 |
پيام امام خميني به حجاج |
|
|
آخـریـن نـکـتـه ای کـه... بر آن تاکید نمایم مساله ساده زیستی و زهـدگـرایـی عـلـمـا و روحانیت متعهد اسلام است که من متواضعانه و به عـنوان یک پدر پیر, از همه فرزندان و عزیزان روحانی خود می خواهم که در زمـانی که خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و اداره کشور بـزرگ و تـبـلـیـغ رسـالـت انبیا را به آنان محول فرموده است, از زی روحـانـی خـود خـارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که دون شـان روحانیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران است, پرهیز کنند و بـرحـذر باشند که هیچ آفت و خطری برای روحانیت و برای دنیا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسیر دنیا نیست
ایـن سـفـارشها و تاکیدها, نه تنها از سوی امام امت مطرح می شد و نه تـنـها او ساده زیست بود و از تشریفات دوری می جست که این روش تمامی عـلـما, بزرگان و مراجعی که اکنون می شناسیم و از آنان به بزرگی یاد مـی کـنـیـم بـوده و هست, بلکه برخی چونان شیخ انصاری, آن چنان ساده زیـسـت و ژنـده پوش بوده اند که گوی سبقت از هم گنان خود ربوده اند. ولـی بـیـان و عـمل امام امت از این جهت اهمیت دارد که او با این که رهـبری دینی مردم را به عهده داشت, رهبری سیاسی مردم را نیز بر عهده داشـت. در چنین پست و مقامی, چه بسا افراد زیادی و حتی به نام متخصص در فـن مـدیـریـت و مـانـنـد آن, داعـیه دار میدان شوند و بگویند از ویـژگـیـهـای مدیریت است که مدیر ابهت و جذبه ویژه داشته باشد, گونه لـبـاس, گـونه نشستن, جایگاه ملاقات, تشریفات ملاقات و... باید براساس عـرف شـنـاخـته شده ای باشد و این ساده زیستی به مدیریت صدمه می زند و....
ولـی او خـوب مـی دانـد کـه پـیامبر اکرم(ص) و امیرمومنان(ع) بهترین مـدیـریـت را در جـامـعه انجام دادند و افزون بر رسالت دینی و تبلیغ احـکام الهی, بهترین و به یادمان ترین دوران حکومتی را برای مردم به وجـود آوردنـد, بـه گـونـه ای که در آن محیط سراسر ستم, آن رفتارها, هـمگان را شیفته اسلام و رفتار پیامبر(ص) و علی(ع) کرد و آن قدر برای آنـان شـیـریـن بـود که با اندک و انگشت شمار بودن باسوادان و کمبود نـوشـت افزار, بیش تر حالتها و برخوردهای آنان برای ما ثبت شده است. او خـوب می داند شاید مدیریت با جذبه و ابهت و اسراف و زرق وبرق, تا انـدک زمانی جلوه ای داشته باشد و جلوه گری دروغین آن, چند روزی چشم هـمـگان را خیره کند, ولی همچون کف روی آب زود فرو می نشیند و نابود مـی شـود, ولی مدیریت مردمی, ساده زیستی و حتی خود را در رتبه پایین تـرین مردم, از نظر زندگی مالی قرار دادن است که انسان را در دنیا و آخرت, جاودانه می کند و روشی حسنه بر جای می گذارد.
بله, او به جای گوش فرا دادن به سخنان آنان که مدیریت را از روی نوع مـیـز و صـنـدلی باز می شناسند, و برای مدیر, معاون اول, معاون دوم, مـنـشـی و... صـنـدلـی و میزهای گوناگون و به اصطلاح برای هر کدام به فـراخـور شـان و رتـبه پیشنهاد می کنند, تا نشانه مقام سازمانی آنها بـاشـد, به سخنان پیامبران(ص) و أمه اطهار(ع) توجه می کند و مدیریت خوب و سالم را از آنان فرا می گیرد.
حـال مـنـاسـب اسـت مـقداری از ساده زیستیهای پیامبر اکرم(ص) و أمه اطـهـار(ع) و سـفـارشـهای آنان به ساده زیستی, حرکتهای عملی آنان در کـشـیـدن جـامـعه به ساده زیستی و دوری از پاره ای امور اعتباری نقل شـود, تـا الـگـوی امـام امت و منبع مدیریتی او, برای ما روشن شود و مـعـلـوم شـود ما نیز باید به چنان منبعی نزدیک شویم و خود را با آن برابر سازیم
| |
|
|
 |
ساده زيستي مقام معظم رهبري از ديدگاه حجتالاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی |
|
|
«با اینکه مقام معظم رهبری میتوانند از همهی امکانات مادی بهرهمند شوند، سطح زندگی خصوصی ایشان از سطح زندگی یک شهروند معمولی پایینتر است. معظملَه علاوه بر این که از یک زندگی معمولی سطح پایین بهره میبرند، دائماً به مسوولان سفارش می کنند:مواظب زندگی خود باشید. اسراف نکنید. آیتالله خامنهای معتقدند که مردم را باید عملاً به ساده زیستی دعوت نمود. خودشان در صف مقدم این دعوت هستند. ایشان در مناسبتهای خاصی که برنامه خواندن صیغهی عقد دارند، قبل از اجرای عقد، حدود یک ربع، عروس و داماد و خانوادههای آنها را به رعایت صرفهجویی دعوت مینمایند و میفرمایند:خرجهای گزاف نداشته باشید؛ تشریفات و ریخت و پاش نداشته باشید. خود آقا هم در زندگی خصوصیشان، دقیقاً همین طور عمل میکنند. معظمله نه حقوق از جایی دریافت میکنند و نه از وجوهاتی که از اطراف و اکناف خدمت ایشان میآید، برای زندگی شخصی خود استفاده میکنند. زندگی ایشان از طریق هدایا و نذوراتی است که علاقهمندان و ارادتمندان معظم لَه تقدیم میکنند. فرزندان آقا هم همین طور زندگی میکنند و همین سادگی و ساده زیستی را دارند.»
| |
|
|
 |
امام خمینی (ره) در جمع در جمع طلاب و روحانیون حوزه علمیه: |
|
|
یـکـی از امـور مـهم این است که روحانیون باید ساده زندگی کنند. آن چـیـزی کـه روحـانیت را پیش برده تا حالا, و حفظ کرده است این است که سـاده زنـدگـی کـردند. آنهایی که منشا آثار بزرگی بودند, ساده زندگی کـردنـد... ارزش انـسـان, بـه خانه نیست, به اتومبیل نیست. اگر ارزش انـسـان بـه ایـنـها بود, انبیا باید همین کار را بکنند. انبیا سیره اشـان را دیده اید چه جور بوده. ارزش انسان به این نیست که یک هیاهو داشـتـه بـاشد, یک اتومبیل کذا داشته باشد, یک رفت و آمد زیاد داشته بـاشد. ارزش روحانیت به این نیست که یک بساطی داشته باشد و یک دفتری و یـک دستکی داشته باشد. فکر کنید ارزش انسان را به دست آورید, ارزش روحانیت را از دست ندهید
| |
|
|
 |
امام خمینی در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان: |
|
|
از اهـم مسألی که باید تذکر بدهم, مساله ای است که به همه روحانیت و دسـت اندرکاران کشور مربوط می شود و همیشه نگران آن هستم... کیفیت زنـدگـی اهـل علم است. اگر خدای نخواسته, مردم ببینند که آقایان وضع خـودشـان را تـغـییر داده اند عمارت درست کرده اند و رفت وآمدهایشان مـنـاسـب شـان روحـانیت نیست.... از دست دادن آن همان و از بین رفتن اسـلام و جـمـهوری اسلامی همان... آن چیزی که مردم به آن توجه دارند و مـوافـق مـذاق عـامـه است این که زندگی شما ساده باشد, همان طوری که سـران اسـلام و پیغمبر اسلام و امیرالمومنین و أمه ما زندگی شان ساده و عادی بود, بلکه پایین تر از عادی
| |
|
|
 |
ساده زيستي مقام معظم رهبري از ديدگاه حجت الاسلام والمسلمین احمد مروی |
|
|
امام خمینی، ساده زیستی و مسأله شأن:
نویسنده : عابدینی، احمد
یـکی از دل مشغولیهایی که این جانب در زمان حیات امام خمینی و پس از رحـلـت ایـشـان داشـتـه و دارم ایـن است که: چرا ایشان پیوسته تمامی گـروهـها: از روحانیان, نمایندگان مجلس شورای اسلامی, نمایندگان مجلس خـبرگان, مسئولان مملکتی و... را به ساده زیستی و دوری از تجمل گرایی دعـوت مـی کرد, ولی هیچ دگرگونی محسوسی در زندگی فردی و اجتماعی این گـونـه افـراد, گـروهـها و مسوولان پدید نیامد. با این که انسان یقین دارد در جـمـع مـخاطبان ایشان, اگر نگوییم همه, به یقین می توان گفت کـه بیش تر از ژرفای دل ایشان را دوست می داشتند و آرزوی درونی آنان ایـن بـود کـه سـخـنـان ایـشـان را بـه کار ببندند, با این حال, چرا یـادآوریها و تذکارهای بسیار ایشان درباره ساده زیستی , نا کارآمد و یا کم کارآمد بود؟ اگـر کـسـی بگوید: مقام طلبی, رفاه خواهی و پست و مقام همه را شیفته کـرده و به همین جهت سخنان آن پیر سالک را نشنیده اند, این نیز سخنی خـارج از انـصـاف و غیر محققانه است, چون بسیاری از آنان فداکاریهای چـشم گیری انجام داده و می دهند که نمی توان آسانی انگ رفاه گرایی و مقام طلبی را به آن زد.
از احـتـمالهایی که در ذهن بنده آمده و مقاله حاضر را در همان راستا نـگـاشـتـه ام ایـن است که: سفارش امام به ساده زیستی, برابر مبنای فـقـهـی اسـت که ایشان دارد و که به مبنای فقهی مشهور فقهای شیعه در باب نگهداشت شان, در ظاهر ناسازگار است.
در رسـالـه هـای عملی, حرکت برابر شان, مصرف برابر شان, هزینه زندگی بـرابـر شان, مرکب برابر شان را مطرح می کنند و در مثل بیان می شود:
اگـر در شـان کـسـی بود که یک ماشین آخرین سیستم خوب داشته باشد, یا خـانـه ای بـسـیـار گـسـترده, اشکالی ندارد و از بابت خریدن آن خمسی بـدهـکـار نـیست و حتی گاهی نگاه نداری شان را خلاف مروت و سبب پایین افـتـادن فرد از عدالت می دانند. با این حال, در سخنرانیها و بیانیه ها, مردم را به ساده زیستی فرا می خوانند.
هـر پـای بـند به شرع و از جمله مخاطبان ساده زیست, خود را بر سر دو راهـی: سـربـرتـافتن از فتوا یا سربرتافتن از سفارش اخلاقی گرفتار می بـینند. اگر بخواهند ساده بزیند, با فتوای نگهداشت شان ناسازگار است و اگـر بـخـواهـند نگهداشت شان را پیش بدارند, راهی برای ساده زیستی (در بـرخـی مـوارد) باقی نخواهد ماند. و چون فتوا, حکم شرعی و قانون الـهـی اسـت کـه سـر بر تافتن از آن کیفری را به همراه دارد, پیوسته جـانب فتوا نگهداشته می شود و سفارش به ساده زیستی, موضوعی پیدا نمی کند.
بـحـث دربـاره کـبـرای کـلی که آیا در دین اسلام و به طور کلی در دین آسـمـانی و الهی, امکان ناسازگاری اخلاق, با قانون وجود دارد یا خیر, بـه مجالی دیگر وا می گذاریم. در این نوشتار این بحث را پی می گیریم کـه آیـا واجب بودن نگهداشت شان یک مساله اسلامی پذیرفته شده است, یا این که پایه و اساس درست فقهی ندارد؟
| |
|
|
 |
ساده زيستي مقام معظم رهبري از ديدگاه حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی اصغر باقیزاده: |
|
|
«زمانی که مقام معظم رهبری در ایرانشهر تبعید بودند، در ساختمانی که یک اتاق و یک آشپزخانه داشت زندگی میکردند. همین مکان کوچک هر روز پذیرای تعداد زیادی از مهمانانی بود که از راههای دور و نزدیک به آن جا میآمدند. من هم توفیق داشتم که در آن روزها به دیدن ایشان بروم. چون به ایرانشهر رفتم وآقا را زیارت کردم، دیدم که تک و تنهایند و کسی کمک کار ایشان نیست. تصمیم گرفتم چند روز در آنجا بمانم و به معظملَه کمک کنم. در تمام روزهایی که من در محضر آقا بودم، غذای ایشان و مهمانها سیب زمینی، نیمرو و تخم مرغ آب پز بود.»
| |
|
|
 |
ساده زيستي مقام معظم رهبري از ديدگاه سید علی اکبر طاهایی |
|
|
«من در آن زمان نمایندهی مجلس شورای اسلامی بودم. همسرم یکی از بچهها را نزد پزشک برد و در مطب دکتر، همسر مقام معظم رهبری را ملاقات کرد. ایشان نیز یکی از فرزندان خود را برای مداوا به آنجا آورده بودند. کسی نمیدانست که ایشان کیست! چون نوبت به همسر آقا رسید؛ به اتاق پزشک مراجه کردند. دکتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبری گفت:برای مداوای فرزندتان روزی یک لیوان لعاب برنج به او بدهید. همسر مقام معظم رهبری گفت: ما چنین امکاناتی را نداریم. پزشک که ایشان را نمی شناخت عصبانی شد و گفت: مگر امکان دارد درخانه ای برنج نباشد؟ همسر مقام معظم رهبری فرمود: آقای ما اجازه نمیدهد که در خانه، غیر از برنج کوپنی استفاده کنیم و آن هم کفاف خوراک ما را بیش از یک بار در هفته نمیدهد.»
| |
|
|
 |
ساده زيستي مقام معظم رهبري از ديدگاه سردار سرتیپ پاسدار شوشتری: |
|
|
«مقداری زیلو در خانه مقام معظم رهبری بود. آنها را جمع کردیم و فروختیم و یک مقدار هم پول از مال شخصی خودم روی آنها گذاشتم. تا به جای آن زیلوها، برای منزل آقا فرشی تهیه کنیم. وقتی زیلوها را عوض کردیم و فرشها را پهن نمودیم، آقا تشریف آوردند و فرمودند: اینها دیگر چیست؟ گفتم:زیلوها را عوض کردیم. فرمودند: اشتباه کردید که عوض نمودید. بروید همان زیلوها را بیاورید. اصرار را بیفایده دیدم و با هزار مکافات رفتم و زیلوها را پیدا کردم و توی خانه انداختم. زیلوهایی که واقعاً به آنها نگاه میکردی، میدیدی که نخشان در آمده و ساییده شدهاند.»
| |
|
|
 |
ساده زيستي مقام معظم رهبري از ديدگاه دکتر غلامعلی حداد عادل: |
|
|
«در اوایل ریاست جمهوری آیتالله خامنه ای، یک شب دیداری با ایشان داشتم. صحبت به درازا کشید، معظم لَه فرمودند: شام پیش ما بمان. من از این دعوت خوشحال شدم؛ زیرا میتوانستم مدتی بیشتر در خدمت ایشان باشم. آقا فرمودند: من نمیدانم شام چی داریم یا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست یا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم می خوریم. از همان دفتر کار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت کردند و گفتند: خانم، شام چی داریم؟ فلانی پیش ماست و من گفتهام که هر چه باشد با هم میخوریم. از جوابهای آیتالله خامنهای، احساس کردم که در منزل به اندازه یک نفر شام کنار گذاشتهاند. آقا فرمودند: عیبی نداره! هر چه هست برای ما بفرستید، قدری هم پنیر و ماست همراهش کنید. پس از گذشت حدود یک ربع، یک بشقاب برنج ساده با یک کاسه کوچک خورشت معمولی خیلی متوسط و مختصر آوردند. قدری هم شاید نان و پنیر و ماست همراه آن بود. آنها را نصف کردیم و با هم خوردیم. من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامی شکر کردم که چنین تحولی در کشور ایجاد کرد. در دستگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اسراف و تبذیری وجود داشت و امروز رییسجمهور چه ساده زندگی میکند. زندگی آیتالله خامنه ای هنوز هم همین طور است. روش ایشان در زندگی عوض نشده است. اگر معظم لَه مردم را به صرفه جویی دعوت می کنند، خودشان قبل از مردم به صرفه جویی عمل می نمایند.»
| |
|
|
 |
ساده زيستي مقام معظم رهبري از ديدگاه حضرت آیتالله جوادی آملی: |
|
|
«یک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم. فرزند ایشان آقا مصطفی نیز نشسته بود که سفره گسترده شد، آیتالله خامنهای به وی نگاهی کرد و فرمود: شما به منزل بروید. من خدمت ایشان عرض کردم: اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند، من از وی درخواست کردهام که باهم باشیم. آقا فرمودند: این غذا از بیتالمال است، شما هم مهمان بیتالمال هستید. برای بچهها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند. ایشان به منزل بروند و از غذای خانه میل کنند. من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.»
| |
|
|
|
 |
آمار و اطلاعات |
|
|
| |