پيمانه*اصلاح الگوي مصرف*
 
  به وبلاگ پيمانه*اصلاح الگوي مصرف* خوش آمديد!    
 
درباره وبلاگ


محمد رضا زينلي
به وبلاگ تخصصي پيمانه خوش آمديد اميدورام كه اين وبلاگ بتواند بينش شما را نسبت به اصلاح الگوي مصرف كامل كند .


منوي اصلي
لينکهاي سريع

لوگو ها


 


















نظرسنجي

اصلاح الگوی مصرف یک تکلیف است

وزیر نفت با اشاره به نامگذاری سال 1388 به سال اصلاح الگوی مصرف از سوی مقام معظم رهبری گفت: نگاه وزارت نفت به فرمایش مقام معظم رهبری در این راستا نگاه صرف سازمانی نیست، بلکه به آن به عنوان یک تکلیف می نگریم.

 غلامحسین نوذری با تاکید بر این موضوع که دولت در سال های گذشته بر اصلاح الگوهای مصرف به ویژه در بخش انرژی تاکید کرده است، از سهمیه بندی بنزین و راه اندازی سامانه کارت هوشمند سوخت به عنوان یکی از این اقدام های انجام شده در این مسیر یاد کرد و اظهار داشت: با اجرای این طرح ملی، میزان صرفه جویی در مصرف بنزین به 22 میلیون لیتر در روز کاهش پیدا کرده است.

نوذری افزود: اگر سهمیه بندی بنزین و عرضه سوخت از طریق سامانه هوشمند اتفاق نمی افتاد، باید امسال روزانه 45 میلیون لیتر وارد کشور می شد.

نوذری با تاکید بر این که سهمیه بندی و عرضه کارتی سوخت یک کار بزرگ در دولت نهم به شمار می رود، افزود: این کار بزرگ با ایجاد یک شبکه گسترده و مدیریت آن در دورافتاده ترین نقطه کشور انجام شد و در ابتدا، بسیاری افراد این کار را غیر عملی می دانستند، اما بعد از مصوبه مجلس شورای اسلامی در یک فاصله کوتاه با تاکید رئیس جمهوری این کار انجام شد و هم اکنون با برآورد صورت گرفته، صرفه جویی حدود 6 میلیارد دلاری در این زمینه محقق شده است.

همکاری وزارت نفت و صنایع برای ساخت موتور پایه گازوییل سوز

وزیر نفت از ساخت موتور پایه گازوییل سوز با همکاری وزارت صنایع و معادن خبر داد و گفت: در بسیاری از کشورهای اروپایی درصد موتورهایی که از گازوییل استفاده می کنند بیش از بنزین بوده و علت آن هم کارایی بالای گازوییل است.

وی کارایی بنزین را حدود 23 درصد تا 24 درصد است، بیان کرد: این میزان در موتورهای دیزل سوز حدود 42 درصد است و از این رو ساخت آن را در دولت نهم کلید زده ایم.

وزیر نفت با بیان این که با اصلاح پالایشگاه های داخلی برای تولید گازوییل با استانداردهای بین المللی اقدام خواهیم کرد، افزود: پیش بینی می کنیم با تغییر الگوی مورد نظر یعنی تبدیل موتور پایه بنزین به موتور پایه گازوییل سوز به جایگاه مناسبی در رابطه با میزان سوخت در خودروها دست پیدا کنیم.

شناسایی استاندارهای مصرف سوخت در صنایع و کشاورزی

وزیر نفت با تاکید بر مصرف بهینه سوخت در راستای اصلاح الگوی مصرف تصریح کرد: در این رابطه در بخش های مختلف مطالعاتی انجام شده و استانداردهای هر بخش استخراج و در بخش صنعت و کشاورزی نیز تمام صنایع شناسایی شده است.

نوذری در باره دامنه مدیریت نظارت بر بهینه سازی مصرف در تمام زمینه ها گفت: علاوه بر بهینه سازی در مصرف سوخت، در بخش خودرو نیز جلسه ها و کارهای مشترکی با وزارت صنایع انجام شده است، که از جمله استانداردها استخراج و در واقع به تفاهم هایی نیز در این رابطه رسیده ایم.

وی افزود: بخشی از مسئولیت نظارت بر بهینه سازی مصرف انرژی به وزارت صنایع و سازمان استانداردها باز می گردد، یعنی در رابطه با مجوزهایی که داده می شود، باید از آخرین فن آوری ها استفاده شود، چون در برخی از صنایع  واقعا از فناوری هایی استفاده می شود که خود آن فناوری ارزان است و علت انتخاب آن هم به علت پایین بودن قیمت انرژی است.

نوذری ادامه داد: به هر حال نظارت بر بهینه سازی مصرف انرژی یک زنجیره پیوسته و بدون انقطاعی است که باید روی همه این مجموعه کار شود تا نهایتا محصولی به دست آید تا مردم با اطمینان خاطر بدانند محصولی که استفاده می کنند، انرژی بری آن در حد استاندارد است.

وزیر نفت در ادامه با اشاره به بحث هدفمند کردن یارانه ها یادآور شد: یارانه هایی که برای انرژی پرداخت می شود و خیلی هم ملموس به نظر نمی آید، بیش از بودجه عمومی کشور است و یارانه ای که برای انرژی پرداخت می شود بیش از ارزش افزوده ای است که در بخش صنعت، کشاورزی و مسکن حاصل می شود.

وی با تاکید بر این که حجم زیادی از منابع کشور به نحوی از چرخه تولید خارج می شود، گفت: اعتقاد ما این است که انرژی ارزان، بهره وری را پایین می آورد.

نوذری ادامه داد: ضمن این که انرژی ارزان، استفاده از فناوری های قدیمی و ناکارآمد را ترویج می کند، مصرف بی رویه آن را به مصرف کننده جهت می دهد و رفتار مصرف کننده را به سمتی می برد که نمی تواند تصمیم بگیرد یعنی میان قیمت دو محصول که یکی انرژی کمتری مصرف می کند و دیگری انرژی بیشتر، ترجیح می دهد پول کمتری هزینه کند.

سرمایه گذاری 4 میلیارد دلاری برای تولید 50 میلیون متر مکعب گاز

وی در باره هزینه های هنگفتی که در زمینه حفاری چاه گاز می شود، یادآور شد: این هزینه ها به ویژه در بخشی که از دریا منتقل می شود، به طور مثال برای 50 میلیون متر مکعب، حدود چهار میلیارد دلار برآورد می شود.

رئیس هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران با بیان این موضوع که برای انتقال گاز از جنوب به شمال کشور حدود 1500 تا 2000 کیلومتر خط انتقال ایجاد می کنیم، اظهار کرد: برای ساخت هر هزار کیلومتر آن حدود 2 میلیارد دلار سرمایه نیاز است و این حجم سرمایه گذاری باید ایجاد ثروت کند تا وارد بخش صنعت و تولید شود اما عمده مصرف ما برخی اوقات به گونه ای است که در زمستان ها ناچاریم مصرف بخش صنعت را محدود کنیم تا گاز مصارف خانگی تامین شود که در هیچ جای دنیا چنین اتفاقی رخ نمی دهد.

نوذری با بیان این که دولت تصمیم گرفته است با هدفمند کردن یارانه ها رفتار مصرف کننده چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی و خانگی را سامان دهد، ابراز امیدواری کرد مجلس هرچه سریع تر در خصوص این لایحه تصمیم گیری کند.

هدفمند کردن یارانه ها بزرگ ترین تصمیم تاریخ اقتصاد ایران

وزیر نفت از هدفمند کردن یارانه ها به عنوان یکی از بزرگ ترین تصمیم های تاریخ اقتصاد کشور یاد کرد و گفت: این اقدام را دولت با شجاعت در برنامه های خود گنجانده و آماده اجرای آن است.

وی تصریح کرد: مردم با ثبت نامی که در لایحه هدفمند کردن یارانه ها داشتند در واقع از این طرح استقبال کردند و حمایت خود را نشان دادند و من راه دومی را سراغ ندارم جز این که یارانه ها را هدفمند کنیم و به صورتی گام برداریم که کمترین آسیب به دهک های پایین جامعه برسد.

وزیر نفت در ادامه به بحث مسکن به عنوان یکی دیگر از عوامل مهم در مصرف انرژی تاکید کرد و با بیان این که حدود 5/11تا 12 میلیون واحد مسکونی وجود دارد، اظهار داشت: به طور قطع این طور نیست که برای ساختمان های ساخته شده راهی برای اصلاح الگوی مصرف انرژی وجود نداشته باشد.

وی با بیان این که بحث تامین مصالح با قیمت مناسب، متناسب با استاندارهای و طراحی روز با توجه به مناطق جغرافیایی متنوع و همچنین استفاده از طراحی و مهندسی در ساخت باید مد نظر قرار گیرد، گفت: نباید در نظارت کوتاهی کنیم و باید نگاهی بلند و ملی نسبت به مسائل کشور در این زمینه داشته باشیم.

ضرورت تشکیل شورای عالی انرژی

وی با بیان این که ما هنوز در این زمینه به یک تصمیم جدی دست نیافته ایم، اظهار داشت: فکر می کنم جایگاه این هماهنگی کلی در شورای عالی انرژی است تا بتوانیم از طریق آن به جمع بندی برسیم.

وزیر نفت اظهار داشت: این شورا درصورت تشکیل باید زیر نظر ریاست جمهوری باشد که می تواند بحث مسکن، صنایع، تولید و مجموعه این ها را هدایت کند و تصمیم های خوبی هم گرفته شده، ابزار و زمینه ها فراهم است و باید با نگاه به فرمایش مقام معظم رهبری این مسئله را در سال 1388 جدی تر پیگیری کنیم.

کاهش 15 درصدی مصرف گاز در زمستان 87

نوذری همچنین در باره جایگاه اطلاع رسانی در بحث اصلاح الگوی مصرف، با بیان این که ما در هر زمان که اطلاع رسانی کردیم، مردم همکاری داشته اند، گفت: سال گذشته با اطلاع رسانی هایی که انجام شد برخی از استان ها که ورودی و خروجی آنها را داشتیم در رابطه با مصرف گاز همکاری کردند و استان هایی داشتیم که مردم 10 تا 15 درصد صرفه جویی نسبت به سال های قبل داشتند بنابراین کار فرهنگی می تواند در این راستا تاثیر گذار باشد.

نوذری تاکید کرد: نکته مهم این است که ما به عنوان کشوری دارای ذخایر بزرگ باید نقشی بین المللی در تامین انرژی جهانی داشته باشیم و این زمانی حاصل می شود که فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر تنظیم فاصله تولید و مصرف اجرا شود و در یک موازنه میان تولید و مصرف بتوانیم نقش اساسی که در دنیا به عنوان تولید کننده ای بزرگ داریم با ساماندهی و همچنین هدفمند کردن یارانه ها و منطقی کردن قیمت ها به اجرا درآوریم.

پنج شنبه 29 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

تشدید نظارت بر تامین و توزیع سوخت در سال اصلاح الگوی مصرف

مهندس ابراهیم دژرفتار گفت: بر اساس دستور مقام معظم رهبری و نام گذاری سال جاری به نام سال اصلاح الگوی مصرف، نظارت بر نحوه تامین و توزیع سوخت در استان سیستان و بلوچستان افزایش یافته است.

مدیر شرکت پخش فرآورده های نفتی منطقه زاهدان  از ورود اعضای هیئت مدیره شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران به منطقه زاهدان  گفت: اعضای هیئت مدیره برای نظارت بر نحوه صحیح تامین و توزیع سوخت، بررسی طرح های در دست اقدام این منطقه، رفع مشکلات و تایید مصوبات دقایقی قبل وارد استان سیستان و بلوچستان شدند.

مهندس ابراهیم دژرفتار تاکید کرد: گرچه در سال های گذشته واحدهای مهندسی و صنعتی بر نحوه مصرف انرژی نظارت داشته اند، اما با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر مصرف صحیح انرژی و نام گذاری سال جاری از سوی ایشان به نام سال اصلاح الگوی مصرف، میزان نظارت بر کمیت و کیفیت فرآورده های نفتی در مراحل تامین و توزیع افزایش یافته و با دقت بسیار بیشتری بر این امور نظارت می کنیم.

مدیر شرکت پخش فرآورده های نفتی منطقه زاهدان ادامه داد: در 8 ماه نخست سال گذشته هنگام تحویل سوخت مورد تقاضای سازمان های استان سیستان و بلوچستان، با در نظر گرفتن موارد کارشناسی توانستیم بیش از 100 میلیون لیتر در تحویل فرآورده های نفتی به این واحدها صرفه جویی کنیم.

وی افزود: میزان سوختی که واحدهای صنعتی و متقاضیان سوخت به شرکت پخش اعلام کرده بودند بسیار بیشتر از میزان واقعی مورد نیاز آنها برای مصرف بود، بر این اساس به طور قطع میزان سوخت اضافی تحویلی به این مراکز وارد چرخه توزیع خارج از شبکه (قاچاق سوخت) می شد؛ به همین دلیل با اعمال نظر کارشناسانه توانستیم با کمترین هزینه به میزان قابل توجهی در سوخت تحویلی صرفه جویی کنیم و هیچ مشکلی نیز در اجرای پروژه ها به وجود نیامد.

دژرفتار در باره نحوه صحیح جا به جایی فرآورده های نفتی به وسیله نفتکش ها با هدف جلوگیری از هدرروی سوخت توضیح داد: هم اکنون بیش از 500 نفتکش فعال در منطقه زاهدان مشغول به کار هستند که بیش از 90 درصد از این نفتکش ها عمری کم تر از 2 سال دارند چراکه 100 دستگاه نفتکش، اواخر سال گذشته و 130 دستگاه نفتکش نیز در دوره قبل به منطقه زاهدان اختصاص یافته است.

وی افزود: چرخه دریافت، نگهداری و ارسال فرآورده های نفتی به جاهای گوناگون از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا با کوچک ترین تعلل امکان بروز حوادث عظیمی وجود دارد؛ به همین دلیل با رعایت استانداردهای لازم و اعمال کنترل های همیشگی از بروز حوادث جلوگیری می کنیم.

وی در باره برنامه ریزی های انجام شده برای اصلاح الگوی مصرف در این منطقه اظهار داشت: در شرکت پخش فرآورده های نفتی منطقه زاهدان یک واحد سرویس های صنعتی فعال شده که مسئولیت برآورد کیفیت و کمیت سوخت برای واحدها و پروژه های استان را به عهده دارد.

پنج شنبه 29 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اصلاح الگوی مصرف نیازمند توجه بیشتر به ساختارهاست

مدیرعامل شرکت گاز استان قم گفت: تحقق اصلاح الگوی مصرف نیازمند توجه هرچه بیشتر به ساختارهای حاکمیتی و مردمی است.

 هوشنگ محمدی  با تاکید بر سخنان مقام معظم رهبری مبنی بر توجه به اصلاح الگوی مصرف در سال جاری، افزود: با توجه بیش از پیش به این دو بخش مهم که هریک زیرشاخه های مهمی را شامل می شوند، می توان گام های بلندی را در جهت تحقق سخن رهبر انقلاب برداشت.

 وی با بیان این که بخش حاکمیت، نیازمند پیگیری بیش از پیش قوای مقننه، مجریه و قضاییه است، تصریح کرد: در این بخش با تقویت بخش های سخت افزاری و نرم افزاری و تصویب قوانین لازم،همچنین نظارت بر اجرای صحیح آنها می توان در جهتی حرکت کرد که اصلاح الگوی مصرف در همه زمینه به ویژه انرژی که منابع آن در کشور فراوان است، عینیت بیشتری یابد.

 محمدی اظهار داشت: در بحث انرژی که گاز به عنوان یکی از حامل های ارزشمند آن به شمار می آید، توجه مصرف منطقی و بهینه، کیفیت ساخت کالاها با هدف افزایش راندمان و کارآیی آنها، رعایت نکات فنی در سازه های ساختمانی و در نظر گرفتن استانداردهای لازم در این زمینه با هدف کاهش اتلاف انرژی، از مصادیق بارز و برجسته همسو با اصلاح الگوی مصرف هستند.

 مدیرعامل شرکت گاز استان قم همچنین تصریح کرد: با توجه به روحیه مشارکتی که در آحاد مردم وجود دارد، به نظر می آید باید بسترهای تازه تری برای آنها ایجاد شود تا همصدایی و هم آوایی مردم در همه زمینه ها به ویژه در بخش مصرف انرژی بیش از پیش افزایش یابد.

پنج شنبه 29 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

با رعایت صرفه و صلاح سازمانی منویات رهبر معظم انقلاب را تحقق بخشیم

 

 مدیرعامل سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت در ملاقات نوروزی با کارکنان ستادی این سازمان اظهار داشت: با توجه به نام گذاری امسال به عنوان «سال اصلاح الگوی مصرف» وظیفه داریم به این رویکرد به عنوان وظیفه ای ملی توجه و در درون سازمان نیز با رعایت صرفه و پرهیز از مصارف غیرضروری، زمینه را برای تحقق فرمایش های رهبر معظم انقلاب فراهم کنیم.

دکتر کیان مهم ترین هزینه های سازمان بهداشت و درمان را در بخش نیروی انسانی اعلام و تصریح کرد: برای تحقق بیانات مقام معظم رهبری، وظیفه داریم از این نیروها بیشترین بهره وری و عملکرد را حاصل و از اتلاف وقت و انرژی نیروهای سازمان جلوگیری کرده که این سیاست به معنای حذف افراد از مجموعه نیست.

وی ایجاد آرامش در سطح سازمان و استفاده از دیدگاه های همکاران برای توسعه فعالیت های پیش رو را از دیگر رویکردهای اساسی سازمان در سال جاری خواند.

مدیرعامل سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت توجه به رفاه کارکنان و ایجاد رضایتمندی در میان همکاران سازمان را از دیگر شاخص های مدیریتی سازمان برشمرد و یادآور شد: ایجاد تسهیلات مناسب و همسان با دیگر شرکت های تابعه وزارت نفت، همچنین توجه به رفاه تمام همکاران، از اولویت های برنامه های مدیریت سازمان است که اعطای وام مسکن نزدیک 6 میلیارد تومان، نشان از توجهی است که سازمان به نیازهای پایه و اساسی همکاران دارد.

کیان همچنین حل مشکلات استخدامی همکاران با کوشش معاونت های پشتیبانی و برنامه ریز سازمان را از دیگر اقدام های سازمان در سال گذشته خواند و گفت: پیگیری های مربوط به این امور از سوی سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت انجام شده و تصمیم های نهایی در این زمینه به زودی گرفته خواهد شد.

وی توجه به آموزش را یکی از اولویت های اساسی سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت خواند و اظهار داشت: این سازمان با عقد قرارداد با برخی مراکز علمی و دانشگاه های کشور، زمینه را برای ارتقای سطح علمی همکاران برداشته و در سال جدید نیز این روند با قوت ادامه خواهد داشت.

دکتر کیان درمان در دسترس، کارت هوشمند سلامت، درمان از راه (تله مدیسن) و اورِژانس هوایی را از دیگر درخواست های صنعت نفت از سازمان بهداشت و درمان خواند و گفت: سال گذشته با تلاش کارکنان این سازمان در بخش های مختلف سازمان این طرح ها در حال اجرا است و امسال به روند صعودی خود ادامه خواهد داد.

او همچنین از تلاش بخش های مختلف سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت در زمینه خرید آمبولانس های پیشرفته سازمان تقدیر و از واگذاری بقیه آنها در آینده نزدیک خبر داد.

مدیرعامل سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت با اشاره به نقش نظارتی سازمان تاکید کرد: این نقش باید در تمام مراکز درمانی صنعت نفت ملموس باشد.

کیان همچنین مدیریت زمان، ارزیابی از عملکرد بخش های مختلف سازمان توسط کارشناسانی خارج از مجموعه سازمان و تدوین استراتژی سازمان از سوی معاونت برنامه ریزی را از دیگر برنامه های سازمان در سال 88 برشمرد.

پنج شنبه 29 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

مصرف حامل‌های انرژی در کشور غیر منطقی است

شکور اکبرنژاد با انتقاد از الگوی مصرف حامل‌های انرژی در ایران، میزان مصرف کالاهای استراتژیک از جمله بنزین و گازوییل در کشورمان را منطقی نخواند.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفت:تصویب و اجرای لایحه هدفمندکردن یارانه‌ها را برای تحقق اصلاح الگوی مصرف در بخش انرژی، ضروری ارزیابی کرد و گفت: این لایحه در کمیسیون‌های تخصصی مجلس در حال بررسی است و کارشناسی آن همچنان ادامه دارد و امیدواریم در خرداد یا مردادماه سال جاری به صحن علنی مجلس ارایه شود.

اکبر نژاد با تاکید بر این که هدفمند کردن یارانه‌ها امری اجتناب ناپذیراست، گفت: انجام این مهم باید با برنامه‌ریزی دقیق و کاهش تاثیرات منفی ناشی از آن باشد که مجلس در حال طراحی این برنامه است.

وی با تاکید بر این که هدف اصلی هدفمند کردن یارانه‌ها حمایت از اقشار کم درآمد و خانواده‌های آسیب‌پذیر است، افزود: به‌طور قطع اجرای این لایحه به‌ویژه در حوزه نفت، گازوییل و گاز برای کشور ضروری است، اما نباید به‌گونه‌ای در کشور اجرا شود که خانواده‌های کم درآمد از آن متضرر شود.

وی تصریح کرد: خوشبختانه دولت و مجلس شورای اسلامی در این زمینه کارهای کارشناسی بسیار خوبی انجام دادند و به احتمال فراوان این لایحه در صحن علنی مجلس به تصویب نمایندگان می‌رسد.

نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی یادآوری کرد: موضوع هدفمند کردن یارانه‌ها بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده،‌ می بایست در برنامه چهارم توسعه کشور به اتمام می رسید.

پنج شنبه 29 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

راهکارهای اجرایی اصلاح الگوی مصرف در صنعت پتروشیمی ابلاغ شد

 

مهندس نژادسلیم، مدیر عامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی برآیند نظرات هیئت مدیره و اعضای کانون تفکر این شرکت را در قالب راهکارهای کوتاه مدت و بلندمدت به تمام شرکت های تابعه، طرح های پتروشیمی و واحدهای ستادی ابلاغ کرد.

راهکارهای کوتاه مدت اصلاح الگوی مصرف که مدت زمان اجرای آن ها تا پایان سال جاری در نظر گرفته شده به شرح زیر است:

1. اولویت­بندی طرح­ها بر اساس ارزش افزوده و جذابیت­های اقتصادی، با توجه به محدودیت موجود در منابع مالی (ویژه ستاد)

2. اجرای ممیزی انرژی در کلیه مجتمع­ها و ستاد

3. استقرار سامانه مدیریت خوردگی و تلاش در جهت شفاف­سازی و کاهش زیان­های ناشی از آن

4. برنامه­ریزی برای جلوگیری از خروج نیروهای مجرب از مجموعه پتروشیمی و ایجاد سامانه انگیزشی

5. افزایش اثربخشی دوره­های آموزشی و در صورت نیاز استفاده از سایر روش­های نوین آموزشی

6. مدیریت زمان و بهینه­سازی ساعات کاری کارکنان

7. برنامه­ریزی برای اصلاح و افزایش ظرفیت واحدهای موجود و از رده خارج کردن واحدهای فرسوده و غیر اقتصادی

8. شناسائی، تعمیم و ارتقا شاخص­های HSE در کلیه مجتمع­ها و طرح­ها

9. الزام مجتمع­ها به منظور رسیدن به موارد مختلف استانداردها و شاخص­های مندرج در مدارک فنی (قیمت تمام شده محصولات، انرژی، تعمیرات و نگهداری و...)

10. اتوماسیون­ سازی در زمینه­های فرهنگی (زیر ساخت­های فکری) و ابزاری

11. اصلاح محتوای فنی و حقوقی قرارداد­های خرید لیسانس، مهندسی و اجرا و خرید تجهیزات

12. کاهش ضایعات تولید و بسته بندی و بهینه­سازی فرآیند عملیاتی آنها

13. کاهش موجودی­های انبار محصولات

14. مدیریت مصرف سوخت و خوراک بصورت تفکیک شده در مجتمع­ها و طرح­های پتروشیمی

15. استقرار و کالیبره نمودن سیستم­های اندازه­گیری انرژی در طراحی، نصب و بهره­برداری

16. لحاظ کردن ارتقاء راندمان مصرف انرژی (رعایت معیارهای مصرف بهینه انرژی) در خرید کلیه تجهیزات انرژی­بر و ماشین آلات

17. مدیریت علمی صرفه جویی انرژی در بهره­برداری از تاسیسات و ظرفیت­های نصب شده

18.  طراحی، تدوین و و به­روز­ رسانی سامانه اطلاعاتی مصرف انرژی به تفکیک فرآیندهای صنعتی و تاسیسات غیر صنعتی 

19. انجام ممیزی انرژی در ساختمان­های موجود اعم از مسکونی، اداری و صنعتی و اجرای راهکارهای بهینه­سازی (­کنترل هوشمند موتورخانه، شیشه دو جداره با قاب استاندارد، عایق­کاری حرارتی تاسیسات و جداره­های خارجی ساختمان، بهینه­سازی عملکرد موتورخانه، شیر ترموستاتیک و سیستم­های خورشیدی­) همچنین رعایت مبحث نوزده مقررات ملی ساختمان در کلیه طرح­ها و تاسیسات در دست احداث و ساختمان­های موجود

20. کاهش هزینه­های اضافی مربوط به تبلیغات و اطلاع­رسانی

21. کنترل دقیق قطعات یدکی با لحاظ کردن جزئیات طراحی و بازنگری روش­های خرید این قطعات

همچنین راهکارهای بلند مدت­ که زمان تحقق آن ها تا پایان سال 1390 عنوان شده است، شامل موارد ذیل هستند:


1. آغاز حرکت به سمت تعالی سازمانی بر اساس سیاست­های کلان شرکت ملی صنایع پتروشیمی و برگزاری جشنواره برترین­ها و معرفی شرکتهای موفق

2. برنامه­ریزی جامع برای تعریف و استقرار ساختار سازمانی و نیروی انسانی، با توجه به سناریو­های پیش­رو از نظر حاکمیتی، بنگاه­داری و همچنین اهداف کلان شرکت ملی صنایع پتروشیمی

3. افزایش بهره­وری مجتمع­ها و ستاد مرکزی و برنامه­ریزی به منظور تقویت تفکر سیستمی

4. اجرای مدیریت اطلاعات و دانش

5. تبیین و استقرار سامانه جانشین­پروری و به کارگیری مدیران کار آزموده

6. حرکت به­سوی یادگیری سازمانی

7. محک زنی(Benchmarking)  شرکت­های داخلی و خارجی برتر در رابطه با موضوعات مرتبط (سیستم­های مدیریت، استاندارد­های مصرف، تعمیرات و نگهداری و...)

8. دستیابی به فناوری در زمینه­های اولویت­دار از قبیل کاتالیست و فرایند­های مورد نظر (حداقل یک فناوری در سال 88)

9. تقویت مدیریت ارتباط با مشتری CRM (­استفاده از تجارت الکترونیک و...)

10. برنامه­ریزی برای به ظرفیت اسمی رساندن واحدهای تولیدی (حداقل سه مجتمع در سال 88)

11. تقویت سامانه تعمیرات و نگهداری تجهیزات

12. تعامل با پیمانکاران در تمامی مراحل ساخت واحدها و برنامه­ریزی به منظور کاهش هزینه تمام شده واحدها و جلوگیری از اشتباهات فنی و اجرائی

13. تبیین اصلاح الگوی مصرف در طراحی واحدها و تاسیسات و ایجاد ظرفیت­ها، از طریق بهینه­سازی میزان و نوع مصرف انرژی، مطالعه و نصب سیستم­های بازیافت انرژی، نصب سیستم CHP با توجه به نیازهای عملیاتی مطابق با استانداردهای روز

14. تبدیل تدریجی نیروگاه­های برق موجود در واحدهای پتروشیمی به سیستم CHP جهت تولید همزمان برق و حرارت با حداقل 50 درصد راندمان کلی

15. بهینه­سازی نظام انتقال فرآورده­های پتروشیمی از طریق برنامه­ریزی صحیح برای انتقال از مبادی تولید و مصرف و حداکثر انتقال توسط خطوط لوله به واحدهای صنعتی 

پنج شنبه 29 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

استقرار سیستم مدیریت انرژی در پالایشگاه تهران

 

مهندس امین اله اسکندری در جریان بازدید از روند پیشرفت کار تعمیرات اساسی در واحدهای ایزوماکس و هیدروژن پالایشگاه تهران گفت: نصب سیستم مدیریت انرژی در پالایشگاه های کشور، امکان طرح ریزی یک استراتژی جامع انرژی و ایجاد حرکتی سازمان یافته و بهبود مستمر را در شرکت های پالایشی فراهم می کند.

وی در باره ضرورت اجرای این طرح در پالایشگاه های کشور گفت: نقش برجسته بهره وری انرژی در افزایش سودآوری شرکت های پالایشی و پیچیدگی های موجود در اندازه گیری و پردازش اطلاعات انرژی، همچنین طراحی و پیاده سازی سامانه ای برای سهولت جمع آوری، تحلیل و تدوین گزارش دقیق و هنگام بهره وری انرژی، استقرار سیستم مدیریت انرژی در پالایشگاه های کشور را ضروری می کند.

مدیر هماهنگی و نظارت بر تولید پالایشگاه های کشور افزود: سهولت دسترسی سرپرستان، روسا و مدیران به وضعیت حامل های انرژی و نتایج بهره وری انرژی، ایجاد زمینه و زیرساخت لازم برای استقرار سیستم مدیریت انرژی مبتنی بر استاندارد های جهان همچنین استقرار کامل سیستم مدیریت انرژی در شرکت پالایش نفت تهران از دیگر اهداف استقرار این سامانه در پالایشگاه های کشور است.

مهندس اسکندری اظهار امیدواری کرد با برنامه ریزی های صورت گرفته برای اصلاح الگوی مصرف انرژی، پالایشگاه تهران بتواند الگوی مناسبی برای سایر پالایشگاه ها در امر استقرار سیستم مدیریت انرژی باشد.

اسکندری رعایت مسائل ایمنی و احترام به نظم و انضباط کاری در زمان تعمیرات خط تولید پالایشگاه تهران را مهم و استراتژیک خواند و افزود: حتی اگر یک روز زودتر از زمان برنامه ریزی شده تعمیرات اساسی این بخش به پایان رسیده و واحد در سرویس قرار گیرد، تاثیر مثبت و مطلوبی به همراه خواهد داشت.

او افزود: توجه به مسائل ایمنی یکی از اصول راهبردی واحدهای صنعتی همچون پالایشگاه تهران است و صرف نظر از مسئولیت و جایگاه کاری، هر یک از افراد باید مسائل ایمنی و بهداشت کاری  را در محیط های کاری رعایت کنند تا ضامن حفظ جان خود و دیگران باشند.

وی ادامه داد: رعایت اصول ایمنی، حفظ محیط زیست و به کارگیری تجهیزات مناسب، نقش انکارناپذیری در صرفه جویی دارد.

اسکندری با تشکر از تلاش کارکنان پالایشگاه تهران، روند پیشرفت تعمیرات اساسی واحد آیزوماکس و هیدروژن پالایشگاه تهران را مثبت ارزیابی و تصریح کرد: مسئولیت و سرعت کاری، دقت و رعایت نکات ایمنی از جمله عوامل مهم و تاثیرگذار در شتاب بخشیدن به اجرای این پروژه بوده است. 

تعمیرات اساسی واحدهای آیزوماکس و هیدروژن در پالایشگاه تهران از 29 فروردین ماه سال جاری آغاز و با احتساب 200 هزار نفر ساعت جهت انجام این تعمیرات پیش بینی می شود تا 38 روز دیگر به پایان برسد.

پنج شنبه 29 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

ناهجاري اجتماعي به نام "اسراف"

ازجمله مفاهيمي كه در قرآن موردتأكيد بسيار قرار گرفته موضوع اسراف است.

در نگرش قرآني، مي توان به ناهنجاري بودن آن بي هيچ ترديد و گماني حكم كرد. اما از آن جايي كه ابعاد آن چنان كه بايد و شايد روشن و تبيين نشده و همه جوانب آن با رويكرد تحليلي مورد بررسي قرار نگرفته در اين نوشتار تلاش شده است تا به اين موضوع در ابعاد مختلف آن پرداخته شود كه البته به جهت مهم بودن مسايل اجتماعي و شناسايي اصول و موارد هنجاري از ضدهنجاري به جنبه اجتماعي آن بيشتر پرداخته شده است.

 

گستره مفهومي اسراف

كاربرد عرفي اين واژه در معناي اقتصادي آن موجب شده است كه به ابعاد و جوانب ديگر مسئله اسراف كم تر پرداخته شده و يا به طوركلي ناديده گرفته شود. درحالي كه در نگاه قرآني و نيز كاربردهاي واژه نشان مي دهد كه دامنه مفهومي آن نه تنها ابعاد اقتصادي و هنجاري و اخلاقي بلكه حوزه اعتقادات را نيز شامل مي شود. بنابراين در حوزه هاي كلامي و اعتقادي و جامعه شناسي و روان شناسي و اصول اخلاقي و تربيتي و اقتصادي مي توان از اسراف سخن گفت و به بررسي موارد و نيز علل و عوامل آن پرداخت.

واژه اسراف كه بيش از 23بار در آيات متعدد قرآن در اشكال مختلف به كار گرفته، به معناي هرگونه كوتاهي و زياده روي و تجاوز از حد اعتدال و گرايش به سوي افراط و حتي تفريط است. (لسان العرب؛ ابن منظور؛ ج6 ص 243 و نيز مجمع البيان؛ طبرسي؛ ج5 ص192 والتحقيق؛ ج5 ص110) از اين رو تنها به معناي افراط و تفريط نيست و اختصاصي به كوتاهي و يا زياده روي ندارد. هرچند بيش تر در معناي زياده روي و افراط به كار مي رود ولي اين موجب نمي شود كه از اطلاق آن دست برداريم و تنها به معني خروج از اعتدال به سمت و سوي زياده روي بگيريم درحالي كه اين واژه دربردارنده هرگونه خروجي به سوي كم يا زياده است. كمينه و يا بيشينه در هر امري را مي توان اسراف دانست.

در كاربردهاي قرآن اسراف اختصاص به امري خاص مانند امور اقتصادي ندارد بلكه چنان كه گفته شد اين واژه در آيات قرآني به معناي هرگونه خروج از اعتدال و ميانه روي در مسائل بينشي، منشي و كنشي به كار رفته است.

از اين جهت گاه با مسئله قوام (حد وسط و اعتدال) هم معنا مي گردد و خروج و تجاوز از حد وسط و ميانه، اسراف ناميده مي شود. (فرقان آيه 67) و گاه با مسئله فساد ارتباط مستقيمي پيدا مي كند (شعراء آيه 151 و 152)؛ زيرا هرگونه امري كه برهم زننده تعادل در امور باشد به معناي اسراف خواهد بود و فساد نيز يكي از اين حالات خروج و برهم زننده است.

به نظر مي رسد كه در كاربردهاي قرآني واژه اسراف ارتباط تنگاتنگ با مفاهيمي چون كفر و ظلم و فسق و مانند آن دارد.

ارتباط اسراف و تبذير

چنان كه تبذير با اسراف از اين جهت نوعي ارتباط مفهومي پيدا مي كند؛ زيرا تبذير به معناي ريخت و پاش دانه وبذر در شرايط نامناسب و به روشي نادرست است كه اين خود نوعي خروج از ميانه و اعتدال و عدالت است. (التحقيق ج1ص 238)

به هرحال در كاربردهاي قرآني اسراف مفهومي فراگير است كه دربردارنده هرگونه خروج از اعتدال است. در اين راستا انحراف و خروج از حق و عدالت در امور اعتقادي و اخلاقي و اجتماعي و اقتصادي و مانند آن مي تواند به عنوان امري اسرافي مورد سرزنش قرار گيرد و از آن بازداشته شود.

به نظر مي رسد كه تفاوتي در اين معنا نيست كه تجاوز و خروج از اعتدال در كارهاي مباح باشد يا كارهاي غيرمباح؛ به اين معنا كه حتي اگر كسي در امور مباح مانند خوردن و آشاميدن از حد و اندازه بگذرد به عنوان مسرف شناخته مي شود و مي بايست از انجام آن خودداري ورزد و خود را به ميانه و اعتدال نزديك سازد.

انواع اسراف

چنان كه بيان شد از كاربرد واژه اسراف در آيات قرآن مي توان به اين نتيجه رسيد كه اين واژه در حوزه مسايل مختلفي به كار رفته و هدف از آن در همه موارد بيان خروج ازاعتدال و حد ميانه در مسايل و امور بوده است. دراين جا به برخي از موارداشاره شده در آيات قرآن درباره اسراف مي پردازيم.

اسراف اعتقادي

شرك به خدا و بت پرستي و يا كفر به خدا و عدم اعتقاد و باور به توحيد به عنوان مصاديقي از اسراف مورد اشاره و سرزنش قرار گرفته است. (طه آيه 124 و 127) ازنظر قرآن، اين گونه نگرش به هستي و جهان بيني، امري نادرست و به دور ا ز اعتدال و حقانيت است. پيامد چنين نگاهي در دنيا و آخرت گرفتاري هاي متعدد و نابينايي و عدم درك درست مسايل ديگر است. كسي كه ناتوان از درك هستي و نقش خداوندگاري است، در مسايل روزانه خويش نيز نمي تواند تحليل درستي از مسايل داشته باشد و در نتيجه آن رفتار و كنش ها و واكنش هايش وي را از رسيدن به مقصد دور مي سازد و همواره با دست خويش خود را گرفتار اموري مي كند. كه جز بدبختي حاصلي نخواهد داشت. به عنوان نمونه كسي كه خدا و نقش او را در مديريت و اداره دنيا و به درستي در نيابد با پديد آمدن كوچك ترين مشكلي، به اندوه دچار مي شود و يا هرگاه مالي را از دست دهد اندوهگين مي شود. اين گونه است كه عدم درك و تحليل درست از هستي و بينش نادرست نسبت به خدا و جايگاه او موجب مي شود كه در امور دنيوي و گرفتاري هاي آن خود را ببازد و بر مشكلات خويش بيافزايد. افزون بر آن كه در آخرت نيز مي بايست پاسخگوي رفتارو اعمال و عقيده خويش باشد و به عذاب هاي دردناك گرفتار شود.

اسراف اخلاقي

اسراف اخلاقي به معناي گرايش به ماديات و قطع علاقه از خداوند است. آيات قرآن بسياري از صفات انساني را كه موجب مي شود او به گناه دست زند، به عنوان امري اسرافي مورد بررسي و تحليل قرار داده و از آن بازداشته است.

اسراف در حوزه اخلاق فردي و اجتماعي به اين معناست كه شخص صفاتي را در خود پديد آورد كه وي را از حالت اعتدال و ميانه روي بيرون برد. برخي از صفات مانند تكبر و بخل و مانند آن را مي توان از مصاديق بارز اسراف در حوزه اخلاق معرفي كرد.

در حوزه عمل اجتماعي نيز وقتي سخن از اسراف به ميان مي آيد مراد از آن رفتارهاي ناشايستي است كه ازفرد سر مي زند. به عنوان نمونه استكبارورزي كه در نابهنجاريهاي زشت اجتماعي و بازتاب صفت زشت اخلاقي تكبر است از جمله نمونه هاي خروج از اعتدال و تجاوز از حد و حدود است.

انحراف جنسي (اعراف آيه 80 و 81 و ذاريات آيه 32 و 34) و انجام اعمال زشت خودكامگي، استكبار، استثمار و خون ريزي و ستم و هرگونه فساد وتباهي اجتماعي از مصاديق بارز اسراف به شمار مي رود. (تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي و مفسران؛ ج 15 ص 307)

اسراف قضايي

اسراف در حوزه قضاوت و داوري نيز در همين هنجارشناسي اجتماعي قرار مي گيرد كه قرآن از آن بازداشته و آن را امري نادرست بر مي شمارد.(غافر آيه 28)

قرآن تاكيد مي كند كه مجازات مجرمان مي بايست عادلانه باشد و بايد از هرگونه اسراف و تجاوز از حدود در اين حوزه خودداري شود. (اسراء آيه 17)

تجاوز به حقوق ديگران در حوزه حقوق خصوصي و عمومي از مصاديق ديگر اسراف در حوزه عمل اجتماعي است كه مي تواند ناظر به مباحث اقتصادي و غيراقتصادي باشد. (اسراء آيه 26 و 27 و نساء آيه 6) به اين معنا كه تصرف در اموال يتيم و يا ناديده گرفتن حقوق ديگر اجتماعي (ازدواج و مانند آن) مي تواند به عنوان مصداقي از اسراف در حوزه عمل اجتماعي مورد تاكيد قرار گيرد.

قرآن با اشاره به اين نگرش از مردمان مي خواهد كه از اسراف در اين مساله خودداري ورزيده و به اعتدال و ميانه روي در مساله حقوق يتيمان در همه حوزه ها توجه كنند. (نساء آيه 6)

تاكيد بر ميانه روي در همه امور

از آن جايي كه آثار اجتماعي اسراف در حوزه هنجاري بسيار زياد و تاثيرگذار است، خداوند ازمومنان مي خواهد كه همواره اعتدال و ميانه روي در امور را سرلوحه خويش قرار دهند و با اسراف خويش موجبات تباهي و فساد در جامعه و زمين را فراهم نياورند. (شعراء آيه 152)

بي گمان اسراف در همه حوزه ها آثار زيان باري به جاي خواهد گذاشت كه از جمله آنها مي توان به دوري از محبت خدا (اعراف آيه 31 و انعام آيه 141) و نيز سستي و ضعف در رسيدن به موفقيت در حوزه هاي مختلف زندگي اشاره كرد. (آل عمران آيه 147) چنان كه اسراف در حوزه اقتصادي موجب اتلاف منابع ثروت مي شود و رفاه فردي و عمومي جامعه را با خطر مواجه مي سازد.

به هر حال قرآن، اسراف را به عنوان يك رويكرد ضد هنجاري شناسايي و مورد تحليل قرار مي دهد و با اشاره به ابعاد مختلف و مصاديق و موارد گوناگون و آثار زيان بار آن در دنيا و آخرت، از مومنان مي خواهد كه خود را از آن رهايي بخشند و با دوري از شهوت پرستي (اعراف آيه 81) و پرهيز از روحيه ناسپاسي وكفران نعمت (اسراء آيه 26) تكبر و خودكامگي و استعمار و سيطره جويي (يونس آيه 31 ودخان آيه 44 و نمل آيه 34) و عجب و خودبيني (يونس آيه 12) خود را از آن برهاند.
 


نويسنده: مصطفي - رحمتي

  lمنبع: روزنامه - کیهان - تاريخ شمسی نشر 06/09/1386
 

چهارشنبه 28 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

رهنمودهاي قرآن كريم درباره مصرف صحيح

اعتدال در انفاق.
در بخش سوم تحت عنوان (كمك به نيازمندان) گفتيم از فوايد اين حكم، حفظ توانايي و تمكّن مالي براي انفاق و دستگيري از نيازمندان است و تا حدودي در مورد اهميّت و فلسفه انفاق نيز بحث شد؛ ولي در اين بخش خواهيم گفت كه اعتدال و ميانه روى، اصلي است كه حتّي در خود انفاق نيز جاري است و كسي حق ندارد با زياده روي در آن به نيازمندي هاي ضروري خود و خانواده اش پشت كند و آنان را در مشقّت و سختي بيندازد و در حقيقت نبايد اسراف كرد تا بتوان انفاق نمود و در آن هم نبايد از حدّ اعتدال خارج شد، تا اين كه باز هم بتوان از مال خويش در موارد ديگر بهره جست.
بنابراين پرهيز از اسراف در غير انفاق، براي تمكّن از اصل انفاق است و پرهيز از آن در انفاق، براي تمكّن از آن درموارد لازم تر و ضروري تر است و اينك بحث دراين زمينه را تحت عناوين (قرآن و اسراف در انفاق، فايده ميانه روي درانفاق، اسراف و ايثار) دنبال مي كنيم.

1. قرآن و اسراف در انفاق.
انفاق به ديگران و يا در راه امور خيريّه، چنانچه زيادتر از شأن انفاق كننده باشد و يا به مقداري كه خود و عيال خويش را به زحمت و سختي گرفتار سازد، انجام بگيرد، از مصاديق اسراف به حساب مي آيد. قرآن مجيد در سه آيه از اين نوع اسراف نهي به عمل آورده است:الف) ... وَءَاتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصِادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إنَّ اللّهَ لايُحِبُّ الْمُسْرِفينَ‏(1)؛ حق زراعت را روز درو بپردازيد و اسراف نكنيد، همانا خداوند مسرفين را دوست ندارد.
مرحوم طبرسي - رضوان اللّه عليه - مي نويسد:.
لاتسرفوا؛ يعني تمام آن را صدقه ندهيد كه براي اهل و عيالتان چيزي باقي نماند، آن گونه كه (ثابت بن قيس بن شماس) عمل كرد؛ زيرا او محصول پنجاه درخت خرما را چيد و تمام آن را صدقه داد و چيزي از آن را براي عيالش به خانه نبرد.(2).
ب) وَالَّذينَ إذا اَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكِانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً؛(3) بندگان خدا كساني اند كه وقتي انفاق مي كنند، نه اسراف مي نمايند و نه بخل مي ورزند و حدّ ميانه را در آن رعايت مي كنند.
در استدلال به اين آيه شريفه ممكن است اين پرسش به ذهن بيايد كه آيه كريمه مي فرمايد: بندگان خدا در انفاق حدّ ميانه را رعايت مي كنند، بدين معنا كه در بنده خدا بودن، تنها مراعات حدّوسط كافي است و انفاق همه مال لازم نيست و بر اين اساس زياده روي در انفاق كار ناپسندي نخواهد بود؛ گرچه براي كسب مقام عبوديّت لزومي ندارد.
پاسخ اين است كه در آيه شريفه براي اهل انفاق سه حالت در نظر گرفته شده است:.
1. اسراف؛.
2. اقتار؛.
3. حدّ ميانه.
اگر آيه كريمه تنها نفىِ اقتار را از صفات مؤمنين بر مي شمرد و مي فرمود: (مؤمنين كساني اند كه وقتي انفاق مي كنند بخل نمي ورزند) غير از آن - چه حدّ ميانه و چه اسراف - از صفات پسنديده بندگان حق به حساب مي آمد؛ در حالي كه قرآن مجيد علاوه بر اقتار، طرف اسراف را هم نفي فرموده و در مقام شمارش بعضي از صفات اهل ايمان تنها انفاق در حدّ ميانه را در رديف آنها قرار داده است، كه بيانگر اين است كه اسراف نيز مانند اقتار از صفات مؤمنان بيرون است.
ج) باز مي فرمايد:.
وَلاتَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إلي عُنُقِكَ وَلاتَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً؛(4) دستت را بسته به گردن خود قرار مده (يعني بخل مورز مانند آدمي كه دستش به گردنش بسته شده و قدرت انفاق ندارد) و آن را به تمامي باز نكن تا در نتيجه بنشيني در حالي كه ملامت شوي و دستت از همه چيز كوتاه شود.
مرحوم طبرسي - قدس سرّه - در ذيل همين آيه نقل مي كند:.
زني پسرش را به حضور رسول گرامي فرستاد و گفت: به پيامبر ْ بگو: مادرم از شما زرهي مي طلبد و اگر فرمود: اكنون چيزي در نزد ما نيست، بگو: مادرم جامه شما را مي خواهد. آن پسر آمد و آنچه مادرش گفته بود به عرض رسول گرامي ْ رساند و آن حضرت نيز لباس خود را در آورده و بدو دادند. پس از آن اين آيه نازل شد. گفته شد كه نبىّ اكرم بعد از اين واقعه در خانه باقي ماند و جامه اي كه خود را با آن بپوشاند، نداشت و نتوانست از منزل خارج شده و براي نماز به مسجد برود و لذا كفّار حضرت را ملامت كردند و گفتند: محمّد ْ مشغول به خواب شده و از نماز غفلت كرده است.(5).
حضرت امام صادق ژ در يك تفسير عملي از اين جمله آيه شريفه كه: (قرارنده دَستت را بسته شده به گردنت) كفّ مباركش را جمع كرد و فرمود: اين گونه. و در تفسير (باز نكن آن را به تمامى) كفّ شريف خود را باز نمود و فرمود: به اين صورت.(6).

2. فايده ميانه روي در انفاق از ديدگاه روايات.
در لابه لاي روايات در اين زمينه، به دو فايده براي اعتدال در انفاق برمي خوريم كه مي توان آن را به عنوان فلسفه اين حكم تلقّي كرد.
الف) باقي ماندن تمكّن مالي براي انفاق هاي ديگر.
در روايتي حضرت علي بن موسي الرّضا ژ فرمودند:.
پدرم مي فرمود: از اسراف وقت چيدن محصول اين است كه شخص با دو دست انفاق كند و هر دو كفّش را پر نمايد. و پدرم اگر مي ديد يكي از خدمتگزاران با دو كفّ پر، صدقه مي دهد بر او بانگ مي زد كه با يك دست عطا كن و قبضه اي بعدِ قبضه بده.(7).
در اين جا ممكن است مقصود حضرت از اين كه (قبضه اي بعد قبضه بده) اين باشد كه تمام آنچه مي خواهي انفاق كنى، به يك نفر مده؛ بلكه به اندازه رفع ضرورت بدو عطا كن تا بتواني به ديگران نيز كمك كرده، از آنان هم رفع نياز نمايى.
باز حضرت صادق ژ در حديثي فرمودند:.
خداوند چگونه انفاق كردن را به پيامبرش ْ آموخت؛ زيرا شبي مقداري طلا در نزد رسول گرامي اش موجود بود و آن حضرت دوست نداشت آن مقدار طلا تا صبح در دست او بماند و همان شب تمامي آن را صدقه داد و وقت صبح چيزي در نزد او نمانده بود، در همين حال نيازمندي رسيد و از او تقاضاي كمك مالي كرد و آن حضرت چيزي نداشت تا بدو بدهد، آن سائل حضرت را سرزنش كرد و رسول گرامي از اين كه نتوانسته بدان درخواست كننده چيزي بدهد، غمگين و ناراحت شدند؛ زيرا حضرت در مقابل مؤمنين داراي قلبي رؤوف و مهربان بود. پس از آن، خداوند روش انفاق را با اين آيه به نبىّ گرامي اش تعليم فرمود:.
و قرار نده دستت را بسته به گردنت و بازنكن آن را به تمامي كه در نتيجه بنشينى؛ در حالي كه منقطع از مال بماني و مورد ملامت قرار بگيرى. خداوند با اين آيه به پيامبرش مي گويد: مردم از تو درخواست كمك مي كنند و عذر تو را نمي پذيرند. وقتي تمام مال خود را انفاق كني دست خويش را از مال و سرمايه ات كوتاه كرده اى.(8).
از اين دو حديث شريف استفاده مي شود كه از مهم ترين فوايد و ثمرات رعايت ميانه روي و اعتدال در انفاق، باقي ماندن توانايي مالي جهت كمك به نيازمندان ديگر و امكان دستگيري از آنهاست و بديهي است اگر انسان بتواند با مقدار مالي كه در اختيار او هست، تعداد بيشتري از محرومين را از سختي نجات دهد، بهتر است اين گونه عمل كند تا اين كه تمامي آن را به يك نفر بدهد و چه بسا اين عمل در شرايطي كه منجر به صدمه و يا تلف نيازمند ديگري بشود، حرام نيز باشد.
ب) وجود تمكّن مالي براي تأمين نيازمندي هاي شخصي و خانوادگي كه در اسلام امري واجب شمرده شده است.حضرت امام باقر ژ فرمودند:.
فلان شخص از انصار - كه حضرت او را نام برد - داراي مزرعه اي بود. هرگاه محصول آن را جمع مي نمود، تمام آن را صدقه مي داد و خود و عيالش تهيدست مي ماندند. سپس خداوند اين عمل را اسراف قرار داد.(9).
باز يكي از اصحاب حضرت صادق ژ مي گويد:.
من در خدمت آن حضرت بودم كه نيازمندي رسيد و درخواست كمك كرد. حضرت او را مورد لطف و عطاي خويش قرار داد. بعد از او سائل ديگري رسيد بدو هم كمك فرمود، پس از او باز ديگري به حضور آن حضرت رسيد، بدو نيز مساعدت فرمود. سپس شخص چهارمي آمد و درخواست كمك كرد كه حضرت به او فرمود: خدا روزي تو را وسيع گرداند. بعد فرمود: اگر شخصي داراي سي يا چهل هزار درهم مال باشد و بخواهد چيزي از آن براي خود باقي نگذارد و همه آن را در راه خير به مصرف برساند و اين كار را انجام دهد و تهيدست بماند، از آن سه كسي خواهد بود كه دعايشان مستجاب نمي شود من به حضرت عرض كردم آنها چه كساني هستد فرمود: يكي از آنها شخصي است كه داراي مال و ثروتي باشد و همه آن را در راه صحيحي انفاق كند، بعد بگويد: پروردگارا به من روزي عنايت فرما، كه در جواب گفته مي شود: آيا قرار ندادم براي تو راهي به طلب روزى‏(10).
قسمت پاياني حديث شريف اشاره به مفاد بسياري از رواياتي است كه در آنها به ذكر چندين دسته - كه دعاي آنان مردود و بي اعتبار است - پرداخته شده است. در بعضي از آنها سه گروه و در برخي چهار و در ديگري بيشتر از آن نامبرده شده و با تعبيرات گوناگون به ما رسيده و تقريباً در تمامي آنها گروه مسرفان ذكر شده است. همان ها كه همه ثروت خود را - چه در راه صحيح و يا غير آن - انفاق مي كنند و پس از آن كه به فقر و پريشاني دچار مي شوند از خداوند طلب روزي مي نمايند كه جواب خدا بدان ها اين است كه:.
مگر به تو روزي ندادم، چرا اسراف كردي و ميانه روي در پيش نگرفتي تا به فقر و پريشان حالي گرفتار آمدى‏(11).

يك نكته.
در اين جا نكته اي لازم به توضيح است كه در اين روايات جهت صرف مال مختلف بيان شده است؛ مثلاً در يك حديث (فَأَنْفَقهُ فى وَجْهِهِ)(12) آمده كه به معناي انفاق مال در راه صحيح و خير است و در بعضي ديگر نيز به همين مضمون است؛ مثل اين كه در روايت ديگر: (فَأَنْفَقَهُ فى الْبِرِّ وَالتَّقْوى)(13) ذكر شده است؛ ولي در تعداد ديگري از احاديث، (فَأَفْسَدَهُ)(14) و يا (فَأَنْفَقَهُ فى غَيْرِ حَقِّهِ)(15) يا (فَأَنْفَقَهُ فى غَيْرِ وَجْهِهِ)(16) آمده است كه معناي آن انفاق مال در مسيرنادرست و نابه جا است و اين اختلاف در تعبير ممكن است بدين جهت باشد كه براي تحقق اسراف در انفاق لازم نيست مورد انفاق از راههاي باطل باشد؛ بلكه ممكن است با بذل مال در راه خير و حق نيز اسراف پيش بيايد. از اين رو درمباحثه هاي حضرت صادق ژ با صوفيّه‏(17)، آن حضرت با استناد به يكي از همين احاديث از نبىّ اكرم ْ روش آنان مبني بر انفاق تمامي مال را محكوم مي فرمايند و در آن جا جمله (فَأنْفَقَهُ) را بدون قيد و متعلق ذكر مي نمايند كه هم شامل انفاق در مسير باطل است و هم انفاق در راه صحيح و حق.
و نيز ممكن است براي حلّ اين اختلاف در تعبير بگوييم: انفاق تمامي مال به افراد مستمند و يا كارهاي خيريّه دو جنبه دارد: از يك طرف انفاق به جا و درست است و از طرفي ناحقّ و بي مورد؛ زيرا انفاق همه مال از اين جهت كه نجات محرومان و مستمندان از فقر و پريشاني است كاري پسنديده و در خور تحسين است، ولي از آن جهت كه بخشيدن تمام مال به مستمندان و يا كارهاي خيريّه پيامدها و ره آوردهاي ناگوار براي خود انسان و عيال او دارد، عملي نا به جا و نادرست است ولذا احتمال مي رود اختلاف در تعبير به جهت تفاوت اين دو جهت باشد.(18).

3. اسراف و ايثار.
آنچه تاكنون گفته شد اين است كه زياده روي در انفاق به ديگران و كارهاي خيريّه به گونه اي كه لطمه اي به خود و يا خانواده انفاق كننده وارد سازد، اسراف و مذموم است؛ ولي در برابر آن آيات و رواياتي وجود دارد كه در آنها از ايثار و برگزيدن ديگران بر خويش، به ويژه در آنچه مورد نياز شديد خود اوست، تمجيد و تحسين به عمل آمده و صاحبان چنين صفتى، به بهترين صورت توصيف و تكريم شده اند.
توضيح اين كه: از آيات كريمه قرآن سه نوع ايثار استفاده مي شود:.
الف) مقدّم داشتن جان ديگري بر جان خود، كه نمونه عالي آن، فداكاري اميرالمؤمنين ژ در (ليلة المبيت) است كه حاضر شد خطرهايي كه متوجّه جان مبارك رسول گرامي اسلام بود از آن حضرت دفع شود و برحيات نازنين او وارد آيد.(19).
ب) انفاقِ مالِ مورد علاقه خود به ديگران، گرچه علاقه بدان به جهت كميابي و نفيس بودن آن و ياجهات ديگر باشد، نه فقط از جهت نياز و احتياج ضروري بدان، كه در اين زمينه قرآن كريم مي فرمايد:.
لَنْ تَنِالُوا البِرَّ حَتّي تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ...؛(20).
به سعادت و نيكي نمي رسيد، تا اين كه انفاق كنيد، از آنچه بدان علاقه داريد.
تا اين جا منافاتي بين آنچه در نهي از اسراف آمده با آنچه درباره اين دو نوع از ايثار بيان شده است وجود ندارد؛ زيرا نوع اوّل ايثار جان است و مربوط به امور مالي نبوده و دوّمي هم تنها منحصر به زياده روي در انفاق و ضرر زدن به خود و خانواده نيست؛ زيرا ممكن است شخص ثروتمندى، با انگيزه هاي شخصي به چيزي علاقه پيدا كند كه انفاق آن زياده روي نبوده و ضرري متوجّه خود و ديگران نسازد.
ج) ايثار و ترجيح دادن ديگران بر خود در چيزي كه احتياج و نياز كامل بدان دارد، به گونه اي كه با اين عمل به مشقّت و سختي دچار شود. اين خصيصه را قرآن كريم براي مسلمانان نخستين اسلام ذكر فرموده و آنان را به داشتن اين صفت ستايش كرده است و مي فرمايد:.
وَالّذينَ تَبَوّءو الدّارَ وَالْإيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هِاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلايَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حِاجَةً مِمّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلي أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كِانَ بِهِمْ خَصَاصَة وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛(21).
وآن كساني كه پيش از مهاجرين در دار هجرت (مدينه) جاي گرفتند (يعني انصار) و ايمان را برگزيدند و كسي را كه به سوي آنان هجرت نمايد، دوست مي دارند و در سينه هاي خود به آنچه به مهاجرين داده مي شود، احساس نياز و حسد نمي كنند و آنها را بر خويش بر مي گزينند؛ هر چند فقير و نيازمند هم باشند و هر كس جان خود را از بخل و گرفتگي نگه دارد، آنها از گروه رستگارانند.
در شأن نزول اين آيه شريفه جريان هاي مختلفي از ايثار و فداكاري فوق العاده مسلمان هاي تربيت يافته دامان پاك رسول خدا ْ نقل شده است كه پرداختن بدان، كلام را به درازا خواهد كشيد.(22).
در اين زمينه احاديث فراواني هم رسيده و در بيشتر آنها براي تمجيد از ايثار، به همين آيه كريمه توجّه داده شده است‏(23) كه براي نمونه، تنها يكي از آنها را ذكر مي كنيم:.
(جميل بن دراج) به حضرت صادق ژ عرض كرد: چه كساني بهترين اصحاب من هستند.
حضرت فرمودند: همان ها كه در سختي و راحتي به فكر ديگران باشند و بدانان نيكي كنند. سپس فرمود: اي جميل! بر صاحب ثروت زياد، نيكويي و انفاق آسان است وخداوند كسي را كه داراي ثروتي اندك و بدان محتاج باشد و آن را در جهت كمك به ديگران به مصرف برساند ستايش كرده و مي فرمايد: و بر مي گزينند بر خودشان گرچه محتاج و نيازمند باشند و كسي كه بخل و گرفتگي را از جان خود دور كند، آنها گروه رستگارانند.(24).
در زندگي بزرگان دين و اولياي اسلام، به خصوص در حيات سراسر نوراني و پرافتخار خاندان عصمت و طهارت ه نمونه هاي فراواني از اين نوع ايثار وجود دارد، كه نشان سيره عملي و اخلاقي آن حضرات در اين زمينه است. به عنوان نمونه، قرآن مجيد از اين اسوه هاي فداكاري و صبر - كه در جريان بيماري امام حسن و امام حسين ي و به شكرانه بهبود آن دو حضرت سه روز را روزه گرفتند و در آخر هر روز، وقت افطار غذاي خويش را به نيازمند دادند - به بهترين صورت ياد و از آنان تجليل مي نمايد كه شرح آن در كتاب هاي سيره و تفسير آمده است.(25).

يك سؤال.
اكنون با توجّه به آنچه در اين نوع از (ايثار) بيان شد، جاي اين پرسش است كه: درمباحث پيش روشن شد (اسراف) انفاق مال به ديگري در آن قسمت از مالي است كه انفاق كننده بدان نياز مبرم و ضروري داشته باشد؛ در حالي كه همين خود موضوع (ايثار) است و بر اين اساس، آيا قباحت اسراف بيشتر است يا مزيّت ايثار و كدام يك بر ديگري مقدّم است به عبارت ديگر، آيا بين ملاك اين دو حكم با هم مزاحمت است و يا هر كدام به جاي خود محفوظ است و بر خوردي بين آن دو وجود ندارد.
پيش از آن كه پاسخ خود را به اين سؤال بيان كنيم، به جوابي كه برخي بدين پرسش داده اند، مي پردازيم.
نسخ آيه ايثار.
برخي با استفاده از مناظره حضرت صادق ژ با عدّه اي از صوفيّه فرموده اند كه آيه شريفه (ايثار) به آيات نهي از (اسراف) نسخ شده و زمان مشروعيت آن گذشته است.(26) امام صادق ژ در قسمتي از آن مناظره فرمودند:.
امّا آنچه شما از تاريخ ايثارگران و تمجيد خداوند از آنان گفتيد صحيح است، ولي بايد بدانيد آن كار در آن زمان بر مسلمانان حلال و جايز بود و خداوند آنها را از آن عمل نهي نفرموده بود و در برابر آن اجر و ثواب نيز بدانان خواهد داد؛ ولي بعد از اين، برخلاف آن روش دستور داده است و با اين فرمان، در واقع مشروعيّت (ايثار) را نسخ فرموده است و اين نهي به جهت رحمت و محبّتي است كه به مؤمنين دارد، تا آنان خود و افراد تحت كفالت خويش را در زحمت و ضرر قرار ندهند.(27).
ولي حقيقت اين است كه استفاده (نسخ) از اين سخنان حضرت، بدين معنا كه آيه كريمه ايثار به كلّي منسوخ و غيرقابل عمل باشد و عمل ايثار در هر صورت كاري ناپسند و مورد نهي باشد، خالي از اشكال نيست؛ چرا كه خود آن حضرت در بيانات ديگر خود، براي تشويق و ترغيب مردم به مواسات و ايثار، در موارد مختلف به همين آيه شريفه استناد مي فرمايند(28) و بديهي است استدلال براي اثبات پسنديده بودن و استحباب عملي به آيه اي كه محتواي آن نسخ شده است صحيح نيست. لذا احتمال مي رود مقصود حضرت صادق ژ از (نسخ) آيه شريفه، چيزي غير از نسخ اصطلاحي باشد. و نظير اين، مطلبى، است كه امام ژ بعد از اين، در همين مناظره مي فرمايد:.
آيا نمي دانيد خداي بزرگ در اوّلين بار بر مسلمانان واجب فرموده بود تا يك فرد از آنان با ده نفر از مشركين مقابله كرده و به جهاد بپردازد. سپس به دليل رحمت بر آنها اين تكليف را برداشته و آنان را به مقابله يك نفر با دو تن از آنها مكلّف ساخت و اين به جهت تخفيف بر حال مؤمنين بود و با اين فرمان حكم اوّل منسوخ گشت.(29).
روشن است كه نسخ در اين فرمايش حضرت، به اين معناست كه با توجّه به تحوّل در روحيّه ها و پديد آمدن ضعف و سستي در بين مسلمين، آن تكليف سنگين برداشته شد و همراه با پديد آمدن شرايط جديد، حكمي سبك تر به جاي آن آمده است و هرگز بدين معنا نيست كه اگر همان شرايط صدور حكم اول، يعني همان استقامت ها و ايمان هاي قوي و نيز قلّت نيروي مؤمنين و كثرت افراد و تجهيزات مشركين در نبرد حقّ و باطل در زمان هاي بعد پيش آيد، اين لزوم برابري و وجوب مقابله با ده نفر و يا حتّي بيشتر از آن در بين نباشد؛ چرا كه به عنوان نمونه، در نهضت كربلا كه براي اصحاب حضرت سيد الشّهدا ژ همان شرايط مؤمنين صدر اسلام فراهم آمده بود بر آنان لازم و واجب بود تا از حريم اسلام و امامت - گرچه به برابري يك تن بر صد نفر نيز باشد - دفاع نمايند.
در اين مورد نيز، امام ژ در بحث با صوفي ها كه اين زياده روي در انفاق و به تعبير ديگر (ايثار) را به خيال خود - هر چند اين عمل منجر به زيان برخود و يا افراد تحت كفالت ايثار كننده بشود - واجب مي انگاشتند و بر آن به آيه شريفه ايثار استدلال مي نمودند فرمودند:.
آن عمل در وقت خود از مسلمانان نخستين اسلام پسنديده بود؛ ولي از آن جا كه اين روش چه بسا موجب ضرر بر اهل و عيال شود و اگر انسان همه مال خود را كه بايد به وسيله آن، كودكان ضعيف و پير زن و پير مرد سالخورده تحت كفالت خود را از تلف شدن محافظت كند به ديگري بدهد، آنها را به هلاكت كشانده است. خداوند متعال به جهت رحمت و عطوفت به بندگان خود، آنان را از اين عمل نهي فرمود. و اين نهي در واقع نسخ آن رويّه به حساب آمد.(30).
ولي اين بدان معنا نيست كه اگر ايثاري موجب زيان نشد و يا اين كه اهل و عيال خود به اين عمل راضى، بلكه شايق بودند و حاضر شدند براي رضاي خدا تحمّل فشار و گرسنگي را بنمايند، باز هم عمل نكوهيده و قبيحي به شمار آيد؛ بلكه بنا به فرموده هاي خود حضرت صادق ژ در احاديث گوناگون‏(31) با استناد به همين آيه شريفه ايثار، اين كار، خود از بالاترين ارزش ها به حساب آمده و بهترين مرتبه اخلاص و عالي ترين درجه گذشت و خداجويي انسان را به نمايش مي گذارد.
بر اين اساس، ايثار اهل بيت عصمت و طهارت و داستان اطعام به يتيم و اسير و مسكين در همين راستاست؛ زيرا كه آنان خود با كمال رضايت و عشق به خدا و بندگان محروم او - بدون اين كه اميرالمؤمنين ژ اين عمل را بدان ها تحميل كند و يا حتّي دستوري در اين جهت بدانان صادر فرمايد - نان خويش را به نيازمند بخشيدند؛ تنها آن حضرت سهم نان خود را بخشيد و سپس ديگران از روي اشتياق و ميل قلبي بدان حضرت اقتدا نمودند.(32).
بنابر اين نظريّه (نسخ آيه) به معناي اصطلاحي آن، كه نتوان به آيه عمل كرد، قابل قبول نيست.
ما پاسخ خود را به اين پرسش تحت دو عنوان مطرح مي كنيم؛ زيرا ايثار گاهي در مورد افراد تحت كفالت ايثاركننده است كه در اين صورت ديگران را بر عيال خود مقدّم مي دارد و زماني هم اين عمل در مورد خود او انجام مي گيرد. موارد هر كدام از ايثار مستحب و اسراف حرام در هر دوصورت مذكور را به طور جداگانه بررسي خواهيم كرد.

ايثار ديگري بر عيال.
چنانچه ايثار ديگران به افراد واجب النفقه و تحت سرپرستي او باشد و اين كارموجبات زحمت و زيان آنان را فراهم آورد، عملي نادرست و خلاف شمرده مي شود(33) و اين گذشته از اين كه مضمون روايات نهي از اسراف است و سبب ظلم و اجحاف بر عيال و افراد تحت كفالت ايثارگر است، مطابق قاعده هم هست؛ زيرا انفاق بر عيال امري واجب است؛(34) در صورتي كه انفاق بر ديگران عملي مستحبّ به شمار مي رود و بديهي است هنگام مزاحمت انفاق مستحب با واجب، انفاق واجب مقدم است.
روزي عقيل در عهد حكومت برادرش اميرالمؤمنين علي ژ بر آن حضرت وارد شد، امام به فرزندش حسن ژ فرمودند: جامه اي به عمويت عطا كن. حضرت يكي از لباس ها و نيز از رداهاي خويش را به عمويش عنايت كرد. هنگامي كه شب فرا رسيد غذا حاضر شد و در سفره آنها به جز نان و نمك چيزي ديگري نبود.
عقيل با تعجّب پرسيد: غير از اين چيز ديگري نيست!.
اميرالمؤمنين ژ فرمودند: آيا اين از نعمت خدا نيست ستايش بسيار خداوند بزرگ را. عقيل كه تحمّل اين وضع برايش دشوار مي نمود، به حضرت عرض كرد: مقداري به من كمك كن تا قرضم را بپردازم و موجب تسريع در سهولت كار من شود و آن گاه از خانه ات خارج شوم.
حضرت بدو فرمود: قرض تو چه اندازه است اي ابا يزيد.
عرض كرد هزار درهم. حضرت فرمود: قسم به خدا كه از مال خود اين مقدار را ندارم؛ ولي صبر نما تا حقّ خود را از بيت المال بگيرم و آن را بين خود و تو تقسيم نمايم و اگر نبود كه ناچارم براي عيال خود چيزي باقي بگذارم، تمام آن را به تو مي بخشيدم.(35).
مقصود اين است كه ملاحظه مي شود حضرت علي ژ در عين حالي كه برادرش عقيل را در شدّت فقر و احتياج مي بيند به او وعده مي دهد، تا در موقع گرفتن نصيب خود از بيت المال آن را تقسيم كند و حاضر نيست به قيمت صدمه زدن به افراد تحت كفالتش تمامي آن را به برادرش ايثار نمايد.
اين در صورتي است كه ايثار موجب ضرر بر اعضاي خانواده باشد و اما اگر اين عمل لطمه اي بر آنان وارد نياورد و يا اين كه از جاي ديگري به زودي جبران شود و يا خود آنها پيشنهاد اين كار را بدهند و بدان اقدام نمايند، آن چنان كه در قضيه اطعام به مسكين و يتيم و اسير از ناحيه خاندان عصمت ه پيش آمد، نه تنها اين عمل حرام و مذموم نيست؛ بلكه اين خود از بهترين صفات كمال به حساب مي آيد و بنا به فرموده حضرت صادق ژ:.
وَهِىَ جِارِيَة فِى كُلِّ مُؤْمِنٍ فَعَلَ ذلِكَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ؛(36) اين آيات مدح ايثار اهل بيت ه در سوره (هل اتى) (گرچه در شأن اهل بيت عصمت است) در حقّ هر مؤمني كه اين رويّه را در پيش بگيرد و عمل كند جاري و صادق است.
اين كه حضرت علي ژ در قضيّه درخواست برادرش عقيل حاضر به ايثار او برخانواده اش نيست، ولي اهل بيت عصمت و طهارت در قضيّه اطعام ايثار نمودند، از آن روست كه حضرت در آن قضيّه خود را مسؤول تأمين خانواده و محافظت آنان از تلف شدن و صدمه خوردن مي داند. در صورتي كه اگر خود آنها بدين كار اقدام كنند و سير كردن شكم گرسنه اي را بر اشباع خويش براي خدا مقدم بدارند، كاري است كه خود اختيار كرده اند و آن حضرت براي خود در اين جهت مسؤوليتي نمي بيند. گذشته از آن، در عصر حكومت امام ژ يك فرد معمولي به جاي فاطمه زهرا در خانه آن حضرت بوده است و او آن آمادگي براي ايثار را - آن گونه كه حضرت فاطمه دارا بود - در خود نداشته است.
ايثار ديگري بر خويش.
امّا در مورد ايثار ديگري بر خود ممكن است گفته شود، چنانچه بخواهد ثروت و يا منفعتي از خارج بر انسان وارد شود و او ملاحظه كند ديگري نيز همان گونه محتاج و يا از او نيازمندتر است، در اين صورت مقدّم داشتن آن ديگري و بر گرداندن آن منفعت به سوي او عملي نيك و پسنديده است و مواردي از شأن نزول آيه شريفه ايثار شاهد بر اين مدعاست‏(37) اضافه بر اين كه، اين امر مطابق موازين عقل و انصاف نيز هست.
امّا اگر بنا باشد انسان تنها موجودي خويش را به ديگري بدهد، بايد حساب كند كه بعد از بذل آن گرفتار چه وضعيتي خواهد شد؛ چنانچه ببيند اين كار باعث مي شود تا او نتواند به وظايف ديگرش قيام كند و از همه چيز ساقط و درمانده شده و به زودي نيز جبران نمي شود، نبايد دست بدين عمل بزند. همان گونه كه خداوند پس از آن كه پيامبر گرامي اش به جهت بخشيدن پيراهن خود نتوانست به مسجد برود و نماز بگذارد و در نتيجه مورد سرزنش كفّار قرار گرفت‏(38) بدو دستور داد: نبايد از انفاق نمودن بخل ورزيد و نيز نبايد در كمك مالي به ديگران زياده روي نمود. و چنين انفاقي اگر موجب شود وظيفه واجبي از انسان بر زمين بماند حرام است وگرنه اشكال شرعي نداشته و محكوم به حرمت نيست. بر اين اساس رسول گرامي ْ در اين قضيّه مرتكب خلافي نشده بود.
در حقيقت نهي در آيه شريفه (وَلا تَبْسُطْهِا كُلَّ الْبَسْطِ)(39) نهيي كه در بردارنده امري حرام و يا حتّي مكروه باشد نيست. به اصطلاح فقهي اين نهي مولوي نبوده، بلكه ارشاد است به اين كه اگر چنين كني مورد سرزنش نااهلان و ناپاكان قرار خواهي گرفت.(40) امّا اگر صدمه اي كه از اين عمل مي بيند به حدّ درماندگي و سقوط كامل نرسد؛ بلكه مقداري كه بتواند با آن به زندگي ادامه داده و از آبرو و حيثيت خود تا حدودي محافظت نمايد، براي او باقي بماند و يا به زودي از جاي ديگري جبران شود، در اين صورت اگر ايثار كند بهتر است.
در روايت معتبري (سماعة بن مهران) مي گويد: از امام صادق ژ پرسيدم:.
شخصي بيش از آزوقه يك روز خود را ندارد، آيا وظيفه دارد به كسي كه همين مقدار را هم ندارد كمك نمايد و يا كسي روزي يك ماه خود را دارد، آيا لازم است به آن كس كه كمتر از آن را داراست، انفاق نمايد و همچنين شخصي آزوقه سال خود را دارد، در مورد فردي كه از آن برخوردار نيست، چه وظيفه اي دارد؛ يا بايد مقداري از آن را به ديگري بذل كند يا اين كه تمام اين موارد (حدّ كفاف) است و در اين صورت عدم انفاق اشكالي ندارد.
حضرت فرمودند: اين جا دو موضوع است: يكي امساك از انفاق مالي كه براي خود انسان ضروري است؛ و ديگري ايثار مقداري از آن.
بهترين شما در اين ميان حريص ترين و راغب ترين شما به ايثار و فضل خداوندي است؛ زيرا مي فرمايد: (ويُؤْثِرُونَ عَلي اَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصِاصَة.)(41) و امّا ترك ايثار از جهت اين كه آن مال در حدّ كفاف است و نه بيشتر از آن، كاري ناپسنديده نيست و همواره دستِ دهنده بهتر از گيرنده است.(42) مالت را به مصرف كساني برسان كه عيال تو هستند و نگاهشان به دست توست.(43).
در اين روايت با صراحت امام ژ گروه ايثارگر را كه مقداري از مايحتاج خويش را به درمانده تر از خود انفاق مي كند، بر آن كس كه از دادن آن امساك مي كند ترجيح مي دهد؛ گرچه آن دومي هم در اين صورت مورد ملامت و مذمّت قرار نمي گيرد.
والحمد لله اوّلاً وآخراً.
پاورقي :
1. انعام (6)، آيه 141.
2. مجمع البيان، ج‏4، ص‏375.
3. فرقان (25) آيه 67 مرحوم طبرسي - قدس سره - در تفسير اين آيه مي نويسد:.
اسراف: تجاوز از حدّ است در انفاق. اقتار: كم روي در مورد آنچه بايد باشد. قوام: آنچه تو را به پا مي دارد و بي نياز مي كند. گفته شده: قوام - به فتح قاف - حدّ ميانه و پايداري است و قوام - به كسر قاف - آن چيزي است كه پايه استقرار و بر پايي امري باشد.
4. اسراء (17) آيه 29.
5. مجمع البيان، ج‏6، ص‏411.
6. الميزان، ج‏13، ص‏105.
7. وسائل الشيعه، ج‏6، باب 16 از ابواب زكاة غلاّت،.
8. الميزان، ج‏13، ص‏105.
9. وسائل الشيعه، ج‏6، باب 16، ابواب زكاة الغلاّت، ص‏139.
10. همان، ج‏6، باب 23 از ابواب الصدقة، ص‏293.
11. همان، ج‏4، باب 50 از ابواب الدعاء.
12. همان، ج‏6، باب 23 از ابواب الصّدقة، ص‏293.
13. همان، ج‏4، باب 50، از ابواب الدّعاء، حديث 7.
14. همان، حديث‏2.
15. همان جا، حديث 1.
16. همان جا، حديث 3.
17. تحف العقول، ص‏259.
18. شاهد اين احتمال روايت معتبري است كه امام صادق ژ بعد از آن كه سه نفر نيازمند در سه نوبت متوالي به حضور حضرت رسيدند و ايشان به هر يك از آنان كمك فرمود وقتي چهارمي آمد حضرت به او عطايي نكردند و فرمودند: در نزد من مالي بود تا به او هم كمك كنم، ولي ترسيدم از آن دسته اي باشم كه خداوند دعايشان را مستجاب نمي فرمايد. يكي از آنها انساني است كه خداوند ثروتي به او داده (فَأنْفَقَهُ فى غَيْرِ حَقِّهِ (وسائل الشيعه، ج‏4، باب 50، ابواب الدعاء، حديث 1).
ملاحظه مي شود حضرت كمك مالي درمرحله چهارم را انفاق در غير مسير واقعي آن مي داند، در صورتي كه كمك به انسان محتاج از بهترين و خداپسندانه ترين انفاق هاست و اين به جهت همان پيامدهايي است كه براي خود و خانواده انفاق كننده دارد.
19. آيه كريمه؛ وَمِنَ النّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغِاءَ مَرْضِاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَءُوف بِالْعِبِادِ؛ و از مردم كسي است كه مي فروشد جان خود را براي كسب رضايت خداوند و خدا با بندگانش رؤوف و مهربان است. در همين مورد و در شأن آن حضرت نازل شد. (بقره (2) آيه 207).
20. آل عمران (3) آيه 92.
21. حشر (59) آيه 9.
22. ر ك: مجمع البيان، ج‏9، ص‏260.
23. ر.ك: وسائل الشيعه، ج‏6، باب 27 و 28 از ابواب الصدقة.
24. وسائل الشيعة، ج‏6، باب 28 از ابواب الصدقة ، باب 28، حديث 1.
25. ر.ك: مجمع البيان، ج‏10، ص‏404 ديلمى، ارشاد القلوب، ص 223.
26. عوائد الأيّام، ص‏220.
27. تحف العقول، ص‏258.
28. ر.ك: وسائل الشيعه، ج‏6، باب 27 و 28 از ابواب صدقة.
29. تحف العقول، ص‏258.
30. همان جا.
31. ر ك: وسائل الشيعه، ج‏6، باب 27 و 28 از ابواب صدقه.
32. ر ك: ارشاد القلوب، ص‏223.
33. مگر اين كه ديگري درمعرض تلف باشد و افراد تحت تكفّل او از وضع بهتري برخوردار باشند.
34. به ويژه همسر كه نفقه او به عنوان (دَين) بر شوهرش واجب است؛ يعني در وجوب آن احتياج زن شرط نيست، به خلاف ساير واجب النفقه ها: مثل اولاد و والدين كه وجوب نفقه آنها مشروط به نيازمندي آنان است. جواهر الكلام، ج‏31، ص‏365.
35. دراسات في ولاية الفقيه، ج‏2، ص‏681.
36. مجمع البيان، ج‏10، ص‏405.
37. ر.ك: مجمع البيان، ذيل انفال (8) آيه 9.
38. علامه طباطبايى، الميزان، ج‏13، ص‏105.
39. يعني دست خود را (در انفاق) تا نهايت باز نكن.
40. (فتقعد ملوماً محسوراً). در واقع اين نهي در مقام توهم امر است؛ يعني اين عمل نه تنها واجب، بلكه مستحب هم نيست، تا اين كه براي به دست آوردن آن، تحمل عواقب و پيامدهاي عمل آسان و گوارا باشد.
41. آن مؤمنين (انصار) مهاجران نيازمند را بر خودشان مقدم مي دارند، گرچه خود گرفتار تنگدستي باشند.
42. احتمال دارد مقصود حضرت اين باشد كه: رعايت اين امر، يعني ترك ايثار باعث مي شود، محتاج ديگران نشده و دست گيرنده نداشته باشى. همچنان كه ممكن است مقصود تأكيد افضليّت ايثارباشد.
43. وسائل الشيعه، ج‏6، باب 28، از ابواب صدقه، حديث 5.

 

چهارشنبه 28 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

و خداوند بندگان اسراف كننده را دوست نمي دارد

بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد.  سوره اعراف آیه 31
نقل شده است که امام صادق (ع) مشاهده کرد سیبی را نیم خورده از خانه بیرون انداخته اند خشمگین شد و فرمود : اگر شما سیر هستید خیلی از مردم گرسنه اند خوب بود آنرا به نیازمندی می دادید.  مجموعه الاخبار باب 171 حدیث 4
امام صادق (ع) : انسان مومن اسراف و زیاده روی نمی کند بلکه میانه روی را پیشه خود میسازد.( انسان مومن اسراف نمیکند )  مجموعه الاخبار باب 30 حدیث 1
امام صادق (ع) : کسی که آبی را از نهر فرات ( گوارا) برای خوردن بردارد و بعد از نوشیدن زیادی آنرا بیرون بریزد اسراف کرده است. مجموعه الاخبار باب 171 حدیث 3
امام صادق (ع) : اسراف آنست که انسان مالش را از بین ببرد و به بدنش صدمه بزند ( مانند سیگار کشیدن زیرا انسان با سیگار کشیدن هم پول خود را از بین برده و هم به بدنش ضرر رسانده )  مجموعه الاخبار باب 171 حدیث 1
امام صادق (ع) فرمودند : کمترین درجه اسراف عبارتند است از :
1.دور ریختن آبیکه از آشامیدن اضافه آمده است. ( یعنی آبیکه برای خوردن است اگر اضافه آمد دور نریزیم اگر دور بریزیم اسراف کرده ایم. )
2.اینکه لباس کار و لباس بیرونی یکی باشد. ( یعنی لباس کار و لباسی که برای میهمانی و بیرون رفتن از خانه استفاده میشود یکی نباشد و با هم فرق کند. برای مثال : لباس میهمانی را در موقع کار نباید بپوشیم. )
3.دور انداختن هسته خرما پس از خوردن خرما ( چون از هسته خرما ماده غذایی برای شتران تهیه میشد. ) وسائل الشیعه جلد 3 باب 28 صفحه 384
 

چهارشنبه 28 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

تجربه 7 كشور جهان درباره هدفمند كردن يارانه ها

:قيمت هاي پايين سوخت باعث ناكارآيي در مصرف سوخت مي شود. بنابراين براي محافظت از فقرا در مقابل قيمت هاي فزاينده محصولات نفتي، اعطاي يارانه هاي همگاني انرژي معقول و مقرون به صرفه نيست زيرا اين گونه يارانه ها به ناچار دچار نشت اساسي منافع به سمت اغنياي جامعه مي شوند. بنابراين هدف گيري يارانه ها و اصلاح قيمت حامل هاي انرژي و ساير كالاهاي يارانه اي ضروري است.

نتايج بررسي تجربه 9 كشور در هدفمند كردن يارانه ها نشان مي دهد كه حذف يارانه ها به صورت دفعي و عمومي آثار زيان باري به جاي مي گذارد، لذا بايد اين كار به صورت تدريجي ومرحله اي صورت گيرد، هم چنين بررسي تجربه اين كشورها نشان مي دهد كه هر يك از آن ها متناسب با شرايط خاص خود روش و يا تركيبي از شيوه هاي مختلف را براي هدفمندسازي يارانه ها مورد استفاده قرار داده اند. وزارت رفاه و تامين اجتماعي در گزارشي با عنوان «هدفمندسازي يارانه ها، تجربه كشورها» به بررسي تجربه 9 كشور لهستان، بلغارستان، اندونزي، چين، تركيه، الجزاير، مصر، تونس و يمن پرداخت كه تجارب برخي كشورها مورد اشاره قرار گرفته است.

اصلاح نظام يارانه ها در جهان از سال 1980 كليد خورد
دفتر يارانه هاي معاونت هدفمند كردن يارانه ها و رفاه اجتماعي وزارت رفاه و تامين اجتماعي در گزارش خود آورده است: در دهه 1980 به دنبال بحران بدهي ها و ركود جهاني و تقابل تجربه كشورهاي شرق آسيا، آمريكاي لاتين، جنوب آسيا و صحراي آفريقا، تاكيد راهبردهاي توسعه به سمت بهبود مديريت اقتصاد و پذيرفتن نقش بيشتر نيروهاي بازار تغيير كرد كه در چارچوب اين رويكرد جديد اكثر كشورها نسبت به اصلاحات در برنامه يارانه ها اقدام كردند.

لهستان تورم 2 هزار درصدي را به 35 درصد كاهش داد
هدفمندسازي يارانه انرژي در لهستان بخشي از برنامه اصلاحات اقتصادي را پس از فروپاشي نظام سوسياليستي تشكيل مي داد كه موفق ترين برنامه در گروه كشورهاي بلوك شرق بود. براساس بسته مذكور، پرداخت يارانه صنايع به روش شوك درماني قطع شد. انضباط مالي دولت تحت كنترل شديد قرار گرفت، رشد تورمي دستمزدها متوقف شد و نرخ بهره افزايش يافت و برنامه خصوصي سازي به همراه آزادسازي قيمت ها اجرا شد. هم چنين قوانين تجارت خارجي به منظور تسهيل صادرات و جذب سرمايه گذاري خارجي اصلاح شد.آثار كوتاه مدت حاصل از اجراي برنامه مذكور كاهش 24 درصدي توليدات صنعتي و رشد 7.15درصدي بيكاري بود. در مقابل نرخ تورم كه در اواخر سال 1989 به 2 هزار درصد رسيده بود در سال 1992 به 35 درصد كاهش يافت.با تقويت بخش خصوصي، به تدريج آثار اوليه رفع و اين بخش به موتور محرك اقتصاد تبديل شد و با ايجاد 500 هزار فرصت شغلي توسط اين بخش در سال 1992 نرخ بيكاري كشور كاهش قابل توجهي يافت.

آزادسازي قيمت برق در بلغارستان طي 3 سال و ايجاد سيستم دوگانه قيمت گذاري
كشور بلغارستان قبل از ايجاد اصلاحات اقتصادي براي حمايت از خانوارهاي كم درآمد و توليدكنندگان از بخش انرژي به شدت حمايت مي كرد. با شروع برنامه هاي آزادسازي اقتصادي، به منظور كاهش بدهي هاي عمومي و افزايش سرمايه گذاري، حمايت ها در اين بخش كاهش يافت و اكنون خانوارها تنها استفاده كنندگان منافع حاصل از يارانه هاي انرژي اند. هزينه هاي يارانه هاي برق مصرفي خانوارها از مصرف كنندگان غيرخانواري تامين مي شود.

هزينه 36 ميليارد دلاري اندونزي براي يارانه انرژي
دولت اندونزي از اختصاص يارانه مستقيم به فرآورده هاي نفتي براي حمايت از اقشار كم درآمد و خانوارهاي فقير استفاده مي كند. درنتيجه فرآورده هاي نفتي در اندونزي كمترين قيمت را در مقايسه با كشورهاي آسياي جنوب شرقي دارد. اين يارانه ها بيش از 10 درصد بودجه دولت را به خود اختصاص داده و سبب زيان هاي اقتصادي، زيست محيطي و اجتماعي شده است. بازنگري دولت در پرداخت يارانه به فرآورده هاي نفتي باعث افزايش درآمدهاي ارزي و كاهش آسيب هاي زيست محيطي مي شود. در سال 2002 هزينه خالص اقتصادي پرداخت يارانه به نفت سفيد، گازوئيل خودرو، گازوئيل صنعتي، بنزين و نفت كوره سنگين تقريبا به 4 ميليارد دلار رسيده بود. براساس برنامه ريزي سال هاي 2000 تا 2005 دولت اندونزي 36 ميليارد دلار صرف يارانه هاي نفتي كرده است. ضمنا ارزش درآمدهاي ارزي از دست رفته به سبب كاهش صادرات 16 ميليارد دلار بوده است.

طرح چين براي آزادسازي قيمت انرژي ظرف 10 سال
پرداخت يارانه توسط دولت چين در بخش انرژي از قدمت زيادي برخوردار است. به طوري كه كنترل قيمت هاي انرژي و پرداخت بهاي ناچيزي از آن توسط مصرف كنندگان خسارات جبران ناپذيري را به اين بخش واردكرده است. با اين حال، اگرچه طي سال هاي اخير سيستم قيمت گذاري حامل هاي انرژي تا حدي متحول شده و تلاش مي شود كه آثار تغييرات و دگرگوني هاي حادث شده در بازارهاي بين المللي نيز در آن لحاظ شود، هنوز قيمت اغلب سوخت ها در چين از طريق دستورالعمل ها و بخشنامه ها اعلام مي شود. بنابراين چشم انداز آزادسازي بخش انرژي با اين فرض درنظر گرفته مي شود كه دولت به تدريج پرداخت يارانه ها را در اين بخش و طي 10 سال از 2000 تا 2010 حذف خواهد كرد. به عبارت ديگر تا سال 2010 قيمت انواع حامل هاي انرژي تابعي از هزينه اقتصادي عرضه آن خواهد بود و از شرايط بازارهاي بين المللي انرژي در نقاط مختلف جهان پيروي خواهد كرد.

تركيه آزادسازي قيمت انرژي را با خصوصي سازي توام كرد
تركيه در سال 2001 در يك بسته سياستي كلان شامل معرفي نظام نرخ ارز شناور، كاهش كسري بودجه دولت و استقلال بانك مركزي، برنامه اصلاح بازارهاي مالي، مخابرات و انرژي را با پشتيباني همه جانبه صندوق بين المللي پول و بانك جهاني به روش خصوصي سازي نهادهاي عمده دولتي اعلام كرد. برنامه خصوصي سازي بازار انرژي با آزادسازي آغاز شد. در اين زمينه قانون بازار برق در سال 2001 به تصويب مجلس رسيد و براساس آن نهاد تهيه مقررات مربوط به بازار انرژي تاسيس شد. در سال 2004 شوراي عالي برنامه ريزي، استراتژي اصلاح بخش برق را تصويب كرد. قانون بازار برق تركيه از سال 2001 به اجرا درآمد برآن اساس بازار آزاد براي توليد و توزيع برق ايجاد شد. طبق قانون مذكور، شركت دولتي كه هر 3 بخش توليد، توزيع و انتقال برق را برعهده داشت به تفكيك حوزه هاي توليد و بازرگاني در اختيار بخش خصوصي قرار داده شد.

تجربه هدفمند سازي يارانه موادغذايي در 4 كشور
باعنايت به نقش بسيار مهم موادغذايي در زندگي روزمره مردم و پرداخت يارانه قابل توجه به آن ها در كشور، در اين قسمت تجربه كشورهاي منتخب در اين زمينه بررسي مي شود تا بتوان در سياست گذاري در زمينه يارانه اين كالاها از اين تجربيات سود جست.

سهم 3 برابري اغنيا در الجزاير از يارانه ها نسبت به فقرا
از سال 1973 تا 1996 يارانه هاي مصرفي عمومي موادغذايي به عنوان يكي از محورهاي اصلي سيستم حمايت اجتماعي الجزاير به شمار مي آمد. يارانه ها در اين كشور به 2 شكل آشكار ( از طريق انعكاس مستقيم در بودجه) و ضمني (از طريق نرخ هاي ارز ترجيحي و قيمت هاي ثابت و حاشيه هاي سود) بودند.در سال 1991 يارانه موادغذايي در كشور الجزاير نزديك به 5درصد توليد خالص ملي و 17 درصد مخارج كل دولت را تشكيل مي داد. اين هزينه هاي بالا و فزاينده، بيانگر پوشش همگاني و درجه بالاي يارانه هر كالا بود.از طرف ديگر هدف گيري يارانه هاي موادغذايي به سمت فقرا بسيار ضعيف بود، به طوري كه در سال 1991 گروه هاي پايين درآمدي نسبت به گروه هاي بالاي درآمدي يارانه كمتري دريافت كردند.

حذف يك باره يارانه ها در مصر به علت تبعات اجتماعي متوقف شد
برنامه يارانه موادغذايي مصر از زمان جنگ جهاني دوم شروع شد. اين برنامه در ابتدا بر سهميه بندي سخت گيرانه كالاها با تضمين قابليت دسترسي به آن ها در سطح قيمت هاي پايين تر براي تمامي مصرف كنندگان تاكيد داشت. در سال 1941 يارانه هاي عمومي شامل روغن، شكر، چاي و نفت سفيد بود، اما باگذشت زمان فهرست كالاهاي يارانه اي افزايش يافت و در سال 1980 به 18 قلم كالا رسيد.باوجود پوشش همگاني، هزينه برنامه يارانه در طول دهه هاي 1950 و 1960 اندك بوده است. اما در طول دهه 1970 هزينه هاي مالي يارانه به ميزان قابل توجهي افزايش يافت. اين روند با رشد سريع جمعيت تشديد و با كاهش ارزش پول ملي وخيم تر شد. روند فزاينده هزينه هاي مالي يارانه تا آخر دهه 70 تداوم يافت و در سال 1980 نسبت اين هزينه ها به كل مخارج دولت به اوج خود رسيد. از آن سال به بعد اين روند آهنگ نزولي به خود گرفته است.با اوج گيري هزينه هاي مالي يارانه ها، برهم خوردن تعادل در سطح كلان اقتصادي و تشديد بدهي هاي خارجي در سال 1977 كشور مصر با حمايت صندوق بين المللي پول به اصلاح نظام يارانه ها اقدام كرد. اين اقدام با افزايش يك باره قيمت كالاهاي يارانه اي شروع شد. ولي باوجود تدابير انديشيده شده به علت تبعات اجتماعي، اين برنامه متوقف شد. لذا اين كشور به ناچار به اصلاح تدريجي نظام يارانه در طول دهه 1980 روي آورد.

جمع بندي و نتيجه گيري
دولت ها در كشورهاي در حال توسعه معمولا به كنترل قيمت ها متوسل مي شوند و اين امر را حداقل براي حمايت از شهروندان بي بضاعت خود انجام مي دهند. اين كشورها به روش هاي گوناگوني در بازارها دخالت مي كنند. به عنوان مثال در كشورهاي وارد كننده نفت برخي از دولت ها به كنترل مستقيم مقدار، نحوه توزيع و قيمت انرژي مي پردازند. برخي ديگر از كشورها اجازه مي دهند كه بخش خصوصي به صورت آزاد فرآورده هاي نفتي را وارد و توزيع كنند، ولي براي اين محصولات سقف قيمت تعيين مي كنند و دولت زيان حاصل از اين تعيين قيمت را براي بخش خصوصي جبران مي كند. در كشورهاي صادركننده نفت، دولت ها اغلب قيمت هاي داخلي را پايين تر از سطح قيمت جهاني تنظيم و يك هزينه فرصت به عرضه كنندگان اين فرآورده ها تحميل مي كنند. از طرف ديگر قيمت هاي يارانه اي سوخت اگر چه موجبات محبوبيت سياسي دولت ها را فراهم مي كند اما تبعات مهمي نيز دربردارد. براي دولت ها يارانه ممكن است باعث افزايش مخارج مستقيم دولتي نسبت به استفاده از آن در بخش توليد شود كه منجر به كاهش درآمدهاي حاصل از توليد داخلي مي شود. همچنين در بخش خانوارها قيمت هاي پايين سوخت باعث ناكارآيي در مصرف سوخت مي شود. بنابراين براي محافظت از فقرا در مقابل قيمت هاي فزاينده محصولات نفتي، اعطاي يارانه هاي همگاني انرژي معقول و مقرون به صرفه نيست زيرا اين گونه يارانه ها به ناچار دچار نشت اساسي منافع به سمت اغنياي جامعه مي شوند. بنابراين هدف گيري يارانه ها و اصلاح قيمت حامل هاي انرژي و ساير كالاهاي يارانه اي ضروري است؛ البته اين ضرورت زماني قابل اجرا خواهد بود كه براي حمايت از اقشار آسيب پذير اصلاح قيمت ها بايد با برنامه هاي حمايت هاي اجتماعي همراه شود. همچنين تجربه كشورها نشان مي دهد كه حذف يارانه ها به صورت دفعي و عمومي آثار زيان باري به جاي مي گذارد لذا بايد اين كار به صورت تدريجي و مرحله اي صورت گيرد. همچنين هر يك از اين كشورها متناسب با شرايط خاص خود روش خاص و يا تركيبي را از شيوه هاي مختلف براي هدفمندسازي يارانه ها مورد استفاده قرار داده اند؛ بنابراين سياست گذاران بايد متناسب با شرايط خاص كشور و تطبيق آن با كشورهاي مورد مطالعه، روش مناسب را براي هدفمندسازي يارانه ها اتخاذ كنند.
 

چهارشنبه 28 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

مؤلّفه‌ها و شاخصه‌هاى الگوى اقتصاد سياسى اسلام

نظريه اقتصاد سياسى اسلام به صورت يك قرائت از اقتصاد سياسي، مؤلّفه‌ها و شاخصه‌هاى مربوط به خود را دارد. تبيين اين نظريه، هم از نظر علمى ارزشمند است و هم از جهت سياستگذارى اهمّيت دارد.

چكيده
نظريه اقتصاد سياسى اسلام به صورت يك قرائت از اقتصاد سياسي، مؤلّفه‌ها و شاخصه‌هاى مربوط به خود را دارد. تبيين اين نظريه، هم از نظر علمى ارزشمند است و هم از جهت سياستگذارى اهمّيت دارد. اين مقاله در صدد است در قالب دو بخش اصلى به تحليل موضوع مذكور بپردازد. هدف عمده مقاله اين است كه به ترسيم الگويى در اين زمينه بپردازد. بخش اوّل، طرح موضوع و ملاحظات روش شناختى و تاريخى را مي‌پوشاند، و بخش دوم، عناصر كليدى اقتصاد سياسى مورد نظر اسلام را مورد اشاره قرار مي‌دهد.اين مقاله نشان مي‌دهد كه اقتصاد سياسى اسلام (دست كم در ظرفيت نظري) ضمن آن كه كارآمد است، اخلاق مدار نيز شمرده مي‌شود، با اين وصف، الگوى اقتصاد سياسى اسلام مي‌تواند با ديگر الگوهاى اقتصاد متعارف رقابت كند و با آن‌ها مورد مقايسه قرار گيرد.

بخش اوّل: طرح موضوع و ملاحظات روش شناختى و تاريخى
پيش از ورود به مباحث اصلى به تصحيح سوء تفاهمى در قالب ادبيات اقتصاد سياسى مي‌پردازيم؛ سپس پيش فرض كليدى را درباره اقتصاد اسلامى مورد تأكيد قرار مي‌دهيم. سوء تفاهم مورد نظر اين است كه اقتصاد سياسى نئوكلاسيك در ادبيات اقتصاد متعارف آن چنان سيطره يافته كه گويى نوعى انطباق كامل بين آن‌ها وجود دارد. اين سوء تفاهم در بسيارى از متون درسي، در گفته‌هاى اقتصاددانان حرفه‌اي، در محافل دانشگاهى مرتبط با رشته اقتصاد و ميان دانشجويان اين رشته نيز نمادى برجسته دارد؛ به گونه اى كه تعابير كلّى اقتصاد متعارف، اقتصاد سنّتي، اقتصاد سياسي، علوم اقتصادى و امثال آن نيز مترادف با نئوكلاسيك به كار مي‌رود. فقط برخى محافل و متونى كه به بحث تخصّصى موضوعاتى چون متدلوژى اقتصاد، معرفت شناسي، تاريخ عقايد و نظام‌هاى اقتصادى مي‌پردازند، حريم موضوع را تا حدودى حفظ مي‌كنند؛ زيرا در آن جا، اقتضاى دقّت تخصّصى اين است كه قرائت‌هاى گوناگون اقتصادى باز شناسى شوند. اين سوء تفاهم در ادبيات و محافل مرتبط با اقتصاد سياسى انگلوساكسوني[1] بسيار رايج است؛ ولى در كشورهاى اروپايى كم‌تر مطرح مي‌شود. در اين بخش، نشان داده مي‌شود كه نئوكلاسيك فقط يك قرائت از اقتصاد سياسى است و انطباق آن بر تمام پارادايم مورد بحث، خطايى خلط آميز و گمراه كننده است؛ امّا پيش فرض اساسى ما اين است كه اقتصاد سياسى اسلام نيز يك قرائت ويژه در قالب مجموعه قرائت‌هاى اقتصاد سياسى و اقتصاد متعارف است. به عبارت كلّي‌تر، اقتصاد متعارف يا اقتصاد سياسي، توليد علمى شخص، گروه يا مكتب خاصّى است؛ بلكه محصول انديشه انسان در طول تاريخ است. هر گروه يا فرد يا مكتب ، يك قرائت (يا حتّى بخش هايى از يك قرائت) آن را شكل داده‌اند. مطالب را در قالب دو زير بخش پى مي‌گيريم.

أ. ريشه‌ها و انديشه‌هاى اقتصاد سياسى از آغاز تا قرن 16 ميلادي
اقتصاد سياسى در حال حاضر به صورت دستگاه تجزيه و تحليل بسيار قدرتمندى در آمده است كه به بررسى امور علمى وعملى اقتصاد و عرصه‌هاى مرتبط با آن مي‌پردازد. اين رشته با وجودى كه قابليت تحليل مسائل اقتصادى انديشه‌ها و اوضاع و احوال گوناگون مرتبط با آن‌ها را دارا است، جهانشمول نيست. با وجودى كه كلاسيك‌ها و به ويژه آدام اسميت را بنيان گذار اقتصاد سياسى مي‌دانند، هم ريشه‌ها و هم روند تكاملى اين نظريه به مكتب كلاسيك و شخص آدام اسميت اختصاص ندارد؛ زيرا ميان خود كلاسيك‌ها دست كم نقش ريكاردو ، مالتوس، بنتام و استوارت ميل در تكامل اين رشته بسيار كليدى است. همچنين متفكّرانى از مكاتب سوداگرايي(مركانتيليست ها)، و طبيعيون(فيزيوكرات ها) پيش از كلاسيك‌ها در شكل‌گيرى اين رشته نقش داشته‌اند. مهم‌تر از آن، ردّ پاى افكار اقتصادى و سياسى قرون وسطا و حتّى يونانيان و روميان قبل از ميلاد در تدوين اقتصاد سياسى بارز است. جالب‌تر آن كه زمينه شكل‌گيرى برخى از ابعاد اقتصاد سياسى به زمان شكوفايى تمدّن‌هاى مشرق زمين (پيش از تمدّن يونان باستان) پيوند دارد. اين در حالى است كه اسناد تاريخي، واژه اقتصاد را به "اكونوموس " يونانى برمي‌گردانند كه به معناى تدبير منزل است؛ امّا عناصرى از اين رشته قرن‌ها قبل از آن در مشرق زمين مطرح بوده است. در تمدّن سومريان (3600 قبل از ميلاد)، بحث از نظارت بر كاركرد بازار، حفظ حقوق مالكيت و توجّه به امنيت اقتصادى مطرح بوده است. همزمان با سومر در مصر قديم،گفت‌و‌گوهايى درباره وضع ماليات ده درصدى بر زمين و نرخ بهره پانزده درصد(بر وام ها) رايج بوده است. در قانون حمورايى كه به تمدّن بابلى مربوط مي‌شود، دست كم از 2000 سال قبل از ميلاد، از عدالت اقتصادى ونقش رفاه و نوع دوستى و انضباط اقتصادى و سياسى سخن رفته است (Harper, 1904 3-7). وجود خصلت حسابگرى اقتصادى قوم يهود به رهبرى حضرت موسى به 1200 سال قبل ازميلاد مي‌رسد و اين در حالى است كه شكل گيرى عنصر حسابگرى را رهاورد اقتصاد سياسى كلاسيك بيان مي‌دارند. سخت كوشى خانواده يهودى و انظباط اجتماعى در شامّات، پايه اقتصاد سياسى مصر و فلسطين قديم شمرده مي‌شده است (Roll, 1992: 9-14).

انضباط اقتصادى در تمدّن ايران قديم و وجود رفاه و رضايت عمومى از برخى كاركردهاى دولت هخامنشيان (به ويژه زمان حاكميت كورش) گزارش شده است. اهمّيت نظارت بر بازار از هند قديم، گزارش شده است. همچنين بحث نظام مالياتى كارآمد، بحث تقسيم كار، صداقت در معامله و كم مصرفي، از اصول اقتصاد سياسى چين قديم(به ويژه زمان كنفسيوس) است. يانك چو از متفكّران چيني، قرن‌ها قبل از ميلاد هدف زندگى را كسب حدّاكثر لذّت مي‌داند و اين تقريباً همان عنصرمحورى اقتصاد سياسى قرن 18 كلاسيك و قرن 19 نئوكلاسيك است. بحث دخالت يا عدم دخالت دولت در اقتصاد، مولّد دانستن كشاورزى و غير مولّد دانستن بخش بازرگاني، توجّه به انضباط مالي، مالكيت خصوصى و موارد مشابه از ريشه‌هاى اقتصاد سياسى مدرن است كه در شرق باستان مطرح بوده است.

افكار يونان و روم باستان نيز پرتوهايى از اقتصاد سياسى را منعكس مي‌كند.بحث ازعدالت مالياتى در زمان سولون(600 سال قبل از ميلاد)، تصوير پيوند كارايى اقتصادى و رعايت قوانين، توجّه به نقش دولت در گسترش بازرگانى خارجي، ادّعاى تحويل همه علوم (از جمله اقتصاد) به زبان رياضيات در زمان فيثاغورث، توجّه به كارايى بردگان، ترويج فردگرايى در اقتصاد و سياست، پيوند فلسفه، سياست و اقتصاد، ديدگاه مادّي‌گرايانه و لذّت‌گرايانه اپيكور، فلسفه لذّت و درد هزويد، تأكيد بر مسأله كميابي، توجّه به اقتصاد رفتارگرايانه ذي‌مقراطيس، تأكيد سقراط بر تقدّم حكمت بر نفع شخصي، توجّه افلاطون و ارسطو به عدالت اقتصادي، تقسيم كار وحرمت و مذّمت ربا، تأثير منفى جنگ بر سرمايه گذاري(در نظر گزنفون)، تقدّم اهداف اقتصادى بر ابزارآن، هماهنگى اقتصاد و سياست، عقيم بودن پول و موارد مشابه، از ويژگي‌هاى قرائت اقتصاد سياسى يونان قديم است (ارسطاطاليس، 1368). سخت‌گيرى بيش از حد در مقرّرات مالى و همراهى نوعى تقّدس دينى با انديشه اقتصادي، دو نرخى شدن بهره (شرعى و غيرشرعي)، ترجيح تكنولوژى كار برجهت مبارزه با بيكارى وتوجّه بيش‌تر به تجارت كالاها و خدمات را نيز مي‌توان از جمله ويژ گي‌هاى اقتصاد سياسى روم قديم برشمرد (Botwford, 1926:71). همچنين فقه و حقوق روم باستان بر تحليل اقتصادى مورد تأكيد صاحب‌نظران اقتصاد سياسى مدرن موثّر واقع شده است. (شومپيتر، 1375: 91).

پارادايم مسيحى و اسلامي
در قرون وسطا نيز پارادايم‌هاى ديگرى از اقتصاد سياسى شكل گرفته است كه به طور نمونه پارادايم مدرسى و پارادايم صدر اسلام را مي‌توان ذكر كرد. به طور معمول دوره هزارساله‌اى كه تقريباً بين قرن 5 تا 15 ميلادى قرارمى گيرد را قرون وسطا مي‌نامند. در اين دوره، با وجود گسست‌هاى انديشه‌اى زياد، زمينه برخى افكار و مكاتب اقتصادى نيز شكل گرفته است. عناصرى از افكار قديس آگوستين ومدرسي‌ها، از مسيحيت و افكار صدر اسلام، انديشه متفكّرانى چون فارابي، ابن خلدون و امثال آن، برخى از ديگر ابعاد اقتصاد سياسى را منعكس ساخته اند. آگوستين (354-430) از عالمان مسيحي، فساد سياسى و فساد اخلاقى را عامل سقوط تمدّن رومى برمي‌شمارد. او سازگارى معنا دارى بين دين و اقتصاد ترسيم مي‌كند. رعايت عدالت در مبادله‌هاى اقتصادي، پيوند دادن قيمت عادلانه به هزينه توليد و نياز مصرف كننده، توجّه كم‌تر به منافع شخصى مادّى و پيوند دادن مشروعيت مالكيت به كار از عناصر اصلى اقتصاد سياسى وى و برخى ديگر از سران مسيحى است (Diehl, 1923: 767). در اقتصاد سياسى قرون وسطا، عناصرفقه رومي، فقه يهودى ، شريعت مسيحى و انديشه فلسفى ارسطو نقش اساسى داشته اند. شومپيتر، صاحب‌نظر مشهور اقتصادي، به تأثير گذارى اين عوامل بر تحليل اقتصادى نيز اذعان كرده است (Schumpeter,1959:70). نگرش و روش قياسى ويژه اى برتحليل اقتصاد سياسى مدرسى حاكم بود كه توماس آكوئيناس(1225-1274)، آن را به تكامل بيش‌ترى رساند. توجّه به مسأله كميابى و عدالت در معامله در اين اقتصاد بسيار كارساز بود. دريافت بهره از پول قرض داده شده چون با كار همراه نبود، حرام تلقّى مي‌شد. دخالت دولت در اقتصاد (به ويژه در تعيين سقف قيمت يا كف قيمت) از ديگرعناصر اقتصاد سياسى مدرسي‌ها شمرده مي‌شد.

در مقابل پارادايم مسيحى از اقتصاد سياسي، پارادايم اوّليه اقتصاد اسلامى نيز در قرون وسطا مطرح شده است. پيامبر اسلام با تأكيد برعدالت، صداقت، وفا به عهد، دورى از حيله و رشوه و ربا و برنامه ريزى براى رفع فقر و امثال آن، به اداره امور نخستين كشور اسلامى پرداخت. برخى دانشمندان اسلامى عقيده دارند كه درصدر اسلام، نظام اقتصاد پاسخگو طرّاحى شد؛ ولى پس از گذشت دوران صدر اسلام، انحراف‌هايى در آن پديد آمد كه باعث شد نظام اقتصادى مذكور كم كم از صحنه فكر و عمل پاك شود يا قرائت‌هاى ناكارآمد و ناقصى از آن تداوم يابد (دادگر، 1379: 86 - 87). جالب توجّه است كه حتّى برخى از منتقدان اقتصاد اسلامى عقيده دارند، كه با وجود وقوع انحراف‌هاى پيش گفته كاركرد نظام اقتصادى اسلام در گستره تمدّن اوّليه اسلامي، توفيق آميز و قابل رقابت با نظام‌هاى اقتصادى اروپاى آن عصر بوده است. نهى از كم كارى و بيكاري، تشويق به فعّاليعت‌هاى مولّدى چون كشاورزي، صنعتى و تجاري، ممنوعيت فعّاليت سفته بازى صرف، توجّه به حقوق مصرف كننده، وجود انضباط مالى در هزينه‌هاى دولتى از جمله خصوصيات اقتصاد سياسى اسلام در قرون وسطا است (كوران، 1375). فارابي، ابن خلدون، امّام محّمد غزالي، خواجه نصير طوسي، شيخ مفيد و كندي، از متفكّران مسلمان قرون وسطا مي‌باشند كه نقطه نظرهاى اقتصادى داشته اند. فارابى عقيده دارد كه يك وظيفه عمده دولت اسلامى برپايى عدالت اقتصادى است. امام محمّد غزالى براى سطح و ميزان مصرف متعادل، الگوى خاصّى را معرّفى مي‌كند و ابن خلدون درباره دخالت دولت و بازار در اقتصاد، تنظيم ماليات بهينه، چگونگى توسعه اقتصادي، چگونگى قيمت‌گذارى كالاها وخدمات و موارد ديگر، ديدگاه‌هاى مشخّصى ارائه كرده است. وى آن ميزان دخالت دولت در اقتصاد را كه باعث دلسردى بخش خصوصى مي‌شود، مخرّب مي‌داند. در نظر او، گسترش هزينه‌هاى تشريفاتى دولت، حركتى ضّد توسعه شمرده مي‌شود و افزايش ماليات بيش از حد معيّنى را سبب كاهش درآمد دولت مي‌داند (مقدّمه ابن خلدون). در عين حال، چندين قرن پيش از ابن خلدون، حضرت عليعليه‌السلام در نامه به مالك اشتر، و نامه به فرزندش امّام حسنعليه‌السلام، مضمون‌هاى مذكور را گوشزد كرده است. توجّه به تجارب گذشته، معيّن كردن وظيفه كارمندان، رعايت عدالت و انصاف، تلاش براى نگهدارى رضايت شهروندان، نظارت بر كار دولتمردان، توجّه به مصلحت ماليات دهندگان، استفاده از ماليات براى گسترش رفاه و توسعه، توجّه به صنعتگران، منع احتكار و نظاير آن، (در بيان امّام) عناصر ديگرى از پارادايم اقتصاد سياسى صدر اسلام را منعكس مي‌سازد (صبحي، 1975: 391 -445). ملاحظه مي‌شود كه در اديان مسيحيت واسلام نيز آموزه‌هايى وجود دارد كه در ترسيم پايه‌هاى اقتصاد سياسى متعارف نقش داشته‌اند.

ب. اقتصاد سياسى از قرن 16 تا كنون
مقطع قرن 16 ميلادى از اين نظر مطلع تاريخ اقتصادى قرار مي‌گيرد كه مشهور است در آن نخستين مكتب رسمى اقتصاد سياسى مدوّن شده و آن مكتب سوداگرايى (يا مركانتيليسم) است. يكى از ويژگي‌هاى اين عصر، همراهى آن با رنسانس است كه در آن در مقايسه با قرون وسطا تحوّلاتى رخ داده است. از نظر اقتصاد سياسي، يكى از اين تحوّلات، كنار رفتن نظام فئوداليسم ، آغاز نوعى زندگى مدرن شهرى و فراهم شدن زمينه‌هاى نظام اقتصاد سرمايه دارى است. در كنار اين‌ها شكل گيري، دولت - ملّت‌ها، حضور بيش‌تر دولت‌ها در صحنه‌هاى اقتصادى و سياسى و آغاز نوعى سرمايه‌دارى تجارى قابل توجّه است؛ امّا اقتصاد سياسى سوداگرايى را مي‌توان در دو قسمت اوّليه و ثانويه مطرح ساخت. نوعى انديشه ايستا بر صاحب‌نظران اوّليه حاكم بود؛ به گونه‌اى كه آن‌ها منشأ ثروت را صرفاً انباشت فلزات قيمتى (به ويژه طلا و نقره) مي‌دانستند. به عبارت ديگر، گويى در نظر آن‌ها ثروت و سرمايه با پول مترادف بود. آن‌ها همچنين دخالت هر چه بيش‌تر دولت در گسترش ثروت ملّى را خواهان بودند. صادرات كالاها آزاد، و صادرات طلا و نقره ممنوع، ولى واردات آن‌ها مورد تشويق شديد بود. همچنين دولت مشي‌حمايت‌گرايانه براى محصولات داخلى داشت. پيامد مهّم اقتصاد سياسى سوداگرايان اوّليه، گسترش روحيه ملّى گرايي(در مواردى به صورتى افراطي) و گسترش جنگ بين كشورها به سبب حفظ ثروت بيش‌تر است (شومپيتر، 1375: 421 ـ 471)؛ امّا در اقتصاد سياسى سوداگرايان ثانويه در بسيارى از مسائل(در مقايسه با اوّليه) اصلاحاتى صورت گرفت؛ براى مثال، از شدّت عقيده به دخالت دولت در اقتصاد كاسته شد؛ حضور بازار و بخش خصوصى گسترش بيش‌ترى يافت و ديگر ثروت، منحصراً پول تلقّى نمي‌شد. خلاصه، مكتب مذكور خود زمينه‌اى قوى براى ظهور اقتصاد سياسى كلاسيك را فراهم ساخت. ((Hecksher, 1995 جالب توجّه است كه اصطلاح اقتصاد سياسى نيز براى نخستين بار در عصر سوداگرايان به كار رفته است.

قرائت مكمّل اقتصاد سياسى سوداگرايان را مي‌توان تفسير طبيعي‌گرايان (يا فيزيوكرات‌ها) دانست كه بين سال‌هاى 1741 تا 1776 به ويژه در اروپا سيطره داشتند. بر مبناى اين تفكّر، آزادى اقتصادى و دخالت حدّاقل دولت در جهت قوانين طبيعت بوده كه نوعى حق مطلق قلمداد مي‌شد؛ بنابراين، اقتصاد سياسى فيزيوكراسى را مي‌توان اقتصاد سياسى لسفرى نيز نام نهاد.[2]

در عين حال، محدوديت جدّى اين تفكّر، منحصر دانستن فعّاليّت مولّد در اقتصاد كشاورزى است (Taylor, 1960). دوره تثبيت اقتصاد سياسى كلاسيك را نيز مي‌توان بين سال‌هاى 1776 تا1871 دانست. مشهور است كه در اين عصر، علم اقتصاد نيز تدوين شده است. افكار و تجارب مكاتب و متفكّران پيشين، تأثير فضاى انقلاب صنعتي، آثار انديشه عصر روشنگري، قانون طبيعى فيزيوكرات‌ها و در عين حال، اخلاق و فلسفه اسكاتلندي، خميرمايه اوّليه اقتصاد سياسى كلاسيك را فراهم ساختند. يكى از ويژگي‌هاى انديشه‌هاى عصر مذكور، نگرش غير ديني(سكولار) به مسائل سياسى و اقتصادى بود. اين در حالى است كه تا قبل از حاكميت انديشه كلاسيك ، كم و بيش مظاهرى از دين در كنار آموزه‌ها و يافته‌هاى غير دينى مطرح بود. يك ويژگى ديگر اين پارادايم، استفاده از علم براى استحكام رابطه سياست و اقتصاد بود. گسترش مطالبات شهروندان، كاهش حضور دولت در اقتصاد به همراه كاركرد مكانيسم بازار، تشويق روحيه فردگرايي، فراهم آمدن زمينه‌هاى نگرش اثبات گرايانه از علم، تأكيد برانگيزه نفع شخصى و هماهنگى آن با نفع جمعي، هماهنگى كارايى و رقابت، سيطره انديشه لسفر تمام عيار و موارد مشابه، از ديگر خصوصيات اقتصاد سياسى كلاسيك بود (Skinner, 1979). در پارادايم كلاسيك‌ها (بر خلاف عقايد تك عنصرى فيزيوكرات‌ها و سوداگرايان)، تمام عوامل توليد مي‌توانستند در ايجاد ثروت ملّى نقش آفرين باشند و در ضمن طبقات اجتماعى به رسميت شناخته مي‌شدند (Obrein, 1975).

در مقابل قرائت كلاسيك، برخى قرائت‌هاى ديگر ازاقتصاد سياسى ظهور يافتند كه به نقد كلاسيك يا حتّى طرّاحى پارادايم جايگزين براى آن مبادرت كردند. معروف‌ترين پارادايم‌هاى مربوطه، مكتب تاريخى آلمان و اقتصاد سياسى ماركسيسم هستند. اقتصاد سياسى مكتب تاريخى زاييده انديشه فلسفى رومانتيك‌گرايى است كه در مقابل عقايد عصر روشنگرى قد علم كرده بود؛ پس آن‌ها با روح فردگرايانه اقتصاد سياسى كلاسيك مخالف بوده، به برترى اهداف اجتماعى بر اهداف فردى تأكيد داشتند. از خصلت‌هاى اين پارادايم از اقتصاد سياسي، توجّه به فرهنگ ملّى و وضعيت خاصّ جغرافيايى و نهادى است و به نظر آن‌ها، انسان فقط در سيطره انگيزه نفع شخصى قرار ندارد. آن‌ها جهانشمولى تئورى كلاسيك را مردود مي‌دانند. حفظ سنّت‌ها و توجّه به اخلاق مسيحيت در كنار امور مادّى و اقتصادى از ديگر خصوصيت‌هاى اين پارادايم است. آن‌ها همچنين با اقتصاد لسفرى مخالف، و خواهان دخالت دولت در اقتصاد هستند (Vikor,1964). در كنار قرائت مكتب تاريخي، الگوى سوسياليستى و ماركسيستى از اقتصاد سياسي، منتقدى جدّي‌تر و جايگزينى قوي‌تر براى اقتصاد سياسى كلاسيك شمرده مي‌شود. در اين قرائت ، انديشه لسفرى و اقتصاد خودكار مردود اعلام مي‌شود. به جاى عقيده به هماهنگى بين منافع فردى و اجتماعي، تضّاد منافع آن دو مطرح است. از لحاظ حقوقي، مالكيت عمومى جاى مالكيت خصوصى را مي‌گيرد و محصولات و ارزش‌هاى ايجاد شده اقتصادى فقط حقّ نيروى كار تلقّى مي‌شود. با توجّه به عقيده آن‌ها به كمال انسان، در پارادايم مربوطه، در صورت تكامل همه انسان‌ها و جوامع (رسيدن به عقايد كمونيسم كامل)، ديگر نيازى به دولت براى اداره امور اقتصادى - سياسى نيست؛ پس حضور دولت در اين الگو فقط در وضعيت پيش از كمونيسم كامل مورد امضا واقع مي‌شود. بر اساس عقايد آن‌ها، اقتصاد سياسى كلاسيك و نظام سرمايه‌دارى به سبب تناقض‌هاى درونى و فشارهاى بيرونى (مبارزات كارگران فقير با سرمايه‌داران) سرانجام سقوط خواهد كرد (Marx, 1957). در عين حال، اقتصاد سياسى ماركسيسم، خود چند قرائتى است. سوسياليست‌هاى تخيّل گرا، سوسياليست‌هاى ريكاردويي، سوسياليست‌هاى علمي، ماركسيست‌ها، ماركسيست لنينيست‌ها، فابين‌ها، مائوئيست‌ها، ما بعد سوسياليست‌ها، سوسياليست‌هاى سنديكاگرا و امثال آن از اين نمونه خواهند بود (Scott, 1933).

ازقرائت‌هاى ديگر اقتصاد سياسى مي‌توان به نهايي‌گرايان (و نئوكلاسيك ها)، كينزي‌ها و نهادگرايان اشاره كرد. نهايي‌گرايى قرائت مسلّط اقتصاد سياسى در دهه‌هاى 1870 و 1880 است كه بعد به صورت نئوكلاسيك متكامل شد. قرائت مذكور در نتيجه ناكارآمدى قرائت كلاسيك پديد آمد (هرچند كه مبانى مشتركى نيز با آن دارد). در آن عصر، گسترش تكنيك‌هاى جديد توليد، طرّاحى مدل‌هاى مدرنى از بهره‌ورى را آسان كرده بود. نهايي‌گرايان و نئوكلاسيك‌ها برخلاف كلاسيك‌ها كه به فكر طبقات و امور كلان بودند ودر هر حال به بلند مدّت مي‌انديشيدند، عموماً دغدغه رفتار خانوارها و امور اقتصاد خُرد را داشتند و كوتاه مدّت را مورد تأكيد قرار مي‌دادند. آن‌ها عقيده داشتند كه مردم در ايجاد بين توازن لذّت ها (و مطلوبيت‌ها) و دردها (زيان‌ها)، رفتارى عقلانى داشته، حدّاكثر كردن مطلوبيت و سود را هدف اصلي‌ كارگزاران اقتصادى قلمداد مي‌كردند. آن‌ها برخلاف كلاسيك‌ها، دغدغه ثروت ملّت‌ها را نداشتند؛ بلكه دنبال تخصيص بهينه منابع در سطوح فردى بودند و ارزش كالا را به مطلوبيت ذهنى آن پيوند مي‌دادند. در اين قرائت از اقتصاد سياسي، امور تاريخى و اجتماعي، جدا از تحليل علمى اقتصاد تلقى مي‌شد و اقتصاد به طور عمده بر محور قيمت استوار بوده، جنبه فنّى داشت؛ امّا بازار رقابت كامل و اقتصاد لسفرى همانند كلاسيك‌ها مورد توجّه بود (Jevons, 1957). جالب توجّه است كه اقتصاد سياسى نئوكلاسيك نيزچند قرائت فرعى درون خود دارد. پارادايم والراس از آن بركاربرد گسترده رياضيات در اقتصاد اصرار مي‌ورزد؛ ولى پارادايم اتريش، اصولاً با كاربرد رياضيات در اقتصاد موافق نيست. در عين حال، مكتب كمبريج، راه بينابينى را در عمل برمي‌گزيد (Blaug, 1990: 294-569). نهاد گرايان و كينزى ها، قرائت هايى از اقتصاد سياسى را شامل مي‌شوند كه در عين حال، به نقد پارادايم نئوكلاسيك مي‌پردازند. نهادگرايي، نقش نهادها را در تعيين وقايع اقتصادى كارساز مي‌داند. نهاد گرايان عقيده دارند كه تعميم‌هاى اقتصادى بايد به طور مشخّص به مكان و زمان معيّنى مربوط باشد؛ زيرا همه آن‌ها درحال تغيير و تكامل هستند؛ پس امكان استخراج نظريه‌اى جهانشمول در اقتصاد سياسى وجود ندارد. به نظر آن‌ها اين رفتار گروهى است و نه قيمت كه بايد تِم اصلى علم اقتصاد قرار گيرد. ديگر آن كه تمام عادات و هنجارها و قوانين بركاركرد اقتصاد تأثير داشته، فقط انگيزه نفع شخصى بر رفتار‌ها سيطره ندارد. آن‌ها نيز تضاد منافع را دراقتصاد، واقعي‌تر از هماهنگى منافع فردى و جمعى مي‌دانند و در نظر آن‌ها علم اقتصاد با عقايد، تجارب سياسي، جامعه شناختى و امثال آن مرتبط، يك دستگاه مكانيكى ساده نيست (Dorfman, 1963). اقتصاد سياسى كينزي‌ها نيز از زاويه ديگر به نقد پارادايم نئوكلاسيك مي‌پردازد. كينزي‌ها برخلاف نئوكلاسيك‌ها، عقيده ندارند كه رقابت كامل به صورت خودكار به اشتغال كامل خواهد انجاميد؛ بلكه در اين‌باره نياز به دخالت دولت وجود دارد. آن‌ها به طور عمده ريشه مشكلات اقتصادى را به بخش تقاضاى اقتصاد مرتبط مي‌دانند و دخالت دولت را درحلّ مشكلات كارساز بر مي‌شمارند (Keynes, 1963). اقتصاد سياسى كينزى هم چند قرائتى است كه دست كم سه مورد آن ادبيات قابل توجّهى دارند: كينزي‌هاى اصول گرا، كينزي‌هاى جديد و مابعد كينزي‌ها. با وجودى كه اصول گرايان بر انحصار دشواري‌ها درجانب تقاضاى اقتصاد اصرار مي‌ورزند، مابعد كينزي‌ها به جنبه عرضه نيز توجّه دارند. همچنين كينزي‌هاى جديد مي‌كوشند تا براى نظريه‌هاى كلان، پايه‌هاى اقتصاد خردى تعريف كنند (Vercelli, 1991). مي‌توان تفاسير تكنيك محور اقتصاد رياضي، اقتصاد سنجي، وهمچنين وجود نگرش‌هاى اقتصاد رفاه، پول‌گرايان، كلاسيك‌هاى جديد، نگرش‌هاى توسعه و رشد و نظاير آن را نيز دليل ديگرى بر چند قرائتى بودن اقتصاد سياسى قلمداد كرد. بروز ديدگاه‌هاى عدالت اقتصادي، اخلاق و اقتصاد، دين و اقتصاد، دولت و بازار، نهاد گرايى جديد، اتريشى جديد، قرائت‌هاى مبتنى بر تئورى بازي‌ها و تئورى فازي، ديدگاه اقتصادى سياست، مكتب اقتصادى بازار اجتماعى و نئوليبراليسم، ماركسيست‌هاى جديد، اقتصاد پست مدرنيسم، هرمنوتيك و امثال آن نيز دليل ديگرى بر اعتبار و صحّت اين فرضيه است كه اوّلاً اقتصاد سياسى چند قرائتى است و در ثاني، افراد و گروه‌ها، مكاتب و حتّى اديان و ايدئولوژي‌هاى گوناگونى كوشيده، و قطراتى از درياى اقتصاد سياسى را توليد كرده اند تا سرانجام، رشته جنجالى اقتصاد متعارف شكل گرفته است (Hodgson, 1988).

بخش دوم: پارادايم اقتصاد سياسى اسلام
به نظر ما، اقتصاد سياسى اسلام، با وجود ويژگي‌هاى منحصر به فرد، در عين حال قرائتى از اقتصاد متعارف است. در اين بخش، دو محور كلّى را تدوين مي‌كنيم. ابتدا به پيش فرض‌ها وتعاريف مورد نياز اشاره مي‌كنيم؛ سپس خصوصيات اقتصاد اسلامى را برمي‌شماريم.

أ. اصول موضوعه و چارچوب مفهومى
در اين جا يك سرى پيش فرض درباره اقتصاد اسلامى ذكر مي‌شود؛ سپس برخى از مفاهيم مورد نياز تعريف مي‌شوند. بديهى است (به سبب خصلت دستگاه اصل موضوعى و تعريفي) در هر دو مورد نياز به اثبات نيست. در عين حال، براى شناخت بيش‌تر ابعاد اقتصاد اسلامي، به ارائه نوعى تبيين اوّليه از برخى از آن‌ها مبادرت خواهد شد. فهرست وار به عناصر اصل موضوعى و تعريفى مورد نظر اشاره مي‌كنيم.

1. اقتصاد اسلامى قرائتى از اقتصاد متعارف است كه شاخصه‌هاى معيّنى را دربردارد.
2. منظور ما از اقتصاد اسلامي، در مفاد بسيار كلّي، دستگاه تجزيه و تحليلى است كه با كمك يك سرى نظريه، قواعد و شواهد به حلّ وفصل مسائل علمى و عملى اقتصادى بر مبناى انديشه اسلامى مبادرت مي‌ورزد. نظريه اقتصاد اسلامى هر گزاره‌اى را شامل مي‌شود كه پيوند معنادارى (علّى و معلولى يا امثال آن) بين دو يا چند متغيّر اقتصادى را از منظر اسلامى ترسيم كند؛ براى مثال، حتّى اين مضمون قرآنى كه كنار گذاشتن ربا موجب گسترش ابزار‌هاى مشروع (مانند زكات) مي‌شود (يمحق الله الربا و يربى الصدقات) (بقره (2)، 276) مي‌تواند نظريه اقتصاد اسلامى باشد.

3. از اقتصاد اسلامى مي‌توان مكاتب گوناگونى را استخراج كرد كه هر يك از آنان داراى نظام معيّن اقتصادى است. مكتب اقتصادي، انديشه اقتصادى منسجم يك يا چند متفكّر است و منظور از نظام اقتصادي، مجموعه نهادهاى ويژه اقتصادى است كه به طور عمده وضعيت تملّك و تخصيص منابع و مكانيسم‌ها و معيارهاى مربوطه را معيّن مي‌كند.

4. اقتصاد اسلامى را مي‌توان (به شكل زير شاخه علوم اجتماعي) به صورت علمى مورد مطالعه قرارداد. مطالعه علمى در مفاد كلّى هر نوع ارزيابى روشمند (با منشاً ما قبل تجربي) است كه اوّلاً قابليت بررسى منطقى داشته باشد. ثانياً غيرجانب‌دارانه باشد (از پيش داوري‌هاى ناآگاهانه به دورباشد) و ثالثاً با تلاش جدّى حاصل شود و چنان نباشد كه همه كس و در همه حال آن را درك كنند (دادگر، 1378 :182). روشن است كه با كاربرد " مطالعه علمي " بحث را از تعاريف خاص "علم " خارج كرده‌ايم. به عقيده ما، غالب گزاره‌هاى علوم اجتماعى را مي‌توان با اين مفاد عام، علمى قلمداد كرد. در اين صورت، امور اثباتي، امور دستوري، بررسي‌هاى تحليلي، رياضي، تجربي، وصفي، و امثال آن پوشش داده خواهند شد. تعريف رفتارگرايانه از علم (استخراج نظريه مربوطه از تعميم داده‌هاى رفتاري) و همچنين تعريف نظرى محض آن، هر دو حادّ وشكننده خواهد بود(علوم اجتماعى نه مانند فيزيك و زيست شناسى هستند و نه مانند رياضيات ومنطق).اصولاً بسيارى از گزاره‌هاى اقتصادى و اقتصاد اسلامي، قابليت بررسى تجربى را ندارند؛ با اين وصف با وجودى كه رشته اقتصاد اسلامي(در قالب مفاد مذكور) ظهور مي‌كند، ولى بر شكل‌گيرى معرفتى به نام " علم اقتصاد اسلامي " اصرار نمي‌ورزيم؛ امّا نه به دليل فقدان گزاره‌هاى اثباتى رفتارگرايانه (مورد نظر آيت الله صدر).

5. اقتصاد سياسى اسلام از متدلوژى چند روشى پيروى مي‌كند و به لحاظ ساختار، چند قرائتى است؛ زيرا دغدغه اصلى آن، حفظ اصول و اهداف غايى است و در روش و حتّى در اهداف مرحله اي، نگرشى باز و فراگير دارد.[3] در عين حال، مناسب است در زمينه چند قرائتى بودن آن قدرى توضيح دهيم.

چند قرائتى بودن اقتصاد سياسى اسلام: با وجودى كه فرض كرديم، اقتصاد سياسى اسلام يك قرائت خاص از اقتصاد متعارف است، خود آن نيز خصلت چند قرائتى دارد؛ بنابراين، مكاتب و متفكّران گوناگون اقتصاد سياسى اسلام مي‌توانند با حفظ اصول و مباني، الگوهاى گوناگونى از آن را طرّاحى كرده، به آزمون و اجرا بگذارند. بر اين اساس، ما نيز در اين مقاله الگويى خاصّ را معّرفى كرده ايم كه مي‌تواند در كنار ديگر الگوها يا قرائت‌ها مطرح باشد يا جانشين آن‌ها شود (و در عين حال قابل نقد باشد). به عقيده ما، زمينه‌هاى چند قرائتى بودن اقتصاد سياسى اسلام در بطن تفكّر دينى وجود دارد. چه منشأ اقتصاد اسلامى را با نقل پيوند دهيم و چه با عقل، و چه آن را از مقوله كلام جديد بدانيم و چه محصولى از فقه، و چه آن را تركيبى از همه يا سنتزى ديگر تلقّى كنيم، در جهت تقويت پيش فرض مذكور پيش مي‌رود. جالب توجّه است كه دانشمند مسلمان وصاحب‌نظر برجسته اقتصاد اسلامي " آيت الله صدر " اقتصاد سياسى اسلام را از مقوله مكتب و نظام مي‌داند؛[4]

ولى در عين حال، وى نيز آن را چند قرائتى (در مفاد مورد نظر ما) بر مي‌شمارد. الگوى مورد نظر وى از نوعى اجتهاد خاص استخراج شده است. او تصريح مي‌كند كه مكاتب و الگوهاى گوناگونى از اقتصاد اسلامى قابل حصول هستند؛ زيرا بر اجتهادهاى گوناگونى مبتنى خواهند بود؛ امّا با توجّه به جائز الخطاء بودن مجتهد و متخصّص مربوطه، ممكن است الگوى مورد نظر(در عين اسلامى بودن) بر پارادايم "واقعي " مورد نظراسلام منطبق نباشد: " ان الصوره التى نكونها عن المذهب الاقتصادي، فهى انعكاس الاجتهاد معين... فليس من الحتم ان تكون هى الصوره الواقعيه لان الخطاء فى الاجتهاد ممكن ". وى همچنين بر اين مبنا به چند قرائتى يا چند الگويى بودن اقتصاد اسلامى تصريح مي‌كند و مي‌گويد:

متفكّران مختلف اقتصاد اسلامى مي‌توانند قرائت‌هاى گوناگونى از آن را بيافرينند كه همگى نيز اسلامى باشند. (صدر، 1980: 403).

برخي، اين موضعگيرى را زمينه و دريچه‌اى به تكثّرى بودن نگرش‌هاى دينى تلقّي، و با آن مخالفت مي‌كنند كه بحث مستقلّى از مقاله حاضر است؛ امّا تصوير چند قرائتى بودن اقتصاد اسلامى اگر در طبيعت موضوع باشد، امرى عادى است و اگر به صورت پيش فرض در نظر گرفته شود، تقسيم بندى منظّم براى انجام نوعى بررسى علمى است و در هر صورت، براى اصل دين زيانى نخواهد داشت.

پيش فرض همه قرائت‌هاى اقتصاد سياسى اسلام، التزام عقيدتى و عملى به يك سرى اصول و اهداف غايى است كه به مواردى از آن‌ها مي‌پردازيم. يكى اعتقاد به هدف‌مندى امور و هدايت آن به وسيله يك حاكم با تدبير است (وما خلقنا السماء و الارض و ما بينهما لاعبين) (انبياء، (21): 6). كه انسان را جانشين و امانتدار هم در سياست و هم در اقتصاد معرّفى كرده است (و آمنوا بالله و رسوله و انفقوا مما جعلكم مستخلفين فيه) (حديد، (57): 7)؛ پس يك نيروى ناظر و حسابگر درونى براى اعمال سياسى و اقتصادى انسان وجود دارد كه انسان در برابر آن پاسخگو است (له ملك السموات و الارض و الى الله ترجع الامور) (حديد، (57): 5) اصولاً حسابرسى و نظارت بر امور گوناگون بسيار كارآمد است؛ امّا در اقتصاد دينى يك نظارت و حسابرسى درونى (بر مبناى اعتقاد به خداوند و قيامت) نيز به الگو افزوده مي‌شود. حسابرسى مذكور، هم در دنيا و هم در آخرت مطرح است. به همين دليل، آن‌ها كه افزون بر قواعد ظاهري، تحت حسابرسى خداوند امور خود را پيش مي‌برند، در هر دو دنيا موفّق هستند و آن‌ها كه از حسابرسى مذكور محرومند، برخى از منافع هر دو را از دست مي‌دهند (فصلت، (41): 31؛ اسراء (17): 72؛ يونس، (10): 64؛ توبه، (9): 38؛ نساء، (4): 77؛ آل عمران، (3): 22؛ بقره، (2): 114، 130، 217، 220). اصل و هدف ديگر، حفظ كرامت انسان است؛ يعنى اقتصاد سياسى ابزارى براى انسانيت شمرده مي‌شود و نه هدفى مسلّط بر آن. همراهى و مكمّل بودن عقل و وحى از ديگر اصول مورد نظر است. گوهر عقل، امتياز انسان از ديگر موجودات است؛ ولى او براى حصول به وضع مطلوب به وحى نيز نياز دارد (قل انما انذركم بالوحي(انبياء، (21): 45)؛ ان هو الا وحى يوحى (نجم، (53): 4). اصل ديگرآن است كه با وجود آزاد بودن انسان از نظر اسلام و عدم اجبار وى به انتخاب راه معيّني، اوامر و نواهى خدا و رسول بر مصالح و مفاسدى مبتنى هستند كه علّت‌ها و حكمت‌هاى بسيارى از آن‌ها را عقل بشر نيز درك مي‌كند (كل شى يكون لهم فيه الصلاح. و كّل امر يكون فيه الفساد مما هو منهى عنه) (انصاري، 1417: 111). اين موضوع هم در امور حلال وحرام و هم در موارد مستحب و مباح مطرح است (هر چند برخى جنبه دائم دارند و برخى به وضع خاصّى وابسته هستند). دستورالعمل‌هاى مربوط به ممنوعيت رشوه و ربا و غصب و اسراف و احتكار و رعايت عدل و انصاف وگسترش قرض الحسنه و پرداختن به امورخير از اين نمونه است.[5]

ب. خصوصيات و ويژگي‌هاى اساسي
حال با توجّه به طرح بحث در بخش اوّل و با در نظر گرفتن محور اصول موضوعه در بخش فعلي، به ذكر ويژگي‌هاى اقتصاد سياسى اسلام مبادرت مي‌كنيم؛ سپس آن‌ها را به اختصار توضيح مي‌دهيم.

1. اقتصاد سياسى اسلام معرفتى سيستمى است؛
2. در اقتصاد سياسى اسلام، ضمن توجّه جدّى به امور مادّى و اقتصادي، اخلاق و انسانيت نقش محورى دارند؛
3. اقتصاد سياسى اسلام اهداف و نهادهاى معيّنى دارد؛
4. اقتصاد سياسى اسلام در ارتباط و تعامل با ديگر پارادايم‌هاى اقتصاد متعارف بوده، عنصر اجتهاد به آن پويايى مي‌بخشد؛
5. نظارت‌هاى دروني، اخلاق كسب وكار و مقرّرات دولتى وظيفه سامّان‌دهى اقتصاد سياسى را به‌عهده دارند.

سيستمى بودن: در عين حالى كه التزام به هر محور از اقتصاد سياسى اسلام مي‌تواند منافع و كارايى خاصّ خود را دارا باشد، براى كسب كارايى بهينه لازم است پيوند تمام عناصر مربوطه از نظر علمى و عملى حفظ شود؛ پس اگر بخشى از اقتصاد اسلامى مورد عمل واقع مي‌شود و پيوند آن با ديگر بخش‌ها حفظ نمي‌شود، نبايد انتظار كارآمدى مطلوب از آن داشت. در ضمن، منظور از چارچوب سيستمى لزوماً چارچوب ايده آل نيست. چون در آن صورت، رفتارهاى فردى و اجتماعى ايده‌آل، جامعه ايده‌آل و حكومت ايده‌آل مي‌طلبد؛ بلكه منظور آن است كه ارزيابي‌ها، برنامه‌ها وسياستگذاري‌ها با توجّه به اين واقعيت صورت گيرد كه اوّلاً كارآمدى الگوهاى اقتصاد سياسى اسلام با استلزام‌هاى سيستمى آن‌ها مرتبط است و در ثانى اطلاق بخش‌هايى از كاركرد و نظريه اسلامى بر كّل اسلام غير معقول است؛ براى مثال اجراى نظام بانكدارى بدون ربا را بدون آن كه ابعاد ديگر اقتصاد اسلامى ملاحظه شود نمي‌توان اجراى كامل نظام پولى اسلام تلقّى كرد. اسلام به طور كلى مجموعه‌اى به هم پيوسته است و به همين دليل، التزام به نسخه كامل آن بهينه خواهد بود. مضمون عباراتى چون " ادخلوا فى السلم كافه " يا حمله قرآن به آن‌ها كه فقط پايبندى به بخش هايى از دين را مورد تأكيد قرار مي‌دهند (نؤمن ببعض ونكفر ببعض)، (بقره، (2): 208؛ نساء، (4): 150). اين مسأله را مي‌پوشاند. پيوند سيستمي، هم درون عناصر خود اقتصاد و هم بين اقتصاد (به صورت محورى از دين) و ديگر محورهاى آن (سياسي، اجتماعي، فرهنگي) مطرح است. شايد به همين دليل است كه آيت الله صدر اقتصاد اسلامى را جزئى از كلّ نظام اسلامى قلمداد مي‌كند. وى تصريح مي‌كند كه ما در بررسي‌هاى اقتصاد اسلامى نبايد برخى اجزا را مستقل از برخى ديگر مورد تحليل قرار دهيم (صدر، 1987: 291). اصولاً هماهنگى عملى امور غير اقتصادى با اقتصاد، از عوامل پيشرفت اساسى بسيارى از نظام‌هاى اقتصادى است. انضباط و نظارت دو اصل كارساز در پيشرفت اقتصادى است كه لازمه شكل گيرى هر دو، وجود هماهنگى نيروهاى غير اقتصادى با حوزه‌هاى اقتصادى است.

اخلاق محورى و كارآمدي: ويژگى ديگر اقتصاد سياسى اسلام آن است كه با توجّه به ابعاد دوگانه طيف انسانى (بُعد مادّى و بُعد روحي)، ضمن تأكيد بر كارايى اقتصادي، انسان گرا واخلاق محور است. چون اقتصاد براى حلّ مسائل انسان‌ها است، افزون بر بُعد مادّي، لوازم اخلاقي، عاطفى و روحى خاصى را در بر دارد. به عبارت ديگر، در صورتى كه امور اخلاقى و انسانى به ابعاد فنّى اقتصاد افزوده شود، واقعي‌تر خواهد شد. اين در حالى است كه برخى از عالمان اقتصاد اسلامي، آن را واقع گرا و اخلاق گرا ترسيم مي‌كنند (همان، 288) كه به نظر مي‌رسد " واقع گرايي "(رئاليسم) در بطن فلسفى اقتصاد اسلامى وجود دارد و ذكر قيد گونه‌اش لازم نيست. بسيارى از پارادايم‌هاى اقتصاد متعارف از لحاظ فنّي، واقع نمايى كافى دارند؛ ولى بّعد اخلاقى آن‌ها كمرنگ شده است. اين داورى مورد تأييد برخى از اقتصاددانان بزرگ نيز هست. امارتياسن، اقتصاددان مشهور و برنده جائزه نوبل 1998 تصريح مي‌كند: اقتصاد دو منشأ اخلاقى و مهندسى دارد و الزامات اخلاقى بر رفتار انسانى تأثير‌گذار هستند. وى هيچ كدام ازرويكردهاى اخلاقى و فنّى اقتصاد را به تنهايى كافى و يكنواخت ندانسته، حضور هر دو را در اقتصاد متعارف در كنارهم موثّر مي‌داند. او ادامه مي‌دهد كه اقتصاد مدرن به خاطر فاصله گرفتن از اخلاق تضعيف شده است (سن، 1377: 3-8). به نظر ما، اين جدايى اخلاق و اقتصاد كه بيش‌تر در ضمن نگرش خاص ارتدكس نئوكلاسيك شكل گرفته، اقتصاد متعارف را غير واقعى مي‌كند؛ زيرا در قالب آن فرض مي‌شود كه رفتار انسان فقط و فقط بر يك انگيزه قابل تعريف " حدّاكثر كننده نفع شخصي " استوار است و ملاحظات اخلاقي، نقش بسيارى در بررسى رفتار آن ندارد و رفتار واقعى با عقلانيت ابزارى انطباق داده مي‌شود. به عبارت ديگر، گويى ورود به اقتصاد سياسى با كنار گذاشتن انديشه‌هاى خيرخواهانه اخلاقى همراه است. در الگوى مذكور، ملاحظات اخلاقي، تعريفى بسيار ساده، مكانيكى و واقع نمايانه مي‌يابند و با عواطف و امور ذاتى بي‌ارتباط تصوّر مي‌شوند؛ امّا آيا انسان‌هاى واقعى چنين رفتار مي‌كنند و همه ارزش گذاري‌هاى آن‌ها جنبه ابزارى براى حصول به نفع شخصى دارد؟ واقعيت اين است كه ارزش گذاري‌هاى انسانى اوّلاً افزون بر جنبه ابزارى مي‌تواند جنبه ذاتى نيز داشته باشد ودر ثانى مي‌تواند هم فردى باشد و هم جنبه گروهى داشته باشد. از لحاظ تاريخى نيز از آغاز تا دهه 1930، همراهى نظرى و عملى اخلاق و اقتصاد غير قابل بحث بوده و بيانيه رابينز در جدايى اين دو بسيا ر تأثير گذاشته است (Rabbins, 1935: 148).

در ادبيات اقتصادى مدرن نيز نقش عناصر اخلاقي(به ويژه مقوله عدالت، خطرهاى اخلاقي، شفّافيت گزارش‌ها و امثال آن) كارساز قلمداد مي‌شود. بحث خطرهاى اخلاقى در جهت دهى كارايى و تأثير بر بحران‌هاى اقتصادى به ويژه در ادبيات اقتصادِ اطّلاعات، ريشه دار است (Mehzer, 1998, 17 (3)). بسيارى از مطالعات نشان مي‌دهند كه تكيه بر روابط عادلانه در وام دهى مي‌تواند در حلّ بحران‌هاى اقتصادى بسيار موثّر باشد Rogoff, 1999: 4 (13))). جالب توجّه است كه رئيس فدرال رزو امريكا نيز يكى از عوامل بحران‌هاى مالى بين المللى را انباشت ناعادلانه ثروت‌هاى رانتى بازارهاى مالى (مبتنى بر سفته بازي) در دست افرادى معدود بر مي‌شمارد (Greenspan, 1998: 17(3)). اخلاق به ويژه در امور بازرگانى و به خصوص در فرايند بازرگانى الكترونيك نيز جايگاه كارسازى دارد (Ferrell, 1997).

اقتصاد سياسى اسلام، ابزارى براى حفظ ارزش‌هاى انساني(عدالت و كرامت و عزّت و شرافت) است. پيامبر اسلام، فلسفه بعثت خود را منحصراً رساندن كرامت‌هاى اخلاقى به جايگاه مطلوب بيان مي‌كند.[6]

برخى از فقيهان گوهر عدالت را شاخص ديندارى قلمداد مي‌كنند؛ يعنى اگر جامعه و حكومتى عدالت را برقرار سازد، دينى بودن آن به اثبات مي‌رسد. (به عبارت ديگر)، حكومت نيز ابزار تحقّق گوهر اخلاقى عدالت مي‌شود (خميني: ج 2، 462). كارآمدى اخلاق مي‌تواند عامل مهمّى براى كاركرد موفّق سرمايه‌هاى اجتماعى نيز به شمار رود؛ زيرا مايه اساسى سرمايه اجتماعي، عناصرى از قبيل اعتماد و صداقت و احترام متقابل است كه دست مايه اوّليه اخلاق شمرده مي‌شوند. به عبارت ديگر، در اين صورت مي‌توان سرمايه جديدى در اقتصاد سياسى تعريف كرد و آن "سرمايه اخلاقى "[7] است. قرآن و روايات در موارد گوناگون بر امور اخلاقى تأكيد مي‌كنند. مواردى از آن‌ها را بر مي‌شماريم: " برخورد غيرمعقول با اموال يتيم نكنيد ". "از آن چه در اختيار داريد انفاق كنيد " (اصولاً يكى از صفات مؤمن در قرآن، انفاق كردن است) ". از رفاه افراطي(اتراف) بپرهيزيد ". "اسراف نكنيد. درانجام هزينه رعايت تعادل كنيد "(نه بلند پروازى كنيد و نه خست به خرج دهيد) (انعام، (6): 152؛ حديد، (57): 7؛ انفال، (8): 2-4؛ اسراء، (17): 16؛ اعراف، (7): 81). به عبارت ديگر، هم رفاه افراطى و هم زهد افراطى محكوم شده و زندگى متعادل و متعارف مورد تأكيد قرار گرفته است. ضمن آن كه دستورهاى اخلاقى براى هر دو بخش خصوصى و دولتى مطرح مي‌شود، دقّت و اهمّيت آن براى بخش دولتى بيش‌تر است (قرضاوي، 996: 268). با توجّه به نظارت بخش دولتى بر امور اقتصادى و با توجّه به سرمشق بودن آن براى بخش خصوصي، اين مطلب اهمّيت فوق العاده اى خواهد داشت.[8]

به اين دليل است كه شرط امانتدارى و سلامت نفس در كنار كفايت مديريتى در اقتصاد سياسى اسلام قرار مي‌گيرد[9] تذكّر تكميلى در اين باره، جدا ناپذيرى امور روحى از امور اقتصادى است كه اين خود وجه مميّزه‌اى براى اقتصاد سياسى اسلام در مقايسه با برخى قرائت‌هاى اقتصاد متعارف است. جالب توجّه است كه برخى از صاحب‌نظران اقتصاد اسلامى عقيده دارند: با توجّه به پيوند ناگسستنى امور اخلاقى و امور عقيدتى وحدت پيش گفته جنبه درونى دارد و محوريت توحيد در اين رابطه است و عدالت، تعادل وتوازن پيوند اقتصاد واخلاق را منعكس مي‌سازد (Naqvi, 1978). در هرصورت، اخلاقى بودن و انسانى بودن، يكى از اصلى ترين اركان اقتصاد سياسى اسلام است و با چيز ديگرى قابل معامله نخواهد بود و عنصر عدالت و كرامت در درون آن نقش كليدى دارد. التزام به عدالت (بر خلاف تصوّر نئوكلاسيك‌ها) در قالب اقتصاد سياسى اسلام نه تنها در مقابل كارآمدى نيست، بلكه در جهت تقويت آن قرار دارد. در يكى از روايات تصريح شده كه تحقّق عدالت، زمينه حصول به شكوفايى و رفاه [وكارايى اقتصادي] را فراهم مي‌آورد(لو عدل لاستغنوا). ازسوى ديگر، در الگويى كه ابن خلدون(متفكّر مسلمان) از توسعه و كارايى ترسيم كرده، هماهنگى بين عدالت و كارايى به اثبات رسيده است. سرانجام مطالعات جديد در مقوله عدالت اقتصادى (همانند مطالعه‌اى كه پرفسور سن در ژاپن انجام داده)، نشان مي‌دهد كه يك دليل كارامدى اقتصادى (در ژاپن)، تحقّق رفتارهاى عدالت گرايانه است (و نه نفع شخصى گرايانه) (ابن خلدون؛ سن).

اهداف و نهادهاى معيّن: اهداف اقتصاد سياسى اسلام، دوخاستگاه غايى و مرحله اى دارد. اهداف غايى همانند حصول كرامت و شرافت و تحقّق عدالت و امثال آن است كه در جهت رضايت خداوندى نيزقراردارد. اهداف مرحله‌اى بيش‌تر با امور متعارف اقتصاد سرو كاردارد و مواردى از قبيل تأمين رفاه عمومي، برقرارى زندگى شرافتمندانه و متعادل براى فرد و جامعه، رفع فقر و بيكاري، دستيابى به اقتصاد شكوفا ، با ثبات و قابل رقابت با ديگر اقتصادها را شامل مي‌شود. ابزارهاى تحقّق اهداف مرحله‌اي، همان ابزارهاى متعارف است. تأمين اهداف مرحله‌اي، زمينه و در مواردي، پيش شرط حصول به اهداف غايى است (براى تحقّق اهداف غايي، افزون بر التزام به مبانى انسانى و اخلاقى اسلام نياز به تأمين حدّاقل هايى از امور مادّى است. نهادهاى اقتصاد سياسى اسلام مجموعه هنجارها و سنّت‌هاى اقتصادى تثبيت شده يا دستور العمل‌هاى مورد تأكيد شريعت هستند كه بايدها و نبايدهاى نظام اقتصادى را ترسيم مي‌كنند. مي‌توان نهادهاى موجود در اقتصاد سياسى اسلام را در دو دسته اخلاقي- عقيدتى از يك، طرف و سازمانى - حقوقى از سوى ديگر تقسيم كرد. از نهادهاى اخلاقي- عقيدتى مي‌توان موارد ذيل را ذكر كرد:
1. آزادى و عدالت اقتصادي؛
2. اعتماد، احترام متقابل، شفّافيت، راستگويي، خلوص نيّت و فرض نظارت خداوند در فعّاليعت‌هاى اقتصادي؛ 3.
تشويق به كار ورقابت درامورمولّد؛
4. نفع شخصى گسترش يافته و نوع دوستي؛
5. حفظ نوعى تعادل در مصرف و توليد (كه نه وارد منطقه اسراف شود و نه منطقه اقترار)؛
6. ممنوعيت فعّاليت‌هاى مشمول ربا، رشوه، اتلاف ، سفته بازى محض وامثال آن.
دسته دوم را نهادهاى سازماني_ حقوقى ناميده‌ايم. اين‌ها ملازمات و كاركرد‌هاى سازماني، مالى و حقوقى دارند و با حفظ مبانى و اصول شكل مي‌گيرند. مهم ترين اين‌ها را مي‌توان به صورت ذيل بيان كرد:
1. سازوكار بازار؛
2. مالكيت خصوصي؛
3. تفوق حقوق اجتماعى بر حقوق فردي؛
4. قرض الحسنه، وقف، مشاركت و مضاربه؛
5. خمس، زكات، صدقات، انفاقات، و امثال آن؛
6. نظارت دولت كارآمد و منضبط.

عدالت در شريعت اسلامى و در نظر فقيهان در سلسله علل احكام قرار دارد و خود، شاخص حقّ وحقيقت است (ان العدل ميزان الله الذى وضعه للخلق و نصبه لاقامه الحق)، و پايدارى هستى بر آن استوار است (العدل اساس به قوام العالم)؛ به همين سبب عدالت مي‌تواند نوعى قيد حتّى براى آزادى نيز به شمار رود.[10] در روايات تصريح شده كه دروغ دركسب وكار، باعث كاهش روزى مي‌شود. انجام كار مولّد نوعى عبادت به شمار مي‌رود (الكاد على عياله كالمجاهد فى سبيل الله). در اقتصاد سياسى اسلام، كسب نفع شخصى امرى طبيعى است. منتها در امور مادّى و فردى منحصر نبوده، نفع شخصى معنوي، اجتماعى و آخرتى هم در آن مطرح است وعنصر نوع دوستى و خدمت به ديگران در اقتصاد سياسى اسلام جايگاه خاصّى دارد (مجلسي، 152؛ هندي، 1985: 595). حسابرسى خداوند در دنيا و آخرت مي‌تواند كارايى را بالا ببرد واز انواع حيله‌ها بكاهد. حسابرسى مذكور، جنبه درونى داشته، در جايى مطرح است كه نيروهاى نظارت بروني(قوانين و دادگاه‌ها و پليس و امثال آن) كارگر نيست. تعابيرى چون خداوند، سريع الحساب، بصير و عليم و خبير است، دريچه‌هايى از اين نظارت درون‌زا شمرده مي‌شود.[11] دراقتصاد سياسى اسلام، در ارتباط با كارگزاران اقتصادى (بنگاه‌ها ، خانوارها و دولتمردان) بر نوعى رفتار متعادل در مصرف و سرمايه گذارى تأكيد شده است (الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قوامّا)، در ضمن در ادبيات عرب، انفاق مي‌تواند هم مصارف خانوارها و هم هزينه بنگاه‌ها را در بر گيرد (فرقان، (25): 67). نهادهاى مكانيسم بازار و مالكيت خصوصى نيز در اقتصاد سياسى اسلام جايگاه كارسازى دارند. وقف و قرض الحسنه، پشتوانه‌هاى اقتصادى و مالى كم هزينه وقابل توجّهى را فراهم مي‌سازند. و اجراى خمس و زكات مي‌تواند بخشى از مشكلات فقيران را حلّ و فصل كند. راه اندازى قراردادهاى مشاركت و مضاربه مي‌تواند در رونق كسب و كار تأثير جّدى داشته باشد. يك نهاد بسيار پر منفعت ديگردر اقتصاد سياسى اسلام قرض الحسنه و ديگرى است. در روايات، پاداش آخرتى قرض‌الحسنه از پاداش آخرتى بخشش بيش‌تر بيان شده و خداوند آن را ترجيح داده است و قرض به خود قلمداد مي‌كند (من ذا الذى يقرض الله قرضا حسنا فيضاعفه له (بقره، (2): 245). اصطلاح قرض الحسنه در 12 جاى قرآن تكرار شده است (بقره، (2): 245، 18، 17؛ حديد، (57): 11، 18: تغابن، (64):17؛ مزمّل، (73): 20)).

همچنين منافع اموال و دارايي‌هاى وقف شده مي‌تواند كارگشايى ويژه اى در كسب و كار اقتصادى داشته باشد؛ به ويژه زمانى كه وقف با عنوان كلّي " سبيل الله " همراه باشد، آن را مي‌توان در هر امر خيرى كه توجيه منطقى داشته باشد، مورد استفاده قرار داد. در موارد ديگر، اموال وقفى در مسيرهاى معيّن شده مورد استفاده واقع مي‌شود (عاملي، 1406: 104). نهادهاى مشاركت ومضاربه و امثال آن در حال حاضر به شكل قراردادهاى پولي- مالى و به صورت انواع زمينه‌هاى سرمايه گذارى در بسيارى از كشورهاى اسلامى رايج مي‌باشد (همان، 2-151، 173، 158-62؛ پرسلي: 1382). يك دولت منضبط و كارآمد، در عين حال وظيفه هماهنگ‌سازى و فراهم ساختن زمينه‌هاى اجرايى نهادهاى پيش گفته را دارا است.

تعامل با ديگر پارادايم‌هاى اقتصاد متعارف و نقش اجتهاد: اقتصاد سياسى اسلام در عين حفظ اصول خود مي‌تواند با ديگر زير رشته‌هاى اقتصاد متعارف مرتبط بوده، بر آن‌ها تأثير گذارد و از آن‌ها تأثير پذيرد. عنصر اجتهاد در اين زمينه و زمينه‌هاى مشابه مي‌تواند در پويا سازى اين پارادايم كاربرد قابل توجّهى داشته باشد. اقتصاد سياسى اسلام، شعبه تحليلى اقتصاد متعارف است كه در آن ضمن توجّه به امور مادّي، اخلاق و انسانيت نقش محورى دارند. در پارادايم كلاسيك نيز اخلاق مورد توجّه است؛ امّا التزام به دست نامرئى و انديشه لسفر، بين اين دو فاصله ايجاد مي‌كند. وجه اشتراك ديگراقتصاد سياسى اسلام و كلاسيك اين است كه هر دو به طور عمده كلان نگر هستند. اقتصاد اسلامى مي‌تواند از لوازم كارايى و رقابت در اقتصاد متعارف استفاده برد و اقتصاد كلاسيك مي‌تواند از پديده دولت منضبط اقتصاد اسلامى نفع برده، سامّان دهى كل اقتصاد را به بازار نسپارد. پارادايم سوسياليسم و ماركسيسم از جهات كل گرايى و برترى حقوق اجتماعى بر فردى با الگوى اسلامى شباهت هايى دارند؛ امّا حذف بخش خصوصى و نفع شخصى از يك سو وعقيده به اصالت الاجتماعى از لحاظ فلسفى از سوى ديگر و رو بنا دانستن اخلاق و امور ارزشى بين آن‌ها و قرائت اسلامى شكاف ايجاد مي‌كند. در عين حال، تجارب اقتصاد سياسى سوسياليستى مي‌تواند در ساماندهى امور تعاونى و نقش بيش‌تر مالكيت عمومى براى قرائت اسلامى مفيد باشد و قرائت سوسياليستى مي‌تواند از زمينه‌هاى كارسازى امور هنجارى و كارآمدى نقش متعادل دولت در اقتصاد سياسى اسلامي، نفع ببرد. اقتصاد اسلامى مي‌تواند از سازگارى و انسجام الگوهاى نئوكلاسيك و قدرت تحليلى و كارآمدى روش‌هاى آن بهره بگيرد. در عين حال مي‌تواند در تعديل نگرش مكانيكي، ذهنگرايانه و جدايى امور اخلاقى از تحليل اقتصادى برآن مؤثّر باشد. قرائت اسلامى از لحاظ توجّه به تأثير نهادهاى اقتصادى با نهادگرايان و مكتب تاريخى سازگارى دارد؛ امّا انحصار در روش استقرا و نسبى شدن اقتصاد سياسى اين دو قرائت همراهى كافى با پارادايم اسلامى ندارد. اقتصاد سياسى اسلام مي‌تواند ضمن حفظ روش استقرا در بها دادن به عنصر قياس و نظريه پردازى به آن‌ها كمك كند. پارادايم اسلامى و پارادايم بازار اجتماعى آلمان سازگارى بسيارى دارند؛ امّا پارادايم انگلوساكسون و نئوليبراليسم امروزى با تكيه بيش از حد بر نفع شخصي، حاكميت حقوق سرمايه برحقوق انسانى و جدايى كامل امور ارزشى از امور اقتصادي، با قرائت اسلامى فاصله جدّى دارد. عنصر اجتهاد كه يكى از متدلوژي‌هاى تحليل شريعت به طور كلّى و اقتصاد سياسى اسلام به طورخاصّ است مي‌تواند در تعامل پيش گفته نقش آفرين باشد. اجتهاد مي‌تواند نگرش ايستايى برخى قرائت‌ها در تحليل اقتصادى را پويا سازد و مي‌تواند در جهت اصلاح يا جايگزين كردن نظريه‌هاى اقتصاد سياسى اسلام حركت كند. اجتهاد مي‌تواند به تحليل لوازم همگرايى يا واگرايى اقتصاد سياسى اسلام و ديگر الگوهاى اقتصاد متعارف بپردازد. اجتهاد مي‌تواند نقش عقل و عاقلان و عرف مربوط به اقتصاد سياسى متعارف را در تحليل اقتصاد اسلامى تبيين كند؛ قوانين جديد بيافريند و قواعد قديم را اصلاح كند يا (موقّتاً و يا دائماً) كنار بگذارد (در اين جا اجتهاد در امور جديد مورد توجّه است كه شعبه اى از اجتهاد سنّتى شمرده مي‌شود) (بحرالعلوم: 1991).

نظارت‌هاى درونى و برونى و ساماندهى اقتصادي: در ديگر الگوهاى اقتصاد متعارف، انواع عناصركنترلى براى ساماندهى نظام اقتصادى اعمال مي‌شود. وجود قوانين كافى و شفّاف، حسابرسى مستمر بر اموراقتصادي، انجام مطالعات علمى با نگاه داوري، و تعريف هماهنگى قواى غيراقتصادى با اقتصاد در قانون اساسى از اين موارد شمرده مي‌شوند. گذشته از اين ها، وجود احزاب سياسي، تشكّل‌ها و انجمن‌هاى سياسي، علمى و اجتماعي، مطبوعات و رسانه‌هاى مستقل، و كنترل‌هاى اجتماعى مردمى (به ويژه هنگام انتخابات) نيز ابعاد ديگرى از حسابرسى اقتصادى را دنبال مي‌كنند. در پارادايم اسلامى افزون بر عناصر پيش گفته، حسابرسي‌هاى درونى نيز مطرح است. حسابرسى در معرض خداوند، وجدان انسانى وپاسخگويى در روز قيامت از اين نمونه بيان شده است (كان الله على كل شيء مقيتا ... على كل شيء حسيبا). حسابرسى خداوند در روز قيامت قطعى اعلام شده (ليجمعنكم الى يوم القيامه لاريب فيه) (نساء، (4): 76 ـ 85). بديهى است اگر افراد و گروه‌ها وجود حسابرس دقيق بر اعمال و افكار خود را باور كنند، رفتار متفاوتى از خود بروز خواهند داد. به ويژه آن‌ها كه كمال بيش‌ترى دارند، كلّيه امور خود را فقط براى كسب رضايت خداوند سامان مي‌دهند و حتّى انگيزه خدمتگزارى آن‌ها براى دورى از جهنّم و رسيدن به بهشت نيز نيست (ان قوماً عبدوالله رغبه فتلك عباده التجار و ان قوماً عبدوالله رهبه فتلك عباده العبيد و ان قوماً عبدوالله شكراً فتلك عباده الاحرار) (صبحي: 1975). در عين حال، مقرّرات مورد نظر شريعت، و ويژگي‌هاى حاكمان مسلمان بسيار دقيق است. حاكم شدن در جامعه اسلامي، وظيفه و تعّهد است و نه امتياز و زمينه منفعت طلبي. حكومت با تقاضاى مردم آغاز مي‌شود و تعّهد خداوند براى خدمت به مظلومان و مبارزه با ظالمان قيد بعدى آن است (لو لا حضور الحاضر... و ما اخذالله على العلماء ان لا يغاروا على كظه الظالم و لا سغب المظلوم....). ضمن آن كه كاركرد حاكم مسلمان خود تحت حسابرسى جدّى خداوند و مردم است، براى حسن كاركرد مديران خود نيز ناظر‌هاى باوفا و درستكار معيّن مي‌كند (تفقدوا اعمالهم و ابعث العيون من اهل الصدق و الوفاء عليهم). مطالعات نشان مي‌دهد كه در قالب اقتصاد متعارف نيز نظارت و حسابرسي‌هاى برونى در بسيارى از موارد كارساز نبوده است و اين نيز مي‌تواند دليل يا زمينه‌اى براى اهمّيت كنترل‌هاى درونى به شمار رود. با وجود تدابير جدّى در بحران‌هاى بين المللي، كاركرد ابزارهاى مربوطه بسيار محدود بوده است (Crocket, 2000: 13). رئيس بانك جهاني، رئيس WTO و رئيس فدرال رزو، هر سه (در موارد گوناگون) بر ناكارآمدى ابزارهاى متعارف در مقابله با بحران‌هاى اقتصاد جهانى اذعان كرده‌اند (Camdessus, 2000: 7).

نتيجه‌گيرى پاياني
مي‌توان در مورد اقتصاد سياسى اسلام در خلاصه‌ترين مفاد بيان داشت كه:

1. به صورت بالقوّه و تئوريك، اقتصاد سياسى اسلام ابعاد و عناصر قابل رقابتى با ديگر پارادايم‌هاى اقتصاد متعارف دارد. در عين حال، كاركرد‌هاى حكومت‌هاى كشورهاى اسلامى و رفتار مردم مسلمان با مبانى نظرى و ظرفيت‌هاى اقتصاد سياسى اسلام بسيار فاصله دارد و به جز دوره محدود صدر اسلام، اقدامى اساسى براى به اجرا گذاشتن سطح قابل قبولى از آن صورت نگرفته است؛ پس داورى درباره كارايى آن بر مبناى عملكرد كشورهاى مسلمان و مردم آن جا معقول نيست.

2. مي‌توان الگوهايى از اقتصاد سياسى اسلام ارائه كرد كه از لحاظ مبانى استوار و از جهت كارامدى با منطق اقتصاد متعارف همراه باشند و ضمن حفظ استقلال خود، تعامل معنادارى با ديگر پارادايم‌ها داشته باشند (از منافع آن‌ها استفاده كنند و در كاهش دشواري‌هاى آن‌ها موثّر باشند).

3. اقتصاد سياسى اسلام، ابزارى براى تحقّق اهداف عالي‌تر است و به همين سبب بر پايدارى اخلاق و انسانيت تأكيد مي‌ورزد. در اين چارچوب، رعايت عدالت و حفظ كرامت انسانى كه هر دو در جهت تأمين رضايت خداوندى هستند، نقش كليدى دارند.

4. اقتصاد سياسى اسلام را مي‌توان با شيوه‌هاى علمى مطالعه كرد. اين رشته از لحاظ اصول، معامله ناپذير است؛ ولى از لحاظ روش‌ها، انعطاف پذير. از روش‌شناسى تكثّرى استفاده مي‌كند و مبانى وجود شناختى و معرفت شناختى روشنى دارد.

5. ادّعاى نظريه پردازى جهانشمولى ندارد؛ ولى به سبب جامعيت و واقع بيني‌اش ساختارى طبيعى داشته، توصيه‌هايش براى مجامع غير‌اسلامى نيز مي‌تواند سازگار باشد. از مفاد وحيانى در كنار عقل استفاده مي‌كند و دوران مطالعه و عمل اقتصادى را تا دنياى پس از مرگ نيز گسترش مي‌دهد.

منابع و مآخذ
فارسى
1. ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، قاهره، دار الاحياء 1959 م.
2. ابن خلدون، مقدّمه، بيروت، الاحياء التراث (دون تاريخ).
3. ابن ميثم، شرح نهج البلاغه، مؤسسه النصر.
4. ابو مكارم، زيدان، بناء الاقتصاد فى الاسلام، قاهره، دارالتراث 1959 م.
5. ابى يعقوب، احمد، تاريخ اليعقوبي، بيروت، دارالصادر، بى تا.
6. ارسطا طاليس، اخلاق نيكوماخس، ترجمه ابوالقاسم پورحسيني، انتشارات دانشگاه تهران.
7. اشپولر، برتولد، تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامي، ترجمه جواد فلاطوري، نشر علمى فرهنگي، 1373 ش.
8. امام خميني، كتاب البيع، نشر اسماعيليان، ج 2.
9. انصاري، مرتضي، 1417، كتاب المكاسب، مكتبه الفقيه.
10. باربور، ايان، علم و دين، ترجمه بهاء الدين خرمشاهي، تهران، نشر دانشگاهي، 1374 ش.
11. بحرالعلوم، محمد، 1991، الاجتهاد، بيروت، دارالزهراء.
12. بدوي، عبد الرحمن، تاريخ انديشه‌هاى كلامى در اسلام، ترجمه حسين صابري، نشر آستان قدس 1374 ش.

13. پرسلي، ج، ميلز، پ، 1382، ملاحظاتى در ابزارهاى تأمين مالى اسلامي، ترجمه يدالله دادگر و اسحاق علوي، انتشارات دانشگاه مفيد.
14. الجمال، محمد المنعم، موسوعه الاقتصاد اسلامي، قاهره، دارلكتب، 1986 م.
15. حسيني، علي، قاعده لا ضرر ولاضرار فى الاسلام، مكتبه المهر، 1414 ق.
16. حكيمى محمد رضا و برادران، الحياة، تهران، نشر فرهنگ اسلامى 1368 ش.
17. خواجه نظام الملك، سياست نامه، تهران، انتشارات زوار، 1355 ش.
18. دادگر، يدالله، 1378، نگرشى بر اقتصاد اسلامي، دانشگاه تربيت مدرس.
19. ــــــــ ، نقدى بر علمى نبودن اقتصاد اسلامى از نظر آيت الله صدر، نشريه نامه مفيد، سال چهارم، بهار 1377.
20. ـــــــــ ، و نجفي، محمدباقر، تحليل اقتصاد ما، انتشارات رازي، 1379.
21. دورانت، ويل و آريل، تاريخ تمدّن، ترجمه امير حسين آريان پور و ديگران، نشرانقلاب اسلامي، 1365 ش.
22. رازي، امّام فخر، تفسير الكبير، مكتبه الاعلام، 1413 ق.
23. رجب زاده، هاشم، آيين كشوردارى در عهد رشيد الدين فضل الله، نشر طوس 1355 ش.
24. سن، آماريتا، اخلاق و اقتصاد، ترجمه فشاركي، نشر شيرازه، 1377.
25. شومپيتر، جوزف، تاريخ تحليل اقتصادي، ترجمه فريدون فاطمي، نشر مركز، 1375.
26. شيرازي، سيد حسن، الاقتصاد، بيروت، مؤسسه الوفاء 1960 م.
27. صبحى الصالح، نهج البلاغه، تلمان، الجزاير، 1975.
28. صدر، محمد باقر، فلسفتنا، بيروت، دارالتعارف، 1980 م.
29. صدر، محمدباقر، اقتصادنا، بيروت، دارالتعارف، 1980.
30. الصدوق، محمد بن علي، علل الشرايع، نجف، مكتبه الحيدريه، 1966 م.
31. طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان، تهران، دارالكتب، 1397 ق.
32. طوسي، خواجه نصير، اخلاق ناصري، تهران، نشر خوارزمي، 1373 ش.
33. طوسي، محمد بن حسن، تهذيب الاحكام، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1390 ش.
34. العاملي، محمد، اللمعه الدمشقية، مكتبه الاعلام، 1406.
35. الغزالي، ابى حامد محمد، احياء علوم الدين، بيروت، دار الاحياء.
36. الفاخوري، حنا، تاريخ فلسفه در جهان اسلامي، ترجمه عبدالمحمد آيتي، نشرعلمى فرهنگى 1373 ش.
37. قاسم بن سلام، الاموال، بيروت، مؤسسه الناصر، 1981 م.
38. قرضاوي، يوسف، 1996، دورالقيم و الاخلاق فى الاقتصاد الاسلامي، بيروت ، مؤسسه الرسالة.
39. كوران، تيمور، اسلام و توسعه نيافتگي، ترجمه يداله دادگر، مجله نقد و نظر سال سوم، شماره اول، زمستان 1375.
40. گرونبام، فن گوستاو، اسلام در قرون وسطا، ترجمه غلامرضا سميعي، نشر البرز، 1370 ش.
41. المبارك، محمد، نظام الاسلام الاقتصاد، منظمه الاعلام، 1985 م.
42. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، اسلاميه.
43. مجلّه اقتصاد اسلامي، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي.
44. مجموعه مقالات سمينارهاى اقتصاد اسلامي، انتشارات دانشگاه تربيت مدرس.
45. مسلم، عبدالله، الامامه و السياسة، انتشارات شريف الرضى 1371 ش.
46. مغنيه، محمد جواد، عقليات الاسلامية، بيروت، نشر عزالدين، 1993 م.
47. النراقي، محمد مهدي، جامع السعادات، نجف، مطبعه النجف، 1963 م.
48. هندي، علاءالدين، 1985، كنزل العمال، بيروت، مؤسسه الرسالة.
49. واقد، محمد بن عمر، كتاب المغازي، نشر دانش اسلامي، تهران، 1405 ش.
50. كاپلستون، فردريك، تاريخ فلسفه، ترجمه مجتبى مينوى و ديگران، نشر سروش، تهران 1375 ش.

انگليسى
1. Ahmed, S, A, Islamic economics, international journal of Islamic financial services, vol(1), no. 4.
2. Baratt, Brown, 1974, economics of imperialism, penguin books.
3. Blauy, m 1990, economic theory in retrospect, Cambridge university press.
4. Botwford, G, and sihler, E, 1926, Helinic cirilization, NewYork.
5. Boulakia, J, Ibn khaldon, A fourteenth ceuntry economist, journal of political economy, vol 79, 1971.
6. Camdessus, M, 2000, main principles for the future… IMF survey, 10 Jan.
7. Chapra, U, 2001, what is Islamic economics.
8. Choudhury, M and uzir, A,1992, the foundation of Islamic political economy, London, Macmillan.
9. Coleman, J, 2000, political thought, London, Blackwell.
10. Collaed, D, 1981, altruism and economy, martin Robertson.
11. Cooter, R, 1998, low and economics, NY, Harper.
12. Crocket, A, 2000, a pillar to bolster, global finance, financial time, 22 March.
13. Dasquta, A, 1985, Epochs of economic theory. Oxford, basil Blackwell.
14. Diehl, C 1923, the, Cambridge, medivial history Ny, Macmillan, vo 14.
15. Dortman, J, and others, 1963, institutional economics, Berkley.
16. Ferrell, O, and fraedrich, J, 1997 business ethics, Ny, Houghton, Mifflin.
17. Greenspan, A, 1998, the globalization of finance, the cato journal.
18. GriIlo, 1998, the politics of difference, oxford clarendon press.
19. Hamlin, A, 1996, ethics and economics, NY, Brookfield.
20. Harper, R, F, 1904, the cod of Hammurabi, university of Chicago press.
21. Hartman, L, 1998, business ethics, London, McGraw hill.
22. Hecksher, E, 1955, mercantilism, Allen and Unwin.
23. Heilbroner, R, 1970, on the possibility of political economy, journal of economic issues, 4(4), December.
24. Hennings, K, 1990, neoclassical economic theory, London, kluwer.
25. Hodyson, G, M, 1988, a manifest to for modern institutional economic, Cambridge university press .
26. I aylor, O, 1960, A history of economic thought, Mc Graw - Hill.
27. Jannaconne, L, etal, rationality and the religious mind, economic inquiry, July 1998.
28. Iqbal, A, 1934, the recoustruction of religious thought in Islam, oxford university press.
29. Journal of Islamic economic studies, Jeddah Islamic development bank.
30. Jovons, s, 1957, the theory of political economy, NY, Kelley and mill man.
31. Kellick, T, 1998, political economy of policy change, Routledge.
32. Keynes, J, M, 1963, the end of laissez faire, New york, wwnarton.
33. Lange, O, and Taylor, F, 1964, on the economic theory of socialism, McGraw_Hill.
34. Leontiyev, L, 1968, a short course of political economy, Moscow, progress publishers.
35. Loucks, W, 1973, comparative economic systems, London, Harper.
36. Lutz, M, 1988, humanistic economics, NY, book strap.
37. Marx, k, 1957, capital. Vol, l, Moscow, Publishing house.
38. Myrdal, G, 1954, the political element in development of economic theory, NY, simon and Schuster.
39. Naqavi daued nawab, haidar, 1978, ethical foundations of Islamic economic, Islamic studies, journal of Islamic research Islamabad.
40. Naqvi, S, N, 1981, ethics and economics, an Islamic synthesis, Islamic foundation.
41. Nasr, H, 1988, Islam and problem of modern science, Moslem education, 5(4).
42. Obrein, D, 1975, a study in classical economics, oxford, clarendon.
43. Pressley, J, and Sessions, J, 1994, Islamic economics, the economic journal, may.
44. Ro11, E, 1992, A, history of economic theory, Faber and Faher.
45. Robbins, L, 1935, anecssay on the nature and significance of economic science, London, Macmillan.
46. Royott, K, 1999, international institutions for reducing global financicial instability, journal of economic perspectives.
47. Schumpeter, J, 1959, history of economic analysis, oxford university press.
48. Scott, w. 1933, the derelopment of economic though, pretice hall.
49. Sen, A, 1997, on economic in equality, clarendon
50. Skinner, s, 1979, introduction to the wealth of nations, Penguin.
51. Smith, A, 2002, the theory of moral sentiments, Cambridge university press.
52. Smith, N, 1990, morality and the market, routledge.
53. Stainlaud, M , 1985, the fall and rise of political economy, London,yale university press.
54. Sustainable development and Islamic finance, 2003, conference papers, Bahrain.
55. Tuma, E, 1971, economic history and the social sciences university of California, press.
56. Vercelli, A, 1991, methodological foundations ofmacro economics, Cambridge university press.
57. Vikor, D, 1964, economic romanticism, new book society.

پى نوشت:
1. اقتصاد سياسى انگلوساكسونى به طور عمده بخشى از ادبيات اقتصادى حاكم و تثبيت شده در جوامع امريكاى شمالي، كانادا و انگلستان و كاركردهاى مرتبط با آن را پوشش مي‌دهد. اين نگرش از انديشه فلسفى نئوليبراليسم منشأ مي‌گيرد كه بالاترين توجّه به آزادي‌هاى فردي، سيطره سود و سرمايه و اهرم‌هاى بازار آزاد را آرمان خود مي‌داند.
2. اقتصاد سياسى لسفرى را مي‌توان اقتصاد سياسى بازار كاملاً آزاد معنا كرد. در اين پاردايم، دخالت دولت در اقتصاد به‌سوى صفر ميل مي‌كند.
3. در نتيجه چند قرائتى بودن عمدتاً به معناى چند الگويى بودن است و به مفاد كلامى چند قرائتي(مربوط به جان هيك و امثال آن) وارد نمي‌شود.
4. در عين حال، آيت الله صدر اقتصاد متعارف را مقوله‌اى اثباتى و اقتصاد اسلامى را امرى دستورى ترسيم مي‌كند. هر چند الگوى مذكور با فروض مؤلّف محترم سازگارى ‌دارد، قابل نقد نيز هست (نگارنده در جايى ديگر به نقد تفكيك پيشين پرداخته است (ر.ك: دادگر، 1377).
5. تعابيرى مانند: وانفقوا فى سبيل الله، لاتأكلوا الربا، لاتسرفوا، ان الله يأمركم بالعدل ، سارعوا الى الخيرات، فامنع من الاحتكار، لاضرر و لاضرار فى الاسلام، نهى النبى عن الغرر، در آيات و روايات فراوان است.
6. كلام مشهور پيامبر به اين صورت بيان شده كه: انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق.
[7] moral capital.
8. زيرا اوّلاً به قول عقلا، ذات نايافته از هستى بخش كى تواند كه بود هستى بخش. در ثانى از پيامبر نقل شده كه الناس على دين ملوكهم. ثالثاً اختيار ثروت و قدرت عمومى در دست دولت است.
9. بيان قرآن در مورد شايستگى مديريتى حضرت يوسف چنين است: قال اجعلنى على خزائن الارض انى حفيظ عليم(يوسف، (12): 55).
10. بسيارى از محققان عقيده دارند كه فقط گوهر عدالت است كه مي‌تواند براى آزادى محدوديت ترسيم كند.
11. صفت خبير و بصير خداوند حدود 50 و صفت عليم متجاوز از 150 بار در قرآن تكرار شده است. تكرار مفاهيم در قرآن حداقل بر اهمّيت ويژه آن‌ها دلالت دارد.

نويسنده: يداله دادگر استاديار دانشگاه مفيد.

منبع: مجله اقتصاد اسلامى - شماره 13
 

چهارشنبه 28 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

صفحات و مطالب گذشته
جامه‏ ناسازِ زشت اسراف را از تنمان بيرون بياوريم
بهینه سازی درخريد مواد غذايي
دیدگاه شهروندان درمورداصلاح الگوی مصرف
اصلاح الگوي مصرف و قانون مديريت خدمات كشوري
چگونه قناعت پیشه کنیم؟
1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - > -
آمار و اطلاعات
بازديدها:
کل بازديد : 91766
تعداد کل پست ها : 489
تعداد کل نظرات : 29
تاريخ آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 
تاريخ ايجاد بلاگ : سه شنبه 6 بهمن 1388 

مشخصات مدير وبلاگ :
مدير وبلاگ : محمد رضا زينلي

ت.ت : ارديبهشت 1373
 وبلاگ هاي ديگر من: 
آخرين منجي
پايگاه اطلاع رساني 14 معصوم
پيروان راه حسين
سي سال انقلاب پايدار

سوابق مدير :
كسب رتبه ي اول در دومين جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه دوم در اولين دوره جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه سوم در سومين دوره جشنواره وبلاگ نويسي و وب سايت انتظار


يكي از برندگان اصلي سايت 1430(جشنوراه وبلاگ نويسي اربعين حسيني)
يكي از برندگان جشنواه وبلاگ نويسي گوهر تابناك)

كسب رتبه سوم در جشنوراه پيوند آسماني)

يكي از برندگان جشنوراه وبلاگ نويسي راسخون)
فعالترين كاربر سايت تبيان در سال 87


مدير انجمن دانش آموزي سايت تبيان با شناسه كابري moffline


مدير انجمن هنرهاي رزمي سايت راسخون با شناسه كاربري bluestar


آرشيو مطالب
بهمن 1388
اسفند 1388

جستجو گر
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد :



New Page 2

 

New Page 2

 


 
 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  راسخون



Designed By : rasekhoon & Translated By : 14masom