پيمانه*اصلاح الگوي مصرف*
 
  به وبلاگ پيمانه*اصلاح الگوي مصرف* خوش آمديد!    
 
درباره وبلاگ


محمد رضا زينلي
به وبلاگ تخصصي پيمانه خوش آمديد اميدورام كه اين وبلاگ بتواند بينش شما را نسبت به اصلاح الگوي مصرف كامل كند .


منوي اصلي
لينکهاي سريع

لوگو ها


 


















نظرسنجي

تطبيقي بر بايسته‌هاي اصلاح الگوی مصرف با كشورهاي خارجي

سال1388 با همه پیش زمینه‌ها و آینده نگری ها به سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شد.این نام مناسب‌ترین کلامی بود که می‌توانست در این برهه به رفتارهای فردی و جمعی سامان دهد. بدیهی است برای تبیین چنین کلام بزرگی، لازم است ابعاد مختلف اصلاح و الگوی مصرف روشن شود و چگونگی عملکرد جملگان نیز مشخص گردد.
اصلاح الگوی مصرف را می توان در دو ساختار متفاوت بررسی کرد:
نخست: ساختار حاکمیتی که خود دو بعد متفاوت را پوشش می‌دهد. یکی ابعاد سخت‌افزاری که لازم است شناخته شوند و برای آنها برنامه‌ریزی گردد، دیگر بعد نرم‌افزاری که معمولا در قالب ساختار مدیریت در حاکمیت شکل می‌گیرد.
دوم: ساختار مردمی که مستلزم شناخت عمیق نیازهای آنها و آموزش جامعه برای تغییر رفتار مناسب در جهت تغییر الگوی مصرف است.
در ابعاد سخت افزاری که حاکمیت مکلف به شناخت و برنامه‌ریزی برای آنهاست، چند مثال خوب در کلام رهبریت وجود داشت مثل چگونگی تامین منابع آب و توزیع آن و احیانا نحوه مصرف آن و یا شناخت علل دور ریز نان و کمبود و یا گاهی نبود کیفیت در این قوت غالب مردم. همچنین مصرف انرژی که به عنوان مثال در مورد بنزین و گازوئیل و مصرف آنها در اتومبیل ها، در کشور ما حدود 60 درصد بیشتر از کشور های پیشرفته توسط اتومبیل ها مصرف
می شود،اندیشیدن در مورد این مصرف نا خواسته توسط مردم و میزان سرمایه ای که به هدر می رود کار سختی نیست اما همت حاکمیت را چه در بعد سخت افرازی و چه نرم افزاری می طلبد تا الگوی اصلاح شده مصرف در خدمت مردم قرار گیرد و آن صرفه جویی بزرگ اتفاق افتد.
در مورد انرژی الکتریکی نیز تصمیمات حاکمیتی بر آنچه تصمیمات مدیریتی و مردمی نامیده می شود ارجح است.در کشور ما بیش از 70 درصد از لوازم برقی ساخته شده که مورد استفاده همگان است از شاخص مصرف انرژی C به پائین هستند. لوازمی همچون ماشین لباسشویی ،یخچال ،فریزر ، بخاری ،کولر و ... اگر حاکمیت در اصلاح سخت افزاری این لوازم مصرفی برنامه ریزی کند و یا با آگاهی نحوه انتقال انرژی الکتریکی را در سیم های کهنه و غیر استاندارد پیگیری نماید یقینا روزی به ذهنیتی می رسد که تغییر اصول الگوی ساخت و مصرف این لوازم برای کشور دخل و خرج می کند و آن وقت ما هم در زمره کشورهای پیشرفته در مصرف بهینه انرژی الکتریکی در جهان قرار
می گیریم و می توانیم با شاخص های روشن اثر بخشی هزینه انرژی را بدنیا نشان دهیم. در غیر اینصورت اگر همه امکانات تبلیغاتی و یا آموزشی را بکار گیریم باز هم نمی توانیم الگوی مصرف جامعه را تغییر دهیم، زیرا جامعه قادر نیست سخت افزارهای مصرف را تغیر دهد، و این از وظایف حاکمیت است. بدیهی است در همه موارد منظورم از حاکمیت به مجموعه قوایی است که سکان هدایت جمهوری اسلامی ایران را در دست دارند اعم از قوه مجریه، قوه مقننه و یا قوه قضائیه. اما در بعد نرم افزاری حاکمیت معمولا در ساختار مدیریت اجتماعی خلاصه می شود و به نحوی مورد خطاب مقام معظم رهبری نیز بوده کارهای بزرگی می تواند صورت گیرد که اگر چه اثر بخشی کمتری از بعد سخت افزاری حاکمیت دارد اما به دلیل فراگیر بودن و آسان تر بودن میتواند نتایج درخشانی از خود بروز دهد.
كاتب در ادامه یاداشتی که برای قلم نوشته است اضافه کرده است: این روزها در اغلب کشور های صنعتی نمی توانید وارد فضایی شوید که کمتر مورد استفاده است و با کلید برق آنجا را روشن کنید؛ بلکه ورود شما سبب روشن شدن لامپ ها می شود تا خروجتان نیز به خاموشی آنها منجر شود و شما فراموش نکنید که کلید را خاموش کنید، در عوض در زمستان در اغلب فضا های دولتی و حتی خصوصی در کشورمان شاهد بودیم که ساختار گرمایش در حال کار و مصرف انرژی است و در عوض پنجره ها بر حسب ضرورت برای تنظیم گرمایش باز و بسته می شود. آیا چنین اتفاقی در هیچ کشور پیشرفته ای امکان بروز دارد؟ در حال حاضر در کشور ما از 11 قلم میوه موجود در میوه فروشی ها 8 قلم آن خارجی است و این در حالی است که همه آنها را می توان در داخل تهیه کرد. تنها لازم است مدیریت محاسبه کند که الگوی مصرف را به کدام سمت هدایت کند تا هزینه اثر بخش باشد. مثال روشنی از مدیریت اجتماعی که
می تواند الگوی مصرف را در کشور تعیین کند در مورد اتفاقی است که سال گذشته و یا سالهای گذشته برای شکر و برنج افتاد. در کشور ما میزان مصرف شکر باید حداکثر 2 میلیون تن در سال باشد(30 کیلو گرم برای هر نفر که بالاترین رقم مصرف در جهان است) از این میزان قریب به 3/1 میلیون تن در سال 1385 در کشور تولید می کردیم و بر اساس برنامه مقرر بود تا سال 1387 به میزان 7/1 میلیون تن برسد. اما یک باره واردات شکر شروع شد و در همان سال 1385 که تنها 700 هزار تن شکر احتیاج داشتیم
6 میلیون تن شکر وارد شد و این واردات همچنان ادامه دارد. طبیعتا این مدیریت اجتماعی به پر مصرفی میزان قند های ساده یا ساکاریدی در کشور منجر شد که عوارض جسمی و اقتصادی آن تا سالها ی طولانی گریبان ملت ایران را خواهد گرفت. مصرف شکر در کشور ما با این ارقام به حدود 10 برابر پر مصرف ترین کشورهای جهان رسید و طبیعتا عوارض آن هم به همین میزان افزایش می یابد. از نظر اقتصادی نیز تولید 3/1 میلیون تنی که قرار بود به 7/1 میلیون تن برسد به 800 هزار تن سقوط کرد یعنی نسبت به سال مبدا 500 هزار تن و نسبت به سال 1387
900 هزار تن از تولید قند و شکر از محل نیشکر و چغندر کاسته شد. مفهوم مدیریتی این رفتار مصداق جامعی است بر کلام رهبری که با زدن ریشه های اقتصادی و سلامتی مردم، الگوی مصرف آنها را هم تخریب کرده ایم که معلوم نیست چگونه و در چه مدتی امکان بازگشت و سالم سازی الگوی مصرف را پیدا کنیم. در مورد برنج نیز وضعیت همین طور است. وقتی کشت برنج در دنیا کاهش پیدا کرد، پادشاه تایلند از مردمش خواست که در مصرف برنج صرفه جویی کنند تا میزان بیشتری را صادر کنند و ارز وارد مملکت نمایند، در چین از مردم خواسته شد که مصرف خود را 5/1 کاهش دهند تا مجبور به واردات برنج گران نشوند ،در کشور آمریکا برای اولین بار در طول تاریخ تاسیس این کشور سهمیه بندی مصرف برنج صورت گرفت و در این کشور سرمایه داری در فروشگاههای زنجیره ای کی مارت به هر کس تنها یک سهم برنج داده شد.یعنی الگوی مصرف را بر حسب اقتصاد پویا و سالم هدایت کردند. اما آنچه ما انجام داده ایم کاملا مغایر با اندیشه حکومتی و اصلاح الگوی مصرف بود. کاری کردیم کارستان و اعلام کردیم که از همه دروازه های کشور برنج وارد کرده ایم و گفتیم خیالتان راحت باشد و همچنان اندام ها را با نشاسته برنج نا موزون کنید که ما جیب بیگانگان را از اموال شما پر کرده ایم.
در اصلاح الگوی مصرف با دلسوزی های مدیریتی مثال ها زیاد است که به یک مورد دیگر بسنده می کنم . اگر موجودی بازار از مواد دخانی را در طول 8-7 سال گذشته پیگیری کنید، از میزان تنوغ این مواد و در دسترس بودن و ارزان بودن آنها با خبر می شوید ،کدام نصیحتی
می تواند جوانان عزیز ایرانی را از مصرف این مواد دخانی ظاهر فریب و خوش رنگ و لعاب مصون بدارد .بدیهی است که باید میزان مصرف از 7/11 درصد به قریب 15 درصد برسد و معلوم نیست چقدر سلامتی و پول مردم باید هدر رود تا فقط به جایگاه اول خود بر گردیم.
در قسمت دوم یعنی اصلاح ساختار و عادات مردم در الگوی مصرف موضوع کمی فرق می کند. الگوی مصرف مردم در بسیاری از زمینه ها مثل آنچه در بالا مثال زدم، نتیجه رفتارهای سخت افزاری و مدیریتی حاکمیت است.اما بهر حال مردم عزیز نیز اگر آگاه شوند حق خود را مطالبه می کنند و از طرفی در مواردی که قدرت انتخاب دارند الگوی مصرف سالم را پیگیری
می کنند.قوات حاکم بر سرنوشت مردم نباید گناه کاستی ها و ضعف در برنامه ریزی و مدیریت را به گردن مردم بیندازند. نباید بگویند مردم شکر می خواهند ،برنج
می خواهند ، سیگار می خواهند، حتی چند برابر کشورهای پیشرفته و باید فراهم کنیم. عقل دلسوزانه حکومت حتی می تواند نیازهای اساسی جامعه را منطبق بر ساختارهای حاکمیتی طراحی کند و تغییر دهد. لذا برای مردم آنچه مهم است تبعیت از سیاست های کلان و مدیریتی حاکمیت است .در این زمینه سه قدم اساسی باید برداشته شود که این قدم ها هم از وظایف حکومت است.
اول آموزش جامعه : این آموزش باید متنوع و در همه ابعاد و حتما فراگیر باشد.آموزش تنها در بعد انتقال مفاهیم نباید باشد بلکه باید در جامعه اعتقاد بوجود آورده و منجر به تغییر رفتار گردد،در جهان مثال های بزرگی از این نوع آموزش وجود دارد که در اینجا ذکر نمی‌کنم.
دوم ارائه استاندارد ها: ارائه استاندارد ها ی علمی و منطبق بر نیاز های جامعه از وظایف حاکمیت است. این استاندارد ها برمبانی فرهنگی، اقتصادی، قومی و جنسی هر جامعه ای طراحی می شود و در قالب قوانین و مقررات ابلاغ می شود. قوانین و مقررات در صورتی‌که زمینه اجرائی آنها فراهم نباشد امکان تخلف و انحراف و قانون گریزی پیش می آید. بعنوان نمونه اگر شما مجوز خرید خودرو را صادر کردید و مردم نیز امکان خرید آن را پیدا کردند و بر اساس قانون و مقررات اجازه حضور در هر خیابان و کوچه ای را پیدا نمودند اما محل پارک برای آنها تعبیع نکردید و در اینجا قانون یا مقررات وضع ننمودید، مطمئن باشید که تخلف و انحراف پیش می آید ، لذا استاندارد سازی و تدوین قوانین و مقررات نیز باید بر اساس موقعیت ها و امکانات باشد نه کمتر و نه فراتر از آن.
سوم: ارزشیابی که وظیفه حاکمیت است تا همه چیز را زیر نظر داشته باشد ، و بر اساس این نظاره گری حکم صادر کند. بدیهی است اگر کسی استخر شنای خصوصی خود را می خواهد از آب آشامیدنی مردم پر کند که معادل 350 نفر آب می شود ، لازم است به همان میزان به حاکمیت برای تامین آب کمک کند و همین طور برای بنزین و میوه و ....
یادمان باشد که در اینجا نیز وجود استخر عمومی برای پاسخگویی به نیاز های جامعه هم از وظایف حاکمیتی است. اینک که از سوی رهبری عالم نظام کلامی به فراگیری همه نیازهای اجتماعی اعم از سخت افزاری و نرم افزاری مطرح شده است لازم است برای اجرایی کردن آن بر یک قیام ملی دست بزنیم و کاری کنیم که در پایان سال کارنامه ای ارزشمند برای ارائه با شاخص های روشن داشته باشیم.
 

محمد اسماعيل اكبري

چهارشنبه 21 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

فرهنگ سازي مصرف در جامعه و غلبه كردن كميت بر كيفيت

با گسترش نظام سرمايه سالاري و حكومت بازار و همچنين گسترش رسانه هاي تبليغاتي، مردم روز به روز به مصرف بيشتر كالاهاي لوكس و غيرضروري و ناسالم تشويق مي شوند. به علاوه، در سايه تضعيف روابط اجتماعي، تمايل مردم به داشتن سبك زندگي مرفه خانواده هاي ثروتمند تبليغات تلويزيوني، با رشدي چشم گير روبه رو شده است. اين «ولخرجي متظاهرانه» كه محصول اتحاد ابر شركت هاي تبليغاتي، مؤسسات بزرگ بازاريابي و مشاوران آنها با شركت هاي غول پيكر صنعتي است، بدون توجه به ضرورت و كيفيت كالاهاي تبليغ شده، تنها بر كميت بيشتر مصرف اتكا دارد. نويسنده اين مقاله پيشنهاد مي كند كه با تقويت نظام مشاركت و تشويق به خريد گروهي و پي گيري شكايات مشتريان و همچنين توسعه آگاهي شهروندان، اين وضعيت بغرنج بهبود يابد.

● نويسنده: رالف - نيدر

● منبع: ماه نامه - سياحت غرب - 1386 - سال چهارم، شماره 47، خرداد

توريستن ويبلن جامعه شناسي كه تئوري «ولخرجي متظاهرانه» را براي اولين بار در سال هاي پاياني قرن نوزدهم مطرح نمود، مطمئناّ در صورتي كه الگوهاي كنوني مصرف دنياي ما را مشاهده مي كرد، از خجالت آب مي شد. چرا كه در عصر حاضر، خريد كالاهاي لوكس و غيرضروري، به هدف و آرزوهاي زندگي افراد زيادي تبديل شده است.
ژوليت شور استاد دانشگاه هاروارد، در كتاب اخير خود با عنوان «آيا آمريكايي ها خريدهاي زيادي انجام مي دهند؟» به واقعيتي با عنوان «مصرف گرايي نوين» در عصر حاضر اشاره مي نمايد كه در آن، با بالا رفتن معيارهاي زندگي، افراد هيچ توجهي به قدرت خريد خود نمي كنند.
البته بيشترين سهم از خريد كالاهاي لوكس به ميليونرهاي تازه به دوران رسيده اختصاص دارد. افرادي كه در دوره هاي رياست جمهوري ريگان، بوش و كلينتون توانستند به ثروت هاي زيادي دست يابند. اما نكته مهمي كه شور به آن اشاره مي كند اين است كه در اين ميان، حتي افرادي كه نتوانسته اند به ثروت مناسبي هم دست يابند، از خريدهاي اسراف گونه استقبال مي كنند.
بايد دانست، نيرويي كه اين موج مصرف گرايي را به وجود آورده است، استفاده از روش هاي نوين بازاريابي است كه شركت هاي توليد كننده كالاهاي مصرفي، شركت هاي بزرگ تبليغاتي، مشاوران تازه وارد فعاليت هاي بازاريابي و در نهايت، موج فرهنگي مصرف گرايي، بازيگران اصلي اين وضعيت هستند. به عنوان مثال، صنعت ارائه كارت هاي اعتباري، همه ساله حدود 5/2 ميليارد خريد محصولات مصرفي را براي مصرف كنندگان انجام مي دهد كه اين كار باعث تشويق مصرف كنندگان به پرداخت پول بيشتر مي شود. اين شرايط از سويي به رشد صعودي مصرف كارت هاي اعتباري در دهه اخير انجاميده و از سوي ديگر، به افزايش بدهي مصرف كنندگان منجر شده است. آيا كسي در اين حقيقت ترديد دارد كه تلاش هاي بازاريابي تهاجمي صنعت كارت هاي اعتباري، به رشد تصاعدي و خيره كننده اين كارت ها انجاميده است؟
مثلاّ به صنعت داروسازي توجه كنيد: سرمايه گذاري اين صنعت، در بخش عرضه مستقيم داروهاي توليدي به مصرف كنندگان، در سال 1998 ميلادي تنها 25 ميليون دلار بوده است اما در سال هاي 1994 و 1996 اين عدد به 225 و 610 ميليون دلار افزايش يافت و در نهايت، در سال 1998 ميلادي، حجم اين سرمايه گذاري ها به يك ميليارد دلار بالغ گرديد. هدف از تبليغات عرضه مستقيم دارو به مصرف كنندگان كه در تلويزيون، مجله، اينترنت و ساير رسانه ها ارائه مي شود، پافشاري بيماران به تقاضاي تجويز داروهاي تجاري شركت هاي داروسازي توسط پزشكان است. داروهايي كه ممكن است آنان نيازي به مصرف اين داروها نداشته، غير ايمن بوده و يا گزينه هاي جايگزين ارزان تر و يا بهتري نيز داشته باشند. البته هيچ كس نيز درمورد آثار اين تبليغات مستقيم، سخني به ميان نمي آورد.
خانم شور با اشاره به اين اهرم بازاريابي، به ساير فاكتورهاي اجتماعي دخيل در اين تب لوكس گرايي اشاره مي كند. وي معتقد است كه با تغيير در الگوي توزيع درآمد، فرآيند خريد و مصرف مردم نيز دستخوش تغييراتي گرديده است، چرا كه افراد با درآمدهايي پايين تمايل دارند كه از الگوي مصرف افراد با درآمدهاي بالاتر تقليد كنند. با اين توضيح كه در دهه اخير، فاصله درآمدي افراد هم افزايش يافته است.
در اين ميان، برنامه هاي تلويزيوني با نشان دادن تصاويري از الگوهاي زندگي افراد ثروتمند، اين الگوها را به همه خانواده ها با هر سطح اجتماعي وارد مي كنند. خانم شور معتقد است كه عامل تلويزيون، در كنار از هم گسيختگي پيوندهاي همسايگي و ورود زنان به بازار كار، مصرف كنندگان كشورهاي غربي را ترغيب نموده كه به جاي همراهي با افراد همسايه و همتراز با خود، نگاه خود را به سوي سبك زندگي افراد ثروتمندتر از خويش معطوف نمايند.
البته روند اين «مصرف گرايي متظاهرانه» تنها با تغيير در گزينه هاي خريد فراروي افراد، تغيير نخواهد يافت، بلكه اين كار نيازمند يك تغيير اساسي در باورهاي فرهنگي ويژه اي است كه افراد را به فزون خواهي و مصرف كالاهاي لوكس تشويق مي كند. همچنين بايد سياست هاي دولت ها و جنبش هاي مصرف كنندگان نيز در اين مسير سهيم گردند تا فرآيند خريد مردم، بازنگري گردد.
سازمان هاي مستقل مصرف كنندگان، ارزش هايي جديد، روش هاي جديد تجزيه و تحليل و ايده هاي سياست گذاري جديدي را مطرح مي نمايند كه مي تواند به ايجاد تغيير در اين وضعيت منجر گردد.
در ادامه، من به تعدادي از اقدامات اين سازمان هاي مستقل اشاره مي كنم كه مي توانند مورد توجه قرار گيرند:
الف) خريد گروهي: تشويق شهروندان جامعه به خريد گروهي، باعث كاهش قيمت تمام شده مي گردد.
ب) تبادل گروهي اطلاعات و پي گيري شكايات: مصرف كنندگان مي توانند با استفاده از اينترنت، به تبادل اطلاعات و پيشنهادهاي خود پرداخته و براي پيش گيري مشكلات به وجود آمده ناشي از مصرف كالاهاي مختلف نيز از قدرت چانه زني و پي گيري گروهي بهره جويند.
ج) مشورت ها و مذاكرات گروهي: در سايه قدرت گروه هاي مصرف كنندگان، زمينه لازم جهت تأمين منافع خريداران فراهم مي گردد. همچنين دولت ها نيز از اين روابط استقبال مي كنند.
بدين ترتيب و با بهره گيري از اين روش ها، فرهنگ مصرفي جديدي به وجود خواهد آمد كه كيفيت را بر كميت ترجيح خواهد داد و با ارزش آفريني براي مشتريان، ويژگي هاي اكولوژيكي و اجتماعي آنان در فرآيند توليد حفظ مي شود. راهي كه سرانجام به مصرف غير متظاهرانه و صحيح كالاها و خدمات منتهي خواهد گرديد.
 

چهارشنبه 21 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

بررسي تاثير فن‌آوري اطلاعات در اصلاح الگوي مصرف

امسال از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي با نام سال اصلاح الگوي مصرف ناميده شد و در اين ميان تجربه كشورهاي توسعه يافته نشان مي‌دهد كه فن‌آوري اطلاعات در بهينه‌سازي رفتار سيستم‌ها و نهادهاي مديريتي و بنگاه‌هاي اقتصادي خصوصي كمك شاياني مي‌كند و نكته مثبت استفاده از آن قابليت بهره‌برداري از فن‌آوري اطلاعات در هر جايي از كشور است. البته نبايد نياز به زيرساخت‌هاي مورد نياز براي بهره‌مندي از اين فن‌آوري را فراموش كرد.

بهره‌برداري از اين فن‌آوري در مسائل اجتماعي، فرهنگي، آموزشي و بهداشتي نيز موضوعيت دارد زيرا IT علاوه بر اين كه انجام فرآيند را بهينه مي‌كند، در استفاده مفيد از زمان نيز به افراد ياري مي‌رساند؛ افراد در جامعه امروز به دليل دوندگي‌هاي بسيار براي حل و فصل امور خود وقت بسياري صرف مي‌كنند و به اين ترتيب نمي‌توانند به خانواده‌ خود برسند. اين صرفه‌جويي در وقت مي‌تواند بنياد خانواده را مستحكم‌تر كند، مصرف منابع را كاهش دهد و مديريت بر منابع را تسهيل كند

مجموعه‌ خدمات امروزي را مي‌توان با فن‌آوري اطلاعات به مردم ارائه كرد به طوريكه با استفاده از اينترنت براي پرهيز از نامه‌نگاري‌هاي اداري مي‌توان در زمان و هزينه صرفه‌جويي كرد به شرط آنكه زيرساخت‌هاي استفاده از اينترنت براي همگان و در تمام نقاط كشور فراهم شود

نقش فن‌آوري اطلاعات در اصلاح الگوي مصرف بسيار موثر است، در بررسي‌هايي كه در يكي از ايالت‌هاي هند انجام شده ديده شده است انجام ساده‌ترين امور در اين ايالت به صورت فن‌آوري اطلاعات محور و با هزينه كم صورت مي‌گيرد. به طور مثال صدور و پرداخت قبوض به صورت الكترونيكي انجام مي‌شود و ضمن مكانيزه كردن اين فرآيند كل عمليات به بخش خصوصي واگذار شده است.

استفاده از IT و الگوي مصرف كشور

در بيان اهميت اصلاح الگوي مصرف با IT، معاون توسعه صنايع پيشرفته سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران با تاكيد بر اينكه استفاده از فن‌آوري اطلاعات و تهيه زيرساخت‌ها، الگوي مصرف را اصلاح مي‌كند، گفت: ارائه خدمات مختلف به صورت الكترونيكي از سوي دولت سفرهاي شهري را كاهش مي‌دهد و بسياري از مشكلات خدمات شهري حل مي‌شود.

رمضانعلي صادق‌زاده در گفت‌وگو با ايسنا، يكي از نتايج فن‌آوري اطلاعات را كاهش هزينه‌ها، افزايش سرعت و دقت و پايش سريع اطلاعات در انجام مسايل اجرايي دانست و گفت: اگر از دفاتر الكترونيكي استفاده و دولت الكترونيكي به‌صورت كامل و صحيح پياده شود، ميزان مصرف به طور بهينه و با بهره‌وري بالا اصلاح خواهد شد.

او معتقد است: اگر مسوولان قصد افزايش بهره‌وري و ايجاد شفافيت بيش از پيش دارند، رسيدن به اين مهم را تنها بايد در استفاده از فن‌آوري اطلاعات جست‌وجو كنند.

او ادامه داد: البته نمي‌توان منكر استفاده از اين فن‌آوري در امور حال حاضر كشور شد، اما با توجه به ظرفيت‌هايي كه وجود دارد بيش از اين مي‌توان به بهره‌برداري از فن‌آوري اطلاعات و براي آن برنامه‌ريزي كرد. به ويژه با توجه به سرمايه‌گذاري‌هاي كلان كه در حوزه فن‌آوري اطلاعات در كشور انجام مي‌شود.

او به بيش از 75 هزار كيلومتر فيبر نوري كه در سراسر كشور كشيده شده است اشاره و اظهار كرد: زيرساخت‌هاي ايجاد شده براي استفاده از فن‌آوري ارتباطات و اطلاعات گام خوبي است كه مي‌تواند در سال 88 با هدف اصلاح الگوي مصرف توسعه يابد تا دسترسي به اينترنت براي ارائه خدمات بيش‌تر و بهتر در سطح گسترده‌اي از كشور ايجاد شود و براي رسيدن به اين مهم حمايت‌هاي دولت از بخش خصوصي ضروري به نظر مي‌رسد.

اصلاح الگوي مصرف حذف بودجه‌ نيست

تاثير فن آوري اطلاعات در تحقق نامي كه مقام رهبري براي سال 88 در نظر گرفته اند آنقدر از سوي كارشناسان تاكيد شده است كه ترس از حذف بودجه IT يكي از دغدغه‌هاي فعالان حوزه به ويژه در سال جديد است.

حميد بابادي‌نيا - رئيس كميسيون شبكه سازمان نظام صنفي رايانه‌يي استان تهران - نيز با بيان اين كه فن‌آوري اطلاعات مظلوم واقع شده و اصلاح الگوي مصرف در حوزه‌هاي مختلف نبايد به حذف بودجه‌ IT در ارگان‌هاي دولت منتج شود زيرا نبايد مصرف نكردن را با درست مصرف كردن اشتباه گرفت؛ گفت: اصلاح الگوي مصرف با درست هزينه كردن امكان‌پذير مي‌شود؛ بعد از نام‌گذاري سال 88 به‌عنوان اصلاح الگوي مصرف به عقيده برخي مسوولان آنچه اهميت دارد كم كردن هزينه‌ها به هر طريق ممكن است.

به گفته او به‌عنوان مثال تخصيص بودجه براي فن‌آوري اطلاعات در يك وزارتخانه مي‌تواند به رشد زيرساخت‌هاي ارائه خدمات غيرحضوري آن‌ نهاد منجر شود و اين در راستاي رسيدن به دولت الكترونيكي و به هدف كاهش رفت و آمدها مي‌تواند مفيد واقع شود. حذف بودجه در حوزه فن‌آوري اطلاعات، كشور را از رسيدن به پيشرفت به موازات ديگر كشورها در الكترونيكي كردن امور باز مي‌دارد.

او تصريح كرد: هزينه كردن در حوزه فن‌آوري اطلاعات توجيه اقتصادي دارد؛ زماني هزينه‌هاي صرف شده در اين حوزه نتيجه مثبت مي‌دهد كه با نگاهي دقيق به اهداف و پروژه‌ها و تهيه زيرساخت‌، شبكه‌هاي ارتباطي امن ايجاد كرد و به اين ترتيب اميدوار بود از هزينه‌هاي غيرضروري كه وقت افراد جامعه از مهمترين آن‌هاست جلوگيري مي‌شود.

رئيس كميسيون شبكه سازمان نظام صنفي رايانه‌يي استان تهران در پايان خاطرنشان كرد: حذف بودجه‌ فن‌آوري اطلاعات و نبود زيرساخت‌ و شبكه‌هاي ارتباطي منافع ملت را تامين نخواهد كرد. در جهاني كه با طبقه‌بندي اطلاعات با محوريت فن‌آوري اطلاعات امنيت بالا را تضمين مي‌كنند، نبود اين امنيت در كشور ما هزينه‌هاي بالايي در حوزه كشف جرم و حتي نگهداري از مجرمان مي‌طلبد.

بهره‌گيري از فن‌آوري پاك با IT يكي از موضوعاتي است كه كارشناسان بر آن تاكيد دارند تا آنجا كه يك استاد دانشگاه به ايسنا گفت: فن‌آوري پاك مفهومي بين رشته‌يي است و رشته‌هاي مختلف دانشگاهي را به هم نزديك‌تر مي‌كند و با بهره‌گيري از فن‌آوري اطلاعات اصلاح الگوي مصرف را در زمينه‌هاي مختلف گسترش مي‌دهد.

يحيي تابش با اشاره به نام‌گذاري امسال به اصلاح الگوي مصرف و اينكه فن‌آوري اطلاعات ابزاري است كه مي‌توان با استفاده از آن در تمام حوزه‌ها امور را بهينه كرد، اظهار كرد: بهره‌مندي از فن‌آوري پاك تنها با فن‌آوري اطلاعات ممكن خواهد بود. به طوري كه مي‌توان روشن يا خاموش بودن لامپ‌ها و حرارت ساختمان‌ها را هوشمند كرد و اين مي‌تواند صرفه‌جويي عظيمي را براي كشور به همراه داشته باشد.

او ادامه داد: بعد از انقلاب COM. و رواج اجراي امور توسط اينترنت، مفهوم جديدي به نام فن‌آوري پاك (Clean tech) در دنيا در حال گسترش است؛ اين فن‌آوري در صرفه‌جويي در انرژي و حفظ محيط زيست از لحاظ تئوري مدرن شده و در بسياري از نقاط جهان به صورت بهره‌برداري از انرژي خورشيد و باد و غيره استفاده مي‌شود. به نحوي كه ايجاد ساختمان‌هاي سبز در جهان يكي از راه‌كارهاي صرفه‌جويي انرژي است كه با فن‌آوري پاك امكان‌پذير است.

به عقيده او انجام امور الكترونيكي از سوي دستگاه‌هاي مختلف با هماهنگي و به صورت پيوسته و نه مقطعي و چينش مولفه‌هاي اصلي بهره‌مندي از فن‌آوري اطلاعات در كنار هم در برنامه‌اي زمانبندي شده ضروري است و اين در حالي است كه در حال حاضر به طور پراكنده كارهاي خوبي صورت مي‌گيرد.

در گفت‌وگوي خبرنگار فن‌آوري اطلاعات ايسنا دبير شوراي عالي فن‌آوري اطلاعات از IT به‌عنوان راهكار اصلاح الگوي مصرف تاكيد و اظهار كرد: متاسفانه در تمام حوزه‌ها به اين دليل كه نيازهاي اصلي را نمي‌شناسيم و يا نمي‌دانيم كجا، از چه چيز و به چه ميزان بايد استفاده كرد، اصل الگوي صحيح مصرف رعايت نمي‌شود با درك چگونگي استفاده درست و بهينه از منابع موجود مي‌توانيم امور را مديريت كنيم

عبدالمجيد رياضي خاطر نشان كرد: تنها فن‌آوري كه مي‌تواند در راه رسيدن به مديريت صحيح با علم روز كمك كند تا بتوان اطلاعات را به موقع، دقيق و سريع در دسترسي باشد فن‌آوري اطلاعات است و به اين ترتيب مي‌توان به اصلاح الگوي مصرف صحيح نيز رسيد.

لزوم نظرخواهي از كارشناسان

همچنين محمد غفاري - مشاور IT - در گفت‌وگو ايسنا، تاكيد كرد: بايد با نظرخواهي از كارشناسان IT درباره‌ اين كه چطور مي‌توان از پيچ و خم‌هاي زندگي مردم با فن‌آوري اطلاعات گذشت و آن‌ها را در مسيري آسوده قرار داد، به راه‌حل‌هاي صحيح رسيد. رسانه‌ها بايد به صحبت‌هاي كارشناسان بها بدهند و نتايج را به سمع و نظر دولت برسانند. به اين ترتيب دولت مي‌تواند بخشي از وقت و ذهن خود را به موضوع فن‌آوري اطلاعات اختصاص دهد.

او با بيان اينكه در محاسبه‌اي كه با وزارت نيرو داشتيم، صدور و توزيع هر قبض حدود هزار تومان است كه با مكاينزه كردن اين فرايند، مبلغ به ميزان 200 تومان كاهش پيدا مي‌كند، اظهار كرد: اجراي طرح هاي IT محور در شهرهاي شلوغ باعث كاهش تردد در نتيجه كاستن از هدر رفتن وقت و سوخت و تصادفات ناشي از سفرهاي غيرضروري مي‌شود.

به گفته‌ي او زماني كه اين طرح‌ها را براي مسوولان توضيح مي‌دهند، مورد قبول واقع مي‌شود اما زمان اجرا به دلايل مختلف كاري از پيش نمي‌رود. در حاليكه دولت بايد با برون‌سپاري و ‌آزادسازي امور به دست بخش خصوصي طرح‌هاي توسعه‌يي كشور را پيش ببرد تا نتيجه در سريع‌ترين زمان ممكن حاصل شود.

البته با فرهنگ‌سازي مي‌توان درست مصرف كردن را نهادينه كرد اما اجراي طرح‌هاي فن‌آوري اطلاعات محور همچون شهر الكترونيكي، دولت، آموزش الكترونيكي، سلامت و تجارت الكترونيكي با همكاري وزارتخانه‌هايي چون ICT مي‌تواند باعث كاهش مصرف در تمام زمينه‌هاي مطرح شده باشد. با ايجاد زيرساخت‌هاي اساسي به گونه‌اي كه برآورنده نياز براي برقراري ارتباط امن و سريع باشد مي‌توان از فن‌آوري اطلاعات به عنوان كاتاليزور در ارائه خدمات و سرويس به كاربران نام برد.

ايجاد دولت الكترونيكي نيز اتفاق مثبتي است كه مي‌تواند بسياري از هزينه‌ها را از سوي دولت و نيز براي مردم كاهش ‌دهد. اما بايد تمام فعاليت‌هاي اين حوزه تجميع شود.

 

چهارشنبه 21 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

مساجد از مبادي اصلاح الگوي مصرف هستند.

از آنجايي که ايرانيان نگاهي فرهنگي به مسائلي همچون نحوه مصرف دارند مساجد مي توانند مبادي اصلاح الگوي مصرف باشند.
حجت الاسلام والمسلمين سيد علي اکبر مسعود پور معاون امورمجلس معاونت حقوقي وپارلماني رياست جمهوري در گفت و گو با خبرنگار فرهنگي ايرنا، با تاکيد بر رفتارهاي شناخته شده جامعه ايراني اسلامي در گذشته اظهار داشت: رفتارهاي ايرانيان در طول تاريخ نشان دهنده اين واقعيت است که نمي توان با ايجاد الزامات هيچ قانوني را تمام و کمال نهادينه کنيم و بايد بدانيم اصلاح الگوي مصرف ،قبل از قانون گذاري نيازمند فرهنگ سازي است.
وي افزود: مسئولان بايد با عنايت به اينکه مردم ايران با نگاه فرهنگي به مسائل مي نگرند، در پي ايجاد فرهنگ درست مصرف کردن باشند

معاون امورمجلس معاونت حقوقي وپارلماني رياست جمهوري ،فرهنگ سازي از مساجد را يکي از مبادي حرکتي مهم جامعه عنوان کرد و اظهار داشت: البته مساجد به تنهايي نمي توانند در اين عرصه موفق باشند و بايد با يک عزم و اراده ملي همه دستگاههاي فرهنگ ساز وارد عرصه بشوند.
مسعودپور اضافه کرد: تفسير و تحليل چگونگي اصلاح الگوي مصرف بايد در مراکز پژوهشي مورد بررسي قرار گيرد.
وي نقش رسانه ها در اين امر را بسيار حساس دانست و تصريح کرد: رسانه اي کردن نتايج تحقيقات پژوهشگران به کمک همه رسانه ها نياز دارد و رسانه مسجد نمي تواند براي اين حرکت ملي کافي باشد چراکه مخاطبان رسانه هاي مختلف متفاوت هستند.
اين مقام مسئول با تاکيد بر نقش بي بديل مساجد در جامعه مذهبي ايران خاطرنشان کرد: مساجد به عنوان يکي از گسترده ترين و اثرگذارترين تشکل هاي اجتماعي نقش بسزايي در فرهنگ سازي دارند.
وي به ارتباط تنگاتنگ و چهره به چهره ائمه جمعه و جماعات و هيئت امنا با آحاد جامعه اشاره کردو افزود: مسجد بهترين گزينه تشکيلاتي براي بهره گيري از اعتقادات مردم در جلوگيري از زياده روي ها و اصلاح الگوي مصرف است.

 

سه شنبه 20 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

امر به معروف و اصلاح الگوي مصرف

«اصلاح الگوي مصرف» يك معروف اجتماعي است و همه بايد از آن حمايت كنند و به دنبال تحقق كامل آن در عرصه هاي فردي و اجتماعي باشند.

امسال سال اصلاح الگوي مصرف ناميده شده است، اين نام گذاري نشان مي دهد كه جامعه اسلامي ما با وجود برخورداري از ويژگي هاي مثبت اسلامي و انقلابي همچون صبر و استقامت، ارزش گرايي، دين داري و... در زمينه مصرف دچار آسيب ها و ناهنجاري هايي است. البته بخش زيادي از اين ناهنجاري ها متوجه حاكميت نظام بوروكراسي دولتي طي سه دهه اي است كه از عمر انقلاب مي گذرد. در اين ميان نظام يارانه اي كه به گفته همه صاحب نظران از اهداف خود (كمك به طبقات پايين و ايجاد تعادل) خارج شده است، نقشي به سزا در گسترش اين ناهنجاري و درست مصرف نكردن داشته است. بخشي ديگر از اين آسيب نيز معلول نبود يك الگوي ترسيم شده و شفاف است كه منطبق بر انسان شناسي اسلامي و ويژگي هاي ملي و ميهني باشد. در خلاء نبود چنين الگويي متناسب با شأن جامعه ايراني اسلامي، طبيعي است هم فرهنگ سازي ها موثر واقع نمي شود و هم الگوهاي وارداتي و رفتارهاي تجمل گرايانه به آساني خود را بر جامعه تحميل مي كند و به رفتارها و عملكردها راه مي يابد.
با تمام اين تحليل ها، از منظر اسلامي هيچ كس نمي تواند شانه خود را از زير بار مسئوليت رفتار خويش خالي كند و مثلا آن را به گردن سيستم و سازمان و يا خانواده و ديگران بيندازد.
در عين حال نمي توان نقش جامعه و الگوهاي حاكم بر آن را در رواج يك ناهنجاري آن هم به صورت گسترده و نهادينه شده، ناديده انگاشت و بي توجه به اين نقش موثر همواره به آحاد مردم خطاب كرد و گفت: اسراف نكنيد، درست مصرف كنيد و... زيرا همواره بخشي از رفتارهاي انسان متأثر از نهادها و نظام هاي اجتماعي است و اگر اين نظام ها، رفتاري مصرف گرا داشته باشند و مثلا با بوروكراسي غيرضرور خود وقت و انرژي مراجعان را هدر دهند، در اين جا مراجعه كنندگان نمي توانند به آساني گامي در راه اصلاح رفتار بردارند.
متأسفانه در زمينه الگوي مصرف، بخش خصوصي يك گونه مشكل دارد و بخش دولتي به گونه اي ديگر دچار نارسايي است. يكي به خاطر ضعف نظارت گاه مصالح و منافع عمومي را چندان در نظر نمي گيرد و اسباب نارضايتي مردم را فراهم مي كند و ديگري به دليل نبود دلسوزي و مصرف نكردن بهينه اموال و امكانات (كه البته نبايد همه تقصير را به گردن افراد انداخت) امكانات ملي را هدر مي دهد. همين اشكالات بود كه چند سال پيش رهبر معظم انقلاب اسلامي تفسير جديدي از اصل 44 قانون اساسي ارائه كردند و گامي مهم براي تحولي شگرف در عرصه اقتصادي برداشتند. دولت نهم نيز بيشترين تلاش اقتصادي خود را براي اصلاح نظام اقتصادي در قالب لايحه هدفمند كردن يارانه ها به خرج داد و حتي طرح سهميه بندي بنزين را به مرحله اجرا درآورد. اما هنوز تا رسيدن به يك وضعيت مطلوب راه درازي در پيش است. همين نگرش كه در ميان مردم درباره خدمات بخش خصوصي و دولتي وجود دارد، نشان مي دهد ما هنوز به يك الگوي متناسب با جامعه دست پيدا نكرده ايم. از اين رو تلاش براي ترسيم يك الگوي بومي دست كم مي تواند گام موثري در راه دستيابي به اصلاح الگوي مصرف باشد. اين يك اصل قرآني است كه: هر كس طبق نيت و بينش و جهان بيني خود رفتار مي كند. به بيان ديگر آيه شريفه: «قل كل يعمل علي شاكلته» ارتباط و پيوند مستحكم ميان رفتار و بينش و نظر و عمل را نشان مي دهد. بنابراين اگر آسيب گسترده اي در الگوي مصرف جامعه مشاهده مي شود، نشان گر نامناسب بودن الگو و ناهماهنگي آن بينش اسلامي است كه هم از اسراف به شدت نهي كرده و هم به قناعت و تدبير معيشت دستور داده است.

ساز و كار اصلاح
حال مي خواهيم ببينيم اسلام براي اصلاح رفتارها چه ساز و كاري را پيش بيني كرده است؟ اسلام در كنار بيان اعمال واجب و حرامي كه مكلفان را به آن ها تكليف كرده است، براي استمرار عمل به واجبات و ترك محرمات، اصلي را به نام «امر به معروف و نهي از منكر» تعبيه كرده است.
بر اساس اين وظيفه، همه افراد جامعه بايد نسبت به يكديگر احساس مسئوليت داشته باشند و اگر شاهد ارتكاب عمل زشتي (منكر) بودند، انجام دهنده را باز دارند و اگر مشاهده كردند وظيفه واجبي (معروف) مورد بي توجهي قرار گرفته و بدان عمل نمي شود، افراد را به انجام آن وادارند.
حال در بحث اصلاح الگوي مصرف در ابتدا بايد گفت خود «اصلاح الگوي مصرف» يك معروف اجتماعي است و همه بايد از آن حمايت كنند و به دنبال تحقق كامل آن در عرصه هاي فردي و اجتماعي باشند. همچنين بايد رسانه ها مردم را در اين باره آگاه كنند و متخصصان هم در زمينه هاي مختلف، مصرف استاندارد و راه دستيابي به آن را بيان كنند و حتي ساز و كاري براي تحقق آن در نظر گيرند. بايد توجه كرد كه بخشي از اسراف كاري ها نتيجه نبود آگاهي و نشناختن مقدار مورد نياز در مصرف است.
به عنوان مثال، آيا همه مردم به روشني مي دانند مواد غذايي مورد نياز بدنشان چه اندازه است و با چه مقدار مواد غذايي مي توان نياز جسمي را برطرف كرد؟!
اگر مي خواهيم گامي در راه اصلاح الگوي مصرف در مواردي اين چنيني برداريم، چاره اي نداريم جز اين كه واژه هاي فني را ساده سازي كنيم و به زبان توده مردم و به صورت جزيي و دقيق، با آنان صحبت كنيم و آگاهي هاي مردم را در اين عرصه ها بالا ببريم. بي شك يكي از گام هاي اوليه براي اصلاح فرهنگ مصرف، ارتقاي آگاهي هاي مورد نياز در زندگي فردي و جمعي است. به ويژه آن كه امروزه زندگي ها ماشيني شده و پيچيدگي بسياري پيدا كرده است. اين امر اقتضا مي كند با تشكيل جلسات كارگاهي و ميداني در محلات و يا مراكز جمعي، توزيع بروشور و مانند آن، دانش و مهارت عملي مورد نياز افراد افزايش يابد. مي دانيم به خاطر كاستي هايي كه در نظام آموزشي وجود دارد و بي ارتباطي بسياري از مطالب آموزشي با نيازهاي عملي زندگي، مديريت زندگي و تقدير معيشت در جامعه ما با مشكلات فراواني رو به روست.
يكي از راه هاي رفع اين كاستي ها، همين آموزش هاي كارگاهي و افزايش مهارت هاي مورد نياز در زندگي است.

نهي از اسراف و هدر دهي امكانات
آن چه تاكنون بيان شد بيشتر در حوزه امر به معروف قرار داشت اما بخشي از اصلاح الگوي مصرف هم در حوزه «نهي از منكر» قرار مي گيرد. در اين بخش آن چه بايد مورد توجه واقع شود، حساسيت مردم نسبت به اتلاف و اسراف اموال عمومي در سازمان ها و نهادهاي جمعي و نيز زندگي خصوصي است. رفتارهاي تجملي و بريز و بپاش هايي كه گاه در برخي سازمان ها و شركت ها شاهد آن هستيم، از جمله مصاديق منكر در عرصه مصرف است. هدر دادن انرژي و يا ابزارهاي صنعتي در صنعت و اسراف آب در كشاورزي از جمله منكراتي هستند كه بايد تك تك افراد جامعه به اين «منكر»ها توجه كنند و براي رفع آن قدم بردارند.
بنابراين مي توان از ساز و كار امر به معروف و نهي از منكر براي اصلاح الگوي مصرف بهره برد و با ارتقاي آگاهي، فرهنگ سازي كرد و از طريق تعيين مصاديق اسراف، منكر بودن آن رفتارها را به جامعه اعلام و مردم را به نهي از اين گونه منكرها ترغيب كرد. البته شيوه تربيتي ما معمولا چنين است كه همواره بر جنبه منفي و منكر بيشتر انگشت مي گذاريم و از ايجاد مقدمات و بسترهاي لازم براي سوق دادن مردم به سمت معروف (اصلاح الگوي مصرف) غفلت مي ورزيم. به همين خاطر يادآور مي شوم كه اين گونه نگاه تربيتي خود يك آسيب است از اين رو نبايد وزن نهي از منكر افزون تر از وزن امر به معروف در مسئله اصلاح الگوي مصرف باشد.
هر چند تلاش در راه اصلاح الگوي مصرف يك وظيفه ملي و عمومي است اما رسالت اصلي بر دوش نخبگان و شخصيت هاي مرجع و تأثيرگذار است تا آنان زمينه هاي تحقق اين راهبرد را در جامعه فراهم كنند. خداوند درباره اين رسالت نخبگان در قرآن (سوره هود/116) مي فرمايد: «فلولاكان من القرون من قبلكم اولوا بقية ينهون عن الفساد في الارض الا قليلا ممن انجينا منهم»: «پس چرا از نسل هاي پيش از شما خردمنداني نبودند كه مردم را از فساد در زمين باز دارند؟ جز اندكي از كساني كه از ميان آنان نجاتشان داديم.»
اگر جامعه ما تحول و پيشرفت مي خواهد و به دنبال ايجاد جامعه اي عادلانه و پيشرفته است، بايد خود را اصلاح كند و ناهنجاري ها را از رفتار خويش بزدايد؛ زيرا خداوند فرموده است: «ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم».
 

سه شنبه 20 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

تعديل غرايز پيش نياز اصلاح الگوى مصرف

الگوي مصرف از زوايا و ابعاد گوناگوني قابل طرح و بررسي است.تعديل غرايز انسان كه تمامي حركات، سكنات و فعاليتهاي دروني و بروني او را دربرمي گيرد يكي از مهم ترين مباحث مبنايي و اساسي اصلاح الگوي مصرف است.
 

الگوي مصرف از زوايا و ابعاد گوناگوني قابل طرح و بررسي است و تحقق آن نيازمند سازو كارها و بسترهاي لازم خود مي باشد. تعديل غرايز انسان كه تمامي حركات، سكنات و فعاليتهاي دروني و بروني او را دربرمي گيرد يكي از مهم ترين مباحث مبنايي و اساسي اصلاح الگوي مصرف است كه براي تحقق اين امر حياتي، بايد به خوبي تبيين و مورد كنكاش و واكاوي قرار گيرد. مطلب حاضر در مقام تشريح بعد مثبت و منفي كاربرد غرايز است كه در اصلاح الگوي مصرف بايد مورد توجه و اهتمام لازم قرار گيرد. اينك با هم آن را ازنظر مي گذرانيم:
¤¤¤
اهميت وجود غرايز
بي شك، در وجود همه انسانها غريزه هايي وجود دارد كه تمام حركت ها و فعاليت هاي دروني و بروني وي از آن برخاسته و متاثر مي گردد. مهم ترين اين غرايز عبارتند از: حس كنجكاوي- حس حق جويي- حس عرفان و خداخواهي، حس ماورايي و كمال طلبي، حس زيبايي، حس عدالت خواهي، حس فداكاري و ايثار، حس سودجويي، حس خودخواهي، حب نفس، حب بقا، حب شخصيت، حب مال و ثروت، حب جاه و مقام و شهوت و غضب و... به عنوان مثال، يكي از غرايز انسان كه مطرح شد حب نفس است، اين غريزه منشا بسياري از فعاليت هاي انساني است كه چون علاقه به زندگي دارد و مي خواهد بماند، براي رسيدن به اين هدف هرچه مي تواند كوشش مي كند. غريزه حب نفس است كه هنگام مواجه شدن با خطري از ناحيه دشمن، انسان را وامي دارد كه با تمام نيرو و توان به دفاع از خود برخيزد. بنابراين وجود غرايز در انسان منشا عمل و محرك او است.
كاركرد مثبت يا منفي غرايز
اين غرايز داراي دو بعد مثبت و منفي هستند كه در جهت ايجاد انگيزه ها و تنوع آن به خوبي و بدي نقش اساسي دارد. شناخت اين غرايز و گستره اثرگذاري و اثرپذيري آن در جهت هدايت و كنترل، ضروري و لازم است. تميز انگيزه هاي بد از خوب و شناخت هدف هاي عالي از پست، بستگي به خودشناسي دارد. چگونه ممكن است انسان در مسير تكامل گام بردارد در حالي كه ابزار كار را نشناخته و آن را در مسير صحيح راهنمايي نكرده است؟
علم اخلاق در اين زمينه راهنماي خوبي براي سالكان و طالبان راه حق است و ارزش ها و وسايل تحصيل آن را معرفي مي كند و موانع و عوامل بازدارنده را باز مي نمايد.
بايد دانست كه كيفيت عمل و ارزش حقيقي آن در اخلاق اسلامي بستگي به نوع انگيزه و اهداف عمل كننده دارد و شكل ظاهري كار و رفتار به تنهايي معيار ارزشها (خوبيها و بديها) به حساب نمي آيد. نيت و رفتار اخلاقي انسان به اندازه اي مهم است كه سرنوشت انسان را با آن مي توان پيش بيني كرد. اصولا قرآن كريم سرنوشت افراد و اقوام و ملل را به تغيير در نيات و مقاصد آنها مرتبط مي داند (رعد -11)
تاثيرگذاري غرايز دروني
هر چند عوامل بيروني در ساختار انگيزه هاي انسان بي تاثير نيست ولي بايد دانست كه عوامل اصلي در شكل گيري اهداف انسان همانا عوامل دروني است و چنانكه معلوم است عوامل دروني بر دو گونه است: 1- طبيعي 2- اكتسابي
عوامل طبيعي عبارت است از غرايز و احساسات خداداده كه به طور طبيعي در وجود انسان آفريده شده است. عوامل اكتسابي صفات و ملكات نفساني انسان است كه به مرور زمان در اثر اعمال و رفتار اختياري در انسان بوجود مي آيد. فعاليتهاي انسان در تمام حالات از اين عوامل متاثر است و اين عوامل زمينه ساز تصميم گيري ها و حركات انسان است و استعدادهاي انسان در اين چارچوب به فعليت مي رسد.
اين همه اصرار بر شناخت نفس و كنترل و هدايت غرايز و نيز تاكيد بر تهذيب و تزكيه نفس به خاطر نقشي است كه اين عوامل در اعمال و رفتار و كيفيت آن دارد. چنانكه اعمال و رفتار انسان نيز متقابلا در شاكله و ساختار روحي وي اثر مي گذارد. انسان شكمباره و شهوت پرست، انسان خود ساخته و خداپرست، انسان ترسو و بزدل و انسان شجاع و دلير هر كدام رفتارهاي متضادي را از خود بروز مي دهند و اين نيست جز به خاطر عوامل نفساني و غرايز طبيعي انسان تا كدام چيره گردد و زمام امور را به دست گيرد. پس بايد انسان را ساخت يعني او را مالك خويشتن خويش قرار داد تا او بر جهان حاكم باشد نه جهان حاكم بر او.
تعديل غرايز
همان گونه كه در ساختمان جسم انسان يك عضو بي مصرف آفريده نشده در ساختمان روح و جان او نيز هر انگيزه و غريزه و ميلي نقش حياتي دارد، اما اگر اين غرايز به طور صحيح هدايت و رهبري نشود و تحت كنترل دقيق قرار نگيرد خطرناك و زيانبخش خواهد بود كه براي نمونه در اينجا به ذكر چند نمونه بسنده مي كنيم:
1- تمايلات جنسي
وجود اين غريزه سركش و مرزنشناس و طغيانگر در انسان مخصوصا در دوران جواني كه دوره بحران غرايز به شمار مي رود از مسائل انكارناپذير است، زيرا هوسهاي سركش و غرايز و اميال حيواني او را به هوسبازي و شهوت راني و... دعوت مي كند. اگر انسان با نيروي عقل و ايمان نتواند خود را كنترل كند و قدرت رام كردن غريزه هاي ويرانگر را نداشته باشد، از نظر معنوي تا آنجا سقوط مي كند كه از حيوانات هم پست تر مي شود، زيرا انسان مانند مخلوقات ديگر خداوند (فرشتگان و حيوانات...) نيست. چرا كه علي(ع) فرمود: «خداوند فرشتگان را تنها عقل داد نه شهوت و غضب و حيوانات را تنها شهوت و غضب داد نه عقل؛ ولي انسان را به اعطاي همه اينها شرافت بخشيد. لذا اگر شهوت و غضب او تحت فرمان عقلش قرارگيرد بالاتر از فرشتگان خواهدبود. چون با وجود نيروي مخالف به چنين مقامي رسيده است.»
(جامع العادات، ج1، ص34)
و حال آنكه شهوت برعقل او غلبه كند از حيوانات هم پست تر خواهدبود. بنابراين اگر اين غريزه تحت كنترل و هدايت قوه عاقله قرارنگرفته و تعديل نگردد، قهرا انسان از مسير انسانيت خارج و سمت و سوي حيواني پيدا خواهدكرد و درنتيجه هيچ گونه اصلاحي بر او موثر و مفيد نخواهدافتاد.
2- ثروت اندونزي
غريزه ديگري كه بايد تحت كنترل، هدايت و تعديل قرارگيرد، غريزه حب مال و ثروت اندوزي است. درقرآن كريم و رواياتي كه از پيشوايان ديني رسيده است از مال و ثروت به نيكي يادشده و انسان نيز ذاتاً علاقه به آن دارد و اين علاقه تا حدي لازم و مطلوب است، اما بايد توجه داشت كه اگر انسان بيش از حد به فكر زراندوزي و جمع ثروت باشد، زيانهايي به بار خواهدآورد كه در اين صورت هيچ اصلاحي در فرآيند كردارها و رفتارهاي او موثر و مفيد واقع نخواهدشد.
بعد مثبت يا منفي مال و ثروت
الف) بعد مثبت
قرآن كريم درچند مورد از مال و ثروت تعبير به خير مي كند كه چند نمونه را يادآور مي شويم:
«بر شما نوشته شده هنگامي كه يكي از شما را مرگ فرا رسد اگر خيري (مالي) را از خود به جاي گذارده است وصيت براي پدر ومادر و نزديكان به طور شايسته كند. اين حقي است بر پرهيزكاران» (بقره- 179)
مرحوم طباطبايي(ره) مي گويد: «والمراد بالخير المال» «مقصود از خير مال است» (الميزان، ج1، ص449) و در ذيل آيه «و انه لحب الخير لشديد» (او علاقه شديدي به خير دارد) مي نويسد: «الخير مال» «مقصود از خير همان مال است»
در مورد ديگر، خداوند متعال از مال به عنوان زينت دنيا نام مي برد، «المال والبنون زينه الحيوه الدنيا» مال و فرزندان زينت حيات دنيا هستند (كهف، 64)
همچنين در آيه ديگر خداوند متعال مال را قوام و پايه زندگي قرار داده است و مي فرمايد: «ولاتوتوالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما...» اموال خود را كه خداوند وسيله قوام زندگي شما قرار داده است به دست سفيهان ندهيد...
خلاصه، اگر مال و ثروت از راههاي مشروع كسب شود و در راه حلال ودر جهت خدمت به مردم به مصرف برسد از نظر اسلام ارزشمند و داراي بار مثبت و ايجابي است.
ب) بعد منفي
از سوي ديگر قرآن كريم مال و ثروت را باعث غفلت از ياد خدا شمرده و مي فرمايد: «اي اهل ايمان! مال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نسازد...» (منافقون-9)
در جاي ديگر ثروت اندوزان را (كساني كه مال و ثروت را گردمي آورند و آن را در راه خدا انقاق نمي كنند) برحذر مي دارد و اموالي را كه ذخيره كرده اند، وسيله عذاب آنها در قيامت مي داند، (توبه -43). همچنين مي فرمايد: «اموال و فرزندان شما نمي تواند وسيله تقرب شما به خدا باشد» (سبا-73)
ازسوي ديگر در روايات و مال ثروت مذمت شده و به عنوان ماده شهوت و آمال و آرزوهاي انسان (نهج البلاغه، حكمت85) و موجبات رنج و سختي و مركبي براي ناراحتيها (فهرست، غررالحكم، ص573) توصيف شده است. بنابراين در يك جمع بندي خلاصه مي توان گفت هريك از غرايز انسان اگر درمسير افراط و تفريط قرارگرفته و از مسير تعادل و ميانه روي خارج گردد، آثار زيانبار، مخرب و جبران ناپذيري براي انسان به دنبال خواهد داشت و درنهايت او را درمسير انحطاط و قهقرا سوق خواهد داد.

نويسنده: آيت اله محمد رضا مهدوي كني

سه شنبه 20 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

راهکارهای استفاده بهینه از رایانه

رایانه های مورد استفاده در منازل بین پنج تا 14 ساعت روشن هستند. به بیان دیگر می توان عدد 10 ساعت را به عنوان مقدار میانگین در نظر گرفت. مصرف متوسط این موجود در روز بالغ بر سه تا چهار کیلووات ساعت خواهد بود. بدین ترتیب رایانه ها در یک ماه حدود 100 کیلووات ساعت انرژی الکتریکی مصرف می کنند. حال چاپگر، اسکنر، اسپیکر و موارد دیگر را نیز بیفزایید تا به رقم 120 کیلووات ساعت برسیم.

پیش از این بیشترین مصرف برق در منازل به لامپ های روشنایی، تلویزیون و یخچال اختصاص داشت. رایانه شاید دو برابر یک یخچال معمولی برق مصرف می کند اما به چشم نمی آید. به بیان قابل ملموس، مصرف برق رایانه معادل یخچال و تلویزیون است یعنی بیش از یک سوم مصرف برق ماهانه.

از آنجایی که رایانه ها نسبت به قبل، ساعات بیشتری در روز مورد استفاده قرار میگیرند؛ بنابراین بهینه کردن مصرف انرژی در آنها بسیار مهم خواهد بود. این کار نه نتها باعث کاهش هزینه‌ای خواهد شد که می‌پردازید، بلکه باعث کمک به محیط زیست هم خواهد شد.

Blackle نرم‌افزاری که رنگ صفحه آغازین گوگل را تیره می‌کند.که استفاده از این نرم افزار می تواند سالانه 750 مگاوات در مصرف برق صرفه جویی کند.

لینک دانلود: http://www.blackle.com

۲ – ذخیره کننده CO2، یک تولبار رایگان است که تنظیمات انرژی ویندوز شما را تنظیم میکند، درنتیجه رایانه، مانیتور و هارد درایو شما، برق کمتری در زمانی که شما استفاده زیادی از آنها نمیکنید، مصرف میکنند .

لینک دانلود(KB 224) : http://co2saver.snap.com/downloads/SnapCO2Saver18.exe

Energy Star یک استاندارد بین المللی برای استفاده مناسب انرژی فراورده های رایانه ای است.در هنگام خرید قطعات رایانه ای به بودن این نشان بر روی قطعات اهمیت بدهید.

از مانیتورهای LCD به جای CRT استفاده کنید تا هم میز کار خود را جذاب تر نمایید و هم اینکه به نقل بعضی منابع میزان مصرف انرژی خود را 250 درصد کاهش دهید علاوه بر آن از آسیبهایی چشمی مانیتورهای CRT در امان بمانید.

سیستم خود را به گونه ای تنظیم کنید که پس از 45 دقیقه بلا استفاده ماندن در حالت هایبرنت(hibernate) خاموش شود وپس از 15 دقیقه در حالت استند بای(stand by ( قرار گیرد.

تنظيمات لازم براي بيدار كردن رایانه از خواب زمستاني:

به control panel برويد و روي power option دابل كليك كنيد. بعد از اينكه پنجرۀ power option properties باز شد وارد قسمت hibernation شويد و براي Enable hibernation يك علامت تيك بگذاريد (اگر ندارد) سپس روي OK كليك كنيد. زمانيكه مي خواهيد رایانه را ترك كنيد روي start كليك كنيد. سپس روي Turn off computer كليك كنيد. در اين لحظه پنجرۀ Turn off computer در برابر شما ظاهر مي شود. اكنون كليد shift را فشرده و نگه داريد. و يك گزينۀ جديد hibernation ظاهر مي شود. روي hibernation كليك كنيد. رایانۀ شما وضعيت موجود را در حافظه ذخيره مي كند و خاموش مي شود. زمانيكه رایانۀ خود را روشن مي كنيد، برنامه ها و فايلهايي كه باز كرده بوديد به همان صورت قبل از خاموش كردن ظاهر مي شود) .

روشن بودن لوازم جانبی مانند پرینتر و اسپیکر را محدود به زمان مورد نیاز بکنیم.

بنا به بررسی های انجام شده مشخص گردیده این عقیده که خاموش و روشن کردن رایانه برق بیشتری مصرف می کند تا روشن نگهداشتن آن؛این نظر صحیح نیست.

همچنین خاموش نکردن رایانه به دلیل خراب شدن آن نیز نمی تواند دلیل خوبی برای روشن گذاشتن سیستم در طول روز باشد چون یک رایانه های امروزی به گونه ای طراحی شده اند که می توانند بدون بروز مشکلی تا 40 هزار بار خاموش و روشن شوند که رسیدن به این رقم در عمر معمول رایانه 5 تا 7 سال یک رایانه غیر ممکن است.

استفاده از محافظ صفحه نمایش هم نمی تواند راه خوبی برای صرفه جویی و خاموش نکردن سیستم باشد چون سیستم در این حالت تا 42 وات برق مصرف می کنند که این برای این مقدار برای محافظانی که تصاویر گرافیکی 3 بعدی دارند حدود5 /114 وات است.

مانیتورها هنگامی که خاموش باشند برق مصرف نمی کنند.

میزان مصرف برق مانیتورهای مسطح هنگام روشن بودن 22 وات و در حالت SLEEP 3/3 وات و میزان مانیتورهای معمولی به هنگام روشن بودن 75 وات و در حالتSLEEP 5 وات است.

میزان مصرف تمام قطعات کیس حدود 200 وات می باشد و میزان مصرف برق مانیتور هم در پشت آن درج شده است. که نمایشگرهای لگن الشکل (CRT) بین 100 تا 140 وات برق مصرف می کنند. مصرف انرژی مسطح الشکل ها (LCD) بین 40 تا 80 وات در نظر گرفته می شود.

"مطئنا شما هم راهکارهایی در رابطه با استفاده بهینه از رایانه سراغ دارید منتظر راهکارهای پیشنهادی شما هستیم".
 

سه شنبه 20 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

عدالت و اصلاح الگوى مصرف

نامگذارى سال 1388 به عنوان سال «اصلاح الگوى مصرف»، نشانه رويكرد و عزم جدى كشورمان براى تحولات اساسى در حوزه منابع الهى در جهت هدف نهايى نظام يعنى استقرار عدالت است.

نامگذارى سال 1388 به عنوان سال «اصلاح الگوى مصرف»، نشانه رويكرد و عزم جدى كشورمان براى تحولات اساسى در حوزه منابع الهى در جهت هدف نهايى نظام يعنى استقرار عدالت است. در اين يادداشت سعى ما بر اين است كه فلسفه اين نامگذارى را در دو حوزه اخلاق و اقتصاد مورد بحث قرار دهيم؛ دو حوزه اى كه مطالعه رابطه آنها مى تواند چهره واقعى بسيارى از روش هاى اقتصادى كه بدون ملاحظات اخلاقى و فرهنگى به كار گرفته مى شوند را نمايان سازد. گرچه ممكن است از ديدگاه اقتصاد مدرن بحث از اخلاق، جايگاهى نداشته باشد اما مهم اين است كه در نظام اقتصادى كشورمان، قوانين اسلامى جايگاه ويژه اى يافته است و ملاحظات اخلاقى كاملاً عجين با روش هاى اقتصادى بوده و نامگذارى سال اصلاح الگوى مصرف مدعاى اين دليل است.
بند ششم اصل 43 قانون اساسى مبنى بر «منع اسراف و تبذير در همه شئون مربوط به اقتصاد، اعم از مصرف، سرمايه گذارى، توليد، توزيع و خدمات» به عنوان يكى از ضوابط مهم پايه اقتصاد كشور براى تأمين استقلال اقتصادى جامعه و ريشه كن كردن فقر و محروميت و برآوردن نيازهاى انسان در جريان رشد، با حفظ آزادگى او (انسان) ذكر شده است و قانونگذار با بيان اين بند در كنار هشت بند ديگر يعنى: «اـ تأمين نيازهاى اساسى 2ـ تأمين شرايط و امكانات كار براى همه 3ـ تنظيم برنامه اقتصادى كشور 4ـ رعايت آزادى انتخاب شغل 5ـ منع اضرار به غير و انحصار و احتكار و ربا و ديگر معاملات باطل و حرام 6 ـ استفاده از علوم و فنون و تربيت افراد ماهر 7ـ جلوگيرى از سلطه اقتصادى بيگانه بر اقتصاد كشور 8 ـ تأكيد بر افزايش توليدات كشاورزى، دامى و صنعتى» برآن بوده است كه تأثيرگذارى جلوگيرى از اسراف را بيان نمايد زيرا هم به لحاظ شرعى و هم از نظر تئورى هاى پيشرفته، انسان كنونى به اين نتيجه رسيده است كه مصرف گرايى حاكم بر زندگى انسان امروز علاوه بر اينكه انسان را از چارچوب هاى اقتصاد معيشتى دور ساخته، عرصه هايى را مقابل او گشوده است كه فضاى تقابل انسان را با ارزش هاى انسانى فراهم آورده و به عبارت ديگر انسان در مقابل ما به ازاى خود و هويت خود قرار گرفته است. از اين رو از ديدگاه اقتصاد اسلامى، حتى با حق اينكه هر فردى با جهت گيرى هاى مثبت و موافق اسلام توانسته شرايط مكتسبه اى را براى خود فراهم آورد اما حق ندارد كه آن را معدوم كرده يا در جهت نامشروع مصرف نمايد. چرا كه اسراف و تبذير و هرگونه استفاده نامشروع از اموال، ممنوع است و اين موضوع از آن زمينه ناشى مى شود كه منشأ افعال انسان، خداوند متعال است و انسان قائم به ذات نيست و مخلوقى است كه به اذن خداوند متعال، حق تصرف در اموال تحت مالكيت خود را دارد و به لحاظ عقلى حتى اگر انسان، رأساً توانايى خلق اموال و محصولات خود را دارا بود نيز حق اسراف و تبذير را نداشت.
همچنين در تعاليم اسلامى بر اين نكته تأكيد شده است كه انسان نبايد عمر و مال خود را صرف خيالات باطل و شيطانى نمايد زيرا مُبذِّران و مُسرفان، برادران شيطانند و شيطان است كه سخت كفران نعمت پروردگار خود را كرد. (سوره مباركه اسراء ـ آيه شريفه 27) و از اين منظر، نعمت، به چيزى اطلاق مى شود كه انسان را براى نيل به سعادت يارى رسانده و مسير زندگى را هموار سازد و ضمن فراهم آوردن موجبات آسايش و آرامش، موانع و مشكلات را از پيش پاى آدمى بردارد. زيرا گام نهادن انسان در اين مسير، همانا رنگ خدايى يافتن و تشكر از خالق يكتا، آدمى را در شمار پويندگان واقعى قرار مى دهد.
بدين جهت پروردگار متعال در سوره مباركه ابراهيم آيه شريفه ?? مى فرمايد: وَ إِن تَعدُّوا نَعمتَ اللهِ لاتُحصُوها يعنى اگر نعمت هاى بى شمار خداوند را بخواهيد بشماريد، هرگز حساب آن نتوانيد كرد. بنابراين در فرهنگ اسلامى ارائه يك برنامه عادلانه و جلوگيرى از اسراف به عنوان مبناى صحيحى از شكرگزارى در مقابل پروردگار متعال به حساب مى آيد و هر انسانى مكلف است خود را از مظاهر اسراف و تبذير دور كند.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: نشانه مسرف چهار چيز است: 1- باليدن به باطل ?- خوراك آنچه در خور او نيست ?- بى رغبتى به كار خير ?- انكار هر كه سودش نرساند (تحف العقول ص ??) و اميرالمؤمنين على عليه السلام نيز تصريح مى كند: تدبير با كفاف روزى، بهتر است از بسيار با اسراف. (تحف العقول ص ??) و فرهنگ مصرف در اسلام مبتنى بر رعايت اعتدال و دورى از اسراف است زيرا اسراف، انسان را از خط انصاف دور مى كند و زمينه هاى بى ميلى به كار خير و جانبدارى از ظالمان را فراهم مى آورد. از اين رو در جامعه مصرف گرا كه نمونه اى از جامعه اسراف زده است و مانور تجمل و مصرف در آن رواج دارد شاهد تبعيض ها و نابرابرى هايى هستيم كه افراد برخوردار، بدون توجه به آسيب هايى كه به طبقات ديگر وارد مى كنند منشأ و الگوى ترويج ظلم هايى هستند كه ديگران را حريص به «منكر» مى نمايند و اين موضوع نشان مى دهد كه مصرف زدگى و اسراف علاوه بر تبعات اقتصادى، پيامدهاى منفى فرهنگى را نيز به همراه دارد. در جامعه مصرف گرا «خريد كالا» به عنوان يك ارزش تلقى مى شود و هر كه خريدهاى بيشتر و متنوع ترى داشته باشد، الگو قرار گرفته و گرامى داشته مى شود و البته در جوامع پيشرفته مصرف زده، مصرف گرايى «يك فعاليت اصلى اجتماعى» به شمار مى آيد. براى خريد و مصرف وقت بسيار و انرژى و پول و نوآورى هاى فنى صرف مى شود و حتى از اينكه راهكارهاى پيشرفته ترى براى مصرف گرايى خلق شود، مطالعات بسيارى صورت مى گيرد زيرا در جامعه مصرف زده، خط توليد و توزيع مى بايست مبتنى بر مصرف بيشتر، فعاليت كند.
در جامعه مصرف گرا، هر كه پول بيشترى دارد، افزون تر خرج مى كند و هر كه ندارد بايستى در حسرت هزينه ها بماند و اين مدل مصرف، نشانه آسيب ها و نابرابرى هاى اجتماعى نيز هست. البته در كشورمان تا كنون برنامه هاى مختلفى در جهت توسعه و رشد اقتصادى و اجتماعى ارائه شده كه تأثيرات آن نيز تا كنون در حوزه گسست هاى اجتماعى نمايان شده و اين موضوع، على رغم تأكيدات مكررى است كه از سوى علماو دانشمندان اين عرصه بيان شده است. در بند ششم خط مشى هاى اساسى و رهنمودهاى مقام معظم رهبرى به دولت آقاى هاشمى رفسنجانى جهت تدوين برنامه دوم پنج ساله آمده است:«جهت دادن به كليه فعاليت هاى اجرايى و تبليغى به سمت رشد معنويت و فضيلت اخلاقى در جامعه تعميق و گسترش حساسيت ها و باور دينى، گسترش ارزشهاى انقلابى، حفظ كرامت انسانى، ايجاد نظم و قانون پذيرى و روحيه كار و تلاش و خوداتكايى و قناعت و جلوگيرى از اسراف و مصرف گرايى و پرداختن به زوائد.» و متأسفانه آنچه تاكنون طراحان برنامه هاى توسعه ارائه كرده اند، نتوانسته است خط مشى يادشده را تحقق بخشد و تأكيد معظم له مبنى بر نامگذارى سال ???? به عنوان سال اصلاح الگوى مصرف بيانگر اين نكته مهم است كه اعلام يك سرى خطوط تئوريك در برنامه هاى توسعه، صرفاً متضمن اجراى آنها در راستاى تحقق عدالت به معناى جلوگيرى از ترويج مصرف زدگى نيست و آنچه تاكنون تحت عنوان مانور تجمل از سوى برخى داعيه داران كار و اعتدال و سازندگى و اصلاحات صورت گرفته، ابتناى بر تأكيدات اسلام نداشته و راهبردهاى كشور را تأمين نمى كند. چنانچه در چهار دوره رياست جمهورى پس از پايان دفاع مقدس، ملت ما شاهد رشد فزاينده سياست هايى بوده اند كه تبليغات مصرف گرايى در رسانه هاى بزرگ و در و ديوار شهرها و بدنه اتوبوسها و تغيير ذائقه ها از قناعت به مصرف و از مصرف به اسراف، تبلور اين سياست ها به شمار مى آيد.
همين روند نيز قبلاً در جوامع غربى تجربه شده است. گسترش زندگى شهرنشينى و دورى از زندگى روستايى مبتنى بر توليد، زمينه مصرف گرايى را به عنوان يك روش رسمى زندگى فراهم آورد و ظهور طبقه متوسط و بالا، تأسيس فروشگاه هاى بزرگ كه انبوهى از كالاهاى غيرضرورى و لوكس را در خود جاى داده بود و ترويج شعار «تا مى توانى بخر و هرچه بيشتر مصرف كن» اين روند را تشديد كرده و «مسابقه مصرف» يك پرستيژ به شمار آمد و با اين وصف، اين زنجيره ويرانگر توسط تبليغات كالاها در وسايل ارتباط جمعى تكميل شد و دو نوع ابزار مصرف گرايى يعنى حراج كالاها و اشاعه كارت هاى اعتبارى به كمك اين روند آمد و مردم در فروشگاه ها و حراجى هاى بزرگ در معرض كالاهاى متنوع و احساس نيازهاى كاذب قرار گرفتند. مشترى، جنسى را كه در حراجى مى بيند، احساس مى كند كه نياز دارد و از طرف ديگر مشترى بايستى احساس كند كه هميشه پول براى خريدكردن دارد و از اينجا موضوع كارت هاى اعتبارى شكل گرفت (در ايران قبل از ظهور كارت هاى اعتبارى، تبليغ فروش كالا از طريق چك هاى كارمندى بسيار شايع شده بود) درحالى كه تعداد قابل توجهى از كالاهاى خريدارى شده از فروشگاه هاى بزرگ يا حراجى ها در خانه ها مصرف نمى شوند و با وجود آپارتمان هاى كوچك و عدم توانايى نگهدارى كالاهاى بلامصرف، چرخه مصرف گرايى با ظهور كارخانه هاى بازيافت و افراد دوره گردى كه كالاهاى دست دوم را مى خرند به گردش درآمده و اين داستان، بار ديگر از ابتدا تكرار مى شود و ما ناخواسته مدلى از سرمايه دارى را تجربه مى كنيم كه به قول ماكس وبر، جامعه شناس غربى، مبتنى بر توليد بيشتر، فروش بيشتر، سرمايه گذارى بيشتر و مجدداً توليد بيشتر است. اين فاجعه، هنگامى گسترش مى يابد كه بدانيم پديده چند شغلى كارمندان در ايران از رهگذار فرهنگ مصرف گرايى شكل گرفته است، زيرا اغلب حقوق بگيران، ناتوان از ادامه اين مسابقه اند و براى باقى ماندن در اين چرخه مى بايست كار و تلاش بيشترى را از خود به نمايش بگذارند (البته پرداختن به پيامدهاى روانى مصرف زدگى و پديده چندشغلى و استرس هاى ناشى از آن در حوصله اين بحث نمى گنجد، اما ناگفته نماند كه تحقيقات نشان داده است چندشغلى ها نمى توانند به خوبى از عهده وظايف خود برآيند و موضوع مصرف زدگى از اين زاويه نيز آسيب هاى ديگرى را در پى دارد.)
ممكن است برخى از افراد و دست اندركاران مدعى شوند كه طى برنامه هاى توسعه و در دولت هاى قبلى طرح هايى را براى اصلاح الگوى مصرف ارائه داده اند، اما شواهد موجود و تأكيد مقام معظم رهبرى در سال ?? گوياى فقدان تأثير اين طرح ها و به عبارت بهتر ناكافى بودن اقدامات انجام شده است. مطمئناً برنامه ها و طرح هايى مى بايست در اين زمينه مورد عنايت قرار گيرد كه بتواند همه طبقات جامعه اعم از برخوردار و فقير را به يك الگوى واحد مصرف نزديك كند تا نمونه عينى يك روش اجرايى براى استقرار عدالت پديد آيد. از سوى ديگر استفاده از برنامه صحيح براى اجراى الگوى مصرف، نشانه اعتقاد به وجود ملاحظات اخلاقى در فرهنگ مصرف و اقتصاد است و الگوى واقعى، رشد اقتصادى صحيحى را در پى خواهد داشت، همچنان كه اين الگو مى تواند دو وجه اصلى بازار يعنى مصرف كننده و توليد كننده را با يك روش متحد منطبق نمايد و هدف از توليد بيشتر را مصرف بيشتر قرار ندهد و مسلماً اجراى يك الگوى دقيق، نيازمند شجاعت و تدبير خردمندانه اى است كه كشورمان را در جهت كاهش وابستگى در منابع تعريف شده به كشورهاى ديگر قرار مى دهد و آنچه در اين مسير از همه بيشتر تأثيرگذار است، الگويى است كه حضرت امام (ره) و پيروان راستين آن حضرت به عنوان «ساده زيستى» در زندگى خود پياده كرده اند و در همين راستا مؤثرترين افراد براى اصلاح الگوى مصرف، مسئولين نظام در هر رده اى هستند. همان طور كه مقام معظم رهبرى نيز تأكيد كرده اند بايد مسئولان كشور راه صرفه جويى و مقابله با اسراف را به مردم ياد بدهند. خود مسئولان دولتى هم بايد اسراف نكنند. اسراف مسئولان دولتى از اسراف مردم عادى مضرتر است، زيرا كه اسراف در بيت المال است.
در اينجا بايستى سخنى از حضرت على عليه السلام را يادآور شويم كه خطاب به كارگزاران خود مى فرمود: «نوك قلم هايتان را نازك كنيد كه مركب بيت المال كمتر مصرف شود.» و در جاى ديگر: «هرگاه به اصلاح نفس خود راغب بودى، بر تو باد كه اقتصاد و قناعت و پرهيزكارى را پيشه كنى.» چرا كه قطعاً اسلام نه با اسراف (خروج از خط اعتدال) موافق است و نه تبذير (تضييع مال) را براى تدبير زندگى مناسب مى داند. آيا عقلانى است در كشورى كه مى خواهد روى پاى خودش باقى بماند مطابق برخى آمارها سالانه بيش از ? ميليون تن نان ضايع شود يا سرانه مصرف آب بيشتر از همه كشورها باشد قطعاً جلوگيرى از اتلاف منابع انرژى كه مصرف آن در ايران چند برابر متوسط جهانى است يكى از راه هاى دستيابى به شكوفايى اقتصادى در هر كشورى است ولى چرا تاكنون اقدامات جدى و مؤثر در جريان برنامه هاى اجرايى صورت نگرفته بودند چرا سهميه بندى و اصلاح الگوى مصرف بنزين كه توسط دولت نهم به اجرا درآمد دولتمردان قبلى اجراى آن را به مصلحت نمى ديدند. چرا طرح هدفمند كردن يارانه ها به مذبح مصلحت سپرده شد آيا مصلحتى بالاتر از اين وجود دارد كه سرمايه هاى اصلى كشور در معرض نابودى قرار دارند و متأسفانه از كلمه «مصلحت» تاكنون برداشت هاى نادرستى شده است كه گويى عده اى نان خود را فقط از اين راه درمى آورند و به تعبير دكتر على شريعتى «هميشه مصلحت، روپوش دروغين زيبايى بوده است تا دشمنان حقيقت، حقيقت را درونش مدفون كنند (زيرا) مصلحت، هميشه مونتاژ دين و دنيا بوده است.‎/‎/ و تشيع مصلحت، نابودكننده تشيع حقيقت است (مجموعه آثار، شماره،? مسئوليت شيعه بودن) و مطمئناً نامگذارى سال ?? به عنوان اصلاح الگوى مصرف، تدبيرى شجاعانه براى شكستن تابوى مصلحت هايى است كه همواره مانع از پيشرفت كشورمان شده اند. اگر مجلس شوراى اسلامى راه اجراى طرح تحول اقتصادى دولت را مسدود كرد اما مقام معظم رهبرى با اين نامگذارى، فراخوانى عمومى و مردمى را براى اين مسير برگزيدند و راه تحول و اصلاح را باز كردند.
از اين رو نبايد بيش از اين، فرصت ها را از دست بدهيم و با تلاش مستمر و برنامه هاى مؤثر و عملى و آموزش هاى كارآمد و با استفاده از رسانه هاى بزرگ مى بايست سازوكار مصرف در كشورمان را به گونه اى طراحى كنيم كه ابتدا فرد و بخصوص كودكان در معرض اين الگوها قرار گيرند و با برنامه ريزى صحيح در حوزه تبليغات كلان و رسانه اى و نظارت بر كالاهاى وارداتى و فروشگاه هاى بزرگ و نيز جلوگيرى از توليدات غيراستاندارد و مصرفى مانع از تضييع سرمايه هاى گرانقدر كشورمان شويم.
به نقل از خبرگزاري فارس
نويسنده:مسعود ابراهيمى
 

سه شنبه 20 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

صرفه جویی ؛ رویکردی دینی و عقلانی

اصلاح الگوی مصرف که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید و امسال "سال اصلاح الگوی مصرف" نام گرفته، در اسلام و قرآن نیز بارها به آن اشاره شده است. در آیات و روایات متعدد انسانها برای برخورداری از زندگی شایسته به پرهیز از اسراف و در مقابل اعتدال و میانه‌روی دعوت شده‌اند.
اسراف از ریشه "سرف" یعنی تجاوز کردن و از حد گذشتن در هر کاری که انسان انجام ‌ می‌دهد گرفته شده است .
اسراف و زیاده روی در مصرف مصادیق مختلفی دارد از جمله مصارف شخصی مانند خوردن و آشامیدن و همچنین مصارفی که علاوه بر امور شخصی، دیگر اعضای جامعه و در بحث کلان آن اجتماع را نیز در بر می گیرد مانند آب، برق، گاز و استفاده بی رویه از بیت المال .
تربیت خانوادگی، فساد اخلاقی، تقلید، الگوهای نامناسب اجتماعی و خودنمایی از جمله عوامل بروز پدیده زیانبار اسراف و عدم مصرف بهینه از منابع و داشته‌ها هستند.
زیاده روی در مصرف، منابع کشور را هدر داده، رفته رفته به ضعف در امور مختلف انجامیده و تهدیدی برای استقلال کشور خواهد بود .
در اسلام به عنوان دینی جامع و کامل که برای امور مختلف زندگی فردی و اجتماعی دستورهایی خاص ارائه شده، این مهم نیز مورد توجه ویژه بوده و در قرآن کریم به کرات مورد اشاره قرار گرفته است:
یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ . اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگیرید و بخورید و بیاشامید و[لى] زیاده‏روى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمى‏دارد(سوره اعراف- آیه 31)
ائمه معصومین نیز به این مهم چون دیگر امور زندگی توجه داشته اند:
حضرت رسول (ص) : ان من السرف أن تأکل کل ما اشتهیت . یکی از اقسام اسراف این است که هر چه می خواهی بخوری .
سنن ابن ماجه ، کتاب الاطعمه ، ح 3343
امام علی (ع) : کن سمحا و لا تکن مبذرا ، و کن مقدرا و لا تکن مقترا. سخاوتمند باش ولی اسراف کننده مباش . در زندگی حسابگر باش ولی سختگیر مباش .

حضرت رسول (ص) : من اقتصد اغناه الله ، ومن بذر افقره الله ، ومن تواضع لله رفعه الله ، ومن تجبر قصمه الله . هر که میانه روی کند خدا بی نیازش کند و هر که اسراف کند خدا فقیرش کند و هر که فروتنی کند خدایش بردارد و هر که بزرگی فروشد خدایش در هم شکند . کنز العمال ، ج 3 ، ص 50 ، ح 5437
مصرف بهینه، پرهیز از اسراف و صرفه جویی به برقراری عدالت و ایجاد زمینه و بستر لازم به منظور توسعه و پیشرفت و هدر رفتن منابع و امکانات به عنوان ضرورتهایی برای توسعه و تقویت بنیادی جامعه می انجامد .
مهمترین نتیجه منفی اسراف فقر و از بین رفتن داشته ها است . کم شدن برکت و هدر رفتن نعمت زیان بزرگی است که از اسراف حاصل شده و جبران آن نیز تبعاتی در پی دارد .
اما در مقابل میانه روی و اعتدال بنیه اجتماعی را به لحاظ مادی و معنوی تقویت کرده، اقتدار و پیشرفت جامعه را موجب می شود .
وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللّهُ وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ .
بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد و قبله‏اى را که [چندى] بر آن بودى مقرر نکردیم جز براى آنکه کسى را که از پیامبر پیروى مى‏کند از آن کس که از عقیده خود برمى‏گردد بازشناسیم هر چند [این کار] جز بر کسانى که خدا هدایت[شان] کرده سخت گران بود و خدا بر آن نبود که ایمان شما را ضایع گرداند زیرا خدا [نسبت] به مردم دلسوز و مهربان است . سوره بقره، آیه 143
 

سه شنبه 20 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

گروه هاي مختلف مصرف و تعريفي از مديريت مصرف

مديريت مصرف به مجموعه روشها و اقداماتي گفته مي شود كه براي بهينه سازي مصرف به كار گرفته ميشود.اين روشها معمولا به سه گروه تقسيم مي شوند :

گروه اول - روشهايي هستند كه هزينه اي نداشته باشند مثلا استفاده درست از وسايل و دستگاهها و مراقبت و نگهداري از آنها .

گروه دوم - روشهايي هستند كه هزينه دارند اما اين هزينه ها چندان زياد نيست (روشهاي كم هزينه ) مانند تعمير و نگهداري وسايل ، اندازه گيري ميزان مصرف انرژي در دستگاههاي مختلف يك كارخانه و نظارت بر تغيير مصرف هر دستگاه ، عايق كاري لوله ها و كانالها ، اجراي برنامه هاي آموزشي در خصوص روشهاي كاهش انرژي .

گروه سوم - روشهاي پر هزينه هستند . در اين روشها بايد تغييرات اساسي جهت بهبود مصرف انرژي در دستگاهها ، تاسيسات و ساختمانها بوجود آورد مثلا اگر كارخانه اي كهنه و قديمي باشد بايد در صورت نياز و امكان صرفه جويي انرژي ، دستگاههاي آنرا با دستگاههاي نو تعويض كرد يا دستگاههاي تكميلي در جهت جلوگيري از اتلاف انرژي نصب نمود يا اگر ساختماني كهنه شده باشد بايد تمام تاسيسات گرمايش و سرمايش آنرا تعويض كرد .
همه ما مصرف كننده انرژي هستيم و در خانه ، خيابان ، محل كار و رفت و آمدهاي خود از يكي ازانواع انرژي استفاده مي كنيم . براي آنكه بتوانيم مديريت مصرف انرژي را بهتر انجام دهيم لازم است بين اين مصرف كننده هاي گوناگون تقسيم بندي بوجود آوريم و آنان را به چند بخش تقسيم كنيم . اين بخشها عبارتند از :
1-خانگي
2-تجاري
3-صنعتي
4-كشاورزي
5-عمومي
6-ساير مصرف كنندگان

هر يك از اين بخشها يكي از انواع انرژي را بيشتر مورد استفاده قرار مي دهند . در مديريت مصرف بايد هر كدام از آنها روشهاي مناسبي را كه براي مصرف كنندگان آنها مفيد است پيشنهاد كنيم .

بخشهاي خانگي و تجاري

اين بخش به وسايل و مصرف كننده هاي انرژي كه در خانه و يا در مغازه ها و فروشگاههاي خانگي مثل يخچال ، فريزر ، تلويزيون ، ماشين لباسشويي ، جاروبرقي ، اجاق ، روشنايي و دستگاههاي گرمايش و سرمايش ، جزءمصرف كننده هاي اين بخش هستند . در اين بخش ، بيشتر از انرژي برق استفاده مي شود و مهمترين مصرف آن براي گرمايش و سرمايش و روشنايي است . در كشور ما 34% از انرژي يعني تقريبا يك سوم انرژي ، در اين بخش مصرف مي شود . بنابراين ، اعمال مديريت انرژي در اين بخش بسيار مهم است .اقدامات مديريت مصرف در اين بخش شامل موارد مختلفي ميشود . آگاه سازي و آموزش مصرف كنندگان اولين اقدام مهم به شمار ميرود . همانطور كه گفتيم همه افراد در هر موقيتي كه باشند مصرف كننده انرژي در بخشهاي خانگي و تجاري هستند . هم خود از وسايل انرژي بر استفاده مي كنند و هم خدمات مراكز تجاري و شبكه حمل و نقل بهره مي برند . به همين دليل آگاه سازي و آموزش مصرف كنندگان بايد در همه سنين و همه اقشار اجتماعي انجام بگيرد . آموزش راههاي درست استفاده از وسايل خانگي به وسيله معلمان و دبيران به دانش آموزان ، انتشار كتاب و جزوه براي كودكان و نوجوانان ، انتشار دفترچه هاي راهنماي استفاده صحيح از دستگاه ها و پخش برنامه هاي راديو و تلويزيوني ، روشهايي هستند كه مي توان براي مصرف بهينه انرژي از آنها استفاده كرد .روش ديگر مديريت انرژي در اين بخش آن است كه از توليد كنندگان بخواهيم دستگاههاو ساختمانهايي با مصرف بهينه انرژي بسازند . مي دانيم كه يخچالها و فريزرهاي ما ، بيشتر از استاندارد جهاني انرژي مصرف مي كنند . همينطور ساختمانها ، فروشگاهها و مغازه ها را مي توان طوري طراحي كرد كه مصرف انرژي كمتر بشود ، مثلا ميِ توان براي روشنايي ساختمان ، بيشتر از نور خورشيد استفاده كرد يا ساختمان را خوب عايقكاري كرد تا سرما از بيرون به داخل ساختمان نفوذ نكند و گرما از داخل بيرون نرود .

بخش صنايع

منظور از اين بخش ، مصارفي از انرژي است كه در كارخانجات به مصرف مي رسد تا انواع كالا ها توليد شود و در اختيار مصرف كنندگان قرار گيرد . تمامي كارخانجات ، مصرف كنندگان بزرگ انرژي هستند ، اما بعضي از آنها بيشتر از ديگران انرژي مصرف مي كنند . به اين گروه كارخانجات بسيار انرژي بر مي گويند . كارخانجات توليد سيمان ، فولاد و فلزات و همچنين نيرو گاهها يعني كارخانجات توليد برق ، انرژي زيادي به صورت برق يا مواد سوختني مصرف مي كنند . نوع انرژي مصرف شده در صنايع يكسان نيست و به نوع صنعت وابسته است . در صنايع شيميايي بيشتر از انرژي فسيلي (نفت و گاز)و در صنايع فلزي (با كوره هاي الكتريكي نظير صنايع فولاد ، آلومنيوم ، آهن ، مس) بيشتر از انرژي برق استفاده ميشود.در بعضي از صنايع هم مثل صنايع ساخت سيمان ، كاغذ سازي و صنايع غذايي (نظير صنايع قند و شكر) از هر دو نوع انرژي به ميزان تقريبا يكساني استفاده مي شود . در كشور ما تقريبا 27% يعني حدود يك سوم از كل انرژي در اين بخش مصرف مي شود . اما بايد توجه داشت كه مصرف انرژي در اين بخش - كه در حال حاضر كمتر از بخش خانگي و تجاري است -به سرعت افزايش مي يابد ، زيرا كشورمان در حال سازندگي است و تعداد كارخانجات روز به روز بيشتر مي شوند . بنابراين ، اعمال مديريت مصرف در اين بخش نيز حايز اهميت است . اقدامات مديريت مصرف در بخش صنايع شامل چند رده مهم مي شود كه عبارتند از : آموزش و آگاه سازي ، مميزي انرژي ، مديريت بار و باز يافت انرژي .
آموزش و آگاه سازي
نخستين اقدام ، اقدامات آموزشي و آگاه سازي هستند . تشكيل دوره هاي آموزشي و سمينارها ، انتشار كتابها و تهيه فيلمهاي آموزشي براي مديران و تكنسينهاي كارخانه ها ، راههاي استفاده درست از وسايل و روشهاي كنترل و نظارت و امكانات بهينه سازي مصرف انرژي را به آنها مي آموزد . تجربه كشورهاي مختلف نشان داده است كه برنامه هاي آموزش و آگاه سازي مي توانند نقش موثري در كاهش مصرف انرژي و بهينه سازي آن داشته باشند . برآورد ها نشان داده كه اقدامات انجام شده در اين زمينه تا 20 درصد انرژي را كاهش داده است . آموزش و آگاه سازي در هر يك از بخشهاي انرژي بر ، شكل خاصي دارد كه در هر مورد به آنها اشاره خواهيم كرد .
مميزي انرژي
مميزي انرژي به روشهايي گفته مي شود كه وضعيت يك كارخانه را از لحاظ مصرف انرژي مشخص ميكند. در اين روشها ، چند مرحله اساسي وجود دارد ، مرحله اول آن فعاليتهاي كارخانه و محصولات آن ، نوع انرژيهايي كه بكار مي برد ، روشهايي كه براي توليد از آنها استفاده مي كند و همچنين دستگاهها و ماشينهايي كه در آن كارخانه مشغول بكار هستند ، مشخص مي شود كه چه مقدار انرژي با چه هزينه اي در كجاي كارخانه به مصرف مي رسد ، آيا بخشي از اين انرژي تلف مي شود ؟ اگر چنين است ، دليل تلف شدن انرژي چيست ؟ در كجاي كارخانه يا در كدام دستگاهها و ماشينها اين اتلاف انرژي وجود دارد ؟ ميزان اتلاف چقدر است ؟
سومين مرحله ، اندازه گيريهاي مختلف است . ساده ترين روش اندازه گيري آن است كه صورتحسابهاي برق و مواد سوختي كارخانه را بررسي كنيم و ببينيم در يك دوره زماني مشخص چقدر انرژي مصرف شده است ، سپس بايد حجم توليدات كارخانه را محاسبه كنيم و ببينيم در همان مدت ، چه مقدار محصول توليد شده و براي هر محصول چقدر انرژي مصرف كرده ايم ؟ نتيجه اين محاسبه ، يعني ميزان مصرف انرژي براي هر واحد توليد را شدت انرژي مي ناميم . مطالعات نشان داده است كه ميزان شدت انرژي در كشور ما تقريبا سه برابر بيشتر از ساير كشور هاست ، يعني ما براي آن كه محصول مشخصي را در مقايسه با ساير كشورها توليد كنيم سه برابر بيشتر از انرژي استفاده مي كنيم .
چهارمين مرحله آن است كه اولويتها را براي انجام دادن اصلاحات تعيين كنيم ، يعني به مسئولان كارخانه نشان دهيم كه از كجا و از چه بخشهايي بهينه سازي مصرف انرژي را آغاز كنيم .
آخرين مرحله آن است كه هزينه هاي لازم براي انجام اصلاحات را بر آورد كنيم و تعيين كنيم كه اگر كارخانه در اين كار سرمايه گذاري كند چقدر در هزينه انرژي خود صرفه جويي خواهد كرد و در چه مدت سرمايه اش باز خواهد گشت . مجموعه اين موارد به صورت يك گزارش و دستورالعمل مشخص به مسئول كارخانه ارائه مي شود تا اصلاحات لازم را انجام دهد .
مديريت بار

منظور از بار ، بار الكتريكي است . يعني ميزان الكتريسيته اي كه هر مصرف كننده در هر زمان از شبكه برق مصرف مي كند . هر گونه مصرف برقي هر قدر هم كم باشد به همان نسبت بر شبكه برق فشار مي آورد ، اين فشار را بار الكتريكي مي گوييم . در همه بخشهاي انرژي بر ، زمانهايي در طول روز يا سال وجود دارد كه مصرف برق وارد مي شود يا اگر در كارخانه ، همه دستگاههاي برق با هم شروع به كار كنند فشار بر شبكه برق زياد مي شود . اين لحظه را اوج مصرف يا پيك مي گويند . مثلا مي دانيم كه در كشورمان بين ساعات 5 تا 9 بعد از ظهر ، يك اوج مصرف وجود دارد و فشار زيادي به شبكه وارد مي آيد ، چون همه مردم به خانه هايشان بر مي گردند و از وسايل برقي متعددي استفاده مي كنند . اين اوج مصرف را اوج مصرف شب مي گويند و به همه مردم سفارش مي كنند كه در اين ساعتها تا آنجا كه ممكن است از وسايل خانگي پر مصرف مثل جاروبرقي ، اتو و ماشين لباس شويي استفاده نكنند يك اوج مصرف هم در طول سال داريم ، مثلا در وسط تابستان ، يعني گرمترين فصل ، چون همه مردم كولرهايشان را روشن مي كنند ، يك اوج مصرف فصل تابستان بوجود ميآيد . در اين زمان گاه شاهديم كه خاموشيهايي هم اتفاق مي افتد . اين خاموشيها به آن دليل صورت مي گيرد كه فشار مصرف بر شبكه برق بسيارزياد مي شود و اين شبكه قدرت تامين برق كافي را ندارد . در كارخانجات ، مديريت بار هم مثل مميزي انرژي با همان اقدامات يعني شناخت كارخانه و محصولات آن شناخت منابع انرژي ، اندازه گيريها ، تعيين كردن اولويتها و ارزيابي اقتصادي انجام مي شود با اين تفاوت كه اين كار با استفاده از ابزارهاي ديگري انجام مي شود و هدف پيدا كردن راههايي است كه نه توليد كارخانه كم شود و كار آن دچار توقف و اخلال و نه فشار زيادي به شبكه برق وارد شود .
 

سه شنبه 20 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

ضرورت تحول در الگوى مصرف خانوار

اگر تنها 10درصد صرفه جويي در حوزه برق مصرفي خانوارها داشته باشيم، مي توانيم از محل صرفه جويي ها 6 نيروگاه 800مگاواتي در سال راه اندازي كنيم.

در بازار وسايل الكتريكي خانگي هرجا كه سر برمي گرداني لوازم پرمصرف پشت ويترين ها رديف شده اند. يخچال هاي بزرگ علاوه بر اين كه از لحاظ مصرف برق نسبت به يخچال هاي قديمي چندپله بالاتر قرار مي گيرند، از سوي ديگر فرهنگ احتكار مواد غذايي را بين شهروندان رواج مي دهند. متأسفانه بايد گفت در شرايط فعلي اكثراً از مواد خوراكي يخ زده كه به نسبت زياد از ميزان ويتامين ها و پروتئين هايشان كاسته شده، استفاده مي كنيم. با شيوه اي كه درپيش گرفته ايم، هميشه زياد مصرف مي كنيم، زياد پول مي دهيم و مواد سالم هم به بدنمان نمي رسد.
كارشناسان اقتصادي معتقدند در بحث الگوي مصرف خانگي حقيقتاً نيازمند تحول هستيم. شيوه احتكار مواد غذايي يكي از عوامل افزايش قيمت ها در بازار است. كارشناسان تغذيه اي نيز بر اين باورند كه مي توانيم خيلي از اقلام خوراكي را جايگزين اقلام ديگري كرده تا هم به اقتصاد خانه كمك كنيم و هم پروتئين ها و مواد لازم را به بدنمان برسانيم. به عنوان مثال نقش حبوبات و لبنيات به اندازه ساير اقلام خوراكي درسبد خريد خانواده هاي ايراني پررنگ نيست.
در بحث راه حل هاي صنعتي در اصلاح الگوي مصرف دو منظر را مي توان پيگيري كرد: يكي روش توليد محصولات و كاهش مصرف حامل هاي انرژي (آب، برق و گاز) و ديگري توليد محصولات پربازده و كم مصرف مي باشد. لازم به توضيح است كه اگر تنها در بخش صنعت صددرصد صرفه جويي صورت گيرد، درحوزه برق مي توان سالانه 5 نيروگاه 900مگاواتي صرفه جويي كرد. به عنوان مثال در حال حاضر توليد فولاد از قراضه آهن آن هم با روش احياي مستقيم با استفاده از گاز انجام مي شود. درصورتي كه مي توان به جاي گاز از زغال سنگ و كك بهره گرفت كه طبق برآوردها 11ميليارد تن ذخيره زغال سنگ داريم. از سوي ديگر با راه اندازي كوره هاي بلند مي توان به جاي قراضه آهن مستقيماً سنگ آهن را از معادن استخراج كرده و در صنعت فولادسازي به كار گرفت.
انتقاد شهروندان را با تلاش بيشتر پاسخ مي دهيم
اگر تنها 10درصد صرفه جويي در حوزه برق مصرفي خانوارها داشته باشيم، مي توانيم از محل صرفه جويي ها 6 نيروگاه 800مگاواتي در سال راه اندازي كنيم. آمار نشان مي دهند كه ميزان مصرف برق خانگي ايران 3برابر مصرف خانگي دنياست.
بهزاد مديرعامل شركت توانير توضيح مي دهد: «ميزان متوسط مصرف برق خانگي در ايران 2900كيلووات ساعت است كه در دنيا اين رقم 900 كيلووات ساعت ثبت شده است. ما براي فصول خنك 200كيلووات ساعت و براي فصول گرم 300كيلووات ساعت پيش بيني كرده ايم كه در فصول گرم براي مناطق جنوبي اين رقم به 1500كيلووات ساعت مي رسد. تلاش سال گذشته شركت توانير براي كاهش متوسط مصرف برق خانگي در اين راستا بود كه 150ميليون لامپ كم مصرف در نقاط مختلف كشور به ويژه تهران توزيع شد كه امسال 50ميليون لامپ ديگر توزيع خواهيم كرد. ضمناً براي مقابله با مشتركين پرمصرف هشدار مي دهيم كه باتوجه به نرخ تعرفه سبز (تعرفه برق بادي 130 تومان براي هر كيلووات ساعت) هزينه هايشان برآورد خواهد شد. و بازهم تأكيد مي كنيم مشتركين پرمصرف انتظار جريمه به شيوه خاموشي و قطع برق را داشته باشند.»
سعيد ابراهيمي يك شهروند تهراني درحالي كه دو عدد لامپ كم مصرف 105وات هركدام به قيمت 25هزار تومان خريداري كرده و از مغازه الكتريكي خارج مي شود، در پاسخ به اين سؤال كه آيا طرح توزيع لامپ كم مصرف خانه به خانه شامل محله شما هم شده است، مي گويد «نه تنها شامل محله ما در منطقه پيروزي نشده، بلكه فاميل هايمان نيز در سايرمناطق چنين چيزي دريافت نكرده اند. ضمناً قيمت اين لامپ ها به ميزان چشمگيري هر ماه درحال افزايش است. قبل از عيد يك لامپ كم مصرف 105 وات به قيمت 21500 تومان خريداري كرده بودم كه الان به 25 هزار تومان رسيده است.»
يك شهروند خوزستاني با گلايه مي گويد: «شركت توانير شيوه هاي آموزشي مصرف بهينه را بايد در منطقه جنوب نيز با جديت بيشتري دنبال كند. در مناطق روستايي كه مردم از قدرت خريد كمتري برخوردارند، توزيع رايگان لامپ كم مصرف مي تواند قدم مؤثري لااقل در مسير آشنايي مردم با شيوه هاي مختلف باشد.»
مهندس بهزاد مديرعامل شركت توانير با اشاره به موفقيت كاهش مصرف در ساختمان هاي دولتي مي گويد: «نزديك به 3035 ساختمان دولتي را كنترل كرده ايم كه 5/12 درصد مصرف داشته اند و اين نشان مي دهد دولت ابتدا اصلاح الگوي مصرف را از خودش آغاز كرده است.»
ضمناً براي ترويج شيوه هاي مصرف بهينه در سال جاري تلاش دوچنداني خواهيم داشت.»
«پولش را مي دهم» اثبات سطحي نگري است
درباب صرفه جويي حوزه آب با اقدامات سال هاي اخير صدا و سيما از لحاظ ترويج فرهنگ مصرف گام هاي موثري برداشته شده است. زينب قديمي يك شهروند تهراني مي گويد: «چنانچه خانم هاي خانه دار متوجه اهميت موضوع شوند، حتي با نصب يك شير كم مصرف براي ظرف شويي آشپزخانه به جاي شيرآلات كلاسيك (قديمي) مي توان به ميزان بسيار زيادي در امر صرفه جويي خانگي موفق ظاهر شويم. شهروندان متوجه باشند كه اگر تا سال گذشته اصلاح الگوي مصرف يك وظيفه بوده، الان با فرمايشات مقام معظم رهبري يك تعهد شرعي است.»
اسلام حميدي كارشناس آب و فاضلاب نيز توضيح مي دهد: «هر چه قدر بتوانيم در خانه و نيز ساختمان هاي دولتي (دانشگاه ها، ادارات، مدارس، بيمارستان ها و...) از تجهيزات كم مصرف استفاده كنيم امكان صرفه جويي تا حد 30 درصد فراهم خواهد آمد. به نظر مي رسد نصب تجهيزات كم مصرف بايد در قوانين نظام مهندسي و شهرداري يك اصل اساسي تلقي شود. حتي مي توان به مراكز توليدي شيرآلات كم مصرف يارانه اختصاص داد.»
وي ادامه مي دهد: «علي رغم اين همه انيميشن سازي در زمينه اصلاح الگوي مصرف آب متأسفانه بايد گفت خودخواهي ها و سطحي نگري برخي افراد مانع از پيشبرد سريع تغيير الگوي مصرف شده است. اين كه با جمله پولش را مي دهم به خودمان حق بدهيم بي رويه مصرف كنيم، در واقع اعلام مي كنيم از بدنه ملت جدا افتاده ايم و مستحق جريمه هستيم.»
پاداش صرفه جويي روشنايي است
در ايران حدود 33 درصد توليدات برق به مصارف خانگي، 32 درصد به مصارف صنعتي و بقيه معطوف به حوزه كشاورزي است. در يك مقايسه آماري براي مثال ميزان مصرف برق خانگي تركيه 23 درصد، صنعتي 57 درصد و بقيه مصارف كشاورزي هستند. نتيجه حاصل اين است كه كشور تركيه با جمعيتي مشابه در حوزه مصرف خانگي به سطح بهينه رسيده اند و ما بايد واقعاً گام هاي جدي تري برداريم.
يكي از دلايل افزايش مصرف خانگي استفاده از تجهيزات الكتريكي خانگي است كه اكثراً وارداتي و پرمصرفند. بهزاد مديرعامل شركت توانير مي گويد: «در پي آنيم كه با همكاري وزارت بازرگاني، وزارت صنايع و ساير سازمان هاي مربوطه توليد داخل را تقويت كرده و مثلاً يخچال هاي سري F را به سري A و B ببريم البته همه اين اقدامات در چند سال آينده جواب مي دهند.»
وي عمده ترين دلايل مصرف بالاي خانگي را در اين موارد خلاصه مي كند: «در ايران براي هر كيلو وات ساعت برق خانگي 29/1 سنت دريافت مي شود، در حالي كه در برخي كشورها به 25 سنت هم مي رسد. در بخش صنعتي 02/2 سنت دريافت مي كنيم كه در برخي كشورها 11 سنت مطالبه مي شود.
متأسفانه كالاهاي وارداتي شدت مصرف انرژي شان بالاست و بايد تجهيزات داخل خانه ها را بهينه كنيم. ضمناً طرح تشويق و تنبيه مشتركين كم مصرف و پرمصرف بايد با جديت بيشتري دنبال شود».
مهندس بهزاد به طرح كارون 3 اشاره كرده و مي گويد: «با افزايش 50 متري سدها توانسته ايم توليد برق را از كارون 3 به نحو چشمگيري افزايش دهيم. البته مي پذيريم كه به خاطر خشكسالي در سال گذشته توليد برق آبي به ميزان 4/72 - درصد افت داشت. ما مي توانيم در حالت پرآبي 8000 مگاوات توليد برق آبي داشته باشيم و حد انتظار ما در پيك لااقل 6900 مگاوات است. سال گذشته زير 2000 مگاوات توليد كرديم. امسال با توجه به بارندگي هاي خوب بهاره انتظار داريم بين 3500 تا 6500 مگاوات توليد برق آبي داشته باشيم. فاصله ما تا پيك به دليل اين است كه در امر مهار آب ها در مخازن بايد اقدامات علمي بيشتري صورت گيرد.»
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا تابستان امسال خاموشي خواهيم داشت يا خير؟ مي گويد: «ما اميدواريم كمترين مشكل را داشته باشيم. بيش از اين چيزي نمي توان گفت. اگر صرفه جويي كنيم، پاداش اقدام دور انديشانه خود را خواهيم گرفت. ضمناً نصب كنتورهاي هوشمند كه به صورت پايلوت در مشهد (اطراف حرم)، كيش و خوزستان صورت گرفته مي تواند شيوه موثري براي مهار مصرف بي رويه باشد كه با جديت اين شيوه را دنبال خواهيم كرد.»
ميانه روي شيوه كارآمد ترقي اقتصادي
حيات انسان توأمان حيات مادي و معنوي است. اسلام كه كاملترين اديان است به تمامي شئون زندگي انسان عنايت دارد.
دكتر نجارپوريان استاد دانشگاه آموزشگاه هاي شيراز و دانشگاه شهيد رجايي تهران در زمينه علوم قرآني توضيح مي دهد: «اميرالمؤمنين (ع) يكي از اوصاف پارسايان را در خطبه متقين ميانه روي انسان در زندگي مي داند. پرهيزگاران ميانه روي را سرلوحه كار خود قرار مي دهند. نه زندگي را به خود سخت مي گيرند كه منجر به بخل بر خويشتن شود و نه افراط و تفريط مي كنند. اهل تقوا مسلك قناعت و الگوي مصرف را در زندگي پيش رو قرار مي دهند.
حضرت علي (ع) نهايت ميانه روي را قناعت مي دانند. به اين ترتيب مي توان نتيجه گرفت زندگي اي متعالي خواهد بود كه از مرز قناعت پايين تر و بالاتر نرود.»
اين استاد دانشگاه ادامه مي دهد: «اگر مردم به ويژه با تأكيد مقام معظم رهبري جوانب مختلف بهينه مصرف كردن را رعايت كنند و اين ميانه روي را وظيفه شرعي، ديني و اخلاقي خود بدانند، بدون شك كشور به رشد چشمگيري در فاصله زماني كوتاه مي رسد. اين خيال واهي است كه بپنداريم منابع نامحدودند. ضمناً اگر انسان ها عادلانه عمل كنند و عادلانه توزيع كنند در هيچ كجا فقري ديده نمي شود. يكي از شيوه هاي ترقي اقتصادي كشور همين موضوع صرفه جويي است.»
 

سه شنبه 20 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

تراژدي مصرف‌ زدگي

غلط است اگر گمان كنيم اگر در 13 روز نوروز در گوشه چپ يا راست تلويزيون بنويسيم "اصلاح الگوي مصرف " و از روز چهاردهم هم در بر همان پاشنه بگردد و در همين ايام نوروز زير آرم "اصلاح الگوي مصرف " صدها آگهي تبليغاتي مصرفي پخش كنيم كار فرهنگي كرده‌ايم.

چند سال پيش در پايتخت كشوري اروپايي و ثروتمند، در هتلي اقامت داشتم. هوا سرد بود و سرما خورده بودم. هرچه كليد دستگاه گرماساز اتاق را چرخاندم روشن نشد. به مسئول هتل مراجعه كردم و گفتم سيستم گرمايش اتاق من خراب است. لطفاً درستش كنيد. پاسخ داد نه، خراب نيست. اين سيستم تنها زماني كه دماي اتاق كمتر از 18 درجه باشد فعال مي‌شود تا انرژي بيهوده هدر نرود. گفتم اما من سردم است. گفت البته در اتاق پتو هست!‌

همان سال در تهران، زمستان برف مي‌باريد. دماي هوا زير صفر درجه بود. در يك سازمان دولتي بودم. از پنجره بارش برف را تماشا مي‌كردم. با چشم‌هاي خودم ديدم كولرهاي گازي روشن است. پرسيدم چرا؟ گفتند سيستم گرمايش مركزي اينجا خيلي قوي است. آنقدر گرم مي‌كند كه حالمان بَد مي‌شود. كولرها را روشن مي‌كنيم تا بخشي از گرما را خنثي كند!

به نظرم همين يك مثال كافيست تا نشان دهد كه وضع مصرف در ايران تا چه حد غمبار و تكان دهنده است. اما موضوع فقط اين نيست. مصرف انرژي در ايران، براساس سرانه جمعيت، با هيچ جاي دنيا، حتي مترف‌ترين و مسرف‌ترين كشور جهان -- آمريكا-- قابل قياس نيست.

در اسراف و تبذير منابع مثالهاي فراواني مي‌توان گفت. طي سالهاي اخير ميانگين توليد گندم در ايران، بدون لحاظ نوسانات برخي سالها، در حدود 12 ميليون تن است و ميزان واردات كم و بيش در حدود 5 ميليون تن. ميزان ضايعات نان طبق آمارهاي اعلام شده حداقل 30 درصد است كه مي‌شود همان 5 ميليون تن. معناي اين سخن آن است كه ما هر ساله 5 ميليون تن گندم را از كشورهاي دور دست به بهاي گزاف خريداري مي‌كنيم و پس از وارد كردن به كشور و حمل و نقل و ذخيره كردن و آرد كردن و تحويل نانوا دادن و نان پختن دور مي‌ريزيم!

واقعاً چه اسرافي از اين بدتراست و كدام كشور با منابع خود چنين مي‌كند كه ما مي‌كنيم؟

سالهايي بس دراز است كه آمارهاي ضايعات وحشتناك نان منتشر مي شود و همگان، كارشناسان و مردم و مسئولان، اظهار تأسف مي‌كنند اما هيچ كار عملي و اجرايي جدي انجام نشده و هرچه بوده حرف بوده است و حرف و افتتاح نمادين يك واحد نانوايي صنعتي!

رفتار مسرفانه و نابود كردن منابع گرانقدر سالهاست كه چنان در تار و پود جامعه ايران رسوخ و نسوج يافته است كه مقام رهبري را برآن داشت كه خود وارد عرصه شوند و نسبت به تداوم آن هشدار دهند.

اينك ديگر بايد صادقانه بپذيريم كه نه دولت فعلي و نه دولتهاي پيشين، نه رسانه ملي و نه ساير رسانه‌ها، نه آموزش و پرورش و نه آموزش عالي، نه روشنفكران و نه واعظان طي اين سالها نتوانستند در زمينه اصلاح الگوي مصرف و جلوگيري از اسراف و تبذير فعاليت مؤثر و مثمري داشته باشند.

اصلاح الگوي مصرف با شعار ميسر نيست. ملتي، به هر دليل، طي پنج شش دهه گذشته نوعي فرهنگ مصرف آمريكايي توام با توليد جهان سومي به خود گرفته و اينك نيز با درآمد نفتي به ظاهر ناتمام مواجه شده است. در كنار اين امر، بي‌برنامگي مسئولان باعث شيوع فرهنگ تبليغ و مصرف از نوع سرمايه‌داري شده و نهايتاً ميزان مصرف به عنوان ملاك و نماد فخر و مكنت و غرور رسميت يافته است و نيك كه بنگريم، مي‌بينيم كه هيچ برنامه جامع، مشخص و مدوني براي خروج از اين وضع اسفبار تهيه و تدوين نشده است و آنچه بوده شعار بوده و حرف.

اگر از واقعيت نگريزيم بايد بپذيريم كه اسراف و زياده‌روي در مصرف در ايران امروز از شكل يك ناهنجاري خارج شده و در قالب يك <رفتار اجتماعي> درآمده است. اصلاً اينطور نيست كه گمان كنيم فقط ثروتمندان و متمكنان مصرف بي‌رويه مي‌كنند (اسراف) يا منابع را به هدر مي‌دهند (تبذير) بلكه فقيرترين اقشار جامعه نيز ناخواسته، در حد خود، چنين مي‌كنند. ‌

همه ما مي‌شناسيم خانواده‌هاي فقيري كه چند سرعائله دارند و هر سال چندين گوني نان خشك تحويل نان خشكي محله مي‌دهند! لامپ‌ خانه‌شان را روشن مي‌گذارند تا دزد نيايد! يك فرش كهنه مندرس بي‌ارزش را با 2 هزار ليتر آب مي‌شويند. بخاري‌شان روشن است و پنجره نيمه‌باز! و...‌

اين وضع از نظر جامعه‌شناختي كاملاً نشان‌دهنده تبديل يك <ناهنجاري> به يك <رفتار اجتماعي> است. رفتاري كه عمومي شده، عرف شده و هرگز ديگر كار ناپسندي به نظر نمي‌آيد. بلكه خلاف آن، غيرطبيعي مي‌نمايد! در اين وضع اصطلاحاً مي‌گويند، اين رفتار به شكل يك فرهنگ درآمده است. البته يك رفتار به خودي خود، فرهنگ محسوب نمي‌شود بلكه به صورت جزئي از يك فرهنگ (خرده فرهنگ‌( Sub Culture درمي‌آيد. تغيير اين فرهنگ كار بسيار دشواري است. نيازمند علم و عمل توامان است. كار فرهنگي كردن يعني، مجموعه‌اي از روش‌هاي علمي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را با تمام ظرفيت به خدمت گرفتن و لاينقطع و برنامه‌ريزي شده همه روش‌ها را همپاي هم پيش بردن براي تغيير يك فرهنگ غلط و جايگزين كردن فرهنگ درست. غلط است اگر بپنداريم كار فرهنگي اين است كه روزي 100 مرتبه در تلويزيون بگوئيم <مصرف بي رويه، كار خيلي بديه> و خوشحال باشيم كه كار فرهنگي كرده‌ايم غافل از اينكه تكرار بي‌برنامه يك شعار، پس از مدت كوتاهي آن را از حالت يك <معنا> خارج مي‌كند به شكل يك <صوت> در‌مي‌آيد و گوش نسبت به آن حساسيتش را از دست مي‌دهد. ضمن اينكه تا زماني كه افراد بدانند كه مصرف برايشان هزينه سنگيني ندارد و نبايد جوابگو باشند، لذت مصرف كردن را به خاطر منافعي بلند مدت و دوردست، از دست نمي‌دهند.

غلط است اگر گمان كنيم اگر در 13 روز نوروز در گوشه چپ يا راست تلويزيون بنويسيم <اصلاح الگوي مصرف> و از روز چهاردهم هم در بر همان پاشنه بگردد و در همين ايام نوروز زير آرم <اصلاح الگوي مصرف> صدها آگهي تبليغاتي مصرفي پخش كنيم كار فرهنگي كرده‌ايم.

كار فرهنگي فرايندي پيچيده است و ماهيتي كاملاً متفاوت و متمايز از شعار و ديوارنويسي دارد. كار فرهنگي يعني مجموعه عملياتي كه ابتدا توسط متفكران تهيه و نگاشته شود و آنگاه توسط همه نهادهاي اجرايي، فرهنگي، آموزشي و قضايي كشور در دوره زماني مشخص و تعريف شده‌اي اجرا شود به طوري كه پس از آن هر فرد، با همه وجود حس كند كه ضايع كردن منابع و دور ريختن آن، بواقع عملي به غايت زشت و شرم‌آور است در غير اين صورت تا زماني كه هزينه شستشوي خودرو يا فرش با آب تصفيه‌شده، ارزان تر از هزينه كارواش و قاليشويي درآيد و فرهنگي هم ساخته نشده باشد، در بر همين پاشنه خواهد چرخيد. فردا در اين باره بيشتر سخن خواهيم گفت.‌

نويسنده:عليرضا خاني
 

سه شنبه 20 بهمن 1388  نظرات : 0 بيان انتقادات و پيشنهادات

صفحات و مطالب گذشته
جامه‏ ناسازِ زشت اسراف را از تنمان بيرون بياوريم
بهینه سازی درخريد مواد غذايي
دیدگاه شهروندان درمورداصلاح الگوی مصرف
اصلاح الگوي مصرف و قانون مديريت خدمات كشوري
چگونه قناعت پیشه کنیم؟
- 10 - 11 - 12 - 13 - 14 - 15 - 16 - 17 - 18 - 19 - > -
آمار و اطلاعات
بازديدها:
کل بازديد : 91782
تعداد کل پست ها : 489
تعداد کل نظرات : 29
تاريخ آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 
تاريخ ايجاد بلاگ : سه شنبه 6 بهمن 1388 

مشخصات مدير وبلاگ :
مدير وبلاگ : محمد رضا زينلي

ت.ت : ارديبهشت 1373
 وبلاگ هاي ديگر من: 
آخرين منجي
پايگاه اطلاع رساني 14 معصوم
پيروان راه حسين
سي سال انقلاب پايدار

سوابق مدير :
كسب رتبه ي اول در دومين جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه دوم در اولين دوره جشنواره وبلاگ نويسي سايت تبيان
كسب رتبه سوم در سومين دوره جشنواره وبلاگ نويسي و وب سايت انتظار


يكي از برندگان اصلي سايت 1430(جشنوراه وبلاگ نويسي اربعين حسيني)
يكي از برندگان جشنواه وبلاگ نويسي گوهر تابناك)

كسب رتبه سوم در جشنوراه پيوند آسماني)

يكي از برندگان جشنوراه وبلاگ نويسي راسخون)
فعالترين كاربر سايت تبيان در سال 87


مدير انجمن دانش آموزي سايت تبيان با شناسه كابري moffline


مدير انجمن هنرهاي رزمي سايت راسخون با شناسه كاربري bluestar


آرشيو مطالب
بهمن 1388
اسفند 1388

جستجو گر
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه‌ كليدي‌ مورد نظرتان را وارد کنيد :



New Page 2

 

New Page 2

 


 
 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  راسخون



Designed By : rasekhoon & Translated By : 14masom