پيمانه*اصلاح الگوي مصرف*
 
  به وبلاگ پيمانه*اصلاح الگوي مصرف* خوش آمديد!    
 
درباره وبلاگ


محمد رضا زينلي
به وبلاگ تخصصي پيمانه خوش آمديد اميدورام كه اين وبلاگ بتواند بينش شما را نسبت به اصلاح الگوي مصرف كامل كند .


منوي اصلي
لينکهاي سريع

لوگو ها


 


















نظرسنجي

نژاد زرد، قانع وكم مصرف

 كره اي ها صنعت را براي توسعه صادرات مي خواستند. جوانان را پايه توسعه قرارداده بودند، بخش آموزش را تجهيز كرده و افراد تحصيلكرده خود را از سراسر دنيا به كشور فراخواندند.
* تئوريسين هاي توسعه شرقي معتقدند اگر آنها بتوانند از زمان هايي كه غربي ها از دست مي دهند، استفاده كنند، به آنها خواهند رسيد.
نژاد زرد، قانع وكم مصرف
 
در سال ۱۳۵۲ سازمان ملل درصدد بود يك قطب صنعتي قوي در آسيا داير كند. براي اين منظور ايران و كره جنوبي نامزد شدند. كارشناسان برنامه ريزي ۱۲ شاخص را در نظر گرفتند و به مقايسه پرداختند. كشور ايران در شاخص هاي فضاي حياتي، يعني محل زندگي ۳ برابر از كره برتر بود. شاخص دوم؛ مصرف كاغذ و نوشت افزار سرانه ايرانيها ۲ برابر كره ايها بود. شاخص سوم؛ درصد باسوادي مردم به همت آمار كلاسهاي اكابر ۴ برابر كره اي ها، گزارش شده بود. شاخص چهارم؛ مصرف پروتئين حيواني و تنوع مواد غذايي ايران از حجم بيشتر و تنوع گسترده تري برخوردار بود. در شاخص پنجم ايران از نظر تعداد پزشك و سلامت و بهداشت از كشورهاي مطرح دنيا بود و با كره اصلاً قابل مقايسه نبود. شاخص ششم، نسبت جمعيت به تعداد تخت بيمارستان بود، كشور ما ۴ برابر نسبت به كره برتري داشت. شاخص هفتم، مصرف پوشاك بود كه ايرانيان باز هم نسبت به كره اي ها پرمصرف تر بودند. شاخص هشتم، پشتوانه مالي جهت سرمايه گذاري خارجي بود كه كره اي ها فاقد سرمايه هاي معدني، نفت و گاز و … بودند و ايران دومين صادركننده نفت در زمان خود بود. شاخص نهم، آموزش فني و حرفه اي در سطح كشور بود زيرا قطب صنعتي به نيروي كارگر، تكنسين و مهندسين فني نياز دارد. كره اي ها ۳۶ درصد مدارس و دانشگاههاي خود را به رشته هاي فني اختصاص داده بودند، در حالي كه در ايران تنها ۲ درصد داوطلب در هنرستان ها و دانشگاهها جذب بخش هاي فني شده بودند. شاخص دهم، مصرف سرانه انرژي برحسب بخشهاي صنعتي، كشاورزي و خدمات بود كه عليرغم مصرف بالاي برق در جامعه ايران، مصرف برق صنعتي در كره ۲ برابر ايران بود. شاخص هاي ديگري هم مطرح بود كه به بحث ما كمكي نمي كند لذا به تحليل همين تعداد بسنده مي كنيم. سازمان ملل در نهايت، فرهنگ كاري دو كشور را ارزيابي كرده و متوجه شد ايرانيان طالب يقه سفيد هستند. يعني كارمندي و پزشكي اما كره اي ها طالب يقه آبي يعني كارگري و صنعتگرند. در ايران تأمين نيروي انساني براي صنعت مشكل است يعني تبديل ۲درصد هنرجو به ۳۶ درصد، پنج سال كار تبليغي و پنج سال آموزش مي برد، لذا زمان را از دست مي دهند. نژاد زرد، قانع وكم مصرف است و ژاپني ها در تفاهم ملي سريعاً هماهنگ مي شوند بطوري كه كارشناس سازمان ملل مي گويد: كارگران ژاپني اعتصاب كرده بودند، شب هنگام مشاهده كردم كه در حال اضافه كاري هستند. پرسيدم: اين چه جور اعتصابي است، از روي ترس است يا نمايش خياباني. جواب دادند: اعتصاب ما امروز بخاطر اهداف سياسي بود اما اكنون اضافه كاري مي كنيم تا توليد كشورمان از آمريكايي ها عقب نيفتد. اين طرز فكر توانست موفقيت آنها را طي دهه گذشته تضمين كند. براساس گزارشهاي سازمان ملل، نهايتاً كره اي ها صنعت را براي توسعه صادرات مي خواستند. جوانان را پايه توسعه قرارداده بودند، بخش آموزش را تجهيز كرده و افراد تحصيلكرده خود را از سراسر دنيا به كشور فراخواندند. اما ايراني ها توسعه صنعتي را براي جايگزين واردات مي خواستند و اين نمي توانست اهداف استراتژيك توسعه صنعتي را تأمين كند و سرمايه هاي جهاني را افزايش دهد.
بعدها چين، برزيل، مكزيك و مالزي به اشكال ديگري سعي كردند قطبهاي صنعتي ايجاد كنند اما امروزه چين موفق ترين شكل توسعه صادرات را دارد و گوي رقابت را ربوده است. حركت آهسته و پيوسته مانع فروپاشي آن شد و توليد ارزان و سياست درهاي باز، توليد ناخالص ملي، اين كشور را در دنيا به جايگاه دوم جهاني رسانده است. ماهاتيرمحمد، الگوي موفق مديريت توسعه صادرات زماني كه كارگران كشورش راهپيمايي كردند و خواستار افزايش دستمزد شدند در جمع آنها حاضر شد و گفت: چين در روبروي شما منتظر جذب سرمايه هاست افزايش حقوق در نهايت به زيان شماست، لذا كارگران به محل كار خود بازگشتند. توسعه در مالزي توسط نخست وزير اين كشور براساس شاخص هاي زير شكل گرفت:
۱ـ انتخاب مديران كارآفرين جهت از دست ندادن فرصت و صرف وقت جهت آموزش مديران.
۲ـ برنامه استراتژي توسعه برمبناي عزم ملي و سياسي متناسب با منافع كشور تنظيم شد.
۳ـ سيستمي قانونگرا و نظم پذير ايجاد شد، اگرچه در پاره اي مواقع اين سيستم اشكالاتي پيدا مي كرد اما اعتماد به سيستم خدشه دار نمي شود و عزم ملي بهبود سيستم است نه تخريب و اغتشاش. امروز براي اكثريت مردم مالزي ثابت شده كه فرآيند اجراي هرالگوي اقتصادي، نابساماني دارند و بايد تحمل كرد تا فعاليتهاي انساني متناسب با ظرفيتها شكل بگيرد و افراد توانا براي رسيدن به مسابقه تند و تيز اقتصادي كه سراسر جهان را فراگرفته، در خط مقدم مديريت ها قرارگيرند. ماهاتير محمد وقتي مديريتي دچار لغزش مي شود، مي گريد و از اينكه خواسته هاي كوچك مديران مانع ديدن اهداف بزرگ كشور شده غصه مي خورد، زيرا مي داند مديري براي رسيدن به اهداف شخصي، زمان رسيدن به پيروزي بزرگ را از جامعه گرفته است. او معتقد است برنامه توسعه او نبايد زمان را تلف كند و در برنامه خود استراتژي استفاده از فرصتهاي جهاني را به حداكثر و محدوديتها را به حداقل كاهش دهد تا در آينده كشوري ثروتمند، توسعه يافته و الگويي موفق باقي گذارد. تئوريسين هاي توسعه شرقي معتقدند اگر آنها بتوانند از زمان هايي كه غربي ها از دست مي دهند، استفاده كنند، به آنها خواهند رسيد. امروز كاربران كامپيوتر در كشورهاي توسعه يافته شرقي بيشتر از غرب هستند و كامپيوتر ابزاري است كه در اين مسابقه به آنها امكان رقابت بيشتر را مي دهد. به عنوان مثال: ژنرال دوگل معتقد بود، فرانسه بايد هواپيماي كنكورد را بسازد و كارشناسان فرانسوي ايرباس را توصيه مي كردند. امروز پس از سالها موفقيت ايرباس و شكست كنكورد نشان مي دهد فرانسه زمان را از دست داده و سرمايه گذاري در هواپيماسازي را به شكست رسانده است، لذا انتخاب استراتژي درست حساس و ضروري است. درواقع در اين مسابقه وقت استراحت پيش بيني نشده و زمان لحظه به لحظه محاسبه شده است.
http://www.iran-newspaper.com/1381/810313/html الگوي صحيح مصرف در جامعه منتظر
محمد آقایی پر
اكنون كه در سال اصلاح الگوي مصرف قرار داريم ضروريست تا برنامه ريزان كشور بجاي صدور بخشنامه هاي فرمايشي غير قابل اجرا در منابع دين مترقي اسلام تحقيق كرده و با افق قرار دادن جامعه پيشرفته مهدوي الگوهايي را بيابند تا در جامعه اي كه ريشه هاي مذهبي آن از هر اهرمي قوي تر است اين الگوها هر چه سريع تر به فرهنگي اسلامي تبديل شوند كه از يك جامعه مدعي زمينه سازي ظهور انتظار مي رود.
از ديدگاه بسياري از علماي اسلام فقط دو شخص موفق مي شوند كه بهترين نوع حكومت را كه احكام آن برخاسته و مبتني بر آموزه هاي الهي است، در جامعه تشكيل دهند، اين دو كساني نيستند جز پيامبر اكرم حضرت محمد مصطفي (ص) و امام عصر حضرت بقية الله الاعظم (عج).
با نگاه به تاريخ 1400ساله گذشته نيز اين ديدگاه به روشني قابل اثبات است بطوريكه پس از رحلت حضرت محمد(ص) انحراف در دين اسلام آغاز شد و چيزي نگذشت كه در اندك زماني نه تنها موضوع امامت و دستاوردهاي غدير خم به باد فراموشي سپرده شد بلكه دختر پيامبر نيز به عنوان اولين قرباني معصوم راه امامت به شهادت رسيد.
حتي موضوع بدينجا هم ختم نيافت و علاوه بر ظلم هاي رفته به امام علي و امام حسن عليهم السلام در دهه ششم هجري انحطاط در جامعه كار را به جايي رساند كه لشگر منتسب به اسلام اباعبدالله الحسين (ع) را بنام خروج از اسلام در كربلا با 72 يارش چنان به شهادت رساند كه تا ابد نظير مظلوميت آن واقعه قابل تكرار نيست.
تامل در اين مصيبتها به روشني اثبات مي كند كه حتي نزديك ترين حكومتها به دوران نبوت پيامبر اكرم نيز از اجراي قوانين الهي يا ناتوان بودند و يا سرباز زدند چراكه در گام نخست برخي از اساسي ترين احكام الهي را ناديده گرفته يا تحريف كردند كه موضوع امامت و ولايت از مهمترين آنهاست.
با اين نگاه وقتي به تاريخ نظر كنيم در مي يابيم كه انحراف نه تنها در طول دوران ائمه معصوم (ع) كم نشد بلكه با عميق تر شدن مطامع حاكمان زور و زر مسلط به دنياي اسلام انحرافات به شهادت 11 معصوم انجاميد و در نهايت تقدير الهي را در امام دوازدهم بر غيبت و انتظار قرار داد تا جامعه بشري در اعمال و رفتار خود براي نيل به جامعه فاضله بنگرد و نيز زمين از بقية الله خالي نباشد.
حال اگر اين ديدگاه را بپذيريم كه فقط پيامبر اكرم (ص) و حضرت حجت(عج) موفق به برپا ساختن حكومت عدل الهي مبتني بر آموزه هاي وحياني مي شوند بايد ساير حكومتها را در دو قالب ديگر دسته بندي كنيم.
دسته اول حكومتهايي هستند كه خود را اسلامي مي خوانند و بر پايه دريافتهاي خود از دين اسلام به وضع قوانين پرداخته و باري به هر جهت و بنام اسلام بر مسلمين حكم مي رانند كه تاريخ اسلام اين نوع حكومتها را فراوان ديده است.
دسته دوم نيز حكومتهايي هستند كه الگوي حكومتي خود را شيوه حكمراني پيامبر و سيره نبوي و منابع منتسب به ائمه معرفي كرده و افق نگاهشان در ترسيم قوانين و حركت رو به تعالي جامعه را جامعه مهدي موعود دانسته و خود را جامعه منتظر و زمينه ساز ظهور معرفي مي كنند و كليه امور را در بينابين جامعه نبوي و جامعه آرماني مهدوي مديريت مي كنند و سعي دارند نيم نگاهي هم به پيرامون خود داشته و پيشرفتهاي ساير ملل را در نوع مثبتش مد نظر قرار دهند.
به اذعان علماي معاصر ، انقلاب اسلامي ايران جزو دسته دوم از اين تقسيم بندي است چراكه بنيانگذار آن حتي بسيار پيش‌تر از پيروزي انقلاب در اعلاميه هاي بيشمار و سخنراني هاي گوناگون مسير حركت انقلاب اسلامي را اتصال به حكومت عدل گستر مهدوي اعلام و ترسيم كرده است.
و پس از پيروزي انقلاب نير مدام بر اين راهبرد پاي فشرده و طراحي قوانين و ساختار حكومت را برپايه همين تدبير در قالب جمهوري اسلامي خواستارشده است كه اين امر در سه دهه گذشته نيز در راستاي اين برنامه راهبردي ادامه پيداكرده است.
اكنون با اين مقدمه به اين نتيجه مي رسيم كه به موازات فراموشي و غفلت از بسياري از اصول و احكام اسلامي در سده‌هاي گذشته موضوع مهم چگونگي مصرف نعمات خدادادي نيز مورد غفلت قرار گرفته است و فرامين الاهي نيز در اين زمينه كمرنگ شده اند.
حال اگر بخواهيم در جامعه كنوني يكي از اين احكام فراموش شده را دوباره احيا كنيم باز فرصتي به اندازه تاريخ وقوعش را نيازمنديم ، چراكه بايستي يك فرهنگ عوض شود و كار تبديل يا تعويض و يا ارتقاء يك فرهنگ صد البته كار يكسال و دوسال نيست.
رهبر انقلاب اسلامي ايران با درك اين واقعيت كه هم اينك موضوع مصرف نعمات خداوندي در مرحله اي از خروج از الگوهاي اسلامي و احياناً بحران مصرف روبروست سال جاري را به عنوان سال الگوي مصرف ناميدند تا در اين سال به اين موضوع نگاه جدي‌تري انداخته شود.
با تدبر در نوع تقسيم بندي اي كه از نظر گذشت بايستي به ناچار در حكومت مدعي به انتساب در گروه دوم به دنبال باز تعريفي از مصرف و استخراج مجدد الگوهاي آن از منابع اسلام باشيم.
در اين راستا منابع اسلامي شامل قرآن كريم ، سيره نبوي و علوي و احاديث ائمه معصومين(ع) به عنوان سرفصل هايي براي استخراج الگوهاي مصرف بايد مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرند.
البته اين نبايد بدان معني باشد كه به صورت سطحي نگرانه به موضوع نگاه شود و احياناً با تحجر و سقوط در عقب ماندگي به دين مترقي اسلام ضربه زده شود بلكه بايد با انطباق احكام نبوي و فرامين ائمه و نيز رجوع به مفاهيم و راهكارهاي متعالي قرآن كريم شيوه هاي صحيح و نوين براي جامعه استخراج نمائيم و در عين حال نيز افق نگاهمان به نقطه تعالي و پيشرفته بشر كه جامعه آرماني مهدويست نيز باشد و تمامي برنامه هايمان در توازن با اين افق استخراج و طرح ريزي شوند كه در اين صورت توفيق حقيقي را به همراه خواهد داشت.
در اينجا به چند نمونه از دستورات اسلامي مرتبط با الگوي صحيح مصرف كه از همين منابع پيش گفته استخراج شده مي پردازيم.
قرآن كريم در وجوه مختلف و دفعات قابل تاملي به موضوع اسراف و تبذير پرداخته و در سوره اعراف آيه 31 مي فرمايد:
يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ﴿۳۱﴾
اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و بخوريد و بياشاميد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسراف‌كاران را دوست نمى‏دارد.
و يا در سوره اسراء در آيات 26 و 27 مي فرمايد:
وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا ﴿۲۶﴾
و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏مانده را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن
إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ﴿۲۷﴾
چرا كه اسراف‌كاران برادران شيطان هايند و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است
در حقيقت امام حسن عسگري نيز بر همين اساس در نامه اي به يكي از شيعيان او را به توانگري بشارت داده و توصيه كرده اند:
بر تو با به ميانه روي و اعتدال و بر حذر باش از اسراف ، زيرا اين عمل از كارهاي شيطان است.
همچنين روزي پيامبر اكرم (ص) از محلي مي گذشت ، ناگاه حضرت يكي از ياران خود بنام سعد را ديد كه در حال وضو گرفتن است ولي براي اين فريضه اسلامي آب زيادي را مصرف مي كرد ، پس حضرت به وي فرمود: اي سعد چرا اسراف مي كني؟
سعد گفت: يا رسول اله در آب وضو نيز اسراف است؟
و پيامبر پاسخ فرمود: بله اگرچه از آب جاري هم استفاده كني !
همچنين امام نخست شيعيان در حديثي مي فرمايند: هركه ثروتي دارد مبادا آن را تباه كند زيرا صرف كردن بي مورد آن ريخت و پاش و اسراف است، اين كار اورا در بين مردم كوته بين بلند آوازه مي كند اما در نزد خداوند بي مقدار است.
رسول اكرم نيز در حديثي ديگر مي فرمايند: نشانه مصرف چهار چيز است: به كارهاي باطل مي نازد ، آنچه را فراخور حالش نيست مي خورد ، در كارهاي خير بي رغبت است و هركس را به او سودي نرساند قبول ندارد.
منابع سرشار اسلامي لبريز از چنين احكام راهگشايي است كه اگر برنامه ريزان كشور و طراحان الگوهاي مصرف در بخش هاي مختلف بدان رجوع نمايند مي توانند مترقي ترين الگوها را نه تنها براي جامعه ايران اسلامي بلكه براي كل ملتهاي مسلمان و جامعه بشري طراحي نمايند.
اكنون كه در سال اصلاح الگوي مصرف قرار داريم ضروريست تا برنامه ريزان كشور بجاي صدور بخشنامه هاي فرمايشي غير قابل اجرا در منابع دين مترقي اسلام تحقيق كرده و با افق قرار دادن جامعه پيشرفته مهدوي الگوهايي را بيابند تا در جامعه اي كه ريشه هاي مذهبي آن از هر اهرمي قوي تر است اين الگوها هر چه سريع تر به فرهنگي اسلامي تبديل شوند كه از يك جامعه مدعي زمينه سازي ظهور انتظار مي رود.
 

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

آويني و الگوي صحیح مصرف

سيد مرتضي آويني در ميان نوشته‌هاي فراوان خود، اثر ارزشمندي به يادگار گذاشته است به نام "توسعه و مباني تمدن غرب".
البته وجه اشتراک مجموعه نوشته‌هاي آويني اين است که همه در راستاي تبيين مباني انقلاب اسلامي در حوزه‌هاي مختلف است، (البته تا جايي که مجال پيدا کرد)اما توسعه و مباني تمدن غرب از آن جهت براي اين يادداشت برگزيده شد،که به طور مفصل در آن به بررسي و ريشه يابي پديده مصرف گرايي و تب تند مدرنيزه شدن در جوامع عصر حاضر پرداخته است.
آويني و الگوي صحیح مصرف 
آويني کتابش را در سال‌هايي مي‌نويسد، که تازه شعارهاي توسعه اقتصادي و مدرنيزه شدن در فضاي عمومي جامعه مطرح شده است.او با بينشي عميق از وضعيت جوامع عصر خود و به ويژه شناخت دقيق از دين اسلام و آداب و رسوم مردم کشورش ناهمخواني و عدم تطابق ملزومات توسعه غربي را با دين و فرهنگ مردم خود تشخيص داده بود.اينگونه بود که احساس خطر مي‌کرد و اين احساس را با ضميمه عقل و منطق به رشته تحرير در مي‌آورد،تا گرچه به مذاق برخي خوش نمي‌آيد،اما شايد تلنگري باشد.
قسمت‌هاي کوتاهي از مقاله "تمدن اسراف و تبذير" کتاب توسعه و مباني غرب او در ادامه مي‌آيد:
«آرمان توسعه‌يافتگي از اصالت دادن به رشد اقتصادي و غلبه‌ي اقتصاد بر ساير وجوه حيات بشر زاييده شده و آنچه باعث شده تا بشر براي اقتصاد اينچنين مقام و اهميتي قايل باشد ماده‌گرايي و نسيان حق است.
نگرشي که انسان امروز نسبت به خود و جهان يافته است اينچنين اقتضا دارد که او خود و نيازهاي ماديش را اصل بينگارد و همه‌ي عزم و همت خويش را در جهت برآورده ساختن اين نيازها متمرکز کند، و از آنجا که بشر، مادام که در محدوده‌ي حيواني وجود خويشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نکرده است، تنها حوايج مادي است که او را به جانب خود مي‌کشد، اين توهم رخ نموده که نيازهاي مادي بشر داراي اصالت است، حال آنکه اينچنين نيست.
مهم‌ترين علتي که جامعه‌ي غرب را به اتراف و اسراف و تبذير کشانده است همين است که اراده‌ي او را در جهت ارضاي شهوات و تبعيت از غرايز و اهواي خويش هيچ چيز جز قراردادهاي اجتماع محدود نمي‌کند.
چه علتي باعث شده است تا بشر غربي اعمالي اينچنين را براي خود مجاز بشمارد؟ وقتي اراده‌ي بشر را در جهت ارضاي شهوات و اهواي خويش هيچ چيز محدود نکند، انسان در مسير تمتع از لذايذ دنيايي به آنچنان زياده‌طلبي و تکاثري دچار مي‌شود که از آن بايد به خدا پناه برد. بشر غربي از آنجا که براي وجود انسان قايل به حقيقتي غايي نيست و به حيوانيت بشر اصالت مي‌دهد، براي اهوا و تمايلات حيواني خود نيز هيچ محدوديتي جز قراردادهاي اجتماعي نمي‌شناسد و قراردادهاي اجتماعي را نيز صرفا به منافع فردي باز مي‌گرداند.
در تمدن غرب قراردادهاي اجتماعي ـ و به تعبير خودشان قانون ـ جانشين اخلاق شده است و سعي بشر غربي در اين است که با اصالت دادن به قوانين مدني و مقررات اجتماعي از اخلاق مذهبي و شريعت بي‌نياز شود؛ يعني به عبارت بهتر، جامعه‌اي بسازد که در آن هيچ کس نيازي به خوب‌بودن نداشته باشد، و در عين حال که هيچ کس التزام اخلاقي در برابر وجدان خويش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق يکديگر از حداکثر آزادي و ولنگاري براي ارضاي شهوات حيواني و تمتع از لذايذ مادي برخوردار باشند ـ و الحق بهترين نظام سياسي که مي‌تواند اهداف مذکور را تأمين کند، سيستم دموکراسي است.»
 

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 1 بيان انتقادات و پيشنهادات

راهكارهاي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف در انرژي كشور

امسال اولين سال از دهه‏ى چهارم انقلاب اسلامي مي باشد و به دليل آمادگي بسيار وسيع و عظيمي كه در كشور وجود دارد، به نام «دهه‏ى پيشرفت و عدالت» ناميده شده است. از آن جا كه اقدام اساسى در زمينه‏ى پيشرفت و عدالت، مسئله‏ى مبارزه‏ى با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگيرى از ولخرجى‏ها و تضييع اموال جامعه مي باشد؛ سال 1388 از سوي رهبر فرزانه انقلاب به نام سال «اصلاح الگوي مصرف» نام‌گذاري شده است. اين مقاله به بررسي تطبيقي و توسعه‌اي راهكارهاي كاربردي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژي كشور مي پردازد.
به‌طور کلی، اتخاذ سیاست ها و راهکارهای اصلاح الگوي مصرف در حوزه انرژی در 2 بخش عرضه انرژی و تقاضای انرژی قابل بررسی و اجرا می باشد. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد در کشور ایران به دلیل اینکه تقریباً تمام زنجیره تامین و عرضه انرژی در اختیار دولت می باشد، دولت مي تواند با انجام تحقیقات علمی و هدفمند کردن سرمایه گذاری ها در بخش انرژی و به کارگیری فناوری های نوین در مدت زمان نسبتاً کوتاهی به میزان قابل توجهی در کاهش مصرف انرژی موفق عمل نمايد. بخش تاثیرگذار دیگر در کاهش مصرف انرژی، مدیریت تقاضای انرژی می باشد که در این بخش نیز راهبردهای متعددی از جمله قیمت‌گذاری، آموزش، فرهنگ، پاداش، هنجار، سبک زندگی، استفاده از انرژي هاي نو و تجديدپذير، استفاده از تكنولوژي هاي جديد، استفاده بهينه از مواد و بازيابي آن ها و... وجود دارد.

مقدمه:

كشور ايران داراي منابع و ذخاير بزرگ انرژي است. در حال حاضر بیش از 85 ميدان نفتي كشف شده در كشور وجود دارد و از لحاظ ذخاير گازي، ايران دومين مقام را در میان کشورهای جهان دارد. ذخاير گازي باقيمانده در ايران در حدود 2616 تريليون متر مكعب تخمين زده شده است. منابع ديگر انرژي مانند ذغال سنگ و… نيز در كشور به میزان قابل توجهی وجود دارد.
روند موجود رشد بي رويه مصرف انرژي در كشور، ايران را از يك كشور صادر كننده انرژي به يك كشور وارد كننده تا قبل از افق 1400 تبديل خواهد نمود. براي مقابله با اين تهديد، اجراي راهكارهاي بهينه سازي انرژي و اصلاح الگوي مصرف انرژي ضروري است. بدين ترتيب حضور ايران در بازارهاي بين المللي انرژي نيز براي بلند مدت تضمين خواهد شد. بهينه سازي انرژي يك صنعت پر سود و كم هزينه براي اقتصاد ملي است و ترويج آن اشتغال زايي گسترده اي را به دنبال دارد. ايجاد امنيت انرژي و كاهش آلودگي محيط زيست از ديگر مزاياي اجراي راهكارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است.
با توجه به افزايش مصرف انرژي در ایران، محدود بودن منابع طبيعي، حركت در راستاي طرح توسعه پايدار و حفظ محيط زيست باید تا حد امكان از هدر رفتن و تلف شدن انرژي جلوگيري شود. براي اين منظور باید در زمينه استفاده بهينه از منابع انرژي در كشور ضمن شناخت راهکارهای مناسب برای کاهش مصرف انرژی قدم هايي برداشته شود. با توجه به نقش حیاتی انرژی برای جوامع بشری و نقش بسیار تاثیرگذار انرژی در پیشرفت و توسعه پایدار کشورها، امروزه استفاده بهينه از منابع انرژي جهت رفع نيازهاي جامعه انساني نيازمند روي آوري به مديريت انرژي و بهینه سازی مصرف آن است.
مديريت انرژي عامل تأمين، مصرف بهينه و حفظ انرژي بوده و عبارت است از مجموعه اقداماتي كه در جهت كاربرد مؤثر از منابع انرژي موجود صورت مي گيرد كه اين اقدامات شامل: صرفه جویي انرژي، مصرف انرژي و جايگزيني منابع انرژي مي گردد. (محمدي‌ اردهالي، 1382)

ضرورت و اهميت:

براي ارزیابي كارايي بهره برداري در مصرف انرژي كشورها، از يك آمار مقايسه‌اي استفاده مي شود كه در آن شدت مصرف انرژي در ايران، با چند كشور در حال توسعه و صنعتي جهان مقايسه شده است. آمارهاي داخلي و بين المللي در مورد شدت مصرف انرژي در ايران نشان مي دهد كه مصرف انرژي در بخش‌هاي مختلف اقتصادي ایران در سال‌هاي گذشته، روند فزاينده رو به رشدي را داشته است. بر اساس گزارشي كه انجمن جهاني انرژي (World Energy Council) در سال 2008 با عنوان "سياست هاي بهره وري انرژي در كشورهاي جهان" منتشر كرده است؛ اطلاعات مقدار توليد ناخالص داخلي انرژي و شدت مصرف انرژي در بازه زماني سال 1990 تا 2006 براي كشور هاي دنيا در يك نمودار ارائه شده است. (WEC, 2008) در اين نمودار كشور جمهوري اسلامي ايران بيشترين افزايش شدت مصرف انرژي را در بين كشورهاي دنيا دارا مي باشد كه ادامه اين روند در سال هاي آينده مي تواند براي اقتصاد كشور بسيار بحران آفرين باشد و كشور ايران را از يك كشور صادر كننده به يك كشور وارد كننده منابع انرژي تبديل خواهد كرد.
با توجه به اينكه متوسط شدت رشد انرژي در جهان حدود 4/0 مي باشد، اين رقم در كشور ايران بيش از 6/0 برآورد گرديده است؛ لذا مي توان گفت كه در كشور ما پتانسيل بالقوه در بهينه سازي و اصلاح الگوي مصرف انرژي در بخش هاي مختلف تا مرز يك سوم (33%) وجود دارد كه درآمد حاصل از اين امر سالانه حدود 5 ميليارد دلار كه معادل تمام بودجه عمراني كشور مي باشد، تخمين زده شده است. در حالي كه طي دو دهه اخير شدت مصرف انرژي الكتريكي در كشور ما ساليانه حدود 7/0 بوده است، مقايسه آماري نشان مي‌دهد كه شدت مصرف انرژي تقريباً 2 برابر شدت رشد انرژي در جهان است. بنابراين، اهميت مديريت انرژي و اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژی كشور محرز و انكار ناپذير مي باشد.
بدون شك مسئوليت خطيركارشناسان بخش انرژي در كشور، طراحي و معرفي راهكارهاي بهينه سازي مصرف انرژي است؛ به‌گونه‌اي كه بدون كاهش رفاه و برخورداري از خدمات انرژي تلفات انرژي كاهش يابد. اين مهم زماني حاصل مي شود كه نگاه به انرژي به مثابه سرمايه اي ملي باشد و برخورد علمي با آن جاي خود را به قضاوت‌هاي سليقه‌اي و بخشي ندهد. راهكارهاي اجرايي بهبود و ارتقاء كارآيي انرژي را مي توان در 2 بخش راهكارهاي قيمتي و راهكارهاي غيرقيمتي تقسیم‌بندي نمود. با توجه به اينكه راهكارهاي قيمتي و سياست هاي قيمتگذاري به دليل پيچيدگي هاي خاصي كه در اقتصاد ايران وجود دارد بسيار مشكل است و غالباً هم همراه با سعي و خطا بوده و تبعات اقتصادي فراواني را براي جامعه دارا مي باشد، لذا شناسايي راهكارهاي غيرقيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران مي تواند گزينه مناسب تر و سهل الوصول تري باشد كه تبعات اقتصادي منفي كمتري را به همراه خواهد داشت.

یافته های تحقیق:

به طور کلی یافته های تحقیق حاضر در زمینه راهکارهای كاربردي غیرقیمتی اصلاح الگوي مصرف انرژی در جمهوری اسلامی ایران در 5 بخش ارائه می شود:

1- راهکارهای قوانین و مقررات

دولت می تواند با وضع قوانین و مقررات خاص در بخش انرژی کشور به اصلاح الگوي مصرف انرژی دست یابد. بخش عمده این قوانین كه در كشور هاي ديگر نيز مورد استفاده قرار مي گيرند، عبارتند از:
تأسيس نهادهاي كارايي انرژي، برنامه‌هاي ملي كارايي انرژي، اعمال كدهاي ساختماني اجباري و اختیاری و تهيه تأييديه‌هاي ساختماني الزامي، برچسب‌‌گذاري استانداردهاي كارايي براي وسایل و تجهیزات، اقدامات مالياتي، يارانه‌های تشویقی و محرک های پولی.

2- راهکارهای فرهنگ سازی

فرهنگ عبارت است از مجموعه اي از نمادها، نهادها و روش ها در يك جامعه كه تعيين و تنظيم كننده رفتار انسان‌هاي آن جامعه مي باشد. البته اين نمادها ممكن است ناملموس باشند مانند تلقيات، باورها، ارزش ها و غيره. بهسازي فرهنگ مصرف انرژی در حالت كلي تابع موارد يا مؤلفه هاي زير است:
2-1- ارتقاء آگاهي هاي عمومي مصرف کنندگان در مورد انرژي های اولیه.
2-2- راهنمایي و هدايت مصرف كننده‌ها در جهت مصرف منطقي و بموقع انرژي.
2-3- بهبود فرهنگ استفاده از وسایل و تجهيزات (دانش فني) مصرف كننده انرژی و رعايت اصول بهره برداري صحيح و نگهداری و تعميرات پيشگرانه وسائل مصرف كننده انرژی.
2-4- آگاهي مصرف کنندگان از روش هاي صرفه‌جویي انرژي در جهت كاهش تلفات آن.
2-5- سازمان هاي دولتي و غيردولتي (خصوصاً سازمان هاي بزرگ) مديريتي به نام "مديريت صرفه جویي انرژي" را در واحدهاي خود ايجاد نمايند که وظيفه اش بررسي نحوه مصرف انرژي در سازمان و کاهش اتلاف منابع انرژي با به كارگيري آموزش هاي تخصصي در سازمان مربوطه باشد.
2-6- جايگزيني انرژي الكتريكي با ساير انرژي ها در محيط مصرف.
2-7- ايجاد انگيزه و رغبت مصرف کنندگان در جهت باروري روحيه همبستگي، وفاق، مشاركت و احساس مسئوليت اجتماعي به عنوان تلقيات و باورهاي ارزشي در جامعه.
2-8- ترويج اعتقادات ديني: به عقيده‌ی بسياري از صاحب‌نظران با توجه به نقش عمده فرهنگ و اعتقادات ديني در آموزش پذيري جامعه، راهكار نهايي پايان دادن به بهره برداري بي حد و حصر انسان از منابع طبيعي و ايجاد روحيه‌ی مسؤليت پذيري مشترك جهت حفاظت محيط زيست، احياء فرهنگ هاي اصيل ملل و رويكرد به تعاليم ديني و بهره گيري از رهنمودهاي اديان الهي است.
2-9- افزايش آگاهي مصرف کنندگان در زمينه خريد وسائل مصرف كننده انرژی و مقدار مصرف آن ها.
2-10- تعليم هنجارهاي رفتاري، ارتقاء رشد فكري مردم و اصلاح سبك زندگي مردم در جهت درك ارزش هاي منابع انرژي از طريق رسانه ها، در قالب برنامه ها با مقالاتي كه تحت نظر متخصصين با تجربه و آگاه تهيه شود و در عين حال سعي گردد اسراف منابع انرژي به عنوان رفتاري كوته فكرانه و غيرعقلايي به مردم شناسانده شود.

3- راهکارهای آموزش

به طور کلی راهکارهای آموزش جهت اصلاح الگوي مصرف در بخش انرژی كشور به 2 بخش آموزش های عمومی و آموزش های تخصصی تقسیم می شود.
3-1- آموزش هاي عمومي: دولت باید در يک برنامه گسترده در رسانه‌هاي گروهي و تبليغاتي و درکتاب هاي درسي ميزان اتلاف منابع انرژي به اطلاع مردم رسانده شود و فرهنگ صرفه جوئي و تلف نکردن منابع انرژي در مردم و به ويژه در نوجوانان و جوانان پرورش داده شده و روش هاي استفاده صحيح از اين منابع به آنان آموخته شود.
3-2- آموزش هاي تخصصي: با توجه به تجربيات كشورهاي موفق و پيشرو و نيز نتايج مطلوب ارزيابي دوره هاي آموزشي تخصصي برگزار شده مديريت انرژي براي كارشناسان و مديران انرژي در برنامه هاي پنج‌ساله دوم و سوم توسعه كشور، ضرورت استمرار و ارتقاء اين دوره هاي بنيادين به صورت آموزش هاي تخصصي و كاربردي مديريت انرژي در كشور به اثبات رسيده است. برخي از نتايج حاصل از برگزاري دوره هاي آموزشي تخصصي مديريت انرژي در كشور عبارتند از:
•انتقال دانش و فرهنگ بهينه سازي انرژي.
•انتقال دانش در خصوص تكنولوژي هاي نوين بهينه سازي انرژي در تمامي بخش هاي مصرف.
•فرهنگ سازي در صنايع كشور به منظور استفاده بهينه از انرژي.
•اجراي اقدامات بدون هزينه و كم هزينه فراوان كاهش مصرف انرژي در صنايع كشور.
•كاهش مصرف ويژه انرژي (SEC) و هزينه هاي انرژي در صنعت كشور. (مركز ملي آموزش مديريت انرژي، 1385)

4- راهکارهای کاهش تلفات انرژی

بخشي از انرژي داخلي كه استخراج گرديده و يا بدون پالايش و تبديل مورد استفاده قرار مي گيرند را انرژي اوليه (Primary Energy) مي گويند. به عبارت ديگر، ان رژي اوليه صورتي از انرژي است كه در طبيعت در دسترس مي باشد. انرژي اوليه شامل نفت خام، گاز طبيعي غني، مايعات گازي، زغال سنگ سخت، برق آبي، انرژي هسته اي، انرژي خورشيدي، انرژي زمين گرمايي و سوخت هاي سنتي مي باشد.
همچنين انرژي نهايي (Final Energy) بيانگر مصرف انرژي توسط مصرف كننده در بخش هاي مختلف است كه از بخش انرژي اوليه و انرژي ثانويه (Derived Energy) تامين مي گردد. به عبارت ديگر انرژي نهايي عبارت است از هر نوع انرژي (اعم از اوليه يا ثانويه ) كه پس از كسر تلفات توزيع و مقادير ذخيره شده، براي خريد در دسترس مصرف كننده قرار مي گيرد؛ مانند بنزين موجود در جايگاه هاي فروش يا برقي كه در دسترس خانوار قرار دارد. بنابراين رابطه زير بين انرژي اوليه و انرژي نهايي برقرار است:
انرژي نهايي + تلفات تبديل (Transformation Losses) + تلفات انتقال و توزيع (Transmission and Distribution Losses) = انرژي اوليه
در تبديل انرژي نهايي، انرژي مورد نياز وارد فرآيندي مي شود كه بر اساس بازده تجهيزات و دستگاه هاي مصرف كننده، و براي انتقال انرژي بخشي از آن تلف شده و مابقي مورد استفاده قرار مي گيرد كه اين اتلاف انرژي تقريباً غير قابل اجتناب است؛ اما مي توان به كارگيري راهكارهايي اين اتلاف را كاهش داد. اگرچه ممكن است برخي از اين راهكارها هزينه هاي متوسط و بالايي داشته باشند؛ منتها با صرفه جويي كه در مصرف انرژي به همراه دارد، علاوه بر مزاياي ذكر شده براي چرخه اقتصاد كشور، طي يك دوره زماني مبلغ هزينه شده بازگشت داده خواهد شد و از آن به بعد هم داراي سود اقتصادي خواهد بود.
براي مثال به دليل غير استاندارد بودن آسفالت اغلب بزرگراه ها و جاده هاي كشور، سالانه انرژي بسياري در بخش حمل و نقل به دليل استحكاك زياد وسايل نقليه تلف مي شود. در صورتي كه با صرف هزينه بيشتر و ساخت آسفالت هاي استاندارد علاوه بر ماندگاري بيشتر به دليل استحكاك كمتر موجب كاهش مصرف سوخت و انرژي در وسايل نقليه مي‌گردد.
همچنين براي مثال به دليل اينكه تلفات انرژي در انتقال گاز كمتر از تلفات انرژي در انتقال برق مي باشد، لذا چنانچه به جاي اينكه در مناطق نفت خيز جنوب كشور منابع گازي به برق تبديل شود و سپس جهت مصرف به شهرهاي بزرگ مانند تهران انتقال يابد، همان گاز توليدي به پالايشگاه هاي نزديك آن شهرهاي بزرگ منتقل شود و سپس از آن برق توليد گردد در انتقال انرژي تلفات بسيار كمتر خواهد شد.

5- راهكارهاي بهره گيري از انرژي هاي تجديدپذير

در سال‌هاي آتي به دليل بحران‌هاي سياسي، اقتصادي و مسائلي نظير محدوديت دوام منابع تجديد‌پذير، نگراني‌هاي زيست‌محيطي، ازدياد جمعيت و رشد اقتصادي؛ تأمين تقاضاي انرژي از مباحث كلي مي‌باشد كه برنامه‌ريزان انرژي را در يافتن راه‌كارهاي مناسب جهت استفاده بيشتر از انرژي‌هاي تجديدپذير در صورت موجود بودن پتانسيل در منطقه و اقتصادي بودن استفاده از آن جهت كاهش مصرف انرژي هاي فسيلي، به اين امر سوق خواهد داد كه در برنامه‌هاي آتي به كارگيري اين نوع انرژي با تأمل بيشتري بررسي گردد. انرژي‌هاي نو شامل انرژي بادي، خورشيدي، بيوماس و بيوگاز، انرژي هيدروژني، زمين گرمايي، انرژي آبي و جزر و مد دريا مي‌باشند كه در ادامه وضعيت اين انرژي ها در ايران بررسي مي‌گردد:

5-1- انرژي‌هاي بادي

ايران كشوري با باد متوسط است كه برخي از مناطق آن باد مناسب و مداومي براي توليد برق دارد. از انرژي‌هاي بادي جهت توليد الكتريسته و نيز پمپاژ آب از چاه‌ها و رودخانه‌ها، آرد كردن غلات، كوبيدن گندم، گرمايش خانه و مواردي نظير اين‌ها مي‌توان استفاده نمود. لكن هزينه غير اقتصادي استفاده از اين انرژي به خصوص در ماشين‌هاي بادي، به كارگيري از اين انرژي را محدود ساخته است.

5-2- انرژي خورشيدي

با توجه به اولويت‌هاي اقتصادي، تكنولوژي ساخت و مشخصه‌هاي خاص هر يك از نيروگاه‌هاي خورشيدي، عمدتاً دو نوع نيروگاه خورشيدي دودكش و سهموي خطي براي شرايط ايران مورد تحليل اقتصادي قرار گرفته است.كشور ايران روي كمربند خورشيدي جهان قرار گرفته است و يكي از كشورهايي است كه از تابش نور خورشيد با قدرت و توان مطلوب برخوردار مي‌باشد. با توجه به اينكه ايران كشور كوهستاني است و اكثر نقاط آن در ارتفاعي بالاتر از 1000 متر از سطح دريا واقع شده‌اند، توان دريافتي از تابش نور خورشيد آن بيشتر خواهد بود. طرح‌هاي خورشيديدر ايران شامل نيروگاه دريافت كننده مركزي، سهموي خطي و سيستم فتوولتاييك و آبگرمكن‌هاي خورشيدي مي‌باشند. (سازمان بهينه سازي مصرف سوخت كشور، 1382، ص68)

5-3- بيوماس و بيوگاز

زيست توده، اصطلاحي در زمينه انرژي براي توصيف كليه محصولات ناشي از فتوسنتز در ميان انوع منابع تجديدپذير مي‌باشد كه برخي از آنها عبارتند از:

5-3-1- محصولات و ضايعات كشاورزي

سالانه مقدار زيادي محصولات كشاورزي توليد مي‌گردد و ضايعات آن نيز بسيار زياد مي‌باشد كه بسياري از آنها مجدداً استفاده نمي‌گردد. از يك لحاظ ضايعات كشاورزي را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد. ضايعات حاصل در مزارع يا كشتزارها و يا خارج از مزارع. ضايعات حاصل در مزارع به عنوان كود مورد استفاده واقع مي‌شوند؛ ولي فرآورده‌هاي انرژي‌زاي مهم كه از محصولات و ضايعات كشاورزي به دست مي‌آيند الكل و بيوگاز مي‌باشند.

5-3-2- ضايعات و فاضلاب‌هاي صنعتي

اين مورد شامل پساب‌هاي كارخانجات مختلف مثل صنايع نساجي، الكل‌سازي،چوب و كاغذ و پساب صنايع غذايي مانند آب پنير، ملاس و تفاله ميوه‌ها مي‌باشد. در پساب كارخانجات مذكور ميزان زيادي زيست‌ توده وجود دارد كه از آنها براي توليد انرژي و غذاي دام مي‌توان استفاده كرد. در مورد توليد انرژي بيشتر مسئله توليد الكل از اين پساب مطرح است. در ايران مقادير زيادي تفاله و ضايعات ميوه توليد مي‌شود كه دفع آن مشكلات زيست محيطي فراواني را ايجاد كرده است.

5-3- ضايعات جامد، فاضلاب‌ها و فضولات دامي

ضايعات جامد شهري، زباله‌ها را شامل مي‌شوند كه شامل دو نوع، زباله‌هاي معمولي و ويژه مي‌باشند.
الف) زباله‌هاي معمولي، مانند زباله‌هاي منازل، زباله‌هاي حجيم خانگي، زباله‌هاي غيرآلوده بيمارستاني، زباله باغ‌ها و گلخانه‌ها و زباله بخش كسبه و ادارات مي‌باشد.
ب) زباله‌هاي ويژه، مانند زباله‌هاي صنعتي، نخاله‌هاي ساختماني، لاستيك‌هاي فرسوده، مواد راديواكتيو و زاله‌هاي آلوده بيمارستاني.
بهترين روش براي حذف ضايعات جامد و استفاده بهينه از آنها تهيه كمپوست است كه توسط ميكروارگانيسم‌‌هاي مختلف در حضور رطوبت و گرما در شرايط هوازي صورت مي‌گيرد. با حجم بسيار زياد زباله شهرهاي بزرگ در ايران، روش كمپوست مقرون به صرفه خواهد بود. در كشورهاي مختلف از روش‌هاي گازي كردن و پيروليز جهت تبديل ضايعات جامد به گاز استفاده شده است. گاز ايجاد شده در ژنراتورها و توربين‌هاي بخار نهايتاً به برق تبديل شده و مورد استفاده قرار گرفته است. پسماندهاي آشپزخانه منبع مناسبي براي توليد بيوگاز هستند. بيوگاز حاصل، مي‌تواند جايگزين سوخت‌هاي فسيلي آشپزخانه گردد.

5-4- انرژي زمين گرمايي

انرژي زمين گرمايي از حرارت حاصل از تجزيه مواد راديواكتيو، هسته مذاب كره، كوهزايي و واكنش‌هاي درون زمين سرچشمه مي‌گيرد. موقعيت مخازن انرژي زمين گرمايي اكثراً بر كمربند زمين لرزه جهان منطبق مي‌باشند. بنابراين با توجه به اينكه ايران روي كمربند زلزله قرارداد پتانسيل قابل توجهي در اين زمينه برخوردار است. وجود كوه‌هاي آتشفشاني و چشمه‌هاي آب گرم در اكثر نقاط ايران، نشان‌دهنده پتانسيل زمين‌ گرمايي ايران است.

5-5- انرژي هيدروژني

الكتريسته و حرارت مورد نياز براي توليد هيدروژن به روش‌هاي متفاوت (الكتروليز، ترموشيميايي، فتوليز و ترموليز) به وسيله منابع انرژي تجديدپذير گوناگون قابل تهيه مي‌باشد. براي توليد هيدروژن انرژي به صورت الكتريسته و يا به صورت حرارت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. از انرژي هيدروژني از طريق آب با استفاده از روش الكتروليز قليايي يا استفاده از ذخيره‌سازي مي‌توان به عنوان سوخت وسايل نقليه، سوخت نيروگاه‌ها و مصرف انرژي در بخش خانگي استفاده نمود. با استفاده از انرژي زمين‌گرمايي مي‌توان از انرژي هيدروژني توليدي از طريق الكتروليز پيشرفته از نوع بخار آب با درجه حرارت بالا جهت مصرف در بخش‌هاي حمل و نقل، صنعتي و گرمايش در بخش خانگي و تجاري استفاده نمود. به كارگيري انرژي خورسيدي جهت توليد انرژي‌هاي هيدروژني با استفاده از الكتروليز قليايي در بخش حمل و نقل به كار گرفته مي‌شود و همچنين با استفاده از هيدروژن آزاد شده از طريق پيل سوختي مي‌توان برق نيز توليد نمود.

5-6- انرژي هسته‌اي

در ايران تاكنون جهت توليد برق از انرژي اتمي استفاده نشده است؛ در صورتي كه با توجه به تجديد پذير بودن انرژي هسته اي و مهيا بودن تمام مواد اوليه آن در ايران، امكان به كارگيري گسترده آن در شبكه برق كشور وجود دارد. از طرفي در مقايسه با ديگر انرژي هاي تجديد پذير، در صورت وجود مواد اوليه و فناوري هاي مورد نياز، انرژي هسته اي مي تواند انرژي الكتريسته بيشتر و ارزان تري را وارد شبكه برق هر كشوري نمايد.

6- احياء و به روز رساني شيوه هاي سنتي بهره مندي از انرژي

يكي ديگر از راهكارهاي برخواسته از فرهنگ بومي جهت اصلاح الگوي مصرف انرژي در كشور؛ استفاده از انرژي هاي پاك به روش روش هاي سنتي مي باشد. در فرهنگ بومي و ملي ايرانيان روش هاي متعددي جهت بهره برداري از انرژي هاي پاك ابداع شده است كه بازشناسي و به روز رساني آنها مي تواند در اصلاح الگوي مصرف انرژي در كشور مؤثر باشد.
براي مثال احياء غنوات كه در گذشته بسيار مرسوم بوده است و مي توان بدون مصرف انرژي الكتريكي؛ زمين هاي كشاورزي را آبياري نمود. احياء آسياب هاي آبي؛ احياء سيستم هاي بادگيري خنك كننده در خانه هاي قديمي شهر يزد؛ استفاده از اختلاف سطح رودخانه ها و به كارگيري دينام در توليد الكتريسته و غيره از ديگر روش هاي استفاده از انرژي هاي پاك به روش سنتي مي باشند.

جمع بندي و پيشنهادات:

روند مصرف انرژي در كشورهاي در حال توسعه نشان مي‌دهد كه رشد جمعيت،‌ توسعه فني، اقتدار سياسي،‌ استقلال ملي و شكوفايي فرهنگي رابطه مستقيمي با مصرف انرژي دارد. اين در حالي است كه رشد مصرف انرژي و افزايش نياز به انرژي از يك سو و محدوديت‌هاي ذخاير و پايان پذير بودن منابع انرژي فسيلي و مشكلات زيست محيطي ناشي از مصرف اين منابع از سوي ديگر، دلايل قابل توجهي است كه ضرورت صرفه جويي مصرف انرژي در جوامع بشري را يادآور مي‌شود.
دركشور جمهوري اسلامي ايران با وجود اينكه بر اساس اعتقادات ديني جامعه صرفه جويي و دوري از اسراف يك امر پسنديده و واجب محسوب مي شود، منتها ارزان بودن قيمت حامل‌هاي انرژي و در دسترس بودن انواع منابع انرژي سبب شد تا جامعه ما با تاخير قابل توجهي به ضرورت بهينه سازي مصرف انرژي بيانديشد. با اين وجود آنچه مسلم است اتخاذ راهكارهاي مناسب براي جلوگيري از اتلاف و مصرف بي‌رويه انرژي و اصلاح الگوي مصرف در كشور نيز روز به روز بيشتر احساس مي‌شود، چرا كه جلوگيري از به هدر رفتن سوخت‌هاي فسيلي، علاوه بر دستيابي سريعتر به توسعه پايدار و حفظ منابع براي نسل هاي آينده،كاهش آلودگي محيط زيست كه يكي از معضلات اصلي جوامع امروز است را نيز در پي خواهد داشت و با توجه به اقدامات جهاني در زمينه كاهش آلاينده ها اين خود عامل ديگري براي تلاش هر چه بيشتر در اين زمينه بشمار مي‌رود.
دستاوردهاي تحقيق حاضر مي تواند گامي مثبت در جهت اتخاذ سياست ها و راهكارهاي غير قيمتي اصلاح الگوي مصرف انرژي در ايران باشد كه براي تحقق اين امر مهم لازم است:
1.راهكارهاي پيشنهادي كه در يافته هاي اين تحقيق بيان شده است، بطور جدي مورد توجه دستكاه هاي مربوطه قرار گيرد.
2.با توجه به دستيابي ايران به انرژي هسته‌اي جهت بهره مندي از مناسب ترين انرژي تجديدپذير در ايران، ايجاد نيروگاه هاي هسته‌اي با اولويت در برنامه‌هاي دولت قرار گيرد.
3.با توجه شرايط جغرافيايي و ميدان تابش آفتاب در ايران موضوع انرژي خورشيدي نيز با جديت دنبال گردد.
4.با توجه به اعتقادات و باورهاي مذهبي و پايبندي مردم به نظرات علما و مراجع ديني، توصيه‌هاي شرعي در مورد صرفه‌جويي در مصرف انرژي به مردم داده شود.
5.دشواري توليد و عرضه انرژي اوليه و اهميت اصلاح الگوي مصرف انرژي و صرفه‌جويي در آن، در مدارس، دانشگاه ها و مراكز علمي و همچنين از طريق رسانه‌‌هاي جمعي بطور مرتب و با شيوه‌ها مناسب اطلاع رساني شود.
6.اهميت حفظ سلامت انسان و محيط زيست كه با مصرف بي‌رويه انرژي به مخاطره افتاده و همچنين خطراتي كه با روند صعودي موجود مصرف انرژي متوجه مردم ايران است را از نظر اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... به مردم اطلاع رساني شود.

منابع و مآخذ:
1.وزارت نيرو. (1385). "آمار و نمودارهاي انرژي ايران و جهان 1385" ، دفتر برنامه ريزي كلان برق و انرژي وزارت نيرو جمهوري اسلامي ايران
2.عشقي ملايري، بهروز. (1384). "مجموعه مقالات دومين کنفرانس روش هاي پيشگيري از اتلاف منابع ملي" ، تهران: فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران، صص.613-618.
3.سازمان بهينه سازي مصرف سوخت كشور. (1382). "اطلاعات انرژي كشور 1380" ، ایران، تهران: واحد توليد نشر ذره.
4.محمدي‌ اردهالي، مرتضي. (1382). "مفاهيم بهينه‌سازي مصرف انرژي"، مجله اقتصاد انرژي، شماره آبان 1381، ایران.
5.مقدم، محمدرضا. (1383). "اصلاح سبد انرژی ایران تا سال 1400" ، ایران، تهران: انتشارات نگاه شرقی سبز.
6.مركز ملي آموزش مديريت انرژي (NTCEM)، (1387). "معرفي مركز ملي آموزش مديريت انرژي در صنعت كشور"، معاونت امور برق و انرژی وزارت نيرو جمهوري اسلامي ايران.
7.ECO, (2001). ECO Regions Energy Conservation and Efficiency Workshop, Ankara, Turkey, October 2001
8.ERI (Energy Research Institute), (2000). “Thailand Energy Strategy and Policy”, Chulalongkom University, Bangkok, Thailand.
9.NEPO, (2002) b. “Outcome of the Energy Conservation Program Implementation During the Fiscal Period 1995-1999”, National Energy Policy Office: Office of the Prime Minister of Thailand
10.RCEP, (1998). “Prospects for Energy Saving and Reducing Demand for Energy in the UK.”, Royal Commission Environmental Pollution.
11.Soest D.van and E.H.Bulte, (2001). “Does the Energy-Efficiency Paradox Exist? Technological Progress and Uncertainty”, Environmental & Resource Economics, 18(1), pp.101-112.
12.Uyterlinde M.A., et.al, (1999). “Integrated Evaluation of Energy Conservation”, National Report for the Netherlands, Energy Research Center of the Netherlands, Report No. ECNC-99-005.
13.World Energy Council(WEC), (2001) a. “Energy Efficiency Policies and Indicators”, a Report by the Word Energy Council, October 2001, London, United Kingdom.
14.World Energy Council(WEC), (2008). “Energy Efficiency Policies around the World: Review and Evaluation Executive Summary”, a Report by the Word Energy Council, London, United Kingdom, ISBN: 0 946121 30 3.
روح الله تولايي

 

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

با اصلاح مصرف، ميتوانيم زباله هايمان را كاهش دهيم

توسعه شهرها، افزايش جمعيت و تغييرات شيوه هاي زندگي از جمله الگوهاي مصرف مشكلات و معضلات متعدد و متنوعي ايجاد نموده كه چاره انديشي و تلاش براي مقابله با آنها اجتناب ناپذير است و سهم كلان شهرها از تبعات زندگي شهري بيش از روستاها و شهرهاي كوچك مي باشد.
كلان شهر تهران نيز با گسترش جغرافيايي و افزايش جمعيت، معضلات فراواني را پيش رو دارد و از اهم آنها مي توان به رشد روز افزون توليد زباله اشاره نمود، مشكلي كه گاه به شكل يك تهديد جدي، سلامت جامعه را به خطر انداخته و در صورت مسامحه و عدم توجه دست اندركاران امور شهري، فجايع زيست محيطي جبران ناپذيري در پي خواهد داشت.
اگر چه در اين زمينه، تدبير، راه كاريابي و اجراي شيوه هاي نوين از وظايف مديريت شهري بوده و ما را ملزم مي نمايد تا با تلاش مسئولانه و بي وقفه در جهت حفظ بهداشت و سلامت جامعه در انجام وظايف خود بكوشيم ليكن مشاركت شهروندان نيز در امور شهري بسيار حايز اهميت و ضروري است.
از اين روي برآنيم تا با آشنا نمودن عموم شهروندان با معضلات و مشكلات زيست محيطي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي ناشي از توليد زباله و دفع نامناسب آن، مشاركت بيش از پيش شهروندان را جلب نماييم تا در ساختن شهري عاري از هرگونه آلودگي از همكاري آنها بهره مند باشيم و در پرتو تعامل سازنــده، فرداي روشني براي فرزندان اين مرز و بوم ترسيم نماييم.

تاريخچـــــه

پس از چند دهه عملكرد سنتيدر زمينه دفع زباله در ايران به ويژه دفن زباله در اطراف شهرها، براي اولين بار در سال 1346 اولين واحد توليد كمپوست از زباله توسط بخش خصوصي و به صورت نيمه صنعتي در شهر اصفهان احداث گرديد و درپي آن در سال 1348 شهرداري تهران طي قراردادي با يك شركت انگليسي كارخانه كمپوست تهران را در صالح آباد، محلي در جنوب شهر تهران، احداث نمود تا بخش عمده زباله شهر تهران به كود گياهي تبديل گرديده تا علاو ه بر جلوگيري از انتشار آلودگي ناشي از زباله در محيط زيست، كود توليد شده نيز در كشاورزي مورد استفاده قرار گيرد.
در اين راستا اداره كل كود گياهي شهرداري تهران تشكيل و مسئوليت راهبري كارخانه كمپوست به اين اداره محول گرديد.
پس از انقلاب شكوهمند اسلامي و با توجه به گسترش شهر تهران و افزايش جمعيت به منظور نظارت عاليه بر كليه امور و فعاليت هاي مرتبط با دفع زباله، اداره كل كود گياهي به سازمان بازيافت و تبديل مواد تغيير نام يافته و در سال 1370 با تصويب وزارت كشور به عنوان متولي مديريت مواد زايد جامد شهر تهران شناخته شد.
اين سازمان در مسير رشد و توسعه در سال هاي گذشته همگام با انجام مطالعات گسترده و بهره برداري از منابع علمي و تجارب كشـورهاي ديگر در زمينه دفع و پردازش زباله، طرح ها و شيــوه هاي نوين دفع بهينه و بازيافــت مواد را به اجــرا در آورده كه اهم آنها عبارتند از احداث كارخانه هاي كمپوست، كارخانه هاي بازيافت كاغذ و پلاستيك، اجراي شيوه هاي بهداشتي دفن زباله، استحصال گاز متان از مركز دفن زباله و ساير طرح ها و پروژه هايي كه به آنها اشاره خواهد شد.
و اكـنون پس از سال ها تلاش كارشناسـان اين سازمان و كسب تجارب بسيار ارزنده كه مــي توانـــد در زمينـه هاي حفـظ محيــط زيســت، ارتقــاء سطـح بهـداشت جامعــه و بهره برداري مناسب از منابع و كسب در آمد، مورد استفاده كليه شهرهاي كشور قرار گيرد تا با به كارگيري روش هاي بهينه مديريت مواد زائد جامد، در سراسر كشور شاهد شكوفايي و بالندگي باشيم.

پسماند يا زباله چيست؟

پسماند يا زباله به مواد جامد، مايع و گاز( غير از فاضلاب) گفته مي شود كه بطور مستقيم يا غير مستقيم حاصل فعاليت انسان بوده و از نظر توليد كنــنده زايد تلقي مي گردد.

پسماندها به پنج گروه تقسيم مي شوند:

1- پسماندهاي عادي: به پسماندهايي گفته مي شود كه به صورت معمول از فعاليت هاي روزمره انسان ها در شهرها، روستاها و خارج از آْنها توليد مي شود. از قبيل زباله هاي خانگي و نخاله هاي ساختماني.
2- پسماندهاي پزشكي : به كليه پسماندهاي عفوني و زيان آور ناشي از بيمارستانها، مراكز بهداشتي، درماني، آزمايشگاههاي تخصصي طبي و ساير مراكز مشابه گفته مي شود.
3- پسماندهاي ويژه: به كليه پسماندهايي گفته مي شود كه به دليل بالا بودن حداقل يكي از خواص خطرناك از قبيل سمي بودن، بيماري زايي، قابليت انفجار يا اشتعال، خورندگي و مشابه آن به مراقبت ويژه نياز داشته باشد.
4- پسماندهاي كشاورزي: به پسماندهاي ناشي از فعاليت هاي توليدي در بخش كشاورزي گفته مي شود از قبيل فضولات، لاشه حيوانات، محصولات كشاورزي فاسد يا غير قابل مصرف.
5- پسماندهاي صنعتي: به كليه پسماندهاي ناشي از فعاليت هاي صنعتي و معدني، پسماندهاي پالايشگاهي، صنايع گاز، نفت و پتروشيمي و نيروگاهي و امثال آن گفته مي شود از قبيل براده ها، سرريزها و لجن هاي صنعتي.
با مروري بر انواع پسماندها متوجه مي شويم كه پسماندهاي عادي و در راس آنها زباله خانگي مهم ترين بخش مورد نظر و مرتبط با شهرونـــــدان است و مي كوشيم تا نقش شهروندان در توليد و دفع بهينه زباله را تبيين و اهداف ذيل را تعقيب نماييم.
1- كاهش توليد زبالــــــه
2- بازيافت و استفاده مجدد از پسمانـــــــدها
3- دفع اصولي و همگن با محيط زيست

اثرات بهداشتي و زيست محيطي زباله:

عدم كنترل زباله هاي شهري و روستايي، اعم از مواد زايد انساني، حيواني و گياهي در محيط، به علت وجود انواع مختلف پسماندهاي غذايي با رطوبت و حرارت مناسب و پناهگاه هايي كه همواره در توده هاي زباله وجود دارد، از عوامل اصلي و مولد بسياري از بيماري هاي انسان و حيوانات است.
انتشار زباله هاي بيمارستاني در محيط و پراكندگي مواد زايد خانگي و صنعتي از يك سو و تداوم فصول گرم سال با توجه به كثرت بيماري هاي عفوني و طولاني شدن زمان برداشت زباله از معابر و اماكن عمومي از سوي ديگر، از جمله عواملي هستند كه محيط مناسبي را براي تكثير و رشد سريع بسياري از باكتريها، انگل ها و ... فراهم مي آورند.
به عنوان مثال مگس با انتقال فيزيكي بسياري از باكتري ها و انگل ها موجب ابتـلاي انسـان به تراخـم، اسهـال و بيماريهاي قارچي و مسموميت غذايي و ... مي شود. همچنين گربه ها و سگ هاي ولگرد كه همچون موش و مگس از سفره رنگين غذايي و پسماندهاي زباله هاي شهري تغذيه مي كنند، نيز عوامل بسياري از بيماريهاي عفوني و انگلي هستند كه البته با برنامه ريزي صحيح و قابل كنترل مي باشند. طبق گزارش محافل بهداشتي، بيش از 118 نوع از عوامل بيماريهاي ويروسي، انگلي و ميكروبي كه در انسان شناخته شده است كه به حيوانات از جمله سگ نسبت داده مي شود. علاوه بر بيماريهاي مذكور، عدم كنترل زباله هاي شهري در حد بسيار وسيعي موجب آلودگي آب، خاك و هوا مي شود.

مشكلات ناشي از عدم رعايت مسائل بهداشتي و زيست محيطي زباله:

مضرات بهداشتي حاصل از عدم كنترل زباله هاي شهري و عكس العمل هاي سوء آن در جوامع بشري، بخش مهمي از بيماريها را به خود اختصاص داده است. وجود مواد غذايي، پناهگاه هاي مناسب، رطوبت و شرايط زيست مساعد در زباله هاي شهري، امكان تكثير و رشد سريع حشرات و موجودات موذي را به وجود مي آورد كه مقابله با آنها بسيار مشكل است. همچنين انتشار آلودگي يا انتقال بسياري از بيماري هاي مهلك در جامعه ما موجب گرديده است كه كشور ما در زمره مصرف كننده اصلي داروها قلمداد شده و آلودگي شيميايي بر آلودگي هاي محيط ما اضافه گردد.
زباله، مخصوصا پسماندهاي غذايي و بخش فساد پذير آن، هنگامي مي تواند مفيد واقع شود كه با روش هاي مناسب توسط انسان كنترل شده و يا به وسيله بازيافت بهداشتي قسمت هايي از مواد آن مورد استفاده مجدد قرارگيرد. اين مواد هنگـامي براي آدمـي مضرنــد كه خـارج از اصـول بهداشتي، ذخيـره سازي، جمع آوري، بازيافت و يا دفع شوند. در اين صورت با انتشار زباله ها در محيط و يا تلنبار آن در حواشي شهرها، محيط مناسب براي توليد ، رشد و نمو حشرات، جوندگان و ديگر موجودات موذي به وجود آيد كه به علل مختلف موجب آلودگي محيط و انتشار بيماريهاي مختلف در آن مي گردند. علي الاصول در راستاي پيشگيري از حوادث، ناشي از دفع غير بهداشتي اين مواد، لزوم شناخت متدهاي جمع آوري و دفع زباله و از همه مهمتر آشنايي با خطرات و بيماري هاي ناشي از آنها اهميت خاصي دارد.
"بخوريد، بياشاميد ولي اسراف نكنيد. ( قران كريم )"
توليد زباله محصول فعاليت انساني است و كميت و كيفيت زباله با الگوي مصرف كالا و مواد توسط قشرهاي گوناگون اجتماع رابطه مستقيم دارد، لذا در چرخه كامل توليد و دفع زباله، "مصرف" اولين حلقه شناخته مي شود، از اين رو تامل و تعمق در الگوي مصرف بسيار ضروري و حايز اهميت است.
در جوامعي كه مصرف كالاها ارزش تلقي مي گردد، ارائه تبليغات تجاري و آموزه هاي نادرست، ميزان مصرف مواد و كالا از حد معقول و ضروري فراتر رفته و نتيجتا پسماند يا زباله بيشتري توليد مي گردد كه معضلات و مشكلات خاص خود را در پي دارد.
در فرهنگ اسلامي، بر پايه و اساس موازين شرعي، اخلاقي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي از مناظر گوناگون بر پرهيز از اسراف تاكيد گرديده و حفظ منابع و موهبت هاي خداوند همواره مورد توجه قرار گرفته است.
با عنايت به موارد فوق ضرورت دارد در شيوه هاي تهيه و مصرف كالا و مواد تجديد نظر نموده و با رعايت اصول به اصلاح الگوي مصرف بپردازيم تا در گام اول توليد زباله، تفاوتها و تاثيرات چشمگير و بسيار قابل ملاحظه اي را شاهد باشيم .

مهم ترين نكاتي كه در زمينه اصلاح الگوي مصرف قابل ذكر و تاكيد مي باشند عبارتند از:

1- خريد كالا و مواد غذايي در حد نياز و نگهداري و مصرف در كوتاه مدت
2- توليد (پخت) غذا به اندازه مصرف در وعده غذايي به ميزان افراد
3- خريد و استفاده از لوازم و وسايل با عمر طولاني
4- عدم استفاده از كالاهاي يك بار مصرف و مشابه

دفع بهينه زباله به روش تفكيك در مبداء

ضرورت زندگي سالم اقتضاء مي كند به صورت مستمر روش هاي مديريت شهري و اجتماعي خود را بهبود بخشيم. به اين منظور سازمان بازيافت با استفاده از تجربيات گذشته و دانش روز اقدام به تدوين طرح تفكيك و جمع‌آوري پسماندها به روش "تر و خشك" نموده و قصد دارد با كمك و همكاري شهروندان نسبت به اجراي آن اقدام نمايد تا انشاا... بتوانيم با رسيدن به اهداف طرح، محيط زيست شهري خود را سالم تر ساخته و در پرتو آن زندگي بهتري داشته باشيم.

اهداف طرح:

1- بهبود روش ذخيره سازي، جمع آوري و بازيافت پسماندها
2- خالص سازي پسماندهاي تر براي توليد كمپوست مرغوب
3- خالص سازي پسماندهاي خشك (مواد مصنوعي) براي بازيافت و بازگشت بهينه اين گونه مواد به چرخه توليد
4- جلوگيري از هدر رفتن سرمايه هاي ملي و كمك به اقتصاد كلان كشور
5- به حداقل رساندن دفن پسماند و حذف آن در آينده
6- ارتقاء سطح كيفيت خدمات شهري
7- حفظ محيط زيست و جلوگيري از توليد و انتشار آلودگي ها
8- ارتقاء سطح فرهنگ عمومي در برخورد با پسماندها

دسته بندي پسماندها به تر و خشك:
پسماندهاي تر:

پسماندهاي غذايي: برنج، انواع خورشت، گوشت، مرغ، ماهي، روغن هاي خوراكي سوخته و فاسد شده و ...
سبزي و ميوه: پسماند ميوه، سبزي و ميوه فاسد شده، تفاله چاي و ...

پسماندهاي خشك:

كاغذ و مقوا: انواع روزنامه، مجله، كتاب، دستمال كاغذي، عكس، ظروف كاغذي شيرو آبليمو، جعبه هاي شيريني، كفش، لباس، شانه تخم مرغ و ...
پلاستيك: انواع ظروف پلاستيكي، روكش ها و كيسه هاي پلاستيكي، طناب هاي پلاستيكي، اسباب بازي هاي پلاستيكي، فيلم هاي عكاسي، انواع ابر و اسفنج و ...
فلزات: انواع قوطي فلزي كمپوت، كنسرو، نوشابه، رب، وسايل فلزي آشپزخانه، شيرآلات ، لوله ها و توري هاي فلزي، ظروف و لوله هاي مسي، چدني، آهني، فويلهاي آلومينيومي، رادياتور و ...
شيشه: انواع ظروف شيشه اي، لامپهاي ساده و فلورسنت، آيينه ، سراميك، چيني، بلور و ...
منسوجات و چرم: انواع لباس هاي كهنه و پارچه هاي مستعمل، حوله، انواع وسايل پارچه اي، انواع كيف و كفش، البسه و وسايل چرمي و ...
چوب: انواع جعبه هاي چوبي، سرشاخه، برگ درخت، مبل، ميز، وسايل چوبي آشپزخانه و ...
لوازم الكتريكي و الكترونيكي: سيم، كابل، پريز، ديسكت، سي دي، نواركاست، ماشيــن حساب، ساعت، لوازم كامپيوتر، چراغ قوه، انواع باطري، تلفــن، تلويزيون و ...
- لازم است زباله هاي پزشكي ( بيمارستاني ) و ويژه نيز كه در منــازل توليد مي شود مورد توجه شهروندان قرار گرفته و به صورت جداگانه با رعايت اصول بهداشتي دفع گردد.

روش اجراي طرح:

در اين روش، پسماندها در محل توليد به دو دسته تر و خشك تفكيك شده و به صورت جداگانه در دو مخزن نگهداري مي گردد.
پسماندهاي تر طبق روال هر شب و ترجيحا راس ساعت 21 در مخازن ويژه پسماندهاي تر تخليه گرديده و پسماندهاي خشك پس از فشرده سازي در مخازن ويژه و يا كيسه نايلون آبي رنگ كه در اختيار شما قرار مي گيرد، ذخيره و در ساعتي از روزهاي هفته كه از طرف شهرداري اعلام خواهد شد، تحويل پيمانكاران مربوطه مي گردد.

بازيافت و پردازش

تفكيك پسماندها به دو دسته تر و خشك در مبداء توليد از آلودگي ناشي از مخلوط شدن و فعل و انفعالات شيميايي و توليد شيرابه پيش گيري مي نمايد و تبديل مواد به محصولات جديد و قابل استفاده را در بردارد.
پسماندهاي خشك به ويژه كاغذ، مقوا، پلاستيك، فلزات و شيشه از ارزش اقتصادي و زيست محيطي برخوردار بوده و در صورت تفكيك، در واحدها و كارخانـجات بازيافت به محصـولاتي با كاربـردهاي مشـابه و يا جديـد تبـديـل مي شوند تا از اتلاف منابع و سرمايه هاي ملي جلوگيري به عمل آيد.
تفكيك كامل زباله هاي تر از زباله هاي خشك نيز بهبود كيفيت و خلوص كود كمپوست را در پي دارد و با توجه به اينكه نزديك به 70% زباله هاي شهر تهران از نوع زباله تر ( پسماند مواد غذايي، ميوه و سبزي و ...) مي باشد و اين پسماندها طي فرايندي به كود گياهي (كمپوست) تبديل مي شوند كه مورد استفاده امور زراعي و باغباني خواهد بود.
همچنين بازيافت و استفاده مجدد از مواد و كالاهاي معرفي موجب جلوگيري از دفن زباله و آلودگي زمين و آب هاي سطحي مي گردد.
 

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

تعديل غرايز پيش نياز اصلاح الگوى مصرف

الگوي مصرف از زوايا و ابعاد گوناگوني قابل طرح و بررسي است.تعديل غرايز انسان كه تمامي حركات، سكنات و فعاليتهاي دروني و بروني او را دربرمي گيرد يكي از مهم ترين مباحث مبنايي و اساسي اصلاح الگوي مصرف است.
الگوي مصرف از زوايا و ابعاد گوناگوني قابل طرح و بررسي است و تحقق آن نيازمند سازو كارها و بسترهاي لازم خود مي باشد. تعديل غرايز انسان كه تمامي حركات، سكنات و فعاليتهاي دروني و بروني او را دربرمي گيرد يكي از مهم ترين مباحث مبنايي و اساسي اصلاح الگوي مصرف است كه براي تحقق اين امر حياتي، بايد به خوبي تبيين و مورد كنكاش و واكاوي قرار گيرد. مطلب حاضر در مقام تشريح بعد مثبت و منفي كاربرد غرايز است كه در اصلاح الگوي مصرف بايد مورد توجه و اهتمام لازم قرار گيرد. اينك با هم آن را ازنظر مي گذرانيم:
¤¤¤

اهميت وجود غرايز

بي شك، در وجود همه انسانها غريزه هايي وجود دارد كه تمام حركت ها و فعاليت هاي دروني و بروني وي از آن برخاسته و متاثر مي گردد. مهم ترين اين غرايز عبارتند از: حس كنجكاوي- حس حق جويي- حس عرفان و خداخواهي، حس ماورايي و كمال طلبي، حس زيبايي، حس عدالت خواهي، حس فداكاري و ايثار، حس سودجويي، حس خودخواهي، حب نفس، حب بقا، حب شخصيت، حب مال و ثروت، حب جاه و مقام و شهوت و غضب و... به عنوان مثال، يكي از غرايز انسان كه مطرح شد حب نفس است، اين غريزه منشا بسياري از فعاليت هاي انساني است كه چون علاقه به زندگي دارد و مي خواهد بماند، براي رسيدن به اين هدف هرچه مي تواند كوشش مي كند. غريزه حب نفس است كه هنگام مواجه شدن با خطري از ناحيه دشمن، انسان را وامي دارد كه با تمام نيرو و توان به دفاع از خود برخيزد. بنابراين وجود غرايز در انسان منشا عمل و محرك او است.

كاركرد مثبت يا منفي غرايز

اين غرايز داراي دو بعد مثبت و منفي هستند كه در جهت ايجاد انگيزه ها و تنوع آن به خوبي و بدي نقش اساسي دارد. شناخت اين غرايز و گستره اثرگذاري و اثرپذيري آن در جهت هدايت و كنترل، ضروري و لازم است. تميز انگيزه هاي بد از خوب و شناخت هدف هاي عالي از پست، بستگي به خودشناسي دارد. چگونه ممكن است انسان در مسير تكامل گام بردارد در حالي كه ابزار كار را نشناخته و آن را در مسير صحيح راهنمايي نكرده است؟
علم اخلاق در اين زمينه راهنماي خوبي براي سالكان و طالبان راه حق است و ارزش ها و وسايل تحصيل آن را معرفي مي كند و موانع و عوامل بازدارنده را باز مي نمايد.
بايد دانست كه كيفيت عمل و ارزش حقيقي آن در اخلاق اسلامي بستگي به نوع انگيزه و اهداف عمل كننده دارد و شكل ظاهري كار و رفتار به تنهايي معيار ارزشها (خوبيها و بديها) به حساب نمي آيد. نيت و رفتار اخلاقي انسان به اندازه اي مهم است كه سرنوشت انسان را با آن مي توان پيش بيني كرد. اصولا قرآن كريم سرنوشت افراد و اقوام و ملل را به تغيير در نيات و مقاصد آنها مرتبط مي داند (رعد -11)

تاثيرگذاري غرايز دروني

هر چند عوامل بيروني در ساختار انگيزه هاي انسان بي تاثير نيست ولي بايد دانست كه عوامل اصلي در شكل گيري اهداف انسان همانا عوامل دروني است و چنانكه معلوم است عوامل دروني بر دو گونه است: 1- طبيعي 2- اكتسابي
عوامل طبيعي عبارت است از غرايز و احساسات خداداده كه به طور طبيعي در وجود انسان آفريده شده است. عوامل اكتسابي صفات و ملكات نفساني انسان است كه به مرور زمان در اثر اعمال و رفتار اختياري در انسان بوجود مي آيد. فعاليتهاي انسان در تمام حالات از اين عوامل متاثر است و اين عوامل زمينه ساز تصميم گيري ها و حركات انسان است و استعدادهاي انسان در اين چارچوب به فعليت مي رسد.
اين همه اصرار بر شناخت نفس و كنترل و هدايت غرايز و نيز تاكيد بر تهذيب و تزكيه نفس به خاطر نقشي است كه اين عوامل در اعمال و رفتار و كيفيت آن دارد. چنانكه اعمال و رفتار انسان نيز متقابلا در شاكله و ساختار روحي وي اثر مي گذارد. انسان شكمباره و شهوت پرست، انسان خود ساخته و خداپرست، انسان ترسو و بزدل و انسان شجاع و دلير هر كدام رفتارهاي متضادي را از خود بروز مي دهند و اين نيست جز به خاطر عوامل نفساني و غرايز طبيعي انسان تا كدام چيره گردد و زمام امور را به دست گيرد. پس بايد انسان را ساخت يعني او را مالك خويشتن خويش قرار داد تا او بر جهان حاكم باشد نه جهان حاكم بر او.

تعديل غرايز

همان گونه كه در ساختمان جسم انسان يك عضو بي مصرف آفريده نشده در ساختمان روح و جان او نيز هر انگيزه و غريزه و ميلي نقش حياتي دارد، اما اگر اين غرايز به طور صحيح هدايت و رهبري نشود و تحت كنترل دقيق قرار نگيرد خطرناك و زيانبخش خواهد بود كه براي نمونه در اينجا به ذكر چند نمونه بسنده مي كنيم:

1- تمايلات جنسي

وجود اين غريزه سركش و مرزنشناس و طغيانگر در انسان مخصوصا در دوران جواني كه دوره بحران غرايز به شمار مي رود از مسائل انكارناپذير است، زيرا هوسهاي سركش و غرايز و اميال حيواني او را به هوسبازي و شهوت راني و... دعوت مي كند. اگر انسان با نيروي عقل و ايمان نتواند خود را كنترل كند و قدرت رام كردن غريزه هاي ويرانگر را نداشته باشد، از نظر معنوي تا آنجا سقوط مي كند كه از حيوانات هم پست تر مي شود، زيرا انسان مانند مخلوقات ديگر خداوند (فرشتگان و حيوانات...) نيست. چرا كه علي(ع) فرمود: «خداوند فرشتگان را تنها عقل داد نه شهوت و غضب و حيوانات را تنها شهوت و غضب داد نه عقل؛ ولي انسان را به اعطاي همه اينها شرافت بخشيد. لذا اگر شهوت و غضب او تحت فرمان عقلش قرارگيرد بالاتر از فرشتگان خواهدبود. چون با وجود نيروي مخالف به چنين مقامي رسيده است.»
(جامع العادات، ج1، ص34)
و حال آنكه شهوت برعقل او غلبه كند از حيوانات هم پست تر خواهدبود. بنابراين اگر اين غريزه تحت كنترل و هدايت قوه عاقله قرارنگرفته و تعديل نگردد، قهرا انسان از مسير انسانيت خارج و سمت و سوي حيواني پيدا خواهدكرد و درنتيجه هيچ گونه اصلاحي بر او موثر و مفيد نخواهدافتاد.

2- ثروت اندونزي

غريزه ديگري كه بايد تحت كنترل، هدايت و تعديل قرارگيرد، غريزه حب مال و ثروت اندوزي است. درقرآن كريم و رواياتي كه از پيشوايان ديني رسيده است از مال و ثروت به نيكي يادشده و انسان نيز ذاتاً علاقه به آن دارد و اين علاقه تا حدي لازم و مطلوب است، اما بايد توجه داشت كه اگر انسان بيش از حد به فكر زراندوزي و جمع ثروت باشد، زيانهايي به بار خواهدآورد كه در اين صورت هيچ اصلاحي در فرآيند كردارها و رفتارهاي او موثر و مفيد واقع نخواهدشد.

بعد مثبت يا منفي مال و ثروت
الف) بعد مثبت

قرآن كريم درچند مورد از مال و ثروت تعبير به خير مي كند كه چند نمونه را يادآور مي شويم:
«بر شما نوشته شده هنگامي كه يكي از شما را مرگ فرا رسد اگر خيري (مالي) را از خود به جاي گذارده است وصيت براي پدر ومادر و نزديكان به طور شايسته كند. اين حقي است بر پرهيزكاران» (بقره- 179)
مرحوم طباطبايي(ره) مي گويد: «والمراد بالخير المال» «مقصود از خير مال است» (الميزان، ج1، ص449) و در ذيل آيه «و انه لحب الخير لشديد» (او علاقه شديدي به خير دارد) مي نويسد: «الخير مال» «مقصود از خير همان مال است»
در مورد ديگر، خداوند متعال از مال به عنوان زينت دنيا نام مي برد، «المال والبنون زينه الحيوه الدنيا» مال و فرزندان زينت حيات دنيا هستند (كهف، 64)
همچنين در آيه ديگر خداوند متعال مال را قوام و پايه زندگي قرار داده است و مي فرمايد: «ولاتوتوالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما...» اموال خود را كه خداوند وسيله قوام زندگي شما قرار داده است به دست سفيهان ندهيد...
خلاصه، اگر مال و ثروت از راههاي مشروع كسب شود و در راه حلال ودر جهت خدمت به مردم به مصرف برسد از نظر اسلام ارزشمند و داراي بار مثبت و ايجابي است.

ب) بعد منفي

از سوي ديگر قرآن كريم مال و ثروت را باعث غفلت از ياد خدا شمرده و مي فرمايد: «اي اهل ايمان! مال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نسازد...» (منافقون-9)
در جاي ديگر ثروت اندوزان را (كساني كه مال و ثروت را گردمي آورند و آن را در راه خدا انقاق نمي كنند) برحذر مي دارد و اموالي را كه ذخيره كرده اند، وسيله عذاب آنها در قيامت مي داند، (توبه -43). همچنين مي فرمايد: «اموال و فرزندان شما نمي تواند وسيله تقرب شما به خدا باشد» (سبا-73)
ازسوي ديگر در روايات و مال ثروت مذمت شده و به عنوان ماده شهوت و آمال و آرزوهاي انسان (نهج البلاغه، حكمت85) و موجبات رنج و سختي و مركبي براي ناراحتيها (فهرست، غررالحكم، ص573) توصيف شده است. بنابراين در يك جمع بندي خلاصه مي توان گفت هريك از غرايز انسان اگر درمسير افراط و تفريط قرارگرفته و از مسير تعادل و ميانه روي خارج گردد، آثار زيانبار، مخرب و جبران ناپذيري براي انسان به دنبال خواهد داشت و درنهايت او را درمسير انحطاط و قهقرا سوق خواهد داد.

نويسنده: آيت اله محمد رضا مهدوي كني

 

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

پیامدهای زندگي مصرفي در آمريكا

پايگاه اينتترنتي كانترپانچ با بررسي جنايات اخير خانوادگي بين شهروندان آمريكايي كه پس از بحران اقتصادي رخ داده اند، ريشه اين مشكلات را فرهنگ مصرفي و جستجوي جنون آميز زندگي رويايي به سبك ايده آل آمريكايي دانسته و راه حل هاي اقتصادي براي برون رفت از اين وضعيت را ناكافي شمرده است.
 فيرمين دبراباندر، استاد فلسفه در موسسه كالج هنر مريلند، در مقاله اي كه پايگاه اينترنتي كانترپانچ آن را منتشر ساخته است، با اشاره به اين كه در هفته جاري، مريلند عنوان پايتخت آدم كشي- خودكشي آمريكا را به خود اختصاص داده، از اين كه هر دو جنايت اخير به خاطر مشكلات اقتصادي در دوران ركود فعلي، رخ داده اند، ابراز نگراني كرده است. در شهر فردريك كانتي، هفته گذشته، كريستوفر وود خود، همسر و سه فرزندش را به خاطر بدهي 45 هزار دلاريش كه مربوط به كارت اعتباري و وام رهن مسكن بود، به قتل رساند. كمي بعد از اين اتفاق، در توسان مريلند، ويليام پرنت ابتدا همسر و دو دختر خود را خفه كرد و سپس به يك مغازه رفت و پس از خريد يك چاقو، خود را نيز به قتل رساند. تحقيقات اوليه حاكي از آن است كه وي در سرمايه گذاري هاي انجام داده به جاي موكلانش، ميليون ها دلار زيان ديده بود.
نويسنده سپس ضمن بيان اين نكته كه اين مردها افرادي عادي و حتي شهروندان و پدران خوبي نيز بوده اند، اولين سوالي كه بعد از شنيدن جزئيات اين جنايات به ذهن خطور مي كند را اين مي داند: چرا خانواده ها نيز وارد اين جنايات مي شوند؟ خودكشي يك مسئله است ولي چرا بايد تمام اعضاي خانواده نيز به همراه پدر، كشته شوند؟ چه چيزي باعث مي شود تا آنها به چنين ديوانگي و جنايات هولناكي دست بزنند؟ چگونه ممكن است شما خود، فرزندان كوچك و همسرتان را تنها براي بدهي بكشيد؟ به نظر من هر چقدر هم كه بدهي زياد باشد، اين كار غير قابل باور است. اين مردها كور بوده اند، اما چرا؟ آنها نمي توانستند زندگي خود و خانواده شان را در شرايط ورشكستگي و فقر تصور كنند. من فكر مي كنم، شرم نيز آنها را از درون كشته است. شايد آنها روي نگاه كردن به چشمان كودكان، والدين، همسايه ها و حتي خودشان را نداشته اند.
وي در ادامه از احتمال وجود يك مشكل رواني ناشي از طمع سخن مي گويد و مي نويسد: زماني يكي از همكاران من مي گفت، وقتي در مورد حقوق هاي بالاي مديران اجرايي فكر مي كند، متوجه حرص و طمعي در آنها مي شود كه يك نوع از بيماري هاي رواني است. چه چيز ديگري مي توان در مورد مديران بي شرمي گفت كه هر روز براي درآوردن پول بيشتر كه شايد حتي نتوانند آن را در زندگي خود خرج كنند، مردم را فريب مي دهند؟ من آن روز به اين حرف همكارم خنديدم. همكار من يك سوسياليست با سابقه است كه براي نظرات خاصش معروف است. البته در اين جنايات ما شاهد اين بيماري در حالت هولناك و ناگهاني آن هستيم.
اين استاد فلسفه آمريكايي، ريشه اين بيماري را در سبك زندگي آمريكايي و آرزوهايي مي داند كه مردم آمريكا درصدد تحقق آنند. به عقيده دبراباندر، قربانيان اين فجايع، نتوانسته بودند به استانداردهاي موفقيت تعريف شده در جامعه آمريكا دست يابند و اصطلاحاً بر روي خانه خود براي رسيدن به اين استانداردها شرط بندي كرده بودند.
به نظر مي رسد اين آقايان، وود و پرنت، در بحران و حباب اقتصادي جديد به وجود آمده گير افتاده بودند: وود بر روي يك خانه در فلوريدا معامله اي قمار گونه كرده بود، كه هيچ پولي در ميان نبود؛ پرنت نيز با استفاده از رشد بازار مسكن و ملك اقدام به دريافت وام هاي كوتاه مدت براي ساخت و ساز كرده بود و به اين ترتيب سود سرمايه گذارانش را نيز پرداخت مي نمود. به طور خلاصه بايد گفت، به نظر مي رسد اين مردها از حرص و طعمي كه به جان اقتصاد ما افتاده و آن را از پاي در آورده، صدمه ديده اند. آنها قربانيان (من از نسبت دادن اين كلمه به آنها نفرت دارم اما هيچ كلمه مناسب ديگري وجود ندارد) آشفتگي مالي ما بودند كه به شدت با سفته بازي و ريسك هاي بالايي همراه بود و تنها هدفشان نيز ثروتمند شدن بود.
اما چه اتفاقي براي اين راحتي محض و هدف ارزشمند در زندگي افتاد؟ اهدافي چون ايمني، امنيت و رضايتمندي؟ نه، آن اهداف ديگر براي ما به اندازه كافي خوب نيستند؛ ما در خيال خود به ثروت ميلياردي لري اليسون مي انديشيم و از جورج سوروس براي انجام ريسك هاي بزرگ الهام مي گيريم. اين ريسك پذيري در واقع ديوانگي است. جنوني كه به خاطر نيازها و اهداف نابخردانه اي ايجاد مي شود.
نويسنده بر همين اساس، اصلاح فرهنگ آمريكا علاوه بر اصلاح قوانين اقتصادي را براي رفع ريشه اي اين مشكلات ضروري مي داند. او مي نويسد: دولت اوباما حق دارد كه بر روي مقررات جديد در آينده بر روي سيستم هاي بانكي و سرمايه گذاري ما تاكيد كند، مقرراتي كه ممكن است با كاهش ريسك هاي بيش از اندازه، مشكلات و بحران هاي اقتصادي آينده را پايين آورند. اما چيز ديگري كه هر روز بيشتر نمود پيدا كرده و نياز به بازسازي دارد، چيزي فراتر از كارهاي سياسي صرف است و آن روياي آمريكايي مي باشد. روياي آمريكايي؛ واقعا، تنها يك تصور احمقانه است و هنوز اين رويا آمريكايي ها را براي دهه ها تشويق مي كند كه به بهره وري اقتصادي بپردازند، بهره وري خاصي كه به سختي مي توان مشابه آن را در سراسر دنيا يافت.
آمريكايي ها ساعت هاي متوالي كار مي كنند و مسافت هاي زيادي را مي پيمايند، اما دقيقا براي چه؟ براي خانه اي بزرگتر با يك گاراژ وسيعتر و تعداد زيادي اتومبيل. ما بايد در هر اتاق يك تلويزيون صفحه تخت داشته باشيم، حتي بنا بر گزارش هفته اخير نيويورك تايمز در دستشويي نيز يك تلويزيون مي گذاريم. آمريكايي ها به طور متوسط هر 7 سال يكبار خانه خود را تغيير مي دهند. چرا ما نمي توانيم يكجا بمانيم؟ چه چيزي موجب اين بي قراري مي شود؟ به نظر من، دليلش همين رويا است. ما نمي توانيم هيچ وقت به اندازه كافي از همه چيز داشته باشيم. دونالد ترامپ، حالا يك ستاره تلويزيوني است كه هر شب برنامه او به ما يادآوري مي كند كه داستان زندگي اين فرد، جاه طلبي هاي گستاخانه اش، امپراطوري املاكش و پنتهاوس هاي بزرگش، همان روش آمريكايي در زندگي است.
خانواده پرنت در گاردن سيتي، يك محله خوب و دوست داشتني در لانگ آيلند زندگي مي كردند. چه چيزي باعث شد كه آقاي پرنت چيزي بيش از يك حقوق ثابت و راحتش بخواهد؟ به نوعي او در چشمانش ستاره ها را مي ديد - شايد نشانه هاي اشرافيگري و ثروت كه از هر گوشه و كنار منهتن به چشمان او مي خورد - و همين امر وي را به سرمايه گذاري در زمينه هاي سودمند تشويق نمود.
نويسنده در اين جا نظام بانكي و سيستم سرمايه داري آمريكا را نيز متهم دانسته و مي نويسد: دوستان در منهتن كه گزارش هاي رو به رشد بازار را در آن زمان مشاهده كرده بودند، ديگر حقوق هاي 6 رقمي خود را كافي نمي دانستند و البته خودشان نيز به اندازه كافي خوب نبودند. در كوتاه مدت، درآمدهاي فوق العاده قابل انتظار بود - مدلي كه توسط مديران موسسات سرمايه گذاري ارائه مي شد و بر اساس آن در دوره هاي كوتاه مدت سودهاي غير قابل باوري به دست مي آمد. نيويورك هيچ گاه ثروتي به اندازه ثروت موسسات سرمايه گذاري به خود نديده بود. به سرعت نيز ثروت هاي اين گونه موسسات به نوعي نرم و هنجار تبديل شد. به چه روش ديگري مي توان پافشاري هاي سخت و بي شرمانه بانكداران تحت حمايت دولت و دلالان را براي كسب سود بيشتر، توضيح داد؟ نام بازي درآمد گزاف است و چگونه به آن رسيدن چيزي است كه كمتر و كمتر اهميت دارد.
حالا يكي از دوستان منهتني من از شهر فرار كرده است و يك شغل بدون درآمد براي خود در حومه مريلند دست و پا كرده است. او اين عمل را به نوعي فرار از جنون و ديوانگي شهري توصيف مي كند كه مردم در آن با انتظارات و خواسته هاي بيشمار قفل شده اند. اين تب، در سال هاي اخير به نوعي تمام مردم آمريكا را در بر گرفته است. قماربازان كوچك در فلوريدا به سراغ خانه دوم نيز رفتند، به عنوان مثال همانند آقاي وود. همه ما در يك جنون وسيع تر احاطه شده ايم كه حالا به صورت جنايات و بحران و آشفتگي اقتصادي نمايان شده است.
دبراباندر با تاكيد مجدد بر آن كه "ما علاوه بر اصلاحات اقتصادي، به يك انقلاب و تغيير فرهنگي هم نيازمنديم و آمريكايي ها به اهداف حرفه اي تر، نيازهاي مالي جديد كه بر مبناي آرزوهاي واقعي تر بنا شده باشند و ريسك و استرس پايين تري داشته باشند، نياز دارند "، رساندن ساعت كار روزانه به 12 ساعت، پرداخت همزمان اقساط چند وام رهن مسكن و رشد بيش از اندازه بدهي هاي كارت اعتباري را باعث تبديل شدن آمريكايي ها به يك ماموت بزرگ مصرف كننده مي داند كه هنوز هنوز ارضا نشده ايم و هميشه زياده خواه بوده است.
مقاله انتقادي پايگاه اينترنتي كانترپانچ در پايان روش زندگي مصرفي را فاقد لذت بخشي خوانده و در پايان اين گونه نتيجه مي گيرد كه: حالا حباب اين نوع زندگي تركيده است و خانواده هاي ناقص -همچون وود و پرنت- از زير آن به پايين سقوط مي كنند. راه بهتري هم بايد باشد؛ ما به استانداردهاي جديدي براي شادي نيازمنديم.
 

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

اصلاح الگوي مصرف با بازيافت خودروها

براساس موازين و قوانين موجود در اتحاديه اروپايي، عمر مفيد خودرو بين 12 تا 15 سال تعيين شده و به اين ترتيب بخشي از توليدات دهه 1990 به خط بازيافت رسيده‌اند.

دولت‌هاي اروپايي براي رفع نگراني‌هاي زيست‌محيطي، نسبت به اتخاذ سياست‌هاي ملي و امضاي توافقنامه‌هاي داوطلبانه اقدام كرده‌اند. در اواخر سال 1999 ميلادي10عضو اتحاديه، شامل اتريش، بلژيك، فرانسه، آلمان، ايتاليا، هلند، پرتغال، اسپانيا، سوئد و انگليس به وضع قوانين ويژه‌اي براي خودروهاي فرسوده پرداختند. طبق برآوردهاي آماري حدود 96 درصد از كل خودروهاي فرسوده در حال تردد در خاك آن اتحاديه، در اين 10 كشور قرار دارند.

در پي امضاي اين توافقنامه، در تاريخ 18 سپتامبر سال 2000 نيز قوانين قبلي مورد تجديدنظر و ساماندهي دوباره قرار گرفت. هدف از وضع اين قوانين، ايجاد نوعي هماهنگي بين كشورهاي عضو اتحاديه و توليدكنندگان خودرو بود تا قوانين ملي كشورهاي عضو با مفهوم بازيافت سازگارتر شود. هدف نهايي اين طرح، جلوگيري از انباشت خودروهاي فرسوده در گورستان‌هاي خودرو بود. به‌نظر مي‌رسد بررسي تجربه كشورهاي اروپايي در زمينه بازيافت خودرو راهكار مناسبي براي اصلاح الگوي مصرف در كشورمان خواهد بود.

براساس توافق كشورهاي عضو اتحاديه اروپا براي بازيافت خودروهاي فرسوده، تنها 5درصد از كل خودروهاي فرسوده در كشورهاي عضو اين اتحاديه مي‌توانست به گورستان‌هاي بزرگ حمل شده و 95درصد ديگر اين خودروها بايد بازيافت مي‌شد. اين توافقنامه كه به امضاي كشورهاي عضو رسيده مفاد زير را در بر مي‌گيرد: كشورهاي عضو بايد تمهيدات لازم را براي استفاده مجدد از قطعات خودروهاي فرسوده بينديشند.

ديگر آنكه درصورت نبود امكان بازيافت مي‌توان از قطعات فرسوده در ساير خودروها استفاده كرد، به شرطي كه آلودگي صوتي و زيست‌محيطي ايجاد نكنند. همچنين تا ابتداي سال 2006 تمام خودروهاي فرسوده بايد در حد 85 درصد قابل بازيافت باشند. از سوي ديگر در آغاز سال 2006 تمام خودروهايي كه قبل از ژانويه سال 1980 توليد شده‌اند بايد مورد بازيافت قرار گرفته و اينكه با فرارسيدن ژانويه سال 2015 بايد حداقل 95‌درصد از كل وزن خودروهاي موجود در اتحاديه اروپايي قابل بازيافت باشد.

همچنين مقرر شده تا خودروهايي كه از اين پس در كشورهاي عضو اين اتحاديه توليد مي‌شوند داراي ويژگي‌هايي مانند مصرف پايين انرژي، سهولت جداسازي قطعات، قابليت بازيافت و حداقل استفاده از فلزات سمي باشند. در واقع براساس اين توافقنامه، قانونگذاران اروپايي تصريح كردند كه عوامل و مراكز اوراق يا بازيافت خودروهاي فرسوده بايد داراي مجوزهاي ويژه‌اي باشند و به‌همين دليل تعداد شركت‌ها يا مراكز داراي مجوز بازيافت خودرو در هريك از كشورهاي فرانسه، آلمان، ايتاليا و انگليس به بيش از يك هزار مركز افزايش يافت. اين مراكز مجاز به فروش موتور، جعبه دنده، سامانه انتقال نيرو و قطعات بدنه قابل استفاده‌ بوده و جداسازي موارد آلاينده نيز يكي از وظايف اصلي مراكز اسقاط خودروهاي فرسوده است.


 

پيش‌قراولان آلماني بازيافت خودرو
 



براساس پژوهش سال 2003 مؤسسه حفاظت از محيط‌زيست آلمان، اين كشور از نظر امكانات فني و شرايط فناوري توان آن را دارد كه مطابق مصوبات اتحاديه اروپايي، تمام خودروهاي فرسوده را از رده خارج و بازيافت كند. براين اساس تمام كشورهاي عضو وظيفه دارند با اتكا به زير‌ساخت‌هاي موجود خود نسبت به جمع‌آوري و بازيافت خودروهاي فرسوده اقدام كنند. آلمان جزو معدود كشورهاي عضو اين اتحاديه است كه عملا توان انجام چنين كاري را داشته و كشورهاي ديگر نيز بايد براساس يك برنامه جامع و زمانبندي شده، به اين مهم بپردازند. گفتني است كه آلمان يكي از مهم‌ترين كشورهاي توليدكننده خودرو و صاحب فناوري است.

مطابق توافق آلمان با اتحاديه، از آغاز سال 2006 بايد 80 درصد از كل قطعات خودروهاي خارج از رده مورد بازيافت يا استفاده مجدد قرار گيرند. البته نگراني‌هايي نيز در زمينه بخشي از اين فعاليت‌ها وجود دارد. به‌عنوان نمونه آلماني‌ها براي بازيافت سپرهاي پليمري راهكار ويژه‌اي ندارند و يك پژوهشگاه شيمي مسئول بررسي اين مشكل و يافتن راهكاري مناسب براي آن شده است. شركت‌هاي بازيافت در آلمان به 2گروه عمده شركت‌هايي كه تمام خودروها را بازيافت كرده و شركت‌ها و مراكزي كه به‌صورت تخصصي، نمونه‌هاي خاصي را بازيافت مي‌كنند، تقسيم مي‌شوند كه نقطه اشتراك تمام اين مراكز آن است كه بايد از مراكز مجاز مانند متوليان حفاظت از محيط‌زيست و اداره حمل‌ونقل جاده‌اي مجوزهاي لازم را دريافت كنند جلوتر است.

سال‌ها پيش از آنكه قانونگذاران در اروپا قوانيني براي قابل بازيافت بودن مواد به كار رفته در خودروها وضع كنند، شركت خودروسازي ب.‌ام‌. و سياست خاصي مبني بر به‌كارگيري منابع طبيعي در مواد مورد استفاده در خودرو داشته و سعي كرده است روش‌هاي منحصر به فردي را براي از بين‌بردن و بازيافت اين مواد ابداع كند.

دوام مواد به‌كار رفته در خودرو يكي از فلسفه‌هاي بنيادي گروه خودروسازي ب.ام.و در طول سال‌هاي متمادي بوده و هم‌اكنون نيز يكي از اهداف بنيادي اين گروه محسوب مي‌شود؛ جهت‌گيري‌اي كه در سطح جهاني نيز شناخته شده است. از زماني كه در سال 1999 «گروه شاخص دوام داو جونز» براي شركت‌هايي كه به‌دنبال فرايند مديريت دوام هستند به‌عنوان مهم‌ترين گروه شاخص معرفي شد. «ب.ام.و» سردمدار شركت‌هاي خودروساز ديگر در اين حوزه بوده و توانسته است رتبه يك را در رده بندي اين گروه از آن خود كند.

اين شركت همچنين با استفاده از فرايندهاي خاص جداسازي، ضايعات توليد را به تركيبات اوليه آن مانند پوسته پلاستيكي، كف پلاستيكي و زير‌لايه پلاستيكي تفكيك مي‌كند. با در نظر گرفتن وزن اوليه، حدود 60 درصد مواداوليه از زير لايه‌هاي ترمو پلاستيك بنيادي تشكيل شده كه با درجه خلوص 5/99 درصد بازيافت مي‌شود. اين مواد بنيادي به‌طور مستقيم براي توليد هواي گرمي كه در مجاري زير داشبورد جريان دارد، طي چرخه‌ كامل و دقيق مواد، به كار مي‌رود. اين مجاري هواي گرم نيز از مواد كاملاً قابل بازيافت و بدون نياز به مواد جديد تشكيل شده‌اند.


 

بازيافت در خودرو‌سازان ژاپني
 


با شروع سال 2005 ميلادي خودرو‌سازان ژاپني نيز در زمينه توليد خودروهاي سبز با رقابت فشرده‌تري مواجه شدند. دليل آن نيز اجراي قانوني بود كه شركت‌هاي توليدكننده را به همكاري با صاحبان خودرو براي جمع‌آوري و بازيافت خودروهاي فرسوده ملزم مي‌كرد. براين اساس از ژانويه 2005 به اين سو مالك هر خودرو موظف شده است مبلغي معادل 65 تا 165 دلار آمريكا به دولت بپردازد.

اين مبلغ بخشي از هزينه بازيافت خودروهاي خارج از رده و فرسوده است. دولت ژاپن اين تصميم را در پي آن اتخاذ كرد كه بيشتر گورستان‌هاي خودروهاي فرسوده مملو از آهن قراضه شده بود و گاز كلروفلوروكربن (CFC) موجود در سامانه خنك‌كننده و تهويه خودروها و نيز كيسه‌هاي هوا باعث آلودگي شديد هوا و محيط‌زيست مي‌شد. ژاپني‌ها همچنين قصد دارند تا سال 2015 حدود 95 درصد از كل خودروهايشان را بازيافت كنند. اين رقم در سال 2005 حدود 80 درصد گزارش شده است.

يكي از مشكلات موجود در فرايند فعلي بازيافت در ژاپن آن است كه هزينه بازيافت خودروهاي مختلف بنا به مدل و اندازه آنها متفاوت است. براي تعديل هزينه‌هاي مذكور، از اين پس در مرحله طراحي اوليه خودروهاي ژاپني از موادي استفاده خواهد شد كه با كمترين هزينه و بهترين كيفيت قابل بازيافت باشند. همچنين برنامه‌هاي ويژه‌اي براي تغيير دستگاه‌هاي خردكن و بازيافت انرژي مورد استفاده در كارخانه‌هاي اسقاط و بازيافت در دست مطالعه و اجراست.

شركت نيسان موتور، به‌عنوان دومين خودرو ساز بزرگ ژاپن نيز پس از اجراي قانون جديد بازيافت در آن كشور، اعلام كرد كه از اين پس اندازه خودروهاي توليد شده در آن شركت و تعداد كيسه هوا ويژه سرنشينان خودرو در ميزان هزينه دريافتي بابت بازيافت مؤثر خواهد بود. به عبارت ديگر هرقدر تعداد كيسه‌هاي هوا بيشتر يا ابعاد خودرو بزرگ‌تر باشد، مبلغ بيشتري به‌عنوان هزينه مشاركت در بازيافت از مصرف‌كنندگان دريافت خواهد شد.

مطابق آخرين بررسي صورت‌گرفته در ژاپن، سالانه بين 550 تا 700 هزار تن آهن قراضه و ساير قطعات جدا شده از خودروهاي فرسوده در گورستان‌هاي ويژه انباشته مي‌شود. به اين ترتيب سهم هر دستگاه خودروي سواري حدود 190 كيلوگرم است. دست‌اندركاران بازيافت نيز معتقدند كه با مشاركت مصرف‌كنندگان در بخشي از هزينه‌هاي بازيافت خودروهاي فرسوده، هزينه‌هاي بازيافت كاهش مي‌يابد و عمليات آن رقابتي‌تر خواهد شد.

در بين تمام شركت‌هاي خودروسازي ژاپن، تويوتا برنامه‌هاي كامل‌تري را در زمينه بازيافت خودروهاي فرسوده و توليد خودروهاي قابل بازيافت در دست اجرا دارد. اين شركت در توليد خودروهاي جديد سياستي را اتخاذ كرده است كه براساس آن خودروهاي مدل 2005 و بالاتر ساخت تويوتا از قابليت تفكيك‌پذيري قطعات و بازيافت بيشتري برخوردارند. كوتاه كردن زمان اسقاط كردن خودروهاي فرسوده و كاهش هزينه نيروي انساني تاثير فراواني در كاهش هزينه‌هاي بازيافت دارد.

شركت خودروسازي مزدا نيز مهم‌ترين سياست جاري خود را استفاده از قطعات قابل بازيافت و اعمال سياست‌هاي زيست‌محيطي و اقتصادي در فرايند طراحي و توسعه توليدات خود بيان كرده است. مطابق اعلام كارشناسان اين شركت، اكنون80 درصد از وزن كل خودروهاي خارج از رده توليد‌شده در شركت مزدا قابل بازيافت است و تلاش براي افزايش اين نرخ ادامه دارد. يكي از اقدامات مهم اين خودرو‌ساز ژاپني، تحقيق در زمينه استفاده مجدد از سپر خودروهاي فرسوده است.

رعايت استانداردهاي لازم و قوانين مربوط به اسقاط خودروهاي فرسوده باعث شده تا روش و ضوابط جمع‌آوري و بازيافت اين گروه از خودروها در اروپا به‌عنوان الگوي مناسبي براي ساير كشورها مطرح شود. مقايسه نظام و قوانين بازيافت در اروپا و ژاپن نشان مي‌دهد كه بيشتر عوامل مطرح به‌طور يكسان اعمال مي‌شوند. ژاپن و اعضاي اتحاديه اروپا هر دو نقش مهمي در جلوگيري از توليد زباله‌هاي صنعتي ايفا كرده و قوانين مربوط به عمر مفيد و بازيافت خودروهاي فرسوده مشابه دارند، با اين تفاوت كه اروپايي‌ها زودتر براي قانونمندي بازيافت اقدام كرده‌اند. با اين روند تصوير سياه و سفيد و غبار آلود گورستان‌هاي بزرگ خودرو در جاي جاي اروپا آرام آرام به منظره‌اي رنگي از مراكز پيشرفته و مكانيزه بازيافت تبديل مي‌شود، اين در حالي است كه تاكنون در بيشتر مراكز اسقاط خودرو در كشورهاي عضو اتحاديه اروپايي، عمليات اوراق و اسقاط خودروها بدون هيچ ضابطه و نظارتي انجام مي‌شد.

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

الگوی غربی نا مناسب برای زندگی اسلامی

رئیس مرکز پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی با تأکید بر اینکه اصلاح الگوی مصرف از طریق شکل‌گیری یک حرکت فرهنگی قوی و اصلاح دورنی امکانپذیر است، بهره‌وری دستگاههای فرهنگی را پایین اعلام و یادآور شد: الگوی پیشرفت غربی تناسبی با زندگی ایرانی اسلامی ندارد.
حجت الاسلام رضا غلامی رئیس مرکز پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی اظهار داشت: معتقدم کار فرهنگی در عرصه اصلاح الگوی مصرف، مستلزم مواجهه ریشه ای تر با موضوع است و الا امکان دارد دچار حرکتهای مقطعی و ناموفق در این عرصه شویم.

الگوی مصرف؛ مولود جهان بینی

وی افزود: الگوی مصرف در میان ملت ها به شدت از جهان بینی آنها متاثر است. به عبارت دیگر، نوع نگاه به انسان، زندگی فردی و اجتماعی و به ویژه طبیعت، خواسته یا ناخواسته، نحوه مصرف مردم را تعیین می کند. در واقع، فکر و اندیشه از بطن جهان بینی متولد می شود؛ هسته مرکزی و سخت همه فرهنگ ها اندیشه و فکر آنها است؛ اقتصاد بر فرهنگ رایج تکیه دارد و در نتیجه الگوی مصرف در جوامع گوناگون بیش از هر چیز به فکر و فرهنگ آن جوامع وابسته است.

گسترش مصرف زدگی محصول فکر و اندیشه غربی است

حجت الاسلام غلامی اظهار داشت: غرب از زمان ظهور انسان باوری رنسانسی که نقطه کانونی جهان بینی سکولار محسوب می شود، با اعتماد به نفسی جدیدی که در مورد توانایی خود بر استیلای بر جهان کسب کرده بود، زمینه انتقال اندیشه کمال و پیشرفت انسان از طریق صعود به سمت خداوند یعنی سنت را به بُعد دنیوی و زودگذر یعنی تجدد مهیا کرد که این تغییر اساسی را باید شروع جریان خطرناک مصرف زدگی در دنیای جدید تلقی کرد.
وی یادآور شد: باید توجه داشت که جهان بینی الحادی، جهان مادی را واقعیتی می داند که از مراتب عالی تر وجود مستقل است و لذا بشر می تواند بر آن سیطره مطلق و بی چون و چرا پیدا کرده و آن را در جهت پیشرفت خود به خدمت درآورد.
رئیس مرکز پژوهش های فرهنگی و اجتماعی با بیان اینکه تجدد از قرن هجدهم و هم زمان با انقلاب صنعتی به سرعت از اروپا خارج و به اقصی نقاط جهان ترویج شد گفت: تجدد به دلیل جذابیت های دنیوی خود، به عُمق زندگی روزمره و به تبع آن شخصیت و رفتار انسان ها نفود کرده و تغییراتی ریشه ای در سبک زندگی انسان ها بوجود آورد. در حقیقت، خود شیفتگی که علم و تکنولوژی جدید از قرن هفدهم به بعد در به اوج رساندن آن سهمی به سزا داشت، انسان را به سرعت به عنصری لذت جو و طالب امتیازات مادی چشمگیر و بی چون و چرا تبدیل کرد که به دست آوردن آن جز از طریق مصرف بی رحمانه ذخائز طبیعت که جهان بینی جدید بر خلاف جهان بینی الهی دیگر به او به چشم دوست نمی نگریست، ممکن نبود.
وی همچنین بحران جهانی زیست محیطی را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: به نظر می رسد مهمترین پیام بحران محیط زیست این است که در تصور انسان از خود و ارتباطش با طبیعت، که زمینه آن از قرن هفدهم به این طرف در غرب فراهم شد، و همچنین در به فراموشی سپردن دین که انسان و جهان را در یک وفاق و هماهنگی عظیم می دید، خطایی بزرگ در کار است.

مصرف بالا و مستمر خواست نظام سرمایه داری است

غلامی در ادامه گفت: نظام سرمایه داری که نسبت تنگاتنگی با رشد علم و تکنولوژی و به تبع آن شکوفایی صنعت در غرب دارد، با اتکا به لیبرالیسم که به عنوان دین جدید انسان غربی، از جهت فکری، فرهنگی و سیاسی زمینه تداوم نظام سرمایه داری را فراهم می کند، توانست با خارج کردن رقبای سرسخت خود به ویژه کمونیسم، خود را به نظامی جهانی برای پیشرفت تبدیل نماید.
وی اضافه کرد: این نظام سرمایه داری که از جدا شدن اخلاق از اقتصاد لیبرالیستی به شدت منتفع است، با تعریف تازه از قدرت که بر محور انباشت ثروت و ثروت اندوزی صورت گرفت، بالا بردن تولید به بیشترین حد را مبنای پیشرفت معرفی کرده است که این جز با تشویق افزایش بی رویه مصرف ممکن نیست. مصرف بالا علاوه بر آنکه می تواند به ارتقای تولید منجر شود، به انحصار ثروت در دست طبقه ای خاص از جامعه یا همان متولیان خودخوانده دنیا نیز کمک می کند. ضمن اینکه باید توجه داشت سیاست برای سرمایه داران به منزله امتداد مدیریت منابع خصوصی است و دولت لیبرالی به نحوی تناقض آمیز، به مدد آزادی به دفاع از موقعیت های مادی به دست آمده می پردازد.
وی گفت: نظام سرمایه داری که حیات خود را در تولید بالاتر و تکثیر ثروت می داند، تا کنون با در اختیار داشتن بنگاه های تبلیغی و رسانه های صوتی و تصویری دنیا و لگدمال کردن معیارهای اخلاقی، از هر روشی برای تشویق مردم به مصرف بیشتر استفاده کرده است . در حال حاضر، دستگاه های تبلیغی نظام جهانی سرمایه داری افزایش مصرف را به مثابه لذت بیشتر و در نتیجه خوشبختی معرفی می کنند چنانکه بسیاری از مردم جهان به این موضوع باور پیدا کرده و مصرف بیشتر را علامت خوشبختی و همچنین هویت‌مند شدن و تشخص یافتن در دنیای متجدد تلقی می کنند.

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

بايسته هاي رسانه ملي و اصلاح الگوي مصرف

سال 1388 از طرف رهبر معظم انقلاب به نام اصلاح الگوي مصرف مزين شده است. بديهي است که اين نامگذاري دلايل مختلف داخلي و جهاني از جمله کاهش بارندگي، بحران¬هاي اقتصادي، رشد مصرف گرايي، افزايش تأثيرات مسايل جهاني از جمله افزايش رفاه طلبي و دنياگرايي و ... دارد. اما آنچه که اهميت اساسي دارد توجه به بايسته¬هاي تحقق اين مهم است. چرا که بي توجهي به اين امر ممکن است اين نامگذاري را به يک امر شکلي و صوري تبديل کند و آن را از محتوا و جوهر خود تهي سازد.
براي بررسي نقش دستگاه ها و نهادهاي دولتي و خصوصي براي تحقق فرمايشات رهبر معظم انقلاب، پژوهشگر اداره کل آموزش و پژوهش تحقيقي با عنوان بايسته¬هاي رسانه ملي و اصلاح الگوي مصرف آماده و ارائه کرده است. به اعتقاد پژوهشگر برخي از بايد¬ها براي تحقق اصلاح الگوي مصرف عبارتند از:
بايسته هاي رسانه ملي و اصلاح الگوي مصرف
 
1- بيان علل نامگذاري سال 1388به نام اصلاح الگوي مصرف
2- تبديل اصلاح الگوي مصرف به يک گفتمان
3- همگاني کردن اصلاح الگوي مصرف يا مسئوليت پذيري همگاني
4- بهره¬گيري از ادبيات قابل فهم در برنامه¬ها
5- اجتناب از نگرش تک بعدي و توجه به تمام ابعاد بهينه سازي الگوي مصرف
6- رسانه ملي و تعديل در انتظارات
7- ارايه الگوهاي عملي الگوي مصرف در جامعه
8- رسانه ملي و ترسيم چالش¬ها و معضلات
9- بيان نقش و تاثير مصرف در توسعه و پيشرفت فردي و اجتماعي به صورت نظري و عملي در کشور
10- رسانه ملي، فرهنگ و سنت¬هاي حاکم در ايران
11- رسانه ملي، تحقق عدالت و اصلاح الگوي مصرف
12- تعامل رسانه ملي با ديگر مراکز فرهنگي
13- رسانه ملي و پيوند گذشته، حال و آينده
14- ارايه نحوه مصرف در برخي جوامع و کشورها و لزوم بهره گيري از اين تجربيات در داخل
پژوهشگر مي نويسد: تاکيد رهبر معظم انقلاب بيانگر اين موضوع مهم است که الگوهاي مصرف در جامعه ايراني اکنون متناسب با آموزه¬هاي ديني، ملي و شرايط داخلي و جهاني نيست و در واقع نحوه مصرف با معضلات و چالش¬هاي اساسي مواجه است که ضرورت اصلاح آن بايد مورد توجه مردم و نهادها و مديران جامعه قرار بگيرد.
به باور پژوهشگر اگر اصلاح الگوي مصرف به عنوان يک ارزش و فرهنگ در نظر گرفته شود، بالطبع گفتمان سازي آن اهميت اساسي دارد و در اين زمينه نقش رسانه¬ها همچون رسانه ملي نقش محوري و منحصر به فرد مي¬باشد.
در واقع گفتمان سازي اصلاح الگوي مصرف سبب گذار از نگرش شکلي به محتوايي، گذار از مسئوليت گريزي به مسئوليت پذيري، از فردگرايي منفي به فردگرايي مثبت، گذار از نگرش تک بعدي به چند بعدي، گذار از نگرش نهادي به نگرش اجتماعي، همگاني و ... مي¬شود.
پژوهشگر با اشاره به مسئوليت خطير رسانه ملي در ترويج و تثبيت ارزش عدالت در جامعه ايران مي نويسد: اگر فضاي ذهني حاکم در جامعه با نگرش مبتني بر تحقق عدالت در تمام امور اعم از سياست¬گذاري¬ها، برنامه¬ريزي¬ها و به طور کلي در ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي و ... باشد در اين صورت مردم تمام تلاش خود را براي اصلاح مصرف و مسئوليت پذيري و همکاري با نهادها و برنامه¬ريزي¬ها خواهند کرد.
متن کامل اين تحقيق در همين پايگاه اينترنتي و آرشيو تحقيقات اين اداره کل در دسترس است.

در اين زمينه پژوهشگران اداره کل تحقيقات ديگري نيز انجام داده اند که عناوين برخي از آنها به شرح زير است :

- ويژه سال اصلاح الگوي مصرف (1) - محورهاي پيام نوروزي رهبري
- ‌الگو‌ي‌ مصرف‌ و بهينه‌ ساز‌ي‌ مصرف‌ سوخت‌
- فر‌هنگ‌ مصرف‌ در ‌آيات‌ و رو‌ايات‌
- مصرف‌ گر‌ايي‌ و تجمل‌ گر‌ايي‌ ‌از ديدگاه‌ مطبو‌عات‌
- لزوم‌ تدوين‌ ‌استر‌اتژ‌ي‌ در مصرف‌ گاز
- بررسي‌ ‌الگو‌ي‌ مصرف‌ روزنامه‌ در شهر تهر‌ان‌
- قنا‌عت‌ و صرفه‌ جويي‌ و مقابله‌ با ‌اسر‌اف‌
- ‌اسر‌اف، ‌عيب‌ ملي‌ (تحليلي‌ کوتاه‌ بر بيانات‌ رهبر‌ معظم‌ انقلاب‌ در ‌عيد سعيد فطر)
 

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

الگوي صحيح مصرف در جامعه ای منتظر

اكنون كه در سال اصلاح الگوي مصرف قرار داريم ضروريست تا برنامه ريزان كشور بجاي صدور بخشنامه هاي فرمايشي غير قابل اجرا در منابع دين مترقي اسلام تحقيق كرده و با افق قرار دادن جامعه پيشرفته مهدوي الگوهايي را بيابند تا در جامعه اي كه ريشه هاي مذهبي آن از هر اهرمي قوي تر است اين الگوها هر چه سريع تر به فرهنگي اسلامي تبديل شوند كه از يك جامعه مدعي زمينه سازي ظهور انتظار مي رود.
از ديدگاه بسياري از علماي اسلام فقط دو شخص موفق مي شوند كه بهترين نوع حكومت را كه احكام آن برخاسته و مبتني بر آموزه هاي الهي است، در جامعه تشكيل دهند، اين دو كساني نيستند جز پيامبر اكرم حضرت محمد مصطفي (ص) و امام عصر حضرت بقية الله الاعظم (عج).
با نگاه به تاريخ 1400ساله گذشته نيز اين ديدگاه به روشني قابل اثبات است بطوريكه پس از رحلت حضرت محمد(ص) انحراف در دين اسلام آغاز شد و چيزي نگذشت كه در اندك زماني نه تنها موضوع امامت و دستاوردهاي غدير خم به باد فراموشي سپرده شد بلكه دختر پيامبر نيز به عنوان اولين قرباني معصوم راه امامت به شهادت رسيد.
حتي موضوع بدينجا هم ختم نيافت و علاوه بر ظلم هاي رفته به امام علي و امام حسن عليهم السلام در دهه ششم هجري انحطاط در جامعه كار را به جايي رساند كه لشگر منتسب به اسلام اباعبدالله الحسين (ع) را بنام خروج از اسلام در كربلا با 72 يارش چنان به شهادت رساند كه تا ابد نظير مظلوميت آن واقعه قابل تكرار نيست.
تامل در اين مصيبتها به روشني اثبات مي كند كه حتي نزديك ترين حكومتها به دوران نبوت پيامبر اكرم نيز از اجراي قوانين الهي يا ناتوان بودند و يا سرباز زدند چراكه در گام نخست برخي از اساسي ترين احكام الهي را ناديده گرفته يا تحريف كردند كه موضوع امامت و ولايت از مهمترين آنهاست.
با اين نگاه وقتي به تاريخ نظر كنيم در مي يابيم كه انحراف نه تنها در طول دوران ائمه معصوم (ع) كم نشد بلكه با عميق تر شدن مطامع حاكمان زور و زر مسلط به دنياي اسلام انحرافات به شهادت 11 معصوم انجاميد و در نهايت تقدير الهي را در امام دوازدهم بر غيبت و انتظار قرار داد تا جامعه بشري در اعمال و رفتار خود براي نيل به جامعه فاضله بنگرد و نيز زمين از بقية الله خالي نباشد.
حال اگر اين ديدگاه را بپذيريم كه فقط پيامبر اكرم (ص) و حضرت حجت(عج) موفق به برپا ساختن حكومت عدل الهي مبتني بر آموزه هاي وحياني مي شوند بايد ساير حكومتها را در دو قالب ديگر دسته بندي كنيم.
دسته اول حكومتهايي هستند كه خود را اسلامي مي خوانند و بر پايه دريافتهاي خود از دين اسلام به وضع قوانين پرداخته و باري به هر جهت و بنام اسلام بر مسلمين حكم مي رانند كه تاريخ اسلام اين نوع حكومتها را فراوان ديده است.
دسته دوم نيز حكومتهايي هستند كه الگوي حكومتي خود را شيوه حكمراني پيامبر و سيره نبوي و منابع منتسب به ائمه معرفي كرده و افق نگاهشان در ترسيم قوانين و حركت رو به تعالي جامعه را جامعه مهدي موعود دانسته و خود را جامعه منتظر و زمينه ساز ظهور معرفي مي كنند و كليه امور را در بينابين جامعه نبوي و جامعه آرماني مهدوي مديريت مي كنند و سعي دارند نيم نگاهي هم به پيرامون خود داشته و پيشرفتهاي ساير ملل را در نوع مثبتش مد نظر قرار دهند.
به اذعان علماي معاصر ، انقلاب اسلامي ايران جزو دسته دوم از اين تقسيم بندي است چراكه بنيانگذار آن حتي بسيار پيش‌تر از پيروزي انقلاب در اعلاميه هاي بيشمار و سخنراني هاي گوناگون مسير حركت انقلاب اسلامي را اتصال به حكومت عدل گستر مهدوي اعلام و ترسيم كرده است.
و پس از پيروزي انقلاب نير مدام بر اين راهبرد پاي فشرده و طراحي قوانين و ساختار حكومت را برپايه همين تدبير در قالب جمهوري اسلامي خواستارشده است كه اين امر در سه دهه گذشته نيز در راستاي اين برنامه راهبردي ادامه پيداكرده است.
اكنون با اين مقدمه به اين نتيجه مي رسيم كه به موازات فراموشي و غفلت از بسياري از اصول و احكام اسلامي در سده‌هاي گذشته موضوع مهم چگونگي مصرف نعمات خدادادي نيز مورد غفلت قرار گرفته است و فرامين الاهي نيز در اين زمينه كمرنگ شده اند.
حال اگر بخواهيم در جامعه كنوني يكي از اين احكام فراموش شده را دوباره احيا كنيم باز فرصتي به اندازه تاريخ وقوعش را نيازمنديم ، چراكه بايستي يك فرهنگ عوض شود و كار تبديل يا تعويض و يا ارتقاء يك فرهنگ صد البته كار يكسال و دوسال نيست.
رهبر انقلاب اسلامي ايران با درك اين واقعيت كه هم اينك موضوع مصرف نعمات خداوندي در مرحله اي از خروج از الگوهاي اسلامي و احياناً بحران مصرف روبروست سال جاري را به عنوان سال الگوي مصرف ناميدند تا در اين سال به اين موضوع نگاه جدي‌تري انداخته شود.
با تدبر در نوع تقسيم بندي اي كه از نظر گذشت بايستي به ناچار در حكومت مدعي به انتساب در گروه دوم به دنبال باز تعريفي از مصرف و استخراج مجدد الگوهاي آن از منابع اسلام باشيم.
در اين راستا منابع اسلامي شامل قرآن كريم ، سيره نبوي و علوي و احاديث ائمه معصومين(ع) به عنوان سرفصل هايي براي استخراج الگوهاي مصرف بايد مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرند.
البته اين نبايد بدان معني باشد كه به صورت سطحي نگرانه به موضوع نگاه شود و احياناً با تحجر و سقوط در عقب ماندگي به دين مترقي اسلام ضربه زده شود بلكه بايد با انطباق احكام نبوي و فرامين ائمه و نيز رجوع به مفاهيم و راهكارهاي متعالي قرآن كريم شيوه هاي صحيح و نوين براي جامعه استخراج نمائيم و در عين حال نيز افق نگاهمان به نقطه تعالي و پيشرفته بشر كه جامعه آرماني مهدويست نيز باشد و تمامي برنامه هايمان در توازن با اين افق استخراج و طرح ريزي شوند كه در اين صورت توفيق حقيقي را به همراه خواهد داشت.
در اينجا به چند نمونه از دستورات اسلامي مرتبط با الگوي صحيح مصرف كه از همين منابع پيش گفته استخراج شده مي پردازيم.
قرآن كريم در وجوه مختلف و دفعات قابل تاملي به موضوع اسراف و تبذير پرداخته و در سوره اعراف آيه 31 مي فرمايد:
يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ﴿۳۱﴾
اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و بخوريد و بياشاميد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسراف‌كاران را دوست نمى‏دارد.
و يا در سوره اسراء در آيات 26 و 27 مي فرمايد:
وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا ﴿۲۶﴾
و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏مانده را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن
إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ﴿۲۷﴾
چرا كه اسراف‌كاران برادران شيطان هايند و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است
در حقيقت امام حسن عسگري نيز بر همين اساس در نامه اي به يكي از شيعيان او را به توانگري بشارت داده و توصيه كرده اند:
بر تو با به ميانه روي و اعتدال و بر حذر باش از اسراف ، زيرا اين عمل از كارهاي شيطان است.
همچنين روزي پيامبر اكرم (ص) از محلي مي گذشت ، ناگاه حضرت يكي از ياران خود بنام سعد را ديد كه در حال وضو گرفتن است ولي براي اين فريضه اسلامي آب زيادي را مصرف مي كرد ، پس حضرت به وي فرمود: اي سعد چرا اسراف مي كني؟
سعد گفت: يا رسول اله در آب وضو نيز اسراف است؟
و پيامبر پاسخ فرمود: بله اگرچه از آب جاري هم استفاده كني !
همچنين امام نخست شيعيان در حديثي مي فرمايند: هركه ثروتي دارد مبادا آن را تباه كند زيرا صرف كردن بي مورد آن ريخت و پاش و اسراف است، اين كار اورا در بين مردم كوته بين بلند آوازه مي كند اما در نزد خداوند بي مقدار است.
رسول اكرم نيز در حديثي ديگر مي فرمايند: نشانه مصرف چهار چيز است: به كارهاي باطل مي نازد ، آنچه را فراخور حالش نيست مي خورد ، در كارهاي خير بي رغبت است و هركس را به او سودي نرساند قبول ندارد.
منابع سرشار اسلامي لبريز از چنين احكام راهگشايي است كه اگر برنامه ريزان كشور و طراحان الگوهاي مصرف در بخش هاي مختلف بدان رجوع نمايند مي توانند مترقي ترين الگوها را نه تنها براي جامعه ايران اسلامي بلكه براي كل ملتهاي مسلمان و جامعه بشري طراحي نمايند.
اكنون كه در سال اصلاح الگوي مصرف قرار داريم ضروريست تا برنامه ريزان كشور بجاي صدور بخشنامه هاي فرمايشي غير قابل اجرا در منابع دين مترقي اسلام تحقيق كرده و با افق قرار دادن جامعه پيشرفته مهدوي الگوهايي را بيابند تا در جامعه اي كه ريشه هاي مذهبي آن از هر اهرمي قوي تر است اين الگوها هر چه سريع تر به فرهنگي اسلامي تبديل شوند كه از يك جامعه مدعي زمينه سازي ظهور انتظار مي رود.

نشريه الکترونيک ساعت صفر
محمد آقایی پر
 

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

آشنايي بيشتر با واژگان مصرف

امروز جنبه‌هاي منفي و ضداقتصادي مصرف را با تركيب «مصرف گرايي» يا «مصرف زدگي» بيان مي‌كنند و براي رساندن معناي مثبت و عادي اين پديده اقتصادي به همان كلمه «مصرف» بسنده مي‌كنند. البته واژه‌هاي ديگري چون: استعمال، استفاده، كاربرد، هم معاني مترادفي براي اين كلمه هستند، اما استفاده از اين كلمات هريك جاي خود را دارد و نمي‌توان آنها را را به جاي هم به كار گرفت.
واژگان مصرف
 
در فرهنگ اسلامي مصرف به طور عام معناي منفي ندارد و به مفهوم استفاده كردن از مواد و ابزار و وسائل مورد نياز زندگي است، اما براي موارد استفاده چه مثبت و چه منفي، چه در جاي خود يا خارج از قواعد معمول زندگي واژگان اختصاصي ديگري متداول است كه به خوبي بيانگر ابعاد و ويژگيهاي جنبي اين پديده اقتصادي كه گاه مجعد فرهنگي هم مي‌يابد، مي‌باشد.
البته در زبانهاي ديگر و از جمله فارسي براي رساندن معاني متفاوت يك لفظ گاه پيشاوند و پساوندهايي مي‌آورند و گاه با افعال ديگري معناي كلمه را كامل مي‌كنند.
در زبان عربي حالت و صفت هر عمل در خود واژه عينيت يافته و مي‌توان با به كارگيري آن واژه به صورت مجسم و مصور و مخيل حالت انجام فعل را نيز به ديگري انتقال داده به امثال ذيل حول همين مبحث دقت و تامل كنيم:
تبذير: از ماده بذر انفاق كردن مال در جايي كه سزاوار نباشد و ياخرج كردن بي‌حساب و كتاب. اين كلمه بار منفي مصرف را خاطرنشان نمي‌سازد، آنچنانكه فرد كشاورز بذرها را بدون شمارش و براساس يك محاسبه كلي روي زمين مي‌پاشد، پاشيدن اموال و ثروت نيز به همين سبك و سياق، بدون مناط و مقررات خاص «تبذير»گفته مي‌شود. لذا استعمال اين واژه خيلي شبيه واژه ديگري چون : «اسراف» است كه به جهت تفاوت جزئي كه ميان اين دو وجود دارد، نمي‌توان گفت كاملاً مترادفند.
اسراف: اين واژه نيز كه در قرآن كريم آمده، معادل «اتلاف»، گشاده بازي، ولخرجي، بادبدست و مصرفي و مصرف زدگي ، زياده روي ، بيرون از حد خرج كردن مي‌باشد.
اما هر يك از واژه هاي فوق بيشتر بار اقتصادي دارند، در حاليكه اسراف، در قرآن به امور معنوي و افعال نيز برمي‌گردند. خداوند در آيه 147 آل عمران از زبان گنهكاران مي‌فرمايد: و اسرافنا في امرنا. يعني در كار خود اسراف كرديم و ... و نيز در آيه 39 سوره زمر مي‌فرمايد:
قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم
(بگو اي بندگان من كه بر نفس خود اسراف ورزيديد ...)
كه در اين آيات پديده «اسراف» در معناي معنوي و نفساني و روحي و رفتاري به كار رفته است.
همچنين در معناي اسراف گفته شده: الا فراط في الشيئي و مجاوزه الحد. (افراط و زياده روي در چيزي و گذشتن از حد)
تفسير قرطبي- ذيل آيه 147 سوره آل عمران- دارالكاتب العرب للطباعه و النشر- 1387 ه- ج4)
از پيامبر اسلام صلي‌الله عليه و آْله و سلم نيز اين دعا روايت شده است:
اللهم اغفرلي خطئيتي و جهلي و اسرافي في امري و ما انت اعلم به مني. (بار خدايا بيامرز و ببخش خطاي من و ناآگاهيم را و تجاوز از كارم را و هر آنچه كه تو نسبت به آن از من داناتري) (صحيح مسلم)
مقدر: به معناي ميانه‌رو. كسي است كه آينده نگري مي‌كند و تمام آنچه را كه به دست آورده انفاق و هزينه نمي‌كند بلكه مقداري از آن را براي زمان حاجت نگه مي‌دارد. اين واژه معناي ايجابي و مثبت محض دارد.
مُقتّر: به معني كم‌كننده و تنگ گيرنده، سخت گير در معيشت كه تقريباً مترادف معناي خسيس است. فرد مقتر كسي است كه كمتر از مقدار لازم و مورد نياز استفاده مي‌كند و برخود و خانواده‌اش سخت مي‌گيرد.
(شرح نهج البلاغه- محمدجواد مفنيه- ج 4- ص 237)
معناي سه واژه (تبذير، مقدر و مقتر) در اين سخن اميرالمومنين عليه‌السلام آمده است:
كن سمحاً و لاتكن مبذراً و كن مقدراً و لاتكن مقتراً
يعني بخشنده باش و لي نه به حد اسراف و ميانه رو باش و سخت گير مباش
نهج البلاغه- سخنان قصار

تشبيه زيبايي در اين مورد

از حضرت امام صادق عليه‌السلام روايت شده كه وقتي آيه 67 سوره فرقان را تلاوت نمود كه در آن خداوند فرموده است: و آنان هستند كه هنگام انفاق به مسكينان اسراف نكرده و بخل هم نورزند، بلكه در احسان ميانه رو و معتدل باشند.
مشتي سنگريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود: اين همان اقتدار و سخت گيري است سپس مشت ديگري برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن به روي زمين ريخت و فرمود: اين اسراف است بار سوم مشت ديگري برداشت و كمي دست خود را گشود به گونه‌اي كه مقداري فرو ريخت و مقداري در دستش باقي ماند و فرمود اين همان قوام است.
(يكصد موضوع اخلاقي - ص378 و نيز راه روشن- به كوشش م. ر. جويباري و جمعي از نويسندگان- موسسه قرآن و نهج البلاغه- قم 1384- ص 58)
 

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

مبانى نظرى و راهبردى الگوى صحيح مصرف

الگوى مصرف هر جامعه نقشى تعيين كننده در تخصيص منابع توليد، نوع كالاهاى توليدى و شيوه توزيع آن ها دارد؛ زيرا تخصيص بهينه منابع براى توليد كالاها و ارائه خدمات به منظور تأمين نيازهاى ضرورى و حياتى جامعه و رفع فقر و محروميت، تا حد زيادى به شناخت الگوى صحيح مصرف و حاكميت آن بستگى دارد و اين امر مبتنى بر جهت دهى معقول و منطقى به افكار، عقايد، آداب و رسوم و ارزش هاى مورد قبول جامعه يا به طور خلاصه، فرهنگ عمومى مردم مى باشد. اين مقاله در دو بخش «مبانى نظرى» و «مبانى راهبردى» سامان دهى شده است؛ تا هم آگاهى و شناختِ لازم براى تشخيص الگوى صحيح مصرف به دست آيد و هم در مرحله عمل و صحنه اجرايى، ويژگى هاى الگوى مناسب مصرف براى افراد جامعه روشن شود و شيوه هاى صحيح تخصيص درآمدها و مصرف كالاها و خدمات تعيين گردند.
شناسايى نيازهاى واقعى و رعايت اعتدال و صرفه جويى در بهره بردارى از امكانات را «الگوى صحيح مصرف» بيان مى كند. مصرف در يك جامعه، نقشى مهم در تعيين نوع، ميزان و شكل توليد و توزيع دارد و از سوى ديگر، خود تحت تأثير نوع و ميزان توليد است. بنابراين، مناسب است نكاتى درباره ضرورت اتخاذ الگوى صحيح مصرف مطرح گردند:
1. اگر وضعيت جامعه به گونه اى باشد كه افراد را به سمت مصرف هرچه بيش تر سوق دهد، بخش اعظم منابع درآمد جامعه به مصرف اختصاص مى يابد و روشن است كه در چنين وضعيتى از سطح پس انداز كل كاسته، زمينه مناسب براى سرمايه گذارى فراهم نمى گردد. اين مسأله كاهش توليد و فقر اجتماعى را به دنبال مى آورد و ضعف اقتصادى نيز زمينه فقر فرهنگى و انحطاط اجتماعى را فراهم مى كند و اين امور در مجموع، آسيب پذيرى جامعه را در برابر قدرت هاى سلطه گر افزايش مى دهد و استقلال سياسى كشور را تهديد مى كند و چنان كه تأمين نيازهاى رو به افزايش جامعه از راه واردات انجام گيرد، تأمين ارز مورد نياز براى خريد از بازار جهانى، روند وابستگى را تشديد مى نمايد.
2. در هيچ جامعه اى فراوانى مطلق وجود ندارد و عوامل توليد با محدوديت و كم يابى نسبى مواجه مى باشند. الگوى مصرف حاكم بر جامعه مى تواند به تخصيص بهينه منابع و نحوه به كارگيرى عوامل توليد كمك كند، به گونه اى كه در برگيرنده نيازهاى ضرورى و اساسى باشد و با اولويت بندى و تشخيص ميزان اهميت هريك، زمينه لازم را براى استفاده منطقى از امكانات فراهم آورد. بنابراين، با توجه به اين كه از يك سو، امكانات و توانمندى هاى جامعه در هر مقطع زمانى، با محدوديت هايى مواجهند و از سوى ديگر، ميزان نياز، به سبب رشد جمعيت همواره در حال افزايش است، از اين رو، چنين وضعيتى لزوماً افزايش توليد را مى طلبد كه در صورت عدم تحقق آن، توليد ناچيز كالاها و خدمات بين جمعيتى زياد تقسيم مى گردد و اين نتيجه اى جز افزايش فقر و محروميت به دنبال ندارد.
3. در صورتى كه كشورى درآمدهاى حاصل از صادرات و فروش نفت را در اختيار داشته باشد، الگوى مصرف در آن كشور بايد زمينه لازم را براى هدايت اقتصاد به سمتى فراهم آورد كه هنگام كاهش يا قطع اين درآمدها، بتوان اقتصاد جامعه را به خوبى اداره كرد. در غيراين صورت، وابستگى و در نتيجه، آسيب پذيرى جامعه همواره افزايش مى يابد و ممكن است به سرنوشت كشورهايى همچون آرژانتين مبتلا گردد. اين كشور اكنون قريب 130 ميليارد دلار بدهى خارجى و 150 ميليارد دلار بدهى داخلى دارد. وضعيت نامطلوب اقتصادى، ناآرامى ها و اعتراضات مردمى را در آن جا به اوج خود رساند. با بررسى علل اين حوادث مى بينيم كه وابستگى شديد آن كشور به وام هاى خارجى و پى روى از دستورالعمل هاى صندوق بين المللى پول (بدون توجه به مصالح و منافع ملى آن كشور) يا به طور خلاصه، نداشتن الگوى صحيح در توليد و مصرف، نقشى اساسى داشته است. در ميان عواملى كه بر تعيين الگوى مصرف در يك جامعه نقش دارند، به نطر مى رسد «فرهنگ حاكم بر جامعه» مؤثرتر و داراى تأثير عميق ترى مى باشد؛ زيرا اعمال و تصميم گيرى افراد آينه تمام نماى عقايد، انديشه ها و نحوه نگرش به جهان هستى و ارزش هاى مورد قبول آن هاست.
از سوى ديگر، آداب و رسوم، ارزش ها و افكار و عقايد اجزاى اصلى تشكيل دهنده فرهنگ هر جامعه مى باشند. بنابراين، فرهنگ در فرايند تصميم گيرى و اعمال و رفتار اقتصادى افراد جامعه نقشى اساسى دارد. در اين ميان، جايگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهل بيت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله و سلّم) به خوبى از سخنان پيشوايان معصوم نمايان است. براى نمونه، امام سجّاد(عليه السلام)در يكى از دعاهاى خود چنين مى فرمايد: « پروردگارا، بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا از اسراف و زياده روى باز دار و به بخشش و ميانه روى قوام ده و تنظيم صحيح امور زندگى را به من بياموز و مرا از تضييع نعمت ها بازدار.»1
اتخاذ الگوى صحيح و منطقى در مصرف، آثار فردى و اجتماعى فراوانى به دنبال دارد؛ زيرا در سطح كلان، تا امكانات يك جامعه با نيازها و خواست هاى افراد آن جامعه متناسب و هماهنگ نباشد، كسب استقلال اقتصادى و دست يابى به عزّت و سرافرازى ممكن نمى گردد و در سطح فردى، بدون اجتناب از مصارف غيرضرور و تجمّلى و تقدير معيشت به معناى متوازن نمودن درآمدها و هزينه ها آرامش روحى و روانى، كه شرط اصلى رفاه مادى است، به وجود نمى آيد. جستوجوى الگوى مصرف متناسب خانوار به معناى تهيه نسخه اى عام براى همه نيست، بلكه آشنايى با معيارها، فرضيه ها و رفتارهاى بخردانه اى در مصرف است كه خانواده در پرتو آن بهتر مى تواند بر مسائل و مشكلات مالى خويش غلبه كند و هزينه ها را تا حد ممكن به امكانات نزديك نموده، از فشارهاى روانى وارد بر خانواده از نظر ساعات كار و احساس محروميت و خفّت و شكست بكاهد.2

مبانى نظرى بحث
شناخت كالاهاى مباح و ممنوع

يكى از لوازم به كارگيرى الگوى معقول و منطقى براى انجام هر كارى ايجاد شناخت و بصيرت لازم نسبت به آن كار و حدود و موازين آن است. در اين ميان، رعايت برخى حدود و مقررّات، لازم و ضرورى اند و بعضى ديگر در درجه اهميت بعدى قرار دارند. بنابراين، شناخت اولويت ها و موارد مهم از حساسيت بالايى برخوردار بوده، نقش حياتى در دست يابى به هدف دارد. از اين رو، براى اتخاذ الگوى صحيح مصرف، ابتدا بايد مصرف كننده مسلمان كالاهاى مجاز (مباح) و ممنوع (حرام) را بشناسد و در حد توان، معيار اباحه و تحريم آن ها را بداند تا در مرحله عمل، به راحتى و با انگيزه اى قوى بتواند آن حدود و مقررات را به كار بندد. از اين رو، بررسى ديدگاه قرآن كريم در اين زمينه، يكى از مبانى نظرى مهم در بحث مى باشد.
برخى از آيات قرآن كريم معيار اباحه و جواز استفاده را «طيّب» بودن و معيار حرمت و ممنوعيت را «رجس» و «خبيث» بودن هر چيز قرار داده اند؛ مانند:
ـ « قل لا اَجِدُ فيما اوحِىَ الىّ محرّماً على طاعم يطعمه الاّ ان يكون ميتةً او دماً مسفوحاً او لحم خنزير فانّه رجسٌ...» (انعام: 145)؛ بگو در آنچه بر من وحى شده، هيج غذاى حرامى نمى يابم؛ به جز اين كه مردار باشد، يا خونى كه (از بدن حيوان) بيرون ريخته، يا گوشت خوك كه اين ها همه پليدند...
ـ «و يُحلُّ لهم الطيبات و يحرّم عليهم الخبائث.» (اعراف: 157)؛ خداوند بر افراد با ايمان چيزهاى پاكيزه را حلال و مباح قرار داد و چيزهاى پليد را ممنوع گردانيد.
ـ «كلوا من طيّبات ما رزقناكم» (طه: 81)؛ از روزى هاى پاكيزه اى كه به شما داديم، بخوريد.3
«طيب» هر چيز لذيذى است كه طبع سالم انسانى از آن نفرت نداشته باشد، بلكه مورد علاقه افراد باشد. بنابراين، آنچه براى طبع سالم انسانى خوشايند باشد و آن را پاكيزه بداند، «طيّب» است.4 «طيّبات رزق» شامل انواع خواست هاى مطبوع و ملايم با طبع انسان مانند لباس، خوراك، مسكن، همسر و ساير نيازهاى انسان مى گردد.5 به دليل آن كه محتواى دعوت پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)با فطرت سليم انسانى هماهنگ است، حلال و مباح گرديدن آنچه طبع سالم مى پسندد و حرام و ممنوع بودن چيزهاى پليد و تنفّرآميز در اين جهت قرار دارد.

مطلوبيت استفاده از نعمت ها

استفاده از نعمت هاى الهى در حدى كه انسان بتواند حيات و سلامتى خود را حفظ كند و با نشاط كامل به انجام وظايف فردى و اجتماعى اش بپردازد، نه تنها امرى مطلوب، بلكه از نظر اسلام واجب و لازم است. اسلام حتى بر بهبود كيفى حيات و زندگى و آراستگى ظاهر افراد تأكيد و عنايت دارد وتظاهر به فقر و فلاكت همراه با ژوليدگى را نكوهش مى كند. قرآن كريم در آيات متعددى به استفاده از نعمت هاى الهى با عناوينى همچون «رزق الهى» و «طيّبات» و «زينت» فرمان داده است. قرآن كتابى است انسان ساز و سعى دارد ضمن ترغيب انسان به استفاده و بهره بردارى از امكانات مادى و نعمت هاى خدادادى، انگيزه شكرگزارى و سپاس را در وجود انسان تقويت كند و حدود و مقرراتى نيز براى استفاده صحيح و معقول بيان نموده است.در اين جا برخى از آيات مربوط به بحث، با توضيح كوتاهى مطرح مى گردند:
ـ «فكلوا ممّا رزقكم اللّهُ حلالا طيّباً واشكروا نعمة اللّه ان كنتم ايّاه تعبدون.» (نحل: 114)؛ پس از نعمت هاى حلال و پاكيزه اى كه خداوند روزيتان كرده است، بخوريد و اگر فقط خدا را مى پرستيد، سپاسگزار نعمت هاى او باشد.
ـ «يا ايُّها الذين آمنوا لا تحرّموا طيّبات ما احلَّ اللّهُ لكم.» (مائده: 87)؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد، روزى هاى پاكيزه اى را كه خداوند بر شما حلال كرده است، برخود حرام نكنيد.
ـ «يا بنى آدم خذوا زينتكم عندَ كلِّ مسجد و كلوا واشربوا و لا تسرفوا انّه لا يحبّ المسرفين قل مَن حرّم زينةَ الله الّتى اخرج لعباده و الطيّبات من الرّزق.» (اعراف: 31 و 32)؛ اى فرزندان آدم، زينت هاى خود را به هنگام ورود به هر پرستشگاهى (مسجدى) برگيريد و بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد. خداوند متعال اسراف كنندگان را دوست ندارد. (اى پيامبر) بگو چه كسى زينت ها و روزى هاى پاكيزه اى را كه خداوند براى بندگانش قرار داده، حرام و ممنوع گردانيده است؟!
هر چيزى كه از انسان عيب پوشى كند وموجب آراستگى او باشد، «زينت» است؛ مانند كمالات اخلاقى و يا انواع لباس ها و آرايش هايى كه موجب جلب نظر ديگران شود و نفرت را بزدايد. بنابراين، لباس هاى كهنه، موهاى ژوليده، بدن كثيف، آلودگى و بى نظمى در منزل يا محيط كار نمونه هايى از عوامل نفرت زا هستند كه خداوند متعال آن ها را براى يك انسان، به ويژه براى افراد با ايمان، نمى پسندد. از اين رو، زيبايى و آراستگى را محبوب فطرى انسان قرار داده و او را اجتماعى آفريده و نحوه آراستن خويش را به او الهام كرده است تا هم مورد رغبت ديگران باشد و هم با برقرارى روابط اجتماعى، نيازهاى روحى و مادى جامعه تأمين گردند.6
بنابراين، چيزهاى مطبوع را خداوند براى همه انسان ها، به ويژه بندگان صالحش، آفريده است و اين طرز تفكّر، كه تلاش براى به دست آوردن امكانات مادى ممكن است با انحرافات و آلودگى هايى همراه گردد، پس بهتر است تا آن جا كه ممكن است افراد باايمان از نعمت هاى دنيوى استفاده نكنند، از نظر اسلام قابل قبول نيست.
امام صادق(عليه السلام) در اين زمينه مى فرمايد: «زمانى كه نعمت ها وفور يافتند و دنيا به انسان رو آورد، بندگان صالح و شايسته و افراد با ايمان به استفاده از آن ها سزاوارترند.»7
به طور كلى، به دليل آن كه محتواى دعوت انبياى الهى با فطرت سالم انسانى هماهنگ است، هيچ دليلى بر اباحه نعمت هاى الهى و مطلوبيت استفاده از آن ها بالاتر از جاذبه طبع و موافقت فطرت انسانى با آن ها (به شرط اعتدال) وجود ندارد.8 سيره عملى پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) و روش زندگى معصومان(عليهم السلام)نيز بر اين مطلب دلالت دارد. در زندگى امام سجّاد(عليه السلام)آمده است: آن حضرت عبايى از خز به مبلغ پانصد يا هزار درهم خريدارى مى كرد و چون زمستان را با آن مى گذرانيد، مى فروخت و بهايش را صدقه مى داد.9
همچنين مى بينيم وقتى اميرالمؤمنين(عليه السلام) ابن عباس را به سوى خوارج فرستاد، او بهترين لباس هاى خود را پوشيد و بوى خوش استعمال كرد و بهترين مركبش را سوار گرديد و نزد آن ها رفت. خوارج گفتند: تو از بهترين مردم هستى و با لباس هاى جبّاران و مركب آنان نزد ما آمدى؟ ابن عباس در جواب آن ها اين آيه را تلاوت كرد: «قُل من حرّمَ زينةَ اللّه الّتى اخرج لعباده و الطيّبات من الرّزق.»10

توجه به آفريننده نعمت ها

به دليل آن كه امتياز انسان بر ساير موجودات به داشتن فكر و عقل و اراده و اختيار در زندگى است، بنابراين تنها زمانى حيات او از يك زندگى حيوانى متمايز مى گردد كه با به كارگيرى انديشه و فكر خود و از روى اختيار و اراده، راه سعادت و دست يابى به كمالات انسانى را پيموده، تنها به رفع نيازهاى مادى خود و اشباع غرايز حيوانى بسنده نكند. روشن است كه همه موجودات زنده براى تداوم حياتشان، به دنبال خوراك، و ساختن سرپناهى مناسب مى روند و انسان نيز در اين جهت تلاش مى كند. قرآن كريم ضمن تأييد و پاسخ گويى مثبت به تأمين اين گونه نيازها، نمى خواهد انسان در اين حد متوقف گرديده و مصرف او صرفاً با هدف تأمين نيازهاى مادى انجام پذيرد، بلكه مطلوب قرآن اين است كه انسان به عنوان برترين آفريده هستى، با داشتن انديشه و تعقّل و اختيار، كارهايش جهت انسانى خاص خود را پيدا كند. بهترين و آسان ترين راه آن است كه انسان با آفريننده جهان هستى و خالق نعمت ها و مواهب مادى به عنوان مبدأ همه كمالات و سرچشمه همه فيوضات آشنا شود تا با اطمينان و يقين بداند آنچه از كمالات و زيبايى ها در جهان هستى مشاهده مى كند، همه مخلوق حق تعالى هستند و انسان بايد ضمن استفاده صحيح و بجا از آن ها، بصيرت و شناخت خود را نسبت به خالق خود زيادتر نموده، راه تكاملى شايسته مقام انسانى را بپيمايد؛ يعنى با تقويت معرفت و تحصيل كمالات انسانى، به خداى بزرگ نزديك تر گردد.11 آيات مربوط به بحث را در سه دسته مى توان بررسى نمود:

1. خالقيت

بسيارى از آيات12 با ذكر نعمت هاى گوناگون، مانند انواع غذاها، ميوه ها، نوشيدنى ها، خوراك، پوشاك، مسكن، وسايل حمل و نقل و سوخت بر اين نكته تأكيد مى كنند كه خداوند آن ها را آفريده و در اختيار بشر قرار داده است تا انسان معرفت و بصيرت خود را افزايش داده، فرمانبردار و مطيع فرامين الهى باشد و همراه با استفاده از نعمت ها، شكر و سپاس به درگاه الهى را از ياد نبرد.

2. تناسب نعمت ها با نيازهاى بشر

خداى متعال كه آفريننده و خالق بشر است، از هركس به نيازهاى او براى تداوم حيات و رشد و تكامل انسانى آگاه تر مى باشد. از اين رو، او كه از همه مستغنى و بى نياز است، از روى لطف و مهربانى آنچه را انسان بدان نيازمند بوده، از انواع غذاها، ميوه جات، نوشيدنى ها، پوشاك مناسب، هواى سالم، وسايل حمل و نقل و مانند آن ها را در اختيارش قرار داده است. آياتى از قرآن كريم13 با برشمردن نعمت هاى گوناگون كه هركدام تأمين كننده يكى از نيازهاى انسان است، اين نكته را يادآور مى شوند كه نوعى هماهنگى و تناسب بين احتياجات انسان و امكانات مادى در اختيار او برقرار است و از انسان مى خواهند در آن ها تفكر كند؛ زيرا با تفكر در اين امور، معرفت و بصيرت فرد نسبت به خالق و مدبّر اين جهان بيش تر گشته و با كسب چنين معرفتى، زمينه اطاعت و بندگى و سپاس گزارى در مقابل حق تعالى و احسان بيكران او پديدار مى گردد و روحيه شكر و سپاس در او تقويت مى گردد.14

3. رزاقيّت

غذاى مورد استفاده انسان و آبى كه مى نوشد و پوشاكى كه به تن مى كند، همه از مصاديق روشن مصارف اويند و از مواردى هستند كه در قرآن كريم از آن ها به عنوان «رزق» ياد شده اند.
«رزق» بر چند معنا اطلاق مى گردد: گاهى بر عطا و بخشش مستمر، كه ممكن است در دنيا يا آخرت باشد، اطلاق مى گردد و گاهى به سهم و نصيب فرد «رزق» او گفته مى شود و همچنين به آنچه انسان از خوردنى ها و آشاميدنى ها، كه تغذيه كرده و جزو بدن او گرديده است، «رزق» اطلاق مى گردد.15
«رزق» را به «رزق ظاهرى»، كه مربوط به بدن مى باشد، و «رزق باطنى»، كه جايگاهش قلوب و قوّه ادراكى انسان مى باشد، تقسيم كرده اند. در نتيجه، غذاى انسان رزق ظاهرى، و علوم و معارف رزق باطنى او مى باشند.16
آياتى از قرآن كريم بر اين نكته تأكيد مى كنند كه روزى رسان شما و همه موجودات زنده فقط خداوند متعال است و او روزى همه را تضمين نموده است. البته روشن است كه خداوند متعال امور اين عالم را با اسباب و وسايل خودش به انجام مى رساند و يكى از شروط اصلى روزى رسانى به بشر در حالت طبيعى و عادى، تلاش و كوشش خود اوست. بنابراين، تضمين روزى يك واقعيت تكوينى روشن و از اصول مسلّم جهان بينى اقتصادى اسلام مى باشد كه مى توان آن را به عنوان يك نظريه اقتصادى در مقابل اقتصاددانان بدبينى همچونمالتوس قرار داد. ولى از سوى ديگر، فكر و تلاش و كوشش انسان براى تحصيل روزى و امرار معاش از شؤون رزاقيت الهى است. از اين رو، در سخنان پيشوايان معصوم بر تلاش و كوشش براى تأمين معاش تأكيد فراوان گرديده و تحمّل رنج و زحمت در اين راه مانند جهاد در راه خداوند، بلكه برتر از آن قرار داده شده است.17
امام صادق(عليه السلام) درباره كسى كه در خانه بنشيند و فقط براى رسيدن روزى دعا كند، مى فرمايد: دعاى كسى كه در منزل بنشيند و بگويد پروردگارا، روزى مرا برسان، به اجابت نمى رسد و از سوى خدا به او گفته مى شود: آيا براى طلب روزى به تو فرمان ندادم؟18
به دليل آن كه آيات مربوط به اين بحث در قرآن كريم بسيارند، تنها به ذكر نشانى آن ها در پى نوشت اكتفا مى گردد.19
مجموعه اى از آيات نيز به انسان فرمان تصرف در روزى الهى مى دهند20 تا فكر و توجه بشر به آفريننده آن ها و روزى رسان جلب گردد و از سوى ديگر، با استفاده از نعمت ها و تأمين نيازهاى خود و درك لذت انواع غذاها، ميوه ها و نوشيدنى ها، روحيه شكر و سپاس گزارى و به دنبال آن، اطاعت و بندگى و تقواى الهى، كه ضامن سعادت و خوشبختى انسان در دنيا و آخرت هستند، در او تقويت گردد.

شناخت سنّت هاى الهى

از مجموع آيات مربوط به اين بحث استفاده مى شود كه منظور از «سنّت» در موارد مذكور قوانين ثابت و اساسى تكوينى يا تشريعى الهى است كه هرگز دگرگونى در آن ها روى نمى دهد.21 اين قوانين، هم بر اقوام گذشته حاكم بوده و هم بر جوامع كنونى و هم مللى كه در آينده خواهند آمد، حاكم هستند.22
شناخت سنّت هاى الهى موجب مى گردد معرفت و بصيرت انسان نسبت به عواملى كه موجب خير و بركت و فزونى نعمت ها مى گردد، افزايش يافته و از سوى ديگر، عوامل فقر و محروميت و نزول بلاها و مصايب را بهتر بشناسد و در نتيجه، با رعايت حدود الهى و اتخاذ الگوى صحيح و معقول، براى مصرف خود تلاش كند، عوامل نخست را در زندگى پديد آورده، از كارهايى كه باعث محروميت و گرفتارى مى گردد اجتناب ورزد.
با ملاحظه آيات قرآن كريم در زمينه سنّت هاى الهى و بحث مصرف، مى توان گفت: شكر و سپاس در مقابل استفاده از نعمت ها موجب فزونى نعمت گشته23 و كفران و ناسپاسى موجب محروميت و نزول بلاها مى گردد.24 ظلم و ستم افراد و نيز خوش گذرانى و ريخت و پاش آن ها همراه با سرمستى و غفلت از ياد خدا همواره موجب هلاكت و نابودى اقوام و ملل بوده است.25 ايمان و تقوا موجب نزول بركات الهى26 و در مقابل، روى گردانى از ياد خدا موجب سختى در معيشت و اضطراب خاطر مى گردد.27

الف. ايمان و ياد خدا رفاه و آسايش انسان

ايمان به خداى متعال و معرفت و شناخت او موجب آرامش دل ها و رفع نگرانى ها مى گردد؛ زيرا فرد با ايمان به قدرت لايزال و نامتناهى خداوند معتقد است و با اعتقاد به سراى جاودان ديگر، تمام تلاش و كوشش خود را صرف انباشت ثروت و يا كسب مقام و رسيدن به لذايذ مادى بيش تر نمى كند، بلكه همه چيز را در راه اطاعت و بندگى خداى متعال و انجام وظايف و مسؤوليت هاى فردى و اجتماعى خود طلب مى كند و با اعتقاد به خداى قادر و حكيم، كه تدبير همه عالم به دست اوست و روزى رسان همه موجودات است، از روى آوردن آفات و بليات، بيمارى ها و حوادث ترس و نگرانى ندارد و با اعتقاد به اين كه مرگ پايان يك حيات موقّت و كوتاه و آغاز حياتى جاودان مى باشد، هيچ گاه مرگ در نظرش همچون كابوسى وحشتناك و غم بار جلوه نمى كند؛ زيرا با ايمان و ياد خدا دنيا را محل امتحان و گذرگاهى موقّت براى تأمين خوش بختى و سعادت هر دو سراى خود مى بيند.

ب. اعراض از ياد خدا سختى در معيشت

كسى كه از ياد خدا غافل و تنها هدفش در زندگى حداكثر كردن ثروت و لذايذ مادى باشد، به هيچ حدى قانع و راضى نگشته با حرص و طمع و فزون طلبى، عرصه زندگى را بر خود تنگ كرده، نسبت به همنوعان خود ظلم و ستم مى كند. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: «و مَنْ اعرض عن ذكرى فانَّ لهُ معيشةً ضنكاً.» (طه: 124)؛ كسى كه از ياد خدا اعراض نمايد، براى او معيشت و زندگى سخت خواهد بود.
«ضنك» به معناى تنگى همراه با سختى است.28 توضيح آن كه اگر انسان خدا را فراموش كند و با او قطع رابطه كند، ديگر چيزى بجز دنيا نمى ماند كه به آن دل ببندد و در نتيجه، چنين فردى تمام كوشش خود را صرف به دست آوردن پول و مقام و شهرت و ساير مظاهر دنيوى مى كند و هر روز آن را توسعه داده، و به هيچ حدى قانع نگشته، حرص و طمع او به جايى منتهى نمى گردد.29 او گم شده خود را، كه روح انسانى اش را اشباع و سيراب مى كند، در دنيا نمى يابد. از سوى ديگر، تكيه گاه و نقطه اعتماد مطمئنى در زندگى ندارد تا در سختى ها و ناملايمات به آن پناه ببرد و آرامش بخش او در زندگى باشد. از اين رو، همواره از نزول آفات و بلاها و فرا رسيدن مرگ و بيمارى، اضطراب و نگرانى دارد و هرچند از نظر رفاه مادى و امكانات دنيوى در وسعت باشد، ولى آسايش خاطر و پايانى اميدبخش و نشاط آفرين ندارد.

تصحيح انگيزه ها

انسان در بهره بردارى از كالاها و خدمات، انگيزه هاى گوناگونى دارد كه افكار و خواست هاى او آن ها را شكل مى دهد. برخى از اين انگيزه ها به دليل نيازهاى معقول واقعى انسان پديد مى آيند؛ مانند خوردن غذا و نوشيدن آب براى تداوم حيات و سلامتى يا استفاده از لباس و مسكن مناسب براى در امان ماندن از سرما و گرما و حفظ شخصيت اجتماعى. اسلام نيز هماهنگ با فطرت سالم انسانى، با آن ها موافق است و نه تنها پاسخ به اين نيازها را مطلوب، بلكه گاهى لازم و ضرورى مى داند، ولى سعى دارد انسان را به گونه اى تربيت كند كه تمام حركت ها و فعاليت هايش، او را به هدف نهايى آفرينش، يعنى مقام قرب الهى و كسب رضايت حق تعالى، نزديك گرداند. مصرف نيز از اين قاعده مستثنى نيست.30
با ملاحظه آيات قرآن كريم، به اين نتيجه مى رسيم كه قرآن استفاده از نعمت هاى الهى و مصرف كالاها و خدمات را نه تنها مذموم نمى داند، بلكه تا حدّى آن را ضرورى و لازمه تداوم حيات بشرى مى داند، ولى همين قصد مى تواند به صورتى مثبت و شايسته مقام انسان درآمده، فرد را با انگيزه اى صحيح و ارزشمند به سوى انجام كار رهنمون سازد، يا آن كه به صورت منفى و ناسازگار با اهداف انسانى، محركى به سوى كارها گردد.

الف. انگيزه مثبت

يكى از انگيزه هاى مثبت براى مصرف كالاها و خدمات، تأمين نيازهاى مادى است كه امرى مطلوب و لازمه تداوم حيات انسان است. از اين رو، خداوند متعال در مقام ياداورى نعمت هاى خود در قرآن كريم مى فرمايد: «ما معايش (خوراك، پوشاك، نوشيدنى و ساير چيزهايى كه گذران زندگى انسان به آن وابسته است)31 را در اختيار شما قرار داديم.»32
نكته مهم آن كه قرآن مى خواهد انسان از نظر روحى و كمالات معنوى طورى تربيت گردد كه با افزايش معرفت او نسبت به مقام والاى انسان، انگيزه اش براى مصرف در حد تأمين نيازهاى مادى و رسيدن به لذايذ جسمانى باقى نماند، بلكه از نظر قرآن، مطلوب آن است كه همه تلاش هاى انسان از جمله خوردن، آشاميدن و درك لذايذ جنسى به قصد توان پيدا كردن و آماده شدن براى انجام وظايف فردى و اجتماعى و قدرت يافتن شخص براى عبادت و بندگى خداوند متعال و خدمت به ديگران براى رسيدن به مقام قرب الهى باشد. در اين صورت، همه تلاش ها و اعمال او عبادت محسوب گشته، علاوه بر نتايج ظاهرى و مادى، داراى پاداش اخروى نيز خواهد بود. اين همان انگيزه مطلوبى است كه با تربيت اسلامى و بالا رفتن سطح معرفت و بينش، بايد افراد به آن دست يابند و اين چنين اسلام به زندگى مادى و حتى لذايذ جنسى انسان رنگ الهى مى بخشد و او را از دايره تنگ ماديات رهانيده و به مقام شايسته انسانى خود رهنمون مى سازد.33
قرآن كريم با كوتاه ترين و رساترين بيان، اين موضوع را در يك سطح كلى و عام متذكر گرديده است: «صبغة الله و من احسن من الله صبغةً و نحنُ له عابدونَ» (بقره: 138)؛ رنگ خدايى؛ و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟ و ما تنها او را عبادت مى كنيم.
پيامبرگرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) به ابوذر غفارى مى فرمايد: «شايسته است كه در انجام هر كارى، حتى خوابيدن و خوردن، انگيزه الهى داشته باشى.»34

ب. انگيزه منفى

از نظر قرآن، بسنده كردن به حيات دنيا و صرفاً براى تأمين نيازهاى مادى و درك لذايذ و منافع آن تلاش كردن مذموم است؛ زيرا مقام انسان برتر از آن است كه تمام همّت و هدفش را سير كردن خود و اشباع غرايز حيوانى و دست يابى به مقام و شهرت قرار دهد و از كمالات معنوى و فضايل اخلاقى و مقامى، كه انسان به عنوان برترين مخلوقات و خليفه خدا در روى زمين با اراده و اختيار خود مى تواند به آن برسد، باز ماند. آياتى از قرآن كريم بر اين مطلب دلالت دارند كه اگر همّت انسان فقط دنيا باشد و براى رسيدن به آن تلاش كند، به نتيجه سعى خود مى رسد، ولى در آخرت بهره اى نخواهد داشت.35 در اين صورت، مصرف كالاها و استفاده از خدمات توسط افراد بشر جهت انسانى خود را از دست داده، همانند مصرف چهارپايان مى گردد و اگر اين مصرف بدون اعتقاد به اصول و مبانى ارزشى و اعتقادى اسلامى باشد، حتى از مصرف و زندگى چهارپايان نيز پست تر است. از اين رو، بهره مندى و استفاده از نعمت هاى الهى، اگر با كفر همراه باشد، از نظر قرآن نه تنها مذموم، بلكه محكوم است و سرانجام آن عذاب الهى خواهد بود.
حاصل آن كه برخوردارى از نعمت ها، كه نتيجه مصرف است، بايد جهت صحيح داشته باشد و اگر جهت صحيح و منطقى نداشته باشد، جامعه مشخصات و ويژگى هاى انسانى خود را از دست مى دهد و اين مطلب در سايه ايمان و داشتن انگيزه صحيح و عقلايى تحقق مى يابد. بر اين اساس، ريا و خودنمايى يكى از انگيزه هاى منفى براى مصرف قلمداد مى گردد و در قرآن كريم از «مُترفين» (افراد خوشگذران، عيّاش، سرمست رفاه و نعمت و غافل از ياد خدا) و مستكبران به عنوان كسانى كه داراى چنين انگيزه اى در مصرف هستند (قصد ريا، خودنمايى و فخرفروشى به ديگران دارند) ياد شده است.

مبانى راهبردى بحث
رعايت حدود مصرف

از آن جا كه يك مصرف كننده مسلمان تلاش مى نمايد براى پيدا كردن مسير صحيح و معقول در زندگى، كه ضامن سعادت و خوش بختى دنيا و آخرت او باشد، از وحى الهى (قرآن كريم) و سيره معصومان(عليهم السلام)الگوبردارى نمايد و با رعايت تقواى الهى و پاى بندى به حدود شرعى به كارهايش ارزش بدهد، از اين رو، در اتخاذ الگوى صحيح مصرف، رعايت حدود و مقررّات الهى را در درجه اول اهميت قرار مى دهد. اسلام (برخلاف نظام سرمايه دارى كه در آن توليد و مصرف با هدف به حداكثر رساندن سود و مطلوبيت مادى كاملا آزاد است) براى حفظ مصالح فرد و جامعه، براى توليد و همچنين مصرف، حدود و موازينى قرار داده و در نتيجه، استفاده از برخى كالاها و خدمات به دليل مسائل ارزشى يا مفاسد و مضراتى كه در بردارند، حرام و ممنوع گرديده است.

نمونه هايى از اين كالاها و خدمات عبارتند از:

1. مشروبات الكلى، كه قرآن كريم به صراحت از آن ها نهى كرده است36 و زيان هاى الكل بر سلامت جسم و جان و آثار سوء آن بر معده، كليه، ريه، اعصاب و شريان هاى قلب و حواس گوناگون مطلبى است كه امروزه از نظر علمى، جاى ترديد ندارد، به گونه اى كه برخى از دانشمندان ممنوعيت اكيد آن را در چهارده قرن پيش، يكى از دلايل حقانيت اسلام و قرآن قلمداد مى كنند.37
2. استفاده از مردار، خون (براى خوردن)، گوشت خوك و هر حيوان حلال گوشتى كه ذبح شرعى نشده باشد.38 به طور كلى، اسلام گوشت هايى را كه مورد پسند طبع معتدل آدمى است، مباح گردانيده و از آنچه ناخوشايند طبع هاى سالم است، برخى را مكروه و برخى را حرام ساخته است.
3. استفاده از هروئين، سم و هر چيزى كه براى بدن مضر باشد39 و استفاده از لباس هاى طلاباف و حرير خالص و زينت نمودن به طلا براى مردان و پوشيدن لباس شهرت40 مانند پوشيدن لباس هاى مخصوص زنان براى مردان و به عكس.
4. استفاده از آلات لهو و لعب و وسايل قمار و استعمال ظروف طلا و نقره.
5. مصرف كالاهايى كه موجب تسلط سياسى و اقتصادى كفّار و بيگانگان بر مسلمانان گشته، اسارت و وابستگى جامعه اسلامى را به دنبال داشته باشد؛ زيرا مسلمانان بايد از كيان سياسى، فرهنگى و اقتصادى كشور خود به هر طريق ممكن دفاع نمايند.41 تحريم تنباكو از سوى مرجع بزرگ مرحوم ميرزاى شيرازى، در زمان ناصرالدين شاه، در جهت تأمين هدف مذكور صورت گرفت و نقشه استعمار انگليس را در آن برهه خنثى كرد.
و. استفاده از خبائث؛ يعنى هر چيزى كه طبع سالم انسانى از آن نفرت داشته باشد. در كتاب ارزشمندجواهرالكلام، درباره معناى «خبائث» آمده است: «مقصود از «خبائث» حرام ويژه اى نيست، بلكه عنوانى كلى براى خوراكى ها و نوشيدنى هاى ممنوع است كه طبع سالم از آن ها نفرت دارد.»42
اعتدال در مصرف: حد مطلوب بهره مندى و استفاده از نعمت هاى الهى آن است كه همراه با رعايت اعتدال و به قدر كفاف باشد. اعتدال و ميانه روى در مصرف، كه در روايات از آن به «قصد» و «اقتصاد» تعبير شده، حد وسطى است كه اسراف و تقتير (سخت گيرى) در آن نباشد. البته اين حد نسبت به افراد مختلف و شأن و شخصيت اجتماعى آنان متفاوت است.
در روايتى از امام باقر(عليه السلام) ميانه روى در حالت بى نيازى و نيازمندى يكى از عوامل نجات انسان شمرده شده است.43
حضرت على(عليه السلام) نيز در اين باره مى فرمايد: «هنگامى كه خداوند متعال خير و نيكى را براى بنده اى مقدّر نمايد، اقتصاد و ميانه روى در زندگى را به او الهام مى كند.»44
به طور كلى، واژه «اقتصاد» در لغت عرب، مفهوم عامى است كه در تمام حركات و سكنات انسان مى تواند جريان داشته باشد و در همه مراحل زندگى، حتى در عبادت و انفاق45، مطلوب و پسنديده است.46
«قدر كفاف» آن اندازه از امكانات زندگى است كه انسان را از ديگران و سؤال از آن ها بى نياز كند.47 اعتدال در مصرف و قناعت موجب بقاى نعمت48 و پديدآورنده زمينه مناسبى براى رشد صفات و كمالات معنوى در انسان است.49 بنابراين، خوددارى از اسراف و تبذير يكى از محدوديت هاى مصرف مى باشد. نقطه مقابل اسراف، تقتير و سخت گيرى در مصرف و هزينه كردن براى معيشت و زندگى انسان از نظر قرآن امرى مذموم مى باشد؛ زيرا افراط و تفريط در هيچ كارى عقلايى نبوده و از نظر دين نيز امرى ناپسند قلمداد مى گردد.
آياتى از قرآن كريم برا عتدال و ميانه روى تأكيد دارند50 كه از اطلاق و كليّت آن ها مى توان به مصرف معتدل نيز رهنمون شد، اگرچه به طور مستقيم درباره مصرف به معناى مصطلح آن در علم اقتصاد نباشند. براى روشن شدن بيش تر بحث، درباره دو طيف مقابل و متضادى كه با خروج از حالت اعتدال در مصرف پديدار مى گردند (اسراف و تبذير و نيز تقتير و سخت گيرى در مصرف و هزينه ها) توضيح داده مى شود و ديدگاه قرآن و روايات معصومان(عليهم السلام) به طور خلاصه تبيين مى گردند:

اسراف و تبذير

اگر كسى در ميزان يا نحوه استفاده از نعمت ها و امكانات خداداد زياده روى نموده، بيش از آنچه مورد نياز و در خور شأن اوست مصرف كند، در زمره مسرفان يا مبذّران خواهد بود و عواقب چنين برخوردى با نعمت هاى الهى متوجه او خواهد گرديد. اين موضوع تنها به زندگى فردى هر كس مربوط نمى شود، بلكه در سطح كلان، هر جامعه بايد مصارف و نيازهاى خود را بر اساس يك برنامه دقيق و حساب شده مطابق ميزان درآمد و توليد ملى تنظيم كند تا بتواند استقلال اقتصادى و سياسى خود را حفظ نموده، تحكيم و تداوم بخشد.
قرآن كريم به صراحت از اسراف نهى كرده51 و مسرفان را اهل آتش52 و مبذّران را برادران شيطان معرفى كرده است.53
«اسراف» در لغت، به معناى تجاوز از حد است و هر كارى كه از نظر كميّت يا كيفيت از اندازه خود تجاوز كند، «اسراف» است و چيزى كه در راه غير طاعت خدا مصرف گردد، هرچند كم باشد، «اسراف» مى باشد.54
بنابراين، استفاده از نعمت ها و امكانات افزون بر حد نياز يا به كارگيرى آن ها بدون اين كه فايده عقلايى بر آن ها مترتّب باشد و استفاده بهينه صورت گيرد، از مصاديق اسراف است. برخى تبذير را نوع خاصى از اسراف دانسته و گفته اند: تبذير اسرافى است كه با اتلاف مال همراه باشد. به عبارت ديگر، تبذير يعنى صرف مال در موردى كه سزاوار نيست، ولى اسراف يعنى صرف مال بيش از مقدارى كه سزاوار است.55
«اسراف» كلمه جامعى است كه هرگونه زياده روى در كميّت و كيفيت مصرف را شامل مى شود و امروزه ثابت شده كه يكى از مهم ترين دستورات بهداشتى پرهيز از اسراف و زياده روى در خوردن و آشاميدن است؛ زيرا بر اساس تحقيقات دانشمندان، بسيارى از بيمارى ها ناشى از غذاهاى اضافى هستند كه در بدن انسانى باقى مى مانند. اين مواد اضافى هم بار سنگينى بر قلب و ساير دستگاه هاى بدن و هم منبع آماده اى براى انواع عفونت ها و بيمارى ها هستند. عامل اصلى تشكيل مواد مذكور اسراف و زيادروى در تغذيه و ـ به اصطلاح پرخورى است و براى درمان بيمارى هاى ناشى از چربى خون، نارسايى هاى كبد، تنگ شدن رگ ها و بيمارى قند، جز اعتدال در تغذيه و تحرّك كافى راهى نيست.56
علاوه بر اين، امروزه اين موضوع روشن شده كه اسراف و تبذير عده اى موجب محروميّت و گرسنگى انسان هاى بى گناه ديگر مى گردد و اين خود نوعى عمل ضدانسانى تلقّى مى گردد.

انواع اسراف

در هر زمان، به مقتضاى اوضاع و احوال گوناگون، مصاديق جديدى براى اسراف و تبذير پديد مى آيند. از بين بردن باغ هاى سرسبز ميوه و زمين هاى زراعى براى ساختن مجتمع هاى مسكونى (در حالى كه در جاى ديگر قابل احداث باشند) يا تخريب برخى از ساختمان هاى محكم و زيباى قديمى به بهانه شيك نبودن و يا ريختن اضافه هاى غذا در زباله دان و نظاير آن از مصاديق اتلاف اموال و تبذير محسوب مى شوند و دولت اسلامى به عنوان حافظ مصالح جامعه، بايد از آن ها جلوگيرى كند؛ زيرا منابع ثروت بايد به گونه اى مصرف گردد كه بالاترين كارايى و بازدهى را در زمينه توليد براى جامعه داشته باشد.

بدترين نوع اسراف

از مهم ترين و حياتى ترين مسؤوليت هاى افراد يك كشور، كه خواهان اقتصادى مستقل، سالم و پر رونق باشند، حفاظت و مراقبت از ثروت ها و منابع ملّى است؛ مانند معادن، جنگل ها، درياها، منابع آب و ساير منابع ثروت ملى، كه تأثير مستقيمى بر حيات اقتصادى جامعه دارند و استفاده صحيح و بهينه از آن ها كشور را به سمت رفاه و غناى مادى حركت مى دهد، ولى استفاده بى رويّه و تضييع آن ها خيانتى در حق نسل حاضر و نسل هاى بعد مى باشد. براى مثال، جنگل ها و مراتع، كه از سرمايه هاى حياتى يك كشور بوده و نقش بسزايى در پالايش هوا، زيبايى طبيعت، تأمين چوب و كاغذ مورد نياز يك ملت دارند، بر اثر استفاده بى رويه دولت ها و برخى از افراد سودجو در چند دهه گذشته، صدمات زيادى ديده اند، به گونه اى كه از سال 1960 تاكنون قريب نيمى از جنگل هاى جهان از بين رفته است. در كشور ما نيز روند تخريب جنگل ها كما بيش به همين نسبت بوده است؛ زيرا وسعت جنگل هاى شمالى طى دو دهه (1350ـ 1370) تقريباً به نصف رسيده و از 3400000 هكتار به 1900000 هكتار كاهش يافته است.57
با توجه به مطالب گذشته، مى توان بدترين و زشت ترين نوع اسراف را زياده روى و تضييع ثروت هاى ملى و همچنين بيت المال جامعه اسلامى دانست. حفاظت از اموال عمومى و بيت المال نشانه حاكميت فرهنگى غنى و تعهد و ايمان يك ملت است و در مقابل، سهل انگارى در اين مسأله و يا استفاده شخصى از بيت المال نشانه عدم تعهد، ضعف ايمان و نبودن رشد فكرى لازم در افراد يك جامعه است. در يك جامعه اسلامى، با توجه به تأكيد و سفارش امامان معصوم(عليهم السلام) نسبت به حفظ اموال عمومى و بيت المال، مسؤوليت افراد جامعه، به ويژه كارگزاران حكومت، سنگين تر است.
حضرت على(عليه السلام) خطاب به يكى از كارگزاران در اين باره مى فرمايد: «تو در اين مالياتى كه مى گيرى، حق معينى دارى و با فقرا و مستمندان شريك هستى. حق تو را ما خواهيم داد و تو نيز حق آنان را بپرداز، و اگر چنين نكنى از كسانى خواهى بود كه در قيامت بيش ترين دشمن را دارد، و واى بر كسى كه دشمن او در پيشگاه الهى فقرا و نيازمندان و محرومان از حقوق خويش و ضرر ديدگان و درماندگان باشند.»58
متأسفانه برخى از مديران و كارمندان دولت در جامعه اسلامى ما به اين مسأله با تسامح نگريسته، عملا مراقبت و دقت لازم را ندارند. اسراف و تبذير در اموال عمومى و بيت المال، منحصر به زياده روى در مصرف يا بهره بردارى غيرصحيح نيست، بلكه به وجود آوردن يك محيط شيك و تشريفاتى و خريد چراغ ها و صندلى هايى با قيمت هاى گزاف و تعويض آرايه هاى اتاق از مصاديق بارز اسراف و تبذير در بيت المال مى باشند.59

تقتير يا سخت گيرى

نقطه مقابل اسراف، محدود كردن بيش از حدّ مصرف يا سخت گيرى در هزينه زندگى و مخارج است كه از نظر قرآن و روايات معصومان(عليهم السلام)مورد نكوهش است؛ زيرا اسراف افراط، ولى سخت گيرى تفريط در بهره بردارى از نعمت ها و امكانات محسوب گشته، هر دو انحراف از روش منطقى و معقول (اعتدال در مصرف و هزينه ها) مى باشد. سخت گيرى گاهى نسبت به خود افراد خانواده اِعمال مى گردد كه مى توان آن را ناشى از بخل شديد و حرص و طمع زياد بر جمع مال و ثروت دانست و نشانه كوته نظرى و پستى يك فرد است كه استفاده از نعمت ها و امكانات الهى را نسبت به خود و يا خانواده اش دريغ داشته باشد و يا بر آن ها سخت گيرى كند.
سخن ارزشمند هشتمين پيشواى معصوم، حضرت رضا(عليه السلام)، ناظر به اين قسم از سخت گيرى و اِعمال محدوديت است؛ آن جا كه مى فرمايد: «شايسته است كه مرد در زندگى خود توسعه و گشايش ايجاد كند (در مقابل سخت گيرى) تا آرزوى مرگ او را نكنند.»60
نوع دوم از سخت گيرى و اعمال محدوديت آن است كه فرد با داشتن امكانات و نعمت هاى فراوان، فقط به فكر خود و افراد خانواده اش باشد و زمينه استفاده از نعمت ها و برخوردارى از مصارف ضرورى و حياتى را براى فقرا و محرومان جامعه فراهم نكند و روشن است كسى كه در هزينه هاى زندگى خود سخت گيرى كند، نسبت به افراد بى بضاعت و محروم در جامعه نيز بى اعتنا خواهد بود.

سپاس گزارى

از ويژگى هاى انسان، سپاس گزارى در مقابل احسان به نيكى و محبت ديگران است، به گونه اى كه فطرت سالم يك انسان عاقل اقتضا دارد كه حتى در مقابل لطف و محبت زبانى ديگران نيز خاضع گشته و در مقابل، سپاس گزارى كند و اگر در توان داشته باشد، بهتر و برتر از طرف مقابل آن را جبران كند.
با اين مقدّمه، اگر انسان توجه كند كه هر چه را از انواع نعمت هاى مادى و معنوى بهره مند است، خداوند قادر و حكيم و توانا به او عنايت كرده و لطف و رأفت او بر همه انسان ها، حتى افراد بى ايمان و پست و شرور در اين جهان، نيز جارى است، در مقابل، او تا چه حد بايد شاكر و سپاسگزار باشد. روشن است كه شكر و سپاس به درگاه الهى، كه بى نياز از همه مخلوقات بوده و سرچشمه همه كمالات و فيوضات است، با تشكر از ديگران تفاوت دارد؛ زيرا ما نمى توانيم الطاف الهى را با جبران محبت همانند تشكر زبانى و عملى كه در مقابل اشخاص داريم جبران كنيم، بلكه بهترين راه آن است كه طريق شكرگزارى را از وحى و سخنان اولياى الهى و امامان معصوم(عليهم السلام) بياموزيم.
امام صادق(عليه السلام) در روايتى مى فرمايد: «شكر نعمت، خوددارى از گناهان و معاصى است و شكر كامل (يا تكميل شكر) به اين است كه فرد "الحمدلله رب العالمين " بگويد.»61
پس لازمه شكر الهى استفاده نكردن از نعمت ها در راه نافرمانى حق تعالى است. در نتيجه، از مصرف بى مورد (اسراف و تبذير) مى توان به عنوان كفران ناسپاسى نعمت ياد كرد. روشن است كه قسمت اول روايت بيانگر مرتبه شكر عملى (استفاده صحيح از نعمت هاى الهى) است و ما با انجام عباداتى كه در اسلام به عنوان تكاليف واجب بر هر مسلمانى فرض گرديده، موظّف به انجام مرتبه اى ديگر از شكر (شكر زبانى) نيز هستيم كه در ذيل روايت مزبور اين مرتبه از شكر نيز بيان گرديد.
برخى از آيات قرآن كريم مقتضاى ايمان به خدا و بندگى او را شكر به درگاه الهى مى دانند.62 برخى ديگر با بيان هاى گوناگون به شكر و سپاس گزارى در مقابل آفريننده نعمت ها توصيه و تشويق مى نمايند.63
مرحوم علامه طباطبائى درباره حقيقت شكر و انواع آن مى نويسد: حقيقت شكر اظهار نعمت است، و اظهار نعمت به اين است كه انسان نعمت را در جايى كه آفريننده و عطاكننده نعمت اراده فرموده (رضايت دارد) به كار گيرد و مرتبه ديگرى از شكر اين است كه به زبان از دهنده نعمت ياد كند كه در اصطلاح، آن را «ثنا» مى نامند و به اين است كه انسان همواره در دل به يادِ دهنده نعمت باشد و به هنگام استفاده از نعمت، با ياد او از مواضعى كه منعم تعيين كرده است، تجاوز نكند.64
بنابراين، مى توان گفت: استفاده معقول و بهينه از نعمت هاى الهى و مصرف آن ها با رعايت اعتدال و دورى از اسراف و تبذير و رعايت حدودى كه خداوند متعال تعيين نموده، همه از لوازم شكر به درگاه خداوند متعال هستند. از اين رو، برخى از آيات پس از برشمردن برخى نعمت ها مى فرمايند: «افلا يشكرون» و يا انسان را به دليل ناسپاسى كردن و كفران نعمت هاى الهى و تجاوز از حدود و مقررات، مورد سرزنش قرار داده، عواقب آن را متذكر مى گردند.65
از مجموع آياتى كه انسان را به شكر و سپاس گزارى به درگاه الهى تشويق و توصيه مى نمايند، مى توان استفاده كرد كه مصرف كل جامعه اسلامى بايد جهت خاص خود را پيدا كند؛ به اين معنا كه هدف صرفاً رفع نيازهاى مادى نباشد، بلكه در جهت رسيدن به اين هدف، حدود الهى نيز رعايت گردند، به گونه اى كه افراد جامعه با استفاده بجا و صحيح از نعمت هاى الهى، در عمل، به درگاه خداوند متعال شاكر بوده و بر شكر و سپاس زبانى، كه خود بخشى از عبادت و بندگى حق تعالى است، قدرت و توفيق يابند. البته اين كه انسان توجه به منعم حقيقى (خداوند متعال) داشته باشد و بداند نعمت از اوست مرتبه اى از شكر مى باشد كه در برخى از روايات معصومان(عليهم السلام)نيز بيان گرديده،66 ولى بحث حاضر ناظر به مرتبه شكر عملى است.

ديگرگرايى و رعايت ارزش ها

يكى ديگر از ويژگى هاى الگوى مطلوب براى مصرف از نظر اسلام، اين است كه مصرف كننده مسلمان تنها به فكر تأمين نيازهاى خود و خانواده اش نباشد، بلكه همراه با تعقيب هدف مذكور، تا حد توان در فكر محرومان و افراد بى بضاعت جامعه نيز باشد؛ زيرا در غير اين صورت، فرد مذكور روحيه خودخواهى و كبر و غرور پيدا مى كند و از سوى ديگر، حرص و بخل به او اجازه نمى دهند مازاد نياز خود را در راه رفع احتياجات ضرورى و حياتى ديگر افراد جامعه به كار گيرد و با اين كار، روحيه ايثار و فداكارى و ديگر كمالات انسانى را در خود پرورش دهد و خود را از دايره تنگ ماديات برهاند و به سوى عالم معنا و قرب و نزديكى به حق تعالى حركت كند.

اهميت و تشويق به انفاق

قرآن كريم با بيان هاى گوناگون اهميت انفاق براى رفع محروميت از افراد جامعه را متذكر گرديده و مردم را بدان تشويق و ترغيب نموده است؛ گاهى در وصف ابرار و خوبان، «انفاق» را به عنوان يكى از شاخص هاى ايمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنى دانسته و آن را از اوصاف متقين، محسنين، صادقين و ابرار شمرده است.67 برخى ديگر از آيات، انفاق را در كنار نماز و قرين آن ذكر كرده اند كه حاكى از اهميت زياد آن مى باشد.68 آيات ديگرى از قرآن نيز از انفاق به عنوان قرض به خداوند متعال و يا قرض نيكو (قرض الحسنه) به خداوند ياد كرده69 و بعضى خداى متعال را گيرنده صدقات معرفى نموده اند.70 از همه مهم تر، بعضى آيات، انفاق را وسيله تقرّب و يا وصف ولى خدا، اميرالمؤمنين(عليه السلام)، برشمرده اند71 كه همه گواه بر اهميت اين عمل و تشويق و ترغيب بر انجام آن مى باشد.72 همراه با بيانات مذكور، در بسيارى از آيات، اجر و پاداش بزرگ انفاق كننده در آخرت و نزد خداوند متعال مورد تأكيد قرار گرفته است.73
روشن است كه براساس آيات مذكور، اهميت و اجر و پاداش مزبور در صورتى است كه انفاق، صدقه و كمك به محرومان براى ريا و خودنمايى در مقابل ديگران و يا همراه با منّت گذارى بر گيرنده آن نباشد. از اين رو، در آيات قرآن و سيره معصومان(عليهم السلام) در اين قسمت، نكات ظريف و دقيق اخلاقى مورد تأكيد و عنايت قرار گرفته اند و هدف اين بوده كه شأن و آبرو و شخصيت گيرنده نه تنها در مقابل ديگر افراد جامعه حفظ گردد، بلكه گيرنده كمك و صدقه، از دهنده آن خجل و شرمسار نگردد و حتى برخى از امامان معصوم(عليهم السلام) تلاش مى كردند در حالِ دادن صدقه و كمك مالى نگاه گيرنده به روى مبارك آن ها نيفتد. از اين رو، غالباً صدقات و كمك هاى خود را نيمه هاى شب به صورت ناشناس شخصاً به در خانه فقرا و محرومان مى بردند.

ايثار و گذشت

پيشوايان معصوم نه تنها مازاد بر نياز خود را همواره در راه خدا به فقرا و نيازمندان مى دادند، بلكه آن ها به عنوان برترين انسان ها و الگوهاى برتر براى همه افراد بشر در طول تاريخ، حتى در زمان نياز خود و خانواده شان نيز فضل و بخشش و كمك به فقرا، محرومان و مستمندان را در عمل به همگان نشان دادند و آياتى از قرآن كريم، كه شأن نزول آن ها درباره اميرالمؤمنين و همسر گرامى اش و امام حسن و امام حسين(عليهم السلام)مى باشد،74 به همه پيروانشان و افرادى كه خواهان گام نهادن در طريق خودسازى و رسيدن به كمالات والاى انسانى اند درس ايثار و گذشت در راه خداى متعال مى دهد.
حاصل آن كه يك مسلمان با ايمان، ضمن بهره بردارى و استفاده شخصى از نعمت ها و امكانات، نه تنها با در نظر گرفتن تكاليف دينى، با انگيزه الهى، حقوق واجب مالى از قبيل «خمس» و «زكات» را ادا مى كند، بلكه همواره درصدد است در حد توان، با انفاق ها و كمك هاى خود به فقرا و محرمان جامعه، فقر و محروميت را در سطح جامعه كاهش دهد و تلاش مى كند خود را به مرتبه اى از كمالات انسانى برساند كه گذشت و ايثار نسبت به فقرا و نيازمندان جامعه نيز براى او آسان و لذت بخش گردد و با اتخاذ ويژگى مذكور در الگوى مصرف خود، دست يابى به رضايت و خشنودى خداوند متعال و رسيدن به مقام قرب الهى براى او از هر چيزى ارزشمندتر و لذت بخش تر باشد.

پى نوشت ها :

1صحيفه سجاديه، ترجمه و نگارش جواد فاضل، تهران، اميركبير، بى تا، دعاى سى ام.
2ـ ابراهيم رزاقى،الگوى مصرف و تهاجم فرهنگى، تهران، چاپخش، 1374، ص 163ـ164
3ـ همچنين ر.ك: اعراف: 160 / انعام: 145 / مائده: 5و4 / بقره: 172.
4ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران،تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج 4، ص 272.
5ـ محمدحسين طباطبائى،تفسير الميزان، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1379، ج 8، ص 80.
6ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 8، ص 79
7ـ محمدباقر مجلسى،بحارالانوار، چ چهارم، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1362، ج 47 ،ص 232.
8ـ سيد جمال الدين موسوى،ملاحظاتى پيرامون پيام هاى اقتصادى قرآن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1368، ص 467ـ476.
9ـ رضى الدين طبرسى،مكارم الاخلاق، چ ششم، بيروت، منشورات الاعلمى للمطبوعات، 1492، ص 106ـ107.
10ـ محمدبن يعقوب كلينى،فروع كافى، چاپ دوم، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1362، ج 6، ص 442، حديث 7.
11ـ گروهى از نويسندگان،معجم موضوعى اقتصادى قرآن كريم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، 1379، بحث «توجه به خالق و مصرف».
12ـ همچنين ر.ك: سجده: 2 / عبس: 23و24 / مرسلات: 27 / فرقان: 48و49 / انعام: 141 / نحل: 5و8 / نحل: 10و11 / قريش: 4و3 / يس: 33و34 / نحل: 80و81.
13ـ ديگر آيات مربوط به اين بحث: نحل: 66ـ69 / واقعه: 68ـ70 / مرسلات: 27 / نحل: 14 / يس: 72ـ73 / اعراف: 10 / حج: 36
14ـ گروهى از نويسندگان، پيشين.
15ـ محمد راغب اصفهانى،المفردات فى غريب القرآن، چ دوم، دفتر نشر كتاب، 1404، ص 193.
16ـ فخرالدين طريحى،مجمع البحرين، مكتبة المرتضوية، بى تا، ج 5، ص 169.
17ـ عن الرضا(عليه السلام): «الذى يطلب من فضل الله عزوجل مايكفّ به عياله اعظم اجراً من المجاهد فى سبيل الله.» (محمدبن يعقوب كلينى، پيشين، ص 88.)
18ـ اربع لا يستجاب لهم دعا: رجلٌ جالسٌ فى بيته يقول يا رب ارزقنى فيقول له الم امرك بالطلب...» (محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 103، ص 8، حديث53.)
19ـ آيات: ذاريات:58 / هود: 16 / ابراهيم: 32 / روم: 40 / انفال: 26 / اسراء: 64 / ابراهيم: 32 / بقره: 22 / عنكبوت: 17 / انعام: 151 / اسراء: 31 / سبا: 24 / فاطر: 3 / يونس:31/ نمل: 64 / ملك: 21 / يونس: 59 / انعام: 14/ حجر: 22 / فرقان: 48و49/ شعراء: 79 / قريش: 4 / ق: 9ـ11 / طه: 132 / روم: 28 / يس: 33 / حج: 28 / مرسلات:27.
20ـ آيات: بقره: 172 / نحل: 114 / يس: 33ـ35 / سبا: 15 / مائده: 88 / ملك: 15 / طه: 81 / انعام: 141ـ142 / بقره: 57،58،60 / بقره: 254 / اعراف: 160 / حج: 28 / طلا: 39 / نساء: 39 / يس: 47 / بقره: 3 / انفال: 32 / رعد: 22 / ابراهيم: 31 / سجده: 16 / قصص: 54 / فاطر: 29 / شورى: 38 / نحل: 75.
21ـ آيات: فاطر: 43 / احزاب: 62 / فتح: 23 / اسراء: 77.
22ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 17، ص 434.
23ـ آيات: ابراهيم: 7 / قمر: 35.
24ـ آيات: ابراهيم: 7 / نحل: 112 / سبأ: 16،17، نحل: 55.
25ـ آيات: اسراء: 16 / قصص: 58و59 / هود: 116ـ117.
26ـ آيات: اعراف: 96 / جنّ: 16.
27ـ طه: 124.
28ـ محمدبن الحسن الطوسى،تفسير تبيان، نجف، مكتبة الامين، 1376، ج 7، ص 219.
29ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 14، ص 242.
30ـ نگارنده،طرح تحقيقى الگوى مصرف در اسلام، مركز پژوهش هاى صدا و سيما، 1375، ص 11.
31ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 8، ص 17.
32ـ آيات: اعراف: 10 / حديد: 20.
33ـ گروهى از نويسندگان، پيشين، بحث مصرف.
34ـ رضى الدين طبرسى، پيشين، ص 64.
35ـ گروهى از نويسندگان، پيشين.
36ـ مائده: 90.
37ـ سيدجمال الدين موسوى، پيشين، ص 513.
38ـ با استناد به آيه 3، سوره مائده.
39ـ سيد روح الله موسوى الخمينى،تحريرالوسيله، ج 2، ص 163.
40ـ همان، ج 1، ص 145.
41ـ همان، ص 485.
42ـ محمدحسن نجفى، جواهرالكلام، قم، دارالكتب الاسلاميه، 1362، ج 36، ص 239.
43ـ محمدبن على ابن بابويه، صدوق،خصال، قم، منشورات جماعة المدرسين، 1362، ص 84.
44ـ «اذا اراد الله بعبد خيراً الهمه الاقتصاد». عبدالواحد آمدى،غررالحكم و دررالكلم، قم، مركز البحوث الاسلامية، 1395، قم، ص 175.
45ـ «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما» (فرقان: 67)
46ـ محمدرضا مهدوى كنى،اصول و مبانى اقتصاد اسلامى در قرآن، تهران، دفتر نشر دانشگاه امام صادق(عليه السلام)، 1379، ص 13.
47ـ فخرالدين طريحى، پيشين، ج 5، ص 113.
48ـ امام كاظم(عليه السلام): «من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمة و مَنْ بذّر و اسرف زالت عنه النعمة» (محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 78، ص 327)
49ـ حضرت على(عليه السلام): «اعون ىء على اصلاح النفس القناعة» و محمد محمدى رى شهرى،ميزان الحكمه، قم، مكتبة الاعلام الاسلامى، 1362، ج 10، شماره 20205.)
50ـ آيات: اسراء: 29 / فرقان: 67 / لقمان: 19 / بقره: 143 / مائده: 89.
51ـ «وكلوا و شربوا ولا تسرفوا انّه لا يحبّ المسرفين» (اعراف: 31) همچنين در آيه 141 سوره انعام از اسراف نهى شده است.
52ـ «و ان المسرفين هم اصحاب النار» (مؤمن: 43)
53ـ «ولا تبذّر تبذيرا انّ المبذرين كانوا اخوان الشياطين» (اسراء: 27.)
54ـ محمد راغب اصفهانى، پيشين، ص 230.
55ـ فخرالدين طوسى، پيشين، ج 3، ص 217.
56ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، پيشين، ج 6، ص 152.
57ـ سيدمهدى موسوى،پژوهشى در اسراف يا آفت سرمايه ها، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1371، ص 145.
58نهج البلاغه، ترجمه و شرح علينقى فيض الاسلام، نامه 26، ص 884.
59ـ سيدمهدى موسوى، پيشين، ص 187.
60ـ «ينبغى للرّجل ان يوسع على عياله لئلا يتمنوا موته» محمدبن الحسن حرّ عاملى،وسائل الشيعه، چاپ هشتم، تهران، مكتبة الاسلامية، 9401، ج 15، ص 249، حديث 6.
61ـ امام صادق(عليه السلام): «شكر النعمة اجتناب المحارم و تمام الشكر قول الرجل الحمدلله رب العالمين.» (محمدبن يعقوب كلينى، پيشين، ج 2، ص 78)
62ـ مانند آيات 172 بقره و 114 نحل.
63ـ آيات: نحل: 14 / فاطر: 12 / حج: 36 / ابراهيم: 37 / انفال: 26 / عنكبوت: 17 / ابراهيم: 7 / لقمان: 12 / سبأ: 15.
64ـ محمدحسين طباطبائى، پيشين، ج 4، ص 38.
65ـ آيات: يس: 33ـ35 / اعراف: 10 / واقعه: 68ـ70 / سبأ: 17 / ابراهيم: 7 / نحل: 112 / يس: 72ـ73.
66ـ مانند روايتى از امام صادق(عليه السلام) در اصول كافى، ج 2، ص 79، روايت 15.
67ـ آيات: انفال: 2ـ4 / سجده: 15ـ16 / حجرات 15 / توبه: 88 / قصص: 52ـ55 / نساء:39 / شورى: 38 / بقره: 2و3 / آل عمران: 133و134 / ليل: 17و18 / بقره: 177 / ذاريات: 15و19 / آل عمران: 15،17و34.
68ـ بقره: 3و 110 / انفال: 3 / رعد: 22 / فاطر: 29 / شورى: 38 / مزمّل: 20.
69ـ بقره: 245 / حديد: 11 / تغابن: 17 / حديد: 18 / مزمّل: 20 / مائده: 12.
70ـ توبه: 104 / توبه: 99.
71ـ مائده: 55.
72ـ گروهى از نويسندگان، پيشين، بحث «اهميت و تشويق انفاق.»
73ـ مانند آيات 261 و 262 سوره بقره.
74ـ آيات 9 و 8 سوره انسان.

نويسنده: محمد جمال خليليان اشكذرى

 

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

صفحات و مطالب گذشته
جامه‏ ناسازِ زشت اسراف را از تنمان بيرون بياوريم
بهینه سازی درخريد مواد غذايي
دیدگاه شهروندان درمورداصلاح الگوی مصرف
اصلاح الگوي مصرف و قانون مديريت خدمات كشوري
چگونه قناعت پیشه کنیم؟
- 10 - 11 - 12 - 13 - 14 - 15 - 16 - 17 - 18 - 19 - > -
آمار و اطلاعات
بازديدها:
کل بازديد : 91779
تعداد کل پست ها : 489
تعداد کل نظرات : 29
تاريخ آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 
تاريخ ايجاد بلاگ : سه شنبه 6 بهمن 1388 

مشخصات مدير وبلاگ :
مدير وبلاگ : محمد رضا زينلي

ت.ت : ارديبهشت 1373
 وبلاگ هاي ديگر من: 
آخرين منجي
پايگاه اطلاع رساني 14 معصوم
پيروان راه حسين
سي سال انقلاب پايدار

سوابق مدير :
كسب رتبه ي اول در دومين جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه دوم در اولين دوره جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه سوم در سومين دوره جشنواره وبلاگ نويسي و وب سايت انتظار


يكي از برندگان اصلي سايت 1430(جشنوراه وبلاگ نويسي اربعين حسيني)
يكي از برندگان جشنواه وبلاگ نويسي گوهر تابناك)

كسب رتبه سوم در جشنوراه پيوند آسماني)

يكي از برندگان جشنوراه وبلاگ نويسي راسخون)
فعالترين كاربر سايت تبيان در سال 87


مدير انجمن دانش آموزي سايت تبيان با شناسه كابري moffline


مدير انجمن هنرهاي رزمي سايت راسخون با شناسه كاربري bluestar


آرشيو مطالب
بهمن 1388
اسفند 1388

جستجو گر
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد :



New Page 2

 

New Page 2

 


 
 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  راسخون



Designed By : rasekhoon & Translated By : 14masom