر توليد كالاهاي اساسي مثل نان، گوشت، برنج، روغن، شكر، سيفي جات، ميوه جات با كمترين ضايعات و استفاده از روش‌هاي مكانيزه در توليد اين محصولات به منظور افزايش توليد با حداقل هزينه ممكن و كيفيت مطلوب.

-‌ استفاده بيشتر و بهتر از مواد قابل بازيافت در توليد محصولات جديد و كاهش آلودگي‌هاي محيطي.

- اعمال ممنوعيت‌هاي قانوني و بودجه‌اي براي سفرهاي غيرضروري و همايش‌ها و اجلاس‌هاي ناكارآمد دستگاه‌هاي دولتي.

- نظارت بر ميزان انرژي مصرفي از سوي اصناف، بازار و مشاغل آزاد و اعمال برخوردهاي قانوني با مسرفين (بويژه در مورد آب وبرق .)

- دقت در خاموشي چراغ‌هاي معابر عمومي، بزرگراه‌ها و خيابا‌ن‌ها پس از روشنايي هوا و چراغاني‌هاي پيوسته كوچه‌ها و محلّه‌ها در جشن‌ها و مناسبت‌ها.

اميرهوشنگ آذردشتي
كارشناس ارشد مديريت
 

سه شنبه 13 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اسراف و تبذير، يك آفت جهانى

«اسراف‏»به معنى وسيع كلمه هرگونه تجاوز از حد در كارى است كه انسان انجام مى‏دهد ولى غالبا اين كلمه در مورد هزينه‏ها و خرجها گفته مى‏شود و از قرآن به خوبى استفاده مى‏شود كه اسراف نقطه مقابل تنگ گرفتن و سختگيرى است. (۱)

«تبذير» در اصل از ماده «بذر» و به معنى پاشيدن دانه مى‏آيد، منتها اين كلمه مخصوص مواردى است كه انسان اموال خود را به صورت غير منطقى و فساد، مصرف مى‏كند و معادل آن در فارسى امروز «ريخت و پاش‏» و «ولخرجى‏» است و به تعبير ديگر «تبذير» آن است كه مال در غير موردش مصرف شود، هرچند كم باشد و اگر در موردش صرف شود «تبذير» نيست هرچند زياد باشد.

چنانكه امام صادق‏عليه‏السلام كه در ذيل آيه «و لا تبذر تبذيرا» در پاسخ سئوال كننده‏اى فرمود: «من انفق شيئا فى غير طاعة الله فهو مبذر و من انفق في سبيل الله فهو مقتصد». (۲)

كسى كه در غير راه اطاعت فرمان خدا مالى انفاق كند، تبذير كننده است و كسى كه در راه خدا انفاق كند، ميانه‏رو است.

اگرچه با در نظر گرفتن اين دو لغت «اسراف و تبذير» ممكن است ميان آنها تفاوتى باشد، ولى بسيار مى‏شود كه اين دو كلمه درست در يك معنى به كار رود و حتى به عنوان تاكيد پشت‏سر يكديگر قرار مى‏گيرند. چنانكه على‏عليه‏السلام مى‏فرمايد:

«الا ان اعطاء المال في غير حقه تبذير و اسراف و هو يرفع صاحبه فى الدنيا و يضعه فى الآخرة و يكرمه فى الناس و يهينه عندالله‏». (۳)

آگاه باشيد مال را در غير مورد استحقاق صرف كردن، تبذير و اسراف است، ممكن است اين عمل انسان را در دنيا بلند مرتبه كند اما مسلما در آخرت پست و حقير خواهد كرد در نظر توده مردم ممكن است‏سبب اكرام گردد اما در پيشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.

اميرمؤمنان على‏عليه‏السلام فرمود:

«من اشرف الشرف الكف عن التبذير والسرف‏» (۴) از بلندمرتبه‏ترين شرف يعنى بلندى مرتبه، باز ايستادن از اسراف و تبذير است.

در اينجا «تبذير» و «اسراف‏» هر دو به يك معنى است.

باز آن حضرت فرمود:

«عليك بترك‏التبذير و الاسراف و التخلق بالعدل والانصاف‏» (۵)

تبذير و اسراف را ترك كن و با خصلت عدل و انصاف متصف باش.

«تبذير» و «اسراف‏» هر دو به يك معنى است و همچنين «عدل‏» و «انصاف‏».

غرض «اسراف‏» و «تبذير» از نظر اسلام بسيار نكوهيده است و علاوه بر اينكه عيب بزرگى براى انسان به شمار مى‏رود و بلاى بزرگ اجتماعى است كه باعث محروميتهاى انسانهاى بى‏گناه مى‏گردد. بدون شك نعمتها و مواهب موجود در كره زمين براى ساكنانش كافى است اما به شرط اينكه بيهوده به هدر داده نشوند و دور از هرگونه افراط و تفريط مورد بهره‏بردارى قرار گيرند و گرنه اين مواهب آن قدر فراوان و نامحدود نيست كه با بهره‏گيرى نادرست، آسيب نپذيرد. و اى بسا اسراف و تبذير در منطقه‏اى از زمين باعث محروميت منطقه ديگرى شود و يا اسراف و تبذير نسل امروز باعث محروميت نسلهاى آينده گردد.

آن روزى كه ارقام و آمار، همچون امروز دست انسانها نبود و دانشمندان به اين مساله پى نبرده بودند كه جمعيت‏بشر سريعتر از مواد غذائى زياد مى‏شود و در نتيجه براى آينده نگرانى روزافزون و سختى زندگى و فقر و فاقه دائمى پيش‏بينى نشده بود، اسلام هشدار داده كه در بهره‏گيرى از مواهب الهى در زمين، از اسراف و تبذير خوددارى كنند.

قرآن مجيد در آيات زيادى شديدا مسرفان را محكوم كرده است.

درجائى مى‏گويد: «ولا تسرفوا انه لا يحب المسرفين‏» (۶) (اسراف نكنيد كه خدا اسرافكاران را دوست نمى‏دارد).

ودر مورد ديگر: اسرافكاران را اصحاب دوزخ مى‏شمرد و مى‏فرمايد:

«و ان المسرفين هم اصحاب النار». (۷) واز اطاعت فرمان مسرفان نهى مى‏كند:«و لا تطعوا امر المسرفين‏» (۸) و مجازات الهى در انتظار اسرافگران است:«مسومة عند ربك للمسرفين‏» (۹) اسرافكاران دروغگو را محروم از هدايت الهى مى‏شمرد: «ان الله لا يهدى من هو مسرف كذاب‏». (۱۰)

اسراف يك برنامه فرعونى شمرده شده است: «و ان فرعون لعال في الارض و انه لمن المسرفين‏» (۱۱) و سرانجام سرنوشت اسرافكاران هلاكت و نابودى است‏عليهم‏السلام «واهلكنا المسرفين‏». (۱۲)

«ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين‏» (۱۳) (تبذير كنندگان برادران شيطانند).

بدون شك اسراف يكى از مذموم‏ترين اعمال از ديدگاه اسلام است و در آيات و روايات نكوهش فراوانى از آن شده است. در روايات دقت در مساله اسراف و تبذير تا آن حدى است كه در حديثى مى‏خوانيم: پيامبرصلى الله عليه وآله از راهى عبور مى‏كرد يكى از يارانش به نام سعد مشغول وضوء گرفتن بود و آب زياد مى‏ريخت، فرمود: چرا اسراف مى‏كنى اى سعد! عرض كرد: آيا در آب وضو نيز اسراف است؟ فرمود: نعم وان كنت على نهر جار(آرى هرچند در كنار نهر جارى باشى). (۱۴)

ونيز از آن حضرت نقل شده است كه روزى دستور داد رطب و خرماى تازه براى خوردن حاضران بياورند، بعضى خرما را مى‏خوردند و هسته آن را به دور مى‏افكندند، فرمود: اين كار را نكنيد كه اين تبذير است و خدا فساد را دوست نمى‏دارد. (۱۵)

امام صادق‏عليه‏السلام فرمود:

«ادنى الاسراف هراقة فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون والقاء النوى‏». (۱۶)

پائين‏ترين حد اسراف ريختن باقى مانده آب و بذل كردن لباس كه مورد حاجت‏باشد، و انداختن هسته خرما.

غرض در دستورات اسلامى آن قدر روى نفى اسراف و تبذير تاكيد شده است كه حتى از ريختن باقى‏مانده آب وضو واز دور افكندن هسته خرما نهى گرديده است.

جهان امروز به خاطر احساس مضيقه در پاره‏اى از مواد، سخت‏به اين موضوع توجه دارد تا آنجا كه از همه چيز از زباله‏ها و تفاله‏ها و فاضل‏آبها از تصفيه استفاده مى‏كند چرا كه احساس كرده‏اند كه مواد موجود در طبيعت نامحدود نيست كه به آسانى بتوان از آنها صرف‏نظر كرد بايد از همه به صورت «دورانى‏» بهره‏گيرى نمود.

با اينكه نعمتها و مواهب موجود در كره زمين براى ساكنان آن كافى است و ليكن گرسنگى يك پديده جهانى بشمار مى‏رود واكثريت‏ساكنان روى زمين از گرسنگى رنج مى‏كشند.

دانشمندان مى‏گويند گرسنگى به هيچ‏وجه امرى نيست كه طبيعت آن را به ما تحميل كرده باشد، با مطالعه اين پديده در نواحى مختلف جهان به اين واقعيت رسيده‏اند كه به طور كلى عوامل و شرائط طبيعى نيستند كه گروهها و اجتماعات انسانى را دچار قحطى و گرسنگى مى‏سازند، بلكه مسئوليت اين فاجعه به عهده برخى از شرائط فرهنگى است. (۱۷)

به اين معنى مصيبت گرسنگى يك پديده طبيعى و پيوند يافته با زندگى نيست و مانند مرگ يك حادثه اجتناب‏ناپذير نمى‏باشد، بلكه گرسنگى يك نوع زخم و درد اجتماعى است كه به دست‏خود انسان ايجاد شده است.

و عمدتا نتيجه اسرافكاريهائى است كه ابرقدرتهاى جنايتكار بر جهان بشريت تحميل كرده‏اند پس كشورهاى استعمارگر بانى اصلى گرسنگى و فقر جهانى است.

براى همين است كه در اسلام از «اسراف‏» و «تبذير» به شدت مذمت‏شده است.

على‏عليه‏السلام فرمود:

«للمسرف ثلاث علامات: ياكل ما ليس له و يلبس ما ليس له و يشترى ما ليس له‏» (۱۸) اسرافگر سه نشانه دارد: آنچه مى‏خورد در خور وى نيست. لباسى پوشد كه شايسته اونيست و كالائى مى‏خرد كه زيبنده وى نيست.

على‏عليه‏السلام فرمود: «ما فوق الكفاف اسراف‏» (۱۹) بالاتر از كفاف اسراف است.

يعنى هركس موظف است از مال خود به اندازه «كفاف‏» خرج كند. كفاف قدرى از مال را گويند كه براى هزينه زندگى انسان و خانواده‏اش در حد اعتدال كفايت كند و خرج كردن بيش از آن اسراف است.

باز فرمود: «ويح المسرف ما ابعده عن صلاح نفسه و استدراك امره‏» (۲۰) چه دور است اسراف كننده از تدارك نمودن زيان كار خود و از آنچه صلاح نفس او در آن است.

باز مى‏فرمايد: «سبب الفقر الاسراف‏» (۲۱) سبب فقر و گرسنگى (جامعه) اسراف است.

باز مى‏فرمايد: «ذر السرف فان المسرف لا يحمد جوده و لا يرحم فقره‏» (۲۲) اسراف كننده را واگذار زيرا جود و بخشش او پسنديده نيست و اگر به سبب اسراف فقير گردد قابل ترحم نمى‏باشد.

آرى امروز بشر فهميده است كه حتى در زوائد اموال خود نيز دقيق باشد اگر نان زيادى دارد به درد او نمى‏خورد به درد ديگران خواهد خورد و سير شدن ديگران باز استفاده‏اش به او بر مى‏گردد.

البته اينها از نظر مسلمانان مسائل دست و پا افتاده‏اى است كه در اسلام بيش از هزار و چهار صد سال قبل مورد توجه قرار گرفته است و هر مسلمان معمولى مى‏داند اسراف مال و زيرپا ريختن بركت‏خداگناه دارد و درباره گرامى داشتن نان و نهى از بى‏حرمتى آن روايات فراوانى وارد شده است. (۲۳)

طبق منطق قرآن خداوند به زمين بركت داد تا قوت تمام مردم روى زمين در چهار نوبت‏سال به طور يكسان برآورده شود (۲۴) درحالى كه هزاران نفر در كشورهاى مختلف جهان درنتيجه مصرف بى‏رويه مواد غذائى و افراط در آن به افزايش كلسترول، چربى و قند مبتلا شده و در اثر بيمارى زودرس قلب و عروق و سرطان در مى‏گذرند و درنتيجه همين اسراف و تبذير در مواد غذائى، ميليونها انسان در دنيا با گرسنگى دست‏به گريبان بوده و روزانه هزاران نفر از بى‏غذائى تلف مى‏شوند.

به موجب آمارى كه نقل شده، تعداد فقرا در جهان‏۳/۱ ميليارد نفر تخمين شده كه اغلب آنها در آسيا و آفريقا زندگى مى‏كنند، هر سال ۱۲ ميليارد نفر كودك از گرسنگى يا بيمارى مى‏ميرند.

آمارها نشان داده است كه شكاف اجتماعى نه تنها در سطح جهانى، بلكه در يك كشور بسيار وسيع است در يك قطب ثروت انباشته‏تر مى‏شود و در قطب ديگر فقر به صورت دلخراش گسترده‏تر مى‏گردد و اين موضوع عصيان و پرخاش را در جامعه به وجود مى‏آورد و نمى‏توان آن را ناديده گرفت‏به ويژه اگر ثابت‏شود كه اين ثروتها نامشروع است و انباشته شدن آنها به زيان ديگران است همه اينها در ارزشها، اخلاق، شيوه‏هاى رفتار اجتماعى و چه بسا در فرهنگ و معيارهاى سنجش ارزشها، اثر منفى مى‏گذارد.

يكى از دانشمندان غرب در كتاب ارزشمند خود «انسان گرسنه‏» مى‏نويسد:

«اگر نقشه جهانى گرسنگى را مورد مطالعه قرار دهيم، و اگر عواملى را كه موجب پيدايش و بروز آن در نواحى گوناگون هستند تجزيه و تحليل كنيم، به وضوح در مى‏يابيم كه گرسنگى دسته‏جمعى يك پديده اجتماعى است كه به طور كلى پيدايش آن نتيجه استفاده نادرست از امكانات و منابع طبيعى يا به دنبال توزيع غلط آن مواد خوراكى است كه به اين ترتيب به دست مى‏آيد با در نظر گرفتن حقائق آشكارى كه ما ذكر كرده‏ايم ديگر ممكن نيست‏بتوان قبول كرد كه گرسنگى يك پديده طبيعى باشد، زيرا مسلم است كه علل آن بيشتر ناشى از عوامل اقتصادى است. ونه از عوامل طبيعى حقيقى كه پنهان كردن آن دشوار است اينكه در جهان به اندازه كافى منابع طبيعى وجود دارد براى اينكه جميع اجتماعات بشرى بتوانند از يك تغذيه شايسته و مناسب برخوردار باشند، و اگر امروز هنوز بسيارى از «مهمانان زمين‏» نمى‏توانند از اين خوان نعمت‏بهره‏مند باشند از آن روست كه كليه تمدنها واز جمله تمدن ما نيز براساس نهايت نابرابرى اقتصادى پى‏ريزى واستوار شده است. (۲۵)

جالب اينجاست كه قرنها پيش از آنكه كتاب «انسان گرسنه‏» نوشته شود، و «علم‏» به كشف مساله گرسنگى بپردازد، و به قول بعضيها صدها سال پيش از آنكه «جان بويدار» لرد انگليسى، شكايت‏سردهد كه در «عالم سياست‏» هيچ‏گاه مساله گرسنگى بينوايان مورد توجه ارباب قدرت قرار نگرفته است، آشكارا مى‏بينيم كه «مساله گرسنگى‏» در صفحات «نهج‏البلاغه‏» همواره موج مى‏زند و اساسى‏ترين كوشش و «رنج راستين على‏» پيشرو صميمى‏ترين پيشوايان سوسياليستى كه تاكنون تاريخ سياست جهان بر اريكه زمامدارى عملى به خود ديده است «سير كردن گرسنگان‏» و ايجاد تفاهم در حكمرانان و طبقات توانگر، نسبت‏به رنجهاى توان‏فرساى آنان است.

اميرمؤمنان على‏عليه‏السلام خوراك و پوشاك و آسايش را، بر خود تحريم مى‏كند، تا مبادا لحظه‏اى از درد توده‏ها، از رنج اكثريت همنوعان خود، غافل ماند. (۲۶)

يك دستور مهم بهداشتى و اقتصادى
مضمون آيه شريفه: «كلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد). گرچه بسيار ساده به نظر مى‏رسد، اما امروز ثابت‏شده است كه يكى از مهمترين دستورات بهداشتى همين است، زيرا طبق تحقيقات دانشمندان سرچشمه بسيارى از بيماريها، غذاهاى اضافى است كه به صورت جذب نشده در بدن باقى مى‏ماند، اين مواد اضافى هم بار سنگينى است‏بر قلب و عروق و ساير دستگاههاى بدن، و هم منبع آماده‏اى است‏براى انواع عفونتها و بيماريها، لذا براى درمان بسيارى از بيماريها، نخستين گام همين است كه اين مواد مزاحم كه در حقيقت زباله‏هاى تن انسان هستند، سوخته شوند و پاكسازى جسم عملى گردد.

عامل اصلى تشكيل اين مواد مزاحم، اسراف و زياده‏روى در تغذيه و به اصطلاح «پرخورى‏» است و راهى براى جلوگيرى از آن جز رعايت اعتدال در غذا نيست.

امام رضاعليه‏السلام مى‏فرمايد:

«لو ان الناس قصدوا في الطعام لاعتدلت ابدانهم‏» (۲۷) (اگر مردم در طعام ميانه‏روى كنند بدنهاى آنها اعتدال پيدا مى‏كند).

مرحوم طبرسى در تفسير شريف «مجمع البيان‏» مطلب جالبى نقل كرده كه «هارون‏الرشيد» طبيبى مسيحى داشت كه مهارت او در طب معروف بود، روزى اين طبيب به يكى از دانشمندان اسلامى گفت: من در كتاب شما چيزى از طب نمى‏يابم، درحالى كه دانش مفيد بر دو گونه است: علم اديان و علم ابدان. او در پاسخش چنين گفت: خداوند همه دستورات طبى را در نصف آيه از كتاب خويش آورده است «كلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخوريد و بياشاميد واسراف نكنيد) و پيامبر ما نيز طب را در اين دستور خويش خلاصه كرده است: «المعدة بيت كل داء و الحمية راس كل دواء واعط كل بدن ما عودته‏»(معده خانه بيماريهاست و امساك سرآمد همه داروهاست و آنچه بدنت را عادت داده‏اى(از عادت صحيح و مناسب) آن را دريغ مدار).

طبيب مسيحى هنگامى كه اين سخن را شنيد گفت: «ما ترك كتابكم ولا نبيكم لجالينوس طبا»! قرآن شما و پيامبرتان براى جالينوس (طبيب معروف) طبى باقى نگذارده است. (۲۸)

داود الهامى
پى‏نوشتها:

۱ ) سوره فرقان، آيه‏۶۷.

۲ ) بنا بن نقل تفسير صافى در ذيل آيه‏۲۹ سوره اسراء.

۳ ) نهج البلاغه، خطبه‏۱۲۶.

۴ ) غرر و در رآمدى، ج‏۶، ص ۴۲.

۵ ) غرر و درر آمدى، ج‏۴، ص‏۲۹۳.

۶ ) انعام، آيه ۱۴۱ - اعراف، آيه ۳۱.

۷ ) غافر، آيه‏۴۳.

۸ ) شعراء، آيه ۱۵۱.

۹ ) ذاريات، آيه‏۴۳.

۱۰ ) غافر، آيه ۲۸.

۱۱ ) يونس، آيه‏۸۳.

۱۲ ) انبياء، آيه‏۹.

۱۳ ) اسراء، آيه‏۲۹.

۱۴ ) بنقل تفسير صافى، ذيل آيه‏۲۹ سوره اسراء، - و عين اين مطلب از امام صادق‏عليه‏السلام نيز نقل شده است(تفسير عياشى، ج‏۲، ص ۲۸۸).

۱۵ ) همان مدرك.

۱۶ ) مكارم الاخلاق، ص ۱۱۸ - بحار، ج‏۷۵، ص‏۳۰۳.

۱۷ ) انسان گرسنه، ترجمه منير جزنى(مهران) ص ۶۵ چاپ امير كبير.

۱۸ ) خصال صدوق، ج‏۱، ص‏۴۷، حديث‏شماره‏۲۵۷ - وسائل الشيعة، ج‏۱۲، ص ۴۰۱.

۱۹ ) غرر و درر آمدى، ج‏۶، ص ۲۷۱۲، شماره ۹۴۶۵.

۲۰ ) غرر و درر آمدى، ج‏۶، ص ۲۸۸۸.

۲۱ ) غرر و درر، ج‏۴، ص ۱۶۵۲.

۲۲ ) غرر و درر، ج‏۴، ص ۱۵۶۸.

۲۳ ) وسائل، ج‏۱، ص ۲۵۵ - سفينة‏البحار، ج‏۱، ص ۳۷۵ كلمه «خبز».

۲۴ ) سوره فصلت، آيه ۱۰.

۲۵ ) ژوزونه دوكاسترو، ژپوپليتيك گرسنگى انسان گرسنه، ص ۴۰۴ ترجمه منير جزنى(مهران) چاپ اميركبير.

۲۶ ) دكتر صاحب الزمانى، ديپاچه‏اى بر رهبرى، ص‏۳۲۹.

۲۷ ) وسائل الشيعه، ج‏۱۶، ص‏۴۰۶.

۲۸ ) بنا به نقل تفسير نمونه، ج‏۶، ص‏۱۵۳ و ۱۵۴.


--------------------------------------------------------------------------------

مجلات >فصلنامه مكتب اسلام>شماره ۴
 

سه شنبه 13 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

چند آیه و روایت در مورد اسراف و تبذیر

يكصد و پنجاه موضوع از قرآن و احا


آيات‏
1 - نهى از اسراف:
«كلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين» اعراف، 31
از نعمت‏هاى الهى بخوريد وبياشاميد ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.


2 - نهى از تبذير:
«و لا تبذر تبذيراً» اسراء، 26
و هرگز اسراف و تبذير نكنيد .


3 - تبذير و برادرى با شيطان:
«انّ المبذرين كانوا اخوان الشياطين» اسراء، 27
به تحقيق كه تبذير كنندگان برادران شيطانند .


4 - جايز نبودن اسراف در انفاق:
«والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا» فرقان، 67
بندگان خداى رحمان كسانى اند كه هرگاه انفاق كنند نه اسراف مى‏نمايند و نه سختگيرى .


5 - جايز نبودن اسراف در قتل (در مورد قصاص):
«ولا تقتلوا النفس الّتى حرّم اللَّه الّا بالحقّ و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلا يسرف فى القتل انّه كان منصوراً» اسراء، 33
و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده نكشيد جز به حق و آن كس كه مظلوم كشته شده براى ولى‏اش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم اما در قتل اسراف نكند چرا كه او مورد حمايت است .


6 - اسراف در سرمايه عمر:
«قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمةاللّه» زمر، 53
بگو اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ايد از رحمت خداوند نا اميد نشويد .


7 - عدم اطاعت از مسرفان:
«و لا تطيعوا امر المسرفين - الذين يفسدون فى الارض و لا يصلحون» شعراء، 152-151
و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد - همانها كه در زمين فساد مى‏كنند و اصلاح نمى‏كنند .


8 - فرعون نمونه مسرفان:
«و ان فرعون لعال فى الارض و انّه لمن المسرفين» يونس، 83
به درستى كه فرعون برترى جويى در زمين داشت و از اسراف كاران بود .


9 - به هلاكت رسيدن اهل اسراف:
«و اهلكنا المسرفين» انبياء، 9
اسراف كنندگان را هلاك كرديم .


10 - اسراف و عذاب الهى:
«و كذلك نجزى من اسرف و لم يؤمن بايات ربّه و لعذاب الاخرة اشدّ وابقى» طه، 127
و اينگونه جزا مى‏دهيم كسى را كه اسراف كند و به آيات پروردگارش ايمان نياورد و عذاب آخرت شديدتر و پايدارتر است .

روايات‏
1 - كمترين اسراف‏
قال الصادق‏عليه السلام : «ادنى الاسراف هراقة فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون و القاء النوى».
كمترين حدّ اسراف دور ريختن ته مانده ظرف و ناچيز شمردن جامه تن و دور افكندن هسته ميوه است. (وسائل / 3 / 384)


2 - اسراف نشانه‏ى نفاق‏
قال على‏عليه السلام : «احذّركم اهل النفاق ... ان حكموا اسرفوا».
شما را از اهل نفاق بر حذر مى‏دارم... آنها وقتى قضاوت مى‏كنند اسراف مى‏كنند . (بحار / 72 / 177)


3 - نشانه‏هاى اسراف كننده‏
قال الصادق‏عليه السلام : «للمسرف ثلاث علامات يشترى ما ليس له و يلبس ما ليس له و يأكل ما ليس له».
براى اسراف كار سه نشانه است: آنچه را كه لازم نيست مى‏خرد، آنچه را كه لازم نيست مى‏پوشد و آن‏چه را كه لازم نيست مى‏خورد . (بحار / 72 / 206)


4 - مفهوم اسراف‏
قال الصادق‏عليه السلام : «ليس فيما اصلح البدن اسراف ... انّما الاسراف فيما اتلف المال و اضرّ بالبدن».
در آن‏چه صرف اصلاح تن مى‏گردد اسراف نيست، اسراف در نابود ساختن مال است و آنچه كه به بدن ضرر مى‏رساند . (بحار / 75 / 303)


5 - اسراف از برنامه‏هاى شيطان‏
قال العسكرى‏عليه السلام : «... عليك بالاقتصاد و اياك والاسراف فانه من فعل الشيطنة».
بر تو باد به ميانه روى و از اسراف بپرهيز كه از كارهاى شيطان است . (غرر الحكم / 5188)


6 - آثار اسراف‏
الف - زوال نعمت؛ قال الكاظم‏عليه السلام : «من بذّر و اسرف زالت عنه النعمة».
كسى كه ريخت و پاش و اسراف كند، نعمت از او زايل مى‏شود . (بحار/78/327)
ب - اندك شدن بركت؛ قال‏الصادق‏عليه السلام : «انّ مع الاسراف قلّة البركة».
همانا اسراف كردن همراه با اندك بودن بركت است . (وسائل/10/261)
ج - عدم ستايش؛ قال على‏عليه السلام : «ذر السرف فانّ المسرف لا يحمد جوده و لا يرحم فقره».
اسراف را رها كن زيرا شخص اسراف كننده نه ستايش از بخشش او مى‏شود و نه مورد رحم قرار مى‏گيرد. (بحار / 50 / 292)


7 - عدم صدق اسراف در كارهاى نيك‏
قال على‏عليه السلام : «الاسراف مذموم فى كل شى‏ء الاّ فى افعال البرّ».
اسراف جز در كارهاى نيك ناپسند است . (غررالحكم/1 / 83)


8 - نمونه‏ى اسراف‏
قال الصادق‏عليه السلام : «انّما السرف ان تجعل ثوب صونك ثوب بذلتك».
همانا اسراف در اين است كه لباسى كه نگهدارنده تو است آن را لباس كار قرار دهى . (مكارم الاخلاق / 117)


اشاره‏
حضرت رضاعليه السلام شخصى را مشاهده كردند كه ميوه‏اى را كاملاً نخورد و آن را از منزل خود به دور انداخت. امام‏عليه السلام غضب نمودند و فرمودند: چرا اين كار را انجام دادى اگر شما بى‏نياز هستيد به افراد نيازمند در جامعه اطعام كنيد. (كافى / 6 /
 

سه شنبه 13 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اسراف و تبذیر آفت اقتصاد و معیشت

جهان هستی برپایه عدل استوار است، آسمانها و زمین را میزان و ترازی است که اگر نظم و قاعده آن برهم خورد نظام هستی در هم خواهد ریخت. قرآن کریم با اشاره به این مطلب می‏فرماید: «والسماء رفعها و وضع المیزان» خداوند آسمان را برافراشت و میزان نهاد.

تفسیر این آیه کریمه که اشاره به یک راز بزرگ کیهانی دارد موضوع اصلی این مقال نیست. در برخی روایات آمده است: «بالعدل قامت السماوات و الارض» آسمان و زمین بر پایه عدل استوار است. بدین ترتیب عدل و میزان نه فقط در حیات فردی و اجتماعی انسان مطرح است بلکه در گستره خلقت از ذره تا کهکشان جاری، ملکول‏ها و اتمها نیز از این قاعده مستثنی نیستند اگر ملکول‏ها و اتمها نظم خود را از دست بدهند موجود وابسته به آنها نیز سامانه خود را از دست می‏دهد و ماهیت آن موجود تغییر می‏کند. به انسان و حیات فردی و اجتماعی او می‏نگریم. انسان نیز مشمول همین قانون است و بلکه نظم و قانون در وجود او ابعاد پیچیده‏تری دارد. هم از بُعد فیزیکی و مادی و هم از بعد معنوی و روانی. همانگونه که جسم انسان در سایه قاعده قانون و نظم و عدل ادامه حیات می‏دهد اگر هر یک از ارگانیزم بدن مثل گردش خون، ضربان قلب و سایر عوامل حیاتی دستخوش بی نظمی یا به عبارت دیگر بی عدالتی شود بدن از حال عادی خارج شده و دچار فشار خون یا افت فشار می‏گردد که هر کدام از اینها نوعی نابسامانی در بدن است و اگر از حد و مرز بگذرد موجب مرگ خواهد بود. در بعد روحی و معنوی نیز مطلب به همین قرار است اگر مغز آدمی دستخوش بی نظمی شود و تعادل آن مختل گردد به کج فهمی و جنون و نابسامانی روانی می‏انجامد که این همان خروج از عدل است. اوصاف و افعال و غرائز و فعل و انفعالات دیگر درونی انسان نیز مشمول همین قاعده است. لذا علمای اخلاق عدل را به عنوان یک عامل تنظیم کننده و حاکم بر تفکر و تعقل و شهوت و غضب دانسته و اصول چهارگانه اخلاق، حکمت، عفت، شجاعت، عدالت از اینجا نشأت می‏گیرد که شرح هر یک از اینها را باید در کتب اخلاق مخصوص فلسفه اخلاق جستجو کرد.

آنچه در این مقال موضوع سخن است عدل در معیشت و حاکمیت نظم است که از آن به اقتصاد تعبیر می‏شود. جالب این است که اقتصاد از ماده قصد است و قصد یعنی میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط. از این رو در منابع اسلامی قصد و اقتصاد به معنی مدیریت صحیح معیشت یعنی درست بدست آوردن و درست خرج کردن آمده است و به معنی فراگیرتر میانه روی در همه امور که همان راه عدل و اعتدال که سیره برگزیدگان خدا است. امیر مؤمنان(ع) در وصف پیامبر اکرم می‏فرماید: «سیرته القصد و سنّته الرشد»(نهج البلاغه، خطبه 94) سیره پیغمبر میانه روی بود و سنّت او هدایتگری و نیز در وصف آنحضرت می‏فرماید: «و هدی الی الرشد و امر بالقصد»(همان، خطبه 195) به سوی کمال هدایت کرد و به میانه روی و اعتدال فرمان داد. در مقابل آن راه گمراهان را روی برگردانی از عدل و راه میانه و صراط مستقیم دانسته و در نامه‏ای به معاویه می‏نویسد: «و عدلت بهم عن القصد»(نامه 32) و مردم را از راه راست منحرف کرده و به گمراهی کشاندی.

موارد متعددی از این قبیل در سخن امام علی و دیگر ائمّه زیاد است بطور خلاصه واژه قصد و اقتصاد با مفهوم کلیّ همان میانه روی که در همه امور توصیه شده. در باب معیشت و مال و خرج و دخل نیز اقتصاد واژه‏ای است که در روایات به کار آمده از جمله علی علیه السلام می‏فرماید: «ما عال من اقتصد»(کلمات قصار، 140) کسی که اعتدال و میانه‏روی پیشه کند تهیدست و نیازمند نخواهد شد.

در روایت از عدل در معیشت به تعبیر «تقدیر المعیشة» تعبیر شده که به معنای اندازه‏گیری و حفظ حدود یعنی اعتدال در خرج و دخل است که یکی از اصول اولیّه در تنظیم زندگی است. اگر انسانها به قدر درآمد خود خرج کنند چه در زندگی فردی یا خانوادگی یا اجتماعی، وضع دولت و بیت المال دستخوش بی نظمی و نابسامانی نخواهد شد. بخش عمده مشکل معیشت بد خرج کردن است و گرنه خداوند برای معیشت انسان همه چیز در زمین قرار داده و از آسمان نیز فرو می‏فرستد که اگر به درستی استخراج و استحصال شود و بدرستی توزیع گردد و بنحواحسن مدیریت شود از فقر و بیچارگی در جهان اثری نخواهد ماند .

مشکل بشر همواره این بوده که عدّه‏ای زیاده طلب به ناحق روزی انسان‏ها را به تاراج برده و با حرص و ولع به جانب خود کشیده‏اند و فقر و رنج و بیماری را بر دیگران تحمیل کرده‏اند.

امیرالمؤمنین(ع) که خود تراز عدل و داد است این مطلب را به صراحت بیان نموده است. «ان اللّه سبحانه فرض فی اموال الاغنیاء اقوات الفقراء فما جاع فقیر الابما متع به غنی و اللّه تعالی سائلهم عن ذالک»(همان، قصار 328).

خداوند سبحان در ثروت اغنیاء روزی فقیران را قرار داده است پس فقیری گرسنه نمی‏ماند مگر اینکه توانگری روزی او را برده است و خداوند متعال از آنها بازخواست آن را خواهد کرد. عدالت اجتماعی اینست که همه انسان‏ها از ثروت این دنیا برخوردار شوند، از زمین و آب که سرچشمه همه خیرات است تا انفال و منابع ارضی و محصولات آن که اگر حق هر کس داده شود و زیاده طلبان در پی تضییع حق دیگران نباشند و مالداران سهم مقرر و مشروع نیازمندان را بدهند، واژه فقر از قاموس زندگی بشر برچیده خواهد شد. و در همین راستا و به منظور درک مشکل نیازمندان، خداوند حاکمان را موظف نموده از ولخرجی و زیاده روی و تجمل و رفاه بپرهیزند تا همه مشکل طبقات ضعیف جامعه را درک کنند و هم جامعه فقیر با دیدن ساده زیستی حاکمان دستخوش رنج و حسرت وبی اعتباری نگردند.

امیرالمؤمنین(ع) که شیوه حکومتش برای همه حاکمان مسلمان سند و سرمشق است در این‏باره می‏فرماید: «ان اللّه فرض علی ائمة العدل ان یقدروا انفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیّغ بالفقیر فقره.» (همان قصار 209) خداوند بر رهبران عدالت واجب نموده که خود را با ضعفای مردم همسان سازند برای آنکه فقر و تهی دستی بر فقیران دشوار نیاید و سر به عصیان برندارند. این را امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به کسی گفت که زندگی ساده و فقیرانه از آن حضرت را دید و آن را ملاک قرار داد که من نیز می‏خواهم چنین باشم و حضرت یادآور شدند که این برای همگان میسور و حتی لازم نیست و همینکه دیگران از اسراف کاری و حرامخوری بپرهیزند می‏توانند از رفاه در معیشت برخوردار باشند. پیام سخن امام این است که زمامداران اسلام مانند طبقات پائین جامعه باید زندگی کنند، مشکل آنها را درک کنند و برای نیازمندان عقده آفرین نباشند. باری سخن از این مقوله را به فرصتی دیگر محول می‏کنیم و بالأخره آنچه در این مقال مد نظر است. بحث از رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر یا تقطیر است. تقطیر یعنی کم خرج کردن که بخل و خساست است، اسراف و تبذیر یعنی هدر دادن مال چه مال شخصی و چه اموال عمومی که هر دو مذموم است با این تفاوت که اموال عمومی دولتی مظلمه و پاسخگویی دارد و تبعات آن سنگین‏تر از هدر دادن مال شخص است. هر چند اسراف همه جا ناپسند است و قرآن کریم از آن نهی فرموده: «کلوا واشربوا و لاتسرفوا» و تبذیر و هدر دادن مال را عمل شیطانی دانسته است: «انّ المبذرین کانوا اخوان الشیاطین»(سوره اسرا، آیه 26).

ایران اسرافکارترین
می‏توان گفت: اسراف زیاده روی در خوردن و آشامیدن و مصارف دیگر زندگی است. و تبذیر هدر دادن مال و بی مورد خرج کردن که ایندو در اموال شخصی و عمومی مصداق دارد.تبذیر در اموال شخصی مانند دور ریختن مال با مصارف نامناسب مانند سیگار و مشابه آن و دور ریختن نان و هدر دادن آب، مواد سوختی چون بنزین و... که متأسفانه امروز بصورت یک فرهنگ درآمده است. در اموال دولتی چون هدر دادن بیت المال و بیهوده خرج کردن سرمایه‏های ملی از بودجه دولتی رائج شده است.

ایران اسرافکارترین کشورها
گفته می‏شود ایران اسرافکارترین کشورهای دنیا و یا یکی از اسرافکارترین آنهاست.

مثلاً: در مصرف آب و هدر دادن آن تا آنجا که آب آشامیدنی که برای وزارت نیرو به قیمت گزاف فراهم می‏شود به ارزانترین وجه هدر داده می‏شود در کار بنائی و ساخت و ساز تا شستشوی اتومبیل و حیات منزل و پیاده روهای خیابان‏ها که جا دارد برای موارد پر مصرف قیمت آب به صورت پلکانی بیش از این افزایش یابد.

در مصرف برق که معمولاً در خانه‏ها و ادارات و خیابانها یله و رها است و برخی مغازه‏های لوستر فروشی صدها لامپ روشن می‏گذارند با این حال ما از کمبود برق و وارد کردن آن از خارج صحبت می‏کنیم و زیان دهی وزارت نیرو، که باید تمهیدی اندیشیده شود مصرف برق مهار شود و نرخ آن برای موارد پرمصرف به صورت پلکانی افزایش یابد و ادارات نیز به طور جد پیگیر مصرف معقول برق در ساختمان‏های دولتی باشند و مدیران مسؤول نظارت کنند و از لامپ‏های کم مصرف استفاده کنند متأسفانه در مصارف اداری ما هیچگاه دغدغه مصرف وجود نداشته! اینجانب در کشور چین دیدم ادارات از کمترین مصرف و استفاده از لامپ استفاده می‏کنند و ایام نوروز که هوا هنوز سرد بود شوفاژ ادارات و مؤسسات دولتی را خاموش کرده‏اند، آن وقت در کشورما شوفاژها کار می‏کنند و پنجره باز گذاشته می‏شود! در یک گزارش آمده که مصرف برق در کشور ما سه برابر استاندارد جهانی است.

در مصرف نان و مواد غذائی گران قیمت در رستوران‏ها و هتل‏ها و میهمانیها و خانه‏ها آنقدر اسراف و تبذیر دیده می‏شود و نعمت خداوند دور ریخته می‏شود که مایه تعجب است. نان به قیمت تقریباً رایگان داده می‏شود و صدها میلیاردها در هر سال نان خشک و کپک زده دور ریز و به گاوداری‏ها سرازیر می‏گردد. که جا دارد قیمت نان تعدیل شود به گونه‏ای که مردم قدر نان را بدانند و از اسراف و تبذیر خودداری کنند.

در موارد دیگر مانند تلفن ثابت و سیّار نیز وضع به همین گونه است گفته می‏شود ایرانیان پانزده برابر فرانسوی‏ها از تلفن همراه استفاده می‏کنند هر کودکی یک تلفن همراه در خیابان بدست دارد و به حرف زدن مشغول است و هزینه پرداخت پول آن پدر خانواده را به عصبانیت کشانده است... و چنین است تلفن منزل‏ها و صحبت‏های دور و دراز بعضی افراد و فرزندان خانواده که داستان شنیدنی دارد.

جای آن دارد که رسانه‏ها آموزش دهند و فرهنگ سازی کنند و مردم یک قدری به خود آیند و از مصرف بی‏رویه پرهیز کنند آنگاه بر سر وجه پرداختی در خانه‏ها جنگ و نزاع به راه نیفتد و از کمبودها سخن گفته نشود... و چنین است مصرف بنزین که از خارج به قیمت 580 تومان وارد می‏شود و به قیمت ارزان داده می‏شود و مشکل مهم ترافیک .

از این موارد که بگذریم به مصرف سیگار می‏رسیم که با همه تبلیغات و مرگ و میرهای ناشی از سرطان سینه و غیره ناشی از سیگار این ماده سمّی همچنان در رگها و ریه‏های انسان‏ها بویژه جوانان و بعضاً زنان جریان دارد و اینها حتی به خود رحم نمی‏کنند و از دود و دخان فاصله بگیرند! گزارش‏ها نشان می‏دهد که هر روز بیش از سه میلیارد تومان پول را اینان بابت دود سیگار هوا می‏کنند، این رقم سالانه به ارقام نجومی می‏رسد از سیگارهای داخلی و خارجی و بیشتر آمریکایی که از کشور خود به خارج صادر می‏کنند و برای جهان سومی‏ها می‏فروشند و ما ورود آن را مجاز کرده‏ایم، آنگاه روی پاکت سیگار می‏نویسیم، سرطان زا است!! این تناقضات چه توجیهی دارد؟!

به هر حال روی موضوع الگوی مصرف اصلاً کار نشده و از یک طرف از کسر بودجه مشکل کمی حقوق حرف می‏زنیم اما برای مصرف، فرهنگ سازی نمی‏کنیم!! رسانه‏های ما به جای همه چیز همه‏اش فیلم و سریال داخلی و خارجی پخش می‏کنند اما برای مردم از این رسانه ملی درس زندگی نمی‏دهند. در این باره سخن بسیار است که به مناسبتی دیگر موکول می‏کنیم. این جمله قرآنی را بار دیگر مرور کنیم: «اسرافکاران برادران شیطان‏اند» و مراقب باشیم ما از یاران شیطان نباشیم و نعمت‏های خدا دادی را ضایع نکنیم و از اسراف و تبذیر که عملی حرام است به حکم شرع و به حکم عقل بپرهیزیم و رسانه‏های ما بویژه صدا و سیما به رسالت خود در این زمینه بیندیشند که این بخشی از وظیفه آنهاست. خداوند گوش شنوا دهد.

حجة‏الاسلام و المسلمین محمد تقی رهبر

سه شنبه 13 بهمن 1388  نظرات : 1 بيان انتقادات و پيشنهادات

روشهای پیشگیری از اتلاف وقت

روشهای پیشگیری از اتلاف وقت

این جلسه با مشارکت آقایان: مهندس محمد باقریان، دکتر یوسف ثبوتی، دکتر حسن حبیبی، دکتر رضا داوری اردکانی، دکتر فرامرز رفیع پور، دکتر سیدمصطفی محقق داماد، مهندس جعفر مرعشی و دکتر رضا مکنون تشکیل شد. آقای دکتر ثبوتی ریاست جلسه را به عهده داشتند.
مطالب اظهار شده توسط این آقایان به شرح زیر است:

1- مطالب اظهار شده توسط آقای مهندس باقریان:
برای توسعه معقول نیاز به مدیریت توسعه یافته است. در رابطه با مدیریت زمان دهها سرفصل برای جوامع غربی تدوین شده که برای جامعه ما به علت شرایط فرهنگی خاص کفایت نمی کند. با توجه به اهمیت موضوع برای تعیین روشهای لازم جلوگیری از اتلاف زمان و یا به عبارتی بهره وری زمانی در ابعاد خرد و کلان در فعالیتهای فردی و اجتماعی، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• جلوگیری از اتلاف هر نوع منبعی من جمله زمان منجر به بهره وری می گردد. به عبارتی میزان صرف وقت برای انجام کاری تقسیم بر سرمایه زمانی بکار برده شده بخشی از این بهره وری را تعریف می کند.
• از سویی بهره وری را انجام کار صحیح به روش صحیح نامیده اند و لذا بهره وری زمانی یعنی انتخاب حجم وقت و زمان مناسب برای انجام کارها و صرف صحیح زمان برای انجام کار.
• اگر بجای ارزش گذاری اقتصادی کارها ملاک ارزش گذاری زمانی قرار گیرد در این صورت فرمول بهره وری زمانی به قرار زیر پیشنهاد می شود:



در این فرمول شاخص ها و کمیت های معرفی شده قابل تعریف و تبیین تفصیلی می باشد.
• مدل توانمندی صرف صحیح زمان هر صاحب عمری یا صاحب وقتی با 4 مؤلفه تعامل و بستگی موزون دارد. در مدل پیشنهادی مؤلفه ها بشرح زیر تعریف می گردند:
1- باور و نگرش صحیح به زمان و عمر
2- دسترسی به روشها و یا در مفهوم کامل آن دانش مدیریت زمان
3- مهارت بکارگیری دانش مدیریت زمان
4- زمان (عمر) در اختیار
(فرهنگ) باورها و ارزشها

100

100
مهارتهای انسانی 100 دانش مدیریت زمان

100

زمان در اختیار
مدل مربع توانمندی بهره وری زمانی

این مدل می تواند برای اندازه گیری و یا میزان توسعه یافتگی بهره وری زمانی مورد استفاده قرار گیرد که بشرح زیر توضیح و تبیین می گردند:
• باور و نگرش صحیح از منظر فلسفی نسبت انسان را با مقوله زمان و عمر روشن می کند که به شدت در چگونگی استفاده از آن تأثیر می گذارد. نگاهی مأموریت گرا و هدفمند به زندگی، قایل بودن به زندگی مابعدالطبیعه و نظائر اینگونه نگرشهای فلسفی، بر کلیه شئون مربوط به زمان یعنی سه حوزه مدیریت زمان، مهارتهای انسانی مربوطه و کیفیت و حجم زمان دز اختیار تأثیر مستقیم می گذارد.
• با توجه به مبانی فلسفی و باورهای فرد و یا جامعه، چگونگی مدیریت کردن فعالیتها برای رسیدن به زمان حداقل یا مناسب در بعد فردی و اجتماعی موضوع این محور بحث می باشد. در این زمینه نگرش راهبردی در تشخیص عوامل محیطی و داخلی است که فرد را قادر به شناخت مقتضیات زمان خود، تهدیدهای تلف کننده زمان و توسعه کاربردهای مدیریت زمان می نماید.
• صرف آگاهی از نظریه ها و روشهای مدیریت زمان برای جلوگیری از اتلاف منابع کفایت نمی کند. مهارت فردی و اجتماعی بهره گیری از زمان در گرو قانونمند کردن نظم و مدیریت زمان و نیز آموزش و پیش بینی انگیزه های لازم و موارد جبرانی و تنبیهی برای نهادینه شدن استفاده بهینه از زمان برای فرد و جامعه می باشد.
• زمان در اختیار و تخصیص این زمان (عمر) به حوزه های مختلف و کیفیت آن برای انواع فعالیت های فردی و اجتماعی و ترمیم و تنظیم این سهم ها در کوران فعالیتها بویژه در مقابله با تغییر شرایط محیطی از جمله سرفصل های مهم این مؤلفه می باشد و به عبارتی حجم و زمان مناسب و کیفیت منابع زمانی در این حوزه مورد بحث قرار می گیرد.
• برای انتخاب رویکرد و راهبردهای مناسب برای مقابله با پدیده اتلاف زمان و بهره وری زمانی در یک جامعه یا سازمان و یا برای فرد، ما نیازمند تحلیل شرایط راهبردی هستیم. برای جامعه ایران به نظر می رسد تجربه های در دسترس رویکرد تلفیقی و همزمان: اصلاح نگرشها، ساختارها و رفتارها را بصورت همزمان توجیه می کند و این البته از حوزه های مدیریت عالیه کشور و نیز شروع برنامه های علمی در حوزه های تربیتی و آموزشی بایستی شروع شود.
امید است نحوة ورود و رویکرد نظریه اجمالی حاضر بتواند سرفصل نگاه جدیدی به زمان و بهره وری زمان را در جامعه ایران اسلامی فراهم آورد

2- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر ثبوتی:
موضوع صحبت من اتلاف وقت جمعی به سبب عدم پای بندی به الزامات الگوی زندگی نوینی است که در طول یک صد سال گذشته از دیگران اقتباس کرده ایم ولی راه و رسم استفاده صحیح از آن را نیاموخته ایم. موارد مورد نظرم شخصاً و مختصراً عبارت اند از:
1- ازدحام ترافیک از نمونه های بارز اتلاف وقت جمعی است. سواره و پیاده فلسفه مقررات راهنمایی و رانندگی را درک نمی کنند و به آن پای بند نمی مانند.
2- اتلاف وقت مشتری در بانک ها و بخش های تجاری خصوصی و عمومی نمونه های دیگرند. مشتری مداری در نظام مالی و اقتصادی ای که رقابت در آن نیست نامفهوم می ماند و بنابراین مُراجع می تواند به بهانه های کوچک از سرباز شود.
3- مخصوصاً در نظام اداری دولتی تلقی از مقررات و آئین نامه مچ گیری و دست به سر کردن مُراجع است. راه نمایی و گره گشایی از مراجعه کننده ای که به قانون و مقررات اشراف ندارد ناشناخته است. این نیز از عوامل عمده اتلاف وقت جمعی است.
4- خصلت تمرکز گرایی در نظام اداری که مآلاً فرد یا افرادی در سطوح بالا باید تصمیم نهایی را تصویب کنند و بر آنچه که در سطوح پایین انجام می گیرد نظارت داشته باشند. از عوامل عمده ازدحام و ترددهای غیرضروری در شهرهای بزرگ هستند.
اقلام بیشتری می توان به آنچه که در بالا یاد شده اضافه کرد. ولی به یک سخن همه ناکارایی ها که اتلاف وقت بخش کوچکی از آن است ناشی از عدم آشنایی و عدم پای بندی به ملزومات زندگی و مدیریت اجتماعی نوینی است که از دیگران اقتباس کرده ایم و راه استفاده کارا از آنها را نیاموخته ایم، ماشین را بدون مقررات راهنمایی و رانندگی می خواهیم. برای مشتری و مراجع اداری حقوق و احترام مناسب قائل نیستیم، به قانون به عنوان یک مجموعه راهنما نگاه نمی کنیم و تنها بازدارندگی آن را مد نظر داشته ایم. به توانایی ها و درست کاری های افراد باور نداریم و همیشه و همه جا نظارت بر دیگران را تجویز می کنیم.

3- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر حبیبی:
برای یافتن روشهای پیشگیری از اتلاف وقت نخست باید علل و عوامل اتلاف وقت را بازشناخت. در مورد علل و عوامل نیز ابتدا باید آنها را بر اساس نوع زمانی که مد نظر است و محیطی که زمان یا وقت در آن مورد استفاده قرار می گیرد، دسته بندی کرد.
زمان یا وقت مورد نظر را می توان در سه زمینة عمده طبقه بندی کرد:
• بهره گیری فردی از آن
• استفاده از زمان در امور اجرایی و خدماتی
• و بهره گیری از وقت در کارهای دسته جمعی، از نوع جلسات تصمیم سازی و تصمیم گیری، امور پژوهشی و مانند اینها
1- بهره گیری از زمان در زندگی روزمرة فردی بیشتر با علل و عوامل مربوط به شخصیت افراد، تربیت دوران کودکی، نوجوانی و جوانی و برخی از امور و مسائل روان شناختی اشخاص و میزان اطلاعات علمی و تخصصی آنها ارتباط می یابد.
برای افرادی که زمینه و یا موقعیت استفاده از زمان را به علت کم اطلاعی و بیکاری – به هر دلیل- ندارند، وقت اصولاً اهمیتی ندارد تا در بارة اتلاف آن بیندیشند و یا روشی برای پیشگیری از آن در نظر بگیرند. در این گروه تنبلی و تن پروری و در نتیجه مسألة اتلاف وقت را باید از طریق ایجاد شغل یا اشتغالات مفید گوناگون دیگر حل کرد.
یأس و ناامیدی و برخی از شکست های فردی و اجتماعی و بی توجهی به نتایج کار و فعالیت برخی از فرهیختگان نیز در بی اعتنایی به وقت و در نتیجه اتلاف آن نزد این گروه مؤثر است بطور خلاصه در روش پیشگیری از اتلاف وقت در این بخش باید به علل و عوامل اجتماعی، روانی، اقتصادی و احتمالاً تاریخی اندیشید و آنها را از سر راه برداشت.
2- استفاده از وقت در امور اجرایی و خدماتی در ایران، با موانع و علل و عواملی خارج از ارادة افراد و حتی مجموعة آنها، ارتباط دارد. در شهرهای بزرگ ایران و نیز کلان شهر تهران وقت ارزشمند گروههای مختلف علمی و فنی و اجتماعی شاید در بهترین ساعات آن تلف می شود و این اتلاف وقت در رفت و آمد درون شهری از محل اقامت تا محل کار و در طول روز در جابجایی هایی که لازمة انجام خدمات گوناگون است صورت می پذیرد و به نظر می رسد که پیشگیری از اتلاف وقت فراوان در این قلمرو تقریباً ناممکن باشد.
شاید گفته شود که برخی از خدمات را که انجام آنها مستلزم مراجعه به ادارات و به اصطلاح مسافرتهای درون شهری است می توان از طریق پست و یا تشکیل مجتمع های خدماتی سر و سرمان داد. با آنکه سالهاست که در این باب سخن گفته می شود و طرحهایی نیز عرضه شده است، هنوز کار به جایی نرسیده است و بعید است که در سالهای آینده نیز امکانات و تجهیزات لازم برای این امر فراهم شود. اما با فرض اینکه این بخش از مسأله حل شود، اصل مسأله که مربوط به اتلاف وقت در زمینه های پرارزش دیگر از قبیل جلسات تصمیم سازی و تصمیم گیری و نیز امور مربوط به آموزش و پژوهش است، از این طریق قابل حل نیست. و چنانچه برگزاری جلسات تصمیم سازی و بخشی از جلسات تصمیم گیری – حداقل در قالب بیان آرزو- از طریق تشکیل جلسات به کمک رایانه قابل حل باشد، آزمایشگاه و دانشگاه مجازی و نیز آموزش و پرورش مجازی، به فرض عملی بودن، کارساز نیست. در یک زمینة خاص که آموزش و پژوهش دانشگاهی باشد، ایجاد شهرکهای دانشگاهی در شهرهای بزرگ و کلان شهر تهران شاید راه حل باشد. در این شهرک استادان و دانشجویان باید اسکان داده شوند. این راه حل به شرط وجود اعتبارهای کلان، و البته خارج از توان کنونی و حتی آیندة نزدیک و متوسط مدت جامعه، ممکن است عملی باشد. در عین حال باید برای بسیاری از مشکلات اجتماعی، اخلاقی، روانی چنین جامعه های کوچک بسته نیز اندیشید و فائده – هزینه، یا فائده – زیان این راه حل را به دقت محاسبه کرد. شاید این محاسبه سبب شود که اتلاف وقت بر وضع نابهنجاری که احتمالاً این جامعه بسته عامل آن می شود مرجح دانسته شود.
3- نوع سوم بهره گیری از زمان و نیز اتلاف وقت در کارهای دسته جمعی، در زمینه ها و سطوح علمی و فنی و تفکر و تدبر و جلسات مشاوره، تصمیم سازی و تصمیم گیری و بطور کلی ادارة عالی امور مختلف علمی و فنی، پژوهشی، مدیریت های کلان، مسائل سیاسی و اجتماعی مربوط به کل کشور مطرح می شود. در این بخش نیز اتلاف وقت قابل ملاحظه است و دارای علل و عواملی است که می توان آنها را دسته بندی کرد. پیش از بیان دسته بندی یاد شده باید به این نکته اساسی توجه کرد که لازمة کار دسته جمعی به معنی واقعی و کامل کلمه اینست که کلیة افراد درگیر در کار دسته جمعی در اظهار نظر به هنگام بحث و در بیان نظر نهایی و احتمالاً اجرای کار، بر مبنای تصمیم جمعی، شرکت فعال داشته باشند. با این فرض چنانچه هر یک از افراد به هر علت و دلیل از حضور فعال خودداری کنند، عملاً موجب اتلاف وقت دیگران می شوند.
علل و عوامل اتلاف وقت در این بخش را می توان به شرح زیر دسته بندی کرد:
1- علل مرتبط با وجوه روان شناختی فردی اعضاء
الف- بی نظمی افراد که موجب اختلال در کارهای دسته جمعی می شود.
در کار دسته جمعی اولاً، انجام برخی از امور میان اعضاء توزیع می شود و ثانیاً از روی قاعده بنابر این است که جلساتی برای بررسی ها تشکیل شود، هنگامی که شخص یا اشخاصی که به هر دلیل بی نظم هستند در جمع باشند- که تجربه نشان می دهد چنین اشخاصی وجود دارند – جلسات یا به علت غیبت آنها تشکیل نمی شود و یا تشکیل جلسات فائدة چندانی در بر نخواهد داشت زیرا اشخاص نامنظم، دستور جلسه یا گزارش هایی را که باید مطالعه کنند و با آمادگی و احتمالاً پیشنهاد در جلسه حضور یابند خالی الذهن به جلسه می آیند و در نتیجه مباحث جلسات بر پایة نوعی تداعی و معانی و اظهارنظرهای ارتجالی شکل می گیرد و چنین روشی برای تصمیم گیری های بنیادی زیان بار است.
این بی نظمی ها را باید از میان برد. هر چند این بی نظمی ها مرتبط با شخصیت افراد است اما در عین حال با سخت گیری می توان آنها را، دست کم در محدودة کارهای دسته جمعی معین و مشخص، به حداقل رساند.
ب- عدم تمایل به کار جمعی که دارای علل و عوامل گوناگون از قبیل انزواطلبی، انحصارطلبی در زمینه های علمی و .... است.
در موارد فراوان اشخاصی را که اصولاً علاقه به کار دسته جمعی ندارند بر اساس مصلحت اندیشی وارد جمع می کنند و یا اشخاص خود در عین عدم اعتقاد به کار جمعی، بر اساس مصلحت اندیشی های دیگر، از جمله خارج از گردونه جلسات صاحب عنوان قرار نگرفتن و یا با هدف مواظبت و مراقبت از منافع فردی و گروهی در جمع مورد نظر به عضویت مجامع مهمی در می آیند که موظف به کار دسته جمعی هستند. اما انحصارطلبی و یا انزوا طلبی اشخاص یاد شده موجب غیرفعال شدن یا کارشکنی در کار دسته جمعی می شود. اگر مصلحت اندیشی های بی پایه و مبنا که این گروه را وارد جریان می کند، به کناری گذاشته شود و از حضور چنین افرادی صرفنظر شود، شاید دیگرانی که مایل به کار به قاعده هستند بتوانند از وقت خود بهره بیشتری ببرند.
2- علل مرتبط با وجوه معرفتی و علمی و روان شناسی جمعی و اجتماعی
الف- نامساوی بودن سطح اطلاعات افراد و تشتت در آراء و نظریات در زمینه های مختلف
از جملة علل و عوامل اتلاف وقت است. در حال حاضر تعداد صاحب نظران با تجریه و کارآمد فراوان نیستند. و سطوح اطلاعات همة کسانی هم که در یک رشته مطالعه و تحقیق می کنند و یا به مدیریت کلان می پردازند، بدون رودر بایست، نه تنها یکسان نیست بلکه نزدیک به هم نیست. در واقع یک درجه بندی معلوماتی و اطلاعاتی و تجربه ای وجود دارد. این واقعیت در سراسر جهان، حتی در کشورهایی که همه از دانش و آگاهی های آنها فراوان سخن می گویند و دانشگاهها و مراکز علمی و تصمیم گیری شان را بهترین می دانند به چشم می آید. این واقعیت را باید پذیرفت. توزیع و بهره وری از برخی امتیازات اگر قابل قبول و قابل دفاع و ممکن باشد، در زمینة مورد نظر ما در امکان پذیر نیست. علم و اطلاع «آنانکه می دانند و آنانکه نمی دانند یا کم می دانند یا مطابق روش نمی دانند مساوی نیستند و یا نباید مساوی دانسته شوند». هنگامی که اشخاص با اختلاف سطح علمی در مراکز مهم علمی و تصمیم سازی و تصمیم گیری گردهم می آیند اگر کار جدی گرفته شود وقت های فراوانی تلف می شود. چون در این گونه جلسات رعایت «جاه» و «مقام» و «عنوان» اشخاص سبب می شود که به صراحت و آشکارا خلاف میل گویندگان سخن گفته نشود و چنانچه میسر باشد و با سخن گفتن در لفافه و زیرکانه موضوع نامربوط پیشنهادی از گردونه بحث خارج شود و این شیوه زمان زیادی را تلف می کند اما اگر کار جدی تلقی نشود اصل جلسه و وقتی که صرف شده است بطور کامل تلف شده است. راه کار اینست که اصل تساوی صاحب اطلاع و کسی که اطلاع کمتری دارد غیرمنطقی و غیرعلمی دانسته شود.
ب – بی اعتقادی یا بی اعتمادی افراد به یکدیگر و در نتیجه نبود صراحت در کارهای دسته جمعی
در بسیاری از مجمع ها، حتی مجامع علمی صرف دانشگاهی و پژوهشگاهی، برخی اشخاص یکدیگر را به اصطلاح قبول ندارند و معتقد به داشتن مقام علمی واقعی برای همکار خود نیستند و نیز به هر دلیل به یکدیگر اعتماد ندارند، در عین حال به علل گوناگون اولاً نظر خود را نمی توانند و یا نمی خواهند بیان کنند و ثانیاً از جمع هم نمی خواهند خارج شوند. نتیجة این وضعیت ایجاد فضای مجامله و عدم صراحت با اشاره و کنایه و پیچیده سخن گفتن است اما این روش در کارهای دسته جمعی جدی کارساز نیست و تصمیم گیری را غیرممکن می سازد و یا تصمیم سازی و تصمیم گیری با تأخیری طولانی که گاه نظیر نوشداروی پس از مرگ سهراب است روبرو می شود. راه حل نیز برقراری محیط باز و به صراحت سخن گفتن و تصمیم گیری کردن است.
3- علل مرتبط با وجوه ساختاری
الف – نبودن نظام جامع بدون ابهام برای کارهای دسته جمعی
هر چند که در کارهای فردی نیز کسانی که مطابق برنامه و بصورت منضبط عمل می کنند زودتر و بهتر به نتیجه می رسند، اما بی نظمی شخصی آنها تنها وقت شخص آنها را تلف می کند. به عکس چنانچه در کارهای دسته جمعی نظم و انضباط (که معمولاً در قالب وجوه آئین نامه ای و ساختاری نمود می کند) نباشد کار بدون نظام در این قلمرو خود به صورت ساز و کار نهادینه اتلاف وقت در می آید و عمل می کند. بنابر این در کلیه کارهای دسته جمعی نظام یا ساختار کار ضرورت دارد. این ساختار باید یک رشته قواعد و اصول مشترک برای کلیه کارهای دسته جمعی داشته باشد، که در عین اختصار و سادگی موجب استواری امور شود و نیز باید دارای یک رشته آئین اختصاصی باشد که ویژة یک نوع یا یک مورد خاص کار دسته جمعی است. در این ساختار نبود دو علت یا عامل موجب اختلال کلی کار می شود.
اول نبودن سلسله مراتب در نظام – در هر نظام جامع کار دسته جمعی باید سلسله مراتب پیش بینی شود و همه به همه کار نپردازند و اگر هر یک از افراد جمع بدون رعایت سلسله مراتب تصمیم گیری کند، وضع آشفته می شود، و گفته می شود که تصمیم گیر در فلان یا بهمان کار معلوم نیست، نه شورا تصمیم می گیرد نه هیأت و نه فرد و نه همه و نه هیچکس. اما همگان سخن می گویند و امر و نهی می کنند و همهمه آمران، مأموران را که گهگاه همان آمران هستند سرگردان می سازد. این امر صرفنظر از حکومت ابهام، که گهگاه به صورت اصل در می آید ناشی از نپذیرفتن نظام سلسله مراتبی، به علل روان شناختی فردی است. مشاوره و نظر همه را شنیدن و بهترین آنها را متابعت کردن یک مسأله و هر یک از افراد جمع در یک مورد خاص به نظر خود عمل کردن و آشفتگی به وجود آوردن مسأله ای دیگر است. اتلاف وقت بطور کامل نتیجة چنین فرایندی است و راه پیشگیری از آن نیز استقرار نظام سلسله مرابتی است، به صورتی که همه یا اکثریت آن را از بن دندان بپذیرند.
دوم- بودن برنامه و تقویم کاری و زمان بندی بر اساس برنامه یکی دیگر از علل و عوامل اتلاف وقت است. اگر کارهای دسته جمعی بدون برنامه مشخص و صرفاً بر اساس کلیات بدون محتوای معین باشد، نمی توان تقویم کاری مؤسس بر اساس ارزیابی زمان هر کار و پیش بینی موانع و اندیشه در بارة رفع آنها را تنظیم کرد. در نتیجه در بهترین حالت با ساختن و ویران کردن و دوباره ساختن و با سعی و خطا پیش رفتن و یا عقب نشینی و به راه دیگر گام نهادن مواجه می شویم. اتلاف وقت در این قسم فرایند روشن است. راه کار نیز معلوم است ساختار فعالیت ها باید به گونه ای طراحی شود که روش های برنامه نویسی و تقویم کاری و زمان بندی را در آغاز هر کار پیش بینی کند.

ب – تغییر نابهنگام طرحها و برنامه ها به علل گوناگون.
جمع تهیه کنندة طرح و برنامه ای که برخی از علل و عوامل اتلاف وقت را رفع کرده است چنانچه با تغییر طرح و برنامة خود مواجه شود عملاً تمامی وقتی را تلف شده می بیند که برای طراحی و برنامه ریزی و رفع و دفع موانع اختصاص داده است. علل و عوامل این تغییرات در کشور ما متعددند که مهمترین علت تغییر مدیریت هاست. این فرایند با توجه به برخی از علل و عوامل روان شناختی و جامعه شناختی و معرفتی، که پیشتر بیان شد، سبب نفی طرح و برنامة قبلی و عنوان کردن طرح و برنامة جدید می شود. اتلاف وقت در این زمینه روشن است. نظر به اینکه تغییر مدیریت ها و سلیقه ها نیز به تواتر و در زمانهای نزدیک به هم صورت می پذیرد وقت های تلف شده و هزینه های انجام یافته قابل توجه و بنابراین تأسف بار است.
4- علل مرتبط با وجوه مادی
مسائل مادی در پیشبرد کارها دارای اهمیت است اگر جنبه های مادی و سخت افزاری اجرای امور به درستی پیش بینی نشود و ساختار و نظام جامع کارهای دسته جمعی این وجه از امور را قاعده مند نسازد فعالیت های نرم افزاری راه به جایی نمی برند، دو مطلب از جمله مهمترین مطالب مربوط به علل و عوامل مادی اند.
الف - نبودن برنامة جامع برای تجهیز کارگاه (فنی – مهندسی، علمی – آزمایشگاهی، کتابخانه ای، تحقیق میدانی و ...)
در این زمینه تجهیز کارگاه همانند تجهیز یک کارگاه ساختمانی یا کارگاه های سدسازی و راهسازی و... است. هیچ کارگاهی اگر مجهز نباشد از وقت نیروی انسانی کارآمد نمی توان بهره بردای بهینه کند.
ب - تخمین ناکافی بودجه، تخصیص ندادن به هنگام بودجه، تغییر سیاستهای بودجه ای
نابسامانی در مواردی که یادآوری شد موجب تعطیل کار یا معوق ماندن امور می شود و تعطیل موقت و یا دائم کار اتلاف وقت را به دنبال دارد.
نتیجه:
بسیاری از این علل و عوامل را می توان با اندکی تدبیر از میان برداشت، اما همین امر نیازمند برنامه ای جامع است که در نخستین گام آن باید رودربایستی و عدم صراحت در بیان موانع و مشکلات کنار گذاشته شود و در گام دوم نیز حرکت بر این مبنا صورت گیرد که از برگزاری همایش و هم اندیشی به منظور وقت گذرانی و سخن رانی پرهیز شود - آنچه تاکنون تجربه کرده ایم برای شناسایی موقت علل و عوامل و شروع کار کفایت می کند. یافتن راههای دیگر و نیز تصحیح شیوه ها ضمن عمل میسر است. هر چند که احتمال دارد رفع همین علل و عوامل بتواند به اندازة کافی از اتلاف وقت جلوگیری کند، ولی از به کارگیری تجربه های ضمن عمل نیز باید بهره گرفت.
توپای براه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت

4- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر داوری اردکانی:
خوشبختانه این مجلس 3 روزه که به ابتکار و با مدیریت دوست دانشمند عزیز آقای دکتر بهادری نژاد برگزار شد روی هم رفته نه فقط اتلاف وقت نبود بلکه فوائد علمی بسیار داشت. در هر سمیناری مقداری اتلاف وقت و تکرار مطالب و گفتارهای زائد وجود دارد. اما در این نشست های سه روزه مطالبی عنوان شد که مقامات و مسئولان کشور می توانند از آن بهره ببرند. مهمترین مطلب، مطلب وقت است. اگر وقت شناس باشیم یعنی وقت را به معنی حقیقی آن بشناسیم و وقت هر کاری را بدانیم بسیاری از مشکلات خود بخود حل می شود. مردم وقتی بی وقت می شوند، وقت ساعت را هم نمی توانند درک کنند و کار خود را بهنگام انجام نمی دهند. من در این سمینار در بارة وقت سخن گفتم، اما مطالب مهم دیگری در بارة صرفه جویی در انرژی و نان و آب و ... نیز گفته شد که امیدوارم مجموعه آنها در دفتری گرد آید و فوائد عملی نیکو بر آنها مترتب شود. مسلماً یکی از بهترین جلسات سمینارها همین جلسه آخر بود. سخنان خوب آقایان را، همکاران ما از نوار به کاغذ انتقال خواهند داد و درمجموعة این سمینار درج خواهند کرد. از تشریف فرمایی آقایان بسیار متشکرم.

5- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر رفیع پور:
1- ابتدا لازم است بدانیم که اتلاف وقت در اینجا به عنوان یک مسئله اقتصادی مطرح می شود؛ یعنی زمان به عنوان یک کالای با ارزش، بیهوده مصرف می گردد. به عبارت دیگر در اینجا این سؤال وجود دارد که چرا در ایران انسانها در رابطه با وقت و زمان، اقتصادی و عقلانی عمل نمی کنند.
2- علل این مسئله در سطوح مختلف قابل بررسی است: سطح کلان، سطح میانه و سطح خرد (سطح فردی)، بنده بیشتر به سطح کلان می پردازم:
• اگر ما رفتار روستائیان مسن و کمی سالخورده را به خاطر بیاوریم، می بینیم که آنها در رابطه با وقت (مانند بقیه عوامل) بسیار عقلانی و اقتصادی رفتار می کنند. لذا مسئله اتلاف وقت بیشتر در شهرها مطرح و مشاهده می شود. با دقت بیشتر می بینیم که در برخی شهرهای کوچک نیز این مسئله – هر چند نه به اندازه شهرهای بزرگ – قابل مشاهده است.
شهر و روستا یک مصداق و نمونه از میزان تغییر جامعه از سنتی به سوی توسعه یا مدرنیزه شدن است. به عبارت دیگر هر چه ما از جانب جامعه سنتی به جانب جامعه مدرن مصنوعی و عاریتی از غرب جلو رفته ایم، انواع مسائل از جمله «از خود بیگانگی» «مصرف گرایی»، «بیهودگی» و «وقت کشی» بیشتر می شود، یعنی از درجه عقلانیت و انتظام اجتماعی در مسیر کارکرد اجتماعی و نفع جمعی کاسته می شود.
• در جامعه سنتی نظام اجتماعی ما دارای کارکرد و انتظام بوده است. نه فقط در یک روستا، بلکه همچنین در بازار و دیگر بخش های سنتی این کارکرد و انتظام وجود دارد. وقتی شما به یک هیات عزاداری سنتی نگاه می کنید، می بینید که سازماندهی و نقش های تعیین شده از جانب افراد پذیرفته و درونی شده است. هرکس موقعیت و وظیفه خود را می شناسد و کار را با سرعت و نظم انجام می دهد. اما اگر همان افراد در نظام اجتماعی مدرن که مصنوعی و غیر خودی است و بطور رسمی اما ناآگاهانه به جامعه تحمیل شده است، قرار گیرند، گاه از زیرکار در می روند، افراد را سرکار می گذارند و ... تجربیاتی که بطور روزمره با آن سر و کار داریم.
نتیجه اول: «توسعه بیرونی» و عاریتی از غرب نظام اجتماعی را مختل می کند و کارکرد اجتماعی را کاهش می دهد که یکی از پیامدهای آن عدم کارکرد مناسب و مولد «زمان» می باشد.
• یک عنصر دیگر که به فرایند اضافه می شود، نظام نابرابر اجتماعی است. از یک طرف میزان نابرابری در ایران براساس ضریب جینی بسیار بالا (48%) و بسیار بیشتر از امریکا (33%) است. یعنی تفاوت بین فقیر و ثروتمند در ایران بسیار زیاد است. این عامل به تنهائی موجب انواع مسائل اجتماعی، از جمله دلسردی، بی قیدی و نهایتاً آشفتگی اجتماعی می شود که پیچیدگی اجتماعی و در پی آن اختلال در روابط اجتماعی و در نتیجه اتلاف وقت از پیامدهای آنست.
از طرف دیگر نظام نابرابر اجتماعی در ایران شکلی نزدیک به یک «نظام کاستی» به خود گرفته است که فرایند آشفتگی اجتماعی را به شتاب زیاد تشدید می کند. بدین معنی که نابرابری فقط خود را در تفاوت درآمد نشان نمی دهد، بلکه بالاخص در کسب موقعیت های اجتماعی بروز می کند. اگر در امریکا نسبت به کشورهای اروپائی، مخصوصاً اسکاندیناویایی بیشتر است، اما هر کس این امید را دارد که بتواند، براساس توانائی هایش به هر جائی (پست و مقامی) که می خواهد برسد. اما در ایران پستها و مسئولیت ها نه بر اساس توانائی افراد، بلکه براساس وابستگی آنها به گروه های خاص توزیع می گردد. این عامل موجب می شود که در بسیاری از سازمانهای اجتماعی، مسئولین رده های بالای سازمان از توانائی سازماندهی و انتظام بخشی برخوردار نباشند. در نتیجه فرایند و پیامدهای معمول مخرب نابرابری تشدید می شود و شما با یک حالت آنومیک و یا آشفتگی اجتماعی سر و کار دارید، که وقت و انرژی و بسیاری دیگر از عوامل اقتصادی بیهوده تلف می گردد.
نتیجه دوم: وقتی توسعه بیرونی با نابرابری اجتماعی همراه می شود و از طریق نظام کاستی تشدید می شود، کارکرد اجتماعی با شدت بیشتری کاهش می یابد و فرایند آنومی و آشفتگی اجتماعی افزایش می یابد. در پی آن باز دهی عوامل تولید از جمله زمان کاهش می یابد!
من فعلاً به همین دو نکته اکتفا می کنم، هر چند که در ادامه تحلیل و ارائه مدل متغیرهای زیاد دیگر نیز وجود دارند و انشاء الله در کارهای بعدی اینجانب قابل مطالعه خواهند بود.

6-- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر محقق داماد:
در این رابطه می توان به 2 دیدگاه قرآن و فقه اشاره کرد. در قرآن سوره ای به نام سوره وقت (زمان) داریم که در این سوره خداوند به زمان قسم خورده که این بیانگر ارزش و اهمیت آن است. در سوره (والعصر) به ترتیب به زمان، خسران انسان و اینکه انسان در زیان است، می پردازد.
وقت آدمی سرمایه بشری است، هر چه انسان از دست بدهد و عوض نگیرد «خسران» گویند و اگر انسان عوض بگیرد «خسر» نکرده و عوض را ایمان و عمل صالح تعبیر می کنند. عمل صالح خود معنای گسترده ای دارد. بدین معنی که عمل شایسته خسران اتلاف وقت را جبران می کند و باید متناسب با زمان و جامعه باشد.
در دیدگاه فقهی اگر کسی به جان یا مال کسی خسارت وارد کند ضامن خسارت است. در یک مسأله فقهی برای جبران اتلاف وقت، وقت را تبدیل به مال کرده و به اندازه زمان از دست رفته باید ثمن المثل پرداخت شود. سوءتدبیر دولت در اجرای برنامه ها و عدم مدیریت صحیح باعث می شود که وقت زیادی از مردم تلف شود که دولت درمقابل این مسأله مسئول است. از اختیارات دولت و حاکمیت نیست که فعالیت سازمانها را متوقف و تعطیل عمومی اعلام کند، این از نظر شرعی اشکال دارد، مسأله دیگر تعطیلی با عنوان وفات یا اعیاد بزرگان است که بهتر است رئیس جمهور با تدبیر درست به جای تعطیلی و اتلاف وقت حقوق کارگران و کارمندان را دو برابر کند. بازدهی و راندمان کار را بالا ببرد.

7- مطالب اظهار شده توسط آقای مهندس مرعشی:
حضور در زمان خود مسأله ای است که در جامعه ما کمتر به این نکته توجه می شود.
• مفهوم کهنه و سنتی توالی تدریجی از دست رفته است.
• مفهوم نوین و گسترده توالی توسعه یاب پدید آمده است.
• توسعه ارتباطات زمینه توسعه اجتماعی را فراهم آورده است.
• مقیاس سرعت ارتباط به سرعت نور در میدان انرژی رسیده است.
• در چنین شرایطی، می باید هماهنگ با این مقیاس، توسعه تفاهم اجتماعی صورت پذیرد.
• مقیاس توسعه تفاهم اجتماعی یعنی سرعت متناسب اراده در میدان تمایلات اجتماعی.
• وقت شناسی جدید در گرو:
تکامل شناسی جدید (تکاملی)
جامعه شناسی جدید (اجتماعی)
انسان شناسی جدید (فطری)
تکاملی: نیازمندی های تاریخی و تنظیم قوانین توسعه (نظام ارزشی)
اجتماعی: نیازهایی که ریشه اجتماعی دارد و برای عموم جامعه تنظیم شده است.
فطری: خصوصیاتی که جزء غرایز فطری و دارای ریشه طبیعی بوده، منشاء آن نیازهای شخصی و فردی است.
خوش آنکه دریابیم خود را و زمان را!
تنظیم رفتار اجتماعی در گرو شناخت ویژگی های تکاملی دوران ما می باشد.
ویژگی اصلی تکاملی دوران ما:
- بالندگی در مسیر معنویت
- بی قراری برای دستیابی به عدالت
- تلاش روزافزون برای نیل به کارآمدی
تنظیم رفتار برای نیل به کارآمدی در گرو مهندسی اجتماعی در 3 سطح است:
• توسعه
• کلان
• خرد
در سطح توسعه:
• فرهیختگان و اندیشمندان جامعه مفاهیم نوین حضور در جهان امروز را تبیین نمایند.
• زمینه تفاهم کارشناسی از طریق پژوهشهای کاربردی ایجاد و دست آوردهای آنها در همایش های گوناگون عرضه شود.
• زمینه تفاهم اجتماعی بوسیله رسانه ها و شبکه های اطلاعاتی و ارتباطی فراهم آید.
تنظیم رفتار در سطح کلان:
• قدرت توسعه مفاهیم موجود و ایجاد مفاهیم نوین مدیریتی در کشورداری و رفع آسیب های اجتماعی و انتخاب مدیران سیاسی متناسب با این طرز تفکر
• برخورداری از ذهنیت راهبردی در مدیران سیاسی آینده و دوری گزیدن از مقطعی و جزیره ای اندیشیدن و جاری ساختن این فضای فکری در سطوح تصمیم سازی و تصمیم گیریهای نظام
• ساماندهی به اندیشه و تفکر علمی در حوزه های علمیه و دانشگاهها
• قرار گرفتن فرهنگ به عنوان محور برنامه ریزی توسعه
• بازنگری به جایگاه قانون در جامعه و بکارگیری تدبیرهای علمی مشخص به گونه ای که قانون پذیری به عنوان رفتار نهادینه شده در آید.
تنظیم رفتار در سطح خرد:
• سازمانها تلاش نمایند که کارهای درست را به درستی انجام دهند. کار درست، کاری است که تناسب آن به سطوح توسعه و کلان احراز شده باشد.
• بازآفرینی سازمان به گونه ای که فعالیت ها با اهداف بلند مدت آنها هماهنگی بیشتری داشته باشد.
• آرایش مجدد به گونه ای که راه هایی پیدا شود که وقت و امکانات سازمان بر روی مسائلی که بیشترین ارزش را برای سازمان و خدمت گیرندگان دارد متمرکز شود.
• تجزیه و تحلیل مجدد فرایند انجام کار به گونه ای که انجام هر کاری ساده تر باشد و از تعدد مراحل انجام کار کاسته شود.
• تجدید سازمان در مسیر راه های بهتر، سریعتر و مؤثرتر
• رموز استفاده بهتر از وقت در زندگی و کار
معیار انتخاب رفتار
• سرعت
• دقت
• کارآمدی

8- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر مکنون:
اتلاف وقت را در دو قسمت می توان بررسی نمود.
1- برای چه هدفی وقت صرف می کنیم؟
2- چگونه از زمان برای رسیدن به آن هدف استفاده می نماییم؟
مجموعه فوق اثربخشی (effectiveness) و کارآیی (efficiency) استفاده از وقت و زمان را نشان می دهد.
در مقایسه کوتاه دو کشور سوئیس و ایران که در اولی ساعت کار ماهانه افراد کمتر از ایران است ولی نحوة استفاده از زمان و هدفی که انتخاب شده است به صورتی است که تولید ناخالص ملی سوئیس حدود سی برابر ایران است. به عبارت دیگر اگر ساعت کار روزانه را هشت ساعت بدانیم ارزش تولید درآمد هشت ساعت کار در ایران معادل حدود 15 دقیقه کار در سوئیس است.
در فعالیت های انفرادی که هدف گذاری و نحوة استفاده از زمان به فرد بستگی دارد به کارگیری آموزش های فردی می تواند تلفات وقت را کاهش دهد. در این زمینه کتاب ها و مقالات گوناگونی تدوین شده که قابلیت بهره برداری دارند.
در فعالیت های جمعی از پایین ترین سطح نظیر خانواده تا سطوح عالی نظیر کنفرانس ها و نشست های جمعی که افراد با خصلت های مختلف شرکت دارند آیا می توان یک الگو ارایه داد که همگان به بهترین وجه و به صورت بهینه از وقت استفاده نموده و تلفات وقت کاهش یابد؟
به نظر می رسد هر مقدار تنوع افراد و سطح تجمع گسترده تر گردد پیچیدگی ابعاد آن برای بهینه نمودن استفاده از وقت بیشتر می شود.
پذیرش قواعد جمعی مورد قبول و انعطاف پذیری لازم برای نحوة استفاده از وقت در یک جمع می تواند مجموع تلفات را کاهش دهد. آموزش رفتار اجتماعی و پذیرش اخلاق و تعهد اجتماعی ابزار مهم کاهش تلفات وقت در جمع است نظیر: نظم صحبت، رعایت زمان، منظم بودن در بیان، در چارچوب صحبت نمودن، تلاش در متمرکز نمودن بحث ها.
آموزش نحوة مشارکت در جوامع در همة سطوح کلید مهمی برای کاهش تلفات وقت جمعی است.
 

سه شنبه 13 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

روشهای پیشگیری از اتلاف آب، نان و سایر مواد غذایی

این جلسه با مشارکت آقایان: دکتر پرویز ایرانی، دکتر مسعود تجریشی، دکتر ناصر رجب زاده، دکتر محمد شاهدی باغ خندان و ­مهندس غفاری شیروان تشکیل شد. آقای دکتر شاهدی باغ خندان ریاست جلسه را بر عهده داشتند. آقایان: دکتر تجریشی و مهندس غفاری شیروان در ارتباط با آب و آقایان: دکتر ایرانی، دکتر رجب زاده در بارة نان و آقای دکتر شاهدی در بارة آب، نان و سایر مواد غذایی اظهار نظر نمودند.

 

مطالب اظهار شده توسط این آقایان به شرح زیر است:

 

 

 

1- اظهارات آقای دکتر تجریشی در بارة آب:

 

تلفات آب شهری، آب کشاورزی و آب مورد مصرف صنعت در کشور تقریباً در یک حد و در حدود 30 الی 50 درصد گزارش شده است. از جمله علل بالا بودن این تلفات کمبود اطلاع از میزان مصرف و الگوی بهینه مصرف آب، کمبود اطلاعات کافی در مورد عوامل افزایش تقاضا، پایین بودن قیمت آب، تصور مردم و مصرف کنندگان از آب به عنوان یک کالای اجتماعی و ارزان قیمت، کمبود درک مفاهیم، قلمرو و پتانسیل های مدیریت تقاضا می باشند. تغییر جهت گیری از مدیریت عرضه به مدیریت تقاضا در این برهه زمانی که کشور در حال ورود به تنش آبی می باشد بسیار جدی و مهم بوده و بکارگیری الگوهای جدید برای مدیریت بحران آبی در آینده حیاتی می باشند.

 

استفاده مجدد، بهره گیری از تکنولوژی و دانش فنی بر بازیافت و بازیابی آب در جهان صنعتی امروز، تأثیر به سزایی در کاهش مصرف آب و تلفات آن داشته است. در اختیار گذاشتن آب به قیمتهای اقتصادی؛ آگاه سازی و آموزش در رده های مختلف برای کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی، صنعت و شهری؛ تدوین و تصویب قوانین و مقررات و در نهایت تشویق درست مصرف کنندگان و جریمه مصرف کنندگان بالا و یا تلف کنندگان عمده آب از جمله راهبردهای اصلی برای پیشگیری اتلاف آب به شمار می روند.

 

 

 

 

 

2- اظهارات آقای مهندس غفاری شیروان در بارة آب:

 

مدیر کل امور منابع آب سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور پس از معرفی خود که حدود 23 سال در پست های کارشناسی و مدیریتی در وزارت نیرو و حدود 10 سال در سازمان مدیریت و  برنامه ریزی کشور به عنوان مدیر دفتر امورمنابع آب بوده اند فرمودند کشور خشک و نیمه خشک ایران با محدودیت کمی و کیفی آب مواجه است. برای مدیریت آب نیاز به یک نگرش جدید است که باید در تخصیص آب، استحصال، انتقال، توزیع و استفاده از آن مورد توجه قرار گیرد. این نگرش باید منطبق با شرایط اقلیمی حوزه های آبریز باشد.

 

تاکنون در مرحله عرضه بوده ایم. قبل و بعد از انقلاب به موضوع بهره برداری از آب از طریق احداث سدهای مخزنی و انحرافی و صدور پروانه حفر چاه و بهره برداری از سفره های آب زیرزمینی در کشور توجه شده است. مطالعات دشت های آب های زیرزمینی که مبنای توسعه بهره برداری قرار گرفته است در حد شناخت و بندرت در حد نیمه تفضیلی می باشد. با رشد جمعیت و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فشار بر استحصال بیشتر از منابع آب متمرکز شده است در شرایطی هستیم که امکان عرضه آب روز به روز محدودتر می گردد. اگر سرانه آب تجدید شونده به کمتر از 1700 متر مکعب در سال برسد وارد تنش آبی شده ایم و اگر به کمتر از 1000 متر مکعب برسد به فقر آبی دچار شده ایم که در حال حاضر با جمعیت موجود در ایران سرانه آب بطور کلی در حد تنش آبی است و بخش عمده ای از کشور در فقر آبی به سر می برد. چه باید بکنیم؟ چه راه حلی وجود دارد؟

 

با توجه به آمار و اطلاعات اعلام شده در حال حاضر حدود 83 میلیارد مکعب آب در اختیار بخش کشاورزی است و به ازای 1 متر مکعب آب 8/0 کیلوگرم محصول کشاورزی تولید می شود. با استفاده از 83 میلیارد متر مکعب آب، 71 میلیون تن محصول کشاورزی تولید شده است. در تولید این 71 میلیون تن 84% تلفات آبی داریم و به زبان دیگر فقط 16% این آب نیاز آبی گیاه را تأمین کرده است. بنابراین برای کاهش تلفات آب بایستی برنامه ریزی و هدف گذاری شود و حداقل در دو برنامه 5 ساله توسعه 84% تلفات را به 40% کاهش برسد.

 

ما آبی را که گیاه نیاز دارد باید در اختیارش بگذاریم و نگذاریم اتلاف آب و تخریب خاک و افت محصول اتفاق بیافتد.

 

برای تحقق هدف مذکور برنامه های تحقیق، ترویج و آموزش بایستی جدی گرفته شود. به عنوان مثال با استفاده از روش های انتقال و توزیع از طریق لوله های آبرسانی و آبیاری زیر سطحی با             لوله های سفالی مقاوم و تراوا نیاز آبی گیاه را در محیط ریشه تأمین نماییم.

 

این کار علمی و فنی بایستی از مرحله تحقیق تا اجرا پشتیبانی شود.

 

سیاست هایی که در برنامه 5 ساله سوم و چهارم در مورد اقتصاد آب مورد توجه قرار گرفته است خیلی مهم است. ارزش آب در هر یک از حوزه های آبریز باید تعیین شود در حالیکه این ارزش در حال حاضر برای هیچ کس معلوم نیست.

 

ایشان فرمودند تلفات آب خیلی بالاست که دلایل امر مربوط به ناکافی بودن اطلاع عموم در مورد ارزش آب، تصور مردم از آب صرفاً به عنوان یک کالای ارزان اجتماعی، عدم توجه به مدیریت تقاضا و مدیریت هماهنگ عرضه و تقاضا می باشد.

 

در ارتباط با سوال آقای دکتر یعقوبی ، برای استفاده مجدد از آب باید اضافه نمایم که بازچرخانی آب را شروع کرده ایم و تحقیقات و مطالعاتی در این زمینه در دست انجام است. باید هماهنگی لازم از نظر علمی، فنی و اجرایی انجام شود. در حال حاضر فاضلاب شهرهای بزرگ از جمله مشهد پس از تصفیه شدن به اراضی کشاورزی اطراف شهر اختصاص می یابد تا سفره آب زیرزمینی به مرور آزاد شده و به شهر مشهد اختصاص یابد.

 

در مورد سوال مربوط به نقش سازمان مدیریت و برنامه ریزی باید عرض کنم که سازمان تصمیم ساز است و تصمیم گیری در دولت انجام می شود. یکی از راه های آگاهی رسانی عمومی در ارتباط با ارزش آب درج ارزش واقعی آن در قبضها می باشد بطوریکه هر مصرف کننده شهری و بهره بردار کشاورزی و صنعتی در قبال پرداخت آب بهای قانونی از قیمت تمام شده نیز آگاهی حاصل نماید.

 

در مورد هماهنگی مدیریتی در کلان شهرها قابل ذکر است که در شهر تهران شهرداری           تونل هایی را برای جمع آوری آب های سطحی ساخته است و شرکت آب و فاضلاب نیز تونل و خطوط انتقال فاضلاب را اجرا نموده و یا در دست اجرا دارد که اصولاً بدلیل شرایط محدود بارندگی                می بایست جدا عمل می شد و سیستم دو گانه برقرار می گردید شرایط تهران قابل مقایسه با شهرهای کشورهای اروپایی برای ایجاد سیستم جمع آوری واحد نمی باشد. قابل توجه است که حدود 530 قنات در حوزه شهر تهران وجود دارد که به جهت ساخت و سازهای انجام شده این قنات ها مسدود و منحرف شده اند و نمی شود از آن ها استفاده کرد. در این ارتباط باید وزارت نیرو و شهرداری تهران مشترکاً بررسی و اقدام نمایند.

 

 

 

در مورد بحث مدیریت مصرف آب آقای دکتر شاهدی فرمودند موضوع آگاهی مصرف کننده نسبت به ارزش اقتصادی آب بسیار مهم است. مثلاً کشاورزان باید نسبت به ارزش اقتصادی آب آگاه باشند ولی در ارتباط با مدیریت منابع آب ایران نیز مشکلات زیادی داریم. مثلاً تولید پسته در مناطق کم آب در حال توسعه است چون پسته گران است و تولید آن برای کشاورز صرفه اقتصادی دارد. اما این توسعه اکثراً در مناطقی صورت می گیرد که بیلان آبهای زیرزمینی منفی است و موجب تخریب منابع زیرزمینی می شود و ممکن است موجب مشکل بحران آب در این مناطق شود. نیاز به برنامه ریزی برای الگوهای کاشت و مصرف آب در این مناطق و مناطق مشابه جدی است و برای مصرف بهینه آب در این مناطق باید برنامه ریزی شود. مثال دیگر آلوده کردن خیلی از منابع آبی کشور است. خیلی از آبهای سطحی کشور را آلوده می کنیم مثلاً رودخانه زاینده رود که توسط فاضلابهای مختلف آلوده می شود یا آبهای زیرزمینی سطح شهر تهران را با فاضلاب آلوده و غیرقابل استفاده می کنیم. بخشی از آب شرب تهران بعلت خرابی سیستم لوله کشی تلف می شود.

 

    تلفات آب فقط از طریق مستقیم نیست، بخشی از تلفات آب، انرژی و نیروی انسانی در تلفات گندم و نان نهفته است و در حقیقت تلفات نان یعنی تلفات آب، انرژی و نیروی انسانی که برای تولید آن استفاده شده است و در حقیقت ضایع کردن منابع ملی کشور است.

 

پایداری منابع آب و استفاده از آب آشامیدنی بسته بندی شده...

 

    یکی از مشکلات اساسی و بسیار مهم کشور بیلان منفی خیلی از منابع زیرزمینی کشور مخصوصاً در مناطق حاشیة کویر است. مقدار برداشت از این منابع بیشتر از مقدار تغذیه این منابع است و در برخی از مناطق در حدی است که سالیانه یک متر یا بیشتر، سطح آب زیرزمینی پایین می رود. برداشت بیش از حد از برخی از منابع مثل منقه رستاق استان یزد در حدی است که زمین نشست کرده است.

 

    این نوع برداشت از منابع در حالی است که تلفات آب مصرفی در همان نقاط بسیار زیاد است، توسعه کشاورزی و از جمله پسته کاری در این مناطق ادامه دارد و بطور کلی برنامه ریزی خاصی برای مصرف بهینه و هماهنگ با منابع آبی انجام نشده است.

 

این بدین معنی است که نه تنها در آینده نه چندان دور مشکلات اساسی برای تأمین آب این مناطق خواهیم داشت بلکه اختلاف پتانسیل بین آبهای شیرین و شور حاشیه های کویر موجب تضعیف کیفیت منابع آبی قابل استفاده فعلی می گردد.

 

توجه به موضوع برنامه ریزی برای مصرف بهینه آب در بخشهای کشاورزی، صنعت و شهری و از جمله فضای سبز بسیار مهم و حیاتی است. ضرورت دارد علاوه بر تلاش در جهت جلوگیری از اسراف آب و بالا بردن راندمان استفاده از آب در بخشهای مختلف، برنامه ریزی صحیح برای برداشت کمتر آب از منابع خیلی از مناطق کشور صورت گیرد. اقداماتی که باید خیلی جدی گرفته شود عبارتست از: اصلاح الگوی فعالیتهای کشاورزی در این مناطق، جلوگیری از تولید محصولاتی که آب زیاد نیاز دارند و عدم استفاده از روشهای آبیاری که تلفات آب آنها زیاد است، جهت دادن تولید محصولات کشاورزی از طریق تولیدات گلخانه ای، طراحی فضای سبز به نحوی که به آب کمتری نیاز داشته باشد. تصفیه فاضلاب و استفاده از آن در فضای سبز و ...

 

برنامه ریزی صحیح در ارتباط با توسعه صنعت و عدم استقرار صنایعی که به آب زیاد نیاز دارند، الزام واحدهای بزرگ صنعتی نسبت به تصفیه آب واستفاده مجدد از آن.

 

تأمین امکانات و تجهیزات مناسب برای سیستم آبرسانی و استفاده از آب در واحدهای تولیدی و خانه ها به گونه ای که با استفاده از آب کمتر نیازها برآورده گردد. یعنی استفاده از شیرها، دوشها و روشهای شستشو و غیره که از آب کمتری استفاده کنند.

 

بسته بندی آب آشامیدنی مصرفی کشور

 

    با توجه به مصرف آب زیاد شهری در خانواده ها نیاز به تصفیه و فرآوری مناسب و جدی تر نسبت به آب آشامیدنی است. مصلحت نیست که همه آب مصرفی شهرها در حدی تصفیه و فرآوری شوند که برای آشامیدن مناسب باشند. ضرورت دارد برخی از چشمه ها و آبهای خوب کشور برای بسته بندی فرآوری شده و در بسته بندیهای مختلف برای مصرف آشامیدن توزیع گردد.

 

 

 

3- اظهارات آقای دکتر پرویز ایرانی در بارة نان:

 

با توجه به نوع نان ها كه اكثراً نازك و مسطح مي باشند به دليل عدم يكنواختي در پخت، خميري بودن نان ها، بخصوص كنار نان لواش، ور نيامدن خمير به دليل استفاده از جوش شيرين، چرمي شدن بافت نان لواش بدليل فطير بودن، غيرقابل هضم بودن، توليد آنها در شرايط               غير بهداشتي، عدم سازگاري با فن آوري پيشرفته توأم با ضايعات زياد و از همه مهمتر بدليل عدم رضايت مصرف كننده و ده ها عيب و ايراد ديگر مي توان گفت كه عمر اينگونه نان ها به آخر رسيده است.

 

همانگونه كه توليد نان مسطح و ابتدائي در اكثر كشورهاي دنيا تعطيل و كنار گذاشته شده است، در ايران نيز بايد توليد اينگونه نان ها هر چه سريع محدودتر و كمتر و تحقيقات در رابطه با نان هاي مسطح كه تا حالا بدليل ابتدائي بودن نوع نان ها نتايج كمتر مورد توجه و استفاده قرار گرفته است محدودتر و تلاش و تحقيقات بطرف صنعتي كردن توليد نان بصورت حجيم سوق داده شود.

 

تاكنون هر گونه تحقيقات و ارائه راه حل ها جهت بر طرف نمودن مشكلات بيشمار نان هاي سنتي بدليل نبود گوش شنوا اكثراً بي نتيجه و بي ثمر بوده و در آينده هم نبايد بيش از اين انتظار داشت، نمونه اش مصرف جوش شيرين است كه محقق بهر طريقي كه شده از ضرر آن همه و همچنين نانوا را بخوبي آگاه نموده و با توجه به اينكه مصرف آن هم بارها ممنوع اعلام شده ولي نانوا براي راحتي خود، سلامتي مردم را ناديده گرفته، حتي مخفيانه آنرا با نمك مخلوط و در تهيه خمير استفاده مي كند. همانگونه كه اشاره شد بهتر است از اين به بعد تحقيقات، زحمات و توليد روي           نان هاي حجيم متمركز شود.

 

سالانه در ايران دولت با پرداخت ميلياردها تومان يارانه، آرد كيلوئي با بيش از200 تومان را با نرخ 4 تومان در اختيار نانوا قرار داده و نانوا هم با بي ارزش شمردن آن، اولاً روزانه از بي دقتي هزاران كيلو آرد را كف كارگاه ريخته ضايع مي كند و از طرف ديگر ناني را هم كه تحويل مردم مي دهد بسيار نامرغوب و شانزده درصد آنهم در حين مصرف از بين مي رود، پيشنهاد مي شود بهتر است دولت بخشي از اين يارانه را جهت احداث يك كارخانه نان حجيم بصورت صنعتي و توليد در سطح انبوه حداقل براي شهر پرجمعيت تهران در نظر گرفته و ناني كه تا مغز آن پخته و يقيناً مصرف كننده هم راضي خواهد شد با ارائه فرمولاسيون صحيح ماده اوليه، خمير و پخت به تدريج جايگزين نان هاي سنتي بشود.

 

واحدهاي كوچك نانوائي با ظرفيت توليد كم براي تأمين نان مورد مصرف انبوهي از جمعيت و ساكنين شهرهاي بزرگ نمي توانند جوابگو باشند و از طرف ديگر براي اين كارگاه ها توليد نان ارزان قيمت به هيچ وجه نمي تواند اقتصادي باشد و اگر اين كارگاه ها بخواهند به روال فعلي كار كنند متحمل زيان خواهند شد كه براي جبران قسمتي از زيان خود ناچاراً به روش هائي متوسل خواهند شد كه عوارض و پي آمدهاي زيانباري براي جامعه در بر خواهد داشت، بهر حال صاحبان اين واحدها عملاً هيچ انگيزه اي براي حرفه خود نداشته و بدون علاقه و از روي ناچاري و براي امرار معاش و اجتناب از بيكاري به فعاليت ادامه داده و هيچ علاقه اي براي بهتر شدن وضع كنوني نان نشان             نمي دهند. پس مي توان نتيجه گرفت كه ادامه وضع فعلي به هيچ وجه عاقلانه نمي باشد.

 

با توجه به اينكه مهمترين ماده اوليه در توليد نان مرغوب اعم ازسنتي و صنعتي، گندم و آرد مناسب و با كيفيت بالا مي باشد لازم است گندم ها قبل از ارسال به كارخانجات آردسازي از نظر كيفيت تحت كنترل قرار گرفته و با تعيين ميزان اختلاط گندم هاي ضعيف و قوي و يا حتي خود آردها با فرمول مناسب براي تهيه خمير و نان آماده شوند. رعايت نكردن اين موضوع مهم كه تا همين الان هم به آن توجه نمي شود نوساناتي در كيفيت آردهاي تحويلي به كارگاه هاي نانوائي به چشم      مي خورد كه نتيجتاً نوساناتي دركيفيت نان ها بوجود مي آيد كه ضايعات زيادي را بدنبال دارد.

 

پيشنهاد مي شود گندم ها قبل از تخليه در انبار و سيلوها، با دستگاه هاي سيار و سريع از نظر كيفيت در مدت خيلي كوتاه (50 ثانيه) ارزيابي و بر اساس درصد پروتئين شامـل:

 

زير 9%، 9%، 10%، 11%، 12% و بيشتر از 12% طبقه بندي و به تفكيك نگهداري شوند.

 

 

 

اظهارات آقای دکتر رجب زاده در بارة نان:

 

ایشان پس از ارائه گزارش آماری در خصوص مصرف سرانه آرد نانوایی گفتند که:

 

-   مصرف آرد نانوایی 000/500/8 تن در سال و در سایر موارد آرد 000/600 تن می باشد. که جمعاٌ آرد مصرفی کشور 000/500/9 تن در سال می باشد.

 

-   مصرف سرانه نان در ایران 164-139 کیلوگرم گزارش شده است. میانگین مصرف سرانه نان در کشورهای اتحادیه اروپا 68 کیلوگرم است که در مقایسه با کشور ما تفاوت چشمگیری دیده می شود. البته بخش زیادی از این نان در کشور ما ضایع می شود.

 

ایشان اعلام کردند که ما با تغییر الگوی مصرف باید این میزان ضایعات را کاهش دهیم. در بخش گندم و نان سیستم های مدیریتی متعددی است یعنی مراجع تصمیم گیری زیاد و ضعف مدیریتی در این بخش بسیار دیده می شود. یعنی آرد که یک ماده فرآوری شده است از ماده خام خود (گندم) ارزان تر است بطور مثال قیمت آرد 4 تومان ولی قیمت گندم 170 تومان است که این بزرگترین ضعف در این سیستم می باشد که هر نوع اصلاح ساختاری که می خواهد انجام شود با مطرح کردن دو مورد با مخالفت روبرو می شود: 1- طبقه پایین جامعه 2- ذائقه مردمی.

 

طبق آمارهای بدست آمده در سال 1343 سهم نان لواش 13% و هم اکنون 43% می باشد که دارای ضایعات زیادی است و از لحاظ تعاریف علمی نان مطلوبی نیست چرا که این نان وقت کمی برای پخته شدن می گیرد (7 الی 15 ثانیه) که زمان کاملی برای پخته شدن نشاسته آن نیست و همچنین بعلت مصرف جوش شیرین برای پوکی بیشتر و جلوگیری از بافت متراکم و فشرده شدن، بسیار مضر می باشد.

 

علت دوم فضای محدود نانوایی ها است که 25-15 متر و خیلی کوچک است و همچنین نداشتن کولر و چون دما خیلی بالا است نانوا برای اینکه بتواند خمیر را نگه دارد متوسل به جوش شیرین می شود.

 

علت سوم اینکه ساختار تمامی تنورهای نانوایی ها اشتباه است زیرا نان با مواد سوختی تنور برخورد مستقیم دارد که سرطان زا است.

 

سپس ایشان جهت حل مشکلات اظهار داشتند که باید آزادسازی قیمت آرد و نان صورت پذیرد و یارانه کنترل و هدفمند شود و نانوایی ها زیر نظر یک ارگان و یا یک سازمان مشخص اداره  شوند. ضمناً تبدیل تنورها به فرهای صنعتی برای جلوگیری از تماس مواد سوختی با نان، آموزش و اطلاع رسانی به نانواها ضروری بوده و تغییر روشهای عمل آوری خمیر نان و تولید انبوه (صنعتی) و کم شدن هزینه ها می بایست تحقق یابد.

 

ایشان در تکمیل سخنان آقای دکتر ایرانی اظهار داشتند که برای تغییر الگوی نانها در ابتدا باید فرهنگ سازی شود و یکی از بهترین نانها، نان سنگک است که تخمیر به طور کامل در آن انجام      می شود. اما متأسفانه در 12-10 سال اخیر، آرد این نان را که باید کامل و تیره باشد به آرد دارای 86 درصد استخراج تبدیل گردیده و عملاً سبوس گیری آن افزایش یافته است. نان بربری اگر در تنور سنتی پخته شود، یک نان خوشمزه است ولی اگر همین نان را به صورت انبوه تولید کنیم چون نان پوسته ترد و شکننده ای دارد، بعد از مدتی، رطوبت جذب پوسته شده و نان حالت لاستیکی به خود می گیرد. به همین جهت باید روشهای عمل آوری خمیر و پخت نان با توجه به الگوی تهیه و تولید نان مناسب تغییر کرده که در این رابطه می بایست نسبت به معرفی نان های مأکول و همچنین فرهنگ سازی اقدام لازم صورت گیرد.

 

متأسفانه مشکل اساسی در این رابطه مراجع تصمیم گیری متعدد است که ما باید به سویی حرکت کنیم که تولیدات را از طریق ماشین آلات صنعتی استاندارد انجام دهیم.

 

 

 

5- اظهارات آقای دکتر شاهدی در بارة نان و سایر مواد غذایی:

 

دلایل تلفات نان را به صورت زیر خلاصه کردند:

 

-   کیفیت نان، نگهداری نان، کم بودن ارزش اقتصادی نان، عدم شناخت مردم نسبت به نان خوب، عدم وجود یک سیستم تشکیلاتی و مدیریتی خوب و عدم برنامه ریزی خاص و پویا در جهت تولید و مصرف نان، عدم استفاده از راهکارهای علمی در عمل، عدم استفاده از افراد آموزش دیده و متخصص تکنولوژی تولید نان و عدم به وجود آوردن واحدهای تولید نان با حجم تولید بیشتر و اقتصادی تر به نحوی که تولید کننده رضایت بیشتری داشته باشد.

 

تلفات گندم، آرد و نان

 

الف تلفات گندم

 

    تلفات گندم از برداشت تا تولید آرد را تا حد 30 درصد نیز گزارش کرده اند. آنچه مهم است اینکه اولاً تعریف مشخصی از تلفات داشته باشیم و ثانیاً اینکه یک آمار دقیق و علمی از تلفات گندم ارائه دهیم.

 

    تلفات گندم یعنی چه؟ آیا جداسازی مواد اضافی همراه با گندم جزو تلفات محسوب می شود؟ مواد اضافی شامل کلش، سنگ، کاه، دانه های علفهای هرز و .... می باشد که معمولاً آن را جزو تلفات محسوب می کنند.

 

    آیا سبوس گیری از گندم برای تولید آرد جزو تلفات محسوب می شود؟ برای تولید انواع آردها بین 5 تا 25 درصد و بطور معدل بیش از 15 درصد سبوس گیری از گندم صورت می گیرد و این سبوس به مصرف دام می رسد.

 

    ترکیبات سبوس برای انسان بسیار مفید است و سبوس دارای املاح مفید، ویتامینها و فیبرهای مفید در سیستم تغذیه است. البته دارای ترکیب اسیدفیتیک نیز هست که اگر فرآوری نان درست انجام نشود موجب جلوگیری نسبت به جذب آهن، روی، کلسیم و بطور کلی برخی از عناصر ضروری برای بدن می شود. آیا باید آرد کامل استفاده کرد؟ بخشی از گندمهای تولید کشور کیفیت استفاده برای نان را ندارند و به مصرف دام می رسد. دلیل کیفیت پایین آنها بیشتر عوامل مؤثر در تولید، مثل بارندگی، باد، آفات و بیماریها می باشند که بر کیفیت این گندمها مؤثر هستند. آیا این بخش از گندمها را جزو تلفات محسوب کنیم؟ در صورتیکه مواردیکه اشاره شد را تلفات ندانیم مقدار تلفات گندم پس از برداشت تا مصرف، خیلی کمتر خواهد بود و شاید بیش از 10 درصد نباشد. بخشی از این تلفات مربوط به مشکلات برداشت است که گاهی تا 10 درصد هم تخمین می زنند ولی بطور معدل از 5 درصد کمتر است و 5 درصد بقیه نیز مربوط به حمل و نقل، نگهداری در سیلوها، آسیابها و غیره می باشد.

 

ب تلفات آرد:

 

    تلفات آرد تولیدی نیز بیش از 2 تا 3 درصد نیست که مهمترین بخش تلفات آرد استفاده از آن به عنوان بستر خمیر و فراهم کردن شرایط بهتر فرم دادن خمیر است و بدیهی است ارزان بودن آرد بر این تلفات مؤثر است.

 

    بخشی از آرد تحویلی به نانوائیها برای تولید نانها و یا محصولات بدون یارانه از مسیر اصلی خود خارج می شود که نمی شود آن را تلفات محسوب کرد.

 

ج تلفات نان

 

    تلفات نان را تا 30 درصد تخمین می زنند اما آیا تلفات نان در این حد است؟ تلفات نان در بخشهایی از کشور می تواند تا این حد باشد اما معدل تلفات نان در کشور خیلی کمتر است. تلفات نان در روستاها را خیلی کمتر از 10 درصد می شود تخمین زد. تلفات نان در شهرهای مختلف و مناطق مختلف کشور متفاوت است ولی آمار دقیقی در دست نیست. متخصصین امر تلفات نان را حدود 20 درصد تخمین می زنند. برای تعیین عدد دقیق آن نیاز به مطالعه بیشتر است.

 

راههای پیشگیری از تلفات، گندم، آرد و نان

 

    الف استفاده از روشهای اقتصادی، افزایش تدریجی قیمت آرد و نان و تأمین خانواده های کم درآمد از روشهای دیگر

 

    ب رفع مشکلات برداشت و تأمین امکانات کافی برای برداشت و آموزش افرادی که در امر برداشت مشغولند.

 

    ج تأمین امکانات مناسب و کافی برای حمل و نقل گندم

 

    د- تأمین سیلوی مناسب و کافی برای نگهداری بهتر گندم و عدم انبار در فضای آزاد

 

    هـ- آموزش افراد مختلف دست اندرکار در برداشت، حمل و نقل و نگهداری گندم

 

    و برنامه ریزی صحیح و علمی برای استفاده از آرد کامل و یا با سبوس بیشتر برای تولید نان

 

    ز- آموزش نانوایان برای جلوگیری از تلفات آرد

 

    ح استفاده از تکنولوژی مناسب برای تولید خمیر و نان

 

    ط بسته بندی و نگهداری صحیح نان

 

    ی طراحی فرم و بسته بندی نان به گونه ای که تلفات نان کمتر شود

 

    ک تأمین نان با کیفیت و مناسب بنحوی که نیاز به معطل شدن خریداران در صف نباشد و ماندگاری نان بیشتر باشد.

 

تلفات برنج در مراحل پس از برداشت، فرآوری و مصرف

 

بخش مهمی از برنج تولیدی کشور در مراحل برداشت، تبدیل، پخت و مصرف تلف می شود. آمار دقیقی وجود ندارد که این تلفات چند درصد است و البته بسته به تعریف ضایعات و تلفات درصد افت می تواند متفاوت باشد. بخشی مهمی از برنج با دست برداشت می شود و ضایعات کمتری دارد ولی بخشی که با کمباین برداشت می شود به علت عدم استفاده از کمباین مناسب و عدم تنظیم آن تلفات بیشتری دارد.

 

    خرمنکوبی برنج بیشتر از طریق دستگاههای پشت تراکتوری صورت می گیرد که خود تلفات زیادی دارد ولی مقدار دقیق آن گزارش نشده است.

 

    یکی از مراحل که تلفات زیادی برای برنج دارد مرحله شالیکوبی یا جداکردن پوسته خارجی برنج است (تبدیل شلتوک به برنج قهوه ای) و سفید کردن برنج و سبوس گیری از برنج است. طبق مطالعات انجام گرفته توسط سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان در سال 1375 از هر 100 کیلو شلتوک 52 کیلوگرم برنج سالم به دست می آید و 48 درصد بقیه شامل 5/15 تا 29 درصد پوسته شلتوک و 8 تا 17 درصد سبوس و گرد سبوس، 4 درصد خرده برنج و 14 درصد برنج نیم دانه است.

 

درصد خردشدن برنج در مراحل پوسته گیری و سبوس گیری بالا است و حدود 21 درصد است که خسارت اقتصادی آن زیاد است. بخش مهمی از این ضایعات در اثر استفاده از دستگاههای قدیمی و نامطلوب و تنظیم نشده و عدم رعایت رطوبت مناسب برنج در مرحله تبدیل است.

 

سبوس برنج از نظر سلولز و همی سلولز غنی بوده و دارای ویتامینهای گروه B ،   تیامین، ریبوفلاوین، نیاسین، پیریدوکسین، اسیدفولیک، بیوتین و توکوفرول می باشد. اکثر کشورهای تولید کننده برنج به ارزش غذایی و صنعتی سبوس پی برده و از آن بطور وسیع در تولید انواع روغنها، غذای کودک، بیسکویت سازی، کنسانتره پروتئینی، خوراک دام، طیور، ماهیان و تولید انواع فرآورده های دارویی و غذایی استفاده می کنند. غنی بودن سبوس برنج از نظر قندها، اسیدها آمینه آزاد و آنزیمهای زیاد موجب شده است که نگهداری آن پس از جداسازی از برنج به صورت تثبیت نشده موجب فاسد شدن و غیرقابل استفاده شده آن گردد.

 

طبق مطالعات انجام گرفته توسط سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان در سال 1381 و با توجه به ارزیابی دو واحد شالیکوبی در فلاورجان برای برنج چمپا محلی راندمان تبدیل شلتوک به برنج بین 55 تا 60 درصد بوده است و مقدار خرده برنج و نیم دانه بین 8 تا 10 درصد بوده است. با توجه به اینکه مقدار پوسته برنج و نیم دانه بین 8 تا 10 درصد بوده است و مقدار پوسته برنج بسته به رقم و شرایط تولید بین 20 تا 30 درصد و مقدار سبوس نیز بین 5 تا 8 درصد است. میانگین تولید برنج از شلتوک باید حدود 72 درصد باشد که این مقدار بسته به شرایط و ارقام مختلف بین 55 تا 65 درصد می باشد.

 

برای کاهش تلفات برنج در مراحل برداشت و تبدیل توجه به موارد زیر ضروری است:

 

الف خشک کردن شلتوک تا حد رطوبت مناسب قبل از شالیکوبی

 

    این رطوبت را 14 تا 17 درصد پیشنهاد می کنند. آنچه در شرایط فعلی معمول است، خشک کردن در کنار آفتاب و یا خشک کن های سیلویی است که عدم یکنواختی در خشک کردن و خشک کردن تا رطوبت نامناسب موجب تلفات بیش از حد و مخصوصاً خرد شدن بیش از معمول برنج می شود.

 

ب استفاده از دستگاههای شالیکوبی مناسب و تنظیم شده

 

    انتخاب دقیق دستگاه و تنظیم آن موجب کاهش خرد شدن برنج و تلفات می شود.          پوست کنی معمولاًٌ در دو مرحله انجام می گیرد. برای کاهش تلفات ضرورت دارد قبل از پوست کنی بوجاری کامل و مخصوصاً سنگ گیری صورت گیرد و بعد از مرحله اول پوست گیری برنج های پوست گیری شده جدا گردد تا تلفات برنج در مرحله دوم کاهش یابد.

 

ج سفید کردن برنج

 

    3 تا 5 درصد برنج لایه خارجی (سبوس و یا لایه های پریکارب و آلرون است) این بخش و قسمتی از آندوسپرم سبوس را تشکیل می دهد که حدود 10 درصد است. سبوس دارای چربی زیاد و با کیفیت خوب (16 درصد) ویتامینها، مینرالها و فیبر غذایی است و ارزش غذایی بالایی دارد. برای استفاده از آن باید عمل آنزیم بری بلافاصله پس از سبوس گیری صورت گیرد و بعد از آن مراحل فرآوری و تبدیل برای استفاده در محصولات مختلف غذایی روی آن انجام گیرد.

 

    مشکل اساسی قسمت سفیدکن برنج تلفات زیاد برنج در مرحله سفید کردن به دلیل جدا کردن درصد زیادی از برنج برای سفید کردن، خرد شدن برنج و تلفات آن به دلیل تولید خرده برنج زیاد است.

 

    برای سفید کردن برنج از دستگاههای مختلف و از جمله سفید کن ساتاک، سفیدکن حسن منصور و سفیدکن تیغه ای که هر یک مشکلاتی دارند و راندمان اکثر دستگاهها پائین است و ضرورت دارد نسبت به انتخاب صحیح دستگاه و تنظیم دقیق آن دقت بیشتری صورت گیرد تا تلفات در مراحل فرآوری برنج کم شود.

 

    برای کاهش تلفات برنج در مراحل مختلف فرآوری ضرورت دارد ساز و کارهای مناسب برای انتخاب صحیح ماشینهای پس از برداشت و تنظیم دقیق آنها در موقع استفاده به وجود آید.

 

نکات زیر در ارتباط با بهینه سازی ماشینهای مورد استفاده در واحد شالیکوبی حائز اهمیت است:

 

-   کاربرد پوست کن های غلطک لاستیکی و جایگزینی تدریجی آن به جای پوست کن            تیغه ای در کارخانه های شالیکوبی.

 

-   نصب جداساز (Seprator)  یا پادیه به منظور جلوگیری از خرد شدن دانه برنج در            سفیدکن ها.

 

-   نصب دستگاه سنگ گیر (Stoner) قبل از دستگاه پوست کن در سیستم کارخانه های شالیکوبی که باعث دوام لاستیک یا غلطک های پوست کن و یا سایر تجهیزات می گردد.

 

-        جایگزینی سفیدکنهای سایشی بجای نوع تیغه ای آن.

 

-        نصب پولیش در انتهای خط تبدیل کارخانه های شالیکوبی.

 

-        استفاده از ماشینهای مناسب بوجاری برنج سفید در انتهای خط تبدیل.

 

-   کاربرد دستگاه جداساز سیکلونی برای گرفتن گرد و خاک و جلوگیری از آلودگی محیط کارخانه های شالیکوبی.

 

-   نحوه استقرار ماشین آلات خط تبدیل طوری باشد که حتی الامکان از بکارگیری الواتورها در خط تبدیل جلوگیری شود.

 

-   رعایت موازین و موارد بهداشتی در محیط کارخانه های شالیکوبی به منظور حفظ سلامتی کارکنان و کارگران.

 

-   آموزش کارخانه داران شالیکوبی در مورد کاربرد صحیح ماشین آلات خطوط تبدیل.

 

-   حضور ناظر فنی و متخصص در امر تنظیم ماشین آلات خطوط تبدیل با هماهنگی سازمان نظام مهندسی کشاورزی و اتحادیه صنف شالیکوبان.

 

-   جایگزینی تدریجی الک های استوانه ای با الک های لرزشی با توجه به توانمندی ساخت این نوع دستگاههای درجه بندی، در داخل کشور.

 

تلفات برنج در مراحل پخت و مصرف

 

    یکی از مشکلات پخت برنج در کشور ما تولید برنج آب کش شده است، این روش پخت موجب تلفات درصد زیادی از ویتامین باقیمانده و ترکیبات دیگر برنج چون نشاسته است. برای جلوگیری از این تلفات باید روش پخت بدون آبکش کردن معمول شود. برای این منظور نیاز به کار آموزشی برای انتقال اهمیت موضوع و کیفیت تغذیه ای بهتر برنج آبکش نشده به خانواده ها و کسانی است که در امر آشپزی مؤثرند.

 

    بخش مهمی از تلفات برنج در مرحله مصرف است، متأسفانه در موقع کشیدن برنج برای افراد بدون توجه به مقدار نیاز مصرف کننده زیاد در ظرف ریخته می شود و معمولاً درصدی از برنج طبخ شده و آماده شده برای مصرف روانه سلطهای زباله می گردد. مقدار تلفات برنج در این مرحله می تواند از 10 درصد هم بیشتر باشد ولی آمار مشخصی از این تلفات در کشور موجود نیست. برای جلوگیری از این تلفات هم نحوه کشیدن برنج باید تغییر کند و مقدار برنج بر اساس نیاز افراد باشد و البته فرهنگ مصرف بدون اسراف باید تبلیغ گردد.

 

تلفات میوه و سبزی

 

ایران از نظر تولید میوه و سبزی جزو ده کشور اول جهان قرار دارد.

 

    با توجه به آماری که مسئولین ارائه می دهند سالیانه بیش از 35 درصد محصولات میوه و سبزی تلف می شود. عوامل مؤثر بر این تلفات عبارتند از روشهای نامناسب برداشت و حمل و نقل، انبارداری ناصحیح، عدم جداسازی میوه ها با کیفیتهای مختلف و شرایط بد توزیع بوسیله خرده فروش و تلفات در مراحل نگهداری در خانه و مصرف.

 

برای کاهش تلفات میوه نیاز به زنجیره های برداشت، حمل و نقل، نگهداری، بسته بندی و توزیع و یا صادرات می باشد. برای کاهش ضایعات باید موارد زیر مورد توجه قرار گیرد:

 

-        استفاده از روشهای پیشگیری ضایعات میوه و سبزی

 

-        آموزش تولیدکنندگان نسبت به چگونگی برداشت میوه ها و سبزیها

 

-   تأمین امکانات بهتر برای برداشت و حمل و نقل میوه ها و از جمله کامیونهای سردخانه دار

 

-   جداسازی و درجه بندی میوه ها و سبزیها و تمیزکردن کامل سبزیهای برگی و سپس توزیع

 

-        دقت بیشتر نسبت به شرایط نگهداری میوه ها و سبزیها در سردخانه ها

 

-   آموزش دست اندرکاران و از جمله مصرف کنندگان میوه و سبزی نسبت به چگونگی نگهداری و مصرف میوه ها و سبزیها در منزل

 

-   بکارگیری متخصصین صنایع غذایی در خطوط تولید فرآورده های میوه و سبزی

 

-   ایجاد زنجیره های سرد مناسب حمل و نقل، نگهداری و توزیع میوه ها و سبزیها.

سه شنبه 13 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اصلاح الگوي مصرف زمينه‌ساز بهره‌وري

ايران- محمدباقر قاليباف:
توسعه‌يافتگي و شاخص‌هاي توسعه انساني، اقتصادي و اجتماعي يكي از مناسب‌ترين و فراگيرترين ملاك‌هاي ارزيابي كارايي و تعادل ساختاري در جوامع است.
به‌عبارتي ديگر اختلاف بين كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه از طريق شاخص‌هاي مهم اقتصادي اندازه‌گيري مي‌شود. در اين ميان بهره‌وري يكي از مهم‌ترين شاخص‌هايي است كه مي‌تواند براي توضيح سطح توسعه كشورها و تبيين دلايل اختلاف در سطوح توسعه كشورها به‌كار گرفته شود.
بهره‌وري به‌مفهوم ارزشي است كه از طريق برقراري ارتباط بشر با منابع در اختيارش حاصل مي‌شود و معياري است براي اندازه‌گيري عملكرد فعاليت‌هاي اقتصادي يك كشور كه از ميزان خروجي به‌ازاي هر واحد از ورودي حاصل مي‌شود.
اين شاخص، ابزار سنجشي است كه سلامت اقتصادي را تعيين مي‌كند. هرچقدر نرخ بهره‌وري در حال رشد و ترقي باشد، به همان اندازه توليد و استانداردها و كيفيت زندگي شهروندان افزايش خواهد يافت و برعكس اگر بهره‌وري با افت مواجه شود، علاوه بر توليد، رفاه اجتماعي نيز به مخاطره خواهد افتاد.
اين موضوع زماني تحقق مي‌يابد كه از توانايي‌ها و ظرفيت‌هاي موجود در كشور به‌نحو احسن بهره‌گيري شود و منابع كشور براي رسيدن به مرز امكانات توليد به‌طور بهينه تخصيص داده شود.
ظرفيت‌هاي موجود را به‌طور كلي مي‌توان در 2 قالب نيروي انساني و سرمايه‌هاي فيزيكي مطرح كرد. به‌عبارتي ديگر اگر كشور بخواهد به بالاترين رفاه اقتصادي دست پيدا كند بايد از سرمايه و جمعيت كه 2 عامل مهم براي توليد محصولات و خدمات به‌شمار مي‌رود به‌نحوي مناسب و شايسته استفاده كند.
چنين نگرشي در جامعه موجب مي‌شود كه كنش تصميم‌گيران و سياستگذاران اقتصادي بر مبناي عقل و خرد تنظيم و از كردارهاي احساسي كه به از بين رفتن منابع در كشور منجر مي‌شود پرهيز كنند.
درواقع رفتار سياستگذاران و بنگاه‌هاي اقتصادي در چارچوب استفاده بهينه منابع شكل خواهد گرفت. در اينجاست كه مي‌توان از مصرف صحيح امكانات در سطوح دولت و بنگاه براي به حداكثر رسانيدن توليد كالا و خدمات در جامعه سخن به‌ميان آورد.
زماني كه شاخص‌هاي بهره‌وري عوامل توليد در اقتصاد از وضعيت مطلوبي برخوردار نيست و سهم بهره‌وري در رشد اقتصادي كشور پايين است، براي رسيدن به يك ميزان مشخص از كالاها و خدمات، نيروي كار و سرمايه زيادي صرف مي‌شود كه نتيجه اين فرايند مصرف بي‌رويه و غيرمنطقي در اقتصاد است.
بهره‌وري كمتر از نيم درصد نيروي كار در سال‌هاي اخير و بهره‌وري منفي سرمايه در اين سال‌ها بيانگر اين واقعيت است كه از نيروي كار و سرمايه در اقتصاد، استفاده مطلوبي نمي‌شود.
بنا به اطلاعات موجود نرخ رشد بهره‌وري سرمايه روند نزولي داشته است به‌طوري‌كه طي 4 دهه گذشته در ايران، نرخ رشد بهره‌وري سرمايه از عدد 100 به 48 واحد كاهش يافته است.
ارقام مذكور به‌خوبي نشان‌دهنده آن است كه از نهاده سرمايه براي توليد به‌طور مناسب بهره‌گيري نشده و درواقع اقتصاد كشور با يك پسرفت و عقبگرد در اين خصوص مواجه بوده است.
درواقع اقتصاد كشور به‌جاي اينكه از نهاده‌ها به‌نحو مطلوب‌تري استفاده كند و نرخ رشد بهره‌وري سرمايه ارتقا يابد متأسفانه طي گذشت زمان بازدهي سرمايه روند نزولي را تجربه كرده است.
اين در حالي است كه براساس برنامه چهارم بايد حدود يك‌سوم رشد اقتصادي از طريق بهبود كارايي و افزايش بهره‌وري حاصل شود. از سوي ديگر به‌طور متوسط در سطح جهان حدود 64 درصد از درآمد از طريق منابع انساني حاصل مي‌شود و مابقي آن يعني حدود 34 درصد متكي به منابع طبيعي و فيزيكي است. اما در ايران وضعيت به‌كلي متفاوت با ارقام ياد شده است.
در ايران سهم منابع انساني در توليد 36 درصد و 64 درصد آن مربوط به سرمايه‌هاي فيزيكي است. ارقام ياد شده اين موضوع را متبادر مي‌سازد كه براي توليد روش‌هايي به‌كار گرفته شده كه سرمايه‌هاي فيزيكي نقش غالب را در توليد بازي كرده درحالي‌كه مهم‌ترين منبع توليد در كشور كه همانا نيروي انساني است در عمل به‌دست فراموشي سپرده شده است و از سوي ديگر همانطور كه بيان شد از عامل سرمايه هم به‌درستي استفاده نشده است.
انتخاب مذكور به‌معناي معطل كردن ظرفيت موجود در اقتصاد و عدم‌بهره‌برداري درست از منابع انساني است.
اصلاح الگوي مصرف مي‌تواند به‌معناي نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور و يا بهره‌برداري بهينه، برنامه‌ريزي شده و مطلوب از امكانات و منابع در بخش‌هاي مختلف اقتصادي است.
اين تعريف بيانگر آن است كه اولا از انحراف منابع براي توليد يا توليد نامطلوب جلوگيري شود و ثانيا از منابع و ظرفيت‌هاي بلااستفاده و مغفول در اقتصاد به بهترين روش ممكن بهره‌گيري شود.
اين درواقع همان بيان مفهوم بهره‌وري در اقتصاد است.به عبارت ديگر اصلاح الگوي مصرف با بهره‌وري مترادف و حركت به سوي هركدام دستيابي به ديگري را نيز دربر خواهد داشت. بنابراين براي پي بردن به اينكه آيا در رفتار مصرفي اصلاحي صورت گرفته است و يا اينكه با مطلوب فاصله چنداني وجود دارد يا خير از معيار بهره‌وري استفاده مي‌شود.
زماني كه بهره‌وري عوامل نيروي كار و سرمايه سهم قابل‌ملاحظه‌اي در توليد ثروت كشور داشته باشند، بدان معناست كه از ظرفيت‌هاي توليدي اقتصادي كشور استفاده مطلوبي شده و درحقيقت مصرف منابع در ميزان بهينه‌‌اي قرار گرفته است.
در چنين فضاي فكري انتظار افزايش بازدهي و كاهش ضايعات منابع به‌وجود مي‌آيد و روش‌هايي كه به توليد محصول و خدمت به‌كار منجر مي‌شود حاصل به‌كارگيري صرفه‌هاي اقتصادي خواهد بود.
بنا بر آنچه در سطوح پيشين به آن اشاره شد الگوي مصرف در بخش بنگاه‌هاي اقتصادي و دولت قابل بررسي و تصحيح است. درواقع بخش مهمي از اصلاح رفتار مصرفي به نهادهاي اجرايي و عمومي كشور بازمي‌گردد و اين موضوع بايد به‌عنوان مطالبه افراد جامعه از تصميم‌گيران اقتصادي نگريسته شود.
به بياني ديگر منابعي كه در اختيار دولت قرار دارد مستقيما از درآمد افراد (ماليات) و يا درآمدهاي نفتي كه به‌عنوان سرمايه بين نسلي تعبير مي‌شود، تأمين مي‌گردد. بنابراين افراد كشور انتظار دارند منابع مالي مذكور در شايسته‌ترين روش ممكن جهت پيشرفت و توسعه كشور به كار گرفته شود.
نهاد عمومي شهرداري نيز از اين قاعده مستثني نبوده و استفاده بهينه منابع را جهت رعايت الگوي مصرف و افزايش بهره‌وري به‌عنوان يكي از مهم‌ترين اصول كلي مدنظر قرار داده است. به‌طور مثال در اين زمينه به شفاف‌سازي در بحث نظام‌هاي مالي و بودجه‌اي مي‌توان اشاره كرد.
ايجاد نظام حسابداري تعهدي به‌دليل شفافيت در عملكرد و رديابي هزينه‌ها اين امكان را فراهم مي‌كند كه بتوان از هزينه‌هاي غيرضروري جلوگيري كرد. كاهش هزينه‌ها از يك‌سو و سوق دادن منابع و امكانات به اولويت‌هاي مهم شهر براي فراهم كردن فضاي مناسب جهت افزايش رفاه اجتماعي و بالا بردن كيفيت زندگي از سوي ديگر را مي‌توان نمونه‌اي از تخصيص بهينه منابع دانست.
همچنين عدم‌توقف در پروژه‌هاي عمراني شهري مديريت و كنترل پروژه صحيح و استفاده از ظرفيت‌هاي موجود از زمان شروع تا اتمام طرح‌هاي مذكور با وجود مشكلات متعدد نيز ازجمله اقداماتي است كه مي‌تواند به بهره‌برداري بهينه از منابع منجر شود.
در اين راستا شهرداري تهران از طريق كاهش هزينه فرصت منابع توانسته است تأخير در اجراي پروژه‌هاي عمراني را به حداقل ممكن كاهش و به‌تبع آن خدمات عمومي به شهروندان را در يك زمان كمتري ارائه و عرضه كند.

 

سه شنبه 13 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

مصرف گرایی و آسیب‌های آن

مصرف گرایی یکی از پدیده‌های اقتصادی است که پس از انقلاب صنعتی رونق چشمگیری پیدا کرد. از جمله عوارض این پدیده می‌توان به تحدید منابع، آلودگی‌های محیط زیست و فاصله‌ی اجتماعی و تشدید رفتارهای غلط فردی و اجتماعی چون "اسراف" اشاره کرد. سؤال اساسی این است که چرا جامعه‌ی ما گرایش به مصرف‌گرایی دارد؟ چرا مصرف‌گرایی برای عده‌ای نوعی افتخار محسوب می‌شود؟ آیا میان مصرف‌گرایی و توسعه نیافتگی اقتصادی رابطه‌ای وجود دارد؟ چگونه می‌توان گرایش به مصرف‌گرایی را در سطح جامعه کاهش داد؟ چگونه می‌توان مردم را در مسیر درست مصرف کردن هدایت کرد؟ چه موانعی معضل مصرف گرایی را تشدید می‌کند؟
هنگامی که زیر بنای مناسب تولید و در‌آمدی وجود نداشته باشد و در عین حال بر مصرف تأکید شود، آسیب‌های متعددی در جامعه بروز می‌کند. در شرایط رونق اقتصادی و بالا ‌رفتن قدرت خرید مردم، مصرف‌گرایی رواج می‌یابد ولی عوامل فرهنگی در تعیین حدود آن بسیار موثرند. از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف: تشویق مردم به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، ارائه‌ی الگوهای صحیح مصرف و ایجاد زمینه‌ی مناسب جهت فعالیت اقتصادی‌ست. در جامعه‌ی ایران پس از انقلاب به رغم ماهیت و جهت‌گیری معنوی انقلاب، به علل مختلف ارزش‌های مادی رواج یافت و ارزش‌های معنوی را تحت الشعاع خود قرار داد. مصرف‌گرایی به صورت اخص آن در بین کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه عمدتاً بعد از جنگ رواج پیدا کرد. دولت و صاحبان صنایع ابتدا در کشورهای صنعتی و بعد در کشورهای در حال توسعه، انسان را به عنوان یک ماشین مصرف کننده مد نظر قرار دادند تا از این رهگذر به اهداف اقتصادی که همانا افزایش مداوم سود است نائل شوند. بنابراین مصرف‌گرایی، ضامن چیزی جز نیاز‌های کاذبی نیست که در خدمت صنایع و کشورهای صنعتی قرار گیرد. البته انسان نیز خود از لحاظ روانی آمادگی برای راحت‌طلبی، تجمل‌پرستی و حتی متمایز کردن خویش از افراد دیگر با در اختیار گرفتن کالاها و خدمات بیشتر دارد تا بدین وسیله شکاف بین خود و سایر گروه‌های جامعه به وجود آورد و از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خود استفاده کند. از آنجا که مصرف‌گرایی، برداشت بیش از اندازه‌ی هر فرد از منابع نادر و کمیاب خانواده است، لاجرم این موضوع باعث فشارهای متعددی بر خانواده خواهد شد. مصرف‌گرایی، سدی در مقابل توسعه است، زیرا مانع از سرمایه‌گذاری جهت طرح و اجرای زیر‌ساخت‌های توسعه می‌شود. هر اندازه که در درون جامعه تبلیغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومی در حد پایین باشد به همان اندازه نیز امکان پذیرش روحیه‌ی راحت‌طلبی و تجمل پرستی بیشتر است. انسان‌هایی که کمتر اعتماد به نفس داشته و کمتر در مورد نقش‌شان در درون جامعه تفکر می‌کنند، سهل‌تر پذیرای روحیه‌ی مصرف‌گرایی در جامعه هستند. اگر بتوانیم آگاهی و سطح فرهنگ عام را افزایش دهیم قادر خواهیم بود هم بهره‌وری تولید را افزایش داده و هم از مصرف‌گرایی جلوگیری کرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همین امر، منابع را به حد وفور برای گسترش ظرفیت‌های تولیدی در اختیار خواهد گذاشت. همان‌طور که بیان شد، مصرف‌گرایی سبب شکاف بین طبقات مختلف مردم است. این شکاف طبقاتی که منجر به افزایش تمایز اجتماعی شده، افزایش نفوذ فرهنگ بیگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزیع ثروت و در‌آمد در درون جامعه نامتوازن باشد روحیه‌ی مصرف‌گرایی رواج و گسترش سریع‌تری در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع کسب در‌آمد، عامل اساسی برای روحیه‌ی مصرف‌گرایی خواهد بود. بدین صورت در‌آمدهای کلان که از طریق کسب رانت‌های مختلف حاصل شده باشد به خاطر این که از طریق تولید حاصل نمی‌شود، روحیه‌ی مصرف گرایی را نیز سریع‌تر رواج می‌دهد. بنابراین هر گاه دگرگونی‌های اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، کمتر باشد امکان ایجاد این رانت کمتر بوده و در نتیجه کسب ثروت‌های بی‌حساب و با‌دآورده مشکل‌تر شده و لاجرم از تجملات و لوکس‌گرایی کاسته خواهد شد. از طرفی تکنولوژی جدید نیازهای جدید خلق کرده است. نظام سرمایه‌داری بدون مصرف گرایی قادر به ادامه‌ی حیات
نخواهد بود، لذا جست و جوی بازارهای مصرف در کشورهای دیگر را در دستور کار قرار داده است. بخشی از وظائف حاکمیت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعی‌ست و با این وجود هیچ تلاشی برای آموزش این مسئله در کتب درسی یا فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی مشاهده نشده، به این ترتیب ضعف آموزش، تشدید روحیه‌ی تجمل‌گرایی و مصرف‌گرایی توسط طبقه دلال و غیر مولد جامعه را به وجود آورده است. تولید در جامعه و شکل گرفتن طبقات اجتماعی،
به اضافه حضور فعال بخش‌های دلال و واسطه گر اقتصادی در جامعه‌ی ما شرایطی به وجود آورده است که حتی نظام اقتصادی را در مقابله با مفاسدی نظیر سرمایه گذاری‌های غیر تولیدی با مشکل مواجه کرده است. در این صورت اگر سیستم بتواند سمت و سوی تولید جامعه را تعیین کند و جامعه نیز از تحرک طبقاتی بازماند، قاعدتاً می‌توان انتظار داشت که الگوی مصرف در جامعه تصحیح شود و با تولید بالقوه منطبق گردد. هر گونه اصلاح در نظام مصرف باید مبتنی بر زیر ساخت تولیدی جامعه باشد و امکانی را فراهم آورد که الگوی مصرف با پشتوانه‌ی تولید تجهیز شود. مصرف گرایی، ریشه در ساختار اجتماعی دارد و نمی‌توان صرفاً یکی از نهادهای اجتماعی نظیر خانواده، سیاست، اقتصاد و یا فرهنگ را مسئول چنین وضعیتی تلقی کرد. بنابراین اگر خانواده در ابداع الگوی مصرف جمع در جامعه باز می‌ماند به معنی آن است که نظام تولیدی مناسبی وجود ندارد که خانواده بتواند متناسب با آن به جامعه‌پذیری نقش‌های مصرفی در بین اعضای خود بپردازد.
از طرفی اگر پدران و مادران در نسل گذشته نسبت به فراگیری الگوهای مصرف، توفیقی نداشتند چگونه می‌توان انتظار داشت که بتوانند نسل آینده را از این فرآیند مطلع کنند و به شکل منطقی موجبات اصلاح الگوهای مصرف را فراهم آورند. بنابراین نقطه‌ی عزیمت در اصلاح رفتارهای مصرفی، هیچ‌ یک از نهادها به طور مستقل نیستند، بلکه نتیجه‌ی همگامی ساختار و ‌کارکرد‌های اجتماعی است که به شرط تمایل به سمت عقلانیت، خواهند توانست گره از معضل مصرف‌گرایی باز کنند.

سه شنبه 13 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

صفحات و مطالب گذشته
جامه‏ ناسازِ زشت اسراف را از تنمان بيرون بياوريم
بهینه سازی درخريد مواد غذايي
دیدگاه شهروندان درمورداصلاح الگوی مصرف
اصلاح الگوي مصرف و قانون مديريت خدمات كشوري
چگونه قناعت پیشه کنیم؟
- 15 - 16 - 17 - 18 - 19 - 20 - 21 - 22 - 23 - 24 -
آمار و اطلاعات
بازديدها:
کل بازديد : 91815
تعداد کل پست ها : 489
تعداد کل نظرات : 29
تاريخ آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 
تاريخ ايجاد بلاگ : سه شنبه 6 بهمن 1388 

مشخصات مدير وبلاگ :
مدير وبلاگ : محمد رضا زينلي

ت.ت : ارديبهشت 1373
 وبلاگ هاي ديگر من: 
آخرين منجي
پايگاه اطلاع رساني 14 معصوم
پيروان راه حسين
سي سال انقلاب پايدار

سوابق مدير :
كسب رتبه ي اول در دومين جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه دوم در اولين دوره جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه سوم در سومين دوره جشنواره وبلاگ نويسي و وب سايت انتظار


يكي از برندگان اصلي سايت 1430(جشنوراه وبلاگ نويسي اربعين حسيني)
يكي از برندگان جشنواه وبلاگ نويسي گوهر تابناك)

كسب رتبه سوم در جشنوراه پيوند آسماني)

يكي از برندگان جشنوراه وبلاگ نويسي راسخون)
فعالترين كاربر سايت تبيان در سال 87


مدير انجمن دانش آموزي سايت تبيان با شناسه كابري moffline


مدير انجمن هنرهاي رزمي سايت راسخون با شناسه كاربري bluestar


آرشيو مطالب
بهمن 1388
اسفند 1388

جستجو گر
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد :



New Page 2

 

New Page 2

 


 
 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  راسخون



Designed By : rasekhoon & Translated By : 14masom