پيمانه*اصلاح الگوي مصرف*
 
  به وبلاگ پيمانه*اصلاح الگوي مصرف* خوش آمديد!    
 
درباره وبلاگ


محمد رضا زينلي
به وبلاگ تخصصي پيمانه خوش آمديد اميدورام كه اين وبلاگ بتواند بينش شما را نسبت به اصلاح الگوي مصرف كامل كند .


منوي اصلي
لينکهاي سريع

لوگو ها


 


















نظرسنجي

اصلاح الگوی خرید (نکاتی درباره خرید یخچال، ماشین لباسشویی، اجاق گاز و جاروبرقی )

وقتی برای خرید لوازم خانگی روانه بازار می شوید چه چیزی برایتان از همه مهم تر است؟ اینکه بتوانید کالای مورد نظرتان را با ارزان ترین قیمت خریداری کنید؟ اینکه آن کالا دارای یک علامت تجاری (برند) خاص باشد؟ و یا اینکه متناسب با نیاز شما باشد و کیفیت بالایی هم داشته باشد؟

نکاتی درباره خرید یخچال، ماشین لباسشویی، اجاق گاز و جاروبرقی را با هم مرور می کنیم:

یخچال: یخچال برای حفظ مواد غذایی از فاسد شدن و برای سالم ماندن غذاها نقش مهمی دارد. برای خرید یخچال توجه به ظرفیت و میزان مصرف برق اهمیت زیادی دارد. هرچه تعداد افراد یک خانواده بیشتر باشد، به طور حتم ظرفیت یخچال نیز باید بزرگ تر باشد. همچنین هنگام خرید یخچال باید به نشان استاندارد و موارد ایمنی توجه کرد. توجه به محلی که باید یخچال را در آنجا قرار دهید نیز مهم است تا بدانید یخچالی که قرار است خریداری شود چه اندازه باشد. از آنجا که باز و بسته کردن در یخچال باعث استهلاک، فعالیت بیشتر موتور یخچال و همچنین مصرف برق بیشتری می شود، بهتر است تا حد امکان از یخچال هایی استفاده کرد که روی در آن آبسرد کن و یخ ساز وجود دارد.
لباس شویی: ماشین لباس شویی هم از لوازم خانگی است که در بیشتر خانه ها وجود دارد. حداکثر مصرف ماشین لباس شویی حدود 35 کیلو وات در ساعت است که بیشتر این انرژی صرف گرم کردن آب می شود. بنابراین در مورد خرید این وسیله نیز توجه به برچسب انرژی بسیار مهم است. ماشین های لباس شویی با خصوصیات و طرح های مختلفی تولید می شوند و تولید کنندگان این ماشین ها با تغییر مداوم اشکال و اجزای داخلی آنها سعی دارند از هر نظر تولیدات خود را کامل تر کنند. در حال حاضر ماشین های موجود در بازار به دو شکل تمام اتوماتیک و نیمه اتوماتیک بوده و نوع نیمه اتوماتیک نیز به دو صورت دو قلو (دارای قسمت شستشوی لباس) و قسمت خشک کن لباس و نوع ساده یا سطلی در اختیار مصرف کنندگان قرار می گیرد. برای خرید توصیه می شود ظرفیت ماشین لباس شویی را مطابق با تعداد نفرات خانواده و مقدار لباس های کثیف در هر هفته انتخاب کنید.
اجاق گاز: گاز ارزان و در دسترس در کشور، مهم ترین عامل برای انتخاب اجاق آشپزی گازسوز است. در اغلب کشورهایی که از منابع گازی بی بهره هستند، اجاق های برقی مورد استفاده قرار می گیرد. مهم ترین نکته در اجاق گازها بالا بودن ایمنی آن است. برخی اجاق گازها دارای پیلوت هستند که برای ایمنی اجاق تعبیه شده است اما عده ای آن را دوست ندارد چون باید برای روشن ماندن شعله گاز کمی شیر تنظیم را نگه دارند تا پیلوت داغ شود. اما با این کار زمانی که گاز قطع شود و بعد از مدتی وصل شود و یا کتری آب یا شیرجوش سر بروند و شعله را خاموش کنند، بعد از چند ثانیه پیلوت فعال می شود و جریان گاز را قطع می کند. در غیر این صورت گاز در سراسر محیط آشپزخانه و خانه منتشر می شود و ممکن است انفجار و آتش سوزی اتفاق بیفتد.
جاروبرقی: جاروبرقی یکی از لوازم خانگی است که به نظافت خانه و سلامت افراد خانه کمک می کند. هرچه قدر میزان پاکیزگی خانه بیشتر باشد، سلامت و آرامش افراد آن خانه نیز بیشتر است. برای خرید یک جارو برقی باید به متراژ خانه، تعداد فرش، میزان کثیفی، تعداد جمعیت خانواده و تعداد دفعاتی که خانه تان را جارو می کنید توجه کرد. توان جاروبرقی ها از 1000 تا 2200 و بیشتر متغیر است البته چند سالی است که مدل های 1300 وات جای 1000 وات را پر کرده اند.

چند پیشنهاد

بررسی ها نشان داده است 30 تا 45 درصد باز و بسته شدن در یخچال به خاطر برداشتن یخ یا آب سرد است و با خرید یخچال هایی که روی درشان آبسردکن تعبیه شده، می توان 5 تا 10 درصد از مصرف انرژی برق کاست.(امروزه مدل های یخچال های داخلی با اندازه های کوچک هم موجود است که بر روی درشان آبسردکن وجود دارد.) اگر خانواده ای کم جمعیت دارید نوع 5 کیلوگرمی ماشین لباس شویی مناسب است و اگر پرجمعیت هستید بهتر است نوع 7 کیلوگرمی را انتخاب کنید. اگر مساحت خانه زیر 60 متر باشد جارو برقی با توان 1300 وات، برای خانه هایی با مساحت 60 تا 90 متر 1500 وات، برای متراژ 90 تا 120 متر 1700 وات و برای خانه هایی با متراژ بالاتر از 120 متر و با ریخت و پاش بیشتر جاروبرقی با توان 2000 و 2200 وات انتخاب مناسبی است.
انتخاب صحیح وسیله ی موردنیاز بسیار پر اهمیت است زیرا در صورت انتخاب غلط در حقیقت سرمایه ی خانواده به هدر رفته است که کار بسیار اشتباهی است.
* همانطور که می دانید هر وسیله در خانه جایی دارد معمولا یخچال و گاز و لباس شویی در آشپزخانه و لابلای کابینت ها
قرار دارند اما یکی از معضلات خانه های آپارتمان نشینی و کوچک ،جای لوازمی است مثل:میز اتو،جاروبرقی و...
شما به عنوان یک کدبانوی با سلیقه جاروبرقی خود را کجای خانه می گذارید؟ جواب شما می تواند برای دیگران ایده ی خوب و خلاقی باشد.
 

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

چگونه در مخارج خود صرفه‏ جویی کنیم؟

شمار زیادی از مردم، صرفه‏جویی را با کم مصرف کردن اشتباه می‏گیرند و حال آنکه چنین نیست. صرفه‏جویی، راه و رسم مصرف بجاست. برای این کار، شیوه‏های گوناگونی هست که خیلی ساده و در عین حال بی‏دردسرند. ولی همین طریقه‏های آسان نیز ممکن است هزینه‏ها را به نحو چشمگیری بکاهند.

چگونه در مخارج خود صرفه‏ جویی کنیم؟
 
شما با رعایت بیست و چهار راه حل ساده زیر می‏توانید کلاً در هزینه‏های خانوادگی صرفه‏جویی کنید:
1ـ برفک درون یخچال و یخ‏زن (فریزر(1)) خود را مدام تمیز کنید چرا که یک سانتی‏متر برفک داخل یخچال باعث می‏شود که مصرف برق به میزان دو درصد زیاد شود.
2ـ برای استحمام، بیشتر از دوش استفاده کنید و بکوشید از وان(2) کمتر بهره ببرید. موقعی که دارید تنتان را لیف و سرتان را شامپو(3) می‏زنید، شیر آب را بی‏جهت باز نگذارید.
3ـ چنانچه کسی در خانه نیست، آخر شب تلویزیون را به طور کلی خاموش کنید و نگذارید تلویزیون روی دگمه خودکار روشن بماند.
4ـ مبل یا پرده ضخیمی را جلوی رادیاتور(4) قرار ندهید چون این عمل باعث می‏گردد هوا به خوبی جریان نیافته و اتاق گرم نشود.
5ـ کاربرد زودپز برای پختن غذا موجب صرفه‏جویی 40 درصد از انرژی سوختی می‏شود. آیا باز هم به نظر شما ارزش سرمایه‏گذاری ندارد؟
6ـ چنانچه خشمگین و یا ناراحتید، اصلاً عازم خرید نگردید چرا که امکان دارد چیزهایی بیهوده بخرید که بعدا پشیمان شوید.
7ـ شیری که چکه می‏کند، ممکن است باعث هدر رفتن 2 هزار لیتر در سال شود. پس در تعمیر شیرآلات کوتاهی نکنید.
8ـ دسته گل حقیقتا بسیار روحنواز است، ولی بکوشید برای دوستان و آشنایان یک گلدان گیاه خانگی و یا گل خشک هدیه بدهید. آنان با دیدن چنین هدایای بادوام، یاد شما را در ذهنشان بیشتر زنده نگه می‏دارند.
9ـ آب 90 درجه سانتی‏گرادی به اندازه آب 60 درجه، پوشاک را پاکیزه می‏کند. لکن همین کاهش 30 درجه سبب می‏گردد که 45 درصد از برق مصرفی شما صرفه‏جویی شود.
10ـ موقع تهیه لباس دقت کنید پوشاکی که می‏خرید، به خشک‏شویی نیاز نداشته باشد. هنگام خرید لباس از فروشنده بخواهید تا اطلاعات ضروری را در باره نوع پارچه و طریقه شستشو و نگهداری آن در اختیارتان بگذارد.
11ـ در زمستان درز پنجره‏ها و درها را با گذاشتن عایق بگیرید. درزهایی از این قبیل باعث نفوذ سرما و گرد و خاک می‏گردند. برای حفظ هر یک درجه دما، 6 درصد در انرژی صرفه‏جویی می‏کنید.
12ـ هیچ گاه یخچال و یا یخ‏زن (فریزر) را کنار گاز، شوفاژ، ماشین لباسشویی و ظرف‏شویی قرار ندهید و تا سر حد امکان دو وسیله یادشده را از دیوار جدا سازید. زدودن برفک درون یخچال و یخ‏زن (فریزر) و پاک کردن پشت آنها در بهتر شدن کارکرد دستگاههای مزبور مؤثر می‏باشد.
13ـ مواد شوینده همچون مایع ظرفشویی و یا گرد (پودر)(5) رخت‏شویی را در آب حل کنید. بدین ترتیب می‏توانید تا 50 درصد در مصرف مواد مذکور صرفه‏جویی نمایید.
14ـ موقع دوش گرفتن، آب سرد موجود
در لوله‏ها را در ظرفی جمع‏آوری کنید، چون آب باقی‏مانده در لوله‏ها به مقدار زیادی کلر خود را از دست می‏دهند و آب مناسبی جهت آبیاری گیاهان خانگی به حساب می‏آید. چنانچه عادت دارید که موقع مسواک کردن دندانها، شیر آب را باز بگذارید، بدانید که سالانه تا 730 لیتر آب را بیهوده از دست می‏دهید.
15ـ برای تعویض هوای اتاق، لای پنجره را به مدت زیادی باز نگذارید. بلکه با گشودن کامل پنجره به مدت 5 دقیقه نیز هوای اتاق را عوض می‏کنید و ضمنا بدین وسیله گرمای اتاق از بین نمی‏رود.
16ـ اگر کاغذ کادو(6) و نوار (روبان)(7) کار کرده را اتو(8) کنید، می‏توانید آنها را مجددا برای بستن هدیه مورد نظرتان به کار ببرید. به یاد بسپارید که کاغذهای روغنی را نمی‏شود اتو کرد، لیکن ممکن است آنها را دقیقا تا کرده و بار دیگر مورد استفاده قرار دهید.
17ـ موقع شستن میوه، سبزی و یا ظرف و غیره، شیر آب را تا ته باز نگذارید. بهتر است آنها را قبلاً خیس کنید. کاربرد اسکاچ و مایع ظرفشویی باعث می‏شود تا بهتر تمیز شوند.
18ـ انتهای لوله (تیوپ)(9) کرِم(10) و یامایع خاص محافظت پوست (لوسیون)(11) خالی را ببرید. مطمئن باشید که داخلش هنوز قدری ماده هست که می‏توانید تا مدتی از آن استفاده کنید.
19ـ کرمهای قدیمی ضد آفتاب را می‏شود به عنوان کرم روز به کار برد مخصوصا چنانچه اثر ضد آفتابی کرم کم باشد.
20ـ خانمها به خاطر داشته باشند که ماده‏ای نظیر سرمه (ریمل)(12) خشک شده خویش را بیرون نیندازند بلکه با نهادن آن در یک ظرف آب گرم می‏شود بار دیگر آماده مصرفش ساخت.
21ـ شامپو و یا ماده شوینده بزرگ را در ظرفهای کوچکتری بریزید. چرا که احتمال دارد به علت سنگینی، مقدار بیشتری از آن به کار آید. به کارگیری ظرفهای کوچک، موجب صرفه‏جویی می‏گردد.
22ـ چنانچه ناچار شوید که هنگام مسافرت چمدانها(13) و ساکها(14) را روی خودرو بنهید، آنها را به نحوی قرار دهید که کمتر جلوی جریان هوا را بگیرند و بدین وضع تا ده درصد در مصرف بنزین صرفه‏جویی می‏شود.
23ـ برای خرید، کمتر از کارت(15) اعتباری و چک استفاده کنید. زیرا با پرداخت پول نقد، بهتر متوجه مقدار دخل و خرج خویش می‏شوید.
24ـ همواره بعد از پایان هر فصل، خرید کنید. مثلاً برای خرید چکمه(16) و پوشاک زمستانی، پس از فصل زمستان اقدام نمایید. هرگز موقع اعیاد، اسباب ‏بازی نخرید.
 

پی نوشتها :

1 ـ Freezer.
2 ـ وان: واژه برگرفته از روسی Tob.
3 ـ شامپو: واژه برگرفته از انگلیسی shampoo.
4 ـ رادیاتور: کلمه مأخوذ از فرانسه Radiator.
5 ـ پودر: کلمه مأخوذ از فرانسه Poweer.
6 ـ کادو: واژه برگرفته از فرانسه Present.
7 ـ روبان: واژه برگرفته از فرانسه Ribbon.
8 ـ اتو: کلمه مأخوذ از روسی Iran.
9 ـ تیوپ: واژه برگرفته از انگلیسی Tube.
10 ـ کرِم: واژه برگرفته از فرانسه crean.
11 ـ لوسیون: کلمه مأخوذ از فرانسه Lotion.
12 ـ ریمل: کلمه مأخوذ از فرانسه Rimmel.
13 ـ چمدان: واژه برگرفته از روسی Luggage.
14 ـ ساک: واژه برگرفته از فرانسه Sack.
15 ـ کارت: کلمه مأخوذ از فرانسه Cart.
16 ـ چکمه: کلمه مأخوذ از ترکی Boot.

پیام زن -> آذر 1380، شماره 117
پدیدآورنده:ترجمه: ا.امیردیوانی،

 

 

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

بررسي روند تشكيل الگوهاي مصرف در جهان سوم

مقدمه

قرن 18 در اروپا كه با عنوان عصر «روشنگري» از ديگر قرون متمايز ميشود ويژگي عمده ديگري كه داشت، عصر رويكرد به تجارت نيز بود. شعار lesse faire(بگذار مرزها آزاد باشند) در همين زمان باب شد. دليل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاي داخلي، براي دستيابي به مواد اوليه و به تبع آن بازارهاي خارجي، براي فروش كالاهاي ساخته شده به سوي كشورهاي خارجي رو آوردند و درخواست تاجران از دولت كاهش ماليات براي صدور كالاها بود. اين كالاها در كشورهايي، كه امروزه به عنوان جهان سوم ناميده ميشوند، بايستي ارزيابي ميشدند. استعمار و حمله نظامي مستقيم به چنين كشورهايي اين مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشكل را بعد از شكست تجربه اين كشورها در مورد استعمار، نئوكليناليسم (استعمار نوين از طريق فرهنگ)، به وجود آورد، بافت سنتي و عرفي اين جوامع بود كه همانند پوسته اي وخيم در مقابل فرآوردههاي نوين مقاومت نشان مي داد. شناختن سنتها و رسوم براي رخنه در آنها اولين گام به شمار رفت و تبليغات نيز به كمك اين روش توانست سد نفوذ اين كشورها را از هم بپاشد. افراد اين جوامع ابتدا بايستي باور ميكردند كه آنچه خود دارند در مقابل كالاهاي وارداتي از ارزش خوبي برخوردار است و اين كار با ظرافت تمام در تبليغاتي كه از شناسي شخصيت كمك ميگرفت، انجام ميشد. در اينجا كه يكي از مسائلي كه باعث «بحران هويت» ميشد به ميان آمد و فرد اين جامعه ابتدا هويت خود را، كه ريشه ها، عرفها، تربيت و اعتقادهاي او داشت، زير سوال ميبرد و در مقابل به دنبال كسب هويت تازه، خود را به شكل كالاهاي مصرفي در مي آورد كه با تبليغات به وي القاء شده بود. كاربه همين جا ختم نميشد. كار هنگاهي مصيبت بارتر ميشد كه دقت كنيم در اين راستا فرهنگ چنين جوامعي به عوامل ديگر، دستخوش تغيير و تحول و در نهايت بحران كه نمود خود را در تمامي اركان جامعه از خانواده گرفته مادبومي نشان مي دهد.
 

ضرورت مسئله

الگوهاي مصرف را نميتوان از نظامهاي ارزشي و هنجاري خواه اجتماعي يا فردي و يا تواماً كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تاثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت ميشود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست. بدون ناديده انگاشتن بعد سودگرايي (ارضاي نيازهاي رواني) فرآيندهاي مصرف اجتماعي، بايد به ابعاد نمادي، يعني معناي اجتماعي آنها نيز توجه داشت. كالاها و خدمات، سواي كيفيات طبيعيشان، داراي علايم رمزي نيز هستند و شاخصها و عاملان يك قشربندي اجتماعي محسوب ميشوند؛ به همين دليل بررسي دقيق پديده تشكيل الگوهاي مصرف توسط شركتهاي فرامليتي اهميت دارد.
در واقع مصرف كالاها و خدمات مصرفي، علايمي است كه كدهاي اصلي جامعه اي كه فرد در آن زندگي ميكند صرف نظر از درجه توسعه اقتصادي و اجتماعي اش به آنها معنا ميبخشد. لذا حوزه مصرف، حوزه اي مهم در تشكيل ذهنيتها و ارزشهاي منبعث از فعاليتهاي شركتهاي فرامليتي است، زيرا نماد مصرف يا كد اشياي مصرف شده ترجمان وضع فرهنگي يا هويت فرهنگي اند. افراد با دسترسي يافتن به كالاهاي خاص برطبق موازين و مقياسهاي جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلكه از جايگاه ديگران نيز آگاهي مييابند اشيا با ايفاي يك كاركرد اجتماعي تمايزي و تبعيضي، در واقع معرف افراد،يا به معناي صحيح تر تمايز بين افراد ميشود. در حقيقت تمايز قايل شدن بر حسب اشيا مبين يا موجد تفكيك و تفاوت اجتماعي است، كه افراد را طبقهبندي كرده و سلسله مراتب اجتماعي را به دنبال دارد. اين بعد نمادي در كليه سطوح جامعه بر طبق كدهاي متفاوت، مشاهده، و به يك طبقه اجتماعي خاص نيز محدود نمي شود. علاوه براين بايد به مصرف بعد تخيلي نيز افزود، زيرا اشياء وسيله فرار و طلسمي است كه فرد با توسل به آن ميتواند جهاني سحرآميز را تصور كند. آرزها به سوي نيازها هدايت شده و در وجود كالا، برآورده ميشوند. علت اينكه تبليغ كنندگان همواره در تلاش يافتن تصويري هستند كه مصرفكنندگان از خود، و از من آرماني همواره صرفاً همان الگوي رفتاري است كه در يك متن اجتماعي تحقق مييابد و به عبارت ديگر در ارتباط با ساير افرادي كه از اتحاد آنها با يكديگر هستي اجتماعي فرهنگي خاص، و اكثراً يك ملت، تشكيل ميشود. جدل ميان خود و تصوير شخصي يعني بين انگيزهها و ارزشها در مصرف در كشورهاي در حال توسعه، غالباً در ناكامي از مصرف بسنده تجلي مييابد، چه در واقع آنچه فرد ميكوشد در مصرف بيابد راهي براي غلبه بر احساس نابسندگي و ميل ورود به اجتماع و نيل به ارتقاي اجتماعي است .
الگوهاي مصرف در همه موارد بايد با هويت فرهنگي جامعه كاملاً پيوستگي داشته باشد، البته بايد به الگوهاي مصرف متفاوتي كه به دليل عدم تجانس نظام اجتماعي فرهنگي و دامنه قشربندي اجتماعي اقتصادي كم و بيش با يكديگر تفاوت دارند توجه داشت. در كشورهاي جهان سوم ،منطبق تفكيك اجتماعي بر مبناي مصرف تنها در ايجاد يك سلسله مراتب اجتماعي فرهنگي و پويايي و تحرك اجتماعي بازتاب نمي يابد بلكه به شكل يك برخورد متقاطع فرهنگي و ستيز بين «سنت و تجدد» نيز پديدار ميگردد. معرفي و گسترش تجدد از طريق فرآيند قالب شكني، آمال و نيازها و قالب ريزي مجدد آنها پويايي اجتماعي مصرف را در پي دارد. در اين چهارچوب الگوي ارتباطات با الگوي مصرف رابطه مستقيم دارد، از يك سو الگوي مصرف حاصل مجموعه پيام ها و علايمي است كه نگرش مردم را شكل مي دهد، و در رفتار هاي مصرفي آنها تبلور مي يابد. واز سوي ديگر مصرف خود يك الگوي ارتباطي بين انسان و جامعه و بين انسان و خود اوست.
تاثير شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرف در دو سطح صورت ميگيرد. در وهله اول اين شركتها به توسعه الگوهاي مصرفي رايج در كشورهاي جهان سوم كمك ميكنند. در وهله دوم شركتها ميكوشند كالاها و فرآوردهايجديد راكه كم و بيش پيچيدهتر از فرآوردههاي قبلي است جايگزين فرآورده هاي سنتي كنند. بنابراين موفقيت تجارتي اين شركتها در تمامي ساختار مصرف كشورهاي در حال توسعه تاثير ميگذارد. شركتهاي فرامليتي انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظام هاي بازنمايي و هنجاري و نظامهاي بياني (نيازها و الگوهاي رفتاري ) اند. تفكري كه اساس اين نظامها را تشكيل مي دهد آن است كه براي مثال پاداش تلاش فرد در كارش دسترسي يافتن به كالاهاي مصرفي است، و افزايش مصرف شاخص عمده توسعه اقتصادي محسوب ميشود. بنابراين، ترويج چنين منطقي و تلاش براي مصرف بيشتر درنيروي محركه تغيير اجتماعي نقش مهمي دارد. به اين معنا كه شركتهاي فرامليتي به دليل ماهيت عقلانيت خود ،در پيوستگي و يگانگي روزافزون كشورهاي جهان سوم با نظام اقتصاد تجارتي دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد در اين نظام اقتصادي تا حد زيادي به كالاها و خدماتي كه در دسترس دارد و همچنين به پايگاه اجتماعي وابسته به اين خدمات منوط است. اين عقلانيت به طرق گوناگون مطرح ميگردد، در زمينه ارتباطات، پيام هاي پخش شده توسط رسانه ها (تلويزيون، سينماو تبليغات) با نمايش امتيازات جامعه مصرفي و ايجاد اشكال بازنمايي و نظام هاي هنجاري، نقش مهمي بازي ميكنند.
به موازات اين جريان، گرايش روزافزوني به تقليد از سبك زندگي غربي و توليدات غربي به وجود مي آيد، انگيزههاي افراد به نحو فزاينده اي به سمت دسترسي به مصارف تجارتي سوق داده ميشود. ارزش هاي سنتي تا حد زيادي بي اعتبار ميگردد، و تصور ذهني فرد از جامعه و نقشي كه در آن دارد، تغيير ميكند .
كاركنان شركتهاي فرامليتي نيز، صرفنظر از مقامي كه در شركت دارند، با اشاعه اخلاق شركتها در اين فرآيند تخريب نقش مهمي دارند. همان طوري كه قبلاً اشاره شد، اشتغال به كار در اين نوع شركتها مستلزم پذيرش مقررات و هنجارهاي مربوط به آنهاست. مصرف كالاهاي ساخت شركت هاي فرامليتي و اثرات نمايشي منبعث از آنها در ايجاد اخلاق مصرف مادي موثر است.
نكته آخر اينكه اين شركت ها گرايش دارند عادات مصرفي را به گونه اي كه به سود آنها باشد شكل دهند و بنابراين درصددند تا فرآوردههاي خود را جايگزين كالاهاي سنتي كنند، و براي برخي كالاها و خدمات خود تقاضاي تجارتي منظمي كه قبلاً وجود نداشته به وجودآورند. همچنين برخي نيازها و خواستها را به سوي ماركهاي خارجيسوق دهند. سياستهاي تبليغاتي و تشويق فروش كالا بدون شك يكي از موثرترين طرق نفوذ شركتهاي فرامليتي است، و در تغيير نيازهاي اساسي افراد و هدايت آنها به سوي ماركها و فرآورده هاي خاص دخالت دارد. قطعاً اين انتقال سليقه ها برآيند سياستهاي گسترده بازاريابي و تاثير آنها برمعرف ها و هنجارهاست .
هدف اصلي اين تبليغات ايجاد نيازها و بنابراين فرآوردههايي است كه ميتوانند اين نيازها را برآورده سازند. فرآورده هايي كه عملاً تنها شركتهاي فرامليتي قادر به توليد آنها هستند. براي مثال شركت يونيليور براي فروش خود برنامه هاي تبليغاتي جهاني بسيار مهمي اجرا ميكند. اين برنامه ها غالباً باعث ميشود تا مردم تمامي علاقه خود را به فرآوردههاي داخلي از دست بدهند. مثلاً همين شركت تلاش ميكند تا در هند مارگارين واناپستي را جايگزين كره محلي كند و به نظر مي رسد كه اين محصول داخلي كلاً از بين برود. اين شركت در ايجاد نياز به پودرهاي پاك كننده شيميايي و مواد ضدعفوني كننده و نتيجتاً در نتيجه ايجاد بازاري براي اين محصولات خود در اندونزي موفق بوده است.
علاوه براين توانسته است فروش بستني، سوسيس و اغذيه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزي سيرالئون و ليبريا گسترش دهد، يعني در مناطقي كه كمتر ميتوان از آنها به عنوان مناطق داراي «درآمدهاي احتياطي» سخن گفت و آذوقه رساني به آنها معمولاُ توسط هواپيما صورت مي گيرد.
در آمريكاي لاتين قدرت تبليغات به حدي است كه حتي روستاييان بسيار فقير نيز عملاً خود را ملزم به نوشيدن نوشابه هايي چون كوكاكولا و پپسي مي دانند، و لو آنكه به قيمت فروش محصولات طبيعيشان تمام شود.
ر. لدوگار با مطالعه دو كشور برزيل و مكزيك، موفقيت شركتهاي فرامليتي را در ايجاد نياز به نوشابه هاي غير الكلينشان مي دهد. براي مثال ؛ مصرف سالانه اين نوع نوشابه ها در مكزيك رقم قابل ملاحظه 14 ميليارد بطري يعني براي هر نفر 5 بطري طي يك هفته بوده است (در مكزيك 40% نوشابه هاي مصرفي پپسي كولاست ). شستشوي مغزي تجارتي آنچنان قوي است كه ساكنين برخي روستاهاي مكزيك به رغم درآمد اندك خود متقاعد شده اند كه بدون اين نوشابه ها نمي توانند زندگي كنند و بايد هر روز آنها را مصرف كنند. در سال 1979 يك كشيش مكزيكي با اشاره به اين مطلب مينويسد: «شنيده ام بعضي از روستاييان مي گويند بدون مصرف روزانه نوشابه هاي غير الكلي نمي توانند زندگي كنند برخي ديگر به خاطر نمايش پايگاه اجتماعي خود هر روز با غذايشان بايد نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعي كه ميهمان دارند. اكثراً فكر ميكنند كه بايد روزانه اين نوشابه ها را مصرف كنند. اين اساساً ناشي از تبليغات گسترده به خصوص در راديو است كه در اين مناطق كوهستاني شنوندگان فراوان دارد. به موازات اين امر، در اين روستاها فرآورده هاي طبيعي مثل ميوه كمتر مصرف مي شود، برخي خانواده ها فقط هفته اي يك بار ميوه ميخورند».
اساس اين سياستهاي تبليغاتي متقاعد ساختن مردم است به اينكه روشهاي سنتي تغذيه (ارزن، برنج، لوبيا، ذرت، آب) در قياس با محصولات غربي غالباً پيچيده تر (بسته بندي هاي لوكس، تفاوتگذاري هاي تصنعي با استفاده از ماركهاي گوناگون) اهميت كمتري دارد. موضوع مهم در اينجا نمادگذاري اجتماعي كالاهاست. از آنجا كه مردم به خاطر كم سوادي خود آسيبپذيرترند، تاًثير تبليغات بسيار زيادتر ميشود. براي مثال، به كشور كنيا كه قبلاً نيز مورد بحث بوده اشاره ميشود. هزينه تبليغات بازاريابي براي صابونهاي توليدي شركتهاي وابسته به شركتهاي فرامليتي در اين كشور 6 درصد و براي صابونهاي توليد داخلي 1درصد قيمت آنها بوده است. اين خود نشان دهنده سياست هدايت تقاضاهاي داخلي به سوي فرآورده هاي پيچيدهتر (صنعتي)، (صابون توالت، موادضد عفوني كننده ...) است كه بيشتر بر شكل ظاهري صابونها و جذابيت بسته بندي آن تاكيد دارد.
براي ارائه طرحي كليتراز موضوع به هزينه هاي تبليغاتي شركتهاي تابع شركتهاي فرامليتي در كنيا اشاره ميشود اين هزينه ها در حدود 12 ميليون شلينگ كنياست، در حالي كه بودجه تخصيص يافته در آخرين برنامه پنج ساله كنيا براي ساختن مركز بهداشت روستايي كه دولت از آنها به عنوان عوامل كليدي در بهداشت مناطق روستايي (حدود 90 درصد جمعيت كشور در اين مناطق سكونت دارند) ياد ميكند، 7/5 ميليون شلينگ است.
يكي از مشهورترين نمونه هاي نفوذ خارجي در الگوهاي مصرف، فعاليت شركت نستله و سياست توسعه فروش شير خشك براي اطفال است. اين شركت براي ترويج فرآوردهاي غذايي خود و جايگزين كردن آنها به جاي شير مادر سياست فعالي را به مرحله اجرا درآورد. براي اين منظور روش هاي متفاوتي به كار گرفته شده است :
1. توزيع مجاني و غالباً خانه به خانه بطري هاي شير و محصولات لبني (لاكتوژن)
2. اجراي برنامه هاي تبليغاتي در بيمارستانها و زايشگاه ها. اين برنامه ها توسط ماموران خاصي موسوم به «پرستاران شير» صورت ميگرفت، اين پرستاران اونيفورم سفيد ميپوشيدند و نتيجتاً به راحتي ميشد آنها را با كاركنان بيمارستان اشتباه گرفت.
3. توزيع مجاني كارتهاي مربوط به وزن نوزادان با تبليغ لاكتوژن. جمله اي هم در اين كارتها نوشته شده بود با اين مضمون كه مادران تاحد امكان بايد كودكان را با شير خود تغذيه كنند. اما عملاً چند درصد مادران قادر به خواندن اين نوشته بودند؟
. تبليغات تلفيقي در بيمارستان ها و راديو. در اينجا گفته ميشد كه مصرف اين فرآورده ها، نيرو و قدرت به كودكان ميبخشد (براي مثال اين دو موضوع در نيجريه اهميت زيادي دارند). در جامائيكا تبليغ به اين شكل بود: «لاكتوژن باعث نيرومندي و سلامتي است» يا «انرژي و قدرت ميبخشد».
مصرف شير خشك همراه با برخي نمادها، يعني «نو»، «بهتر» و نظاير آن بود. در حال حاضر شير خشك در بسياري از كشورهاي جهان سوم مصرف بسيار وسيعي دارد.
بنابراين فعاليت شركتهاي فرامليتي ميتواند به انتقال حقيقي الگوهاي مصرف منجر شود. اين روند انتقال الگوها، نيازها برحسب ماركها تغيير پيدا ميكنند و فرآوردههاي پيچيدهتر و گرانتر جانشين محصولات ساده و ارزان ميگردد. به موازات اين فرآيند، تبليغات شركتهاي فرامليتي با ايجاد تمايزات تصنعي بين فرآورده ها، موجب از رونق افتادن سريع و جايگزين نمودن آنها با محصولات جديدتر است. نمونه هاي برونگرايي بسيار فراوان بوده و عواقب تاسف باري دارد. اين تنها چيزي است كه مي توان گفت.
روستائيان مكزيك بيش از پيش به مصرف نان سفيد به جاي نان سنتي خودشان كه هم ارزانتر است و هم پروتئين بيشتري دارد، روي آورده اند. در جامائيكا مردم عادت داشتند به عنوان صبحانه ماهي و موز كه هر دو ارزان و بسيار مقوي هستند، مصرف كنند. اما در نتيجه تبليغات اين عادت از بين رفته و اين فكر در مغز مردم رسوخ كرده كه براي صبحانه بهتر است سه رال مصرف كنند. اكنون مردم از محصولات كلوگ استفاده ميكنند، در حالي كه موز در بازار به خاطر نبودن خريدار و مشتري فاسد شده و از بين مي رود. ورود شركتهاي دانونسا و شامبورسي، شركتهاي تابعه گروه شركتهاي ب.اس.ان ژروهدانون و گروه نستله، در سال 1973 به مكزيك و برنامه هاي تبليغاتي مهم آنها تقاضاي كلي براي ماست را تا ميزان 350% افزايش داده است.
فرآيند جانشين سازي كالاهاي شركتهاي فرامليتي به جاي محصولات داخلي در مصرف سيگار بسيار مشخص و آشكار است. در اين بخش كاملاً متمركز 8 شركت فرامليتي بر بازار جهاني تسلط دارند : مثل شركت بت انگليسي الاصل كه بزرگترين سازنده سيگار دنياست و از هر پنچ سيگاري كه در جهان سرمايه داري به فروش مي رسد يكي از آن اين شركت است. شركتهاي ديگر عبارتند از گروه امپريال (انگليسي)، امريكن براندز (ايالات متحده)، موسسه فيليپ موريس (انگليسي) و گروه آفريقاي جنوبي (روتمن، رامبراند روپرت). اين شركتهاي فرامليتي در گرايش مردم به مصرف سيگارهاي خارجي (روند برونگرايي)، جايگزين نمودن سيگار داخلي ساخت توليد كنندگان كوچك با سيگارهاي صنعتي دخالت موثر دارند. اين تغيير ذائقه مصرف كنندگان سيگار باعث نابودي تنباكو سياه در بسياري از كشورها نظير هند، پاكستان، جمهوري كره، فيليپين، ارژانتين و يا برزيل شده است. سيگار كرتك در اندونزي، دلتي در سري لانكا و بيديز در هند به سود سيگارهاي ملايم نوع ويرجينيايي كنار گذارده مي شوندبرنامه هاي وسيع تبليغاتي عامل موثري در چنين فرآيندي است. علاوه بر اين، برنامه هاي وسيع تبليغاتي شركتهاي فرامليتي توتون، معرف آهنگ عمومي جريان بازاريابي شركتهاست. تاكيد اصلي در اين برنامه ها بركليشه هاي آمريكايي است و «تجملگرايي، پايگاه اجتماعي، سطح زندگي عالي و تصوير كابوي عاشق آزادي» مضاميني هستند كه لاينقطع تكرار ميشوند.
گاهي ايجاد بازارهاي جديد به خاطر يافتن مفرهايي است براي فروش فرآوردههاي واسطه اي برخي شركتهاي فرامليتي به عنوان مثال شركت رالستون پورينا عامل گسترش صنعت پرورش مرغ در كلمبياست، نه از آن رو كه مرغ و جوجه را به ماده كليدي رژيم غذايي مردم اين كشور مبدل سازد، بل به خاطر آنكه براي محصول اصليكارخانه، يعني كنسانترههاي غذايي براي حيوانات، بازار ايجاد كند. به پيروي از همين سياست تسهيلات و امكانات خاصي در اختيار مرغداران گذارده شد. در نتيجه بين سالهاي 1971 تا 1967 توليد مرغ در كلمبيا دو برابر گرديد، يعني از 11 ميليون به 22 ميليون رسيد.
كودكان به دليل آنكه به عنوان خريداران بالقوه به راحتي تاثير پذيرند، هدف مطلوبي براي شركتهاي فرامليتي محسوب ميشوند. براي مثال، برخي موسسات توليد كننده نوشابه هاي غير الكلي در آمريكاي لاتين و مركزي در مقابل فروش مستقيم محصولات خود در مدارس به هنگام برگزاري جشنها، نوشابه و يخچال را به طور رايگان در اختيار اين مدارس قرار مي دهند. شركتهاي ديگر نظير جنرال فودز در مكزيك با گذاردن مجسمه هايي كوچك نظير شخصيتهاي كارتوني والت ديسني در بسته بنديها، در واقع براي محصولات خود بازاريابي ميكنند.
بسياري از كالاها (كوكاياپپسي) نماد تعلق به دنياي مدرن تلقي ميشوند، و اين همان چيزي است كه تبليغ كنندگان بر آن بسيار تاكيد مي ورزند. ه.والتر در مقاله نشريه بسيار معتبر تجارت جهاني كلمبيا كه به بررسي سياستهايبازاريابي در كشورهاي در حال توسعه اختصاص يافته بود، اين پرسش را مطرح ميكند كه آيا «مردم به اندكي تجمل نظير نوشيدن نوشابههاي غير الكلي يا كشيدن سيگارهاي معطر نياز ندارند؟»
بحثها و توضيحات مسئول بودجه هاي تبليغاتي پپسي كولا و كوكاكولا در برزيل به خوبي بيانگر تاثير اجتماعيشركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرفي است. او ميگويد: «در اين كشور هيچ راهي براي هدايت و كاناليزه كردن طغيان جوانان وجود ندارد، نسل كنوني از هيچ آموزش سياسي يا اجتماعي بهره مند نيست. ما يك مكانيزم اعتراضي به وجود آورده ايم كه در مصرف كاناليزه ميشود. پپسي، تصويري جديد و جوان است، آنها نيز خوشحال اند چون جوان هستند و چون جوان هستند، پپسي مينوشند».
بنابراين ورود شركتهاي فرامليتي دقيقاً با واژگوني الگوهاي مصرف كه برخي از آنها طي چندين قرن بدون تغيير باقي مانده اند همزمان است. اما ايجاد الگوهاي مصرف جديد ميتواند نتيجه مكانيزم هاي كمتر تعمدي ديگر نيز باشد. فرآوردههاي شركتهاي فرامليتي هم به خاطر كيفيات طبيعي (لوكس ونوبودن) و هم به خاطر نمادهاي اجتماعي وابسته به آنها به سهولت از سوي برگزيدگان داخلي كه شديداً مجذوب اسلوب زندگي غربي و محصولات غربي هستند پذيرفته ميشود. پيامد اثرات نمايشي قوي اين جريان، گسترش نيازها و اشيا در كل جامعه است. در اينجا بايد از تاثيرتقليدي سخن گفت. شركتهاي فرامليتي كالاهايي راعرضه ميكنند كه برگزيدگان داخلي سريعاً آنها را ميپذيرند و سپس درمدت زمان كوتاهي پس از عرضه اين كالاها، سايرين نيز به تقليد از برگزيدگان، مصرف كنندگان اين كالاها خواهند شد.
طرح كلي در اين جريان چنين است : شركتهاي فرامليتي محصولات جديد را در كشورهاي درحال توسعه عرضه كرده و نيازهاي مصرفي آنان را به جانب اين كالاها هدايت ميكنند.
روشهاي نفوذ متنوع و گوناگون است (عمدي با استفاده از تبليغات، نسبتاً غير عمدي از طريق نمايش)، اما همگي در جهت هدايت الگوهاي مصرف به سوي كالاها و خدمات توليدي شركتهاي فرامليتي مشاركت دارند. ايجاد عرضه خود موجد تقاضاست. درست است كه اين محصولات بدون در نظر گرفتن نيازهاي اساسي مردم به بازار عرضه ميشوند و اين چيزي نيست كه شركتهاي فرامليتي نسبت به آن بي اطلاع باشند، بلكه بالعكس «اين روش عادي و متداول انجام دادن امور از سوي آنهاست» اين سياست و عواقب ناشي از آن، نمايش جديدي از تضاد و برخورد دو نوع منطق است، زيرا براي يك شركت فرامليتي انتخاب يك برنامه تبليغاتي قبلاً آزموده شده به زباني ديگر به مراتب راحتتر است تا عرضه و يا توليد فرآورده هايي نو متناسب با نيازهاي خاص محلي.
 

جمع بندي

بنابراين ميتوان چنين نتيجهگيري كرد كه شركتهاي فرامليتي با معرفي عادات مصرفي غربي در كشورهاي درحال توسعه در ايجاد فرآيند جهاني برونگرايي فرهنگي دخالت موثر دارند. زيرا آداب تغذيه بازتاب روشي است كه ملتها طرز فكر و رفتار خود رابه وجود مي آورند، آنها را هدايت ميكنند، سنت هايشان را تلفيق واحياء ميسازند و رسوم خود را با رسوم انتقال بافته از سوي ديگر فرهنگها در هم مي آميزند.
از اين ديدگاه بسط و ازدياد موفقيت جهاني غذاهاي آماده اي نظير مك دونالد را نه به واسطه فروش (زياد) اين محصولات، بلكه بيشتر به خاطر شيوه زندگي و نمادهاي وابسته به آن بايد توجيه كرد.
نكته ديگر اين است كه سواي اهميت اجتماعي فرهنگي تاثير شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرف، نفوذ آنها باعث بروز انحرافاتي در ساير حوزهها نيز ميگردد. تغيير گرايش مصرف كشورهاي جهان سوم به جانب كشت برخي محصولات كشاورزي كه عمدتاً ناشي از استفاده از سموم دفع آفات است (كه شركتهاي فرامليتي در توليد آنها نقش عمده دارند) وابستگي اقتصادي و تكنولوژيكي اين كشورها را افزونتر ميكند. اما عمده ترين فرآيند اين جريان تخصيص نادرست منابع كمياب است. با تغيير محصولات كشاورزي، بهاي آنها همگام با كاهش ارزش غذايي در نتيجه افزودن چربيها و مواد شيميايي، افزايش مييابد. از سوي ديگر تاكيد برتوليد و مصرف فرآورده هاي حيواني، موجب اتلاف عمده منابع گياهي است. براي مثال در كلمبيا با گرايش به كشت علوفه به جاي كشت حبوبات و سبزيجات نه تنها منبع پروتئينيگراني جايگزين يك منبع پروتئيني ارزان شده، بلكه عملاً كاهش ذخاير پروتئيني را به دنبال داشته است، چون پروتئين منابع حيواني به مراتب كمتر از صنايع گياهي است. در اينجا به مثالي كه قبلاً آورده شده است، بر مي گرديم. طبق بررسيهاي انجام شده، حاصل كشت علوفه در يك جريب زمين اختصاص يافته به پرورش مرغ و ماكيان در منطقه واله ،برابر است با پروتئيني كه از كشت ذرت يا لوبيا درهمين زمين به دست مي آيد. حال اگر در اين زمين سويا كشت شود، ميزان پروتئين حاصله 16 برابر بيشتر از كشت علوفه مرغداري خواهد بود. قبلاً گفته شد كه توليد جوجه در وهله اول به خاطر منافع شركتهاي فرامليتي در توليد خوراك و علوفه حيواني بود. مثال ديگر كه جمع اضداد است، كشور مكزيك يعني مهمترين صادر كننده پرتقال است. تا سال 1979 در نوشابه فانتا يا اورانج كراش از آب پرتقال استفاده نميشد. از اين تاريخ به بعد دولت تصويب كرد كه حداقل، 1 درصد آب پرتقال بايد به اين نوشابه ها افزوده شود. آخرين مثال در اين مورد كاپرال شعبه شركت نستله در ساحل عاج است. اين شركت عامل توسعه و رواج مصرف قرصهاي مگي در كشور فوق است. در حال حاضرخانوادههاي ساحل عاجي به طور متوسط سالانه 700 قرص مگي روزانه 2قرص براي هر خانواده مصرف ميكنند. اين قرص جزء مهمي از رژيمهاي غذايي مردم ساحل عاج و به خصوص فقيرترين اقشار جمعيت شده است. قرص مگي كه در كشورهاي غني حكم چاشني و مكمل غذا را دارد به عنوان يك غذاي اصلي براي تغذيه كافي نيست. اين محصول از پروتئين گياهي درست شده و مصرفش دريك رژيم غذايي كه خود دچار كمبود پروتئين حيواني است، باعث تشديد كمبود غذايي به خصوص از نظر كمبود اسيد آمينه ميگردد، امري كه در كشور فوق مشهود است.
بنابراين ترديدي نيست كه شركتهاي فرامليتي قدرت هدايت خواست ها و نيازهاي مردم را به سوي محصولات و يا خدمات خود دارند. اگر الگوهاي مصرف بازتاب ذهنيتها و تا حد بسيارزيادي آمال مردم باشند، ايجاد الگوهاي مصرف شكلي خاص از برونگرايي اجتماعي فرهنگي ملل جهان سوم و جدا ساختن آنها از ريشه ها يا حافظه هايشان است. از اين ديد شركت هاي فرامليتي را ميتوان به عنوان عاملان فعال دگرگوني اجتماعي تلقي كرد. كه فرهنگ زدايي افراد را به دنبال دارد و كمترين اعتنا و توجهي به ضرورتهاي دگرگوني مستقل و ملي كشورهاي فقير ندارد.
 

منابع:
1. همايونفر، علي «از استقلال كشورها تا ماجراجويي هاي شركتهاي چند مليتي» رسالت، (11مهر 1383): ص .7
2. آيزاك، رابرت اي «استراتژي شركتهاي چند مليتي و سرمايه گذاري خارجي «ترجمه مهدي تقوي، اطلاعات، (19 خرداد 1380): ص .12
3. نژند، مژگان «توليد كنندگان غربي عاملان بحران غذايي در جهان» كيهان، 9 خرداد :1387 ص .12
4. عراقي، مهدي «جهان به تسخير چند مليتي ها در نيامده است» ابرار، (7 آبان 1380): ص .6
5. كاليش، ديويد «زد و بند شركتهاي چند مليتي توليد سيگار و سينماي هاليوود» ترجمه كيكاووس زياري، سينما، سال 5، ش 242، (19 دي 1375): ص .22
6. سويزي، پل «شركتهاي چند مليتي» ترجمه سهراب بهداد، تهران: مؤسسه انتشارات علمي دانشگاه صنعتي شريف، 1358، ص .75
7. رهنما، سعيد «شركتهاي چند مليتي و كشورهاي توسعه نيافته»، تهران: بهاران، 1357، ص .42
 

پنج شنبه 22 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

مست و محتسب در موضوع "الگوی مصرف"

از روز نخست سال نو که لوگوی شبکه‌های تلویزیونی به نامگذاری سال اصلاح الگوی مصرف توسط رهبر معظم انقلاب اختصاص یافته بود، تا پایان سال برنامه‌های گوناگونی حول این موضوع شکل خواهد گرفت: از برنامه‌های شعاری صداوسیما و طرحهای تحقیقاتی بودجه سوز و سمینارهای صورت گرفته تا برخی اقدامات فرهنگی و اجرایی موثر و مفید. در این میان و پیش از هر چیز یک ایضاح مفهومی شایسته تذکر است:


1. در زبان اقتصادخوانده‌ها، مصرف مقوله ایست عمدتا ناظر به رفتار خانوارها (و البته دولت) که در مقابل رفتار تولیدی و سرمایه گذاری قرار می گیرد. بر این اساس الگوی مصرف به معنای شیوه تخصیص بودجه خانواده به نیازهای جاری خویش و مصرف کالاها و خدمات مختلف است: از خوراک و پوشاک و دارو گرفته تا آب و برق و وسایل منزل و مسافرت. البته در سطح کتابهای اقتصاد خرد، مصرف کننده سرور و فرمانروای مطلق است. به بیان دیگر هیچ معیاری بالاتر از لذت و خوشایندی و هیچ مرجعی فراتر از تشخیص فردی حاکم نیست و احدی حق ارشاد و تحمیل ندارد. از این رو در کیسه اقتصاددانان تجویزی جز متدهای عقلایی رسیدن به بیشترین مطلوبیت یافت نمی شود. لکن در سطوح اقتصاد کلان و توسعه، شاخصهایی برای الگوی مصرف - پس انداز - سرمایه گذاری جهت دستیابی به مراحل بالاتر رشد اقتصادی یا خروج از چرخه‌های توسعه نیافتگی ذکر می شود. جالب اینکه برخلاف تئوری‌های خنثی، در سیاست واقعی کشورهای غربی هم برنامه‌های فرهنگ ساز و هم مشوقها و جریمه‌های قاطعی برای هدایت به سمت الگوی مصرف بهینه وجود دارد که اکنون مجال بحث ما نیست.

2. علیرغم آنچه گفته شد، اشاراتی در بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر امام رضا (ع) به چشم می خورد که نشان می دهد منظور ایشان، تبادر عرفی واژه مصرف و فراتر از مفهوم اقتصادی آن است. معادله ا ی که ایشان در بیانات خود برای اصلاح الگوی مصرف به کار بردند، در زبان اقتصاددانان مترادف کارآیی فنی (Efficiency) و اصلاح شیوه تخصیص منابع (Resource allocation) است. این معنا نه تنها شامل چگونگی مصرف کالاها (مانند نان، برق خانگی، گاز خانگی و آب شرب) می شود بلکه طیف وسیعی از نهاده‌های تولید (مانند انواع انرژی در مراکز صنعتی، کشاورزی و خدماتی و سرمایه‌های فیزیکی) را نیز در بر می گیرد. بدین ترتیب اصلاح الگوی مصرف مترادف اصلاح روش استفاده و بهره برداری است چه برای خانواده چه برای بنگاه و دولت.

3. حال این توسعه مفهومی چه فایده ای دارد؟ گرچه رفتار مصرفی ما خانوارهای ایرانی در قبال کالاها و انرژی بسیار مسرفانه و دور از حد بهینه است اما مفهوم وسیع پیام رهبری موجب می شود:
- اولا اصلاح الگوی مصرف شامل اصلاح ناکارآمدیهای تولید نیز بشود و در نتیجه هم خانه و هم محل کار مخاطب پیام رهبری خواهند بود. توجه کنید که سهم بخشهای تولیدی در استفاده و عدم بهره وری بخشی از انرژیها و کالاها بالاتر از خانوارهاست.
- ثانیا در معنای جدید تمام توجهات، توقعات و تراکم بار بر دوش مردم نخواهد افتاد بلکه بزرگترین بنگاه مصرف کننده یعنی دولت، نخستین مسئول اصلاح رفتار خود خواهد بود.
- ثالثا در این تلقی، نکات درس آموز بسیاری از اقتصاد متعارف می توان آموخت زیرا گرچه دانش اقتصاد غربی، از بعد توزیع عادلانه نحیف و کم مایه است لکن در بعد تخصیص بهینه و استفاده کارا از منابع بسیار غنی و درس آموز است.

4. حتی اگر خواننده محترم با این برداشت موسع از پیام رهبری همنظر نباشد، اصلاح الگوی مصرف به معنای نخست نیز نیازمند نقش فعال دولت و مجلس آنهم نه به صورت مقطعی بلکه به نحو ریشه ایست. مصرف مقوله ای زمان مند، تدریجی و مبتنی بر عادت است. ما روش استفاده از بنزین، آب، برق، نان و بخاری را یک شبه نیاموخته ایم که یک روزه ترک کنیم. اگر بخواهیم درخت مصرف، میوه مطلوب به بار آرد باید به نحو مستمر بسترهای مناسب را فراهم آوریم. در جامعه ای که مردم گزینه ای جز خودروهای پرمصرف و خانه‌های اتلاف کننده انرژی ندارند و شاهد عدم تشویق مصارف بهینه و عدم تنبیه مصارف مسرفانه اند و مهمتر از همه با دولتهایی غیرمسئول و ناپاسخگو و اداراتی دست به گریبان اند که در مورد مخارجشان بی مبالات اند، چگونه از این خاک ناپاک انتظار رویش شجره طیبه داریم؟ الغرض گرچه نباید مردمان را به بی عملی فراخواند اما بیش از همگان دولت باید در ساختارها و سیاستهای خود تامل نماید که به قول سعدی:
محتسب گر می خورد معذور دارد مست را.
 

 سيد احسان خاندوزی

چهارشنبه 21 بهمن 1388  نظرات : 1 بيان انتقادات و پيشنهادات

اصلاح الگوی مصرف و غیرت ملی

دکتر بهزاد قره یاضی

برای بازدید از بستگان همسرم در ایام نوروز به همراه خانواده به شهرستان رشت زادگاه فرزندانم و جایی که بیش از 20 سال از عمر خود را در آن سپری کرده ام سفر کردیم.
در دوره کارشناسی زراعت در دانشگاه گیلان بود که با زراعت برنج و مشکلات شالیکاران ایران آشنا شدم و فهمیدم که "برنج" حاصل نمی شود مگر "به رنج"؛ و جایی که با خود عهد کردم تا پایان عمرم را برای کمک و یاری به این قشر شریف صرف کنم.
سمینار دوره کارشناسی، پایان نامه دوره کارشناسی ارشد و دکتری و تمام تحقیقات دوره فوق دکتری خود در موسسه بین المللی تحقیقات برنج و پس از آن (جمعا به مدت قریب به 25 سال) را به پای این عهد و به تولید برنج های مقاوم به آفات اختصاص دادم و به حول و قوه الهی موفق شدم با رهاسازی و کشت آن در سال 1383 (مقارن با سال بین المللی برنج) نام ایران را بر صدر کشورهای اسلامی و منطقه از نظر تولید هر نوع محصول تراریخته و در جهان از نظر تولید برنج تراریخته مقاوم به آفات (مانند کرم ساقه خوار) بنشانم.
با بر سر کار آمدن مدیران جدید وزارت جهاد کشاورزی نظیر شخص وزیر و مدیر منصوب وی بر تحقیقات بیوتکنولوژی کشاورزی، بذور تراریخته تولید شده در انبار متروکه ای در شهرستان رشت به قفل و زنجیر کشیده شد و اعتراضات گسترده انجمن های علمی و پژوهشگران مستقل و پیگیری های اینجانب و حتی طومارهای صدها نفره نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اعتراض به عملکرد وزیر هم مفید فایده ای نشد و بالاخره چنانچه در خبرها دیدیم در سال 2006 میلادی نام ایران از فهرست کشورهای تولید کننده محصولات تراریخته جهان حذف و از سال 2008 میلادی کشورهای بورکینافاسو و مصر به جای ایران در این فهرست نشستند.
انعکاس این خبر موجب تحریک مدعیان رهبری جهان در دولت نهم نشد و کسی نپرسید که چرا اینگونه شده است!

هنگامی که دوستانی به من متذکر می شدند که این دولت سر خصومت خاصی با تو و محصولات تراریخته ندارند بلکه دانسته یا نادانسته نتیجه عملشان در خصومت با تولید داخلی و افزایش تجارت (واردات) تجلی می کند نمی توانستم خود را به پذیرش آن راضی کنم. اما امروز که از گشت و گذاری در بازارهای برنج فروشی و علافان رشت بزرگترین تولید کننده برنج کشور به خانه برمی گشتم با اندوهی جانکاه به همین نتیجه رسیدم و این چند کلام را قلمی کردم! در هنگام تهیه این یادداشت چند پرده همچون تصویری عریض از مقابل چشمانم گذشت. بگذارید آن ها را برای شما نیز به تصویر کشم؛

پرده اول: وعده مهندس محمد رضا اسکندری در مجلس شورای اسلامی برای خودکفا کردن کشور در تولید برنج در طی سه سال (و بسیاری از محصولات دیگر طی یک تا سه سال) در حالی که بالاترین رکورد واردات رسمی تاریخ کشور در برنج و در عین حال بالاترین قیمت های برنج در داخل کشور به دلیل کاهش بی رویه تولید این محصول اساسی را تجربه کرده ایم.

پرده دوم: تعویض پیاپی برجسته ترین مدیرانی که هرکدام دارای سوابق طولانی در تحقیقات برنج و حضور در مراکز بین المللی تحقیقات برنج بوده اند و جایگزینی آنها با افرادی که دارای بنیه ضعیف علمی به ویژه در تحقیقات برنج است.

پرده سوم: شالیکارانی که بر سر معاون سابق زراعت مهندس اسکندری (که مدعی بود برنج های ایرانی ذاتا به کرم خاردار!!!؟ مقاومند) فریاد می کشیدند که "ما از شما هیچ نمی خواهیم و تنها کاری که از شما می خواهیم این است که دست از سر ما شالیکاران بردارید و بگذارید ما از فناوری های روز استفاده کنیم. شما که هنوز نمی دانید کرم خاردار مربوط به پنبه است و نه برنج چرا در کار ما مداخله و مزاحمت می کنید"!

پرده چهارم: سکوت روابط عمومی وزارت جهاد کشاورزی در مورد مقالات متعددی که در ماههای پایانی سال 1387 در مورد مسمومیت زا بودن و مضر بودن برنج های تولید شمال کشور (!!؟) منتشر شده بودند و مخالفت های بی شمار عملی و نوشتاری شخص وزیر و معدودی از مسئولین بیوتکنولوژی و غیر بیوتکنولوژی وزارت جهاد کشاورزی با تولید مزرعه ای محصولات تراریخته.

پرده پنجم: کشاورزانی که به دلیل افزایش قیمت تمام شده برنج ناشی از افزایش بی رویه قیمت نهاده های تولید، نیروی کار، آب، برق، انرژی، و هزینه های متداول زندگی و عدم امکان ادامه حیات در هجمه واردات تاریخی برنج قادر به فروش محصول خود نیستند و در فقر مطلق ناگزیر از تن دادن به تغییر کاربری اراضی خود هستند.

پرده ششم: تصویر علافی ها وبرنج فروشی های رشت که در آن مرغوبترین برنج های هندی و پاکستانی به نصف قیمت برنج های ایرانی عرضه می شوند و تقریبا جایی برای برنج های ایرانی باقی نمانده است.

پرده هفتم: کیسه های برنج ده کیلیویی خارجی رنگارنگی که از سوی مسئولین پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی به عنوان عیدی بین کارکنان توزیع شد در حالی که برنج شالیکاران هم وطن ما بر روی دست آنها مانده است.

پرده هشتم: ممانعت علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی از طرح استیضاح وزیر جهاد کشاورزی و تعویق آن به مدت یک ماه و سکوت در مقابل اعتراض نگارنده با وجود گذشت قریب به دو ماه از سر رسید این یک ماه و عدم ارائه هر گونه توضیحی به ملتی که به نمایندگی از آنها بر کرسی ریاست تکیه زده اند...

امید آن دارم در سالی که عنوان "اصلاح" آن هم در "الگوی مصرف" را بر پیشانی خود دارد شاهد تغییر مدیران "وارداتچی" بی توجه به غیرت ملی و تغییر الگوی مصرف از محصولات تراریخته و غیر تراریخته وارداتی به تولیدات دانایی بنیان و دانش محور وطنی باشیم.

بهزاد قره یاضی، متخصص بیوتکنولوژی کشاورزی و ایمنی زیستی

چهارشنبه 21 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

قانونگرايي و پاسخگويي ، دو راهکار عملي اصلاح مصرف

اصلاح الگوي مصرف در جامعه ايراني از جمله مهمترين نيازهاي کنوني است که امروزه ضرورت خود را پس از گذشت سي سال از انقلاب نشان داده است. وجود اختلاف قابل توجه ميان الگوي مصرف در داخل کشور با استانداردهاي تعريف شده حاکي از اين نياز بوده و لذا سال 1388 به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شده است. آنچه در ابتداي امر به ذهن متبادر مي­شود، برجستگي وجوه اقتصادي اين مفهوم است که طبعا ديدگاه صاحب نظران اين رشته را نيز مي­طلبد. واژه مصرف در مقابل توليد و يا درآمد، همانند دو واژه عرضه و تقاضا، همواره يادآور قوانين و پارادايم­هاي حاکم بر علم اقتصاد است. آنچه مصرف را توجيه پذير مي سازد، توليد کالا و يا خريداري آن است که به نوبه خود روابط اقتصادي ميان جوامع و انسانها را رقم مي زند. بي‌شک بروز اختلال در کفه مصرف و تشديد آن، نوع رابطه را از حالت تعادل خارج ساخته و موجب اخلال در اين روابط اقتصادي مي شود. سعدي چه خوش سروده است:

چو دخلت نيست خرج آهسته تر کن     که  مـي خوانند  ملاحان  سرودي

اگر  بــــاران  به  کوهستان  نبـارد    به سالي دجله گردد خشک رودي

اما آنچه باعث مي‌شود تا الگوي مصرف درست، در سطح جامعه پياده شود صرف وجود يک الگو نيست، بلکه عوامل ديگري به نحوي موثر در آن دخيل بوده و بر روي هم اين حلقه را تکميل مي‌کنند. در واقع الگوي مصرف، يک بخش بعنوان محتواي کارکردي و يک بخش نيز به عنوان راهبردهاي تحقق آن دارد.

  اگر تصور کنيم هم اکنون الگويي مناسب براي جامعه ايراني در برابر ما قرار گرفته است و بايد براي اجراي آن اقدام کنيم چگونه بايد اين وظيفه را انجام دهيم؟ اين سوالي است که تحقيق حاضر در پي پاسخ بدان است.........

چهارشنبه 21 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

نقدي بر مقاله نگاه فقهي ملااحمد نراقي به اسراف

محمد علي فرزي

نقد مقالات در مجلات علمي به خصوص فقهي فوايد بسياري دارد و باعث اصلاح و تكميل و رشد و تحرّك و تبادل علمي و نضج فرهنگ و افكار خواهد بود. حتّي اگر نقد به منظور حراست از احكام دين اسلام و جلوگيري از انحراف و بدعت باشد واجب خواهد بود. با توجه به اين نكات بر آن شدم كه نقدي بر مقالؤ «نگاه فقهي ملا احمد نراقي به اسراف» بنويسم، تا نويسنده فاضل و محترم درجريان امر قرار گيرند، نيز مسئولان و مديران محترم فصلنامه فقه اهل بيت ملاحظه فرمايند.

قابل ذكر است كه فعلاً خواستم نكات و شبهات بدوي را مطرح نمايم و برخورد عميقِ علمي‏تر را به فرصت مناسب‏تر واگذار مي‏كنم.

1. نويسندؤ محترم در مقاله نوشته‏اند:

فقر و تنگدستي در فرهنگ و باورهاي اسلامي نكوهش شده و از آنها به عنوان همسان كفر ياد شده است.

1امّا هر فقري نكوهش نشده بلكه ثروتمند بخيل و ستمگر، و فقير بي صبر نكوهش شده‏اند.

تذكر: اوّلاً، «فقر» به معناي احتياج است2و فعل اختياري نيست تا قابل نكوهش باشد بلكه كارها و امور اختياري كه يك فرد يا مجموعه ممكن است بر اثر فقر انجام دهند قابل نكوهش مي‏باشد.

ممكن است اشكال شود كه در بعضي روايات فقر نكوهش شده است،3 ليكن اين نكته نبايد موجب شود كه در مورد مقاله فقط جنبؤ نكوهش به طور مجمل ذكر شود درحالي كه در بعضي روايات فقر مدح گرديده است. مانند: «الفَقْرُ فَخْري» اگر چه آن وجه، بسيار زيباست كه مراد فقر، وابستگي ممكن الوجود به واجب الوجود باشد.

خلاصه، اين امر بحث مفصّل دارد و اين گونه مطالب را بهتر است در مقالات مستقل مورد بررسي قرار داد. اگر بنا شد به طور اجمال آورده شود لازم است نكته‏هاي مقابل گفتن مطرح شود تا ناصحيح و شبهه‏انگيز نباشد.

2. در ادامه مطالب نويسندؤ محترم آورده است:

در برابر، از رفاه و آسايش به عنوان يك امتياز ياد شده تا جايي كه كار و تلاش براي كسب آن هم از عبادات و واجبات به شمار آمده است.

4آيا در آموزه‏هاي اسلامي رفاه به طور عام و فراگير يك امتياز مشروع و معقول و مستحسن است؟ اوّلاً، رفاه كه به تن آسايي5 معنا شده نه تنها امتياز نيست بلكه مذمّت نيز شده است. ثانياً، آسايش نيز كه دراين مقاله مورد تأييد قرار گرفته و به عنوان يك امتياز معرّفي گرديده، در فرهنگ فارسي به معناي استراحت و فراغ6 آمده، روشن است كه استراحت و فراغ درحد ضرورت و عقلايي مورد تأييد است نه زايد بر آن.

اين بحث نيز قابل بررسي و تحقيق جامع است.

به فرض رفاه و آسايش در حدّ مشروع باشد، به چه دليلي كار و تلاش براي كسب آن يك واجب شرعي است كه در مقاله چنين مطرح شده است؟

نياز به استدلال نيست كه كار به مقدار تأمين زندگي معتدل مستحسن و لازم است و كار به مقدار تأمين نفقه‏هاي واجب، لازم است و براي آسايش اهل و عيال بهتر است. اگر مقدمه منحصر به فرد واجبي باشد نيز واجب است، تا آن جا كه حضرت امام فرموده‏اند:

لاريب في أنّ التكسب و تحصيل المعيشة بالكدّ و التعب محبوب عنداللّه.

7اگر رهايي از وابستگي كشور اسلامي به اجانب مشروط به كاري باشد يا كار طوري باشد كه اگر رها شود، ضرر مهمّي به جامعه يا فرد وارد مي‏شود، آن جا واجب است.

امّا واجب بودن كار براي آسايش و رفاه بيشتر چه حكم شرعي دارد اگرواجب شرعي است دليل آن چيست؟

جهت روشن شدن مطلب، عبارتي از شهيد ثاني مي‏آوريم:

فالواجب منها ما توقف تحصيل موءنته... و مطلق التجارة التي يتمّ بها نظام نوع الإنسان فإنّ ذلك مِن الواجبات الكفائية... و المستحب ما يحصل به المستحب و هو التوسعة علي العيال و نفع الموءمنين و مطلق المحاويج غير المضطرين و المباح ما يحصل به الزيادة...

38. نويسنده محترم آورده‏اند:

...بنابر اين هر گونه تجاوز از حد، اسراف نيست. تجاوز از حدّي كه غرض عقلايي در پي نداشته و مورد تقبيح عقلا باشد، اسراف است.

9دراين باره مي‏گوييم: نويسنده ارزشمند، در ادامؤ بيان معناي اصطلاحي و نتيجه‏گيري از سخنان بعضي فقها عبارت فوق را آورده است، ايشان در صفحه 167 مقالؤ خود به نقل از عوائد الايام نراقي آورده است:

حدّ يعني حدّ استوا و وسط، يعني فاصلؤ ميان تقتير به معني تضييق و اسراف و اين حدّ فاصله، «قصد» و «اقتصاد» ناميده مي‏شود؛ زيرا اقتصاد عبارت است از: اعتدال و ميانه روي.

اينك توجه كنيد، درصورتي كه حدّ چنين معنايي داشته باشد، قطعاً هم از نظر شرع و هم از نظر عقلا تجاوز و خروج از آن قبيح است، حال جاي اين سوءال است كه تجاوز از حدّي كه به قول نويسنده «از حدّ اسراف نيست» كدام است؟ آيا تجاوز از حدّ طبق توضيحي كه آوردند، كه خروج از حدّ درست افراد است، اسراف نيست؟ درحالي كه موردي نمي توان يافت كه خروج از حد باشد و اسراف نباشد.

نكته ديگري كه به نظر مي‏رسد بايد مورد توجه باشد، آن است كه هرجا اعتدال باشد و مال به صورت شايسته مصرف شود و عقلا و شارع نيز آن را تأييد كنند، تجاوز از حدّ و اسراف نيست و هر جا فوق خطّ اعتدال باشد، اسراف است.

اگر زياد مصرف كردن عطر و امثال آن از طرف شارع تأييد شده در حقيقت به آن جهت است كه زياده روي در آن، شايسته و به جا و در محدودؤ اعتدال قرار گرفته؛ زيرا اعتدال از عدل است و عدل، «وضع الشي موضعه» است.

ديگر آن كه در اين جا عرف عقلا با شارع كه اعقل عقلا است وحدت نظر دارند و عرف عقلاي متديّن‏ها، مراد است و موردي كه تجاوز از حدّ اعتدال باشدولي تقبيح نشود يافت نمي شود، از اين رو كه اگر كسي قائل شود استعمال زياد عطر اسراف است با عدم تقبيح عقلا مواجه خواهد شد. قرآن كريم دراين زمينه فرموده است:

«وَلاَ تَجْعَل يَدَكَ مَغْلُولَةً إلَي عُنُقِكَ وَ لاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ»

410. در ادامه مقالؤ ايشان آمده است:

هر چند بعضي از مصاديق اسراف، قطعي و مورد اتفاق همؤ فقها است ليكن ادّعاي ضروري بودن حرمت اسراف درتمام موارد، صحيح به نظر نمي رسد؛ زيرا اصطلاح ضروري بودن دين در مواردي به كار مي‏رود كه شائبؤ هيچ گونه اختلاف نظري نباشد در حالي كه در حرمت بعضي از مصاديق اسراف جاي بحث و گفتگو است .

اوّلاً، با توجه به مطالبي كه نويسنده محترم در صحفؤ 172 آورده‏اند كه حدود 23 آيه از واژؤ «سرف» دارد، حدود هفت آيه با نهي صريح و برخي از آنها مانند نهي است، به گونه‏اي كه اگر صريح در حرمت نباشد دست كم ظهور در حرمت دارند تا آن جا كه دارد: پس آيه بر حرمت هر نوع اسراف دلالت دارد.

عملي كه اين گونه مورد نهي قرار مي‏گيرد آيا ضروري دين نيست؟

ثانياً، مراد مرحوم نراقي از اين كه «اسراف» را به ضروري دين حرام مي‏داند، موارد استثنا شده و اختلافي نيست، بنابر اين ردّ استدلال نراقي مبني بر ضروري بودن حرمت اسراف، صحيح نيست.

5. در ادامؤ مقاله ايشان آمده است:

ادّعاي اجماع از جهاتي قابل اشكال است، از جمله مدركي بودن آن؛ زيرا اگر به قطع آن را مدركي ندانيم دست كم احتمال مدركي بودن آن بسيار قوي است، پس كاشف از قول معصوم يا نصّ معتبر نيست.

11نقد و بررسي:

1.اجماع يا نبود اجماع را بايد با بررسي كلمات فقها، اثبات يا ردّ كنيم، نه به صرف ادعا.

2. احتمال مدركي بودن براي احتمال دهندؤ آن موءثر است نه براي كسي كه اطمينان به وجود اجماع دارد.

بايد بيفزاييم كه وجود روايات و يا آيات موجب سستي صلابت اجماع نمي شود. در اين زمينه لازم است از مطالب استاد بزرگوارمان حضرت آيت اللّه شاهرودي بهره بگيريم. ايشان در اثبات صحّت استدلال به اجماع پس از ذكر سخنان فقها در مورد ارث بردن مسلمان از غير مسلمان فرموده است:

ادله و استدلالات ديگر كه در سخنان فقها در بارؤ اين حكم وجود دارد بلكه وجود روايات معصومين(ع) رخنه‏اي در اجماع ايجاد نمي كند و موجب مدركي شدن اجماع نمي شود، زيرا آهنگ سخن فقهاي پيشين و تصريح آنان به اين كه اين مسأله از مسائل اختصاصي مذهب اماميه بوده و مورد اجماع است يا حكم آل محمد اين است با آن كه اين مسأله از قديم مورد اختلاف دومذهب بوده و هر دو طرف در كتب‏خود اقرار كرده‏اند كه در اين مسأله‏قول علي و حسن بن علي و زين‏العابدين(ع) مخالف قول عامّه است، همؤ اين قراين و نكات به ما اطمينان مي‏بخشد كه اين حكم نزد شيعه، واضح و مسلّم بوده و حتي نزد عامه نيز به عنوان ديدگاه مذهب شيعه شناخته شده است. جاي هيچ گونه اشكالي ندارد، زيرا اين گونه اجماع، كاشف از رأي معصوم است. بنابر اين قوي‏ترين دليل اين مسأله، همين اجماع است.

12نتيجه: طبق آنچه حضرت آيت الله شاهرودي بيان فرموده‏اند، همچنان كه در ارث وجود روايات مانع از حجّيت اجماع نيست در باب اسراف نيز وجود ادلّؤ ديگر مانع از انعقاد حجّيت اجماع نيست، و اعتماد به آن جملؤ معروف كه «الاجماع دليل حيث لا دليل» درمواردي كه اجماع به طور مستقل وجود دارد صحيح نيست.

در پايان از نويسندؤ انديشمند مقالؤ مذكور كه با سعه صدر با نقد اينجانب برخورد خواهند كرد، قدرداني مي‏نمايم.



--------------------------------------------------------------------------------

1. مجموعه مقالات كنگره نراقي، ج1، ص 295.

2. مجمع البحرين و مصباح المنير واژؤ «فقر».

3. مجمع البحرين ، واژؤ «فقر»، «نعوذ بك من الفقر و القلّة».

4. مجموعه مقالات كنگره نراقي، ج1، ص 295.

5. فرهنگ معين.

6. همان .

7. تحرير الوسيله، ج1، ص 500.

8. شرح اللمعة الدمشقيه، ج3 ،ص 211ـ220.

9. مجلؤ فقه اهل‏بيت، ش29، ص 169.

10. اسراء، آيؤ 29.

11. مجله فقه اهل بيت، ش 29، ص 171.

12. مجله فقه اهل بيت، ش 29، ص 11 ـ 10، با اندكي تغيير در عبارت.

 

چهارشنبه 21 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

مسئوليت اجتماعي در توليد و مصرف

چندي پيش يكي از شركت‌هاي بزرگ كه در ايران فعاليت مي‌كند ارتباط كاري خود را با دو كارگاهي كه مدت‌ها بود با آنها كار مي‌كرد قطع و دو شركت ايراني ديگر را جايگزين آنها كرد. علت آن بود كه اين شركت متوجه شد كه در اين دو كارگاه، كودكان به كار گرفته شده‌اند و اين برخلاف رويه مسئوليت اجتماعي بود كه به آن تعهد داشت. در حال حاضر موضوع مسئوليت اجتماعي شركت‌ها مقوله‌اي بسيار جدي است. تا حدي كه مدتي است تعدادي از شركت‌هاي بزرگ جهان گزارش سالانه‌اي درباره مسئوليت اجتماعي خود منتشر مي‌كنند. برخي از مواردي كه در اين گزارش‌ها مورد توجه قرار مي‌گيرد عبارت از كاهش هزينه ها، توجه به محيط زيست، توجه بيشتر به سودآوري شركت و صرفه‌جويي در منابع، احساس مسئوليت نسبت به كاركنان و سهامداران و مصرف كنندگان و حفاظت بيشتر از منافع آنها است.
البته توجه به مسئوليت اجتماعي و ارائه گزارش درباره آن تنها محدود به شركت‌هاي بزرگ نمي‌شود و مي‌تواند بخش دولتي را هم شامل شود. چنان كه اخيراً در كشور چين شركت‌هاي دولتي موضوع ارائه گزارش سالانه مسئوليت اجتماعي را بسيار جدي گرفته‌اند. از آن جا كه چيني‌ها به كپي‌برداري بدون اجازه از محصولات ديگران مشهورند و رعايت نكردن كپي رايت به وجهه شركت‌هاي چيني لطمه زيادي زده است، در گزارش مسئوليت اجتماعي آنها علاوه بر مواردي كه ذكر شد، حفظ مالكيت معنوي هم مورد توجه قرار گرفته است.
در كشور ما هم تعريف مسئوليت اجتماعي شركت‌هاي دولتي و خصوصي و ارائه گزارش در اين زمينه مي‌تواند هم به نفع خود آنها و هم به نفع كشور باشد. با توجه به اين كه امسال سال اصلاح الگوي مصرف است و از امسال قرار است به تدريج صرفه جويي مورد توجه بيشتري قرار گيرد، بسياري از شركت‌هاي كشور ما هم دست كم مي‌توانند مسئوليت اجتماعي خود را در اين زمينه تعريف كنند و از اين به بعد گزارش سالانه‌اي درباره انجام مسئوليت اجتماعي خود در كاستن از هزينه‌ها و صرفه جويي در منابع ارائه دهند. به عنوان مثال در زمينه استفاده از انرژي آنها مجبور مي‌شوند بيشتر بر مصرف انرژي نظارت كنند و انرژي را به بهترين نحو ممكن مورد استفاده قرار دهند.
آمارهاي مصرف زياد و سوء مصرف منابع در بسياري از بخش‌ها نشان مي‌دهد كه مسئوليت اجتماعي شركت‌هايي كه به نوعي به توليد يا مصرف منابع مي‌پردازند چقدر زياد است. در اين كه بخشي از اين سوء مصرف مربوط به مصارف خانگي و اسراف‌هاي شخصي است شكي نيست. چنان كه به عنوان مثال ما دو برابر كشورهاي سردسيري روسيه و سوئد در هر متر مربع ساختمان، انرژي مصرف مي‌كنيم. اما واقعيات ديگري نيز وجود دارد كه به مسئوليت اجتماعي شركت‌ها و صنايع دولتي و خصوصي بر مي‌گردد.
آماري كه اكبر تركان معاون برنامه‌ريزي وزارت نفت در اين باره ارائه مي‌دهد هشدار دهنده است. به عنوان مثال اگر مصرف سوخت كل كشورهاي صنعتي را بر تعداد اتومبيل‌هاي آنها تقسيم كنيم به هر اتومبيل در اروپا روزانه دو ليتر و در امريكا چهار ليتر بنزين مي‌‌رسد در حالي كه اين رقم در ايران 11 ليتر به ازاي هر اتومبيل است. مشخص است كه اين آمار حاكي از وجود انبوهي از خودروها در كشور است كه پرمصرفند و مسئوليت اجتماعي كارخانجات خودروسازي براي توليد خودروهاي كم مصرف و يا بخش‌هايي كه بايد براي معضل خودروهاي پرمصرف فكري كنند را نشان مي‌دهد. آمارهاي ديگري نيز كه تركان ارائه مي‌دهد جالب است. وي گفته است كه در برخي از كشورهاي دنيا بين يك تا دو بشكه نفت مصرف مي‌شود تا معادل هزار دلار توليد صورت بگيرد در حالي كه در ايران اين رقم به 6/13 دلار در بشكه مي‌رسد. يا اين كه ما بيش از مصرف روزانه تركيه گاز همراه با نفت مي‌سوزانيم و ديگر اين كه از خوراك تحويلي به پالايشگاه، پنج درصد آن به مصرف سوخت خود پالايشگاه مي‌رسد، در حالي كه اين نسبت در دنيا بين يك تا دو درصد است. همچنين تقريباً تمام صنايع كشور نيز به طور متوسط دو برابر نرم‌هاي جهاني انرژي مصرف مي‌كنند.
به خاطر همين است كه با اين روند مصرف ممكن است ناچار شويم تمام توليد نفت خود را به جاي صادر کردن، روانه بازار داخلي کنيم تا نيازهاي داخلي كشورمان را تأمين كنيم.

● روش‌هاي شركت‌ها براي نشان دادن احساس مسئوليت اجتماعي
اهميت يافتن توجه به صرفه جويي و مصرف بهتر تنها محدود به كشور ما نيست. در واقع مدتي است كه افكار عمومي بسياري از كشورهاي جهان نسبت به شيوه مصرف در خانواده‌ها و شركت‌ها و نهادهاي دولتي حساس شده است. افزايش جمعيت در كنار محدود بودن منابع و نيز آلودگي بيش‌از پيش محيط زيست مهم ترين دلايل اين رويكرد و ايجاد نوعي احساس مسئوليت در مردم، شركت‌ها و نهادهاي دولتي بوده است. پيش از اين شركت‌ها براي اين كه نشان دهند مسئوليت اجتماعي خود را انجام مي‌دهند به خيريه‌ها كمك مي‌كردند و يا براي مبارزه با بيماري‌ها مبلغي را هزينه مي‌كردند. ولي حالا ديدگاه مسئوليت اجتماعي اقتضا مي‌كند كه شركت نشان دهد منابع را درست هزينه كرده و كالايي با كيفيت مناسب توليد كرده، در استفاده از منابع صرفه جويي كرده، به محيط زيست توجه داشته و در عين حال سود مناسبي نيز به دست آورده كه از آن به نفع سهامداران و رفاه كاركنان استفاده كرده. به خاطر همين است كه مي‌بينيم در برخي از كشورها مديران شركت‌هاي موفق در شبكه‌هاي تلويزيوني حاضر مي‌شوند و با افتخار از هزينه و سود و كارهاي مثبت شركت‌هايشان در جهت انجام مسئوليت اجتماعي صحبت مي‌كنند.
مهندس سينا اميري كارشناس ارشد مديريت و از مديران صنايع مي‌گويد: «يكي از ابعاد مهم مسئوليت اجتماعي بحث كيفيت محصول است. در واقع اين ديدگاه مي‌گويد كه هرچه محصول با كيفيت تري براي مصرف كنندگان توليد شود، شركت بهتر به مسئوليت اجتماعي‌اش عمل كرده است. اما متأسفانه اين بحث در كشور ما هنوز چنان كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگرفته است. مصرف كنندگان توجهي به حقوق مصرف‌كننده ندارند و توليد كنندگان هم به تبع آنها به فكر انجام مسئوليت اجتماعي خود در توليد بهتر و يا ارائه خدمات بهتر نيستند».
نتيجه اين كه هر از گاهي خبرهايي مي‌شنويم مبني بر اين كه وجود نقص فني در كالاها موجب بروز خسارت جاني و مالي بر مصرف كننده شده است.
برخي از شركت‌ها در سطح جهان روش‌هاي ديگري هم براي اين كه نشان دهند به مسئوليت اجتماعي خود عمل مي‌كنند به كار مي‌بندند. به عنوان مثال به خاطر حساسيتي كه در جوامع‌شان نسبت به صرفه جويي در منابع وجود دارد اقدام به ساخت، ‌استفاده، فروش و تبليغ درباره كالاهايي مي‌كنند كه انرژي يا منابع كمتري را مصرف مي‌كند. همچنين ايده مسئوليت اجتماعي، آنها را واداشته تا كالاهايي با مصرف انرژي كمتر توليد كنند. به عنوان مثال لوازم خانگي توليدي آنها به ميزان كمتر و كمتري انرژي مصرف كند.
سينا اميري مي‌گويد: «با توجه به اين كه بيشتر اقتصاد كشور ما دولتي است، عملكرد شركت‌هاي دولتي مي‌تواند براي صرفه‌جويي در منابع تعيين كننده باشد. بويژه آن كه معمولاً اتلاف منابع در بخش دولتي بيش از بخش خصوصي است».
از طرف ديگر هم شركت‌هاي دولتي مي‌توانند با برنامه‌هاي تبليغي و ارائه گزارش از انجام مسئوليت اجتماعي خود پيشگام صرفه جويي در منابع شوند و اين موضوع را در بين بخش‌هاي ديگر و مردم عادي جا بيندازند.
احساس مسئوليت اجتماعي شركت‌هاي دولتي و ارائه گزارش از سوي آنها مي‌تواند در بسياري از حوزه‌ها راهگشا باشد. به عنوان مثال بخش‌هايي كه لازم است انرژي توليد كنند و آن را در اختيار بخش‌هاي ديگر قرار دهند خودشان با مسئله اتلاف انرژي روبرو هستند. علاوه بر نمونه‌هاي اتلاف انرژي كه تركان ذكر كرد آمارها حاكي از اين است كه ميزان زيادي از انرژي توليد شده برق در مسير انتقال به مصرف كنندگان هدر مي‌رود.
يا بيش از 90 درصد منابع آب ايران كه محدود و بسيار با ارزش است، در بخش كشاورزي مصرف مي‌شود. به طور كلي كشاورزان ما ياد نگرفته‌اند كه از منابع آب و يا كود و ساير ملزومات بخش كشاورزي درست استفاده كنند. اين امر نه تنها موجب مي‌شود كه بخش كشاورزي با مصرف زياد منابع همراه باشد، بلكه استفاده بيش از حد و نادرست از كود و سموم و... مي‌تواند موجب آلودگي مواد غذايي شود و سلامتي شهروندان را به خطر بيندازد. مدتي است كه برنامه‌ها به سمت اصلاح شبكه آبياري حركت كرده. با تكيه بر اصل مسئوليت اجتماعي هم مي‌توان اين روند را تسريع كرد. به اين ترتيب هم بخش دولتي مي‌تواند كشاورزان را آگاه كند كه با استفاده بي‌رويه منابع چه صدمه‌اي به كشور و هموطنان خود مي‌زنند و هم بخش‌هاي مسئول با ارائه گزارش مسئوليت اجتماعي خود نشان مي‌دهند كه چه فعاليت‌هايي در جهت كاستن از هدر‌رفتن منابع و آگاهي دهي به كشاورزان انجام داده‌اند.
به اين ترتيب شايد احساس مسئوليت اجتماعي در شركت‌ها بتواند به استفاده مناسب تر از منابع و در نهايت اصلاح الگوي مصرف كمك زيادي كند.
 

چهارشنبه 21 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

در مسير خودكفايي با نفي مصرف زدگي

تاملي در ديدگاه امام خميني درباره خطرات مصرفي شدن جامعه و ضرورت تلاش مستمر براي دست يابي به خودكفايي
اصلاح الگوي مصرف جامعه به برنامه ريزي اشتراك مساعي هماهنگي و حركت هدفمند نيازمند است. اگر اين شاخص ها از فضاي ذهن و فكر به حيطه عمل در آينده مي توان اميدوار بود كه مصرف صحيح در همه چيز به نحو مطلوب و شايسته چهره ظاهر كند و جامعه و كشور را از رنج اسراف و آفات و زيان هاي آن مصون دارد.
اصلاح الگوي مصرف در سطح كلان به «خودكفايي» منتهي مي شود و كشور را بر بلنداي قلل اقتدار و عزت و استقلال اقتصادي مي نشاند.
ترديدي وجود ندارد كه جامعه و كشور مصرف زده و فاقد هرگونه فكر و عمل براي نيل به خودكفايي همواره در «وابستگي» به سر خواهد برد و روي بي نيازي را نخواهد ديد و چشمش به دست بيگانگان است تا نيازهاي روزمره او را تامين نمايند.
بديهي است خودكفايي «جامعه» با اصلاح الگوي مصرف نه امري يكباره است كه سريع ظهور نمايد و نه هدفي است كه بدون حضور هر «فرد» و تلاش و حركت او امكان پذير مي باشد.
به ديگر سخن اصلاح الگوي مصرف به تدبير و زمان نياز دارد و سريع و شتاب آلود نمي توان به آن دست يافت. همچنين تمام افراد جامعه بايد در اين حركت حاضر و فعال باشند زيرا جامعه از مجموعه افراد به وجود مي آيد و چنانچه هر كس و در هر موقعيت و شغل ـ و حتي افراد درون خانه ها ـ به مصرف صحيح روي آورند از مجموعه به هم پيوسته افراد جامعه تشكيل مي شود و الگوي صحيح مصرف به وجود خواهد آمد.
در نقطه مقابل خودكفايي و استقلال اقتصادي وابستگي و طفيلي گري قرار دارد كه به هيچ وجه شايسته جامعه و كشور اسلامي نمي باشد. زيرا وابستگي در تامين نيازهاي روزمره از جمله مواد غذايي همواره اهرمي در دست قدرت هاي استكباري به منظور مهيا ساختن زمينه هاي استعمار سياسي بوده است و كم بوده اند سرزمين هايي كه در عين نيازمندي به قدرت ها و وابستگي اقتصادي به آنها در برابر استعمار سياسي مقاومت كرده و استقلال كشور خود را صيانت نموده اند.
ترديدي وجود ندارد كه وابستگي اقتصادي آرام آرام و به مرور به وجود مي آيد و از عوامل مهم و به وجود آورنده آن مصرف ناصحيح و فقدان يك الگوي جامع و سالم در بهره وري از امكانات و نعمت ها مي باشد.
اگر جوامع تحت سلطه قدرت ها و يا كشورهاي به استقلال رسيده و به مرور ذوب شده در نظام هاي استكباري و تبدل يافته به طفيلي گري و وابستگي شديد اقتصادي و پس از آن وابستگي سياسي از ابتدا از ضايع كردن نعمت ها و امكانات خود اجتناب مي ورزيدند و به الگوي مصرف صحيح مي رسيدند هرگز در دام فقر اقتصادي گرفتار نمي شدند كه در پي آن مجبور به پذيرش سلطه سياسي كشورهاي استكباري شوند.
اين كلام عميق اميرمومنان (ع) كه مي فرمايد: «سبب الفقر الاسراف....»: «علت اصلي فقر اسراف و ضايع كردن نعمت هاست» (1) به وضوح نشان مي دهد كه اگر ملت ها از نعمت ها به نحو صحيح استفاده نكنند فقر اقتصادي توليد مي شود و اين مقدمه اي است براي دست نياز به سوي قدرت هاي استعماري دراز كردن.
و نيز اين سخن ژرف حضرت علي (ع) كه مي فرمايد: «لا غني مع الاسراف»: «با اسراف كاري ها توانگري و قدرت اقتصادي به وجود نمي آيد.» (2) همه ملت ها و دولت ها را به بيداري و بينش فرامي خواند كه حركت هاي مبتني بر تجمل گرايي اشرافي گري ميهماني هاي پر خرج و كلان و مصارف زايد ديگر كه از مصاديق بارز اسراف مي باشند نه تنها دليلي بر توانايي و قدرت اقتصادي نيست كه موجب فقر كشور و وابستگي به بيگانگان مي گردد و به دنبال اين وابستگي است كه دولت ها و ملت هاي گرفتار در دام هاي گوناگون قدرت هاي سيطره جوي جهاني به اجبار بازار مصرف كالاهاي آنها مي شوند و آنچه باقي مي ماند سلطه پذيري و مصرفي شدن و از بين رفتن خودباوري و در پي آن ناتواني در مسير نيل به خودكفايي و توسعه است.
حضرت امام خميني هم در جايگاه رفيع يك اسلام شناس جامع نگر و هم در مسئوليت يك مصلح و رهبر بيدار و سياستمدار هوشيار و آگاه به سياست جهاني و استراتژي و تاكتيك هاي حاكم بر نظام هاي حكومتي دنياي استعمار به موضوع «مصرف» و نقش آن در رشد و پيشرفت جوامع و كشورها و نيز نقشه هاي دشمنان بشريت براي تخريب الگوي صحيح مصرف در ميان ملت ها و دولت ها ديدگاه هاي روشن و راهگشايي دارند كه بايد به تبيين و تشريح درآيند.

عقب ماندگي و مصرف زدگي
امام خميني انحراف ملت ها و دولت ها از الگوي صحيح مصرف را ناشي از تحركات مخرب و نقشه هاي ضد انساني قدرت هاي بيگانه مي دانند كه با ترفندهاي خود شرايط خاصي را به وجود مي آورند كه در نهايت موجب حفظ مطامع و گسترش منافع ضد انساني آنها خواهد شد.
امام خميني اعلام مي كنند: قدرت هاي استكباري ملت هاي ستمديده زير سلطه را در همه چيز عقب نگه داشته و كشورهايي «مصرفي» بار آورده اند و به قدري ما را از پيشرفت هاي خود و قدرت هاي شيطانيشان ترسانده اند كه جرات دست زدن به هيچ ابتكاري نداريم و همه چيز خود را تسليم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهاي خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطيع فرمان هستيم. (3)
امام خميني با درايت و روشن بيني هر چه تمامتر در اين رهنمود به سه موضوع مهم اشاره مي نمايند.
موضوع اول اين است كه قدرت هاي استكباري ابتدا به «عقب مانده» نگاه داشتن كشورهاي جهان سوم مي پردازند. اين حيله و نقشه استعماري سابقه اي طولاني در تاريخ سياسي جهان دارد و جاي پاي آن را در كشورهاي زير سلطه مي توان مشاهده نمود.
در تاريخ بشريت نمي توان سراغ گرفت مصاديق و نمونه هايي را كه قدرت هاي استعماري براي سرزمين ها و ملل جهان سوم از جمله سرزمين هاي اسلامي دلسوزي نموده و در صدد رفع تنگناها و موانع و مهيا نمودن زمينه هاي رشد و پيشرفت آنها در ابعاد سياسي اقتصادي فرهنگي و نظامي باشند.
موضوع دوم «مصرفي» كردن دولت ها و ملت هاست. بديهي است عقب مانده كردن كشورها تمهيد و مقدمه اي براي مصرفي كردن آنهاست. زيرا وقتي دولت ها و ملت ها در ابعاد مختلف توسعه به هيچ رشد و پيشرفتي نائل نيامدند و در همه چيز در ركود و سكون باقي ماندند چاره اي جز گشودن دست نياز به سوي كشورهاي سلطه جو ندارند و از همين جاست كه كالاهاي متعدد به وفور و پي در پي به ممالك توسعه نايافته و عقب مانده سرازير مي شوند و جامعه و كشور به طور كامل مصرف زده و وابسته به بيگانگان مي گردد.
موضوع سوم القائات استعماري است كه توسط عوامل و ايادي قدرت هاي سلطه جو در فرهنگ عمومي جامعه راه پيدا مي كند و دولت و ملت را در احساس ضعف و ناتواني فرو مي برد و به گونه اي به هراس و ترس مي افكند كه قدرت هر ابتكاري در اقتصاد و صنعت از آنان سلب مي شود و به اين ترتيب سرنوشت خويش را به دست بيگانگان مي سپرند و خود در تسليم و اطاعت كامل درمي آيند.

وابستگي و خودكفايي
مصرفي شدن جوامع و كشورها با نقشه هاي شوم و ضد انساني قدرت هاي استكباري آفت و خطر بزرگ «وابستگي» را به صورت سرنوشت محتوم كشورهاي عقب مانده و توسعه نايافته رقم مي زند و آنان را از حركت و تلاش براي دست يابي به «خودكفايي» بازمي دارد.
القائات استعماري در پي تثبيت عقب ماندگي و خودداري از حركت در مسير ارتقاي فكري و پيشرفت اقتصادي و ادامه حيات تحت نظارت و سيطره قدرت هاي جهاني مي باشد و به تعبير امام خميني آنان «با القاي تفكرات و تحقيقات خودساخته به توده هاي محروم باورانده اند كه بايد تحت نفوذ ما زندگي كرده والا راهي براي ادامه حيات پابرهنه ها جز تن دادن به فقر باقي نمانده است.» (4)
اين القائات براي دولتمردان و زمامداران متزلزل جهان سوم و ملت هاي تابع آنان كاربرد دارد و تداوم دهنده راه سلطه قدرت هاي استعماري مي باشد لكن براي حضرت امام خميني كه مصلح و انقلابگر و رهبر حركت مقدسي است كه در طول حركت پيامبر اسلام و ائمه اطهار(ع) قرار دارد پشيزي ارزش و اعتبار ندارد كه او با خروش سهمگين خود اركان سيطره قدرت ها و چارچوب ها و داربست هاي حكومت كافران را لرزاند و طبيعي است كه نه تنها اين القائات را برنمي تابد كه با نفي وابستگي در مسير خودكفايي ملت و دولت حركت مي نمايد.
در نگاه حضرت امام خميني پيروزي انقلاب اسلامي ايران نقطه آغاز تلاش و فعاليت براي رهايي از مصرف زدگي ناشي از سياست هاي رژيم ستمشاهي بود كه نظريه پردازان غربي آن در صدد پيمودن آخرين گام ها براي نابودي و انهدام كامل استقلال و هويت مردم مسلمان و وابسته و مصرفي كردن آن به طور مطلق بودند.
به سخنان امام خميني بنگريد و بينديشيد كه اين پيشواي بصير و همه سو نگر چند ماه پس از پيروزي انقلاب چگونه به مذمت وابستگي اقتصادي و ترغيب و تشويق به حركت در مسير نيل به خودكفايي در توليد مواد غذايي مورد نياز و رهايي از وابستگي و مصرف زدگي مي پردازد:
«يك كشوري كه الان مال خودتان شده است آن كشور به دست خودتان اداره بشود.... يكي از اموري كه براي ما الان لازم است اين «زراعت» است.... اين زراعت را كوشش كنند كه به طور شايسته انجام دهند. ما اگر چنانچه زراعت خودمان كشاورزي خودمان نتواند كفاف براي خودمان باشد و دستمان دراز باشد پيش آمريكا و امثال آمريكا براي ارزاقمان خوب ما وابسته خواهيم بود نمي توانيم كاري انجام دهيم آن وقت در جهات سياسي هم بايد وابسته بشويم... كشاورزي ـ كه يكي از امور مهمه مملكت ماست و ما بايد صادر كنيم محصولات خودمان را به خارج ـ اين طور نباشد كه ما باز هم گرفتار باشيم و دستمان پيش خارجي ها دراز باشد براي اين كه نان به ما بدهيد! اين براي يك مملكتي اولا يك مملكت اسلامي عار است كه دستش را دراز كند طرف آمريكا كه شما نان ما را بدهيد حالا بفروشيد به ما! اين يك عاري است براي ما. ما بايد خودكفا بشويم در همه چيز... چرا بايد ايران محتاج باشد به غير اين ها اين كار را كردند به اسم «اصلاحات ارضي» به كلي كشاورزي را از بين بردند و مملكت را به تباهي كشيدند.» (5)
حضرت امام خميني در اين رهنمودها وابستگي و مصرف زدگي را براي جامعه و كشوري كه از بندهاي اسارت استعمار خارجي و استبداد داخلي رسته است ننگ و عامل ذلت و خواري مي دانند و در نقطه مقابل آغاز حركت براي نيل به خودكفايي را يك ارزش و مايه عزت جامعه اسلامي معرفي مي كنند. نگاه امام خميني به خودكفايي و وابستگي مبنايي و ريشه گرفته از فرهنگ جامع و زندگي ساز اسلامي مي باشد همان فرهنگي كه عزت و سرافرازي را از مشخصه هاي اصلي اهل ايمان مي شمرد(6) و بيزاري جستن از ذلت و حقارت را از بزرگترين فضايل مي داند(7) و به جامعه مسلمانان تفهيم مي كند كه اگر بخواهيد از بردگي و اسارت رهايي يابيد و به آزادگي برسيد بايد سختي هاي اين راه را كه طبيعي و اجتناب ناپذير است بپذيريد تا در پرتو رنج تلاش در مسير نفي وابستگي و مصرف زدگي به گنج خودكفايي و استقلال اقتصادي نائل آئيد. (8
افق ديد امام خميني در موضوع خودكفايي بسيار وسيع است به گونه اي كه معتقدند بايد به گونه اي در نفي مصرف زدگي و نيل به خودكفاي بكوشيم كه علاوه بر بي نيازي از قدرتهاي استكباري به صدور محصولات خويش به خارج توفيق حاصل كنيم.
اين آرزو اگر چه دست يافتني است و در مواردي نيز ـ همچون خودكفايي در خريد گندم از خارج ـ محقق گرديده است لكن نياز به زمان دارد و با پشتوانه طرح و برنامه و كار و تلاش قابل تحقق مي باشد و قبل از همه بايد الگوي مصرف جامعه اصلاح شود.
امام خميني به واقعيت تلخ اصلاحات راضي در رژيم ستمشاهي اشاره مي كنند كه چگونه كشاورزي ايران را نابود كرد و كشور را به تباهي كشاند.
براي نسل جوان امروز ما رويكرد تاريخي به اين واقعه بسيار ضروري مي باشد و بايد اين رخداد را در مسير كسب بينش هاي لازم نسبت به ماهيت رژيم پهلوي به مطالعه و بررسي گذارند.
در اين رويكرد تاريخي مشخص خواهد شد كه طرح اصلاحات ارضي يك طرح آمريكايي براي از بين بردن كشاورزي و تبديل ايران به بازار مصرف كالاهاي آمريكايي بود و اين طرح به مرور و در مراحل مختلف مردم ايران را به دام هاي پيدا و پنهان مصرف زدگي ـ آن هم از نوع غربي و آمريكايي ـ گرفتار ساخت و اين روند تا امروز تداوم داشته است و آنچه تحت عنوان ضرورت اصلاح الگوي مصرف مطرح مي باشد يافتن راهكارهاي رفع همان مشكلات و موانع است كه جامعه ما را هم اينك نيز به بيراهه مي برد و همچنان در دام اقتصاد و مصرف غربي و آمريكايي اسير مي كند.
واقعه از اين قرار بود كه «جان. اف. كندي» رئيس جمهور وقت آمريكا در پيام خويش به كنگره آمريكا (1961 ميلادي 1340 هجري شمسي) به صراحت اعلام نمود كه تنها پيمان هاي نظامي و ايجاد پايگاه در كشورهاي كم توسعه براي مقابله با مخالفان موثر نمي باشد بلكه بايدبه اصلاحات اقتصادي و اجتماعي متوسل شويم تا به اين وسيله كشورهاي مزبور به ويژه آنان را كه تبديل به ميدان مبارزه عليه ما شده اند در دست داشته باشيم. ما با اين كار مي توانيم در اين جوامع اميد به وجود آوريم و از اين طريق به اهدافمان برسيم. (9)
ايران يكي از كشورهاي مورد نظر و طمع آمريكا بود و به همين منظور مقدمات اجراي طرح آمريكا آماده گرديد. شاه به عنوان حلقه اي از زنجيره توطئه هاي مرموز آمريكائيان با برنامه اي از قبل تنظيم شده به آمريكا رفت و با جان اف كندي ديدار نمود و پس از گرفتن دستورات لازم به ايران بازگشت.
مطبوعات ايران در 26 فروردين 1341 اعلام كردند:
«شاهنشاه اطمينان يافتند كه آمريكا پشتيباني سياسي و نظامي خود را از ايران ادامه خواهد داد. دستگاه دولتي آمريكا نيز به نوبه خود اطمينان يافت كه شاهنشاه يك متحد استوار است كه تصميم قاطع به اصلاحات اقتصادي و اجتماعي دارند.» (10)
اصلاحات اقتصادي و اجتماعي مورد نظر آمريكا تحت عنوان «اصلاحات ارضي» و با شعارهاي «الغاي رژيم ارباب ـ رعيتي» «تقسيم اراضي» و به همراه امور اجتماعي و اصلاحات مربوط به آن و تحت عنوان «انقلاب سفيد» توسط محمد رضا شاه به اجرا درآمد.
در بخش اقتصادي و امور كشاورزي اين طرح آمريكا عملا كشاورزي ايران را نابود كرد و طبق نقشه قبلي كشور ما به بازار مصرف آمريكائيان تبديل گشت و گندم و ساير غلات و حبوبات از آمريكا وارد شد!
در بخش اجتماعي آزادي هاي غربي و آمريكايي و مصرف كالاهاي تجملي و تزئيني و پوشاك و وسايل آرايش بازار ايران را به محاصره درآورد و اين گونه بود كه در دوران سلطنت محمد رضا به روش استعمار نو ـ كه ديكته شده جان. اف. كندي بودـ علاوه بر مسدود شدن راه هاي رشد و پيشرفت و توسعه الگوي مصرف مردم ايران كاملا غربي و آمريكايي شد.
به دليل خزنده و نامرئي بودن استعمار نو آفات و آسيب هاي ناشي از آن در فرهنگ و اقتصاد مستمر است و از همين روست كه شرايط تلخ و آسيب زاي امروز در «مصرف» ارمغان غرب و آمريكا و از پي آمدهاي شوم حكومت دست نشانده پهلوي مي باشد و راه رفع آنها تا امروز كه سه دهه از عمر انقلاب و نظام اسلامي مي گذرد صاف و هموار نگرديده است ! به ويژه آن كه جريان هاي فكري و فرهنگي و اقتصادي سرچشمه يافته از مكاتب فكري و فلسفي غرب امروز ـ و بيش از ديروز ـ در حال تحرك و فعاليت هاي پيدا و پنهان مي باشند و شگفت انگيز اين كه جاي پاي اين جريان ها و عناصر نفوذي آنها را در تشكيلات نظام و مراكز فرهنگي و هنري و رسانه اي و از جمله برخي از نشريات و روزنامه هاي داخلي مي توان مشاهده نمود و بسي جاي تاسف است كه بعضي از نيروهاي خودي به سهولت خود را به تغافل مي زنند و ديده ها را نديده مي پندارند!
با اين وصف راه ما دراز و سخت و طولاني است و تنها كساني تا آخر با ما هستند و در ميادين مبارزه عليه استعمار در جلوه هاي فرهنگي و اقتصادي و سياسي آن شانه خالي نمي كنند و پرچم پرافتخار اسلام ناب محمدي (ص) را كه امام خميني به دست آنان سپرد در اهتزاز نگه مي دارند و با اسلام شاهنشاهي و اسلام غربي و آمريكايي به شدت مي ستيزند كه از پشتوانه هاي مستحكم معرفتي برخوردار مي باشند و به شناخت هاي جامع و كامل از دين مبين حق نائل آمده اند.

پاورقي:
1 ـ غررالحكم تنظيم موضوعي ج 1 ص 521
2 ـ همان منبع ص 522
3 ـ وصيت نامه الهي ـ سياسي امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 37
4 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ج 20 ص 339
5 ـ همان منبع ج 10 ص 366
6 ـ قرآن كريم سوره منافقون (63) آيه 8
7 ـ غررالحكم ج 1 ص 431
8 ـ همان منبع ص 229
9 ـ رجوع شود به كتاب نهضت امام خميني تاليف سيد حميد روحاني بخش مربوط به انقلاب سفيد و اصلاحات ارضي و موضع گيريهاي حضرت امام خميني ص 260 ـ 139
10 ـ زندگينامه سياسي امام خميني محمد حسن رجبي ص 183
 

چهارشنبه 21 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

در مسير خودكفايي با نفي مصرف زدگي

تاملي در ديدگاه امام خميني درباره خطرات مصرفي شدن جامعه و ضرورت تلاش مستمر براي دست يابي به خودكفايي
اصلاح الگوي مصرف جامعه به برنامه ريزي اشتراك مساعي هماهنگي و حركت هدفمند نيازمند است. اگر اين شاخص ها از فضاي ذهن و فكر به حيطه عمل در آينده مي توان اميدوار بود كه مصرف صحيح در همه چيز به نحو مطلوب و شايسته چهره ظاهر كند و جامعه و كشور را از رنج اسراف و آفات و زيان هاي آن مصون دارد.
اصلاح الگوي مصرف در سطح كلان به «خودكفايي» منتهي مي شود و كشور را بر بلنداي قلل اقتدار و عزت و استقلال اقتصادي مي نشاند.
ترديدي وجود ندارد كه جامعه و كشور مصرف زده و فاقد هرگونه فكر و عمل براي نيل به خودكفايي همواره در «وابستگي» به سر خواهد برد و روي بي نيازي را نخواهد ديد و چشمش به دست بيگانگان است تا نيازهاي روزمره او را تامين نمايند.
بديهي است خودكفايي «جامعه» با اصلاح الگوي مصرف نه امري يكباره است كه سريع ظهور نمايد و نه هدفي است كه بدون حضور هر «فرد» و تلاش و حركت او امكان پذير مي باشد.
به ديگر سخن اصلاح الگوي مصرف به تدبير و زمان نياز دارد و سريع و شتاب آلود نمي توان به آن دست يافت. همچنين تمام افراد جامعه بايد در اين حركت حاضر و فعال باشند زيرا جامعه از مجموعه افراد به وجود مي آيد و چنانچه هر كس و در هر موقعيت و شغل ـ و حتي افراد درون خانه ها ـ به مصرف صحيح روي آورند از مجموعه به هم پيوسته افراد جامعه تشكيل مي شود و الگوي صحيح مصرف به وجود خواهد آمد.
در نقطه مقابل خودكفايي و استقلال اقتصادي وابستگي و طفيلي گري قرار دارد كه به هيچ وجه شايسته جامعه و كشور اسلامي نمي باشد. زيرا وابستگي در تامين نيازهاي روزمره از جمله مواد غذايي همواره اهرمي در دست قدرت هاي استكباري به منظور مهيا ساختن زمينه هاي استعمار سياسي بوده است و كم بوده اند سرزمين هايي كه در عين نيازمندي به قدرت ها و وابستگي اقتصادي به آنها در برابر استعمار سياسي مقاومت كرده و استقلال كشور خود را صيانت نموده اند.
ترديدي وجود ندارد كه وابستگي اقتصادي آرام آرام و به مرور به وجود مي آيد و از عوامل مهم و به وجود آورنده آن مصرف ناصحيح و فقدان يك الگوي جامع و سالم در بهره وري از امكانات و نعمت ها مي باشد.
اگر جوامع تحت سلطه قدرت ها و يا كشورهاي به استقلال رسيده و به مرور ذوب شده در نظام هاي استكباري و تبدل يافته به طفيلي گري و وابستگي شديد اقتصادي و پس از آن وابستگي سياسي از ابتدا از ضايع كردن نعمت ها و امكانات خود اجتناب مي ورزيدند و به الگوي مصرف صحيح مي رسيدند هرگز در دام فقر اقتصادي گرفتار نمي شدند كه در پي آن مجبور به پذيرش سلطه سياسي كشورهاي استكباري شوند.
اين كلام عميق اميرمومنان (ع) كه مي فرمايد: «سبب الفقر الاسراف....»: «علت اصلي فقر اسراف و ضايع كردن نعمت هاست» (1) به وضوح نشان مي دهد كه اگر ملت ها از نعمت ها به نحو صحيح استفاده نكنند فقر اقتصادي توليد مي شود و اين مقدمه اي است براي دست نياز به سوي قدرت هاي استعماري دراز كردن.
و نيز اين سخن ژرف حضرت علي (ع) كه مي فرمايد: «لا غني مع الاسراف»: «با اسراف كاري ها توانگري و قدرت اقتصادي به وجود نمي آيد.» (2) همه ملت ها و دولت ها را به بيداري و بينش فرامي خواند كه حركت هاي مبتني بر تجمل گرايي اشرافي گري ميهماني هاي پر خرج و كلان و مصارف زايد ديگر كه از مصاديق بارز اسراف مي باشند نه تنها دليلي بر توانايي و قدرت اقتصادي نيست كه موجب فقر كشور و وابستگي به بيگانگان مي گردد و به دنبال اين وابستگي است كه دولت ها و ملت هاي گرفتار در دام هاي گوناگون قدرت هاي سيطره جوي جهاني به اجبار بازار مصرف كالاهاي آنها مي شوند و آنچه باقي مي ماند سلطه پذيري و مصرفي شدن و از بين رفتن خودباوري و در پي آن ناتواني در مسير نيل به خودكفايي و توسعه است.
حضرت امام خميني هم در جايگاه رفيع يك اسلام شناس جامع نگر و هم در مسئوليت يك مصلح و رهبر بيدار و سياستمدار هوشيار و آگاه به سياست جهاني و استراتژي و تاكتيك هاي حاكم بر نظام هاي حكومتي دنياي استعمار به موضوع «مصرف» و نقش آن در رشد و پيشرفت جوامع و كشورها و نيز نقشه هاي دشمنان بشريت براي تخريب الگوي صحيح مصرف در ميان ملت ها و دولت ها ديدگاه هاي روشن و راهگشايي دارند كه بايد به تبيين و تشريح درآيند.

عقب ماندگي و مصرف زدگي
امام خميني انحراف ملت ها و دولت ها از الگوي صحيح مصرف را ناشي از تحركات مخرب و نقشه هاي ضد انساني قدرت هاي بيگانه مي دانند كه با ترفندهاي خود شرايط خاصي را به وجود مي آورند كه در نهايت موجب حفظ مطامع و گسترش منافع ضد انساني آنها خواهد شد.
امام خميني اعلام مي كنند: قدرت هاي استكباري ملت هاي ستمديده زير سلطه را در همه چيز عقب نگه داشته و كشورهايي «مصرفي» بار آورده اند و به قدري ما را از پيشرفت هاي خود و قدرت هاي شيطانيشان ترسانده اند كه جرات دست زدن به هيچ ابتكاري نداريم و همه چيز خود را تسليم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهاي خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطيع فرمان هستيم. (3)
امام خميني با درايت و روشن بيني هر چه تمامتر در اين رهنمود به سه موضوع مهم اشاره مي نمايند.
موضوع اول اين است كه قدرت هاي استكباري ابتدا به «عقب مانده» نگاه داشتن كشورهاي جهان سوم مي پردازند. اين حيله و نقشه استعماري سابقه اي طولاني در تاريخ سياسي جهان دارد و جاي پاي آن را در كشورهاي زير سلطه مي توان مشاهده نمود.
در تاريخ بشريت نمي توان سراغ گرفت مصاديق و نمونه هايي را كه قدرت هاي استعماري براي سرزمين ها و ملل جهان سوم از جمله سرزمين هاي اسلامي دلسوزي نموده و در صدد رفع تنگناها و موانع و مهيا نمودن زمينه هاي رشد و پيشرفت آنها در ابعاد سياسي اقتصادي فرهنگي و نظامي باشند.
موضوع دوم «مصرفي» كردن دولت ها و ملت هاست. بديهي است عقب مانده كردن كشورها تمهيد و مقدمه اي براي مصرفي كردن آنهاست. زيرا وقتي دولت ها و ملت ها در ابعاد مختلف توسعه به هيچ رشد و پيشرفتي نائل نيامدند و در همه چيز در ركود و سكون باقي ماندند چاره اي جز گشودن دست نياز به سوي كشورهاي سلطه جو ندارند و از همين جاست كه كالاهاي متعدد به وفور و پي در پي به ممالك توسعه نايافته و عقب مانده سرازير مي شوند و جامعه و كشور به طور كامل مصرف زده و وابسته به بيگانگان مي گردد.
موضوع سوم القائات استعماري است كه توسط عوامل و ايادي قدرت هاي سلطه جو در فرهنگ عمومي جامعه راه پيدا مي كند و دولت و ملت را در احساس ضعف و ناتواني فرو مي برد و به گونه اي به هراس و ترس مي افكند كه قدرت هر ابتكاري در اقتصاد و صنعت از آنان سلب مي شود و به اين ترتيب سرنوشت خويش را به دست بيگانگان مي سپرند و خود در تسليم و اطاعت كامل درمي آيند.

وابستگي و خودكفايي
مصرفي شدن جوامع و كشورها با نقشه هاي شوم و ضد انساني قدرت هاي استكباري آفت و خطر بزرگ «وابستگي» را به صورت سرنوشت محتوم كشورهاي عقب مانده و توسعه نايافته رقم مي زند و آنان را از حركت و تلاش براي دست يابي به «خودكفايي» بازمي دارد.
القائات استعماري در پي تثبيت عقب ماندگي و خودداري از حركت در مسير ارتقاي فكري و پيشرفت اقتصادي و ادامه حيات تحت نظارت و سيطره قدرت هاي جهاني مي باشد و به تعبير امام خميني آنان «با القاي تفكرات و تحقيقات خودساخته به توده هاي محروم باورانده اند كه بايد تحت نفوذ ما زندگي كرده والا راهي براي ادامه حيات پابرهنه ها جز تن دادن به فقر باقي نمانده است.» (4)
اين القائات براي دولتمردان و زمامداران متزلزل جهان سوم و ملت هاي تابع آنان كاربرد دارد و تداوم دهنده راه سلطه قدرت هاي استعماري مي باشد لكن براي حضرت امام خميني كه مصلح و انقلابگر و رهبر حركت مقدسي است كه در طول حركت پيامبر اسلام و ائمه اطهار(ع) قرار دارد پشيزي ارزش و اعتبار ندارد كه او با خروش سهمگين خود اركان سيطره قدرت ها و چارچوب ها و داربست هاي حكومت كافران را لرزاند و طبيعي است كه نه تنها اين القائات را برنمي تابد كه با نفي وابستگي در مسير خودكفايي ملت و دولت حركت مي نمايد.
در نگاه حضرت امام خميني پيروزي انقلاب اسلامي ايران نقطه آغاز تلاش و فعاليت براي رهايي از مصرف زدگي ناشي از سياست هاي رژيم ستمشاهي بود كه نظريه پردازان غربي آن در صدد پيمودن آخرين گام ها براي نابودي و انهدام كامل استقلال و هويت مردم مسلمان و وابسته و مصرفي كردن آن به طور مطلق بودند.
به سخنان امام خميني بنگريد و بينديشيد كه اين پيشواي بصير و همه سو نگر چند ماه پس از پيروزي انقلاب چگونه به مذمت وابستگي اقتصادي و ترغيب و تشويق به حركت در مسير نيل به خودكفايي در توليد مواد غذايي مورد نياز و رهايي از وابستگي و مصرف زدگي مي پردازد:
«يك كشوري كه الان مال خودتان شده است آن كشور به دست خودتان اداره بشود.... يكي از اموري كه براي ما الان لازم است اين «زراعت» است.... اين زراعت را كوشش كنند كه به طور شايسته انجام دهند. ما اگر چنانچه زراعت خودمان كشاورزي خودمان نتواند كفاف براي خودمان باشد و دستمان دراز باشد پيش آمريكا و امثال آمريكا براي ارزاقمان خوب ما وابسته خواهيم بود نمي توانيم كاري انجام دهيم آن وقت در جهات سياسي هم بايد وابسته بشويم... كشاورزي ـ كه يكي از امور مهمه مملكت ماست و ما بايد صادر كنيم محصولات خودمان را به خارج ـ اين طور نباشد كه ما باز هم گرفتار باشيم و دستمان پيش خارجي ها دراز باشد براي اين كه نان به ما بدهيد! اين براي يك مملكتي اولا يك مملكت اسلامي عار است كه دستش را دراز كند طرف آمريكا كه شما نان ما را بدهيد حالا بفروشيد به ما! اين يك عاري است براي ما. ما بايد خودكفا بشويم در همه چيز... چرا بايد ايران محتاج باشد به غير اين ها اين كار را كردند به اسم «اصلاحات ارضي» به كلي كشاورزي را از بين بردند و مملكت را به تباهي كشيدند.» (5)
حضرت امام خميني در اين رهنمودها وابستگي و مصرف زدگي را براي جامعه و كشوري كه از بندهاي اسارت استعمار خارجي و استبداد داخلي رسته است ننگ و عامل ذلت و خواري مي دانند و در نقطه مقابل آغاز حركت براي نيل به خودكفايي را يك ارزش و مايه عزت جامعه اسلامي معرفي مي كنند. نگاه امام خميني به خودكفايي و وابستگي مبنايي و ريشه گرفته از فرهنگ جامع و زندگي ساز اسلامي مي باشد همان فرهنگي كه عزت و سرافرازي را از مشخصه هاي اصلي اهل ايمان مي شمرد(6) و بيزاري جستن از ذلت و حقارت را از بزرگترين فضايل مي داند(7) و به جامعه مسلمانان تفهيم مي كند كه اگر بخواهيد از بردگي و اسارت رهايي يابيد و به آزادگي برسيد بايد سختي هاي اين راه را كه طبيعي و اجتناب ناپذير است بپذيريد تا در پرتو رنج تلاش در مسير نفي وابستگي و مصرف زدگي به گنج خودكفايي و استقلال اقتصادي نائل آئيد. (8
افق ديد امام خميني در موضوع خودكفايي بسيار وسيع است به گونه اي كه معتقدند بايد به گونه اي در نفي مصرف زدگي و نيل به خودكفاي بكوشيم كه علاوه بر بي نيازي از قدرتهاي استكباري به صدور محصولات خويش به خارج توفيق حاصل كنيم.
اين آرزو اگر چه دست يافتني است و در مواردي نيز ـ همچون خودكفايي در خريد گندم از خارج ـ محقق گرديده است لكن نياز به زمان دارد و با پشتوانه طرح و برنامه و كار و تلاش قابل تحقق مي باشد و قبل از همه بايد الگوي مصرف جامعه اصلاح شود.
امام خميني به واقعيت تلخ اصلاحات راضي در رژيم ستمشاهي اشاره مي كنند كه چگونه كشاورزي ايران را نابود كرد و كشور را به تباهي كشاند.
براي نسل جوان امروز ما رويكرد تاريخي به اين واقعه بسيار ضروري مي باشد و بايد اين رخداد را در مسير كسب بينش هاي لازم نسبت به ماهيت رژيم پهلوي به مطالعه و بررسي گذارند.
در اين رويكرد تاريخي مشخص خواهد شد كه طرح اصلاحات ارضي يك طرح آمريكايي براي از بين بردن كشاورزي و تبديل ايران به بازار مصرف كالاهاي آمريكايي بود و اين طرح به مرور و در مراحل مختلف مردم ايران را به دام هاي پيدا و پنهان مصرف زدگي ـ آن هم از نوع غربي و آمريكايي ـ گرفتار ساخت و اين روند تا امروز تداوم داشته است و آنچه تحت عنوان ضرورت اصلاح الگوي مصرف مطرح مي باشد يافتن راهكارهاي رفع همان مشكلات و موانع است كه جامعه ما را هم اينك نيز به بيراهه مي برد و همچنان در دام اقتصاد و مصرف غربي و آمريكايي اسير مي كند.
واقعه از اين قرار بود كه «جان. اف. كندي» رئيس جمهور وقت آمريكا در پيام خويش به كنگره آمريكا (1961 ميلادي 1340 هجري شمسي) به صراحت اعلام نمود كه تنها پيمان هاي نظامي و ايجاد پايگاه در كشورهاي كم توسعه براي مقابله با مخالفان موثر نمي باشد بلكه بايدبه اصلاحات اقتصادي و اجتماعي متوسل شويم تا به اين وسيله كشورهاي مزبور به ويژه آنان را كه تبديل به ميدان مبارزه عليه ما شده اند در دست داشته باشيم. ما با اين كار مي توانيم در اين جوامع اميد به وجود آوريم و از اين طريق به اهدافمان برسيم. (9)
ايران يكي از كشورهاي مورد نظر و طمع آمريكا بود و به همين منظور مقدمات اجراي طرح آمريكا آماده گرديد. شاه به عنوان حلقه اي از زنجيره توطئه هاي مرموز آمريكائيان با برنامه اي از قبل تنظيم شده به آمريكا رفت و با جان اف كندي ديدار نمود و پس از گرفتن دستورات لازم به ايران بازگشت.
مطبوعات ايران در 26 فروردين 1341 اعلام كردند:
«شاهنشاه اطمينان يافتند كه آمريكا پشتيباني سياسي و نظامي خود را از ايران ادامه خواهد داد. دستگاه دولتي آمريكا نيز به نوبه خود اطمينان يافت كه شاهنشاه يك متحد استوار است كه تصميم قاطع به اصلاحات اقتصادي و اجتماعي دارند.» (10)
اصلاحات اقتصادي و اجتماعي مورد نظر آمريكا تحت عنوان «اصلاحات ارضي» و با شعارهاي «الغاي رژيم ارباب ـ رعيتي» «تقسيم اراضي» و به همراه امور اجتماعي و اصلاحات مربوط به آن و تحت عنوان «انقلاب سفيد» توسط محمد رضا شاه به اجرا درآمد.
در بخش اقتصادي و امور كشاورزي اين طرح آمريكا عملا كشاورزي ايران را نابود كرد و طبق نقشه قبلي كشور ما به بازار مصرف آمريكائيان تبديل گشت و گندم و ساير غلات و حبوبات از آمريكا وارد شد!
در بخش اجتماعي آزادي هاي غربي و آمريكايي و مصرف كالاهاي تجملي و تزئيني و پوشاك و وسايل آرايش بازار ايران را به محاصره درآورد و اين گونه بود كه در دوران سلطنت محمد رضا به روش استعمار نو ـ كه ديكته شده جان. اف. كندي بودـ علاوه بر مسدود شدن راه هاي رشد و پيشرفت و توسعه الگوي مصرف مردم ايران كاملا غربي و آمريكايي شد.
به دليل خزنده و نامرئي بودن استعمار نو آفات و آسيب هاي ناشي از آن در فرهنگ و اقتصاد مستمر است و از همين روست كه شرايط تلخ و آسيب زاي امروز در «مصرف» ارمغان غرب و آمريكا و از پي آمدهاي شوم حكومت دست نشانده پهلوي مي باشد و راه رفع آنها تا امروز كه سه دهه از عمر انقلاب و نظام اسلامي مي گذرد صاف و هموار نگرديده است ! به ويژه آن كه جريان هاي فكري و فرهنگي و اقتصادي سرچشمه يافته از مكاتب فكري و فلسفي غرب امروز ـ و بيش از ديروز ـ در حال تحرك و فعاليت هاي پيدا و پنهان مي باشند و شگفت انگيز اين كه جاي پاي اين جريان ها و عناصر نفوذي آنها را در تشكيلات نظام و مراكز فرهنگي و هنري و رسانه اي و از جمله برخي از نشريات و روزنامه هاي داخلي مي توان مشاهده نمود و بسي جاي تاسف است كه بعضي از نيروهاي خودي به سهولت خود را به تغافل مي زنند و ديده ها را نديده مي پندارند!
با اين وصف راه ما دراز و سخت و طولاني است و تنها كساني تا آخر با ما هستند و در ميادين مبارزه عليه استعمار در جلوه هاي فرهنگي و اقتصادي و سياسي آن شانه خالي نمي كنند و پرچم پرافتخار اسلام ناب محمدي (ص) را كه امام خميني به دست آنان سپرد در اهتزاز نگه مي دارند و با اسلام شاهنشاهي و اسلام غربي و آمريكايي به شدت مي ستيزند كه از پشتوانه هاي مستحكم معرفتي برخوردار مي باشند و به شناخت هاي جامع و كامل از دين مبين حق نائل آمده اند.

پاورقي:
1 ـ غررالحكم تنظيم موضوعي ج 1 ص 521
2 ـ همان منبع ص 522
3 ـ وصيت نامه الهي ـ سياسي امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 37
4 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ج 20 ص 339
5 ـ همان منبع ج 10 ص 366
6 ـ قرآن كريم سوره منافقون (63) آيه 8
7 ـ غررالحكم ج 1 ص 431
8 ـ همان منبع ص 229
9 ـ رجوع شود به كتاب نهضت امام خميني تاليف سيد حميد روحاني بخش مربوط به انقلاب سفيد و اصلاحات ارضي و موضع گيريهاي حضرت امام خميني ص 260 ـ 139
10 ـ زندگينامه سياسي امام خميني محمد حسن رجبي ص 183
 

چهارشنبه 21 بهمن 1388  نظرات : 1 بيان انتقادات و پيشنهادات

اصلاح الگوي مصرف از تئوري تا عمل(بخش پاياني)

بررسي نقش آموزه‌هاي ديني در اصلاح الگوي مصرف
ارائه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف به معناي حفظ، تقويت و سامان‌دهي ظرفيت‌ها و امکانات بي‌پايان کشوري است که مي‌خواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامي را بازسازي و جامعه نمونه‌اي را براي ارائه به ديگر جوامع معرفي کند.
ارائه الگوي صحيح مصرف به معناي ارائه الگوي مديريت و نظارت در سرمايه‌ها و منابع ملي و توزيع در عرضه آن نيز هست که در آياتي از جمله در داستان حضرت يوسف(ع) بدان اشاره شده است. بنابراين لازم است که با تهيه قوانين و به کارگيري درست و اعمال قانون از هرگونه سوء‌استفاده در بخش مديريت (بالاخص مديريت دولتي) جلوگيري شود که اين خود يکي ازمنابع مهم افزايش ثروت و سرمايه ملي جهت دستيابي به شکوفايي و پيشرفت اقتصادي است.
خداوند به صراحت در آيه دهم سوره اعراف از تسلط و مالکيت و حکومت انسان بر زمين و بهره‌مندي وي از انواع مواهب سخن گفته و از وي خواسته تا با بهره‌گيري درست و مناسب از اين نعمات و قدرت در مسير کمال و تعالي گام بردارد و سپاس و شکر عملي و حقيقي را به اين شکل ابراز و اظهار نمايد. ضمنا از آنجا که هرگونه فعاليت و تصرفي در هر يک از بخش‌هاي مربوط به توليد، مبادله و مصرف در رشد و شکوفايي اقتصادي بسيار موثر است، مسئله تبيين بهترين و کامل‌ترين روش در بخش‌هاي مذکور، مورد توجه قرآن و اسلام واقع شده است.
خداوند با بيان اينکه مسرفان را دوست نمي‌دارد (سوره انعام ـ آيه 141) مي‌کوشد تا تبيين کند اين شيوه مصرف و تصرف مي‌تواند موجبات دوري انسان از کمال مطلق و خداوند شود. از اين رو در آيه 31 سوره اعراف نيز يادآوري مي‌کند که انسان در خوردن و آشاميدن و هر گونه تصرف مناسبي آزاد و مختار است اما تصرفات مسرفانه مي‌تواند زيانبار باشد.
تاکيد بر اتخاذ شيوه‌ها و الگوهاي صحيح مصرف به اين معناست که مصرف مي‌بايست در چارچوب کمال و رشد انسان و جامعه و جهان باشد و هرگونه تصرفي خارج از اين دايره، تصرف نابهنجار و ضد اخلاقي و در تناقض با رشد و تعالي مي‌باشد. آيات 26 و 27 سوره اسراء و نيز آيه 67 سوره فرقان هرگونه زياده‌روي و خروج از اعتدال در مصرف را حتي به منظور انفاق، مردود شمرده و بخل و خساست را نيز نادرست پنداشته و خواستار رفتاري معتدل و ميانه حتي در اين حوزه مي‌شود. همچنين خداوند در سوره حشر آيه 7 و سوره توبه آيه 34 هشدار داده كه بر دولت است که نظام اقتصادي را مديريت و نظارت کند تا از تمرکز اموال در دست برخي سرمايه‌داران جلوگيري شده و به آنان اجازه داده نشود تا با خارج کردن نقدينگي از استفاده عمومي در اقتصاد اختلال ايجاد کنند. عدالت اما به عنوان اصلي مهم و بنيادين در نظام اقتصادي اسلام مطرح است و قسط و عدل، شاخصه اصلي اقتصاد اسلامي را تشکيل مي‌دهد (سوره بقره، آيه 279 و سوره انعام، آيه 152 و سوره حديد، آيه25).
در آيه 77 سوره قصص ابزارهاي اقتصادي به عنوان راهي جهت تحصيل معنويت و مطالب اخروي معرفي شده و بر لزوم به کارگيري آن تاکيد مي‌گردد، زيرا از نظر اسلام و قرآن نه تنها جمع ميان دين و دنيا امکان‌پذير است که امري مطلوب هم مي‌باشد، چرا که بدون ‌جمع آن ممکن نيست انسان، آخرتي آباد داشته باشد (سوره بقره، آيه 201 ـ سوره نساء، آيه 134 ـ سوره اعراف ، آيه 165 ـ سوره نحل، آيات 30 و 97 و آيات ديگر...). خداوند در آيات 75 سوره توبه و 10تا 12 سوره صف به نقش سازنده اقتصاد سالم در معنويت توجه کرده و مي‌کوشد تا بدين وسيله نقش اساسي آنرا در توسعه همه‌‌جانبه تبيين و تحليل نمايد زيرا از منظر اسلام و قرآن، اقتصاد و ثروت مايه قوام جامعه است (سوره نساء، آيه5) و لذا آدميان براي دستيابي به سعادت واقعي مي‌بايست با اقتصادي سالم و به دور از فساد در جنبه‌هاي مختلف از جمله مصرف آن (سوره اعراف، آيه 85 و سوره هود، آيات 84 و 86) خود را به اين هدف والا برسانند.
بنابراين اصلاح الگوهاي اقتصادي در توليد و توزيع و مصرف و تصحيح روابط اقتصادي، همپاي مسائل اعتقادي و عبادي، ماموريت همه پيامبران به ويژه پيامبر اسلام(ص) و به تبع آن، دولت اسلامي است (سوره اعراف، آيه 85 ـ سوره هود، آيات 84 تا 87 ـ سوره شعراء، آيات 177 تا 183).
بديهي است در کنار همه اينها، صرفه‌جويي در همه جا مطلوب است اما در زمان بحران از مطلوبيت و مقبوليت بيشتري برخوردار بوده و حتي به شکل لزوم و ضرورت، خود را بر همگان از مردم گرفته تا مسئولان تحميل مي‌کند. اينچنين است که خداوند در آيات 47 و 48 سوره يوسف بر الزام برنامه‌ريزي جهت حل بحران‌هاي اقتصادي توجه کرده و تصريح مي‌کند که صرفه‌جويي به هنگام وقوع تنگناهاي اقتصادي تنها راهکار رهايي و خروج از بحران مي‌باشد.

چهارشنبه 21 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

نگرشي بر اسراف و ضايع نمودن منابع آب كشور در مراحل توليد و مصرف محصولات كشاورزي

عباس كشاورز، نادر حيدري

كرج، بلوار شهيد فهميده، مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر،

مؤسسه تحقيقات فني و مهندسي كشاورزي، صندوق پستي 845-31585

تخليص واصلاح:حسن رستميان 
ویرایش و بار گذاري : آزاده شرفي بدر

چكيده

بخش كشاورزي در ايران يكي از مهمترين بخشهاي اقتصادي مي‌باشد و اين در حالي است كه كمبود آب اصلي‌ترين عامل محدود كننده توليد محصولات كشاورزي و غذايي مي‌باشد. در حدود 93 درصد ( 80 ب يليون متر مكعب) منابع آب تجديد شونده كشور در كشاورزي فارياب مصرف مي‌گردد ولي توليدات كشاورزي حاصل از آن (51 ميليون تن) تقاضاي نياز غذايي كشور را نمي‌نمايد. نتايج تحقيقات و مطالعات مختلف بيانگر آن است كه در بخش كشاورزي كشور ، آب به شكلهاي مختلف و به ميزان زيادي تلف مي‌شود به نحوي كه بازده كل آبياري در كشور بين 33 تا 37% تغيير مي‌نمايد. يعني حدود 70% از منابع آب به صورت تبخير، نفوذ عمقي، جريانات سطحي به زهكشها، و از طريق رودخانه‌هايي كه به دريا ريخته و يا ازمرزهاي كشور خارج مي‌شوند تلف مي‌گردد.

كارايي مصرف آب كشاورزي (Water Productivity) كه به شكل ساده مي توان آن را مقدار توليد در واحد آب مصرفي تعريف نمود و وضعيت استفاده بهينه از آب را در توليد مشخص م ی نمايد . در حال حاضر در كشور 7/0 كيلو گرم بر مترمكعب مي‌باشد، و اين در حالي است كه براي تامين غذاي جمعيت رو به رشد كشور در سال 1400 بايد عدد كارايي مصرف آب به 6/1 كيلو گرم بر متر مكعب افزايش يابد.

در زمينه استفاده بهينه از منابع آب و كاهش ضايعات و تلفات آن مي‌توان به كاهش تلفات آب از طريق كاهش ضايعات محصولات كشاورزي و به دنبال آن موضوع آب مجازي (Virtual Water) اشاره نمود. با در نظر گرفتن اينكه حداقل 15% از كل توليدات كشاورزي كشور ضايع مي گردد، مقدار ضايعات توليدات كشاورزي بالغ بر 7/7 ميليون تن  (3/51 × 15/0) مي گردد. با لحاظ نمودن مقدار كارايي مصرف آب محصولات توليدي (يعني رقم 63/0 كيلوگرم بر متر مكعب)، مقدار ضايعات آب از طريق ضايعات محصول 12 بيليون متر مكعب ( bm 3 ) محاسبه مي گردد. اين مقدار ضايعات آب از نظر حجم برابر 50% آب ذخيره شده در پشت 63 سد احداث شده در كشور و تقريباً 3 برابر حجم آب پشت بزرگترين سد مخزني كشور يعني سد كرخه مي باشد.

براي رفع وابستگي از واردات گندم، برنج، ذرت، شكر و روغن نباتي، بر اساس محاسبات نياز آبي محصولات مذكور و سطح زير كشت و عملكرد هر يك از محصولات، به كمتر از 12 ميليارد متر مكعب آب نياز است. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه خودكفايي در توليد محصولات فوق به سادگي از طريق صرفه جويي در مصرف آب ناشي از كاهش ضايعات محصولات كشاورزي امكان پذير است.

وارادات بعضي محصولات كشاورزي به كشور بدان معنا است كه در واقع آب به شكل مجازي وارد كشور گرديده است. اين موضوع نگرش جديدي است كه براي انتخاب آن به عنوان يك استراتژي صرفه جويي و كاهش فشار بر منابع آب كشور جاي مطالعه و تحقيق زيادي دارد و مي تواند به عنوان يك گزينه در بحث هاي كلان منابع آب كشور مطرح گردد.

 

مقدمه

كشور ايران در نيمكره شمالي بين عرضهاي 25 درجه و 40 دقيقه شمالي و 44 درجه و 63 دقيقه شرقي و در يكي از خشك ترين مناطق جهان قرار گرفته است. متوسط بارندگي كشور mm 252 (يك سوم متوسط جهان) بوده و آن تحت شرايطي است كه mm 179 (71%) آن مسقيماً به دليل پتانسيل بالا تبخير در كشور (1500-2000 ميليمتر) تبخير مي‌گردد.

ارتفاع از سطح دريا مناطق مختلف كشور از 40- تا 5670 متر تغيير مي‌نمايد كه اين امر ت أ ثير بسزايي روي تنوع و تغييرات اقليمي مناطق دارد. گر چه اكثر مناطق مختلف كشور از لحاظ        تقسيم بندي اقليمي نيمه خشك محسوب مي‌شوند ولي بهر حال تغييرات اقليمي زيادي در كشور وجود دارد.

بخش كشاورزي نقش حياتي در اقتصاد ملي ايران دارد؛ به طوريكه حدود 18% توليد ناخالص ملي، 25% اشتغال، تامين بيش از 85% غذاي جامعه، 25% صادرات غير نفتي و 90% مواد اوليه مورد مصرف در صنعت را كشاورزي فراهم مي نمايد.

شرايط خاص اقليمي كشور كه خشكي و پراكنش نامناسب زماني و مكاني بارندگي واقعيت      گريز ناپذير آن است، هرگونه توليد مواد غذايي و كشاورزي پايدار را منوط به استفاده صحيح و منطقي از منابع آب محدود كشور نموده است. در همين راستا مي توان گفت كه آب آبياري مهم ترين نهاده كشاورزي است.

بارشهاي جوي كشور (70% باران و 30% برف) در مجموع آورد آبي برابر 413 بيليون متر مكعب ( bm 3 ) در كشور را ايجاد مي‌نمايد. در حدود 6/71% كل ميزان بارندگي ( bm 3 295) مستقيماً تبخير شده و با احتساب   bm 3 13 آبي كه  از طريق رودخانه‌هاي مرزي وارد كشور مي‌گردد، پتانسيل كل منابع آب تجديد شونده‌ حدود bm 3  130 برآورد مي‌گردد.

در حال حاضر مصرف كل آب كشور در حدود bm 3   5/88 مي‌باشد كه از اين ميزان 5/82  آن ( 93%) در كشاورزي و كمتر از 7% به مصارف شهري و صنعتي اختصاص دارد (جدول 1). در شرايط حاضر اين مقدار آب تخصيصي به كشاورزي براي آبياري 8/7 ميليون هكتار اراضي كشاورزي فارياب (محصولات زراعي و باغي) مصرف مي‌گردد.

جدول 1-     بر آورد مصرف آب بخشهاي مختلف در كشور

بخش مصرف كننده آب

ميزان مصرف (متر مكعب)

درصد از كل

كشاورزي

شهري

صنعت

متفرقه

كل

5/82

6/5

03/0

37/0

5/88

2/93

3/6

03/0

43/0

100

 

پيشنهادات براي جلو گيري و يا كاهش تلفات و ضايعات آب كشاورزي

تلفات و ضايعات آب كشاورزي را مي توان در سه جزء سيستم آبياري، ضايعات محصو لات كشاورزي، و بحث آب مجازي ( Virtual Water ) تشخيص و بررسي نمود.

تلفات آب كشاورزي در سيستم آبياري (مرحله توليد محصولات كشاورزي)

از آن جا كه بخش كشاورزي بزرگترين مصرف كننده آب در زير ساخت‌هاي مختلف اقتصادي كشور است تلفات عمده آب نيز به اين بخش تعلق دارد.

نتايج تحقيقات و مطالعات مختلف بيانگر آن است كه متوسط بازده كل آبياري در كشور 35%  بوده كه مقدار آن از متوسط جهاني (كشورهاي در حال توسعه (45%) و توسعه يافته (60%)) پائين‌تر مي‌باشد (جدول 2). يعني حدود 70% از منابع آب به صورت تبخير، نفوذ عمقي، جريانات سطحي به زهكشها، و از طريق رودخانه‌هايي كه به دريا ريخته و يا از مرزهاي كشور خارج مي‌شوند تلف مي‌گردد.

تحقيقات انجام شده بر روي بازده آبياري مزارع تحت كشت محصولات مختلف توسط مؤسسه تحقيقات فني و مهندسي كشاورزي حاكي از آن است كه در استانهاي مختلف كشور بازده آبياري بستگي به مديريت مزرعه، روش آبياري، نوبت آبياري (مرحله رشد گياه)، نوع گياه داشته و مقدار آن بين 24 تا 55 درصد تغيير مي‌نمايد. با در نظر گرفتن بازده انتقال آب در مناطق مورد تحقيق بازده كل اين مناطق بين 15 تا 36 در صد تغيير مي‌نمايد.

كار آ يي مصرف آب كشاورزي (Water Productivity) كه به شكل ساده مي توان آن را مقدار توليد در واحد آب مصرفي تعريف نمود وضعيت استفاده بهينه از آب را در توليد مشخص م ی نمايد. كار آ يي مصرف آب را مي‌توان با توليد بيشتر به ازاي همان مقدار آب مصرفي، يا تخصيص آب به گياهان با ارزش اقتصادي بالاتر، يا تخصيص آب از بعضي بخشهاي كشاورزي به ساير بخشهاي كه ارزش افزوده آب بيشتر است، افزايش داد. در واقع بيشترين سهم در افزايش كارايي مصرف آب تنها از سيستم آبياري مناسب نبوده و بلكه از افزايش عملكرد ناشي از مديريت بهتر نيز منشاء مي‌گيرد. در حال حاضر مقدار آن در كشور بطور متوسط 7/0 كيلو گرم بر مترمكعب مي‌باشد. در جدول (3 ) مقدار كارايي مصرف آب اندازه گيري شده تعدادي از محصولات زراعي كشور به عنوان نمونه ارايه گردي د ه است.

 

 

 

 

 

جدول 2 - متوسط مقدار آب مصرفي براي گياهان زراعي مختلف در ايران و جهان

گياه زراعي

متوسط آب مصرفي در جهان

(متر مكعب در هكتار)

متوسط آب مصرفي در ايران

(متر مكعب در هكتار)

گندم

خربزه

چغندرقند

برنج

نيشكر

ذرت

6500-4500

10500-7000

7500-5500

7000-4500

25000-15000

8000-5000

6400

17900

18000-10000

18000-10000

30000-20000

13000-10000

 

جدول 3 -   مقدار كارايي مصرف آب تعدادي از محصولات زراعي مختلف كشور

محصول زراعي

روش آبياري

عملكرد (كيلوگرم)

مقدار آب مصرفي                    ( متر مكعب در هكتار)

كارايي مصرف آب              ( كيلو گرم بر متر مكعب )

گندم

گندم

چغندر قند

چغندر قند

سيب زميني

سيب زميني

يونجه

گوجه فرنگي

نيشكر

نشتي و نواري

سنتر پيوت

نشتي‌ و نواري

سنتر پيوت

نشتي

قطره اي (تيپ)

كرتي و نواري

نشتي

نشتي

5460

4600

37700

53571

13000

22500

10500

16000

8900 (شكر)

9900

5623

14500

13970

11603

7635

11600

4800

21300

55/0

82/0

60/2

83/3

11/1

90/2

90/0

33/3

41/0

 

چالشها و فرصتها براي بهبود كارايي مصرف ‌آب كشاورزي در سه جزء سيستم بيولوژيكي (گياه)، محيط، و مديريت خلاصه مي‌گردند. واضح است كه كار آ يي مصرف آب تقابل و نتيجه تمامي اجزاي فوق در هر سيستم آبياري مي‌باشد. در قسمت بيولوژيك، ارقام مقاوم به خشكي نقش اساسي در بهبود كار آ يي مصرف آب ايفاء مي‌نمايند. كار اصلي در اين زمينه مطالعه روابط داخلي و متقابل بين حاصلخيزي خاك، مواد غذايي گياه و مديريت آب در سطوح گياه، پلات و سيستم تا حوزه آبريز مي‌باشد.

اگر چه به بخشي از اهداف بحث شده فوق نايل آمده‌ايم ولي فاصله بزرگي بين نتايج بدست آمده از تحقيقات و كاربرد علمي آنها توسط استفاده كنند‌گان وجود دارد. اين امر اساساً بدليل مشاركت و همكاري كم بين محققين، مروجين و كشاورزان براي كاربرد علمي دستاوردهاي تحقيقاتي اخير است. اگر چه عوامل و دلايل ايجاد فاصله موجود هنوز كاملاً مشخص نيست ولي در مديريت آب كشاورزي عموميت و مصداق دارد. فرضيه‌اي كه در اين زمينه وجود دارد آن است كه فناوري‌هاي جديد به طور سريع و چشمگيري توسعه يافته و به طريق نادرستي مورد استفاده قرار گرفته‌، در حاليكه توسط كشاورزان مورد توجه و استقبال كافي قرار نگرفته است.

بسياري از موارد مهم نظير موارد اقتصادي اجتماعي در اين زمينه بايد مورد بررسي قرار گيرد. به طور اخص در مطالعات نهادها و قوانين مربوط به آب و مشاركين آن موارد زير بايد مورد توجه قرار گيرد: الف-  قوانين و نهادهاي بديع و جديدي كه با مشكلاتي نظير مديريت آبهاي زير زميني و     پساب ها به طور مؤثر بر خورد مي‌نمايد، ب- قوانين و مقرارت مربوط به قيمت و بهبود مديريت آب، پ- راهكارهاي جديد تشويق و ترغيب مشاركت تمامي استفاده كنندگان از آب در انجمن‌ها و نهادهاي آب و در تعريف سياستهاي مربوط به آب و مديريت آن.

در زمينه راهكارهاي فني افزايش بهره وري يا كاهش تلفات آب بايد به اموري نظير تجهيز و نوسازي اراضي شبكه‌هاي آبياري « شامل تسطيح اراضي، يكپارچه سازي اراضي و زهكشي و اصلاح اراضي » هم در شبكه‌هاي سنتي و هم در شبكه‌هاي مدرن و احداث شبكه‌هاي آبياري و پوشش كانالهاي آبياري در شبكه‌هاي سنتي و گسترش روشهاي آبياري تحت فشار در كنار توجه به بهبود مديريت آبياري نظير كنترل مقادير مصرف منطبق با نياز واقعي، استفاده از روشهاي آبياري مناسب، روشهاي كم آبياري، استفاده از گياهان با نياز آبي كمتر و يا دوره رشد كوتاهتر، و ... بيشتر پرداخته شود و صرف اً تفكر سرمايه گذاري و احداث منابع جديد آب غالب نباشد.

 

ضايعات آب كشاورزي در مرحله مصرف محصولات كشاورزي

بحث ديگري كه در زمينه استفاده بهينه از منابع آب و كاهش ضايعات و تلفات آن مي‌تواند مطرح گردد كاهش تلفات آب از طريق كاهش ضايعات محصولات كشاورزي و به دنبال آن موضوع آب مجازي (Virtual Water) مي‌باشد. همانگونه كه قبلا اشاره گرديد، در حال حاضر كارايي مصرف آب محصولات توليد شده بر اساس محاسبات كلان مصرف آب و توليدات كشاورزي كشور به طور متوسط حدود 7/0 كيلوگرم بر متر مكعب (63/0= 82 ميليارد متر مكعب آب مصرفي/ 3/51 ميليون تن توليدات كشاورزي)  مي باشد.  اين بدان معناست كه براي توليد حدود 7/0 كيلوگرم محصول كشاورزي يك متر مكعب آب مصرف و يا براي توليد يك كيلوگرم محصول حدود 5/1 متر مكعب آب مصرف مي شود و اين در حالي است كه براي تامين غذاي جمعيت رو به رشد كشور بايد تا سال 1400 عدد كارايي مصرف آب به 6/1 كيلوگرم بر متر مكعب يعني به بيش از دو برابر مقدار فعلي آن افزايش يابد.

اصولا ً بعد از توليد محصولات زراعي در نگهداري و مصرف اين محصولات نيز مقدار متنابهي از تو ليدات مذكور بدون مصرف واقعي از چرخه مصرف خارج مي گردند (نظير ضايعات گندم و سبزي و صيفي در كشور).

ضايعات محصولات كشاورزي در كشور نسبت به ساير كشورها مقدار قابل ملاحظه اي مي باشد (جدولهاي 4 و 5).

جدول (4) درصد ضايعات پس از برداشت بعضي محصولات زراعي كشور

كل ضايعات

محصول

كل ضايعات

محصول

حداكثر

حداقل

حداكثر

حداقل

5/12

9

چغندر قند

28

10

گندم

3

2

زعفران

12

10

ذرت

21

5/18

سيب زميني

20

5

برنج

16

16

پياز

7

5

نخود

40

35

توت فرنگي

5

4

لوبيا

17

15

خيار

11

7

عدس

18

17

خربزه

24

17

سويا

5/31

28

گوجه فرنگي

14

9

آفتابگردان

18

17

هندوانه

15

10

پنبه

 

منبع وزارت جهاد كشاورزي (آمار منتشر نشده)

 

 

 

جدول (5) درصد ضايعات پس از برداشت محصولات باغي در ايران

محصول

ضايعات در حين و پس ازبرداشت ( از مزرعه تا مصرف)

كل

R

W

S

T

H

بادام

1

1

4-2

1

1

8-6

سيب

4

2

15-13

4-3

4-3

31-25

گيلاس

5-4

2

17-14

5-3

4-3

33-25

مركبات

5

2

18-15

3

3

31-28

خرما

3

2

9-8

4-2

3

21-18

انجير

6-5

3

18-14

8-6

4

39-32

انگور

7-5

3

17-14

6-4

5-4

38-30

فندق

1

1

4-2

1

1

8-6

كيوي

8-6

3-2

16-12

3-2

3-2

33-24

انبه

8-5

3

18-14

3-2

2

34-26

گلابي

5

2

16-14

6-4

4-3

33-28

خرمالو

8-6

3-2

16-12

3-2

3-2

33-24

پسته

1

1

6-3

1

1

10-7

انار

3

2

17-15

2-1

2

27-24

ميوه‌هاي هسته‌دار *

5

3

17-13

5-3

5-3

35-27

گردو

1

1

7-4

1

2

12-9

منبع: وزارت جهاد كشاورزي (آمار غير منتشره)

H = برداشت، T = حمل و نقل، S = انبار و مراحل انبارداري (درجه بندي و ريز و درشتي و بسته بندي و ذخيره معمولي و سرد)، W = عمده فروشي ، R = خرده فروشي

* شامل زردآلو، هلو، آلو، و شليل

بنابر اين با توجه به بحث بالا مشخص مي گردد روش ديگري كه مي توان با آن به مشكل كمبود آب در كشور و توليد محصولات كشاورزي فائق آمد و در اينجا شايد آن را « روش معكوس » بتوان ناميد، كاهش ضايعات محصولات كشاورزي در مرحله يا چرخه مصرف آن مي باشد. به عبارت ديگر كاهش ضايعات فقط در بعد كشاورزي نبوده؛ بلكه كمك به كاهش ضايعات آب نيز مي نمايد. در واقع در سطح كلان كشور به ازاي جلوگيري از ضايعات هر كيلوگرم محصول، 5/1 متر مكعب آب با كيفيت مناسب علاوه بر مصرف ساير نهاده هاي كشاورزي (نظير كود، سم، علف كش و ...) صرفه جويي       مي گردد.

به منظور ملموس شدن و همچنين كمي شدن مقدار تلفات آب ناشي از ضايعات محصولات كشاورزي در زير محاسباتي متكي بر آخرين آمار و ارقام محصولات كشاورزي توليدي ارائه گرديده است:

بر اساس آمار سال 82 ، توليد گندم كشور حدود 5/12 ميليون تن بود. مطالعات انجام شده بيانگر آن است كه ميزان ضايعات بعد از برداشت تا مرحله آرد سازي گندم حدود 10% و ضايعات مصرف نان كشور حداقل 16% مي باشد كه اين مقدار ضايعات نان برابر 4/ 13% كل توليد گندم كشور مي باشد. بنابر اين حدود 9/2 ميليون تن گندم و يا در واقع  حدود 3/5 ميليارد مترمكعب آب علاوه بر ضايعات ساير نهادهاي كشاورزي ضايع شده است.

اين ضايع نمودن آب در محصولات سبزي و صيفي كه توليد آن در كشور 6/16 ميليون تن      مي باشد، با احتساب 30% ضايعات اين توليدات و متوسط كارايي مصرف آب 6/1 كيلو گرم بر متر مكعب برابر 1/3 ميليارد متر مكعب مي گردد.

با در نظر گرفتن اينكه حداقل 15% از كل توليدات كشاورزي كشور ضايع مي گردد (جدولهاي 4 و 5)، مقدار ضايعات توليدات كشاورزي بالغ بر 7/7 ميليون تن  (3/51 × 15/0) مي شود. با لحاظ نمودن مقدار كارايي مصرف آب محصولات توليدي يعني رقم 63/0 كيلوگرم بر متر مكعب، مقدار ضايعات آب از طريق ضايعات محصول 12 ميليارد متر مكعب محاسبه مي گردد. اين مقدار ضايعات آب از نظر حجم برابر 50% آب ذخيره شده در پشت 63 سد احداث شده در كشور و تقريباً 3 برابر حجم آب پشت بزرگترين سد كشور يعني سد كرخه مي باشد.

براي رفع وابستگي از واردات گندم، برنج، ذرت، شكر و روغن نباتي، بر اساس محاسبات نياز آبي محصولات مذكور و سطح زير كشت و عملكرد هر يك از محصولات، به كمتر از 12 ميليارد متر مكعب آب نياز است. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه خودكفايي در توليد محصولات فوق به سادگي از طريق صرفه جويي در مصرف آب ناشي از كاهش ضايعات محصولات كشاورزي امكان پذير است.

آب مجازي بحث ديگري است كه در صرفه جويي و كاهش مصرف منابع آب در سالهاي اخير در جهان مطرح گرديده است. مفهوم آب مجازي در اوايل سال 1990 و براي اولين بار توسط پروفسور       J. A. Allen و بعنوان آبي كه در كالا ها يا محصولات ملحوظ وجود دارد تعريف گرديد. توليد كالا و خدمات نيازمند آب است و آب مورد مصرف براي توليدات كشاورزي يا صنعتي بعنوان آب مجازي محصول شناخته مي‌شود. آب مجازي يك معيار و ابزار ضروري و اساسي در محاسبه مصرف واقعي آب يك كشور مي باشد.

تجارت آب مجازي در طي 40 سال اخير به طور دائم  در حال افزايش بوده است. در حدود 15% آب مورد مصرف در جهان بصورت آب مجازي در حال صادرات مي‌باشد. از آنجاي ی كه در سطح جهاني كشاورزي بزرگترين بخش اقتصادي از لحاظ مصرف آب مي‌باشد، بنابراين تجارت محصولات كشاورزي جزء اصلي تجارت آب مجازي است. براساس نظر A.Y. Hoekstra كارشناس موسسه IHE وابسته به يونسكو، 67% تجارت آب مجازي در جهان مرتبط با تجارت جهاني محصولات زراعي و 23% تجارت آن مرتبط با محصولات دامي و محصولات وابسته بوده و فقط 10% مرتبط با محصولات صنعتي است. در طي سالهاي 1995 الي 1999 گندم به تنهايي 30% حجم تجارت آب مجازي بين كشورها را درجهان به خود اختصاص داده و بدنبال آن سويا و برنج به ترتيب با تراز 17%  و 15% قرار دارد (جدول 6).

جدول (6)   تجارت جهاني آب مجازي بين كشورها براي 10 محصول كشاورزي  اول

طي سالهاي 99-1995

محصول

درصد از تجارت جهاني آب مجازي

گندم

سويا

برنج

ذرت

شكر خام

جو

آفتابگردان

سورگوم

موز

20/30

07/17

36/15

85/8

20/7

88/4

71/2

01/2

97/1

مناطقي كه در جهان صادر كننده عمده آب مجازي هستند شامل: آمريكاي شمالي، آمريكاي جنوبي، ك ش ورهاي آس آن، و آسياي جنوب شرقي مي‌باشند. آمريكاي شمالي (ايالات متحده آمريكا و كانادا) بزرگترين صادر كننده آب مجازي هستند. فقط خالص صادرات  آب مجازي از ايالات متحده  بالغ بر يك سوم آب برداشت شده از منابع آب در آن كشور مي‌باشد.

مناطق عمده وارد كننده آب مجازي شامل مناطق آسياي جنوبي و مركزي، غرب اروپا، آفريقاي شمالي و خاور ميانه مي‌باشد. دليل اين امر آن است كه اين مناطق از نقطه نظر جمعيت بزرگترين مناطق هستند. آسياي جنوبي و مركزي تقاضاي غذاي بالايي داشته و اين امر دليل اصلي است كه كشورهاي اين مناطق بزرگترين وارد كننده آب مجازي هستند. بر اساس نظريه Hoekstra كشورهايي كه از لحاظ جغرافيايي و سطح توسعه كاملاً به هم نزديك مي‌باشند مي‌توانند بالانس تجارت آب مجازي متفاوتي داشته باشند. بعنوان نمونه در حاليكه كشورهاي اروپايي نظير بلژيك، آلمان، ايتاليا، هلند، و اسپانيا آب مجازي را درقالب محصولات زراعي وارد مي‌نمايند، كشور فرانسه مقادير زيادي آب مجازي صادر مي‌نمايد.

در جدول (7) ده كشور اول صادر كننده و وارد كننده آب مجازي براساس آمار سالهاي 1995 تا 1999 ارائه گرديده است.

جدول (7) ده كشور اول صادر كننده و وارد كننده آب مجازي در جهان

ده كشوراول صادر كننده آب مجازي

ده كشور اول وارد كننده آب مجازي

كشور

حجم خالص صادرات

(ميليارد مترمكعب)

كشور

حجم خالص واردات

(ميليارد مترمكعب)

آمریکا

3/758

سریلانکا

5/428

کانادا

5/272

ژاپن

4/297

تایلند

3/233

هلند

7/147

آرژانتین

3/226

کره جنوبی

6/112

هند

1/161

چین

9/101

استرالیا

6/145

اندونزی

7/101

ویتنام

2/90

اسپانیا

5/82

فرانسه

4/88

مصر

2/80

گواتمالا

7/71

آلمان

9/67

برزیل

0/45

ایتالیا

3/64

ت عدادي از محققين معتقدند كه واردات آب مجازي (از طريق غذا و يا محصولات صنعتي) راه حل مناسبي براي بحران آب بخصوص براي كشورهاي خشك كه كشاورزي آنها فقط بستگي به آبياري دارد و كارايي مصرف آب محصولات توليدي آنها نيز پائين است مي باشد. بنابراين در عوض مصرف منابع آب كمياب براي محصولاتي كه مصرف آب آنها نيز بالا است، اين قبيل كشورها مي‌توانند غذاي ارزان وارد نموده و از فشار بيش از حد به منابع آب خود خوداري نمايند. اخيراً كشورهايي از قبيل فلسطين اشغالي و اردن سياستهايي را براي براي كاهش صادرات محصولات پرمصرف از لحاظ نياز آبياري اتخاذ نموده‌اند. در سالهاي اخير 60 الي 90 درصد آب كشور اردن از طريق واردات آب مجازي تامين مي‌شود ولي در حال حاضر كشورهايي پر جمعيت نظير چين و هندوستان از آن بيم دارند كه اين امر يعني واردات آب مجازي آنها را به تجارت جهاني وابسته نمايد. دليل آنها اين است كه چه اتفاقي خواهد افتاد اگركه نياز غذايي اين كشورها نتواند از طريق واردات محصول تامين گردد. و اين دليلي است كه بر اساس آن اينگونه كشورها تلاش دارند تا آنجا كه ممكن است محصولات غذايي را از طريق توليدات كشاورزي در داخل كشورهاي خود تامين نمايند.

 
نتيجه گيري

محدوديت منابع آب در كشور ضرورت و اهميت توجه به بحث صرفه جويي و كاهش تلفات و ضايعات آب در كشور را مشخص مي نمايد. علاوه بر تمهيدات فني كه مي توان در مرحله توليد  (سيستم آبياري) به منظور صرفه جويي در مصرف آب اعمال نمود، بر اساس مباحث مطرح شده، گزينه كاهش ضايعات محصولات كشاورزي نيز يكي از راههاي عملي، كم هزينه و موثر و در عين حال كم مخاطره نسبت به گزينه آب مجازي در اين زمينه مي باشد. به هر حال اين امر نياز به سرمايه گذاري و امور زيربنايي در مواردي نظير توسعه صنايع تبديلي و ارتقاء تكنولوژي مسائل پس از برداشت محصولات زراعي و باغي دارد.

با توجه به برنامه هاي اخير وزارت جهاد كشاورزي در زمينه توسعه سطح زير كشت و خودكفايي در محصولات غذايي استراتژيك نظير گندم، برنج، ذرت، دانه هاي روغني، و شكر، تحقق اين اهداف نيازمند منابع اضافي آب مي باشد كه اين مقدار آب به راحتي از طريق كاهش ضايعات محصولات كشاورزي قابل تامين مي باشد.

انتخاب گزينه واردات آب مجازي به كشور نياز به بررسيهاي همه جانبه و عميق داشته و محصولات هدف و مورد نظر در اين استراتژي بايد مشخص گردند.

چهارشنبه 21 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

صفحات و مطالب گذشته
جامه‏ ناسازِ زشت اسراف را از تنمان بيرون بياوريم
بهینه سازی درخريد مواد غذايي
دیدگاه شهروندان درمورداصلاح الگوی مصرف
اصلاح الگوي مصرف و قانون مديريت خدمات كشوري
چگونه قناعت پیشه کنیم؟
- 10 - 11 - 12 - 13 - 14 - 15 - 16 - 17 - 18 - 19 - > -
آمار و اطلاعات
بازديدها:
کل بازديد : 91796
تعداد کل پست ها : 489
تعداد کل نظرات : 29
تاريخ آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 
تاريخ ايجاد بلاگ : سه شنبه 6 بهمن 1388 

مشخصات مدير وبلاگ :
مدير وبلاگ : محمد رضا زينلي

ت.ت : ارديبهشت 1373
 وبلاگ هاي ديگر من: 
آخرين منجي
پايگاه اطلاع رساني 14 معصوم
پيروان راه حسين
سي سال انقلاب پايدار

سوابق مدير :
كسب رتبه ي اول در دومين جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه دوم در اولين دوره جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه سوم در سومين دوره جشنواره وبلاگ نويسي و وب سايت انتظار


يكي از برندگان اصلي سايت 1430(جشنوراه وبلاگ نويسي اربعين حسيني)
يكي از برندگان جشنواه وبلاگ نويسي گوهر تابناك)

كسب رتبه سوم در جشنوراه پيوند آسماني)

يكي از برندگان جشنوراه وبلاگ نويسي راسخون)
فعالترين كاربر سايت تبيان در سال 87


مدير انجمن دانش آموزي سايت تبيان با شناسه كابري moffline


مدير انجمن هنرهاي رزمي سايت راسخون با شناسه كاربري bluestar


آرشيو مطالب
بهمن 1388
اسفند 1388

جستجو گر
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد :



New Page 2

 

New Page 2

 


 
 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  راسخون



Designed By : rasekhoon & Translated By : 14masom