تحلیل پرس: مقام معظم رهبری در بیانات مهم خود در همایش علماء و بیداری اسلامی، از برخی شخصیت هائی که اغاز کننده امواج بیداری اسلامی و جنبش های اسلامی در تاریخ معاصر هستند نام بردند. ایشان در بخشی از بیانات خویش فرمودند: « نخستين امواج بيدارى در كشورهاى اين منطقه كه همزمان با آغاز ورود پيشقراولهاى استعمار آغاز شد، غالباً به وسيلهى علماى دين و مصلحان دينى پديد آمد. نام رهبران و شخصيتهاى برجسته چون سيدجمالالدين و محمد عبده و ميرزاى شيرازى و آخوند خراسانى و محمود الحسن و محمدعلى و شيخ فضلالله و حاج آقا نورالله و ابوالاعلى مودودى و دهها روحانى معروف بزرگ و مجاهد و متنفذ از كشورهاى ايران و مصر و هند و عراق در صفحات تاريخ براى هميشه ثبت و ضبط است.»[1] در این نوشتار مختصراً به معرفی این اشخاص می پردازیم.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
«در گوشهای از این جهان یک جمهوری اسلامی به وجود آمده و یک حکومت اسلامی روی کار است. ملتهای مسلمان تحت قیادت این رهبری به پا خیزند و اسلام را گسترش دهند و با مبارزه و پشت کار حکومتهای غیر اسلامی را ساقط ساخته، امت واحده اسلامی تشکیل دهند.» بیداری اسلامی قبل از آنکه با گذشت سه دهه در شمال آفریقا و منطقه غرب آسیا پدیدار شود، در افغانستان به اصیلترین و بهترین شکل به رهبری مجاهدی روحانی از تبار اندیشههای ناب اسلامی نمایان شد.
از حجتالاسلام شهید مزاری چندان سخن نگفتهاند، نه در ایران و نه حتی در افغانستان! ناشناخته بودن اسم و رسم استاد مزاری تا حدی است که به جای مزاری شهید، میتوان «مزاری غریب» هم ایشان را معرفی کرد. مظلومیتی که در طول زندگی، شهادت و پس از شهادت جزء جداناپذیر شهید مزاری شده! مزاری که بود و چه کرد که هزارهها او را رهبر خواندند و وهابیت از شهادتش به عنوان یک خبر خوشحالکننده یاد کرد! فهم استاد شهید عبدالعلی مزاری تنها با فهم تاریخ افغانستان و آگاهی از سرنوشت قوم هزاره ممکن است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
اگر اشتباه کردیم وظیفه الان ما چیست؟! اگر اشتباه نکردیم چه وظیفه ای داریم ؟؟؟
برای حل این معادله باید به این سوال بپردازیم که در انتخابات، تصمیمات حیاتی یا حتی اقدامات روزمره خود، مأمور به اداى تکلیف و وظیفهایم یا مأمور به نتیجه؟ اگر مردم در انتخابات بر اساس شناخت کامل از خصوصیات و برنامه های کاندیداها و درک کارشناسانه و صحیح از شرایط زمانه و نیاز جامعه کسی را انتخاب کردند ، اما بعد از گذر زمان در حوادث فتنهگون آینده ، منتخب ملت به خطا رفت ؛ آیا حکم می شود که اصل انتخاب و تصمیم مردم اشتباه بوده؟ آیا عقل سلیم و منطق مبرّای از هر گونه شانتاژ رسانه ای و جوّزدگی سیاسی ، با به خطا رفتن منتخب ملت در آینده ، به اصل انتخاب مردم در گذشته اشکال وارد می کند؟؟؟
در دو سه سال أخیر فضای سیاسی کشور به سمتی رفته که مخالفان دولت کنونی که در دوران تصدی خود به اندازه چند صدم خدمات دولت فعلی در عمران و آبادانی کشور را نیز نداشته اند و بعضاً در جریان فتنه ۸۸ آشکارا دست به وطن فروشی زده و به دستور أربابان غربی خود با القای توهم تقلب در انتخابات طی ۸ ماه آتشفشانهایی که از درون سینه های سرشار از نفاق و دشمنی تغذیه می شدند را در جامعه شکل دادند و خیابانها و اماکن عمومی را به آشوب و خون و آتش کشیدند ، اینان اکنون با حیله گری تمام در پی القای این توهّم هستند که مخالفتشان با انتخاب دکتر احمدی نژاد در انتخابات ۸۴ و ۸۸ از این باب بوده که پیشاپیش ایرادات امروز دولت را می دیدند! و همواره تکرار میکنند که «دیدید در انتخابات حق با ما بود؟! دیدید شماها در انتخاب دکتر احمدی نژاد به خطا رفته اید ؟! دیدید ما درست می گفتیم ؟!» و بعضی از اصولگرایان که بهره کمی از هوش و ذکاوت سیاسی برده اند نیز راه ایشان را در پیش گرفته و همواره در حال خودزنی هستند که «ما اشتباه کردیم! نباید به او رأی می دادیم» و بجای تصمیم صحیح در شرائط فعلی ، آشکارا بر طبل انتقاد و تخریب کوبیده و همواره آب به آسیاب دشمن می ریزند ، حال آنکه در انتخاب محققانه اطلاق واژگان “باید و نباید” و نیز “اشتباه یا درست” از شئونات زمانِ تصمیم و انتخاب است نه زمانِ نتیجه و ثمردهی .
جهت عنایت به وجه مغالطه این شبهات خوب است بدانیم در آموزه های دینی و نیز درگفتمان امام و رهبری بارها و بارها تأکید و سفارش شده که مناط و معیار تصمیمات و انتخابات زندگی ، انجام وظیفه و تکلیف است و ما أمر به امتثال تکلیف شده ایم و نتیجه فرع بر آن است ، یعنی می بایست وظیفه را انجام داد و نتیجه را واگذار نمود به ذات أقدس ربوبی .
البته بله ما مامور به وظیفه هستیم اما کدام وظیفه؟! چقدر برای شناخت این ماموریت و وظیفه ، تلاش و مشورت و تحقیق کرده و ملاکها را زیر و بالا نموده و با اشخاص تطبیق داده ایم!؟ پس نکند این شعار تبدیل گردد به مستمسکی در راستای توجیه اعمال اشتباهمان و نیز اشتباه اعمالمان .
ضمناً در نظر داشته باشیم این بحث ما ارتباطی به جمله معروف “ماکیاولى” که مى گفت: «هدف وسیله را توجیه مى کند» ندارد هرچند خیلی بی ربط هم …
ادامه مطلب
اگه یه روز پولدار بشم ؛
میرم بهزیستی و چند کودک بی سرپرست تحت تکفل میگیرم ، یک ملک میخرم و وقف روضه خوانی حضرت اباعبدالله علیه السلاممی کنم ، یک بیمارستان بزرگ می سازم که مستمندان را رایگان درمان کند ، برای دختران بی بضاعتی که آبرومند هستند جهیزیه فراهم می کنم و . . .

اگر شما هم از این آرزوها میکنید حتماً این یادداشت را بخوانید که یکوقت دچار توهّمی کودکانه و جهلی مرکب نشوید
خیلی از ماها هر از گاهی آرزو می کنیم که کاش پولدار بشویم و به داد مساکین و فقراء برسیم ، کاش خدا پولی می داد که بتوانیم در مراسمات محرم و فاطمیه بانی خیر شویم و هزینه مساجد و کانون ها را فراهم کنیم ، کاش وسعت رزق پیدا کنیم که برای زوج های جوان ساز و کار ازدواج فراهم نماییم و کاش پول هنگفتی داشتیم که مسجدی بسازیم و هزاران کاش و کاش دیگر .
بعضی هامون هم که کمی مقدس تر هستیم و در امورات فرهنگی و مجموعه های مذهبی نیز فعالیت داریم نیز حاضریم از وقت ، زندگی و کارهای شخصی خود هم بزنیم و امورات مجامع فرهنگی را دنبال کنیم فقط به شرطی که از ما فقط کار یدی(عملی) بخواهند اما کمک مالی یا بانی شدن و پول دادن ، هرگز ! هرگز ! هر چه کار از ما بخواهند انجام می دهیم و خودمون بانی جور میکنیم ، اردو برگزار میکنیم ، مراسم میگیریم اما دریغ از یک درهم پول که از خودمان خرج کنیم و همواره پیگیریم که خیرین بیشتری بیابیم و هزینه فعالیت های خویش را فقط از ناحیه دیگران فراهم کنیم و یا خیالبافی می کنیم که ما هم که پولدار شدیم حتماً درصدی از این مخارج را عهده دار خواهیم شد ؛ حال آنکه این آرزو ، توهّمی کودکانه و آرزویی عقیم ، بیش نیست .
و اما علت :
اگر شما هم جزء افرادی هستید که آرزو می کنند پولدار شوند و به این و آن کمک کنند ، حتماً برای چند لحظه هم که شده فکر کنید و شخصیت خود را واکاوی و بررسی کنید و ببینید همین الان چقدر دست بخشش دارید ، ببینید جدا کردن مال از خود و بخشیدن آن به دیگران برایت آسان است یا سخت ؟ ببینید با توجه به دارایی محدود و احیاناً ناچیز خود ، تاکنون چقدر به دیگران کمک کرده اید یا در راه خیر قدم برداشته اید ؟ آیا دست و دل باز هستید یا اینکه در حین کمک به دیگران ؛ یک عالمه با خودتان درگیر هستید و در حین پول خرج کردن یا مهمانی دادن و دعوت کردن دوستانتان ده بار تا مرز پشیمانی می روید و بر میگردید و خلاصه به زحمت یک مالی را از جانتان جدا می کنید ؟ یا اگر اهل کمک هستید چه درصدی از پول جیبتان یا درآمدتان را صرف امور خیر میکنید ؟ یک دهم ،یک صدم ؟ یک هزارم یا کمتر؟ یا اینکه وقتی کمکی میکنید هی به خود می بالید و غره می شوید که به به من چه کردم!؟! و گویا سرتان می خواهد آسمان را بشکافد که ذره ای از مال الله را به خلق الله داده اید !؟!
محض برون رفت از این توهم عرض کنم که بر اساس مفاهیم دینی و تجربه بزرگان ؛ کسانی که با درآمد کم خود ، حتی نوجوانان با پول توجیبی خود ، اهل بخشش و سخاوت هستند و درصدی از پول خود را در خیرات و مبرات خرج می کنند قطعاً پولدار یا سرمایه دار هم که بشوند به همان درصد اهل سخاوت هستند اما کسی که در تنگدستی اهل بخشش نیست به طریق اولی در سرمایه داری اهل سخاوت نخواهد چرا که سخاوت و بخشندگی از سنخ صفت و ذاتیات نفسانی انسان و مربوط به اخلاق فردی است نه از صفات مال و ثروت .
در ضمن بسیاری مواقع ، عکس آن صادق است یعنی نوعاً بر خلاف تصور ، انسان که ثروتمند می شود خسیس تر و حریص تر نیز می گردد ، چون ثروت معمولاً حرص هم به همراه می آورد چرا که حرص ، آدمى را وامی دارد بر جمع نمودن مازاد بر نیاز ، و همچون بیابانى است بیکران که از هر طرف بروى به جایى نرسى ، اگر بیشتر اموال دنیا را جمع کند باز در فکر تحصیل باقى است ، می بینیم حریصى که هفتاد سال عمر کرده و این قدر از اموال و املاک و خانه و غیره دارد که صد سال دیگر او را کفایت میکند و می داند که چند صباحى بیش از عمر طبیعی او باقی نیست ، باز در صدد زیاد کردن مال است .
البته چنین آرزوهایی که در صدر کلام ذکر شد ، عیب که نیست هیچ ، بلکه بسیار شایسته و بایسته هم هست و حتی بر اساس روایات به ازای این چنین آرزوها در قیامت پاداش نیز داده می شود اما بشرطی که انسان حرکتی هم بکند نه اینکه انسان در وقت تنگدستی آب از دستش نچکد اما آرزوی گشاده دستی نماید که فلان کند و بهمان …
مطلب تمام
والسلام علی من اتبع الهدی
*******************************************************************************************************************************************************************************************
احادیثی زیبا در باب سخاوت و بخشندگی :
حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله فرمودند که : هر گاه از براى فرزند آدم دو رودخانه طلا باشد باز رودخانه سوم را میطلبد ، و اندرون او را هیچ چیزى پر نمیکند مگر خاک .
و نیز حضرت میفرمایند : ثلاث من حقائق الإیمان ؛ الإنفاق من الإقتار و… سه چیز از حقایق ایمان است: ۱- سخاوت و بخشش با تنگدستی و …
در اسلام تأکید بر سخاوت و بخشندگی بقدری زیاد است که به نظر میرسد ، اگر مومنی همین یک صفت نیکو را داشته باشد بعید نیست که اهل نجات باشد .
- روز قیامت بنده ای را می آورند تا به پرونده او رسیدگی کنند، خطاب به خداوند عرضه می دارد: ای پروردگار بزرگ!مرا خلق کردی و هدایت نمودی و رزق بسیار به من دادی، من هم نسبت به خلقت آسان گرفتم و بخشندگی کردم بخاطر اینکه در این روز(قیامت) بر من آسان بگیری و به من رحم کنی ، سپس خداوند می فرماید: بنده من راست می گوید ، ببرینش به بهشت.
- دختر حاتم طائی (سفانه) زمانی در جریان جنگ قبیله اش با نیروهای اسلام اسیر شد ، پیامبر هنگامی که از وضعیت او مطلع گردید ، شخصی امین را مامور کرد تا او را به سلامت به خانواده اش برساند.
- خداوند وحی کرد به موسی که : سامری را نکش(وتخفیف بده) چون او سخاوتمند است.
رسول اکرمصلّى اللّه علیه و آله می فرمایند : طَعامُ السَّخىِّ دَواءٌ وطَعامُ الشَّحیحِ داءٌ ؛ غذاى سخاوتمند ، داروست و غذاى بخیل ، درد بحارالأنوار ۷۱/۳۵۷/۲۲
«www.firouzi.org»
ادامه مطلب
معظم له همواره با توجه به شرایط موجود و ملاحظه فرصت ها و تهدیدها و مهم تر از همه آرمان های انقلاب اسلامی و اقتضائات زمانی، رهنمودهایی دارند که می بایست توسط نخبگان، مسئولان و برنامه ریزان کشور در چارچوب یک استراتژی منسجم و مشخص مورد مطالعه قرار گیرد و برای عملیاتی شدن مدون شود.
چندی پیش رهبر معظم انقلاب در دیدار با کارآفرینان، بر لزوم تشکیل یک «اقتصاد مقاومتی» برای تبدیل تهدید تحریم ها به یک فرصت تاریخی تاکید کردند.
از جمله نکات درخور توجه در فرمایشات مقام معظم رهبری در این دیدار ورود «اقتصاد مقاومتی» به عنوان کلید واژه ای جدید در ادبیات اقتصادی است. پیش از این در دایره المعارف واژگان اقتصادی، به منظور حمایت از اقتصاد و تولید ملی از واژه Protectionismیا «اقتصاد حمایتی» استفاده می شد. اما برای نخستین بار رهبر انقلاب، کلید واژه «اقتصاد مقاومتی» را مطرح ساختند که بسیار فراتر از «اقتصاد حمایتی» و دربرگیرنده ابعاد جدیدی از اقتصاد ملی با توجه به تحولات جدید بین المللی است. به بیان دیگر، معظم له با توجه به برخی تحولات جدید در حوزه بین الملل، لزوم تغییر بنیادین نظام اقتصادی کشور را از «مقاومت اقتصادی» به «اقتصاد مقاومتی» خواستار شده اند که بیانگر اشراف کامل ایشان به مسائل بنیادین است.
ادامه مطلب
مقدمه
اقتصاد مقاومتی مجموعهای از استراتژیهایی است که در شرایط تحریم تجویز میشود. در این استراتژی تمامی عوامل اقتصادی اعم از دولت، تولیدکنندگان و خانوارها وظایفی را عهدهدار میشوند که اجرای آنها نه تنها آسیبپذیری اقتصاد در شرایط تحریم را به صفر میرساند، بلکه باعث شکوفایی و رشد اقتصادی در شرایط مذکور نیز میشود. راهبردهای «مردمی کردن اقتصاد»، «کاهش وابستگی به نفت»، «استفادهی حداکثری از زمان، منابع و امکانات»، «حرکت بر اساس برنامه»، «وحدت و همبستگی»، «حمایت از تولید ملی» و «مدیریت منابع ارزی» راهبرد خاص دولت و «مدیریت مصرف» راهبرد مشترک آحاد ملت و دولت است. البته با بررسی تأکیدات رهبری در زمینهی این راهبردها، متوجه وزن بالای راهبرد مدیریت مصرف در برابر سایر استراتژیها میشویم.
مقام معظم رهبری (دام ظله) در دیدار با کارگزاران نظام، در زمینهی مدیریت مصرف، به عنوان یکی از استراتژیهای اقتصاد مقاومتی، معتقدند:
ادامه مطلب
مؤثرترین ابزاردر جهت اقناع مخاطب رسانه است و انسانها معمولاً اتفاقات رخداده را آن گونه تفسیر میکنند که رسانههای مسلط بر آنها میخواهند. رسانهها وقایع را طوری جلوه میدهند که مخاطب برداشت مد نظر آنها را داشته باشد. بزرگنمایی، گفتن بخشی از حقایق و در برخی موارد کتمان و انکار، ابزارهای متداول در این عرصه است. رسانهها در جوامع امروزی طیف بسیار گستردهای از اهداف را دنبال میکنند که عدم آگاهی نسبت به آنها میتواند ما را نسبت به این پدیده تأثیرپذیرتر سازد؛ اهدافی همچون جامعهپذیر کردن، سرگرمی،[1] نظارت و اطلاعرسانی، تفسیر، پیوند انسانها و...
در این مقاله، تحلیلی از عملکرد رسانهها، اعم از داخلی و خارجی، نسبت به مقولهی «اقتصاد مقاومتی» ارائه میشود. با این توضیح که مطابق اعتقاد مک لوهان، رسانه در هر تعریفی، یا خود پیام است یا اصلاً برای پیامرسانی به وجود آمده است. پیام نیز یا خود فرهنگ است یا برای انتقال فرهنگ انتشار یافته است.
اقتصاد مقاومتی به مثابهی دکترین کشور برای مواجهه با تحریمها و پیشرفت در شرایط فعلی است که توسط مقام معظم رهبری (دام ظله) مطرح شده است. مردمی کردن اقتصاد، کاهش وابستگی به نفت، مدیریت مصرف، استفادهی حداکثری از زمان، منابع و امکانات، حرکت بر اساس برنامه، وحدت و همبستگی، حمایت از تولید ملی و مدیریت منابع ارزی را میتوان استراتژی اصلی این مفهوم نوظهور دانست.
ادامه مطلب
گفتوگو با دکتر عیسی کلانتری
آقای دکتر، موضوع کلی این گفتوگو، مؤلفههای اصلی اقتصاد مقاومتی در حوزهی کشاورزی است. دربارهی مؤلفهها و پایههای اقتصاد مقاومتی به طور کلی صحبت شده، اما به طور جزئی منظور از اقتصاد مقاومتی روشن نشده است. به اعتقاد شما مصداقهای اصلی اقتصاد مقاومتی در حوزهی کشاورزی چیست؟
همانطور که گفتید، صحبتهایی کلی دربارهی مفهوم «اقتصاد مقاومتی» بیان شده، اما به طور جزئی و دقیق منظور از آن تعیین نشده است. به نظر بنده اقتصاد مقاومتی در حوزهی کشاورزی به معنای تلاش برای حداکثر استفاده از امکانات موجود برای تولید محصولات استراتژیک و اساسی جهت کاهش وابستگی به کشورهای خارجی، افزایش بهرهوری تا حد امکان، تولید کالاهایی که وابستگی به خارج را هر چه کمتر میکنند و تأمین نهادههای لازم به شکل کامل و در زمانی مناسب است؛ همچنین به موازات اینها باید در بخش کشاورزی سرمایهگذاری کرد.
باید دقت کنیم که در اقتصاد مقاومتی از امکانات داخلی، استفادهی بیشتری کنیم و منابع را به شکل دقیقتری تخصیص دهیم. علم اقتصاد همین است که با تخصیص حداقل منابع، حداکثر استفاده را ببریم. اگر همین موضوع را در بخشهای اقتصاد کشور از جمله در بخش کشاورزی مدنظر قرار دهیم، در راستای اقتصاد مقاومتی قرار خواهیم گرفت. به زبان دیگر، اقتصاد مقاومتی یعنی تولید بیشتر، بهرهوری بیشتر و هزینهی کمتر؛ و توجه بیشتر به محصولات استراتژیک. اگر منظور از اقتصاد مقاومتی غیر از این است، باید توضیح داده شود.
از طرف دیگر، تلقی شخصی بنده این است که اقتصاد مقاومتی مربوط به دورهی استمرار تحریمهای تجاری موجود است و دائمی نیست. از این رو در اقتصاد مقاومتی باید توجه بیشتری به اقدامهای روبنایی کرد که در تولید دخالت دارند. به عنوان مثال در سال گذشته به علت کمبود شدید کودشیمیایی، شاید نزدیک به 40 درصد از تولید گندم ما از بین رفت.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


